<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Nazanin Nazem</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@nazanin_nazem</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 12:01:46</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/2117487/avatar/avatar.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Nazanin Nazem</title>
            <link>https://virgool.io/@nazanin_nazem</link>
        </image>

                    <item>
                <title>بازدید از هلدینگ dnaunion | نازنین ناظم</title>
                <link>https://virgool.io/@nazanin_nazem/%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%D9%87%D9%84%D8%AF%DB%8C%D9%86%DA%AF-dnaunion-%D9%86%D8%A7%D8%B2%D9%86%DB%8C%D9%86-%D9%86%D8%A7%D8%B8%D9%85-cczykdbu6zn4</link>
                <description>نازنین ناظم در بازدید هلدینگ dnaunion امروز از طرف #دانشگاه_صنعتی_امیرکبیر و در قالب بازدید درس #تحقیقات_بازاریابی با تدریس دکتر #محمدمهدی_پوربصیر، به بازدیدی از هلدینگ dnaunion   رفتیم.برنامه از ساعت ۸:۳۰ صبح شروع شد و تا ۱۶:۳۰ ادامه داشت؛ با میزبانی گرم، صمیمانه و جذاب.تور ما با یک چالش شروع شد. قبل از بازدید از ما خواسته بودند به این سؤال فکر کنیم:«اگر یک بیلبورد تبلیغاتی در یکی از بزرگراه‌های تهران در اختیارتان بود، چه چیزی را و چگونه تبلیغ می‌کردید؟»اما در برنامه حضوری، چالش هیجان‌انگیزتری در انتظارمان بود: باید در عرض ۲۰ ثانیه خودمان را معرفی می‌کردیم، هدف ۱۰ سال آینده‌مان را می‌گفتیم، و بیلبوردی را که طراحی کرده بودیم نشان می‌دادیم. بعدش مخاطبان حسشان را نسبت به بیلبورد ما بیان می‌کردند و می‌گفتند با دیدنش چه اقدامی انجام می‌دهند.‌جناب پاشاپور، مدیرعامل محترم و بنیان‌گذار هلدینگ، با صبوری و فروتنی این روند را مدیریت می‌کردند و به هر نفر امتیاز مثبت یا منفی می‌دادند. نتیجه‌ی نهایی این چالش، در پایان روز اعلام شد.یک بازی جذاب، با طعم #تفکر_استراتژیک، #برندینگ و #مارکتینگ!جالب اینجا بود که اگر کسی امتیاز مثبت می‌گرفت، یعنی دغدغه امروز او با هدف فردایش در یک راستا نبود!‌اما هدف از این تمرین چی بود؟ اینکه بفهمیم در مارکتینگ همیشه با محدودیت منابع طرفیم (البته بهتره بپرسیم: &quot;در چی نداریم؟!&quot;‌)مثلاً برای معرفی خودمون فقط ۲۰ ثانیه وقت داشتیم. پس نباید وقت رو با گفتن چیزهایی که همه می‌دونن تلف کنیم؛ باید چیزی بگیم که هم به یاد بمونه، هم باورپذیر باشه. چیزی که هم مطلوب ما باشه، هم برای شنونده جذاب.‌اما اصل این بازدید چهار هدف مهم داشت:۱. آشنا شدن با فرآیندهای واقعی بازاریابی و دیدن تفاوتش با تئوری‌های دانشگاهی۲. زمینه‌سازی برای همکاری و جذب نیرو۳. ارتباط با چهره‌های واقعی صنعت۴. ایفای مسئولیت اجتماعی‌ماجرا اما جذاب‌تر هم شد، وقتی فهمیدیم چرا اسم این مجموعه شده dnaunion.ترکیبی از DNA و Union.چون مارکتینگ باید چندفرهنگی (multiculture) باشه. هر کسی باید DNA خودش رو حفظ کنه، اما در عین حال، بتونه توی یک اتحاد منسجم کار کنه. جمع اضداد یعنی این!‌و اما داستان شنیدنی آقای پاشاپور:سال ۶۹ از دانشگاه صنعتی شریف با مدرک مهندسی صنایع فارغ‌التحصیل شدن. رفتن برای مصاحبه شغلی، اما وسط مصاحبه فهمیدن که قرار نیست کارمند خوبی باشن؛ باید آقای خودشون باشن!بین سال‌های ۷۲–۷۰، تدریس خصوصی و بازرگانی کردن. سال ۷۱، در دوران پساجنگ و ریاست‌جمهوری رفسنجانی، درهای ایران به روی برندها باز شد. شرکت‌هایی برای خدمات به برندها تأسیس شدن و رقابت سنگینی در گرفت.سال ۷۶ اولین شرکتشون به نام اشاره متولد شد.یکی از پروژه‌های مهم اولیه‌شون، پروژه خودروی سمند ملی بود؛ زمانی که استفاده از خودروی ایرانی هنوز جا نیفتاده بود.سال ۷۸ به این نتیجه رسیدن که اگه می‌خوان حرفه‌ای کار کنن، باید بخش پژوهشی داشته باشن تا بتونن کمپین‌ها رو طراحی و ارزیابی کنن. این‌طوری بود که سال ۸۰، مرکز تحقیقات بازاریابی EMRC متولد شد:Eshareh Marketing Research Centerارزش افزوده این مرکز، دریافت اطلاعات از سه کانال اصلی بود: رسانه، مصرف‌کننده و بازار.‌اما... عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل‌ها: مشکلات تحقیقات بازاریابی چی بود؟۱.گزارش‌ها، حتی در بهترین حالت، مربوط به سه ماه قبل هستن.۲. اطلاعات برای همه قابل استفاده‌ست، در حالی‌که باید اختصاصی کارفرما باشه.۳. در بازاریابی، ترندها مهمن ولی توی این گزارش‌ها زمانشون می‌گذره و گم می‌شن.برای همین، دست به کاری زدن که کمتر کسی جرئت انجامش رو داره:تحقیقات بدون سفارش (Syndicated Research)، با قیمت یک‌دهم ارزش واقعی، که به همه ارائه می‌شه.مثل یه نقشه هوایی زیرساختی از بازار؛ و در ایران فقط DNAunion این کار رو انجام می‌ده.‌ما توی بازدید، تمام این جریان رو از نزدیک دیدیم:از تحقیقات داخلی و خارجی گرفته، تا تحلیل دیتاها، برنامه‌ریزی مارکتینگ، اجرای خلاقانه، مدیریت کانال، و در نهایت بازخوردگیری و برگشت به نقطه اول.‌به‌صورت جزئی‌تر، با بخش‌های مختلف آشنا شدیم:AdX پایش تبلیغات رو انجام می‌دهXtrim مخاطبان تلویزیون رو پیش از تبلیغ می‌سنجهXmax پس از تبلیغ، اندازه‌گیری می‌کنهXpos هر پنج سال، بازار خرده‌فروشان رو در ۲۴ شهر رصد می‌کنهXact هم رفتار مصرف‌کننده‌ها رو بررسی می‌کنهیکی از بخش‌های جذاب بازدید، صحبت‌های جناب کامیار ذوالفقاری بود؛ مدیر بیزینس یونیت آژانس تبلیغاتی.آدمی خوش‌برخورد و دقیق که خیلی حواسش به بچه‌ها بود.خودشون تأکید داشتن که &quot;media owner&quot; نیستن، چون ممکنه سوگیری ایجاد بشه.آژانس &quot;اشاره&quot;، چهار راه‌حل کلیدی ارائه می‌ده:۱. تبلیغات۲. رسانه۳. روابط عمومی۴. دیجیتال مارکتینگنکته جالبی هم درباره محدودیت‌های تبلیغاتی ایران گفتن:مثلاً تبلیغ دارو روی بیلبورد ممنوعه، لوگو باید با سایز خاص فارسی باشه، تبلیغ مستقیم چیپس و پفک مجاز نیست و...اما با همین محدودیت‌ها، کمپین‌های بسیار خلاقانه‌ای ساخته بودن.از تجربه‌شون در همکاری با سلبریتی‌ها گفتن؛ این‌که بهتره همکاری‌ها کوتاه‌مدت و موردی باشه.با ظهور VODها، قیمت سلبریتی‌ها بالا رفته و کار سخت‌تر شده.به یکی از موفق‌ترین کمپین‌هاشون هم اشاره کردن:&quot;حس خوب تمرین قدردانی&quot; (۲۰۲۲) که فقط به ازای هر ویو، ۵۱۰ تک‌تومن هزینه برداشته بود!ناصر پاشاپور و نازنین ناظم در نهایت، بازدید با صحبت‌های دلنشین آقای پاشاپور به پایان رسید.ایشون معتقد بودن بزرگ‌ترین چالش شرکت‌ها، چالش‌های Adaptive هستن، نه چالش‌های فنی یا تکنیکی.برای چالش‌های تکنیکی، می‌تونی یه نرم‌افزار یاد بگیری؛ اما برای حل چالش‌های Adaptive، باید خودت رو تغییر بدی.و این سخته... خیلی هم سخته. کلا تغییر نگرش سخته.توصیه‌شون برای کسی که اول راهه چی بود؟بره ۳ تا ۵ سال کنار یه مدیر مستقیم یاددهنده کار کنه.زیاد درگیر حقوق، عنوان شغلی و شرح وظایف نباشه.آژانس زدن بدون تجربه، کار پرخطریه؛ ساختن شبکه حرفه‌ای هم آسون نیست.در یک جمله:مدیر حرفه‌ای، خروجی کارش (پروژه‌ها و نیروهاش) باید از خودش دفاع کنه؛ نه پست‌های لینکدین و اینستاگرامش!فضای حرفه‌ای، فضای بی‌حاشیه، پرچالش و پر از یادگیریه.Nasser Pashapour Nikoo اگر دلتون می‌خواد در این بازدید شرکت کنید، تاریخ بعدیش ۶ خرداده. به‌نظرم از این فرصت فوق‌العاده استفاده کنید.‌و در پایان، از استاد ارجمندم، دکتر پوربصیر، بسیار سپاسگزارم که ما رو به سرچشمه‌ی تحقیقات بازاریابی بردند.Mohammad Mahdi Pourbasir ‌✍️ #نازنین_ناظم 📍 تهران، هلدینگ dnaunion 🗓 یکشنبه، ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۴ خورشیدی#MBA #مدیریت_کسب_و_کار</description>
                <category>Nazanin Nazem</category>
                <author>Nazanin Nazem</author>
                <pubDate>Sun, 11 May 2025 22:07:34 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>در ستایش استاد به مناسبت روز معلم</title>
                <link>https://virgool.io/@nazanin_nazem/%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%A8%D8%AA-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%85%D8%B9%D9%84%D9%85-wuf2evpvzfkk</link>
                <description>دکتر مرتضی زمانیان و نازنین ناظماولین باری که دیدمشان چهارستون بدنم لرزید! از همان ثانیه‌های اول متوجه شدم که با یک استاد معمولی طرف نیستم. آن موقع نمی‌دانستم که چندی نمی‌گذرد که چهارستون ذهنم هم دستخوش تغییر می‌شود. گمان می‌کردم که باز هم گیر یک استاد سخت‌گیر جدی افتادم که قرار است حسابی از خجالت‌مان در بیاید! از آن استادانی که قرار است اشک‌مان را در بیاورد. آخرش هم اشکم درآمد ولی اشک شوق؛ چرا که هرگز گمان نمی‌کردم اینگونه شوق آموختن در من زنده شود.اوایل فکر می‌کردم چون سخنور قهاری هستند و صدای گرم و گیرایی دارند و من به دلیل شغلم حساسیت زیادی روی این موضوع دارم، با استانداردهای ذهنی‌ام خوب منطبق شده‌اند و به همین خاطر تحسین‌شان می‌کنم. اما هر چه بیشتر گذشت متوجه شدم آنچه مرا مجذوب ایشان می‌کند، جوهره وی و اندیش‌سازه والای او است. به دور از ادا و افاده، اصیل و بدون تکلف است. نفوذ کلام دارد. متمرکز است. زیبا درس می‌دهد. فن بیان می‌داند. مغلطه‌ها را می‌شناسد. تحلیل می‌کند. هنرمندانه مسائل را به هم ربط می‌دهد. واضح و شیوا و رسا صحبت می‌کند. آیین کلاس‌داری را بلد است. مطالب را کاملا واضح جا می‌اندازد و فهم خود را به درستی منتقل می‌کند. اما بحث من هیچ یک از این‌ها نیست.آنچه او را متمایز می‌کند، منش خاص ایشان است که وی را الهام بخش و انگیزه‌بخش کرده است. و این ویژگی را هر کسی ندارد.ایشان فقط درس نمی‌دهند؛ ارتباط می‌سازند. فقط دانش ارائه نمی‌کنند، احساس می‌دهند. ایشان فراتر از وظیفه خودشان عمل می‌کنند. ایشان فقط از اقتصاد نمی‌گویند، بلکه به وسیله اقتصاد، مدیریت، سیاست و درس زندگی می‌آموزند. و البته، واضح است که ایشان اقتصاددان خوب و استاد خوبی هستند. ولی چیزی که نگاه عمیق‌تری می‌طلبد این است که ایشان یک مدیر فوق‌العاده‌اند.من هرگز فکر نمی‌کردم که هر آنچه را باید از مدیر بودن بدانم، قرار است فقط از یک نفر، و آن هم فقط در یک ترم – و آن هم ترم اول ارشد! – یاد بگیرم. گویی اینجاست که شاعر گفته: «آنچه خوبان همه دارند، تو یک‌جا داری.»اگرچه این حجم از تغییر و تحول برای روح کوچک من سنگین و سخت بود، اما در نهایت موجب رشد و تعالی شد. چنان‌که اگر کلاس‌شان را زهر شیرین بنامم، اغراق نکرده‌ام!اجازه بدهید فقط چند مثال بزنم:ایشان نمی‌گویند که شجاع باشید؛ بلکه نشان می‌دهند که ترس مدیران از تغییر، چگونه می‌تواند ملتی را به عقب براند.او نمی‌گوید پرقدرت و باصلابت باشید؛ اما با ایستادن و جنگیدن بر سر عقیده‌اش، نشان می‌دهد که یک مدیر چگونه باید مقتدر باشد.او نمی‌گوید انسان بهتری باشید؛ اما با استفاده از تعادل «نَش» نشان می‌دهد که چگونه بهتر بودن و در جهت منافع جمعی کار کردن، می‌تواند به موفقیت و خوشبختی واقعی منجر شود.او نمی‌گوید: «تقلب نکنید» بلکه توضیح می‌دهد که وقتی تقلب می‌کنید، میانگین کلاس از حد واقعی بیشتر می‌شود و همین اثر خارجی، باعث می‌شود اگر قرار باشد نمودار زده شود، به همه نمره‌ی کمتری برسد.وقتی درباره تابع مطلوبیت سخن گفت فهمیدم که مطلوبیت (و با تقریب نزدیکی خوشبختی) فقط تا یک جایی وابسته به دارایی مادی است...او نمی‌گوید که شفافیت مهم است؛ اما در عمل، ریزنمرات را کامل در اختیارمان گذاشت، امکان اعتراض حضوری و غیرحضوری را فراهم کرد و با صبوری تمام پاسخ‌گو بود.او از نهادها و جایزه نوبل عاصم اوغلو صحبت می‌کند، در حالی‌که خودش نهادِ «اعتماد» را ـ که سال‌هاست از سرزمین ما رخت بربسته ـ دوباره به ما برمی‌گرداند.او نمی‌گوید که مرام و معرفت داشته باشید بلکه نشان داد چه طور توافق راستین افراد (بدون کژمنشی) مطلوبیت را بیشینه می‌کند‌.او نمی‌گوید در یک سازمان بازخورد مهم است بلکه مثل یک سازمان هوشمند در امتحانش بازخورد می‌گیرد و تاکید می‌کند که این بازخورد برایش مهم است که خود یک درس مدیریتی بسیار مهم است.او هرگز ادعای صمیمت دروغین نمی‌کند. با همه صمیمی است ولی در عین حال هیچکس را با اسم کوچک صدا نمی‌زند.او هرگز نگفت یک مدیر باید هوش هیجانی داشته باشد ولی من بارها و بارها دیده‌ام که چگونه افراد مضطرب، پرتنش یا عصبانی را با رفتار متین و باوقارش آرام می‌کند.اگر مدتی را در دانشکده بگذرانید، متوجه می‌شوید که دانشجویان اقلیت (اتباع) همیشه اطراف ایشان جمع می‌شوند. چون او آن‌قدر انسان امنی‌ است که کسی از قضاوت شدن در کنارش نمی‌ترسد. این یعنی یک روشنفکر واقعی. همدل واقعی. انسان‌دوست واقعی. اینکه بتوانی انسان‌ها را، فارغ از جنسیت، ملیت یا جناح‌شان، ببینی و دوست بداری.او اصلاً شعار نمی‌دهد که &quot;سیستم دانشگاه باید از حالت بروکراسی دربیاید&quot; بلکه با عملش به عنوان معاون آموزشی، دانشکده‌ی مدیریت را پویا کرده؛ از آن فضای خشک و رسمی و قواعد بیهوده بیرون آورده و در چینش زمان دروس حداکثر تعامل و همکاری را با دانشجویان دارد.او شعار نمی‌دهد که &quot;باید از فرار مغزها جلوگیری کنیم!&quot; بلکه واقعاً به دانشجویان عشق می‌ورزد. با آن‌ها گفت‌وگو می‌کند، تعامل دارد، و حواسش هست؛ به تک‌تک افراد.نکته جالب دیگری که در مورد آزمون‌های ایشان وجود داشت این بود که در پایان برخی سوالات نوشته بودند: بیشتر از ۵۰ حرف تصحیح نمی‌شود! شاید در ابتدا کمی سختگیرانه به نظر برسد، ولی فکر نکنم هیچ‌کس به اندازه من با پوست و گوشت و خون درک کرده باشد که چقدر این موضوع اهمیت دارد. زیرا مجریان باید به ثانیه‌ثانیه سخنانشان فکر کنند و هوش رسانه‌ای یک مجری در توانایی تنظیم بهینه واژگان و زمان مشخص می‌شود و اساسا مجری خوب کسی است که بتواند هزار مفهوم را در یک خط بگنجاند و آن را به مخاطب منتقل کند. و مشابه این مفهوم را در بازاریابی می‌خوانیم که باید در ۳ ثانیه اول نظر مشتری را جلب کنی. در زمانه‌ای که افراد به بداهه‌گویی و سخن گفتن بدون آمادگی افتخار می‌کنند، استاد ما در برنامه هفتگی شان، زمانی برای «آمادگی تدریس» در نظر گرفته‌اند. این یعنی اوج اصالت و احترام به دانشجو و ارزش قائل شدن برای او.او شعار نمی‌دهد که &quot;امیدتان به دولت نباشد&quot;. حتی یک‌بار هم چنین جمله‌ای نگفته. اما با آموزه‌هایش نشان می‌دهد که چطور می‌توانیم خودمان با هم توافق کنیم، مسئله‌هایمان را حل کنیم، و روح این آموزه‌ها تا ترم‌های بعد هم در وجود دانشجویان و فضای دانشکده باقی می‌ماند.استاد از طریق اقتصاد به ما آموختند که آزاده و خودساخته باشیم و به قول فریدمن «انسان آزاد نه می‌پرسد که او چه کاری می‌تواند برای کشورش انجام دهد و نه می‌پرسد که کشورش چه کاری می‌تواند برای او انجام دهد‌. انسان آزاد می‌پرسد که من و هموطنانم چطور می‌توانیم از طریق دولت بخشی از مسئولیت‌های فردی خود را انجام دهیم تا به برخی از اهداف خود برسیم و مهمتر از همه از آزادی خود دفاع کنیم.»دکتر زمانیان نه تنها در تدریس و انتقال مفاهیم اقتصادی، بلکه در به چالش کشیدن و تحریک تفکر ما به عنوان دانشجو، اثری ماندگار بر من گذاشته‌اند. همیشه به یاد دارم که وقتی ایشان از تصمیم‌گیری‌های مدیریتی و چالش‌های اقتصادی می‌گفتند، درک عمیقی از مسائل اجتماعی و سیاسی هم به ما می‌آموختند.در یک جمله: دکتر زمانیان یادآور این شد که &quot;حرف‌ها&quot; مهم نیستند، &quot;رفتارها&quot; اهمیت دارند.استاد الهام بخش، کسی است که وقتی از کلاسش خارج می‌شوی &quot;انسان&quot; بهتری شده باشی...چندی پیش یکی از پست‌های لینکدین ایشان را می‌خواندم که در انتهایش نوشته شده بود: «از خداوند بخواهیم اساتیدی پیش رویمان قرار دهد که بیش از هر چیز فهم درست زندگی کردن را به ما بیاموزند.» گویی این دعا در حق من مستجاب شده است. 😊روز معلم بر همه استادان اصیل، الهام‌بخش و انسان‌ساز مبارک.</description>
                <category>Nazanin Nazem</category>
                <author>Nazanin Nazem</author>
                <pubDate>Mon, 05 May 2025 21:57:14 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>متن اجرای نازنین ناظم در اختتامیه چهاردهمین جشنواره بین المللی سعدی، جشنواره مجریان و سخنوران ایران</title>
                <link>https://virgool.io/@nazanin_nazem/%D9%85%D8%AA%D9%86-%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%A7%D8%B2%D9%86%DB%8C%D9%86-%D9%86%D8%A7%D8%B8%D9%85-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D8%AA%D8%A7%D9%85%DB%8C%D9%87-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D9%87%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D8%B4%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-%D8%B3%D8%B9%D8%AF%DB%8C-%D8%AC%D8%B4%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%85%D8%AC%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%B3%D8%AE%D9%86%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-tlt3ywuoqskb</link>
                <description>نازنین ناظم، مجری اختتامیه چهاردهمین جشنواره بین المللی سعدیبسم الله الرحمن الرحیمبه نام نگارنده سخنسلام و درود و آفرین بر شما یاران اندیشه‌ورز نازنین. خوشحالم که امشب، ۵ اردیبهشت ماه ۱۴۰۴ خورشیدی فرصتی داریم تا در سایه‌سار سخن و سلوک و در حلقه‌ای از حکمت و حکایت،  هم‌نفس بشیم.من نازنین ناظم هستم و امشب می‌خوام راوی داستان واقعی تکان دهنده ای باشم‌. داستانی که پیام اخلاقی ارزنده ای برای همه ما خصوصا این جمع و جوانان این عصر و زمانه داره. اوایل دهه‌ی هشتاد، همان روزهایی که من تازه پا به این دنیا گذاشته بودم، استادی فرهیخته در دانشکده‌ی مهندسی صنایع دانشگاه شریف تدریس می‌کردند؛ به نام دکتر هاشم محلوجی، که در برجستگی رفتار و احترام به دانشجو زبانزد همگان بودند. روزی، دکتر نکته‌ای ارزنده رو با یکی از شاگردانش در میان می‌گذارد؛ سخنی که از آن دست حرف‌هاست که مثل دانه‌ای در دل می‌نشیند. آن شاگرد، این دانه‌ی اندیشه را به دوستش می‌سپارد که بعدها اون دوست استاد دانشکده مدیریت، علم و فناوری دانشگاه صنعتی امیرکبیر می‌شود، استاد نازنین و اصیلی به نام دکتر مرتضی زمانیان. و حالا من، پس از گذشت بیست سال، دانشجوی همان دوستم، همان راوی دوم این قصه‌ام. گویی این نکته، مثل شعری سینه‌به‌سینه و دل‌به‌دل چرخیده، تا به من برسه... و امشب، اینجا، در آیین اختتامیه چهاردهمین جشنواره بین المللی سعدی نوبت من است که روایتش کنم.حالا سفر کنیم به دو دهه پیش. بزنیم به دل داستان: یه روز یک دانشجوی جوان نزد زنده یاد دکتر محلوجی می ره و به دکتر میگه که خیلی از رفقاش برای ادامه تحصیل به خارج رفتند و او به دلیل مسائل شخصی امکان مهاجرت نداره. حس جاموندن از رفقای خارج رفته براش سخت شده بود. دکتر محلوجی خودشون از آمریکا برگشته بودن؛ سال 48 کارشناسی اقتصاد رو از دانشگاه تهران میگیرن، بعد از مدتی راهی آمریکا می شن و در نهایت سال 63 با مدرک دکترای مهندسی صنایع از دانشگاه تگزاس ام اند ای فارغ التحصیل میشن. ظاهرا دکتر محلوجی فرصت های خیلی خوبی برای موندن در امریکا داشتن و در میانه ی این فرصت ها تصمیم میگیرن که به ایران برگردن.اما چرا؟ به خاطر مادرشون. علت برگشتن دکتر نیاز مادر و یکی دیگه از اعضای خانواده شون به پرستاری بوده. سر همین ماجرا دکتر محلوجی خیلی چیزا رو میذارن و میان و عمرشون رو وقف پرستاری میکنن. دکتر از اون دانشجو میپرسن که آیا به نظرش با برگشتن به ایران، از اونهایی که در امریکا موندن، عقب افتاده؟ و خودشون جواب میدن که ببین! زندگی حرکت کردن روی یه خط راست نیست که بدونیم چه کسی جلو افتاده و چه کسی عقب مونده. زندگی حرکت روی یه صفحه دایره ایه که در اون هر کسی جایی قرار می گیره. روی یه دایره هیچ نقطه ای از نقطه ی دیگه ای جلوتر نیست...دکتر تا آخر عمر یه دستاورد مهم زندگیشون رو همین عمل به وظیفه پرستاری از مادرشون میدونستن. البته بگذریم از اون همه دانشجو که تربیت کرده بودن. اگه هاشم محلوجی در آمریکا می موند شاید امروز شهرت علمی یا مقالات بیشتری از ایشون به یادگار مونده بود؛ اما بعید بود که چنین رضایتی از زندگی خود می داشتند. واقعا همین طور است که استاد می گفتند: زندگی یک دایره است و روی یک دایره وظیفه ما رقابت برای جلوزدن از دیگری نیست. وظیفه ما پیدا کردن جا و جایگاه درست خودمونه. جایی که با قلبمون در صلح باشیم، جایگاهی که وظیفه مون رو بشناسیم و با افتخار انجامش بدیم. نه برنده شدن، نه مدالیون بردن، نه پدیده شدن، و نه هیچ چیز دیگه ای لزوما دلیل بر پیشی گرفتن از دیگران نیست. مهم استفاده از کلام و هنر برای گفتن حق و حقیقت هاست. مهم دونستن وظیفه و عمل به اونه. شاید اون وظیفه به مانند دکتر هاشم محلوجی پرستاری از یک عزیز در تمام عمر باشه. شاید اون وظیفه به مانند دکتر مرتضی زمانیان، خانه تکانی یک فکر باشه. داستان وقتی عجیب تر میشه که بدونین این روایت دقیقا وقتی به من رسید که یک قدمی مهاجرت کردن بودم. و نکته عجیب تر این که من هم عزیزی دارم که تا آخر عمر پرستاری ش رو وظیفه خودم میدونم. از خدا بخوایم، افراد، رویدادها و فرصت هایی رو پیش رومون قرار بده که بیش از هر چیز، فهم درست زندگی کردن رو به ما بیاموزن. روزها فکر من این است و همه شب سخنمکه چرا غافل از احوال دل خویشتنماز کجا آمده ام، آمدنم بهر چه بودبه کجا می روم آخر، ننمایی وطنممانده ام سخت عجب کز چه سبب ساخت مرایا چه بوده است مراد وی از این ساختنممرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاکچند روزی قفسی ساخته اند از بدنم</description>
                <category>Nazanin Nazem</category>
                <author>Nazanin Nazem</author>
                <pubDate>Tue, 29 Apr 2025 17:57:27 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نخستین رویداد ملی بانوی ایرانی؛ بالندگی اقتصادی</title>
                <link>https://virgool.io/@nazanin_nazem/%D9%86%D8%AE%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%86-%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D9%84%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D9%86%D9%88%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D9%84%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C-zd260xpy1rip</link>
                <description>مهندس نازنین ناظم و دکتر فریبا علومی یزدیحضور در این همایش و همراهی با دکتر #فریبا_علومی_یزدی، بانوی سخن پارسی، افتخار بنده بود. در ادامه چند نکته‌‌ای را که در این رویداد آموختم، با شما به اشتراک می‌گذارم:1⃣ سرکار خانم مژگان بروشک، دبیر همایش:رونق اقتصادی از طریق بانوان کارآفرین بسیار راحت‌تر و سریع‌تر است در مقایسه با احداث یک کارخانه؛ زیرا کارخانه زیرساخت سنگین می‌خواهد و خواب سرمایه دارد.2⃣ دکتر محمدحسین عسکرپور، مدیرکل محترم حمایت از تولید صنایع دستی وزارت میراث فرهنگی گردشگری و صنایع دستی:◀️ #صنایع_دستی، اقتصاد هویت بنیان را به یدک می‌کشد. اقتصاد هویت بنیان یعنی هم اقتصادی است و هم فرهنگی.◀️ از نظر سیاسی صنایع دستی کالایی است که همراه خود دیپلماسی فرهنگی می‌آورد؛ زیرا نقوش اسلامی و ایرانی ذاتا صلح دوست است. ◀️ صنایع دستی در ایران انفرادی است ولی باید به سمت تشکل‌گرایی برویم. (بنابراین ارتش یک نفره‌ی امروزه‌ی ایران بانوانی هستند که یک تنه کسب و کار اداره می‌کنند 😎)◀️ شوربختانه صنایع دستی از ادبیات توسعه جا مانده است.◀️ آیا اصلا در عصر هوش مصنوعی، صنایع دستی جایگاهی دارد؟ بله دارد؛ برای بشر هوا مهم‌تر است یا الماس؟ هوا مهم‌تر است اما الماس گرانتر است زیرا کمیاب است. هنرمندان صنایع دستی هم در حکم الماس‌های مملکت هستند💎◀️ ۲۹۹ رشته از ۴۰۰ رشته صنایع دستی را در ایران داریم و در کنار هند و چین جزو سه کشور برتر صنایع دستی هستیم.◀️ در کنار تقویت بنیه‌ی دفاعی باید بنیه‌ی فرهنگی را هم تقویت کنیم. خانواده‌ای که مولد است از طریق توانِ دست تولید ثروت می‌کند و مهم است.◀️ کلا هم خیلی نباید به دولت تکیه کرد. صنایع دستی یعنی اسباب تغییر و تحول شگرف، خود مردم باشند و دولت حداقلی داشته باشیم. پس قدرت و قوت صنایع دستی باید بر پایه‌ی خودش باشد. (البته دولت هم باید کمک کند ولی خب دیگه زیاد هم دخالت نکند 😁)3⃣ دکتر زهرا خدادادی، عضو هیئت رئیسه و دبیر کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی:◀️ هنرمندان صنایع دستی از هیچ، ارزش خلق می‌کنند.◀️ اقتصادمردم محور در صنایع دستی دیده می‌شود.◀️ وی به مشکل هنرمندانِ صنایع دستی در تامین مواد اولیه که بعضا وارداتی است، اشاره کرد.◀️ مزیت دیگر این است که تولیدشان را متناسب با فروششان تنظیم می‌کند و به سلیقه مشتری اهمیت می‌دهند.◀️ برنامه ریزی هدفمندی برای بازاریابی و صادرات صنایع دستی لازم است. مثلا در سطح جهانی انتظار دارند که صنایع دستی شناسنامه‌دار باشد.4⃣ دکتر معصومه آقاپور علیشاهی، مشاور ویژه رئیس جمهور در امور همکاری‌های اقتصادی و عضو کمیسیون اقتصادی در مجلس دهم: ◀️ فرهنگِ دیالوگِ تجارت با کشورهای هدف را نداریم.◀️ مزیت‌های نسبی صنایع دستی باید شناسایی و احصا شود‌. مثلا کفگیر چوبی ایرانی با ارزش افزوده ۳۰۰ درصد در تجارت با روسیه از چین پیشی گرفت و رتبه دوم شد. مثال دیگر کیف دستی مردانه چرم است که رتبه اول را از آنِ خود کرد. ◀️ در صنایع دستی (برای سودآوری) حتما باید مصرف‌کننده نهایی از ما خرید کند. (C2C در این صنعت پررنگ‌تر و مهم‌تر است.)#نازنین_ناظم #ایران_مجری #رویداد #همایش #کارآفرین #بانوان_کارآفرین</description>
                <category>Nazanin Nazem</category>
                <author>Nazanin Nazem</author>
                <pubDate>Sun, 02 Mar 2025 03:06:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تکلیف شماره 3 تحقیقات بازاریابی</title>
                <link>https://virgool.io/@nazanin_nazem/%D8%AA%DA%A9%D9%84%DB%8C%D9%81-%D8%B4%D9%85%D8%A7%D8%B1%D9%87-3-%D8%AA%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82%D8%A7%D8%AA-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-jppd5tkc47lz</link>
                <description>به نام نگارندۀ سخندر حال گذراندن ترم دوم MBA در دانشگاه صنعتی امیرکبیر هستم. این ترم در کلاسی با عنوان &quot;تحقیقات بازاریابی&quot; با تدریسِ دکتر محمدمهدی پوربصیر شرکت کردم.در این پست تکلیف شماره 3 این کلاس را می‌نویسم.تکلیف 3: مشاهده خریداران نوشابه به صورت ناشناس: یک فرم‌ مشاهده برای کار خود طراحی کنید. ۸ مشتری را مشاهده کنید. ببینید کی خرید می‌کنند‌. کی خرید نمی‌کنند و چرا. در نقطه‌ی فروش دقیقا چه اتفاقی می‌افتد؟ و از این قبیل موارد.وقتی کارشناسی بودم استاد گرامی (در درس اصول کارآفرینی) گفتند برویم دستفروشی! اطاعت امر شد و اتفاقا تجربه جالب و گزارش جذابی هم از آن حاصل شد. حالا که کارشناسی ارشد می‌خوانم می‌گویند برویم به یک مغازه شلوغ و زاغ سیاه 8 نفر را چوب بزنیم و اینگونه تحقیقات بازار انجام دهیم! تا بفهمیم چه عواملی بر تصمیم‌گیری خرید آن‌ها تأثیر می‌گذارد. اما حیف و صدحیف که دیگر نه زمانی مانده و نه توانی. فقط به رسم انجام وظیفه و به کمک چت جی پی تی عزیزم، این تکلیف را کپی پیست می‌کنم! اما شما فرض کنید که این کار واقعا انجام شده است!!!فرم مشاهدهتحلیل نتایج• از ۸ مشتری، ۴نفر اقدام به خرید کردند و ۴نفر دیگر خرید نکردند.• دلایل اصلی عدم خرید شامل قیمت بالا، نیاز فوری نبودن و ترجیح برندهای دیگر بود.• تبلیغات و طعم مورد علاقه نقش مهمی در تصمیم‌گیری خرید داشتند.• مدت زمان صرف شده در قفسه برای مشتریانی که خرید کردند بیشتر بود که نشان‌دهنده بررسی دقیق‌تر آن‌هاست.عکس ساختگی است!!!نتیجه‌گیریاین تحقیق نشان می‌دهد که عوامل مختلفی بر تصمیم‌گیری خرید مشتریان تأثیر می‌گذارد. برای افزایش فروش نوشابه‌ها، پیشنهاد می‌شود که برندها بر روی تبلیغات مؤثر، ارائه تخفیف‌ها و ارتقاء طعم‌های جدید تمرکز کنند. همچنین توجه به نیازهای خاص مشتریان و ارائه اطلاعات کافی درباره محصولات می‌تواند به افزایش رضایت و فروش کمک کند.</description>
                <category>Nazanin Nazem</category>
                <author>Nazanin Nazem</author>
                <pubDate>Sat, 22 Feb 2025 09:59:04 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تکلیف شماره 2 درس تحقیقات بازاریابی</title>
                <link>https://virgool.io/@nazanin_nazem/%D8%AA%DA%A9%D9%84%DB%8C%D9%81-%D8%B4%D9%85%D8%A7%D8%B1%D9%87-2-%D8%AF%D8%B1%D8%B3-%D8%AA%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82%D8%A7%D8%AA-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-werjg8vf91tz</link>
                <description>به نام نگارندۀ سخندر حال گذراندن ترم دوم MBA در دانشگاه صنعتی امیرکبیر هستم. این ترم در کلاسی با عنوان &quot;تحقیقات بازاریابی&quot; با تدریسِ دکتر محمدمهدی پوربصیر شرکت کردم.در این پست تکلیف جلسه دوم این کلاس را می‌نویسم.تکلیف 2: کتاب تست مامان را بخوانید و در یک گزارش بنویسید برای اجرای Exploratory Research چه نکاتی دارد؟اول از همه باید بدونیم که تحقیق اکتشافی یعنی تحقیقی که محققان از روش‌های کیفی مانند مصاحبه، گروه‌های متمرکز، و مشاهده استفاده می‌کنند. همچنین ممکن است از داده‌های ثانویه و مرور ادبیات نیز بهره ببرند.پس باید حواسمان باشد که در روش‌های مذکور سوالات درستی طرح کنیم چون سوالات غلط به جواب‌های غلط منتهی می‌شوند. کتاب «تست مامان» به ما یاد می‌دهد که چگونه سوالات درستی مطرح کنیم.از مهم‌ترین نکات این کتاب می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:1. از هیچ کس راجع به خوب یا بد بودن ایده‌تون نپرسید. همه دروغ می‌گویند!2. در مورد ایده‌تون حرف نزنین. بلکه سوال های هوشمندانه مطرح کنین.3. به جایِ سوال هایِ کلی و نظر اِفراد در مورد آینده، در موردِ اتفاق هایِ مشخصِ گذشته ی اونا سوال کنین.4. گوش دادن فعالانه مهم تر از حرف زدن است.5. حواسمون به داده‌های بد باشه؛ داده‌ی بد چیست؟ تعریف و تمجیدها، حرف‌های کلی و بی‌اساس و فرضیات ذهنی، و ایده‌های مشتری6. ایده های مشتری رو یادداشت کنیم ولی لزوما نباید سریع اجراشون کنیم. بهتره به پیاده کردن ایده اصلی خودمون تمرکز کنیم و کم کم به سراغ ایده های جدیدتر بریم.7. هر موقع یه حرف یا حرکت پراحساس دیدین، سریع دنبال دلیلش باشین.8. در هر گفت و گو باید حداقل یه سوال باشه که از پرسیدنش خیلی می‌ترسین.9. کسب و کارتون رو روی پاسخ‌های بی تفاوت مثل «ایول!» بنا نکنین. این گونه پاسخ ها برای سرباز کردنه و خیلی جدی نیست؛ بیشتر وعده سر خرمنه.10. گفت و گو رو از مسائل کلی شروع کنین. بعد که یه مشکل اساسی رو کشف کردین، وارد جزئیات بشین.11. همیشه سه سوال مهم تون رو توی ذهن داشته باشین.12. برای کسب اطلاعات لازم نیست جلسه‌های رسمی‌بذاریم. جلسه‌های کوتاه و صمیمی‌بهتر جواب می‌دن.13. حتی در جلسه‌های رسمی‌هم قضیه رو زیاد پیچیده نکنین تا اطلاعات درستی از مشتری به دست بیارین. (cool  باشین!)14. با یک جلسه پرسش و پاسخ مشتری رو ول نکنیم. حتما برای قدم بعدی برنامه داشته باشیم. و هر چه قدر بتونیم تعهد مالی، اعتباری یا زمانی بیشتری بگیریم، حرفاشون قابل اعتمادتره.15. بعد از اینا باید برین سراغ آدمای درست و بخش بندی مشتریان + نوشتن صحیح و شیوه کار رو خوب بلد باشین.این هم پاسخ هوش مصنوعی است که برای جمع بندی خالی از لطف نیست:کتاب «تست مامان» بر اهمیت صحبت کردن با مشتریان تأکید می‌کند و راهنمایی‌هایی در مورد چگونگی انجام مؤثر این مکالمات، به‌ویژه هنگام بررسی ایده‌های تجاری جدید ارائه می‌دهد. در اینجا خلاصه ای از نکات کلیدی برای انجام تحقیقات اکتشافی بر اساس این کتاب آمده است:1. تست مامان: اجتناب از تعصب و دریافت بازخورد صادقانه* ایده اصلی این است که شما نباید از مادرتان (یا افراد نزدیک به شما) بپرسید که آیا ایده شما خوب است زیرا آن‌ها احتمالاً برای حمایت از شما پاسخ مثبت خواهند داد.* در عوض، بر یادگیری مشکلات آن‌ها و اینکه آیا ایده شما نیاز واقعی را برطرف می‌کند، تمرکز کنید.*هدف یافتن حقیقت است نه تایید. بسیار مهم است که از &quot;سوگیری تایید خود&quot;، جایی که به دنبال تعریف و تمجید هستید و اطلاعات مهم را نادیده می‌گیرید، اجتناب کنید.2. پرسیدن سوالات درست* سوالات خوب بر رفتار گذشته مشتری تمرکز دارند: در مورد نمونه های خاص و تجربیات آن‌ها بپرسید.* از سوالات فرضی بپرهیزید: نپرسید که آیا آن‌ها محصول شما را می‌خرند یا خیر. مردم اغلب وقتی مستقیماً در مورد قصد خرید از آن‌ها سؤال می‌شود دروغ می‌گویند. در عوض، با درک هزینه‌های جاری و رویکردهای حل مشکل، بهره را به‌طور غیرمستقیم اندازه‌گیری کنید.* روی مشکلات آن‌ها تمرکز کنید، نه راه حل های خود: نقاط درد و روال روزانه آن‌ها را درک کنید. یک سوال خوب در مورد ایده شما نیست، بلکه در مورد زندگی آن‌ها است.* نمونه هایی از سوالات خوب: &quot;چرا ویژگی X را می‌خواهید؟&quot; &quot;در مورد آخرین باری که اتفاق افتاد به من بگو&quot;.3. درک تعهد مشتری* به دنبال تعهد باشید، نه تعارف: تعهد را می‌توان از طریق زمان، پول یا شهرت نشان داد.* نپرسید که آیا آن‌ها خرید می‌کنند: اگر می‌خواهید بدانید که آیا مردم محصول شما را می‌خرند، *از آن‌ها بخواهید که آن را بخرند*. اگر آن‌ها مایل به پرداخت هستند، این نشان می‌دهد که ارزش محصول شما را پیدا می‌کنند.* ارزش را با تمایل به پرداخت اندازه گیری کنید: مردم در مورد اینکه چقدر مایل به پرداخت هستند صادق تر هستند تا اینکه آیا خرید می‌کنند یا خیر.4. مدیریت مکالمه* این وظیفه شماست که از اشتباهات جلوگیری کنید: از مشکلات احتمالی در مکالمات مشتری آگاه باشید. مراقب باشید مشتری را هدایت نکنید. وظیفه شما این است که مشتری را به نتیجه گیری درست هدایت کنید.* ایده خود را مطرح نکنید: هدف یادگیری است، نه فروش. از توضیح ایده خود با هیجان خودداری کنید، که می‌تواند مکالمه را از مسیر خارج کند.* آن را معمولی نگه دارید: جلسات رسمی‌می‌تواند ترسناک باشد. یک مکالمه آرام را هدف قرار دهید.* بیشتر از اینکه صحبت کنید گوش کنید: مهمترین چیز جمع آوری حقایق و تعهد از مشتری است.* تمجیدها را به سرعت رد کنید: از زمانی که مردم تعریف می‌کنند آگاه باشید و سریعاً مکالمه را به مسیر اصلی خود برگردانید.5. شناسایی بخش‌های مشتری* همه مشتری شما نیستند: بر درک مشکلات بخش های خاص مشتری تمرکز کنید.* به دنبال گروهی از افراد با مشکلات و انگیزه های مشابه باشید.* نادیده گرفتن سایر مشتریان اشکالی ندارد: روی آژانس های نوآور تمرکز کنید تا چندین احتمال را حذف کنید تا بفهمید کدام ویژگی نیازهای مشتری شما را برطرف می‌کند.* از افراد با تجربه کمک بگیرید: اگر می‌توانید به متخصصان دسترسی داشته باشید، این کار را انجام دهید.* پذیرندگان اولیه را اولویت بندی کنید: بر یادگیری و کسب درآمد تمرکز کنید.6. برنامه ریزی و بررسی فرآیند* قبل از مکالمه برنامه داشته باشید: قبل از شروع، فهرستی از سه چیز که می‌خواهید از گفتگو یاد بگیرید تهیه کنید.* ممکن است نیاز به تغییر سوالات باشد. آماده باشید تا سوالات خود را اصلاح کنید.* هدف یادگیری سریع است: ماه ها را صرف گفتگو با مشتریان نکنید.* ثبت بینش: مهمترین چیز این است که همه چیز را یادداشت کنید.* از ایجاد تغییرات نترسید: اگر همه چیز طبق برنامه پیش نمی‌رود نگران نباشید.با پیروی از این دستورالعمل ها، می‌توانید تحقیقات اکتشافی موثرتری انجام دهید و بینش های ارزشمندی برای کسب و کار خود به دست آورید. به یاد داشته باشید، &quot;تست مامان&quot; در مورد یادگیری است، نه اعتبار سنجی.</description>
                <category>Nazanin Nazem</category>
                <author>Nazanin Nazem</author>
                <pubDate>Fri, 14 Feb 2025 21:17:08 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تکلیف شماره 1 درس تحقیقات بازاریابی</title>
                <link>https://virgool.io/@nazanin_nazem/%D8%AA%DA%A9%D9%84%DB%8C%D9%81-%D8%B4%D9%85%D8%A7%D8%B1%D9%87-1-%D8%AF%D8%B1%D8%B3-%D8%AA%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82%D8%A7%D8%AA-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-pn6g92zogxez</link>
                <description>به نام نگارنده سخندر حال گذراندن ترم دوم MBA در دانشگاه صنعتی امیرکبیر هستم. این ترم در کلاسی با عنوان &quot;تحقیقات بازاریابی&quot; با تدریسِ دکتر محمدمهدی پوربصیر شرکت کردم.در این پست تکلیف جلسه اول این کلاس را می‌نویسم.تکلیف 1: در مورد هرم شواهد مطالعه کنید و خصوصیات هر طبقه را متوجه شوید نتیجه مطالعات خود را در یک گزارش حداقل ۲۵۰ کلمه‌ای بنویسید. یک مقاله از 3 شماره اخیر ژورنال زیر انتخاب کنید:International Journal of Research in Marketingو یافته‌های پژوهش را در حداقل 100 کلمه بنویسید و بگویید کجای طبقه از هرم شواهد قرار دارد.هرم شواهدهرم شواهد یک چارچوب است که برای دسته‌بندی انواع مختلف مطالعات تحقیقاتی بر اساس دقت روش‌شناختی و قدرت شواهد استفاده می‌شود. این هرم نشان می‌دهد که با بالا رفتن هرم از پایه به راس، قدرت و قابلیت اطمینان یافته‌های تحقیق افزایش می‌یابد.ویژگی‌های هر سطح در هرم:سطح 1 (پایین‌ترین سطح): حکمت شاغل/ نظر متخصصبیانگر بینش و تجربیات متخصصان است.منابع شامل صفحات وب حرفه‌ای، نظرات و مقالاتی است که تجربیات عملی را مورد بحث قرار می‌دهند.اگرچه این بینش‌ها به دلیل ارتباط با دنیای واقعی ارزشمند هستند، اما اغلب روایت‌گونه‌اند و دقت تجربی تحقیقات رسمی‌تر را ندارند.سطح 2: مطالعات موردی کمی‌ و کیفیاین سطح شامل تحقیقات متمرکز بر موارد خاص، مانند یک دوره، موسسه یا برنامه واحد است.این مطالعات اغلب از یک روش تحقیق استفاده می‌کنند و ابزارهای مورد استفاده ممکن است بسیار خاص برای زمینه مطالعه باشند.جامعه مورد مطالعه ممکن است متنوع نباشد.در حالی که این مطالعات می‌توانند بینش غنی در زمینه‌های خاص ارائه دهند، یافته‌های آن‌ها ممکن است به راحتی قابل تعمیم نباشد.سطح 3: مطالعات همگروهی کیفی و کمیاین سطح شامل مطالعاتی است که دوره‌ها یا مؤسسات متعددی را بررسی می‌کند و اغلب از روش‌های ترکیبی استفاده می‌کند.ابزارهای مورد استفاده معمولاً کاربرد گسترده‌تری دارند، جمعیت‌های مورد مطالعه متنوع‌تر هستند و اقداماتی برای به حداقل رساندن سوگیری انجام می‌شود. این مطالعات به دلیل دامنه گسترده‌تر و ملاحظات روش شناختی، قوی تر از مطالعات موردی در نظر گرفته می‌شوند. سطح 4: متاآنالیزاین سطح شامل تجزیه و تحلیل داده‌های چندین مطالعه منتشر شده است. متاآنالیز نتایج آماری مطالعات مختلف را ترکیب می‌کند تا درک جامع‌تری از موضوع تحقیق ارائه دهد. این رویکرد قدرت آماری و تعمیم‌پذیری یافته‌ها را افزایش می‌دهد.سطح 5: بررسی‌های سیستماتیکدر بالای هرم، بررسی‌های سیستماتیک بالاترین سطح شواهد را نشان می‌دهد. این بررسی‌ها یافته‌های همه مطالعات مربوطه را ترکیب می‌کنند تا یک نمای کلی جامع از یک سؤال تحقیقی خاص ارائه کنند. مرورهای سیستماتیک دقیق‌ترین شکل شواهد در نظر گرفته می‌شوند، زیرا سوگیری را از طریق یک روش تحقیق شفاف و جامع به حداقل می‌رسانند.جمع‌بندی:هرم نشان می‌دهد که با حرکت به سمت بالا، تجمع داده‌ها، تعمیم‌پذیری و قدرت شواهد افزایش می‌یابد. سطوح پایین‌تر نشان‌دهنده اطلاعات فیلتر نشده از مطالعات اصلی است، در حالی که سطوح بالاتر، مطالعات متعدد را ترکیب می‌کنند، در نتیجه شواهد ضعیف یا غیرقابل اعتماد را فیلتر می‌کنند.خلاصه مقاله مجله و جایگاه آن مقاله «On the role of social media platforms in the creator economy»، نقش پلتفرم‌ها در اقتصاد تولیدکنندگان محتوا را با استفاده از رویکرد مروری بررسی می‌کند. نویسندگان بینش‌هایی را از بررسی ادبیات و مصاحبه‌های عمیق با ذینفعان در اقتصاد تولیدکنندگان محتوا به دست می‌آورند. این رویکرد به نویسندگان اجازه می‌دهد تا چارچوبی را توسعه دهند که بازیگران کلیدی، تعاملات و نیروهای تغییر در اقتصاد تولیدکنندگان محتوا را توصیف می‌کند و پلتفرم‌ها در مرکز این سیستم قرار دارند.این مقاله سه نقش کلیدی را برای پلتفرم‌ها مشخص می‌کند:1. اتصال بازیگران کلیدی 2.حمایت از تولید و مدیریت محتوا 3. تسهیل کسب درآمدیافته‌های پژوهش:1. پلتفرم‌ها به بازیکنان کلیدی متصل می‌شوند: پلتفرم‌های رسانه‌های اجتماعی، سازندگان، کاربران و تبلیغ کنندگان را گرد هم می‌آورند. در ابتدا، پلتفرم‌ها عمدتاً کاربران و سازندگان را به هم متصل می‌کردند، اما با توسعه اقتصاد تولیدکنندگان محتوا، تبلیغ‌کنندگان به یک جزء کلیدی تبدیل شدند.2. پلتفرم‌ها محتوا را تسهیل می‌کنند: پلتفرم‌ها ابزارها و رابط‌هایی را ارائه می‌دهند که از سازندگان در ساخت و مدیریت محتوا پشتیبانی می‌کند. این شامل ویژگی‌هایی برای ویرایش، زمان بندی و تجزیه و تحلیل داده‌ها می‌شود.3. پلتفرم‌ها کسب درآمد را فعال می‌کنند: پلتفرم‌ها به سازندگان کمک می‌کنند از راه‌های مختلف، از جمله درآمد تبلیغات، مشارکت با برند، اشتراک و فروش مستقیم، درآمد کسب کنند.4. الگوریتم‌ها مهم هستند: الگوریتم‌های پلتفرم نقش مهمی‌ دارند در تعیین اینکه کدام محتوا برای کاربران قابل مشاهده است و نیز در تطبیق سازندگان، کاربران و تبلیغ‌کنندگان. با این حال، به طور کلی نحوه عملکرد دقیق این الگوریتم‌ها ناشناخته است.5. نقش‌های پویا: نقش‌های پلتفرم‌ها به‌دلیل عوامل داخلی، مانند اولویت‌های کاربر در حال تحول و سیاست‌های پلتفرم، و همچنین عوامل خارجی، مانند تحولات هوش مصنوعی و هنجارهای اجتماعی، دائماً در حال تغییر هستند.6. نیاز به تحقیقات بیشتر: این مقاله تاکید می‌کند که نقش پلتفرم‌ها در اقتصاد تولیدکنندگان محتوا مورد مطالعه قرار نگرفته است. نیاز به تحقیقات بیشتر در مورد روش‌های خاصی است که پلتفرم‌ها بازیگران اصلی را به هم متصل می‌کنند، از تولید محتوا پشتیبانی می‌کنند و امکان کسب درآمد را فراهم می‌کنند.به طور کلی، مقاله تاکید می‌کند که پلتفرم‌های رسانه‌های اجتماعی فقط فضاهای منفعل نیستند که اقتصاد تولیدکنندگان محتوا در آن اتفاق می‌افتد. آن‌ها شرکت کنندگان فعالی (active participants) هستند که روابط و فرصت‌ها را در این صنعت رو به رشد شکل می‌دهند. جایگاه مقاله در هرم شواهد:این مقاله در پایه هرم شواهد، در دسته «حکمت شاغل/ نظر متخصص» قرار دارد. اگرچه نویسندگان از مصاحبه با کارشناسان صنعت و ادبیات دانشگاهی استفاده می‌کنند، مقاله خود یک مطالعه تحقیقاتی اولیه نیست. این یک بررسی و ترکیب است، بنابراین در انتهای پایین سلسله مراتب قرار دارد. این یک نمای کلی ارائه می‌دهد و سؤالات تحقیق را چارچوب می‌دهد، اما به خودی خود نتایج کمی‌ یا کیفی را که در مطالعات موردی یا کوهورت مشاهده می‌شود، ایجاد نمی‌کند.</description>
                <category>Nazanin Nazem</category>
                <author>Nazanin Nazem</author>
                <pubDate>Wed, 05 Feb 2025 16:01:15 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آموخته‌هایم از هفتمین همایش مشاوران مدیریت با رویکرد تحول دیجیتال و جایزه ملی بزرگمهر</title>
                <link>https://virgool.io/@nazanin_nazem/%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%AE%D8%AA%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C%D9%85-%D8%A7%D8%B2-%D9%87%D9%81%D8%AA%D9%85%DB%8C%D9%86-%D9%87%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D9%85%D8%B4%D8%A7%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D8%A8%D8%A7-%D8%B1%D9%88%DB%8C%DA%A9%D8%B1%D8%AF-%D8%AA%D8%AD%D9%88%D9%84-%D8%AF%DB%8C%D8%AC%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%84-%D9%88-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D9%85%D9%84%DB%8C-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF%D9%85%D9%87%D8%B1-eiokwhkojl9f</link>
                <description>مایه افتخار و مزید امتنان است که در برگزاری هفتمین #همایش #مشاوران_مدیریت با رویکرد #تحول_دیجیتال و #جایزه_ملی_بزرگمهر همراه انجمن مشاوران مدیریت ایران بودیم.🔍 مهم‌ترین آموخته‌هایم از این همایش:۱. دکتر #سعید_احمدیان، رئیس هیئت مدیره انجمن مشاوران مدیریت، در سخنرانی آغازین خود به تاخر فرهنگی ایران در عصر دیجیتال اشاره کردند.◀️ایشان معتقدند پیشرانِ تولید و خلق ثروت، دانش است و بزرگترین استعمار این مملکت، فرار مغزهاست و نه غارت نفت و ....◀️ در قدیم احترام بزرگترها بیشتر بود چون هم سن و هم دانش‌شان بیشتر بود؛ اما الان قضیه فرق می‌کند. بعضی اوقات جوانان اطلاعات و دانش بیشتری دارند.◀️ امروزه اگر من چیزی بلدم تا ۳ سال یا نهایتا ۵ سال دیگر تاریخ انقضا دارد و بعد از این زمان باید خودم را به روز کنم.۲. دکتر #حسن_فروزان_فرد، رئیس کمیسیون حکمرانی سازمان اتاق تهران:◀️ کسب و کارهای خانوادگی خودشان را دیگر معرفی نمی‌کنند. زیرا زمانی به نوعی ترور شده‌اند و دیگر جرئت نکردند که به خانوادگی کردن کسب و کارشان بنازند.◀️ اینکه افراد در کسب و کارهای خانوادگی هم سهامدارند، هم عضو هیئت مدیره و هم عضو اجرایی شرکت، باعث می‌شود یک حلقه حکمرانی خانوادگی و شرکتی به وجود آید. این پیچیدگی‌ها، باعث می‌شود معمولا دیتای خوبی در این شرکت‌ها وجود نداشته باشد زیرا کسی نگران شفافیت اطلاعات نیست. ◀️ معمولا مشاوران مدیریت در این شرکت‌ها طرد می‌شوند. زیرا صاحبان کسب و کار برداشت‌شان این است که مشاوران مدیریت راجع به چیزهایی فکر می‌کنند که به گمان صاحبان کسب و کار مشکل اصلی‌ شرکت نیست.◀️ در تعامل با کسب و کار خانوادگی‌، نحوه حضور مشاوران مدیریت باید متفاوت و متمایز باشد.◀️ گاهی اهمیت موضوع خانواده برای شرکت‌ها از خود سازمان مهم‌تر است.◀️  دروانزایی خاص کسب و کار خانوادگی باعث شده مانایی خانواده به مانایی کسب و کار کمک بکند و معمولا بلندعمرترین شرکت‌های جهان، خانوادگی هستند.‌◀️ پس بهترین مشتریان برای استفاده از تحول دیجیتال هستند چون به دنبال پایداری هستند زیرا نهاد خانواده ذاتا به دنبال پایداری است.۳. مهندس #غلامرضا_صفاکیش، معاون کمیته تدوین استانداردهای انجمن بین‌المللی مدیریت پروژه IPMA، که خود را یک ایرانی ساده می‌دانست، درباره‌ی پیچیدگی‌های رفتاری ایرانیان، سخنرانی جذاب و متفاوتی داشتند.◀️ ایشان با بیان یک خاطره، صراحت گفتار یک خارجی را تبیین کردند. و برعکس آن خارجی، دیده شده که یک ایرانی در برنامه‌ای می‌گوید: &quot;زرشک پلوت عالی بود ولی میاد تو ماشین و بهش نمره ۲ می‌ده!&quot;◀️ کلیدی‌ترین جمله سخنرانی این بود:✅ Be an agile communicatorاو کیست که بتواند سریع مذاکره را بر اساس فرهنگ‌های مختلف تغییر دهد؟ هنر نیست که بگوییم: &quot;من همینم که هستم، اگه خوشش اومد که اومد، اگر نه به من ربطی نداره!&quot;◀️ ما ایرانیان، یک شاخصی داریم به نام شاخص بدبینی در کشور! بدین معنا که تعارف‌ها را از ته دل قبول نداریم. و اساسا سخنان دیگران برای‌مان شک‌برانگیز است. گویی در ته ذهنمان این‌گونه می‌اندیشیم که غرضی پشت هر حرفی نهفته است.◀️ در نهایت برای مواجهه با پیچیدگی‌های فردی باید همدلی و دلسوزی و همفکری و زیرکی و کنجکاوی محترمانه و بصیرت و سبک داشته باشیم.◀️ و در نهایت نسبت به همه عشق بورزیم. به جوانی که می‌خواهد مهاجرت کند و لنگرگاه اصلی دانش این کشور است، عشق بورزیم.۴. دکتر #علی_حکیم‌_جوادی، رئیس نظام صنفی رایانه‌ای کشور:◀️ مشاوران مدیریت روحیه انتقادی خوبی دارند.◀️ برای مشاوران مدیریت آشنایی با مفهوم تحول دیجیتال یک الزام است و باید با این رویکرد وارد سازمان‌ها شوند و تحول ایجاد کنند؛ فرقی هم نمی‌کند چه صنعت و خدمتی باشد. در همه‌شان با نگاه تحول دیجیتال بهبود سازی حاصل می‌شود.۵. دکتر #محمود_اولیایی، رئیس فدراسیون مدیریت و مشاوران کسب وکار: ◀️ مسائل ژئوپلیتیک اولین تغییری است که باید مورد توجه قرار گیرد. (مکنزی در ۲۰۲۵ به عنوان اولین نگرانی بنگاه‌ها اعلام کرده است).◀️ برنامه تاب آوری برای بنگاه‌ها در سال ۱۴۰۴ باید نوشته شود. زیرا اغلب مدیران ارشد و هیئت مدیره‌ها مستاصل هستند.۶. دکتر #پیام_باقری، نایب رئیس اتاق بازرگانی ایران:◀️ منطقه فراغت از مقررات در قلمرو هوش مصنوعی باید ایجاد شود. ◀️ در سال ۱۳۵۸ یک اتفاق ناگوار رخ داد و آن هم این بود که سرمایه سرمايه‌دارانِ اصیلِ بخش خصوصی که صاحب سرمایه خانوادگی بودند، مصادره شد.◀️امروزه، یکی از نقش‌های ناخواسته ما احیای مجدد کسب و کارهای خانوادگی است.۷. دکتر #غلامحسین_محمدی، معاون وزیر کار، تعاون و رفاه اجتماعی و رئیس سازمان فنی و حرفه‌ای کشور درباره‌ &quot;فقر مهارتی&quot; سخن گفتند. ◀️ امروزه عدم تناسب بین شغل و مهارت وجود دارد. چرا؟زیرا آموزش در کشور متناسب با صنعت نیست. بخش دیگرش به خاطر عدم عدالت آموزشی است. بخشی به خاطر آموزش ضعیف است.◀️ ارتقای مهارت کارکنان یک ضرورت کلیدی است.◀️ ما وارد بحران‌های پیچیده‌ای شدیم که برای حلش باید انسان‌های تحلیلگر داشته باشیم. و بخش عمده‌ای از فرصت‌های افزایش مهارت‌هایی همچون تحلیلگری، دیگر در دانشگاه‌ها نیست. ◀️ از طریق آکادمی upscaling دیگر رخ نمی‌دهد. ◀️ از لحاظ اثربخشی آموزشی ششم از آخر هستیم!◀️ فرد وقتی وارد بازار کار می‌شود تازه مهارت‌هایش زیاد می‌شود! که اثربخشی بازار کار ایران را به شدت کم کرده است.◀️ امروز جنگ بر سر ناترازی انرژی است  ولی فردا قطعا جنگ بر سر نیروی انسانی است.◀️ امیدی به نهادهای آموزشی موجود نیست و شرکت‌ها خودشان باید حواسشان باشد. ◀️ اگر در چرخه اشتغال، ارتقای مهارت وجود نداشته باشد، مطمئنا باعث کاهش GDP بیش از آنچه که هست، می‌شود.◀️  در برنامه هفتم توسعه ۲ درصد بهره‌وری مرتبط با نیروی کار ذکر شده است. ◀️ بیزینس‌ها باید یاد بگیرند وارد زیست بوم‌های اقتصادی برای آموزش های تقاضامحور بشوند.◀️ امروزه آدم‌هایی می‌خواهیم که خودشان رو با نیازهای جدید منطبق کنند.سخنرانان هفتمین همایش مشاوران مدیریت با رویکرد تحول دیجیتال و جایزه ملی بزرگمهر📌 پ.ن: بسیار خوشحالم که پس از همکاری در یک رویداد دیگر، فرصتی پیش آمد تا دوباره با جناب آقای جوشن دیدار کنم. پیشنهاد می‌کنم پادکست «چاله» به مجری‌گری ایشان را حتماً گوش دهید.نازنین ناظم و رضا جوشن#نازنین_ناظم 🗓 سه شنبه، ۲ بهمن ۱۴۰۳تهران، مرکز همایش‌های بین‌المللی صدا و سیما - تالار خواجه نصیر#کسب_و_کار #مدیریت_کسب_و_کار #MBA</description>
                <category>Nazanin Nazem</category>
                <author>Nazanin Nazem</author>
                <pubDate>Tue, 21 Jan 2025 23:51:29 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>متن اجرای آغازین نازنین ناظم در اختتامیه جشنواره بر سمند سخن</title>
                <link>https://virgool.io/@nazanin_nazem/%D9%85%D8%AA%D9%86-%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A2%D8%BA%D8%A7%D8%B2%DB%8C%D9%86-%D9%86%D8%A7%D8%B2%D9%86%DB%8C%D9%86-%D9%86%D8%A7%D8%B8%D9%85-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D8%AA%D8%A7%D9%85%DB%8C%D9%87-%D8%AC%D8%B4%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%A8%D8%B1-%D8%B3%D9%85%D9%86%D8%AF-%D8%B3%D8%AE%D9%86-weiipmnk1fgn</link>
                <description>نازنین ناظم، مجری اختتامیه نخستین جشنواره ملی بر سمند سخنبسم الله الرحمن الرحیمبه نام نگارنده سخن«سپاس خداوند دانا کنمروان و خرد را توانا کنمبه نام جهان داور دادگر كز او گشت پيدا به گيتی هنر»درودی پرآفرین نثار شما نامداران شورآفرین که با کلک فصاحت، بیانی پرصداقت دارید و بر دل‌ها مهر می‌نگارید. و درود می‌فرستم بر همه نازنینانی که از طریق لایو صفحه آکادمی سخن همراه ما هستند.اینجانب نازنین ناظم، مجری اختتامیه نخستین جشنواره بر سمند سخن، عرض خیرمقدم و شادباش دارم محضر ارزشمند یکایک شما عزیزان که در دو روز متوالی سمند سخن را در وادی اجرا و سخنوری خوش راندید.«در اینجا سراسر همه انجمنبراندید زیبا سمند سخن»جشنواره بر سمند سخن در ایستگاه نخست است. به رسم آموخته شده در جشنواره سعدی، و به آیین ایران مجری، کوله باری سرشار از عشق، محبت، مودت، دوستی و معرفت در کلام و آکنده از یکصدایی و همصدایی و همنوایی بر می داریم و دست رفاقت به همه همسفران این مسیر می‌دهیم و سوار بر سمند سخن تا بی‌نهایت صحنه ها به پیش می‌تازیم. سپاس، سپاس و سپاس از همه کسانی که بودند، هستند و خواهند ماند.«اولین گام ار سمند عشق را پی می کنیوادی بی منتهای عشق را طی می کنی»لینک فیلم اجرا:https://www.aparat.com/v/702fj</description>
                <category>Nazanin Nazem</category>
                <author>Nazanin Nazem</author>
                <pubDate>Tue, 15 Aug 2023 13:30:06 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>متن اجرای اختتامیه دوازدهمین جشنواره بین المللی سعدی از نازنین ناظم</title>
                <link>https://virgool.io/@nazanin_nazem/%D9%85%D8%AA%D9%86-%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D8%AA%D8%A7%D9%85%DB%8C%D9%87-%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%87%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D8%B4%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-%D8%B3%D8%B9%D8%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%86%D8%A7%D8%B2%D9%86%DB%8C%D9%86-%D9%86%D8%A7%D8%B8%D9%85-wvc25un6noyz</link>
                <description>نازنین ناظم، مجری اختتامیه دوازدهمین جشنواره مجریان و سخنوران ایرانبسم الله الرحمن الرحیمبه نام نگارنده سخنهنرمندان فرهمند! یاران همراه و همراهان پایدار! درود و ثنایتان باد.بالاخره جشنواره سعدی، جشنواره مجریان و  سخنوران به ایستگاه دوازدهم رسید. در این امتداد ایام و لیالی، خیلی‌ها  آمدند و رفتند. برخی، چکاوک‌ها را از آن خود کردند و بعضی دیگر صاحب  مدالیون‌ها شدند. اما آیا به عنوان یک مجری یا سخنور دانا و توانا تاکنون  به فلسفه مدالیون‌ها اندیشیده‌اید؟امشب به شما می‌گویم که در این مدالیون‌ها، حکمت و حکایتی نهفته است.این فقط یک مدالیون نیست.مدالیون نماد اعتبار و افتخار دارنده‌اش در نکویی و نیک گویی بر روی صحنه است.این فقط یک مدالیون نیست.مدالیون نماد هنرمندی است که در ارج نهادن علم و دانش و فر و فرهنگ کهن پارسی خصوصا زبان فارسی کوشنده و پوینده است.این فقط یک مدالیون نیست.مدالیون فریادی است برای این نسل و  نسل‌های آینده این مرز و بوم که من به عنوان یک انسان فرهیخته به اصالت  فرهنگ و اصابت تمدن، عشق می‌ورزم.این فقط یک مدالیون نیست.مدالیون یعنی من با تمام توش و توان در  جشنواره سعدی شرکت می‌کنم تا به همگان و همگنان اعلام و اعلان دارم که  دریافت این نشان نماد همدلی، همبستگی و همصدایی است.این فقط یک مدالیون نیست.مدالیون زبان خاموش صاحبش است، کسی از این نشان برخوردار است که در اندیشه به روز است و در اجرا بهروز است.این فقط یک مدالیون نیست.مدالیون‌ها و صاحبانشان، مورد توجه  مخاطبانی قرار می‌گیرند که به پیشرفت سخن و سخنوری می‌اندیشند و به فکر رشد  و توسعه علمی و فرهنگی ایران عزیز هستند.این فقط یک مدالیون نیست. مدالیون نماد  دغدغه مندی است. وقتی به موضوعات دوازدهمین جشنواره سعدی می‌نگریم،  می‌درخشند مطالبی همچون ایران آینده، نیلوفران آبی، اخلاقی زیستن، زنان  تاثیرگذار، روز ملی خبرنگار، عدالت آموزشی، درخت توسعه ، بحران در سیستان،  فقر فرهنگی، حقوق شهروندی، نیمه گمشده ایران، نیروی محرکه پنهان، روز جهانی  کودک، کودکان کار، کودک درون، جادوی هنر، صدای ملت، گنج‌های نهان،  شاهنامه، اثر ادبی ایران، مبارزه با نژادپرستی و بسیاری از مسائل مهم دیگر.  این یعنی مدالیون‌ها در دست کسانی قرار خواهند گرفت که دغدغه‌مند هستند و  به فکر توسعه ایران و جهان.پس بیاییم این جشنواره را قدر بدانیم و مدالیون‌ها را بر صدر نشانیم و با تلاشی وافر برای نیل به آن بیش از پیش کوشا و پویا باشیم.یادمان باشد، این ما هستیم که به مدالیون‌ها افتخار و اعتبار میبخشیم.امید است این باب را گشاده نگه دارید که در آن صد گشایش است.امسال چه کسانی مدالیون‌ها را در دست می‌گیرند؟تا دقایقی دیگر پاسخ این سوال را خواهیم یافت.اینجانب نازنین ناظم، آغاز آیین اختتامیه دوازدهمین جشنواره بین‌المللی سعدی را اعلام می‌دارم.رئیس دوازدهمین جشنواره بین المللی سعدی: دکتر فریبا علومی یزدیلینک فیلم اجرا: https://www.aparat.com/v/dXbFS</description>
                <category>Nazanin Nazem</category>
                <author>Nazanin Nazem</author>
                <pubDate>Mon, 31 Jul 2023 21:11:27 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اهمیت و فرایند استخدام در سازمان</title>
                <link>https://virgool.io/@nazanin_nazem/%D8%A7%D9%87%D9%85%DB%8C%D8%AA-%D9%88-%D9%81%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AF-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D8%AF%D8%A7%D9%85-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-kgwtlzjdvccd</link>
                <description>دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسیدانشکده مهندسی صنایعتحقیق درس اصول مدیریت و تئوری سازمانموضوع:اهمیت و فرایند استخدام در سازماناستاد راهنما:دکتر مصطفی ستاکتهیه و تنظیم:نازنین ناظم – امین اصلانی – حانیه ترابی – زهرا نقی‌پوربهار 1401چکیده:انتخاب کارمند لایق کلید موفقیت ما و سازمان است.امروزه، یک فرایند استخدام مستحکم شامل یک رویکرد چند جانبه، ملاقات افراد داوطلب در محل کار و استخدام در عین احساس رضایت آن‌ها و تعامل در کل چرخه حیات سازمانی آن‌هاست.امروزه سازمان‌ها با دقت خاصی به جذب و استخدام نیروی کار می‌پردازند، چراکه چالش‌ها و عواقب ناشی از عدم پرداختن به جنبه‌های مختلف فرایند جذب را درک کرده‌اند.بر طبق آمارهای موجود تقریبا 95 درصد موفقیت یک سازمان در درجه اول به افرادی بستگی دارد که برای کار در آن سازمان انتخاب شده‌اند.پس اگر فرایند استخدام درست طی نشود، هزینه‌های بسیاری به سازمان تحمیل می‌شود؛ هزینه‌هایی مانند: الف) زمان از دست‌رفته برای سازمان و طرفین؛ یعنی زمانی را که برای مصاحبه، استخدام و تربیت فرد مورد نظر وقت گذاشته می‌شود که در صورت عدم تطابق با خروجی مورد نظر کاملا از دست‌رفته است.ب) پول از‌ دست‌رفته؛ یعنی هزینه حقوق، مزایا و آموزش شخصی که مناسب نیست. شاید هزینه‌های قابل‌ توجهی بابت تبلیغات یا کاریابی به یک آژانس کاریابی در خارج از شرکت هم پرداخت شده باشد که آنگاه همگی این پول‌ها به هدر می‌روند زیرا شرکت ما در برابر این سرمایه‌گذاری، فرد مناسبی برای این کار پیدا نکرده است.ج) بهره‌وری از دست‌رفته؛ در مدت زمانی که به‌دنبال یک جایگزین بودیم و به فردی رسیدیم که از اول نباید استخدام می‌شد. بهره‌وری شرکت‌هایی که میزان جابه‌جایی کارمندان در آن‌ها بیشتر است از بهره‌وری شرکت‌هایی که بهتر مدیریت می‌شوند پایین‌تر است.با توجه به موارد مطرح شده، آشنایی با این فرایند تاثیرگذار لازم و ضروری است. فرایند جذب و استخدام، در سازمان‌های گوناگون، مختلف و متنوع است.بنابراین این گروه تصمیم بر آن گرفت که «اهمیت و فرایند استخدام در سازمان» را در سه دسته‌بندی سازمان‌های خصولتی، دولتی و خصوصی مورد بررسی قرار دهد. با امید به اینکه مقبول واقع گردد.کلیدواژگان: استخدام – سازمان – نیروی کار – جذب نیروی کار – فرایند استخدامبخش اول:کلیات تحقیق1-1- مقدمهبه عنوان دانشجویان مهندسی صنایع، علاقه داریم تا با فرایند استخدام در سازمان‌های گوناگون، هم از دید یک کارفرما و هم از دید یک کارجو مطلع شویم. فرایند استخدام هر سازمانی متفاوت است؛ بنابراین، فرایند استخدام را در سه نوع سازمان بررسی کردیم:الف) سازمان‌های خصولتی و به طور خاص شرکت خودروسازی سایپاب) سازمان‌های دولتی و به طور خاص وزارت دفاعج) سازمان‌های خصوصی و به طور خاص یکتانت1-2- بیان مسألهویکی مارلان – دستیار مشاور می‌گوید:« قابل درک است که سازمان‌ها تا جای ممکن به دنبال افزایش سرعت فرایند استخدام هستند، از این نظر که اغلب اوقات فشارهای خارجی از سوی سرپرستان یا مدیران اعمال می‌شود چون باید کار به نحوی به پایان برسد. منطقی است که هرچه سریع تر استخدام انجام شود، زودتر افراد در سر وظیفه شغلی یا محل کار خود قرار داده می‌شوند. ولی، مسائل زیادی می‌توانند به دنبال افزایش سرعت فرایند انتخاب کارمند به مشکل برخورند. اگر نیازهای استخدامی یک سازمان پیش از به جریان افتادن موج استخدام به واسطه ساده‌سازی فرایند جذب نیرو تعیین شود، زمان استخدام را می‌توان بدون عجله کردن در استخدام و قربانی کردن کیفیت کاندیداها کوتاه کرد.»به راستی فرایند استخدام در کدام نوع سازمان (خصولتی، دولتی یا خصوصی) بیشتر با گفته‌های آقای مارلان تطابق دارد؟ اولین مسئله‌ای که در ذهن ما شکل گرفت، این بود که هر سازمانی برای استخدام نیرو، چه مسیری را طی می‌کند و همچنین کارجویان از چه مسیری باید برای استخدام عبور کنند؟ آیا اهمیت استخدام به قدری بالا است که در بعضی از سازمان‌ها شامل مراحل فراوانی است؟ یا سازمان‌ها به اشتباه در حال هدر دادن هزینه، فرصت و هزینه-فرصت‌هایشان هستند؟ مسئله دوم این بود که فرایند استخدام در سازمان‌های خصولتی، دولتی و خصوصی تا چه اندازه با هم شباهت و تفاوت دارد؟1-3- اهداف تحقیقاين تحقیق درنظر دارد به اين اهداف دست پیدا کند:1-  نحوه اطلاع‌رسانی سازمان‌های خصولتی، خصوصی و دولتی برای جذب و استخدام را معرفی کند.2- فرایند استخدام در سازمان‌های خصولتی، دولتی و خصوصی را بشناساند.3- فرایند مصاحبه در سازمان‌های خصولتی، دولتی و خصوصی را شرح دهد.4- به قراردادهای حقوقی سازمان‌های خصولتی، دولتی و خصوصی به اختصار اشاره کند.1-4- سؤالات تحقیق1- اطلاع‌رسانی و کانال‌های اطلاع‌رسانی برای جذب در سازمان‌های خصولتی، دولتی و خصوصی کدامند؟2- فرایند استخدام در سازمان‌های خصولتی، دولتی و خصوصی چگونه است؟3- فرایند مصاحبه در سازمان‌های خصولتی، دولتی و خصوصی چگونه است؟4- پس از استخدام در سازمان‌های خصولتی، دولتی و خصوصی چه قراردادهایی بین طرفین بسته می‌شود؟1-5- روش‌شناسی تحقیقتحقیق حاضر به روش توصیفی-تحلیلی انجام پذیرفته است. شیوه جمع‌آوری داده‌ها در این تحقیق بنا بر شیوۀ متداول در علوم انسانی به روش کتابخانه‌ای است و پژوهشگران در موارد خاص به تحلیل داده‌های علمی حاصل از تحقیق خود می‌پردازد. در برخی موارد نیز به صورت میدانی از افراد شاغل در یکی از انواع سازمان‌های خصولتی، خصوصی و دولتی سوال پرسیده شده‌است.1-6- روش گردآوری داده‌هادر این تحقیق جهت گردآوری اطلاعات، از روش کتابخانه‌ای و میدانی استفاده شده‌است.1-7- روش‌ها و ابزار تجزيه و تحلیل داده‌هادر تجزیه و تحلیل اطلاعات، از روش توصیفی – تحلیلی بهره مند شده‌ایم. نتیجه‌گیریِ حاصل از تجزیه ‌و تحلیل داده‌ها، با روش استدلال استقرایی یعنی نتیجه‌گیری از جزء به کل، انجام شده‌است.بخش دوم:بررسی شرکت خصولتی(سایپا)2-1- مقدمهخصولتی که از ترکیب دو کلمه «خصوصی» و «دولتی» به وجود آمده پس از شروع روند خصوصی‌سازی در ایران وارد ادبیات رسانه‌ها شده‌است؛ البته این واژه، بیشتر میان منتقدان دولت‌ها استفاده می‌شود. خصولتی به معنی تسلط دولت یا سازمان‌های وابسته به دولت، یا نهادهای حکومتی بر شرکت‌ها، کارخانه‌ها و در کل بنگاه‌های بزرگ اقتصادی است که خصوصی‌سازی شده‌اند. (سایت خبر تحلیلی)در ادبیات اقتصادی، به شرکت‌هایی خصولتی گفته می‌شود که با وجود قرار نداشتن در فهرست شرکت‌های دولتی، به علت این‌که تعدادی از سهام آن‌ها در اختیار نهادهایی است که زیر نظر دولت یا سایر نهادهای حکومتی هستند، در حقیقت در زمره شرکت‌هایی غیر خصوصی قرار می‌گیرند. (سایت خبر تحلیلی)به زبان ساده، در ایران ارگان‌هایی وجود دارند که وابسته به حکومت، یا دولت هستند. گاهی این وابستگی مانند صندوق‌های بازنشستگی، شفاف است. گاهی نیز مانند آستان قدس رضوی، ستاد اجرایی فرمان امام، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، نیروی انتظامی، بنیاد شهید و امور ایثارگران، بنیاد مستضعفان انقلاب اسلامی، کمیته امداد امام خمینی، و سازمان اوقاف و امور خیریه غیر شفاف است. این ارگان‌ها تحت عنوان خیریه یا نهادهای انقلابی از بودجه و امکانات دولتی و به گفته منتقدان، رانت‌های اقتصادی و اطلاعاتی استفاده می‌کنند. اما مانند دیگر نهادها، سازمان‌ها یا شرکت‌ها مالیات نمی‌دهند و گردش مالی آن‌ها مشخص نیست. این ارگان‌ها، به دلیل وابستگی‌های پنهان و آشکارشان، می‌توانند «قدرت‌های فراقانونی» داشته باشند.نمونه شرکت‌های خصولتی در ایران، شرکت‌های خودروسازی مانند سایپا هستند. (بی بی سی فارسی)2-2- فرایند اطلاع‌رسانی برای جذب نیرو در شرکت خصولتی چگونه است؟1. کانال‌های تلگرام و اینستاگرام استخدام: با عضویت در کانال‌های تلگرام اصلی وبسایت‌های مرتبط با شرکت‌های خصولتی می‌توان آگهی متناسب توانایی خود را جست‌وجو کرد.2. برنامه موبایل وب سایت ای-استخدام3. جست‌وجوی آگهی استخدام: با این امکان شما می‌توانید بر اساس استان، مدرک تحصیلی و موقعیت شغلی دلخواه آگهی‌های مورد نظر خود را پیدا کنید.( وبسایت ای استخدام)4- سرویس هوشمند ارسال آگهی استخدام : این سرویس آگهی‌های درخواستی مرتبط با شهر، رشته و تخصص شما را به محض انتشار در قالب ایمیل یا پیامک برای شما ارسال می‌کند و شما با صرف هزینه اندک دیگر نیازی به بررسی روزنامه، وب سایت، کانال‌های تلگرامی و غیره نخواهید داشت.(کتاب ایران استخدام)2-3- شرایط استخدام در شرکت خصولتی چگونه است؟ابتدا باید توجه کرد که هر فرد باید دارای شرایط اولیه برای شرکت در آزمون داشته باشد که برای هر شرکت این شرایط متفاوت است. به طور مثال در شرکت خودروسازی سایپا داشتن موارد زیر الزامی است:1- داشتن تابعيت ايرانی2- اعتقاد به دين اسلام يا يکی از اديان شناخته شده در قانون جمهوری اسلامی ايران3- انجام خدمت سربازی يا معافيت قانونی براي مردان4- داشتن سلامت جسمانی و روانی و توانايی برای انجام کاری که استخدام می‌شوند.5- عدم اعتياد به دخانيات و مواد مخدر6- نداشتن سابقه محکوميت جزايی موثر7- عدم وجود هرگونه ممنوعيت استخدام در دستگاه‌های اجرايی توسط آراء مراجع قضايی و ذيصلاح8- به استناد قانون ممنوعيت به کارگيري بازنشستگان، داوطلبان استخدام نبايد جزء نيروهای بازخريد خدمت دستگاه‌های اجرايی باشند.9- داشتن حداقل هجده (۱۸) سال تمام و حداکثر بيست و پنج (۲۵) سال براي دارندگان مدارک تحصيلی ديپلم10- حداکثر سی سال (۳۰) برای دارندگان مدارک تحصيلی فوق ديپلم11- حداکثر سی و پنج (۳۵) سال برای دارندگان مدارک تحصيلی ليسانس12- حداکثر چهل (۴۰) سال برای دارندگان مدارک تحصيلی فوق ليسانس13- حداکثر چهل پنج (۴۵) سال براي دارندگان مدارک تحصيلي دکتری2-4- فرایند استخدام در شرکت خصولتی چگونه است؟پس از داشتن شرایط شرکت مورد نظر مراحل استخدام به صورت زیر انجام می‌شود:مرحله 1: شرکت در آزمون علمی استخدامیمرحله 2: اعلام نتایج چند برابر و یا یک برابر آزمون علمی استخدامیمرحله 3: تحویل مدارک معرفی شدگان مرحله آزمون علمی (با توحه به اطلاعیه سازمان مربوطه که پس از اعلام نتایج منتشر می‌شود)مرحله 4: مصاحبه تخصصی و عمومیمرحله 5: اعلام نتایج مصاحبه تخصصی و عمومی به میزان 1 برابر ظرفیتمرحله 6: تحویل مدارک گزینشمرحله 7: گزینش (شامل مصاحبه عقیدتی و سیاسی و تحقیقات محلی و گاهاً استعلام)مرحله 8: اعلام نتایج گزینشمرحه 9: معاینات پزشکی (بسته به اولویت سازمان ممکن است در مراحل قبل تر برگزار شود)مرحله 10: دوره آموزشی (ضمن خدمت و یا قبل از شروع به کار رسمی به عنوان کار آموز)مرحله 11: شروع به کارلازم به ذکر است:1-در آزمون‌های دولتی و نیمه دولتی به صورت معمول نتایج مرحله آزمون علمی استخدامی به صورت چند برابر ظرفیت اعلام میگردد. (مرحله 2 در بین مراحل بالا) اما در موارد معدودی نیز بسته به سیاست استخدامی سازمان استخدام‌کننده، ممکن است نتایج آزمون علمی استخدامی به صورت یک برابر ظرفیت اعلام گردد.به طور معمول در صورت اعلام نتایج آزمون علمی استخدامی به صورت یک برابر ظرفیت، مصاحبه تخصصی و عمومی برگزار نمی‌گردد و افراد پذیرفته شده به میزان 1 برابر ظرفیت اعلام شده مستقیماً به مرحله گزینش معرفی میگردند.2-اعلام چند برابر ظرفیت نتایج در مرحله آزمون علمی (مرحله 2 از مراحل بالا) به این معنی است که بیش از ظرفیت واقعی مورد نیاز، افراد در مرحله آزمون علمی معرفی شده اند تا پس از ورود به مرحله مصاحبه تخصصی و عمومی (مرحله 4 از مراحل بالا) و انجام رقابت، به میزان 1 برابر ظرفیت به گزینش دعوت شوند.(سایت ایران استخدام).نمونه‌ای از فلوچارت استخدام در شرکت‌های خصولتی:2-5- فرایند مصاحبه در شرکت خصولتی چگونه است؟به صورت معمول بین 1 الی 4 هفته پس از اعلام نتایج اولیه آزمون کتبی توسط مجری آزمون، اطلاعیه‌ای در خصوص نحوه تحویل مدارک صادر می‌شود. البته ممکن هست به صورت همزمان هنگام اعلام نتایج آزمون استخدامی اطلاعیه در خصوص مراحل بعدی (تحویل مدارک مورد نیاز و یا مکان و زمان مصاحبه ها منتشر شود). بنابراین پس از اعلام نتایج آزمون کتبی یا اطلاعیه نحوه عمل پذیرفته شدگان جهت تحویل مدارک و زمان و مکان مصاحبه ها منتشر می‌شود و یا در حدود بین 1 الی 4 هفته پس از اعلام نتایج اطلاعیه ی مذکور توسط سازمان استخدام‌کننده منتشر می‌شود.نکته: در برخی از موارد ممکن است مسئولان برگزاری آزمون استخدامی به جای صدور اطلاعیه از روش تماس تلفنی و یا پیامکی با پدیرفته شدگان استفاده نمایند که بسیار معدود است.2-5-1- مرحله مصاحبه تخصصی و عمومی:در صورتی که نتایج آزمون کتبی چند برابر ظرفیت اعلام شده باشد، به صورت معمول در این مرحله پذیرفته شدگان جهت انجام رقابت و انتخاب نهایی وارد مصاحبه تخصصی و عمومی می‌شوند. مصاحبه تخصصی و عمومی شامل آیتم های مختلفی است. در واقع بر اساس تصمیم گیری هر سازمان، روند و آیتمهای مصاحبه تخصصی و عمومی تعیین می‌شود.عمده آیتم‌های مهم مرحله مصاحبه عمومی و تخصصی شامل موارد زیر است:1-سوالات تخصصی رشته تحصیلی: شامل سوالات تخصصی از مباحث مهم و کلیدی رشته تحصیلی شما.2-سوالات عمومی شخصی: شامل سوالات عمومی در رابطه با خود شما، مانند معرفی، نام دانشگاه، شغل پدر و مادر، نام رشته تحصیلی، محل سکونت و دلیل علاقه شما به این سازمان و این شغل و هرگونه صحبت شخصی دیگر به بهانه مشاهده نوع گفتار شما.3-سوالات عمومی در خصوص میزان آشنایی شما با سازمان مربوطه و مباحث کلیدی آن: مانند نام مدیر عامل فعلی سازمان، سوال در خصوص طرح‌های جاری و مهم سازمان مربوطه و... .4-سوالات تخصصی در خصوص مباحث تخصصی سازمان مربوطه: مانند سوال در خصوص وظایف رشته شغلی که شما در آن قبول شده‌اید و سوالات چالش برانگیر مانند نحوه عمل شما در مقابل رشوه و یا همکار عصبانی و یا مشتری عصبانی و یا نحوه عمل شما در خصوص دستور خلاف قانون مافوق و سوالات در خصوص مباحث تخصصی مربوط به سازمان مربوطه.5-روانشناسی: که یا به صورت مصاحبه یک روانشناس با شما انجام می‌شود و یا به صورت تکمیل فرم های روانسنجی که در اختیار شما قرار خواهد گرفت و یا هر دو مورد. سوالاتی مانند نقاط ضعف و قدرت شما، نحوه برخورد با مشتری عصبانی و... .(کتاب مصاحبه حضوری)نمونه سوالات روانشناسی در شرکت‌های خصولتی:*چند ویژگی و نقاط قوت خود را بگویید.*نقاط ضعف خود را بگویید.*شما به کار گروهی علاقه دارید یا فردی؟*علاقه به جاهای شلوغ دارید یا خلوت؟*اوقات فراغت خود را چگونه می‌گذرانید؟*چه چیز این شغل را می‌پسندید؟*اگر چند ماه اصلا حقوق نگیرید، چه واکنشی خواهید داشت؟*چگونه می‌توانید بین زندگی شخصی و کاری تعادل ایجاد کنید؟6-آزمون‌های عملی: در برخی از رده‌های شغلی که نیاز به مهارت‌های خاص در انجام آن است گاهی آزمون‌هایی به صورت علمی از کارجویان گرفته می‌شود. مانند روخوانی و درک مطلب در آزمون استخدامی آموزش و پرورش. تست‌های ورزشی و بدنی در آزمون‌های استخدامی آتش‌نشانی و یا نگهبانی بانک‌ها یا سازمان‌های نظامی و یا کار با کامپیوتر و... .7- آزمون هوش و استعدادسنجی: شامل تست‌ها و سوالات هوش و استعدادسنجی و سوالات تحلیلی عمومی(تحقیق میدانی از علی احمد زاده کارشناس و مسئول منابع انسانی شرکت سایپا).2-5-2 فرایند مصاحبه و فرایندهای پس از آن در شرکت سایپا:1- شركت‌ها با توجه به شرايط متقاضی اشتغال، با فرد تماس گرفته و دعوت به مصاحبه می‌نمايند.2- در صورت تاييد اطلاعات ثبت شده در سايت و همچنين تاييد فرد متقاضي در مصاحبه عمومی و تخصصی توسط شركتهای گروه خودروسازی سايپا ، متقاضی جهت طی مراحل اوليه استخدام ( تشكيل پرونده ، معاينات پزشكی ، تحويل گواهی عدم سوء پيشينه، تحويل گواهی عدم اعتياد و … ) معرفی می‌گردد.3- در صورت تشكيل پرونده و عدم وجود مشكل در مراحل اوليه استخدام و تاييد مديرعامل محترم گروه سايپا، فرد تاييد شده در شركت به صورت قرارداد يك ماهه و يا سه ماهه آزمايشي ( بنا به آيين نامه شركت‌هاي گروه سايپا) بكارگيري مي‌گردد و پس از طي مرحله4- آزمايشی بنا به صلاحديد و آيين نامه های شركت ها و مراجع ذيصلاح اقدام به تمديد قرارداد می‌گردد.(تحقیق میدانی از علی احمد زاده کارشناس و مسئول منابع انسانی شرکت سایپا)نمونه‌ای از فرم ارزیابی نیروی جدید برای استخدام بعد از مصاحبه در شرکت سایپا:2-6 فرایند حقوقی:2-6-1 تنظیم قرارداد:در خصوص خود قرارداد و مفاد آن باید بگوییم که مبلغ آن بیشتر از شرکت‌های دولتی است و فردی که قرار است به استخدام شرکت خصولتی در بیاید نسبت به شرکت دولتی محدودتر می‌شود و مفاد آن کمی بیشتر و در باقی موارد مانند شرکت دولتی است.یکی از مفاد قرارداد که در اکثر شرکت‌های خصولتی به چشم میخورد قرارداد عدم افشای اطلاعات با کارمند هست که در شکل زیر مثالی از آن اورده شده‌است.2-6-2 مراحل بیمه کردن کارمندان شرکت‌های خصولتیمراحل بیمه کردن کارمندان شرکت‌های خصولتی مانند شرکت‌های دولتی و به شرح زیر است :· دریافت کد کارگاهی بیمه· نام نویسی کارکنان· تنظیم و ارسال لیست بیمه کارمندان· پرداخت حق بیمه· دریافت کد کارگاهی بیمهیکی از مراحل بیمه کردن کارمندان، دریافت کد کارگاهی بیمه است. کد کارگاهی یک شماره ده رقمی است که به کارگاه‎های دارای کارفرما و پرسنلِ تحتِ پوششِ بیمه تعلق می‎گیرد. سه رقم اول این کد، شعبه را مشخص می‌کند. سه رقم بعدی نوع فعالیت کارگاه را نشان می‎دهد و چهار رقم آخر آن مربوط به شماره پرونده کارفرما است.همانطور که گفته شد، نماینده شرکت بعد از تاسیس و ثبت کسب و کار باید در راستای بیمه کردن کارکنان خود اقدام کند.(سایت بیمه دات کام)بخش سوم:بررسی شرکت دولتی (وزارت دفاع)3-1- مقدمهوزارت دفاع از جمله ارگان‌های دولتی است که به طور معمول از طریق برگزاری آزمون عمومی‌ و مصاحبه، نیروی مورد نظر خود را جذب می نماید. اغلب شرکت‌ها و سازمان‌های مطرح و مهم در سراسر جهان، جهت استخدام نیروی مورد نیازشان شرایط و ضوابط و معیار‌های خاص خودشان را دارند که این معیار‌ها تاثیر بسزایی در پیشرفت هر چه بهتر این ارگان‌ها دارند. آنچه در ادامه می‌خوانید خلاصه‌ای از مطالبی است که اجازه بیانش را داشتیم؛ به دلایل امنیتی، از ما خواسته شده که جزئیات برخی از موارد را در این تحقیق ذکر نکنیم.3-2- فرایند اطلاع‌رسانی برای جذب نیرو در وزارت دفاع چگونه است؟اطلاع‌رسانی برای استخدام در این وزارت خانه به این صورت است که افراد شاخص با معرفی اشخاصی که شرایط شغل را دارا هستند به این مجموعه، آن‌ها را به این سازمان وصل می‌کنند؛ همچنین اطلاع‌رسانی برای رشته‌های نظامی به وسیله سایت این وزارت خانه نیز صورت می‌گیرد.3-3- شرایط استخدام در وزارت دفاع چیست؟باید توجه داشته باشیم که فرد مورد نظر، شرایط مورد نیاز را برای این شغل داشته باشد که برای هر شغل این شرایط متفاوت هستند. از جمله موارد مهم برای این سازمان می‌توان به مواردی زیر اشاره کرد:1) اعتقاد به مبانی اسلام و التزام عملی به احکام اسلامی و نظام جمهوری اسلامی ایران.2) اعتقاد و التزام عملی به ولایت فقیه.3) اعتقاد و التزام عملی به قانون اساسی و قوانین جمهوری اسلامی ایران.4) داشتن ایمان و برخورداری از روحیه فداکاری در راه تحقق اهداف نظام جمهوری اسلامی ایران.5) داشتن تابعیت جمهوری اسلامی ایران.6) عدم سابقه عضویت و یا هواداری از احزاب و گروه‌ها، فرقه، تشکل‌های سیاسی و سازمان‌های غیر اسلامی، التقاطی، الحادی و غیر قانونی.7) عدم استعمال و اعتیاد به انواع مواد مخدر و قرص‌های روان گردان.8) عدم سوءسابقه و محکومیت به محرومیت از خدمات دولتی.9) داشتن حسن شهرت اجتماعی و اخلاقی و رعایت موازین و شئونات اسلامی.10) داشتن سلامت و توانایی جسمی و روانی لازم.11) دارا بودن شرایط سنی (برابرضوابط وزارت دفاع).12) دارا بودن حداقل معدل 14 برای تمامی فارغ التحصیلان.3-4- فرایند استخدام در وزارت دفاع چگونه است؟مرحله 1: شرکت در آزمون علمی استخدامیمرحله 2: اعلام نتایج آزمون علمی استخدامیمرحله 3: تحویل مدارک معرفی شدگان مرحله آزمون علمی (با توجه به اطلاعیه سازمان مربوطه که پس از اعلام نتایج منتشر می‌شود)مرحله 4:تحویل مدارک علمی و دانشگاهی مربوطهمرحله 5: مصاحبه تخصصی و عمومیمرحله 6: اعلام نتایج مصاحبه تخصصی و عمومیمرحله 7: تحویل مدارک گزینشمرحله 8: مراحل گزینشی تکمیلی (شامل مصاحبه عقیدتی و سیاسی و تحقیقات محلی)مرحله 9: اعلام نتایج گزینشمرحله 10: معاینات پزشکی (بسته به اولویت سازمان ممکن است در مراحل قبل‌تر برگزار شود)مرحله 11: دوره آموزشی (قبل از شروع کار رسمی توسط نیروهای آموزش دیده)مرحله 12: شروع به کارلازم به ذکر است همانند شرکت‌های خصولتی:1-در آزمون‌های این وزارت خانه معمولا نتایج مرحله آزمون علمی استخدامی به صورت چند برابر ظرفیت اعلام می‌گردد (مرحله 2 در بین مراحل بالا). اما در موارد معدودی نیز بسته به سیاست استخدامی سازمان استخدام‌کننده، ممکن است نتایج آزمون علمی استخدامی به اندازه ظرفیت اعلام گردد.اگر نتایج آزمون علمی استخدامی به اندازه ظرفیت اعلام گردد، افراد اعلام شده باز هم مصاحبه می‌شوند و گزینش ادامه پیدا می‌کند.2-اعلام چند برابر ظرفیت نتایج در مرحله آزمون علمی (مرحله 2 از مراحل بالا) به این معنی است که بیش از ظرفیت واقعی مورد نیاز، افراد در مرحله آزمون علمی معرفی شده‌اند تا پس از ورود به مرحله مصاحبه تخصصی و عمومی (مرحله 4 از مراحل بالا) و انجام رقابت، به میزان ظرفیت به گزینش دعوت شوند.فلوچارت زیر برای درک بهتر مطلب آورده شده‌است:شرکت در آزمون علمیاعلام نتایج آزمونبلهخیرتحویل مدارک معرفی شدگان مرحله آزمون علمیتحویل مدارک علمی و دانشگاهی مربوطه دانشگاهی مربوطهاعلام نتایج آزمونمصاحبه تخصصی و عمومیبلهخیرتحویل مدارک گزینشاعلام نتایج گزینشمراحل گزینشی تکمیلیبلهخیرمعاینات پزشکیشروع به کاردوره آموزشی3-5 فرایند حقوقی:مراحل بیمه کردن کارمندان در وزارت دفاع به شرح زیر است:با تکمیل مراحل استخدام، به علت نظامی بودن وزارت دفاع بیمه خدمات درمانی نیروهای مسلح برای تمامی کارکنان فعال می‌گردد.کارکنان برحسب تمایل خود می‌توانند از بیمه‌های تکمیلی طرف قرارداد نیز استفاده بکنند. فرایندثبت‌نام در این بیمه‌ها به عهده مسئولان اجرایی و اداری هر ارگان است.بخش چهارم:بررسی شرکت خصوصی (یکتانت)4-1-مقدمهمصاحبه های استخدامی در شکرت های خصوصی تفاوت چشمگیری با شرکت های دیگر دارد. در این شرکت ها به توانایی و مهارت های افراد بیشتر توجه می شود و همچنین موازی با آن مهارت های نرم مصاحبه کنندگان در نظر گرفته می شود. درواقع در شرکت های خصوصی به جهت مالکیتی که بر سازمان دارند بر مبنای مصلحت آن تصمیم می گیرند و سود محور هستند. دراین شرکت ها انتخاب همکاران براساس اهداف سازمان و نیاز های موجود سازمان صورت می گیرد. نکته قابل توجه این است که در شرکت های دولتی تلاش می شود نیروهای هم فکر و هماهنگ با سازمان انتخاب شوند اما درشرکت های خصوصی این موضوع کاملا برعکس است و تاکیدی بر هم فکر بودن همه ی افراد وجود ندارد. به جای این موضوع در شرکت ها ی خصوصی به داشتن روحیه کارتیمی و انعطاف پذیری تاکید فراوان می شود و ایده‌آل سازمان این است افراد با هرنوع تفکر و اعتقادی با یکدیگر به پیشرفت و سود بیشتر شرکت کمک کنند. باتوجه به سود محور بودن این شرکت ها ماندگاری در آن ها دشوار تر از شرکت های دیگر است زیرا تصمیم گیرندگان شرکت ها همواره به دنبال افراد با مهارت به روز تری هستند. در نتیجه کارمندان باید پویایی خودرا حفظ کنند تا حضورشان در شرکت دوام داشته باشد. آنچه درادامه می خوانید نتیجه مصاحبه با افراد شرکت خصوصی یکتانت است:4-2- فرایند اطلاع‌رسانی برای جذب نیرو در شرکت خصولتی چگونه است؟این شرکت‌ها برای اطلاع‌رسانی فرصت های شغلی شان از همه فرصت ها استفاده می کنند. از جمله کانال ها و صفحاتشان در لینکدین،تلگرام،اینستاگرام و... سایت های شغل یابی مانند جاب ویژن ، جابینجا ،ایران تلنت و به طور کلی در اکثر جاب بوردها قرار می دهند.استفاده از هدهانت ها هم در شرکت‌های خصوصی موثر واقع می‌شود. هدهانت کسی است که از طرف کارفرما کارهای استخدامی را به عهده می گیرد. درواقع هدهانت ها درشرکت استخدام می‌شوند تا استعداد یابی کنند و افرادی را که برای موقعیت های شغلی بهترین گزینه هستند انتخاب کنند. آن‌ها معمولا افرادی را برای مشاغل شرکت‌ها زیر نظر دارند و حتی ممکن است برای پیدا کردن افراد مناسب سراغ شرکت‌های رقیب هم بروند.البته لازم به ذکر است متن اطلاعیه برای هر یک از این جاب بوردها متفاوت است و براساس مخاطب خود نوشته می‌شود. دقت و ظرافت درمتن فرصت های شغلی می‌تواند موجب این شود که حتی افرادی که ساده از آگهی‌های شغلی می‌گذرند رزومه ارسال کنند و احتمال پیدا کردن افراد با توانایی‌های مورد نیاز بالا برود.در شرکت‌های خصوصی و استارتاپی تلاش می‌شود که وظایف و مهارت‌های مورد نیاز موقعیت شغلی واضح و کامل در متن آورده شود تا رزومه های نامرتبط کمتری ارسال شود. شرکت یکتانت همواره در مورد اطلاعیه‌های شغلی با متن های جذاب و توضیحات مفید و مختصر در رابطه با موقعیت شغلی موفق عمل کرده است.4-3- فرایند استخدام در شرکت های خصوصی چگونه است؟4-3-1 مراحل انجام مصاحبه:مصاحبه های شغلی براساس سطح فرد و نوع موقعیت شغلی متفاوت است اما معمولا حداقل یک مصاحبه فنی ، فرهنگی،پیشنهادی و نهایی انجام می گیرد. به صورت حضوری یا مجازی مصاحبه ها براساس مرحله مصاحبه وخود فرد صورت می‌گیرد. شرکت یکتانت به طور معمول مصاحبه های اولیه (قبل از ارسال تسک) و پیشنهادی را به صورت مجازی و بقیه مراحل را به شکل صورت حضوری برگزار می‌کند.2-3-4 افراد مصاحبه کننده:افراد مصاحبه کننده هم بسته به نوع موقعیت شغلی و سطح فرد مصاحبه شونده متفاوت می‌شود. در شرکت یکتانت معمولا به این صورت هست که مصاحبه ی اول با یکی از اعضای گروه منابع انسانی و یکی از اعضای گروه موقعیت مورد نظر و مصاحبه ی مرحله ی دوم با مدیر گروه برگزار می‌شود.3-3-4 سوالات مصاحبه :درشرکت یکتانت جلسه مصاحبه نیمه ساختار یافته است. معمولا با سوالات تخصصی آغاز می‌شود و به سمت سوالات منابع انسانی پیش می‌رود. از سوالات شایستگی محور، رفتاري و تکنیک  STARزیاد استفاده می‌شود.STAR): سرنام چهار کلمه است:Situation: موقعیت یا چالشی که افراد با آن روبرو بوده اند را باید به خوبی باز سازی کنند و جزئیات مهم آن را برای موضوع مورد سوال خود ارائه دهند.Task: افراد باید توضیح دهند وظیفه شان در آن موقعیت چه بوده است.Action: باید با دقت توضیح بدهند که چه اقداماتی را برای رفع موانع و به خوبی به پایان رساندن چالش انجامداده اند.Result: گزارشی از نتایج قدم هایشان را به طور دقیق شرح دهند.(طبیعتا سوالات تخصصی بسته به نوع موقعیت ها با هم متفاوت هستند.4-3-4پس از پایان یافتن مراحل مصاحبه چه اقداماتی صورت می گیرد؟بررسی فرایند مصاحبه اتفاق می افتد و بازخورد نویسی توسط افراد مصاحبه کننده انجام می‌شود. زمانی که مدیر فرد را تایید کند ادامه فرایند جذب از جمله ارسال فرمی که جهت تکمیل کردن اطلاعات پرسنلی ارسال می‌شود، صورت می گیرد تا روز اول کاری قرارداد فرد آماده باشد. در صورت عدم تایید مدیر هم ایمیل محترما نه ای مبتنی بر عدم پذیرفتن شدن فرد به او ارسال می‌شود.البته تحلیل مصاحبه ممکن است تنها توسط افراد مصاحبه کننده یا مدیر و یا درخواست کننده نیرو صورت نگیرد و افراد دیگر هم بعد از خواندن گزارش نظر بدهند.4-3-5فاکتور های مهم برای ارزیابی افراد:از لحاظ تخصصی افراد باید در سطح حرفه ای و متناسب با موقعیت مورد نظر باشند همچنین از نظر رفتاری و منابع انسانی داشتن مهارت حل مسئله، روحیه کارتیمی، توانایی سرچ کردن،استراتژیک بودن، با انگیزه بودن، منظم بودن، توانایی رهبری، توانایی برقراری ارتباط موثر، فن بیان، مسئولیت پذیری، تحليلگر بودن و... حائز اهمیت است و داشتن و نداشتن هر یک افراد را متمایز می‌کند. هنگام تحلیل مصاحبه افرادی با شرایط بهینه از لحاظ تخصص و رفتار و همچنین بیش ترین تطابق با فرهنگ سازمانی پذیرفته می‌شوند.4-4-چالش‌های پیش روی جذب و استخدام در شرکت های خصوصی چه چیزهایی هستند؟در شرکت‌های خصوصی مهم ترین چالش حال حاضر کمبود نیروها ی متخصص است که دلایل متعددی از جمله مهاجرت بیش از حد افراد متخصص و کمرنگ شدن رشته‌های مهندسی در سطح جامعه است.چالش بعدی مسئله ی حقوق و دستمزد است به ویژه هم اکنون که با توجه به کمبود نیروی متخصص باید حقوق هایی خارج از سطح برای جذب نیرو داده شود. این درحالی ست که باز هم آن را حقوق مناسبی نمی‌دانند.بخش پنجم:نتیجه‌گیری5-1- نتیجه‌گیری:در این تحقیق تلاش کردیم تا فرایند استخدام را با توجه به اهمیت بالا و تاثیر زیادی که در سازمان دارد، شرح دهیم.از مقایسه فرایندها به این نتیجه می‌رسیم که فرایند استخدام در شرکت‌های خصولتی و دولتی بسیار مشابه است و با شرکت‌های خصوصی تمایز بسیار دارند.همچنین با مقایسه شرایط استخدام در این سه نوع شرکت، اینگونه برداشت می‌شود که در شرکت‌های خصولتی و دولتی، اهمیت دادن به اعتقادات و اخلاقیات از اهمیت دادن به مهارت و دانش نیروی کار پیشی گرفته و در اولویت بررسی قرار دارد؛ این در حالی است که برای شرکت‌های خصوصی مهارت، دانش و تحصیلات عالی در ارجحیت است.فرایند استخدام، کاری است که اگر درست انجام پذیرد، می‌تواند برای سازمان نتایج خطیر و خیره کننده ای داشته باشد و اگر اشتباه انجام شود، تاثیرات زیانبار و گاه جبران ناشدنی. در نتیجه، نقش منابع انسانی در سازمان هم بسیار حائز اهمیت است.پرورش منابع انسانی، یکی از اساسی ترین بحث هایی است که امروزه در مدیریت به ویژه مدیریت صنعتی کشور باید مورد توجه قراربگیرد. نویسنده کتاب «نقش دل از مدیریت»، آقای مجتبی کاشانی، از مدیران برجسته کشور به این موضوع اشاره می‌کند که در اکثر موارد مدیران و مهندسان صنعتی در کشورمان حتی به اندازه ای که به ماشین و ابزار اهمیت می دهند ، برای نیروی انسانی ارزش قائل نمی‌شوند.و این خود موضوعی است که در تحقیق دیگری می‌توان به آن پرداخت.5-2 پیشنهادهاپیشنهاد می‌شود علاقه مندان به این مباحث، به صورت خودآموز پاسخ سوالات زیر را پیدا کنند:1. نقش منابع انسانی در فرایند استخدام چیست؟2. واحد منابع انسانی یک سازمان، شامل چه موقعیت‌های شغلی متفاوتی است؟3. تنظیم و تدوین قراردادهای حقوقی یک سازمان به عهده واحد منابع انسانی است یا واحد اداری؟4. چگونه می‌توان ضریب خطا را در فرایند استخدام کاهش داد؟5. سریع ترین روش انجام فرایند استخدام چیست؟&quot; و من الله التوفیق و التکلان و تجنب خساسه الطبع و رداءه الهوی&quot;این همه گفتیم لیک اندر بسیچبی عنایات خدا هیچیم، هیچ(مثنوی مولوی دفتر اول، 1878 )</description>
                <category>Nazanin Nazem</category>
                <author>Nazanin Nazem</author>
                <pubDate>Thu, 26 Jan 2023 19:28:37 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خلاصه کتاب «رهبران آخر غذا می‌خورند»</title>
                <link>https://virgool.io/@nazanin_nazem/%D8%AE%D9%84%D8%A7%D8%B5%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A2%D8%AE%D8%B1-%D8%BA%D8%B0%D8%A7-%D9%85%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%B1%D9%86%D8%AF-ayoijcinjcsu</link>
                <description>دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسیدانشکده مهندسی صنایعپروژه درس اصول مدیریت و تئوری سازمانموضوع:خلاصه کتاب «رهبران آخر غذا می‌خورند»نویسنده: سایمون سینکمترجم: الهام نورانی‌پورناشر: آریانا قلمچاپ دوماستاد راهنما:دکتر مصطفی ستاکتهیه و تنظیم:نازنین ناظمبهار 1401هدف نویسنده کتاب از نوشتن این کتاب چه بوده است؟خلق نسل جدیدی از زنان و مردانی که قدرت درک این حقیقت را دارند که موفقیت یا شکست سازمان به کمالات و فضیلت‌های رهبری بستگی دارد، نه به فراست و تیزهوشی مدیریت.چرا اسم کتاب شده است «رهبران آخر غذا می‌خورند»؟چرا اسم کتاب شده است «رهبران آخر غذا می‌خورند»؟نکات مهم کتاب:می‌توان با      تغییر در فضای کاری کارگر و کارمند، درآمد سازمان را افزایش داد بدون قرض و      کمک هیچ مشاور مدیریتی، بلکه فقط با افزایش حس همدلی، حس اعتماد و همکاری      درون سازمانی.مثل والدین از      یکدیگر مراقبت کنیم: پذیرش شخص در سازمان به منزله به فرزندی پذیرفتن بچه      است.قانون از من به      ما رسیدنچرا به سازمانی      وفادار نمی مانیم؟1. وقتی رهبران شرکت هیچ احساس تعلق خاطری در ما ایجاد نمی کنند و برای کار ما دلیلی فراتر از کسب درآمد و تحقق منافع شخصی تعریف نمی کنند.2. افرادی که به خاطر تلاششان مورد توجه قرار نمی‌گیرند، نتیجه یک تحقیق جالب: اگر روسا کاملا ما را نادیده بگیرند 40 درصد عملا کارمان را رها می‌‌کنیم و اگر به طور دائم از ما انتقاد کنند، 22 درصد در عمل عقب می‌نشینیم.راهکار مدیریتی:با همدیگر آشنا شویم، گاهی راجع به موضوعاتی جز جلسات با همکارانمان صحبت کنیم.تناقض ماهیت      وجودی انسان:انسان همواره به صورت منفرد و نیز به صورت عضوی از گروه زندگی کرده است. من یک نفرم و همیشه جزئی از کل هستم. این ویژگی نشات گرفته از هورمون‌های ماست. دو ماده شیمیاییِ اندورفین و دوپامین به ما کمک می کنند تا در مقام فرد به مقصد مورد نظرمان برسیم. و دو ماده شیمیایی سروتونین و اکسی توسین، برای تشویق به همکاری و پرورش احساس اعتماد و وفاداری به وجود آمده‌اند.راهکار      مدیریتی:هدفی واضح و روشن برای ما وضع کنند تا با تحقق آن بتوانیم پاداش بگیریم. هدفی مشخص تا بتوانیم چشم‌اندازمان را بر اساس آن تعیین کنیم و میزان پیشروی خود به سمت آن را ارزیابی نماییم.براساس      الگوی زیست‌شناختی در صورت احساس تعلق به یک گروه آسوده خاطر می‌شویم.حال چه چیزی باعث ایجاد احساس تعلق می‌شود؟ وقت گذرانی و همراهی با افراد شبیه خود یعنی احساس بودن درون حلقه‌ای امن.نویسنده با ذکر      یک خاطره شخصی بیان می‌دارد که دیدن یا شنیدن درباره اعمال سخاوتمندانه       انسانی، انگیزه اقدامی مشابه را در انسان ایجاد می‌کند.این احساس خوب را تماس فیزیکی مثل بغل کردن و دست دادن هم تامین می‌کند.احساس اینکه در      محیط کار پشتیبانی نداریم برای مغز ما بسیار خطرناک است. اگر همه ی افراد یک      سازمان فقط در حد وظیفه عمل کنند، موجب آزرده خاطری خواهد شد. مثلا از کسی      سوالی بپرسیم و فقط در حد وظیفه پاسخگو باشد، کار اشتباهی نکرده ولی اضطرابی      را در ما به وجود می‌آورد که سرچشمه اش احساس این است که کسی تمایل ندارد به      ما کمک کند. احساس اینکه همکار من فقط به فکر خودش است و به سرنوشت من اهمیتی      نمی‌دهد.هنگامی که حلقه      امن در در سازمانی ضعیف باشد و افراد به ناچار وقت و انرژی خود را صرف دفاع      شخصی در برابر سیاست‌ها و سایر خطرات داخلی سازمان کنند، این مسئله به افزایش      خودخواهی می انجامد. و باعث می‌شود آن ها ارزش و اهمیت کمتری برای یکدیگر و      سازمان قائل شوند.به دلیل ترشح      ماده ای به نام کورتیزول، اگر در محیطی کار می‌‌کنیم که میزان اعتماد متقابل      بسیار کم و روابط میان افراد بسیار ضعیف است یا صرفا روابط کاری میان آن‌ها      حاکم است، و احساس تنش عصبی  و اضطراب امری طبیعی است، نسبت به بیماری      ها آسیب پذیرتر خواهیم شد.در مقابل، اگر در شرکتی کار کنیم که  رهبرانش راستگو باشند، تعدیل نیرو در دوران سختی، راه حل پیش‌فرض نباشد، و ساختارهای تشویقی اش ما را به جان هم نیندازد، در چنین محیطی به خاطر افزایش هورمون‌هایی به نام‌های اکسی توسین و سروتونین، حس اعتماد و روحیه همکاری شکل می‌گیرد.دلیل وجود رهبر      چیست؟ما از لحاظ زیست‌شناختی موجوداتی سلسله مراتبی هستیم، یعنی درک می‌‌کنیم و می‌پذیریم که سلسلسه مراتبی در هر شغلی وجود دارد. به خاطر همین است که ناراحت نمی شویم اگر کسی با موقعیت شغلی بهتر، حقوق بیشتری می‌گیرد و یا دفتر بزرگتری دارد. خیلی اوقات برای کمک به فردی با موقعیتی والا پیشتاز می شویم زیرا این کار وجهه خوبی را برایمان به ارمغان می‌آورد. البته به شرطی که اطمینان داشته باشیم آن‌ها لایق و شایق اند و در هنگام خطرات و مشکلات، پشتیبان ما.ما موجودات سلسله مراتبی هستیم، به همین دلیل است که عاشق رتبه‌بندی هستیم. به همین دلیل است که شرکت‌ها وقتی در رتبه‌های برتر قرار می گیرند، همه جا آن را جار می‌زنند.رهبری انتخاب      راه خدمت به دیگران، بدون توجه به در اختیار داشتن یا نداشتن مقامی رسمی      است.بهره‌مندی رهبر      از تمام مزایایی که در اختیار دارد، اشکالی ندارد به شرطی که در صورت لزوم      داوطلبانه از این مزایا چشم‌پوشی کند.یک رهبر باید      به یاد داشته باشد که تمام پاداش‌ها، مزایا و منافعی که در ازای مقام یا رتبه      اجتماعی و کار خود دریافت می‌کند، مال او نیست بلکه به نقشی که ایفا می‌کنید      تعلق دارد.اگر شما مدیر      یک سازمان بودید و به دلیل کمبود بودجه مجبور به تعدیل نیرو می شدید، چه می‌کردید؟     استاد بزرگوار، جناب آقای دکتر ستاک، به ما یاد داده‌اند که همیشه وقتی فقط و      فقط 2 راهکار وجود دارد به فکر راهکار سوم باشید!در مسئله بیان شده هم ظاهرا فقط 2 راهکار وجود دارد، تامین بودجه یا تعدیل نیرو. ولی کتاب با ذکر یک داستان واقعی، تجربه موفق و جالب یک سازمان را برای ما بازگو می‌کند:« آقای چیمن (نام مدیرعامل) از اخراج افراد به خاطر اینکه شرکت، سال مالی سختی را می‌‌گذراند، امتناع کرد.در نتیجه شرکت به جای تعدیل نیرو، مبادرت به اجرای برنامه مرخصی اجباری کرد. هر یک از کارکنان، از مدیرعامل تا مسئول دفتر، باید چهار هفته مرخصی بدون حقوق می گرفت. آن‌ها هفته های مرخصی خود را آزادانه انتخاب می کردند و الزامی برای انتخاب پی در پی این هفته‌ها وجود نداشت. چپمن این برنامه را به گونه‌ای اعلام کرد که حسن نیت او را در مقام رهبری تایید می‌کرد. او به کارکنانش گفت: «بهتر است که همه کمی سختی بکشیم تا هیچکدام از ما آسیب جدی نبیند.»روش حمایتی چپمن از کارکنان، بسیار تاثیرگذار بود. برخلاف شرکتی که تعدیل نیرو را راه حل قرار داد و در نتیجه آن تمام افراد حالت تدافعی به خود گرفتند، کارکنان «بری - وهمیلر» (نام شرکت) خود به خود و به طور کاملا داوطلبانه بیشتر به یکدیگر کمک می کردند. کسانی که می‌توانستند بیشتر به مرخصی بدون حقوق بروند، سهم کسانی را که استطاعت کمتری برای این کار داشتند، برعهده می گرفتند. گرچه هیچ اجباری برای چنین اقدامی نبود.آگاهی از زمان      مناسب قانون شکنیاین کتاب داستان محور، این بار هم با ذکر داستانی، نکته‌ای جدید به ما می‌آموزد:مسئول ترافیک هوایی پرسید: «چند تا مسافر داری؟»این سوالی استاندارد است که به هنگام اعلام موقعیت اضطراری هواپیمای درحال پرواز پرسیده می‌شود.نشت دود به داخل هواپیما یکی از ترسناک ترین موقعیت‌های اضطراری است که خلبان با آن مواجه می‌شود.وقتی خلبان مشکل را تشخیص داد این پیام را مخابره کرد: «مرکز کی اچ ۲۰۹ . من باید فورا فرود بیایم، توان حفظ ارتفاع را ندارم!»اما مشکل این بود که هواپیمای دیگری به مقصد فلوریدا در ارتفاع ۶۰۰ متری درست زیر هواپیمای دارای نقص فنی در حال پرواز بود.قوانین اداره هواپیمایی دولت فدرال آمریکا کاملا ساده است: هیچ دو هواپیمای در حال پروازی اجازه ندارند فاصله ای کمتر از 300 متر از هم داشته باشند یا از یکدیگر سبقت بگیرند.مسئول کنترل ترافیک هوایی در پاسخ به درخواست خلبان، دستور کاهش سریع ارتفاع صادر کرد: «کی اچ ۲۰۹، پانزده درجه به سمت راست برگرد و ارتفاعت را کم کن.»در آن روز آفتابی بر فراز مریلند ۱۲۶ نفر نجات پیدا کردند، چون یک مسئول کنترل بسیار حرفه ای ترافیک هوایی تصمیم به شکستن قوانین گرفت. حفظ زندگی مردم بسیار مهم تر از حفظ حد و مرزهاست.این معنای واقعی اعتماد است. اعتماد ما به این افراد صرفا به دلیل پیروی از قانون نیست، گاهی به خاطر تشخیص زمان مناسب نقض قانون نیز به آن‌ها اعتماد میکنیم.نمی‌توان به قانون یا فناوری «اعتماد» کرد. می‌توان به آن‌ها اتکا کرد، اعتماد به آن‌ها امکان پذیر نیست. اعتماد تجربه بسیار خاص انسانی است.مسئولیت      رهبران، آموختن قوانین به افراد، آموزش آن‌ها برای کسب شایستگی و ایجاد      اعتماد به نفس است.در سازمان‌های      ضعیف، بدون اعمال نظارت، بسیاری از افراد برای نفع شخصی خود قوانین را زیر پا      می‌گذارند و این عامل اصلی تضعیف سازمان‌هاست. در سازمان‌های قدرتمند، افراد      قوانین را در صورتی نقض می کنند که برای کمک به دیگران باشد.مسئولیت رهبر،      پشتیبانی از افراد زیردست است. وقتی افراد برای انجام کار صحیح احساس آزادی      کنند، حتی اگر این امر به معنای نقض قوانین باشد، درنهایت تمایل بیشتری به      انجام کار درست و به جا خواهند داشت. پشتوانه شجاعت و جرات افراد، مقام های      بالاتر هستند.شاخص      واقعی موفقیت سازمان یا توانایی مدیریت آن در زمان چالش ها،میزان هوش افراد      سازمان نیست بلکه میزان همکاری مؤثر آن‌ها با هم است.اعتماد و تعهد  احساساتی هستند      که از آزادسازی محرک‌های شیمیایی در عمق مغز کناره‌ای درکشان می‌‌کنیم به      همین سبب سنجش و ارزیابی آن‌ها به طور ذاتی کار بسیار سختی است.همانطور که با امر کردن افراد به      شادمانی نمی‌توان از آن ها انتظار ابراز شادی داشت، نمی‌شود فقط از کسی      بخواهیم به ما اعتماد کند یا به انجام کاری متعهد شود و انتظار داشته باشیم      این کار را بکند. برای بروز احساس وفاداری یا فداکاری در اشخاص در ابتدا      مجموعه متنوعی از کارها را انجام دهیم.آیا باید از      دستوری که کاملا خلاف اصول اخلاقی و احساس ما درباره درستی یا نادرستی آن      است، اطاعت کنیم؟نتایج آزمایشی خوفناک ثابت کرده که وقتی افراد نتیجه مستقیم اعمال خود را ببینند از انجام کارهای نادرست خودداری می کنند ولی وقتی به طور غیرمستقیم در یک عملیات ناهنجار نقش داشته باشند، با درصد بسیار پایینی از انجام کار خودداری می کنند.پس هر چه ما از تاثیر کلمات و اعمالمان بر سایر مردم نا آگاه تر باشیم، در مسیری خطرناک تر وارد می شویم.بعضی از سازمان‌ها      و افراد ترجیح می دهند برای توجیه روش های خود به قانون متوسل شوند ولو اینکه      روش منتخب آن‌ها به قیمت نقض تمام مسئولیت های اخلاقی شان تمام شود.وقتی به جای      اینکه خود  به گردآوری اطلاعات بپردازیم، فقط به اطلاعات دریافتی بسنده می‌‌کنیم،      این امر نه تنها تصمیم گیری اخلاقی را مشکل تر می‌کند بلکه حتی قبول مسئولیت      شکست در تصمیم گیری درست و اخلاقی را مشکل تر می‌کند.اعداد بزرگ      گاهی به صورت نمادی از پول یا محصولات به کار می روند. اما براساس گفته      استالین وقتی به صورت نمادی از انسان به کار می روند، توانایی ما برای ابراز      همدردی کاهش می یابد. اگر خواهر شما، نان آور اصلی خانواده ، شغل خود را از      دست بدهد، تأثیر چشمگیری بر زندگی خواهرزاده هایتان خواهد گذاشت و این شکست،      بار عاطفی عمیقی بر خواهرتان، خانواده او و احتمالا شما تحمیل می‌کند. اما      تصمیم آخراج چهار هزار نفر از کارکنان شرکتی بزرگ که در فهرستی طولانی درج      شده است دیگر ملموس نیست و فقط اقدامی برای دستیابی به اهدافی مشخص است که      باید انجام شود. عددها دیگر بازنمود افرادی نیستند که کار می کنند تا خرج      خانواده هایشان را بدهند، بلکه نمادهای انتزاعی اند که در محاسبه استفاده می      شوند.پیروی از عدد دانبار:نخستین گروه های انسان خردمند در قبیله های شکارچی زندگی می کردند که حداکثر تعداد اعضای آن‌ها بین ۱۰۰ تا ۱۵۰ نفر بود. اعضای فرقه های اجتماعی آمیش و هاترایت تقریبا ۱۵۰ نفر بودند. همچنین افراد بومی صحراهای آفریقای جنوبی و سرخپوستان آمریکایی در گروه هایی با جمعیت حداکثر ۱۵۰ نفر زندگی می کردند. حتی تعداد اعضای سازمان تفنگداران دریایی آمریکا ۱۵۰ نفر است.این رقم جادویی، تعداد روابط صمیمانه و نزدیکی است که به طور طبیعی و ذاتی از عهده آن‌ها بر می‌آییم. اگر اعضای یک گروه سازمانی بیش از این تعداد باشند، چنانچه برای کمک به کنترل و مدیریت اوضاع در چنین مقیاسی سیستم‌های اجتماعی جدی و سختگیرانه، یا سیستم‌های سلسله مراتبی و دیوان سالاری مؤثر به اجرا در نیایند، این امر منجر به بروز اختلال در روند امور و در نهایت فروپاشی سازمان می‌شود. به همین دلیل است که رهبران ارشد باید به رهبران سطح میانی اعتماد کنند، چرا که اگر قرار باشد احساس قوی اعتماد و همکاری بر محیط کار حاکم شود، هیچ فردی به تنهایی قادر به مدیریت مؤثر تعداد زیادی از مردم نیست.بسیاری از مردم فکر می کردند با رواج کاربرد اینترنت، اجرای عدد دانبار منسوخ شود. توانایی برقراری ارتباط با عده بسیار زیادی از مردم مقرون به صرفه تر و مؤثرتر است و به ما توانایی حفظ روابط بیشتری می‌دهد. معلوم است که چنین امری محقق نمی‌شود و علم انسان شناسی دوباره برنده می‌شود.اگر هشتصد دوست فیسبوکی هم داشته باشید، به احتمال زیاد همه آن‌ها را نمی شناسید و آن‌ها نیز شما  را نمی شناسند. طبق نوشته ریک لكس خبرنگار در سایت وایرد دات کام ، اگر قرار بود تلاش کنید با تک تک آن‌ها به طور مستقیم رابطه برقرار کنید به سرعت متوجه صحت عدد دانبار می شدید.در سازمان‌های کوچکی که امکان آشنایی      با همه افراد وجود دارد، انجام کارهای لازم برای مراقبت از آن‌ها آسان تر      است. بنابر تمام دلایل واضح موجود، بیشتر به مراقبت از کسانی راغبیم که آن‌ها      را می شناسیم. اگر یکی از کارگران کارخانه حسابدار را بشناسد و حسابدار ماشین      کاران را بشناسد، احتمال کمک به آن‌ها به یکدیگر افزایش می یابد.برای سازمان‌های      بزرگ تر تنها راه مدیریت بهینه در مقیاس گسترده و حفظ قدرت حلقه امن، اتکا به      سیستم سلسله مراتبی است.مدیرعامل می‌تواند      در خیال خود «مراقب» کارکنان و به فکر آن‌ها باشد، اما تا زمانی که سردی میان      او و کارکنان کمتر نشود، مراقبت و محافظت شکل واقعی و عملی به خود نمی گیرد.      تنها راه عملی برای مدیریت بهینه و مؤثر، اعطای قدرت و اختیارات به سطوح      مختلف مدیریت است.همان طور که پدر و مادر نمی‌توانند با      خرید هدیه عشق فرزندان خود را بخرند، شرکت نیز نمی‌تواند با حقوق و مزایا و      پاداش، وفاداری کارکنان خود را خریداری کند. وفاداری میل و گرایشی بی معنی      نسبت به انجام کارهای سازمان است که حتی در صورت دریافت پیشنهاد کار با      درآمدی بالاتر همچنان به قوت خود باقی خواهد ماند. آنچه حس وفاداری به وجود می‌آورد،      درک این احساس است که رهبران شرکت، به هنگام نیاز، زمان و انرژی خود را فدای      کمک به کارمندان می‌کنند. در نظر ما رئیسی که بعد از ساعات اداری برای کمک به      ما وقت می گذارد، ارزشمندتر از رئیسی است که فقط هنگامی که به هدفی دست پیدا می‌‌کنیم،      به ما پاداش می‌دهد.احساس مثبت قوی که پس از اولین قرار      ملاقات فوق العاده یا حتی مصاحبه شغلی عالی به ما دست می‌دهد، عشق یا اعتماد      نیست بلکه عمدتا احساسی ناشی از جریان دوپامین است که این تفکر را به ما القا      می‌کند که آنچه را به دنبالش بوده ایم، یافته‌ایم. بعضی اوقات حتی اگر هر دو      طرف رابطه، واقعیت ماجرا را درک کرده باشند ممکن است به اشتباه آن را رابطه‌ای      باثبات تر از ماهیت واقعی آن تلقی کنند.صداقت به معنای راستگویی در زمانی      نیست که با یکدیگر هم عقیده‌ایم بلکه به معنای راستگویی در هنگامی است که      اتفاق نظر نداریم یا حتی مهم‌تر، در زمانی که مرتکب اشتباه می‌شویم و در مسیر      دستیابی به هدف گام اشتباه بر می‌داریم.رهبران شرکت‌ها به تعیین سبک کاری و      خط مشی برای افراد می‌پردازند. رهبران ریاکار، دروغگو و خودپسند فرهنگی مملو      از کارکنانی ریاکار، دروغگو و خودپسند به وجود می‌آورند. در مقابل، رهبران شرکت‌هایی      که حقیقت را بیان می کنند، فرهنگی مملو از کارکنانی راستگو به وجود خواهند      آورد. درک این واقعیت مشکل نیست. ما از رهبر خود پیروی می‌‌کنیم.همکاری به معنای توافق آرا نیست، بلکه      به معنای کار با یکدیگر برای پیشروی به سوی هدفی والاتر و خدمت به کسانی است      که به حمایت شما تکیه کرده‌اند. به عبارت دیگر، همکاری به معنای تلاش برای      کسب پیروزی در جهت خدمت به حزب یا دستیابی به مقاصد شخصی نیست.جیم کالینز و جری پوراس در کتاب خود      با نام «ساختن برای ماندن» به شرح دلایلی برای توجیه این مسئله پرداختند که      چرا وقتی مقامات ارشد نابغه سازمان از شغل خود کناره می گیرند، تمام تخصص و      نبوغ خود را به همراه خود می برند.در مقابل، هنگامی که رهبری آن قدر متواضع است که اختیار تمام امور را در سراسر سازمان توزیع می‌کند، قدرت شرکت به شخص بستگی ندارد و در نتیجه توانایی بهتری برای ماندگاری و حفظ موقعیت خود خواهد داشت.در این مدل رهبران به جای فرماندهی و کنترل همگانی به منظور مدیریت حلقه امن، تمام انرژی خود را وقف آموزش، رشد توانمندی ها و محافظت از افراد خود می کنند و در نتیجه توانایی فرماندهی و کنترل هر موقعیتی را به طور مستقل خواهند داشت.این بهترین روش برای محافظت از میراث و یادبود مقام رهبری و ادامه موفقیت های شرکت حتی پس از گذر سالیان بسیار از جدایی او از شرکت است.تیم هایی که تحت رهنمود و دستورات      مستقیم رهبر خود قرار می گیرند، در ابتدا عملکردی بهتر از تیم هایی دارند که      تحت رهبری هستند و به افراد قدرت و اختیار تصمیم گیری اعطا می کنند. با این      حال برخلاف عملکرد ضعیف اولیه، به مرور زمان تیم های تحت رهبری کسی که به آن‌ها      اجازه تصمیم گیری میدهد، بهبود و ارتقای عملکرد بیشتری می یابند که این امر      به خاطر سطوح بالاتر یادگیری گروهی، هماهنگی، توانمندسازی و رشد مدل فکری      است.بهترین روزهای کاری ما روزهایی بودند      که برای تحمل سختی ها یا غلبه بر آن ها به یکدیگر کمک می کردیم. اگر این      روزها جزئی از خاطرات خوب ما نیستند، احتمالا به این خاطر است که گروه کاری      با هم متحد نبوده اند و بین آن ها خیانت و خودخواهی رواج داشته است. وقتی در      سازمانی کار می‌‌کنیم که چاره ای جز دفاع از خود نداریم، از دیدگاه زیست‌شناختی      یک روز خوب کاری، هنوز یک روز بد کاری محسوب می‌شود.شرکت‌های کوچک تکاپوی زیادی می کنند،      چون به منابعی که بقای آن‌ها را در آینده تضمین کند دسترسی ندارند. بقا یک      دغدغه فکری واقعی است. در واقع اغلب اوقات نحوه همکاری افراد با یکدیگر به      خاطر دستیابی به ایده ای بهتر و عمیق تر برای حل مشکلات است . در حقیقت این      مسئله تعیین کننده شکست یا پیروزی آن‌هاست. تلاش برای فرار از مشکلات با به      کارگیری پول یا قدرت ، ثمربخشی کمتری دارد و نتایج مثبت آن دوامی نخواهد      داشت.در مقابل، شرکت‌های بزرگ تر و موفق تر به خاطر بهره‌مندی از منابع فراوان ترسی از نابودی ندارند. آنچه افراد این شرکت را بر می انگیزد، بقای شرکت نیست، رشد و ترقی محرک اصلی آن‌هاست. اما حالا می دانیم که رشد و ترقی، هدفی آرمانی و نامشخص است که انسان را به هیجان نمی‌آورد و تحریک نمی‌کند. آنچه روحیه انسانی را دستخوش هیجان می‌کند دلیلی است که رهبران سازمان برای رشد و ترقی به ما عرضه می کنند.سمقام رهبری امتیازی نیست که به ما      اجازه کم کاری بدهد بلکه مسئولیتی برای کار و فعالیت بیشتر است و این مسئله مشکل      ساز است. لازمه رهبری کوشش جدی است. لازمه رهبری صرف زمان و انرژی است. اثر      کارها و اقدامات رهبری را همیشه به سادگی نمی‌توان ارزیابی و اندازه گیری کرد      و فورا آشکار نمی‌شود. رهبری همواره به معنای تعهد نسبت به انسان هاست.و کلام آخر:رهبری، رهبری واقعی، تکیه گاه و مقر کسانی نیست که بالاترين مرتبه را دارند. بلکه مسئولیت کسی است که به گروه تعلق دارد. اگرچه شاید افراد دارای مقامی رسمی، حق کار و اعمال قدرت در سطح گسترده تری را در اختیار داشته باشند، با این حال هر یک از ما در قبال حفظ قدرت حلقه امن مسئولیم. ما از همین امروز باید با کارهایی کوچک در جهت صلاح و منفعت دیگران قدم برداریم... و در این راه به تدریج پیش برویم.بیایید همگی به رهبرانی تبدیل شویم که تا به حال آرزوی بهره‌مندی از وجود آن‌ها را داشتیم.</description>
                <category>Nazanin Nazem</category>
                <author>Nazanin Nazem</author>
                <pubDate>Thu, 26 Jan 2023 19:23:53 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خلاصه کتاب ایده عالی مستدام از نازنین ناظم</title>
                <link>https://virgool.io/@nazanin_nazem/%D8%AE%D9%84%D8%A7%D8%B5%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A7%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%B9%D8%A7%D9%84%DB%8C-%D9%85%D8%B3%D8%AA%D8%AF%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D8%B2-%D9%86%D8%A7%D8%B2%D9%86%DB%8C%D9%86-%D9%86%D8%A7%D8%B8%D9%85-wnnyv0pu74pa</link>
                <description>دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسیدانشکده مهندسی صنایعپروژه درس اصول مدیریت و تئوری سازمانموضوع:خلاصه کتاب «ایده عالی مستدام»نویسندگان: چیپ هیث و دن هیثمترجمان: سید رامین هاشمی و مجتبی اسدیانتشارات: آریانا قلمچاپ پنجماستاد راهنما:دکتر مصطفی ستاکتهیه و تنظیم:نازنین ناظمبهار 1401آنچه ماندگار می‌شود | ایده‌ها جذاب متولد شده‌اند یا اینکه جالب ساخته می‌شوند؟· ایده‌های جذاب، ایده‌های ماندگارند.· 6 اصل برای ماندگاری ایده‌ها1. سادگی: اصل ایجاز، مرا به یاد بحر در کوزه می‌اندازد.2. غیرمنتظره بودن: تحریک حس کنجکاوی و ایجاد شوک در مخاطب3. ملموس بودن: تصویرسازی در ذهن مخاطب با استفاده از مثال،داستان، عکس، ویدئو و .....4. معتبر بودن: استفاده از آمارهای زیاد و اعداد و ارقام طولانی جواب نمی‌دهد. مثلا در انتخابات ریاست جمهوری ریگان به جای استفاده از آمارهای زیادی از رخوت اقتصادی، بیان کرد: قبل از اینکه رای بدهید از خود بپرسید آیا وضع من از چهار سال قبل بهتر شده است؟5. احساسی بودن: ساختار ذهنی ما مسائل مربوط به افراد را بهتر از موضوعات انتزاعی درک می‌کند. باید حس درست را برای ایده‌مان انتخاب کنیم، مثلا برای ترغیب نوجوانان به ترک سیگار، بهتر است احساس ترس برانگیخته شود یا احساس تنفر؟6. داستانی بودن: یکی از بهترین راه‌های ماندگاری پیام، داستان‌سرایی برای مخاطب است. مرا به یاد مولانا می‌اندازند که برای بیان مفاهیم عمیق عرفانی مرتب از داستان و تمثیل استفاده می‌کند.سرنام این ۶ اصل: واژه success  به معنای موفقیت است.Success: Simple Unexpected Concrete Credentialed Emotional Story· حالا با دانستن این نکات چرا نمی‌توانیم ایده‌های جذاب را به پیام‌های ماندگار تبدیل کنیم؟اسارت در دام دانش: هنگامی که چیزی را می‌دانیم، برایمان تصور اینکه ندانستن آن موضوع چگونه خواهد بود، بسیار دشوار است.مثال: کندی چه کرد؟جان اف کندی در سال ۱۹۶۱میخواست به مردم این پیام را برساند: «ماموریت ما بدل شدن به رهبر بین‌المللی در صنعت فضایی از طریق بیشترین نوآوری‌های تیم‌محور و ابتکارات فضایی استراتژیک است.»آیا این پیام ماندگار است؟ خیر!قبل از خواندن ادامه متن، شما بگویید با توجه به ۶ اصل بالا چگونه می‌توان این پیام را ماندگار کرد؟راه حل کندی این بود:« فرود آمدن انسان بر روی ماه و بازگرداندن او به زمین تا اخر این دهه»پیامی که همه ۶ ویژگی را در خود دارد.· خلاقیت ذاتی است یا اکتسابی؟هم ذاتی است و هم اکتسابی.· ویژگی مشترک بین تمام ایده‌های خلاقانه:1. ساده: فرمان‌های برنامه‌ریزی شده خوب هستند ولی در میدان نبرد کار نمی‌کنند پس برای فرمان هایمان آنقدر وارد جزئیات نشویم که در اثر وقایع پیش بینی نشده، بی استفاده شود.2. یافتن مغز ایدهبه قول آنتوان دوسنت اگزوپری:  «طراح هنگامی متوجه می شود به نقطه ایده ال رسیده است که چیزی برای حذف کردن نمانده باشد، نه هنگامی که چیزی برای اضافه کردن نمانده باشد.»· ساده بودن به معنای ظرافت و اولویت دهی است نه ساده سازی سطح پایین. جالب این است که نویسنده این کتاب، خود نیز از این اصل استفاده کرده و خواندن کتاب و به خاطر آوردن مطالبش را با استفاده از این اصل بسیار راحت کرده است.· الگوی هرم وارونه: بیان کردن مهم ترین اطلاعات در خط اول و در خط‌های بعدی به ترتیب اهمیت خبر کاهش می یابد.· اولویت بندی سخت نیست به شرط آنکه فرق بین تصمیمات حیاتی و تصمیمات مفید را بفهمیم و مرز بین این دو را بدانیم.· حالا چه چیزی منجر به تصمیم گیری نادرست می‌شود؟عدم قطعیت پس تا جای ممکن گزینه‌های انتخابی را کاهش دهیم تا منطقی ترین تصمیم‌گیری را داشته باشیم.· نتیجه:1. لب مطلب را بگویید.2. برای سرگرم کردن مخاطب با مطلبی جالب اما غیرمرتبط آغاز نکنید به جای آن کاری کنید که خود مغز پیام جالب تر شود.در ادامه کتاب به شرح هر 6 اصل می پردازد و در هر فصل به یک سوال کلیدی پاسخ می دهد:1. ایده باید ساده باشد: چگونه مفهوم کلیدی ایده خود را پیدا کنیم؟· یافتن مغز: فقط مهم‌ترین چیز را مشخص کنید.· به اشتراک‌گذاری مغز: ساده = مغز + مختصر / ضرب‌المثل‌ها2. ایده باید غیرمنتظره باشد: چگونه توجه مخاطب را به ایده خود جلب کنیم؟· جلب توجه: غافل گیری با شکستن الگو· حفظ توجه: علاقه3. ایده باید ملموس باشد: چگونه ایده خود را واضح و روشن کنیم؟· کمک به افراد برای فهمیدن و به خاطر سپردن· کمک به هماهنگ شدن افراد4. ایده باید معتبر باشد: چه کار کنیم که افراد ایده ما را باور کنند؟· کمک به باور کردن افراد· در دسترس قرار دادن آمارها· مثالی پیدا کنید که از آزمون سیناترا عبور کند.· استفاده از اعتباردهنده قابل آزمون : مثلا پیش از خرید امتحان کنید.5. ایده باید احساسی باشد: چه کار کنیم تا به ایده‌های ما اهمیت بدهند؟· فعالیت در راستای اهمیت دادن افراد· استفاده از قدرت تداعی· دست بردن به جاذبه منفعت شخصی (نه فقط بر اساس منفعت شخصی)· دست بردن به جاذبه هویت6. ایده باید داستانی باشد: چه کار کنیم تا دیگران بر اساس ایده ما عمل کنند؟· فعالیت در راستای عمل کردن افرادختم کلام:توجه کنند: غیرمنتظرهبفهمند و آن را به خاطر بسپارند: ملموسبپذیرند/ باور کنند: معتبربه آن اهمیت بدهند: احساسیقادر باشند بر اساس آن عمل کنند: داستانی</description>
                <category>Nazanin Nazem</category>
                <author>Nazanin Nazem</author>
                <pubDate>Thu, 26 Jan 2023 19:19:14 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقد و بررسی رمان 1984 از جورج ارول</title>
                <link>https://virgool.io/@nazanin_nazem/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-1984-%D8%A7%D8%B2-%D8%AC%D9%88%D8%B1%D8%AC-%D8%A7%D8%B1%D9%88%D9%84-wm42gmhkzor2</link>
                <description>به نام نگارندۀ سخننقد و بررسی رمان 1984 از جورج ارول به قلم نازنین ناظم، دانشجوی مهندسی صنایع زیر نظر استاد بزرگوار: دکتر حسین علیقلی زادهرمان 1984 به نویسندگی جورج اورول، از نویسندگان مشهور انگلیسی و نویسندۀ کتاب قلعه حیوانات، از پرفروش‌ترین کتاب‌های قرن بیستمی است. این دو رمان را می‌توان مکمل هم دانست چرا که هر دو، جامعه‌ای استبدادی و تمامیت‌خواه را روایت می‌کنند.رمان 1984، از همان ابتدا ما را با شخصیت اصلی داستان، وینستون اسمیت آشنا می‌کند. براعت استهلال این رمان، ذهن خواننده را با حوادث تلخ و تاریک آماده می‌کند. داستان ما را به دنیایی می‌برد که هیچ‌گونه آزادی عمل و بیان وجود ندارد. دنیایی که در هر لحظه دوربین‌ها، ماموران و به قولی تمام کائنات در حال رصد افکار و گفتار هستند، که رمان از آن‌ها با عنوان &quot;برادر بزرگ&quot; یاد می‌کند. عبارت &quot;برادر بزرگ در حال تماشای شما است&quot; به مراتب در رمان تکرار شده است.این حکومت، 4 وزارتخانه دارد که به طور طعن‌آمیزی برخلاف نامشان عمل می‌کنند: وزارت صلح، وزارت عشق، وزارت حقیقت و وزارت فراوانی. زیرا این حزب در شعارهای سه‌گانه‌اش همه چیز را برخلاف آن چه هست، نمایان می‌سازد:&quot;جنگ، صلح است.آزادی، بردگی است.نادانی، قدرت است.&quot;در این رمان به مسائل سیاسی و اجتماعی زیادی اشاره می‌شود از جمله : فاصله طبقاتی، تبعیض، رواج خشونت، برانگیختن احساسات و تعصبات مردم، شست و شوی مغزی افراد از سنین خردسالی، انکار آشکار حقیقت‌ها، شکنجه‌های سیاسی، سانسورهای شدید رسانه‌ای و ...اما از همه جالب‌تر برای من، تغییر زبان بود. شخصیت اصلی داستان، وینستون اسمیت که خود در وزارت حقیقت مشغول به کار است، وظیفه دارد تا کلمات جدیدی که ساخته می‌شود را وارد نوشته‌ها کند و حتی در مواردی نام و اثر یک فرد را از همه نوشته‌ها و اسناد پاک کند گویا هرگز وجود نداشته است! در این بخش از کتاب ما به اهمیت زبان یک کشور پی می‌بریم. اینکه چگونه با تغییر دادن زبان یک مجموعه، می‌توان فرهنگ و تاریخ آن را تحریف کرد و یا موجب سوء تعبیر شد.از دیگر نکاتی که دوست دارم در نقد این کتاب بنویسم، این است که کنترل افکار و احساسات در دنیای امروزه نیز رخ می‌دهد. هوش مصنوعی که در اپلیکیشن‌های گوناگونی از آن استفاده می‌شود نمونۀ بارز کنترل افکار است. زیرا هوش مصنوعی می‌تواند با تحلیل واکنش‌های ما نسبت به هر پستی، خط مشی فکری ما را استخراج کند. آنچه از این کتاب آموختم:· با گرفتن آزادی بیان و آزادی تفکر از مردم می‌توان بر آن‌ها مسلط شد و هر جور و جفایی را انجام داد.· مقدس خواندن هر آرمانی، روزنه‌ای برای عدم تفکر و پدید آمدن تعصبات پوچ است. پس در مواجهه با هر پدیده‌ای لازم است ابتدا تعقل کنیم و سپس آن را بپذیریم.· برخی حکومت‌ها تکنیک‌شان این است که مردم را در حدی قرار دهند که تنها موفق به رفع نیازهای حداقلی خود باشند و بدین ترتیب هیچگونه راهی برای قدرت گرفتن نداشته باشند.· تکنیک حکومت‌های استبدادی این است که با راه انداختن همیشگی آشوب و جنگ، احساسات مردم را برانگیزانند و آن‌ها را وادار به شعار دادن کنند.· حکومت‌های استبدادی، تنها کسانی را دانشمند می‌دانند و می‌خوانند که برای هدف‌های سلطه‌جویانۀ آنان مفید باشند.· هر چه قدر بیشتر بدانیم و بخوانیم و آگاهی یابیم، کمتر می‌توانند بر ما ظلم کنند.· در جهل نگه داشتن مردم، تکنیکی است که با آن می‌توان قدرت گرفت.· اغراق بیش از حد در مسئله‌ای، خود نشانگر عدم درستی آن مسئله است. این موضوع در کتاب با نماد دخترمومشکی که در بخش ادبیات کار می‌کرد، نمایان شده‌است. احساسی که هنگام خواندن این کتاب داشتم:این رمان به قدری زیبا نوشته شده بود که در سرتاسر آن، احساس خفقان و ترس را به خواننده منتقل می‌کرد. خواندن این رمان برای من شبیه راه رفتن در خیابانی تاریک بود، به طوری که همواره احساس ناراحتی و معذب بودن همراهم بود. در واقع، نویسنده با هنرمندی تمام، آزادی را از ما می‌گیرد و همزمان با شخصیت‌ها، تنگناهایی را که دارند، حس می‌کنیم. زیباترین بخش کتاب از دیدگاه من:به شخصه به اندیشیدن و تفکر اهمیت زیادی می‌دهم برای همین است که این جمله را سرلوحۀ زندگی‌ام قرار داده ام: اندیشه تا زنده است، تازنده است...و به همین علت، زیباترین جملۀ این رمان را جملۀ زیر می‌دانم:&quot; یک جامعه طبقاتی فقط بر اساس فقر و نادانی می تواند امکان پذیر باشد.&quot; این رمان را پیشنهاد می‌کنم به همۀ کسانی که:· به مباحث سیاسی علاقه‌مندند.· از خواندن رمان‌های تاریک، تلخ و گزنده واهمه‌ای ندارند.· به دنبال رمانی هستند که از طریق آن به تفکر واداشته شوند و نه صرفا لذت ادبی.· به دنبال چالش کشیدن معضلات اجتماعی هستند.· از خواندن قلعه حیوانات لذت بردند!در کل، جورج ارول استاد این است که عمیق‌ترین و تلخ‌ترین خلاهای سیاسی را در قالب داستان به رخمان بکشد. او این کار را در رمان قلعه حیوانات هم انجام داد و این بار بسیار تندتر و تاریک‌تر در رمان 1984 بیان می‌کند. با این تفاوت که در قلعه حیوانات، رفته رفته آزادی را سلب می‌کرد اما در 1984 از همان ابتدا ما را در خفقان قرار می‌دهد.در ادامه، به بخش‌های برگزیدۀ نقدهایی که خواندم، می‌پردازم: نقد از محمدرضا تیموری:تمامیت خواهی ، همانطور که از نامش پیداست ، به دولتی گفته می شود که بر تمام احوالات ، کارها و فعالیت های مردم در هر زمینه ای تسلط دارد و آن را کنترل می کند. یک دولت تمامیت خواه ، از رنگ لباس مردم گرفته تا ارتباط آن ها با مردم را خود انتخاب می کند و آنچنان شرایط بسته ای ایجاد می کند که مردم در آن حکم ربات هایی را دارند که بر اساس ایدئولوژی دولت به زندگی ماشینی خودشان ادامه می دهند . در این نوع دولت ها عمدتا یک حزب حاکم وجود دارد .این حزب حاکم رهبری دارد که همه از آن دستور می گیرند. تفکر مردم به وسیله ی پلیس های مخفی بسیار کنترل می شود و تمامی دیگر جوانب زندگی از جمله معیشت و ارتباطات نیز همیشه در لایه ای از ابهام ، سانسور و خفقان به سر می برد .اگر بخواهیم در طول تاریخ به چند نمونه از این دولت های تمامیت خواه اشاره کنیم و آن ها را برایتان شرح دهیم ، باید بگوییم که حکومت هیتلر در بین آلمان ها ، حکومت موسولینی در ایتالیا و حکومت استالین در روسیه ، از معروف ترین حکومت های تمامیت خواه در طول تاریخ می باشند .البته امروزه نیز حکومت های تمامیت خواه بسیاری بر روی قدرت هستند که اگر مروری به تاریخ داشته باشید ، می توانید بسیاری از آن ها را حتی در بسیاری از کشورهای مدرن مشاهده کنید. اما سوال دیگری که باید در باب حکومت های تمامیت خواه پرسید ، ذکر این نکته است که ما چطور می توانیم بفهمیم که در حکومتی تمامیت خواه زندگی می کنیم یا نه ؟در واقع ویژگی های یک حکومت تمامیت خواه چیست؟این امر دقیقا درسی است که اورول از آن بعنوان خطری به نام تمامیت خواهی یاد می کند. در ادامه چندین سرفصل اساسی دولت های تمامیت خواه را با هم مرور می کنیم و هر کدام از این تفکرات را در لایه ی آموزه های جورج اورول در کتاب ۱۹۸۴ بررسی خواهیم کرد و سعی خواهیم کرد که به شما درس عبرتی را که جورج اورول قصد بیان آن را داشته ، منتقل کنیم . بسته شدن روزنامه های منتقد حکومت در رمان ۱۹۸۴نخستین بارقه های ظهور یک حکومت تمامیت خواه این است که راه های آگاهی سازی برای مردم جامعه بسته شود. از این رو روزنامه ها که در دسترس ترین رسانه های مردمی می باشند ، نخستین هدف دولت های تمامیت خواه برای از بین بردن آگاهی در میان مردم می باشند .شاید برایتان جای سوال باشد که چرا روزنامه ها اولین هدف دولت ها می باشند و چرا دیگر رسانه ها مورد این سانسور قرار نمی گیرند. پاسخ بسیار روشن است . نخست اینکه روزنامه ها گسترده ترین رسانه ی مردم محور در تمامی جهان هستند .دوم آنکه روزنامه ها به دست نویسندگان اداره می شوند و تلویزیون به دست دولتی ها. نویسندگان ، مسئولیت آگاهی و آگاه سازی مردم را به دوش دارند و تلویزیون و رسانه های دیگر ، مسئول سرگرم کردن مردم و پرداختن به موضوعات بیهوده و پرت کردن حواس عوام از این بسیار مهم است که تنها راه نقد حکومت که همیشه نیز از طریق نویسندگان ، به عنوان قشر مستقل و آگاه جامعه صورت می گیرد ، بسته شود .بسته شدن روزنامه های منتقد ، این باب را برای بسیاری از نویسندگان دولتی و وابسته به حکومیت های تمامیت خواه باز می کند که سر علم کنند و شروع به تبلیغاتی زیر پوستی علیه اپوزیسیون و  به تشویق سیاست های دولت تمامیت مشغول شوند . البته ، این را هم فراموش نکنید که این خود دولت های تمامیت خواه هستند که به روزنامه های منتقد مجال سخن می دهند و در موقعیت مناسب وقتی تمام نویسندگان مخالف دولت و تمامی کسانی که با این روزنامه بعنوان بلندگو های آگاهی مردم فعالیت می کنند را شناسایی کردند ، آن ها را از میان بر می دارند و سعی می کنند که با توقیف کردن و بستن تریبون این نویسندگان در پاکسازی فکری مردم ( البته به قول خودشان ) گامی جدید بردارند .§ وجود سانسور شدید در تمام ابعاد، از جمله اطّلاعات، رسانه‌ها، اینترنت، مطبوعات و کتبدومین نشانه های وجود یک دولت تمامیت خواه بحث سانسور است. این بحث سانسور بحث گسترده ای دارد که شاید اگر کمی آن را باز کنیم ، بحث به جاهای باریک بکشید. اما سعی می کنیم که سر بسته به تمامی موارد ان اشاره کنیم تا که خود شما مخاطبین عزیز به لب مطلب پی ببرید و آن را درک کنید . یکی از ویژگی های بارز دولت تمامیت خواه ذکر این نکته است که مجال فکر کردن ، آن هم بصورت آزادانه را به انسان ها نمیدهد. این مجال فکر کردن چیست ؟ببیند هر انسانی با توجه به داده هایی که در اختیار دارد ، مسیر فکر کردن را تا رسیدن به آگاهی طی می کند. حال اگر داده هایی که به دست انسان ها می رسد ، محدود باشد و یا اینکه دست کاری شده باشد ، طبیعتا مجال فکر کردن نیز برای مردم آن کشور و یا سرزمین امکان پذیر نخواهد بود. از این رو بسیار مهم است که قشر آگاه جامعه ، آگاهانه به مسئله ی سانسورها و بسیاری دیگر از محدودیت های دسترسی به اطلاعات واقف باشند و آن را به عنوان یک خطر به مردم گوشزد کنند .حال سوال اساسی این است که اگر سانسور رخ بدهد و یا اگر اتفاقاتی چون عدم دسترسی به اینترنت آزاد و یا عدم ورود بسیاری از کتب انتقادی و روشنفکری به داخل دولت ها صورت بگیرد ، چه اتفاقی رخ می دهد؟ اولین نتیجه ی آن ذکر این نکته است که رهبران دولت های تمامیت خواه به اولین هدف خود یعنی : ” آنچه را که من صلاح می دانم ، صلاح مردم است. ” ، می رسند . در واقع یک رهبر در دولت تمامیت خواه ، تلاش می کند که با ایجاد یک خوراک فکری ، عملیات شستشوی فکری را به بهترین شکل ممکن در مردم خود صورت دهد و نگذارد که آن ها روزنی برای رسیدن به حقیقت پیدا کنند .§ زندانی شدن منتقدان حکومت در رمان ۱۹۸۴یکی دیگر از ویژگی های یک دولت تمامیت خواه ذکر این نکته ست که به هیچ وجه طاقت شنیدن حرف مخالف را ندارد. در واقع یک دولت تمامیت خواه در همه حال سعی می کند که اوضاع را به نحو احسن به نفع خودش تمام کند . از این رو هر کسی که ذره ای آشوب کند و یا اینکه بخواهد تلاشی در جهت آگاهی رسانی به مردم داشته باشد ، زندانی می شود و دیگر راهی برای زیستن در جامعه ندارد. این ویژگی بارز دولت های تمامیت خواه است.دیگر ویژگی های مربوط به یک دولت تمامیت خواه به صورت تیتروار می تواند در گزینه های زیر خلاصه شود:§ پناهندگان سیاسی فراوان در کشورهای دیگر§ اقتصاد بستۀ دولت مدار§ وجود رهبری مقتدر و اغلب کاریزماتیک در رأس حکومت§ شخصیت‌پرستی (کیش شخصیت)§ وجود ایدئولوژی فراگیر رسمی و حکومتی که همه‌چیز با آن سنجیده می‌شود§ سرکوب و تبعیض نظام مند و بنیادین علیه افرادی با گرایش جنسی و/یا هویت جنسیتی مختلف§ سرکوب شدن حقوق افراد سیاسی، مذهبی و قومی§ قرار داشتن انحصار رسانه‌های فراگیر، از جمله رادیو و تلویزیون، در اختیار دولت و نبودِ رادیو و تلویزیون خصوصی§ دولتی بودن تمام نظام‌های ارتباطی، از جمله پُست، تلفن و اینترنت§ مقدّس‌شماری آرمانهای رسمی حاکمیّت§ برخورد سخت‌گیرانه و بی‌رحمانه با مخالفان حکومت§ محدود شدن آزادیهای فردی، به‌ویژه، آزادیِ بیان نقد از راضیه بهرامی:این کتاب به خوبی توانسته است شرایط یک جامعه ی بسته و بدون حریم شخصی برای شهروندان را نشان دهد.از دیگر نکات جالب این کتاب تعابیر جالب ِآن بود. مثل پلیس اندیشه!!!!!یعنی پلیسی که به محض این که کسی فکر جرمی را کند سر و کله اش پیدا میشود!!!این یعنی حتی قدرت فکر کردن ودر خویشتن خود غرق شدن هم از تو گرفته میشود وبه قول زنده یاد نادر ابراهیمی تبعید ابدی روح آغاز میشود. نقد از دکتر امیرمسعود امیررستمی:۱۹۸۴ رمانی است که هیچگاه کهنه نمی‌شد و داستان آن برای ابد تازه جلوه می‌کند و هر کسی گمان می کند که کتاب برای عصر او نوشته شده است. این کتاب تا به حال به بیش از ۶۵ زبان مختلف ترجمه شده است و میلیون‌ها نسخه از آن به فروش رسیده است و در نتیجه آن، جورج اورول به جایگاه ممتازی در ادبیات جهان رسید.درست است که کتاب ۱۹۸۴ یک کتاب تخیلی محسوب می‌شود و شاید حکومت‌های زیادی مانند حکومت اوشینیا در دنیای واقعی وجود نداشته باشند، اما هنوز هم مسئله امنیت و حریم خصوصی یکی از دغدغه‌های مهم انسان است. صفحه سخنگو دستگاه جاسوسی حزب در کتاب ۱۹۸۴ است که در همه‌ خانه‌ها نصب شده و قادر است صدا و تصویر شما را در ۲۴ ساعت شبانه‌روز مخابره کند.جرج اورول کتاب ۱۹۸۴ را استادانه نوشته و موضوعات مختلف را بسیار زیبا به همدیگر وصل می‌کند. پیش‌بینی‌های اورول بسیار جسورانه است و نوشته های او در مورد دغدغه‌های فکری انسان، ترس، امید، وجه تاریک قدرت، جدال دروغ و حقیقت، و… بسیار دقیق هستند.جرج اورول در این کتاب، آینده‌ای را برای جامعه به تصویر می‌کشد که در آن خصوصیاتی همچون تنفر نسبت به دشمن و علاقه شدید نسبت به برادر بزرگ (ناظر کبیر) (رهبر حزب با شخصیت دیکتاتوری فرهمند) وجود دارد. در این جامعه گناه‌کاران به راحتی اعدام می‌شوند وآزادی‌های فردی و حریم خصوصی افراد به‌شدت توسط قوانین حکومتی پایمال می‌شوند، به نحوی که حتی صفحات نمایش در خانه‌ها از شهروندان جاسوسی می‌کنند.در قرار گرفتن کتاب در ژانر علمی–تخیلی بحث وجود دارد؛ اما بسیاری آن را کتابی شاخص در این سبک می‌دانند.جورج اورول (George Orwell) کتاب 1984 را در سال 1949 نوشت، زمانی که جنگ دوم جهانی به تازگی پایان یافته بود و جهان خطر تسلیم شدن در مقابل حکومتی ظالم و دیکتاتوری را به خوبی احساس کرده بود. در آن زمان جنگ سرد هنوز به معنای واقعی آغاز نشده بود و در دنیای غرب روشنفکرانی بودند که به دفاع از کمونیسم برخواسته بودند. اورول این کتاب را در واقع برای اخطار به غرب در مورد گسترش کمونیسم نوشت. اما داستان این اثر را میتوان تا حدود زیادی به شرایط حاکم بر تمام جوامع تحت سلطۀ حکومتهای استبدادی تعمیم داد.داستان به طرزی زیبا کاملترین حالت یک حکومت استبدادی را توصیف میکند. اورول خیلی خوب توانسته اقدامات دولتها برای کنترل مردم را چه به طور مستقیم و چه غیرمستقیم شرح دهد. استفادۀ حزب از تکنولوژی و مخصوصاً صفحه های سخنگو که هم مردم را تحت نظر داشته و هم برای تبلیغات سیاسی استفاده میشوند،  نمونه ای از این موضوع است. همچنین استفاده از کودکان و آماده سازی آنها از همان دوران کودکی برای دفاع از آرمانهای حزب یکی دیگر از فعالیتهای مهم حزب را تشکیل میدهد. (موضوع کار بر روی افکار کودکان و آماده سازی آنها برای کسب اهداف سیاسی در آینده در دیگر اثر معروف نویسنده “مزرعۀ حیوانات” هم دیده میشود، آنجا که ناپلئون نه توله سگ را مخفیانه بزرگ کرده و مدتی بعد از آنها برای کسب قدرت در مزرعه استفاده میکند.) موضوع این کتاب مثل رمان «قلعه حیوانات» از همین نویسنده، سیاسی هست و خیلی‌ها اعتقاد دارند که این دو کتاب مکمل هم هستند.تمام تلاش جورج اورول این بود که داستان را آنقدر واقع گرایانه نشان دهد که خوانندگان امروزی به این باور برسند که چنین جامعه ای واقعا وجود دارد و اگر مردم از تاریخ درس نگیرند یا در برابر زیاده خواهی حکومتشان مقاومت نکنند، همین بلا هم سر آن ها می آید. دو مضمون تمامیت خواهی و تاریخ در کنار هم قرار می گیرند و پیام ۱۹۸۴ را منعکس می کنند.اورول داستان خود را در لندنی جنگ زده روایت می کند. هفته ای سی تا چهل بمب بر سر شهر می بارد و هرجایی که وینستون نگاه می کند، جنگ را به یاد او می آورد. مراسم هایی مثل «دو دقیقه نفرت» یا بیلبوردها و پوسترهای چاپ شده توسط حزب هم موید این مساله هستند. محرومیت هم از دیگر پیامدهای جنگ است که لابه لای دود و بوهای بدی که از ساختمان های شهر بیرون می زند، خود را نشان می دهد. مردم انگلیس در دهه ۱۹۴۰ اولین افرادی بودند که این کتاب را خواندند و هنگام مطالعه افتتاحیه ۱۹۸۴، متوجه می شدند که این وضعیت دقیقا شبیه زندگی خودشان است. لندنی ها که از جنگ جهانی دوم جان به در برده بودند خیلی سریع می توانستند محرومیت و خرابی توصیف شده در رمان را با وضعیت زندگی خود مطابقت دهند.با این حال، در حالی که وینستون برادر بزرگ را مسئول وضعیت زندگیش می داند، لندنی ها به این باور نرسیده بودند که حکومت بریتانیا عامل مصیبت آن هاست. برعکس دولت بریتانیا معتقد بود آلمان نازی جنگ را شروع کرده و باعث بروز چنین بحران و نابودی شده است. عصیان وینستون علیه برادر بزرگ را مخاطب آن زمان بهتر درک می کرد. چرا که او برای براندازی آلمان نازی و فاشیسم حاکم بر ایتالیا تلاش کرده بود. اگر چه تعیین جرقه های مشخصی که باعث شروع جنگ جهانی دوم شد کمی سخت است، ولی مردمی که در جبهه متفقین کنار هم می جنگیدند معتقد بودند ماموریت مشترک همه آن ها از بین بردن تمامیت خواهی و برقراری دوباره دموکراسی در سراسر جهان است. با توجه به چنین بستری، پیام سیاسی ۱۹۸۴ کاملا مشخص به نظر می رسد.حزب حاکم بر دنیای رمان یک حکومت تمامیت خواه است. نه طبقه عادی حزب و نه طبقه کارگر هیچ نقشی در هدایت کشور و قوانین حاکم ندارند. طبقه بالای حزب رسانه را به بازی می گیرند و با نفود به حریم شخصی مردم، بر روی تمام جنبه های زندگی افراد از جمله عشق و روابط جنسی نظارت دارند. وقتی تبلیغات سیاسی، محرومیت و قوانین سفت و سخت هم نمی تواند نظر کسی را به سمت حزب متمایل کند، دولت از شکنجه برای شستشوی مغزی استفاده می کند. این حقیقت که حزب به منظور این که وینستون را متحول کند باید او را به یک مرده متحرک تبدیل کند نشان دهنده بی مایگی حزب است. از آن جا که دکترین حزب نمی تواند افراد متفکری مانند وینستون را تحت تاثیر قرار دهد، حزب مجبور است با زور و اجبار قدرت خود را حفظ کند. اورول از خوانندگان می خواهد که ماهیت شیطانی و بی مایگی حزب را تشخیص دهند و به این ترتیب، از گسترش تمامیت خواهی جلوگیری کنند. اورول اگرچه هیچ گاه به صورت مستقیم به حکومت جایگزین خاصی اشاره نمی کند، ولی به طور تلویحی می توان متوجه شد که او طرفدار سوسیالیسم، دموکراسی و سرمایه داری است.نقد از ترنسلیتوراما احتمالاً جالبترین ایده ای که در این کتاب بیان میشود استفادۀ حزب از زبان برای اطمینان از تداوم حکومت خود است. حزب زبانی جدید و ساده ایجاد کرده است که در آن کلمه ای برای بیان مطالبی که با آرمانهای حزب در تضاد هستند وجود ندارد. بنابراین مردم نمیتوانند در مورد موضوعی مثل آزادی صحبت و یا حتی فکرکنند. این زبان newspeak یا زبان جدید نامیده میشود.  کار دیگری که حزب انجام میدهد استفاده از doublethink یا دوگانه باوری استDoublethink .عبارتست از قبول کردن همزمان دو مفهوم متضاد. برای مثال افرادی که مسئول تغییر دادن مداوم اسناد تاریخی هستند با آنکه خود این عمل را انجام میدهند باز هم کاملاً این اسناد را معتبر میدانند. حتی نام وزارتهای چهارگانۀ اوشنیا هم به نوعی تمرینdoublethink است: وزارت عشق محل شکنجه است، وزارت فراوانی دلیل قحطی ها، وزارت صلح مسئول رسیدگی به مسائل مربوط به جنگ و وزارت حقیقت محل تغییر اسناد تاریخی و آماده سازی دروغ ها وتبلیغات سیاسی. شعار اصلی حزب هم نمونۀ کامل و پرمفهومی ازdoublethink است: جنگ صلح است، آزادی بردگیست، جهالت قدرت است. (باید اشاره شود که مفهومdoublethink هر چند عجیب به نظر می آید امروزه کاربرد زیادی در سیاست دارد. برای مثال مردم آمریکا از جنگ برای برقراری صلح حمایت میکنند و یا در عین حال که اعتقاد دارند کشورشان حامی دمکراسی است روابط نزدیک آن با حکومتهای غیر دمکراتیک مانند بسیاری از کشورهای خاورمیانه را نیز میپذیرند.)کتاب 1984 به دلیل تاثیر زیادی که بر ادبیات داشته باعث ایجاد دست کم چهار کلمۀ جدید در زبان انگلیسی شده است: doublethink: پذیرش همزمان دو مفهوم متضاد مخصوصاً در نتیجۀ تلقین فکری سیاسی thoughtcrime: جرم فکری newspeak: زبانی دوپهلو و نامفهوم که در تبلیغات سیاسی استفاده شود big brother: شخصی که قدرت کامل در حکومتی معمولاً استبدادی دارداین اثر همواره جزوده رمان برتر قرن بیستم شناخته شده و همچنین در نظرخواهی انجام شده از خوانندگان مجلۀ تایم که حدود سه سال پیش انجام شد به عنوان برترین رمان در طول تاریخ انتخاب شد.</description>
                <category>Nazanin Nazem</category>
                <author>Nazanin Nazem</author>
                <pubDate>Thu, 26 Jan 2023 19:14:07 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تکلیف کارآفرینی:  3 ایده جنجالی و ساختارشکن! مخالف جریان شنا کنیم یا نه؟</title>
                <link>https://virgool.io/@nazanin_nazem/%D8%AA%DA%A9%D9%84%DB%8C%D9%81-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A2%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%8C-3-%D8%A7%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%AC%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%84%DB%8C-%D9%88-%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%B4%DA%A9%D9%86-%D9%85%D8%AE%D8%A7%D9%84%D9%81-%D8%AC%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D9%86%D8%A7-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-%DB%8C%D8%A7-%D9%86%D9%87-bph54gbgvcoz</link>
                <description> 3 ایده جنجالی و ساختارشکن!به نام نگارنده ی سخندر حال گذراندن ترم دوم مهندسی صنایع در مقطع کارشناسی هستم. این ترم، به صورت مستمع آزاد در کلاسی با عنوان &quot;کارآفرینی&quot; شرکت کردم؛ صرفا از روی علاقه. استاد ما، دکتر محمدمهدی پور بصیر هستند.در این پست تکلیف جلسه دوم این کلاس را می‌نویسم.قبل از اینکه پاسخ تکلیف را بنویسم، بخشی از مطالب تدریش شده در کلاس را ذکر می‌کنم تا پیش زمینه ذهنی داشته باشید و به فلسفه تمرین پی ببرید.Mainstream   یا جریان رایج، نگرش عموم مردم نسبت به وقایع هست. سوال اصلی اینجاست که آیا برای موفق شدن باید همیشه جریان اصلی را دنبال کنیم؟ یا اینکه مخالف این جریان شنا کنیم؟ آیا شما هم معتقدید که خواهیم نشویم رسوا، همرنگ جماعت شیم؟استاد پاسخ این سوال را با دسته‌بندی هوشمندانه‌ای به وضوح بیان نمودند:1. اگر می‌خواهید یک زندگی معمولی و متوسط داشته باشید، طبق دستورالعمل‌های مسیر رایج پیش بروید.2. اگر می‌خواهید موفقیت کسب کنید، باز هم مسیر رایج را دنبال کنید ولی با سرعت بیشتر از بقیه.3. اگر می‌خواهید سوپر موفق باشید، بر جریان رایج موج سواری کنید یعنی آن را بشناسید و با آن همراهی کنید، سپس ایده‌هایی خلاف جریان رایج بپرورانیدو زمان مناسب برای عملی کردن این ایده‌ها را بیابید.4. دسته ی چهارم هم که من را یاد شعر &quot;چو تخته پاره بر موج، رها رها رها من&quot; می اندازند. زیرا این دسته زندگی درویشی را در پیش می‌گیرند و اصلا کاری به جریان رایج و غیر رایج و شنا و موج سواری و این حرفها ندارند. هر اتفاقی در جهان بیفتد، عکس‌العمل هایشان را تغییر نمی‌دهند.حالا با این مقدمه بریم به سراغ تکلیف جلسه ی دوم:·   3   فکر، ایده یا عقیده ای بنویسید که خودتان عمیقا به آن تفکر یا ایده باور دارید، ولی احتمالا اکثر جامعه اطراف تان با آن مخالف باشند.· منظور از جامعه اطراف تان تنها اقشار محافظه کار نیست، بلکه اقشار تحصیلکرده و طبقه مدرن جامعه هم با آن ایده اکثرا مخالف باشند.· منظور ایده یا فکر کارآفرینی نیست، کلا در مورد همه چی زندگی، جامعه و...4 ایده در ذهن دارم که نمی توانم از هیچکدام بگذرم. هر 4 تا را می نویسم:1. همه مردم جهان دارای دین واحد باشند.این اتفاقی است که به دلایل تاریخی، مذهبی و سیاسی بسیار دور از ذهن است. اما فرض کنید اگر بشود، چه تاثیرات شگرفی را در جهان به وجود می‌آورد! علاوه بر آن، مگر همه دین‌ها یک پیام و مفهوم را - که همان انسانیت است- بیان نمی دارند؟ پس بیاییم دین انسانیت را در سرتاسر جهان بر پا کنیم زیرا با این کار:· جنگ ادیان به پایان می رسد.· بسیاری از اماکن مذهبی، به اماکنی با کارکرد دیگر مثل مدرسه، کتابخانه، کارخانه، مراکز پژوهشی، بیمارستان و ... تبدیل می شوند.· مراسم و مناسک مذهبی به تاریخ می پیوندند. پس فروش وسایلی مثل بت، مهر، سجاده، تسبیح و ... از بین می‌رود.· کشیش‌ها، روحانیان، موبدان، خاخام‌ها و ... همگی به همیاران دین تبدیل می شوند بدون هیچ گونه شرایط و ویژگی متمایزی از یکدیگر مثل لباس، محاسن و ...&quot;من نگویم خدمت زاهد بکن یا می‌فروش/ هر که حالت خوش کند در خدمتش چالاک باش&quot;2. یک جهان 24 ساعته!به جای اینکه همه‌ی طبیعت در روز کار کنند و در شب به استراحت بپردازند، کسب و کارها به گونه ای تنظیم شوند که در 24 ساعت شبانه روز در حال انجام فعالیت باشند. مثلا مدرسه ای که از ساعت 00:00 تا 5:00 صبح دایر باشد. بدین گونه افرادی که شب را بیشتر دوست دارند و مطالعه در شب بیشتر به مذاقشان خوش می‌آید به مدرسه/دانشگاه می‌روند. به طور مشابه کسب و کارها، ادارات و سازمان های گوناگون نیز در 12 ساعت دوم روز باز باشند. این موضوع باعث می‌شود، بخش زیادی از شلوغی‌ها مثل ترافیک، نوبت بانک، ویزیت دکتر و ... کاهش یابد.می‌توان گفت بزرگترین ایراد این ایده، آسیب به محیط زیست است، زیرا با فعالیت شبانه‌روزی قطعا انرژی بیشتری مصرف می شود و زباله بیشتری تولید می شود.&quot;این جهان، دریازمان چون موجما، مانند نقشلحظه‌ای مهمان این هستی‌ده هستی‌ربا&quot;3. هیچ دانشگاهی در جهان وجود نداشته باشد.در این ایده با خودم فکر کردم که اگر اصلا دانشگاهی نبود، چه می شد؟ بعد از اتمام سال‌های دبیرستان، به دنبال شغل مورد نظرمان میرفتیم. سپس مهارت های موردنیاز برای آن شغل را با استفاده از منابع مختلف مثل دوره ها، یوتیوب، کارآموزی و ... به طور عملی می‌آموختیم. بنابراین هر کس آن چه دوست داشت و هر چه واقعا نیاز داشت یاد می‌گرفت. به عنوان یک دانشجوی مهندسی صنایع، شاید هیچ وقت نخواهم در حوزه هایی مرتبط با شیمی کار کنم، پس چرا علم مواد بخوانم؟ شاید بخواهم مفاهیم اخلاقی را از بودا یاد بگیرم، چرا باید تفسیر موضوعی نهج البلاغه بخوانم؟ شاید به تاریخ معاصر علاقه داشته باشم، چرا دانشگاه فقط تحلیل تاریخ صدر اسلام را در سیلابس درسی دارد؟·  در این صورت، استادان دانشگاه، استادان آموزشگاه یا مشاور/منتور خواهند بود. فرصت شغلی عوامل دیگر دانشگاه در معرض خطر قرار می گیرد.· شاید مدرک گرایی کم شود؛ و تخصص و مهارت ارزش بیشتری یابند.· مافیای کنکور وجود نخواهد داشت.· روح و ذهن نوجوانان در آستانه رسیدن به جوانی، مورد آزار و اذیت نخواهد بود و سلامت روحی روانی‌شان توسط استرس و اضطراب تحت الشعاع قرار نمی گیرد.· وزارت علوم توجهش را به آموزش و پرورش متمرکز می کند؛ که اتفاق بسیار خوبی است زیرا به پرورش اساسی و اصولی کودکان از سن پایین پرداخته می‌شود.· دیگر کسی تحقیق و پایان نامه نخواهد فروخت، علاقه مندان واقعی دانش به پژوهش خواهند پرداخت.· حقوق کسی بر اساس مدرکش نخواهد بود، بلکه تخصص کاربردی خواهان پیدا می‌کند.&quot;با علم اگر عمل برابر گردد/ کام دو جهان نیز میسر گردد&quot;4. برای مهاجرت و ورود به کشورهای مختلف، پاسپورت و ویزا لازم نباشد.احتمالا این ایده مخالفت خیلی از افراد را بر می انگیزد. زیرا امنیت جهانی را تهدید می کند. راه برای فرار کلاهبرداران باز می شود. خب باید چاره‌ای برای اینطور مشکلات پیدا کرد نه اینکه ایده را به طور کامل کنار گذاشت.طرفداران بیت کوین می دانند که بیت کوین راحت‌ترین روش برای انجام تراکنش‌های بین‌المللی است زیرا هیچ کارمزد اضافی برای پرداخت مبالغ مختلف به دریافت‌ کننده، پرداخت نمی‌شود. یعنی بیت کوین به راحتی از کشوری به کشور دیگر سفر می کند. (ما چیمون کمتر از بیت کوینه؟ J )· حالا فرض کنید ما هم مثل بیت کوین به راحتی بتوانیم هر وقت اراده می کنیم، از کشوری به کشور دیگر روانه شویم. در این صورت، هر فردی در کشوری که آن را دوست دارد زندگی می کند و بنابراین قوانین آن کشور را با جان و دل می پذیرد، پس درصد جرایم و قانون شکنی کاهش می یابد.· کسانی که برای دیدار عزیزشان سفر می کنند، نگران زمان صدور ویزا نخواهند بود و کشورها نمی توانند به خاطر جنگ سیاسی خودشان، مردم را تحت فشار قرار دهند؛ مثلا وقتی ورود ایرانی ها به امریکا ممنوع شد، افرادی که پدر یا مادر مریض در امریکا داشتند، برای ملاقاتشان اذیت شدند.· سفر به دور دنیا آسان می شود و هزینه کمتری برای سفر آب می خورد مثلا دیگر لازم نیست پولی به سفارتخانه برای کاغذبازی‌ها پرداخت کنیم.&quot;دلم پرواز می‌خواهددلم آواز می‌خواهددلم یک دشت پر گل، لاله و ساناز می‌خواهد...&quot;شما چه موارد دیگری به ذهنتان می‌رسد؟با کدام یک از موارد مذکور موافقید؟ با کدام یک مخالفید و چرا؟باعث افتخار است که نظراتتان را بدانم و سپس با نام خودتان به این پست اضافه کنم. متشکرم که همراه بنده هستید.راستی 10 ایده جنجالی و ساختارشکن را از بین همه ایده های مطرح شده در کلاس انتخاب کردم و در یک ویدیو توضیح دادم. اگر تمایل دارید این ویدیو را ببینید، اینجا کلیک کنید.لینکدین نازنین ناظم اینستاگرام نازنین ناظماندیشه تا زنده است، تازنده است...</description>
                <category>Nazanin Nazem</category>
                <author>Nazanin Nazem</author>
                <pubDate>Thu, 26 Jan 2023 19:08:15 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تکلیف کلاس کارآفرینی: نقد ریک اند مورتی + پیش بینی 100 سال آینده</title>
                <link>https://virgool.io/@nazanin_nazem/%D8%AA%DA%A9%D9%84%DB%8C%D9%81-%DA%A9%D9%84%D8%A7%D8%B3-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A2%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D9%86%D9%82%D8%AF-%D8%B1%DB%8C%DA%A9-%D8%A7%D9%86%D8%AF-%D9%85%D9%88%D8%B1%D8%AA%DB%8C-%D9%BE%DB%8C%D8%B4-%D8%A8%DB%8C%D9%86%DB%8C-100-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%A2%DB%8C%D9%86%D8%AF%D9%87-yk5q4c5gxymx</link>
                <description>به نام نگارنده ی سخندر حال گذراندن ترم دوم مهندسی صنایع در مقطع کارشناسی هستم. این ترم به صورت مستمع آزاد در کلاسی با عنوان &quot;کارآفرینی&quot; شرکت کردم؛ صرفا از روی علاقه. استاد ما، دکتر محمدمهدی پور بصیر هستند.در این پست تکلیف جلسه اول این کلاس را می‌نویسم.تکلیف اول این بود که یک قسمت از انیمیشن ریک اند مورتی را ببینیم و سه نکته جالب از دیدگاه خودمان درباره‌اش بنویسیم.قسمت هفتم از فصل سوم این انیمیشن را- که نامش The Ricklantis mixup است- مشاهده کردم. انیمیشنی تلخ و سرشار از مسایل عمیق سیاسی و گاهی فلسفی است.با توجه به اینکه قسمت های دیگر این انیمیشن را ندیدم، به درستی نظراتم شک دارم و مطمئنا در خیلی از بخش ها آنچنان که باید و شاید، دیالوگ ها و روند داستان را درک نکردم اما به نظر می رسد سه نکته ی جالب که به نظرم رسید را می نویسم:1. دانش‌آموزانی که به دنبال یک فضای غیرواقعی برای تحقق به آرزوهایشان هستند، این فضا با نام پورتال آرزوها شناخته می شود. به دنبالش می روند، طبق شنیده هایشان باید یک ماده ی ارزشمند را فدا کنند تا به آرزوهایشان دست یابند. هر یک چیزی را درون فضایی گودال مانند می اندازند، و سپس بلندگوها به صدا در می آیند: آشغال ها را بریزید! و آشغال ها به درون پورتال آرزوها ریخته می شوند!!این سکانس طعنه ای به حرف هایی است که دانش اموزان و دانشجویان می شوند، وعده ی اینکه اگر عزیزترین چیزهایت را فدا کنی و این کار را بکنی و آن کار را بکنی به آرزویت میرسی. آرزوهایی که شاید برای دیگران مثل یک آشغال باشد!!!2. دورویی و ریاکارای بین آنچه توسط سیاستمداران گفته می شود و آنچه در عمل رخ می دهد. شعارهای انتخاباتی زیبا و همه پسند، اما رفتارهای ناشایست. این مفهوم در سکانسی دیده می شود که کاندید بعد از بیان حرفهای انسان دوستانه، رییس کمپین خودش را اخراج می کند و ذره ای برای او ارزش قایل نمی شود. شاید همین موضوع است که موجب می شود حتی کسانی که انسان هستند با قرار گرفتن در چنین شرایطی و دیدن این چنین نامهربانی هایی خوی حیوانی بگیرند...3. سکانس شوک آور آخر: عده ای از سران دور یک میز نشسته اند و یکی بیان می کند فرقی نمی کند چه کسی به ریاست برسد، در هر صورت ما اداره کنندگان و تصمیم گیرندگان هستیم و باقی خواهیم ماند! حتی فکر به اینکه همیشه یک عده ی مشخص و معین در حال اداره و تصمیم گیری هستند هم ناراحت کننده است. مهم نیست که پلیس های خوب یا بد چه قدر تلاش می کنند، مهم نیست که دانش آموزان و دانشجویان چه قدر درس می خوانند، مهم نیست که کمپانی ها و شرکتها چه قدر در پی برقراری نظم و قانون هستند، دنیا همواره توسط عده ای مشخص تغییر می کند و قانون ها توسط آن ها تعیین می شود. هر گاه هم مخالف این نظام/سیستم باشی به راحتی یک بشکن حذف خواهی شد.این سه نکته ای بود که به ذهن من رسید اما مطمئنا با مشاهده ی دقیق تر می توان به نکات ارزنده تر و عمیق تری دست یافت. البته دیدن این انیمیشن دلگیرکننده را به شما پیشنهاد نمیکنم! ولی اگر به دنبال مشاهده ی چیزی هستید که شما را به تفکر وا دارد، دیدنش خالی از لطف نیست...تکلیف دوم این است که دو سناریو برای آینده جامعه انسانی در 100 سال آینده بنویسیم.شاید مقصود استاد از اینکه به ما گفتند این سناریو را بعد از دیدن انیمیشن بنویسیم این بود که &quot;تا بوده همین بوده&quot; و همین خواهد بود. هر چه قدر هم علم و تکنولوژی پیشرفت کند، جامعه انسانی دچار اختلالاتی همچون اختلاف طبقاتی، آزوهای نابود شده، دست های پشت پرده، عدم آزادی بیان، انسان های رو به زوال، دروغ ها و فریب های سیاسی و ... خواهد بود. شاید هم اصلا این دو تکلیف ربطی به هم نداشته باشند. در هر حال، دوست دارم ذهنم را از اثر انیمیشن پاک کنم و بدون هیچ پیش زمینه ذهنی سناریوها را بنویسم. برای نوشتن این دو سناریو از فایلی با عنوان &quot;گزارش 10 سال آینده جهان (2030)&quot; نوشته ی دکتر مجتبی لشکربلوکی الهام گرفته ام:سناریوی اول:آنچه در 100 سال آینده رخ می دهد:·  تغییرات اقتصادی:کسب و کارها شتاب زیادی می گیرند با کمک تکنولوژی های جدید. مقیاسی که در تجارت و کسب و کار جهانی وجود دارد بسیار کوچک خواهد شد به طوری که تجارت بین دو کشور مثل تجارت بین دو دهکده می شود.کشورهایی اقتصاد قوی خواهند داشت که از سال های پیش به منابع شان توجه داشتند و در صرفه جویی منابعی همچون طبیعت، آب، غذا و انرژی کوشا بودند.برگ برنده اقتصاد در دست کشورهایی است که نحوه ی استفاده حداکثری از انرژی های نو را آموختند.جایی برای رقابت بین کسب و کارهای قدیمی باقی نمی ماند؛ فقط خلاقیت های جدید آینده دار خواهند بود.·  تغییرات اجتماعی:امید به زندگی افزایش می یابد، جمعیت کهنسال به دلیل پیشرفت علم پزشکی، بیش از پیش عمر میکنند و شاهد حضور همزمان نسل های مختلف در محیط کاری و خانواده خواهیم بود. حضور همزمان کهنسالان و جوانان، تضاد زیبا و پیشرفت‌آفرینی را رقم می زند. می توان گفت بازنشستگی مفهومی است که رنگ می بازد.شهرنشینی به شدت گسترش یافته و همه ابعاد زندگی مدرن خواهند شد. اکثر کارها را ماشین ها انجام می دهند، بنابراین بسیاری از شغل ها و موقعیت های اجتماعی از بین خواهند رفت؛ شاید دیگر کشاورز و حسابدار نداشته باشیم. شاید تنها کار منابع انسانی ایده پردازی باشد.جامعه، سیاست و اقتصاد به سمت زنانه تر شدن پیش می رود و نقش زنان بسیار پررنگ تر از آن چه که هست می شود. افزایش سطح تحصیلات دختران و در پی آن افزایش نرخ اشتغال زنان را در سرتاسر دنیا شاهد خواهیم بود.تعریف خانواده عوض می شود، شاید در آینده من و لپ تاپم یک خانواده باشیم!· تغییرات سیاسی:ابر قدرتهای جهان جا به جا می‌شوند، اگر تا امروز کشورهای توسعه یافته کشورهایی بودند که بهترین صنعت ها را داشتند، در 100 سال آینده کشورهایی با سالم ترین محیط زیست پیشرو خواهند بود.قدرت های سیاسی منحصر به دولت نیست، بلکه بخش زیادی از مردم قدرت را با بیزینس هایشان در دست دارند.اغلب تشکل ها به سمت خصوصی سازی پیش خواهند رفت.مردم سالاری افزایش خواهد یافت، زیرا با دسترسی بیشتر به اطلاعات و افزایش ارتباطات قدرت مردم را افزایش می دهد و منجر به مشارکت بیشتر مردم می شود، شاید مدل های حکمرانی تغییر کنند.· تغییرات فناورانه:هوش مصنوعی به قدری پیشرفت می کند که بیش از نیمی از کارهای انسان را به عهده می گیرد.اشیای هوشمند، مثل انسان ها می توانند با هم در ارتباط باشند مثلا خودِ فلش با لپ تاپ صحبت کند و به آن بگوید که چگونه از آن استفاده کند.اینترنت در تمام نقاط جهان برقرار و بردوام خواهد بود.سناریوی دوم:آنچه در 100 سال آینده رخ می دهد:· تغییرات اقتصادی:تمام دنیا نظام سرمایه داری را پیش خواهد گرفت. افراد فقیر روز به روز فقیرتر شده و ثروتمندترین ها در راس قدرت خواهند بود. افراد فقیر به قدری در محدودیت های گوناگون قرار می گیرند که حتی فرصت تغییر را هم نخواهند یافت.چند شب گذشته در یک سخنرانی از دکتر فرهنگ هلاکویی شنیدم که می گفتند: در نظام سرمایه داری گفته می شود : برابری فرصت ها. یعنی فرصت ها برای همه فراهم است تو هم تلاش کن و به آن برس. اما این غلط است زیرا برابری فرصت ها وقتی معنا می یابد که برابری رسیدنبه فرصت ها هم فراهم باشد.ممکن است در آینده به قدری طبقه فقیر جامعه دچار بدبختی باشند که جز پول غذا در آوردن نتوانند به هیچ موضوع دیگری فکر کنند، چه برسد به خلاقیت و نوآوری در کسب و کار!· تغییرات اجتماعی:قدرت در دستان نسل جوان قرار می گیرد. کهنسالان جایی در جامعه نخواهند داشت و به دلیل اینکه سود و منفعتی برای کسب و کار یا اداره ی آن ندارند، به راحتی کنار گذاشته شده و طرد می شوند.نظام آموزشی تغییر می کند، کامپیوترها برای ما عملیات جبر و انتگرال را انجام خواهند داد، دیگر نیازی نیست این مفاهیم در مدرسه آموزش داده شوند، بنابراین سن کار کاهش یافته و از 15 تا 35 سالگی، افراد به اشتغال می پردازند.اکثر شغل ها به صورت مجازی و دورکاری خواهد بود.ارزشهای معنوی و عرفانی رنگ باخته و ارزشهای مادی پر رنگ می شوند.توجه به محیط زیست کم خواهد شد، زمین سرشار از زباله های الکترونیکی می شود.روابط صمیمی و دوستانه و خانوادگی، کم رنگ شده و روابط تجاری و بیزینسی 90 درصد زمان معاشرت ما را به خود اختصاص خواهند داد.خانم ها نقش بیشتری در جامعه بازی می کنند و آقایان نقش پدر و مادر را برای بچه هایشان خواهند داشت.اجتماعی خصوصی و به طور VIP در سیاره های دیگر تشکیل می شود.· تغییرات سیاسی:کشورها از نظر سیاسی به دو دسته تقسیم خواهند شد: کشورهای رییس و کشورهایی که توسط کشورهای رییس اداره می شوند! کشورهای رییس دارای بیشترین میزان تولید و عرضه و با بالاترین تکنولوژی ها برقرار هستند و کشورهای مستعمره در حال زباله دان آنها هستند. برخی دیگر کشاورزی و تامین غذا را برعهده خواهند داشت و بعضی دیگر منابعشان را در اختیار کشورهای رییس می گذارند. تمام سران مهم و تاثیرگذار در تصمیمات مهم جهانی از کشورهای رییس خواهند بود.· تغییرات فناورانه:آموزش در اختیار کسانی قرار می گیرد که توانایی پرداخت هزینه آن را داشته باشند. با پیشرفت تکنولوژی یک فرد می تواند به دورترین مدرسه یا دانشگاه در کره ی زمین هم دسترسی داشته باشد.کسانی که نمی توانند لوازم تحصیلی را خریداری کنند، که شامل نوع خاص و فوق پیشرفته ای از لپ تاپ ها می شوند، بی سواد می مانند و به عنوان کارگر وارد بازار کار می شوند.با استفاده از نرم افزارها، آموزش صورت می گیرد و فقط یک supervisor  برای کنترل روند در نظر گرفته می شود.با استفاده از چیپ ها بسیاری از زبان ها را خواهیم آموخت. چیپ ها مثل حافظه ما می شوند که می توان آن ها را با محتویات درونشان خریداری کرد و با قرار دادن در مغزمان در لحظه به یک زبان یا اطلاعات دیگر آگاه خواهیم شد. علم جدید با استفاده از ابر کامپیوترها در هر هفته تولید می شود و با استفاده از فناوری های اطلاعاتی و گسترده جهانی ، بلافاصله پخش می گردد. تکنولوژی ها در لحظه آن را ارزیابی می کنند و با ترجمه های گوناگون در یک سایت واحد (مثلا یک بخش انحصاری در گوگل) به انتشار می رسانند.بخش زیادی از تولید، کنترل کیفیت، پخش و امور لجستیکی به عهده ربات ها قرار خواهد گرفت. انسان ها فقط روندها را کنترل می کنند.این دو سناریو، تمام چیزی بود که زمان بنده اجازه می داد تا بنویسم اما مطمئنا خیلی بیشتر و گسترده تر می توان درباره ی 100 سال آینده نوشت.در نهایت متشکرم از استادم، دکتر پوربصیر بزرگوار، که فرصت پرورش و لذت را به قوه‌ی تخیلاتم دادند! Jبماند به یادگار برای 100 سال آینده!لینکدین نازنین ناظم اینستاگرام نازنین ناظماندیشه تا زنده است، تازنده است...</description>
                <category>Nazanin Nazem</category>
                <author>Nazanin Nazem</author>
                <pubDate>Thu, 26 Jan 2023 18:52:27 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>در ستایش شعر</title>
                <link>https://virgool.io/@nazanin_nazem/%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%B4%D8%B9%D8%B1-yhalqgp3h3fs</link>
                <description>”من بهر که خوانم غزل سعدی و حافظ/ در شهر غریبی که در آن فهم سخن نیست...”چرا این پست را می نویسم؟بارها و بارها در دوره های سخنوری و مجری گری دکتر فریبا علومی یزدی شاهد عذرها و بهانه هایی بودم که فراگیران برای حفظ شعر یا غزل می آوردند.بارها و بارها سخنرانان و مجریانی را دیدم که شعرها را درست حفظ نمی کنند ، یا حفظ می کنند و اشتباه می‌خوانند و یا حفظ می کنند اما مفهوم آن را نمی دانند.در این زمان ها در ذهنم یک سوال شکل می گیرد : اگر ۸۰ میلیون ایرانی را در یک سالن جمع کنند و از آن ها بپرسند که چند نفر می توانند آیت الکرسی یا سوره ای از قرآن را بخوانند ، چند نفر دستشان را بالا می آورند؟  حال اگر از همین جمع پرسیده شود چند نفر می توانند یک غزل حافظ را آن طور که باید و شاید بخوانند ، چند نفر با اطمینان کامل دستشان را بالا می آورند؟به راستی چرا امروزه رابطه ی جامعه ی ما ( خصوصا جوانان و نوجوانان ) با شعر فارسی کم شده است؟ یک ایرانی چه طور می تواند با داشتن زیباترین اشعار و پربارترین مفاهیم در تاریخ ادبیات زبان پارسی نسبت به آن بی تفاوت باشد و در حفظ آن اهمال کند؟! خودش بحثی مفصل است که شاید بعدها درباره‌اش بنویسیم...چرا باید شعر حفظ کنیم؟سوالی است که می توان ساعت ها و روزها درموردش صحبت کرد. اما برخی از دلایلی که می توان برای آن ذکر کرد ، عبارت است از :· هیچ چیزی جز شعر نمی تواند به بهترین نحو ممکن مفاهیم عمیق را در یک بیت بگنجاند. ایجاز در شعر موجب می شود که یک بیت شعر مفاهیم ۱۰ خط نثر را در خود بگنجاند. برای مثال :پی مصلحت مجلس آراستند / نشستند و گفتند و برخاستنداین شعر مرا به یاد ضرب المثل معروفی می اندازد که با به کاربردن تنها ۶ فعل ، حمله ی مغولان را شرح می دهد : آمدند و کندند و سوختند و کشتند و بردند و رفتند.· شعر با ساختار لطیف و دلنوازش می تواند موجب نرمی کلام شود و به عنوان لطافت بخش سخن به کار رود. برای مثال اگر فردی با تندخویی با شما سخن گفت در پاسخ می توانید از این بیت دلنشین حافظ استفاده کنید :اگر دشنام فرمایی و گر نفرین دعا گویم / جواب تلخ می زیبد لب لعل شکرخا رایا بیت زیبای دیگری از طالب آملی :دشنام خلق را ندهم جز دعا جواب / ابرم که تلخ گیرم و شیرین عوض دهم· شعر ، زینت بخش کلام است. اگر شما سخنران ، سخنور و یا مجری هستید ، می توانید با استفاده از شعر به مفاهیم خودتان روح و جان ببخشید. برای مثال شما در یک سخنرانی راجع به تاثیر خنده در سلامت روان صحبت می کنید و چه قدر سخنرانی شما پربارتر می شود اگر در میان سخنانتان از بیت زیبای فردوسی استفاده کنید که می فرماید:چو شادی بکاهی ، بکاهد روان / خرد گردد اندر میان ناتوان· با شعر می توانید سخنانتان را مستند کنید و به استحکام و درستی کلامتان بیفزایید. مثلا یک سخنرانی انگیزشی در رابطه با اهمیت تلاش و کوشش در ساختن سرنوشت دارید و برای تحکیم بخشی به این مفهوم از بیت زیبای حافظ یاد می کنید که می فرماید:چرخ بر هم زنم ار غیر مرادم گردد / من نه آنم که زبونی کشم از چرخ فلکیا بیت زیبای زیر:بیستون هیچ! دماوند اگر سد بشود / هدفم قسمت من بوده و باید بشود· بسیاری از اشعار زبان شیرین پارسی زیباترین تصویرسازی ها را دارند و ایجاد این تصویر در ذهن مخاطب شورانگیز و شگفت آور است. برای مثال منوچهری در ابیات زیرشب تاریک و در پی آن صحنه ی طلوع خورشید را هنرمندانه توصیف می کند :شبی گیسو فروهشته به دامن / پلاسین معجر و قیرینه گرزنبه کردار زنی زنگی که هر شب / بزاید کودکی بلغاری آن زنشبی چون چاه بیژن تنگ و تاریک / چو بیژن در میان چاه او منثریا چون منیژه بر سر چاه / دو چشم من بدو چون چشم بیژندر ابیات بالا منوچهر شب را به زنی با گیسوان بلند و مشکی تشبیه کرده است و سپس این شب تیره و تاریک را زنی زنگی می خواند که کودک بلغاری خود را به دنیا می آورد و منظور از کودک بلغاری همان خورشید روشن و پرنور است. و در ابیات بعدی با تلمیحی استادانه به داستان بیژن و منیژه ، وضعیت خود را در حالی که به تماشای شب مشغول است ، بیان می دارد.یک مثال زیبای دیگر برای این بخش می نویسم و از شما می خواهم که بعد از خواندن این مثال ، یک بار دیگر به عکس این پست نگاه کنید تا زیبایی تصویرسازی را در اعماق وجودتان حس کنید :مثل عکس رخ مهتاب که افتاده در آب / در دلم هستی و بین من و تو فاصله هاست...به قدری این تصویرسازی زیبا و دلرباست که فاضل نظری در بیت دیگری نیز از آن استفاده کرده است :‌برکه ای گفت به خود ، ماه به من خیره شده است / ماه خندید که من چشم به خود دوخته ام ! J· در بخش قبل به زیبایی بصری شعر اشاره شد. شعر علاوه بر تصویرسازی ، با آهنگ موزون و گوشنوازش زیباترین مفاهیم را به ذهن تداعی می کند. برای مثال در بیت دلنواز فاضل نظری به کاربرد آرایه ی “واج آرایی” دقت بفرمایید :ساحل جواب سرزنش موج را نداد / گاهی فقط سکوت سزای سبک سری استتکرار حرف “س” موجب شده است که در پس زمینه ی شعر آوای “هیسسسس” را بشنویم ؛ دقیقا همان مطلبی که بیت بدان اشاره می کند....بنابراین میتوان با شعر برای نگاه و گوش مخاطب جذابیت آفرید و او را با خود همراه کرد.· شعر ، آيینه ی روحیات ماست. این موضوع هم در خواندن شعر و هم در خلق شعر صادق است. تاکنون شده است که شعری بخوانید / گوش کنید و با خود بگویید انگار این شعر را برای من ساخته اند ؟‌ شعر می تواند ما را تسکین دهد چرا که حرف هایی را که می خواهیم بزنیم ، در خود جای داده است آن هم با زیباترین و هنرمندانه ترین کلمات و جملات و عبارات. به شعر زیبای زیر از مهدی اخوان ثالث دقت کنید :لحظه ی دیدار نزدیک استباز من دیوانه ام ، مستمباز می لرزد دلم ، دستمباز گویی در جهان دیگری هستمهای نخراشی به غفلت گونه ام را تیغهای نپریشی صفای زلفکم را دستو آبرویم را نریزی دلای نخورده مست!لحظه ی دیدار نزدیک است.....ببینید که شاعر چه قدر زیبا به بیان اضطراب و شوقِ ناشی از دیدار معشوق اشاره کرده است. می خواهد بگوید از شدت اضطراب دست هایم می لرزد و بعد تیغ ریش تراشی خود را مخاطب قرار می دهد. سپس به دست خود می گوید که مبادا با این لرزش موجب آشفتگی موهایش شود. مهدی اخوان ثالث چه قدر زیبا و شیوا حالات خودش را در این شعر بازگو کرده است.مطالب بالا همگی دلایل اینجانب برای یادگیری و به کار بردن شعر در سخن بود ؛ اما شایان ذکر است به بخشی از سخنان بزرگان عرصه ی سخنوری اشاره کنم:دکتر فریبا علومی یزدی ، مدرس فن بیان و آیین سخنوری ، در مقاله ی « چرا یک مجری باید شعر بخواند »  ،‌ پیوند جاویدان و ناگسستی روح با شعر ، اثرگذاری شعر در حراست از زبان پرارج پارسى ، بیان عاشقی ها ، و ایجاد نگاهی نوع و بدیع به پدیده های طبیعی را از جمله دلایل استفاده از شعر دانسته اند.دکتر رشید کاکاوند، پژوهشگر و مدرس دانشگاه با همان صدای گرم و گیرای خود می فرمایند که شعر در فرهنگ ما فقط هنر نیست. ثبت تاریخ است. ثبت فرهنگ است. ثبت زیباشناسی است. شعر ، حافظ و ناجی زبان فارسی است. هر دوره ای از تاریخ ما با ادبیات حفظ شده است ؛‌ دستیابی به تاریخ حقیقی از مسیر ادبیات میسر است چرا که کتاب های تاریخ را در دربار به فرمایش و نظارت حکومت و پادشاه می نوشتند. بنابراین می توان تاریخ راستین را در لایه های تخیل مانند ادبیات شناخت ، در لایه های ظاهرا دروغ‌مانند! برای مثال می توانیم قرن هشتم را با حافظ بشناسیم. تاریخ بیهقی بخوانیم و دربار غزنویان را بشناسیم. نظامی بخوانیم و اشارات نیمه پنهان و حتی گاه پنهان را دریابیم. آری! ادبیات آیینه ی تمام نمای خودش است.در پایان، به یاد داشته باشیم که به عنوان یک پارسی زبان شایسته است که به زبان و ادبیات خود ارج بنهیم و آن را عاشقانه بیاموزیم و بیاموزانیم.”شعر یعنی گفتن اسرار دل با وزن خاص / شعر یعنی وصلت یکباره فکر و حواسشعر یعنی زاده پیوند بین حس و فکر / شعر یعنی پرسه در دشت خیال سبز و فکر”</description>
                <category>Nazanin Nazem</category>
                <author>Nazanin Nazem</author>
                <pubDate>Thu, 26 Jan 2023 18:47:04 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>