<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های negareshenik</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@negareshenikir</link>
        <description>محمد باقرپور هستم، مدیر سایت نگرش نیک، با جدیدترین مطالب از جول اوستین همراه شما هستم.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 13:29:46</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/212294/avatar/avatar.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>negareshenik</title>
            <link>https://virgool.io/@negareshenikir</link>
        </image>

                    <item>
                <title>قانون جذب [جو ویتالی] برگرفته از کتاب راز</title>
                <link>https://virgool.io/@negareshenikir/%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86-%D8%AC%D8%B0%D8%A8-%D8%AC%D9%88-%D9%88%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%84%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B1%D8%A7%D8%B2-smqwofvv1mx2</link>
                <description>هر چیز، هم جنس خود را جذب می کندافکار، علائمی مغناطیسی را به دنیای خارج ما می فرستد و همین سبب می شود نظیر خودشان را به سمت ما جذب کنند.افکار خاصیت جذب کنندگی دارند و هر کدام فرکانس خاصی دارند. وقتی شما فکر می کند، افکارتان به سمت جهان هستی به حرکت در می آیند و چیزهایی را که جنس و فرکانس شان با افکار شما هم خوانی دارد را به سوی خود جذب می نماید.این نکته هم را هم بدانیم که هر چه از بیرون به کائنات فرستاده می شود، عاقبت به منبع خود باز خواهد گشت که در اینجا این منبع، خود شما هستید.بیایید از زاویه دیگری به این موضوع نگاه کنیم:می دانیم که برج مخابراتی یک ایستگاه تلویزیونی امواج را به شکل یک سری فرکانس منتشر می کند و این امواج در تلویزیون شما به تصاویر تبدیل می گردند که بسیاری از ما متوجه این اتفاقات نمی شویم.ما با انتخاب یک کانال، درواقع یک فرکانس به خصوص را انتخاب می کنیم که پس از آن می توانیم تصاویری را که از آن کانال پخش می شوند را دریافت کنیم.اگر بخواهیم تصاویر متفاوتی بر صفحه تلویزیون ببینیم به ناچار باید کانال را عوض و روی فرکانسی جدید تنظیم نماییم.بیشتر بخوانید: کلیپ انگیزشی فرکانس خود را تنظیم کنید – باب پراکتورشما یک برج مخابراتی انسانی هستید که پرقدرت ترین برج مخابراتی در تمام کائنات به حساب می آیید. چیزی که از سوی شما فرستاده می شود، زندگی شما و کل عالم را خلق نمی کند بلکه شما فرکانسی را به واسطه افکار خود به ورای شهرها، کشورها و کل جهان می فرستید.تصاویری که شما پس از مخابره افکارتان دریافت می کنید، در حقیقت تصاویر زندگی شما هستند. بنابراین اگر تمایل داشته باشید که تغییری در زندگی خود به وجود آورید، باید کانال و فرکانس افکارتان را تغییر دهید.تغییر فرکانسقدرت ذهنحتما دوست دارید از افکار خود آگاه باشید و بتوانید آنها را با دقت انتخاب کنید و از این کار لذت ببرید چون شما شاهکار زندگی خودتان هستید. شما میکل آنژ زندگی خود هستید.یکی از راه های تسلط یافتن بر ذهن، ساکت کردن آن است. تمام اساتیدی که در کتاب راز سخن گفته اند همگی از مراقبه به عنوان یک تمرین روزانه استفاده کرده اند. من تا قبل از کشف راز متوجه میزان قدرتمندی آن نشده بودم.مراقبه، ذهن را ساکت می کند و به شما کمک می کند تا افکارتان را کنترل کنید و نیرو و نشاط به حس مان می بخشد. برای آگاه شدن از اندیشه ها می توانید قصد کنید و آن را با کلماتی چون «من بر اندیشه های خود مسلط هستم»، ذکر کنید.گاهی این عبارت را به زبان بیاورید و بر آن مراقبه کنید و هنگامی که این قصد در ذهن تان به درستی جا افتاد، از طریق قانون جذب باید به آن بدل شوید.شما هم اکنون در حال دریافت دانشی هستید که به شما این توانایی را خواهد داد که نسخه عالی و باشکوهی از خودتان خلق کنید.تصمیم بگیرید که چه می خواهید باشید و چه می خواهید بکنید. به اندیشه هایی در مورد آن ها فکر کنید، فرکانس مربوطه را مخابره کنید و این تصویر به زندگی واقعی شما مبدل خواهد شد.بیشتر بخوانید: کلیپ انگیزشی کسی را با پول جذب خود نکنید – جی شتیقانون جذبمنبع: سایت نگرش نیک</description>
                <category>negareshenik</category>
                <author>negareshenik</author>
                <pubDate>Sat, 27 Jun 2020 22:51:04 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>3 کاری که [دن لاک] با بازگشت به گذشته، متفاوت انجام می داد</title>
                <link>https://virgool.io/@negareshenikir/3-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%AF%D9%86-%D9%84%D8%A7%DA%A9-%D8%A8%D8%A7-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DA%AF%D8%B4%D8%AA-%D8%A8%D9%87-%DA%AF%D8%B0%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D9%85%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%88%D8%AA-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%85-%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%AF-imcre1x4eeb1</link>
                <description>اگر آرزو می کنید که کاش می توانستید پشیمانی از گذشته را از بین ببرید و برای تغییر یک سری از چیزها به گذشته برگردید، باید به شما بگویم که تنها نیستید.مهم نیست 20، 30، 40 یا 50 سالتان باشد. در هر حال شما یک سری موفقیت ها، شکست ها و لحظاتی را دارید که آرزو می کنید کاش می توانستید تغییرشان دهید.من هم مطمئناً کلی شکست در زندگی ام داشته ام. همین شکست ها و اشتباهات درس هایی به من داده اند که باعث شده است امروز در این نقطه قرار گرفته باشم. باز هم با این حال یک سری پشیمانی هایی دارم.امروز می خواهم 3 پشیمانی ای که در گذشته برایم به وجود آمد را با شما به اشتراک بگذارم. در واقع منظورم از پشیمانی از گذشته، کارهایی هستند که اگر می توانستم به گذشته برگردم، متفاوت انجام شان می دادم.پشیمانی اول: کاش زودتر یک مربی برای خودم پیدا می کردماولین چیزی که در زندگی ام تغییر می دادم چیزی است که اگر زودتر انجامش می دادم، تأثیر شگفت انگیزی برایم ایجاد می کرد.زودتر برای خودم یک مربی پیدا می کردم. من قبل از اینکه طعم اولین موفقیت را بچشم، 13 بار کسب و کارهای خودم را راه اندازی کردم و شکست خوردم.این موفقیت برای من گران تمام شد. تمام پولم را از دست دادم. همینطور پس اندازهای مادرم را و در نهایت هم 150 هزار دلار بدهی بالا آورده بودم.اگر زودتر یک مربی برای خودم انتخاب کرده بودم، مطمئنا این تعداد شکست در کسب و کار نداشتم و این همه پول هم از دست نمی دادم. من جوان و بی تجربه بودم.من باور داشتم که همه چیز را خودم باید به تنهایی از آنها سر در بیاورم. یک کارآفرین جوان بودن به من غرور کاذبی می داد طوری که حتی وقتی با اولین مربی ام «آلن» آشنا شدم، هنوز این باور را داشتم که خودم همه چیز را می دانم.اما اگر زودتر یک مربی انتخاب می کردم و به توصیه هایش عمل می کردم، شکست های کمتری را تجربه می کردم. ولی در عوض می خواستم تمام کارها را به روش خودم انجام دهم چون فکر می کردم که از همه چیز سر در می آورم.شاید اگر زودتر به توصیه های مربی گوش می کردم، باعث می شد که پشیمانی دوم در زندگی ام رخ ندهد.بیشتر بخوانید: کلیپ انگیزشی تمرکز روی 1 یا 2 مهارت – دن لاکپشیمانی دوم: کاش بزرگتر فکر می کردموقتی که اولین بار وارد کسب و کاری شدم، اولین هدف من این بود که نیازهای مادرم را فراهم کنم. اگر بخواهم برایتان مثالی بزنم اینگونه بودم که نمی توانستم جنگل را ببینم چون آنقدر در حال دویدن بودم و سرم شلوغ بود که نمی توانستم درختانی که جلوی من هستند را ببینم و فقط روی رسیدن به نیازهای فوری و ضروری خودم تمرکز کرده بودم.فکر می کردم که اگر یک زندگی آسوده داشته باشم، خوشحال خواهم شد اما وقتی به این هدف رسیدم، بیشتر می خواستم. هدف بعدی من بدست آوردن پول زیاد و کافی برای رسیدن به آزادی مالی بود طوری که هر روز بتوانم کنار ساحل استراحت کنم و از زندگی لذت ببرم و نگران پول نباشم.به طور شگفت انگیزی وقتی به این سبک زندگی هم دست پیدا کردم، خیلی سریع برایم این شرایط خسته کننده شد.سطح تفکر متفاوتچیزی که متوجه شدم این بود که نیاز داشتم اهداف بزرگتری را برای خود تعیین کنم. نیاز داشتم بزرگتر فکر کنم، اما این به معنی نیست که من حریص بودم بلکه فقط به این معنی است که نیاز داشتم تا تفکرم را تنظیم کنم.یعنی مثلاً اگر می خواستم 100 هزار دلار در سال در بیاورم در برابر اینکه بخواهم 1 میلیون دلار در سال بیاورم، فقط به این نیاز داشتم که سطح تفکر متفاوتی داشته باشم. داشتن سطح تفکر متفاوت، دیدگاه من را نسبت به چیزها و همچنین نحوه ی عملکرد من را تغییر می داد.می خواستم بیشتر از یک رؤیاپرداز باشم. مجبور بودم یک فرد عملگرا باشم. برای رسیدن به این نتیجه، یاد گرفتم که بعد از اینکه هدفم را مشخص کردم، آن را ده برابر بزرگتر کنم. مجبور بودم یک صفر کنارش بگذارم.بنابراین اینکه فقط می خواستم کمی سخت تر تلاش کنم، من را به آن نقطه نمی رساند. باید روشم را تغییر می دادم و اعتماد به نفس بیشتری بدست می آوردم.مربی ام من را به چالش کشید و گفت که اهداف درآمدی بالاتری را برای خودم مشخص کنم یعنی وقتی تبدیل به یک فرد میلیونر شدم، بتوانم به مرحله بعد بروم و به یک فرد مولتی میلیونر تبدیل شوم و بعد از آن یک فرد بیلیونر.آرزو می کردم کاش این اهداف بزرگتر را خیلی زودتر در زندگی ام برای خودم تعیین می کردم. اگر این کار را می کردم، آنوقت موفقیت را زودتر به دست می آوردم و باعث می شد بتوانم وقت بیشتری را با خانواده ام بگذرانم، سومین کاری که متفاوت انجام می دادم، همین است.پشیمانی سوم: کاش وقت بیشتری را با خانواده ام می گذراندمخیلی از کارآفرینان موفق بزرگ می گویند یکی از بزرگترین پشیمانی هایشان این است که وقت کافی با خانواده شان نگذراندند یا به خاطر شلوغ بودن سرشان نتوانستند رابطه خوبی با خانواده شان برقرار کنند.من آرزو داشتم کاش می توانستم وقت بیشتری را با پدرم بگذرانم. من وقت زیادی را با او نگذراندم، خصوصاً وقتی که به کانادا آمدم و او در هنگ کنگ ماند و الان برای تغییر این موضوع خیلی دیر شده است. من حتی دیگر نمی توانم یک شام یا یک مکالمه با او داشته باشم!دیگر فرصتی باقی نمانده تا به او نشان دهم که چقدر از او سپاسگزار هستم و دوستش دارم. این توصیه من به تو است. آنقدر خودت را مشغول کار نکن که وقت نداشته باشی که با خانواده ات بگذرانی.بله، در ابتدای کار برای دوره ای کوتاه نیاز داری که کمی فداکاری کنی و خوردن شام و ناهار با خانواده و بودن در یک سری از مهمانی ها همراه آنها را از دست بدهی چون که سرت گرم کسب و کارت است.اما به محض اینکه به کمی موفقیت رسیدی، باید زمان بیشتری را با افرادی که دوسشان دارید بگذرانید، چون وقتی دیر بشود، دیگر شده است، چون حتی اگر یک فرد بیلیونر هم باشید، هیچ چک زمانی وجود ندارد که بنویسید تا گذشته را بخرید!بنابراین من الان 2 تا کار می توانم برای تغییر زندگی شغلی و شخصی خودم انجام دهم تا کمی گذشته را جبران کرده باشم.ادامه دادن یادگیری از مربی هاادامه دادن به تفکر در سطح بزرگترهنوز برای انجام این دو کار فرصت دارم. اما برای بودن با پدرم دیگر خیلی دیر شده است.بیشتر بخوانید: زندگینامه دن لاکدر زندگی شما هم همیشه چیزهایی هستند که آرزو می کردید می توانستید آنها را متفاوت انجام دهید. فرقی نمی کند چه سنی دارید.همیشه یادتان باشد که اشتباهات تان را یادآوری کنید و به آنها به چشم درس های باارزش نگاه کنید.تغییر زندگی شغلی و شخصیمنبع: سایت نگرش نیک</description>
                <category>negareshenik</category>
                <author>negareshenik</author>
                <pubDate>Thu, 25 Jun 2020 00:50:32 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اصول موفقیت در زندگی از [باب پراکتور]</title>
                <link>https://virgool.io/@negareshenikir/%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82%DB%8C%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%A8%D8%A7%D8%A8-%D9%BE%D8%B1%D8%A7%DA%A9%D8%AA%D9%88%D8%B1-bqvzcbmapwv7</link>
                <description>بخششیکی از اصول مهم موفقیت در زندگی بخشش است. بیشتر مردم بخشش را به چشم کمک به دیگران می دانند. شخصی به شما آسیب زده، شخصی در حق تان کار اشتباهی انجام داده است، اما شما او را خواهید بخشید و با او مهربان خواهید بود.این کار هیچ ارتباطی به دیگران ندارد، بلکه فقط به خودتان مربوط است. به همین خاطر این عمل باید انجام شود.بخشش یک مفهوم پاک کنندگی دارد. ذهن را از تمام افکار منفی پاک می کند. ذهن را از تمام چیزهایی که آن را به مسیر اشتباهی می برد، پاک می کند.بیشتر بخوانید: داستان انگیزشی لذت بخشیدن دیگران – جول اوستیناگر شما به من صدمه ای وارد کنید و من شما را ببخشم، هیچ ارتباطی به شما ندارد، بلکه من فقط انتخاب کردم که چیزی را که آزارم می دهد رها کنم، این چیز منفی ای است و من نمی خواهم در ذهنم آن را نگه دارم.بخشش، شخصی که عمل بخشیدن را انجام می دهد، آزاد می کند. بخشش، یعنی کاملاً بی خیال یک چیزی شوید، رهایش کنید و بگذارید برود و به آن نچسبید.اگر شخصی در حق شما کار اشتباهی کرد، باید از خودتان بپرسید که چرا آنها تمایل دارند چنین کاری کنند؟حتما موضوعی هست که آنها را دارد اذیت می کند. آنها واقعاً نمی خواهند به شما آسیب بزنند، بلکه چیزی هست که آنها را عذاب می دهد.پس بی خیالش شوید، فقط فراموشش کنید و ببخشید و من به شما ضمانت می دهم که حالتان خیلی بهتر می شود. از شما می خواهم برای مدتی به این موضوع فکر کنید.بخششاقدامتقریباً هر کسی یک ایده ی عالی دارد و آنها می خواهند آن ایده عالی را پیاده سازی کنند. خیلی ها پیش من می آیند و می گویند:«من یک ایده عالی دارم و می خواهم با شما در میان بگذارم.»اما کاری که می کنند این است که از من می خواهند ایده آنها را پیاده سازی کنم! چرا آنها خودشان ایده شان را پیاده سازی نمی کنند؟بیشتر بخوانید: مقاله چگونه شغل مورد علاقه خودم را انتخاب کنم؟وقتی شما یک ایده خوب دارید، باید کاری در راستای آن انجام دهید. مردم ایده های شروع یک کسب و کاری را دارند. من خودم کسب و کارهای مختلفی را شروع کردم. سوال این است:از کجا شروع کنیم؟از همان جایی که هستید و با همان چیزهایی که در اختیار دارید، شروع کنید.این تمام چیزی هست که نیاز دارید. وقتی شما از همان جایی که هستید و با همان چیزهایی که دارید، شروع می کنید و ذهن خودتان را روی آن ایده متمرکز می کنید،  تمام چیزهایی که نیاز داشته باشید را جذب خواهید کرد.وقتی شما یاد بگیرید که بر روی چیزی تمرکز کنید، با آن هم فرکانس می شوید و وقتی با آن هم فرکانس شوید، شروع به جذب هر چیزی که می خواهید می کنید.ممکن است ابتدای کار هیچ پولی نداشته باشید، ممکن است منابع کافی مورد نیاز برای پیاده سازی یک ایده بزرگ را نداشته باشید، اما اصلاً این چیزها مهم نیستند.تمام منابعی که شما برای انجام هر کاری نیاز دارید، از قبل وجود دارد، فقط باید با آنها ارتباط بگیرید و یک هارمونی یا هماهنگی با آنها ایجاد کنید.بعد خواهید دید که در زندگی پیشرفت می کنید و پول، افراد، افکار و ابزارهای مورد نیازتان را به سمت خود جذب می کنید.پس از کجا شروع کنید؟همیشه از جایی که هستید و با چیزهایی که دارید، شروع کنید. به چیزهایی که ندارید، نگاه نکنید، به چیزهایی که دارید، فکر کنید.عاشق ایده خودتان باشید و آن را همین الان شروع کنید.اقدامصبرهر اتفاقی در زمان خودش رخ می دهد. هر چیزی در این جهان بر اساس قانون رخ می دهد.ما هدفگذاری می کنیم و نیاز داریم که اتفاقاتی بیفتد، نیاز داریم که چیزهایی وارد زندگی مان شوند، اشخاصی برایمان کارهایی انجام دهند و اغلب هم ناامید می شویم، چون زمانی که ما فکر می کنیم باید به هدفمان برسیم، این اتفاق نمی افتد.بیشتر بخوانید: مقاله چگونه هدف گذاری کنیم و به آن برسیم؟تمام ایده ها یک دوره ی باروری دارند. من وقتی در زمین خودم هویج می کارم، تقریبا 70 روز طول می کشد تا رشد کند و در فرم اصلی اش ظاهر شود.وقتی بذر یک نوزاد کاشته می شود، تقریباً 280 روز طول می کشد و ما معمولاً برای آن صبر می کنیم، چرا؟ چون می دانیم که این زمان برای تکامل رشد نوزاد نیاز است.پس یعنی فقط به خاطر اینکه ما نمی دانیم که چقدر زمان می برد، این معنی را نمی دهد که این موضوع از همان قانون ها پیروی نمی کند.هر چیزی از قانونی پیروی می کند. اگر درک درستی از آن بدست آورید، خواهید فهمید که بر روی هر چیزی که کار می کنید، به یک دوره زمانی نیاز دارد. هیچکسی مدت زمان باروری یک ایده را نمی داند، ما فقط می دانیم که می توانیم با تمرکز، این زمان را کمتر کنیم.وقتی متوجه این موضوع شوید، صبر شما بیشتر می شود و وقتی فرد صبوری شوید، در یک فرکانس بسیار زیباتر زندگی خواهید کرد.بیشتر بخوانید: کلیپ انگیزشی فرکانس خود را تنظیم کنید – باب پراکتورصبرغلبه بر اهمال کاریاز شما می خواهم در مورد یکی از بزرگترین موانع موفقیت فکر کنید. یکی از چیزهایی که افراد را از لذت بردن از زندگی و از داشتن یک زندگی خوب باز می دارد و آن اهمال کاری یا به تعویق انداختن انجام کارهاست.ناپلئون هیل در کتاب «بیندیشید و ثروتمند شوید» یک فصل کامل در مورد راه حل این موضوع نوشته است و می دانید آن چیست؟تصمیم گرفتنمن تقریبا در تمام سمینارهایم این را می گویم که هیچ وقت برای فرزندانم تصمیم نمی گیرم. اهمیتی ندارد که آنها خردسال هستند، آنها پیش من می آیند و می گویند:«نظر تو چیست؟ تو چه فکر می کنی؟»من تحریک شان می کنم که خودشان فکر کنند که چه کار کنند، آنها خودشان می دانند که چه چیزی درست است.بیشتر بخوانید: قانون جذب جو ویتالی برگرفته از کتاب رازبا کارهای کوچک شروع کنید، کارهای کوچکی که انجام نمی دهید را همین الان انجامشان دهید.تصمیم گیری بسیار مهم است. وقتی تصمیم می گیرید که کاری را انجام دهید، به ذهن خودتان تلنگر می زنید که به فرکانسی برود که برای انجام دادن آن کار نیاز دارید.لازم نیست بدانید چطور انجامش بدهید، فقط باید بدانید که می خواهید انجامش بدهید و وقتی تصمیم بگیرید، ذهن خودتان را بر فرکانسی می برید که باید آن کار را انجام دهد و سپس شما هر چیزی که برای پیاده سازی آن تصمیم نیاز دارید را جذب می کنید.غلبه بر اهمال کاریهدفگذاریافراد زیادی هدف های نادرستی برای خود تعیین می کنند. اصلاً چرا هدف تعیین می کنیم؟ پاسخ بسیاری از افراد اینگونه خواهید بود:برای جلو افتادن در زندگیبرای به دست آوردن پول بیشترهیچکدام از این ها دلایل اصلی تعیین هدف نیستند. شما هدف تعیین می کنید تا رشد کنید. می دانید، شما هرگز در مسیری رو به جلو حرکت نخواهید کرد، مگر اینکه دلیل خوبی برای حرکت داشته باشید. این دلیل تعیین هدف است.بیشتر بخوانید: مقاله تغییر مسیر زندگی دیگران – جول اوستینهدف چیزی است که شما در مقابل خود قرار می دهید، چیزی که به شدت آن را دنبال می کنید. شما باید به شدت آن هدف را بخواهید، چون اگر این چنین نباشد، به دنبالش نخواهید رفت.اگر می خواهید رشد کنید، باید عادات خود را تغییر دهید، باید الگوهای ذهنی خود را تغییر دهید و این کار، ساده نخواهد بود.اگر شما از هر جهت رشد کنید، به جایگاهی که خداوند برای شما ساخته است، می رسید. شما برترین مخلوق خداوند هستید. هیچکس حد و مرز و توانایی های من و شما را نمی داند. پس چرا باید ساکن بمانیم؟ما می خواهیم کارهای بهتری انجام دهیم، می خواهیم کارهای بزرگتری انجام دهیم، می خواهیم سریع تر بدوین، بالاتر بپریم و ما می توانیم، در صورتی که هدف داشته باشیم.نکته ای که باید در هدفگذاری دقت کنید این است که:نباید راه رسیدن به هدفی را که تعیین می کنید را بدانید.اگر راه رسیدن به هدف را بدانید:یعنی هدف تان را اشتباه انتخاب کرده ایدیعنی قبلاً به آن هدف رسیده ایدیا حداقل می دانید که چه کارهایی را باید انجام دهید.ما این اهداف را «اهداف ABC» می نامیم.هدف Aانجام دادن کارهایی که از قبل می دانید که چگونه باید انجام شود.هدف Bانجام دادن کارهایی که فکر می کنید می توانید انجام دهید. مثلاً اگر این تکه ها را کنار هم بچینم، اگر فلان ابزار را داشته باشم، تکه ها را کنار هم می گذارم و این کار درست می شود.هدف Cچیزی هست که شما خلق می کنید. شما هیچ ذهنیتی از مسیر رسیدن به هدف تان ندارید. ولی چون می توانید در ذهن خود آن را تجسم کنید، می دانید که می توانید آن را در دستان خود داشته باشید.مطمئن باشید که هدف صحیح را برگزیده باشید و من تضمین می کنم که هرگز نگران کارهای روزانه نخواهید بود و لزومی ندارد که برای داشتن روز خوب نگران باشید، چون در جهت رسیدن به هدف تان کار خواهید کرد.من عالی ترین هدف ها را دارم و همین ها باعث می شوند که صبح زود بیدار شوم و کل روز را در راستای آن سپری کنم و می دانید چیست؟من به هدفم قبلا در ذهنم رسیده ام، آشکار شدنش فقط به زمان وابسته است. به این روش باید با اهداف خود برخورد کنید. اهداف صحیح انتخاب کنید و از آن لذت ببرید.هدفگذاریمنبع: سایت نگرش نیک</description>
                <category>negareshenik</category>
                <author>negareshenik</author>
                <pubDate>Tue, 23 Jun 2020 22:52:14 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید اثر [ناپلئون هیل]</title>
                <link>https://virgool.io/@negareshenikir/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%DB%8C%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D9%88-%D8%AB%D8%B1%D9%88%D8%AA%D9%85%D9%86%D8%AF-%D8%B4%D9%88%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D9%86%D8%A7%D9%BE%D9%84%D8%A6%D9%88%D9%86-%D9%87%DB%8C%D9%84-j2xzpwg4dbvs</link>
                <description>کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید اثر ناپلئون هیلناپلئون هیل در 26 اکتبر سال 1883 میلادی که معادل سال 1262 شمسی می باشد، در خانواده‌ ای فقیر در کلبه‌ ای یک ‌اتاقه در یکی از روستاهای ویرجینیا به‌ دنیا آمد. او در 12 سالگی یتیم شد و در کنار اقوامش بزرگ شد.در 13 سالگی، به ‌عنوان خبرنگار روزنامه‌ ی منطقه‌ ای، حرفه‌ ی نویسندگی را آغاز کرد. به علت تلاشش برای غلبه بر فقر، فکر و ذهنش این شده بود که چرا مردم نمی ‌توانند در زندگی‌ خود به خوشبختی و موفقیت مالی واقعی برسند.او برای امرار معاش تصمیم گرفت حرفه‌ هایی در زمینه ‌ی حقوق و روزنامه ‌نگاری هم انتخاب کند. حرفه ‌ی نخستین او به ‌عنوان گزارشگر کمکش کرد تا هزینه ‌ی تحصیل در دانشگاه حقوق را فراهم کند.خوش‌اقبالی بزرگ زندگی ‌اش وقتی بود که او را موظف کردند مجموعه داستان ‌هایی از مردان موفق و مشهور بنویسد.یکی از افرد موفقی که با او مصاحبه کرد آقای اندرو کارنگی، معروف به غولِ آهن دنیا بود. آقای اندرو کارنگی بسیار تحت‌ تأثیر این روزنامه ‌نگار جوان قرار گرفت و برای همین به او مأموریتی داد که 25 سال بعد، زندگی هیل را تحت تأثیر خود قرار داد.بیشتر بخوانید: زندگینامه دن لاکآن مأموریت این بود که با بیش از 500 میلیونر مصاحبه کند تا فرمول موفقیت ‌آمیزی پیدا کند که می ‌توانست برای هر شخص معمولی کاربرد داشته باشد. ناپلئون هیل هم این کار را انجام داد.برخی از افراد موفقی که ناپلئون هیل با آنها مصاحبه کرد:✔ توماس ادیسون✔ الکساندر گراهام بل✔ هنری فورد✔ چارلز ام. شواب✔ تئودور روزولت✔ ویلیام ریگلیِ پسر✔ جان وانامیکر✔ ویلیام اچ. تفت✔ جان دی. راکفلر✔ اف. دبلیو. ولوورت✔ ویلیام جنینگز بریان✔ جرج ایستمن✔ وودرو ویلسونو بسیاری افراد دیگر که امروز خیلی معروف نیستند.در طول این دوره اندرو کارنگی مربی ناپلئون هیل بود و به او کمک کرد تا فلسفه ‌ی موفقیت را تنظیم کند و در این خصوص افکار و تجربه ‌ی افرادی را که مصاحبه شدند به کار گیرد و نتیجه ی این 500 مصاحبه را در کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید، آورده است.ناپلئون هیل در نوامبر سال 1970 میلادی که معادل سال 1349 شمسی می باشد در سن 87 سالگی از دنیا رفت و کار او به‌عنوان چراغ راهی به سوی موفقیت فردی شناخته شده است و هنوز هم پس از 70 سال خوانندگان را تحت ‌تأثیر قرار می ‌دهد.معرفی کتاب بیندیشید و ثروتمند شویدکتاب بیندیشید و ثروتمند شویدیک سری کتاب ها هستند که ویژگی بین نسلی دارند. یعنی طوری نوشته شده اند که هر نسل به تناسب شرایطش می تواند از آنها استفاده کند و به موفقیت برسد.  ناپلئون هیل با کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید دقیقاً همین کار را کرده است و در جایگاه بزرگترین متفکرین قرن بیستم جهان قرار گرفته است.این کتاب تعالیمی در خود دارد که به خواننده کمک می کند توسط نیروی فکرش به ثروت و موفقیت در زندگی اش دست یابد.اولین نسخه ی این کتاب را ناپلئون هیل در سال ۱۹۳۷ و در سن 54 سالگی نوشته است. او گفته است که این کتاب را در تاثیر گرفتن مستقیم از اندرو کارنگی یکی از ثروتمندترین مردان جهان در قرن بیستم نوشته است.این کتاب به گفته ی خود ناپلئون هیل حاصل تحقیق ۲۰ ساله اش بر زندگی افراد ثروتمند و موفق است که توانسته ۱۶ قانون موفقیت را کشف کند که هر فردی فقط با اجرای این قوانین می تواند به موفقیت دست یابد. بنابراین این کتاب 16 فصل دارد و در هر فصل آن رازهایی در خصوص ثروتمندشدن بیان شده است.ناپلئون هیل در ادامه می گوید:«در هر بخش این کتاب من به راز رسیدن به ثروت اشاره کرده ام که خودم به شخصه از مطالعه ی زندگی ۵۰۰ نفر از ثروتمندترین افراد کره زمین کشف کرده ام.»این کتاب در دوران رکود و یأس اجتماعی سال های جنگ جهانی نوشته شد و در زمان مرگ نویسنده آن، توانست ۲۰ میلیون نسخه بفروشد و تا سال ۲۰۱۳ این رقم به ۹۰ میلیون کپی رسید و امروزه هم جزو پرفروش ترین کتاب ها در حوزه ی موفقیت و ثروت فردی به شمار می رود.لازم به ذکر است که این کتاب راجع به قانون جذب نیست اما به اصولی اشاره میکند که قدرت فوق العاده ای دارند. این کتاب بدون شک زندگی شما را تغییر خواهد داد.بیشتر بخوانید: جذب شخص دلخواه با قانون جذب – باب پراکتوراو در کتاب برای اثبات تمام حرف هایش مثال هایی می زند و تمرین های کاربردی به شما می دهد تا خودتان اصول را تجربه کنید.این کتاب به نقشه ‌ی راه برای میلیون ‌ها نفر تبدیل شد تا از فقر دوران رکود اقتصادی بیرون بیایند و برای خود، خانواده ‌و در موارد بی‌شماری کارمندان خود رفاه فراهم کنند.چه کسانی این کتاب را تحسین کرده اند؟افراد مشهوری مثل:محمد علی کلیآنتونی رابینزبرایان تریسیباب پراکتورو ده ها افراد مشهور دیگر این کتاب را تحسین کرده اند و راز موفقیت شان دانسته اند. در ادامه نظر باب پراکتور را در قالب یک ویدیو در مورد این کتاب خواهید دید.چگونه این کتاب را بخوانیم؟این کتاب طوری نوشته شده است که شما هر بار که آن را می خوانید با موضوعات جدیدی آشنا می شوید. انگار که قبلا آن را نخوانده اید!در واقع با هر ذهنیتی که کتاب را مطالعه کنید دقیقاً همان نتیجه را که می خواهید به شما می دهد. یعنی:✔ اگر به دنبال کسب ثروت هستید و با این ذهنیت آن را مطالعه کنید، راه های رسیدن به ثروت را به شما خواهد گفت.✔ اگر به دنبال کسب روابط خوب هستید، همان را به شما می دهد.در حقیقت می توان گفت کتاب به ذهن شما پاسخ می دهد.کتاب بیندیشید و ثروتمند شویدبرای خرید این کتاب روی لینک زیر کلیک کنید:خرید کتاب «بیندیشید و ثروتمند شوید»منبع: سایت نگرش نیک</description>
                <category>negareshenik</category>
                <author>negareshenik</author>
                <pubDate>Mon, 22 Jun 2020 23:38:29 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کلیپ انگیزشی [جول اوستین] - نگرش مثبت به زندگی (3)</title>
                <link>https://virgool.io/@negareshenikir/%DA%A9%D9%84%DB%8C%D9%BE-%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C%D8%B2%D8%B4%DB%8C-%D8%AC%D9%88%D9%84-%D8%A7%D9%88%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%86-%D9%86%DA%AF%D8%B1%D8%B4-%D9%85%D8%AB%D8%A8%D8%AA-%D8%A8%D9%87-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-3-zsuzilqtf1ez</link>
                <description>در این صفحه می توانید متن این کلیپ انگیزشی را بخوانید که در واقع دعایی هست از جول اوستین:ویدیوی مربوطه را می توانید در لینک زیر دانلود کنید:دانلود رایگان ویدیوخدایا ما تمام کارهایی که تو انجام داده ای را ستایش می کنیم. ما رستاخیز تو را ستایش می کنیم. ما سپاسگزار خوبی و مهر تو هستیم.لطفی که به هر کدام از ما کردی. ما می دانیم تو ما را انتخاب کردی قبل از اینکه ما بتوانیم تو را انتخاب کنیم.می دانیم که تو همه ما را در کف دستانت جای داده ای. خدایا ما زندگی مان را از تو داریم. خدایا ما امروز به قدرت تو چنگ می زنیم، ما پیروزی ای که به هر کدام از ما داده ای را نفس می کشیم.متشکریم که در نبردهای زندگی حامی ما هستی و مشکلات را برای ما آسان می کنی.بیشتر بخوانید: کلیپ انگیزشی جول اوستین – نگرش مثبت به زندگی – قسمت اولخدایا سپاسگزاریم که ما را تا اینجا نیاورده ای که رها کنی، حتی حالا هم که نیروهای تاریکی را به عقب می رانی. بودن تو با ما کافیست حتی اگر کل جهان بر علیه ما باشد.خدایا من برای تمام کسانی که دارند مرا می بینند یا صدایم را می شنوند، دعا می کنم.خدایا سپاسگزارم که همین الان درمان را به سمت کسانی که به آن نیاز دارند، سرازیر می کنی و آرامش را در جسم شان، ذهن شان و روح شان قرار می دهی.سپاسگزاری از خداخدایا سپاسگزارم که تو بزرگتر از این ویروس، بزرگتر از این ترس و هر چیزی که تلاش می کند ما را متوقف کند، هستی.متشکرم خدا که امروز، روز پیروزی است. خدایا تو گفتی زمانی که ما دعا می کنیم، شرایط و اوضاع به نفع ما تغییر می کند. پس خدایا سپاسگزارم که تو در همین لحظه ما را به مسیر درست هدایت می کنی و کاری را برایمان می کنی که خودمان به تنهایی نمی توانیم انجامش دهیم.خدایا ما زندگی مان را در دستان تو قرار می دهیم و دوباره جان می گیریم و در این دوباره زنده شدن می توانیم بگوییم ما را به همان کسی که می خواهی باشیم، تبدیل کن.درهای درست را برایمان باز کن، درهای اشتباه را به رویمان ببند. افراد مناسب را سر راهمان قرار بده و کسانی که نباید در زندگی مان باشند را از سر راهمان بردار.به ما کمک کن که تصمیماتی بگیریم که باعث خشنودی تو شود. خدایا به خاطر اشتباهاتی که مرتکب شده ایم، رحم و بخشش تو را امروز دریافت کنیم.خدایا از تو طلب بخشش می کنیم، خدایا ما احساس گناه و سرزنش را از وجودمان خارج می کنیم و یک شروع جدید را در زندگی مان رقم می زنیم.خدایا سپاسگزاریم که ما را به جایی که باید باشیم، می بری. خدایا ازت متشکرم که در زندگی همه ما کارهایی را انجام می دهی و اتفاقاتی را رقم می زنی که هیچکدام مان نمی توانستیم.نگرش مثبت به زندگی - جول اوستینسپاسگزاریم که سال بعد، جایی که الان هستیم، نخواهیم بود و به سمت جلو حرکت می کنیم و وارد مراحل جدید زندگی مان می شویم.خدایا آنهایی که آسیب دیده اند را آرامش بده، آنهایی که در شرایط سختی قرار دارند، آنهایی که دارند با بیماری مبارزه می کنند، آنهایی که عزیزشان را از دست داده اند.خدایا متشکرم که به آنها آرامشی همراه با آگاهی عطا می کنی. متشکرم که غم و ناراحتی برای یک شب دوام می آورد و صبح بعد شادی وارد می شود. من برای تو امید، پیروزی، ایمان و رحمت را می خواهم.بیشتر بخوانید: کلیپ انگیزشی جول اوستین – نگرش مثبت به زندگی – قسمت دومخدایا در گذشته کارهای فوق العاده ای برایمان انجام داده ای اما ما باور داریم که بهترین ها در آینده برایمان اتفاق می افتد، پس ما باور داریم که پیروز هستیم و هیچوقت قربانی نیستیم و کاری را که شروع کردی، خودت تمامش می کنی.منبع: سایت نگرش نیک</description>
                <category>negareshenik</category>
                <author>negareshenik</author>
                <pubDate>Sun, 21 Jun 2020 22:59:09 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دعای شکرگزاری از جول اوستین</title>
                <link>https://virgool.io/@negareshenikir/%D8%AF%D8%B9%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%DA%A9%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%AC%D9%88%D9%84-%D8%A7%D9%88%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%86-e9tgkovjm0dd</link>
                <description>خدایا من می دانم که تو هر کدام از ما را در کف دستانت جای داده ای و هیچکدام از اتفاقاتی که با آنها مواجه می شویم، برای تو جای تعجب ندارد.خدایا، آنهایی که مانند مادر من در حال مبارزه با بیماری ها و دردهای جسمانی هستند، شاید خوب به نظر نرسند، خدایا ما می دانیم که تو درمانگر هستی. از خدا می خواهم که همین الان باران درمانش را بر سر افرادی که به آن نیاز دارند، سرازیر کند.خدایا از تو متشکرم که با ایمان به تو می توانیم قدرتمندتر و سالم تر باشیم. از تو متشکرم که کارهایی که داروها نمی توانند انجام بدهند را انجام می دهی.خدایا من از زندگی، سلامتی و پیروزی در زندگی مردم صحبت می کنم. متشکرم که این کارها را انجام می دهی. نه فقط از نظر جسمانی، اما من می خواهم به افرادی که آسیب دیده اند، اندوهی دارند یا در شرایط غیرمنصفانه ای به سر می برند، روحیه بدهم.بیشتر بخوانید: دعای سال تحویل از جول اوستینخدایا تو گفتی که به قلب های شکسته نزدیک هستی، پس به آنها اجازه بده حضور تو را همین الان احساس کنند.خدایا از تو متشکرم که قلب های شکسته را درمان می کنی. از تو متشکرم که به آنها شروع تازه ای می دهی، متشکرم که الهامات تازه ای وارد روح آنها می کنی.از تو متشکرم که درست مثل کاری که برای من کردی، وقتی که پدرم فوت کرد، با وجود اینکه همه چیز تیره و تار بود، اما در جدیدی را به رویم باز کردی.دعای شکرگزاری جول اوستینخدایا از تو متشکرم به خاطر فرصت های جدید، ارتباطات جدید و الهامات تازه ای که وارد روحشان می کنی.خدایا از تو می خواهم که به همه ما دانایی بدهی تا بتوانیم تصمیمات عالی بگیریم. به ما کمک کن که تصمیماتی بگیریم که باعث افتخارت باشیم و ما را در مسیر سرنوشتی که به ما دادی، جهت دهد.خدایا درهای درست را به رویمان باز کن و درهای اشتباه را ببند. افراد مناسب را وارد مسیر زندگی مان کن و آنهایی که نباید در زندگی مان باشند را حذف کن.به ما کمک کن که تصمیماتی بگیریم که ما را به سمت سرنوشت الهی مان حرکت دهد.خدایا از تو متشکرم که همانطور که برای من انجام دادی، موهبت ها و استعدادهای آنها را شکوفا کردی، چیزهایی که حتی از وجود آنها اطلاع نداشتند.از تو به خاطر شجاعت و اعتماد به نفس تازه شان متشکرم. از تو متشکرم که آنها وارد مرحله جدیدی از زندگی شان، نگرش شان، ارتباطات شان و هم قدم شدن با تو شده اند.شما خوشبخت هستیدموفق هستیدنجات یافته ایدبخشیده شده ایدبااستعداد هستیدخلاق هستیدمنظم هستیدمتمرکز هستیدمطمئن هستیدامن هستیدآماده هستیدلایق هستیدباانگیزه هستیدباارزش هستیدآزاد هستیدمصمم هستیدمجهز هستیدصاحب قدرت هستیدتدهین شده ایدپذیرفته شده ایدو تأیید شده ایدفردی عادی و در سطح متوسط نیستید، بلکه بنده خدای بلندمرتبه هستید.منبع: سایت نگرش نیک</description>
                <category>negareshenik</category>
                <author>negareshenik</author>
                <pubDate>Sun, 21 Jun 2020 22:54:15 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه با انتقادها برخورد کنیم؟ [جول اوستین]</title>
                <link>https://virgool.io/@negareshenikir/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%AF%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%D8%AE%D9%88%D8%B1%D8%AF-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-%D8%AC%D9%88%D9%84-%D8%A7%D9%88%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%86-vgwfntipoi1k</link>
                <description>چرا از ما انتقاد می کنند؟«ترا» با خشم و اشک این جمله را گفت:«باور نمی کنم این حرف ها را در مورد من به زبان آورده باشد. نمی خواهم با کسی که به او اعتماد ندارم کار کنم. او جلوی من یک طور حرف می زند و پشت سرم دقیقاً برعکس عمل می کند.»بونی، دوست ترا تلاش کرد او را آرام کند:«واقعاً منظوری نداشت. همیشه همین طور است. از همه ایراد می گیرد و با این کار در مورد خودش احساس بهتری پیدا می کند.»از همه ما انتقاد شده است. گاهی عادلانه و بیشتر وقت ها ناعادلانه بوده است. این انتقادها باعث ایجاد تنش و استرس در افکار، احساسات و روابط ما شدند.انتقاد سازنده می تواند مفید باشد. نظرات خردمندانه کسی که واقعاً خیرخواه توست می تواند راهگشای مسیرت باشد.اما متأسفانه بیشتر منتقدان قصد ندارند شخصیت تو را بسازند و دقیقاً برعکس این را می خواهند. معمولاً خیر و برکتی در آن نیست و پر از تنش و نیش و کنایه های عمدی است.در محیط کار یا بین آشنایان کسی از تو بدگویی کرده یا تو را برای مسئله ای مقصر دانسته است، معمولاً این افراد هیچ علاقه ای به کمک کردن به تو ندارند و فقط می خواهند تو را زمین بزنند.بیشتر اوقات این رفتار به جای آنکه بازگوکننده شرایط کسی باشد که از او انتقاد می شود، بازتاب عقاید شخص انتقادکننده است.انتقاد از دیگرانمتوجه شدم که انتقادهای بیجا بیشتر از روی حسادت است و از روحیه رقابت نشأت می گیرد، زیرا تو آن چیزی را در اختیار داری که آرزوی دیگری است و به جای اینکه برای تو خوشحال باشد، اجازه می دهد حسادت در وجودش ریشه بدواند و با عیب جویی، ایرادگیری، انتقاد و نیش و کنایه تلاش می کند کاستی های خود را بپوشاند.بیشتر بخوانید: کلیپ انگیزشی نگران نباش - جول اوستینهرچقدر موفق تر، انتقادات بیشترهرقدر موفق تر شوی با انتقادات بیشتری رو به رو خواهی شد. وقتی در شرکت ترفیع می گیری اگر آدم های ایرادگیر از در و دیوار فرو ریختند، تعجب نکن.با دوستانت تا وقتی که مجرد باشی خوب هستند و به محض اینکه ازدواج می کنی شروع به گفتن چنین جملاتی می کنند:«باورم نمی شود با هم ازدواج کرده اند، اصولاً آدم بی شخصیتی است.»متأسفانه همه اطرافیان شادی های تو را جشن نمی گیرند. وقتی با مرد رؤیاهایت ازدواج می کنی تمام دوستان مجردت از خوشحالی بالا و پایین نمی پرند!وقتی در شرکت مقام می گیری همه همکارانت تو را ستایش نمی کنند و تو هم نباید از آنها چنین انتظاری داشته باشی و باید این موضوع را بپذیری.چگونه با انتقاد برخورد کنیم؟واکنش در برابر انتقادیک روش برای واکنش در برابر انتقاد این است که هرگز آن را به خودت نگیر، هرگز آن را شخصی نکن.بسیاری از اوقات اصلا در مورد تو نیست حتی اگر مستقیم به تو ابراز شود. این آدم های ایرادگیر اگر در این لحظه شخصیت تو را تکه پاره نکنند، حتما در مورد کسی دیگر شکایت خواهند کرد.می دانی منظورم چیست؟ یعنی اصلا فرقی ندارد در مورد چه کسی صحبت کنند، فقط باید خودشان را خالی کنند. پیشنهاد می کنم کلیپ کوتاه زیر که بخشی از سمینار جول اوستین هست را ببینید تا موضوع بیشتر برایتان جا بیفتد:برای دیدن ویدیو اینجا کلیک کنیدتحسین به جای انتقادیکی از مهم ترین مسائلی که یاد گرفته ام جشن گرفتن شادی های دیگران است. اگر همکارت همان ترفیعی را گرفت که تو آرزو داشتی، احتمال حسادت وجود دارد، درست است؟این فکر احتمالا به ذهنت خطور می کند که چرا برای من اتفاق نیفتاد؟ من سخت تلاش کردم و این عادلانه نیست!با این حال به جای واکنش در برابر انتقاد دیگران بهتر است که شیوه درست را پیش بگیریم و برای موفقیت دیگران خوشحال باشیم، در زمان مناسب خداوند بهتر از این را برای ما رقم می زند.متوجه شده ام اگر نتوانم از شادی دیگران به وجد بیایم نمی توانم به جایی که می خواهم برسم.بارها پیش آمده است که خداوند پیشرفتی را برای ما در نظر دارد اما ابتدا ما را امتحان می کند. او می خواهد آمادگی ما را بسنجد.برای این که بهتر متوجه شوید پیشنهاد می کنم فیلم زیر را که بخشی از سمینار جول اوستین است، ببینید:برای دیدن ویدیو اینجا کلیک کنیدبا فرد انتقادکننده چطور برخورد کنیم؟کسانی که پشت سر تو حرف می زنند، تو را قضاوت می کنند یا حتی اتهام نابجا می زنند، در ایام عهد عتیق به این افراد «سنگ انداز» نامیده می شدند!وقتی دشمن به شهری حمله می کرد، اولین اقدم آنها سنگ باران دیوارهای حفاظتی بود. سپس چاه های شهر را از سنگ پُر می کردند.مهاجمان می دانستند اگر بتوانند چاه ها را مسدود کنند و مانع جریان آب شوند سرانجام افراد محاصره شده بیرون می آیند. تشبیه را می بینی؟چاهی پُر از خوبی ها، سرشار از نشاط، آرامش و پیروزی درون تو وجود دارد. اما اغلب به سنگ اندازها اجازه می دهیم چاه ما را مسدود کنند.شاید کسی در مورد تو حرف هایی تحقیرآمیز می زند، اما به جای اینکه او را رها کنی ذهنت مشغول می شود و عصبانی و غمگین تر می شوی.طولی نمی کشد که با خودت فکر می کنی «حتما تلافی می کنم، حسابشان را می رسم. بگذار من هم هرچه از آنها می دانم بگویم و آنها را بد کنم.»اینکار اشتباهی است. تو باید رلال ماندن چاه را اولویت قرار بدهی. اگر کسی از تو انتقاد و تلاش می کند تا تو را بد جلوه بدهد، متوجه باش که در مسیرت سنگ می اندازد.اگه مقابله به مثل کنی و به او اجازه دهی تو را عصبانی کند، به آن فرد کمک کرده ای به هدفش برسد.یک بار دیگر باز هم چاه تو را پُر از سنگ کرده است و توانسته نشاط، آرامش و کامیابی تو را محدود کند و خوشبختی دیگر مثل جریان ندارد.انتقاد دیگرانشیوه مقابله با سنگ اندازها این است که اهمیت ندهی و پیش بروی، به نتیجه چشم بدوز، روی هدفت متمرکز بمان و همان کاری را انجام بده که خدا می خواهد. نیازی نیست خودت را تا حد آنها پایین بیاوری و پشت سرشان بدگویی کنی.گاهی وقت ها هنگام ترک محل کار باید همه چیز را فراموش کنی. مردم غیبت می کنند، سیاست های خاصی را در پیش می گیرند، تلاش می کنند تا تو را عقب بیاندازند.رها کن و آن بار سنگین و بی ارزش را تا منزل حمل نکن. رهایش کن و حتی بعضی وقت ها پس از ترک منزل اقوام نیز باید همین حرف را بزنی که «این مسأله را رها می کنم و نمی خواهم از زهر آن بنوشم.»وقتی کسی از تو انتقاد می کند یا برخورد مناسبی ندارد، باید چنین رفتاری پیش بگیری:«من بهتر از این حرف ها هستم، اجازه نمی هم سنگ های آنان چاهم را پُر کنند. اجازه نمی دهم روح حسود آنان زندگی ام را زهرآلود کند. می خواهم سرشار از نشاط باقی بمانم.»مأمور مبارزه با بدگویی نباشیداین را بدان که نمی توانی دیگران را از عیب جویی بازداری. اگر تلاش کنی نقش مأمور مبارزه با بدگویی را بازی کنی و امیدواری که هیچکس هیچ حرف نامربوطی در مورد تو نزند، زندگی ات را به افسردگی می کشانیاز دیگران شنیده ام:«خب جول اوستین برای این کار زیادی کوچک است.» یا «جول اوستین حرف های بزرگتر از دهنش می زند.»اگر من الان بخواهم نظر تمام افراد انتقادکننده را عوض کنم که نمی شود. باور دارم یکی از دلایلی که خدا من را موفق کرد این است که خودم را همانطور که هستم قبول دارم و اجازه نمی دهم دیگران من را از سرنوشت مدنظر خدا دور کنند.بیشتر بخوانید: دعای شکرگزاری از جول اوستیننکته آخریک نکته کلیدی دیگر این است که اجازه ندهی انتقادها تو را عوض کنند.یکی از دوستان دوران دبیرستان من آدمی محبوب، شلوغ و پر جنب و جوش بود. اما به شیوه ای نامتعارف بلند می خندید.یک روز گروهی از دوستان ما دورتادور مدرسه راه افتادند و شیوه خندیدن او را تقلید کردند. آنها قصد نداشتند آسیبی به او بزنند یا مسخره اش کنند، فقط شیطنت می کردند و می خواستند خوش بگذرانند.متوجه شدم دوستم از آن به بعد تغییر کرد. خنده را کنار گذاشت و آرام و گوشه گیر شد. او آدم اجتماعی و اهل معاشرت بود.اما از آن موقع به بعد کم کم اعتماد به نفس خود را از دست داد، به خودش اطمینان نداشت و همیشه مراقب بود دست از پا خطا نکند.دوستان، وقتی انتقادهای دیگران را با خودمان می گیریم، چنین فرجامی عایدمان می شود.منبع: سایت نگرش نیک</description>
                <category>negareshenik</category>
                <author>negareshenik</author>
                <pubDate>Sat, 20 Jun 2020 11:32:48 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه افکار منفی را از ذهن خود خارج کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@negareshenikir/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A7%D9%81%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D9%86%D9%81%DB%8C-%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%D8%B0%D9%87%D9%86-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D8%B1%D8%AC-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-cq2nrnasug5m</link>
                <description>از افراد منفی دور بمانیدکلمات ما از قدرتی خلاقانه برخوردارند. هرگاه واژه ای بر زبان می آوریم، چه خوب و چه بد، به آنچه می گوییم جان می دهیم.بسیاری از مردم درباره خودشان، خانواده شان و آینده شان حرف های منفی می زنند. حرف هایی مثل:✔ هرگز موفق نخواهم شد.✔ این بیماری مرا از پا خواهد انداخت.✔ اوضاع کار آنقدر خراب است که گمان نمی کنم از پسش برآیم.این افراد نمی فهمند که دارند آینده شان را پیشگویی می کنند. در کتاب مقدس آمده است:«ما میوه کلمات خود را می خوریم.»این جمله بدان معنی است که:ما آنچه را می گوییم، به دست می آوریم.نمی توانید از شکست حرف بزنید و انتظار پیروزی داشته باشید. نمی توانید از کمبودها صحبت کرد و انتظار وفور داشت.شما همان چیزی را می آفرینید که می گویید. اگر می خواهید بدانید که پنج سال دیگر در چه حال خواهید بود، به آنچه درباره خودتان می گویید، گوش کنید.جامعه پر شده است از افرادی که به خودشان باخته اند. کافیست چند دقیقه در خیابان، اتوبوس یا مترو با یک نفر هم صحبت شوید. می بینید که اغلب آنها حرف های منفی در مورد اقتصاد، وضع جامعه و زندگی و کلا هر چیزی می زنند.پس اولین و راحت ترین روش برای اینکه اجازه ندهید افکار منفی وارد ذهن شما شوند این است که از افراد منفی دور شوید.بیشتر بخوانید: چگونه با انتقادها برخورد کنیم؟ – جول اوستینرهایی از افکار منفیتبدیل افکار منفی به مثبتمی خواهم به شما یک روش عالی برای تبدیل افکار منفی به مثبت یاد بدهم. ببینید شاید افکار منفی به ذهنتان خطور کند، اما مرتکب این اشتباه نشوید که آن ها را بازگو کنید. درست در همان لحظه ای که فکرتان را بیان می کنید اجازه می دهید که ریشه بدواند.پس آن روش عالی که گفتم این است که:افکار منفی ای به ذهنتان خطور می کند، افکاری که جلوی آنها را نمی توانیم بگیریم را فقط «بیان» نکنید.بسیار پیش آمده که فکری منفی از ذهنم می گذرد و نزدیک بوده که آن را بر زبان بیاورم اما جلوی خودم را گرفته ام و فکر کرده ام:«نه، باید دهانم را ببندم. من درباره شکست با آینده ام صحبت نمی کنم. من درباره شکست با زندگی ام صحبت نمی کنم. برعکس، من درباره خوبی ها با زندگی ام حرف می زنم.»می گویم:«من اشرف مخلوقات هستم. من قوی ام، من سالمم، هرروز اتفاقات بسیار خوبی برای من می افتد، من بااستعداد و خلاقم.»جملات تأکیدی جول اوستینوقتی که داشتیم مرکز همایش کُمپاک در هیوستون را برای تبدیل آن به کلیسای جدید لیکوود بازسازی می کردیم، مهندسان معمار گفتند که برخلاف تخمین های اولیه ما، این پروژه میلیون ها دلار خرج روی دستمان خواهد گذاشت.من از ارقامی که به ما ارائه دادند شوکه شدم. بعد از این که به خودم آمدم، اندیشیدم:«غیرممکن است. امکان ندارد بتوانم چنین پولی فراهم کنم. این کار نشدنی است.»بیشتر بخوانید: کلیپ انگیزشی تعادل در زندگی – جول اوستینافکار در سرم می چرخیدند اما می دانستم که بهتر است آن ها را بر زبان نیاورم. نگرش من این بود:«اگر قرار است که چیزی را برای آینده ام پیش بینی کنم، بهتر است چیز خوبی باشد. آنچه را احساس می کنم بر زبان نمی آورم. نمی گویم این اتفاق در جهان واقعی چگونه به نظر می رسد. نه، من آن چیزی را می گویم که خدا درباره ام می گوید.»آنچه به زبان آوردم این بود:«خداوند همه نیازهای ما را برطرف و خواسته های ما را محقق می سازد. گرچه ممکن است خواسته ما محال به نظر برسد، اما می دانم برای خداوند غیرممکن وجود ندارد. وقتی که پروردگار دری روبرویمان قرار می دهد، کلید آن را هم به ما می دهد.»به پیروزی ایمان داشتم و دیدیم که آرزویمان دارد آرام آرام تحقق می یابد و در نهایت به کلیسایی که در پایین می بینید دست یافتیم.کلیسای لیکوود - جول اوستینقانون جول اوستینجول اوستین برای خود قوانینی دارد که این قوانین را با دیگران در سخنرانی های خود به اشتراک گذاشته است. سریال «10 قانون جول اوستین» در 10 قسمت در سایت قرار گرفته است، می توانید آن ها را ببینید.دانلود رایگان سریال «10 قانون جول اوستین»اما در این مقاله فقط قانون اول را برای شما آورده ام. قانون اول در مورد اینکه چطور افکار منفی را از ذهن خود خارج کنیم، صحبت می کند.قانون اول جول اوستین می گوید:گذراندن زندگی با افکاری که ما را در سطوح پایین نگه می دارند، کار سختی نیست. افکاری مثل:✔ گناه✔ خشم✔ شک✔ و نگرانیمشکل اینجاست که وقتی ما به این نوع افکار اجازه ورود به ذهن مان را می دهیم، جای افکار خوبی که باید در ذهن ما باشند را می گیریم.تصور کنید که ذهن شما مثل یک جعبه است. شما خلق شده اید تا پر از شادی، احساس آرامش، اعتماد به نفس و خلاقیت باشید. اما اگر به احساس نگرانی اجازه ورود به این جعبه را بدهید احساس آرامش شما از این جعبه خارج می شود.چون برای هر دو جا نیست. ظرفیت جعبه شما نمی تواند بیشتر از ۱۰۰ درصد بشود. ظرفیت جعبه شما محدود است.تبدیل افکار منفی به مثبتاگر به احساس گناه اجازه ورود به این جعبه را بدهید، دیگر برای داشتن احساس اعتماد به نفس فضایی در جعبه وجود ندارد. دلیلی که اکثر مردم از زندگی شان لذت نمی برند، به خاطر جعبه ذهن شان است.قلب آنها توسط چیزهای مختلفی آلوده شده است. جعبه آنها از چیزهای زیر ممکن است پر شده باشد:✔ به خاطر «داشتن استرس برای کارشان»، 20 درصد از «نگرانی» پر شده است.✔ به خاطر «عصبانیت از دست همسایه شان»، 12 درصد از «ناراحتی» پر شده است.✔ به خاطر «سرزنش خود برای اشتباهات گذشته شان»، 30 درصد از «احساس گناه» پر شده است.✔ به خاطر «زیباتر بودن همکارشان از خودشان»، 8 درصد از «حسادت» پر شده است.آنها این موضوع را متوجه نیستند که همین الان ۷۰ درصد از جعبه ذهن آنها از چیزهای منفی پر شده است. با این حال تعجب می کنند که چرا شاد نیستند، خلاق نیستند یا انگیزه ندارند. چون فقط ۳۰ درصد برای چیزهای خوبی که می تواند در ذهن شان باشد، جا دارند.بیشتر بخوانید: جملات انگیزشی انگلیسی جول اوستین با ترجمه فارسیکتاب مقدس می گوید اجازه ندهید دشمن فضایی را اشغال کند. منظورش فقط نیروهای تاریکی نیست، بلکه منظورش این است که اجازه ندهید «احساس گناه» وارد ذهن تان شود، اجازه ندهید «احساس نگرانی» وارد ذهن تان شود، اجازه ندهید «احساس عصبانیت» وارد ذهن تان شود.این چیزها خود به خود وارد ذهن شما نمی شوند، بلکه شما کنترل می کنید که چه چیزی وارد جعبه ذهن تان بشود، شما کنترل می کنید که در مورد چه چیزی فکر کنید. شما کنترل می کنید که چه چیزی را انتخاب کنید تا وارد این جعبه شود. همه ما دارای هیجانات و احساسات منفی هستیم.شما باید انتخاب کنید که من به «حسادت»، «عصبانیت» و «خشم» اجازه ورود به فضای باارزش جعبه ذهنم را نمی دهم تا زندگی مرا سمی کنند.من مراقب ورودی های ذهنم هستم.کاری که باید بکنیم:هر روز صبح که از خواب بیدار می شویم باید ابتدا هر چیز منفی که از روز قبل در ذهن ما باقی مانده است را پاک کنیم. می توانیم به راحتی اجازه دهیم که اثرات منفی آن در ذهن مان بماند.گاهی اوقات شاید این کار حس خوبی هم به ما بدهد اما باید انضباط شخصی داشته باشید و بگویید:«من به این دلخوری ها اجازه نمی دهم جعبه ذهنم را اشغال کنند و اجازه نمی دهم روز مرا خراب کنند.»آنها یکبار حال شما را گرفتند، پس اجازه ندهید با نگه داشتن اثرات منفی و مرور آن در ذهن تان تمام روز حال شما گرفته باشد.اگر این کار را نکنید به آنها آسیبی نمی رسانید بلکه به خودتان آسیب می رسانید. چون جای چیزهایی که برای رسیدن به سرنوشت تان نیاز دارید را در این جعبه اشغال می کنند.لیست چیزهایی که نیاز دارید تا وارد این جعبه کنید را یادداشت کنید.زندگی خیلی کوتاه تر از آن است که آن را با افکار منفی که مانعی برای پیشرفت ما هستند، بگذرانیم.منبع: سایت نگرش نیک</description>
                <category>negareshenik</category>
                <author>negareshenik</author>
                <pubDate>Fri, 19 Jun 2020 23:32:18 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چطور گذشته را فراموش کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@negareshenikir/%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%DA%AF%D8%B0%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%B1%D8%A7-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%B4-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-b9dfej8lrml0</link>
                <description>درهای اتوماتیکسال ها پیش به یک ساختمان دولتی رفتم که دو در اتوماتیک داشت. این درها به فاصله 15 متر از یکدیگر طراحی شده بودند.همین که نزدیک شدم در نخست باز شد، اما به دلیل مسائل امنیتی پس از رد شدن باید صبر می کردم تا کامل پشت سرم بسته شود و سپس در بعدی برایم باز شود.مادامی که در آستانه در نخست ایستاده بودم، در دوم برایم باز نمی شد.زندگی نیز در بسیاری از موارد مثل همان درهای اتوماتیک عمل می کند. تا یک گام بر نداری گام بعدی برایت مشخص نمی شود.باید ناامیدی ها را رها کنی و از شکست ها دست برداری و اجازه دهی درهای پشت سرت کامل بسته شوند.نمی توانیم گذشته را عوض کنیم، اما می توانیم آینده را با دستان خود و با اختیار خود بسازیم. آنچه که در مقابلت قرار دارد بسیار مهمتر از آنچه که پشت سر نهاده ای، است.اگر مسیر درست را پیش بگیری مطمئنا آنچه که در آینده بدست خواهی آورد، از آنچه که از دست رفته است شکوهمندتر خواهد بود.پس دیگر پشت سرت را نگاه نکن. امروز یک روز تازه است. خداوند از تو می خواهد شروعی تازه داشته باشی.فراموشی گذشتهاولین قدم برای دریافت موهبت های خداشاید بی عدالتی ها و تجربه های تلخی را پشت سر گذاشته باشی اما این را بدان خدا می خواهد شروعی تازه داشته باشی. خدا قادر مطلق است و برایت نعمت های زیادی کنار گذاشته است.حال سوال من از تو این است که:«آیا می توانی آن ها را دریابی؟ می توانی برای آنها فضای خالی ایجاد کنی؟»اولین قدم از نگرش یا طرزفکر تو شروع می شود. اگر باورهای محدودکننده مثل «من چوب خطم پر شده است، دیگر نمی توانم بیشتر از این پیشرفت کنم» داشته باشی پس زندگی ات نیز محدود می شود.در مقابل اینکه اتفاقات بدی برای شما افتاده است فقط می توانم بگویم که «جای تأسف دارد، اما آخر خط نیست».بیشتر بخوانید: کلیپ انگیزشی چگونه به خواسته هایمان برسیم؟وقتی یک در بسته می شود خدا در جدیدی را به رویت باز می کند. اگر همه درها بسته شوند، خدا یک پنجره باز می کند! چون می خواهد همیشه شروعی تازه داشته باشی و به این باور برسی که هیچوقت به بن بست نخواهی رسید.خدا همیشه برنامه های بی نظیری برای زندگی ات دارد، اما می دانی چه زمانی قرار است رخ دهند؟✔ به محض اینکه از نگاه کردن به گذشته دست برداری.✔ به محض اینکه زاری کردن برای آنچه را که از دست رفته است تمام کنی.فراموش کردن گذشتهخودت به خودت انگیزه بده!ما برای انجام کارهایی که برای آنها برنامه ریزی می کنیم نیاز به انگیزه داریم. اگر کسی را ندارید که به شما انگیزه بدهد خودتان باید اینکار را برای خود انجام دهید.صبح ها که از خواب بلند می شوید شانه هایتان را صاف کنید و جلوی آینه بروید و بگویید:«حالاحالاها مانده که دست بردارم، شاید زمین خورده باشم اما نباخته ام. دوباره بلند می شوم، من برنده هستم و همیشه پیروزم، نه قربانی.»پیشنهاد می کنم در ادامه یک کلیپ انگیزشی از جول اوستین را حتما ببینید. کلیک کنید: چه کارهایی را افراد موفق در 8 دقیقه ابتدایی صبح خود انجام می دهند؟به اندازه کافی خوب است؟!افراد بیشماری را می شناسم که در سرزمین «به همین راضی ام» زندگی می کنند. یعنی می گویند:✔ جول من شغل خودم را دوست ندارم، اما به همین وضع راضی هستم.✔ من و همسرم با یکدیگر نمی سازیم، اما به همین وضع راضی هستم و تحمل می کنم!نه، نباید اجازه دهی این اتفاق برای تو بیفتد و وارد این سرزمین شوی. نباید به زندگی متوسط راضی باشی، باید درخواست بهترین ها را از خداوند داشته باشی.مدام باید به خودت یادآوری کنی که گنجینه بزرگ و باارزشی درونت داری و بسیار بااستعداد هستی.چطور گذشته را فراموش کنیم؟یک اتومبیل را در نظر بگیرید. شیشه جلویش بزرگ است. اما درون خودرو فقط یک آینه کوچک برای دیدن پشت سرتان وجود دارد. مفهوم آن واضح است:✔ آنچه که در گذشته رخ می دهد به اندازه چیزی که پیش رویتان در آینده قرار دارد، اهمیت ندارد.✔ جایی که قدم می گذاری از آنجایی که بوده ای مهم تر است.می گویید:«خب جول من می خواهم با فراموشی گذشته، تمرکزم را روی آینده بگذارم، اما چطور می توانم از گذشته خلاص شوم؟»می گویم:✔ نخست افکارت را نظم بده تا در مورد آن نیندیشی.✔ از صحبت کردن در مورد گذشته دست بردار.✔ از جان بخشیدن و مرور تجربه های منفی دست بکش.✔ اگر آسیب دیده ای یا یکی از عزیزانت را از دست داده ای، البته که باید مدتی را به عزاداری بگذرانی اما پس از آن به نقطه ای خواهی رسید که باید بلند شوی، گرد و خاک آن آسیب را از خودت بتکانی، برنامه ریزی کنی و به جلو گام برداری.✔ برای چیزی که نمی توانی تغییر بدهی افسوس نخور. خدا می خواهد شروعی تازه داشته باشی. اما قبل از دیدن روزهای تازه باید ابتدا از عزاداری برای گذشته دست برداری.✔ همانطور که در ابتدای مقاله گفتم باید اجازه دهی که درِ اول بسته شود تا درهای بعدی به رویت باز شوند.گذشته را فراموش کناشتباهات زیادی مرتکب شده ام، چطور فراموش شان کنم؟بیشتر افراد خود را در محکومیت زنجیر می کنند و با عزت نفسی پایین و احساس بی ارزش بودن زندگی را به سر می برند.طرزفکر آنها این است که:«خداوند هیچوقت به من لطف نمی کند. اشتباهات زیادی مرتکب شده ام و گند زدم.»نه، خدا می داند که تو بی عیب و نقص نیستی. اصلا از تو انتظار ندارد که همیشه کار درست را انجام دهی. پس چرا آنقدر سخت گیری می کنی؟دیگر خود را برای خطاهایی که انجام داده ای سرزنش نکن. از این ها که بگذریم، تو نمی توانی گذشته را تغییر دهی.اگر اشتباه کرده ای فقط بگو:«خدایا، متأسفم، به تو روی آورده ام، کمک کن تا دفعه بعد بهتر عمل کنم.»سپس رها کن و به جلو گام بردار. اگر گذشته را همچنان در دستان خود نگه داری، درهای گناه و محکومیت را باز می کنی و چیزی نمی گذرد که روزهایت با ذهنیت و خاطرات «منِ بیچاره» سپری می شود.بیشتر بخوانید: کلیپ انگیزشی تسلیم نشونمی توانم دوستم را ترک کنم!مردم به من می گویند:«جول نمی دانم چرا مدام به طرف چنین کسانی کشیده می شوم. من از یک رابطه بد بیرون آمدم و وارد رابطه دیگری شدم که دوبرابر بدتر از قبلی بود. می دانم باید تمام کنم، می دانم به خیر و صلاحم نیست، اما از عهده اش بر نمی آیم.»معمولاً اینگونه پاسخ چنین افرادی را می دهم:«نه، تو وظیفه داری خودت را سالم و بدون نقص نگه داری. تو یک موهبتی. خداوند استعدادها و آرزوهایش را به تو سپرده است، شاید دردناک باشد اما بهترین کار برای تو این است که خود را از شر افرادی که با آنها احساس خوب نداری، خلاص کنی. برای خودت باید ارزش قائل باشی.»بعضی دیگر می گویند:«جول من می ترسم کاری کنم که او من را ترک کند!»می گویم:«در حقیقت این بهترین اتفاق ممکن است. از کسی شنیدم که این را «نعمت خداحافظی» می نامید. یعنی اگر کسی که تو را تحقیر می کرد اکنون از زندگی ات خارج شده است، لطف بزرگی به تو کرده است.ببینید، برخی از شما ممکن است در دوره ای از زندگی تان فردی که خیلی به او علاقه داشته اید، ترکتان کرده باشد.می خواهم به این موضوع با این نگرش نگاه کنید که:آنهایی که شما را برخلاف میلتان ترک کرده اند الزاما افراد بدی نبوده اند، بلکه صرفاً فصل حضور آنها در زندگی شما خاتمه یافته است.خدا به همه امور آگاه است. آن ها می توانستند مانع شما بشوند. شما را عقب بیاندازند و آنوقت به آن چیزی که می خواستید هیچوقت نمی رسیدید.وقتی یکی تو را ترک می کند یا یک رابطه به پایان می رسد، حال فرق نمی کند رابطه کاری، دوستی یا ازدواج باشد، غمگین نشو. تلاش نکن او را برای ماندن متقاعد کنی.بگذار خدا کارهای جدیدی بکند. این را بدان:سرنوشت تو با کسانی که از تو فاصله گرفته اند، گره نخورده است.شاید فکر کنی:«نه نمی توانم او را ترک کنم، به او وابسته هستم، به او نیازمندم. او دوست محشری است.»نه، او شاه کلید خودسازی تو نیست. وقتی خدا رابطه ای را خاتمه می دهد باید آن را رها کنی و برای چالش جدیدی که مدنظر خدا است آماده شوی.خود را در محیط جسمانی سالمی نگه دار. اگر با افسردگی و ناامیدی دست به گریبان شده ای، خود را در گوشه اتاق حبس نکن تا به مشکلاتت فکر کنی.✔ به موسیقی های انرژی بخش گوش کن.✔ اطراف خود را سرشار از انرژی مثبت کن.✔ دور خودت را با دوستان افسرده پر نکن که فقط بلدند مشکلاتت را تحلیل کنند.✔ کسی را پیدا کن که خنده بر لبانت آورد و از آینده برایت صحبت کند.✔ با کسانی معاشرت کن که تو را برای اوج گرفتن تشویق می کنند.منبع: سایت نگرش نیک</description>
                <category>negareshenik</category>
                <author>negareshenik</author>
                <pubDate>Fri, 19 Jun 2020 11:37:58 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آگاهی از گنج درون [جول اوستین]</title>
                <link>https://virgool.io/@negareshenikir/%D8%A2%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%DA%AF%D9%86%D8%AC-%D8%AF%D8%B1%D9%88%D9%86-%D8%AC%D9%88%D9%84-%D8%A7%D9%88%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%86-nbjiz4fttpha</link>
                <description>فرانک لیود رایت معماری سرشناس است که ساختمان های زیبا، خانه ها و بناهای باشکوه بسیاری را طراحی کرده است.پس از پایان یکی از سازه هایش خبرنگاری از او پرسید:«در بین این طراحی های زیبای تان، ساختمان محبوب شما کدام است؟»فرانک بدون تأمل پاسخ داد:«ساختمان بعدی ام!»فرانک قواعد ترقی را دریافته بود. می دانست که همچنان باید به جلو حرکت کند. تمام کائنات به انتظار ماجرای بعدی تو ایستاده اند. او از گنج درون انسان مطلع بود.اغلب افراد همان جا که هستند، باقی مانده اند و درجا می زنند و از گنج درون انسان آگاه نیستند. آنها برای این کار خود اینگونه بهانه تراشی می کنند که «تا جایی که می شد به دست آوردم»، «بیشتر از این نمی توانم تلاش کنم»، «به اندازه والدینم درآمد دارم».عالی است، اما خداوند می خواهد تو جلوتر بروی. خدای ما خدای پیشرفت کردن است. مهم نیست وضعیت زندگی شما در حال حاضر چگونه است. خداوند نعمت های بیشماری را برای شما آماده کرده است.باید همواره در تمام زمینه های معنوی، مالی، کاری، روابط شخصی و روابط با دیگران، سطح توانمندی های خود را بالا ببریم.بیشتر بخوانید: داستان انگیزشی بخشش خدا - قسمت پنجمرو به جلو حرکت کنبدون شک در گذشته خداوند کمک های زیادی به ما کرده است. درهایی را برای ما باز کرده است که هیچکس دیگری نمی توانست باز کند.ممکن است خانه و خانواده ای بی نظیر نصیب ما کرده باشد یا شغل خوبی به ما داده باشد.عالی است، مطمئنا به خاطر تمام این نعمت ها باید از او سپاسگزار باشیم، اما مراقب باشید! گاهی اوقات در همین حین که دارید از زندگی لذت می برید، ممکن است به آسانی راضی شوید و خود را قانع کنید و فکر کنید که:«بله، خدا خیلی با من خوش رفتار است، نمی توانم شکایت کنم، به اهدافم رسیده ام و چوب خطم پر شده است و بیشتر از این نمی توانم پیشرفت کنم.»اشتباه نکنید، خداوند هیچوقت شاهکارهای خود را در گذشته شما بنا نمی کند. همیشه اهداف جدید وجود دارد، باید قله های جدیدی را فتح کنیم، همیشه آرزوهای جدیدی هستند که باید دنبال آنها باشیم.آگاهی از گنج درون✔ یعنی اگر معلم هستی، هنوز بهترین درس هایت را نداده ای.✔ یعنی اگر معمار هستی، هنوز بهترین طرح خودت را پیاده نکرده ای.✔ یعنی اگر ساختمان ساز هستی، هنوز بهترین ساختمان خودت را نساخته ای.✔ یعنی اگر تاجر هستی، هنوز بهترین معامله خودت را انجام نداده ای.✔ یعنی اگر خیاط هستی، هنوز بهترین لباس خودت را ندوخته ای.پس برای زندگی ات نقشه های کوچک نداشته باش. خدا پیش از آنکه در رحم مادر شکل بگیری، تماشایت می کرد و تو را به دلیلی آفریده است، وظیفه ای داری، رسالتی داری و کاری هست که خدا می خواهد تو به سرانجام برسانی.بیشتر بخوانید: کلیپ انگیزشی چگونه در زندگی پیشرفت کنیم؟ - جول اوستینگنج درونمتخصصان اعصاب دریافته اند انسان عادی کمتر از 10 درصد از ظرفیت ذهن خود را استفاده می کند و این یعنی بیش از 90 درصد قابلیت های ذهن غیرفعال باقی می ماند.ما باید دارایی های خود را بشناسیم. باید از گنج درون انسان آگاه شویم و بدانیم که خدا بخشی از خودش را درون ما جای داده است.خدا هنگام تولدت گفته است:«بگذار مقداری از این استعداد را در وجودش قرار دهم، مقداری از آن موهبت، مقداری از این خلاقیت.»برای این آفریده نشده ای که به یک مرحله خاص برسی و همانجا بمانی. اگر راکد بشوی پس از مدتی از بین می روی.محدودیتی وجود ندارددر رشد و پیشرفت آدمی هیچ محدودیتی وجود ندارد. محدودیت فقط در ذهن ماست. تمام این ها در دل و ذهن ما شروع می شود.باید باور داشته باشیم که می توانیم بهای آن را پرداخت کنیم. باید باور داشته باشیم که درون خود گنجینه ای از موهبت ها داریم.ممکن است دیگران تلاش کنند جلوی پایت سنگ بیاندازند، شاید برای موفقیت تلاش کرده ای اما هربار به در بسته خورده باشی، اما باز هم تلاش کن.شاید هزار بار جواب «نَه» شنیده باشی، یک بار دیگر خواسته خود را مطرح کن و آنقدر ادامه بده تا سرانجام همان «بله»ای را بشنوی که منتظرش بودی.جملات جول اوستینکمی روی این داستان تأمل کنیدسال ها پیش یکی از دوستانم همراه با دوستش در حال رانندگی در یکی از بزرگراه های آلمان بود که برخلاف بزرگراه های آمریکا محدودیت سرعت نداشت و می توانست با هر سرعتی که بخواهد رانندگی کند.دوستم پدال گاز را فشار می دهد و سرعت خودرو را به 130 کیلومتر در ساعت می رساند و به شدت هیجان زده می شود. سپس 145، 160 و 180 کیلومتر در ساعت!احساس می کرد فرمانروای جاده است، راه را می شکافت و دیگر خودروها از جلویش کنار می رفتند.چند دقیقه بعد خودرویی دیگر در اتوبان ظاهر شد، دقیقا هم مدل خودروی دوستم! اما طوری از آن سبقت گرفت که بدون شک 270 کیلومتر در ساعت سرعت داشت. همراه دوستم به او می گوید:«ببین به اندازه ای که می توانستی تند نمی رفتی، به اندازه ای که دلت می خواست سرعت داشتی.»به این داستان فکر کنید. خودروی دوستم پتانسیلی به نظیر داشت. شرکت سازنده خودرو، آن ظرفیت را برای خودرو در نظر گرفته بود. سرعتی که دوست من می راند به ظرفیت خودرو ربطی نداشت.به عبارت دیگر، اینکه دوست من تصمیم نداشت از ظرفیت های خودرو استفاده کند چیزی از ارزش های خودرو کم نمی کرد.ما هم همین گونه هستیم. توانایی های ما را سازنده ما، یعنی خدای متعال، در وجود ما قرار داده است. اینکه از آن ها استفاده کنیم یا نکنیم چیزی از آن کم نمی کند، اما بر آینده ما تأثیر می گذارد.حوادث گذشته چیزی از استعدادهای تو کم نمی کند. اینکه دیگران چطور با تو رفتار کرده اند یا چه حرف هایی پشت تو زده اند، چیزی از توانایی هایت کم نمی کند.تمام این ظرفیت ها در وجودت جای گرفته اند. تو پتانسیل بی نظیری داری. این ها همان گنج درون تو هستند. سوال اصلی این است که:«آیا تمایل داری محدودیت های خودساخته ی ذهن خود را بشکنی و به مرحله بعد قدم برداری؟»بیشتر بخوانید: سریال «10 نکته ناب از جول اوستین» - قسمت دوازدهمچه کسی گفته؟افراد بسیاری اعتماد به نفس و عزت نفس لازم را ندارند، زیرا دائم به افکار منفی اجازه اقامت در ذهن شان را می دهند.نمی خواهم مغرور شوم، اما تمام روز تلاش می کنم در ذهنم به خود یادآوری کنم که:«من تأیید شده ام، من خلاقم، من با استعدادم، من موفقم، من محبوب خداوند و بنده های او هستم.»امتحان کن! اگر این طرز فکر را بپرورانی، دیگر عزت نفس پایین، کمبود اعتماد به نفس و خود کم بینی فرصتی برای رخنه کردن در وجودت نخواهند داشت.خداوند امروز به تو چنین می گوید:✔ چه کسی گفته که تو ایراد داری؟✔ چه کسی گفته که بهترین نمره ای که می توانی کسب کنی 16 است و بیست نیست؟✔ چه کسی گفته که به اندازه کافی جذاب نیستی تا بتوانی در رابطه عاطفی ات موفق باشی؟✔ چه کسی گفته که استعدادش را نداری تا در شغلی که علاقه داری موفق باشی؟✔ چه کسی گفته که زندگی زناشویی ات دوام نخواهد داشت؟دوستان، تمام این ها محدودیت هایی است که فقط در ذهن شما شکل گرفته است. استانداردهای خود را بالا ببرید و خود را دست کم نگیرید.آگاهی از گنج درون انساننتیجه گیری:دوست من، نگذار عمرت به پایان برسد و گنجینه هایت سر به مُهر باقی بمانند. به جلو گام بردار، به فتح قله های جدید ادامه بده و به آنچه که خداوند در دلت نهاده است جان ببخش. تلاش کن بیشترین ظرفیت خود را به کار بگیری.اگر این کارها را انجام دهی من باور دارم و اعلام می کنم که روزهای خوشی را تجربه خواهی کرد. خداوند می خواهد الطاف و موهبت های بیشتری به تو نشان دهد و تو، بهتر می شوی، بهتر از هر آنچه که تا به حال بودی.منبع: سایت نگرش نیک</description>
                <category>negareshenik</category>
                <author>negareshenik</author>
                <pubDate>Thu, 18 Jun 2020 10:21:01 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه شغل مورد علاقه خود را انتخاب کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@negareshenikir/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%B4%D8%BA%D9%84-%D9%85%D9%88%D8%B1%D8%AF-%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%82%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-nojutwjuu82e</link>
                <description>چرا اکثراً از زندگی خود ناراضی هستند؟خداوند تو را با موهبت های الهی و نعمت های ویژه ای وارد این دنیا کرد. ایده ها و خلاقیت هایی در ذهنت قرار داد و جنبه های خاصی در وجودت نهاد تا به تعالی برسی.اگر اینطور هست پس چرا این روزها اکثر افراد از زندگی خود ناراضی هستند؟پاسخ ساده است:آنها رؤیاها و خواسته هایی را که خدا در قلبشان نهاده است را دنبال نمی کنند.ناراحت کننده ترین رویداد این است که عمر زندگی زمینی ات به سر می آید و متوجه می شوی واقعا زندگی نکرده ای و آن چیزی که خدا می خواست نشده ای.فقط یک زندگی عادی و معمولی داشتی. می توانستی زندگی بهتری داشته باشی اما بدون شور و شوق زندگی کرده ای و اجازه داده ای ظرفیت های درونی که داشته ای، دست نخورده باقی بمانند.از کسی شنیده ام که ثروتمندترین و غنی ترین بخش جهان، مکان های سطح زمین گورستان ها می باشند. شاید خنده دار باشد.بیشتر بخوانید: پکیج کامل سمینارهای تصویری جول اوستینزیرا در مزارهای شان کلی آرزو و رؤیاهای محقق نشده آرمیده اند. مثل:✔ کتاب هایی که هرگز نوشته نشده اند،✔ کسب و کارهایی که هیچوقت آغاز نشده اند،✔ ایده هایی که هیچوقت به مرحله عمل نرسیده اند،✔ رابطه هایی که هیچوقت شکل نگرفته اند.متأسفانه ظرفیت ها و قدرت های شگفت انگیزی در آن قبرها نفهته است.جذب شغل مورد علاقهتکامل سرنوشتاز دلایل عمده دلسردی و بی انگیزه بودن افراد این است که سرنوشت خود را کامل نکرده اند.این را بدان، خداوند هدیه ای به تو بخشیده است و گنجی درون تو نهاده است. اکنون که پا به این دنبا گذاشته ای وظیفه تو این است که:✔ از گنج درون خود آگاه شوی و✔ نقش خود را در بیرون آوردن آن ایفا کنی.بیشتر بخوانید: مقاله گنج درون از جول اوستیناما چگونه؟آسان است. کافیست با عزمی استوار بر سرنوشت الهی ات تمرکز کنی. (کمی پایین تر به شما خواهم گفت که چگونه می توان این سرنوشت الهی را کشف کرد.)باید به سمت رؤیاها و آرزوهایی قدم برداری که خدا در دلت قرار داده است. هدف ما باید زندگی کردن به بهترین شکل ممکن باشد.ما جزو افرادی هستیم که گنجینه های درون خود را دفن نمی کنیم و در عوض می خواهیم به بهترین نحو زندگی کنیم.باید با شور و شوق رؤیاهایمان را دنبال کنیم و وقتی نوبت رفتن ما فرا می رسد، از ظرفیت های خود بیشترین بهره را برده باشیم.چگونه می توان سرنوشت الهی را کشف کرد؟سرنوشت تو همان چیزی است که هیجان زده ات می کند و اگر آن را انجام دهی از آن لذت می بری.✔ در مورد چه چیزی شور و شوق داری؟✔ واقعا عاشق چه کاری هستی؟سرنوشت تو بخشی از رؤیاها، آرزوهای قلبی و ذات وجودی توست. زیرا خداوند تو را آفریده و همان کسی است که در وهله اول، این آرزوها را در دلت قرار داد.چندتا مثال برای شما می زنم:✔ اگر عاشق کودکان هستی، سرنوشت تو به احتمال زیاد به آنها مربوط می شود. آموزش مربی گری، مراقبت از آنها و هدایت آنها.✔ اگر عاشق ساخت و ساز هستی، احتمالا سرنوشت تو به ساختمان سازی، طراحی یا معماری مربوط می شود.✔ اگر بسیار دلسوز، مراقب و یاری رسان هستی، بی شک سرنوشت تو به سمت کارهای اجتماعی یا احتمالا رشته های پزشکی مربوط می شود، پزشک، پرستار، مراقب یا مشاور.پیدا کردن شغل دلخواهاما کاری که تو باید بکنیشاید شغلت را دوست نداشته باشی، هر صبح از رفتن به کار هراس داری و منتظر هستی تا آخر هفته زودتر بیاید. اگر اینگونه است زمان آن رسیده تا در شغلت تجدیدنظر کنی و برای جذب شغل مورد علاقه خود کمی وقت بگذاری.قرار نیست بدبخت باشی و زندگی بی ثمری را بگذرانی. مطمئن شو در مسیری که تو را به سرنوشت ات نزدیک می کند، قرار داری.25 سال از عمرت را بیهوده نگذران، کارهایی که دوست نداری را انجام نده، راحت طلب نباش، تن پروری نکن، در عوض به سرنوشت الهی خود قدم بگذار و برای جذب شغل مورد علاقه خود هرکاری بکن.ما باید عاشق کاری باشیم که انجام می دهیم. باید وارد کاری شویم که هر روز با شور و شوق به محل کار برویم.منظورم این نیست که سخت کار نکنیم یا اینکه هیچ روز خسته کننده نخواهیم داشت و آدم های بدقلق سرراهمان قرار نخواهند گرفت.این چیزها طبیعی است و در زندگی هر کسی ممکن است رخ دهد. نکته ای که مهم هست این است که:در نهایت باید از خودمان و کارمان خشنود باشیم. وقتی شب به منزل بر می گردی باید احساس پیشرفت کنی، حس کنی در تبدیل جهان به مکانی شایسته تر نقش داشته ای.باور دارم وقتی سرنوشت خود را کشف کنی و در قلمرو خود گام برداری، کامیاب خواهی شد.علاقه به کارمنبع: سایت نگرش نیک</description>
                <category>negareshenik</category>
                <author>negareshenik</author>
                <pubDate>Wed, 17 Jun 2020 10:07:18 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شارژ حساب بانکی عاطفی</title>
                <link>https://virgool.io/@negareshenikir/%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87-%D8%B4%D8%A7%D8%B1%DA%98-%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D8%A7%D9%86%DA%A9%DB%8C-%D8%B9%D8%A7%D8%B7%D9%81%DB%8C-owzwxf3hwdct</link>
                <description>اگر می خواهی رابطه ات پیشرفت کند، باید روی آن سرمایه گذاری کنی. باید بخشنده باشی نه گیرنده.هر جا می روی تلاش کن در زندگی مردم حساب عاطفی باز کنی، به آنها انگیزه بدهی، شخصیت آنها را بسازی و کمک کنی تا احساس بهتری به خودشان داشته باشند.از طرفی وقت گذراندن با برخی افراد دشوار است، چون می خواهند انرژی و انگیزه زندگی را از تو دریافت کنند. آنها آدم های بدی نیستند، فقط باعث می شوند انرژی ات تحلیل برود.آنها همیشه مشکل دارند، همواره با یک بحران اساسی روبرو هستند. خیلی حرف می زنند و همیشه هم به کمک یک نفر نیاز دارند.همه ممکن است یک روز بد داشته باشند، اما اگر این مسئله هر روز تکرار شود تبدیل به یک معضل می شود. اگر فردی هستی که همیشه انرژی دوستانت را تباه می کنی نمی توانی رابطه دوستی خود را به درستی پیش ببری.بهبود روابط اجتماعی یک راز مگوبگذار رازی را با تو در میان بگذارم، شاید دوستان یا افرادی که با آنها در ارتباط هستی هیچوقت به تو نگویند:اعضای خانواده، دوستان و همکاران نمی خواهند همیشه به مشکلات تو گوش دهند.آنها هم مسائل خودشان را دارند. همین الان بدون شنیدن غرغرهای تو هم بار زیادی روی دوش شان سنگینی می کند.این را بدان اگر همیشه در مورد مشکلات، بدرفتاری های افراد دیگر با خودت و شرایط ناگوار زندگی ات با آنها صحبت می کنی، راه خودخواهی را در پیش گرفته ای.بیشتر بخوانید:مقاله «چگونه شغل مورد علاقه خود را انتخاب کنیم؟»پُر کردن حساب عاطفی دیگرانپس تلاش کن نگرش خود را تغییر دهی و دیگر با دیدن اطرافیان این جمله را به زبان نیاور:«چه کاری از دستت بر می آید؟»و به جای آن از جمله زیر استفاده کن:«چطور می توانم به دیگران کمک کنم؟ چطور می توانم زندگی ات را بهتر کنم؟»حساب عاطفی دیگران را پُر کن نه اینکه دائم از آنها انرژی بگیری.بانک حساب عاطفیدوست دارم رابطه هایم را به «بانک حساب عاطفی» تشبیه کنم. برای اعضای خانواده، شرکای تجاری، دوستان و هر کسی که می شناسم یک حساب عاطفی باز می کنم.حتی برای نگهبان ساختمان، متصدی پمپ بنزین و گارسون رستوران هم حساب عاطفی دارم و هربار که آنها را می بینم به این حساب واریز یا از آن برداشت می کنم.واریز به حساب عاطفیچگونه مبلغی را به حساب بانکی عاطفی واریز کنیم؟این کار بسیار ساده است، شاید به سادگی قدم زدن و فشردن دست کسی باشد یا گفتن این جمله که:«صبح بخیر، امروز چطوری؟ از دیدنت خیلی خوشحالم.»همین که باعث می شوی کسی احساس اهمیت کند، توانستی حساب بانکی عاطفی او را پُر کنی. مهربانی ات اطمینان و احترام می آورد.با لبخند زدن، قدردانی، دلسوزی و خوش رفتاری در موقعیت های روزمره این حساب را می توانی پُر کنی.وقتی از دیگران تعریف و تمجید می کنی، به این حساب افزوده می شود:✔ به همکارت بگو چقدر خوب ارائه دادی، کارت عالی بود،✔ به همسرت بگو می دانم برای خانواده زحمت می کشی و متشکرم که باعث شدی زندگی ام لذت بخش شود.با گفتن همین جملات ساده هم احساس خوبی به آنها داده ای و هم حساب مشترکتان باارزش تر شده است.بیشتر بخوانید:مقاله «چطور گذشته را فراموش کنیم؟»برداشت از حساب عاطفیچگونه مبلغی را از حساب بانکی عاطفی برداشت کنیم؟با رفتارهای خودخواهانه!✔ وقتی فقط به رسیدن به خواسته ها و احتیاجات شخصی خودت فکر می کنی، ناچار از حساب روابطت برداشت کرده ای.✔ وقتی برای دیگران وقت نمی گذاریم، تمام حساب عاطفی را خالی می کنیم.✔ یا وارد اداره می شوی، مستقیم جلوی پذیرش می ایستی، لبخند نمی زنی، حتی به آن کارمند توجه نمی کنی.نبخشیدن و متعهد نبودن هم روش دیگری برای برداشت از حساب عاطفی است. وقتی کسی شایستگی دارد اما از او تعریف نمی کنیم حساب خود را خالی کرده ایم.شاید کسی زحمتی کشیده و به تو خوبی کرده است اما تو از او تشکر نمی کنی، سرت شلوغ است یا بدتر از آن، آنقدر خودت را دست بالا می گیری که قدردانی کردن از محبت دیگران را کسر شأن خود می دانی.تمام این کارها به منزله برداشت از حساب است و ارزش حساب عاطفی تان را کم می کند.چگونه همیشه حساب عاطفی را پُر نگه داریم؟مشکل بسیاری از روابط، خالی بودن حساب بانکی عاطفی است و هنگامی که خطا کرده ایم و نیازمند گذشت، دلسوزی و فرصت دوباره هستیم، هیچ اعتباری در حساب خود نداریم.پس همیشه با اضطراب به سر می بریم. مسائل جزئی بزرگ می شوند، باید مراقب تک تک حرف هایمان باشیم، چون گذشتی در کار نیست، ما منابع را تمام کرده ایم و اتفاقات کوچک یک مرتبه شدت می گیرند.برای مثال یکی از اشتباهات فرزند نوجوانت را اصلاح می کنی و یکباره با پرخاشگری مواجه می شوی:تو چه کسی هستی که این حرف را به من می زنی؟ مجبور نیستم به تو گوش کنم.این جملات نشان می دهد که حساب عاطفی مشترک تان ته کشیده است. او می گوید تو می خواهی برداشت کنی اما حساب خالی است و این اواخر اصلاً چیزی واریز نکرده ای.این موقعیت یک شبه ایجاد نمی شود. اینطور نیست که فرزندتان یک روز صبح از خواب بیدار شود و تصمیم بگیرد که دیگر برای پدر و مادرش احترامی قائل نیست.او ماه ها و سال ها به خواسته خود نرسیده است و سرمایه ای در حساب او و پدر و مادرش باقی نمانده است.اگر می خواهی کسی را اصلاح کنی یا از او انتقاد سازنده کنی و در عین حال انتظار هم داری که به حرفت گوش کند، باید مطمئن باشی که حساب مشترک تان پُر باشد و از قبل بدانی که او برای تو احترام قائل است.هنگام تربیت فرزندانت از خود بپرس:✔ آیا او را تشویق کرده ام؟✔ آیا اخیراً از او تعریف کرده ام؟✔ آیا به علائق او احترام گذاشته ام؟✔ آیا اخیرا چیزی به حساب مشترکمان واریز کرده ام یا فقط دارم از این حساب برداشت می کنم؟اگر تمام جملاتی که فرزندت شنیده است این باشد که:«اتاقت را تمیز کن، تکلیفت را بنویس، زباله ها را بیرون ببر، لباست را درست کن، قبل از ساعت ده خانه باش…!»پس فقط از این حساب برداشت کرده ای.والدین باید در سال های نوجوانی از این حساب برداشت کنند، اما به شرطی که از قبل آن را پُر کرده باشند.باید سرمایه گذاری کنید و این رابطه را پرورش دهید تا اطمینان و احترام حاصل شود.بهبود روابط اجتماعی با جول اوستینپدری را می شناختم که با فرزند نوجوانش به شدت مشکل داشت. به نظر می رسید که اصلاً با یکدیگر نمی ساختند، سلیقه مشترک نداشتند و نمی توانستند ارتباط برقرار کنند.پسر یک ورزشکار طلایی بود و پدر به تجارت خود علاقه داشت، تمام مدت مشغول کار بود و به ندرت مسابقه های فرزندش را تماشا می کرد. به مرور زمان هم رابطه آنها خراب تر می شد.یک روز پدر به این نتیجه رسید که باید تغییراتی ایجاد کند و فهمید برای اینکه احترام او را به دست بیاورد و بتواند با او صحبت کند، باید به این حساب عاطفی بیفزاید.می دانست پسرش طرفدار دوآتشه بیسبال است، پس با وجود اینکه خود به این بازی اهمیتی نمی داد اما تصمیم گرفت یک ماه کامل مرخصی بگیرد و همراه پسرش تمام مسابقات مهم لیگ را تماشا کنند.سفر به شهرهای متعدد آمریکا هزینه بر و وقت گیر بود، اما به شفا و ترمیم یک رابطه می ارزید. مسافرت یک ماهه آنها نقطه عطفی در رابطه پدر و پسری بود.پس از بازگشت، یکی از شرکای تجاری مسئله را فهمید و حیرت کرد. او از شریک خود پرسید:«واقعاً بیسبال دوست داری؟»مرد پاسخ داد:«نه، حتی یک درصد، اما واقعاً عاشق پسرم هستم.»روی رابطه ات با فرزندانت سرمایه گذاری کن، نیازی نیست مثل این پدر هزینه کنی، اما می توانی برای پسرت وقت بگذاری، می توانی اجازه بدهی دخترت متوجه شود مراقبش هستی.باید این حساب ها را پُر نگه داری.بیشتر بخوانید:مقاله «آگاهی از گنج درون»اول واریز بعد برداشتنکته مهمی که باید دقت کنیم این است که هر حسابی را باید اول با واریر کردن پُر کنیم و سپس حق برداشت از آن را داریم.وقتی دیگران متوجه شوند برای تو اهمیت دارند، طرف آنها هستی و خوبی شان را می خواهی، واکنش های جالبی نشان می دهند.معمولاً هنگامی که می فهمند قصد محکوم کردن آنها را نداری، نمی خواهی شخصیت شان را سرکوب کنی و باعث نمی شوی حس بدی به خودشان پیدا کنند، مشتاقانه تغییر می کنند.اصلاح دیگران با جملات مثبتاغلب بعد از اتمام سخنرانی های ام در کلیسای لیکوود یا جاهای دیگر، من و ویکتوریا در مورد اتفاقاتی که افتاد و بخش هایی که می توانستیم بهتر باشیم با یکدیگر صحبت می کنیم.وقتی پیشنهاد یا انتقاد سازنده داشته باشیم به محض اینکه سوار خودرو شدیم شروع نمی کنم که خب ویکتوریا، اگر آن حرف را نمی زدی بهتر بود، کاش مثل من عمل می کردی.نه، وقتی پیشنهادی دارم و احساس می کنم به او کمک می کند، همیشه با یک جمله مثبت شروع می کنم. مثلاً می گویم:«ویکتوریا خیلی خوب بودی، حرف های مفیدی برای مردم زدی، آن نکته ای که گفتی خیلی خوب بود، آن مثالی که زدی خیلی به جا بود اما اگر دفعه بعد مکث بیشتری کنی، تأثیرگذارتر باشد و از این هم بهتر عمل کنی.»وقتی با جمله مثبت شروع می کنم او هم جبهه نمی گیرد و تمایل دارد پیشنهادم را بررسی کند.او نیز در مورد حوزه هایی که باید پیشرفت کنم، همین شیوه را در پیش می گیرد.سی ثانیه اول هر گفت و گو، یک ساعت بعد آن را مشخص می کند. پس وقتی می خواهی در مورد مسائل مهم صحبت کنی یا مسئله ای پیش آمده و ممکن است گفت و گویی تنش زا در پی باشد، همیشه با جملات مثبت شروع کن.پژوهش ها نشان می دهد برای از بین بردن یک گفت و گوی عاطفی با بار منفی باید پنج گفت و گوی مثبت کرد.به عبارت دیگر، قبل از اینکه از کسی انتقاد کنی مطمئن شو که پنج بار از او تعریف کرده ای.متأسفانه امروزه نسبت تعریف به اصلاح در جامعه، برعکس است. در برابر هر کار درست، پنج بار اشتباهاتمان را گوشزد می کنند و جای تعجب ندارد رابطه های ما آنطور که باید نیست و حساب های ما اعتبار ندارد.بیشتر بخوانید:مقاله «بهبود روابط با همسر»عشق واقعیاین را بدان، عشق حقیقی از خطاها چشم پوشی می کند. اگر اشتباه کردی تو را متهم نمی کند. عشق واقعی بهترین وجه هر کسی را می بیند.اگر می خواهی سرمایه گذاری هنگفتی در حساب خود کنی، این مسائل را رعایت کن:✔ وقتی کسی اشتباه می کند و خودش از آن باخبر است، از کاه کوه نساز،✔ فرزندت را مقابل اعضای خانواده و دوستان شرمنده نکن،✔ کارمندت را جلوی همکارانش تحقیر نکن،✔ اگر مجبور هستی در مورد مسئله ای نظر بدهی، این کار را خصوصی انجام بده و تلاش کن آبروی آنها حفظ شود.استفاده از واژه «متشکرم»نسبت به گفتن واژه «متشکرم» گارد نداشته باشید، وقتی دیگران کار خوبی برای شما انجام می دهند از این واژه استفاده کنید. این کار سرمایه گذاری بزرگی در حساب های عاطفی شماست.کمی پیش در حیاط خانه ام مشغول کار بودم. صبحی گرم و شرجی بود. برای آب خوردن به داخل خانه آمدم.در طول راه رفتگرهایی را دیدم که در حال جمع آوری زباله ها بودند. با خودم فکر کردم چند بطری دیگر آب با خودم می آورم و به آنها تعارف می کنم.وقتی به خانه ما رسیدند بطری ها را به دستشان دادم. واکنش آنها حیرت انگیز بود. انگار به هر کدام یک اسکناس صددلاری داده بودند. آنها بسیار قدردان من بودند.من برای این تصمیم زیاد فکر نکرده بودم و مسئله بزرگی نبود، اما سرمایه گذاری مهمی صورت گرفت.چند ماه گذشت. یک روز نتوانستیم زباله ها را به موقع بیرون ببریم. ماشین حمل زباله صبح زود آمد و رفت. نمی خواستم سطل زباله اشباع شده مدت سه یا چهار روز منظره ای ناخوشایند را پدید بیاورد.کار چندانی هم در آن شرایط از دستم بر نمی آمد. روز بعد آن رفتگرها برگشتند تا پیش از رفتن به محل خالی کردن کامیون، ببینند آیا زباله ای داریم یا نه! آنها این کار را فقط برای ما انجام دادند.اگر حساب های عاطفی ات را پر کنی زمانی که اصلاً انتظارش را نداری، محبتت جبران می شود.هنگام خرید از معازه از صندوقدار تشکر کن. با کارمند بانک، متصدی پمپ بنزین و آرایشگرت مهربان باش و از آنها تشکر کن.شاید بپرسی چرا خودم را باید به زحمت بیندازم؟ من که با آنها رابطه بلندمدت نخواهم داشت!شاید این طور باشد، اما به عنوان بخشی از رابطه با خداوند، مهر، محبت و قدردانی از هرکس را که می بینی، ابراز کن.عادت کن که هر روز به دیگران انگیزه بدهی و کاری کنی نسبت به خود احساس بهتری داشته باشند. قدرت کلمات تو می توانند سکوی پرتاب یک نفر باشد، می توانند زندگی او را از شکست نجات دهد و به سوی پیروزی بکشاند.منبع: سایت نگرش نیک</description>
                <category>negareshenik</category>
                <author>negareshenik</author>
                <pubDate>Tue, 16 Jun 2020 11:25:21 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ساخت عادت های پایدار</title>
                <link>https://virgool.io/@negareshenikir/%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87-%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA-%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D8%B1-nkrwjc3d8oef</link>
                <description>شما به کدام گرگ غذا می دهید؟یکی از افسانه های باستانی قبیله چِروکی در مورد پدربزرگی است که قوانین زندگی را به نوه اش می آموزد. پیرمرد عاقل قبیله می گوید:«پسرم درون هر انسان دو گرگ وجود دارد که با هم به مبارزه مشغول هستند. یکی از این گرگ ها اهریمنی است، پر از خشم، حسادت، کینه، غرور و تنبلی. گرگ دیگر مظهر خوبی است، سرشار از مهر و محبت، تواضع و خویشتن داری.»پسرک کمی فکر کرد و گفت:«کدام گرگ برنده می شود؟»پدربزرگ لبخندی زد و گفت:«هر کدام که به او غذا بدهی.»غذا دادن به عادت های منفی آنها را قدرتمندتر می سازد. مثلاً مدام از شغلت شکایت داری، غُر می زنی که اعضای شرکت با تو درست رفتار نمی کنند، دیگر نمی توانی رفت و آمد به محل کار را تحمل کنی.عجیب است اما احساس می کنیم با غُر زدن راحت می شویم، آرام می شویم و حس خوبی پیدا می کنیم. اما آن گرگی که از دست ما غذا می خورد، همیشه باز هم می خواهد.دفعه بعد که وسوسه شدی غُر بزنی، از خودت بپرس:✔ آیا می خواهم به عادت های نادرست غذا بدهم؟✔ آیا واقعاً می خواهم همین مرحله بمانم یا می خواهم دیگر به این غر زدن ها گرسنگی بدهم و یک مرحله بالاتر بروم؟سوال بپرسیداگر کسی در مورد موضوعی داشت پیش شما غر می زد کافیست از او سوال بپرسید، سناریوی زیر را با خودتان چندین بار تمرین کنید:مثلاً همسرتان دارد پیش شما از رئیس اش بد می گوید، از او بپرسید:تا کی می خوای به شکایت کردن ادامه بدی؟به من بگی کمکی می کنه که بتونی مسئله رو حل کنه؟میگه نه فقط آرومم میکنه، بعد بپرسید:خب من چه حالی میشم؟میگه ناراحت میشی، باید بپرسید:خب الان باید چیکار کنی؟ فکر نمی کنی باید بری به خودش بگی؟دوستان سوال خوب وقتی می پرسید، غیرمنطقی ترین افراد هم منطقی می شوند و راحت خودشون می توانند به جواب درست به جای غر زدن یا شکایت کردن دست یابند.جیم ران می گوید:اگر از چیزی ناراضی هستید، جایتان را عوض کنید، شما درخت نیستید.تأکید روی خوبی ها به جای غر زدنبه جای غر زدن در مورد رفت و آمد به محل کار، یاد بگیر بگویید:«خدای عزیزم، خوشحالم که لااقل یک شغل دارم. شاید مردم با من بدرفتاری کنند، اما من برای آن مردم کار نمی کنم، من به تو خدمت می کنم.»وقتی این کار را انجام دهی روی خوبی ها تأکید کرده ای و عادت های جدید به مرور پرورش می یابند. عادت یک رفتار اکتسابی و آموختنی است. ما این کار را بدون فکر انجام می دهیم و تقریبا ارادی نیست.آنقدر این کار را انجام داده ایم که بخشی از طبیعت ما شده است. البته که بسیاری از عادت ها ریشه در فرهنگ ما و جایی که در آن بزرگ شده ایم دارند.اگر در خانه ای بزرگ شده ای که همه نامرتب، تنبل و بی انضباط هستند، تو هم احتمالاً بعضی از آن عادت ها را کسب کرده ای.از طرف دیگر اگر در خانه ای بزرگ شده ای که آدم های مرتب، منظم در آنجا باشند، تو هم احتمالاً این عادت ها را داری.بسیاری از مردم سر ساعت بیدار می شوند و به موقع می خوابند، در نتیجه بدنشان سرحال است و سالم تر هستند، این الگوها و رفتارهای مثبت اکتسابی هستند.انضباط شخصیمطالعات نشان می دهند 90 درصد رفتارهای روزانه ما مثل شیوه رفتار با دیگران، نحوه خرج کردن پول، سبک فیلم هایی که تماشا می کنیم و هر آنچه که گوش می دهیم، از روی عادت هستند.90 درصد اوقات ما خودکار رفتار می کنیم و کارهای همیشگی را انجام می دهیم. پس اگر می خواهی زندگی ات را تغییر دهی باید آگاهانه عادات روزانه خود را عوض کنی.ساخت عادت های پایدارخبر خوب این است که می توانی تغییر کنی. می توانی عادت های بهتر کسب کنی. بیشتر مطالعات نشان می دهند که یک عادت می تواند طی شش هفته ترک شود.بعضی تحقیقات هم اثبات کردند که بعضی از عادت ها فقط در عرض 21 روز عوض می شوند.به این موارد بیاندیش:اگر مدت یک ماه یا بیشتر به خود نظم بدهی و درد این تغییر را به جان بخری، می توانی از آن رفتارهای نادرست خلاص شوی، یک عادت سالم جدید کسب کنی و به سطح جدیدی از آزادی شخصی برسی.پیشنهاد می کنم همین الان حتما یک مقاله در مورد «انضباط شخصی چیست» بخوانید و کمی اطلاعات خود را در این زمینه بالا ببرید و به کار بگیرید.بیشتر بخوانید:مقاله مولتی ویتامین روح – قسمت ششم: انضباط شخصی چیستعادت های بد مثل…معمولاً وقتی از عادت های بد حرف می زنیم ذهنمان به سمت اعتیاد به مواد مخدر و الکل یا سوءاستفاده های دیگر می رود.اما کافیست به زندگی روزمره ات نگاه کنی.✔ اگر هر روز صبح دیر از خواب بیدار می شوی با وجود اینکه شب قبل از خواب برای صبح زود تنظیم کرده بودی، این یک عادت بد است.✔ اگر هر روز پنج دقیقه به پیدا کردن وسایلی اختصاص دهی که سر جای خودشان نیستند، مثل کلید، جوراب، موبایل، عینک و…، در انتهای سال حداقل یک هفته از عمرت را از دست داده ای و این یک عادت بد است✔ اگر وقتی در ترافیک گیر می کنی سر جامعه و دولت و پلیس راهنمایی رانندگی غر می زنی، این هم یک عادت بد است.✔ اگر مدام در اثر کوچکترین فشار مالی از دیگران پول قرض می کنی، این هم یک عادت بد دیگر است.عادت های خوب مثل…✔ گوش کردن به آهنگ های انگیزشی و مثبت به جای آهنگ هایی که موج منفی وارد ذهن شما می کنند.بیشتر بخوانید:دانلود آهنگ های انگیزشی ✔ دیدن فیلم های سینمایی خوب به جای اینکه هر فیلمی با هر داستانی را ببینیم.بیشتر بخوانید:دانلود فیلم های سینمایی انگیزشی✔ یک ربع تا بیست دقیقه ورزش در طول روز، نیازی نیست حتما حرفه ای ورزش کنیم یا روزی چندین ساعت را به ورزش اختصاص دهیم، کافیست صبح ها یا هر زمان دگری که راحت تر هستید روزی چند دقیقه فقط ورزش کنیم، پیاده روی کنیم، شنا کنیم.ساخت عادت‌ های پایدارافراد موفق عادت های بهتری دارند. به همین دلیل است که حتی گلف بازان حرفه ای نیز تقریباً هر روز تمرین می کنند.برخی از این ورزشکاران حتی وقتی در تورنمنت ها نیستند باز هم پانصد الی هزار ضربه می زنند. ساعت ها مهارت های خود را تکرار می کنند تا در لحظه مسابقه بدون فکر کردن آن را اجرا کنند.جای تعجب ندارد که این افراد به موفقیت می رسید، چون عادت های درست را به صورت روزانه در خود شکل داده اند.برای ساخت عادت های پایدار مثلا اگر عادت کرده ای دیر به محل کار بروی، آن عادت را می توانی تغییر دهی. پانزده دقیقه زودتر از خواب بلند شو تا سریع تر به محل کار، مدرسه یا مصاحبه برسی.برای خودت قانونی جدید بگذار تا همیشه به موقع حاضر شوی، با خودت تعهد کن که وقتی منظم بودن به این قدر ساده است، پس به خودم اجازه نخواهم داد که دیگر دیر برسم.ساخت عادت های پایدار - جول اوستینتمرین رفتارهای صحیحتکرار یک عمل باعث تثبیت آن می شود. باعث می شود خودکار جلو برویم. بنابراین، باید مطمئن شویم که رفتارهای صحیح را تمرین می کنیم.برای مثال:✔ همه ما باید عفو و بخشش را تمرین کنیم. دفعه بعد که کسی به تو توهین کرد یا از او رنجیدی، بدی را با بدی پاسخ نده به سرعت او را ببخش، نادیده بگیر و بخشیدن را تمرین کن.بیشتر بخوانید:داستان انگیزشی – قسمت چهارم: لذت بخشیدن دیگران✔ بیا در شیوه خرج کردن و تصمیم های اقتصادی صحیح نیز منظم باشید. بسیاری از مردم دخل و خرج یکسانی ندارند، زیرا عادت های بدی کسب کرده اند، مثلاً چک می کشند ولی پولی در حساب شان نیست. این طور خرید کردن شیوه ای نادرست است، فهمیدن این نکته نبوغ بالا نمی خواهد.این روزها مردم دعا می کنند معجزه شود. می خواهند وضعیت مالی شان یک شبه از این رو به آن رو شود. با احترام می گویم که گاهی وقت ها به معجزه نیاز نداریم، فقط کافی است درست خرج کنیم.کسانی را می شناسم که اگر فردا خدا یک میلیون دلار به آنها بدهد، یک سال بعد باز هم از لحاظ اقتصادی در مضیقه هستند و دوباره همین مشکلات را خواهند داشت، چرا؟چون درست خرج کردن و صرفه جویی را بلد نیستند. باید قبل از خرید وسیله ای که ما را به شدت مقروض می کند به اندازه کافی فکر کنیم.آیا واقعاً به آن خودروی مدل بالا نیاز داری؟ آیا می ارزد که این همه برای خرید آن زیر بدهی بروی و شب ها به سختی بخوابی؟کافیست در ابتدای کار تفاوت میان خواسته ها و نیازهای خود را درک کنید، نظم و انضباط و کنترل کردن خودتان را یاد بگیرید و خداوند به شما برکت خواهد داد و به جایی خواهید رسید که برای خرید وسایلی که دوست دارید داشته باشید، دیگر به قیمتش دقت نمی کنید.ساخت عادت های پایدار - نگرش نیکمنبع: سایت نگرش نیک</description>
                <category>negareshenik</category>
                <author>negareshenik</author>
                <pubDate>Tue, 16 Jun 2020 11:18:32 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حداقل هایی برای پایدار کردن روابط با دیگران (جول اوستین)</title>
                <link>https://virgool.io/@negareshenikir/%D8%AD%D8%AF%D8%A7%D9%82%D9%84-%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D8%A8%D8%B7-%D8%A8%D8%A7-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AC%D9%88%D9%84-%D8%A7%D9%88%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%86-ugi1nsoivlgt</link>
                <description>توقع تان را پایین بیاوریدرابطه ها واقعاً در زندگی اهمیت دارند. رابطه ما با خدا، همسرمان، بچه ها، اعضای فامیل، دوستان و دیگران.با وجود این معمولاً اجازه می دهیم در فهرست اولویت ها، جایگاهی بسیار پایین داشته باشند.اگر مراقب نباشیم اجازه می دهیم کسی یا چیزی خیلی راحت بین ما و عزیزمان شکاف ایجاد کند. برای داشتن روابط سالم باید یاد بگیریم چگونه کشمکش ها را از زندگی خود دور نگه داریم.خداوند یکایک ما را منحصر به فرد آفریده است و شخصت ها و خلق و خوهای متفاوت داریم. مواجهه ما با مسائل، متفاوت است.از این رو جای تعجب ندارد که گاهی یکدیگر را آزرده خاطر می کنیم. معمولاً وقتی یک نفر با ما موافق نباشد یا از دید ما به مسئله نگاه نکند، اجازه می دهیم اختلاف ها شعله ور شوند.فهمیده ام اگر کسی دقیقاً شبیه من نیست یا کاری را به شیوه من انجام نمی دهد، دلیل نمی شود که راه من درست است و راه او نادرست.ما فقط با بکدیگر متفاوتیم و این تفاوت ها می تواند حساسیت در رابطه ایجاد کند.اگر می خواهیم کشمکش ها را از زندگی خود دور کنیم باید یاد بگیریم بنا را به صداقت بگذاریم، اگر خطا کرده اند لزوماً قصد و غرضی در کار نبوده است.ما هم باید در بعضی موارد چشم پوشی کنیم و سر مسائل جزئی دعوا و مرافعه راه نیندازیم و زود از کسی دلخور نشویم.داشتن رابطه سالم و پایداررفتارهای غیرعادلانههر انسانی مرتکب اشتباه می شود و همه ما ضعف داریم. نباید انتظار داشته باشیم اطرافیان ما بی عیب و نقص باشند، نکته ای که باید دقت کنید این است که:مهم نیست فرد موردنظرتان چقدر بی نظیر است و اهمیتی ندارد چقدر او را دوست داری یا عاشق اش هستی، اگر زمان زیادی را با او بگذرانی احتمال اینکه به تو توهین کند وجود دارد.اگر توقع داشته باشیم که همسرمان یا کسی که خیلی با او در ارتباط هستیم، بی عیب و نقص باشد، عادلانه رفتار نکرده ایم و این کار باعث ناامیدی ما می شود.برخی افراد به این شیوه زندگی می کنند که:✔ تا وقتی تو را دوست دارم که به من آسیب نرسانی یا خطایی مرتکب نشوی.✔ تا وقتی با تو دوست می مانم که با من درست رفتار کنی.✔ تا وقتی تو را تأیید می کنم که کارها را به شیوه من انجام دهی.این رفتارها هم منصفانه نیستند و فشار زیادی را به طرف مقابل وارد می کنند و برای داشتن رابطه سالم باید آنها را از زندگی خود خارج کنید.بیشتر بخوانید: مقاله «بهبود روابط با همسر»چشم پوشی از عیب و نقص هامن نمی توانم همسری بهتر از ویکتوریا پیدا کنم. او بسیار دوست داشتنی، مهربان و سخاوتمند است.اما مواردی هم هست که باید از آنها بگذرم، مسائلی هست که باید چشم پوشی کنم و به این معنا نیست که او مشکل دارد.او هم مثل من انسان است، اگر من هم عیب جو و ایرادگیر بودم و از تمام خطاهای او فهرست تهیه می کردم، حتماً رابطه ای طاقت فرسا پیدا می کردیم و خیلی زود رابطه مان خراب می شد.ما می دانیم که هر کدام از ما ضعف هایی داریم و مقداری از نیازهای یکدیگر را هم نمی توانیم برطرف کنیم، بنابراین یاد گرفته ایم که:از این قسمت از ضعف های یکدیگر چشم پوشی کنیم، قضاوت های سرسری نکنیم و خیلی راحت از یکدیگر دلخور نشویم.بیشتر بخوانید:مقاله «زندگینامه جامع جول اوستین»همسر بی عیب و نقص!«جول، ما با یکدیگر نمی سازیم، با یکدیگر هماهنگ نیستیم. تلاش کرده ایم اما دیگر عشقی بین ما نمانده است.»حقیقت این است که هیچ دو نفری کاملاً با یکدیگر هماهنگ نیستند. باید به نفع رابطه مان توافق کنیم، باید فداکاری کنیم و از بعضی موارد چشم بپوشیم.همسر بی عیب و نقص وجود ندارد. ویکتوریا گاهی اوقات مردم می گوید:«همسرم جول بی نظیر است.»از تو می خواهم یک لحظه هم این حرف را باور نکنی، هر چند که او به این مسئله باور دارد و با اطمینان این حرف را می زند. هیچکس بی عیب و نقص نیست.یک بار خانمی در مورد همسرش به کنایه گفته بود:«ازدواج من و همسرم برد و باخت بود. همسرم نمی توانست بهتر از این برنده شود، من هم بدترین باخت عمرم را داشتم.»وقتی با کسی مخالف هستی بگذار آن مخالفت فقط در چهره ات نمایان باشد، اجازه نده به قلبت هم سرایت کند.من و ویکتوریا در این مواقع یاد گرفته ایم چگونه با اختلاف نظرهای همدیگر به توافق برسیم.وقتی نظر خود را بیان می کنی، تلاش نکن دیگران را مجبور کنی تا ذهنیت خود را عوض کنند. به آنها حق بده طرزفکر خودشان را داشته باشند.هر کسی حق دارد نظر بدهد و تو هم حق داری که نظرش را با احترام نادیده بگیری.اگر فقط زمانی خوشحال می شوی که دیگران با تو هم نظر باشند، پس در واقع از آنان سوءاستفاده و تلاش می کنی حرف آخر را خودت بزنی.بهترین راه این است که نظر خود را با آنها در میان بگذاری، سپس یک قدم به عقب برداری و اجازه بدهی خداوند روی آن مسئله و آن فرد کار کند.قدرت کلماتتمام تلاش خود را بکن تا محیطی آرام و هماهنگ در خانه به وجود بیاوری. اگر وسوسه شدی حرف های آزاردهنده و نیش دار به زبان بیاوری، به خودت لطفی بکن:تو می دانی این کار لازم نیست، پس اگر چنین موقعیتی برایت پیش آمد یک نفس عمیق بکش، ده ثانیه صبر کن و به حرف هایی که می خواهی بزنی بیشتر فکر کن.قدرت کلمات را دست کم نگیرید. کلمات می توانند مثل چاقو بُرنده باشند. شاید آنها را در چند ثانیه بیان کنی، اما شنونده حتی پس از گذشت ماه ها و سال ها با به یاد آوردن آنها احساس می کند قلبش تیر می کشد.تا به حال شده است به اجاق گاز دست بزنی و سریع دستت را عقب بکشی اما هفته ها بعد هنوز هم احساس سوزش داشته باشی؟کلمات آزاردهنده و عیب جویانه هم همین گونه عمل می کنند.هیچوقت همسرت را با طلاق تهدید نکن. از مردم شنیده ام:«اگر این کار را تکرار کنی، دیگر من را نخواهی دید. اگر این کار را انجام ندهی تو را ترک می کنم.»تو مسئول هستی و نباید اجازه دهی این دسته از جملات منفی در خانه شما جاری شود.اگر با همسرت مثل ملکه رفتار کنی او تمایل بیشتری نشان می دهد تا با تو مانند یک پادشاه برخورد کند.اگر می خواهی یک ازدواج سالم و پایدار داشته باشی باید از همسرت تعریف و تمجید کنی و از کلمات برای انرژی و انگیزه بخشیدن به او استفاده کنی. این یک ضرورت است.احترام متقابلآقای محترم، در خودرو را برای همسرت باز کن، خانم محترم، صبح ها برای همسرت قهوه و صبحانه مفصل درست کن. عشق، احترام و محبت خود را به همسرت نشان بده.از کسی شنیدم اگر مردی در خودرو را برای همسرش باز کند یا خودرواش جدید است یا همسرش!شاید لازم باشد به جامعه ای بازگردیم که مردان را به احترام گذاشتن تشویق می کند.شاید کسی بگوید:«اگر اینگونه رفتار کنم، دوستانم فکر می کنند زن ذلیل هستم و روزگارم را سیاه می کنند.»اگر این طور است احتمالاً باید دوستان تازه ای پیدا کنی. مردانگی یک مرد با  باز کردن در خودرو برای همسرش کاهش نمی یابد.نر بودن ضرورتاً باعث مردانگی نیست. احترام و بزرگ منشی از تو مرد می سازد. مراقبت از همسر و فرزندان تو را مرد نشان می دهد.بیشتر بخوانید:مقاله «شارژ حساب بانکی عاطفی»رنجش ها را یادداشت نکنید«خب همسرم امروز با من خوب صحبت نکرد، حتی برای غذایی که دیشب درست کردم از من تشکر نکرد!»به یاد داشته باش به جای اینکه تمام روز را به دلخوری و ناراحتی سپری کنی، این را در نظر بگیر:شاید مثل همیشه نبوده است شاید در محیط کار تحت فشار زیاد قرار داشته یا به دلیل مشکلی استرس داشته است.به جای قضاوت و سرزنش، بنا را بر صداقت بگذار و بهترین وجه شخصیت او را قبول کن.پدرم همیشه می گفت:«هرکسی حق دارد هر چند روز یک بار بی حوصله باشد.»رابطه ات می تواند وارد مرحله ای کاملاً جدید شود به شرط اینکه دفتر یادداشت ایرادگیری ها را کنار بگذاری.کسانی را می شناسم که از خاطرات بد بیست سال گذشته یادداشت های ذهنی درست کرده اند و هر بار که همسرشان آنها را آزرده خاطر می کند، جزئیات آن خاطرات را به یادش می آورند.مادامی که لجنزار گذشته را هم بزنی در زمان حال هم کشمکش خواهی داشت.کریستین در حال رانندگی در یک چهارراه بود که ناگهان با سرعت پیچید و با خودرویی دیگر تصادف کرد. مشکل اینجا بود که خودروی او هدیه همسرش اریک بود.راننده خودروی دیگر که مردی میانسال و محترم بود پیاده شد و به سمت او آمد و با مهربانی پرسید:«حالتان خوب است خانم جوان؟»کریستین با هق هق جواب داد:«من خوبم اما تازه ازدواج کردم و این خودرو هدیه عروسی همسرم بود، او ناراحت می شود بفهمد و نمی دانم چه کار کنم؟»مرد محترم تلاش می کرد او را دلداری بدهد. «مطمئنم همه چیز روبره می شود، حتما تو را درک می کند.»مرد ادامه داد که «بیمه نامه ها را به یکدیگر تعویض کنیم و برویم؟»کریستین داشبورد را باز کرد و کارت ماشین و بیمه نامه را آنجا پیدا کرد. یک پاکت نامه هم به مدارک ضمیمه شده بود و یادداشتی از طرف اریک آنجا بود:«عزیزم اگر احیاناً تصادف کردی این را بدان من عاشق تو هستم نه خودرو!»من می خواهم چنین آدمی باشم، کسی که لطف می کند، حتی در قبال اشتباه و خطا.به جای به رخ کشیدن اشتباه یک فرد یاد بگیر ضعف های اطرافیانت را بپوشانی.مکمل یکدیگر باشید«اما جول، من و همسرم با هم نمی سازیم. اصلاً به هم نمی خوریم، خیلی تفاوت داریم.»ممکن است خداوند از قصد تو را در مجاورت کسانی قرار دهد که با تو متفاوت هستند. این اشتباه نیست. نقاط ضعف و قوت تو با او ممکن است کاملاً متفاوت باشد.اما در حالت ایده آل اگر کمی دقت کنی می توانی بفهمی که نقاط قوت تو می تواند نقاط ضعف او را جبران کند و برعکس. شما می توانید مکمل یکدیگر باشید.شما باید کامل کننده شخصیت یکدیگر باشید نه اینکه با هم رقابت کنید. شما هنگامی که با یکدیگر هستید به نسبت اوقاتی که تنها هستید خیلی قوی تر می شوید.اما باید او را بررسی کنی و کامل بشناسی، از آنچه نمی پسندد آگاه باشی، آستانه تحمل او را پیدا کنی و به ضعف هایی که دارد اجازه ندهی رابطه شما را به دردسر بیندازد.بیشتر بخوانید:مقاله «آگاهی از گنج درون»تعهد فقط برای شروع یک رابطه نیستبیش از بیست سال است که من و ویکتوریا با هم ازدواج کرده ایم. ما همیشه با هم موافق نیستیم. اما به یکدیگر تعهد داریم و به کودکان و خانواده های خود هم متعهدیم.پیشاپیش توافق کرده ایم برای برطرف کردن اختلافاتی که پیش خواهد آمد، به خوبی عمل کنیم.برخی فقط در زمان آشنایی یا سال های اولیه ازدواج به یکدیگر پایبند می مانند. تا وقتی همه چیز گل و بلبل باشد اوضاع خوب پیش می رود. اما اگر از تب و تاب بیفتد چطور؟حالا به جای دیدارهای رمانتیک قرار است جوراب های کثیف و لباس ورزشی های بدبوی او را تمیز کنی. این مسئله تعهد می طلبد.وقتی قرار می گذاشتید خانمت همیشه مرتب بود و آرایش می کرد، هرگز او را با موهای آشفته و صورت رنگ پریده ندیده بودی، اما حالا گاهی اوقات با خود می گویی:«من او را نمی شناسم، آن زن کیست؟!»ازدواج یک تعهد است و فقط به احساسات مربوط نیست.نمی توانی دیگران را تغییر دهیشاید تو آدم منظمی هستی و دوست داری هر چیزی را دقیقا سر جای خودش قرار دهی، اما همسرت شلخته است و همه چیز را در گوشه و کنار خانه رها می کند.هزاربار به او گفته ای کفش هایش را جلوی تلویزیون نگذارد اما مطمئنی دفعه بعد که از جلوی تلویزیون رد می شوی کفش هایش آنجا هستند. بعد می روی از او می پرسی:«کی می خواهی کفش هایت را برداری؟ خسته شدم از بس کثیف کاری های تو را تمیز کردم. همیشه همین است.»نه، چرا در صلح و صفا نیستید؟ خیلی راحت کفش ها را خودت کنار بگذار. این مسئله آنقدر مهم نیست که به آن اجازه می دهی بین تو و همسرت دلخوری به وجود بیاورد.جملات جول اوستینباید درک کنیم که نمی توانیم دیگران را تغییر دهیم، نمی توانیم یک سری از رفتارهای دیگران را باب میل خودمان عوض کنیم.وقتی که ایراد گرفتن را کنار بگذاریم، غر نزنیم، آن موقع است که همسرمان تغییر می کند.وقتی اشتباهات او را می پوشانی و اجازه نمی دهی آرامش خانه را بهم بریزد، بذری را در وجود طرف مقابل می کاری و خداوند آن را آبیاری می کند.به یاد داشته باش تو نمی توانی دیگران را تغییر دهی.این کار، کار خداست. تو می توانی تمام روز از دست همسرت گله و شکایت کنی اما فقط باعث وخیم تر شدن اوضاع می شود و نتیجه آن کشمکش و اختلاف های مضاعف است.بحث های بی اهمیت را کنار بگذاریدگاهی وقت ها اجازه می دهیم در جزئی ترین و بی اهمیت تری مسائل کشمکش به راه بیفتد. درباره مسائلی بحث می کنیم که اصلاً مهم نیستند، این کار رابطه سالم و پایدار را از بین می برد.یک بار من و ویکتوریا در حال رانندگی توقف کردیم تا خانه ای را که در حال ساخت بود مشاهده کنیم. من گفتم:«نمی دانم چرا پارکینگ و انباری را اینجا ساخته است. من اگر بودم این قسمت را آن طرف ساختمان طراحی می کردم.»ویکتوریا نگاهی به خانه انداخت و گفت:«خب فکر کنم پارکینگ را اینجا گذاشته است تا بتواند اتاق های بیشتری طراحی کند.»محوطه را بررسی کردم و موقعیت خانه را در نظر گرفتم، سپس پاسخ دادم:«با این کار نمی تواند اتاق های بیشتری داشته باشد.»ویکتوریا جواب داد:«صددرصد می تواند جول، این کار فضای بیشتری در اختیار او قرار می دهد.»پانزده دقیقه گذشت و ما همچنان در مورد محل پارکینگ جروبحث می کردیم. صدایمان بلندتر شده بود و از کلمات تندتری استفاده می کردیم.سرانجام با خودم فکر کردم چرا طراحی محل پارکینگ آنها باید برای ما مهم باشد؟ ما حتی این افراد را نمی شناسیم. چرا باید این بحث بیهوده را ادامه دهم؟پس من و ویکتوریا توافق کردیم که نظرات متفاوتی داریم و به راه خود ادامه دادیم.مبارزه ها را عاقلانه انتخاب کن. در مورد مسائلی که واقعاً ارزشی ندارند بحث نکن. به اندازه کافی در زندگی مسائل مهم وجود دارد.بیشتر بخوانید:مقاله «چطور گذشته را فراموش کنیم؟»نیازی نیست برتری خود را ثابت کنییک روز من و ویکتوریا در حال خروج از زمین بازی بیسبال هوستون بودیم. من واقعاً بهترین مسیر برای خارج شدن را بلد نبودم. وقتی از آنجا بیرون آمدیم پرسیدم:«ویکتوریا باید به راست بپیچم یا چپ؟»ویکتوریا پاسخ داد:«گمان کنم باید به راست بپیچی.»بالا و پایین خیابان را نگاه کردم، مسیر سمت راست برایم آشنا نبود، گفتم:«نه فکر کنم باید از چپ برویم.»او به مسیرها نگاه کرد و گفت:«نه جول، من مطمئنم که باید از راست برویم.»گفتم:«ویکتوریا خانه ما آن طرف است و مطمئنم باید از آن سمت برویم.»و سپس سریع خودرو را روشن کردم و به چپ پیچیدم و او گفت:«بسیارخب، ایرادی ندارد اما اشتباه می رویم.»ما اوقات آرامی را قبل آن گذرانده بودیم و به ما خوش گذشته بود. اما حال و هوای ما در آن لحظات عوض شده بود، پریشان و عصبی و پرخاشگر شده بودیم. دیگر با همدیگر حرف نمی زدیم، جو خیلی سنگین شده بود.کافی بود غرورم را کنار بگذارم و از مسیری که او می گفت می رفتم. هیچ اتفاق بدی نمی افتاد، حتی اگر اشتباه هم بود مگر چند دقیقه دیرتر چه اهمیتی داشت؟اما نه، آن لحظه طرزفکرم این بود که باید به او نشان دهم اشتباه می کند و حق با من است. باید خودم را ثابت می کردم.شروع کردم به رانندگی و تلاش می کردم وانمود کنم که از مسیر و مقصد مطلع هستم، اما انگار در ژاپن بودم!هیچ ایده ای برای ادامه مسیر نداشتم. نمی دانستم کجا هستیم. هر بار هم که به ویکتوریا نگاه می کردم لبخند می زد و می گفت:خب تو باید به من گوش می دادی، احتمالاً فردا همین موقع به خانه می رسیم.»هرقدر ادامه می داد من عصبی تر می شدم. سرانجام بعد از سی دقیقه چرخیدن دور خودم گفتم:«بسیار خب، بر می گردم به همان پارک تا ببینیم مسیر جدید ما را به منزل می رساند یا نه.»او گفت:«بحث زمان است.»به همان جای اول برگشتیم و طبق آدرس دهی ویکتوریا پیش رفتیم. اصلا برای من مهم نبود که به منزل برسیم فقط نمی خواستم ویکتوریا راه را به من نشان دهد.در نهایت هم طبق آدرسی که ویکتوریا به من داده بود به خانه رسیدیم. باورم نمی شد، گفتم:«ویکتوریا آن مسیرها را از کجا بلد بودی؟»گفت:«خب یک پارچه فروشی کوچک پایین این خیابان هست و من همیشه از آنجا خرید می کنم.»اشتباه من را تکرار نکن. فکر نکن همیشه باید برتری خود را ثابت کنی. غرورت را کنار بگذار. عقیده دیگران را هم در نظر بگیر. شاید فکر کنی حق با توست، اما احتمال اشتباه کردن برای تو هم وجود دارد.پیروزی به چه قیمتی؟بسیاری را می شناسم که به خاطر مسائل جزئی و احمقانه طلاق گرفته اند، شاید از صمیم قلب همدیگر را دوست داشتند اما با گذشت سال ها اجازه می دهند کشمکش ها در روابط آنها شکاف ایجاد کند.شاید یک شبه اتفاق نیفتد، اگر لجبازی کنی و نیش و کنایه بزنی، حتی اگر هم اینک متوجه نباشی، سرانجام آن رابطه رو به تباهی می رود. اگر سریع به کار نشوی، زندگی روی سرت آوار می شود.یک روز به خودت می آیی و می گویی:«این چه کاری بود که من کردم؟ من این رابطه را خراب کردم، این چه رفتار احمقانه ای بود؟»باید کشمکش را از زندگی ات دور نگه داری، تو می توانی در هر بحثی پیروز شوی، اما تا الان فکر کردی به چه قیمتی؟اگر به آشفتگی ختم شود، باعث دلخوری شود و رابطه ات را نابود کند چه؟حتی اگر در آن بحث پیروز شوی اما در نهایت متوجه می شوی چیز باارزش تری را باخته ای.بیشتر بخوانید:مقاله «چگونه شغل مورد علاقه خود را انتخاب کنیم؟»اول تو تغییر کن«خب هروقت همسرم تغییر کند، من با او آشتی خواهم کرد. هر موقع رئیسم رفتار بهتری داشته باشد، رفتار من هم عوض می شود.»اگر منتظر هستی طرف مقابل آرامش را برقرار کند، شاید تمام عمر در انتظار بمانی و زندگی ات معلق بماند.آرامش با تو آغاز می شود و تو باید اولین قدم را برداری.اگر تصمیم بگیری حتی هنگامی که دیگران اشتباه می کنند آرامش را حفظ کنی، خداوند تو را توانگر می کند، برکت می دهد و از آنچه بودی سرفرازتر خواهد کرد.بیل و مری پس از ازدواج مشکلات بسیاری داشتند. در واقع به ندرت با یکدیگر ارتباط برقرار می کردند و صرفاً کنار یکدیگر روزگار می گذراندند.بیل به شدت خودخواه و اهل بحث و جدل بود. مردی منفی باف و ایرادگیر که به سختی می شد با او کنار آمد.با وجود این، مری خالصانه خدا را دوست داشت. هر هفته به کلیسا می رفت و تلاش می کرد درست زندگی کند. اما بیل هیچ ارتباطی با مسائل الهی نداشت و اغلب امور معنوی را به سخره می گرفت.مری تقریبا هر روز دست به دعا برمی داشت تا خداوند همسرش را تغییر دهد. سال ها گذشت و پیشرفتی حاصل نشد.وقتی او از خدا خواست همسرش را تغییر دهد خدا به او گفت:«مری به محض اینکه خودت تغییر کنی، همسرت را تغییر خواهم داد.»مری پاسخ داد:«مشکل از اوست، او باید تغییر کند تا من تغییر کنم. او ایرادگیر است.»خدا گفت:«نه تو الان از حقیقت باخبری، می دانی کدام کار درست است، هر زمان کار درست را انجام دادی، بیل تغییر خواهد کرد.»مری سخنان خدا را پذیرفت و برای برقراری صلح در خانه خود اقداماتی ویژه کرد. در کمتر از یک سال، بیل شروع به تغییر کرد، اوایل با سرعتی آهسته سپس با جهش هایی حیرت انگیز.امروز هر دو خدا را ستایش می کنند و مثل تازه عروس و دامادها یکدیگر را دوست دارند.بیشتر ما منتظریم طرف مقابل تغییر کند. می دانیم که او مقصر است. برای داشتن رابطه سالم و پایداری آن نکته ای که باید توجه کنیم این است که:با آگاهی داشتن از اشتباهات دیگران خداوند مسئولیتی را به ما سپرده است. باید پیش قدم شویم و تغییر کنیم، باید چشم پوشی کنیم.وقتی اجازه می دهیم کشمکش راه بیفتد، در واقع در را برای تمام بدبختی ها باز گذاشته ایم.شما مسئول هستیدچند سال پیش من، ویکتوریا و فرزندانمان برای دوچرخه سواری به پارک رفتیم. آن روز، روز خوبی برای من نبود. از دست ویکتوریا عصبانی بودم و به جای اینکه آن موضوع را رها کنم دائم با آن کلنجا می رفتم.اصلاً مسئله بزرگی نبود، می توانستم چشم پوشی کنم و از بودن با خانواده ام لذت ببرم اما تصمیم گرفتم بداخلاق بمانم.دخترم الکساندرا را پشت دوچرخه خودم نشاندم و از ویکتوریا و پسرم جاناتان دور شدیم.مسیر دوچرخه سواری عرض کمی حدود 2 متر داشت و جاناتان تازه یاد گرفته بود دوچرخه سواری کند. هنوز به خودش اطمینان نداشت و مجبور بود آهسته براند.تقریبا 90 متر از آنها جلوتر بودیم که دوچرخه سوار دیگری از طرف مقابل نزدیک شد و با سرعت زیاد از کنار من گذشت.اولین فکری که کردم این بود که امیدوارم جاناتان مراقب باشد، این مرد انگار پرواز می کند!کمی بعد این دوچرخه سوار به جاناتان نزدیک شد. پسرم تعادل خود را از دست داد و دوچرخه به سمت آن مرد منحرف شد. آنها با یکدیگر برخورد کردند. صدای تصادف دوچرخه ها خیلی وحشتناک بود.یک لحظه فکر کردم دست یا پای جاناتان شکسته است. ترمز کردم، دوچرخه را انداختم و با سرعت تمام به سمت او رفتم. او را بلند کردم و از اینکه آسیب چندانی ندیده بود شگفت زده شدم.فقط پاها و بازوهایش کمی خراش برداشته بودند اما استخوان هایش سالم بودند و دوچرخه اش دیگر قابل استفاده نبود. خوشبختانه دوچرخه سوار دیگر هم سلامت بود.وقتی آرام شدم ندایی از درونم به گوشم رسید:«جول، خودت این داستان را به راه انداختی، می توانستی همان اول اوضاع را مرتب کنی، این امکان را داشتی که به کشمکش ها خاتمه بدهی اما نخواستی.»خودم بهتر می دانم، من حتی به دلخوری ها دامن زده بودم، خودم خواستم که بداخلاق باقی بمانم. این تصادف صددرصد نتیجه بدخلقی های من بود.البته که تمام تصادف ها به دلیل کشمکش ها نیست، اما می دانم من آن ماجرا را رقم زدم، بنابراین از اعضای خانواده ام معذرت خواهی کردم.بیشتر بخوانید: مقاله «چگونه فردی خاص باشیم؟»سخن آخروقتی سنگدل می شویم و تصمیم می گیریم کشمکش به راه بیندازیم، در واقع انتخاب می کنیم تا از سایه حمایت پروردگار دور شویم و از لطف و رحمت خداوند کناره می گیریم و رابطه سالم و پایدارمان از بین می رود.مثل من گاهی وقت ها باید با مسائل رو به رو شویم، اما باید تصمیم بگیریم از کشمکش ها اجتناب کنیم و برتری طلبی خود را کنار بگذاریم.برای داشتن رابطه سالم و پایدار باید پیش قدم شویم تا بحث و جدل را تمام کنیم. تصمیم بگیر مسئولیت را بر عهده بگیری و خودت اول تغییر کنی تا زندگی آرام تری داشته باشی.</description>
                <category>negareshenik</category>
                <author>negareshenik</author>
                <pubDate>Mon, 15 Jun 2020 15:56:44 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>زندگینامه کامل جول اوستین – جول اوستین کیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@negareshenikir/%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87-%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%AC%D9%88%D9%84-%D8%A7%D9%88%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D9%88%D9%84-%D8%A7%D9%88%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%86-%DA%A9%DB%8C%D8%B3%D8%AA-gspykkg21mbl</link>
                <description>جول اوستین کیست؟جول اوستین متولد 5 مارس 1963 میلادی است که معادل 14 اسفند 1341 شمسی می باشد و 56 سال سن دارد.پدر جول که یک کشیش بود، او را تشویق می کرد تا در کلیسا سخنرانی کند اما او نمی پذیرفت و علاقه ای نداشت. کلیسایی که بزرگترین کلیسای پروتستان (شاخه ای از مسیحیت) و در شهر هیوستون آمریکا واقع است.در نهایت جول اوستین در سال 1999 پس از فوت پدرش کار پدرش را ادامه داد و به جای پدرش کشیش ارشد کلیسای لیکوود شد. او هیچوقت تصورش را هم نمی کرد که راه پدرش را ادامه دهد.جول اوستین کشیش، نویسنده، روانشناس انگیزشی و سخنران می باشد که هر هفته یکشنبه ها در این کلیسا جلوی 16 هزار نفر به مدت تقریبا 30 دقیقه سخنرانی می کند.سخنرانی های هفتگی او توسط بیشتر از 7 میلیون بیننده در هفته و بیشتر از 20 میلیون نفر در ماه در بیش از 100 کشور دیده یا شنیده می شود.او نویسنده کتاب های زیادی می باشد که هفت تا از این کتاب ها جزو کتاب های پرفروش نیویورک تایمز به شمار می آیند که در ادامه به بعضی از کتاب های او اشاره می کنم.مخاطبان جول اوستین به او لقب «کشیش خنده رو» را دادند و سخنرانی هایش را با تکنیک های فن بیان با جذابیت به خصوصی همراه می کند طوری که وقتی پای صحبت های او می نشینید گذشت زمان را احساس نمی کنید.زندگینامه جول اوستینجول اوستین و خانواده اشنام همسر: ویکتوریا اوستیننام پسر: جاناتان اوستیننام دختر: الکساندرا اوستینجول اوستین و همسرشجول اوستین کتابی نوشته است به نام «Become a better you» که اخیراً به فارسی با نام «نسخه ی بهتر خودت» توسط ترجمه خانم «افسانه مقدم» و انتشارات «نسل نواندیش» به چاپ رسیده است.او این کتاب را به خانواده خود یعنی همسر، پسر و دخترش تقدیم کرده است و در ابتدای کتاب در مورد آنها اینگونه نوشته است:تقدیم به ویکتوریا، عشق من در زندگیممنونم که من را باور داری و تشویق می کنی تا کارهای بزرگتری انجام دهم. عشق، دوستی و روح مهربان تو تمام روزهای زندگی ام با تو را به هدیه تبدیل کرده است.بدون تشویق های تو به این جایگاه نمی رسیدم. به تو احترام می گذارم، تو را تحسین می کنم و مشتاقم باقی عمرم را با تو بگذرانم.بیشتر بخوانید: کلیپ انگیزشی جذب شخص با قانون جذب – باب پراکتورججول اوستین و همسرش تقدیم به جاناتان، پسر عزیزمممنونم که چنین پسر شگفت انگیزی هستی! تو مهربان و محترم هستی و حس شوخ طبعی بی نظیری داری. هوش، ذکاوت و استعدادهایت من را شگفت زده می کند.اوقاتی را که با هم سپری می کنیم گنجینه ای گرانبها برای من است. تو قرار است تأثیری شگرف بر دنیای ما بگذاری. افتخار می کنم که تو را «پسرم» خطاب کنم.جول اوستین و پسرشتقدیم به الکساندرا، جواهر کوچک منظاهری زیبا داری و باطنت هم زیباست. قلبی رئوف داری که از مهربانی و شفقت سرشار است. باهوش و بامزه و صدایی شبیه به فرشتگان داری.وقتی آواز می خوانی عشق خداوند را احساس می کنم. من به تو افتخار می کنم و همیشه اولین طرفدارت خواهم بود!جول اوستین و دخترشجول اوستین در مورد خدا چه می گوید؟✔ خدا پدر ماست.✔ کسی که ما را خلق کرده است.✔ کسی که به ما هدف می دهد،✔ سرنوشت ما را مشخص می کند.خب این برای بعضی از افراد سخت است که کسی را که نمی توانند ببینند باور کنند. اما بستگی به این دارد که باور داشتن به ایمانت را انتخاب می کنی یا خیر؟شما را به دیدن کلیپ زیر در همین مورد از جول اوستین و مورگان فریمن دعوت می کنم: https://negareshenik.ir/bio-joelosteen/ </description>
                <category>negareshenik</category>
                <author>negareshenik</author>
                <pubDate>Mon, 15 Jun 2020 15:43:18 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>