<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های تماشانگاشت | محمدامین قاسمی پیربلوطی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@negashtgah</link>
        <description>به‌عنوان یک تماشاگر می‌نویسم.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 10:33:11</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/3676256/avatar/dw5fbC.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>تماشانگاشت | محمدامین قاسمی پیربلوطی</title>
            <link>https://virgool.io/@negashtgah</link>
        </image>

                    <item>
                <title>سفر ناتمام</title>
                <link>https://virgool.io/@negashtgah/%D8%B3%D9%81%D8%B1-%D9%86%D8%A7%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%85-nbd2ixiwf9zh</link>
                <description>مرور سریال «شوگون»تاریخ نگارش: ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۳سریال «شوگون» (Shōgun) که یکی از جنجالی‌ترین و پرسروصداترین سریال‌های چند وقت اخیر بود، به یکی از مهم‌ترین نقاط عطف تاریخ ژاپن می‌پردازد. در سال 1600 میلادی، دریانوردی انگلیسی به‌نام جان بلک‌ثورن به‌همراه خدمه‌ی نصفه‌ونیمه و کشتی طوفان‌زده‌اش به ژاپن می‌رسد. او که به امید آغاز تجارتی پرسود با ژاپنی‌ها و شکستن انحصار حضور پرتغالی‌ها و اسپانیایی‌ها پا به این سرزمین گذاشته بود، خود را در شرایطی بسیار پرتنش و سرشار از دسیسه می‌یابد. از سوی دیگر، یوشی توراناگا که یکی از اعضای پنچ‌گانه‌ی شورای نائب‌السطنه‌ی امپراتوری ژاپن است، در جنگ قدرت با دیگر اعضای این شورا به‌سر می‌برد. در چنین شرایطی، ورود این اجنبی انگلیسی با کشتی مرموزش معادلات را برهم زده و بازی بی‌رحمانه‌ی تاج و تخت را پیچیده‌تر از پیش می‌کند.«شوگون» یک مینی‌سریال ده‌قسمتی است که پخش هفتگی‌اش از 27 فوریه 2024 (8 اسفند 1402) آغاز شد. این درام تاریخی که بر اساس رمانی با همین نام اثر جیمز کلاول ساخته شده‌است، محصول شبکه‌ی اف‌ایکس است. یک زوج به‌نام‌های ریچل کاندو (ژاپنی‌تبار) و جاستین مارکس، سازندگان اصلی این اثرند و هر دو از نویسندگان موفق صنعت فیلم‌سازی امریکا به شمار می‌روند. «شوگون» از همان آغاز پخشش تحسین گسترده‌ی منتقدان و بینندگان را به‌همراه داشت و از جهات گوناگونی مانند کارگردانی، نویسندگی، جلوه‌های بصری، اجرای بازیگران و وفاداری به منبع اصلی ستوده شد. به‌طوری‌که در آی‌ام‌دی‌بی امتیاز 8/9، در متاکریتیک نمره 85 از 100 و در راتن تومیتوز 99 درصد نقد مثبت از سوی منتقدان را دریافت کرده‌است.آن‌چه بیش از هر چیز دیگری در «شوگون» رخ‌نمایی می‌کند، فرهنگ سنتی ژاپنی و نمودهای شگفت‌انگیز آن است. از همان آغاز، بسیاری از وقایع سریال از زاویه‌ی دید جان بلک‌ثورن روایت می‌شوند و ما گام‌به‌گام به‌همراه او، این دنیای ناآشنا و غریب را تجربه می‌کنیم. ظرافت و جزئی‌نگری در طراحی صحنه و لباس و نوع کاربرد زبان نیز به پرمایگی این تجربه کمک شایانی کرده‌است. تفاوت‌ها و تقابل‌هایی که عمدتاً از لحاظ فرهنگی میان خود و دیگری وجود دارند، دریانورد انگلیسی و همچنین بینندگان ناآشنا با فرهنگ سنتی ژاپن را در موقعیت‌های حیرت‌انگیز، تعلیق‌آمیز و گاه خشونت‌باری قرار می‌دهند. موقعیت‌هایی که ما را در جهان عجیب و رازآلود ژاپنی غوطه‌ور می‌کنند؛ غوطه‌وری در جریان زمان و سفر به گذشته‌های دور سرزمین آفتاب تابان!سریال «شوگون» از همان ابتدا فضایی آبستن بحران و نزاع را ترسیم می‌کند و پرداخت اغلب شخصیت‌های اصلی و فرعی نیز در همین بستر انجام می‌شود. اگرچه شرایط به‌گونه‌ای است که هر لحظه بیم آن می‌رود کوس جنگ نواخته شود و آتش نبرد افروخته، آن‌چه در میدان موازنه‌ی قدرت را تغییر می‌دهد سیاست‌ورزی و دوراندیشی مردان و زنانی جاه‌طلب است. به همین خاطر، تماشای «شوگون» بیش از آن‌که طنین چکاچک شمشیرها را در گوشمان بیفکند، به صفحه‌ی شطرنجی می‌ماند که دست‌های پنهان و آشکاری با مهارت فراوان مهره‌هایش را به حرکت وامی‌دارند.بااین‌که «شوگون» تقریباً در همه‌ی بخش‌ها بسیار خوش‌ساخت و باکیفیت است، پایان‌بندی‌اش انتظارات را به‌قدر کافی برآورده نمی‌کند. از همان قسمت نخست، فضایی پدید می‌آید که رفته‌رفته انتظار تماشای یک اتفاق عظیم بیشتر و بیشتر می‌شود، اما پایان به‌گونه‌ای است که عطش ایجادشده در مخاطب را آن‌طورکه جگرش حال بیاید، فرو نمی‌نشاند! در مجموع، «شوگون» اثری است که تماشایش برای مخاطبان حرفه‌ای فیلم و سریال و همچنین علاقه‌مندان فرهنگ شرقی و داستان‌های حماسی و تاریخی، به‌شدت توصیه می‌شود؛ ولی این سفر ده‌قسمتی را طوری ختم نمی‌کند که سال‌های آینده نیز با یادآوری‌اش قند در دلمان آب شود.</description>
                <category>تماشانگاشت | محمدامین قاسمی پیربلوطی</category>
                <author>تماشانگاشت | محمدامین قاسمی پیربلوطی</author>
                <pubDate>Thu, 25 Dec 2025 20:43:36 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>عروسک‌گردانان سیلیکون ولی</title>
                <link>https://virgool.io/@negashtgah/%D8%B9%D8%B1%D9%88%D8%B3%DA%A9-%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%B3%DB%8C%D9%84%DB%8C%DA%A9%D9%88%D9%86-%D9%88%D9%84%DB%8C-gpkdrzmvq3zg</link>
                <description>معرفی مستند «معضل اجتماعی»این مطلب پیش از این با همین عنوان در تاریخ ۶ آذرماه ۱۳۹۹ در «پایگاه خبری دانا» منتشر شده‌است.بسیاری از ما ساعاتی طولانی را در شبکه‌های اجتماعی مجازی سپری می‌کنیم و مدام در معرض محتواهای گوناگونی هستیم که به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم طرز فکر، نگرش و رفتار ما را تحت تأثیر قرار می‌دهند. با توسعه و گسترش پرشتاب و فوق‌العاده سریع انواع فناوری‌های ارتباطی، زندگی ما روز به روز بیشتر از گذشته با فضای مجازی درهم آمیخته می‌شود؛ به‌طوری‌که شاید دیگر نتوان میان زندگی واقعی ما در جهان واقعی و زندگی دوم ما در فضای مجازی، تمایز و مرزبندی دقیقی برقرار ساخت.مستند «معضل اجتماعی» (The Social Dilemma) به کارگردانی جف اورلُوسکی و محصول سرویس جهانی نت‌فلیکس که به‌طور عمومی در تاریخ 9 سپتامبر 2020 (19 شهریور 1399) منتشر شد، تلاش دارد تا استفاده‌ی بی‌رویه از رسانه‌های اجتماعی و آثار و پیامدهای روان‌شناختی، جامعه‌شناختی، سیاسی و اخلاقی آن‌ها را زیر ذره‌بین قرار دهد.روایت‌گران اصلی این مستند، مدیران و متخصصان بزرگترین شبکه‌های اجتماعی مجازی جهان یعنی فیس‌بوک، توییتر، اینستاگرام، یوتیوب، پینترست و نیز سرویس‌هایی چون گوگل و جیمیل اند که عمدتاً از فعالیت در این شرکت‌ها کنار کشیده‌اند. از میان این افراد، تریستان هریس (رییس پیشین واحد طراحی قوانین اخلاقی شرکت گوگل و مؤسس مرکز فناوری‌های انسانی) نقش پررنگ‌تری را در این مستند ایفا می‌کند؛ تریستان هریس و دیگر متخصصان و کارشناسان با آگاهی از پشت‌پرده‌ی الگوریتم‌های شبکه‌های اجتماعی مجازی و با استفاده از دانش و تجربه‌ی خود در این زمینه، ابعاد پنهانی از طرز کار و تأثیرات مختلف این رسانه‌های نوین را پیش چشم ما می‌آورند. به موازات روایت اصلی مستند، با یک روایت داستانی هم روبه‌روییم که در آن با یک خانواده از طبقه‌ی متوسط جامعه‌ی آمریکا آشنا می‌شویم. در ادامه، با به تصویر کشیدن میزان درگیری آنان با شبکه‌های اجتماعی و پیامدهای حاصل از آن، ارتباط دقیق‌تر و همدلانه‌تری با محتوای مستند برقرار می‌کنیم.شاید بتوان گفت که شاه بیت «معضل اجتماعی» این جمله باشد: «اگر شما برای یک محصول پولی پرداخت نمی‌کنید، یعنی خود شما محصول اید»! در واقع الگوهای تجاری برنامه‌ریزی‌شده و نهفته در الگوریتم‌های شبکه‌های اجتماعی مجازی، با بررسی و تحلیل کوچک‌ترین و جزئی‌ترین فعالیت‌های ما در این شبکه‌ها که ممکن است حتی به ذهن‌مان هم خطور نکرده باشد (مثلاً این‌که چند ثانیه روی یکی از اسلایدهای یک پست یا استوری اینستاگرامی مکث کرده‌ایم)، برای هر کاربر به یک الگوی شخصیتی و رفتاری منحصربه‌فرد دست می‌یابند و متناسب با آن، «توجه ما» را به شرکت‌های گوناگونی که در این فضا تبلیغ می‌کنند، می‌فروشند.در مستند «معضل اجتماعی» متوجه این مسئله می‌شویم که اعتیاد به شبکه‌های اجتماعی مجازی یکی از پیامدهای استفاده از این پلتفرم‌های دیجیتال نیست، بلکه اساساً خاصیت اعتیادآوری و وابسته‌کردن کاربران از ویژگی‌های ذاتی و درونی این شبکه‌هاست و در واقع الگوریتم‌های این جهان نادیدنی و بی‌انتها طوری طراحی شده‌اند که همچون یک ماشین قمار و شرط‌بندی، کاربران را به استفاده‌ی هرچه بیشتر ترغیب و تشویق کنند.پس از طرح مسئله و معرفی ابعاد گوناگون آن به مخاطب، با آسیب‌ها و معضلات گوناگونی در رابطه با شبکه‌های اجتماعی مجازی آشنا می‌شویم؛ از جمله: رشد سرسام‌آور و تا حد زیادی افسارگسیخته به‌طوری‌که کنترل بخش‌هایی از شبکه‌های اجتماعی مجازی از دست متخصصان نیز خارج شده‌است؛ جهت‌دهی هویت، علایق، گرایش‌ها، باورها و در نهایت رفتارها و کنش‌ها کاربران چه در ارتباطات فضای مجازی و چه در تعاملات جهان واقعی؛ وابستگی حداکثری کاربران به تصویر خود در شبکه‌های اجتماعی مجازی و فروش اطلاعات و توجه و زمان آنان به شرکت‌ها و سازمان‌های متقاضی؛ ایجاد اعتمادبه‌نفسی پوشالی و شکننده در کاربران که تابع تعداد بازدید و لایک و محتوای کامنت‌هاست؛ ناتوانی سیاست‌مداران و نظام‌های سیاسی کشورهای مختلف جهان در کنترل شبکه‌های اجتماعی مجازی و حکمرانی شرکت‌های رسانه‌ای بر مردم جهان به‌واسطه‌ی این شبکه‌ها؛ دو قطبی‌سازی جامعه بر سر موضوعات و مسائل مختلف، ایجاد آگاهی کاذب و دروغین درباره‌ی مسائل سیاسی و اجتماعی و به‌دنبال آن شکاف و فروپاشی در بافت فرهنگی و اجتماعی جوامع؛ به‌حداقل رسیدن ارتباطات خانوادگی (کارکرد ضدارتباطی شبکه‌های اجتماعی مجازی) و بروز مسائل و مشکلات مختلف در این زمینه؛ افزایش خودآزاری و خودکشی و دیگر معضلات روحی و روانی به‌خصوص در میان نوجوانان؛ فراهم کردن زمینه برای گسترش قارچ‌گونه و دومینووار اخبار جعلی، شایعات مخرب و تحلیل‌های سطحی و گمراه‌کننده؛ امکان بسیج مردمی برای ایجاد آشوب و هرج و مرج در فضای عمومی؛ و موارد متعدد دیگر.در بخش پایانی نیز سعی شده‌است راهکارهایی برای مقابله با این آسیب‌ها و معضلات ارائه شود تا مخاطبان بتوانند با به‌کارگیری آن‌ها کمتر از گذشته در این ژرفای بی‌کران غرق شوند و با محدودکردن امکانات و دسترسی‌های این شبکه‌ها (مثل غیرفعال‌کردن نوتیفیکیشن‌ها یا وضع ممنوعیت‌های زمانی و مکانی در محیط خانه و خانواده) یا حتی حذف کردن حساب کاربری خود تلاش کنند از بندهای اسارت عروسک‌گردانان سیلیکون ولی (Silicon Valley-منطقه‌ای در ایالت کالیفرنیای آمریکا که مقر اصلی بزرگترین شرکت‌های رایانه‌ای و فناورانه در جهان است) رها شوند!البته باید توجه داشت که این مستند در پی آن نیست که با استفاده از نظریه‌ی توهم توطئه فقط جنبه‌های منفی و هراسناک این قضیه را نمایان کند و از شبکه‌های اجتماعی مجازی یک هیولای بی‌شاخ‌ودم بسازد یا این‌که با ارائه‌ی ارجاعات و تحلیل‌های بی‌اساس و تخیلی، از پشت‌پرده‌ی لابی‌های قدرت‌های بزرگ در این زمینه پرده‌برداری کند؛ بلکه می‌کوشد تا با بازتاب آن‌چه واقعاً در این رسانه‌ها در حال رخ‌دادن است و نمایش‌دادن هر دو روی سکه‌ی این پلتفرم‌های جادویی، ما را از تهدیدهای وجودی، اخلاقی و اجتماعی این مسئله آگاه سازد تا پیش از آن که کار از کار بگذرد و همه تبدیل به بردگانی برای هوش مصنوعی نهفته در کدهای صفر و یک الگوریتم‌های کامپیوتری شویم، چاره‌ای اساسی در پیش بگیریم.</description>
                <category>تماشانگاشت | محمدامین قاسمی پیربلوطی</category>
                <author>تماشانگاشت | محمدامین قاسمی پیربلوطی</author>
                <pubDate>Thu, 20 Nov 2025 13:41:45 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تجاوز دروغ‌آفرین</title>
                <link>https://virgool.io/@negashtgah/%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D9%88%D8%B2-%D8%AF%D8%B1%D9%88%D8%BA-%D8%A2%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%86-jk4uzydbtylu</link>
                <description>مرور سریال «باورنکردنی»تاریخ نگارش: ۲۲ اسفند ۱۴۰۲ماجرای «باورنکردنی» (Unbelievable) از آن‌جایی آغاز می‌شود که دختر نوجوانی به‌نام مری آدلر (با بازی مریت ویور) در ماه اوت سال 2008 مورد تجاوز جنسی قرار می‌گیرد. طبق اظهارات مری، متجاوز مردی است ناشناس که هیچ رد و نشانی از خود برجای نگذاشته است. سابقه‌ی رفتاری و شرایط زندگی پرمشقت مری، نبود هیچ سرنخ قابل‌پیگیری از متجاوز و وجود مغایرت‌هایی در اظهارات چندباره‌ی قربانی، نیروهای پلیس را دچار تردیدهایی جدی در صحت وقوع تجاوز می‌کند. از سوی دیگر، سه سال بعد نیز ماجراهای مشابهی رخ می‌دهد که دو کارآگاه زن به نام‌های کرن دووال (با بازی کیتلین ویور) و گریس راسموسن (با بازی تونی کالت) را به تکاپوی کشف حقیقت و دستگیری مجرم می‌اندازد.مینی‌سریال هشت‌قسمتی «باورنکردنی»، یک درام جنایی است که در 13 سپتامبر 2019 از نتفلیکس پخش شد. سوزانا گرانت، آیلت والدمن و مایکل شیبون که سازندگان اصلی این مجموعه‌اند، داستان «باورنکردنی» را از یک پرونده‌ی جنایی واقعی اقتباس کرده‌اند. پرونده‌ای که گزارش آن در مقاله‌ای ژورنالیستی با عنوان «داستان باورنکردنی یک تجاوز»، نوشته‌ی تی. کریستین میلر و کن آرمسترانگ، موفق شد در سال 2015 جایزه‌ی پولیتزر را کسب کند. با توجه به امتیازات ثبت‌شده برای این اثر می‌توان گفت با یکی از باکیفیت‌ترین مینی‌سریال‌های چندسال اخیر طرفیم. به‌طوری‌که در آی‌ام‌دی‌بی امتیاز 8/3، در متاکریتیک نمره 83 از 100 و در راتن تومیتوز 98 درصد نقد مثبت از سوی منتقدان را دریافت کرده‌است. علاوه‌براین، در شاخه‌های مختلفی از جوایز معتبر تلویزیونی (مانند امی و گلدن گلوب) نیز نامزد شده‌است.با این‌که فضای کارآگاهی و جنایی حاکم بر «باورنکردنی» از لحاظ واقع‌گرایی و درگیرکردن مخاطب در سطح بالایی قرار دارد، اما آن‌چه که این مینی‌سریال را از آثار مشابهش در این ژانر متمایز می‌کند، وجوه دراماتیک، عاطفی، ارتباطی و تاحدی ایدئولوژیک آن است. اگر با نگاهی ریزبینانه‌ به تماشای اثر بنشینیم، گونه‌های مختلف ارتباطات میان‌فردی، میزان برخورداری شخصیت‌ها از هوش عاطفی، شیوه‌های گوناگون واکنش‌های احساسی نسبت به ناگواری‌ها و مضامین گوناگون فرهنگی را درمی‌یابیم که اغلب با ظرافت در بافت اثر گنجانده شده‌اند. در واقع، همین دقت‌های احساسی شخصیت‌پردازانه و ژرفابخش است که «باورنکردنی» را جدای از جذابیت‌ها و تعلیق‌های خاص ژانر جنایی، به اثری باورکردنی و ارزشمند برای مخاطب تبدیل می‌کند.هسته‌ی مرکزی «باورنکردنی» را مسئله‌ی تجاوز شکل می‌دهد. تجاوزی که می‌توان در دو لایه‌ی صریح و ضمنی آن را بازجست. در رویارویی نخستین با متن اثر، تجاوزی که به‌طور آشکار نمایان می‌شود، همان تجاوز جنسی است که خراشی عمیق و التیام‌ناپذیر بر روح و روان قربانیان برجای می‌گذارد. در این لایه، سازندگان به‌جای تأکید بر خشونت تصویری، با بیان پیامدها و آثار رنج‌آور این جنایت، تلاش کرده‌اند همذات‌پنداری لازم را در مخاطب بر‌انگیزانند.از سوی دیگر، با غوطه‌وری بیشتر در لایه‌های زیرین «باورنکردنی»، می‌توان معانی پنهان‌تری از این تجاوز را در تور تفسیر صید کرد. تجاوزی که می‌توان آن را تجاوز ساختار اجتماعی مستقر به آرامش روانی و منزلت افرادی دانست که صدایشان در هیاهوی انواع جرم‌ و جنایت‌ها، چندان شنیده نمی‌شود. ساختار سهل‌اندیش و نامنعطفی که از ادراک همدلانه‌ی آنچه بر قربانیان تجاوز گذشته، عاجز است و خواه‌ناخواه فرار از حقیقت و پوشاندن آن با دروغ‌هایی رهایی‌بخش را تحمیل می‌کند. دروغ‌های خاموشی که در ‌ظاهر، پذیرش این درد باورنکردنی را ممکن می‌سازند اما باورهای بنیادین‌تری را بر باد می‌دهند و انزوا و جامعه‌گریزی را به بار می‌آورند.</description>
                <category>تماشانگاشت | محمدامین قاسمی پیربلوطی</category>
                <author>تماشانگاشت | محمدامین قاسمی پیربلوطی</author>
                <pubDate>Mon, 10 Nov 2025 10:41:10 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تنظیم روابط آشفته</title>
                <link>https://virgool.io/@negashtgah/%D8%AA%D9%86%D8%B8%DB%8C%D9%85-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D8%A8%D8%B7-%D8%A2%D8%B4%D9%81%D8%AA%D9%87-mk739yl2259h</link>
                <description>معرفی و مرور فصل اول سریال «دیپلمات»تاریخ نگارش: ۸ دی‌ماه ۱۴۰۲اگر دنیای سیاست و پشت‌پرده‌های تاریک و روشن آن برایتان جذاب و کنجکاوی‌برانگیز است، سریال «دیپلمات» را از دست ندهید. داستان «دیپلمات» از آن‌جایی آغاز می‌شود که به یک ناو هواپیمابر بریتانیایی در آب‌های خلیج فارس حمله‌ی موشکی می‌شود و یک بحران بین‌المللی کلید می‌خورد. در این میان، «کیت وایلر» با بازی «کری راسل» که یک دیپلمات کارکشته است، به‌عنوان سفیر ایالات متحده امریکا به بریتانیا فرستاده می‌شود تا اوضاع را از نزدیک ساماندهی کند. همسر او، هال وایلر، نیز که یک دیپلمات مجرب و سرشناس است، او را در این مسیر همراهی می‌کند.«دیپلمات» یک تریلر سیاسی است که طراح و سازنده‌ی آن «دبورا کان» است. خانم کان از افراد نام‌آشنای دنیای سریال است و پیش از این نویسندگی و تهیه‌کنندگی مجموعه‌های پرمخاطبی چون «هوملند»، «فاس/وردن» و «آناتومیِ گری» را نیز بر عهده داشته‌است. این مجموعه‌ی هشت‌قسمتی که پخش آن از 20 آوریل 2023 (31 فروردین 1402) از نتفلیکس آغاز شد، برای فصل دوم نیز تمدید شده‌است. این سریال با اینکه مانند آثار علمی-تخیلی، فانتزی و اکشن روز دنیا از جلوه‌های تصویری رنگ‌ووارنگ و زدوخوردهای پرهیجان بهره نمی‌برد، توانست در چهار هفته‌ی نخست پخشش، 173.46 میلیون ساعت توسط کاربران جهانی نتفلیکس دیده شود و در میان 10 اثر پربیننده‌ی این پلتفرم قرار گیرد.سریال «دیپلمات» بیش از هر چیزی درباره‌ی «روابط» است. از روابط شخصی و عاطفی بین شخصیت‌ها گرفته تا روابط پیچیده و چندوجهی میان مقامات و مسئولان سیاسی و همچنین روابط رسمی و غیررسمی شکل‌گرفته بین کشورها در عرصه‌ی پرچالش دیپلماسی. در این شبکه‌ی درهم‌تنیده از روابط گوناگون، کیت وایلر نقشی محوری ایفا می‌کند. او از سویی با مشکلات زندگی زناشویی‌اش دست‌وپنجه نرم می‌کند و از سویی دیگر می‌کوشد با کنش‌ها و واکنش‌های سنجیده و گاه ناگهانی‌اش، به تنظیم‌گری روابط پرنوسان و متزلزل میان سیاست‌مداران بپردازد. خانم سفیر اگرچه به‌طور ناخواسته و برخلاف میلش وارد این کشمکش سیاسی می‌شود، حداکثر توان خود را به‌کار می‌گیرد تا با تحلیل سریع وضعیت موجود، دورنگری مصلحت‌اندیشانه و اقدامات تنش‌زدایانه‌‌اش، از وقوع جنگی منطقه‌ای و شاید هم جهانی جلوگیری کند.این سریال سیاسی اگرچه برمبنای رویدادهای واقعی نیست، تلاش می‌کند با روایتگری واقع‌گرایانه و شخصیت‌‌پردازی‌های نمادین، بازنمای واقعیت کنونی جهان سیاست و سیاست‌های جهانی باشد. لحنی جدی و به‌نسبت رسمی بر بیشتر صحنه‌ها حاکم است که گاه کمدی ظریف و هوشمندانه‌ای به آن تزریق می‌شود و همین به جذابیت اثر می‌افزاید. نکته‌ی جالب‌توجه دیگر، نقش «ایران» در جهان داستانی «دیپلمات» است. با توجه به نوع روابط سیاسی بین جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده امریکا و بریتانیا و نیز منفجرشدن ناو بریتانیایی در خلیج فارس، ایران به‌عنوان مهره‌ای پرتأثیر و برجسته در این منازعه‌ی بین‌المللی به تصویر کشیده می‌شود. تصویری که تلاش شده تاحدامکان واقع‌بینانه‌تر، مبتنی‌بر وقایع اخیر و به‌دور از کلیشه‌های پیشین باشد.با این همه، «دیپلمات» اثری خاص‌پسند است و ممکن است به مذاق همه‌ی بینندگان خوش نیاید؛ زیرا با سریالی روبه‌روییم که سرشار از دیالوگ‌های سریع و پرجزئیات و اسامی متعدد است. پس اگر بیننده‌ی شش‌دانگی نباشید، شاید متوجه برخی اتفاقات و روابط نشوید و همراهی با روند داستان اندکی برایتان دشوار شود. افزون‌براین، علاقه‌مندی و آشنایی با دنیای سیاست و عرصه‌ی بین‌الملل، مؤلفه‌ی دیگری است که اگر در شما نباشد، سریال «دیپلمات» مناسب‌ترین گزینه‌ای نیست که بخواهید برای تماشا انتخاب کنید. بااین‌حال، چنانچه از جذابیت‌های رایج و کلیشه‌ای آثار نمایشی خسته شده‌اید و دوست دارید فضای متفاوتی را با چاشنی سیاست و قدرت تجربه کنید، «دیپلمات» به‌خوبی می‌تواند رضایتتان را جلب و با پایان‌بندی غیرمنتظره‌اش، شما را به تماشای فصل دومش مشتاق کند.</description>
                <category>تماشانگاشت | محمدامین قاسمی پیربلوطی</category>
                <author>تماشانگاشت | محمدامین قاسمی پیربلوطی</author>
                <pubDate>Thu, 12 Jun 2025 00:57:16 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>همپای گرگان یا همگام آدمیان؟</title>
                <link>https://virgool.io/@negashtgah/%D9%87%D9%85%D9%BE%D8%A7%DB%8C-%DA%AF%D8%B1%DA%AF%D8%A7%D9%86-%DB%8C%D8%A7-%D9%87%D9%85%DA%AF%D8%A7%D9%85-%D8%A2%D8%AF%D9%85%DB%8C%D8%A7%D9%86-l9fhnuzzauju</link>
                <description>معرفی کوتاه فیلم Wolf Children (2012)تاریخ نگارش: ۴ آذرماه ۱۴۰۰📄 مختصری از داستان: هانا دختری دانشجو و مستقل است که در دانشگاه با پسر مرموزی به‌نام اوکامی آشنا شده و دلباخته‌ هم می‌شوند. پس از مدتی، اوکامی راز خود را فاش می‌کند که یک گرگینه (گرگ انسان‌نما) است و تنها بازمانده از نسل خود است.هانا با پذیرش این واقعیت با او تشکیل خانواده می‌دهد و صاحب یک دختر به‌نام یوکی (به معنای برف) و یک پسر به‌نام آمه (به معنای باران) می‌شود. اما پس از به دنیا آمدن آمه، اتفاق ناگواری می‌افتد و...🔑 واژگان کلیدی: خانواده، ژاپن، گرگینه، روستا و شهر، مادر، تربیت فرزند، جامعه‌پذیری، بحران هویت، طبیعت🔎 نظر و ارزیابی شخصی: انیمه‌ی «فرزندان گرگینه» اثری سرشار از ظرافت‌های احساسی، شخصیت‌پردازانه، موقعیتی و دراماتیک است که می‌تواند تا عمق جان مخاطب نفوذ کند. ماجرای فیلم اگرچه نزدیک به فانتزی است، مشکلات و تعاملات شخصیت‌ها به‌شدت واقع‌نما، باورپذیر و درگیرکننده‌اند.در صحنه‌های متعددی قلب بیننده در مشت اثر قرار می‌گیرد و همذات‌پنداری بالایی به او دست می‌دهد تا جایی که به‌سختی می‌توان جلوی خنده‌ی خود را گرفت یا در لحظاتی اشک نریخت!بخش قابل‌توجهی از بهترین آثاری که تاکنون دیده‌ام، انیمه بوده‌اند و فرزندان گرگینه نیز از جمله آثاری است که در فهرست بهترین‌هایم جای می‌گیرد.</description>
                <category>تماشانگاشت | محمدامین قاسمی پیربلوطی</category>
                <author>تماشانگاشت | محمدامین قاسمی پیربلوطی</author>
                <pubDate>Fri, 30 May 2025 23:10:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شکافتن ژرفای زندگی در جریان سیال تصاویر</title>
                <link>https://virgool.io/@negashtgah/%D8%B4%DA%A9%D8%A7%D9%81%D8%AA%D9%86-%DA%98%D8%B1%D9%81%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D9%84-%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%B1-xzabqio2ikn5</link>
                <description>معرفی مستند «سامسارا»این مطلب پیش از این با همین عنوان در تاریخ ۱۸ دی‌ماه ۱۳۹۹ در «پایگاه خبری دانا» منتشر شده‌است.«سامسارا» (Samsara) مستندی است به کارگردانی ران فریک و تهیه کنندگی مارک مگیدسون که در سال 2011 برای نخستین‌بار در جشنواره‌ی بین‌المللی فیلم تورنتو به نمایش درآمد. این فیلم حاصل چهار سال فیلم‌برداری در بیش از 25 کشور جهان است. عنوان مستند برگرفته از مفهوم سامسارا یا تناسخ است که در آیین‌های هندو و بودا به چرخه‌ی زندگی و مرگ و انتقال روح از جسمی مرده به جسمی نوزا و نیز تکرار زایش و مرگ گفته می‌شود.یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های جالب توجه این اثر، نداشتن گوینده است. معمولاً در بیشتر فیلم‌های مستند، یک نفر به‌عنوان راوی اطلاعات مربوط به هر صحنه از مستند را همزمان با پخش تصاویر بازگو می‌کند تا بیننده از آن‌چه در پیش چشمانش می‌گذرد مطلع شده و با اثر ارتباط بهتر و دقیق‌تری برقرار سازد. در بعضی آثار هم حتی خود راوی به‌عنوان یکی از شخصیت‌های اصلی در فیلم حضور فعال دارد و با توجه به تجربیات و احساسات شخصی و از دید خود به بیان روایت یا پیام‌های مدنظر اثر می‌پردازد یا این‌که جملات سرشار از اطلاعات و نظریه را در قامت یک مجری به مخاطب تحویل می‌دهد. اما سامسارا به‌هیچ‌وجه این‌گونه نیست و هیچ کلام و گفتاری پیکره‌اش را خدشه‌دار نکرده‌است. زبان سامسارا زبان تصویر محض است و در کنار این تصاویر اعجاب‌آور و گویا، قطعات موسیقی روح‌انگیز و شنیدنی نیز بر شگفتی این اثر افزوده‌اند.بیان تصویری «سامسارا» آن‌قدر گسترده و بی‌کران است که هیچ‌گاه نمی‌توان خوانش واحد و مشخصی از آن ارائه داد؛ هر بیننده‌ای که به تماشای «سامسارا» می‌نشیند، با توجه به معانی ذهنی‌اش، فرهنگ و محیط تربیتی‌اش، درکش از زندگی و انسان و جهان، و دیگر متعلقات وجودی‌اش، ممکن است برداشتی منحصربه‌فرد از این اثر هزار رنگ و هزار طعم و هزار رایحه داشته باشد. شاید یکی بگوید که «سامسارا» نشان‌دهنده‌ی غوطه‌وری انسان در زباله‌های مدرنیته بوده و دیگری بیان کند که تنوع فرهنگی و نسبیت معنای زندگی و ارزش‌های نهفته در آن، پیام اصلی این اثر است و حتی ممکن است یکی دیگر تنها از تصاویری که بر آن‌ها چشم دوخته است، لذت دیداری ببرد و با شنیدن موسیقی‌اش لحظاتی کوتاه به وجد آید.اگر با دهانی گشوده و چهره‌ای شگفت‌زده، از قاب‌های مربوط به طبیعت قدرتمند، بقایای تاریخی و سازه‌های مدرن بگذریم، با نماهایی نزدیک از نگاه‌های سنگین گوناگونی روبه‌رو می‌شویم که هرکدام به‌تنهایی برای میخکوب‌کردن بیننده کافی‌اند. اگر بنابر آن گزاره‌ی معروف، فرض کنیم که یک تصویر به‌اندازه‌ی هزار واژه ارزش دارد، در وصف این نگاه‌های راسخی که گویی تنها به من بیننده خیره شده‌اند باید گفت در ژرفای هریک از این نگاه‌های سهمگین فریادی نهفته است که بلندای صدای آن به بلندای تلاطم زندگی در جهان هستی و تاریخ بشریت است.</description>
                <category>تماشانگاشت | محمدامین قاسمی پیربلوطی</category>
                <author>تماشانگاشت | محمدامین قاسمی پیربلوطی</author>
                <pubDate>Fri, 18 Apr 2025 12:30:09 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اسارت زیباترین رهاورد انسانی</title>
                <link>https://virgool.io/@negashtgah/%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D8%B2%DB%8C%D8%A8%D8%A7%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%B1%D9%87%D8%A7%D9%88%D8%B1%D8%AF-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C-ppitbqydkgne</link>
                <description>معرفی فیلم کوتاه «هدیه»‏این مطلب پیش از این با همین عنوان در تاریخ ۱۸ اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۰ در «پایگاه خبری دانا» منتشر شده‌است.سال‌های متمادی است که مسئله‌ی فلسطین و جنایات رژیم اشغالگر صهیونیستی، دردی جانکاه بر پیکره‌ی مسلمانان ‏و همچنین جامعه‌ی بشری ایجاد کرده‌است. در طی ده‌ها سال مبارزه، مقاومت و رنج و در کنار پرپرشدن گل‌های سرخ ‏آزادی، شاهد رویش شکوفه‌ها و غنچه‌هایی نیز بوده‌ایم که شمیم امید را در هوای مسموم و خفقان‌آور سرکوب و بیداد، ‏پراکنده کرده‌اند. از بستر این ظلم انسانی تاریخی در طول سالیان آثار هنری فراوانی روییده و بالیده‌اند که هرکدام ‏می‌توانند در گسترش آرمان آزادی سرزمین فلسطین که هم‌راستا با افق صلح جهانی است، سهمی داشته‌ باشند.  ‏فیلم کوتاه «هدیه» (‏The Present‏-الهدیة) محصول سال 2020 و ساخته‌ی فرح نابولسی است که در تاریخ 18 ‏مارس 2021 در سرویس نت‌فلیکس منتشر شده‌است. فیلم کوتاه «هدیه» درباره‌ی پدر و دختری از مناطق فلسطینی ‏تحت محاصره‌ در کرانه‌ی باختری است که توسط رژیم اسرائیل اشغال شده‌است و آنان در شرایطی که عبور و مرورشان ‏به‌شدت تحت کنترل است، در تلاشند تا برای مادر خانواده هدیه‌ی سالگرد ازدواج تهیه کنند. این اثر در جشنواره‌های ‏سینمایی بین‌المللی هم به‌شدت موردتوجه قرار گرفت، به‌طوری‌که موفق شد برنده‌ی عنوان بهترین فیلم کوتاه جایزه‌ی ‏بفتا و نیز نامزد بهترین فیلم کوتاه جایزه‌ی اسکار در سال 2020 شود.‏در این اثر 25 دقیقه‌ای در معرض برشی کوتاه از زندگی روزمره‌ی مردم فلسطین قرارگرفته و با فضاسازی مناسب ‏کارگردان، ذره‌ای از چالش‌ها و مشکلات آنان را می‌چشیم. مردمی که در شرایطی به زندگی توأم با مبارزه و مقاومت خود ‏ادامه می‌دهند که از بسیاری از حقوق اولیه‌ی انسانی و اجتماعی خود محروم بوده و مجبورند برای انجام جزئی‌ترین و ‏کوچکترین کارهای روزمره‌ی خود نیز به سربازان اشغالگر اسرائیلی جواب پس بدهند.‏در آثار نمایشی کوتاه ازآن‌جاکه محدودیت زمانی وجود دارد، سازنده‌ی اثر ناگزیر است که بخش عمده‌ای از پیام ‏مدنظر خود را در قالب نمادپردازی‌ها و استعاره‌سازی‌های متناسب با بافت و زمینه‌ی مسئله و داستان صورت‌بندی کرده ‏و بپروراند. در فیلم کوتاه «هدیه» نیز سازنده تلاش کرده‌است تا با بهره‌گیری از تمامی عناصر در دسترس و چینش دقیق ‏آن‌ها در مقاطع خاص، پیام‌های مفهومی و نمادین آشکار و پنهان مدنظر خود را در اثر بگنجاند. نقطه‌ی قوت دیگر این ‏اثر، لحن و روایت آن است که می‌تواند با مخاطبان گوناگون از خاستگاه‌ها و الگوهای اندیشه‌ای و ارزشی مختلف، ‏روبه‌رو شده و با آنان به گفتگو بنشیند. ‏اگرچه ندای مظلومیت مردم فلسطین سال‌های سال است که توسط رژیم صهیونیستی و هم‌قطارانش سرکوب می‌شود، ‏اما آثاری همچون فیلم کوتاه «هدیه» می‌توانند در تقویت گفتمان آزادی‌بخش و صلح‌گستر مسئله‌ی فلسطین بسیار ‏راهگشا بوده و اندیشه‌ها و توجهات بیشتری را به سوی این درد مشترک و عمیق انسانی و جهانی رهنمون سازند.‏     </description>
                <category>تماشانگاشت | محمدامین قاسمی پیربلوطی</category>
                <author>تماشانگاشت | محمدامین قاسمی پیربلوطی</author>
                <pubDate>Thu, 03 Apr 2025 21:22:06 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تاریخ تکرار می‌شود؟</title>
                <link>https://virgool.io/@negashtgah/%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-%D8%AA%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF-vpnwiccjq9u4</link>
                <description>معرفی و مرور سریال «اجساد»تاریخ نگارش: ۴ فروردین‌ماه ۱۴۰۳اگر از تماشای سریال «تاریک» (Dark) لذت برده‌اید، «اجساد» (Bodies) می‌تواند گزینه‌ای جذاب و درگیرکننده باشد. مینی‌سریال «اجساد» درباره‌ی جسد مرد برهنه‌ی مرموزی است که در گذرگاه لانگ‌هاروِست در لندن توسط پلیس پیدا می‌شود. اما آنچه این مقتول بی‌نام‌ونشان را متمایز می‌کند، پدیدارشدن جسدش در چهار مقطع زمانی مختلف است! چهار کارآگاه به‌ نام‌های آلفرد هیلینگهد، چارلز وایتمن، شاهارا حسن و آیریس میپلوود در سال‌های 1890، 1941، 2023 و 2053، درگیر معماهای برخاسته از جسد مشابهی می‌شوند که پای آنان را به ماجراهایی غیرمنتظره و پیچیده می‌کشاند. جنایتی شک‌برانگیز که گویا نیرویی پنهان هدایتش می‌کند و رشته‌هایی از گذشته و حال و آینده را به‌هم پیوند می‌زند.«اجساد» یک مینی‌سریال هشت‌قسمتی است که در 19 اکتبر 2023 از نتفلیکس پخش شد. یک تریلر جنایی و علمی-تخیلی که از یک کتاب کمیک بزرگسالانه با همین عنوان اقتباس شده‌است. سازنده‌ی «اجساد» پال تومالین بریتانیایی است که چندان شناخته‌شده نیست و پیش از این، برای مجموعه‌های تلویزیونی مختلفی نویسندگی کرده‌است. اگرچه این مینی‌سریال در فصل جوایز مطرح نشد، توانست نظر مثبت و مطلوب بینندگانش را جلب کرده و برای طرفداران مسئله‌ی سفر در زمان نیز اثری کنجکاوی‌برانگیز باشد.«اجساد» از همان قسمت اول یقه‌ی بیننده را می‌گیرد و با خلق فضایی معماگون، حس خوشایند غافلگیری را بارها به مخاطب می‌چشاند. بااین‌که از همان ابتدا با چهار دوره‌ی زمانی مجزا روبه‌رو و در هر دوره با شخصیت‌های متعددی آشنا می‌شویم، تدوین به‌جا و متناسب اثر از گیجی و سردرگمی‌مان جلوگیری کرده و به‌خوبی با همه‌ی خطوط زمانی همراهمان می‌کند. ضرباهنگ در بیشتر صحنه‌ها هیجان را تزریق می‌کند و شیوه‌ی روایتگری نیز با درگیر کردن ذهنی و تاحدی حسی بینندگان، آنان را وامی‌دارد داستان را تا رسیدن به سرانجام دنبال کنند.استفاده از مقوله‌ی سفر در زمان در مینی‌سریال «اجساد» همچون یک تیغ دولبه عمل می‌کند. از طرفی، شالوده‌ی ایده‌ی محوری اثر بر امکان‌پذیری‌ سفر در زمان و جذابیت‌های برآمده از بازی با خطوط زمانی بنا می‌شود؛ اما از طرفی دیگر، تناقض‌ها و بن‌بست‌های عجین‌شده با مسئله‌ی سفر در زمان، به راه‌حل‌هایی می‌انجامند که برای منِ بیننده چندان پذیرفتنی و منطقی نیستند. گذشته از این، استفاده از برخی کلیشه‌ها و عناصر نخ‌نما موجب شده که خلاقیت‌های جذاب نهفته در اثر کمتر به چشم بیایند. سیاست بازنمایی اقلیت‌های جنسی و نژادی و عقیدتی هم اگرچه به برخی از شخصیت‌ها عمق و زمینه می‌بخشد، گاه از حد فراتر می‌رود و «اجساد» را به اضافه‌گویی‌های سطحی و کم‌کارکرد گرفتار می‌کند.کسانی که سریال «تاریک» را دیده‌اند، خواه‌ناخواه «اجساد» را با آن مقایسه می‌کنند و همین ممکن است انتظاراتشان را برآورده نکند. درست است که اغلب مضامین مطرح‌شده در اثر به عمق کافی نمی‌رسند، اما دیدگاه‌های تأمل‌برانگیزی که این مینی‌سریال درباره‌ی تاریخ، ایدئولوژی، روابط علّی، جبر و اختیار و عشق و نفرت ارائه می‌دهد، می‌تواند تا مدت‌ها ذهن مخاطبان را مشغول کند. در مجموع، شاید مینی‌سریال «اجساد» اثری ماندگار و درخشان نباشد ولی آن‌قدر منسجم و خوش‌ساخت هست که شما را راضی نگه دارد و حتی در لحظاتی میخکوبتان کند!</description>
                <category>تماشانگاشت | محمدامین قاسمی پیربلوطی</category>
                <author>تماشانگاشت | محمدامین قاسمی پیربلوطی</author>
                <pubDate>Wed, 02 Apr 2025 23:51:46 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نزاع روایت‌ها</title>
                <link>https://virgool.io/@negashtgah/%D9%86%D8%B2%D8%A7%D8%B9-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D9%87%D8%A7-otzyy3m8jnkg</link>
                <description>معرفی کوتاه فیلم The Invisible Guest (2016)تاریخ نگارش: ۱۰ آذرماه ۱۴۰۰📷 مختصری از داستان: یک تاجر و کارآفرین موفق بر اثر یک بدبیاری متهم به قتل می‌شود و تنها سه ساعت وقت دارد تا با کمک یک وکیل خبره و کارکشته که تاکنون هیچ پرونده‌ای را نباخته است، به روایتی دست یابد که برای دادگاه متقاعدکننده باشد. اما رسیدن به یک روایت منطقی و پیروز کار راحتی نیست و باید روایت‌های سربه‌مهر گوناگونی را افشا کرد...📷 واژگان کلیدی: خیانت، پرونده‌ی قتل، کشف واقعیت، روایت‌سازی، سینمای اسپانیا، وکیل، کارآگاه، انتقام، عدالت📷 نظر و ارزیابی شخصی: فیلم «میهمان نامرئی» یا «بدبیاری» (عنوان اسپانیایی)، اثریه که تلاش داره با ارائه‌ی روایت‌های متنوع و غافل‌گیرکننده از یه ماجرای جنایی، تا جایی که می‌تونه مخاطب رو فریب بده. فیلم هرچی جلوتر می‌ره از لحاظ روایی پیچیده‌تر می‌شه تا جایی که دیگه نمی‌شه به هیچ شخصیت و هیچ واقعیتی اعتماد کرد! اگه از فیلم‌های معمایی خوشتون میاد، به‌شدت پیشنهاد می‌کنم که ببینید!</description>
                <category>تماشانگاشت | محمدامین قاسمی پیربلوطی</category>
                <author>تماشانگاشت | محمدامین قاسمی پیربلوطی</author>
                <pubDate>Tue, 01 Apr 2025 03:31:18 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کلیدداران تاریکی</title>
                <link>https://virgool.io/@negashtgah/%DA%A9%D9%84%DB%8C%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%DA%A9%DB%8C-h9njn1kxranp</link>
                <description>معرفی و مرور سریال «الحشاشین»تاریخ نگارش: ۱۸ خردادماه ۱۴۰۳سریال «الحشاشین» درباره‌ی یکی از رازآلودترین و مناقشه‌برانگیزترین شخصیت‌های تاریخ ایران و اسلام، یعنی حسن صباح است. داستان این مجموعه‌ی تلویزیونی در قرن پنجم هجری می‌گذرد و در آن ظهور حسن صباح، رهبر فرقه‌ی حشاشین (از اسماعیلیان نزاری) به تصویر کشیده شده‌است. «الحشاشین» ساخته‌ی کشور مصر در ژانر درام تاریخی و اکشن است. این سریال 30 قسمتی که در ماه رمضان سال گذشته پخش شد، توسط پیتر میمی کارگردانی شده و نویسندگی آن را عبدالرحیم کمال برعهده داشته‌است. کریم عبدالعزیز (حسن صباح)، فتحی عبدالوهاب (نظام‌الملک)، نیکلاس معاوض (خیام)، میرنا نورالدین (دنیازاد)، احمد عید (زید بن سیحون) و سامی الشیخ (کیا برزک‌امید) از جمله بازیگران سرشناس این مجموعه‌اند.یکی از پایه‌های اصلی شکل‌گیری داستان «الحشاشین»، افسانه‌ی سه یار دبستانی است که طبق آن حسن صباح، خواجه نظام‌الملک و عمر خیام، در نوجوانی با یکدیگر عهد می‌بندند که اگر روزی یکی از آنان صاحب قدرت شد و به مقام بالایی رسید، دو دوست دیگر را در رسیدن به خواسته‌هایشان یاری کند. همین ماجرا که به گفته‌ی تاریخ‌دانان هیچ سندیتی ندارد، دست‌مایه‌ی طراحی یک جهان داستانی و پردازش شخصیت‌هایی پرکشش و جذاب شده‌است. همچنین تابه‌حال مطالب متعددی درباره‌ی خطاها و تحریف‌های گوناگون تاریخی این سریال نوشته شده‌است که خواندنشان به علاقه‌مندان واقعیت‌های تاریخی توصیه می‌شوند. در مجموع، «الحشاشین» اثری نیست که از لحاظ صحت تاریخی قابل‌پذیرش باشد؛ بااین‌حال، با بودجه‌ی 12 میلیون‌دلاری‌اش از نقاط عطف تولید آثار نمایشی در مصر به شمار می‌رود و به‌خوبی می‌تواند بینندگانش را با خود همراه کند.جنگ قدرت یکی از برجسته‌ترین مضامینی است که در «الحشاشین» مشاهده می‌شود. نبرد و منازعه میان مدعیان قدرت در آن دوره که در اصل برخورد و کشاکش عقیده‌ها و ایدئولوژی‌های مختلف است، اصلی‌ترین چالش‌های داستان را تشکیل می‌دهند. در این میان می‌توان مقاصد احتمالی سازندگان از ارائه‌ی چنین روایتی تاریخی از سده‌های میانی تاریخ اسلام را بازجست. روایتی که دال مرکزی‌اش بازنمایی تاریک و فتنه‌انگیز اسلام سیاسی بوده و با سیاست‌های سرمایه‌گذاران و سازندگان اثر نیز هم‌راستاست.باوجوداین، مجموعه‌ی «الحشاشین» از لحاظ هنری نمره‌ای قابل‌قبول و حتی در مواردی عالی کسب می‌کند. اجرای اغلب بازیگران مسلط و پرجزئیات است و در واقع، بار اصلی جذابیت سریال را آنان بر دوش می‌کشند. طراحی صحنه‌ و لباس چشم‌نواز و موسیقی متن گوش‌نواز است. جلوه‌های ویژه و بصری هم اگرچه با آثار روز دنیا فاصله دارند، کیفیت مناسبی داشته و انتظارات مخاطبان را برآورده می‌کنند.شخصیت حسن صباح در «الحشاشین»، فردی است که با بهره‌گیری از هوش و زیرکی فراوان خود و البته برخورداری از جسارت زیاد در موقعیت‌های دشوار، خود را نائب امام غائب نزاری و صاحب کلید بهشت معرفی می‌کند. رهبری کاریزماتیک که با دادن وعده‌ی بهشت و سعادت اخروی به پیروانش، در برابر بزرگترین قدرت‌های زمانش قدعلم می‌کند و در قلمروی آنان هراس‌افکنی می‌کند. پیشوایی که با ترویج ایدئولوژی موهوم خود و تشکیل شبکه‌ای نظام‌مند، ماهر و وفادار از پیروانش، نفوذ خود را از فراز قلعه‌ی الموت بر قلمروهای وسیع اسلامی و حتی مسیحی گستراند. حسن صباح و پیروانش در «الحشاشین» همانا کلیددارانی‌اند که جویندگان ناآگاه حقیقت را به‌جای روشنایی و هدایت به ورطه‌ی تاریکی و گمراهی می‌کشانند.</description>
                <category>تماشانگاشت | محمدامین قاسمی پیربلوطی</category>
                <author>تماشانگاشت | محمدامین قاسمی پیربلوطی</author>
                <pubDate>Wed, 26 Mar 2025 23:44:21 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>از مشق‌های شبانه تا دانشگاه‌های مدرک‌گرا</title>
                <link>https://virgool.io/@negashtgah/%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%B4%D9%82-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%D8%A8%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%AA%D8%A7-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AF%D8%B1%DA%A9-%DA%AF%D8%B1%D8%A7-wlxv2adxpczh</link>
                <description>معرفی چهار اثر سینمایی درباره‌ی نظام آموزشیاین مطلب پیش از این با همین عنوان در تاریخ ۲۹ مهرماه ۱۳۹۹ در «پایگاه خبری دانا» منتشر شده‌است.دوران مدرسه و دانشگاه برای تمامی افرادی که آن را تجربه کرده‌اند، همواره مملوء از خاطرات تلخ و شیرین و فراز و فرودهای گوناگون بوده‌است. با توجه به تأثیر بنیادین و تا حد زیادی سرنوشت‌ساز نظام آموزشی‌ای که فرد در آن تحصیل می‌کند، بحث درباره‌ی نقاط قوت و ضعف و مزیت‌ها و کاستی‌های نظام‌های آموزشی –چه در مدرسه و چه در دانشگاه– همواره داغ و مناقشه‌برانگیز بوده‌است؛ به‌طوری که افراد زیادی که در زندگی خود از لحاظ تحصیلی و شغلی به موفقیت نرسیده‌اند، عامل اصلی و بنیادین را اشکالات، کجروی‌ها، محدودیت‌ها و سخت‌گیری‌های بی‌خود و بی‌جهت یا متعصبانه در نظام آموزشی می‌دانند. البته این مسئله صرفاً محدود به چند کشور خاص نیست و تقریباً در تمامی کشورهای جهان از زوایای گوناگون به آن نگریسته می‌شود. در ادامه با معرفی چهار فیلم از سینمای ایران و جهان، شما را با تعدادی از آثاری که این مسئله را در قاب سینما بازنمایی کرده‌اند، آشنا می‌سازیم.1. مشق شب (۱۳۶۷): عباس کیارستمی در فیلم «مشق شب» که بیشتر شکل و شمایل یک مستند تلویزیونی را دارد، تلاش کرده‌است تا با گفتگویی بی‌پرده و مستقیم با دانش‌آموزان دبستانی دهه‌ی ۶۰، معضلات آموزش در مدارس را نشان دهد. در خلال گفتگوهای این اثر، با مشکلات شیوه‌های تربیتی و آموزشی آن دوران بیشتر آشنا می‌شویم و علاوه بر مدرسه، به‌عنوان نهاد رسمی آموزشی و تربیتی کشور، با تأثیرات خانواده که می‌توان آن را پایه و اساس شکل‌گیری شخصیت و طرز فکر و رفتار کودکان دانست نیز مواجهه‌ای جدی پیدا می‌کنیم.2. بمب؛ یک عاشقانه (۱۳۹۶): در این فیلم با دو روایت عاشقانه در خلال سال‌های جنگ تحمیلی و نیز اوج بمباران‌های تهران روبه‌روییم. اگر چه این اثر به‌طورمستقیم به مسائل موجود در مدارس آن زمان نمی‌پردازد، اما اشارات جالب‌توجه و دقیقی به فضای آموزشی و تربیتی دهه‌ی ۶۰ دارد. «بمب؛ یک عاشقانه» هم برای کسانی که خودشان آن دوران را تجربه کرده‌اند، سرشار از خاطرات و نوستالژی‌های فراوان است و هم می‌تواند برای نسل جدید که در فضای کاملاً متفاوتی قرار دارند، تصویر زنده‌ای از آنچه از نسل‌های قبلی خود شنیده‌اند، ترسیم کند. این فیلم به نویسندگی و کارگردانی پیمان معادی نخستین بار در جشنواره‌ی فیلم فجر سال ۱۳۹۶ به نمایش درآمد و در آن بازیگرانی چون پیمان معادی، لیلا حاتمی، حبیب رضایی، سیامک انصاری و... به ایفای نقش پرداخته‌اند.3. انجمن شاعران مرده (۱۹۸۹): گروهی از دانش‌آموزان در مدرسه‌ی شبانه‌روزی ولتن مشغول به تحصیل‌اند. نیل و تاد تحت نظارت و فشار شدید والدینشان قرار دارند که اصرار دارند فرزندانشان شغلی مطابق نظر آن‌ها داشته باشند. با شروع سال تحصیلی جدید، جان کیتینگ، دبیر جدید ادبیات انگلیسی، شیوه‌ی تدریسی متفاوت از معلم‌های پیشین ارائه می‌دهد و تلاش می‌کند تا دانش‌آموزانش دیدگاهی تازه و نو نسبت به خود و جهان پیرامونشان پیدا کنند. فیلم «انجمن شاعران مرده» می‌کوشد تا آثار مخرب فشارها و سخت‌گیری‌های نظام آموزشی را بر روح و روان، علایق شخصی و استعدادهای دانش‌آموزان و نسل جوان نشان دهد و این‌که چگونه یک اندیشه و یک شیوه‌ی نوآورانه می‌تواند تأثیرات عمیقی بر ضد رویه و جریان حاکم بر نظام‌های آموزشی داشته باشد؛ تلاش‌ها و چارچوب‌شکنی‌هایی که البته عاری از پیامدهای منفی نیز نیستند و با مقاومت‌ها و مخالفت‌های متعددی مواجه می‌شوند. پیتر ویر کارگردانی این اثر را برعهده داشته‌است و فیلم‌نامه‌ی آن را نیز تام شولمن نگاشته است. رابین ویلیامز در نقش جان کیتینگ، رابرت سین لئونارد در نقش نیل پری و ایتان هاوک در نقش تاد اندرسون در کنار دیگر بازیگران، بازی درخشانی را از خود ارائه داده‌اند. همچنین اثر حاضر در مراسم جوایز اسکار سال ۱۹۹۰ برنده‌ی جایزه‌ی بهترین فیلم‌نامه‌ی اورجینال نیز شده‌است.4. سه احمق (۲۰۰۹): این فیلم داستان سه دوست به‌نام‌های رانچو، فرهان و راجو را روایت می‌کند که به‌تازگی در یکی از بهترین دانشگاه‌های مهندسی هند پذیرفته شده‌اند. سه احمق اثری در ژانر کمدی و درام و یکی از بهترین و پرفروش‌ترین آثار سینمایی هندوستان است. در این اثر که راجکومار هیرانی کارگردانی آن را برعهده داشته، در قالبی طنز و سرگرم‌کننده نقدهای فراوانی به نظام آموزشی نمره‌محور که به رقابت‌های ناسالم و مخرب منجر می‌شود، وارد شده‌است. در این اثر هم شاهدیم که عواملی چون فشار خانواده‌ها برای هدایت تحصیلی و شغلی فرزندان، برنامه‌ها و روش‌های آموزشی نادرست، شرایط اجتماعی چون فقر، خرافات و برداشت‌های نادرست از رفتارها و سنت‌ها، رقابت‌های ناسالم و مدرک‌گرایی و... چگونه می‌تواند به پدیدآمدن آسیب‌ها و ضررهای عمیق و گاه جبران‌ناپذیری در جامعه و به‌خصوص نسل جوان منجر شود.</description>
                <category>تماشانگاشت | محمدامین قاسمی پیربلوطی</category>
                <author>تماشانگاشت | محمدامین قاسمی پیربلوطی</author>
                <pubDate>Thu, 27 Feb 2025 23:40:59 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کدام انسان؟! کدام حیوان؟!</title>
                <link>https://virgool.io/@negashtgah/%DA%A9%D8%AF%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%AF%D8%A7%D9%85-%D8%AD%DB%8C%D9%88%D8%A7%D9%86-r7bqszbbr7ji</link>
                <description>معرفی کوتاه فیلم Okja (2017)تاریخ نگارش: ۳ آذرماه ۱۴۰۰📄 مختصری از داستان: شرکت صنایع غذایی میراندا در یک پروژه‌ی آزمایشی اقدام به پرورش گونه‌ی جدیدی از خوک‌ها می‌کند تا تحولی در عرصه‌ی تولید مواد غذایی رقم بزند. تعدادی از این خوک‌ها به کشاورزان و دامدارانی در سرتاسر جهان سپرده می‌شوند تا طی یک رقابت ۱۰ ساله، به بهترین شکل آنها را پرورش دهند. با فرارسیدن سال دهم، به طبیعت کره سفر می‌کنیم؛ جایی که یک دختربچه به‌نام میجا رابطه‌ی صمیمانه و پرعاطفه‌ای با اوکجای غول‌پیکر و مهربان برقرار کرده‌است...🔑 واژگان کلیدی: صنایع غذایی، حقوق حیوانات، ارتباط انسان با حیوان، محیط زیست، کره‌‌ی جنوبی، جهش‌یافتگی🔎 نظر و ارزیابی شخصی: «اوکجا» اثری پرجاذبه، تأمل‌برانگیز، محترم و دغدغه‌مند است که تلاش دارد تا در بستر روایتی که از ژانرهای مختلف بهره می‌گیرد، توجه ما را به یکی از دردناک‌ترین مسائل جوامع مدرن و صنعتی جلب کند. آنچه در پساپرده‌ی فعالیت‌های صنایع غذایی می‌گذرد، برخلاف ظاهر خوش‌مزه و بی‌آزارشان، سرشار از بی‌رحمی‌ها و بی‌اخلاقی‌هایی است که برای بسیاری از ما تبدیل به چیزی عادی و بدیهی شده‌است. اصلاً چرا باید به چیزی که هم شکم ما را پر می‌کند و هم جیب سرمایه‌داران را اعتراض کرد؟!</description>
                <category>تماشانگاشت | محمدامین قاسمی پیربلوطی</category>
                <author>تماشانگاشت | محمدامین قاسمی پیربلوطی</author>
                <pubDate>Fri, 21 Feb 2025 23:06:56 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سینمای مثبت هجده!</title>
                <link>https://virgool.io/@negashtgah/%D8%B3%DB%8C%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AB%D8%A8%D8%AA-%D9%87%D8%AC%D8%AF%D9%87-qr4qov1tnm32</link>
                <description>گفتاری در رثای سینمای یتیم کودک و نوجوان در ایرانتاریخ نگارش: ۱۹ بهمن ۱۴۰۲در فضای سیاست‌پریش سینمای ایران روندنگاری خطوط مشی سینمارانان و سینماگردانان و سینماگران، ما را به کلاف سرناپیدایی می‌رساند که در آن از سویی، همهمه‌ی نارضایتی‌ همه بلند است و از سویی دیگر، همّ و غم همگان همراهی با دردها و آرمان‌های جامعه و اعتلای فرهنگ و هنر و چند خورجین ادعای دهان‌پرکن دیگر است. در این میزانسن ناموزون، از یک طرف خنده‌دارسازان و فاتحان گیشه را سرزنش می‌کنند که با اروتیسم زرد فرهنگ جامعه را به ابتذال کشانده‌اند و از طرف دیگر مجیزشان می‌گویند که چرخ آپارات بچرخد و در عصر دسترسی ثانیه‌ای به اقیانوس سرگرمی‌های سرزمین‌های مستکبر، سینمای مملکت به فلاکت و نداری نیفتد. یا یک ور دیگر، سیاه‌نماها و ارزش‌مدارها دست‌به‌یقه‌اند و آن ور هم جایزه‌بگیرها و بودجه‌بگیرها پشت میکروفون‌های وصل به سیم، یکدیگر را خیط می‌کنند! در این قال و مقال آدم‌بزرگ‌ها اما دل‌ها بسوزد برای سینمای کودک و نوجوان که بس یتیم است.ممکن است رگ گردنی باد شود که سخن از یتیمی سینمای کودک و نوجوان ادعایی است گزاف و در شرایطی که شاهد شروع شکوفایی سینمای پویانمایی در ایران هستیم، چنین وصله‌ی ناچسبی امیدکش است و آرمان‌ستیز. حال آن‌که منظور خالی‌بودن عرصه از اثر نیست بلکه درد، نبود سرپرست و سینه‌چاک است. اصلاً همین عبارت اضافی «سینمای کودک و نوجوان» مرسوم که برای مقوله‌بندی آنچه هست و نیست به‌کارش می‌بریم، خود نشانه‌ای از این‌ وضع است. اگر این بارِ گذاشته‌شده در گوشه‌ی انبار مسائل فرهنگی، سرپرستان دلسوز و راهبران متخصص داشت، میدان آن‌قدر از کار و کننده اشباع می‌شد که با خطوط پررنگی سینمای کودک و سینمای نوجوان و دیگر زیرشاخه‌ها و عناصرش، متمایز و مجزا و قلمروبندی می‌‌شد.سینمای کودک و نوجوان یتیم است؛ نه فقط به‌خاطر این‌که کاردانان کارکشته‌ کار را در دست ندارند بلکه ساده‌اندیشی‌ها و کژفهمی‌هایی نیز دامن‌گیر آن شده‌است. از موضوع‌شناسی و مسئله‌مندی گرفته تا مؤلفه‌های پرشمار فرمی و مضمونی متناسب با جهان کودکی و جهان نوجوانی، همه از چشم‌اسفندیارهای عرصه‌ای‌ به شمار می‌روند که دغدغه‌مند و پروژه‌بگیر و پیشکسوت کم ندارد. صرف این‌که اثری پویانمایی باشد، عروسک داشته‌ باشد، بازسازی نوستالژی‌های کودکی فیلم‌سازان میان‌سال و کهن‌سال باشد، یکی‌دو جین بازیگر کم‌سن‌وسال نقش‌های اصلی و فرعی‌اش را بازی‌ کنند، محل تصویربرداری‌اش مدرسه باشد، از یک افسانه‌ی کودکانه یا یک رمان نوجوان مقتبس شده باشد و... دلیل نمی‌شود که آن را ذیل سینمای کودک و نوجوان فاکتور کنیم و هوا برمان دارد که برای نسل آینده، تولید محتوا و الگوآفرینی کرده‌ایم.کودک و نوجوان امروز که بند نافش را با فناوری‌ها و رسانه‌های نوین بریده‌اند، پرشتاب‌تر و کم‌حوصله‌تر از کودک و نوجوانی دیروزی است که ماه‌به‌ماه با شوق و ذوق دکه‌ی مطبوعاتی می‌رفت یا می‌توانست در کف قیچی‌برگردان در هوا خشک‌شده‌ی سوباسا بماند تا قسمت بعد. کودک و نوجوان امروز تشنه‌ی سرگرمی است و در پرکردن سبد مصرف فرهنگی و رسانه‌ای‌اش لنگ آدم‌بزرگ‌ها نمی‌ماند. فراتر از این، خودش آفرینشگر محتوا هم هست و در اینستا و یوتیوب و تیک‌تاک و توییچ و امثالهم یکه‌تازی و سبک‌سازی می‌کند. با این دره‌ی ادراکی میان‌نسلی، دل‌ خوش‌کردن به تک‌وتوک آثار مناسب و به‌نسبت مؤثری که گاه موجی مقطعی می‌سازند، خودفریبی و ساده‌انگاری در برابر دریایی از مسائل گوناگون و ژرف است. مسائل و خلأهای کودکانه و نوجوانانه‌ای که برای خیلی‌هایشان هیچ محتوا و اثری تولید نکرده‌ایم و از خیلی‌های دیگرشان حتی خبر هم نداریم. ناگفته‌ها در این باب بسیارند اما در یک کلام، جامعه‌ای که سینمای کودک و نوجوانش یتیم باشد، سینمایش به سینمای مثبت هجده محدود می‌شود و لاجرم باید صابون چالش‌ها و آسیب‌های مثبت هجده را هم به تنش بمالد.</description>
                <category>تماشانگاشت | محمدامین قاسمی پیربلوطی</category>
                <author>تماشانگاشت | محمدامین قاسمی پیربلوطی</author>
                <pubDate>Fri, 07 Feb 2025 14:29:32 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نستوه و بکوش!</title>
                <link>https://virgool.io/@negashtgah/%D9%86%D8%B3%D8%AA%D9%88%D9%87-%D9%88-%D8%A8%DA%A9%D9%88%D8%B4-vuzxgtkb5uet</link>
                <description>معرفی و نقد پویانمایی «ببعی قهرمان»تاریخ نگارش: ۱۵ بهمن‌ماه ۱۴۰۲«ببعی قهرمان»، نماینده‌ی سازمان هنری‌رسانه‌ای اوج در بخش پویانمایی چهل‌ودومین جشنواره‌ی فیلم فجر است. این اثر به کارگردانی حسین صفارزادگان و میثم حسینی، نویسندگی مقداد اخوان و تهیه‌کنندگی محمدمهدی مشکوری، برگرفته از مجموعه‌ی پویانمایی دوبعدی «ببعی و ببعو» است. این مجموعه‌ی پرمخاطب و محبوب که از سال 1397 تا 1400 از شبکه‌ی پویا برای مخاطب خردسال (گروه سنی الف) پخش می‌شد، با استقبال بالای کودکان و خانواده‌ها روبه‌رو شد. پس از این موفقیت، پویانمایی سینمایی «ببعی: در آرزوی پرواز» کلید خورد و سرانجام در جشنواره‌ی امسال با عنوان «ببعی قهرمان» اکران شد.سینمایی «ببعی قهرمان» که برای مخاطب کودک (سنین دبستان) تولید شده‌است، به روایت رؤیاها و کوشش‌های ببعی می‌پردازد. ببعی که داستان‌های مصور (کمیک استریپ) جغد قهرمان را دنبال می‌کند، رؤیای پرواز را در سر می‌پروراند و برای تحقق هدفش به‌طور خستگی‌ناپذیری تلاش می‌کند. او در این مسیر از یک سو با سرزنش‌های اهالی روستا و مانع‌تراشی‌های خانم بوقلمون مواجه می‌شود و از سوی دیگر، از دلگرمی‌ها و پشتیبانی‌های خانواده و گروه دوستانش برخوردار است. در این کشاکش امید و ناامیدی و کامیابی و شکست، می‌بینیم که ببعی و دوستان غیرپرنده‌اش چگونه در آسمان اوج می‌گیرند.نسخه‌ی سه‌بعدی ماجراجویی‌های ببعی کیفیت بصری قابل‌قبولی دارد. با توجه به این‌که در سال‌های اخیر دیده‌ایم که انیماتورهای ایرانی می‌توانند همپا با برترین‌های جهان، تصویرسازی‌های چشم‌نواز و پرجزئیاتی را ارائه دهند، «ببعی قهرمان» از این جهت چندان شگفت‌زده‌مان نمی‌کند. اما جهان سه‌بعدی خلق‌شده در اثر، با لحن کودکانه و حال‌وهوای ماجراجویانه وپرجنب‌وجوش آن متناسب است، مخاطب را به‌خوبی همراه می‌کند و توی ذوق نمی‌زند.برگ برنده‌ی «ببعی قهرمان» را شاید بتوان موسیقی و آهنگ‌های جذاب و روایتگر آن دانست. یکی از عناصری که همیشه شناسنامه‌ی آثار نمایشی کودک بوده‌است، ترانه‌ها و آهنگ‌هایی‌اند که هم حس‌وحال پرنشاط و دلنشینی به اثر می‌بخشند و هم بخشی از داستان یا جهان درونی شخصیت‌ها را روایت می‌کنند. استفاده‌ی توأمان «ببعی قهرمان» از قالب‌های موسیقایی نوستالژیک و به‌روز، موجب شده‌است که مخاطب در برخی از نقاط عطف داستان، ارتباط عمیق‌تری با اثر برقرار کند. از این جهت، «ببعی قهرمان» در مقایسه با دیگر پویانمایی‌های داخلی چند سال اخیر، موفق‌تر است.با توجه به رده‌بندی سنی مخاطبان، «ببعی قهرمان» در بخش‌های شخصیت‌پردازی، داستان‌گویی و روایت، بسیار خوب و خلاقانه عمل می‌کند. داستان فیلم تا انتها پرکشش و جذاب است و اغلب شخصیت‌ها نیز به‌اندازه و به‌گونه‌ای که مخاطب کودک بتواند به‌خوبی با آن‌ها ارتباط بگیرد، پرداخت شده‌اند. البته تعدد شخصیت‌ها و برخی پیچیدگی‌های روایی ممکن است برای کودکان سردرگم‌کننده و زیاده‌ از حد باشند، اما کمدی کودکانه‌ی گنجانده‌شده در اثر، پیوند جهان فیلم با جهان کودکان را تقویت می‌کند.پیام‌های نهفته در اثر نیز نه آن‌قدر صریح و عریان‌اند که اثرگذاری خود را از دست بدهند و نه آن‌قدر پیچیده و مبهم‌اند که از دایره‌ی ادراک مخاطب کودک خارج شوند. مضامین و مفاهیم آموزنده و مثبتی در جای‌جای «ببعی قهرمان» وجود دارند و سعی شده از کلیشه‌های نخ‌نمای پیشین در این زمینه نیز تاحدامکان دوری شود. بااین‌حال، ممکن است بعضی از کنش‌های شخصیت‌ها پیامدهایی منفی برای کودکان کم‌سن‌وسال داشته باشد و راهنمایی و نظارت والدین را ایجاب کند. در مجموع، می‌توان «ببعی قهرمان» را اثری دانست که با وجود نقص‌ها و کاستی‌هایی که دارد، مخاطب خود را به‌خوبی شناخته است، شخصیت‌پردازی و فیلم‌نامه را فدای تمرکز بر جزئیات فنی نکرده‌است و در انسجام و جذابیت، یکی از باکیفیت‌ترین پویانمایی‌های سینمای ایران است.</description>
                <category>تماشانگاشت | محمدامین قاسمی پیربلوطی</category>
                <author>تماشانگاشت | محمدامین قاسمی پیربلوطی</author>
                <pubDate>Thu, 30 Jan 2025 00:26:25 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آش جانیافتاده‌ای توی کاسه‌ی ابزوردیسم!</title>
                <link>https://virgool.io/@negashtgah/%D8%A2%D8%B4-%D8%AC%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D9%88%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%B3%D9%87-%DB%8C-%D8%A7%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%B1%D8%AF%DB%8C%D8%B3%D9%85-evat1yveyb4a</link>
                <description>معرفی و بررسی فیلم بی‌حسی موضعیاین مطلب پیش از این با همین عنوان در تاریخ ۴ آبان ۱۳۹۹ در «پایگاه خبری دانا» منتشر شده‌است.با شیوع ویروس کرونا و تعطیل‌شدن سالن‌های سینما، شاهد اکران آنلاین آثار مختلف سینمایی در پلتفرم‌های استریم و VOD هستیم تا شاید کمکی کند به قطع‌نشدن ارتباط مردم با پرده‌ی نقره‌ای. در این میان، یکی از آثاری که به تازگی به‌صورت آنلاین به اکران عمومی درآمده‌، «بی‌حسی موضعی» به نویسندگی و کارگردانی حسین مهکام است که نخستین بار در سی و هفتمین جشنواره‌ی جهانی فجر حضور یافت. مهکام که پیش از این در آثار متعددی با عبدالرضا کاهانی همکاری داشته، به‌نظر می‌رسد در سومین فیلمی که کارگردانی کرده به‌شدت متأثر از کاهانی وارد عمل شده است. حبیب رضایی، باران کوثری، پارسا پیروزفر، حسن معجونی و سهیل مستجابیان هم بازیگرانی اند که در این اثر شاهد ایفای نقش‌شان هستیم.داستان فیلم در یک شب غیرمعمول اتفاق می‌افتد؛ ماری به‌تازگی با شاهرخ ازدواج کرده‌است، اما جلال (برادر ماری) که نویسنده‌ای روشنفکر است از این اتفاق راضی نیست. در ادامه جلال پس از بیرون زدن از خانه با یک راننده تاکسی عجیب روبه‌رو می‌شود و کم کم اتفاقاتی غیرعادی رخ می‌دهد و سرنوشت شخصیت‌ها را به هم گره می‌زند...پس از گذشت چند دقیقه‌ی ابتدایی فیلم متوجه می‌شویم که با فیلمی عادی و همگون با دیگر آثار سال‌های اخیر سینمای ایران روبه‌رو نیستیم. «بی‌حسی موضعی» داستان خطی و مشخصی ندارد و تلاش دارد تا خود را اثری اَبزورد و با چاشنی کمدی سیاه معرفی کند که البته با توجه سابقه‌ی همکاری مهکام با کاهانی، پوچ‌گرایانه‌بودن فضای فیلم آن‌چنان هم دور از انتظار نیست.یکی از مشکلات بزرگ فیلم نداشتن شخصیت‌پردازی مناسب است، به‌طوری که تمام شخصیت‌ها در حد تیپ باقی‌ می‌مانند و آن‌چه از آنان به مخاطب ارائه می‌شود، مبهم و پرداخت‌نشده رها می‌شود و تا پایان فیلم هم به نقطه‌ی خاصی نمی‌رسد. نکته‌ی دیگر بی‌ربط بودن بسیاری از دیالوگ‌هاست؛ فیلم اگرچه سعی دارد لحن طنز تلخ خود را حفظ کند و در میان گفتگوی شخصیت‌ها به موضوعات و مسائل مختلف سیاسی و اجتماعی کشور اشارات گوناگونی داشته باشد، اما از آن‌جایی که میزان قابل‌توجهی از این جملات پر نیش و کنایه در خدمت شخصیت‌پردازی و پیش‌بردن داستان فیلم نیستند، در نهایت بیشتر نامفهوم، مقطعی و بی‌سروته به‌نظر می‌آیند.«بی‌حسی موضعی» اما بیش از هرچیزی تلاش دارد تا اثری اَبزورد باشد؛ همان‌طور که از نام فیلم هم پیداست، شخصیت‌ها نسبت به رویدادهای پیرامون‌شان دچار نوعی بی‌حسی، بی‌تفاوتی و سردرگمی اند و در مقابل افراد، احساسات و اتفاقاتی که می‌افتد، مثل یک فرد عادی واکنش نشان نمی‌دهند. البته با توجه به فضای فیلم و شیوه‌ی روایت و تصویرگری آن نباید هم انتظار داشت که آنچه رخ می‌دهد و در جریان است، رئالیستی و مطابق با منطق معمول باشد اما مشکل «بی‌حسی موضعی» این است که منطق مشخص و قابل‌اتکایی که مختص به خود باشد نیز ارائه نمی‌دهد که با استفاده از آن بتوان روابط بین شخصیت‌ها، گفتگوها و رویدادها را به‌روشنی درک کرد.در پایان به‌نظر می‌رسد که بیننده‌ی فیلم «بی‌حسی موضعی» جز لحظاتی که شوخی‌هایی کلامی بعضاً زننده‌ای بین شخصیت‌ها رد و بدل می‌شود و لبخند کم‌رمقی بر گوشه‌ی لب‌اش می‌نشاند و یا گهگاهی که اشارات کنایه‌آمیزی به مسئله‌ی دلار و موسیقی و سیاست و فوتبال و غیره می‌کند، آن‌چنان با اثر ارتباط قوی و همدلانه‌ای برقرار نمی‌کند و شاید هم بعد از تمام شدن فیلم بگوید: خُب که چی؟!</description>
                <category>تماشانگاشت | محمدامین قاسمی پیربلوطی</category>
                <author>تماشانگاشت | محمدامین قاسمی پیربلوطی</author>
                <pubDate>Thu, 23 Jan 2025 01:20:42 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کورسوی سینمای نوجوان</title>
                <link>https://virgool.io/@negashtgah/%DA%A9%D9%88%D8%B1%D8%B3%D9%88%DB%8C-%D8%B3%DB%8C%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-wtqvyujitrbs</link>
                <description>مروری بر فیلم «باغ کیانوش»به‌نظرم یکی از ماجراجویانه‌ترین و هیجان‌انگیزترین تجربه‌هایی که هر انسان داستان‌دوستی می‌تواند داشته باشد، تماشای نمایش، فیلم یا سریال اقتباسی از داستان یا رمانی است که پیش‌تر خوانده‌است. حدود یک ماه پیش در مطلبی که درباره‌ی رمان «باغ کیانوش» نوشتم، به این نکته اشاره کردم که آشنایی‌ام با این رمان به‌واسطه‌ی اکران فیلم سینمایی اقتباس‌شده از آن بود. این اتفاق برای اغلب منابع اقتباس می‌افتد؛ گویا تا زمانی که یک داستان در رسانه‌های تصویری صدا نکند، مراجعه‌ی انبوه و فراگیر به قلمروی مکتوب آن هم کمتر رخ می‌دهد. بااین‌همه، خواندن و دیدن توأمان دنیای نوجوانانه‌ی «باغ کیانوش» و البته نوشتن درباره‌ی آن، تجربه‌ای دلچسب برایم رقم زده‌است.فیلم «باغ کیانوش» به مراتب از رمان «باغ کیانوش» جذاب‌تر، پرکشش‌تر و حتی عمیق‌تر است. شخصیت‌ها، خطوط داستانی، جغرافیای رخدادها، ژانر و مضامین کلیدی در فیلم به‌طور قابل‌توجهی توسعه یافته‌اند. ازاین‌رو، با اقتباسی آزاد طرفیم که ایده‌ی اصلی داستانی و پیرنگ را از رمان گرفته و آن را متناسب با اقتضائات سینما و مخاطب امروزی، پرورش و گسترش داده‌است. گوشه‌ای از این ارتقا را می‌توان در نگاه هستی‌شناختی حاکم بر اثر دانست. به‌طوری‌که برخلاف واقع‌گرایی سایه‌انداخته بر رمان، شاهد به‌کارگیری به‌جا و به‌اندازه‌ی مؤلفه‌های ژانر فانتزی در صحنه‌های گوناگون فیلم هستیم. افزون‌بر این، بهره‌گیری درست «باغ کیانوش» از تنوع ژانری موجب شده هم خنده بر لب نشیند، هم قلب به تپش افتد و هم دیدگان تر شوند.«باغ کیانوش» بی‌شک آبرومندانه‌ترین اثر سینمای نوجوان ایران در چند سال اخیر است. درحالی‌که فیلم‌های بزرگسالانه‌ی زرد یا سفارشی سانس‌‌های سینما را قرق کرده‌اند، سینمای کودک و نوجوان هرازچندگاهی در تاریکخانه‌ی هنر هفتم سوسو می‌زند. در این میان، سینمای نوجوان از سینمای کودک هم مهجورتر است. افزایش محسوس کمی و کیفی پویانمایی‌های کودکانه‌ی داخلی، بخشی -هرچند اندک- از نیاز مخاطب کودک را تأمین می‌کنند؛ اما این نوجوانان‌اند که در زیست‌بوم فرهنگی، به بی‌سرپرستی و شاید هم بدسرپرستی دچارند. در چنین آشفته‌بازاری است که فیلمی چون «باغ کیانوش» ارزشمند و احترام‌برانگیز به شمار می‌آید.«باغ کیانوش»، محصول بی‌آفتی از نظر سینمایی نیست و می‌توان نقدهای جدی متعددی به بخش‌های مختلف آن وارد کرد. بااین‌حال، آنچه اهمیت دارد این است که سازندگان اثر برای وقت و شعور و احساسات مخاطب ارزش قائل بوده‌‌اند. فیلمی که مخاطب هدفش نوجوان ۱۳ سال به بالاست ولی دربردارنده‌ی عناصری است که برای بزرگسالان هم جذاب و درگیرکننده است. تا زمان نگارش این مطلب (۲۶ دی‌ماه ۱۴۰۳)، «باغ کیانوش» فروش بیش از ۲۱ میلیارد تومانی را در گیشه‌ها تجربه کرده‌است که در مقایسه با آثار شکست‌خورده‌ی اخیری که مخاطب نوجوان را هدف گرفته بودند، امیدوارکننده است. روی‌هم‌رفته، حضور جسورانه‌ی فیلم «باغ کیانوش» در سینمای فعلی می‌تواند نویدبخش آغاز جریانی باشد که نوجوانان دیروز برای نوجوانان امروز خواهند ساخت و کورسوی کنونی را فروزان‌تر خواهند نمود.</description>
                <category>تماشانگاشت | محمدامین قاسمی پیربلوطی</category>
                <author>تماشانگاشت | محمدامین قاسمی پیربلوطی</author>
                <pubDate>Wed, 15 Jan 2025 22:50:18 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ناخالصی پولادین</title>
                <link>https://virgool.io/@negashtgah/%D9%86%D8%A7%D8%AE%D8%A7%D9%84%D8%B5%DB%8C-%D9%BE%D9%88%D9%84%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%86-byuzydk9p3no</link>
                <description>معرفی و مرور سریال «سامورایی چشم‌آبی»تاریخ نگارش: ۲۵ آذرماه ۱۴۰۲رقت‌انگیز، ناخالص، دیوسرشت، انتقام‌جو! این‌ها صفاتی‌اند که در نخستین ثانیه‌های تماشای «سامورایی چشم‌آبی»، شخصیت اصلی یا همان «میزو» را به ما معرفی می‌کنند. در هنگامه‌ی زمستانی سرد و خشن، داستان روزگارانی روایت می‌شود که ژاپن مرزهای خود را کاملاً به روی دنیای بیرون بست. به‌ گونه‌ای که مردم سرزمین ژاپن دیگر هیچ فرد غیرژاپنی یا سفیدپوستی را ندیدند. در چنین شرایطی، اگر کودکی دورگه پا به دنیا می‌گذاشت، از سوی همه طرد و همچون موجودی پلید نگریسته می‌شد. موجودی که سزایش رنج و تحقیر و آوارگی و سرانجام، مرگ بود.«سامورایی چشم‌آبی»، سریالی انیمیشنی در ژانر اکشن و ماجراجویانه است که 3 نوامبر (12 آبان) امسال در سرویس استریم نتفلیکس منتشر شد. این مجموعه‌ی پویانمایی هشت‌قسمتی نه‌تنها موفق شده رضایت بالای بینندگان را به‌ دست آورد بلکه توانسته از سوی منتقدان نیز نقدهای بسیاری مثبتی دریافت کند. البته باید توجه داشت انیمیشن «سامورایی چشم‌آبی»، اثری کاملاً بزرگسالانه و نامناسب برای کودکان و حتی نوجوانان است. خشونت بالایی در سریال موج می‌زند و از بیشتر صحنه‌های آن خون می‌چکد. برهنگی و صحنه‌های اروتیک هم در آن کم نیست. به‌طوری که در عمده‌ی نظام‌های رده‌بندی سنی کشورها، برچسب 18+ خورده است.در ژاپن قرن هفدهم که داستان این سریال جذاب طی آن جریان دارد، حکومت تصمیم می‌گیرد با جلوگیری از ورود و حضور نژادهای دیگر، کشور خود را از هر نوع ناخالصی پاک کند. اما در این دوران، چهار مرد سفیدپوست به‌طور غیرقانونی در ژاپن می‌مانند و پنهان می‌شوند. در نتیجه‌ی این سکونت غیرقانونی، فرزندی به نام «میزو» متولد می‌شود که دورگه‌ای با چشمانی آبی‌‎رنگ است. او از همان ابتدای کودکی مدام توسط دیگران آزار می‌بیند و با الفاظی زشت و ناپسند خوانده می‌شود. رنج‌هایی که رفته‌رفته بذر خشم و انتقام را در نهادش می‌کارند و با به آتش‌ کشانده‌شدن خانه و مرگ مادرش، انتقام از آن چهار مرد سفیدپوست به عهدی استوار برای ادامه‌ی زندگی‌اش تبدیل می‌شود.او در ابتدای این مسیر، با پیرمردی نابینا و آهنگر آشنا می‌شود. سال‌ها شاگردی او را می‌کند و راه‌ورسم شمشیرسازی و شمشیربازی را می‌آموزد تا به یک سامورایی قهار تبدیل می‌شود. هنگامی که خود را برای کین‌خواهی آماده می‌بیند، از پیرمرد خداحافظی می‌کند و قدم در مسیر پرفرازونشیبی می‌گذارد که اتفاقات غیرمنتظره‌ای برایش کمین کرده‌اند.در «سامورایی چشم‌آبی»، علاوه‌بر «میزو» با شخصیت‌های مختلفی روبه‌رو می‌شویم که هرکدام جذابیت‌های خاص خود را دارند. شخصیت‌ها اگرچه پرتعدادند، به‌خاطر پرداخت به‌اندازه و عمیقشان، به‌خوبی با بافت داستان عجین شده‌اند و به دل بیننده می‌نشینند. سریال از لحاظ بصری خیره‌کننده است، طراحی حرکتی و صحنه‌های مبارزه‌اش به وجدتان می‌آورد و لحظه‌های پرتنش و تعلیق‌آمیزش، میخکوبتان می‌کند. بااین‌حال، گاه برخی صحنه‌های خون‌بار یا جنسی‌اش از حد فراتر می‌روند و ممکن است برای برخی، ناراحت‌کننده باشند.این سریال که به‌تازگی برای فصل دوم هم تمدید شده‌است، در نگاه نخست ماجرای یک انتقام است؛ اما مسائل مختلف دیگری مانند حقوق و جایگاه زنان، چالش‌های اقلیت‌بودگی، دشواری‌های ناتوانی جسمی، تقابل‌های تمدنی و فناورانه و... نیز در آن مشهود است. پرداخت وسواس‌گونه به سنت‌ها و آداب‌ورسوم و عناصر نمادینی که ریشه در فرهنگ دیرینه‌ی ژاپنی دارند، از دیگر ویژگی‌های درخشان این اثر است. در مجموع، «سامورایی چشم‌آبی» از آن دست آثاری است که تا مدت‌ها در خاطرمان خواهد ماند و فصل اولش آن‌چنان نویدبخش است که برای تماشای فصل دومش لحظه‌شماری خواهیم کرد.</description>
                <category>تماشانگاشت | محمدامین قاسمی پیربلوطی</category>
                <author>تماشانگاشت | محمدامین قاسمی پیربلوطی</author>
                <pubDate>Sat, 04 Jan 2025 22:24:07 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مرا بشنو!</title>
                <link>https://virgool.io/@negashtgah/%D9%85%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%B4%D9%86%D9%88-ozw1qjosicos</link>
                <description>معرفی کوتاه فیلم CODA (2021)تاریخ نگارش: ۲۱ آبان‌ماه ۱۴۰۰📄 مختصری از داستان: ماجرای یک خانواده‌ی چهارنفره ماهی‌گیر که همگی به‌جز روبی (دختر خانواده) ناشنوایند. درحالی‌که پدر و مادر و پسر به جهان بی‌صدا خو گرفته‌اند، روبی سودای خوانندگی در سر دارد...🔑 واژگان کلیدی: ناشنوایان، ارتباطات انسانی، خانواده، موسیقی، دبیرستان، جامعه‌پذیری، خودشکوفایی🔎 نظر و ارزیابی شخصی: کمدی درام «کودا» از آن دست آثار بی‌ادعا و دلنشینی است که از همان لحظات نخست، خودش را در دل مخاطب جا کرده و با برانگیختن احساسات عمیق او، هم لبخند به لبش می‌آورد و هم با تلنگر بر چشمانش گونه‌های او را با مهربانی و لطافت نوازش می‌دهد. مسئله‌ی اصلی اثر «ابراز خود» و شکستن موانع دست‌وپاگیر درونی و بیرونی است که در شخصیت‌های فیلم به شیوه‌های گوناگونی نمود پیدا می‌کند.</description>
                <category>تماشانگاشت | محمدامین قاسمی پیربلوطی</category>
                <author>تماشانگاشت | محمدامین قاسمی پیربلوطی</author>
                <pubDate>Mon, 16 Dec 2024 22:59:36 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جستجوی بهشت میان یک صفحه‌ی قدیمی</title>
                <link>https://virgool.io/@negashtgah/%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D8%AC%D9%88%DB%8C-%D8%A8%D9%87%D8%B4%D8%AA-%D9%85%DB%8C%D8%A7%D9%86-%DB%8C%DA%A9-%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87-%DB%8C-%D9%82%D8%AF%DB%8C%D9%85%DB%8C-plj4x8abwzuh</link>
                <description>مروری کوتاه بر فیلم «بهشت گمشده»این مطلب پیش از این با همین عنوان در تاریخ ۲۰ مهرماه ۱۳۹۹ در «پایگاه خبری دانا» منتشر شده‌است.🔸معمولاً فیلم‌هایی که نام آن‌ها بر سر زبان‌ها می‌افتد و بسیار دیده می‌شوند، فیلم‌هایی‌اند که یا بسیار سرگرم‌کننده‌اند، یا بازیگران و کارگردانان معروف و خوش‌نامی دارند، یا تبلیغات خوبی برای آن‌ها انجام می‌شود یا دلایل دیگری وجود دارد که گاهی فهم آن‌ها دشوار و دور از ذهن به‌نظر می‌رسد! اما در میان آثاری که هر ساله به نمایش عمومی درمی‌آیند، مواردی هم هستند که خیلی آرام و بی‌سروصدا و سر‌به‌زیر می‌آیند و اگرچه می‌توانند تجربه‌ی شیرین و خاطره‌انگیزی را برای مخاطبان رقم بزنند، ولی در هیاهوی نام و نان آثار گیشه‌ای و بفروش و پرسروصدا و پرحاشیه گم می‌شوند و جز معدود افرادی، بیشتر مخاطبین #سینما و آثار نمایشی موفق نمی‌شوند به تماشای این دست آثار بنشینند. فیلم «#بهشت_گمشده» را شاید بتوان یکی از این آثار دانست که با وجود قوت‌ها و ویژگی‌های متمایزبخش و دلنشین‌اش آن‌چنان که باید و شاید دیده نشده‌است.🔹داستان فیلم با نشان‌دادن مشکلات زندگی یک زوج جوان به‌نام‌های عیسی و آیدا شروع می‌شود. عیسی معلم ادبیات #مدرسه است و آیدا که به‌تازگی بیشتر اعضای خانواده‌ی خود را در زلزله‌ی #کرمانشاه از دست داده‌است، در افسردگی شدیدی به‌سر می‌برد. عیسی تمام تلاش خود را برای بهترشدن حال آیدا به‌کار می‌برد، حتی خواندن قصه‌هایی که شاگردانش به‌عنوان تکلیف کلاسی برایش آورده‌اند. اما داستان فیلم فقط مربوط به زندگی عیسی و آیدا نیست، بلکه از دل این داستان سفر می‌کنیم به یک روایت کودکانه، پررمزوراز و عجیب‌وغریب؛ داستان «علی و آنژل».🔸«بهشت گمشده» فیلمی است به کارگردانی حمید سلیمیان و نویسندگی حمید سلیمیان و حمیدرضا سلیمی که در اواخر سال ۱۳۹۷ منتشر شد. همچنین در این اثر بازیگرانی چون فرامرز قریبیان، افشین هاشمی، افسانه پاکرو، محمدمهدی احدی و... به ایفای نقش پرداخته‌اند.🔹«بهشت گمشده» به‌خوبی مخاطب را با #روایت داستان در داستان خود همراه می‌کند و بارها موفق می‌شود بیننده را با اتفاقات و گره‌گشایی‌های مختلف غافلگیر سازد. فضای #فانتزی و رازگونه‌ی داستان علی و آنژل و تأثیری که این قصه بر زندگی عیسی و آیدا می‌گذارد، باعث می‌شود که هر دو داستان را در کنار هم و با جدیت دنبال کنیم. اگرچه پس از مدتی، داستان علی و آنژل به خط اصلی روایت تبدیل می‌شود، اما شخصیت‌پردازی‌ها آن‌چنان صمیمانه و به‌دور از تکلف و گنگی‌اند که تا پایان فیلم، سرنوشت تمام شخصیت‌ها برای بیننده اهمیت می‌یابد و همراه آنان سوار بر جریان زمان با رویدادهای فیلم همراه می‌شود.</description>
                <category>تماشانگاشت | محمدامین قاسمی پیربلوطی</category>
                <author>تماشانگاشت | محمدامین قاسمی پیربلوطی</author>
                <pubDate>Mon, 16 Dec 2024 00:11:06 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جفت‌های متکامل</title>
                <link>https://virgool.io/@negashtgah/%D8%AC%D9%81%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AA%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%84-mnqvj0y145t9</link>
                <description>مروری تحلیلی بر سریال آرکین به بهانه‌ی پایان آنپوسترهای آیینه‌وار فصل‌های اول و دوم آرکین🔹 سه سال پیش که یادداشت کوتاه «آغاز حماسه» را درباره‌ی فصل اول آرکین نوشتم، دو تصور متفاوت از ادامه‌ی این سریال انیمیشنی داشتم؛ یکی این‌که فصل دوم حداکثر با فاصله‌ای دوساله منتشر شود و دیگر این‌که برای فصل‌های بیشتری (حداقل سه فصل) از آن روزشماری خواهم کرد. اما هم فصل دوم بعد از سه سال منتشر شد و هم این فصل، آخرین فصل آرکین بود. بااین‌حال، بعد از تماشای فصل دوم می‌توانم با اطمینان بگویم که این سه سال ارزش صبرکردن را داشت. از طرفی، چون قرار است مجموعه‌های اقتباسی دیگری از سرزمین جادویی بازی «لیگ آو لجندز» (رونترا) ساخته شود، پایان سریال آرکین نقطه‌ی پایان تراژیک و بدرود فقدان‌آمیزی برای طرفداران آن نخواهد بود.🔸 مجموعه‌ی آرکین را می‌توان از زاویه‌های مختلفی زیر ذره‌بین قرار داد، اما در یک کلام دیدن آن یکی از بهترین تجربه‌های تماشایم را رقم زد. در آرکین، تقریباً هر عنصری که جذابیت یک اثر نمایشی را تشکیل می‌دهد، در اوج قرار دارد. شخصیت‌پردازی، خطوط داستانی و بیان روایی، جلوه‌های دیداری، موسیقی و... همگی در مرتبه‌ای از کیفیت و ظرافت قرار دارند که آرکین را به یکی از بهترین اقتباس‌های نمایشی دنیای بازی‌های دیجیتال و البته یکی از بهترین پویانمایی‌ها و سریال‌های تاریخ تبدیل می‌کند. در همین مدت کوتاهی که از پخش فصل دوم آرکین می‌گذرد، نظرها و بررسی‌های پرشمار و متنوعی از آن منتشر شده‌ که عمده‌ی آن‌ها تحسین‌آمیز و بسیار مثبت‌اند. بااین‌همه، در این یادداشت دوست دارم پیرامون یکی از پیام‌های محوری اثر، بر شخصیت‌ها تمرکز کنم. 🔹 می‌توانیم بگوییم «کمال»، بنیادی‌ترین و پررنگ‌ترین مفهوم در جهان آرکین و شخصیت‌های آن است و تقریباً هر چیزی در نسبت با آن معنا پیدا می‌کند. تقریباً همه‌ی شخصیت‌های اصلی و فرعی، کمال خاصی را برای خود یا جهانی که در آن زندگی می‌کنند، متصورند. انگیختاری که این حرکت به‌سوی کمال را ایجاد می‌کند نیز -در اغلب موارد- حس فقدانی شدید است. حسی که از حادثه‌ای ناگوار، شکستی سنگین یا تصمیمی با عواقب نابخشودنی برمی‌خیزد. به بیان دیگر، آگاهی از نقص‌های درونی شخصیت‌ها و کاستی‌های بیرونی عرصه‌ی زیست آن‌ها، کمال‌طلبی آنان را بیدار و واکنش‌های گوناگونی را پدیدار می‌کند. هرکدام از شخصیت‌ها می‌کوشند با فرار از نقص‌هایی که اتفاقاً هویت آنان را می‌سازد، به کمال مدنظرشان برسند؛ کوشش‌هایی که به برهم‌کنش‌های پیچیده‌ و چندلایه‌ای در میان شخصیت‌ها و جهان پیرامونشان منجر می‌شود.🔸 سرگشتگی شخصیت‌های آرکین در میانه‌ی نقص و کمال و برخورد خواست‌ها و اراده‌هایشان با یکدیگر، جفت‌هایی شخصیتی می‌سازد. جفت‌هایی که با نمایندگی دوگانه‌هایی گوناگون و ایجاد برهم‌کنش‌هایی سرنوشت‌ساز، به مسیر کمال‌یابی شخصیت‌ها شکل می‌دهند. این‌ها بخشی از مهم‌ترین جفت‌هایی‌اند که هریک به شیوه‌ای شخصیت‌ها را به کمالی خواسته یا ناخواسته سوق می‌دهند: (پاودر/جینکس | وی)، (وندر | سیلکو)، (زان | پیلتوور)، (شیمر | هکس‌تک)، (جیس | ویکتور)، (هایمردینگر | اکو)، (امبسا | سینج)، (جینکس | سیلکو)، (وی | کیتلین)، (جیس | مل)، (سیلکو | سویکا)، (کیتلین | امبسا)، (سیلکو | سینج)، (جینکس | ایشا)، (جیس | هایمردینگر)، (ویکتور | سینج)، (وی | سویکا)، (مل | امبسا)، (جینکس | کیتلین)، (سینج | وندر) و... .🔹 جفت‌هایی که نام بردم در کنار جفت‌های شخصیتی پرشمار دیگر، شبکه‌ای درهم‌تنیده و لایه‌لایه از روابطی می‌سازند که هریک به‌ گونه‌ای و به اندازه‌ای در رسیدن شخصیت‌ها به سرنوشت کمال‌گونه‌شان، نقش دارند. در این میان، شخصیت «جینکس» بیشترین روابط جفتی و دوگانه‌ها را با شخصیت‌های دیگر می‌سازد و همین موجب می‌شود که جینکس به جذاب‌ترین، عمیق‌ترین و پرتأثیرترین شخصیت آرکین تبدیل شود. به‌طوری که در قوس شخصیتی تقریباً همه‌ی شخصیت‌ها، ردپایی از جینکس یافت می‌شود.🔸 اگرچه مجموعه‌ی آرکین در چنان اوجی قرار می‌گیرد که لقب «شاهکار» برازنده‌اش است، نمی‌توان آن را بی‌نقص و همه‌چیزتمام دانست. فشردگی و شلوغی روایی و برخی شخصیت‌پردازی‌های شتاب‌زده در فصل دوم و موارد جزئی دیگر، نقص‌هایی را نمایان و امکانی را برای «ای کاش...» و «اگر...» گفتن‌های تماشاگران کمال‌جوی آرکین فراهم می‌کند. درواقع، جفت «اثر-تماشاگر» نیز در فرایند تکاملی ادراک هنری و رسانه‌ای، ایفای نقش می‌کند.🔹 در نهایت، بااین‌که آرکین در بخش‌های مختلف به حد اعلای بیان هنری میل می‌کند، اما در عین حال به کاستی‌هایی اجتناب‌ناپذیر دچار است که هم‌نشین آفرینش‌های انسانی است. همان‌طور که در آرکین دیدیم، تلاش برای دستیابی به کمال محض، سرانجام به جمود و نابودی می‌انجامد. چراکه نقص‌هایی که از آنها گریزانیم، ارزشمندترین دارایی‌هایی‌اند که ما را به پویایی و زندگی وامی‌دارند.</description>
                <category>تماشانگاشت | محمدامین قاسمی پیربلوطی</category>
                <author>تماشانگاشت | محمدامین قاسمی پیربلوطی</author>
                <pubDate>Sun, 15 Dec 2024 00:44:33 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>