<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های نوید خرّم‌خورشید</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@navid3m</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-07 10:42:38</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>نوید خرّم‌خورشید</title>
            <link>https://virgool.io/@navid3m</link>
        </image>

                    <item>
                <title>آرزوی بزرگی است اما، کاش می‌فهمیدید</title>
                <link>https://virgool.io/@navid3m/%D8%A2%D8%B1%D8%B2%D9%88%DB%8C-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%D9%85%D8%A7-%DA%A9%D8%A7%D8%B4-%D9%85%DB%8C%D9%81%D9%87%D9%85%DB%8C%D8%AF%DB%8C%D8%AF-hg55kjpnogsg</link>
                <description>? مهم‌ترین نشانه انسان عاقل (به معنی کسی که از عقلش استفاده می‌کند) به نظر من این است که نتیجه منطقی حرف‌ها و ادعاهایش را می‌فهمد. یعنی این‌که می‌داند اگر ادعایی مطرح کند چه نتیجه‌های منطقی‌ای می‌توان از آن گرفت.این ویژگی اما در بین مسوولان جمهوری اسلامی و طرفدارانشان چون کیمیایی است که ما سال‌ها به دنبال آن گشته‌ایم و یافت می‌نشود.پس از سال‌ها کشمکش با مردم امروز مازیار ناظمی نمی‌دانم چکاره حراف وزارت ورزش توییت کرد که در ورزشگاه‌ها در بازی‌های ملی به روی زنان باز می‌شود و برای آنها ورودی جداگانه، جایگاه جداگانه و مسوولان انتظامات جداگانه در نظر گرفته می‌شود.بدیهی است که اگر بگوییم چرا بدین شکل زنان را همچون جذامی‌ها از مردم جدا کرده و یا به آنها اجازه حضور در بازی‌های باشگاهی را نمی‌دهید، کلید واژه پاسخشان چیزی نیست جز «شأن زن».بیایید باور کنیم که نگرانی آنها شأن زنان است و تفکراتشان مثل داعش نیست و قائل به جداسازی تمام عیار مرد و زن از یکدیگر در جامعه نیستند. با فرض صداقتشان اگر مساله را بررسی کنیم به ضررشان است.?مگر می‌شود که بگویید زن و مرد اگر یک جا باشند به شأن زن خدشه وارد می‌شود اما پاسخ ندهید چرا؟چطور بود که پیش از انقلاب زنان و مردان با هم به ورزشگاه می‌رفتند ودر کنار یکدیگر می‌نشستند به تماشای بازی و هیچ خدشه‌ای به شأن زن ایجاد نمی‌شد و تعدی به هیچ کس صورت نمی‌گرفت؟چه شده که پس از چهل سال حکومتتان می‌ترسید که مرد و زن دست پرورده خودتان را کنار هم بنشانید؟?چهل سال همه نهادهای آموزشی، تربیتی و تبلیغاتی را در دست داشتید و ثمره آن شده  است این؟ آموزش و پرورش، رادیو و تلویزیون، انواع رسانه‌های دیداری و شنیداری، سازمان تبلیغات اسلامی و نهادهای عریض و طویلی که سالیانه میلیاردها (با تخفیف) تومان از بیت‌المال می‌گیرند تا انحصاراً دیدگاه شما را تبلیغ کنند و مغز مردم فلک زده را بمباران، ثمره‌اش شده است این؟ یعنی انسان سالم تحویل گرفتید و پس از چهل سال تربیت، بیمار جنسی تحویل دادید؟?این تبعات منطقی حرف خود مسوولان است وگرنه من که اعتقاد دارم اتفاق حادی نمی‌افتد. مرد و زن ما می‌توانند در ورزشگاه کنار هم بنشینند و پس از مدتی این مساله هم حل می‌شود.اما اگر اتفاق بدی افتاد چه؟ پاسخ این سوال واضح است؛ سالیانه مبالغ هنگفتی خرج نیروهای امنیتی و انتظامی می‌شود برای همین موقع‌ها. به آنها یاد دهید محض رضای خدا هم که شده یک بار به جای مظلوم یقه متعدی و متجاوز را بگیرند و با او برخورد کنند.بگذارید زنان خوشان نگران شأن خودشان باشند. مردم صغیر نیستند که نیاز به وکیل و وصی داشته باشند.</description>
                <category>نوید خرّم‌خورشید</category>
                <author>نوید خرّم‌خورشید</author>
                <pubDate>Sat, 27 Jul 2019 16:30:48 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>برای او که یک ضربه را هزار بار تمرین کرده بود</title>
                <link>https://virgool.io/@navid3m/%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%88-%DA%A9%D9%87-%DB%8C%DA%A9-%D8%B6%D8%B1%D8%A8%D9%87-%D8%B1%D8%A7-%D9%87%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D9%88%D8%AF-daviu1kqcksz</link>
                <description>  کلیشه‌ها همیشه هم بد نیستند. بگذارید اصلا یک بار هم که شده با کلیشه‌ها عشق کنیم. با همین جمله بروس‌لی که می‌گفت من از کسی که هزار ضربه را یک بار تمرین کرده نمی‌ترسم، من از کسی می‌ترسم که یک ضربه را هزار بار تمرین کرده. مصداقی بهتر از روبن برای این جمله پیدا می‌کنید؟ کسی که فن مرگ‌بارش را هزاران بار تمرین کرده بود هر بار که آن را اجرا می‌کرد در عین تکراری بودن تازگی داشت. چه آن زمان که در چلسی تازه به دوران رسیده رانیری بود و چه بعدها که به رئال و بایرن رفت همیشه حریفانش را با همان یک فن ضربه فنی می‌کرد و بدل فنش را هیچ رقیبی بلد نبود.هیچ وقت در عرصه باشگاهی در تیمی که دوستش داشته باشم بازی نکرد. چه آن زمان که در رئال بود و چه بعدها که به دشمن درجه یکم یعنی بایرن مونیخ رفت، اما نمی‌توانستم دوستش نداشته باشم؛ او پسر سرزمین لاله‌های نارنجی بود. نه تنها فرزند هلند بود که بارها جامه منجی لاله‌ها را به تن کرده بود. با همان قیافه‌ ساده‌اش که به هر چیزی شبیه بود الامنجی. نه قد بلندی داشت و نه چهره‌ای که بتواند به آن بنازد. ساده بود، مثل فوتبالش. از سمت راست حرکت می‌کرد، نزدیک محوطه به عرض می‌زد و با هنرمندترین پای چپ زمان خودش چنان توپ را به جایی از دروازه می‌فرستاد که عنکبوت تار تنیده بود؛ مگر هر چند وقت یک بار آرتیستی پیدا می‌شد که توپ را سه کنج دروازه بفرستد؟او اما خالق بزرگترین ‌«ای‌کاش» زندگی من است. «ای‌‌کاش»ی که نه با رفتنش از یادم می‌رود و نه با گذر زمان. ۲۰ تیر ۱۳۸۹ بود که در ژوهانسبورگ روبن فرصت این را داشت که یک نفرین لعنتی را تمام کند. فرصت داشت تا توپ را از کاسیاس عبور دهد و به تور دروازه اسپانیا بدوزد تا دیگر هیچ کس به خودش جرأت گفتن این‌که «هلند شخصیت قهرمانی ندارد» را ندهد. اما روبن فقط همان یک فن را بلد بود. همان یک فن را بلد بود تا فرصت به آن نابی را هدر دهد تا دست لاله‌ها سه بار از جام کوتاه بماند.آن توپ را گل نکرد تا هلند هنوز هم «نایب قهرمان‌ترین» باشد.آقای ضربات تکراری روز گذشته کفش‌هایش را آویخت. سیصد و اندی گل زد و دل‌های بسیاری را شاد کرد. من اما هنوز در دلم می‌گویم: «کاش هیچ گلی در دنیای فوتبال به ثمر نمی‌رسید اما روبن آن توپ را به تور دروازه می‌چسباند».ما طرفداران هلند هزار بار این صحنه را تصور کرده‌ایم: «روبن با یک چیپ ناز از آن صحنه سربلند بیرون می‌آید و جیوانی جام را بالای سر می‌برد» و ما امروز روبن را بیش از همیشه دوست داریم. </description>
                <category>نوید خرّم‌خورشید</category>
                <author>نوید خرّم‌خورشید</author>
                <pubDate>Fri, 05 Jul 2019 11:15:21 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بیایید کمی بدبین باشیم؛ اندر معایب پادکست شنیدن</title>
                <link>https://virgool.io/Hezaro/%D8%A8%DB%8C%D8%A7%DB%8C%DB%8C%D8%AF-%DA%A9%D9%85%DB%8C-%D8%A8%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%85%D8%9B-%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%B9%D8%A7%DB%8C%D8%A8-%D9%BE%D8%A7%D8%AF%DA%A9%D8%B3%D8%AA-%D8%B4%D9%86%DB%8C%D8%AF%D9%86-x35oiaiffovs</link>
                <description>  بگذارید همین ابتدا چیزی بگویم که تیتر مطلب شما را از همدلی با من باز ندارد؛ بهترین اتفاق سال اخیر زندگی من آشنایی با مدیوم پادکست بود و در پی آن آشنایی با پادکست و پادکست‌سازهایی که بیش از همه تولید کنندگان محتوا با آنها احساس نزدیکی می‌کنم. اما بگذارید به عنوان کسی که تقریبا همه عمر، وظیفه‌اش به عنوان یک روزنامه‌نگار این بوده که بدبین باشد ترک عادت نکرده و اندکی به این حوزه‌ هم بدبینانه نگاه کنم.پر واضح است که این مدیوم به عنوان عرصه‌ای برای تولید محتوا و ارتباط با مخاطب آنچنان پتانسیل و ظرفیت دارد که نمی‌توان از آن چشم پوشید و خوشبختانه به دلیل نظارت کمتر نهادهای امنیتی این مدیوم به جایی بدل شده است که هنوز هم می‌توان در آن حرف دل زد و حرف دل شنید. آن چنان این عرصه جذابیت داشت که خودم را هم راضی کرد که پا به این عرصه بگذارم و کمی هم در این مدیوم فعالیت کنم و با وجود صدای گوش خراش آنچه در چنته دارم را در پیشگاه قضاوت مخاطبان سخت‌گیر این حوزه عرصه کنم.اما قرار بود من بدبین باشم. اما یکی از نکاتی که در این چند ماه آشنایی مرا به فکر وا داشت حجم بسیار زیاد تحسین و نگفتن از ضعف‌های مدیوم پادکست بود. بدیهی است که هر عرصه‌ای همراه با این‌که ظرفیت‌هایی در اختیار مخاطب قرار می‌دهد، نقص‌هایی هم دارد و بزرگترین خطر و نقص پادکست و مدیوم پادکست این است که به شدت پتانسیل این را دارد که در مخاطب توهم دانایی ایجاد کند و مخاطب این مدیوم احساس کند که با گوش دادن به پادکست می‌تواند در مورد هر پدیده و موضوعی اطلاعاتی جامع به دست آورد. در واقع واضح‌تر این‌که جذابیت این مدیوم ممکن است مخاطب را به این فکر بیندازد که پادکست شنیدن می‌تواند جای مطالعه و کتاب خواندن را بگیرد.البته که همین چیزی که من به عنوان نقطه ضعف پادکست ذکر کردم از زاویه‌ای دیگر نقطه قوت این مدیوم هم است؛ چرا که پادکست می‌تواند افرادی که به هیچ وجه اهل مطالعه نیستند را به حداقلی از برخورد با محتوای ناب ترغیب کند. هدف نوشتن این یادداشت کوتاه این بود که هم پادکست‌ساز و هم مخاطب پادکست به این مساله کمی فکر کنیم که گوش دادن به پادکست در باب هر موضوعی تنها نگاه یک فرد یا یک تیم به آن موضوع است و حتی اگر بهترین محتوای تولید شده در باب آن موضوع هم باشد نباید با گوش دادن یک پادکست احساس کنیم که به کنه ماجرا دست پیدا کرده‌ایم؛ ما تنها با زاویه نگاه تیم تولید محتوای پادکست به آن پدیده آشنا شده‌ایم و این باید در ما شوق تحقیق ایجاد کند نه توهم دانستن.</description>
                <category>نوید خرّم‌خورشید</category>
                <author>نوید خرّم‌خورشید</author>
                <pubDate>Thu, 04 Jul 2019 21:38:53 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>