<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های نگار</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@negar.adhmi93</link>
        <description>نگار هستم، باور دارم هر تجربه‌ای، حتی تلخ‌ترینش، ارزشی داره وقتی با دیگران به اشتراک گذاشته بشه.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-06 19:21:14</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1482358/avatar/uOYcJ1.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>نگار</title>
            <link>https://virgool.io/@negar.adhmi93</link>
        </image>

                    <item>
                <title>ما اینجا به باخت هامون می خندیم</title>
                <link>https://virgool.io/@negar.adhmi93/%D9%85%D8%A7-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AC%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%AE%D8%AA-%D9%87%D8%A7%D9%85%D9%88%D9%86-%D9%85%DB%8C-%D8%AE%D9%86%D8%AF%DB%8C%D9%85-ckgn5fbutp10</link>
                <description>تو همه اپیزودها بهزاد از مهموناش یه سؤال تکراری می‌پرسه:«به نظرت تو این قسمت از زندگیت باختی؟»و تقریباً همه یه جواب مشابه می‌دن:«آره، باختیم… بد هم باختیم.اما همین باخت برامون یه درس بزرگ داشت — اینکه زندگی ادامه داره، و گاهی باید ببازی تا برنده بشی.»بالاخره یه روزی میرسه که ما هم می بریم این یه پادکست معمولی نیست.پادکست «رختکن بازنده‌ها» روایتگر داستان آدم‌هایی‌ست که باخت‌های بزرگی رو تجربه کردن و حالا دارن از اون روزها برامون حرف می‌زنن.میزبان پادکست بهزاد عمرانی و تهیه‌کننده‌اش سیاوش صفاریان‌پور هستن. یکی از نکات جذاب این پادکست خودِ بهزاد عمرانیه — با حرف‌ها و گفت‌وگوهای بین داستان کاری می‌کنه که تو هم ناخودآگاه درگیر روایت‌ها بشی، با مهمون‌ها هم‌دردی کنی و زیر لب بگی: «آخی... این واقعاً باخته!»اینجا خبری از دنیای گل‌وبلبل و لحظات گوگولی نیست. قراره با آدم‌هایی روبه‌رو بشیم که رنج کشیدن، شکست خوردن، اما در نهایت، جرأت پیدا کردن از سختی‌هاشون بگن. و همین شجاعتشونه که تحسین‌برانگیزشون می‌کنه.در کنار بهزاد و سیاوش، جهانیار قربانی و مژدگانی هم حضور دارن و هرکدوم نقش خاص خودشون رو دارن.پادکست با صدای مژدگانی شروع میشه — صدایی که حتی غم رو هم بامزه و دلنشین می‌کنه. جهانیار قربانی هم با روایت‌هایی موازی، ما رو با بازنده‌های دیگه‌ای آشنا می‌کنه که هرکدومشون حرفی برای گفتن دارن.رختکن بازنده‌ها مخصوص آدم‌های محکمه. چون احتمالاً موقع شنیدنش اشکتون درمیاد.این پادکست ترکیبی از خنده و گریه‌ست — یه تجربه شنیداری که تا آخرش نگهت می‌داره و با موزیک‌های بین داستان‌ها، حوصلت رو سر نمی‌بره.بازنده ها قهرمانن! اگه مثل من به داستان آدم‌ها علاقه داری و دوست داری از تجربه‌ی بقیه بشنوی و یاد بگیری — یا حتی طرفدار بهزاد عمرانی هستی — باید بدونی که بهزاد عمرانی فقط یه خواننده نیست، یه سبک زندگیه.اون حتی تو آهنگ‌هاش هم از بدبختی و شکست آدم‌ها حرف می‌زنه، از اون لحظه‌هایی که همه‌چی سخت می‌شه اما هنوز امیدی هست.پادکست رختکن بازنده‌ها دقیقاً همینه: پر از داستان، پر از تجربه و پر از زندگی.وقتی شروعش می‌کنی، نمی‌فهمی یه ساعت چطور می‌گذره. غرق می‌شی تو روایت آدم‌هایی که باختن، و ناخودآگاه خودت رو باهاشون مقایسه می‌کنی و می‌گی:«منم چقدر باختم...»لازمه بگم از خنده های مژدگانیم میخندی و آرزو میکنی کاش یه روز با این دختر هم صحبت شی... خلاصه اگر برای گوش ها ارزش قائلی، پیشنهاد من به تو پادکست رختکن بازنده ها با میزبانی بهزاد عمرانی و تهیه کنندگی سیاوش صفاریان پوره </description>
                <category>نگار</category>
                <author>نگار</author>
                <pubDate>Wed, 29 Oct 2025 13:09:28 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>برای دوری از حواس‌پرتی موقع کار کردن چیکار کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@negar.adhmi93/%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%AD%D9%88%D8%A7%D8%B3-%D9%BE%D8%B1%D8%AA%DB%8C-%D9%85%D9%88%D9%82%D8%B9-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86-%DA%86%DB%8C%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-th2zsjxasxtv</link>
                <description>اگر فریلنسر باشید، امکان این را دارید که در هر جایی مشغول به کار شوید. اما چه در خانه باشید و چه در فضای خارجی باید مطمئن شوید که هنگام انجام کار تمرکز خود را از دست نمی‌دهید و مشکلی با حواس‌پرتی ندارید.آیا شما هم فریلنسر هستید ولی تمرکز کردن برایتان سخت است و نمی‌دانید چگونه آن را حفظ کنید؟ در ادامه همراه من باشید تا نکاتی رو بهتون بگم تا از حواس‌پرتی خلاص شوید.انتخاب محل کاردر مورد جایی که می‌خواهید کار کنید، حتما فکر کنید. جایی را باید برای کار کردن انتخاب کنید که شرایط لازم را برای کار کردن داشته باشد.فضای کاری شما باید:نور خوبی داشته باشد که هنگام کار کردن چشم‌هایتان را خسته نکند. باید جایی را انتخاب کنید که در آن راحت باشید. به عنوان مثال: فضای کافی، تهویه مناسب که نه خیلی گرم باشد نه خیلی سرد تا ذهن شما را درگیر نکند.توجه داشته باشید که فضایی که در آن مشغول هستید، اینترنت خوبی داشته باشد تا روی کار شما تاثیری نگذارد.فضایی را انتخاب کنید که در آن رفت و آمد زیادی وجود نداشته باشد. برای مثال اگر در کافه مشغول به کار هستید، سعی کنید فضایی را انتخاب کنید که نزدیک به خیابان و پیاده‌‌روهای پر رفت و آمد نباشد.فضایی که برای کار کردن انتخاب می کنید بسیار مهم استاگر می‌خواهید در خانه کار کنید، سعی کنید زندگی کاری خود و شخصی خود را از هم جدا کنید. اگر امکانش را دارید، یک فضای اختصاصی در خانه را به کار کردن اختصاص دهید.در نظر گرفتن افرادهمیشه این امکان وجود ندارد که شما کاملا یک فضا را برای کار کردن به خود اختصاص دهید. اما افرادی که با آن‌‌ها زندگی یا کار می‌کنید، معمولا افراد منطقی‌ای هستند. اگر ساعات کاری خود را به افراد مورد نظرتان بدهید، می‌توانید فضای مورد نیاز خود را بدست آورید.در عین حال اگر در مکان‌های عمومی مانند کافه یا فضاهای اشتراکی کار می‌کنید، از هدفون استفاده کنید. با گوش دادن موزیک،‌ پادکست یا موسیقی‌‌های بی‌کلام از شنیدن صداهای مزاحم اطراف جلوگیری کنید. احتمالا انجام این کار باعث می‌شود، افراد متوجه شوند که مشغول کار کردن هستید و دیگر مزاحم شما نمی‌شوند.مرتب نگه‌داشتن فضای کارینکته‌ای که همیشه باید آن را رعایت کنید، مرتب نگه داشتن و سازماندهی فضای کاریتان است. در هر کجا که مشغول هستید، زمانی را اختصاص دهید تا امکانات و شرایط محیط را بررسی کنید. اگر چیزی هم کم بود، قبل از کار کردن آن را تهیه کنید، به عنوان مثال: یک لیوان آب، دفترچه یادداشت، خودکار، لپ تاپ و از این قبیل.این کار باعث می‌شود که رشته افکار شما به دلیل بلند شدن و آوردن وسیله‌ای پاره نشود. بلند شدن شما در نیمه کار باعث می‌شود که تمرکزتان به‌ هم بخورد و تمرکز دوباره سخت شود. همیشه تلاش کنید که فضای کاری خود را تمیز و مرتب نگه دارید تا بعد از ترک و برگشت دوباره به محل کار، بدانید که وسیله‌هایتان در کجا قرار دارند.دور نگه داشتن ابزار دیجیتالیاینترنت و دستگاه‌های دیجیتالی دنیایی از حواس‌پرتی برای فریلنسرها است. برای حفظ تمرکز خود، دوری از دستگاه‌‌های دیجیتالی مانند تلفن همراه و رعایت برخی نکات گفته شده لازم است.اعلان‌های تلفن همراه خود را بی‌صدا و کنید در زمان‌‌های تعیین شده ( مثلا هر ۹۰ دقیقه) آن را چک کنید. حتی اگر در خانه کار می‌کنید، پیشنهاد ما این است که گوشی خود را در اتاق دیگری بگذارید. دستگاه‌‌هایی مانند تلوزیون، رادیو و … را که شاید حواس شما را پرت کند، خاموش کنید. با رعایت نکته‌‌های گفته شده، اطمینان پیدا خواهید کرد که تمرکز خود را از دست نخواهید داد.برنامه‌ریزی داشته باشیدداشتن یک برنامه مناسب، باعث کاهش حواس‌پرتی شما در هنگام کار کردن می‌شود. از یک تقویم آنلاین استفاده کنید تا به شما کمک کند حتی در شلوغ‌ترین روزهای کاریتان به برنامه‌‌های خود پایبند باشید.برنامه ریزی همیشه به شما کمک میکنه بدونید در طول روز باید چه کاری انجام دهیداطمینان پیدا کنید که کارهای خود را اولویت‌بندی کرده‌اید تا مشکلی پیش نیاید. در برنامه خود اهداف را به هدف‌های کوچک‌تر تقسیم کنید، زیرا باعث می‌شود با رسیدن به آن‌ها، انگیزه بیشتری برای کار پیدا کنید.برای استراحت برنامه‌ریزی داشته باشید تا حین کار سرحال باقی بمونید. استراحت بین کارها نیاز است. خستگی باعث می‌شود کار به شکل فرسایشی پیش‌رود. استراحت میان کار را جدی بگیرید و برای آن حتما برنامه‌ ریزی داشته باشید.کلام آخرتمرکز کردن برای همه کار آسانی نیست ولی با رعایت نکاتی ساده می‌توان تمرکز لازم را برای انجام کار داشت. در این مقاله برای شما مواردی را نوشتیم که با رعایت آن، تمرکز لازم را خواهید داشت و دیگه حواستون کم‌تر پرت می‌شه!مخلص شما نگارا حامی حقوق کتاب‌ها!</description>
                <category>نگار</category>
                <author>نگار</author>
                <pubDate>Sun, 15 Jan 2023 20:52:18 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقد کتاب مغازه خودکشی- رمانی تیره و تاریک که عاشقش می‌شوید</title>
                <link>https://virgool.io/@negar.adhmi93/%D9%86%D9%82%D8%AF-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%BA%D8%A7%D8%B2%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%B4%DB%8C-%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AA%DB%8C%D8%B1%D9%87-%D9%88-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%DA%A9-%DA%A9%D9%87-%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82%D8%B4-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%DB%8C%D8%AF-kgvpwfg8ky8v</link>
                <description>قبل از شروع، به شما پیشنهاد می‌کنم اگر پایان‌بندی تاریک را دوست دارید، در اولین فرصت این کتاب را مطالعه کنید اگر نه، سمت این کتاب نروید.کتاب مغازه خودکشی، طنزی تلخ است که مرگ را برای شما روایت می‌کند. کاراکتر‌هایی که نویسنده در این کتاب خلق کرده است، همگی صورتی ناراحت دارند و روزی نیست که به فکر خودکشی نباشند.کتاب مغازه خودکشی داستانی است درباره مردن. مردن افرادی که دیگر امیدی برای زندگی ندارند و می‌خواهند به زندگی خود پایان دهند.نوع نگاه نویسنده در نوشتن داستان کتاب مغازه خودشی بسیار متفاوت است و خواننده را به سمت خود می‌کشد.حال اگر می‌خواهید با داستان این کتاب بیشتر آشنا شوید در ادامه این مطلب همراه من باشید.داستان کتاب چیست؟این رمان سیاه، درباره خانواده تواچ و کسب کار منحصر‌به‌فرد آن‌هاست. این خانواده در مغازه خود شعاری دارند با این موضوع: آیا در زندگی شکست خورده‌اید؟ لااقل در مرگتان موفق باشید.در این مغازه وسایلی فروخته می‌شود که به افرادی که می‌‌خواهند مرگ آسانی داشته باشند، کمک کنند.خدماتی که این خانواده به مشتریان خود ارائه می‌دهد، بسیار ترسناک است. ممکن در اواسط کتاب از خود بپرسید چقدر همه چیز این‌ جا غم‌زده و ناراحت‌کننده است.زمان و مکان داستان مشخص نیست. اما چیزی که در کتاب به خوبی نمایان است این که ناامیدی و غم بسیار فراگیر شده است و مردم دیگر دلیلی برای زنده ماندن ندارند.آمار خودکشی در این شهر بسیار بالاست و در این میان مغازه خودکشی هم به خود افتخار می‌کند که به افراد در خودکشی‌هایشان کمک می‌کند.کتاب مغازه خودکشی فانتزی سیاه و تکان دهنده استداستان جایی جالب می‌شود که خانواده صاحب یک فرزند پسر می‌شوند و اسم پسر را آلن می‌گذارند. آلن برعکس همه آدم‌هایی است که ما در کتاب مغازه خودکشی دیده‌ایم. او خوشحال است! آلن لبخند می‌زند و و کمک به دیگران را دوست دارد.او علاقه‌ای به خودکشی ندارد و قوانین مغازه را رعایت نمی‌کند و همین باعث خشم خانواده‌اش شده است. رفتار‌های آلن در داستان باعث تغییرات اساسی در خانواده و شهرشان می‌شود...برشی از کتابزندگی همینه که هست. اگه سخت بگیری، اونم به‌ت سخت می‌گذرونه. این ماییم که به‌ش ارزش می‌دیم. با همه‌ی کمبودهایی که این دنیا داره، زیبایی‌های خودش رو هم داره. نباید از زندگی زیاد انتظار داشته باشیم. نمی‌شه باهاش جنگید! بهتر اینه که نیمه‌ی پر لیوان رو ببینیم.نام اعضای خانواده تواچ هر کدام یادآور افراد سرشناسی است که خودکشی کرده‌اند که در پانویس کتاب توضیح آن آمده است.درمورد نویسندهژان تولی کاریکاتوریست، فیلم‌نامه‌نویس و رمان‌نویس فرانسوی متولد 26 فوریه 1953 است. ژان تولی علاوه‌بر تصویر‌سازی و فیلم‌سازی، کتاب‌های موفقی نوشته است. او همچنین موفق به دریافت جایزه‌های ادبی زیادی شده است.این نویسنده برای اولین بار توسط احسان کرم ویسی با رمان مغازه خودکشی به فارسی زبانان شناسانده شد. او مغازه خودکشی را در سال 2006 نوشت و در سال 2012 انیمیشن آن را ساختند.ژان تولی- نویسنده فرانسویمن به شما پیشنهاد می‌کنم ابتدا کتاب را بخوانید و بعد انیمیشن آن را نگاه کنید. انیمیشن مغازه خودکشی را می‌توانید از سایت فیلم تو سریال دانلود کنید.امید همه جا هست حتی اگر کسی خواهانش نباشددر حالی که همه چی در حال فروپاشی است، فردی پیدا می‌شود که سعی می‌کند امید را در وجود همه روشن کند. مانند شمعی که سال‌هاست خاموش شده است و یک نفر با کبریت از راه می‌رسد.از قسمت‌های جالب کتاب که در آن خانواده تواچ با پیشنهاد دادن آن برای کار خوب بازار گرمی می‌کنند، دیدن اخبار تلویزیون است. اخباری که 99 درصد آن شامل خبرهای بد و تاریک است.در مقابل همه سیاهی‌ها، آلن نوری در تاریکی است. خانم و آقای تواچ از دست لبخندها و خوش‌بینی‌های آلن به تنگ آمده‌اند و حتی از چیز‌های بد، ظاهری خوب و زیبا در می‌آورد.سخن پایانیکتاب مغازه خودکشی پایانی تکان‌دهنده دارد و مخاطب را سرجای خود میخکوب می‌کند. می‌توان گفت ننویسنده مخاطب را تا اتنتها خوشحال نگه می‌دارد و سپس تیر آخر را به سمتشان پرتاب می‌کند.اگر به رمان‌های سیاه و فانتزی علاقه دارید این کتاب را به شما علاقه‌مندان پیشنهاد می‌کنم. اگر این کتاب را خواندید نظر شما راجع به داستان چی بوده است؟امیدوارم از نقد این کتاب لذت برده باشید. ارادتمند شما نگار حامی حقوق کتاب‌ها</description>
                <category>نگار</category>
                <author>نگار</author>
                <pubDate>Fri, 22 Jul 2022 12:00:38 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقد کتاب کاش وقتی 20 ساله بودم‌ می‌دانستم</title>
                <link>https://virgool.io/ketabaz/%D9%86%D9%82%D8%AF-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D8%A7%D8%B4-%D9%88%D9%82%D8%AA%DB%8C-20-%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%85-%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%AA%D9%85-xc9rbs3puqlj</link>
                <description>تا حالا به این فکر کرده‌ کاش در 20 سالگی کسی شما را راهنمایی می‌کرد؟ خیلی از ما ها حتی تا سن 40 سالگی هم مسیرمان را مشخص نکرده‌ایم. از تغییر کردن ترسیده‌ایم و هیچ وقت پا در مسیر مورد علاقه خود نگذاشته‌ایم.همیشه مواجه شدن با انتخاب‌های بزرگ تا وقتی کسی نیست تا ما را راهنمایی کند بسیار ترسناک به نظر می‌رسد.کتابی که در این مطلب مورد بررسی قرار داده‌ایم، کتاب کاش وقتی 20 ساله بودم می‌دانستم نوشته تینا سیلیگ است. تینا سیلیگ استاد دانشگاه استنفورد، دانشجو‌های خود را هنگامی که از محیط آکادمیک به محیط حرفه‌ای منتقل می‌شوند و شرایط سختی را تجربه می‌کنند، راهنمایی می‌کند.امتیاز این کتاب در گودریدز 4 از 5 و در آمازون 4.5 از 5 است.در ادامه همراه من باشید تا نگاهی کوتاه به این کتاب آموزنده بی‌اندازیم.نویسنده این کتاب کیست؟تینا سیلینگ (Tina Seelig) نویسنده، کارآفرین و استاد دانشگاه استنفورد است. او در دانشکده علوم مدیریت و مهندسی، دیزاین و خلاقیت را تدریس می‌کند.درس‌هایی که او تدریس می‌کند بیشتر در مورد خلاقیت و نوآوری هستند. او در مورد تمرین‌هایی که در مورد خلاقیت و نوآوری به دانشجو‌هایش می‌دهد، صحبت کرده است.زندگی افراد موفق مملو از شکست ها، نامردی ها و فراز و نشیب هاست.تینا سیلیگ دارای مدرک دکترای عصب شناسی از دانشگاه معروف استنفورد است و امروزه او را به عنوان مدیر و کارآفرینی موفق می‌شناسند.تینا سیلیگ کتاب‌های زیادی نوشته است. کتاب کاش وقتی 20 ساله بودم می‌دانستم از این کارآفرین موفق بسیار فروش کرد و او را به شهرت رساند.ایشون تینا سیلیگ نویسنده این کتاب موفقهاو در مورد این کتاب نوشته است:« تمام ماجراهایی که در این کتاب به آن‌ها اشاره کرده‌ام در دانشگاه استنفورد اتفاق افتاده است.»نویسنده در کتاب از چی صحبت می‌کند؟تینا سیلیگ در این کتاب در مورد کارآفرینی، خلاقیت، نوآوری و موفقیت در کسب و کار صحبت می‌کند.در مورد موفقیت‌ شرکت‌های مثل گوگل، مایکروسافت، والمارت و... نوشته است و گفته است چگونه چنین شرکت‌های بزرگی به موفقیت‌های اکنونشان رسیده‌اند.نویسنده از خاطراتی که با دوست و همکارانش داشته است نوشته است. افرادی که برای رسیدن به موفقیت تلاش بسیاری کرده‌اند.نقطه اشتراک همه این افراد این است که در مسیر موفقیت، به اتفاقات و مشکلات خود جور دیگری نگاه کرده‌اند.همان‌گونه که نویسنده نیز در مقدمه کتاب می‌گوید هدف این کتاب این است که عینکی را در اختیارتان قرار دهد تا از پشت آن به مسائلی که هر روز دامن‌گیرتان می‌شود به گونه‌‌ای عمیق‌تر نگاه کنید.این کتاب به شما یاد می‌دهد که چگونه موقعیت‌های خود را به فرصت تبدیل کنید. فرصت‌هایی که در ذهنتان هم تصورش را نمی‌کردید.تینا سیلیگ در این کتاب همه قوانینی که در گذشته وجود داشته است را در سطل آشغالی می‌ریزد و با ارائه قوانین جدید پا به دنیای جدیدی می‌گذارد.اگر شما هم می‌خواهید وارد دنیایی شوید که قوانین تازه‌ای دارند، خواندن این کتاب را به شما توصیه می‌کنیم.این کتاب دل 2009 به چاپ رسیده است.تینا سیلیگ این کتاب را در 9 فصل نوشته است:‌· فصل اول: یکی بخر دو تا ببر· فصل دوم: سیرک وارونه· فصل سوم:‌ از چاقی بمیرید یا در قطب جنوب مایو بپوشید· فصل چهارم: لطفا کیف پولتان را بیرون آورید· فصل پنجم: چاشنی اسرار آمیز دره سیلیکون· فصل ششم: مهندسی فقط برای دختران است· فصل هفتم: لیموناد را به هلی کوپتر تبدیل کنید· فصل هشتم: از اعتبار و نیکی نامتان مراقبت کنید· فصل نهم: استاد، آیا این سوال در امتحان می‌آیداز کدام انتشاراتی این کتاب را بخرم؟این کتاب را سه انتشاراتی ترجمه و به چاپ رسانده‌اند.کتاب کاش وقتی 20 ساله بودم می‌دانستم از نشر ملیکان با ترجمه مینا صفریکتاب کاش وقتی 20 ساله بودم می‌دانستم از نشر هامون با ترجمه محمدرضا آل یاسینکتاب کاش وقتی 20 ساله بودم می‌دانستم از نشر آرایان ترجمه مرجان ایزدیهمه رو می‌تونید از سایت ایران کتاب بخرید. :)سخن پایانی این کتاب انگیزه کافی برای داشتن خلاقیت رو به شما می‌ده. امیدوارم از این مطلب خوشتون اومده باشه.شمام این کتاب رو خوندید؟ نظرتون چی بوده؟ ارادتمند نگار هستم حامی حقوق کتاب‌ها</description>
                <category>نگار</category>
                <author>نگار</author>
                <pubDate>Fri, 24 Jun 2022 16:07:29 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یه هیولا باش! نقد انیمیشن هتل ترانسیلوانیا 4</title>
                <link>https://virgool.io/@negar.adhmi93/%DB%8C%D9%87-%D9%87%DB%8C%D9%88%D9%84%D8%A7-%D8%A8%D8%A7%D8%B4-%D9%86%D9%82%D8%AF-%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%86-%D9%87%D8%AA%D9%84-%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B3%DB%8C%D9%84%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7-4-fwd7fwjqzkwr</link>
                <description>شمام اگه مثل من طرفدار موجوداتی مثل دراکولاها، مومیایی ها، گرگینه ها و... بهتون پیشنهاد می کنم پای این انیمیشن جذاب بشینید. البته این قسمت 4  از سری قسمت های انیمیشن هتل ترانسیلوانیاست و نسبت به قسمت های قبلیش داستان جذاب تری نداره اما کوتاه و بامزست و با دوبله که ببینی بیشتر دوسش خواهی داشت! بریم سراغ خلاصه و نقد کوچولویی از این انیمیشن ...صحنه‌ای از انیمیشنانیمیشن هتل ترانسیلوانیا ۴ (Hotel Transylvania: Transformania)داستان از کجا شروع می‌شود؟داستان از جایی شروع می شود که دراک همراه دخترش میویس وقت می گذراند تا زمان ما را به وقتی می برد که جشن 125 امین سالگرد هتل است و جاناتان همسر انسان میویس برنامه هایی در سر دارد ولی دراک موافق نیست و مثل همیشه منتظر خرابکاری است و میویس تلاش می کند به او بگوید جاناتان را را قبول کن و او را همین جور دوست داشته باش.به صورت کلی:هتل ترانسیلوانیا ۴ داستان ساده‌ای دارد که به تلاش جاناتان برای پذیرش کامل در خانواده می‌پردازد. دراکولا که می‌خواهد زندگی خود را با اریکا ون هلسینگ شریک شود، باید دیگر از هتل خاص دل بکند و آن را به میویس بسپارد. اما چون سپردن هتل به میویس هم‌معنی با سپردن آن به میویس و جاناتان است، دراکولا با احساس منفی نسبت به سهل‌انگاری‌ها و برخی از اشتباهات جاناتان از پس انجام این کار برنمی‌آید. ادامه‌ی ماجرا هم قصه‌ای نیست جز تلاش خنده‌آور جاناتان برای تبدیل شدن به هیولا با هدف جلب توجه دراکولا.جاناتان ودراکهتل ترانسیلوانیا: ترانسفورمانیا یک فیلم کمدی انیمیشن رایانه‌ای آمریکایی محصول سال 2022 است که توسط Sony Pictures Animation تولید و توسط استودیو آمازون منتشر شده است.افراد مطرحی در دوبله این اثر نقش داشتند:در این انیمیشین به غیر از سندلر و کوین جیمز که صداپیشگی فرانکنشتاین را بر عهده داشتند، سایرین نقش‌های خود را تکرار کرده‌اند از جمله اندی سامبرگ (جانی)، سلنا گومز (ماویس)، کاترین هان (اریکا)، جیم گافیگان (ون هلسینگ)، استیو بوشمی (وین، گرگینه)، مولی شانون (واندا، همچنین گرگینه و همسر وین) و دیوید اسپید (گریفین). برایان هال برای دراکولا و براد آبرل صداپیشگی فرانکشتاین را بر عهده می‌گیرند.در قسمت های قبل آدام سندلر در نقش دراک و کوین جیمز در نقش فرانکشتاین بود که متاسفانه با تصمیم زشت کارگردان از انیمیشن کنار گذاشته شدند.امتیاز imdb این انیمیشن از 10 نمره 6/1 رو گرفته و rotten tomatoes از 100 درصد نمره 53 درصد رو گرفته ! امیدوارم از دیدن این انیمیشن لذت ببرید. خبر خوب اینه که اگه مثل من انیمیشن رو دوبله می بینید سورن اونو دوبله کرده و یکی از بهترین دوبله های سورن از هتل ترانسیلوانیاست! قسمت های قبلی رو حتما با دوبله سورن و بدون سانسور ببینید.نظر شما راجع به این انیمیشن چی بود؟ارادتمند شما نگار حامی حقوق کتاب ها</description>
                <category>نگار</category>
                <author>نگار</author>
                <pubDate>Fri, 04 Feb 2022 11:34:35 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>900 سال زندگی کن! نقد کتاب توقف زمان</title>
                <link>https://virgool.io/@negar.adhmi93/900-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%DA%A9%D9%86-%D9%86%D9%82%D8%AF-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AA%D9%88%D9%82%D9%81-%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-no1676fb45tw</link>
                <description>این سری می‌ریم سراغ یکی دیگه از شاهکار‌های موفق مت هیگ! مت هیگ نویسنده فوق‌العاده‌ایه و نمی‌شه ازش چشم‌پوشی کرد و هنوز خیلی‌ها هستن که آشنایی با این نویسنده ندارن!تا حالا دلتون خواسته زمان پیر شدنتون کند بشه و بیشتر از 500 سال عمرکنید؟اگه جوابتون به این سوال بله است پس حتما باید خوندن این کتاب رو شروع کنید و با داستان همراه بشید تا ببینید برای مرد داستان چه اتفاق هایی رقم می‌خورد... درباره کتاب توقف زمانکتاب توقف زمان داستانی فانتزی از زندگی مردی است که قرن‌ها زندگی کرده است. همین حالا که او را ببینید به نظرتان می‌رسد که با مردی چهل‌ویک‌ساله حرف می‌زنید. اما کسی که پیش روی شماست سنش آنقدر قد می‌دهد که در یکی از اجراهای با شکسپیر روی صحنه رفته است. بهرحال او با توقف زمان زندگی عجیبی دارد. هرچند خودش از چنین وضعیتی خسته شده است و دلش یک زندگی عادی می‌خواهد. او به انگلیس می‌رود و تصمیم می‌گیرد معلم تاریخ باشد. اما دیدن زنی همه‌چیز را بهم می‌ریزد....آلباتروس ها حق ندارند عاشق شن!کتاب روایتگر داستان جامعه آلباتروس‌هاست! جامعه ای که باید خودشان را از مردم پنهان کنند، عاشق نشن و از خودشون محافظت کنند.عمر کسانی که جز این جامعه هستند با ۱۳ سال عمر یک فرد معمولی برابری می‌کند یعنی هر ۱۳ سال آن‌ها برابر با 1 یک انسان معمولیه :)جامعه‌ی آلباتروس که از افرادی مانند او محافظت می‌کند قانونی برایشان وضع کرده است: عاشق شدن ممنوع!کتاب توقف زمان اثر مت هیگ ترجمه محمد غفوری از نشر شمشاد است و این کتاب در سال 2017 وارد بازار شده و از پرفروش ترین کتاب‌های ساندی تایم است.گزیده‌هایی از این کتابگفت: “بوسه مثل موسیقیه. زمان رو متوقف می کنه. یک زمانی با کسی رابطه ای داشتم. توی فصل تابستون. توی باغ میوه کار می کرد. همدیگه رو بوسیدیم اما هیچوقت واقعا احساسی نسبت بهش نداشتم. میگن اگه نسبت به کسی حسی داشته باشی، یک بوسه کوچیک می تونه عقربه های ساعت رو متوقف کنه. به نظرت چنین اتفاقی ممکنه؟”هندریچ به من گفت: اولین قانون اینه عاشق نشی. قوانین دیگه ای هم وجود داره اما اصلی ترین قانونه. عاشق شدن ممنوعه.عاشق موندن ممنوعه. رویا پردازی در مورد عشق هم ممنوعه.اگر به این قانون پایبند بمونی مشکلی برات پیش نمیاد.متوجهی چی می گم؟خودت رو به دیگران وابسته نکن و سعی کم تا حد ممکن هیچ احساسی نسبت به افرادی که ملاقاتشون میکنی نداشته باشی چون در غیر این صورت آروم آروم عقلتو از دست میدی...خبر رسیده که قراره از این کتاب قراره فیلمی با بازی بندیکت کامبربچ ساخته بشه اما هنوز تایید قطعی نشده...امیدوارم از این کتاب هم خوشتون اومده باشه و دوستش داشته باشید!اگه این کتابو خوندید حتما نظرتونو بهم بگید :&gt;کاش منم جز جامعه آلباتروس ها بودم..ارادتمند شما نگار حامی حقوق کتاب‌ها</description>
                <category>نگار</category>
                <author>نگار</author>
                <pubDate>Tue, 01 Feb 2022 12:47:53 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خانواده ای جادویی!نقد انیمیشن(افسون) Encanto</title>
                <link>https://virgool.io/Novira/%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D8%A7%D8%AF%D9%88%DB%8C%DB%8C%D9%86%D9%82%D8%AF-%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%81%D8%B3%D9%88%D9%86-encanto-zj6n2hg35nxs</link>
                <description>با من همراه باشید با نقد جدید‌ترین انیمیشن دیزنی :&gt;نمیدونم چقدر طرفدار انیمیشن هستید و دیزنی و پیکسار و کمپانی‌های انیمیشن سازی دیگر رو دنبال می‌کنید. من که یکی از طرفدارای پر و پا قرص انیمیشنم و از وقتی دختر کوچولو بودم هر انیمیشنی رو چند بار نگاه می‌کردم!بگذریم... بریم سراغ اصل مطلب که ساخته جدید کمپانی دیزنی یعنی انیمیشن انکانتو یا به فارسی افسون این انیمیشن 60 امین انیمیشن بلند ساخته والت دیزینه و در حال بیننده‌های زیادی رو به خودش جذب کرده و یکی دیگه از دلایل خوش ساخت بودن این انیمیشن کارگردان اونه! کارگردان این انیمیشن بایرون هاوارده که از آثار اون می‌تونیم به گیسوکمند و زوتوپیا اشاره کنیم.بایرون هاوارد-کارگردانداستان از کجا شروع میشه؟داستان این انیمیشن از جایی شروع می‌شود که دختری کوچک به نام میرابل باید قدرت جادویی خود را با باز کردن دری که خانه جادویی آن را به او می‌دهد بگیرد تا او هم مانند خانواده‌اش با قدرت جادویی‌اش به بقیه کمک کند.خانواده مادریگال داخل خانه جادویی زندگی می‌کنند و هر کدام از اعضای خانواده دارای قدرت جادویی هستند و هر بچه‌ای از این خانواده به سن مخصوصی برسد به او هم معجزه ای هدیه داده می‌شود.داستان انیمیشن رو بیشتر از این لو نمی دم تا کنجکاو بشید و بشینید پاش تا بفهمید اصلا این خانه جادویی از کجا آمده است! اما به صورت کلی بهتون بگم که داستان هول و محور دختری به نام میرابل می‌چرخد که در تلاش است مادر بزرگ خود را راضی نگه دارد ولی وسطای داستان متوجه می‌شود یک جای کار می‌لنگد و آستین بالا می‌زند تا خانواده خود را نجات دهد و سراغ دایی خود یعنی دایی برونو می‌رود که از خانواده رانده و دور شده است...خانواده مادریگالجذاب ترین قسمت این انیمیشن موزیکال بودنشه و جوری ساخته شده اند که باعث نمی‌شه حوصلتون سر بره یا دلتون بخواد زود تموم شه! آهنگ مورد علاقه من we do not talk about bruno عه :)می‌ریم سراغ محلی که این اتفاق‌ها افتاده! نمی‌دونم متوجه شدید یا نه اما جدیدا دیزنی سراغ سیاه پوستا رفته و برای ساختن انیمیشن‌هاش از محل‌ها و لوکیشن واقعی استفاده می‌کنه و این نشون می‌ده دیزنی و حتی پیکسار برای ساخت یه انیمیشن چقدر وقت می‌ذارن و راجع اجزای یک انیمیشن تحقیق می‌کنن!از بحث دور نشیم...خونه خانواده مادریگال در کوه‌های کلمبیا و در یک خانه‌ جادویی و در یک شهر پر جنب و جوش و در یک مکان شگفت‌انگیز و جذاب به‌نام انکانتو پنهان شده و زندگی می‌کنند.ممکن است شخصیت میرابل شما را یاد السا یا شخصیت انیمیشن شجاع یا همون brave بندازه! بخاطر شجاعت دختر مو قرمز یا مشکلات السا با جادو و خواهرش آنا! اما این بار ماجرا کمی متفاوت است...داستان شخصیت منفی نداره و کسی تلاش نمی‌کنه کسی رو شکست بده و میرابل تلاش می‌کنه خانواده رو دور هم نگه داره و ثابت کنه بدون جادو هم همه چی درست میشه و اون نیست که نحسه و باعث دردسر می‌شه!میرابل-شخصیت اصلی داستان من گله‌ای که از این انیمیشن دارم این است که فقط و فقط داخل یه خونه همه اتفاقا می‌افته و هیچ چیز بیرون از شهر رخ نمی‌ده و ماجراجویی که مخاطب رو به چالش نمی‌کشه! ولی خودمونیم کاش یه بار ته انیمیشنا نشه اون چیزی که حدس می‌زنیم ! :) اینقدر خوب و گوگولی و همه به خوبی خوشی زندگی می‌کنند! یکم از مارول یاد بگیرید زد تونی و همرو کشت!خلاصه میرابل هم شخصیتی جنگنده داره و شخصیت های انیمیشن به طور قشنگی سه بعدی ساخته شده و دوست داری تو دستت بگیریشون ...دیزنی با انیمیشناش مارو سوپرایز می‌کنه ... انیمیشن بعدی که منتظرشم بازلایتریه ...امیدوارم از این مطلب خوشتون اومده باشه و بهم بگید که این انیمیشن دیدید یا نه ؟ خوشتون اومده یا می‌گید دیزنی قبلانا بهتر بود؟ارادتمند شما نگار حامی حقوق کتابا</description>
                <category>نگار</category>
                <author>نگار</author>
                <pubDate>Sun, 30 Jan 2022 19:26:32 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اگه می‌تونستی مسیرتو عوض می‌کردی؟نقد کتاب کتابخانه نیمه شب</title>
                <link>https://virgool.io/@negar.adhmi93/%D8%A7%DA%AF%D9%87-%D9%85%DB%8C-%D8%AA%D9%88%D9%86%D8%B3%D8%AA%DB%8C-%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%B1%D8%AA%D9%88-%D8%B9%D9%88%D8%B6-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%DB%8C%D9%86%D9%82%D8%AF-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%86%DB%8C%D9%85%D9%87-%D8%B4%D8%A8-rtmtvzegwes1</link>
                <description>کتابخانه نیمه شب اثر فوق العاده مت هیگ، که با قلم روانش ما رو همراهی می‌کنه به دنیای دیگه‌ای که همیشه آرزوشو داریم!بین مرگ و زندگی کتابخانه ای وجود داره که هر کتاب انتخاب‌های مختلف ما آدما از زندگیامونه تو این کتابخونه کتابی به اسم حسرت‌ها وجود داره که وقتی بازش می‌کنی متوجه می‌شی چقدر زندگی می‌تونست بهتر باشه ولی تو با انتخاب‌هایی که کردی هر کودومشو تبدیل به حسرت کردی! به شخصه من برای کتاب حسرت‌ها ارزش زیادی قائل هستم :))آيا حاضری با کتاب حسرت‌های زندگیت روبه‌رو بشی؟اگه به شما یک فرصت دیگه برای زندگی کردن میدادند تصمیم های متفاوتی می گرفتید؟ انتخاب هاتونو تغییر میدادین؟ فرصت هر بار زندگی کردن با یکی از انتخاب‌های زندگیتون... فکرشو بکنید ...واقعا کتابخونه ای وجود داشت که کتاباش یکی از داستان‌های زندگیمونهکتابخانه نیمه‌شب-انتشارات کوله پشتی-مت هیگنورا دختر ۳۵ ساله تصمیمی می‌گیرد که فکر می‌کند اگر جلوتر از اینا این تصمیمو می‌گرفت حالش بهتر بود...کتابخانه نیمه شب کتابی متفاوت است که شما با خواندنش دلتون میخواد جای شخصیت اصلی داستان باشید و با خودتون فکر میکنید که شما اگر جای نورا بودید در شرایط سخت و درد آور زندگیتون چه تصمیم های متفاوتی می گرفتید؟بهترین و بدترین چیزی که می‌تواند در زندگی شما اتفاق بیفتد چیست؟ چه چیزی را می‌توانید تغییر دهید و چه چیزی را نمی‌توانید تغییر دهید؟بهترین راه برای زندگی چیست؟ سوالاتی به ظاهر ساده اما در واقع دشوار و عمیق؛ شخصیت اصلی داستان به دنبال جوابی برای تمامی این سوال هاست.کتاب کتابخانه نیمه‌شب اثر مت هیگ در سال 2020 منتشر شد. این اثر با ترجمه‌ی محمد صالح نورانی زاده از سوی انتشارات کتاب کوله‌پشتی در ایران به چاپ رسیده است. این داستان پس از انتشار به‌سرعت مورد توجه قرار گرفت و تحسین بسیاری از افراد را به دنبال داشت. این کتاب در سال 2020 نیز توانست برنده‌ی جایزه گودریدز از نگاه مخاطبان شود و به زبان‌های مختلف ترجمه شودمت هیگ متولد 3 ژوئیه 1975 داستان‌نویس و روزنامه‌نگار انگلیسی است. مت هیگ نویسنده و روزنامه نگاراو این اثر دوست‌داشتنی که به‌سرعت به فهرست پرفروش‌ترین کتاب‌های نیویورک‌تایمز راه یافته است را براساس این ایده به نگارش درآورده است:«هرگز اهمیت بزرگ چیزهای کوچک را دست کم نگیرید.» در بخشی از این کتاب می‌خوانیم:«ساعت‌ها گذشتند. نورا می‌خواست هدفی داشته باشد؛ چیزی که دلیلی برای بودنش باشد، اما هیچ چیز نداشت. حتی هدفی کوچک مثل تحویل گرفتن داروهای آقای بنرجی از داروخانه، اما همان را هم نداشت، چون دو روز پیش این کار را کرده بود.»کتابخانه نیمه شب شما را وارد دنیای موازی می‌کند و کاری می‌کند ساعت‌ها کتاب را زمین نگذارید و با کتاب وارد زندگی نورا سید شوید.اگر بخواهیم نگاه کلی به این کتاب داشته باشیم، توصیفی که که مت هیگ از کتابخانه داشته بسیار فوق العاده است و کاری می‌کند شما فکر کنید شما داخل کتابخانه همراه نورا هستید.اما نقطه ضعفی که این کتاب دارد شخصیت کودکانه نورا است. نورا شخصیتی لجباز و یک دنده دارد و اشتباهاتی که مرتکب شده است را به سختی قبول می‌کند. برای همین ممکن هست در جاهایی از کتاب حرصتان در بیایید!خلاصه من خوندن این کتابو برای هر عاشق کتابی توصیه می‌کنم و بهتره همین الان تو سایت سی بووک یا هر سایت کتابفروشی دیگه‌ای اونو سفارش بده :)))ارادتمند نگار هستم حامی حقوق کتاب‌ها </description>
                <category>نگار</category>
                <author>نگار</author>
                <pubDate>Sat, 29 Jan 2022 20:25:35 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>