<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های نوید یوسفیان Navid Yousefian</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@navid.yousefian</link>
        <description>Navid Yousefian
محقق/نویسنده/علوم سیاسی کار/فارغ‌التحصیل دکتری دانشگاه کالیفرنیا/موسس مجموعه See You in Iran</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 14:48:04</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1718483/avatar/JZhVlf.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>نوید یوسفیان Navid Yousefian</title>
            <link>https://virgool.io/@navid.yousefian</link>
        </image>

                    <item>
                <title>درباره‌ی شیوه راستی‌آزمایی توسط تیم می‌تو ایران (عدم التزام به تطبیق روایت با واقعیت، بی‌اعتقادی به نظر شاهدان و فتیش تکرر روایات) - نوید یوسفیان</title>
                <link>https://virgool.io/@navid.yousefian/%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%DB%8C-%D8%B4%DB%8C%D9%88%D9%87-%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%AA%DB%8C-%D8%A2%D8%B2%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B7-%D8%AA%DB%8C%D9%85-%D9%85%DB%8C-%D8%AA%D9%88-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B9%D8%AF%D9%85-%D8%A7%D9%84%D8%AA%D8%B2%D8%A7%D9%85-%D8%A8%D9%87-%D8%AA%D8%B7%D8%A8%DB%8C%D9%82-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%A8%D8%A7-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%DB%8C%D8%AA-%D8%A8%DB%8C-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D9%86%D8%B8%D8%B1-%D8%B4%D8%A7%D9%87%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D9%81%D8%AA%DB%8C%D8%B4-%D8%AA%DA%A9%D8%B1%D8%B1-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D8%AA-sao3lkffzwou</link>
                <description>در تمام این سه ماهی که روایات من منتشر شده‌اند، بدون غرض‌ورزی سعی داشتم متوجه شوم که تیم می‌تو ایران به چه طریقی این روایات را راستی‌آزمایی کرده است. برای منی که در این روابط حاضر بودم و از کذب اتهامات مطلع‌ام، این سوال قطعا انگیزه‌ای شخصی هم داشت. پیشتر در مورد انگیزه‌های تسویه‌حساب شخصی و سیاسی خانم خانی مطمئن بودم و مدارک آن را نیز ارائه داده‌ام. اما همچنان برایم سوال بود که حتی با وجود این میل بی‌پایان به تخریب من، این تیم در مواجهه با روایات ارسالی چه مسیری در پیش گرفته و چطور حداقل خودشان را قانع کرده‌اند که این روایات صادقانه هستند.امروز فرصت کردم که لایو مینا خانی در مورد راستی‌آزمایی روایات را با همه‌ی فشار روانی که برایم ایجاد می‌کرد تماشا کنم. پیشنهاد می‌کنم با اینکه تمامی نود دقیقه این ویدیو حملات شخصی و اتهامات بی‌پایه و اساس به من و خانواده‌ام است، اگر انگیزه‌های فمینیستی (مشخصا در مورد صفحه می‌تو ایران دارید) این لایو را تماشا کنید. بعد از تماشای آن دیگر به قطعیتی در مورد روند راستی‌آزمایی و صحت‌سنجی روایات رسیده‌ام که می‌خواهم نتیجه را با شما در میان بگذارم.اعضای تیم می‌تو ایران در توضیحاتشان در مورد راستی‌آزمایی، بر چند نکته به صورت ویژه تاکید می‌کنند: 1.	ناممکن بودن داشتن سند و مدرک در مورد وقایعی که در حین عمل جنسی اتفاق افتاده (به شکل اعجاب‌آوری همه‌ی روایات مربوط به من در حضور افراد دیگر بوده است!)2. شناخت شخصی خودشان از فرد متهم به آزار و مناسبات اجتماعی، سیاسی و اقتصادی اطراف او (بر اساس شغل من و خانواده‌ام و مکالمات کلاب‌هاوسی و تلفنی با من، و همچنین رویکردم در تلاش بعد از سه ماه برای نجات از یک مرگ اجتماعی)3. وجود تکرر روایات و اینکه وقتی از یک نفر چندین روایت وجود دارد به معنی صدق روایات است. (اگر دشمن زیاد دارید مواظب باشید، چون با یک تبانی دسته‌جمعی می‌توانید به متجاوز بودن متهم شوید!) 4.	ادعای منطقی نبودن اینکه یک راوی با روایت دروغین، خود را در معرض کامنت‌های قربانی‌نکوهانه قرار دهد. (چرا یک فرد ناشناس، دروغگو، آشنا به ادبیات دامنه خشونت، دارای دسترسی به شایعات در مورد یک متهم، و دارای توانایی ‌نوشتن براساس روایت‌های قبلی به منظور  اثبات وجود الگوها، باید نگران نقدها به دروغ‌هایش باشد؟)5.	نداشتن یک «چک-‌لیست» یا «پروتکل» مشخص برای راستی‌آزمایی روایات و عملکرد تیم به فراخور موضوع (یا در واقع نداشتن پروتکل.)اهمیت این نکات در مورد نوع روند راستی‌آزمایی از این بابت است که در هیچ یک از صحبت‌ها و بیانات عمومی اعضای این تیم، هیچ اشاره‌ای به موضوع «فکت-چکینگ» (fact-checking) که اتفاقا ترجمه فارسی آن همان «راستی‌آزمایی» است نمی‌شود. به بیان دیگر، اعضای این تیم معتقد نیستند که بررسی صدق اتهامات و آنچه به عنوان «روایت» ادعا شده و تطابق آن با آنچه در واقع صورت گرفته در روند راستی‌آزمایی روایات اهمیت دارد. یک بحران پست‌مدرن! من می‌پذیرم که ارائه مدرک در مورد وقوع تعرض جنسی به صورت عمومی کاری مشکل است. اما به همان میزان، رفع اتهام از متهم نیز در این موارد معمولا ناممکن است. اهمیت این ادعاها در مورد کیس بنده این است که برخلاف اکثریت قریب به اتفاق روایات تعرض جنسی، همه‌ی روایات من در حضور افرادی دیگر صورت گرفته‌است. پس چرا ارائه مدرک یا شاهد باید انقدر ناممکن باشد؟خانم خانی ادعاهایی عمیقا ایگوییستی و کرکننده‌ای در مورد «تخصص» خود در حوزه خشونت جنسی و مساله راستی‌آزمایی مطرح می‌کنند. احتمالا منظور ایشان این است که به دلیل داشتن تجربه خشونت جنسی در کودکی (که عمیقا بابت آن متاسف هستم)، ایشان به متخصصی در این زمینه تبدیل شده‌اند. اما مشخص نیست که این صلاحیت و سطح از مدعی بودن بواسطه کدام آموزش، تجربه کاری، یا تایید نهادی معتبر به ایشان القا شده است. آیا زنی که یک بار زایمان کرده، بواسطه تجربه شخصی زایمان امکان ادعای تخصص در حوزه زنان و زایمان دارد؟ (از ورود به مساله اختلال پس از سانحه ایشان (PTSD) که به ادعای خودشان درگیر آن هستند و اینکه چطور این اختلال می‌تواند در رویکرد راستی‌آزمایی روایات و تلقین آزاردیدگی به راویان تاثیرگذار باشد می‌گذرم که متهم به آزار جدید نشوم.) هر انسان عاقلی که بخواهد از صحت یک روایت مطمئن شود، احتمالا در اولین قدم سراغ شاهدان آن «واقعه» می‌رود. این ساده‌ترین روش برای راستی‌آزمایی در مورد صدق روایت آزار است و نیاز به تخصص خاصی ندارد. این کاری است که همه‌ی ما در زندگی روزمره برای بررسی صدق یک اتهام انجام می‌دهیم. اما بنده با بیش از پانزده نفر که در خود روایات از آن‌ها به عنوان «شاهد» نام برده شده صحبت کردم و می‌دانم قبل از انتشار روایات با هیچ کدام از این افراد صحبتی برای تایید آن‌چه به عنوان «واقعیت»، و به تبع آن «اتهامات» من مطرح شده تماسی صورت نگرفته است. شاهدان آنچه تعرض‌های جنسی من نامیده شده‌اند را لیست می‌کنم:روایت اول: افرادی که در آن سفر با من و راوی همراه بودند و به گفته راوی، آن شب در کنار ما خوابیده بودند + دوستی که او را برای نوشتن مقاله کوژین به من معرفی کرد + دیگر اعضای گروه داوطلبانه + دوستان مشترکی که در مراسم ختم رفیق از دست رفته‌مان حضور داشتند + دوستانی که در مهمانی خانه دوست من حاضر بودند و ... روایت دوم: افرادی که در شب «تجاوز» در همان اتاق حاضر بودند و ادعا شده شاهد آنچه بر راوی رفت بودند + دوست پانزده ساله راوی که مدعی شده به خاطر «حقوق دلاری» رابطه‌اش را با او قطع کرده است + تمامی اعضای کوژین که در دوران بازسازی ساختمان کوژین این فرد را در آن فضا دیده‌اند و شاهد روابط حداقلی ما بوده‌اند و ... روایت سوم: زنی که در این روایت متهم به اعمال خشونت جنسی علیه راوی شده + دو نفر دیگری که در فضای آن روز حاضر بودند و به گفته راوی با برنامه‌ریزی قبلی با من و زن دیگر، فضا را به منظور انجام تعرض جنسی به راوی ترک کردند +‌ هم‌خانه من که شاهد ارتباط من و راوی بوده است و ... . روایت چهارم: ... (من تصمیم دارم در مورد این روایت و روایت‌سازی‌های بعدی که در راه هستند با شیوه‌ای متفاوت برخورد کنم. پایبندی به قوانین خودساخته و سرکوب‌گر گفتمان می‌تو ایران هم حدی دارد.) تکرار می‌کنم که تیم می‌تو ایران با هیچ کدام از این افراد برای شهادت دادن یا تایید روایت راویان هیچ تماسی برقرار نکرده‌اند. تفسیر ساده این موضوع تایید این نکته است که «تسهیل‌گران»ی که نوشتن روایات را پیگیری (و البته دستکاری) می‌کرده‌اند، هیچ التزامی به واقعیت ندارند. به باور من، صرف شناخت مخدوش آن‌ها از زندگی و رفتار من، تحت تاثیر توهماتی سیاسی و امنیتی، منجر به این شده که تیم می‌تو ایران هیچ نیازی برای راستی‌آزمایی روایات قبل انتشار آن‌ها را بر خود لازم نبیند.به فرض هم که ذهنیت تیم می‌تو ایران در مورد من صحیح باشد و من الگوی رفتار آزارگرانه داشته باشم. این چطور منجر به تایید اتهاماتی چون تعرض و تجاوز می‌شود که در این روایات دروغین مطرح شده‌اند؟ عدم درک این مطلب از سمت تیم می‌تو ایران برایم شوکه‌کننده است. شوکه‌کننده‌تر اینکه برخلاف ادعای صفحه مبنی بر دسترسی به وکیل، جوانب حقوقی این افترازنی‌ها بدون هیچ مدرکی برای این تیم و راویان دغدغه نیست! بر خلاف تصورات این افراد که در حباب تاییدکنندگان خود فرورفته‌اند، مراجع قضایی صحت اتهام را نه با تکرر آن یا چاشنی اتهام‌ امنیتی به فرد، بلکه با مدارک بررسی می‌‌کنند. پیشنهاد می‌کنم مقاله نیویورک تایمز در مورد کیس مهم می‌تو در سوئد را مطالعه بفرمایید.نوید یوسفیان</description>
                <category>نوید یوسفیان Navid Yousefian</category>
                <author>نوید یوسفیان Navid Yousefian</author>
                <pubDate>Sun, 21 Aug 2022 17:24:19 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جوابیه نوید یوسفیان به پرونده‌سازی صفحه می‌تو ایران</title>
                <link>https://virgool.io/@navid.yousefian/%D8%AC%D9%88%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%AF-%DB%8C%D9%88%D8%B3%D9%81%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87-%D9%85%DB%8C-%D8%AA%D9%88-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-xsvro5qhwwln</link>
                <description>اخیرا اتهامات هولناکی علیه من در فضای مجازی مطرح شده‌است. به دلایلی که در زمان انتشار مدارکم در روزهای آتی آشکار می‌شود، تا امروز امکان شفاف‌سازی در مورد این پرونده‌سازی با انگیزه‌های سیاسی و تسویه‌حساب شخصی را نداشتم. پرونده‌ای که در آن شکست‌هایی عاطفی، با تحریف واقعیات و انتشار روایات دروغین به جای آزار جنسی جا زده‌شده‌اند. با اینکه به حق خود برای پیگیری موضوع در دادگاهی عادل قائلم، علاقه‌ای به شکایت بردن به دادگاه‌های جمهوری اسلامی ندارم و این کار را در تعارض با ارزش‌ها و زیست سیاسی خود می‌دانم. اما در این متن، سعی دارم در مورد بخشی از حقایق پشت‌پرده که منجر به یک کارناوال ابتذال و قتل اجتماعی من در دادگاهی صحرایی شده است افشاگری کنم. در انتهای این متن، راهکار خود، یعنی تشکیل یک کمیته مستقل حقیقت‌یاب برای فعالان اجتماعی را ارائه خواهم داد. از ذکر آنچه در این دو ماه بر من و خانواده‌ام گذشت گذر می‌کنم و به عنوان یک شخص متعهد به جنبش راستین می‌تو که اکنون توسط یک باند غیرشفاف و خطرناک برای اهداف شخصی و سیاسی مصادره شده است، از شما می‌خواهم این متن را تا انتها بخوانید.انگیزه متن: اتهامات افرادی بی‌نام که بدون هیچ مدرکی توسط باندی سیاسی علیه من منتشر شده را به هیچ عنوان به مثابه قرار گرفتن خود در جایگاه متهم تعبیر نمی‌کنم. هر گونه رابطه جنسی من با راوی دوم و سوم (راوی اول تنها مدعی آزار روانی شده‌است) برخلاف آنچه ادعا شده، نه تنها با رضایت این افراد، که با درخواست آن‌ها صورت گرفته است. مدارک این امر، در صورت عدم تشکیل کمیته، به زودی منتشر خواهند شد. هدف اصلی من از این متن اما، به صدا درآوردن هر چه بلندتر زنگ خطر نسبت به تبعات مهلک خط‌مشی صفحه «می‌تو-ایران» (که باید بر تمایز آن از جنبش افقی و ارگانیک می‌تو تاکید کرد)، بواسطه جزئیات و مدارکی است که کذب بودن اتهامات این صفحه را حداقل در مورد بنده اثبات می‌کند. بنا به آنچه روایت شده، روابط من با راویان، شاهدانی زنده، واقعی و موثقی دارد که در صورت لزوم، شهادت آن‌ها نیز علاوه بر مدارکم به رویت مخاطبان خواهد رسید.  این متن تنها شروع این سلسله نقد است و تا التزام این صفحه به تغییر رویه به صورت کلامی و عملی ادامه خواهد یافت. معذرت‌خواهی در فضای عمومی توسط صفحه‌ی «می‌تو-ایران» و اعتراف به انتشار روایات دستکاری و راستی‌آزمایی‌نشده و حذف پست‌های مربوط به بنده، کمترین کاری است که انتظار دارم. لازم به ذکر است که تشخیص من در مورد هویت راویان دوم و سوم، براساس نشانه‌هایی است که در روایت‌ها وجود دارند.راستی‌آزمایی: صراحتا اعلام می‌کنم که به هیچ وجه صدق و صحت روایت‌های دوم و سوم و هیچ یک از اتهامات مطروحه را نمی‌پذیرم. همان‌طور که در متن‌های بعدی توضیح خواهم داد، روایت اول را نیز مانند مخاطبان، نه یک روایت آزار متعلق به می‌تو، که گزارش بخشی از یک رابطه سمی و احساسی دوطرفه می‌دانم که - بی‌خبر از دام‌گستری و برای همدلی با جنبش - بابت سهم خود از آن عذرخواهی کردم. طبق تحقیقات من، گردانندگان صفحه‌ی «می‌تو-ایران» با هیچ یک از افراد حاضر در فضاهای مورد اشاره روایات برای راستی‌آزمایی آن‌ها تماس نگرفته‌اند و مشخص نیست صدق این ادعاها به چه صورت تایید شده‌ است. طبق مدارکی که به زودی منتشر خواهم کرد، راوی سوم در حال همکاری با نهادهای اطلاعاتی داخل کشور است و خانم مینا خانی (از همکاران صفحه «می‌تو-ایران» و مسئول پروژه بنده) از این رابطه امنیتی توسط شخص بنده باخبر شده بود‌. خانم خانی همچنین بارها به صورت علنی علیه راوی دوم، بابت رفتارهای ناامن و زدن اتهام‌های سخیف امنیتی به زندانیان سیاسی با ذکر نام موضع تند گرفته و حتی او را «ترول» (دلقک فضای مجازی) و «آزارگر»  نامیده است. اما برای تخریب من به هر قیمت، روایت دروغین افرادی که به هیچ وجه به صداقت آن‌ها اعتقادی ندارد را بدون راستی‌آزمایی پذیرفته‌است.پرونده‌سازی: به جای تلاش برای راستی‌آزمایی روایات موجود، خانم خانی به مدت حداقل چهار ماه، در یک پروژه‌ی آزاردهنده‌ی تجسس و به منظور پیدا کردن موارد آزار جدید، با تعداد زیادی از زنان اطراف من تماس گرفته‌‌‌است. زنان ریتوییت‌کنند‌ه‌ی نوشته‌ها یا حاضر در عکس‌های استوری‌های من، سوژه‌ی این پروژه تفتیش برای قطور کردن پرونده بوده و همچنین شاهدان اتهامات امنیتی ایشان نسبت به من هستند. حتی نماینده‌ی او، که به شکل سوال‌برانگیزی همان راوی سوم با روابط امنیتی است، با قرار دادن پارتنر سابقم (که سه سال با هم زندگی کردیم) تحت فشار برادر و همکارش، تلاشی بی‌ثمر برای اعتراف‌گیری از وی مبنی بر آزاردیدن از من داشته‌است. چند ماه پیش، دو جلسه تلفنی بین من و خانم خانی با موضوع راوی اول برگزار شد که بعدا از آن‌ها به عنوان جلسات «عدالت ترمیمی» یاد کرد. اما صدای این دو جلسه بدون اطلاع من توسط او ضبط شده بود و بخش‌هایی از آن را به عنوان اثبات آزارگری من و پرونده‌سازی بیشتر برای دوستان مشترک ارسال کرد. تجسس سازمان‌یافته در گذشته‌ی افراد با چه معیاری با جنبش مستقل، ارگانیک و راوی‌محور می‌تو منطبق است؟انگیزه‌های سیاسی: فارغ از همکاری قطعی راوی سوم و محتمل راوی دوم با نهادهای اطلاعاتی، خانم خانی و هر سه راوی ادعاهایی علنی مبنی بر «حکومتی» و «ماله‌کش» بودن بنده و مجموعه‌ی سی‌یواین‌ایران مطرح کرده‌اند. این اتهامات در ادامه‌ی سیل حملاتی است که قبلا از سمت بخشی از اپوزیسیون راست خارج کشور که دشمنی روشنی با عاملیت و فعالان چپ داخلی دارند علیه من و همکارانم صورت گرفته است. این روند دو سال پیش حتی منجر به ممنوع‌التحصیلی من و توقف نوشتن پایان‌نامه دکتری به بهانه تحریم‌های امریکا برای دو ماه شد. کافی است سی‌یو‌این‌ایران را در توییتر سرچ کنید تا از اتهام ارتباط من با نایاک و نهادهای امنیتی بدون کوچکترین مدرکی شوکه شوید. همان‌طور که در بیانیه‌ی منتشرشده در سی‌یواین‌ایران تاکید کردیم، مجموعه ما در تمام عمر پنج ساله خود به صورت مستقل و به دور از هرگونه وابستگی مالی و سیاسی به نهادهای داخل یا خارج از کشور اداره شده است. تمامی فعالیت‌های ما موجود و با رویکردی انتقادی به وضعیت اجتماعی، فرهنگی و سیاسی کشور و به دور از زیبانمایی رنجی که در آن زندگی می‌کنیم صورت گرفته است. در این متن از مدعیان دعوت کردیم که اگر مدرکی در مورد هرگونه همکاری مجموعه ما با نهادهای حکومتی وجود دارد، آن را منتشر کنند و تا کنون سکوت کرده‌اند.علنی کردن جزئیات زندگی شخصی و ساخت روایات دروغین در مورد زندگی جنسی من به منظور تخریب سیاسی به هیچ وجه امری اخلاقی نیست. دور از ذهن نیست که چپ‌ستیزی خانم خانی و انکار وجود چپ در ایران بواسطه روابط باندی با اربابان راست‌گرای خود، به همراه توهم راسخ و بی‌مدرک او در مورد همکاری حکومتی بنده و خانواده‌ام که به صورت علنی ادعا شده، انگیزه اصلی سیاسی این پروژه برای حذف اجتماعی من باشد. (برای اطلاع از مواضع سیاسی خانم خانی، مقاله او، «مسیح علی‌نژاد به مثابه هدف فرافکنی» را بخوانید.) همچنین، انتشار روایاتی مخدوش از پنج و شش سال پیش، فقط چند ماه بعد از اطلاع عموم از روابط‌ اخیرم، برای من و بسیاری از نزدیکانم شک‌برانگیز است. در مکالمات خانم خانی با زنان نزدیک من که به منظور پیدا کردن موارد آزار صورت گرفته، او به مثابه یک قیم، ادعا کرده که بابت وضعیت دوست زندانی من که به باور او «کم سن‌وسال» و فاقد توان شناخت سیاسی من و تشخیص آزاری است که در رابطه با من متحمل می‌شود، نگران است! همچنین، تخریب‌هایی که بعد انتشار روایات در توییتر، در همدستی سلطنت‌طلبان و طرفداران حکومت متوجه فعالان سیاسی نزدیک من شد نیز از انگیزه‌های سیاسی این پرونده‌سازی و مشخصا راوی دوم است.تسویه‌حساب شخصی: با اینکه خانم خانی بواسطه دوستی نزدیک با راوی اول بیش از یک سال و نیم پیش از رابطه سمی ما مطلع شد، تا قبل از اطلاع از رابطه دوستی اخیر من به این پروژه‌ی تخریب اقدام نکرد. اما نه ماه پیش، او جلسه‌ای با حضور راوی اول و دوست عزیز من که در مرخصی زندان بود ترتیب داد و بعد از عدم موفقیت در قطع ارتباط ما که به هیچ وجه با منافع سیاسی و مالیش همراستا نیست، شروع به پرونده‌سازی گسترده کرد (محتوای این جلسه موجود است).‌ پروژه‌ای برای تسویه‌حساب شخصی با من به عنوان یک دشمن فرضی که با او سابقه مجادله آنلاین را نیز داشته‌است. حتما متوجه تفاوت روایات چهل اسلایدی، خطابیه‌ها، مقالات، تهدیدها و تعدد استوری‌ها و توئیت‌های مربوط به پرونده‌ی من در مقایسه با روایات کوتاه آزارگری معروف‌ترین آدم‌ها شده‌اید. علاوه بر آن، انتشار متن دو تن از حدود چهل کارمند سی‌یو‌این‌ایران که با وجود سه سال کار در کنار من معترفند شاهد هیچ گونه آزار جنسی از سمت من نبوده‌اند ولی به عملکرد مدیریتی من معترضند توسط تریبون «می‌تو-ایران» (!) چه معنایی جز تسویه‌حساب شخصی دارد؟ اگر به توئیتر دسترسی ندارید، باید شما را مطلع کنم که خانم خانی هنوز، بعد از سه ماه از انتشار روایات من، در حال تولید اتهام‌های جدید علیه بنده، خانواده و اطرافیانم هستند.صفحه‌ی «می‌تو-ایران»: عبارتی به کپشن روایت دوم در صفحه «می‌تو-ایران» اضافه شده: «راوی از ما خواست تاکید بگذاریم از کلمه تجاوز که در وارنینگ جلد استفاده شده در روایتش استفاده نکرده». یعنی اتهام تجاوز حتی از نظر راوی که اتهامات دروغینی به بنده وارد کرده نیز صادق نیست، اما گردانندگان صفحه با تحریف واقعیت، آن را با این عنوان صورت‌بندی کرده‌اند. این افراد کیستند و با چه اعتبار و روابط مالی و سیاسی غیرشفافی، در حین تقویت نظریه‌ی نیاز به ولایت بر زنان و عاملیت‌زدایی از آن‌ها در روابطشان، به مرجع انحصاری رسیدگی به دادخواهی در مورد آزار جنسی تبدیل شده‌اند؟ آیا حقوق‌دان، روانشناس و کمیته‌ی حقیقت‌یابی در این جمع وجود دارد؟ این صفحه به شکل شرم‌آوری به جای توضیح و شفاف‌سازی درباره‌ی روند راستی‌آزمایی، پشت مفاهیمی کلی چون «تخصص» و «پروتکل‌» پنهان شده‌است. خانم خانی که در موارد متعدد می‌تو بارها نشان داده که به بی‌طرفی سیاسی، باندی و محفلی در راستای این جنبش پایبند نیست، چطور برای قتل اجتماعی من مورد اعتماد قرار گرفته است؟ همچنین، باید اذعان کنم که هویت راویان، بواسطه شناخت عمومی از شخصیت دروغ‌گو و ناامن آن‌ها یکی از شواهد من در رد روایات منتشرشده در این صفحه است.کمیته مستقل حقیقت‌یاب: ساده‌انگارانه است که تصور کنیم گردانندگان این صفحه به منظور آگاهی‌بخشی و به صورت داوطلبانه مشغول تولید محتوا هستند. متاسفانه این گروه هیچ‌گونه شفافیتی در قبال منابع مالی خود ندارد. عدم موضع‌گیری در مقابل این صفحه و ادامه این خط‌مشی به این معناست که هرگونه اختلاف نظر یا تعارض سیاسی با این باند می‌تواند با اسلحه «می‌تو-ایران» به حذف مخالفان منجر شود. به باور منی که همچنان خود را به جنبش افقی، ارگانیک و راوی‌محور می‌تو متعهد می‌دانم، تنها راهکار ممکن در چنین شرایطی، تشکیل یک کمیته‌ی مستقل حقیقت‌یاب است. کمیته‌ای متشکل از متخصصین مربوط به اتهامات آزارگری جنسی و فعالان فمینیستی برای بررسی و راستی‌آزمایی اتهاماتی که به فعالان اجتماعی وارد می‌شود. این روند می‌تواند مشابه آنچه صفحه ۸۰۰ زن با رویکردی مسئولانه در قبال سینماگران بر عهده گرفته، یعنی ایجاد سازوکاری مستقل از افراد ذی‌نفع در روند راستی‌آزمایی روایات باشد. امیدوارم که نهادها و فعالان مستقل فمینیستی متوجه مسئولیت خود در مقابل مصادره جنبش می‌تو توسط این فرقه انحصارگرا باشند. اگر به رسم باور روایات زنان، آن‌ها را در زمان انتشار پذیرفته‌اید، به زودی مثل نزدیکانم با دیدن مدارکی که در تایید توضیحات مطرح‌شده در این متن ارائه می‌دهم شگفت‌زده خواهید شد.همان‌طور که در متن اشاره کردم، کپشن روایت دوم، چند روز بعد از انتشار آن چند بار تغییر کرد. روایتی که همه اتهام اصلی علیه من بواسطه لفظ «تجاوز» در این بخش شکل گرفت. به عنوان نمونه‌ای از رفتار غیرحرفه‌ای، غیرمسئولانه و غرض‌ورزانه‌ي تیم می‌تو ایران، اسکرین‌شات‌های منتشر‌شده را ببینید. اول گفتند تجاوز، بعد گفتند راوی تاکید کرده من نگفتم تجاوز، بعد گفتند تیم می‌تو تشخیص تجاوز داده، و حالا به کل بخش اول روایت و ادعای تجاوز را بدون هیچ توضیح یا معذرت‌خواهی حذف (آرشیو) کردند. به چه حقی وقتی خود راوی تشخیص تجاوز نداده گردانندگان این صفحه، قیم‌مآبانه روایت او را دستکاری کرده‌اند؟ با چه توجیهی این افراد برای زنان تصمیم می‌گیرند که خود آن‌ها درک درستی از واقعه ندارند ولی قیم آن‌ها بهتر از خودشان توان درک موضوع را دارد؟ چطور بعد از اینکه به هر دلیل متوجه اشتباه خود شدند، بدون داشتن جسارت پذیرش آن، روایت را حذف کردند؟ زندگی و اعتبار اجتماعی افراد مسخره بازی‌های رسانه‌ای آن‌هاست؟ جالب اینکه در مصاحبه‌ای که اعضای این تیم با آکادمی چراغ داشته‌اند و بخش‌هایی از آن را منتشر کرده‌ام، خانم نوروزی و خانی، علنا به تغییر و دستکاری روایت‌ها اقرار کرده‌اند! همه‌ی این‌ها نشانه‌هایی است برای مخاطبان برای درک گوشه‌ای از پشت‌پرده این خط‌مشی خطرناک صفحه می‌تو ایران که جنبش افقی و ارگانیک می‌تو را به نفع اهداف سیاسی و تسویه‌حساب‌های شخصی مصادره کرده است.</description>
                <category>نوید یوسفیان Navid Yousefian</category>
                <author>نوید یوسفیان Navid Yousefian</author>
                <pubDate>Sat, 23 Jul 2022 10:10:43 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بیانیه‌ی مجموعه سی‌ یو این‌ ایران (کوژین) در مورد اتهامات و حواشی اخیر</title>
                <link>https://virgool.io/Rocket/%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86%D9%87-%DB%8C-%D9%85%D8%AC%D9%85%D9%88%D8%B9%D9%87-%D8%B3%DB%8C-%DB%8C%D9%88%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%88%DA%98%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D9%88%D8%B1%D8%AF-%D8%A7%D8%AA%D9%87%D8%A7%D9%85%D8%A7%D8%AA-%D9%88-%D8%AD%D9%88%D8%A7%D8%B4%DB%8C-%D8%A7%D8%AE%DB%8C%D8%B1-y4lrk4lur33n</link>
                <description>با وجود حملات شدید سازمان‌دهی‌شده علیه مجموعه سی‌یو‌این‌ایران که از مدت‌ها پیش آغاز شده است، اعضای مجموعه تاکنون بر این باور بودند که سکوت در مقابل این اتهامات که بدون هیچ مدرکی ابراز شده‌اند بهترین پاسخ است. اما با شدت گرفتن حملات به پروژه فم‌تریپ و خانم هدی رستمی، عده‌ای با عدم شناخت از مجموعه ما و به صرف ماهیت گردشگری آن، این حملات را متوجه ما نیز کردند. به همین جهت دیگر لازم می‌دانیم این بار در فضای فارسی‌زبان در مورد جزییات پروژه سی‌یواین‌ایران شفاف‌سازی کنیم. در مقدمه، اعلام می‌کنیم که در طی فعالیت چند ساله‌مان، هرگز ارزش‌های سیاسی و استقلال مجموعه را با وابستگی به هیچ یک از ارگان‌های داخلی و خارجی به خطر نینداختیم و توقف فعالیت‌های کوژین در سال ۹۸ گواه این مطلب است. با توجه به اعتبار بین‌المللی مجموعه، بارها نهادهای حکومتی و بنگاه‌های خصوصی رانتی پیشنهاد‌های متنوع همکاری را به مدیریت مجموعه ارائه دادند که تمامی آن‌ها با پاسخ منفی ما مواجه شدند. دعوت می‌کنیم که اگر مدرکی در مورد هرگونه همکاری مجموعه ما با این نهادها موجود است لطفا آن‌ها را منتشر کنید.مجموعه سی‌یو‌این‌ایران و زیرمجموعه آن هاستل و خانه فرهنگی کوژین که تا دی ۹۸ در ایران فعالیت می‌کرد، در سال ۹۳ با ایجاد یک گروه فیس‌بوکی تاسیس شد. هدف این گروه، ایجاد درکی عمیق‌تر و بی‌واسطه از زندگی در ایران از طریق روایت‌هایی بود که مسافران به صورت داوطلبانه منتشر می‌کردند. این روایات لزوما قصد ارائه تصویر مثبت از ایران را نداشته و ادمین‌های گروه همواره اعضا را به اشتراک‌گذاری تجربه‌های منفی خود نیز تشویق کرده‌اند. نمونه‌ی آن بحث‌های سیاسی در مورد اعتراضات دی ۹۶ و آبان ۹۸، شلیک به هواپیمای اوکراینی، و سوء مدیریت دولتی در پی بحران کرونا در گروه فیس‌بوکی بوده است. بر این باور بودیم که زندگی در ایران کاستی‌هایی دارد که نمی‌توان صرفا با حذف و سانسور آن‌ها به ساخت جامعه‌ای بهتر امیدوار بود. از این رو شکل‌گرفتن بحث‌های چالشی در مورد این مسائل اعم از سیاسی و اجتماعی در بین ایرانی‌ها و همچنین غیر ایرانی‌ها را تنها راه بازنمایی زندگی در ایران و تلاش برای رفع آن‌ها می‌دانستیم.بارها در مقابل شکایات اعضا در قبال «سیاسی شدن گروه» مواضع سرسختانه گرفتیم. معتقد بودیم نمی‌توان ایران را بدون شناختی از سیاست جاری داخلی و بین‌المللی آن درک کرد و همواره در مقابل رویکرد توریستی در قبال رنج مردم و سفیدشویی زندگی اجتماعی در ایران هوشیار بوده و تذکر داده‌ایم. کتمان نمی‌کنیم که بواسطه فضای سیاسی شکل‌گرفته تا قبل از شروع دوباره تحریم‌ها و آبان ۹۸، همچنان به بهبود شرایط اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی توسط فعالیت اجتماعی، رسانه‌ای و مدنی امیدوار بودیم. اینکه بعد از برطرف شدن موانع گردشگری مربوط به محدودیت‌های کرونا در سال ۱۴۰۰ که منجر به از سرگیری فعالیت‌های دوستان و همکارانمان اعم از هاستل‌ها در ایران شد میلی به ادامه فعالیت خود نداشتیم نیز منتج از این درک سیاسی بود که تلاش برای مقابله با ایزوله‌سازی کشور در زمانه‌ای که هواپیمای اوکراینی با موشک سپاه نابود می‌شود بیشتر شبیه به یک خیال خام و بیهوده است.بخشی از اتهامات مربوط به مجموعه ما، در مورد نحوه راه‌اندازی هاستل کوژین در سال ۹۵ است. در این مورد اطلاعات لازم را ارائه می‌دهیم و در صورت وجود هر گونه شک و شبهه می‌توانیم به پرسش‌های شما به همراه مدارک پاسخگو باشیم. مانند هر فعالیت دیگری که در کشور نیاز به اخذ مجوز مربوطه دارد، ایجاد فضای اقامتی در ایران نیز نیاز به تایید توسط سازمان میراث فرهنگی و گردشگری داشت. طبق روال قانونی، این درخواست را با معاونت گردشگری سازمان مطرح کردیم و مثل تمام افرادی که قبل و بعد از ما به این امر اقدام کرده‌اند، با روند بروکراتیک و زمان‌بر اخذ مجوز روبرو شدیم. از آنجا که هاستل به عنوان یک مرکز اقامتی جایی در ساختار حقوقی سازمان نداشت، درخواست خود برای ایجاد یک مهمانپذیر را ارائه دادیم و تا دی ۹۸ نیز با همین مجوز فعالیت کردیم. تمامی مراکزی که در ایران از قدیم به عنوان مسافرخانه می‌شناسیم و بیش از ده هاستلی که در تهران بعد از ما شروع به فعالیت کردند، همگی از این ساختار قانونی تبعیت کرده‌اند.اگر ایجاد مسافرخانه در یک خانه اجاره‌ای مستلزم وجود رانت فراقانونی است، به جرات می‌توان ادعا کرد هر کسب‌و‌کاری در ایران رانتی و وابسته به حکومت است. در مورد سرمایه‌ی اولیه ایجاد مجموعه که شامل بازسازی خانه اجاره‌ای و خرید تجهیزات مثل تخت‌خواب و مبل و گاز و غیره بود، لازم به ذکر است که راه‌اندازی هاستل و خانه فرهنگی کوژین، با گرفتن وام ۲۰۰ میلیون تومانی از پدر یکی از کارکنان مجموعه ممکن شد که این وام طی یک سال اول فعالیت مجموعه بازپرداخت شد. تمامی کارکنان مجموعه شاهد این امر و مدارک این موضوع همچنان موجودند. بر این اساس، دریافت پول از هر فرد یا نهاد اعم از سیاسی و غیرسیاسی در داخل یا خارج از کشور را نه فقط در راه‌اندازی مجموعه بلکه در عمر پنج ساله آن صراحتا تکذیب می‌کنیم. اینکه با وجود پروژه‌های تجسس فراوان در پروفایل اعضا و کارنامه مجموعه هیچ مدرکی دال بر همکاری با نهادی غیرمستقل و حکومتی وجود ندارد را نشانه صداقت و ایمان خود به استقلال مالی و سیاسی مجموعه‌مان می‌دانیم.در مدت فعالیت مجموعه، حداکثر تلاش خود را برای استفاده از این فضا برای برگزاری رویدادهای اجتماعی-فرهنگی و ایجاد رسانه‌ای انگلیسی‌زبان در داخل کشور به کار بستیم. برگزاری بیش از پنجاه رویداد در مجموعه ما حول موضوعاتی چون افغانستانی‌های مهاجر در ایران، زنان خاورمیانه و جنبش‌های مربوط به آن، آسیب‌شناسی مهاجرت ایرانیان، هنر معاصر ایران، همبستگی بین‌المللی مردمی و تعارض آن با سیاست دولتی و ... همگی نشان از عزم ما برای تقویت عاملیت داخلی در پیشبرد اهداف اجتماعی دارد. همچنین، رسانه‌ی سی‌یو‌این‌ایران در این مدت، به عنوان یکی از معدود صداهای داخل کشور به زبان انگلیسی، همواره سعی داشته است تصویری به دور از اگزوتیک‌نمایی و سفیدشویی، بدون زیبانمایی زندگی روزمره در ایران و با نگاهی انتقادی ارائه دهد. عدم تشخیص تفاوت رویکرد سی‌یواین‌ایران با پروژه‌های چون فم‌تریپ که زیبانمایی را در ذات گردشگری می‌دانند و اقتصاد آن را به تاثیرات اجتماعی و سیاسی آن ارجح می‌دانند، تنها نتیجه قضاوت عجولانه، صرفا بر حسب اسم و حوزه فعالیت، بدون کوچکترین شناختی از مجموعه سی‌یواین‌ایران است.جالب اینجاست که با وجود بیش از ۵۵۰ پست درشبکه‌های اجتماعی مجموعه، مصاحبه‌های متنوع با مهمترین رسانه‌های دنیا به زبان‌های مختلف و پروفایل نسبتا عمومی اعضای مجموعه که همگی در دسترس هستند، افرادی که اتهامات گسترده مالی و سیاسی را متوجه مجموعه ما کرده‌اند، حتی یک مدرک در مورد این ادعاها ارائه نداده‌اند. در این فضای تخریب، نفرت و اتهام‌پراکنی، عده‌ای با توسل به اسکرین‌شات پست‌های اعضای گروه ۱۴۰ هزار نفره‌ی فیس‌بوک ما (با میانگین تولید سی پست در روز) که توریست‌های خارجی را در حال خوش‌گذرانی در ایران نشان می‌دهند، انگیزه‌هایی سیاسی در حمایت از حکومت ایران را به ما نسبت داده‌اند. تاسف‌آور است که این افراد از درک این نکته ساده که محتوای تولیدی یک گروه فیس‌بوکی توسط اعضا تولید می‌شود و نه گردانندگان گروه عاجز هستند و به صرف عدم سانسور محتوایی که مورد طبع‌شان نیست، انگیزه‌هایی را به ما نسبت داده‌اند. گروهی که ادعا دارند از سانسور و حذف در جمهوری اسلامی به درد آمده‌اند، از جمعی مستقل انتظار دارند که همین روش حذفی و سانسور را در ساخت تصویری از ایران به کار ببندند!صراحتا اعلام می‌کنیم که ما مسئول محتوای مجموعه خود که در وبسایت و شبکه‌های اجتماعی مجموعه و توسط گردانندگان آن در طی پنج سال گذشته تولید شده هستیم و اگر نقدی به این محتوا هست، با آغوش باز آن را می‌پذیریم. اما اتهام سفیدشویی، نرمال‌سازی وضعیت اجتماعی و سیاسی و همچنین وابستگی سیاسی و مالی را به هر نهاد، حکومت و شخص رد کرده و خود را متعلق به جریانی مستقل می‌دانیم که در تلاش برای ایجاد همبستگی مردمی فارغ از حکومت‌ها و خارج از مرزهای کشور است.یکی از پست‌های گروه فیس‌بوک ‌See You in Iranبرای اطلاعات بیشتر به سایت www.seeyouiniran.org یا شبکه‌های اجتماعی ما در @seeyouiniran مراجعه کنید. </description>
                <category>نوید یوسفیان Navid Yousefian</category>
                <author>نوید یوسفیان Navid Yousefian</author>
                <pubDate>Tue, 19 Jul 2022 03:37:05 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>