<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های نیره افضلی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@nayyerehafzali</link>
        <description>سرپرست تیم تحقیق تجربه کاربر (UX Research) در علی‌بابا</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 02:08:22</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/3264/avatar/gSbgjK.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>نیره افضلی</title>
            <link>https://virgool.io/@nayyerehafzali</link>
        </image>

                    <item>
                <title>تست کاربردپذیری چطور وارد علی بابا شد؟</title>
                <link>https://virgool.io/alibaba-product/usability-test-alibaba-i225ezzz27m0</link>
                <description>تست کاربردپذیری (Usability Test) تستی است که میزان راحتی کاربران در کار با یک محصول را نشان می‌دهد. این تست معمولا در دو حالت کنترل‌شده (Moderated) و از راه دور یا کنترل‌نشده (Remote or Unmoderated) برگزار می‌شود.برای هر محقق، تجربه کاربری انجام یک تست کاربردپذیری با کاربران واقعی در یک محیط کنترل‌شده تجربه‌ای ایده‌آل و ناب است. این تجربه برای من قبل از نوروز 97 اتفاق افتاد.تیم ایندرا (نام پروژه بازنویسی وب‌سایت جدید علی بابا) در حال بازنویسی و توسعه سایت جدید بودند. از آنجایی که تمامی طراحی‌ها به تیم فنی رسیده بود ما زمان آزادی برای برگزاری تست داشتیم. مدیر تیم برنامه‌ریزی، تست را از چند ماه قبل با تیم و سازمان مطرح کرده بود؛ در حالی که سه هفته به سال نو زمان داشتیم، تیم تجربه کاربری تصمیم خود را برای برگزاری اولین تست کاربردپذیری علی ‌بابا گرفت و ما در سه هفته تمام مقدمات را برای حضور کاربران فراهم کردیم.چگونه کاربران را انتخاب کردیم؟یکی از سخت‌ترین بخش‌های برگزاری تست، بخش‌بندی کاربران بر اساس رفتار خرید و دستگاه (دیوایس) مورد استفاده در خرید است. در آن زمان بر اساس دیتایی که داشتیم کاربران را از دسته‌های متفاوت انتخاب کردیم: کاربران کم‌خرید، کاربران پرخرید و دسته آخر، کاربرانی که تعداد خرید آنها میان این دو دسته قرار می‌گرفت.از آنجایی که واحد بازاریابی تجربه بیشتری در تعامل با کاربران داشت، تصمیم مدیریتی بر این شد که تیم تحقیقات بازاریابی، برای سنجش کاربرانی که شرایط حضور دارند و دریافت اطلاعات دموگرافی آنها، مصاحبه اولیه تلفنی (Call interview) را انجام دهد. سپس لیستی پالایش‌شده به تیم تجربه کاربری داده شد. قرار بود ما از افراد مشخص‌شده که امکان همکاری دارند، برای حضور در تست دعوت کنیم.آیا کاربران حاضر به شرکت در تست می‌شوند؟لیست ما آماده بود و قول تست به سازمان داده شده بود. ما فقط سه هفته تا عید وقت داشتیم و باید 15 کاربر را به تست دعوت می‌کردیم. من با کاربران تماس می‌گرفتم. متن مکالمه ما به این شکل بود که بعد از معرفی خودم به آنها می‌گفتم: «ما تغییراتی در طراحی علی بابا داده‌ایم و قصد تست این تغییرات را داریم؛ شما را دعوت می‌کنیم که به هزینه شرکت، در دفتر مرکزی حضور پیدا کنید و نظرات خود را در مورد طراحی جدید با ما درمیان بگذارید.»پاسخ‌هایی که دریافت می‌کردیم خیلی جالب بود؛ برخی از کاربران می‌گفتند: «ما از سایت شما راضی هستیم و اگر سوالی دارید تلفنی بپرسید». عده‌ای هم شلوغی دم عید را بهانه می‌کردند. از همه سخت‌تر کاربران پر سفر بودند؛ افرادی که امکان حضورشان برای روزهایی غیر از روز کاری بود یا اصلا امکان حضور نداشتند.هر چه به انتهای لیست می‌رسیدیم، ناامیدتر از قبل می‌شدیم. تا اینکه مدیر تیم پیشنهاد داد در مکالمات تلفنی به جای تست که برای کاربران کلمه ترسناکی بود، از «شنیدن نظرات و اهدا هدیه صحبت کنیم». بالاخره در روز سوم ما توانستیم دو کاربر را برای هفته آخر اسفند هماهنگ کنیم و دو هفته مانده به تست ما 15 کاربر داشتیم که قرار بود در یک ساعت و روز مشخص در علی بابا حضور داشته باشند. تجربه به ما نشان داد که در دعوت از کاربران هم باید تجربه‌ای خلق کنیم که برای حس این تجربه حضوری به علی بابا بیایند.یک هفته تا شروع تست وقت داریملیست کاربران آماده بود اما ما هنوز آماده تست نبودیم. هر کدام از اعضای تیم، بخشی از کارها را به عهده گرفتیم؛ مدیر تیم کارهای زیرساختی، تهیه هدیه برای کاربران، هماهنگی برای ارسال ماشین و... را انجام داد. یکی از بچه‌ها پرسشنامه مقیاس کاربردپذیری سیستم (SUS) را آماده کرد؛ این پرسشنامه دارای 10 سوال است و هر سوال پنج مقیاس پاسخ‌دهی دارد که تک‌تک کاربران بعد از تست باید به این پرسشنامه پاسخ دهند تا مقیاس کاربردپذیری سیستم را بتوانیم با یک شاخص کمی به مالکان، مدیران و طراحان محصول ارائه دهیم.من سوالات قبل از تست و سناریوها را آماده کردم و در کمتر از یک هفته طبقه سوم ساختمان مطهری را برای اولین تست مهیا کردم. البته که مشکل فضا داشتیم؛ مثلا اتاق مدیر عامل را برای یک هفته به‌ عنوان اتاق مانیتورنیگ قرق کردیم.کتابخانه شرکت را به اتاق تست تبدیل کردیم؛ برای ارتباط اسکایپی اتاق تست با اتاق مانیتورینگ از تیم زیرساخت و تجهیزاتشان کمک گرفتیم. این تجهیزات شامل یک دوربین رویِ دست کاربران موبایل و یک دوربین روبه‌روی آنها بود که حرکات و حالات صورت کاربر را در حین کار با محصول ضبط می‌کرد و به صورت زنده در اتاق مانیتورنیگ برای افراد حاضر نمایش می‌داد. دو نرم افزار هم صفحه لپتاپ یا موبایلی که کاربر با آن کار می‌کرد را ضبط می کردند.تقریبا برای میزبانی از کاربران آماده بودیم که روز چهارشنبه از طرف تیم ایندرا به ما اعلام شد APIهای برخی از تامین‌کنندگان هنوز آماده نیست و شما می‌توانید فقط روی یک مسیر و تنها از یک ایرلاین خرید کنید. در واقع فهمیدیم تنها امکان تست روی یک محصول را داریم. به این ترتیب بود که آخرین ساعات کاری روز چهارشنبه به تغییر سناریوها و چاپ دوباره آنها گذشت.تجربه تجربه کاربری با کاربرانروز شنبه 19 اسفند 96 ساعت 10 صبح اولین کاربر برای تست کاربردپذیری وارد علی بابا شد، قرارمان این بود که کاربران قبل از ورود به اتاق تست، آماده شوند. به استقبال کاربران می‌رفتیم و در لابی طبقه سوم قبل از شروع تست آنها را آماده می‌کردیم. برای من که همیشه گزارش‌های این تست‌ها و تجربه سایر محققان را درباره تست شنیده بودم، تجربه بی‌نظیری بود و هر لحظه شگفت‌زده می‌شدم.قرارمان این بود که من در اتاق مانیتورینگ گزارش‌ها را بنویسم و همکارم کار تسهیل‌گری را انجام دهد. بعد از ورود کاربر به اتاق تست به او اعلام می‌کردیم که صدا و تصویرش در حال ضبط شدن است و در گزارش‌های ما اسمی از او آورده نمی‌شود؛ تا کاربر اجازه این کار را نمی‌داد رکوردی صورت نمی‌گرفت. اما قسمت جالب ماجرا اینجا بود که هیچ یک از کاربران ابراز ناراحتی نکردند و از دیدن فضای شرکت بسیار لذت می‌بردند. برای آشنا کردن تیم فنی و محصول با فرآیند تست و دیدن نحوه تعامل کاربران با سایت جدید، با ورود هر کاربر یکی از اعضای تیم فنی را به اتاق مانیتورینگ می‌آوردیم تا نتیجه کار خود را ببینند و این اولین قدم تیم تجربه کاربری برای افزایش تعاملات تیم فنی با کاربران واقعی و تیم تجربه کاربری بود کاربرانی که از دستمان لیز خوردند.عدد طلایی 5 حداقل تعداد کاربران مورد نیاز برای انجام یک تست کاربردپذیری است، اما فراموش نکنیم که ما برای هر دسته از کاربران و هر دیوایس به حداقل 5 نفر نیاز داشتیم؛ مثلا 5 نفر کاربر پر خرید موبایل و 5 نفر کاربر پرخرید دسکتاپ. اما برخی از کاربران با وجود هماهنگ‌های قبلی زمان تست حاضر نشدند و ما باید در وقت باقی‌مانده آنها را جایگزین می‌کردیم. دوباره سراغ لیست رفتیم و با کاربرانی که دفعه اول جواب تماسمان را نداده بودند، تماس گرفتیم و توانستیم دو کاربر را جایگزین کنیم.حس اولین بودننقطه عطف این تست برای ما لحظه‌ای بود که کاربر نسخه جدید سایت را در استیجینگ مشاهده می‌کرد و می‌پرسید: «یعنی من اولین کاربری هستم که سایت جدید علی بابا را می‌بینم؟». هیجان‌زدگی کاربر از «اولین بودن» برای ما جذاب بود و دستاوردش اطمینان کاربر برای بیان تجربیات قبلی و فعلی از کار با سایت بود که بعدها ما را در توسعه محصولات و ویژگی‌های‌شان یاری کرد.دستاورد این تست برای علی بابااین تست به ما کمک کرد که مشکلات کاربر با طراحی جدید را قبل از رونمایی از سایت پیدا کنیم و با اولویت به آنها بپردازیم و تجربه بهتری را با سایت جدید ارائه دهیم. برای مثال یکی از اصلی‌ترین مشکلات کاربران فرایند انتخاب پرواز «رفت و برگشت» بود که این فرایند قبل از لانچ نهایی وب سایت جدید تغییرات اساسی داشت.از نظر شرکت‌ها در اسکیل جهانی و ایران تست کاربردپذیری از پر هزینه‌ترین تست‌های تجربه کاربری است، اما تجربه بعد از لانچ به ما نشان داد که این هزینه در مقابل هزینه‌ای که بعدها برای ریز‌‌ش‌های کاربران به دلیل تجربه بد کاربری خواهیم پرداخت، بسیار اندک است. تست‌ها در علی بابا ادامه پیدا کرد و به یک فرهنگ تبدیل شد؛ فرهنگ «UCD یا همان طراحی کاربرمحور».در قسمت بعدی به یکی از بزرگ‌ترین و کامل‌ترین تست‌های کاربردپذیری انجام شده در ایران که در اردیبهشت امسال در علی بابا انجام شد، می‌پردازم و تجربه متفاوت‌تری را به اشتراک خواهم گذاشت.</description>
                <category>نیره افضلی</category>
                <author>نیره افضلی</author>
                <pubDate>Sat, 07 Dec 2019 20:35:35 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>برای تحقیق تجربه‌کاربری از چه روشی استفاده کنم؟(UX Research Methods)</title>
                <link>https://virgool.io/DesignersCommunity/%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82-%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%DA%86%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%B4%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D8%A7%D8%AF%D9%87-%DA%A9%D9%86%D9%85ux-research-methods-c937uq2sdhm3</link>
                <description>مهمترین سوالی که هر محقق تجربه‌کاربری هنگام مواجه با یک محصول با آن روبرو می‌شود، این است: &quot; چه روشی می‌تواند جواب درست را در مورد کاربران به من بدهد؟&quot;بهتر است قبل از پرداختن به روش‌هایی که یک محقق تجربه‌کاربری می‌تواند از آنها استفاده کند به یک سوال مهم بپردازیم که باید از خودتان بپرسید: &quot;می‌خواهم چه چیزی را درباره کاربرانم بدانم و چرا میخواهم بدانم؟&quot;این سوال ساده در مسیر به شما کمک بسزایی کرده و مسیر را برای شما روشن می‌کند؛ تمام چیزهایی که برایتان آشکار می‌شود را در دسته‌های زیر پیدا می‌کنید:کاربران چه می‌کنند و با چه مشکلاتی روبرو می‌شوند(Pain Points)نیاز کاربران چیست (Needs)کاربران چه می‌خواهند (Wants)کاربران می‌توانند با محصول کار کنند؟(Being Usable)برای هر دسته روش‌هایی مرتبط وجود دارد که در ادامه برخی از آنها آورده شده، نکته‌ای که نباید از آن غافل شوید این است که روش‌های متعددی وجود دارد که ما را به جواب می‌رساند، اما روش‌های عنوان شده بیشترین ارتباط را با دسته‌های مشخص‌شده دارند. پیشنهاد می‌کنم به روش‌های زیر به شکل یک نقطه شروع خوب نگاه کنید نه یک لیست کامل از روش‌های UX Research.۱. کاربران چه می‌کنند و با چه مشکلاتی روبرو می‌شوند؟روش مطالعه پیش‌فرضی یا زمینه‌ای (Contextual Inquiry)در این روش محقق به مطالعه میدانی کاربران و بررسی رفتارهای آنها در محیط‌ زندگی واقعی می‌پردازد و کارهای روزانه آنها را بررسی می‌کند. این روش با یک پرسشنامه یا سری سوالات استاندارد آغاز می‌شود تا به یک مهم برسد و آن کانتکست یا پیش‌فرض کاربر در استفاده از محصول (Context of Use) است، این پرسشنامه در ابتدا با سوالات متداولی چون: &quot;بیشترین کار متداول یا پرتکراری که در روز انجام می‌دهید کدام است (مربوط به محصول)؟&quot; و سپس محقق به بررسی و مشاهده میدانی فرایند انجام این کار در محیط واقعی کاربر می‌پردازد.این روش در مراحل آغازین شکل‌گیری محصول و فرایند دیزاین استفاده می‌شود و می‌تواند اطلاعات بسیار مفیدی و غنی‌ای درباره نیازها و فیچرهایی که کاربر برای استفاده از یک محصول نیازمند آن است به ما بدهد. این نیازها و فیچرها دسته‌بندی می‌شوند و بعنوان نیازهای بنیادین و نیازهای ثانویه در نقشه راه محصول و دیزاین می‌نشینند. موردی که دوست دارم به آن اشاره کوتاهی کنم ادبیات کاربردی کاربران هدف یا &quot;پرسونا&quot; ما در این مطالعه هستند که خود مقوله‌ای مفصل و بخشی از فرایند طراحی‌ست که با عنوان &quot;UX Writing&quot; آن را می‌شناسیم اما در این مقاله مجال پرداختن به آن را ندارم.مطالعات دوره‌ای یا خاطرات روزانه  (Diary Study)این روش یکی دیگر از روش‌های کیفی تحقیق تجربه‌کاربری است که به چگونگی تعامل کاربر با محصول در طول یک دوره زمانی مشخص و منظم می‌پردازد و معادل لفظی آن به فارسی مطالعه خاطرات روزانه است اما مفهوما می‌توان آن را &quot;مطالعه دوره‌ای یا بازه‌ای&quot; نامید، این دوره می‌تواند از چند روز تا یک‌ ماه و حتی طولانی‌تر باشد.  در این مطالعه از کاربران خواسته می‌شود تمام فعالیت‌ها و تعاملات خود را با محصول ثبت کرده و اطلاعات خاصی را درباره فعالیت‌های مرتبط با محصول یادداشت کنند.این مطالعه جواب این دست از سوالات محقق را می‌دهد: کارهای اولیه کاربر چیست (مثلا این دسته از کاربران برای شروع تعامل با محصول از چه کانالی وارد می‌شوند و یا قبل از خرید یک محصول چه کارهایی انجام می‌دهند و چه اطلاعاتی کسب می‌کنند) &quot;چه مسیری را برای انجام یک فرایند پیچیده طی می‌کنند؟ &quot;این روش به دنبال روش Contextual Inquiry می‌آید و مطالعات اولیه ما در آن روش را به صورت عملی و واقعی روی یک محصول به ما نشان می‌دهد. ۲. نیاز کاربران چیست؟نظرسنجی و پرسشنامهاستفاده از نظرسنجی و پرسشنامه امکان جمع‌آوری پاسخ از تعداد بالاتری کاربر را برای محقق تجربه‌کاربری فراهم می‌کند. این روش راه ورود به جزئیات بیشتر در مورد کاربران را باز می‌کند اما نکته مهم هزینه نسبتا بالا در برخی از نظرسنجی‌ها است که باید براساس وضعیت فعلی محصول و میزان درآمد حاصل از آن در مورد استفاده از این روش در نظر گرفته شود. نقطه ضعفی که در استفاده از این روش وجود دارد عدم امکان عمیق شدن در پاسخ‌ها با فراوانی بالا و تعامل رو در رو با کاربران برای درک احساس واقعی آنها است(مثل از دست دادن زبان بدن یا لحن گفتار). دو نوع روش در نظر سنجی وجود دارد: روش کمی و کیفینظرسنجی کمی: در این روش کاربران هدف به دو یا چند دسته تقسیم می‌شوند و با متغیرهای در نظر گرفته شده برای سنجش مورد مقایسه قرار می‌گیرند، پاسخ  این سوالات به صورت &quot;بلی&quot; یا &quot;خیر&quot; یا چند گزینه‌ای (Check Box) هستند. بعنوان مثال &quot; شما در خریدهای خود از (فیچر) X  استفاده کرده‌اید؟&quot; تحلیل تعداد افرادی که پاسخ &quot;بلی&quot; دادند در مقابل کسانی که پاسخ آنها &quot;خیر&quot; بوده است و بررسی دلایل هر دسته برای استفاده و عدم استفاده.نظرسنجی کیفی:در این نوع نظرسنجی از کاربران سوالات باز (Open-End Question) پرسیده می‌شود، از آنها خواسته می‌شود پیشنهادات، بازخوردها، تجربه خود و... را توضیح دهند. برای مثال: &quot;به نظر شما جای چه چیزی در این صفحه، محصول یا سایت... خالی است؟&quot;معمولا از دو روش به صورت همزمان استفاده نمی‌شود چرا که حجم نمونه در این روش بالاست و تحلیل را دشوار می‌کند، اما معمولا بعد از سوالات کمی از کاربران یا شرکت‌کنندگان خواسته می‌شود اگر نظر دیگری دارند بیان کنند.مصاحبه عمیق فردی (Individual Depth Interview) این روش یکی از فوق‌العاده‌ترین دستاوردها و داده‌ها را برای تیم طراحی و محصول به ارمغان می‌آورد. در این روش ابتدا باید کاربران دسته‌بندی شوند و هدفمند با آنها مصاحبه شود. اگر پرسونا(ها) موجود هستند یا بصورت فرضی وجود دارند، براساس همین دسته‌بندی از آنها برای مصاحبه دعوت می‌شود. این روش برای قبل از شروع طراحی محصول، در روند رشد و هم در مرحله بلوغ محصول می‌تواند مورد استفاده قرار گیرد.این روش بینش عمیقی به محقق می‌دهد و به صورت کنترل شده (Moderated) انجام می‌شود. مصاحبه با هر شرکت‌کننده ۳۰ دقیقه الی یک ساعت طول می‌کشد. این مصاحبه می‌تواند به صورت رودرو، تلفنی یا از طریق ویدیو کال انجام شود. در صورت استفاده از این روش قبل از نظرسنجی می‌توان از آن به عنوان پیش‌زمینه‌ای مناسب برای طرح پرسشنامه و سنجش فرضیه‌ها روی جامعه آماری بالاتری استفاده کرد و در حالتی که مصاحبه بعد از نظرسنجی انجام شود می‌تواند بینش عمیقی نسبت به پاسخ‌های هر دسته فراهم کند و جزئیات بیشتری در اختیار محقق قرار دهد.مورد آخر در مرود این روش  توانایی ارتباط برقرار کردن (Soft Skill) و شنیدن موثر برای مصاحبه کننده است که از ملزمات این روش به حساب می‌آید.کاربران چه می‌خواهند؟تست ایده (Concept Testing)این تست به محقق کمک می‌کند تا یک ایده، فیچر یا حتی یک محصول را روی کاربر واقعی تست کند تا مطمئن شود که آیا کاربر واقعا به این خدمت یا محصول نیاز دارد و آن را می‌خواهد. محقق در این روش ایده یا کانسپت اولیه را با مخاطب هدف خود در میان می‌گذارد تا مطمئن شود که نیاز و خواسته او را برآورده می‌سازد. این روش می‌تواند با دسته‌بندی (Segmentation)، مصاحبه فردی یا تست روی ۵ الی ۱۰ نماینده از این دسته از کاربران صورت گیرد. این تست در حال حاضر بیشتر به صورت آنلاین انجام می‌شود و مشابه تستی است که به تست &quot;بتا&quot; نیز شناخته می‌شود، تفاوت آن با تست بتا این است که می‌توان آن را با جامعه آماری بسیار محدود (برای محصولات نوپا) و بصورت پروتوتایپ و یا قبل از دولوپ نهایی با کاربران هدف تست کرد.گروه کانونی (Focus Group) گروه کانونی یک مصاحبه ساختاریافته و برنامه‌ریزی شده است که معمولا سریع و کم‌ هزنیه انجام می‌شود و جزء روش‌های کیفی نگرشی محسوب می‌شود. چرا که نگرش و خواسته‌های یک گروه از کاربران یا جامعه هدف را مشخص می‌کنند. گروه‌‌های کانونی معمولا دسته‌های ۳ تا ۶ نفره هستند. یک Moderator(تعدیل‌گر/مجری)‌رهبری گروه را بر عهده گرفته و شرکت‌کندگان را در مسیر قرار داده و در مورد موضوعات مشخصی بحث در گروه را هدایت می‌کند و نهایتا یک تحلیل کتبی از بازخوردهای جمعی و متفق‌القول ارائه می‌دهد. خروجی این روش برای محقق است و پاسخ دو سوال مهم را می‌دهد: کاربران (هر دسته) چگونه محصول را درک کرده‌اندکاربران هر دسته معتقدند مهمترین ویژگی محصول کدام استچند نکته در مورد گروه کانونی وجود دارد که تجربه شخصی من است،این روش می‌تواند برای محصولات در حال رشد یا بالغ مفیدتر باشد تا محصولات نوپا یا در حال ظهور چرا که شرکت‌کنندگان معمولا در این جلسات تجربه خود را با محصول به اشتراک می‌گذارند و در مورد ویژگی‌هایی که دوست دارند محصول یا خدمت داشته باشد، صحبت می‌کنند. دومین مسئله اهمیت این روش برای زمان‌هایی مناسب است که شرکت بدنبال ارائه بهترین راه‌حل در کوتاه‌ترین زمان باشد.بر این روش انتقاداتی نیز وارد است که در مقالات آینده به آن اشاره خواهم کرد و از تجربه خودم خواهم نوشت.کاربران می‌توانند با محصول کار کنند؟تست کاربردپذیری (Usability Test)این تست معروف‌ترین و محبوب‌ترین تست میان محققان تجربه‌کاربری است، در این تست، محصول توسعه داده شده و یا پرتوتایپ (نمونه اولیه) یک محصول توسط نمایندگانی از کاربران مورد استفاده قرار می‌گیرد و محقق تمام حرکات، صحبت‌ها و تعاملات کاربر با محصول را ثبت و ضبط می‌کند. برای انجام این تست بهتر است کاربران براساس پرسونا(ها) موجود یا فرضی دسته‌بندی شوند و برای تست دعوت شوند، برای دعوت از کاربران حتما از افراد خبره‌ای که قبلا تجربه برگزاری تست را داشتند،استفاده کنید. چرا که اولین مرحله دعوت از کاربران برای حضور و شرکت در تست است و باید بتوانیم کاربران درستی را برای تست انتخاب کنیم، در مرحله دوم سناریویی نوشته می‌شود تا ویژگی‌های خاص یا مسیر خاصی را با کاربر نهایی تست کنیم و نحوه کار او را با محصول مشاهده و بررسی کنیم.اگر براساس محدودیت محصول تنها یک راه برای برگزاری تست و تعامل با کاربر دارید، حتما روش تست کاربردپذیری با تحلیل کیفی را انتخاب کنید. تست کاربردپذیری به صورت کمی و کیفی تحلیل می‌شود و تحلیل آن نیاز به ارائه مقاله‎‌ای جداگانه دارد ولی می‌تواند بینش و تجربه بی‌نظیری را از نحوه کارکردن کاربران ما با محصول ارائه دهد.تست کاربردپذیری به دو روش کنترل‌شده یا همراه با تعدیل‌گر (Moderated Test) و تست کنترل نشده یا بدون تعدیل گر (Unmoderated Test) انجام می‌شکارد سورتینگ (Card Sorting)کارد سورتینگ مرتب‌سازی و دسته‌بندی آیتم‌ها براساس نظر کاربر است، مانند دسته‌بندی محصولات یا یافتن ارتباط بین موضوعات و محصولات روی یک سایت براساس مدل ذهنی کاربران. به عنوان مثال &quot;ساعت مچی هوشمند را در نظر بگیرید این محصول می‌تواند هم در دسته ساعت‌های مچی قرار گیرد، هم در دسته کالاهای دیجیتال، در این حالت شما باید از کاربر بپرسید که این محصول را در کدام دسته می‌بیند &quot; و این همان کارد سورتینگ است.از کارد سورتینگ برای شکل دادن &quot;معماری اطلاعات&quot; یک سیستم استفاده می‌کنند (چگونه منوها نامگذاری شوند، ترتیب بخش‌ها باید به چه شکل باشد تا کاربر با اولویت‌ترین مطالب و محتواها را زودتر از بقیه ببیند،...)و این اولویت‌بندی‌ها و دسته‌بندی‌ها همه براساس مدل ذهنی کاربر با روش کارد سورتینگ انجام می‌شود.دو نوع کارد سورتینگ وجود دارد: کارد سورتینگ باز (Open Card Sorting): شرکت کنندگان کاردها را دسته‌بندی کرده و سپس خودشان هر دسته را نام‌گذاری می‌کنند۲. کارد سورتینگ بسته (Close Card Sorting):نام دسته یا گروه‌ها توسط محقق مشخص می‌شود و سپس شرکت‌کنندگان هر کارد را زیر دسته‌های مشخص شده قرار می‌دهند.کلام آخر:تحقیق تجربه‌کاربری خوب کلید طراحی یک تجربه‌کاربری خوب است. انتخاب روش مناسب در زمان مناسب می‌تواند شما را از &quot;آنچه فکر می‌کنید کاربر میخواهد&quot; به &quot;آنچه واقعا کاربر می‌خواهد&quot; برساند.</description>
                <category>نیره افضلی</category>
                <author>نیره افضلی</author>
                <pubDate>Sat, 28 Sep 2019 00:29:24 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>محقق تجربه کاربری (UX Researcher) کیه؟ و چیکار می‌کنه؟</title>
                <link>https://virgool.io/DesignersCommunity/%D9%85%D8%AD%D9%82%D9%82-%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1%DB%8C-ux-researcher-%DA%A9%DB%8C%D9%87-%D9%88-%DA%86%DB%8C%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C%DA%A9%D9%86%D9%87-jygbelcpboef</link>
                <description>Who is UX Researcher?شاید شما هم براتون سوال باشه که محقق تجربه کاربری کیه؟ و کارش چیه؟ با سوالتون بمونید و تا آخر متن رو بخونید.من به عنوان یک محقق تجربه کاربری خودم را وکیل مدافع کاربر میدونم، در خط مقدم بین کسب وکار و کاربر وایمستم و از زبان کاربر با صاحبان کسب و کار و ذی‌نفعان محصول صحبت می‌کنم.یک محقق تجربه کاربری کارش شناسایی نیازها، مشکلات و انگیزه‌های کاربر، بعنوان محقق باید بتونید بر روی رفتار کاربرانتون متمرکز شید، اونها را در دسته‌بندی‌های متفاوت قرار بدید (Personas Types)  و به صورت عمیق رفتار هر دسته رو تحلیل کنید.پس از تحلیل باید بتونید فرضیاتی را برای هر دسته درست کنید این فرضیات در حقیقت یک بینش (Insight) بر پایه داده و تحلیل‌هایی که انجام دادیده اما مهمترین نکته در مورد این فرضیات اینه که باید قابل اجرا و معنادار باشن، فرضیات خوراک (Feed) برای طراحان محصول (Product Designers) یا طراحان تجربه کاربریند و طراحان با کمک محقق راه‌حل‌هایی که معمولا شکل دیزاینی دارند را مطرح می‌کنند.قدم بعدی تست راه‌حل(ها) برای فرضیات مطرح شدست، اما فکر کنم خالی از لطف نباشه که اشاره کنم بعضی وقتا راه‌حل اصلا جنسش دیزاینی نیست و فرضیه تو دل محصول ماست اینجاست که محقق باید بعنوان نماینده کاربران در محصول حاضر بشه و اولویت این مشکل یا فرضیه رو با مالک، مدیر محصول مطرح کنه.کار محقق یا ریسرچر مثل یک چرخه میمونه بعد از پیاده‌سازی فرضیات باید میزان موفقیتشون اندازه‌گیری بشه  و اگر موفق نبودند با فرضیات دیگری جایگزین بشند و در صورت موفقیت‌آمیز بودن فرضیات دیگری برای رشد فرضیه قبلی افزایش سطح کاربردی بودن، رضایت و شگفت‌زده کردن کاربر ارائه بشه.قابلیت اندازه‌گیری موفقیت در پیاده‌سازی فرضیات به عوامل زیادی بستگی داره که مهمترین وابستگی به نوع محصول ما و خدمتیِ که داریم به کاربرامون ارائه میدیم که بزودی بهشون می‌پردازم.نکته‌ای که لازم بهش اشاره کنم اینه که فرضیات از دل تحلیل‌ها درمیان و تحلیل‌ها نتیجه روش‌های ریسرچ‌اند، انتخاب روش درست برای شروع کار به عوامل زیادی بستگی داره که در موردش در مقالات بعدی صحبت خواهم کرد اما به صورت کلی به 4 نوع نگرش در ریسرچ در ادامه اشاره کردم: روش‌های تحقیق کیفی (Qualitative Research Methods)روش‌های تحقیق کمی (Quantitative Research Methods)روش‌های تحقیق نگرشی (Attitudinal Research Methods)روش‌های تحقیق رفتاری (Behavioral Research Methods)</description>
                <category>نیره افضلی</category>
                <author>نیره افضلی</author>
                <pubDate>Mon, 02 Sep 2019 15:39:47 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>