<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های نازی عابدی/ Nazi Abedi</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@naziabedi2</link>
        <description>تجربه‌ها و دلمشغولی‌های نویسنده‌ای کم‌کار در زمینه‌ فرهنگ، جامعه و سلامت</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 10:16:17</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/3118541/avatar/2cmgRt.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>نازی عابدی/ Nazi Abedi</title>
            <link>https://virgool.io/@naziabedi2</link>
        </image>

                    <item>
                <title>انسانیت، آگاهی، امید، آرامش، خردورزی🕊</title>
                <link>https://virgool.io/@naziabedi2/%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%AA-%D8%A2%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%A2%D8%B1%D8%A7%D9%85%D8%B4%D8%AE%D8%B1%D8%AF%D9%88%D8%B1%D8%B2%DB%8C-th4tizncxhtl</link>
                <description>🌊🕊🕊🕊🕊🕊🌊یادداشت مفصلی در دست دارم، اما فرصت و فراغت خاطری نبود تا کاملش کنم. در این روزها و فعلا بسنده کردم به تقدیم عکس‌نوشته‌ای زمستانی...🌊 به امید روزهای روشن؛ انسانیت، آگاهی، امید، آرامش و خردورزی🕊✍️ نازی عابدیدی‌ماه ۱۴۰۴</description>
                <category>نازی عابدی/ Nazi Abedi</category>
                <author>نازی عابدی/ Nazi Abedi</author>
                <pubDate>Wed, 21 Jan 2026 10:26:40 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تحریم روزسالاری</title>
                <link>https://virgool.io/@naziabedi2/%D8%AA%D8%AD%D8%B1%DB%8C%D9%85-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D8%B3%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%B1%DB%8C-ysrvv3n3cei3</link>
                <description>درستکاری، تعهد، راستگویی، خردمندی، صبوری و دیگر ویژگی‌های هر انسانی را تحسین می‌کنم و به او تبریک می‌گویم، اما روز زن، روز مرد، روز دختر، روز پسر، روز مادر، روز پدر و مانند آن برای من بی‌معناست...</description>
                <category>نازی عابدی/ Nazi Abedi</category>
                <author>نازی عابدی/ Nazi Abedi</author>
                <pubDate>Tue, 30 Dec 2025 20:15:47 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پوششی میانه و وزینم آرزوست...</title>
                <link>https://virgool.io/@naziabedi2/%D9%BE%D9%88%D8%B4%D8%B4%DB%8C-%D9%85%DB%8C%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%88-%D9%88%D8%B2%DB%8C%D9%86%D9%85-%D8%A2%D8%B1%D8%B2%D9%88%D8%B3%D8%AA-dgdoaltnakvt</link>
                <description>✍️ نازی عابدیمن برهنگی را نمی‌پسندم، اما با اجبار و هر نوع خشونت در زمینه پوشش نیز مخالفم؛ آن چه در کشور ما طی دو نیم‌قرن اخیر، دو شکل کاملا متضاد آن تجربه شده و بسیار جای تأمل دارد. البته به نظر می‌رسد، چنین وضعیتی در مقاطعی از دوران صفویه و قاجاریه نیز تجربه شده باشد.اول در جایگاه یک انسان و دوم در جایگاه یک زن، حس خوبی ندارم از مشاهده نیم‌برهنگی بانوان، خارج از حریم خانواده؛ خواه برای بانویی که مجری یا گوینده یک رسانه باشد داخل یا خارج این سرزمین، خواه در مراسم جشن و پایکوبی و میهمانی، خواه در فضای مجازی و خواه در کوچه و خیابان؛ می‌خواهم بگویم حتی اگر حجاب اجباری نباشد، من برای پوشش خودم، خارج از حریم خانواده، حدودی را در نظر می‌گیرم، برای مثال، لباسی با یقه باز یا بدون آستین، همچنین لباس‌های جذب نمی‌پوشم، چون نمی‌پسندم، همان طور که چادر و مقنعه و شال را دوست ندارم. نمی‌خواهم نسخه بپیچم برای همنوعانم؛ می‌خواهم بگویم، پوششی میانه و وزینم آرزوست. می‌گویند، نمی‌توان حدی در نظر گرفت برای سلایق گوناگون، و انسان‌ها در انتخاب پوشش آزادند. همچنین می‌گویند، هر کشور عرف و قوانین خود را دارد. همه این‌ها در جای خود درست، من اما، به‌خصوص با توجه به وضعیت خاص کشورم، به‌تأکید می‌گویم، پوششی میانه و وزینم آرزوست....□□□□□در تاریخ آمده است: رضاشاه، که از زمان نخست‌وزیری‌اش در دوره قاجار، اندیشه رفع حجاب را داشت، در پی سفر امان‌الله‌خان، پادشاه افغانستان، به همراه ملکه بدون حجاب و متجددش به ایران (۱۶ خرداد ۱۳۰۷) و سپس سفر چهل‌روزه‌ خود به ترکیه (از ۱۲ خرداد ۱۳۱۳) که به توصیه محمدعلی فروغی، نخست‌وزیر وقت، صورت گرفت، تحت تأثیر اقدامات آتاتورک، اولین رئیس جمهوری ترکیه و معمار ترکیه نوین، خواست هرچه سریع‌تر نشانه‌های تمدن و تجدد در ایران نیز جلوه‌گر شود. این گونه بود که مردان با قانون اجباری‌شدن کلاه‌‌شاپو مواجه شدند (۲۸ خرداد ۱۳۱۴)؛ مدتی بعد، ممنوعیت حجاب در مدرسه‌های دخترانه مطرح شد؛ و سرانجام، فرمان اجرای رسمی قانون کشف حجاب برای بانوان به تمام نقاط ایران رسید (۱۷ دی ۱۳۱۴). اشاره می‌شود، یکسان‌سازی لباس نیز مانند رفع حجاب از مباحث مطرح پیش از پادشاهی رضاخان بود و پس از آن، طی مراحل و با کشمکش‌های بسیار، سرانجام به صورت قانونی برای مردان مصوب شد (۶ دی ۱۳۰۷).برخلاف ترکیه، که در آن برداشتن حجاب اختیاری بود و علاوه بر آن، آتاتورک فعالیت‌های برنامه‌ریزی‌شده و تبلیغات محتاطانه‌ای برای تشویق زنان در این زمینه اجرا می‌کرد، منع حجاب در ایران با اجبار صورت گرفت؛ یعنی به‌ طور ناگهانی حق انتخاب از زنان گرفته شد و روند جامعه‌پسندی برای این کار طی نشد. عده‌ای از بانوان که مسن‌تر و سنتی‌تر بودند بدون حجاب احساس برهنگی می‌کردند و در عمل، در خانه حبس شدند. سرانجام، پس از کشمکش بسیار، سال ۱۳۲۰ که رضاشاه ایران را ترک کرد، قوانین پوشش فرنگی اجباری برای مردان و ممنوعیت حجاب برای زنان لغو شد.□□□□□صرف نظر از مناسبات و پشت پرده‌های قدرت‌ و سیاست در جهان، اگر پهلوی اول عجله نکرده بود در رسیدن به ایران مدرن و اگر به موازات پیشرفت‌های شهری و کشوری، به مردم فرصت داده می‌شد تا آرام‌آرام به تمدن و پیشرفت فرهنگی نیز برسند و آگاهانه الگوهای نوین درست‌پوشیدن و به طور کلی، درست‌زیستن را برگزینند، از یک سو ماجراهایی چون مسجد گوهرشاد مشهد در رویارویی با اجباری‌شدن کلاه‌‌شاپو پیش نمی‌آمد و از سوی دیگر، پوشش بانوان، متناسب با فرهنگ این سرزمین، با میانه‌‌روی و خردورزی شکل می‌گرفت و خودبه‌خود نیم‌برهنگی در میان مردم و رسانه‌ها جای مهمی نمی‌یافت که در نهایت، عده‌ای به‌شدت متأثر شوند و وضعیت را برنتابند. همان طور که امان‌الله‌خان، پادشاه افغانستان، به‌رغم تمام پیشرفت‌هایی که در کشورش به وجود آورد، با اجبار و تندروی در زمینه پوشش، خیلی زود ناچار به استعفا شد.در پی انقلاب ۱۳۵۷ نیز اگر به آن جامعه ملتهب فرصت تفکر و تعمق داده می‌شد تا خود را بیابد و بازسازی کند، امروز شاهد این همه نابسامانی فرهنگی و اجتماعی، از جمله در زمینه پوشش بانوان نبودیم.از اگر و اما و شاید که بگذریم، حال چه کنیم؟ حال که برخی قوانین و نیز تضاد باورها و عقاید بار دیگر مناظری ناخوشایند و دردناک در این سرزمین به وجود آورده و روزبه‌روز خشونت و نگرانی در میان مردم افزایش یافته است. آیا راه بهتری جز میانه‌روی و مدارا وجود دارد تا این التهاب و تضاد بیش از این به خسارت نینجامد و این جامعه ملتهب مسیر درست را بیابد؟ مگر نه این که، افراط و تفریط همه جا بشر را به بیراهه کشانده و میانه‌روی و تعادل درمان مشکلات بشر است؟□□□□□بیایید عمیق بیندیشیم، همان قدر که گروهی از بانوان برداشتن شال و روسری عده‌ای دیگر از همنوعان خود را نمی‌پسندند و درست نمی‌دانند، افرادی هم وجود دارند که برایشان سؤال است، چرا گروهی از خانم‌ها با وجود مانتوی مناسب و مقنعه یا روسری کاملا پوشیده، باز چادر به سر می‌کنند؛ یا چرا اصلا این چادر باید سیاه باشد؟ چه‌بسا همین رنگ سیاه و چندلایه پوشیدن، در کنار عوامل دیگر و به‌مرور، برای گروه مقابل دافعه به وجود آورده و حتی آزاردهنده هم شده باشد. «پوشش از مظاهر مدنیت است»، ولی ما با افراط و تفریط راه گم کرده‌ایم و از مدنیت دور شده‌ایم، چه با نوع پوشش و چه این که به شکل‌های مختلف و ذهنی و فیزیکی به جان یکدیگر افتاده‌ایم.حرف اصلی من این است که، بیایید متناسب با فرهنگ این سرزمین، حداقل در این مقطع، به وضعیتی بینابین برسیم تا تنش و برانگیختگی کم‌تر شود و افراد با دیدگاه‌ها و باورهای متفاوت و حتی متضاد، بهتر بتوانند یکدیگر را بپذیرند و خشونت و جدال و کشمکش، بیش از این ادامه نیابد.□□□□□سال‌ها پیش، در یادداشتی که فرصت و فراغتی نبود تا کامل و سپس منتشرش کنم، نوشته بودم:«نه فرهنگ غرب را چندان می‌پسندم، نه تاب تحمل این همه نقاب و تعارف و اوهام این مرزوبوم را دارم؛ و افسوس كه بشر پیوسته و در هر شرایطی از تعادل خارج می‌شود؛ یك جا چنان خود را می‌پوشاند كه نكند تار مویی کسی را از خود بی‌خود كند؛ و یك جا چنان از قیدوبند رهاست که حرمتی برای هیچ چیز قائل نمی‌شود.متأسفم برای خودم و برای بشر....یك جا هنوز چشم باز نكرده، آن قدر احكام ریز و درشت در محفظه بسته مغزت جای می‌دهند كه جایی برای فكركردن و سؤال‌كردن باقی نمی‌ماند؛ و یك جا آن ‌قدر آزادی كه «حریم» برایت معنایی ندارد.دلم می‌خواهد گریه كنم برای خودم و برای بشر....یك‌ جا در پس پرده حرمت‌ها را می‌شكنیم؛ و یك جا بی‌پرده و گستاخ بر هر پرده‌ای شكوه و عظمت غرایز را لگدمال می‌كنیم.دلم می‌خواهد زار بزنم برای خودم و برای بشر....یك جا پیش ‌از آن‌ ‌كه بتوانی معنای «خویشتن» را دریابی، چنان با معنای گناه آشنایت می‌كنند كه «احساس گناه» مدام بر جان و ذهنت سنگینی می‌كند؛ و یك جا چنان به حال خویش رها هستی كه از خویشتن خویش نیز بیگانه می‌شوی.دلم می‌خواهد فریاد كنم از طرف خودم و از طرف بشر....»خلاصه، نوشتم برای خودم و برای بشر....□□□□□این که دیدن عریانی‌ها پس از مدتی برای افراد عادی می‌شود، و اصلا خوب است یا بد، مقوله‌ای است که جای بحث گسترده دارد، اما آن چه اهمیت دارد این است که ما به‌مرور دچار ملغمه فرهنگی دردناک و مشمئزکننده‌ای شده‌ایم؛ و دردناک‌تر این که به جان یکدیگر نیز افتاده‌ایم. نمی‌دانم، شاید برای رسیدن به نقطه تعادل، لازم بوده که این مرحله گذار را تجربه کنیم. به هر حال، کوتاه یا بلند، این مرحله فرصتی است تا همه جوانب را بازنگری کنیم و راهی میانه را برگزینیم. گام اول هم آن است که دست از ظاهر برداریم و به زیرساخت‌ها بپردازیم، اعم از فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی؛ وقتی زیرساخت درست و محکم باشد، روبنا هم به‌مرور شکل شایسته خود را خواهد یافت.این میان، خوب است به شش نکته عمیق بیندیشیم:۱. حجاب همیشه عفت و امنیت نمی‌آورد. چه بسیار مردان که به حجاب همسرشان معتقد و مفتخرند، اما شب‌ها و روزها و ساعت‌ها و حتی سال‌ها، همین همسر نازنین را می‌پیچانند و با معشوقه خود می‌گذرانند؛ و چه بانوانی که با وجود پوشش (اعم از کامل یا ناکامل)، آگاه و ناآگاه، و خواسته و ناخواسته، از حریم عفت و امنیت خارج می‌شوند. همگی شاهد بوده‌ایم، انواع خلأ، فساد و ناامنی ذهنی، جسمی، روحی و روانی مردمی را که در پی اولویت‌ فرعیاتی چون «حجاب ظاهر»، از اخلاق، انسانیت، تعهد، وجدان، شرف و «حجاب درون» غافل شده‌اند؛ معضلاتی که سالیان سال همه سطوح جامعه ما را درگیر کرده است.۲. سال‌هاست گفته شده که بنیان خانواده در غرب فلان است و بهمان؛ آمار طلاق در آمریکا فلان است. اما چرا سستی بنیان‌ خانواده‌های خودمان را نقد نمی‌کنیم و حتی آن را هم به گردن غرب و تهاجم فرهنگی می‌اندازیم؟ پیش از همه، آمار خیانت، طلاق‌های عاطفی و قانونی، بزهکاری فرزندان، انواع مسائل زوج‌ها و بچه‌ها و حتی ارتباط‌های خانوادگی و خویشاوندی خودمان را ببینیم و چاره کنیم. چرا کشورهایی چون ژاپن، کره جنوبی، سنگاپور، مالزی، ویتنام، تایوان، اندونزی، تاجیکستان، اردن و امارات را نمی‌بینیم که بدون هیچ اجبار، پوشش بانوانشان اغلب معقول و موجه است و از نظر فرهنگی، اجتماعی، خانوادگی و اقتصادی نیز از ما بسیار بهتر و جلوترند؟۳. آیا هزینه کیلومترها پارچه غیرضروری چادر در طول تمام این سال‌ها اسراف ملی و خانوادگی نبوده؟ آیا صرف هزاران‌هزار مترمکعب آب و شوینده و هزاران ساعت وقت و انرژی برای شست‌وشو و تهیه انواع این پوشش‌ها اسراف نبوده؟ آیا کارهای مهم‌تری نداشته‌ایم که از آن‌ها غافل مانده باشیم؟ قطعا داشته‌ایم. مثالی ساده ما را به درک عمیق‌تری از موضوع هدایت می‌کند، این که، آیا نمی‌شد یک دل‌مشغولی ما جلوگیری از هدررفت میلیون‌ها تن میوه توت در محله‌ها و شهرها و روستاهایمان باشد؟ از نصب پارچه‌های بزرگ زیر درختان توت تا بکارگیری روش‌های مکانیزه در این زمینه؛ آیا فکر کرده‌ایم در تمام این سال‌ها فقط چه حجم عظیمی از صادرات توت و شیره توت می‌توانستیم داشته باشیم؟ به همین قیاس، میوه‌های دیگری چون انجیر، آلو، زردآلو و حتی سیب.۴. مگر در دین ما نظیف‌بودن نشانه ایمان نیست؟ پس چگونه است که، بجز موارد به‌نسبت کم، چادرها اغلب در معابر مختلف روی زمین کشیده می‌شود، اما اکثرا توجه نداریم یا اهمیتی نمی‌دهیم که این وضعیت فرش منازل را آلوده می‌کند، فرشی که هنوز بسیاری از ما سفره و رختخواب روی آن پهن می‌کنیم. بالش می‌گذاریم و استراحت می‌کنیم. بچه‌هایمان روی آن چهاردست‌وپا راه می‌روند، بازی می‌کنند و می‌خوابند. حتی اگر فرش‌ها و روفرشی‌ها هر چند ماه یک بار شسته شود، صرف نظر از اسراف در آب، مواد شوینده و زمان و انرژی، چگونه رغبت داریم روی آن سفره بیندازیم و استراحت کنیم؟ بگذریم که هنگام جابه‌جا کردن چادری که در تماس با سطوح مختلف بوده، آلودگی به قسمت‌های دیگر، نظیر کیف، ساک، رخت‌آویز و مبل و صندلی هم منتقل می‌شود. البته، اعم از این که محجبه باشیم یا نباشیم، متدین باشیم یا نباشیم، نکته مهم و نیازمند بازنگری این است که زندگی‌ ما مدرن شده، اما اکثرمان همچنان غافل یا بی‌توجهیم به موضوعاتی چون آلوده‌شدن فرش‌ها با کف پا، جوراب و موارد دیگر؛ به‌راستی چرا اولویت ما بهداشت و پرهیز از اسراف نباشد؟۵. اگر به عبارت «چادر حجاب‌تر است» باور داشته باشیم، ضروری است که توجه کنیم، به‌تدریج و در عمل، این پوشش معنا و ماهیت اصلی خود را در بسیاری موارد از دست داده و متأسفانه، مستقیم و غیرمستقیم، دستاویزی شده برای رسیدن به موقعیت مورد نظر؛ یعنی در فضاهای کار، تحصیل و جامعه، به گونه‌ای نادرست، ارزش و معیار قرار گرفته و همین وضعیت، آن را از ماهیت خود دور کرده است. از سوی دیگر، برخی بانوان به علت خجالت و بنا به عادت یا حتی اجبار خانواده است که آن را کنار نمی‌گذارند، نه این که بخواهند پوشیده‌تر باشند. البته به طور قطع، عده‌ای هم هستند که بنا به اعتقاد و سلیقه خود چادر را انتخاب کرده‌اند. در هر حال، مسئله دردناک‌تر، مواردی است که بانوان در خارج از محدوده محل و شهر خود، چادر را برمی‌دارند و این چندگانگی در پوشش آسیب بزرگی است به روان ایشان و کلیت جامعه. از این‌ها که بگذریم، مسئله اجباری‌بودن چادر در بعضی مدارس و مراکز کاری و مذهبی است که جای نقد و تحلیل بسیار دارد. این وضعیت نیز چندگانگی فرهنگی ایجاد کرده و آسیب آن، پنهان و پیدا، برای همه اقشار جامعه است. به‌خصوص، حال که برخی مجریان صداوسیما با روسری بزرگ و کاملا پوشیده ظاهر می‌شوند، شرط چادری بودن در انتخاب وزیر زن یا مانند آن چه معنا و کارکردی دارد؟ از سوی دیگر، تنش‌های سال‌های اخیر، موجب شده بعضی بانوان به علت قضاوت و خشم عده‌ای دیگر، چادر را بردارند یا از پوشیدن آن معذب باشند و حتی دیگر به آن افتخار نکنند.۶. عده‌ای از دختران و زنان این سرزمین، در پی فشارهای گوناگون، از جمله در زمینه پوشش، از کشور رفته‌اند. این جا نتواستیم آن‌ها را با پوششی معمولی اما بدون شال یا روسری نمادین بپذیریم و قهری برخورد کردیم، نتیجه این شده که در غربت، برخی از آنان همین وضعیت را هم کنار گذاشته‌اند و شکل‌هایی از نیم‌برهنگی را از ایشان شاهدیم. آیا سهم عملکرد خود در این زمینه را بررسی کرده‌ایم؟ آیا نمی‌بینیم امر به معروفمان نتیجه عکس داشته و آیا غیرت و وجدانمان متوجه انواع رنج بانوان مهاجرت‌کرده نیست؟ نگوییم اگر آزادشان می‌گذاشتیم، برهنه می‌شدند؛ نه نمی‌شدند، اگر هم درصد کمی، از این حدود خارج می‌شدند، هر چه بود، در همین آب و خاک بود و آن هم با فرهنگسازی درست، چاره داشت.□□□□□خلاصه کلام، بعد از این همه سال تلاش و ارشاد، همگی شاهدیم که پوشش دختران و زنان جامعه ما تبدیل شده است به مسئله‌ای پیچیده و بغرنج؛ در میان بسیاری از متولدان دهه‌های جدید، از مانتو و مقنعه و شال و روسری تقریبا چیزی باقی نمانده است و نسل‌های قدیم‌تر هم اغلب سردرگم و متحیر مانده‌اند که چه باید کرد. البته «پوشش بانوان» فقط یکی از مسائل جامعه ماست و راهی دشوار در پیش داریم برای ساختن جامعه‌ای بهتر؛ در هر حال، چاره‌ای نداریم جز این که تک‌تکمان کمک کنیم به حل این مسئله؛ با تجدید نظر عمیق و اندیشیدن، خردورزی و میانه‌روی، دوری از ناامیدی و انفعال، پذیرفتن یکدیگر و دوری از خشونت و قضاوت؛ امید که تحول و پویایی نصیبمان شود.منابع□ مقاله‌های «واقعه مسجد گوهرشاد»، «رضاشاه»، «کشف حجاب در ایران»، «قانون جایگزینی پوشاک»، «اردن»، «امارات متحده عربی» و «زنان در اردن»، ویکی‌پدیای فارسی.□ مقاله «کشف حجاب در ایران»، سایت فرادانشنامه ویکی‌بین، [بدون تاریخ].□ مقاله «اجباری‌شدن کلاه‌‌شاپو»، سایت روزنامه تعادل، ۲۸ خرداد ۱۳۹۸.□ مقاله «اشتباهی که امان‌الله‌خان کرد»، علی مرادی مراغه‌ای، سایت روزنامه آرمان امروز، ۲۸ آبان ۱۴۰۱.□ مقاله «پوشاک زنان در عصر صفوی»، علی جعفرپور و مهرداد نوری مجیدی، روزنامه دنیای اقتصاد، گروه تاریخ‌ـ‌اقتصاد، ۲۱ خرداد ۱۳۹۴.□ مقاله «پوشاک زنان در دوره صفویه»، سایت رنوایران، ۳ مرداد [بدون سال].□ «اجباری‌بودن حجاب در زمان احمدشاه قاجار»، سایت مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی، ۱ آذر ۱۳۹۵.□ مشاهده و نیز گفت‌وگو با برخی بانوان طی سال‌های اخیر و نیز در مرحله نظرخواهی پیش از انتشار برای همین نوشتار.🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃آخرین بازبینی: 1403/10/24🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃اینستاگرام نگارنده: naziabedi2🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃</description>
                <category>نازی عابدی/ Nazi Abedi</category>
                <author>نازی عابدی/ Nazi Abedi</author>
                <pubDate>Sat, 16 Nov 2024 11:21:50 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>زن، مرد، آگاهی</title>
                <link>https://virgool.io/irannovin/%D8%B2%D9%86-%D9%85%D8%B1%D8%AF-%D8%A2%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-rsfsf1efffan</link>
                <description>زنِ رامِ فرمانبرِ بی‌صدادهد زندگی را به باد فنازنِ مقتدر، باشهامت، رهابُوَد ناجی و زنده‌دل، رهنماچو آگاه باشند مردان و هم بانوانرَوَد هر سیاهی، هر چه شب از جهاننازی عابدی، خردادماه ۱۴۰۲@naziabedi2     :اینستاگرام </description>
                <category>نازی عابدی/ Nazi Abedi</category>
                <author>نازی عابدی/ Nazi Abedi</author>
                <pubDate>Fri, 20 Sep 2024 13:43:56 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>از پشت پرده‌های قدرت و سیاست که بگذریم...</title>
                <link>https://virgool.io/@naziabedi2/%D8%A7%D8%B2-%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D9%BE%D8%B1%D8%AF%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%82%D8%AF%D8%B1%D8%AA-%D9%88-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%DA%A9%D9%87-%D8%A8%DA%AF%D8%B0%D8%B1%DB%8C%D9%85-n3iyafncn7eb</link>
                <description>✍نازی عابدیاصلاح‌طلب آمد، گفت اصول‌گراها نگذاشتند کار کنیم، اصول‌گرا آمد، گفت تقصیر اصلاح‌طلب‌ها بوده که این اوضاع را تحویل داده‌اند. مناظره‌ها هم هر بار و در تمام این سال‌ها اغلب دعوای شخصی بود و تخریب یکدیگر؛ هر کس به‌نوعی خود را مبرا دانست و دیگری را خاطی و دروغگو و دزد خطاب کرد، طوری که گویا از سیاره‌ای دیگر آمده‌، تا به حال هیچ سمت و مسئولیتی نداشته‌ و اگر بیاید چنین و چنان می‌کند.خلاصه هر که آمد اوضاع را بدتر از قبل تحویل بعدی داد و رفت. از پشت پرده‌های قدرت و سیاست در کل جهان و دست‌های پنهان و پیدای استعمار و استکبار و... که بگذریم، پرسش‌هایی اساسی مطرح است؛ چرا اکثر مسئولان و مردم ما، به جای پرداختن واقع‌بینانه به نقاط قوت و ضعف خود و ارائه راهکارهای درست و تخصصی، خود یا یک شخص و گروه را منزه و لایق و پاک‌دست و راستگو می‌دانند و شخص یا گروه دیگر را ناپاک و نالایق و بدکردار؟ و چرا برای منزه‌ نشان‌دادن خود، ساعت‌ها و روزها را صرف اثبات بدی و ناشایستگی دیگران می‌کنند؟ مگر همگی دیندار و به‌ویژه مسلمان نیستیم؟ مگر اسلام پیروان خود را به دوستی و مدارا و برائت توصیه نمی‌کند؟ اصلا چرا در میان ما مسلمان‌ها این قدر افراد خطاکار و ناکارآمد وجود داشته باشد که نیاز به معرفی و سرزنش آن‌ها باشد؟ آیا مردم کشورهای غیرمسلمان نیز این قدر یکدیگر را می‌کوبند و تخریب می‌کنند؟ اگر بله، پس تفاوت و مزیت ما در جایگاه مسلمان چیست؟ و اگر نه، پس وای بر ما...؛ در هر دو حالت، به‌راستی که جای شرمندگی و تأمل بسیار دارد وضعیت ما.باید گفت، مادام که در این مطلق‌‌نگری و کوباندن یکدیگر مانده‌ایم، ره به جایی نخواهیم برد و از سوی دیگر، نیاز است در دین‌مداری و انسانیت خود عمیق بازنگری کنیم. منصفانه و دور از تعصب که بنگریم، کوچک و بزرگ، شهروند و مسئول، همگی در نابسامانی‌های خرد و کلان و گره‌های کور این کشور سهمی داریم؛ و مهم‌تر این که، همه دولت‌ها و مسئولان زنجیروار عامل رسیدن به این نقطه بوده‌اند و همگی، آگاه و ناآگاه و به‌مرور، بحران‌های ریز و درشت امروز را رقم زده‌اند. ناآگاهی، غرض‌ورزی و بی‌انصافی است اگر تصوری جز این داشته باشیم.هر یک از ما، از مردم تا مسئولان، اگر به‌راستی دلسوز و به فکر رفع نابسامانی‌ها هستیم، اولین قدم، بعد از خالص‌کردن نیت و دل‌کندن از مقوله مقام و منفعت و میزوصندلی،‌ کنارگذاشتن رویه و عادت ناشایست تخطئه دیگران و خودشایسته‌انگاری است. پس از آن، ضروری است، معیار اصلی و همیشگی ما برای پذیرفتن هر مسئولیت کوچک و بزرگ، آن باشد که فقط زمانی مسئولیتی را بپذیریم که دانش، تخصص و تجربه کافی و لازم برای آن را داشته باشیم. تعهد و محک‌زدن لحظه‌به‌لحظه خود و پایبندی به شرافت و انسانیت نیز برای همه ما ضروری و تعیین‌کننده است، اگر به‌راستی دل‌مشغولی کشور را داریم؛ از کارگر و بنایی که آجر روی آجر می‌چینند تا قانون‌گذار و مجری قانون و....اگر ایمان داشته باشیم که در این دنیا جا برای همه هست و نعمت فراوان، این همه کشمکش و تقلب و دشمنی و فریب، جای خود را به خلاقیت، پیشرفت و زندگی‌های سالم و ساده خواهد داد.فقیر دیروز، در حال توسعه امروزچند دهه قبل، مالزی کشوری جهان‌سومی با وضعیتی ناهنجار و مستعمره انگلیس بود. فقر در آن بیداد می‌کرد. نشانی از توسعه و ترقی دیده نمی‌شد. اختلاف نژادی همراه با تبعیض طبقاتی آزاردهنده بود. اما در نهایت شگفتی، به‌سرعت به سمت توسعه‌یافتگی حرکت کرد و امروز شاخص‌های رشد و پیشرفت را در عرصه‌های مختلف به نمایش گذاشته است.چگونه شد که مالزی به تحولات چشمگیر دست یافت؟ راهی که این کشور فقیر دیروز و رو به پیشرفت امروز طی کرده است می‌تواند برای همه کشورهای جهان سوم قابل تأمل و راهنما باشد. برای جامعه ایرانی، اعم از نخبگان و مردمی که همواره دل‌مشغولی توسعه و پیشرفت داشته‌اند نیز شناخت مسیر مالزی و رهبران آن خالی از فایده نیست. مهاتیر (ماهاتیر) محمد که از ۱۹۸۱ تا ۲۰۰۳ و نیز ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۰ میلادی نخست‌وزیری مالزی را به عهده داشت، پیشرفت و توسعه چشمگیر این کشور را مدیریت و رهبری کرده است. او با الگوگیری از ژاپن، مالزی را به کشوری تولیدکننده و صادرکننده فولاد، وسایل الکترونیک و اتومبیل بدل ساخت. این سیاستمدار، پزشک و نویسنده مالزیایی (زاده ۱۰ ژوئیه ۱۹۲۵) سال ۱۹۴۶ در ۲۱سالگی وارد عرصه سیاست شد و به سازمان ملی مالایی‌های متحد پیوست؛ سازمانی که از سال ۱۹۴۶ برای مبارزه با استعمار بریتانیا شکل گرفته بود. وزیر آموزش و پرورش (۱۹۷۴-۱۹۷۷)، وزیر تجارت و صنعت (۱۹۷۸-۱۹۸۱)، معاون نخست‌وزیر (۱۹۷۶-۱۹۸۱)، وزیر دفاع (۱۹۸۱-۱۹۸۶)، وزیر کشور (۱۹۸۶-۱۹۹۹) و وزیر مالیه (۲۰۰۱-۲۰۰۳) از جمله سمت‌های مهاتیر محمد، علاوه بر نخست‌وزیری بوده است.مهاتیر محمددر توضیح چگونگی پیشرفت مالزی به چند عامل اصلی‌تر اشاره می‌شود:□ مذاکره به جای جنگ؛ غلبه بر احساسات و کینه‌ها و درپیش‌گرفتن نوعی عقلانیت و تعادل برای رهایی از استعمار انگلیس و رسیدن به استقلال.□ مقابله با بحران نژادی و تشکیل ائتلافی از احزاب مختلف به جای ادامه درگیری و تعمیق کینه‌ها، تا جایی که «برقراری آرامش و عدالت» گفتمان غالب برای رهایی از بحران نژادی شد. مهاتیر محمد این مقطع را چنین توصیف کرده است: «شورش‌های نژادی به‌سرعت متوقف شد، ائتلاف‌های بزرگ طی جلساتی علل ریشه‌ای شورش را نابرابری توزیع ثروت اقتصادی بین مردم بومی و غیربومی تشخیص دادند. همه شرکت‌کنندگان بر کاهش این فاصله، و این که تقسیم ثروت باید منصفانه‌تر باشد، توافق کردند.»□ مهاتیر محمد در عین حال که پزشک است و در عرصه مدیریت اقتصادی نیز تجربه بسیار خوبی از خود به جای گذاشته، به مسائل اعتقادی جامعه‌اش هم بی‌تفاوت نبوده و دست به تحقیق و پژوهش زده است. او تحولات فکری خود در زمینه مذهب را چنین توضیح داده: «من مسلمان به دنیا آمدم، اما به مطالعه دینم پرداختم، چرا که تحصیل من در رشته پزشکی در ابتدا ایمان مرا تهدید می‌کرد. من از خودم سؤالات زیادی کردم که دردسرساز شد. علم با واقعیت‌هایی سروکار دارد که به نظر می‌رسد اعتقادات خالص را خنثی و بی‌اثر می‌کند و با ایمانی که با آن بزرگ شده بودم در تباین بود. آیا من باید یکی را به نفع دیگری مردود یا هر دو را مردود می‌کردم یا این که هر دو را می‌پذیرفتم؟ من آدم‌های زیادی را می‌شناسم که اعتقاد دارند با فراگیری دانش مرتکب گناه شده‌اند. اما مطالعات من در هر دو زمینه دین و علم مرا متقاعد کرده است که این دو با هم تطبیق‌پذیرند.» این رهبر مالزیایی با توجه به دیدگاه خود به نقد نگرش‌های دینی تفرقه‌ا‌نگیز موجود دست زده و برخی از آن‌ها را موجب ضربه به منافع ملی می‌یابد: «امروز سنی‌ها و شیعیان هر دو به شکل حیرت‌انگیزی ادعای مسلمانی می‌کنند، اما شاهدیم که با یکدیگر می‌جنگند و یکدیگر را می‌کشند، چرا که هر کدام، دیگری را به مسلمان‌نبودن متهم می‌کنند. این در حالی است که جهان و غیرمسلمان‌ها این دو گروه را مسلمان می‌دانند و تفاوتی میان این دو قائل نیستند و هر دو گروه را به عنوان تروریست محکوم می‌کنند.» مهاتیر همچنین به دیدگاه [گروهی از] مسلمانان نسبت به علم و دانش اشاره کرده و آن را عامل عقب‌ماندگی می‌شمرد: «دانش‌های غیردینی مورد غفلت قرارگرفته‌اند یا ممنوع اعلام شده‌اند. از طرفی مطالعه در حوزه دین به تفاسیر متعددی منتهی شده و امت اسلامی را به بخش‌ها و فرقه‌های زیادی تقسیم کرده است که اغلب با یکدیگر غریبه‌اند.»□ «مالزی مستقل در تلاش برای گسترش دموکراسی نه‌تنها به تغییر در ساختار حکومت، بلکه به تغییر در افکار مردم نیز نیاز داشت.» مهاتیر محمد در مقاله «پویایی‌شناسی تغییر» نشان می‌دهد که چگونه به جای رشد احزاب متفرق و تضادهای بی‌مورد در دوران گذار، به ائتلاف احزاب و حفظ ثبات و در عین حال تبادل آرا و گفت‌وگو میان آن‌ها همت گماشته و راه دموکراسی را به‌تدریج و با تغییر بافت‌های اجتماعی، فرهنگی و فکری پیموده‌اند. مهاتیر همچنین به بررسی حکومت‌های فعلی کشورهای آسیایی و آسیب‌شناسی آن‌ها پرداخته و نمایی واقعی از جامعه دموکراتیک ارائه می‌کند. او ضمن شناسایی و معرفی معایب دموکراسی، مزایای آن را نیز به‌خوبی نشان می‌دهد و رفتن به آن سو را اجتناب‌ناپذیر می‌شمرد.□ نخست‌وزیر پیشین مالزی در زمینه کاهش فاصله طبقاتی، به بررسی و نقد سیاست صدقه‌دادن پرداخته و می‌گوید: «صدقه‌گیرندگان ممکن است خشنود شوند اما این روش دوام نداشته و از ایجاد ثروت بازخواهد ماند. بهترین کار سرمایه‌گذاری در صنعت است که ثروت و مهارت خلق می‌کند.»□ مهاتیر محمد با طرح برنامه‌ای جامع و درازمدت مسیر توسعه کشورش را مشخص کرد و به جای طرح شعارهای کلی و غیرعملی این برنامه را دقیق به اجرا گذاشت. از آن روز مالزی در جاده‌ای افتاد که مردم، روزبه‌روز و گام‌به‌گام، پیشرفت را احساس کردند. بنابراین سخت کوشیدند و با دولت همکاری کردند.□ مالزی به عنوان یك كشور در حال توسعه به‌خوبی توانسته است با بكارگیری سیاست‌هایی همچون جذب سرمایه‌های خارجی و رفع محدودیت‌های مالیاتی، به منابع لازم برای سرمایه‌گذاری در عرصه دانش و فناوری اطلاعات دست یابد و طی چند دهه، از كشوری «كشاورزی‌محور» به كشوری «صنعت‌محور» تبدیل شود. این كشور همچنین با تكیه بر سند چشم‌انداز ۳۰ساله خود فضای رقابتی آرام و مطلوبی برای شركت‌های خارجی و داخلی فراهم آورد تا از این طریق به اهداف مورد نظر خود برسد.□ یکی از بخش‌های اصلی برنامه سوم چشم‌انداز مالزی، توسعه اقتصادی مبتنی بر دانش است که بستری را برای حفظ رشد اقتصادی و ارتقای قابلیت رقابت‌های بین‌المللی آن فراهم می‌کند. هدف اصلی اقتصاد مبتنی بر دانش، تسهیل تغییر استراتژی «رشد مبتنی بر نهاده» به استراتژی «رشد مبتنی بر بهره‌وری» است. استراتژی رشد مبتنی بر بهره‌وری، اصلی‌ترین ابتکار برنامه دولت مالزی بوده است.□ ثبات در محیط اقتصاد کلان و رشد سریع صادرات دو عامل مهم انباشت سرمایه، تخصیص سرمایه‌های انباشت و بهبود بهره‌وری هستند. مدیریت اقتصاد کلان، اساسا از طریق کسری بودجه‌های دولتی، کنترل‌های مالی و پولی جهت حفظ نرخ تورم در سطح پایین و مدیریت صحیح داخلی و خارجی بوده است. بین کشورهای تازه‌صنعتی‌شده، مالزی در طول دوران توسعه اقتصادی خود همواره تورمی سالم داشته است. پس‌انداز در اقتصاد مالزی نقش مهمی داشته و برای مدت طولانی مردم به جای آن که در املاک سرمایه‌گذاری کنند، پس‌انداز کردند و کنترل سرمایه‌ها موجب شد که دولت بتواند بخشی از آثار تورمی کسری بودجه را جبران کند.□ در مالزی، سازوکار مناسبی برای ایجاد پس‌انداز و سرمایه‌گذاری پس‌اندازها به کار گرفته شده، ولی موتور شتاب‌دهنده سرمایه‌گذاری در مالزی نرخ بالای رشد اقتصادی این کشور بوده که منابع مالی لازم را برای سرمایه‌گذاری و رشد بعدی فراهم کرده است. گذشته از این سازوکار، دولت با اتخاذ سیاست‌های خاص به دنبال افزایش پس‌اندازها و توسعه سرمایه‌گذاری‌ها بوده است. مهم‌ترین سیاست مالزی در انباشت پس‌اندازها و تبدیل آن‌ها به سرمایه‌، ثبات اقتصاد کلان بوده است. در این نظام، نرخ تورم پایین است؛ بنابراین منابع پس‌اندازشده کم‌تر در دارایی‌های غیرمولد، سرمایه‌گذاری می‌شوند. گذشته از آن، مالزی با حفظ نرخ بهره در سطحی بالاتر از نرخ تورم، نظامی مطمئن جهت جذب پس‌اندازها در بانک‌ها ایجاد کرد. مثبت‌بودن نرخ بهره موجب می‌شود پس‌اندازکنندگان، بانک‌ها را محلی امن برای سرمایه‌گذاری بدانند. برخلاف مالزی، کشورهای آمریکای لاتین و ایران در مدت‌زمان طولانی نرخ بهره منفی داشتند. بنابراین پس‌اندازکنندگان در این کشورها با سپردن پس‌اندازهای خود در بانک‌ها نه‌تنها بهره‌ای دریافت نمی‌کنند، بلکه به دلیل کاهش ارزش پولشان متضرر نیز می‌شوند. از این رو، پس‌اندازها اغلب در دارایی‌های غیرمولد از قبیل زمین و ساختمان سرمایه‌گذاری می‌شود. مهم‌بودن مالکیت زمین و ساختمان و بازدهی بالای این قبیل کالاها در این کشورها عمدتا ناشی از منفی‌بودن بهره است.□ مقایسه‌ای میان وضعیت چند دهه پیش مالزی با شرایط امروز این کشور به‌خوبی نشان می‌دهد که چه تحولی در آن رخ داده است. اواخر دهه ۱۹۷۰، نرخ فقر در مالزی ۵۷درصد بود، اما امروزه این رقم به کم‌تر از پنج‌درصد رسیده است. اقتصاد این کشور در دوره‌ای ۴۶ساله، از اقتصاد کشاورزی با اندکی ذخایر قلع، به اقتصاد صنعتی تبدیل شد که ۸۲درصد صادرات آن را کالاهای ساخته‌شده تشکیل می‌‌دهد. در همین دوره، درآمد سرانه این کشور از سیصد دلار به رقمی بالاتر از چهارهزار دلار افزایش یافت. هدف اصلی مالزی از جذب سرمایه‌گذاری خارجی ایجاد شغل برای مردم کشور بوده، اما این سرمایه‌گذاری نتایج دیگری نیز در پی داشته است. این سیاست مالزی را از صادرکننده مواد خام نظیر کائوچو، قلع، روغن نخل و نفت به صادرکننده بزرگ کالاهای صنعتی تبدیل کرده است. سال ۲۰۰۳ جمع صادرات مالزی به یکصدمیلیارد دلار رسید که ۸۲درصد آن را کالاهای ساخته‌شده تشکیل می‌داد.درگیری، اتحاد و سرانجام صلح□ «در تاریخ ملت‌ها لحظاتی وجود دارد همانند طلوع روز، تولد روشنایی. لحظه‌ای که ملتی پوسته پوسیده خود را دور می‌اندازد و رخت رهایی می‌پوشد. ژاپن یکی از این ملت‌هاست. ژاپنی که امروز می‌بینید از اول همین جوری سالم و سربه‌راه نیفتاده است آن گوشه خاور دور، وسط آن همه آرامش و اخلاق و نظم و انضباط. شاید تعجب کنید اگر بگویم قرن‌ها در ژاپن سیستم ارباب‌رعیتی حاکم بوده و حکومت‌های مختلف از ژاپن یک جامعه فرتوتِ فرسوده فلاحتی ساخته بودند. فقر و فلاکت و تبعیض طبقاتی در ژاپن سالیان متمادی بیداد ‌کرده است. همین اواخر همین ژاپنی‌های آرام و امن بودند که با هیتلر و موسولینی بستند و هم‌پیمان آدمکش‌ها شدند. شاید بخندید اگر بگویم آخرین امپراتور ژاپن به عنوان جنایتکار جنگی تحت تعقیب بود که آمریکایی‌های فاتح جنگ پادرمیانی کردند و مشکل پیگیری نشد! ژاپن نو و نوین، تازه بعد از جنگ جهانی دوم، سری میان سرها درآورد و اسم و رسمی برای خودش دست‌وپا کرد و در قامت یک جامعه توسعه‌یافته و منظم ظهور کرد....» (بخشی از یادداشت ماشا اکبری؛ شاعر، نویسنده و کنشگر اجتماعی)□ توکوگاوا ایه‌یاسو، سردار ژاپنی، در طول عمر خود درگیری‌های بسیار در سراسر امپراتوری کشورش دید، اما سرانجام در 72سالگی، به هدفش رسید و تمام ژاپن تحت یک حکومت نظامی متحد قرار گرفت و او «ژنرال بزرگ سرکوب‌کننده بربر» شناخته شد (1615 میلادی). البته سامورایی‌های قدرتمند دیگری از جمله اودا نوبوناگا و تویوتومی هیده‌یوشی، پیش از او با هوشمندی، جسارت و اراده‌ای آهنین راه را هموار کرده بودند تا ژاپن از آشوب به وحدت برسد؛ هرچند نتوانستند شاهد تحقق رؤیای خود، یعنی امپراتوری متحد باشند. به هر حال، ژاپنی که امروز کشوری پیشرفته و صلح‌طلب شناخته می‌شود تا حد زیادی مدیون تلاش‌های این سه نفر است که هر یک نقش مهمی در شکل‌گیری ژاپن مدرن داشته‌اند.نمایی از قلعه اوساکا که در سال ۱۶۱۵ ویران شد، اما بارها بازسازی شده و امروز از مشهورترین نمادهای ژاپن است.کلام پایانیدرگیری و جنگ، وحشیگری و درنده‌خویی، خیانت و شرارت، کشتار و غارت، و پستی و پلیدی بخش جدایی‌ناپذیر تاریخ بشر بوده‌اند و مردمان جهان در طول تاریخ، به شکل‌های گوناگون و در سطح خرد و کلان، همه این‌ها را تجربه کرده‌اند. انسان پیش از تاریخ با انسان امروز بسیار تفاوت دارد، رشد و تحول بسیار داشته، اما نزاع بر سر قدرت و مانند آن کماکان و به شکل مدرن ادامه دارد. حال وقت آن است که از تکرار تاریخ دست برداریم و به یاری خرد جمعی، به خصومت و خشونت پایان دهیم؛ وضعیتی که به معنای واقعی، شایسته موجودی به نام «انسان» باشد. به هر دین و آیین و مسلکی که معتقد باشیم، بالاخره راهکارهایی برای صلح و دوستی و مدارا هست و اگر خود را انسان می‌دانیم ضروری است روش‌های تکراری تاریخ را کنار نهیم؛ روش‌هایی که قرن‌ها و قرن‌ها نتایج مشابه و دردناک به همراه داشته‌‌ و هر بار به شکل و بهانه‌ای، بشر را به تلخ‌ترین مسیرها کشانده‌اند. امروز ضروری است که، به معنای واقعی کلمه، راهکارهای انسانی را برگزینیم و از کشمکش و دشمنی و رنج رها شویم. بیایید تعصب و اختلاف و شعار و مانند آن را کنار بگذاریم و همانند کشورهایی چون ژاپن، کره جنوبی، سنگاپور، مالزی، ویتنام، تایوان، اندونزی، تاجیکستان، اردن و امارات در آرامش و سکوت، متمرکز شویم بر رشد و بالندگی در زمینه‌های «فرهنگ»، «اقتصاد» و «جامعه»؛ آرام‌آرام «سیاست» هم مسیر و معنای درست خود را می‌یابد و زیاده‌خواهی، منفعت‌طلبی، قساوت و ناراستی جای خود را به درایت، هوشمندی، خردمندی، علم به مصالح جامعه، اداره‌ امور داخلی و خارجی و فراهم‌ساختن اسباب رفاه و امنیت مردم خواهد داد. همچنین در هر مقام و جایگاهی که هستیم، از شهروند تا مسئول، به اشتباهات خود اعتراف و عمیق عذرخواهی کنیم و به هر شکلی که می‌توانیم، خالصانه و انسانی، به جبران بپردازیم. چه خوب است در فرهنگ آدمیان، «تعقل» و «تعهد» جایگزین «سطحی‌نگری» و «مسئولیت‌ناپذیری» و «عذرخواهی» و «انعطاف‌پذیری» و «خردورزی»، جایگزین «تخطئه» و «تعصب» و «لجاجت» شود؛ ایمان بیاوریم که در این دنیا جا برای همه هست و نعمت فراوان....@naziabedi2 :اینستاگرام نگارندهمنابع□ مقاله «مهاتیر محمد»، ویکی‌پدیای فارسی.□ مقاله «چرا مالزی پیشرفت کرد؟ نگاهی به راه طی‌شده در مالزی»، نوشته مهدی غنی/خرد (؟)، سایت پارسینه، ۲۳ آبان ۱۳۸۸؛ برگرفته از کتاب «اسلام، دانش و مسائل بین‌المللی، از هیچ به اوج»، مجموعه‌سخنرانی‌های مهاتیر محمد، نشر رسا، ۱۳۸۷.□ مقاله «مرکز پژوهش‌های مجلس بررسی کرد: عوامل پیشرفت مالزی در فن‌آوری اطلاعات»، سایت ایسنا، ۱ مهر ۱۳۸۶.□ مقاله «الگوهای توسعه در مالزی»، نوشته اشرف امینی، سایت روزنامه دنیای اقتصاد، 19 تیر ۱۴۰۰.□ مقاله «سه سامورایی که ژاپن را متحد کردند/ درگیری، اتحاد و سرانجام صلح»، هومن، سایت ویرگول، [بدون تاریخ].□ کانال تلگرامی ماشا اکبری (خاپورَه/ khapuorah).🍃🍃🍃🍃🍃🍃 آخرین بازبینی: ۱۴۰۳/۱۱/۱۰🍃🍃🍃🍃🍃🍃@naziabedi2 :اینستاگرام نگارنده🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃</description>
                <category>نازی عابدی/ Nazi Abedi</category>
                <author>نازی عابدی/ Nazi Abedi</author>
                <pubDate>Sun, 07 Jul 2024 07:39:51 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه همیشه سیر تازه و سالم داشته باشیم</title>
                <link>https://virgool.io/ensaniat369/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D9%87%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D8%B3%DB%8C%D8%B1-%D8%AA%D8%A7%D8%B2%D9%87-%D9%88-%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%85-%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%85-wofxxvduqkws</link>
                <description>نازی عابدی□ بوته‌های سیر را تمیز و آماده کنید، یعنی ریشه و خاک‌ها گرفته شود و چندسانتی از ساقه‌ها باقی بماند. اگر لازم باشد، می‌توانید یک لایه از پوست سیر را هم بردارید. درون قابلمه فلزی پارچه نخی ضخیم بیندازید و سیرها را روی آن بچینید. بهتر است در قابلمه شیشه‌ای و منفذدار باشد. □ ظرف را درون یخچال بگذارید و هر بار به اندازه مصرف از آن بردارید‌‌. گهگاه یا هر وقت متوجه بخار و رطوبت شدید، قابلمه را یکی‌دو ساعت بیرون یخچال قرار دهید و در آن را باز بگذارید تا رطوبت اضافه از بین برود. اگر مقدار رطوبت زیاد باشد، بهتر است پارچه را بیرون آورید تا کاملا خشک شود، سپس کف قابلمه بیندازید و دوباره بوته‌های سیر را بچینید. با رعایت این نکات، سیرها برای چند ماه، حتی تا پاییز و  زمستان، بدون کپک‌زدن، تازه باقی می‌مانند. ضمن این که، جوانه نمی‌زنند و نیز پوک نمی‌شوند.□ سیرهای تازه و مرغوب ماندگاری بیش‌تری دارند. همچنین سیر به شکل بوته ماندگارتر از سیر حبه‌شده است.□ نگران نباشید، فضای داخل یخچال و مواد غذایی درون آن بوی سیر نمی‌گیرد. تجربه چندساله نگارنده این را نشان داده است.□ بهتر است، در هر قابلمه یک ردیف سیر نگهداری شود. اگر مقدار سیر زیاد یا قابلمه کوچک باشد، می‌توان یک ردیف دیگر به صورت برعکس روی آن‌ها چید. □ توجه داشته باشید، حجم زیاد سیر مراقبت بیش‌تری نیاز دارد. در هر حال، مرتب باید ظرف وارسی و یا به بهانه مصرف، در آن باز و بسته شود. به هر علت، اگر متوجه کپک شدید، یک یا دو لایه از پوست بوته سیر را جدا کنید و دور بیندازید. همچنین در صورت نیاز، یک لایه از قسمت ریشه بوته سیر را با چاقو بگیرید.  □ سیر خشک نیز با همین روش برای مدت زیادی سالم می‌ماند؛ جوانه نمی‌زند و پوک هم نمی‌شود. ضمن این که، به علت ایجاد رطوبت، کمی هم حالت سیر تازه را پیدا می‌کند.□ برای نگهداری سیر از شیشه دربسته هم استفاده می‌شود، اما روش مناسبی نیست. چون گردش هوا درون شیشه کم و مقدار بخارکردن آن زیاد است، احتمال کپک‌زدن سیر بیش‌تر می‌شود. در هر حال، فضای خشک، خنک و دور از نور، با جریان هوای کافی برای سالم‌ماندن سیر ضروری است.□ فریزکردن نیز روش چندان مناسبی برای نگهداری سیر نیست؛ مگر مقداری به‌صورت پوره، رنده یا خردشده...□ علاوه بر سیر، استفاده از ظرف دردار مناسب و پارچه نخی برای درون آن، روش خوبی برای نگهداری بعضی از انواع میوه و سبزی است، از جمله خیار، گوجه‌فرنگی، سبزی خوردن، کاهو، کلم و هویج.</description>
                <category>نازی عابدی/ Nazi Abedi</category>
                <author>نازی عابدی/ Nazi Abedi</author>
                <pubDate>Sat, 01 Jun 2024 11:15:26 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دعوتی برای گشایش فرهنگی‌اجتماعی</title>
                <link>https://virgool.io/@naziabedi2/%D8%AF%D8%B9%D9%88%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%AF%D8%B4%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-z6sqlcjjqivm</link>
                <description>✍️ نازی عابدی✍️ سبحان ضمیریهاوایی (که تنها ایالت خارج از امریکای شمالی است و پیش‌ترها به همراه سه ایالت دیگر، کشوری مستقل بوده‌اند)، در ذهن اغلب ما استراحتگاهی لوکس را تداعی می‌کند؛ مجمع‌الجزایری که گردشگران در آن روزهایشان را با لذت‌بردن از آب‌و‌هوا و مناظری عالی سپری می‌کنند. اما می‌خواهیم از این تصور فراتر رویم...□ پیش از هر چیز خوب است بدانیم، بومیان این سرزمین بی‌نظیرند و توانسته‌اند فرهنگشان را در یک کلمه‌ آلوها (aloha) به گردشگران معرفی کنند. سفر به هاوایی و تجارب آن را می‌توان در همین واژه خلاصه کرد. معانی متعددی برای این کلمه در نظر گرفته شده که مشهورترین آن‌ها عبارت‌اند از عشق، مهربانی و رحمت و همچنین سلام و خداحافظی.□ «آلوها» در حقیقت یک سبک زندگی است، یک نوع اخلاق خاص که مردم هاوایی را با هم متحد می‌کند. آن‌ها می‌دانند که از نظر طبیعی از نعمت‌هایی برخوردارند که در کره‌ زمین کم‌نظیر است، اما جنگل‌های انبوه و گرمسیری و آب‌های فیروزه‌ای تنها بخش کوچکی از جذابیت‌های هاوایی است و قسمت جالب ماجرا فرهنگ ساکنان آن است؛ جالب‌تر این که، نام هاوایی از ترکیب سه واژه می‌آید؛ «ها» به معنای شهود، «وای» به معنای آب و «ای» الوهیت.□ بومیان هاوایی برای رفع اختلافات، سنتی داشته‌اند به نام هُوئوپونوپونو/ هُواُپونوپونو  (ho&#x27;oponopono) که به طور خلاصه، می‌توان آن را درست‌کردن یا تصحیح اشتباه دانست. «هُوئو به معنی انجام‌دادن و ایجاد است و پُونو به معنای تعادل، خوبی، درستی و نظم کامل؛ بنابراین. هُوئوپونوپونو روشی برای ایجاد نظم کامل و تعادل و شفادادن یک وضعیت است.»□ در این روش، همه کسانی که به نحوی با مشکل مورد نظر در ارتباط بوده‌اند دایره‌وار دور هم نشسته و فرایند حل مسئله با مناجات شروع می‌شده است. بحث و گفت‌وگو درباره مسئله تا وقتی ادامه داشته که افراد به صلح و آرامش برسند. با طلب بخشش و ابراز عشق، مسئله بین افراد حل می‌شده و جلسه با مناجات پایان می‌یافته است.□ در هُوئوپونوپونو، مشکل به صورت «مصیبت» نگریسته نمی‌شود، بلکه «موقعیت» یا «وضعیت» به حساب می‌آید. مشکلات فقط بازپخش خاطرات، داده‌ها و برنامه‌های گذشته‌اند و به این علت به نمایش در‌می‌آیند که یک بار دیگر بتوانیم با چشم عشق دنیا را بنگریم و بر اساس شهودی که دریافت می‌کنیم عمل کنیم.□ بومیان هاوایی بر این باور بوده‌اند که اشتباهات از افکار آلوده به خاطرات و تجربه‌های تلخ گذشته نشئت می‌گیرند. در این روش، ضمن به‌عهده‌گرفتن مسئولیت کامل اتفاقات زندگی، انرژی نادرست ناشی از خاطرات و اشتباهات که باعث انسداد، عدم تعادل و بیماری می‌گردد پاک و آزاد می‌شود.□ در سال ۱۹۷۶، بانو مورنا سیمیونا/ سیمئونا (معلم معنوی اهل هاوایی) هُوئوپونوپونو را به‌روز کرد. او بر این باور بود که همه چیز در درون افراد اتفاق می‌افتد؛ بنابراین، فرایند هُوئوپونوپونو را از حالت گروهی به فردی و درونی تبدیل کرد. به این ترتیب، این شیوه وارد مرحله جدیدی به نام هُوئوپونوپونوی مدرن شد که در آن هیچ چیز جز خودمان وجود ندارد و هیچ‌کس جز خودمان نیاز به پاک‌شدن و رهایی ندارد. نوعی فرایند حل مسئله که در آن باید به درون خودمان رجوع کنیم نه شخص یا چیز دیگری؛ مشکل هر چه باشد و توسط هر کس یا هر چیزی که ایجاد شده باشد، تنها نقطه‌ای که باید به‌ آن رجوع کنیم تا مسئله برطرف شود، درون خودمان است. فرایندِ مبتنی بر ابراز تأسف، طلب بخشش، سپاسگزاری و عشق‌ورزی ما را از تمام خاطرات گذشته رها کرده و به حضور در لحظه حال و بدون خاطره (وضعیت صفر یا خلأ) هدایت می‌کند. نهایت به جایی می‌رسیم که بتوانیم در هر موقعیتی از خود عشق ساطع کنیم.□ تفاوت مهم هُوئوپونوپونوی سنتی و مدرن این که، در شیوه سنتی، بحث و گفت‌‌وگو ممکن است به مشاجره کشیده شود، چون هر یک از حاضران مسئله را به شکلی متفاوت از دیگران می‌بیند، اما در شیوه مدرن و بهبودیافته، چون تمامی فرایند در درون فرد صورت می‌گیرد، خبری از خشونت و کشمکش بین افراد نیست؛ کشمکش، تلاش و پالایش فقط درون هر شخص رخ می‌دهد که می‌تواند آرامش و صلح درونی را به همراه داشته باشد.□ دکتر ایهالیاکالا هیو لِن / هو لِن (Ihaleakala Hew Len، روانشناس اهل هاوایی و هیپنوتراپیست) خبرهایی راجع به معجزه‌گری به نام مورنا که در بیمارستان‌ها، مؤسسات آموزش عالی و حتی سازمان ملل سخنرانی می‌کرد شنیده بود. سرانجام او را یافت و در کارگاهش شرکت کرد؛ هرچند ذهن دانشگاهی‌اش نمی‌توانست دروس عجیب این استاد را بپذیرد و چند بار کلاس‌هایش را ترک کرد. به هر حال، او درمان بیماری پوستی شدید و مزمن دخترش توسط مورنا را شاهد بود و همه کارهایش را رها کرده بود تا بتواند شیوه ساده‌شده شفابخشی او را بیاموزد. سرانجام، دکتر هیو لِن، طی سال‌های ۱۹۸۴ تا ۱۹۸۷، با استفاده از روش به‌روزشده هُوئوپونوپونو، توانست بیماران روانی خطرناک بیمارستانی در هاوایی را بدون دیدار حرفه‌ای آن‌ها درمان کند. او فقط پرونده آنان را مطالعه و سپس به درون خویش مراجعه می‌کرد و به پاکسازی خود می‌پرداخت. هرچه او بیش‌تر روی خودش کار می‌کرد و خود را بهبود می‌داد، بیماران نیز بهبود می‌یافتند. این داستان به افسانه می‌ماند، اما واقعی است؛ با تغییر داده‌های درون می‌توان برون را بهبود داد.□ دکتر جو وایتلی/ ویتالی (نویسنده، سخنران و معلم معنوی امریکایی، هیپنوتراپیست) نیز این روش را از دکتر هیو لِن آموخت و آن دو برای اولین بار این روش را در کتاب «محدودیت صفر» (بدون محدودیت) شرح داده و منتشر کردند.□ در تکنیک ساده و آسان هُوئوپونوپونو، در رویارویی با هر مشکل یا معضل، رویداد، بیماری یا خبر ناخوشایند، کافی است چهار عبارت را از ذهن و دل بگذرانیم یا (به‌دلخواه و متناسب با فضا و مکان، آرام یا بلند) بر زبان آوریم:۱. متأسفم؛ ٢. لطفا مرا ببخش؛ ۳. متشکرم؛ ۴. دوستت دارم.□ از یک تا هر چند بار که حس کنیم لازم است؛ و هرچه بیش‌تر بهتر؛ نهایت تا جایی که درونمان همچون نی خالی و پاکیزه شود. طی شبانه‌روز هم می‌توان مرتب این عبارت‌ها را به کار برد. خودبه‌خود معجزاتی را شاهد خواهیم بود در کائنات و درون و برونمان.□ این روش (که می‌توان آن را پاکسازی کوانتومی هم نامید) برای هر وضعیتی به کار می‌رود؛ هر وضعیت کوچک یا بزرگی که برایمان دردناک و ناخوب می‌نماید و امکان دارد کاری هم از دستمان برنیاید؛ هر مشکل کوچک یا بزرگ خانوادگی، فردی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، زیست‌محیطی، مادی و معنوی، جسمی و روحی؛ یا در هر وضعیتی که حس شکرگزاری و عشق و محبت داریم؛ به همین سادگی. (منظور از کوانتوم «کوچک‌ترین مقدار [ذره] هر کمیت فیزیکی است که می‌تواند به ‌‌طور مستقل وجود داشته باشد».)□ مسئولیت کامل زندگی، یعنی هر آن چه در زندگی ما هست، با خود ماست و لازم است آن را بپذیریم. دنیا به معنای واقعی کلمه، مخلوق ماست؛ به خاطر تمام آن چه به جهان هستی ساطع کرده‌ایم و از نیاکان به ذهن، فکر و ژن ما منتقل شده، ما مسئولیم و مؤثر بوده‌ایم. هر آن چه می‌بینیم، می‌شنویم، می‌چشیم، لمس یا به هر نحو دیگری تجربه می‌کنیم، فقط به این دلیل که در زندگی ما هست، پس مسئولیتش نیز با ماست؛ در یک کلام، شفای همه چیز و همه کس در دستان ماست؛ آن‌ها فقط تصویری از درون ما هستند، بنابراین برای شفای بیرون، لازم است به شفای درون بپردازیم؛ حتی درمان یک جنایتکار روانی از طریق شفای خود ما انجام می‌شود. این میان، کار بسیار مهم و کلیدی ما پاکسازی است و پاکسازی؛ پاکسازی و باز هم پاکسازی...؛ با پاکسازی مداوم، بهتر خواهیم توانست در هر زمان، آن چه را که درست است برگزینیم و عمل کنیم؛ بهترین‌ها پیش رویمان قرار می‌گیرد و در نهایت بهترین‌ها برای ما و پیرامونمان محقق می‌شود.□ اصلی‌ترین مخاطب در این روش، خود ما هستیم و تمام ذرات و ابعاد وجودمان؛ به‌خصوص، ناخودآگاه (کودک درون) ما که از هر نظر نیاز به شفا دارد. وقتی ناخودآگاهِ انسان‌ درمان شود همه چیز در برون و درون او سامان می‌یابد. در هُوئوپونوپونو، با الوهیت و هستی خود صحبت می‌کنیم و فرایند پاکسازی درونی است. خداوند، کائنات، انسان، حیوان یا هر وضعیت، مکان، شی‌ء یا موجودی می‌توانند مخاطب ما باشند.□ بنا بر علم فیزیك، همه آن چه ما به عنوان «ماده» می‌شناسیم، از «انرژی» ساخته شده است؛ اگر این نظریه درست باشد، پس حرف‌زدن با اتاق‌، صندلی، هر شی‌ء یا هر وضعیت و حتی عضوی از بدن می‌تواند راهی برای بازآرایی ذرات این انرژی به شكلی دیگر باشد.□ وقتی هُوئوپونوپونو انجام می‌دهیم، این ما نیستیم که افراد، مکا‌‌ن‌ها یا چیزها را خالص می‌کنیم. ما فقط انرژی مربوط به افراد، مکان‌ها یا چیزها را خنثی می‌کنیم. بنابراین، اولین مرحله هُوئوپونوپونو آزادکردن آن انرژی است. در این جا اتفاقی عالی صورت می‌گیرد. آن انرژی نه‌فقط خنثی بلکه رها نیز می‌شود. بنابراین حالتی از خلأ پدید می‌آید. آخرین مرحله هم این است که بگذاریم این خلأ با نور و آگاهی پر شود.□ برای انجام هُوئوپونوپونو لازم نیست بدانیم مشکل یا اشتباه چیست. تنها باید تشخیص دهیم که مشکلی به لحاظ جسمی، ذهنی، احساسی یا غیره وجود دارد. پس از آن، وظیفه داریم بلافاصله اقدام به پاکسازی کنیم و بگوییم: متأسفم، لطفا مرا ببخش.□ اگر ماساژدرمانگر یا فیزیوتراپیست هستیم و کسی به دلیل کمردرد نزدمان می‌آید، ابتدا از خود بپرسیم چه چیزی در درون من وجود دارد که به صورت کمردرد در این فرد ظاهر شده؛ این شیوه‌ای نوین از نگرش به زندگی و موجب سرگیجه است. با این نگرش شاید تا حدی بتوان توضیح داد که دکتر هیو لِن چگونه آن جنایتکاران روانی را شفا داده؛ او نه روی آن‌ها بلکه روی خودش کار می‌کرده است.□ اگر می‌خواهیم مشکلی حل شود باید روی خودمان کار کنیم. مثلا اگر با کسی مشکل داریم فقط کافی است از خودمان بپرسیم چه چیزی در من وجود دارد که باعث شده این فرد مرا بیازارد؟ اگر این را بدانیم خواهیم توانست هر وضعیتی را ارتقا دهیم. چگونه؟ ساده است، بابت هر وضعیت یا اتفاق ناخوشایند بگوییم: متأسفم، لطفا مرا ببخش.□ این پاکسازی تقریبا تا همیشه ادامه خواهد داشت. به این معنا که، هر چقدر روی خود کار کنیم، باز هم پیش می‌آید از افراد یا وقایعی آزرده شویم و آرزو کنیم ای کاش اوضاع جور دیگری می‌بود. اما به‌مرور متوجه می‌شویم که نسبت به گذشته خیلی بهتر می‌توانیم مسائل را تحمل و حل کنیم. تا به جایی برسیم که بتوانیم در هر موقعیتی از خود عشق ساطع کنیم.□ همه ما قلب پاکی داریم که در آن هیچ برنامه، خاطره و یا حتی شهودی نیست. این همان حالت صفر است که در آن هیچ محدودیتی وجود ندارد. در طول زندگی و تا حدی شبیه به نحوه ابتلا به سرماخوردگی، برنامه‌ها و خاطراتی را می‌گیریم. وقتی ما سرما می‌خوریم افراد بدی نیستیم، فقط باید برای پاکسازی آن هر کاری که از دستمان برمی‌آید انجام دهیم. برنامه‌ها نیز همین طورند؛ آن‌ها را می‌گیریم. وقتی برنامه‌ای را در شخص دیگری می‌بینیم آن را از او می‌گیریم و به این ترتیب به آن مبتلا می‌شویم. راه برون‌رفت از آن هم پاکسازی است و پاکسازی؛ می‌توان گفت، در هوئوپونوپونو به جای بخشش گناهان، پاکسازی داده‌ها صورت می‌گیرد.□ ما با برنامه‌هایی به این دنیا می‌آییم. علم اپی‌ژنتیک (فراژن‌شناسی) هم می‌گوید، آن چه نیاکان انجام داده‌اند اغلب در دی‌ان‌ای نسل‌های بعد خود را نشان می‌دهد. ما بدون «داده» متولد نمی‌شویم، بلکه با برنامه‌هایی می‌آییم. بیش‌تر برنامه‌ها را هم از والدین می‌گیریم و بعد، از دیگران و نیز فرهنگی که در آن رشد می‌کنیم.□ برای رسیدن به هر خواسته، از مسائل مالی تا روابط با دیگران، فقط به یک جا باید رفت،‌ به درون خود؛ آرامش از من آغاز می‌شود. مقاومت همواره ما را در حالتی از اضطراب و فقر معنوی، ذهنی، جسمی، مالی و مادی نگه می‌دارد. با مداومت بر پاکسازی، ایده‌های جدید به ذهن می‌رسد. همچنین موانع برداشته می‌شود.□ انجام این مراحل همیشه نتیجه فوری همراه ندارد. حتی گاهی ابتدا اوضاع بدتر می‌شود. به هر حال، هدف به‌دست‌آوردن نتیجه نیست، بلكه به‌دست‌آوردن آرامش است. آرامش که برسد اغلب نتیجه خوب هم خواهد رسید.□ بسیار و بسیار دشوار است که در اوج ناراحتی، خشم یا نفرت از شخص یا وضعیتی، بگوییم «دوستت دارم، لطفا مرا ببخش»؛ اما اگر بتوانیم این مرحله سخت را پشت سر بگذاریم و به پاکسازی ادامه دهیم، دیر یا زود آرامش درونی و در پی آن «نتیجه» خودنمایی می‌کند؛ حتی اگر عبارات پاکسازی را بدون هیچ عشق و محبتی ادا کنیم و فقط بگوییم که گفته باشیم. نیازی نیست حتما عبارت خطاب به آن شخص یا وضعیت بیان شود.□ بلیت سفر به محدودیت صفر، عبارت «دوستت دارم» است؛ گذرگاهی برای رسیدن به آرامشی ورای تمامی ادراکات و به شفا و تجلی؛ گفتن «دوستت دارم» درون را چنان پاک می‌کند که می‌توانیم معجزه این لحظه، یعنی محدودیت صفر را تجربه کنیم. مهم این است که به همه چیز عشق بورزیم؛ چربی‌های اضافی، اعتیاد، مشکل فرزند، همسایه یا همسر، و حتی جنگ؛ همه چیز را دوست بداریم. عشق، انرژی گیرافتاده را متحول و رها می‌کند.□ تمامی آن چه هر یک از ما، یعنی تو، من و حتی هر حیوان می‌خواهد این است که دوست داشته شود.□□□□□□شمایی که این نوشتار را خواندی، نمی‌دانم که هستی، کجا هستی، چه می‌کنی و در این لحظه به چه می‌اندیشی؛ به انتقام، به خودکشی، به چک‌های پاس‌نشده یا برگشت‌خورده، به اجاره‌خانه، به عزیزی که از دست داده‌ای، به جان یا جان‌هایی که به‌عمد یا غیرعمد ستانده‌ای، به دل یا دل‌هایی که شکسته‌ای، به عزیزی که در بیمارستان بستری است، به ارز و سکه و دلار، به لقمه‌ای نان یا مرغ بریان؛ خلاصه هر اعتقاد و دلمشغولی و اندیشه‌ای که داری و در هر جایگاه و سمتی که هستی، از رفتگر و شهردار تا وزیر و سفیر، از دانش‌آموز و دانشجو تا پزشک و مهندس، از معلم و کارمند تا قاضی و دادستان، از کاسب و نانوا تا ورزشکار و هنرمند، از نگهبان ساختمان تا بازرس و بازپرس، از سرباز تا سردار، از بسیجی تا سپاهی، از پلیس راهنمایی و رانندگی تا ارتشی، و خلاصه منِ نویسنده و شمای خواننده، همه و همه، به بازنگری و پاکسازی عمیق درونی و مداومت بر آن نیاز داریم.□ اغلب، هر انسان تصورش این است که خود درست فکر و رفتار می‌کند و همین می‌شود که ارتباط و زندگی انسان‌ها با یکدیگر، در سطح خرد و کلان و در طول تاریخ، همواره و همواره به شکل‌های مختلف، به جدال و جنگ و خشونت و نابسامانی انجامیده است. صرف نظر از مناسبات و پشت پرده‌های قدرت و سیاست در جهان، همچنین، تأثیر نژاد، ژنتیک و جغرافیا، می‌توان گفت، کشمکش فرهنگی‌اجتماعی و خشم و خشونت روزافزونی که جامعه‌ ما را فرا گرفته است نیز ریشه در همین ساختار تاریخی دارد.□ اما دیگر وقت آن است که از تکرار تاریخ دست برداریم و به یاری خرد جمعی، به خصومت و خشونت پایان دهیم؛ وضعیتی که به معنای واقعی، شایسته موجودی به نام «انسان» باشد. به هر دین و آیین و مسلکی که معتقد باشیم، بالاخره راهکارهایی برای صلح و دوستی و مدارا هست و اگر خود را انسان می‌دانیم ضروری است روش‌های تکراری تاریخ را کنار نهیم؛ روش‌هایی که قرن‌ها و قرن‌ها نتایج مشابه و دردناک به همراه داشته‌‌ و هر بار به شکل و بهانه‌ای، بشر را به تلخ‌ترین مسیرها کشانده‌اند. امروز ضروری است که، به معنای واقعی کلمه، راهکارهای انسانی را برگزینیم و یک بار برای همیشه از کشمکش و دشمنی و رنج رها شویم.□ این میان، هُوئوپونوپونو یک راهکار انسانی‌‌معنوی است. از این پس، این جا و آن جا و همه جا، در هر گروه یا ارتباط، در جمع یا خلوت، فضای مجازی یا حقیقی، به جای نمادها و عبارات منفی (از جمله، لعنت بر همه‌شان، خاک‌برسرشان، خدا لعنتشان کند، ای وای و ای فریاد، مملکت نابود شد و به کجا داریم می‌رویم)، چه خوب که هر چه بیش‌تر این شیوه را به کار بگیریم.□ تأکید می‌شود، بکارگیری این شیوه، به معنای انفعال و بی‌عملی نیست؛ چهار عبارت هُوئوپونوپونو را در کنار تمام فعالیت‌های مفید و لازم و هر اقدام عقلانی، معنوی و انسانی، در بطن زندگی‌مان نهادینه می‌کنیم تا شاهد قدرت شگرفشان باشیم‌.□ متأسفم؛ لطفا مرا ببخش؛ متشکرم؛ دوستت دارم.□ لحظه‌ای که هیچ عامل منفی در ذهن وجود نداشته باشد، پاداش طبیعت، پروردگار یا کائنات به شکل احساس آرامش به ما هدیه می‌شود. این قانون طبیعت یا قانون جهان هستی است. فارغ از این که چه دین، مسلک یا ملیتی داریم، وقتی قانون طبیعت را بشکنیم و عوامل منفی در ذهن ایجاد ‌کنیم، دچار رنج می‌شویم. تحولی که به آن نیاز داریم رسیدن به پاکی ذهن است. این تحول انسان‌ها را به شکل فوق‌العاده‌ای تغییر می‌دهد، اما سحر، جادو یا معجزه‌ای در کار نیست، بلکه دانش خالص و نابی است که با مشاهده تعامل ذهن و ماده در دنیای درون حاصل می‌شود. تکنیک مشاهده درون از روزگاران کهن در میان جوامع، سنت‌ها و مذاهب وجود داشته و همگان می‌توانند از آن بهره‌مند شوند. هندو، بودایی، مسیحی یا مسلمان فرقی ندارد، انسان انسان است. تفاوت این است که بتوانیم به انسان‌هایی واقعا معنوی تبدیل شویم، سرشار از عشق و شفقت؛ و آن چه انجام می‌دهیم، برای خود و دیگران مفید باشد. اگر هر فرد در ذهن خود به آرامش برسد، پیرامون او را ارتعاشات صلح فرا می‌گیرد و این صلح درون می‌تواند به صلح بیرونی بینجامد یا دست کم به برقراری آن کمک کند.@naziabedi2@ho_oponopono_centerمنابع:□ کتاب الکترونیک «محدودیت صفر؛ روش پنهان بومیان هاوایی در دستیابی به ثروت، سلامتی، آرامش و بسیاری امور دیگر»، نوشته دکتر جو وایتلی و دکتر ایهالیاکالا هو لِن، ترجمه فرهاد فروغمند؛□ نسخه الکترونیک کتاب «بدون محدودیت؛ جایی که آرامش آغاز می‌شود...»، نوشته دکتر جو ویتال و دکتر آیهالیاكالا هیو لِن، ترجمه فرزانه رستمی؛□ کتاب الکترونیک «حضور در وضعیت صفر»، نوشته دکتر جو وایتلی، ترجمه فرهاد فروغمند؛□ مقاله «هُواُوپونوپونو»، ویکی‌پدیای فارسی؛ https://fa.m.wikipedia.org/wiki/□ مقاله «هاوایی»، ویکی‌پدیای فارسی؛ https://fa.m.wikipedia.org/wiki/hawaii□ پادکست شرح نیایش مورنا سیمیونا، یاسین رحمانی؛ https://yasinrahmani.com/sharhe-niayeshe-morna□ مقاله «این عادات بومیان هاوایی را باید در زندگی به کار بست»، نوشته زهرا میرزایی، سایت لست‌سکند، ۱۸ تیر ۱۳۹۸؛ https://lastsecond.ir/blog/7817-hawaii-healthy□ مقاله «صلح درونی برای دستیابی به صلح جهانی»، اجلاس هزاره صلح جهانی سازمان ملل متحد در سال۲۰۰۰؛ https://vaddhana.dhamma.org/Farsi-dhamma-articles/FInnerPeace.pdf</description>
                <category>نازی عابدی/ Nazi Abedi</category>
                <author>نازی عابدی/ Nazi Abedi</author>
                <pubDate>Sat, 20 Apr 2024 11:59:57 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>طب سنتی یا مدرن؟</title>
                <link>https://virgool.io/ensaniat369/%D8%B7%D8%A8-%D8%B3%D9%86%D8%AA%DB%8C-%DB%8C%D8%A7-%D9%85%D8%AF%D8%B1%D9%86-uzhnahyja6cd</link>
                <description>🍃 راهکارهای کلیدی برای پیشگیری از سرماخوردگی، آنفلوآنزا و کرونا🍃 کوتاه‌‌کردن مدت بهبود و جلوگیری از مزمن‌شدن یا تکرار آن‌ها ✍ نازی عابدی۱. هیچ چیز به اندازه گرم‌کردن و گرم‌‌نگه‌داشتن بدن مهم و تعیین‌کننده نیست. به‌ طور کلی، پوشش مناسب هر آب‌وهوا، به‌ویژه هنگام تغییر فصل، همچنین بلافاصله پس از بیرون‌آمدن از بستر خواب، راهکار اصلی محافظت در برابر سرماخوردگی است. رعایت همین اصل هنگام رفتن به بستر نیز ضروری است، چون هنگام خواب دمای بدن پایین می‌آید و پوشش بیش‌تری نیاز داریم. لباس کم و نامناسب همواره احتمال سرماخوردگی را زیاد می‌کند. به‌خصوص پوشیده‌بودن ناحیه کمر و شکم و نیز سر و گوش‌ها بسیار مهم است. به هر حال، نباید اجازه داد احساس لرز یا سرما در بدن به وجود آید یا بماند. کم‌ترین احساس لرز هشدار می‌دهد که ممکن است سرماخوردگی در کمین باشد.۲. خشک‌‌کردن کامل «سر»، «صورت» و «گوش‌ها» پس از حمام‌ در جلوگیری از سرماخوردگی بسیار کمک می‌کند؛ یعنی، بعد از خشک‌کردن معمول با حوله و پارچه نخی تمیز (که لازم است دقیق انجام شود)، خشک‌کردن کامل و اطمینان از نبود «رطوبت» در پوست سر، موها، گوش‌ها و ناحیه سینوس‌های بینی و پیشانی تعیین‌کننده است. استفاده از باد گرم سشوار روشی مناسب برای این منظور است. ‌باقی‌ماندن طولانی‌مدت رطوبت در این نواحی، حتی در صورت استفاده از کلاه یا روسری، می‌تواند بروز یا بازگشت سرماخوردگی را همراه داشته باشد (به‌ویژه هنگام خواب و به‌خصوص برای خانم‌ها که حجم موی بیش‌تری دارند). ازبین‌بردن رطوبت دیگر قسمت‌های بدن به همین شیوه نیز مفید است. از سوی دیگر، فریب احساس گرما و بی‌نیازی به لباس بیش‌تر پس از استحمام را نباید خورد؛ پوشش مناسب و گرم، بلافاصله پس از حمام و خشک‌کردن بدن، ضروری است، نگوییم الان که خیلی گرم است و احساس سرما نداریم. نکته مهم این است که این گرما باید حفظ شود، حتی اگر تحمل آن دشوار به نظر آید. (برای جلوگیری از آسیب سشوار به سر و موها، توصیه می‌شود: سشوار مدت زیاد رو به یک قسمت از سر ثابت نماند و مرتب حرکت داده شود؛ از سَری‌های جانبی پهن و باریک که روی نوک دستگاه قرار می‌گیرند کمک گرفته شود؛ پیش از خشک‌کردن با سشوار، از اسپری محافظ حرارتی برای موها استفاده شود؛ و پس از سشوار، ساقه موها با چند قطره روغن طبیعی مناسب هر فرد چرب شود.)۳. با مشاهده نخستین علائم سرماخوردگی (از جمله احساس لرز، گلودرد، گوش‌درد، بدن‌درد، احساس خستگی و کوفتگی، خشکی یا سوزش بینی) باید بی‌درنگ لباس کاملا گرم پوشید و سپس در فضا و رختخواب گرم قرار گرفت. منظور از لباس گرم کلاه و شال یا روسری ضخیم است (طوری که سر و گوش‌ها کامل پوشانده شوند)، همچنین ژاکت، شلوار و جوراب ضخیم (اگر شلوار گرم در دسترس نباشد،‌ استفاده همزمان از دو شلوار پیشنهاد می‌شود). توجه به این نکته ضروری است که این گرما باید تا بهبود کامل حفظ شود؛ اگر با کمی احساس گرما یا عرق‌کردن، فرد لباس‌ها را یکباره کم کند یا غیرضروری و کم‌پوشش از بستر بیرون آید، زحمت‌ها هدر خواهد رفت. چنانچه گرما تحمل‌ناپذیر شد، یک راهکار این است که کمی در و پنجره‌ها باز شوند تا ضمن تهویه محیط، نیازی به کم‌کردن یکباره لباس‌ها نباشد. همچنین می‌توان درجه گرم‌کننده‌ها (بخاری، رادیاتور و...) را کم کرد. نگران هدررفت انرژی گرمایشی نباشیم، در حدی که هوای تازه جای هوای آلوده را بگیرد کافی است. هوای پاک برای سلامت همه مفید است. خلاصه، با ظرافت و دقت، می‌توان آرام‌آرام به دمای متعادل رسید و در صورت بهبود، پوشش را «به‌مرور» کم کرد.□ در سه بند اول، تأکید فراوان شد بر گرم‌کردن بدن، اما جالب این که، «سرماخوردگی برخلاف ظاهر نام خود چندان ارتباطی با دمای پایین و سرمای هوا ندارد»، «چون عامل بروز سرماخوردگی ویروس‌ها هستند». نکته این جاست که «این ویروس‌ها معمولا سرمادوست هستند و فعالیت و عمر آن‌ها در دمای پایین افزایش می‌یابد». همین خصوصیت «رابطه غیرمستقیم سرماخوردگی و هوای سرد را توجیه می‌کند». بنابراین می‌توان گفت، نقطه‌ضعف اغلب ویروس‌های سرماخوردگی گرماست. از سوی دیگر، باید توجه داشت، چون «سرماخوردگی یک عفونت ویروسی است، نه باکتریایی، آنتی‌بیوتیک‌ها تأثیری در درمان بیماری ندارند. تنها در مواردی که عفونت باکتریایی ثانویه نیز در بیماران ایجاد شود ممکن است به تشخیص پزشک آنتی‌بیوتیک هم تجویز شود». (نقل‌قول‌های این بند برگرفته است از مقاله‌های «ویروس سرماخوردگی پاییز امسال شدید و مقاوم است»، سایت‌ ایرنا، ۷ آذر ۱۳۹۲؛ «آیا هوای سرد باعث سرماخوردگی می‌شود»، سایت ثمین، [بدون تاریخ]؛ و «سرماخوردگی چیست؟ علائم و انواع راه‌های درمان آن»، فرزانه پاشایی، سایت دکترتو، ۱۵ آبان ۱۴۰۲، به‌روزرسانی: ۴ دی ۱۴۰۲، تأیید: دکتر یوسف شاهسونی).□ «لرز به علت سرما نشانه‌ فعالیت بدن برای گرم‌کردن ماهیچه‌هاست. بدن مانند یک موتور شروع به لرزیدن بیش‌تر می‌کند تا شما را گرم کند»؛ «اگر لرز به علت سرما باشد، درمان فوری آن گرم‌کردن است. با گرم‌‌کردن، لرز کاهش می‌یابد و نیازی به منبسط و منقبض شدن بدن برای گرمای ماهیچه‌ها نیست». «به بیمار مایعات گرم بدهید و او را گرم نگه‌ دارید. البته اگر لرز همراه با تب باشد نباید فضا را خیلی گرم کرد»، «چون دمای بدن افزایش می‌یابد». همچنین باید توجه داشت که «فرد سرماخورده نیاز به مایعات فراوان دارد و به‌خصوص اگر محیط را گرم می‌کنیم، لازم است حواسمان به کم‌آب‌شدن بدن هم باشد. دمنوش در مقادیر زیاد و به عنوان تأمین‌کننده آب بدن پیشنهاد نمی‌شود و فقط از اثر بهبوددهندگی آن باید بهره برد. آب میوه (تا حد امکان، طبیعی) بهتر است چون قند مورد نیاز را هم تأمین می‌کند». (این بند برگرفته است از مقاله «علت تب‌و‌لرز ناگهانی چیست و چگونه آن را رفع کنیم؟»، فاطمه خرم‌آبادی، سایت دکترتو، ۲۶ بهمن ۱۳۹۷، به‌روزرسانی: ۳ آبان ۱۴۰۲، تأیید: دکتر خاطره علوی؛ همچنین توضیحات دکتر سهیلا خلیلی، پزشک عمومی، مهر ۱۴۰۲.)۴. بسیاری از محققان به تأثیر منفی هوای سرد بر سیستم ایمنی بدن اذعان داشته‌اند. در هوای سرد، بدن قدرت مقابله کم‌تری با ویروس‌ها و سایر عوامل خارجی دارد، به همین دلیل باید در فصول سرد به تغذیه مناسب، مراقبت از سلامت بدن و در کل، تقویت سیستم ایمنی بیش‌تر اهمیت داد. این نکته را هم مد نظر داشته باشیم، «کسانی که سیستم ایمنی ضعیف دارند، بیش‌تر سرما می‌خورند». اشاره می‌شود، کاهش تابش نور خورشید در ماه‌های سرد و استفاده از پوشش بیش‌تر، کم‌ترشدن دریافت ویتامین دی و در نتیجه بروز انواع بیماری‌ از جمله سرماخوردگی را به همراه دارد. بنابراین، ضروری است به تأمین ویتامین دی لازم برای بدن توجه شود. تأمین ویتامین سی نیز بسیار اهمیت دارد. علاوه بر این‌ها، کندشدن گردش خون در اثر انقباض عروق اندام‌ها، به هنگام سرما، فعالیت سیستم ایمنی بدن را کاهش می‌دهد. از سوی دیگر، در فصول سرد، با کاهش رطوبت هوا و در پی آن، خشکی دیواره داخلی دهان و بینی که با تولید مایع مخاطی، سد دفاعی در برابر عوامل بیماری‌زا هستند، در عملکرد این سد دفاعی اختلال پدید می‌آید. حضور بیش‌تر در فضاهای بسته و نیز دورهمی‌های خانگی از دیگر علت‌های افزایش شیوع ویروس‌ها در هوای سرد برشمرده می‌شود. (این بند برگرفته است از مقاله «بیماری‌های فصول سرد که به آن‌ها مبتلا می‌شویم»، دکتر نرجس خبازی، سایت دکترتو، ۲۳ آذر ۱۴۰۰، به‌روزرسانی: ۲۶ مرداد ۱۴۰۲، تأیید: دکتر مازیار فریدی؛ همچنین توضیحات دکتر رقیه عرشیا، متخصص فیزیوتراپی، آبان ۱۴۰۲.)۵. «بیش از هزار نوع ویروس به عنوان عامل سرماخوردگی شناخته شده است». این ویروس‌ها «که مرتب بر انواع آن‌ها افزوده می‌شود»، معمولا از طریق تماس پوستی با فرد آلوده یا لمس وسایل آلوده منتقل می‌شوند، همچنین انتشار قطره‌های ریز خارج‌شده در اثر سرفه، عطسه یا حرف‌زدن فرد مبتلا در محیط و استنشاق هوای حاوی ویروس توسط فرد سالم؛ بنابراین، رعایت بهداشت فردی و جمعی بسیار مهم است (شامل شستن دست‌ها با آب و صابون، پوشاندن دهان و بینی هنگام سرفه و عطسه، پرهیز از لمس غیرضروری چشم‌ها، بینی و دهان، حفظ فاصله حدود دومتر و...). اشاره می‌شود، برخلاف باکتری، ویروس‌ موجود زنده محسوب نمی‌شود، اما برای تکثیر به سلول موجودات زنده (انسانی، حیوانی یا گیاهی) نیاز دارد. نکته دیگر این که، تعداد کمی از باکتری‌ها بیماری‌زا هستند و باکتری‌های مفید هم بسیارند، اما اکثر ویروس‌ها بیماری‌زا هستند. (این بند برگرفته است از مقاله‌های «ویروس سرماخوردگی پاییز امسال شدید و مقاوم است»، سایت‌ ایرنا، ۷ آذر ۱۳۹۲؛ «ویروس سرماخوردگی/ علائم، علل و راه‌های درمان سرماخوردگی»، سایت داروسازی دکتر عبیدی، ۲۰ اسفند ۱۴۰۱؛ و «فرق میکروب، ویروس و باکتری چیست؟»، مریم ملی، روزنامه خراسان، [بدون تاریخ].)۶. غرغره‌ آب‌نمک (آب ولرم با کمی نمک) تأثیر فراوان در مهار سرماخوردگی دارد، به‌خصوص در ساعات شروع بیماری، اگر با گلودرد همراه باشد. همچنین، توصیه می‌شود افراد پس از عطسه یا سرفه، صورت، دهان و بینی را با آب گرم بشویند تا عوامل بیماری‌زا ــ از جمله ویروس‌ها که از این طریق بر این نواحی می‌نشینند ــ شسته شوند (منظور از شستن بینی فین‌کردن آرام و بدون فشار است). هنگام آبریزش بینی هم این شست‌وشوی صورت با آب گرم بهتر از استفاده مداوم از دستمال است.۷. استراحت کافی ضروری است و تأکید می‌شود فرد سرماخورده، به‌خصوص تا گذراندن مرحله التهابی (سه روز اول سرماخوردگی)، از خانه بیرون نیاید و از فعالیت سنگین بپرهیزد. به‌ طور کلی، خستگی و استراحت ناکافی بدن را مستعد بیمارشدن می‌کند. از سوی دیگر، روحیه قوی، آرامش و پرهیز از استرس همواره در حفظ سلامت، همچنین رفع بیماری‌ها، بسیار مؤثرند؛ «افسردگی، استرس، ضعف عمومی و خستگی از عوامل بروز سرماخوردگی نام برده شده‌اند.» اشاره می‌شود، منظور از استراحت به هنگام سرماخوردگی، خوابیدن نیست، بلکه استراحت در بستر است. خواب معمول شب و اندک روزانه خوب است، اما از نظر طب سنتی (به نقل از محمد اسدی، مشاور و درمانگر طب سنتی)، خواب زیاد طی روز دوره درمان این بیماری را طولانی‌تر ‌می‌کند. «فعالیت خفیف تا متوسط بدنی در زمان سرماخوردگی، چنانچه تب نداشته باشید مشکلی ندارد»، «اما اگر دچار تب، سرفه شدید و احساس ناراحتی در ناحیه قفسه سینه هستید ورزش‌‌کردن را کنار بگذارید». (نقل‌قول‌های این بند برگرفته است از مقاله‌های «شناسایی بیش از هزار نوع ویروس سرماخوردگی»، سایت اکسین‌مدیکال، ۱۹ آبان ۱۳۹۸؛ و «۱۵روش درمان سریع سرماخوردگی»، سایت ابیان‌فارمد، [بدون تاریخ].)۸. تغذیه «مقوی»، «سالم» و «سبک»، شامل سوپ و آش داغ (هر دو کاملا ساده و بدون ادویه)، شیر داغ، تخم‌مرغ عسلی، پیاز و سیر خام، مرکبات، سیب (خام و پخته)، شلغم (خام و پخته)، به (پخته)، انار (پخته آتشی)، آب میوه، سبزیجات تازه، به‌ویژه گشنیز، جعفری و پیازچه، فعالیت ویروس‌ها را ضعیف می‌کند. ترکیب ساده مرغ و پیاز، با کمی گشنیز و جعفری تازه، مؤثرترین سوپ برای سرماخوردگی است؛ حتی سوپ مرغ و پیاز به‌تنهایی، به‌خصوص اگر داغ صرف شود، تأثیر فراوان و سریع دارد؛ آسان و زود هم آماده می‌شود. مصرف شربت عسل با آب ولرم و لیموترش نیز بسیار مؤثر است. البته در کنار همه این‌ها، «لازم است از پرخوری و درهم‌خوری پرهیز شود». توجه به سازگاری هر ماده غذایی با فرد نیز اهمیت ویژه دارد.۹. پرهیز از مصرف مواد غذایی سرخ‌‌شده، تفت‌دیده یا بوداده‌شده (از مرغ سرخ‌شده تا پاپکورن و تخمه و انواع کیک و شیرینی، بیسکویت و شکلات)، خوراکی‌های آلرژی‌زا (از جمله گردو، خربزه، انگور، خیار و سردیجات به‌خصوص ترشی)، همچنین آب خیلی سرد را باید جدی گرفت. به‌علاوه، «هنگام سرماخوردگی، مصرف کم‌ترین مقدار روغن و نان توصیه شده است». توجه شود، استشمام بوی سرخ‌کردنی‌ها هم می‌تواند علائم بیماری را شدت دهد. بنابراین، اگر فرد سرماخورده در چنین محیطی قرار گیرد، لازم است درها و پنجره‌ها تا حد امکان و سریع، برای مدتی کوتاه،  باز شوند تا فضا تهویه شود.۱۰. رنده‌کردن پیاز به دست خود بیمار ــ طوری که همزمان با این کار، آب از چشم و بینی‌ سرازیر شود ــ بسیار مؤثر است. همچنین، بوی پیاز رنده‌شده استنشاق و در پایان، صورت با آب گرم شسته و خشک شود. پیشنهاد این است که چند بار این کار انجام گیرد و علاوه بر آن، هر بار پیاز رنده‌شده مدتی در چند نقطه از محیط، به‌ویژه نزدیک بیمار، گذاشته شود. بدیهی است، این پیازها را در نهایت باید دور ریخت. رنده‌کردن پیاز به این روش می‌تواند به بهبود سینوزیت هم کمک ‌کند. نکته مهم: چنان که در بند بعد هم اشاره شده، پیاز جذب‌کننده باکتری‌ها نیست، بلکه مانع رشد و ازبین‌برنده آن‌هاست. بنابراین، قراردادن تکه‌های پیاز در اطراف ــ که سابقه آن به قرن‌ها پیش در چین و اروپا بازمی‌گردد ــ آگاه و ناآگاه ناشی از همین اثر بوده است، اما به‌اشتباه این باور به وجود آمده که پیاز میکروب‌ها را به خود جذب می‌کند.□ درباره اثر ضدعفونی‌کنندگی پیاز تحقیقات بسیار صورت گرفته است. اولین بار، لویی پاستور، زیست‌شناس، شیمیدان و دانشمند فرانسوی (۱۸۲۲-۱۸۹۵) اعلام کرد که پیاز نوعی ضدباکتری (آنتی‌بیوتیک) قوی است. تحقیقات بعدی نشان داد که پیاز و اسانس پیاز برای کشتن و انهدام باکتری‌های بیماری‌زا مؤثر است. در آزمایشی دیگر، پیاز ضد عامل سل شناخته شد. همچنین، دانشمندان روس بین 150 گیاه که از نظر ضدباکتریایی آزمایش شده بودند سیر و پیاز را قوی‌ترین دانستند. اگر سه تا هشت دقیقه مقداری پیاز خام جویده شود مخاط دهان به‌کلی استریل می‌شود. دکتر اروین زیمنت، که از صاحبنظران و کارشناسان معروف بیماری‌های ریه است، پیاز را داروی مؤثری برای سرماخوردگی می‌داند، زیرا بسیار خلط‌آور است و با تحریک مخاط، اخلاط را از ریه‌ها به گلو آورده و با سرفه خارج می‌سازد. پیاز به علت ترکیبات گوگردی ضدسرطان نیز محسوب می‌شود. از سوی دیگر، ترکیبی از گوگرد به نام پروپیل سولفوکسید در پیاز وجود دارد که به هنگام برش پیاز در هوا پخش می‌شود. وقتی این ماده با رطوبت، مثلا بخار آب موجود در هوا یا رطوبت طبیعی چشم یا بینی تماس می‌یابد، به اسیدسولفوریک تبدیل می‌شود. همین اسید ــ که موجب سوزش چشم و جاری‌شدن اشک می‌شود ــ می‌تواند از رشد باکتری‌ها جلوگیری کند یا آن‌ها را از بین ببرد. بنابراین، پیاز باکتری‌ها را جذب نمی‌کند، بلکه از بین می‌برد. نکته دیگر این که، پیاز قدرت ازبین‌بردن ویروس‌ها را ندارد، اما می‌تواند با تقویت سیستم ایمنی، در بهبود حال بیماران در فصل سرما کمک‌کننده باشد. (این بند برگرفته است از مقاله‌های «آیا پیاز واقعا خواص ضدمیکروبی دارد؟»، سایت بهرامن، ۱۷ آبان ۱۴۰۱؛ «با این روش دیگر هنگام خردکردن پیاز اشک نمی‌ریزید»، سایت دنیای اقتصاد، ۵ دی ۱۴۰۰ به نقل از خبرگزاری صداوسیما؛ و «خواص درمانی پیاز»، سایت ویستا، به نقل از کتاب «معارف گیاهی»، اثر استاد حسین میرحیدر.)۱۱. انواع گوناگون دمنوش برای بهبود سرماخوردگی وجود دارد، این میان دمنوش آویشن یکی از بهترین‌‌هاست. آویشن گرفتگی راه‌های تنفسی را کاهش می‌دهد و در نتیجه، عبور هوا و نفس‌کشیدن را آسان‌تر می‌کند. عفونت‌های تنفسی، گلودرد، سرفه و برونشیت با آویشن بهبود می‌یابد. آویشن یک ضدعفونی‌کننده و خلط‌آور طبیعی است و به دفع مخاط کمک می‌کند. تأثیر آویشن به‌قدری است که دکتر قربان دیری، پزشک عمومی و متخصص طب ایرانی، دمنوش ترکیبی بابونه، آویشن و هل را واکسن طبیعی آنفلوآنزا معرفی کرده است (نقل از پست اینستاگرام ایشان، ۱۵ سپتامبر ۲۰۲۳). توجه شود، طبع آویشن گرم و خشک است و مصرف زیاد آن برای افراد با مزاج صفراوی و طبع گرم و خشک مناسب نیست. همچنین، بانوان باردار و شیرده و افرادی که مشکل تیروئید یا فشار خون پایین دارند بایستی به مقدار کم و با نظر پزشک از آویشن استفاده کنند. به ‌طور کلی، در مصرف دمنوش‌ها و گیاهان دارویی، ضمن پرهیز از زیاده‌روی، لازم است طبع، مزاج، حساسیت‌ها و خصوصیات هر فرد، حتی وضعیت آب‌وهوایی محل سکونت، لحاظ شود. برای کسانی که طعم آویشن را دوست ندارند، دمنوش ترکیبی آن با چای پیشنهاد می‌شود. با این روش می‌توان به‌مرور مصرف چای سیاه را هم کاهش داد. این که در بهبود سرماخوردگی، آویشن شیرازی مؤثرتر است یا کوهی، نظرها و تجربه‌های متفاوت وجود دارد؛ نگارنده این نوشتار آویشن شیرازی را مؤثرتر یافته است. (در تنظیم این بند، از این مقاله‌ها نیز استفاده شده است: «آویشن، جادوگر طب سنتی و معرفی ۳۰ خاصیت درمانی آویشن»، رضا قشلاقی، سایت دکترتو، ۲ فروردین ۱۴۰۱، به‌روزرسانی: ۳۰ آبان ۱۴۰۲، تأیید: دکتر حمیدالله افراسیابیان؛ و «مهم‌ترین خواص آویشن که نمی‌دانید»، سایت غفاری‌دایت، ۲۶ تیر ۱۴۰۲.)۱۲. بخوردادن به بهبود سرماخوردگی کمک می‌کند. گرما موجب انبساط رگ‌‌های خونی، افزایش سرعت جریان خون و در نتیجه تقویت سیستم ایمنی می‌شود. برای رفع احتقان بینی و بازشدن راه‌های تنفسی، یک حوله بزرگ روی سر بیندازید و سر و صورت را روی بخار آب جوش به مدت پنج تا بیست دقیقه نگه دارید. بخور را می‌توان با آب جوش به‌تنهایی انجام داد یا از مواد مفیدی چون اکالیپتوس، اسطوخودوس، بابونه، شلغم، چغندر، نعنا یا آویشن هم کمک گرفت. توجه شود که آب جوش از روی شعله برداشته شده و در ظرف مناسب با فاصله حداقل پانزده سانتیمتر از صورت قرار گیرد. نکته دیگر این که، اگر ترشحات بینی غلیظ و تیره‌رنگ باشد، بخور ممکن است بیماری را شدت دهد. در این وضعیت، توصیه می‌شود بخور را تا کاهش غلظت خلط به تعویق انداخت. بخار حمام کاملا گرم نیز حکم بخور را دارد و آبریزش، گرفتگی بینی و همچنین سینوزیت را بهبود می‌بخشد، البته به شرط آن که نکات گفته‌شده درباره مراقبت پس از استحمام در اوایل این نوشتار دقیق رعایت شود. (در تنظیم این بند، از این منابع نیز استفاده شده است: مقاله «راهکارهای فوری برای درمان سرماخوردگی»، سایت دلتامَگ، ۱۳ شهریور 1402؛ توضیحات دکتر رقیه عرشیا، متخصص فیزیوتراپی، آبان ۱۴۰۲؛ و مقاله «درمان خانگی سرماخوردگی با بخور گیاهان دارویی»، سایت مُشکستان، ۷ مرداد ۱۴۰۲.)۱۳. دودکردن اسپند و گرداندن در تمام قسمت‌های محیط، به علت اثر ضدعفونی‌کنندگی و نیز آرام‌بخشی، مفید است. با وجود اختلاف نظر در این باره و نبود تحقیقات کافی، این شیوه قدمت بسیار دارد و مفیدبودن آن، دست‌کم به صورت تجربی، طی قرن‌ها نشان داده شده؛ دودکردن اسپند را از سفارش‌های ابن سینا نیز دانسته‌اند. اشاره می‌شود، پس از پخش برنامه‌ای از تلویزیون فارسی بی‌بی‌سی درباره خطر این کار برای سلامت افراد، تعدادی از متخصصان کلیت این خطر را رد کردند، از جمله دکتر مهدی فهیمی (پزشک عمومی و متخصص طب ایرانی/ ؟ سپتامبر ۲۰۲۳)، حامد رئیسی (ایمونولوژیست/ کارشناس ایمنی‌شناسی/ ۲۹ و ۳۰ سپتامبر ۲۰۲۳) و دکتر همایون احمدپناهی (متخصص شیمی تجزیه/ ۲۶ اکتبر ۲۰۲۳) (رجوع شود به صفحه‌های اینستاگرامی ایشان). در جمع‌‌بندی، می‌توان به این نتیجه رسید که، استفاده از اسپند در حد متعادل و کم نمی‌تواند مشکل‌آفرین باشد. البته توجه شود، این کار از دودکردن فراتر نرود و اسپند به مرحله سوختن نرسد. روی سطح داغ و حرارت غیرمستقیم، در حدی که به قول مادربزرگ‌ها اسپند به آتش نیفتد. همچنین، دود مستقیم وارد ریه نشود. در فضای بسته هم بهتر است راهی را برای جابه‌جایی هوا باز گذاشت. این میان، دکتر حسین میرلوحی، فوق تخصص ریه کودکان، در گفت‌وگو با خبرگزاری ایسنا/ خراسان رضوی (۵ آذر ۱۴۰۲) گفته است: در افرادی که آسم یا هر بیماری تنفسی دارند، استنشاق دود اسپند یا هر نوع دود دیگر می‌تواند باعث تشدید بیماری شود و جزو توصیه‌های معمول ماست که اسپند برای بیماران آسمی دود نکنید، چون خطرناک است. حتی آسم خفیف در افراد با دود اسپند، عنبرنسارا و مانند آن می‌تواند حاد ‌شود. صحبت این متخصص نیز آگاهی تازه‌ای است برای اکثر ما و چه خوب که همواره ضمن اعتدال و احتیاط، برخورد منطقی با هشدارها داشته باشیم. همچنین، بدانیم که هر موضوع جنبه‌های مثبت و منفی دارد و در هر زمینه‌ای استثنا هم هست.۱۴. استفاده از ماسک مناسب، در وضعیت چهره‌به‌چهره، به جلوگیری از سرایت بیماری کمک می‌کند. البته پوشاندن طولانی‌مدت بینی با ماسک مناسب نیست، زیرا «اکسیژن کافی و هوای تازه همواره ضروری است»، چه برای بیمار، چه اطرافیان. نکته دیگر این که، اگر بیمار در بینی خود احساس سرما یا حالتی از سوت‌کشیدن داشته باشد، پوشاندن بینی با ماسک یا شال، برای زمانی کوتاه، تجربه مفیدی خواهد بود. «گرم نگه‌داشتن مسیر تنفس و ورودی هوا از تأثیر سرماخوردگی و هوای سرد می‌کاهد»؛ «دانشمندان کشف کرده‌اند که چگونه سیستم ایمنی داخل بینی به مهاجمان ویروسی حمله می‌کند و چگونه این مکانیسم دفاعی در گرما واکنش بهتری از خود نشان می‌دهد». (نقل‌قول‌های این بند برگرفته است از مقاله‌های «آیا هوای سرد باعث سرماخوردگی می‌شود»، سایت ثمین، [بدون تاریخ]؛ و «یک دلیل علمی سرماخوردگی دقیقا زیر بینی ما»، سایت یورونیوز فارسی، ۱۸ آذر ۱۴۰۱ / ۹ دسامبر ۲۰۲۲.)□□□□□□ با بهره‌گیری دقیق از راهکارها و نکته‌های گفته‌شده، که در کل بر مبنای تجربه و مشاهده نگارنده و نیز دریافت نظر و تجربه اطرافیان و برخی متخصصان شکل گرفته‌ و تنظیم شده‌اند، دوره درمان کوتاه‌تر می‌شود. همچنین شدت و دفعات سرماخوردگی کاهش می‌یابد. توصیه می‌شود، در دوره نقاهت هم کمابیش نکته‌ها رعایت شوند.□ با اولین احساس لرز و دیگر علائم سرماخوردگی، به‌سرعت نکته‌های گفته‌شده را به کار بگیرید و تأثیر را در کوتاه‌مدت و درازمدت ببینید. تعجب خواهید کرد که در بسیاری موارد، علائم در کم‌تر از نصف روز یا حتی دوسه ساعت از بین می‌روند. نکته مهم این است که پیش از شدت‌گرفتن بیماری و با مشاهده اولین علائم، اقدام کنیم. با پیشرفت بیماری، دیگر کار به این سادگی‌ها نیست. زمان و انرژی بیش‌تری نیاز است و بدن بیش‌تر در خطر عوارض و‌ مزمن‌شدن بیماری قرار می‌گیرد. به هر حال، اگر به هر علت بیماری شدت گرفت، باز به تلاش خود ادامه دهیم و ناامید نشویم. حداقل این است که از بروز بیماری‌های بعدی، از جمله سینوزیت، برونشیت، مننژیت و ذات‌الریه (سینه‌پهلو) پیشگیری می‌شود. این که با سرماخوردگی مواجهیم، آنفلوآنزا یا کرونا و تفاوت این‌‌ها چیست، بحث مفصلی دارد، اما راهکارهای گفته‌شده در پیشگیری یا بهبود همه این گونه‌ها مفید و مؤثر است.□ این که، در کنار بهره‌گیری از این اصول و راهکارها، برای بهبود انواع سرماخوردگی دارو مصرف بشود یا نه، انتخابی شخصی و نسبی است و بستگی به وضعیت هر فرد دارد، اما تجربه نگارنده در اغلب موارد و پیش از شدت‌گرفتن بیماری، بی‌نیازی از دارو بوده است. به هر حال، در صورت کمک‌گرفتن از دارو، ضمن اطمینان از مناسب‌بودن آن با نوع سرماخوردگی زیر نظر پزشک، مهم است که زمان و مقدار مصرف داروها دقیق باشد و دوره درمان کامل شود، حتی اگر بهبود نسبی حاصل شده باشد.□ طبع، مزاج و خصوصیات بدنی و زیستی هر فرد با دیگری تفاوت دارد و همواره بایستی در نظر گرفته شود. برای مثال، در حالی که زنجبیل و دارچین در بهبود سرماخوردگی عده‌ای مفیدند ممکن است، به علت آلرژی‌زا بودن، برای برخی افراد مضر باشند و حتی بیماری را شدت دهند. همان طور که برخی با دود اسپند دچار سردرد یا سرفه می‌شوند و یا در صورت ابتلا به آسم، بیماری‌شان شدت می‌یابد.طب سنتی یا مدرن؟□ در هیاهوی دنیای امروز و میان سردرگمی مردم و بیماران برای انتخاب بین طب سنتی و مدرن، یک نکته بسیار مهم می‌تواند راهگشا باشد: این که پزشکی مدرن در ادامه طب سنتی پدید آمده است، بنابراین، پایه اصلی آن همان تجربه و آزمون‌وخطای قدیمیان بوده و از سوی دیگر، همین «تجربه‌» و «آزمون» خود شکلی از «تحقیق» و «علم» است. همچنین، می‌توان گفت، ترکیب داروهای جدید، مستقیم و غیرمستقیم و طی قرن‌ها، از داروهای سنتی به دست آمده؛ پس چه بهتر که با دیدگاهی میانه، به جای در مقابل هم قراردادن طب سنتی و مدرن، متناسب با وضعیت هر بیمار و بیماری، مسیر بهتر در پیش گرفته شود. تعصب یا کاربرد نادرست هر کدام از این دو شیوه راه به بیراهه بردن است. باید سنجید و در هر وضعیت بهترین، مؤثرترین و کم‌ضررترین را برگزید؛ و اگر لازم باشد، با نظر کارشناسی، هر دو را در کنار هم به کار گرفت. چنان که عده‌ای از تحصیلکردگان پزشکی مدرن، دوره‌های تخصصی طب سنتی را هم می‌گذرانند و در این عرصه، پزشکان حاذق و کارآمد کم نیستند. به‌راستی چه اشکالی دارد که صنف عطاران، برای تشخیص دقیق‌تر، از پزشکان کمک بگیرند و مثلا برای بیمار یا مُراجع، از ایشان دستور سونوگرافی یا آزمایش درخواست کنند. این شیوه، اگر با دقت‌های لازم و همکاری و هماهنگی صحیح این دو صنف صورت گیرد، یک گام به جلو و مایه خشنودی خواهد بود. از سوی دیگر، با توجه به اشکال‌هایی که پزشکی جدید دارد، چه خوب که پزشکان بیش‌تری دوره‌های تخصصی طب سنتی را بگذرانند و بسته به وضعیت بیمار، برای درمان، با یکی از دو شیوه یا هر دو اقدام کنند. کم‌کم، عطاری‌ها هم نقش داروخانه‌ را پیدا می‌کنند و هر کس در جایگاه خود قرار می‌گیرد. همچنین خوب است، صنف عطار نیز به صورت جدی‌تر ملزم به گذراندن دوره‌های معتبر و به‌روز طب سنتی باشند. البته همه این‌ها نیازمند آگاهی و آموزش بیش‌تر و صحیح‌تر و همچنین فرهنگسازی است.□ از پرسش‌های همیشگی انسان این بوده که خاستگاه اصلی طب و کلا حرفه پزشکی کدام سرزمین بوده و چگونه مکاتب درمانی در جهان شکل گرفته‌اند. بر اساس شواهد تاریخی، ایران منشأ طب در جهان بوده است. البته دیرینگی و آغاز پزشکی را در هیچ کشوری به‌درستی نمی‌توان یافت، زیرا بشر از ابتدای خلقت هر وقت به درد و جراحت مبتلا شده، در پی چاره و درمان برآمده است. ولی به طور مکتوب، نخستین فردی که به عنوان پزشک معرفی شده، حدود ۷۰۰۰ سال پیش از میلاد مسیح، شخصی به نام تریتا در ایران بوده است. بیش از ۶۵۰۰ سال قبل از میلاد مسیح، مکتب مزدیسنا توسط زرتشت در شمال غربی ایران بنا نهاده شد. پایه این مکتب بر اساس بهی‌بخشی بود. برای اولین بار واژه‌های درمان و پزشکی در این مکتب جاری گشت و مقام پزشک پرارج گردید. در این مکتب، علاوه بر درمان، بر بهداشت نیز تأکید شده بود. پاکی چهار عنصر هوا، خاک، آب و آتش از اصول مهم این مکتب بوده است. کوروش (۵۵۰ سال پیش از میلاد) از قوانین پزشکی و بهداشتی آگاه بوده تا جایی که پرستاری بیماران خانواده شاهی را خود به عهده می‌گرفته و همواره تأکید داشته که با تعدیل خورش، ورزش و سکونت در آب‌وهوای مساعد باید تندرستی را حفظ کرد. با ظهور بقراط در یونان که همزمان با اردشیر اول (۴۶۰ سال پیش از میلاد) بود، به‌تدریج قطب پزشکی به سمت یونان متمایل شد و با حمله اسکندر به ایران کتب باارزش پزشکی، پس از مشاوره اسکندر با ارسطو، به یونان فرستاده و ترجمه شد و بقیه کتب را به آتش کشیدند. بنابراین به گواه پژوهشگران غربی، طب در آغاز، از ایران به یونان منتقل شده و تلاش‌های بقراط در جمع‌آوری این مجموعه‌دانش در زمان خود باعث شده عنوان «پدر دانش پزشکی» به وی اطلاق شود. بنابراین، به دلیل شناخته‌شده بودن بقراط و پزشکان پس از وی و مکتوبات آنان، به‌رغم خاستگاه انکارناپذیر ایران در عرصه پزشکی، عبارت «طب یونانی» بیش از همه در دنیا شناخته شده است. در سال‌های ۱۴۱ تا ۱۷۱ میلادی، به فرمان شاهپور اول ساسانی، دانشگاه جندی‌شاهپور در جنوب شرقی دزفول و شمال غربی شوشتر بنا شد. فعالیت رسمی و مهم آن در سال‌های ۳۱۰ تا ۳۷۰ میلادی، زمان شاهپور دوم، آغاز شد و در کنار علوم دیگر، عمده فعالیت آن پزشکی بود. این مکان تا ۶۰۰ سال مهم‌ترین کانون پزشکی خاورمیانه بود. بعد از فتح ایران به ‌دست مسلمانان، مرکز علوم پزشکی به بغداد منتقل شد و دانشمندان ایرانی، از جمله علی ابن ربّن طبری، محمد بن زکریای رازی و ابن سینا طب را احیا و تکمیل کردند. اسحاق بن حُنَیْن و اسماعیل جُرجانی نیز، به‌ویژه با ترجمه آثار یونانی و عربی عرصه پزشکی، از دانشمندان تأثیرگذار در این مسیر بوده‌اند. در قرن‌های ۱۳ و ۱۴ میلادی در جریان جنگ‌های صلیبی، بار دیگر، طب از ایران به اروپا انتقال یافت. طی این سال‌ها، طب ایرانی در مراکز علمی و دانشگاهی غرب تدریس می‌شد، به طوری که بیش از ۵۰۰ سال کتاب «قانون» ابن سینا مرجع آموزش پزشکی بود. طی قرن‌های ۱۴ تا ۱۶ میلادی، به علت تعصبات مسیحی و شروع دوره رنسانس و به‌خصوص با ظهور پاراسِلسوس که یک شیمیدان بود، طب سنتی به‌مرور جای خود را به طب شیمیایی داد. با نفوذ غرب در دوره صفویه و قاجاریه، طب سنتی ایران از زادگاهش طرد شد و جای خود را به سیستم درمانی غربی و داروهای ساخته‌شده توسط آنان داد. (این بند برگرفته است از مقاله‌ «آشنایی با طب سنتی ایران»، دکتر مهدی فلاح، متخصص طب ایرانی، سایت دکتر پورحسینی، [بدون تاریخ].)□ سازمان بهداشت جهانی از طریق قوانین و مقررات سختگیرانه اعلام کرده که طب سنتی می‌تواند به عنوان گزینه مکمل برای طب مدرن استفاده شود. نمی‌توان گفت کدام روش بهتر است زیرا هر کدام مزایا و معایب خود را دارند. انتخاب بین طب سنتی و پزشکی مدرن به عوامل متعدد بستگی دارد. طب سنتی معمولا بر روش‌های طبیعی و داروهای گیاهی استوار است. همچنین بیش‌تر به پیشگیری و حفظ تعادل در بدن توجه دارد و کل‌نگر است. از سوی دیگر، طب سنتی بیش‌تر به رفع علت یا علت‌ها می‌پردازد تا درمان بیماری؛ در این شیوه، ممکن است زمان بیش‌تری برای بهبود نیاز باشد. در برخی موارد نیز ممکن است بیماری به‌شدت پیشرفت کند. طب مدرن تحت کنترل و اعتبار علمی قرار دارد و اساس آن تحقیق و آزمایش‌های بالینی است؛ رویکردی سریع‌تر و دقیق‌تر در تشخیص و درمان بیماری‌ها دارد؛ همچنین از تجهیزات پیشرفته بهره‌مند است. پزشکی مدرن معمولا تمرکز بیش‌تری بر درمان بیماری‌ دارد تا پیشگیری و نیز رفع علت یا علت‌ها. در شیوه مدرن، برخی درمان‌ها ممکن است عوارض جانبی داشته باشند. از سوی دیگر و به طور کلی، روش درمانی طب سنتی اقلیمی است و برای ساکنان هر منطقه جغرافیایی، مناسب با همان آب‌وهوا، دارو و نسخه نوشته می‌شود، ضمن این که طبع، مزاج و خصوصیات بدنی و روانی هر فرد را لحاظ می‌کنند؛ در طب مدرن اما، داروها و نسخه‌ها جهانی پیچیده می‌شوند. جالب است بدانیم، طب سنتی علاوه بر تغذیه متفاوت برای هر مزاج، ورزش یا ورزش‌های متناسب با آن را پیشنهاد می‌کند. اشاره می‌شود، طب مزاجی گونه‌ای از پزشکی جایگزین است که در آن به طبع‌ها و مزاج‌های چهارگانه (سرد، گرم، خشک و مرطوب/ دم، صفرا، بلغم و سودا) باور دارند و بر همین اساس به درمان می‌پردازند تا تعادل نسبی بین آن‌ها برقرار شود. (این بند برگرفته است از مقاله‌های «طب سنتی یا مدرن؟/ مقایسه اثربخشی طب سنتی و پزشکی مدرن»، دکتر سوده کرمی، داروساز، سایت داروبیار، ۲۶ شهریور ۱۴۰۲؛ «بررسی تفاوت طب سنتی و مدرن»، سایت انتشارات آثار سبحان، مرجع تخصصی کتب پزشکی، ۵ جولای [بدون سال]؛ «پزشکی جایگزین»، ویکی‌پدیای فارسی؛ «مزاج‌شناسی/ مزاج من چیست و چگونه می‌توانم آن را تغییر بدهم؟»، فرزانه پاشایی، سایت دکترتو، ۲۶ فروردین ۱۴۰۱، به‌روزرسانی: ۱۵ مرداد ۱۴۰۳، تأیید: دکتر سیدمرتضی امامی‌العریضی؛ « ورزش متناسب با مزاج یا طبع شما»، دکتر محمدرضا رازانی، سایت دکتررازانی، ۲۸ خرداد ۱۴۰۱؛ همچنین پاسخ هوش مصنوعی به پرسش «طب سنتی یا مدرن؟»)□ امروز همه ما، اعم از متخصص و غیرمتخصص، نیاز داریم نسبی‌نگری را جایگزین مطلق‌نگری کنیم و به جای جبهه‌گرفتن یا سردرگمی و ناامیدشدن، منطقی و خردمندانه مزایا و معایب هر شیوه را ببینیم و بررسی کنیم. هیچ شیوه‌ای بدون اشکال و کامل نیست. این ما هستیم که در هر جایگاه، با تجربه و دانش خود و نیز دوری از تعصب و یکسویه‌نگری، می‌توانیم به تصحیح و غنای علم، فناوری و در نهایت، فرهنگ کمک ‌کنیم. نکته مهم این است که بشر نیاز دارد در همه امور به تعادل برسد و راه میانه را برگزیند تا در هر زمینه‌، علاوه بر رهایی از کشمکش و جنجال و هیاهو، در مسیر درست رشد و پیشرفت قرار گیرد. همچنین ضروری است، در هر حرفه و جایگاهی که هستیم، ضمن افزودن بر دانش و مهارت خود، از اعتراف به اشتباه و نیز عذرخواهی نهراسیم و پیش و بیش از هر چیز، درستکاری، خردورزی، تعهد و خدمت صادقانه را معیار و مبنا قرار دهیم. علاوه بر همه این‌ها، فراموش نکنیم که در این جهان پهناور، جا برای همه هست و نیز ــ صرف نظر از تأثیر برخی باورهای نادرست و عوام‌فریبی‌ها ــ هر فرد یا مرکزی که خدمات بهتری ارائه دهد انتخاب اول مردم خواهد بود.کلام پایانیآن چه خواندید، نسخه بازنگری‌شده‌ای است از‌ مطلب «وقتی سرماخوردگی در کمین است» به قلم همین نگارنده، که ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۲ در روزنامه «مردم‌سالاری» و سپس در فضای مجازی منتشر شد. طی بازنگری نیز ابتدا با همین عنوان به مرحله نظرخواهی پیش از انتشار رسید. این مرحله اما به شکل‌گیری چهار بند اخیر درباره طب سنتی و مدرن با نگاهی تازه و نیز ارائه چند پیشنهاد و توصیه انجامید. چنین بود که نگارنده نتوانست صبوری کند تا در یادداشتی جداگانه به این مبحث بپردازد و سرانجام، به‌رغم ارتباط غیرمستقیم، آن را بر صدر نشاند و عنوان اصلی نوشتار تغییر یافت. از سوی دیگر، هنگام بازنگری، برای راهکارهای اصلی و توضیحات ارائه‌شده در نوشتار قبل، تغییرات ساختاری و تکمیلی صورت گرفت.□ با سپاس از دکتر سهیلا خلیلی (پزشک عمومی)، دکتر بیتا میرزایی (متخصص داخلی و فوق تخصص غدد)، دکتر رقیه عرشیا (متخصص فیزیوتراپی)، بانو عصمت مغیثه (فیزیوتراپیست تجربی)، بانو اشرف احمدی جزنی (کارشناس داروسازی)، بانو خجسته شاهوردی (کارشناس پرستاری)، بانو آذر محمدی (بهیار پیشکسوت)، دکتر شهرام اولیایی (متخصص پزشکی هایپربار)، استاد محمد اسدی (مشاور و درمانگر طب سنتی)، دکتر مهدی فهیمی (پزشک عمومی و متخصص طب ایرانی)، دکتر قربان دیری (پزشک عمومی و متخصص طب ایرانی) و دکتر بابک دانش‌فرد (پزشک عمومی، متخصص و پژوهشگر طب ایرانی) که در بازبینی این متن از نظرهای مفید ایشان بهره گرفته شده است.🍃 آخرین بازبینی: ۱۴۰۳/۱۲/۹🍃 اینستاگرام نگارنده: naziabedi2</description>
                <category>نازی عابدی/ Nazi Abedi</category>
                <author>نازی عابدی/ Nazi Abedi</author>
                <pubDate>Tue, 13 Feb 2024 10:34:49 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>انسان، زندگی، آگاهی</title>
                <link>https://virgool.io/ensaniat369/%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%A2%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-i1o1h7himctz</link>
                <description>نازی عابدیچاپ در روزنامه مردم‌سالاری (۱۶ خرداد ۱۴۰۲)مادرِ فرزانه همیشه نگران بود، نگران همه‌چیز و از جمله نگران عروس‌شدن دخترش؛ این که دیر شده است و سخت می‌گیرد.بالاخره فرزانه به خانه بخت رفت، اما مادرش نبود که رفتن او را ببیند؛ به وقت مراسم عروسی، مادر در آی‌سی‌یو بود. برنامه تالار را لغو کردند و ناگزیر یک محفل کوچک خانوادگی در منزل برپا شد، جشنی بدون شادی؛ با لبخندهایی ساختگی و با اشک‌های فرزانه که بر گونه‌هایش می‌غلتید....مادر دیگر به خانه بازنگشت و دو روز بعد بر مزار او ‌گریستند....آری، مرگ اغلب بی‌خبر از راه می‌رسد و بیماری خیلی‌ وقت‌ها پیش‌بینی‌ناپذیر است، آن هم در این عصر دود و ماشین و آهن؛ سالمندی نیز مسائل خود را دارد و باید که با آن کنار آمد، هم خود سالمند و هم اطرافیان؛ اما با همه دشواری‌ها و پیچیدگی‌های زندگی، به‌راستی می‌توان بهتر زیست و بهتر رفت.فرزانه دوست و همکار قدیمی و مادر او‌ نمونه‌ای از هزاران‌هزار زن دیروز و امروز است؛ زنانی هر کدام با ویژگی‌های ارزشمند، اما با ضعف‌های عملکردی کمابیش مشابه که شاید بارزترین وجه اشتراک بسیاری از آنان نگرانی و دلشوره و افراط در برخی جنبه‌های زندگی باشد. آن قسمت از این خصلت‌ها که به طور طبیعی در نهاد انسان‌ها، به‌ویژه خانم‌ها وجود دارد، مد نظر نیست، مشکل زمانی است که این‌ گونه رفتارها از حد می‌گذرند، آسیب می‌زنند و ــ پنهان و پیدا ــ خانواده و جامعه را به بیراهه می‌برند.                                                                                    □□□بیایید یکی از مباحث کلیدی زندگی را واکاوی و بازنگری کنیم و ببینیم تعریف اغلب ما از «زن»، «مادر» یا «بانوی خانه» چیست. کسی که ریز و درشت کارها با اوست؟ برای کارهای شخصی و غیرشخصی به اعضای خانواده سرویس ‌می‌دهد و هر روز صبح می‌پرسد ناهار یا شام چه‌ بپزم؟ به وقت میهمانی‌های خرد و کلان هم هربار از نفس می‌افتد تا خوب بدرخشد و نهایت میهمان‌نوازی خانواده و کدبانوگری خود را به نمایش بگذارد؟ این گونه است که از چهل‌پنجاه‌سالگی، دست‌وپادرد و کمردرد، ضعف اعصاب و دیگر بیماری‌ها به سراغ بسیاری خانم‌ها می‌آید و همه از راه دور و نزدیک نگران و درگیر مطب و بیمارستان می‌شوند؛ درست وقتی زن و مرد می‌خواهند بعد از سال‌ها تلاش کمی نفس بکشند و درست وقتی که شاید زندگی بچه‌ها هم دارد شکل می‌گیرد....به‌راستی، زن‌بودن همین است یا چیزی فراتر از این؟ متأسفانه ما هنر زنانگی و سرشت مادری را اغلب اشتباه معنا کرده‌ایم. تأکید می‌شود، هدف در این نوشتار، بررسی و نقد ساختاری و فرهنگی خانواده‌ها و به طور کلی جامعه است و نه سرزنش بانوان یا دفاع و حمایت از آنان؛ این که زنان مستقیم خطاب قرار گرفته‌اند به اقتضای متن بوده است و نیز منظور این نیست که همه ضعف‌ها یکجا در یک زن یا یک خانواده دیده می‌شود. همچنین، تفاوت‌های بسیار هست مثلا بین مادر روستایی با مادر شهری که در این نوشتار نمی‌گنجد.بله، مادری با این تعاریف در سی‌سالگی فرزندش، لقمه ‌در دست، او را راهی محل کار یا دانشگاه می‌کند، کفش‌های او را دستمال می‌کشد، جوراب‌هایش را می‌شوید و همچنان نگران است که اگر خودش نباشد، نکند بچه‌اش گرسنه بماند. شغلش چه می‌شود؟ ازدواج و خانه‌اش چه؟ او به جای فرزند خود فکر می‌کند، درس می‌خواند، کاردستی می‌سازد، شاگرد اول می‌شود و...؛ غافل از این که با این روش، انسانی به جامعه تحویل می‌دهد که نه‌فقط به اندازه کافی جسور و توانمند در رویارویی با مسائل و مشکلات زندگی نیست، چه‌بسا برای کارهای معمول و ساده زندگی هم با مشکل روبه‌رو باشد. با تأسف، این شیوه همین جا پایان نمی‌یابد و این مادر پس از ازدواج فرزندان نیز همچنان خود را مسئول شام و ناهار و دیگر امور، حتی میهمانی آنان می‌داند. در یک کلام، به جای راهنمایی و همراهی و همفکری، او تا آخرین نفس می‌خواهد که به جای بچه‌هایش «زندگی» کند؛ و همه این‌ها جسم و روان او را چندبرابر وضعیت طبیعی فرسوده می‌کند.این زن فرصت ندارد به سلامت جسم و روان خود بیندیشد و برای خودش وقت کافی بگذارد. عمده کار او جلب رضایت شوهر و فرزندان و نیز دیگر عزیزان است و بسیاری وقت‌ها بر این اشتباه نام ایثار و زنانگی و مادرانگی هم گذاشته می‌شود. در حالی که همسر و فرزندان ترجیح می‌دهند با زنی شاداب و سالم روبه‌رو باشند، نه زنی مادام نگران و درهم‌شکسته و خسته....از سوی دیگر، او در بسیاری هزینه‌ها صرفه‌جویی می‌کند؛ برای مثال، ساعت‌ها وقت و انرژی می‌گذارد و سبزی و باقلا و نخودفرنگی آماده می‌کند؛ غافل از این که، بیش‌تر این به‌ظاهر صرفه‌جویی‌ها در زمانی نه‌چندان دور، همراه با دنیایی از درد و رنج و نگرانی، صرف دارو و درمان‌های پرهزینه و پایان‌ناپذیر و اغلب کم‌نتیجه یا بی‌نتیجه می‌شود. بله، او فقط در «وجود خودش» صرفه‌جویی نمی‌کند. این که برخی خانواده‌ها به علت‌های دیگری، جز صرفه‌جویی، چنین شیوه‌هایی دارند موضوع بحث ما نیست و از این مثال برای توضیح و تأکید استفاده شده است، ضمن این که از اهمیت مقوله صرفه‌جویی، به طور کلی در جامعه و خانواده و نیز به طور خاص در برخی خانواده‌ها، کاسته نمی‌شود.در این یادداشت، برای تمرکز بیش‌تر بر موضوع اصلی، از پرداختن به عوامل دیگری که به بانوان و خانواده‌ها آسیب می‌رساند صرف نظر شده و البته این به معنای نادیده‌گرفتن آن‌ها نیست. همچنین این نوشتار مفهوم قدرناشناسی از زحمات و تلاش‌های بجا و معقول خانم‌ها را دربرندارد.خلاصه این که، هنر اصلی زن در تدبیر و درایت اوست؛ زنی که در عین بهره‌مندی از سلیقه و دستپخت و دیگر شایستگی‌ها، به جای غرزدن و غصه‌خوردن و نگرانی‌های پایان‌ناپذیر، بتواند در فضایی آرام، اعضای خانواده (اعم از همسر و فرزند، عروس و داماد و نوه و نتیجه) را به ‌تناسب توانایی و سن و موقعیت، در کارها سهیم کند و به این ترتیب، به‌مرور، هم مهارت و اعتماد به نفس آن‌ها را موجب شود و هم خود را از تحمل فشارهای نامعقول و کمرشکن جسمی و روحی برهاند.زنِ بادرایت به «تغذیه سالم» خود و خانواده و نیز میهمانان می‌اندیشد و نه‌ جلب رضایت و بدتر از آن نمایش توانمندی‌‌های خود؛ به مطالعه، ورزش و فعالیت‌های فرهنگی‌اجتماعی مفید می‌پردازد و نه غم‌خوردن مداوم برای هر مرحله از زندگی بچه‌ها؛ به جای شصت‌‌هفتاد سال عمر پردردسر و نهایت بیماری و رنج برای خود و خانواده، عمر او با سلامتی و توانایی نسبی، به صدسال یا بیش از آن هم می‌رسد و می‌تواند در شادی‌ عزیزان خود شریک باشد، به جای افزودن بر دغدغه‌ها و مشکلات آنان.او نمی‌خواهد که فقط خود مطرح باشد و نیز نمی‌ترسد که کارها در حد عالی انجام نشود؛ به همه فرصت تجربه‌کردن می‌دهد و با آرامش، مهربانی و فروتنی شیوه کار را به آنان می‌آموزد و می‌داند که دنیا به آخر نمی‌رسد، مثلا اگر کمی از خاک گلدان به هنگام آب‌دادن فرزند به گل‌ها روی زمین بریزد، لیوانی بشکند، یا غذایی کم‌نمک شود؛ زیرا نمک حقیقی و دلنشین زندگی لبخند و آرامش و رضایتی است که نصیب تک‌تک اعضای خانه می‌شود، از سهیم‌بودن در کارها و تصمیم‌گیری‌ها، باهم‌بودن و برداشتن باری از دوش یکدیگر.در این خانه، فرزندان توانا و متکی‌به‌نفس بار می‌آیند و هر کدام، در حد خود، با مهارت‌های زندگی آشنا می‌شوند. مادر دیرتر شکسته و ناتوان می‌شود و حوصله و وقت کافی برای خندیدن، گفت‌وگو و همراهی با همسر و بچه‌ها را دارد. این جا آرامش نسبی برقرار است و تنش‌ و کشمکش کم‌تر رخ می‌دهد. در چنین فضایی، اعضای خانواده ناچار نیستند به شکل‌های مختلف خود را شاد و خوب و خوشنود جلوه دهند، زمان‌هایی که چنین نیستند و زمانی که شاید حتی از درون فروپاشیده‌اند.این جا زن می‌اندیشد، رشد می‌کند و ذهنش از قرمه‌سبزی پرسرخ و پرروغن و سیاهرنگ، به نشانه کدبانوگری، فراتر می‌رود و حصارها را می‌شکند. زندگی او به انواع کلاس فرزندان گره نمی‌خورد و به آب و آتش نمی‌زند که آنان چنین شوند و چنان؛ این جا زن پابه‌پای همسر و بچه‌ها قد می‌کشد و با همه دشواری‌ها و موانع، آن‌ها را نیز با خود همراه می‌کند، برای زیستنی شایسته‌تر.در خانه‌ای که مادر و پدر اهل اندیشه و منطق و نیز همراه و پشتیبان یکدیگر باشند، آداب بیهوده و دست‌وپاگیر و آسیب‌زننده جای خود را به رشد و بالندگی مادی و معنوی می‌دهند، زندگی‌ کلیشه‌ای بی‌معنا می‌شود و «شیوه‌های سالم»، «میانه‌روی» و «خلاقیت» شالوده زندگی و ارتباط درون و برون‌ خانواده را می‌سازند. همچنین، پدر و مادر بحران‌ها را مدیریت می‌کنند و مستقیم و غیرمستقیم برخورد درست با مسائل گوناگون را به فرزندان می‌آموزند.فراتر از این‌ها، در چنین خانواده‌هایی، به جای سال‌ها زندگی پررنج با اختلال‌های ریز و درشت روان و رفتار، «درست و به‌موقع» از مشاوران، روانشناسان و روانپزشکان «شایسته» کمک گرفته می‌شود؛ و رفتن نزد روانکاو و روان‌درمانگر و مانند آن هیچ اشکالی ندارد. در نهایت، در جامعه‌ای متشکل از این خانواده‌ها، این گونه علوم جایگاهی ویژه و تعیین‌کننده می‌یابند، به‌مرور از نقایص علمی و عملی‌شان کاسته می‌شود و هرچه بیش‌تر در پرورش انسان‌های سالم مؤثر خواهند بود.رسیدن به این مراحل شاید آرمان‌گرایانه به نظر برسد، امکان‌پذیر است؛ کافی است بخواهیم و نگاه و اندیشه‌مان را به افقی دیگرگون متمرکز کنیم. نگوییم که زندگی همین است و همواره چنین بوده؛ تغییر را بخواهیم و باور کنیم. همه این‌ها، البته، تمرین می‌خواهد و زمان، فرهنگسازی می‌خواهد و صبوری، همت می‌خواهد و همدلی؛ و پیش از همه، آگاهی می‌خواهد و آگاهی و آگاهی....آری، پیش‌نیاز زن، همسر و مادر خوب‌بودن «آگاهی» است؛ به همین قیاس، پیش‌نیاز آزادی هم آگاهی است؛ امروز من می‌گویم: «زن، زندگی، آگاهی»؛ و در یک گام جلوتر، چه خوب که بگوییم: «انسان، زندگی، آگاهی».حال با نگاهی به شعر جناب سعدی که گفته‌اند: زنِ خوبِ فرمانبر پارسا/ کند مرد درویش را پادشا...، شعرگونه‌ای را که سال‌ها پیش گفته‌ام، بار دیگر و با یک بیت اضافه، تقدیم می‌کنم:زنِ رامِ فرمانبرِ بی‌صدادهد زندگی را به باد فنازنِ مقتدر، باشهامت، رهابُوَد ناجی و زنده‌دل، رهنماچو آگاه باشند مردان و هم بانوانرَوَد هر سیاهی، هر چه شب از جهانخردادماه ۱۴۰۲🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃 اینستاگرام نگارنده: @naziabedi2🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃</description>
                <category>نازی عابدی/ Nazi Abedi</category>
                <author>نازی عابدی/ Nazi Abedi</author>
                <pubDate>Tue, 13 Feb 2024 10:03:33 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>