<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های نگین منصوری</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@negin.mansouri</link>
        <description>UX R&amp;D and UX writer @sabaiede.com and architect</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 19:02:12</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/32205/avatar/8R25Nu.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>نگین منصوری</title>
            <link>https://virgool.io/@negin.mansouri</link>
        </image>

                    <item>
                <title>تست کاربردپذیری چیست و چرا در طراحی محصول مفید است؟</title>
                <link>https://aparat.design/تست-کاربردپذیری-چیست-و-چرا-در-طراحی-محصول-مفید-است-mdlkjq1fnvet</link>
                <description>تست کاربردپذیری آزمونی است که از کاربران واقعی هنگام استفاده کردن از یک وب‌سایت یا اپلیکیشن گرفته‌می‌شود و  میزان راحتی کاربران را موقع استفاده‌ کردن از محصول را ارزیابی می‌کند. جریان‌های کاربری اصلی و فرعی محصول مانند خرید، تمدید، ورود، ثبت نام، ثبت سفارش، بازیابی رمز، انواع نویگیشن‌ها، جستجو و… همه سناریو‌هایی است که می‌تواند موضوع تست کاربردپذیری باشند و از کاربر خواسته  شود که آن‌ها را یک بار در حضور آزمون  گیرنده‌ها که معمولا user researcher ها هستند، انجام دهد.به طور کلی پنج مفهوم کیفی زیر در تست کاربردپذیری ارزیابی می‌شود:ساده در راستای یادگیری(Easy to learn): اولین بار که کاربران  با محصول شما روبرو می‌شوند، کارکردن با وب‌سایت و یا اپلیکیشن برایشان چقدر آسان است؟کارآمد بودن محصول(Efficient to use): به این معنی که بعد از اینکه کاربران کار کردن با محصول شما را یاد گرفتند، کارهای خود را چقدر سریع می‌توانند انجام دهند؟قابل یادآوری(Memorability): هنگامی که کاربران پس از یک دوره از وب یا اپلیکیشن شما استفاده نمی کنند، چقدر با محصول دوباره با مهارت ارتباط برقرار می کنند؟انجام کارها با کمترین خطاها(Few errors): کاربران در طول مسیر چند خطا ایجاد میکنند، این خطاها چقدر شدید هستند و چگونه می‌توانند خطاهای خود را بهبود دهند؟سطح رضایت کاربران(satisfaction): استفاده از وبسایت یا اپلیکیشن شما چقدر برای کاربر دلپذیر است؟مزایای تست کاربرد پذیری چیست؟تست کاربردپذیری یک روش مطالعه روی محصول به شمار می‌‌آید  که در عین ارزان قیمت و سریع بودنش مزایای زیر را نیز دارد:محصول را خیلی مستقیم و بی‌طرفانه مورد آزمون قرار می دهد.در این روش محصول توسط نمونه‌ کوچکی از کاربران واقعی مورد استفاده قرار می‌گیرد و بازخورد آن‌ها می‌تواند بسیاری از مشکلات و بحث‌های داخلی تیم را حل کند.شما با این تست می‌توانید مشکلات محصول را  قبل از انتشار، شناسایی و برطرف کنید که از دررفت هزینه جلوگیری کنید.به صورت مستقیم و بی‌واسطه به بازخوردها، نظرات و بینش کاربران دسترسی دارید.آنقدر می‌توانید تست را روی فرآیندهای طراحی خود تکرار کنید تا وجوه  گنگ آن حل شود.تست کاربردپذیری به سه سوال زیر پاسخ می دهد:انتظارات کاربران را تا چه حد برآورده کرده‌اید؟کاربران تا چه حد کارهایی را که روی محصول  پیشنهاد دادیم، انجام می‌دهند؟آیا طراحی شما در مسیر درستی قرار دارد؟در چه مواردی تست کاربردپذیر را می گیرند؟قبل از طراحی مجدد (Before a Redesign): برای مشخص شدن نقاط درد موجودهنگام طراحی مجدد(During a Redesign): برای اطمینان حاصل کردن روی اینکه پیشنهادهای طراحی جدید راه‌حل هایی خوبی هستند.بعد از طراحی مجدد(After a Redesign): برای پیدا کردن مشکلات طراحی جدیدتست روی محصولات رقبا: برای مقایسه رفتار کاربر در یک سناریو مشابه روی دو محصولتست نقاط درد کاربران: برای ریشه‌یابی کردن و رفع مشکلات کاربران در  فیدبک‌ها و نظراتی که از سمت کانال‌های پشتیبانی می‌آید.در برگزاری تست به چه چیزهایی باید توجه کنیم و چه چیزهایی را برداشت کنیم؟بررسی رفتار آنلاین کاربراندازه گیری زمان انجام  تست کاربرسوال هایی که کاربران می پرسندبررسی رفتار آنلاین کاربر: سوال های زیر در راستای رفتار آنلاین کاربران است و تست گیرنده‌ها می‌توانند با توجه  به این سوال‌ها در مورد هر کاربر اطلاعات بسیار خوبی به عنوان نتیجه تست کاربردپذیری بدست بیاورند.پنج وب‌سایتی که کاربران روزانه یا هفتگی استفاده می‌کنند، چیست؟( دانستن اینکه چگونه مردم از اینترنت استفاده می‌کنند، بسیار مهم است)چگونه کاربران با محصول شما تعامل دارند چطور جستجو کرده و با نتایج جستجو چگونه ارتباط  برقرار می‌کنند؟چطور تجربه گذشته بر انتظارات کاربران تاثیر می‌گذارد؟در چه مرحله‌ای کاربران با پشتیبانی تماس می‌گیرند؟ یا از تست گیرندگان سوال می‌پرسند؟کاربران هنگام کلیک روی دکمه‌های کلیدی در وب‌سایت انتظار دارند که چه ببینند؟ (قبل از کلیک بر دکمه،  بپرسید!)هنگامی که کاربران خرید آنلاین می‌کنند، تصاویر محصول برای آن‌ها چه اهمیتی دارند؟کابر پاسخ کدام سوالات را می‌خواهد بداند تا بعد از آن هدف مورد نظر تست را انجام دهد؟کاربران چه ویژگی‌ها و پیش فرض‌هایی  را در وب‌سایت یا اپلیکیشن، در حال حاضر انتظار دارند؟(در  طول تست از او بپرسید)کاربران در مواجهه با شرایط، اصطلاحات جدید و یا قوانین  چه کار می‌کنند؟کاربران در هنگام م جستجو در بین مقادیر زیادی از محتوا، محصول یا خدمات چه سطحی از  فیلترینگ و دسته‌بندی را انتظار دارند؟در خانه، محل کار یا در سفر رفتار کاربر نسبت به استفاده از خدمات یا محصول شما چگونه است؟( بعد از تست از او بپرسید)آیا کاربران می‌توانند وظایف کلیدی را بدون سوال انجام دهند؟آیا کاربران  navigation اولیه و ثانویه شما را درک می‌کنند؟آیا کاربران قادر به استفاده آسان از ویژگی‌های هر صفحه هستند؟ (دکمه ها، نویگیشن‌ها و...)آیا اطلاعات ضروری  در صفحه‌های کلیدی شما وجود دارد؟آیا شما اطلاعات مربوط به محصول یا خدمات خود را ارائه می‌دهید؟آیا ابزار مناسب برای کاربران دارید که محصولات و مشخصات را مقایسه کنند؟چرا کاربران از وب‌سایت شما خارج می‌شوند؟چگونه کاربران مجبور به ثبت‌نام می‌شوند؟کاربران چه تفاوتی بین حالت غیر ثبت‌نامی  و حالت مهمان می‌بینند؟کاربران  در ثبت‌نام چه اطلاعاتی را ثبت می‌کنند؟هنگام تکمیل فرم‌ها، کاربران چه مشکلاتی دارند؟مدت زمان صبر کاربران برای یک فرآیند خاص تا  قبل از خستگی یا ناامیدی چقدر است؟ این خستگی کی منجر به خروج می‌شود؟کاربران به محتوای ویدیوی آموزشی روی وب یا اپلیکیشن  چه واکنشی نشان می‌دهند؟در هنگام ارسال اطلاعات حساسی مانند تراکنش رمز ورود و…  به صورت آنلاین، امنیت برای کاربران اهمیت دارد، محصول شما در این باره چه می‌کند؟آیا سرعت بارگذاری صفحه شما باعث بروز هر گونه مشکلی با تجربه کاربر سایت می‌شود؟در چه مرحله‌ای، کاربران اضطراب یا بی‌حوصلگی خود را نشان می‌دهند؟آیا کاربران دکمه‌های فراخوانی را که می خواهید فشار می‌دهند؟کاربران چه قابلیت انعطاف‌پذیری را در مسیر خود از محصول شما انتظار دارند؟دقیقا چه چیزی کاربران را از انجام آن چه که شما می‌خواهید باز می دارد؟چگونه می‌توان تجربه وب‌سایت یا اپلیکیشن را هوشمندتر کرد  تا سرعت ارتباط کاربران افزایش یابد؟اندازه‌گیری زمان انجام  تست کاربر: قبل از هر چیزی از یک کارشناس یا برنامه‌نویسی که روی محصول مسلط است بخواهید که مسیر مورد نظری را که برای آزمون طراحی کردید طی کند، زمان انجام این مسیر را ثبت کنید این زمان(Expert time) نام دارد و استانداری است برای مقایسه زمان کاربران عادی تا حالت ایده‌آلی که ما از تعامل با محصولمان انتظار داریم.توجه: معمولا  سه حالت برای زمان کاربر به نسبت زمان ایده‌آل اتفاق می‌افتد.۱. کاربر نزدیک به زمان استاندارد مسیر مورد نظر ما را طی می‌کند.۲. کاربر با یک اختلاف مشهود، کندتر از زمان استاندارد مسیر را طی می‌کند.۳. کاربر نمی تواند مسیر مورد نظر را طی کند  یا به نسبت زمان استاندارد بسیار بسیار  کندتر است.نتیجه‌ای که از ثبت این زمان‌ها بدست می‌آوریم در قدم اول این است که بدانیم چقدر از ایده آل هایمان فاصله داریم.سوال‌هایی که کاربران در طول آزمون می‌پرسند:ثبت این سوال‌ها مهم‌ترین بخش تست کاربرد‌پذیری است معمولا سوال‌ها نقاط گنگ جریان‌های کاربری را مشخص می‌کنند. تصویر زیر نمونه‌ی خوبی از دسته‌بندی سوال‌هایی است که کاربران در هر بخش پرسیده‌اند.سوال‌ها در بخش‌های مشابه دسته‌بندی شده و مهم‌ترین‌ها پررنگ‌تر هستنداز چه تعداد افراد باید تست بگیریم تا به نتیجه تست مطمعن شویم؟شاید باور این موضوع برای شما سخت باشد ولی عدد طلایی ۵ نفر، پیشنهاد مناسب خیلی از منابع تست‌های کاربردپذیری است و برای اطمینان این عدد تا ۱۵ بالا می رود و نه بیشتر در مطالب دیگر برای شما توضیح خواهم داد که چطور این عدد  فقط ۵ نفر  است؟علاوه بر درخواست انجام یک سناریو از کاربر، در آزمون چه کارهای دیگری انجام می‌دهند؟غیر از اینکه از کاربر سناریوهایی مانند ثبت‌نام، ورود، ثبت سفارش، خرید و…. انجام دهد، می‌توانید سوال‌هایی درباره محصول از او بپرسید.تست ۱۵ ثانیه:از کاربر بخواهید صفحه اول وب‌سایت یا اپلیکیشن شما را باز کند و بعد از ۱۵ ثانیه دوباره ببند و هرچه به خاطر می‌آورد برای شما بگوید. هر چه که کاربر در این ۱۵ ثانیه از محصول شما بگوید نشان می‌دهد شما خودتان را در نگاه اول چطور معرفی می‌کنید اگر کاربر، محصول شما را کلا نمی‌شناخت از او بخواهید به سه سوال زیر پاسخ دهد: این وب‌سایت یا اپلیکیشن در مورد چیست؟ و چه چیزی را ارائه می‌کند؟ غالب ترین احساس کاربر نسبت به محصول شما چیست؟نظرسنجی‌ها:پایان هر سناریویی که کاربر انجام می‌دهد، از او بخواهید که به سختی یا آسانی آن مسیر  امتیاز دهد و نظرات و انتظارات او را ثبت کنید.کلام آخر:در این مطلب شما را با مباحث اولیه تست کاربرد پذیری آشنا کردم در مطالب بعدی، گزارشی از یک تجربه عملی‌ را که با تیم طراحی  روی آپارات و فیلیمو داشتیم در اختیار شما قرار خواهم داد.</description>
                <category>نگین منصوری</category>
                <author>نگین منصوری</author>
                <pubDate>Tue, 17 Dec 2019 11:15:42 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>11 نوع ویدیویی که هر کسب‌وکاری در مورد خود باید بسازد</title>
                <link>https://aparat.design/11-نوع-ویدیویی-که-هر-کسبوکاری-در-مورد-خود-باید-بسازد-dhe8gwxyireg</link>
                <description>معمولا سوال‌هایی که در ویدیومارکتینگ برای هر کسب‌وکاری پیش می‌آید این است که که از کجا شروع کنیم و چه ویدیویی بسازیم؟ یا اصلا لزومی دارد که یک کسب‌وکار برای خود ویدیو بسازد یا خیر؟ در پاسخ به این سوالات باید بگویم که فرقی ندارد که شما یک کسب‌وکار کوچک یا بزرگ هستید؟ شما فقط باید نقاطی را که در آن می‌توانید با زبان ویدیو با کاربرانتان صحبت کنید، بیابید و در آن‌ نقاط، با استراتژی درست، محتوای تصویری  را به کاربران خود نشان دهید: ویدیوهایی برای معرفی محصول(Product videos)ویدیوهای برای بروزرسانی محصول(Product update videos)ویدیو‌هایی برای پرسش و پاسخ(Explainer videos)ویدیوهایی برای اولین تجربه با محصول(Onboarding videos)ویدیوهایی برای آموزش درون سازمانی(Internal training)ویدیوهای نقل‌قول از محصول(Testimonial videos)ویدیوهای فرهنگ داخلی شرکت(Company culture videos)پخش زنده(livestreams)ویدیو کست‌ها(videocasts)ویدیوهای طولانی و مستند(Full-length features and documentaries)ویدیوهایی برای شبکه‌های اجتماعی(Teaser videos for social media)ویدیوهایی برای معرفی محصول(Product videos):ویدیوی معرفی محصول معمولا محصول و خدمات شما را به طور کامل با ویژگی و مزایا معرفی می‌کند و نحوه عملکرد با محصول یا خدمات را شرح می‌دهد.همه کاربرانی که در مرحله آگاهی از محصول و خدمات شما هستند، نیازمند یک توضیح شفاف و کامل هستند تا پیشنهاد شما را درک کنند.اگر توضیح کامل محصول یا خدمات شما کار آسانی نباشد، ساخت ویدیو معرفی به افزایش فروش در کسب‌وکار شما کمک می‌کند.ویدیو در صفحه محصول باعث افزایش زمان بازدید‌کنندگان در آن صفحه و در نتیجه احتمال تبدیل آن‌ها به مشتری می‌شود.معرفی بخشی از آپارات: https://www.aparat.com/v/yKQ2X معرفی کل مزایای فیلیمو: https://www.aparat.com/v/DdwHQ زمان پیشنهادی: 2 الی 3 دقیقهویدیوهای برای بروزرسانی محصول(Product update videos):ویدیوهای بروزرسانی محصول، مشتریان اصلی شما را از آخرین تغییرات و به‌روزرسانی‌ها آگاه می‌کنند.با این ویدیوها می‌توانید ویژگی‌های جدید را به مشتریان خود بیاموزید و پذیرش محصول یا خدمات را برای کاربران جدید بالا ببرید معمولا این نوع ویدیوها به وفاداری مشتری بسیار کمک می‌کند.تولید این ویدیوها  با هزینه کم، زمان کمی را می‌برد اما به عنوان یک فایل آموزشی به راحتی بین کاربران پخش خواهد‌شد. همچنین این ویدیوها می‌توانند یک پست در شبکه‌های اجتماعی شما باشند.نکته: بهتر است در ویدیوهای بروزرسانی از افراد مهم تیم برای صحبت استفاده کنید، زیرا حس اعتماد بیشتری را به مشتریان شما می‌دهد. https://www.aparat.com/v/CqSfQ  https://www.aparat.com/v/OPu1H زمان پیشنهادی: 2 الی 5 دقیقهویدیو‌هایی برای پرسش و پاسخ(Explainer videos):این نوع ویدیوها، آموزشی به‌حساب می‌آیند و  به سوالات کاربران پاسخ می‌دهند و ابهامی را برای مخاطب رفع‌می‌کنند. https://www.aparat.com/v/tpNJ9 برای تولید این ویدیوها می‌توانید این‌طور فکر کنید که، در راستای محصول و خدمات شما افراد در گوگل چه سوالات متدوالی را جستجو می‌کنند و برای پاسخ به سوال‌های آن‌ها یک ویدیو بسازید. برای مثال، چطور می‌توانم از وبسایت فیلیمو دانلود کنم؟ پاسخ به این سوال خود یک محتوای ویدیویی بسیار مفید است.شما می‌توانید محصول یا خدمات خود را به صورت یک راه حل برای سوال مشترک افراد معرفی کنید. توجه کنید که فقط  روی دو یا سه مزیت اصلی متمرکز شوید زیرا که افراد مزایا می‌خرند، نه ویژگی‌ها را، معمولا افراد تمایل به خرید بر‌اساس احساسات دارند نه واقعیت‌ها و ارقام.در بعضی موارد می‌توانید محصول خود را در آن ویدیو معرفی نکنید، کافیست به صورت یک مرجع  سوال‌های متداول افراد در گوگل را پاسخ دهید. برای مثال؛ شما فروشگاه لوازم کوهنوردی دارید،  ویدیوهایی در باب انتخاب چادر مسافرتی مناسب یا نحوه شستشوی کیسه خواب بسازید. به این‌ترتیب افراد زیادی را به واسطه پاسخ به یک سوال مشترک به سمت کسب‌وکار خود کشانده‌اید.ساخت ویدیوهای پرسش و پاسخ زمان‌بر است و نیاز به خلاقیت و جذابیت بیشتری دارد. این ویدها باید پویاتر باشند و ریتم کندی نداشته‌باشند.سناریو یک خطی این ویدیوها به این صورت است که: اول، مشکل یا نقطه درد را که افراد با آن سروکار دارند، ایجاد کنید. دوم، به بیننده بگویید که راه حل شما چگونه کار می‌کند و سعی کنید راه‌حل را مختصر نگه دارید. سوم، فراخوانی طراحی کنید که کاربر را به سمت کسب‌وکار شما بکشاند. https://www.aparat.com/v/WN3xK همه چیز را کوتاه و شیرین نگه دارید، از زبان مکالمه استفاده کنید و اصطلاحات غیر عادی و اصطلاحات به کار نبرید.زمان پیشنهادی: 2 الی 3 دقیقهویدیوهایی برای اولین تجربه با محصول(Onboarding videos):این ویدیوها دقیقا برای آموزش کاربران جدید ساخته می‌شود مانند یک تور بزرگ گردشگری است که با پس‌زمینه خوش‌آمدگویی، افراد را به جای جای محصول یا خدمات می‌برد و کاربر را از انتخاب خودش در قدم اول مطمئن می‌کند. این نوع ویدیوها با تمرکز روی حس اطمینان و کنجکاوی کاربران، به آن‌ها کمک می‌کنند تا برای اولین بار نحوه استفاده از محصول شما را درک کنند.تولید این ویدیو بسیار زمان‌بر است و نیاز به خلاقیت بسیار بالایی دارد زیرا:این نوع ویدیوها را مانند یک سفر هوایی است، بنابراین اگر در این سفر تجربه خوبی را برای کاربر به جا‌نگذارید او شما را برای همیشه ترک خواهد کرد.توجه داشته باشید، این ویدیوها منجر به  فروش نمی‌شود فقط کاربر را به آرامش می‌رساند به طوری که کاربر با خودش به این اطمینان می‌رسد که “انتخاب بدی نکرده است”. شما باید منتظر باشید تا کاربر بازگردد و به مشتری تبدیل شود.پیشنهاد می‌شود که انسان‌های پشت پرده محصول خود را نشان دهید این موضوع حس اطمینان را به شدت بالا می‌برد. افراد اگر بدانند با چه کسانی کار می‌کنند خرید و استفاده از آن محصول یا خدمات برایشان آسان‌تر است.برای این نوع ویدیوها می‌توانید کاربر را به انجام اولین تجربه با محصول یا خدمات شما ترغیب کنید، برای مثال، شما نرم‌افزار تدوین ویدیو می‌فروشید؛ در صفحه اول سایت فروش خود، کاربر، ویدیوییرابا این عنوان که “اولین تدوینت رو انجام بده” ببیند. این ویدیو مانند یک تور زیرو بم محصول شما را به تصویر می‌کشد.می‌توانید در این نوع فیلم‌ها خلاقیت‌ها و تکنیک‌های جذابی را که با محصول یا خدمات شما انجام‌می‌دهند به کاربر نشان دهید، برای مثال، شما فروشنده دوربین‌های 360 درجه هستید، چند تکنیک عکاسی خلاقانه در بدو ورود آن‌هم بدون زمینه و دستورالعمل‌ها در یک محتوای ویدیویی به کاربر نشان دهید، در نتیجه شما می‌توانید به مشتریانی که به سرعت ناامید شوند، اطمینان و انگیزه ببخشید.نکته: اگر مشتری شما هدف و مزایای محصول شما را نفهمد ، ارزش شما بلافاصله در معرض خطر است. مشتریان باید در اولین گشت‌وگذار درک کنند که چگونه محصول شما زندگی آن‌ها را آسان‌تر می‌کند؟زمان پیشنهادی: 5 الی 10 دقیقهویدیوهایی برای آموزش درون سازمانی(Internal training)این نوع ویدیوها برای آموزش درون سازمانی و نیروهای جدیدی که استخدام می‌شوند، بسیار مفید است و کارمندان جدید را در فرآیندهای موجود در کسب‌وکار، عمیق می‌کند. بنابراین، افراد جدید با سرعت زیادی به تیم شما می‌پیوندند.حجم اطلاعاتی که باید به نیروی جدید داده شود بسیار زیاد و گوش دادن به یک نفر کاری سخت است، درنتیجه، با تولید این ویدیوها در زمان و استرس صرفه‌جویی می‌کنید(هم برای خودتان و هم تیمی‌های جدید)، علاوه بر این، ویدیوهای آموزشیِ داخلی برای همه کارمندان نه فقط استخدام‌های جدید مفید است.با گسترش محصول تولید این ویدیوها می‌تواند به صورت آموزش‌های مداوم اتفاق بیفتد.زمان پیشنهادی: 10 الی 15 دقیقه https://www.aparat.com/v/7Iam4 ویدیوهایِ نقل‌قول از محصول(Testimonial videos)هر فردی که از محصول یا خدمات شما استفاده کرده‌است میتواند از زاویه دید خود، نقل قولی را به دیگر کاربران بگوید. مردم بر مردم تأثیر میگذارند. نقل‌قول‌ها، بررسی‌های صادقانه‌ای هستند که می‌توانند نظر افراد را درباره یک محصول تغییر دهند یا افراد را به خرید متقاعدکنند.این نوع ویدیوها می‌توانند تأثیر مثبت محصول شما بر افراد واقعی را به خوبی نشان دهند. شنیدن صدای مشتریان و دیدن یک محصول در عمل، بسیار جذاب‌تر از خواندن یک پاراگراف در مورد آن محصول است.پیشنهاد می‌شود این نقل‌قول‌ها از سمت چهره‌های شناخته‌شده یا افراد تاثیرگذار جامعه باشد. https://www.aparat.com/v/u0VgK  https://www.aparat.com/v/otvGu ویدیوهای فرهنگ داخلی شرکت (Company culture videos)ویدیوهای فرهنگ داخلی به مشتریان این امکان را می‌دهد که از  پشت صحنه کارمندانِ شرکت شما باخبر شوند. این ویدیوها بهترین راه برای ارتباط با طرفداران است.به جرات می‌توان گفت نشان‌‌دادن فرهنگ داخلی شرکت‌ها، سرگرم‌کننده‌ترین و‌ جذاب‌ترین، موضوعات برای طرفداران شماست. تقریباً می‌توانید در مورد هر موضوعی، تفریحات، شوخی‌ها، بازی‌های دسته‌جمعی حتی شب‌بیداری‌ها و سختی‌های درون تیم خود را نشان‌دهید.ویدیوهای فرهنگ سازمانی برای اهداف استخدام نیز استفاده می‌شود. با گفتن مزایای جالب خود، به کارکنان بالقوه نشان‌دهید محیط کار شما چگونه است؟برای مثال، تصور کنید یک نیروی کارآمد برای شروع همکاری، بین انتخاب شرکت شما و شرکت رقیب در حال تصمیم‌گیری است این سبک ویدیو چقدر در تصمیم‌گیری او کمک‌ می‌کند؟ https://www.aparat.com/v/BAdeR زمان پیشنهادی: 3 الی 5 دقیقهویدیوهای پخش زنده(livestreams)امروزه بازار پخش زنده(livestreams) بسیار داغ است و جهان به سمت تولید این نوع محتوا می‌رود اگر برای کسب‌وکار خود به به‌روز بودن، اهمیت می‌دهید و دلتان نمی‌خواهد از رقبای خود جا بمانید؛ باید به تولید محتوای ویدیویی آن هم از نوع پخش زنده فکر کنید، خیلی ایده‌های مبتکرانه‌ای برای پخش زنده وجود دارد اما برای قدم‌های اول می‌توانید جریان‌ها و  رویداد‌هایی را که در کسب‌وکار شما در حال برگزاری‌است، به صورت زنده پخش کنید، که این امکان را اینستاگرام و آپارات به شما می‌دهند.کنفرانس‌ها و همایش‌ها هم می‌توانند به واسطه پخش زنده مخاطبان گسترده‌تری را به سمت شما بکشاند افرادی را که فرصت شرکت در مراسم شما را نداشتند، پخش زنده، آن‌ها را در جریان مراسم قرار می‌دهد.می‌توانید جلسات مهمی که برای کسب‌وکار شما محرمانه نیست و تصمیماتی را که در مورد تغییرات اخیر روی محصول یا خدمات می‌گیرید، به صورت پخش زنده با مشتریان خود به اشتراک بگذارید، شرکت‌های سهامی یا پلتفرم‌ها و اپلیکیشن‌های محبوب، می‌توانند از این ایده به عنوان عاملی تاثیر‌گذار در برندینگ استفاده خوبی بکنند. حس اطمینان و مشتری‌مداری با این نوع ویدیوها بسیار بالا می‌رود.می‌توانید به واسطه پخش زنده، جلسه پرسش و پاسخ بگذارید تا مشتریان به صورت مستقیم سوالات خود را در ارتباط با محصول و خدمات بپرسند.زمان پیشنهادی: بستگی به رویداد شما داردویدیو کست‌ها (videocasts)به مجموعه ویدیوهای سریالی و کوتاه که مانند پادکست‌ها هستند، ویدیوکست می‌گویند، این نوع ویدیوها در مورد موضوعات مختلف حول محور یک علاقمندی(مرتبط با کسب‌وکار)، ساخته می‌شوند، معمولا  آموزشی اما جذاب و سرگرم‌کننده، هستند و مخاطبان را خیلی عمیق‌تر با یک محصول درگیر می‌کنند.ویدیوکست‌ها رابطه کسب‌وکار شما را با یک محصول دوستانه‌تر می‌کند.یکی از مهم‌ترین مزایای ویدیو کست‌ها بالا بردن سئو در کلید‌کلمات مورد نظر است. https://www.aparat.com/v/vOygW  https://www.aparat.com/v/ArIto زمان پیشنهادی: 5 تا 60 دقیقهویدیوهای طولانی و مستند(Full-length features and documentaries)این ویدیوها با دغدغه مسئولیت اجتماعی به موضوعاتی از جنس مشکلات اجتماعی یا جریان‌های فکری‌ از نوع زیست محیطی و توسعه پایدار (که حول محور کسب‌وکار شماست) می‌پردازد. شما به عنوان یک کسب‌وکار می‌توانید در رابطه با حمایت از یک موضوع اجتماعی یا زیست محیطی یک ویدیو بسازید تا فراخوانی گسترده و بزرگ در جامعه مردمی داشته‌باشید.پیشنهاد می‌شود این ویدیوها را به صورت یک فیلم بلندِ مستند بسازید، زیرا مخاطبان شما برای اطمینان به دغدغه‌های اجتماعی نیاز به یک قصه واقعی دارند.مستندهایِ مسئولیت اجتماعی، به مشتریان شما یک دلیل منطقی، معنوی و گاها اسطوره‌ای می‌دهند تا طرفدار برند شما شوند، تصور کنید شما تولید کننده و فروشنده موتوربرقی هستید، یک مستند در رابطه با آلودگی هوا با یک قصه خلاق، چقدر در تصمیم‌گیری و ارق مشتریان نسبت به شما تاثیر می‌گذارد؟زمان پیشنهادی: 15 تا 120 دقیقهویدیوهایی برای شبکه‌های اجتماعی(Teaser videos for social media)شما ممکن است برای اینکه مخاطبان خود را جذب کنید برای یک محصول یا کمپین چند ویدیو مشابه بسازید و آن‌ها را در وب سایت خود به نمایش بگذارید، در کنار این تلاش بهتر است شانس دیده‌شدن خود را بالا ببرید بخشی از مخاطبان در توییتر، اینستاگرام و… ممکن است به شما برخورد کنند. بنابراین، ویدیوهای تیزر خود را در آنجا نیز ارسال کنید و به نسخه طولانی آن که ممکن است در سایت یا کانال آپارات وجود داشته‌باشد، پیوند دهید.زمان پیشنهادی: 30 ثانیه تا 2 دقیقهکلام آخر: اگر کسب‌وکار بزرگی هستید به فکر یک تیم تولید محتوای ویدیویی باشید زیرا شما از رقبای خود در دنیای دیجیتال جا می‌مانید اگر یک کسب‌وکار کوچک هستید قدم‌های ساده بردارید و با اکانات کمی مانند یک گوشی محتوای ویدیویی خود را تولید کنید، کافیست به موضوعات بالا در مقیاس خود فکر کنید و تولید ویدیو را شروع کنید، این نوع محتوا در برندینگ و بزرگ شدن کسب‌وکار شما گام بسیار مهمی است.</description>
                <category>نگین منصوری</category>
                <author>نگین منصوری</author>
                <pubDate>Tue, 03 Sep 2019 14:58:56 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه عنوان‌ها مخاطب را جذب می‌کنند؟</title>
                <link>https://aparat.design/howtowritemagneticvideotitles-tafem2lvst5w</link>
                <description>اگر ویدیو شما عنوان خوبی نداشته‌باشد شانس انتخاب و دیده‌شدن بسیار کم‌ است زیرا که مهم‌ترین بخش برای شروع گفتگو با کاربر همین عنوان ویدیوست. اگر می‌خواهید در کنار محتوای‌های محبوب و مشابه، دیده‌شوید، نوشتن عنوان‌ جذاب یکی از مهم‌ترین عوامل است که در کنار رعایت نکات سئویی در آن باید با خلاقانه و جذاب‌باشد. در این مطلب می‌خواهم با مرور کتابی به نام “ایده‌عالی مستدام” و ترکیب نکات کاربردی‌ به شما بگویم که اصلا لزومی ندارد شما ذاتا فردی خلاق باشید تا بتوانید عنوان‌های چشمگیر و جذاب بنویسید، خلاقیت کاملا قابل یادگیری است و اصولی دارد.تکنیک‌های نوشتن عنوان به دو بخش سئو و  نوشتار تقسیم می‌شوند:نکات سئویی در نوشتن عنوان‌های تاثیرگذاراصول شش‌گانه برای نوشتن عنوان‌های خلاقانه و جذابنکات سئویی در نوشتن عنوان‌های تاثیرگذاردر در دو مطلب  چطور یک توضیح تاثیرگذار برای ویدیوهای آپارات بنویسیم؟ و چطور ویدیوی ما در آپارات بهتر دیده‌شود؟ بارها به این نکات اشاره کردیم که خلاصه آن را با هم مرور می‌کنیم:تعداد کاراکترهای(حروف) به کاربرده شده در عنوان نباید بیشتر از 80 باشد.حتما محبوب‌ترین کلید واژه‌‌ای را که در رابطه با ویدیوی شما جستجو می‌شود، در عنوان به کار ببرید.عنوان حتما باید به توضیحات و محتوای داخلی ویدیو مرتبط باشد.نام برند خود را اگر می‌خواهید در عنوان بیاورید در آخر عنوان بنویسید.اگر محتوای شما سریالی است حتما شماره قسمت را در عنوان بیاورید تا دسترسی به دیگر محتواها آسان شود.چند نکته را در نوشتن عنوان‌ها فراموش نکنیم:1. در عنوان‌ها از اعداد استفاده کنید.2. عنوان را در قالب یک سوال بنویسیم.3. در دام دانسته‌های خود گیر نکنیم.4. تا می‌توانید از شبیه‌سازی استفاده کنید.نکته اول؛در عنوان‌ها از اعداد استفاده کنید: اعداد به طور معجزه‌آسایی کاربران را به سمت خود می‌کشاند و بهتر است آن‌ها را به رقم در عنوان بیاورید برای مثال به جای “پنج نکته” … بگویید “5 نکته….” بدین‌ترتیب در تعداد حروف صرفه‌جویی کرده‌اید هم عنوان شما سریع‌ و راحت‌تر خوانده‌می‌شود.نکته دوم؛ عنوان را در قالب یک سوال بنویسید:سوال‌ها همیشه جذاب هستند و حس اکتشاف را در کاربر بیدار می‌کنند به فرم‌های زیر دقت کنید.مثال خوب: گیمیفیکیشن چیست؟مثال خوب: چرا اپلیکیشن (Face app) خبر داغ این روزهاست؟نکته سوم؛ در دام دانسته‌های خود گیر‌ نکنیم: با دوستان خود این بازی را امتحان کنید معروف‌ترین آهنگ‌ها(سرود ملی، تولدت‌مبارک، پلنگ صورتی و…) را با زدن یک خودکار روی میز به صورت ریتم بزنید:به نظر شما چند درصد افراد می‌توانند این آهنگ را تشخیص دهند؟ هربار که شما روی میز ضرب می‌گیرید غیر ممکن است آهنگ اصلی را در ذهن خود نشنوید، اما آنچه که شنونده می‌شنود تعدادی ضرب نامفهوم است، در حالی که شما مطمعن هستید افراد به آسانی آهنگ را حدس می‌زنند.  این غیر قابل باور بودن اینکه چطور افراد نمی‌توانند آهنگ را حدس بزنند دقیقا گیرکردن شما در دام دانش است. گیر‌کردن در دام دانسته‌هایتان در نوشتن عنوان و انتقال اطلاعات به شدت اتفاق می‌افتد شما تصور می‌کنید حرفی که زدید واضح است و مخاطب شما را می‌فهمد اما این‌طور نیست، باید حالت ذهنی مخاطب را در نظر بگیریم و با دانسته‌های خودمان شروع به نوشتن نکنیم.فرضیه: ویدیویی آموزشی در شاخه اقتصاد برای تحلیل یک از خطوط ارزان قیمت هوایی با کدام عنوان جذاب‌تر است؟مثال بد: گزارشی از بیشینه‌کردن ارزش سهام‌داران خطوط هواییمثال خوب: گزارشی از ارزان‌قیمت‌ترین خطوط هواییتحلیل: “بیشینه‌کردن ارزش سهام‌داران” اصطلاحی است که اگر علم اقتصاد داشته‌باشیم فکر می‌کنیم که همه آن را می‌فهمند. ولی این جمله دقیقا مانند شنیدن همان نتی است که شما به عنوان نوازنده در ذهن خود می‌شنوید.نکته چهارم؛ تا می‌توانید از شبیه‌سازی استفاده کنید:فرضیه: برای ویدیویی که در رابطه با شناخت میوه‌ای جدید از مرکبات کدام عنوان بیشتر در ذهن می‌ماند؟مثال بد: معرفی میوه پومولو، مرکباتی ارغوانی رنگمثال خوب:  پومولو مانند گریپ‌فروتی بزرگ با پوست نرم ارغوانیتحلیل: اینکه می‌خواهیم با یک میوه شبیه گریپ فروت آشنا بشیم خیلی جذاب‌تر از میوه‌ای از شاخه مرکبات است و این استفاده کردن از تکنیک شبیه‌سازی است که مخاطب را به سمت خود می‌کشانداصول شش‌گانه برای نوشتن عنوان‌های خلاقانه و جذاب:سه عنوان زیر را ببینید، تقریبا کمتر کسی‌ است که آن را نشنیده باشد و هنوز جملات جذابی برای جستجو هستند و مخاطب را به سوی خود جذب می‌کند، تقریبا می‌شود از آن‌ها به عنوان افسانه‌های شهری یاد کرد.1. دیوار چین از ماه پیداست2. با ساختمونای اکباتان نوشتن جاوید شاه3. با بوق‌زدن در اسنپ ماشین زودتر پیدا می‌شهدیوارچین طویل است اما عریض نیست اگر این دیوار از فضا دیده‌‌می‌شود پس تمام اتوبان‌ها از ماه دیده‌می‌شوند، پس این موضوع ارتباطی به طولانی بودن و خاص بودن دیوار چین ندارد.گوگل‌مپ به راحتی دروغِ قضیه ساختمان‌های اکباتان را رد می‌کند.بوق زدن اسنپ، ترفندی برای پر کردن فضای درد انتظار است. دقت کردید ما از این دست جملات زیاد داریم؟ ما باورها، قصه‌های محلی و ضرب‌المثل‌هایی داریم که گاهی قدمتشان بیش از 2 هزار سال می‌رسد. راز ماندگاری و جذابیت این جملات چیست؟ اصول شش‌گانه به این سوال به خوبی پاسخ می‌دهد. اصل اول سادگی:عنوان را آنقدر ساده کنیم تا مفهوم کلیدی و اصلی را به مخاطب انتقال دهیم.ما اگر چند نکته خوب داریم که می‌خواهیم آ‌ن‌ها را به مخاطب بگوییم باید بی رحمانه اولویت‌بندی کنیم و خیلی مسلط اضافه‌ها را حذف کنیم. یک عنوان خوب زمانی به نقطه ایده‌آل می‌رسد که چیزی برای حذف کردن نداشته‌باشد.یک عبارت تک جمله‌ای آنقدر عمیق و با مفهوم باشد که تا ابد در ذهن مخاطب بماند. ضرب‌المثل‌ها دقیقا همین‌ کار را انجام می‌دهند.چطور بی رحمانه اولویت بندی کنید؟فرض کنید که گزارشگر جنگی هستید:فرصت دارید یک موضوع را قبل از آنکه خطوط قطع‌شود تلگراف کنید آن‌ چیست؟ یا یک موضوع را می‌خواهید بگویید و احتمال هر لحظه تیر خوردن دارید، مهم‌ترین اطلاعات را در همان ابتدا باید مخابره کنید. چطور آن‌ را بیان می‌کنید؟فرض کنید یک فرمانده جنگی هستید:فرض کنید؛ قصد شما به عنوان فرمانده این است“به هر قیمتی تا واحد پیاده نظام از یک تپه گذر کند.” هدف را به ساده‌ترین شکل باید برای همه تفهیم شود تا هر سربازی شروع در وسط اتفاق‌های غیر منتظره، راه‌حل‌های خود را خلق کند، اگر بخواهید در حین عملیات ریز به ریز و لحظه به لحظه به همه افراد همه جزییات را بگویید، در عملیات نمی‌توانید هم زمان مواظب همه و اتفاقات غیر‌منتظره و پیچیده دشمن باشید. هر کسی با توجه به کلیدی‌ترین مفهوم قصد فرمانده، کارهایی را که بلد هست انجام‌می‌دهد. به این ترتیب  اولویت‌دهی اجباری به پیچیدگی‌های غیرمنتظره غلبه می‌کند.توجه؛ عنوان باید به ساده‌ترین شکل برای مخاطب مفهوم شود و جزییاتش حذف شود، مهم‌ترین راز در نوشتن عنوان اولویت‌دهی اجباری است تا پیچیدگی‌های ذهنی کاربر آن عنوان را بپذیرد.فرضیه: برای یک ویدیوی آموزشی در مورد مضرات پوست کدام عنوان جذاب‌تر است؟مثال خوب:  آفتاب گرفتن راهی برای پیری زودرسمثال بد: بدن برنز برای موقعیت اجتماعی یا تاثیرات ملانینتحلیل: در &quot;مثال بد&quot; اولویت‌بندی اجباری انجام نشده‌است، می‌خواهد بگوید؛ امروزه برنزه کردن یک مد برای نشان‌دادن موقعیت اجتماعی و ثروت است اما آفتاب‌گرفتن و ملانین باعث پیری زودرس می‌شود.اصل دوم غیر منتظره‌بودن:با گفتن نکاتی که بر خلاف باور عمومی‌است، اشتیاق مخاطب را برای خواندن عنوان و دیدن ویدیو حفظ کنیم.فرضیه: یه ساندویچ‌فروشی گیاهی برای معرفی کسب‌کار خود می‌تواند از دو عنوان زیر استفاده کند:مثال خوب: چطور با خوردن فست فود لاغر شویم؟مثال بد: هفت ساندویچ زیر شش گرم چربیغافلگیری باعث افزایش هوشیاری و تمرکز می‌شود و توجه افراد را جلب می‌کند و محرکی برای یافتن پاسخ است.ما می‌توانیم  حرفی بزنیم که افراد احساس کنند آن را نمی‌دانند به این وسیله در دانش و اطلاعاتشان شکافی ایجادکردیم  و با پر کردن آن شکاف‌ها حس کنجکاوی آن‌ها را حفظ کنیم.مثال خوب: صحنه‌های حذف‌شده از فیلم” انتقام‌جویان: پایان بازی” منتشر شد!هششششششششششدار!!!!!!!! بکارگیری اصل غافلگیری خیلی حساس است پرهیز از حیله‌گری یا عنوان‌های دروغ برای غافگیر کردن کاربران امر مهمی است، شما نباید با هر عنوانی، مخاطب را به سمت تماشای ویدیوی خود بکشانید.اصل سوم ملموس بون:اگر بتوانید هر چیزی را با حواس پنجگانه بررسی کنید آن چیز ملموس است. در حقیقت باید عنوان‌هایی که به کار می‌بریم در چهارچوب اطلاعات ملموس و فعالیت‌های انسانی توضیح داده‌شود.افراد اسم‌های ملموس و قابل تجسم مثل “دوچرخه” یا “گلابی” را نسبت‌ به اسم‌های انتزاعی “عدالت” و “شخصیت” بهتر به خاطر می‌سپارندمثال بد: کوچک زیباست...تحلیل: &quot;کوچک زیباست&quot; عنوانی با یک مفهوم انتزاعی است و نمی‌تواند به کاربر بفهماند که  این ویدیو عنوان یک فیلم کوتاه است…فرضیه: ویدیوی هشداردهنده از یک مقام رسمی برای نجات مردم از خطر مرگ بیماری گوارشی(اسهال) با چه عنوانی بهتر عمل می‌کند؟مثال  خوب: 1 قاشق نمک، 8 قاشق شکر و 1 لیتر آب، جان کودکان را نجات می‌دهد.مثال بد: او. ار.اس مایعات و الکترولیت‌های از دست‌رفته بدن را سریع‌تر بازیابی می‌کند.تحلیل: زبان عنوان در مثال بد بسیار علمی و تفسیری است، با اینکه خوردن یک چنین ترکیبی خیلی پیچیده‌نیست، اما ممکن است افراد را از اقدام به آن بترساند و عنوانی بازدارنده باشد. اما در مثال خوب پیشنهاد کاملا ملموس است.عنوان‌هایی ملموس هستند که  پر از تصاویر قابل درک و واضح باشند. ضرب‌المثل‌ها معمولا از این تکنیک استفاده می‌کنند.                                مثال:“یک پرنده در دست بهتر از دو پرنده روی درخت است”معمولا مفهوم و پیام اصلی عنوان‌های ملموس را راحت‌تر می‌توان به خاطر سپرد.فرضیه: برای نشر یک ویدیو از زبان جان اف کندی برای اولین ماموریت فضایی کدام عنوان بهتر است؟مثال خوب: ماموریت فرود انسان در ماه و بازگرداندن اومثال بد: ماموریت بدل شدن به رهبر بین‌المللی در صنعت فضاییاصل چهارم معتبر بودن:چه کار کنیم که افراد عنوان‌های ما را باور کنند؟افراد مواردی را باور می‌کنند که آن موارد را دوستان یا والدینشان‌ باور داشته‌باشند یا از موضوعات اعتقادی‌ خود فرد باشند و یا از یک منبع صلاحیت‌دار و فردی معتبر بشنوند.شاید همیشه فردی معتبر در دسترس نداشته‌باشید، نگران نباشید، ما می‌توانیم از اعتبار افراد بدون‌صلاحیت استفاده کنیم:فرضیه: ویدیویی مستند حول محور زندگی یک فرد عادی که در دومین پیوند ریه درگذشته‌‌است در راستای خطرناک‌بودن سیگار منتشر شده‌، در این ویدیو پرفسور معروفی صحبت کرده و پارسا پیروفر از مزیت‌های زندگی بدون دود حرف می‌زند کدام عنوان مخاطب را بیشتر تحت تاثیر می‌گذارد؟مثال خوب: حرف‌های دختری قبل مرگ، که سیگار باعث پیری زودرس و مرگش شدمثال بد: مضرات سیگار از نگاه پرفسور سمیعی و پارسا پیروزفر در دنیای مدرنتحلیل: هیچ تردیدی نیست که حرف‌های دختر جوان ماحصل تجربه شخصی اوست او داستان قدرتمند‌تری نسبت به شخصیت‌های معتبری مانند پروفسور و پیروزفر دارد، مخاطب در دنیای امروز با دیدن افراد معتبر در یک ویدیو ممکن است در رابطه با منابع مستند شک کنند و ممکن است بگوید اگر من حرف‌های پارسا پیروزفر را باور کنم دست‌های پشت پرده این تبلیغات چه چیزی بدست خواهند آورد؟افراد مواردی را باور دارند که در آن زمینه تجربه‌ای داشته‌باشند و یا خود ارزیابی کنند و به عنوان شما اعتبار ببخشند:فرضیه: برای ویدیوی مستندی که در رابطه با رکود اقتصادی و تاثیرات آن بر مردم ساخته‌شده کدام عنوان بهتر است؟مثال خوب:در چهار سال گذشته قدرت خریدتان چقدر تغییر کرده‌؟مثال بد: نزول 150 درصدی نرخ قدرت خرید در بین مردمتحلیل: در دو عنوان بالا مخاطب به جمله اول بیشتر اعتبار می‌بخشد با اینکه یک آمار  نسبی و غیر دقیق در ذهن دارد اما چون با ارزیابی و حس درونی خودش به این نتیجه رسیده‌است بیشتر عنوان اول را قبول دارد و جذبش می‌شود.اصل پنجم احساسی بودن:معمولا ما چیزهایی که مرتبط به افراد باشند را بهتر درک می‌کنیم تا مسائل انتزاعی را، برای مثال افراد به یک فرد فقیر که اورا می شناسند بهتر از یک موسسه خیریه معتبر کمک می‌کنند.معمولا احساسات افراد نسبت به موضوعاتی تحریک می‌شود که در آن منفعت شخصی نشانه‌ گرفته‌شده‌باشد. به جایی که در یک عنوان ویدیو  از محسنات ویدیو بگوییم بهتر است به مخاطبان بگوییم که چرا باید این ویدیو را ببینند؟فرضیه: ویدیوی آموزشی در رابطه با همایش اهمیت جبر و احتمال منتشر شده‌است کدام عنوان مخاطب را بیشتر جذب می‌کند؟مثال عالی: جبر به عنوان یک درمان ذهنی مغزتان را عضلانی‌تر می‌کند.مثال خوب: نمره جبر در کنکور شما بسیار تاثیرگذار استمثال بد:  جبر با مدل‌های ریاضی درک جهان را فراهم می‌کند.تحلیل: منفعت طلبی در مثال اول از کیفیت بالایی برخوردار است و در مثال دوم یک منفعت منطقی را به مخاطب می‌گوید اما در مثال سوم یک مفهوم انتزاعی را بیان می‌کند که احساسات مخاطب نسبت به آن تحریک نمی‌شود.اصل ششم داستانی بودن:یکی از مهم‌ترین تکنیک‌ها داستان‌گویی است، برای مثال، گزارش سفر بهترین چیزی است که می‌تواند به شما فهرست درستی از اماکن، غذاها، تجربیات از یک مقصد برای سفر بدهد خواندن گزارش سفرها داستانی است و چقدر بهتر از یک کتاب یا نقشه راهنما نکاتش در ذهن می‌ماند.فرضیه: برای تبلیغات یک آموزشگاه موسیقی کدام عنوان جذاب‌تر و ماندگارتر است؟مثال خوب: به شروعم در ساز  در 40 سالگی خندیدند اما حالا…مثال بد: در کنار ما در هر سنی ساز را شروع کنید.تحلیل: قصه چند کلمه‌ای عنوان خوب ما را به خود جذب می‌کند.کلام آخر:پیشنهاد می‌کنم برای ویدیوهای خود، شش اصل سادگی، غیر منتظره‌بودن، ملموس‌بودن، معتبر‌بودن، احساسی‌بودن و داستانی‌بودن را در نوشتن عنوان‌های خلاقانه و جذاب تمرین کنید. حتی می‌توانید این اصول را در یک عنوان با هم ترکیب کنید زیرا این اصول به شما کمک می‌کنند تا مخاطبان را متوجه خود کنید. کلام آخر اینکه در طولانی مدت، &quot;تاثیر عنوان‌های خلاق و جذاب را در دیده‌شدن ویدیوی خود&quot; آنالیز کنید.</description>
                <category>نگین منصوری</category>
                <author>نگین منصوری</author>
                <pubDate>Wed, 14 Aug 2019 16:37:09 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گیمیفیکیشن در طراحی محصول‌ها(قسمت‌دوم)</title>
                <link>https://aparat.design/what-is-gamification-2-tpgycl14ufmj</link>
                <description>چندی پیش در تیم آپارات، کارگاهی تحت عنوان &quot;اصول گیمیفیکیشن&quot; برگزار کردیم تا راهنمایی برای ایده‌پردازی در طراحی‌ها و یا کمپین‌ها باشد، در مطلب گذشته، تعریف ساده‌ای از گیمفیکیشن را آموختیم و از اصول 8گانه، سه اصل را با جزییات بیشتر مرور کردیم و در این مطلب به شناخت بقیه اصول می‌پردازیم.هشت مفهوم اصلی  برای ایجاد Gamification:ایجاد حس حماسی(Epic Meaning &amp; Calling)ایجاد حس توسعه و موفقیت کاربران در بازی(Development &amp; Accomplishment in Games)ایجاد توانمندسازی خلاقیت در کابران(Empowerment of Creativity &amp; Feedback)ایجاد حس مالکیت(Ownership &amp; Possession)ایجاد روابط اجتماعی و وابستگی بین کاربران(Social Influence &amp; Relatedness)ایجاد حس کمبود و بی‌صبری در کاربران(Scarcity &amp; Impatience)ایجاد اتفاق‌های غیر قابل پیش بینی(Unpredictability &amp; Curiosity)ایجاد دغدغه‌ی از دست دادن(Loss &amp; Avoidance)همانطور که در تصویر زیر می‌بینید، این هشت مفهوم در یک هشت ضلعی به نام Octalysis  قرار می‌گیرند. خالق این نمودار فردی به‌نام Yu-kai Chou ، پس از ده سال مطالعه روی مباحث بازی‌سازی، به این نمودار رسیده‌است.هشت اصل گیمیفیکیشن در هشت ضلعی  Octalysis  این مطلب قسمت دوم از این گزارش است که بهتر است قبل از مطالعه آن قسمت اول این مطلب را بخوانید.اصل چهارم؛ایجاد حس مالکیت(Ownership &amp; Possession):برای اینکه کاربر نسبت به محصول احساس مالکیت کند و برای از دست ندادن این مالکیت به محصول وفادار‌بماند چند پپیشنهاد وجود دارد:جمع‌آوری امتیازها یا نشان‌ها(badge)قابلیت تعویض و معامله‌کردن امتیازهاطراحی فرآیند رشد گام‌به‌گام برای کاربرترغیب کاربر به جمع‌آوری آرشیوایجاد حسی برای محافظتجمع‌آوری امتیازها یا نشان‌ها(badge): ترغیب کاربر برای جمع‌آوری امتیاز باعث بالا‌رفتن میزان استفاده کاربر را از یک محصول می‌شود. این مثال را به خوبی می‌توانید در Stack Overflow که یک سایت پرسش و پاسخ برای برنامه‌نویسان حرفه‌ای و علاقه‌مندان است، ببینید. در این سایت هرچه بیشتر سوال پرسیده و پاسخ داده‌شود Stack Overflow  را به یک کتابخانه جامع و منبعی از پاسخ‌های دقیق در مورد برنامه‌نویسی تبدیل می‌کند. بنابراین این سایت با طراحی سیستم نشان‌ها یا مدال‌ها میزان مشارکت را بالا می‌برد. این مدال‌ها مانند جوایز برای انجام کارهای مختلف طراحی شده‌است که بعضی از آن‌ها را در تصویر زیر می‌بیند:نمونه پروفایل و میزان فعالیت یک کاربر در سایت Stackoverflowاپلیکیشن معروف Musixmatch نمونه‌ خوبی برای نشان‌ها و امتیازهاست.جالب است بدانید میزان فعالیت‌ها و امتیازها از دنیای مجازی فراتر رفته‌ و در خیلی مصاحبه‌ها و استخدام‌های شرکت‌ها به عنوان یک اعتبار و رزومه به حساب‌ می‌آید. این نشان‌ها در پروفایل افراد دیده می‌شود.قابلیت تعویض و معامله‌کردن امتیازها: امتیازها نقش پول رایج را در پلتفرم شما بازی‌کرده و کاربران به واسطه این پول‌های رایج به معاملات می‌پردازند و با بدست‌آوردن مالکیت‌ها حس قدرت و وفاداری پیدا‌می‌کنند. فرض‌کنید، هر 100 امتیاز، دسترسی به یک فیچر را برای کاربر باز کند. مطمعن باشید هر کاربر برای توسعه مالکیتش تمام تلاش خود را می‌کند.در الوپیک می‌توانید با امتیازهای جمع شده یک معامله یا خرید بکنید.ایجاد حس تعلق با طراحی فرآیند رشد گام‌به گام: یک فرآیندی را طراحی کنید که کاربر به صورت گام‌ به‌گام همه چیز را از صفر بسازد و توسعه دهد در نتیجه یک احساس تعلق و وابستگی‌ ایجاد می‌شود که ارتباط را ناگسستنی می‌کند. این موضوع در بازی “pou” کامل می‌بینیم؛ تنها انگیزه کاربران برای انجام این بازی، این است که این موجود را از کوچکی بزرگ می‌کنند و هر کسی “pou” مخصوص به خود را دارد.نکته:تعلق خاطر به موجودی که خودمان بزرگش کردیم از آن دسته احساس‌هاست که گیمیفیکیشن به خوبی آن را تحت شعاع قرار می‌دهد. در طراحی‌ها به این فکر کنید که چه چیزی قابلیت این رشد گام‌‌به‌گام را دارد و برای کاربر شخصی‌سازی نیز می‎شود؟نمونه‌ای از این رشد گام‌‌به‌گام را می‌توانید در spotify ببینید، محیط اسپاتیفای بر اساس عملکرد، رفتار و علایق شما شخصی‌سازی می‌شود بعد گذر زمان محیطی که می‌بینید سراسر محتوایی است که همیشه دنبال آن هستید. لیست‌های پخش و همه پیشنهادهایی که از اسپاتیفای می‌گیرید، براساس سلیقه شخصی شماست، به همین دلیل دیگر حاضر نیستید بعد مدتی فعالیت، یک حساب کاربری جدید داشته باشید.ترغیب کاربر به جمع آوری آرشیو: تشویق به داشتن یک مجموعه، نیز به نوبه خود یک ابزار برای درگیر‌کردن مخاطب است،خاطره نوستالژیک جمع کردن عکس‌های آدامس(Love is) را بیاد دارید؟ تنها با شماره‌بندیِ  سریالی روی عکس‌ها همه به خریدن این آدامس‌ها و جمع‌کردن همه شماره‌ها به صورت آرشیو ترغیب‌می‌شدند. باید بگویم که خود من بارها با علم به شانس تکراری درآمدن شماره عکس اقدام به خرید می‌کردم و چه معاملاتی حول شماره‌های کمیاب، بین همسن و سالانم اتفاق می‌افتاد. دقیقا گیمیفیکیشن انگیزه خرید آدامس را از یک محصول خوراکی کاملا تغیر داده‌بود همه ما این آدامس را به مثابه یک ابزار سرگرمی می‌خریدیم و کمتر کسی به طعم یا کیفیت این خوراکی فکر می‌کرد و چقدر به این محصول وفادار بودیم.مجموعه آرشیو عکس آدامس لاویزاصل پنجم؛تاثیر و وابستگی اجتماعی(Social Influence &amp; Relatedness):این اصل از گیمیفیکیشن منجر به ایجاد روابط اجتماعی بین کاربران و وابستگی کاربران نسبت به یک محصول می‌شود، بنابراین مواردی که منجر به ایجاد این ارتباط می‌شوند را به اختصار مرور می‌کنیم: وجود مربی(Mentorship)ایجاد ماموریت گروهیتشکر فرد از فرد(Thank-You Economy)انجمن‌ها یا تالار گفتگو(Forum)ایجاد زمینه‌ای برای ارتباطات لحظه‌ای و بی‌جزییات افراد (Social Prods) وجود مربی(Mentorship): به کاربران قدیمی که قوانین و کار کردن با محصول شما را به خوبی می‌دانند، امکانی بدهید که بتوانند به دیگر کاربران در حل مشکلات کمک کنند یا هر نظر و  ایده‌ای در باب نقد و تحسین محصول دارند را برای راهنمایی هرچه بیشتر در اختیار کاربران بگذارند این یک نوع پیوند اجتماعی است.ایجاد ماموریت گروهی:  ماموریت گروهی برای ایجاد پیوند اجتماعی، در راستای یک کارگروهی، طراحی‌می‌شود، برای مثال اگر بیست نفر هم زمان درخواست مشخصی بدهند، برای همه دسترسی یک تخفیف 50 درصدی باز می‌شود.همانطور که در تصویر بالا می‌بینید خرید گروهی قیمت را ارزان‌تر می‌کند.تشکر فرد از فرد(Thank-You Economy): اکوسیستمی طراحی کنید که در طول مسیر افراد به دیگر افراد چیزهایی را ببخشند تا کاربران از یکدیگر تشکر کنند. برای مثال Dribble می‌تواند امکان ثبت‌نام رایگان را برای همه بگذارد اما ثبت‌نام به صورت دعوت‌نامه بین کاربران اتفاق می‌افتد. مهم‌ترین نکته‌ای که در سیستم Thank u Economy وجود دارد این است که هر کاربر بدون این که برای خودش نفعی داشته باشد به دیگر کاربران چیزی را می‌بخشد.انجمن‌ها یا تالار گفتگو(Forum): ایجاد انجمنی که افراد بیایند در رابطه با مشکلات شکایات، شایعات و تجربه هاشون صحبت کنند.ایجاد زمینه‌ای برای ارتباطات لحظه‌ای و بی‌جزییات افراد (Social Prods): چیزی شبیه poke در فیسبوک را به خاطر دارید؟ “poke” در معنای &quot;سیخونک زدن&quot; بهترین مثال برای توضیح این امکان است. در فیسبوک کسی را poke می‌کردیم یک ارتباط بی‌جزییات و  لحظه‌ای ایجاد می‌کردیم که جنبه تفریح، اعلام حضور و در عین حال پیوند اجتماعی داشت.اصل ششم؛ایجاد حس کمبود و بی‌صبری(Scarcity &amp; Impatience)نمایش نقطه آسایش: ایجاد تمایل برای کاربران به چیزی که نمی‌توانند داشته باشند برای مثال نشان دادن نقطه آسایش کاربرانی که در رده‌های بالای سیستم شما هستند.ایجاد پتانسیل انحصاری: ایجاد پتانسیلی انحصاری برای کاربران برای مثال باشگاه مشتریان که فقط &quot;واجد شرایط‌ها&quot; می‌توانند در آن عضو شوند.اصل هفتم؛اتفاق‌های غیر قابل پیش بینی(Unpredictability &amp; Curiosity)پیشنهادهایی تحت عنوان هدیه: بهتر است که کاربر دلیل هدیه‌هایی که در مسیر می‌گیرد را نداند تا این پیشنهادها نقش محرک را بازی کنند. بسیاری از کاربران و مشتریان در ابتدای آشنایی با محصول انگیزه‌ زیادی دارند، اما کم کم ممکن است خسته و برای ادامه راه دچار تردید شوند، بسته‌های پیشنهادی برای این مواقع طراحی می‌شوند که در نقاط خستگی و بی‌انگیزگی ظاهر شوند. در کسب‌وکارتان به‌موقع محرک‌های لازم را پیشنهاد دهید و کاربران را به استفاده‌ دوباره از محصول‌تان ترغیب‌کنید.علایمی که ناگهان ظاهر می‌شوند: علایمی که به صورت ناگهانی ظاهر می‌شوند بیشتر مناسبتی هستند، حس انتظار و اکتشاف را در کاربر بیدار می‌کنند و یک وابستگی به محصول را باخود به همراه دارند. این طراحی‌ها معمولا از جنس شوخی با لوگو، ساختار شکنی در ظاهر  یا سورپرایزهایی در عملکردهایی که کاربر به آن عادت کرده‌است، اتفاق می‌افتند.به مناسبت روز جهانی سرطان تاکسی‌ها به شکل روبان آگاهی‌دهنده سرطان درآمده‌اندتوییتر در روز ولنتاین، به کاربری که توییت‌هایی با هشتگ ولنتاین را لایک می‌کرد این انیمیشن را روی لایک نشان می‌داد. اصل هشتم:دغدغه از دست‌دادن (Loss &amp; Avoidance)فرصت‌هایی زمان‌دار با ظرفیت‌های مشخص: این فرصت‌ها محدودیت خود را به کاربر القا می‌کنند. توجه داشته‌باشید اگر قرار است امتیازی داده شود باید حس از دست دادن به آن ضمیمه شود. معروف‌ترین مثال‌ها برای این موضوع تخفیف‌های زمان‌دار یا تکمیل ظرفیت‌ها در ثبت‌نام  یا اضافه کردن تایمرهای شماره معکوس(Countdown Timers) است.محافظت مستمر برای از دست ندادن: درباره این محافظت مستمر بهتر است دو نکته را بدانید حس جلوگیری از دست‌دادن بسیار قوی‌تر از حس بدست‌آوردن است، در گام‌های اول، برای ایجاد حس &quot;ترس از دست دادن&quot; باید به کاربر تعلقاتی را بدهیم.تحلیل اصول هشت‌گانه در بعضی از کسب‌وکارها:نکته بسیار مهم این است که، لزوما همه هشت اصول به یک میزان در یک کسب‌وکار استفاده‌نمی‌شود بلکه با توجه به شخصیت و استراتژی برند و همچنین رفتارشناسی مخاطبان میزان این اصول متفاوت می‌شود به نمودارهای هشت‌گانه زیر توجه کنید:فیسبوک در راس(Meaning) کشیدگی کمتر و در راس (Social Pressure) کشیدگی بیشتری دارددر توییتر کشیدگی در بخش Social Pressure همانند فیسبوک است و این نمایان‌گر شباهت نوع کسب‌وکار است.این نمودار هشت ضلعی بازی “مزرعه” است که به خاطر نوع بازی بخش “اتفاق‌های غیرقابل پیش‌بینی” کشیدگی کمی دارد.کلام آخر: اگر ابزاری را برای ساخت این نمودار هشت ضلعی برای کسب‌وکارتان می‌خواهید، آقای  Yu-kai Chou ابزار آنلاین آن را در وبسایت خود قرارداده‌است.</description>
                <category>نگین منصوری</category>
                <author>نگین منصوری</author>
                <pubDate>Tue, 06 Aug 2019 15:05:02 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چطور یک توضیح تاثیرگذار برای ویدیوهای آپارات بنویسیم؟</title>
                <link>https://aparat.design/توضیحاتاثرگذاربرایویدیوهایآپارت-vqnk2g3yjy9f</link>
                <description>آیا تا به حال فکر کرده‌اید چرا هنگام بارگذاری اولین چیزی که آپارات از شما می‌خواهد یک عنوان، یک توصیف و اضافه‌کردن برچسب‌های مرتبط است؟ باید بگم نوشتن یک توضیح خوب برای ویدیوها به موتورهای جستجو، یک مرور کلی از محتوای داخل ویدیو می‌دهد و برای جذب مخاطب، بخش مهمی است. به طورکلی بدست‌آوردن مخاطب برای ویدیوهایی که بارگذاری می‌کنید عمدتا به یک چیز وابسته است آن هم  SEO. اگر می‌‌خواهید شانس بیشتری برای دیده‌شدن ویدیوهای خود در نتایج موتورهای جستجو داشته‌باشید باید برای توضیحی که هنگام بارگذاری ویدیو می‌نویسید، بیشتر زمان بگذارید.دو نوع توضیحات در آپارات داریم:1. توضیحاتی که برای کانال خود می‌نویسید: این توضیحات در بخش &quot;درباره کانال&quot;  و درمورد محتوای کلی کانال نوشته می‌شود و به افراد کمک می‌کند تا بدانند چه انتظاری باید از برند و محتوای کلی صفحه‌ داشته‌باشند. نوشتن توضیحات در این بخش را پشت گوش نیندازید، این بخش به شناخت کلی مخاطب از شما و یا برندتان خیلی کمک می‌کند.توضیحاتِ درباره کانال2. توضیحاتی که در پایین یک ویدیو می‌نویسید: توضیحاتی که زیر هر ویدیو نوشته می‌شود، به مخاطبان کمک می‎کند تا تصمیم بگیرند ویدیوی شما را تماشا کنند.نکته: به طور کلی توضیحات آپارات در بهبود سئو، افزایش بازدید ویدیو و زمان تماشای ویدیو و بالا بردن دنبال‌کنندگان تاثیرگذار است.ساختار توضیحات از سه بخش تشکیل می‌شود:عنوانبدنه توضیحاتخط پایانیعنوان:عنوان را جذاب اما مختصر و ساده بنویسید.در عنوان تعداد حروف(تعداد کاراکتر) نباید بیشتر از 80 عدد باشد، در غیر اینصورت کاربران عنوان را ناقص می‌بینند.عنوان باید دارای کلماتی باشد که مخاطب آن را جستجو می‌کند. برای مثال در تصویر پایین ، ویدیو در رابطه با مصاحبه با یک قهرمان قایقرانی است اما در عنوان از کلید کلمه قایقرانی استفاده نشده‌است، بنابراین ویدیو در نتایج جستجوهایی که در رابطه با این موضوع می‌شود، بالا نمی‌آید. در نوشتن عنوان هوشمندانه عمل کنید به طوریکه هم کلمات کلیدی داشته‌باشد، هم کاربر سریع موضوع ویدیو را بفهمد، همچنین جذاب و ترغیب کننده‌ هم باشد.مثال 1:در تصویر بالا عنوان مشخص می‌کند که یک سری سوال قرار هست که پاسخ داده‌شود اما برای کاربری که در جریان نیست و کسب‌وکار شما را دنبال نمی‌کند این عنوان جذب کننده نیست او خیلی ساده از کنار این ویدیو می‌گذرد.مثال 2:نمونه عنوانی خوب: هم کلمه کلیدی &quot;آموزش زبان فرانسه&quot; را دارد، هم تعداد جلسه‌ها به ویدیو اعتبار می‌بخشد. اگر محتوای سریالی تولید یا باز نشر می‌کنید، بهتر است در عنوان شماره قسمت را ذکر کنید ولی به یاد داشته باشید در آخر عنوان!از نوشتن عنوان‌های مبالغه‌شده و جذاب که فقط کاربر روی آن کلیک کند، خود‌داری کنید. عنوان‌هایی که با محتوای داخل ویدیو بسیار متفاوت هستند، مخاطب را پس می‌زنند. به هر قیمتی مخاطبان را به سمت برند خود نکشید.با توجه به آمار مشخص می‌شود که همه کاربرانی که روی ویدیو کلیک کرده‌اند فقط 5 درصد ویدیو را تماشا کرده‌اند. در این عنوان کاربران به دنبال سریعترین روش هستند که با توضیحات تبلیغاتی مواجه می‌شوندیکی از بهترین راه‌کارها برای نوشتن عنوانِ جذاب این است که از کلماتی که یک سوال را ایجاد می‌کنند استفاده‌کنید، برای مثال چطور، چگونه، چرا و... کلمات درست و قابل جستجویی هستند به طورکلی سوال‌ها در ذهن مخاطب حس جستجو را ایجاد می‌کنند و این باعث می‌شود که کاربران را ترغیب شوند که بخواهند بدانند داخل این ویدیو با این عنوان چیست؟در ویدیوی بالا عنوان میخکوب کننده‌است، توضیحات به خوبی عنوان را شرح می‌دهد و در پایان توضیحات، زمان پخش برنامه را نیز لحاظ شده تا کاربران بتوانند به راحتی آن را دنبال کنند.بدنه توضیحات:برای نوشتن توضیحات ویدیو  در آپارات، محدودیت حروف(کاراکتر) 550 عدد است.توضیحات باید مانند نوشتن یک پست بلاگ یا اینستاگرام، بتواند اطلاعات مفیدی در ارتباط با ویدیو در اختیار مخاطب قراردهد.جزییات توضیحات را طوری بنویسید که مخاطب دلیلی برای تماشا و کشف داخل ویدیو داشته‌باشد.از  ویدیوهای پر مخاطب برای نوشتن توضیحات تبلیغاتی استفاده نکنید این روش اعتماد کاربر را نسبت به کانال شما کم می‌کند.توضیحات ویدیوی بالا تبلیغاتی است و عنوان را توضیح نمی‌دهد. از هوتن شکیبا برای جذب مخاطب استفاده شده اما توضیحات مغایر با محتوای ویدیویی است این موضوع مخاطب را پس می‌زند و او از کانال شما به عنوان یک اسپمر تبلیغاتی یاد خواهد کرد.از تکرار خود عنوان در توضیحات بپرهیزید این موضوع سئوی ویدیوی شما را کاهش می‌دهد.تکرار عنوان در متن توضیحات نکته: همه این نکات و استراتژی‌ها پیشنهاداتی است که از تجربه و مطالعات ما می‌آیند و نمی‌تواند تضمین 100 درصدی موفقیت شما باشند اما در دیده‌شدن هر چه بیشتر ویدیوهای شما تاثیرگذار است.نکات مهم برای نوشتن توضیحات:کلمات کلیدی:از کلمات کلیدی خاص و داغ روز که مرتبط به محتوای ویدیوی شما است، استفاده کنید ولی به هیچ وجه از کلمات کلیدی پر مخاطب اما غیر مرتبط در توضیحات استفاده نکنید، این موضوع تاثیر منفی روی سئو می‌گذارد.کلید واژه‌هایی را انتخاب کنید که دقیقا محتوای شما را توصیف می‌کنند تا ترافیک جستجوکننده را برای ویدیوی شما به حداکثر برسانند. به این موضوع فکر کنید که مخاطب ویدیوی شما، چگونه موضوع دلخواه خود را جستجو و پیدا می‌کند؟ کلید واژه‌هایی را که در ذهن دارید در گوگل جستجو کنید، تا مطمعن شوید محتوای شما در ردیف محتوای رقبا و محتوای مرتبط قرار بگیرد.اگر برای کسب‌وکار خود محتوای ویدیویی تولید می‌کنید، برای شناسایی کلمات کلیدی و مترادف‌های آن‌ها که در بازار رقبا زیاد جستجو می‌شوند از Google Trends و Google Ads Keyword Planner استفاده‌کنید.ویدیوهای مشابه ویدیو خود را  که محبوب هستند، تماشا و کلید‌واژه‌های آن‌ها را بررسی کنید تا هر کلیدواژه‌ای را که ممکن است از دست داده‌باشید را کشف کنید.نکته مهمی که باید در رابطه با کلمات کلیدی بدانید این است که بتوانید کلمات مترادف یا مکمل آن‌ها را بیابید و از آن‌ها در متن خود استفاده کنید.برای مثال ورزش صبحگاهی، یوگا در صبح، ورزش روزانه، ورزش در خانه همگی یک مفهوم کلی را دنبال می‌کنند.بعد از اینکه کلمات کلیدی خود را انتخاب کردید، آن کلمات را در متنِ توضیحات، 2 الی 3 بار به کارببرید تا شانس رتبه‌بندی را در نتایج جستجوی بینندگان بالقوه افزایش دهید.جمله‌بندی:حتما کلمات کلیدی را در قالب یک زبان طبیعی و جملات، مانند یک پست اینستاگرامی به کار ببرید و از ردیف کردن کلمات پشت هم خودداری کنید.همیشه سعی کنید جمله اول توضیحات شامل کلمات کلیدی باشد( ترجیحا در 20 تا 25 حرف اول) و عنوان را توضیح دهد.توضیحات هر ویدیو برای نتایج جستجوی کاربران در گوگل مفید است؛ یعنی اولین جمله‌ای که در توضیحات می‌نویسید بسیار مهم است و در نتایج جستجو بالا می‌آید. پس باید مطمعن شوید کامل‌کننده و توصیف‌کننده عنوان است.محدودیت تعداد حروف در موتور جستجوی گوگل حدود 120 است پس پیشنهاد می‌شود طوری تنظیم کنید که جمله‌‌‌ای نصفه نماند.پایان بندی:اگر می‌خواهید در توضیحات به کاربران خود بگویید که شما که هستید و مخاطبان شما را کجا و چطور دنبال کنند؟ بهتر است در آخر بخش توضیحات از آن استفاده کنید.توضیحاتی که کنار ویدیو در نتایج گوگل دیده می‌شود پتانسیل بسیار خوبی برای  ترغیب مخاطب برای کلیک روی ویدیو دارد.به عکس زیر توجه کنید؛ با نوشتن  آدرس وبسایت در اول توضیحات، از این پتانسیل به خوبی استفاده نشده‌است.اگر محتوای سریالی تولید می‌کنید بهتر است در پایان توضیحات به مخاطبان خود بگویید که چه زمان‌هایی شما را دنبال کنند.چند مثال:مثال شماره 1:کلمات کلیدی: مصرف آبنکاتی که به خوبی رعایت شده:توضیحات، عنوان را به خوبی توصیف کرده‌است.عدد 2 در عنوان نشان می‌دهد این محتوا سریالی است.از کلمات کلیدی مکمل(صرفه‌جویی در آب) استفاده شده است.جزییات زیادی از محتوای داخل ویدیو را در توضیحات داریم.نکاتی که بهتر بود رعایت می‌شد:نکته‌ جذابی برای کشف محتوای داخل ویدیو برای مخاطب وجود ندارد.کلمات کلیدی در پایان توضیحات آمده‌است.مثال شماره 2:کلمات کلیدی: سوفی ترنر، جسیکا چستیننکاتی که به خوبی رعایت شده‌است:توضیحات، عنوان را  به خوبی شرح می‌دهد و تکمیل می‌کند.جمله “من همیشه گند می‌زنم” در عنوان بسیار جذاب است و کاربر را ترغیب به کلیک روی ویدیو می‌کند.کلمات کلیدی را دوباره در توضیحات می‌بینیم.جزییات محتوای داخل ویدیو تا حدودی گفته‌ شده‌است. مثال شماره 3: کلمات کلیدی: زورخانهنکاتی که به خوبی رعایت شده‌است: به واسطه طرح یک سوال در عنوان، حس کنجکاوی برای مخاطب ایجاد‌شده‌است.از کلید واژه‌های مکمل مانند: گود، کباده، میل و... استفاده‌شده‌است.کلید واژه اصلی در ابتدای توضیحات دیده‌می‌شود.نکاتی که بهتر بود رعایت می‌شد:جزییاتی برای کشف داخل ویدیو در توضیحات دیده‌نمی‌شود.بهتر بود توضیحات کمی طولانی‌تر باشد.</description>
                <category>نگین منصوری</category>
                <author>نگین منصوری</author>
                <pubDate>Wed, 17 Jul 2019 23:09:15 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دسترسی‌پذیری چیست و چرا باید به آن توجه کنیم؟</title>
                <link>https://aparat.design/what-is-accessbility-bh9rvmzfqxtf</link>
                <description>طراحی دسترسی‌پذیر در دنیای دیجیتال، این است که تجربه‌کاربری را برای همه کاربران به خصوص کسانی‌که دارای ناتوانی‌های جسمی و ذهنی هستند، آسان کنیم. توجه به طراحی دسترس‌پذیر، توجه هم‌زمان به همه کاربران و  بزرگترین گروه اقلیتی جهان، یعنی معلولین و ناتوان‌ها است. چه تعداد از افراد را از استفاده کردن از محصول خود، محروم می‌کنیم؟طبق آمار سازمان ملل بیش از یک میلیارد نفر یا حدود 15 درصد از جمعیت جهان با نوعی از معلولیت زندگی می‌کنند.طبق خبرگزاری مجلس شورای اسلامی بیش از ۱۱ میلیون معلول در کشور داریم.ایرنا: 520 هزار ناشنوا و كم شنوا در ایران داریم و سالانه 1500 ناشنوای جدید در كشور متولد می‌شود.ایسنا:  روزانه 15 کودک ناشنوا و کم‌شنوا در ایران متولد می‌شوند.یک نفر از هر 4 سالمند، مبتلا به اختلالات ناشنوایی است. 285 میلیون کم‌بینا و نابینا و 39 میلیون نابینای مطلق در جهان وجود دارد.شناخت ناتوانی‌های شایع: به طورکلی بهتر است بعضی از معلولیت‌های شایع  را با هم بشناسیم تا آن‌ها را در طراحی دسترس‌پذیر در نظر بگیریم:ناتوانی در شنوایی: کم شنوایی، ناشنواییناتوانی در بینایی: نابینایی، ضعف‌های مختلف بینایی، کوررنگی، دوبینیناتوانی در گفتار: لکنت زبانناتوانی‌ در حرکت: لرزش اندام، شکستگی، نقص عضوناتوانی شناختی و آموزشی: اختلال در توجه، کندذهنی، اوتیسم، حافظه کوتاه مدت ضعیف، خوانش پریشی، بیش‌فعالیناتوانی در افراد سالمند: علاوه بر ناتوانی‌های بالا، عدم داشتن سواد یا آشنایی با تکنولوژیبعضی از ناتوانی‌ها به واسطه موقعیت ایجاد می‌شوند:راننده‌ درحال رانندگی چطور از نقشه‌خوان موبایل خود استفاده می‌کند؟ کودکان چطور از یک محصول استفاده می‌کنند؟ صفحه موبایل در نور زیاد در یک محیط باز چطور دیده می‌شود؟کاربر در یک محیط خیلی شلوغ چطور می‌شنود؟افراد در نبود اینترنت پر سرعت چطور با محصول کار می‌کند؟آشنایی با کاربران ناتوان در بینایی:شایع‌ترین ناتوانی در بینایی که در بازخورد از طراحی شما بسیار تاثیر دارد &quot;کوررنگی&quot; است که برخلاف تصور عام (که این افراد همه چیز را سیاه و سفید می‌بینند) اکثرا رنگ‌ها را می‌بینند اما به درستی رنگ را تشخیص نمی‌دهند:سبز‌کوری و سبز دشوار‌بینی(Deuteranomalia): رنگ سبز را دشوار و همه چیز  را به صورت رنگ‌پریده‌ می‌بینند.قرمز دشواربینی و قرمزکوری(Protanopia): تشخیص رنگ قرمز از زرد و سبز را ندارند و همه چیز را با تم سبز می‌بینند.آبی‌کوری(Tritanopia): اختلال نادری که آبی و سبز را با هم اشتباه می‌کنند و متمایل به سبز و صورتی می‌بینند.تک رنگ‌بینی(MonoChromacy): همه چیز را سیاه و سفید می‌بنند.رنگین‌بینی: این اختلال هم نادر است و در آن فرد اشیای رنگی را به رنگ دیگر و اشیای بی‌رنگ را رنگین می‌بیند.  نکته: به‌طور کلی افرادی که اختلال دید در رنگ دارند به نوعی در طیف رنگی در تشخیص قرمز یا سبز دچار مشکل هستند و افرادی که در تشخیص قسمت آبی طیف مشکل دارند، بسیار نادرند. در بعضی از بازی‌های آنلاین هم به موضوع دسترسی‌پذیری کم توجه شده‌است، برای مثال، در تصویر بالا رنگ قرمز علایم هشدار دهنده و بسیار مهم در پیش‌روی بازی هستند و عده زیادی هستند که رنگ قرمز را نمی‌توانند تشخیص بدهند.چند پیشنهاد‌ ساده برای طراحی دسترس پذیر: پیشنهاد اول: ابتدا باید پروتکل جهانی  &quot;WCAG&quot; یا  Web Content Accessibility Guidelines را مطالعه کنیم و تغییرات لازم را برا اساس این استانداردها تا جای ممکن بوجود آوریم. پروتکل  WCAG چیست؟راهنمای (WCAG) فهرستی جامع  از دستورالعمل‌هایی برای بهبود دسترسی کاربران به وب است.این راهنما توسط کنسرسیوم جهانی وب (W3C) مانند یک استاندارد رسمی بین‌المللی منتشر شده‌است. به طور مفصل در مورد عناصر طراحی مانند رنگ، کنتراست‌ها، سایز، طراحی در موبایل، معماری‌اطلاعات، سیستم ناوبری، UX Writng و…. دستورالعمل‌هایی دارد.  هدف این پروتکل علاوه بر بهبود دسترسی کل کاربران، برای دسترسی بیشتر افراد کم توان یا ناتوان در بینایی و شنوایی، افراد دارای معلولیت شناختی و حرکتی به تصویب رسیده‌است.پیشنهاد دوم: ابزارهایی برای بررسی دسترسی‌پذیری وجود دارد که  براساس پروتکل‌ WCAG به رنگ، سایز، کنتراست و… در طراحی شما امتیاز (A، AA، AAA) به ترتیب (بد، متوسط و خوب) می‌دهند یا در مواقعی موفق یا عدم موفقیت طرح شما را به لحاظ دسترس‌پذیری بررسی می‌کنند و گاهی راه‌حل هایی را به عنوان پیشنهاد به همراه دارند. بررسی رنگ و سایز و کنتراست در دکمه “دنبال کنید” در آپاراتبررسی تشخیص رنگ از نگاه ناتوانان مبتلا به کوررنگی در صفحه &quot;ورود آپارات&quot;پیشنهاد سوم: طبق خلاصه مطالبی که تا به اینجا مرور کردیم، اگر هنوز طراحی را شروع نکردید، بهتر است از رنگ‌های دوگانه زیر به عنوان رنگ‌های اصلی برندتان استفاده نکنید به تصویر زیر توجه کنید که کاربران با ضعف بینایی رنگ‌ها را چطور می‌بینند؟ برای مثال،  رنگ سبز و قرمز با تم سبز دیده می‌شود.پیشنهاد چهارم:اگر کاربران به واسطه انتخاب رنگ با محصول شما ارتباط دارند حتما باید از فیلترهای رنگی استفاده کنید و نام رنگ‌ها را بنویسید. این موضوع بیشتر در فروشگاه‌ها به کار می‌آید تا کاربر به راحتی بتواند رنگ مورد نظر خود را خریداری کند. بهتر است از نام‌گذاری سلیقه‌ای مثل کالباسی یا انگوری و… خودداری کنیم و یک اسم حقیقی با کدرنگ انتخاب کنیم.پیشنهاد پنجم:اگر در طراحی خود شرایط تغییر رنگ‌ها را نداریم می‌توانید، رنگ‌ها را به واسطه بافت، طرح و سایز از هم قابل تفکیک کنید کاری که Trello با طراحی نوارهایش کرد.پیشنهاد ششم:در حالت طوسی یا Gray طراحی خود را حتما بررسی کنید که تمام اجزا از هم قابل تفکیک باشد.  این موضوع در “گوگل‌مپ” به خوبی دیده‌می‌شود.پیشنهاد هفتم:کسانی که بینایی ضعیفی دارند در تشخیص و تفکیک نوشته‌ها از پس‌زمینه دچار مشکل می‌شوند. با ایجاد کنتراست یا تضاد مناسب بین محتوا و پس‌زمینه به کاربران ناتوان کمک خواهیم کرد که محتوا را از پس‌زمینه تفکیک کنند.نمونه‎ای از ایجاد یک تضاد مناسب: بخش بالایی نسبت به بخش پایینی کنتراست بیشتر و به طبع خوانایی بهتری دارد. پیشنهاد هشتم:استفاده کردن از اشکال ساده و قابل مفهوم  برای اکشن‌ها و توضیح اشکال و آیکون‌ها بسیار به افراد کمک می‌کند، در تصویر زیر آیکون‌های نوار پایین در شش پلتفرم معروف کنار هم ارزیابی شده :تصویر را با اندازه بزرگ مشاهده کنید.حداقل دسترس‌پذیری(دایره قرمز) دسترس‌پذیری کم(مربع زرد) دسترس‌پذیری خوب(مثلث سبز)همانطور که می‌بینید در پلتفرم &quot;لینکدین&quot;، هم نام اکشن زیر آیکون‌ها آمده، هم از رنگ برای حالت انتخاب‌، استفاده‌شده‌، هم شکل آیکون‌ها بسیار ساده طراحی شده‌است.پیشنهاد نهم:مقیاس‌پذیری(Product Scalability) یا خدماتی که یک محصول در حالت نبود اینترنت در اختیار کاربر می‌گذارد نمودی از طراحی دسترس‌پذیر است. برای مثال در دسترس بودن “گوگل‌مپ” در حالت آفلاین یک نمونه‌ آن است، نمونه‌های دیگر آن را در تصویر زیر در پلتفرم‌های شناخته‌شده ببینید:پیشنهاد دهم:برای ناتوان‌هایی که لرزش دست، محدودیت حرکتی یا قطع عضو دارند:1. امکانی را فراهم کنیم تا کاربران بتوانند از طریق کیبورد به هدایت وب سایت بپردازند و بدون نیاز به موس از بخشی به بخش دیگر از وب سایت منتقل شوند.2. سایز و نواحی اطراف حساسیت یک دکمه را بیشتر کنیم.3. بین دکمه‌ها و کادرهای نزدیک به هم، فاصله مناسب را ایجاد کنیم.پیشنهاد یازدهم:در صفحات موبایل برای طراحی دسترس‌پذیر خود نیز توصیه‌هایی را به همراه دارند، برای مثال، به الگوهای انگشتان در طراحی موبایل دقت کنید دکمه‌های مهم را در حالت یک دست در جایی از صفحه قرار دهید که انگشتان به آن‌ها برسند. در ناحیه سبز عملکرد انگشتان بسیار راحت است.پیشنهاد دوازدهم:از طراحی منوهای پنهان با تمام زیباییشان خودداری کنید زیرا کاربرانی که قدرت تحلیل ندارند و دارای معلولیت‌های ذهنی هستند نمی‌توانند این منوها را پیدا کنند.نویگیشن یا منوی آشکارمنوی همبرگری یا نویگیشن پنهاننکته: هرچیزی که کاربر باید بداند همه را در آن صفحه به کاربر بگویید از استفاده کردن لینک‌های کمکی مانند جزییات بیشتر برای دانستن جزییات یا قوانین بسیار مهم، جلوگیری کنید.پیشنهاد سیزدهم:توجه به UX Writing در تمام خطاها و پیام‌ها و محتوای متنی که مفصل در مقالات قبلی درباره آن  توضیح دادیم، به طراحی دسترسی‌پذیر نیز کمک می‌کند، برای مثال:در متن خطاها و پیام‌ها به کاربر واضح بگویید که چه اتفاقی افتاده‌است و برای رفع مشکل چه راه حلی وجود دارد؟جای خطا و پیام‌ها را طوری انتخاب کنید که حتما دیده شود. 3. علاوه بر متن خطاها و پیام ها از علایم هشدار و رنگ نیز استفاده کنید.کادری که برای خطا قرمز شده برای شرایط کوررنگی قابل تشخیص نیست علامت ضربدر و تیک به تشخیص دیده‌شدن خطا کمک می‌کند.دیگر پیشنهاد‌ها برای دسترسی پذیری:چند زبانه کردن محصولاستفاده کردن از فرمان‌های صوتیوجود alt text یا همان توضیحات برای عکس‌ها و ویدیوها در زمانی که عکس‌ها و ویدیوها لود نمی‌شوند.برای کسانی که مشکل بینایی دارند بهتر است امکان بزرگنمایی در صفحات را ایجاد کنیم.اگر محتوای ویدیویی دارید برای کاربران ناشنوا به فکر زیرنویس‌ها یا توضیحات باشید.کلام آخر:نکات و پیشنهادهای زیادی برای طراحی دسترس‌پذیر وجود دارد که به اختصار به چند مورد آن پرداختیم، مواردی که شاید با تغییرات کوچک می‌تواند تجربه کاربری را تسهیل ببخشد. برای شروع، قدم‌های کوچک بردارید و بعد از دیدن نتایج، روش‌ها و زیرساخت‌های پیچیده‌تر  را در طراحی خود در نظربگیرید.</description>
                <category>نگین منصوری</category>
                <author>نگین منصوری</author>
                <pubDate>Tue, 11 Jun 2019 18:21:50 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گزارش کارگاهی با عنوان گیمیفیکیشن چیست؟(قسمت اول)</title>
                <link>https://aparat.design/what-is-gamification-i9e1z0lhnz8h</link>
                <description>چندی پیش در تیم آپارات کارگاهی تحت عنوان &quot;اصول گیمیفیکیشن&quot; برگزار کردیم تا راهنمایی برای ایده‌پردازی در طراحی‌ها و یا کمپین‌ها باشد، خلاصه این ورکشاپ را در سه قسمت کوتاه با شما به اشتراک می‌گذارم.گیمیفیکیشن چیست؟به استفاده از اصول طراحی بازی در محیط‌های غیربازی گیمیفیکیشن می‌گوییم. گیمیفیکیشن انگیزه کاربران را به شرکت در رفتارهای مورد نظر ما، بالا می‌برد. افراد با لذت از بازی، به اهداف کسب و کار واکنش نشان‌می‌دهند. به همین دلیل برای بالا بردن تعامل کاربران روی محصولات‌مان ترجیح دادیم وارد این حوزه شویم و با دانستن اصول گیمیفیکیشن خلاقانه‌تر فکر کنیم. هشت مفهوم اصلی  برای ایجاد Gamification : ایجاد حس حماسی (Epic Meaning &amp; Calling)ایجاد حس توسعه و موفقیت کاربران در بازی (Development &amp; Accomplishment in Games)ایجاد توانمندسازی خلاقیت در کابران (Empowerment of Creativity &amp; Feedback)ایجاد حس مالکیت (Ownership &amp; Possession)ایجاد روابط اجتماعی و وابستگی بین کاربران (Social Influence &amp; Relatedness) ایجاد حس کمبود و بی‌صبری در کاربران (Scarcity &amp; Impatience)ایجاد اتفاق‌های غیر قابل پیش بینی (Unpredictability &amp; Curiosity)ایجاد دغدغه‌ی از دست دادن (Loss &amp; Avoidance)این هشت مفهوم در یک هشت ضلعی به نام Octalysis  قرار می‌گیرند که در تصویر زیر می‌توانید مشاهده کنید، خالق این نمودار فردی به‌نام Yu-kai Chou  پس از ده سال مطالعه روی مباحث بازی‌سازی به این نمودار رسیده‌است که ما در این مطلب و قسمت‌های بعدی مفصل به این هشت اصول می‌پردازیم و در راستای فهم بیشتر نمونه‌های بیشتری را بررسی می‌کنیم.اصل اول: ایجاد حس حماسی و معنادار (Meaning)هشت ضلیعی Octalysisشما می‌توانید در هر زمان و مکانی از  مسیر یک بازیکن، حس‌هایی را مانند اشتیاق، شور و تعهدِ غیرمنطقی و همچنین  داشتن حس حماسی، القا کنید که معمولا بیشترین اثرش در اولین ارتباط  کاربر اتفاق می‌افتد. اما چگونه این معنای حماسی را به کاربر القا کنیم تا آن‌ها را به تعامل، انگیزه و وفاداری برسانیم؟ پنج تکنیک زیر برای القای حس حماسی کارآمد هستند:ساخت یک روایت(Narrative)ساخت الگو قهرمان( Humanity Hero)ایجاد حس تعلق و ارق (Elitism)شانس دادن در ابتدای بازی(Beginner’s Luck)خدمات رایگان یا تخفیف‌ها(Free Lunch)ساخت یک روایت(Narrative):ساخت روایت، همان داستانی است که اول بازی‌ برای شروع بازی‌ها یا ورود به یک اپلیکیشن برای کاربران و یا بازیکنان تعریف می‌شود تا بهانه‌ خوبی برای ادامه باشد.روایت داستانی و خلاقانه در بازی سوپر ماریو این بود که باید یک شاهزاده خانم را نجات می‌داد. ساخت الگوی قهرمان( Humanity Hero): یک جریان فکری را راه بندازیم که مخاطب فکر کند الگویی برای بشریت است برای مثال، برند کفش‌(Tom) بودجه تبلیغات خود را اینطور برنامه‌ریزی می‌کند که با هر خرید یک کفش ما یک جفت کفش را به بچه‌های جهان سومی کمک می‌کنیم در صورتی که این بودجه با گفتن یا نگفتن این جمله برای تبلیغات خرج می‌شد. این جور خلاقیت‌ها را بیشتر می‌توانید در پروژه‌های مسئولیت اجتماعی برندهای مختلف ببینید.  برند کفش  Tom سایت freerice.com  نیز با ساخت الگوهای انسان‌دوستانه(به ازای هر جواب‌ درست 10 دانه برنج کمک می‌کند) میزان تعامل را بالا می‌برد.ایجاد حس تعلق، ارق و نخبه‌گرایی (Elitism): نخبه‌گرایی همان القای غرور تیمی است چیزی مانند ارق و تعلق داشتن، که باعث می‌شود مخاطب را درگیر شود و احساس کند به یک تیم، باشگاه یا گروه خاصی تعلق دارد.واضح‌ترین مثالی که می‌توانم برای شما بزنم، وبسایت Twitch است در بخشی از آن عده‌ای از بازی آنلاین خود پخش زنده می‌گذارند. در بخش چت این استریم‌ها این حس غرور تیمی را در مخاطبان به خوبی می‌توان دید. انگار آن‌ها به یک باشگاه بازی آنلاین تعلق دارند و قشری متفاوت از دیگران هستند. تماشای بازی آنلاین کاری نیست که همه انجام بدهند. بخش چت آنلاین توییچ مانند یک باشگاه مشتریان برای گیمرها و استریمر‌ها به شدت پتانسیل ارق دارد.شانس دادن(Beginner’s Luck): اگر به مخاطب در ابتدا یک شانسی بدهیم که دستیابی آن خیلی سخت باشد، کاربر برای نگهداری این شانس هم که شده، بازی را رها نمی‌کند و این حس را خواهد داشت که او جز یک گروه انتخاب‌شده و خاص است. ساده‌ترین مثالی که می‌توانم برای شما بزنم جفت شش در پرتاب تاس است. شانسی که اول بازی بدست می‌آوریم و چقدر ترغیب کننده برای ادامه بازی است.خدمات رایگان یا تخفیف‌ها(Free Lunch): برای روزهای خاص خدمات رایگان بدهید مانند روز زن یا شب یلدا که این مرسوم‌ترین تکنیکی است که همه آن را به خوبی استفاده می‌کنند.شکل سمت راست: استارباکس به مناسبت تولد مخاطب یک نوشیدنی رایگان هدیه می‌دهد. شکل سمت چپ: در ایمیل اسپاتیفای به مخاطب گفته شده‌است، مهمانی شروع شد به این مناسبت اشتراک سه ماهه‌اش را می‌تواند زیر یک دلار بخرد.   اصل دوم: ایجاد حس توسعه و موفقیت در کاربران(Accomplishment)چه کار کنیم که کاربران در سیستم  یکی پس از دیگری  احساس رشد و موفقیت کنند؟ با طراحی پاداش، لیست رتبه‌بندی و موانع غیرضروری.پاداش: برای ایجاد حس رشد و پیشرفت باید تعداد نقاط عطف و پیشرفت نیز بیشتر شود و با هر پیشرفت، امتیاز و رتبه‌بندی مانند (Point ،badge و…) درنظرگرفته‌شود. این یعنی طراحی مراحل.استارباکس کاربران خود را به جمع‌آوری ستاره ترغیب می‌کند و با جمع‌شدن تعدادی مشخص از محصولاتش جایزه می‌دهد.لیست رتبه‌بندی: ایجاد لیست رتبه‌بندی کابران(Leader Board) که چه کسی امتیازش بالاتر یا چه کسی پایین‌تر است به حس رقابت و دستیابی به مراحل بالاتر کمک می‌کند.مشاهده لیست رتبه‌بندی(leader board) در swarmدر طراحی لیست ها به یاد داشته باشید؛ کاربر نباید با بالاترین افراد در سیستم مقایسه شود بلکه باید در یک &quot;میکرو لیست&quot; قرار بگیرد تا سطح خود را نسبت به جامعه کوچکترِ اطراف خود ببیند. پایین دست‌ها و بالا دست‌ها باید به مخاطب نزدیک باشند تا دستیابی به امتیازهای خیلی بالا دور از ذهن نباشد.موانع غیرضروری: محدودیت کاراکتر در توییتر برای نوشتن یا نوار میزان پیشرفت در لینکدین مثال‌های خوبی برای موانع غیرضروری است که کاربر در مواجهه با این موانع و  گذر کردن از آن‌ها احساس رشد و موفقیت می‌کند.اصل سوم: ایجاد توانمندسازی خلاقیت در کابران (Empowerment)به کاربر امکانی را برای انتخابِ آگاهانه دهیم؛ در ادامه به چند زیر عکس نگاه کنید که رفتار افراد در بازی ساده “مزرعه” به چه صورت بوده‌است؟ شاید فرد چنین ضرورتی را برای خلق یک اثر هنری را در زمین خود، نداشته‌باشد، اما این توانمدسازی در خلاقیت است که کاربر را به تعامل بیش از حد ترغیب می‌کند. همچنین این خلاقیت به شخصی‌سازی کمک می‌کند و قتی براساس سلیقه یک فرد همه‌چیز چیده شود هویت منحصربه فردی برای کاربر تولید می‌شود که حس مالکیت را بالا میبرد.وقتی انتخاب به گردن کاربر باشد جای شکایت را از او می‌گیرید؛ کاربر تلاش می‌کند از انتخابش بهترین نتیجه را بگیرد.  از اینکه کاربر فکر کند  انتخابی برایش شده‌است، پرهیز کنید. ارائه گزینه‌ها باید به صورتی باشد که کاربر احساس کند بسته انتخابیش یک بسته بُرد است. این روش بیشتر در ارائه محصولات یا خدمات در یک کسب‌وکار جواب می‌دهد. برای مثال، بانک دی طرحی را در تسهیلات بانکی خود داده‌است که مشتری براساس سلیقه و ظرفیت خود مبلغ وام، سود، قسط و حتی تعداد قسط را خودش می‌چنید.  بانک دی نوع وام درخواستی کاربر را با توانمندسازی خلاقیت به او ارائه می‌دهد.  حالتی موقت و محدود با ویژگی‌های خاص برای مخاطب فراهم کنیم؛ مانند گرفتن یک ستاره شکست‌ناپذیر در بازی &quot;سوپر ماریو&quot; برای ده ثانیه، معمولا کاربران در یک فرصت محدود نهایت خلاقیت خود را برای استفاده از آن به کار می‌برند و به سیستم وفادارتر می‌شوند. برای مثال، اجازه دانلود رایگان 2 تا 7 صبح.کلام آخر:در قسمت بعد، اصول 4 تا 8 از گیمیفیکیشن را که در ابتدای این مطلب به آن اشاره کردم، توضیح خواهم داد و از شناخت چهار تیپ شخصیت کاربر(killer، Acheivers، Socialzers، Explorers) در مسیر خواهیم گفت، برای مثال، کسی که تمایلاتش در یک بازی اکتشافی است با  کسی که تمایلاتش روابط اجتماعی است کاملا واکنش و تعاملی متفاوت را نشان می‌دهند. تیپ‌های شخصیتی کاربران </description>
                <category>نگین منصوری</category>
                <author>نگین منصوری</author>
                <pubDate>Sun, 12 May 2019 17:28:27 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چطور ویدیوی ما در آپارات بهتر دیده‌شود؟</title>
                <link>https://aparat.design/چطور-ویدیوی-ما-در-آپارات-بهتر-دیدهشود-qhlcdeb2kxpz</link>
                <description>اتفاقی که در دنیای امروز افتاده‌، این است که اگر کسی به دنبال یک موضوع خاصی باشد دیگر به دنبال خواندن یک متن نیست بلکه بیشتر تمایلش برای دیدن یک ویدیو در رابطه با آن موضوع است. به طور کلی ویدیوها با احساسات آدم‌ها بیشتر ارتباط می‌گیرند و ماندگاریشان در ذهن بیشتر است. پس اگر قصد تولید یا بارگذاری محتوای ویدیویی دارید تا مخاطبانی را به سمت خود یا کسب‌وکارتان جذب کنید علاوه بر رعایت اصول تولید محتوای ویدیوییِ با کیفیت باید اصولی را هنگام بارگذاری ویدیو، نیز رعایت کنید تا ویدیوی شما در نتایج جستجوهای کاربران بالا بیاید. با توجه به اینکه آپارات بخش بزرگی از نتایج جستجوی  فارسی را در گوگول به خود اختصاص داده‌است لازم دانستم تا نکاتی را برای بارگذاری محتوای ویدیویی و بهتر دیده‌شدن ویدیو اینجا برای شما دسته‌بندی کنم.عوامل تاثیرگذار در سئو و بهتر دیده‌شدن محتوای ویدیو :شناخت تاثیر Metadata‌هاعنوان ویدیوتوضیحات ویدیوبرچسب‌هادسته‌بندی‌ها لیست‌های پخشمتادیتا در یک ویدیو چیست؟به طورکلی در ویدیو‌ها Metadata‌ها، همان مشخصات و اطلاعات ویدیویی مانند عنوان ویدیو، برچسب‌ها و توضیحاتی است که هنگام بارگذاری برای یک ویدیو ثبت می‌کنیم. گوگل یا هر موتور جستجویی از روی این اطلاعات ویدیو شما را در نتایج جستجوی کاربران بالا می‌آورد. همچنین خود آپارات از روی این اطلاعات، ویدیوهای مختلف را  به شما و دیگر کاربران پیشنهاد می‌دهد. عکس زیر صفحه بارگذاری ویدیو در آپارات است . در ادامه اهمیت و نحوه پرکردن هر قسمت را برایتان توضیح دهم.صفحه بارگذاری ویدیو در آپاراتشاید همیشه پرکردن این بخش برایتان سخت و غیرضروری است اما اگر اطلاعات درستی به ویدیو ضمیمه کنید، هم بر SEO ویدیو بسیار تاثیر می‌گذارد، هم به موتور جستجوی آپارات و بهینه سازی فرآیند پیشنهاد ویدیوها به کاربران کمک خواهدکرد.انتخاب عنوانی مناسب برای ویدیوهاعنوان‌ یک ویدیو باید هم برای موتورهای جستجو قابل درک باشد هم برای کاربران؛ یعنی کلمات کلیدی به کاربرده شده در عنوان با آنچه کاربران جستجو می‌کنند، نزدیک باشد. مهم‌ترین مسئله‌ای که باید روی آن تمرکز کنید ارتباط بین عنوان ویدیو و محتوای داخل آن است.از نوشتن عنوان‌های غیر مرتبط و خیلی هیجان‌انگیز خود‌داری کنید زیرا که &quot;کلیک روی ویدیو&quot; در مقایسه با زمان &quot;تماشای یک ویدیو&quot; معیار خیلی مهمی نیست. شما نباید به هر قیمتی کاربر را وادار به باز کردن ویدیوی خود بکنید. شاید یک کاربر با یک عنوان بسیار جذاب روی ویدیو کلیک کند اما اگر ویدیو به اندازه عنوان جذاب نباشد کاربر محتوای شما را ترک خواهد کرد و این موضوع از اعتبار شما می‌کاهد.الگوریتم پیشنهاد آپارات براساس زمان تماشای ویدیو است. هرچه کاربران زمان بیشتری از ویدیوی شما را ببینند، آپارات این ویدیو را به عنوان یک محتوای با کیفیت، به دیگر کاربران بیشتر پیشنهاد می‌دهد. پس با عنوان‌های غیر مرتبط، بازدید و کاربر زیادی را به صفحه ویدیوی خود نکشانید.ممکن است یک عنوان از نظر شما مفهومی و زیبا باشد اما این عنوان به مخاطبان هدف شما نمی‌رسد بلکه هم‌ردیف محتواهای غیر مرتبط قرار می‌گیرد. به عکس زیر توجه کنید، طوری عنوان بزنید که مطمئن هستید که کاربران آن را جستجو می‌کنند.از نوشتن عنوان‌های طولانی خود‌داری کنید، تعداد کاراکترهای(حروف) به کاربرده شده در عنوان نباید بیشتر از 80 باشد.بهتر است کلمات کلیدی در ابتدای عنوان شما بیاید، کلمات کلیدی دقیقا کلماتی است که مرتبط با محتوای شماست و کاربران آن را جستجو می‌کنند. بهتر است، کلماتی که کسب‌وکار یا برند شما را توضیح می‌دهند، در آخر عنوان بیاید.اگر محتوای شما سریالی است حتما شماره قسمت را در عنوان بیاورید تا دسترسی به دیگر محتواها آسان شود. اما بهتر است شماره قسمت در آخر عنوان بیاید.در عنوان ویدیو شماره قسمت را در کنار موضوع داخل ویدیو می‌بینید، اما بهتر بود که شماره قسمت در آخر می‌آمد. مسیرهای جستجوی کاربران  و مطالب داغی که مرتبط به ویدیوی شما است را دنبال کنید و  دوباره عنوان ویدیوهایی که از قبل انتشار دادید، بازنویسی و بروزرسانی کنید. وقتی کلیدکلمات و دامنه لغاتی را که کاربران در آن زمان استفاده می‌کنند در عنوان بیاورید، ویدیو شما شانس دیده‌شدن را بدست بیاورد.پر کردن بخش توضیحات ویدیویک توضیح قوی به مخاطبان باید بگوید که از ویدیو چه انتظاری داشته‌باشند و به الگوریتم‌‌های آپارات کمک کند محتوای شما را به دیگر کاربران درست پیشنهاد دهد. ​​در نوشتن توضیحات ویدیو محدودیت 550 کاراکتر(حروف) دارید که پیشنهاد می‌شود، در 20 تا 25 حرف اول  کلمات کلیدی خود را بنویسید.  ​​توضیحات هر ویدیو بیشتر از آن‌که در آپارات مفید باشد برای نتایج جستجوی کاربران در گوگل مفید است؛ یعنی اولین جمله‌ای که در توضیحات می‌نویسید بسیار مهم است و در نتایج جستجو بالا می‌آید. پس باید مطمئن شوید که این توضیحات با عنوان ویدیو در هماهنگی کامل هستند و همدیگر را کامل می‌کنند و بهتر است بدانید که محدودیت حروف در موتور جستجوی گوگل حدودا 120 است پس پیشنهاد می‌شود طوری تنظیم کنید که جمله‌‌‌ای نصفه نماند. همانطور که در تصویر مشاهده می‌کنید توضیحات فیلم نصفه مانده‌است مدیریت این جمله‌بندی در این 120 کاراکتر بسیار مهم استباتوجه به عکس بالا و نکته قبلی  اگر می‌خواهید در توضیحات به کاربران خود بگویید که شما را دنبال کنند بهتر است در آخر بخش توضیحات از آن استفاده کنید. از کپی کردن عنوان و ردیف کردن کلید کلمات مهم بدون جمله‌بندی در بخش توضیحات خود‌داری کنید.در بخش توضیحات ویدیو  آدرس کانال‌، شبکه‌های اجتماعی‌ یا وبسایت خود را در اختیار کاربران بگذارید تا ارتباط کاربر با شما ادامه پیدا کند.اگر اطلاعات اضافی مرتبط با ویدیوی خود دارید چیزی که به ویدیو شما اعتبار ببخشد یا محصولات دیگری که محتوای شما را کامل می‌کند آن را خیلی مختصر در توضیحات بیاورید. برای مثال، ویدیوی شما در مورد ساخت یک ساز توضیح می‌دهد بهتر است به کاربران بگویید که شما ویدیوهای دیگری در رابطه با سازهای دیگر دارید.اگر ویدیوی شما طولانی است، به کاربران کد‌های زمانی ارائه دهید تا آن‌ها بتوانند به قسمت‌های مهم ویدیو شما دسترسی پیدا کنند، این روش  به خصوص برای ویدیوهای آموزشی بسیار مفید است. برای مثال، می‌توانیم در یک ویدیوی آموزش ریاضی بگوییم: دقیقه 25 آغاز فصل ضرب دکارتی، دقیقه 48 آغاز فصل ترکیبیات و…نقش برچسب‌ها در بارگذاری ویدیوبرچسب‌ها، کلمات کلیدی و عباراتی توصیفی‌ هستند که کمک می‌کنند تا ویدیوها بهتر پیدا و دسته‌بندی شوند. شما می‌توانید مجموعه‌ای از برچسب‌ها را برای ویدیو‌های خود به کار ببرید.آن دسته از کلمات کلیدی‌‌ را که احتمال می‌دهید کاربران جستجو می‌کنند، انتخاب کنید، حتی اگر ترکیبی از  چند کلمه باشد. توجه داشته باشید که برچسب‌ها همان هشتگ‌ها هستند پس بیشتر از سه کلمه نباشد و تایپ  و تلفظ آن‌هاساده و راحت باشد. قبل از انتخاب کلمات کلیدی حتما یک بار آن را جستجو کنید تا نتیجه جستجو برای آن کلمات را ببنید و مطمئن شوید محتوای ویدیویی شما در کنار ردیف محتواهای مرتبط و مناسب قرار می‌گیرد.کلمات کلیدی را طوری انتخاب کنید که محتوای داخل ویدیوها را تا حدودی تعریف کند.از استفاده‌کردن برچسب‌های غیرمرتبط خود‌داری کنید زیرا ویدیو شما را یک اسپم جلوه می‌دهد.  ​​توجه‌داشته‌باشید، برای یک ویدیو تنها می‌توانید از 5 برچسب استفاده کنید. پس برای مثال اگر 8  کلمه خوب برای برچسب شدن در نظر گرفتید، اولویت انتخاب خود را روی آن‌هایی بگذارید که بیشتر جستجو می‌شوند و کوتاه‌تر و ساده‌تر هستند. در نظر داشته‌باشید برچسب‌های فارسی در اولویت هستند زیرا کاربران در وب فارسی اول کلمات فارسی را جستجو می‌کنند. همچنین همان کلمات کلیدی‌ را که در عنوان و توضیحات استفاده کردید، دوباره به صورت برچسب به کارببرید تا همخوانی بین عنوان، توضیحات و برچسب‌ها محتوای شما را در موتور جستجو،  بهتر بالا بیاورد.اهمیت دسته‌بندی‌ها در آپاراتبه طورکلی در آپارات دو نوع دسته‌بندی‌ با عنوان‌های “دسته‌بندی آپارات” و “دسته‌بندی داخلی کانال” داریم:“دسته‌بندی آپارات”: انتخاب این دسته‌بندی به آپارات کمک می‌کند تا محتوای شما را در کنار محتواهای هم موضوع قرار دهد. به طورکلی دسته‌بندی‌های آپارات به صورت پیش فرض چند مقدار ثابت است که فقط باید یکی از آن‌ها را انتخاب کنید.“دسته‌بندی داخلی کانال”: ساخت این دسته‌بندی به مرتب کردن محتوای داخل کانال شما کمک می‌کند. که آن را با نوشتن یک نام مناسب در هنگام بارگذاری ویدیو می‌سازید. با ساخت این دسته‌بندی، کاربران در کانال شما به راحتی گشت‌و‌گذار می‌کنند و به ویدیوی مورد نظر خود سریع‌تر می‌رسند. به طورکلی دسته‌بندی داخلی کانال شبیه تب‌های یک سایت با موضوعات مختلف عمل می‌کند. توجه: بهتر است برای نام دسته‌بندی داخلی کانال عنوانی با جزییات بیشتری بگذارید. عنوانی که بتواند کاربر را بهتر هدایت و ترغیب کند . همانطور که در تصویر زیر می‌بینید برای ویدیو دسته‌بندی کلی &quot;ورزش&quot;  انتخاب شده، اما برای دسته‌بندی داخلی کانال،  عنوانِ &quot;برگزیده جام جهانی 2018&quot; که جزییات بیشتری دارد، انتخاب شده‌است.بخش دسته‌بندی‌های آپارات در هنگام بارگذاری ویدیوتاثیر لیست پخش در دیده شدن ویدیوهادر رابطه با ساخت لیست پخشی موثر خیلی مفصل در مقالات متفاوت توضیح دادم اما در هنگام آپلود چند نکته‌ای را کنار هم مرور می‌کنیم. اطمینان حاصل کنید که تمام قسمت‌های محتوای سریالی شما مرتب باشد.ویدیوهای با کیفیت بالا را در ابتدای لیست پخش خود بگذارید.شما باید این حس را به کاربر انتقال دهید که لیست پخش شما یک آرشیو درست از آن چیزی است که می‌خواهد. موضوع خاص و مشترک بین تمام فیلم‌ها و موسیقی‌ها، می‌تواند این حس را در کاربر ایجاد کند.مطمئن شوید تمام ویدیوهای داخل یک لیست پخش دارای عنوان مناسب، توضیحات و برچسب‌های مشترک باشند.چند مثال برای مرور مطالبی که خواندیم:مثال اول:عنوان مشخص می‌کند که این ویدیو یک موزیک ویدیو است.نام خواننده و فیلم در عنوان نشان‌ می‌دهد که هنگام انتخاب کلمات کلیدی به جستجوی کاربران توجه شده‌است.در توضیحات، تکرار کلید کلمه‌ها را در یک جمله‌بندی درست می‌بینیم. از استفاده کردن حجم انبوه کلمات کلیدی بپرهیزید این محتوای شما را اسپم و نامعتبر جلوه خواهد داد.کلمات کلیدی را در یک جمله‌بندی درست به کارببرید از ردیف کردن کلمات کلیدی پشت‌ سرهم بدون جمله‌بندی  در توضیحات بپرهیزید. این روش نوشتن به سئوی محتوای شما آسیب می‌زند.در دو جمله اول توضیحات اطلاعات تکمیلی خوبی در توضیح عنوان می‌بینیم.آدرس وبسایت در انتهای توضیحات ارتباط را با کاربر نگه می‌دارد. برچسب‌ها به درستی از کلمات کلیدی انتخاب شده‌است. مثال دوم:نقاط قوت:عنوان به درستی از محتوای ویدیو می‌گوید.توضیحات به درستی عنوان را توضیح می‌دهند.مهم‌ترین اتفاق در جمله‌های اول و دومِ توضیحات آمده‌است.در ادامه توضیحات کسب‌وکار  به خوبی تعریف شده‌است.نقاط ضعف:کلید کلمه‌های اصلی در ابتدای توضیحات نیامده است.برچسب‌ها به صورت انگلیسی است، بهتر بود که فارسی آن نوشته می‌شد. مثال سوم:عنوان به درستی انتخاب شده و دارای کلید کلمات داغ و به محتوای داخل ویدیو مرتبط است.در توضیحات، مشخصات آلبوم دیده‌می‌شود.انتخاب کلمات کلیدی به درستی اتفاق افتاده‌است.این نوع توضیح مختصر برای یک کلیپ، مفید و کافی است.</description>
                <category>نگین منصوری</category>
                <author>نگین منصوری</author>
                <pubDate>Sun, 14 Apr 2019 15:42:28 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گزارشی از ورکشاپِ UX Writing در تیم آپارات(قسمت اول)</title>
                <link>https://aparat.design/what-is-uxwritng-bbdlc2xwl1u3</link>
                <description>چندی پیش در تیم طراحی محصول آپارات و فیلیمو  با بچه‌های UI ،UX، اندروید و IOS ورکشاپی را با عنوان UX Writing چیست؟ برگزار کردم تا بتوانیم  در کنار هم اهمیت و تاثیر آن را در طراحی محصول یاد بگیریم. اینجا خلاصه و گزارشی از آن را با شما به اشتراک می‌گذارم. کلمه UX Writing به چه معناست؟کلمه UX Writing دقیقا عنوانی است که به فعالیت نوشتن یا همان نوسیندگی محتوا می‌گویند. اما محتواهایی که زیر مجموعه‌ای از تجربه و رابط کاربری هستند و دقیقا در نقاطی  که کاربر با نام تجاری در تماس است،(User-facing Touchpoints) اتفاق می‌افتند. نقاطی که یک نویسنده تجربه کاربری(ux writer) ورود می‌کندنویسنده UX کیست؟تفاوت UX writer و Copy writerنقش یک نویسنده UX این است که عناصر کلامی و گفتاری یک رابط کاربری را طراحی، مدیریت و کنترل کند. او در کنار طراحان UX و UI، برای نیازهای کسب و کار و نیازهای کاربر یک ساختار روایی موثر  می‌سازد و با استفاده از  ساختار شخصیت برند (Brand voice) یک زبان عملکردی، روشن و صمیمی تولید می‌کند.ارتباط بین نوع گفتار یک برند تجاری(Voice) با UX writngاصولی برای UX writing 1. همه عبارات یا میکروکپی‌ها (microcopy)‌  که در پیام‌های خطا، نوتیفیکیشن‌ها، کلمات روی دکمه‌ها، متن صفحات 404 و ... نمود پیدا می‌کند، باید با سه اصول زیر نوشته بشوند:واضح باشندمختصر باشندمفید باشند2. در ادامه بهتر است سوال‌های زیر را از خودتان بپرسید:کاربران چه می‌دانند؟کاربران چه می‌خواهند؟کاربران دغدغه اصلی‌شان چیست؟آن‌ها در کجای اپلیکیشن یا پلتفرم شما هستند؟ با چه ابزاری(موبایل،تبلت، دسکتاپ و...) کار می‌کنند؟الان چه چیزی را دریافت کردند؟قبلش چه کاری می‌کردند؟بعدش چه کاری می‌خواهند بکنند؟با بچه‌های تیم چند تمرین را کنار هم انجام دادیم تا با اصول UX Writing بیشتر آشنا شویم:مرور چند مثال بد در UX writing:مثال 1:فرض کنید از اسپاتیفای یک ایمیلی حاوی  کد نسخه رایگان گرفتید، بعد از وارد کردن کد، پیام اول را در عکس زیر دریافت می‌کنید:1. پیام خطا: شما برای این پیشنهاد، فاقد شرایط لازم هستید. واضح نیست زیرا به کاربر نمی‌گوید که چرا واجد شرایط نیست؟مفید نیست زیرا به کاربر نمی‌گوید در رابطه با این خطا چه کار کند و مشکل را حل کند و به چیزی که می‌خواهد برسد مختصر است2. تصحیح پیام خطا: به نظر می‌رسه که قبلا از نسخه رایگان استفاده کرده‌اید به همین دلیل فاقد شرایط هستید، ولی شما می‌تونید یک  اشتراک ماهانه به قیمت 9.99 دلار  بگیرید.واضح شد: باید به کاربر بگوییم که چه مشکلی پیش آمده؟مفید و کاربردی شد: برای ادامه به کاربر یک پیشنهاد بدهیمنکته: در تصحیح این پیام کوتاه بودن و مختصر بودن فدای تجربه‌کاربری و همدردی با کاربر شد و این تصمیم را شما به عنوان نویسنده می‌گیرید که چطور با کاربر همدردری کنید تا تجربه بهتری را داشته باشد. مثال 2:فرض کنید از یک اپلیکیشن موسیقی  هر روز استفاده می‌کنید و یک روز با پیام اول در عکس زیر مواجه می‌شوید.1. ویژگی‌های متن پیام خطا &quot;برنامه قدیمی است&quot; :واضح  و مختصر است مفید و کاربردی نیست: کاربر را برای ادامه راهنمایی نکرده ست2. تصحیح پیام خطا &quot;برنامه قدیمی است، برای شنیدن موسیقی لطفا جدید‌ترین ورژن آن را بروزرسانی کنید.&quot;واضح و مختصر شدمفید و کاربردی شد: علاوه بر قدیمی بودن  اپلیکیشن باید به کاربر بگوییم که برای ادامه راه چه کارکند؟ بنقطه قوت این ارور همان دکمه دانلود هست که کاربر را به جای درستی هدایت می‌کند.مرور چند مثال خوب در UX writingمثال 1:در عکس بالا ux writng به بالا بردن مشارکت کاربران در پرکردن فرم‌ها و جمع‌آوری اطلاعات برای کسب‌وکار کمک می‌کند:جمله ثبت‌نام رایگان است: این جمله به اهداف کسب‌وکار کمک می‌کند تا کاربران بدون نگرانی اطلاعات خود را وارد کند.اطلاعات راهنما داخل کادرها: کاربر بدون فکر کردن با توجه به متن داخل کادرها سریع تایپ می‌کند.چرا کاربر اطلاعات شخصی خود را بدهد: برای گرفتن اطلاعات شخصی کاربر(ایمیل، تلفن، تاریخ تولد و...)حتما دلیل آن را بهش بگویید این امر میزان تعامل را بالا می‌برد و کاربر را از دغدغه اسپم شدن رها می‌کند.مثال 2:برای گرفتن اطلاعات شخصی به کاربر گفته شده که برای اینکه در سفارشت به مشکلی خورد بتونیم باهات تماس بگیریممثال 3:در عکس بالا اضافه کردن یک پیام  به جمع‌آوری اطلاعات برای کسب‌وکار نیز کمک کرده‌است: به کاربر گفته شده که چرا ثبت‌نام با ایمیل، توییتر، فیسبوک و... بهتر است؟ خیلی سریع است. لازم نیست رمز عبور خود را به خاطر بسپاری از طرفی به کاربر گفته شده که نگران نباش برات تبلیغات نمی‌فرستیم و اطلاعات را جایی به اشتراک نمی‌گذاریم.در ادامه با بچه‌ها در فیلیمو و آپارات به دنبال پیام‌ها رفتیم و سعی کردیم نکاتی را که امروز در آن یاد گرفتیم را پیدا کنیم:&quot;امکان برقراری ارتباط نیست&quot; به چه معناست و چطور قابل حل است؟چه اتفاقی افتاده‌است و کاربر برای حل این مشکا چه کار باید بکند؟گالری آفلاین کجاست؟ فیلم مجاز چه فیلمی است؟ گام بعدی کاربر در این صفحه کجاست؟ چند نکته دیگر در  UX Writing:1. از کلمات تخصصی که همه معنی آن را نمی‌دانند استفاده نکنیددر پیام سمت چپ کلمات تخصصی‌ آمده و دیگر نیازی نیست که به کاربر انقدر تخصصی خطای تکنیکال را توضیح داد2. از ایجاد نگرانی در کاربر جلوگیری کنید مثلا اگر کاربر یک دکمه را بزند و در ادامه نتواند بفهمد چه اتفاقی می‌افتد ؟به کاربر می‌گوید نگران اطلاعاتت نباش اگر از این صفحه رفتی ما اطلاعاتت  را به ایمیلت می‌فرستیم.3. اگر از یک کلمه به عنوان یک مفهوم استفاده می‌کنید همه جا آن را ثابت استفاده کنید تا کاربر دچار ابهام نشود. در عکس بالا برای کلمه ادامه (next و continue) استفاده شده، و برای کلمه بازگشت دو کلمه (go back و previous) به کار رفته این موضوع کاربر را به اشتباه می‌اندازه چون کاربر ممکن است فکر کند که دکمه‌ها با هم عملکرد متفاوت دارند.کلام آخر: در مقالات بعدی، ادامه این ورکشاپ را خواهید خواند و محتوای ورکشاپ به سمت آنالیز هر چه بیشتر نمونه‌های خوب و بدِ UX Writing می‌رود. و به نکاتی در باب ترکیب Tone of Voice با UX Writing   و کشف نقاط  با پتانسیل برای اجرای درست UX writing می‌پردازد.</description>
                <category>نگین منصوری</category>
                <author>نگین منصوری</author>
                <pubDate>Tue, 19 Feb 2019 20:34:41 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>لیست‌های پخش، بازدیدِ ویدیوهای شما را بالا می‌برند</title>
                <link>https://aparat.design/whatisplaylist-txxqamuvyh50</link>
                <description>لیست پخش( Playlist) چیست؟یک لیست پخش امکانی است که شما به واسطه آن می‌توانید مجموعه‌ای از فیلم‌های ارسالی خود را برای مخاطبانتان دسته‌بندی کنید. لیست‌های پخش اجازه می‌دهند که بیننده به تماشای یک مجموعه پیوسته بدون نیاز به بازگشت به کانال بپردازد. در دنیای دیجیتال برای لیست‌های پخش یک اصطلاحی استفاده‌می‌کنند به نام محتوای سلسه مراتبی (Hierarchical content)، این یعنی، مخاطب جذب چیدمان لیست شده و هر محتوای ویدیویی را با ارتباط دادن به دیگر ویدیوهای همان لیست می‌فهمد. چرا ساخت یک لیست پخش مهم است؟قبل از هر چیزی کافیست در کنار هم، به چند آمار و ارقام در رابطه با لیست‌های پخش نگاه کنیم:کاربرانی که صفحه فرودشان لیست‌پخش ⁩ بوده در مقایسه با کاربرانی که وارد ویدیوی تکی ⁧ آپارات ⁩ شده‌اند، تا 27% زمان بیشتری را به تماشای محتوای می‌گذرانند!کاربران در آپارات در دسته‌بندی‌های مختلف شروع به ساخت لیست پخش کرده‌اند که می‌توانید پراکندگی‌ آن‌ها را در نمودار زیر مشاهده کنید:نمودار پراکندگی محتوای لیست شده در دسته‌بندی‌های آپاراتما امروز با فضاهای دیجیتالی متفاوتی در خارج و داخل کشور مواجه هستیم که در آن می‌توانیم آنلاین موسیقی گوش کنیم، به تماشای فیلم بپردازیم و با دیگر کاربران به اشتراک بگذاریم، فیلم‌ها و موسیقی‌های خود را آرشیو کنیم و حتی این آرشیو‌ها  را هم با دیگران به اشتراک بگذاریم. اما باید گفت این اشتراک‌گذاری‌ها خیلی فراتر از لذت بردنِ کاربران از یک سری محتوا است و تاثیر بسزایی بر روی برندینگ دارند، این جریان جدیدِ برندینگ در وب‌سایت‌های فارسی نیز ازقبیل نواک، آپارات، نایت مووی و… هستیم. کسب‌وکارها و افراد در این وب‌سایت‌ها لیست‌های شخصی خود را می‌سازند و با سازمان‌دهی به سبک خودشان کاربران را به سمت خود می‌کشانند. چیزی که بدیهی است در جستجو‌ها محتوای موسیقی و فیلم به صورت پراکنده در همه جا دسترس هستند اما این دسته‌بندی و سازماندهی در قالب لیست‌هاست حرف جدیدی می‌زند و با نام‌گذاری روی لیست‌های پخش، ذهن افراد و مخاطبِ هدف را نشانه می‌گیرد.پس اگر شما به عنوان یک کسب‌و کار یا فرد نیاز دارید دیده شوید می‌توانید با دسته‌بندی اطلاعات به سبک و سیاق خود مخاطب را به سمت خود جذب کنید. این دسته‌بندی‌ها منجر به پخش موثر اطلاعات معنی دار و در ادامه  تقویت نام تجاری در ذهن‎ها می‌شود.لیست‌های پخش یک روایت بسیار قوی به حساب می‌آیند که برای مخاطب گفته می‌شود. به چند مثال زیر دقت کنید به نظر شما آیا نام این لیست‌ها ترغیب‌کننده نیست؟1. آرشیو موسیقی‌هایی برای کد زدن مخصوص برنامه‌نویس‌ها2. لیست فیلم‌هایی که برای عصر جمعه به شما پیشنهاد می‌شود.3. لیست فیلم‌های آموزشی فلوت در 40 جلسهنمونه یک لیست پخش را درآپارات با نام ساختنی در تصویر بالا می‌بینید.چطور یک لیست پخش موثر داشته باشیم؟چیزی که امروزه با آن تحت عنوان لیست‌های‌ِ پخشِ اختصاصی مواجهیم مفهوم غریبی ندارد این لیست‌ها همان گلچین‌های قدیمی خودمان است که از برنامه‌های رادیویی یا تلویزیونی دستچین می‌کردیم و روی نوار کاست‌ها می‌زدیم. اما سوالی که پیش می‌آید این است که، بهترین آرشیوها کدام‌ها بودند و چگونه دست به دست می‌چرخیدند؟ و چرا همیشه دور و بر خود به دنبال فردی به اصطلاح “فیلم باز” یا “موسیقی باز” می‌گشتیم؟ و چرا همیشه آرشیو‌های همین آدم‌ها، بهترین‌ترین و کمیاب‌ترین‌ها بودند و به عنوان یک مرجع برای شناخت موسیقی و فیلم تبدیل می‌شدند؟مرور خاطرات نوستالژیک بالا در چند خط، کاملا نمونه امروزی و دیجیتالی خود را دارد. اگر شما به عنوان یک شخص و یا یک کسب و کار در شبکه‌های اجتماعی، ویدیو و یا موزیک‌های مورد علاقه خود را ارسال می‌کنید و انتظار آن را دارید که لیست‌های شما دیده شود باید به داستان نوستالژیک بالا مراجعه کنید و با شبیه‌سازی رفتار آرشیو‌بازهای گذشته، به یک مرجع تبدیل شوید تا مخاطبان فقط به شما مراجعه کنند. برای مثال شما می‌خواهید ویدیوها‌تان دیده شود اگر این ویدیوها دسته‌بندی خاصی نداشته باشند پس از مدتی کاربر و مخاطب، به دلیل مواجهه با تعداد زیادی ویدیوی پراکنده به جستجو نمی‌پردازد. پس گام اول این است که اطلاعات را دسته‌بندی یا همان گلچین کنید:شما باید این حس را به کاربر انتقال دهید که لیست پخش شما یک آرشیو درست از آن چیزی است که می‌خواهد. موضوع خاص و مشترک بین تمام فیلم‌ها و موسیقی‌ها، این حس را کامل انتقال  و کاربر را از سردرگمی نجات می‌دهد. خبر خوش این است اگر لیست پخش شما درست عمل کند به راحتی مخاطب را به سمت شما وفادار می‌کند. برای مثال، شما در کار فروش لوازم آرایشی هستید فیلم‌های نگهداری از پوست یا مو را جدا کنید و بهترین‌های آن‌ها را در کنار هم بگذارید و در اختیار مخاطب قرار دهید. کاربر از این به بعد شما را مرجع می‌داند با وجود اینکه شاید در جستجوهای خود به تک ویدیو‌های بسیار با کیفیت‌تر بربخورد زیرا چیزی که در یاد کاربر می‌ماند دسته‌بندیِ اطلاعات است نه پراکندگی حالا هر چقدر هم یک محتوا قوی باشد.در گام دوم یک نام جذاب برای لیست خود انتخاب کنید:مخاطبان بی حوصله با نگاه‌های گذری کمترین گشت‌وگذار را در حجم فیلم‌های دسته‌بندی نشده را انجام می‌دهند پس شما با ساخت یک لیست پخش با نام مناسب از محتوای داخل فیلم‌ها می‌گویید به یاد داشته‌باشید نام‌گذاری مناسب و جذاب نقش یک دکمه فراخوانِ(Call To Action) موثر را بازی می‌کند.نتیجه‌گیری:لیست‌های پخش می‌توانند در راستای برندینگ شخصی و یا برندینگِ کسب‌وکاری به هر کانالی شخصیت دهند.خلاقیت ویژه‌ای را از زبان نام تجاری شما به نمایش بگذارند و نقش یک کلید  بزرگ برای تبلیغات دهان به دهان در دنیای مجازی را بازی کند. اگر لیست شما محبوب باشد بدون خرج کردن هزینه‌ای توسط افراد در دنیای دیجیتال پخش می‌شود و بارها و بارها پیشنهاد می‌شود. از طرفی  ساخت لیست‌هایی با سر فصل‌های متفاوت مخاطبان هدف را در علایق متنوع دسته‌بندی و دامنه تنوع مخاطبان شناسایی می‌کند. بدین‌ترتیب شما می‌توانید برای هر قشر شناسایی شده استراتژی تبلیغاتی یا ارتباطی خاص و منطبق با سلایق آن‌ها را بریزید.</description>
                <category>نگین منصوری</category>
                <author>نگین منصوری</author>
                <pubDate>Sat, 16 Feb 2019 19:52:53 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پنج نکته برای ساخت لیست پخشِ(Playlist) اثرگذار</title>
                <link>https://aparat.design/پنج-نکته-برای-ساخت-لیست-پخشplay-list-اثرگذار-ypkxgbzcxtll</link>
                <description>همانطور که در مقاله قبل خواندیم که لیست‌های پخش(play list) فقط یک آرشیو سلیقه‌ای و یا یک دسته‌بندی ساده نیستند و سه خاصیت زیر را با خود به همراه دارند: شخصیت و یا برند شما را به تصویر می‌کشند. قدرت غیر‌مستقیمی در به تصویر کشیدن پیام‌های خاصی را دارند .در بالا بردن تعداد دنبال‌کنندگان، آگاهی از نام تجاری و جذب ترافیک تاثیر بسزایی دارند. اصولی را برای ساخت لیست‌های تاثیرگذار:1. انتخاب سرفصل‌های قوی برای لیست‌های پخش  بهتر است در سرفصل‌ها از واژه‌هایی مانند بهترین، بزرگترین، کامل‌ترین و… استفاده شود زیرا این “ترین” ها همیشه حس آرشیو بودن یا جامع بودن را به کاربر می‌دهد و مخاطبان را از مراجعه به دیگر لیست‌ها باز می‌دارد. برای مثال:بهترین فیلم‌های سال 2016،پرطرفدارترین موسیقی‌های سالکاربردترین فیلم‌های آموزشی نظام مهندسی ساختارهایی جذاب که با احساسات یا نیاز مخاطب ارتباط برقرار کندده عاشقانه ارام5 فیلم آموزشی برای یادگیری کامل نرم افزار فتوشاپآموزش یوگا در ده قسمتسرفصل‌های خلاقانه که مانند آهنربا مخاطب را به خود جذب کند.درمان‌های خانگی زیبایی پوستصد و یک راه برای ساخت یک خانه ارزانرژیم‌های لاغری افراد مشهور دنیااز موضوعات داغ(Trend) برای ایجاد محبوبیت استفاده کنید شخصیت‌ها، برنامه‌های معروف، اتفاق‌ها و مراسم‌هایی که بحث‌های داغ ایجاد کرده‌اندده فیلم کوتاه از نگاه اصغر فرهادیاز فجر تا اسکارموسیقی‌های متن نهنگ آبی2. ایده‌ای ناب و اصیلقبل از اینکه یک لیست بسازید باید به محتوایی که می‌خواهید در اختیار مخاطبانتان قرار دهید فکر کنید اگر شما یک کسب وکار در زمینه فروش لوازم آرایشی و بهداشتی هستید و قصد این را دارید که در پروفایل خود، فیلم‌های دعوت کننده یا جذاب  به اشتراک بگذارید قبل از هر کاری کانال‌ها و روند کاری دیگر کسب‌وکارهای مشابه را نگاه کنید تا سرفصل‌ و ایده شما تکراری از آب در نیاید. برای مثال، شما این ایده را دارید که 15 فیلم کوتاه برای روش‌های خانگی درمان جوش بگذارید غافل از اینکه این اتفاق از قبل افتاده است و دیگر ایده شما بکر و جذاب نیست. به دنبال ایده‌های بکر بروید. اینکه زنان مصری در 2000 سال پیش برای نگهداری از پوست خود چه می‌کردند به نظر بکرتر و جذاب‌تر می‌آید. پیشنهاد می‌شود حتی اگر محتوای خاصی را ندارید حداقل دسته‌بندی‌های خاص انجام دهید تا کاربر به خاطر ویژه بودن به شما احساس نیاز کند.3. بروزرسانی لیست پخشبروزرسانی لیست پخش، جز ارکان اساسیِ نگه‌داشتن مخاطب، در کانال یا صفحه شما است. این که یک لیست پخش قوی درست و طرافداران زیاددی را به سمت خود جذب کنید گام اول است باید با بروزرسانی هفتگی یا ماهانه مخاطب را به انتظار بنشانید تا به صورت سریالی شما را دنبال کند. بروزرسانی فیلم یا موسیقی در لیست‌های پخش همیشه این حس را به مخاطبان شما انتقال می‌دهد که شما یک دیالوگ دوطرفه‌ای را در رابطه با سلیقه دنبال‌کنندگان خود ایجاد کرده‌اید.4. اشتراک گذاری غوغا می‌کنداگر به لیست پخش خود ایمان دارید آن را در هر جایی که می‌شود به اشتراک بگذارید برای مثال در توییتر لینکش را قرار دهید و یا کاربران را از طریق وبلاگ یا وب‌سایت خود به دیدن یا شنیدن لیست پخش‌تان دعوت کنید. این باعث می‌شود  لیست شما به عنوان یک پیشنهاد خوب به صورت خودکار بین آدم‌ها منتشر شود.5. نقد و بررسی محبوب‌ترین‌هالیست‌های محبوب جدا از محتوای جذابی که دارند اصولی را رعایت کرده‌اند که با نقد و بررسی آن‌ها متوجه می‌شویم دقیقا با چه عواملی مخاطب را به خود جذب کرده‌اند؟ سوال‌های زیر راهنمای خوبی برای  نقد و بررسی نکات قوت یک لیست محبوب است.آیا حال وهوای محتوای فیلم‌ها و یا موسیقی‌هایی که در یک لیست مجموعه شده‌اند چقدر بر سلیقه یا نیاز مخاطب منطبق است؟محتوای دسته‌بندی شده چقدر خاص و بکر یا متفاوت است؟کیفیت موسیقی یا فیلم‌های پیشنهادی چقدر می‌تواند تاثیرگذار باشد؟بلند و کوتاه بودن در حوصله کاربر می‌گنجد؟محتوای ارائه شده مفید و کاربردی است؟نحوه بروزرسانی به چه صورت است؟مخاطب در کدام شبکه اجتماعی لیست محبوب را به اشتراک می‌گذارد؟لیست پخش آموزش با عنوان ریاضی دهم انسانی در آپاراتلیست پخش آموزش اتوکد در آپاراتنکته: برای کسانی که محتوای آموزشی نشر می‌دهند تنها راه نجات دیده‌شدن محتواهایشان درست کردن یک لیست پخش است مطمعن باشید، کاربر با دیدن لیست شما جامع و کامل بودن را درکمی‌کند و به دنبال جستجوی محتوای پراکنده نمی‌گردد. مخاطبان به دنبال صفحه‌ها و کانال‌هایی هستند که صفر تا صد را گفته باشند.نتیجه‌گیری:لیست پخش‌هایی که در کانال‌های خود به اشتراک می‌گذارید را دست کم نگیرید این لیست‌ها، قدرت ارتباطی عجیبی با مخاطبانتان دارند و دیالوگ‌های غیر مستقیمی را ایجاد می‌کنند چه شما بخواهید و چه نخواهید این لیست‌ها بر شکل‌گیری شخصیت شما، در ذهن مخاطبان تاثیر بسزایی دارند و به واسطه این لیست‌ها مورد قضاوت قرار می‌گیرید پس در انتخاب نام، ایده دسته‌بندی محتوای پیشنهادی، کیفیت و بروزرسانی‌ها توجه داشته باشید. حتی می‌توانید با محتواهای تکراری اما چیدمانی به سلیقه خود یک لیست ویژه درست کنید که افراد را تحت تاثیر قرار دهد. کافیست ذهن مخاطبان و نیاز آن‌ها را به خوبی درک کنید.</description>
                <category>نگین منصوری</category>
                <author>نگین منصوری</author>
                <pubDate>Sat, 16 Feb 2019 19:50:22 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>میکرو هدفمندی در ایجاد یک لیست پخش(Playlist)</title>
                <link>https://aparat.design/makeaplaylist-kjitlycfgzxv</link>
                <description>در مقالات قبل آموختیمکه برای ساخت یک لیست پخشِ تاثیرگذار نیازمند یک سری اصول اولیه مانند تیتر قوی و جذاب، بکر بودن ایده لیست پخش، بروزرسانی منظم و ویژه، محتوای با کیفیت و… است. اما باید بدانید ایجاد یک محبوبیت بسیار گسترده علاوه بر داشتن حداقل‌ها یک ظرافت‌های خلاقانه‌ای را دارا است. لیست‌ها افراد را به صورت تک به تک هدف‌گیری می‌کند. در واقع هر لیستی جامعه بزرگ کابران را به دسته‌های کوچک تقسیم می‌کند و مورد هدف قرار می‌دهد.1. در دل لیست پخش یک روایت قدرتمند بسازیداگر به دنبال آن هستید که لیست پخش شما دیالوگ درستی بین شما و مخاطبانتان ایجاد کند باید چیدمان اسلاید‌ها، ویدیو‌ها، تصاویر و یا موسیقی به مانند گفتن یک داستان، دارای مقدمه، شرح و پایان باشد این نکته بدین موضوع اشاره دارد که یک لیست پخش فراتر از یک مجموعه دلخواه از سلایق و علایق با تیتری قدرتمند است. شما باید هوشمندانه یک سلسله مراتب معنی‌دار  ایجاد کنید تا مخاطب برای توجه به تمام قسمت‌ها و بخش‌های play list، صبوری و کشش لازم را داشته باشد.اصولا اولین اسلاید باید مانند یک بیانیه از چراییِ ساخت لیست پخش باشد و قسمت‌های دوم و سوم آرام آرام این بیانیه را کامل کند سپس بهتر است بهترین قسمت(Track) در وسط لیست قرار بگیرد تا با یک اوج و فرود جذابیتی برای ادامه در بیننده و شنونده ایجاد شود.2. توسط یک لیست پخش خلق فضا کنیداگر آگاهانه به ساخت لیست‌ها بپردازید مخاطبان آن‌ها بارها بارها استفاده می‌کنند بی آن‌که به ساختار سلیقه و یا پیشنهاد شما دست بزنند. شما فضای یک کافه رستوران ساحلی را تصور می‌کنید و بر اساس آن یک مجموعه موسیقی مدیترانه‌ای در لیست خود ایجاد می‌کنید یا یک صفحه نمایش خیلی بزرگ پشت ویترین اسباب‌بازی فروشی را در ذهنتان می‌سازید و یک کالکشن خنده‌دار از انیمیشن‌های کوتاه پیکسار جمع‌آوری می‌کنید. این یعنی تمام قسمت‌های یک لیست پخش نه تنها باید یکپارچگی در راستای نامش داشته باشد بلکه باید در یک طیف پیوسته و معنی دار یک فضا را تعریف کند. شما به مخاطب می‌گویید اول این را ببین بعد این و سپس این حال و هوا را با این ویدیو به پایان برسان! پس این یعنی روش، لهجه و نگاه شما که ساختاری منحصر به فرد دارد.3. نام لیست پخش به عنوان برجسته‌ترین اطلاعات به حساب می‌آیدقبلا هم گفتیم انتخاب یک نام مناسب برای لیست پخش امری مهم است. این نام باید در چند کلمه، از محتوای کلی تمام قطعات لیست پخش بگوید و دقیقا مانند یک دکمه فراخوان عمل کند. فراموش نکنید دکمه فراخوان نباید ذهنیتی در کاربر ایجاد کند و آن را با ذهنیتی به داخل لیست پخش بکشاند که ساختار داخل لیست، جواب انتظار و هیجان ایجاد شده را ندهد. پس مهم‌ترین اصل به وجود آوردن یک زنجیره مفهموی بین نام و تک تک قسمت‌های(track) یک لیست است و هر قطعه باید به مفهوم کل بخش‌های دیگر کمک کند.4. ساختار ظاهریِ یکپارچه بسازیدساختار یکپارچه و وجه اشتراک بین تمام قسمت‌ها، نه تنها از لحاظ مفهومی باید اتفاق بیفتد بلکه باید از لحاظ ظاهری نیز اتفاق بیفتد برای مثال این اصلا جالب نیست که یک لیست به مخاطب پیشنهاد شود که همه چیز مانند انیمیشن، فیلم کوتاه، ویدیو بلند و اسلاید داشته باشد. مطمئن باشید عدم یکپارچگی ظاهری از ماندگاری آن در ذهن به شدت می‌کاهد.نتیجه‌گیری:لیست پخش باید از هویت و یا نام تجاری شما نشانی داشته‌باشد برای مثال کسب‌وکار فروش ساز سنتی یک آلبوم تمام جاز برای مخاطیان خود به اشتراک بگذارد از ماندگاری نام تجاری خود در ذهن‌ها می‌کاهد.لیست شما باید برای یک احساس(Mood)، نیاز یا فعالیتی خاص طراحی شود.اجازه دهید مخاطبان با نقد و بررسی به لیست شما قطعه‌ای را اضافه یا کم کنند درسته که شما تصمیم‌گیرنده هستید ولی برای دیالوگ دو طرفه باید انعطاف‌ و شنوندگی خود را نشان دهیم و براساس نظر مخاطبان لیست خود را بروزرسانی کنیم. شنیدن و دیدن این اظهار نظرها در پروفایل یا شبکه‌های اجتماعی منجر به ایجاد تعامل می‌شود.اگر در راستای معرفی کسب‌وکار مجبور شدید لیستی از ویدیوهای معرفی ایجاد کنید بدی نیست که کمی چاشنی طنز به محتوای خود اضافه کنید تا ساختار لیست شما از خشکی دربیاید.شاید تا به امروز به تولید محتوای با ارزش فکر کردید اما امروز به دسته‌بندی خاص محتوا هم باید بیندیشید.از آن‌جا که هنر موسیقی و محتوای تصویری خیلی شخصی و عاطفی‌تر است شما با ارائه لیست‌های منحصرفرد ارتباط نزدیک‌تر و عمیق‌تری با مخاطب ایجاد می‌کنید.</description>
                <category>نگین منصوری</category>
                <author>نگین منصوری</author>
                <pubDate>Sat, 16 Feb 2019 19:33:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>داستان آپارات به عنوان یک کانال بومی</title>
                <link>https://virgool.io/@negin.mansouri/%D8%A2%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D8%A8%D8%A7-%DB%8C%D9%88%D8%AA%DB%8C%D9%88%D8%A8-%DA%86%D9%87-%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%88%D8%AA%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF-jcv5gr6tvjqc</link>
                <description>امروزه گرایش کاربران به گشت وگذار در محتوای ویدیویی بسیار گسترده و تمایل افراد به دیدن ویدیو بیشتر شده‌است. همانطور که می دانید برای یک موضوع خاص، دیدن یک ویدیو  نسبت به پیدا کردن اطلاعات در مورد آن، در اولویت است و نرخ جستجو در بسترهایی مانند آپارات و یوتیوب بالاست و این دو از محبوب‌ترین‌ها هستند اما چیزی که این وسط نقل محافل شده، بحث‌هایی است که در رابطه با ضرورت وجود آپارات در کنار یوتیوب می‌کنند. سوال‌هایی از این قبیل که:آپارت و یوتیوب خدمات مشابهی دارند پس چه نیازی به وجود آپارات هست؟یوتیوب به دلیل داشتن محتوای گسترده‌تر، بسیار کاربردی‌تر است؟کیفیت تجربه کاربری در یوتیوب بهتر است و آپارات در رقابت با یوتیوب یک بازنده به شمار می‌آید؟باید گفت، مطرح شدن سوال‌ها و بحث‌هایی از این قبیل حاکی از آن است که ماهیت یک سرویس محلی (local) در مقایسه با یک سرویس بین‌المللی برای عموم یا کسب‌کارها روشن نیست و افراد از پتانسیل‌ها در یک سرویس محلی آگاه نیستند به همین دلیل شاهد برخورد و نگرش‌های رقابتی هستیم. در این مطلب نمی‌خواهیم بگوییم که یوتیوب بهتر است یا آپارات فقط می‌خواهیم بگوییم با توجه به اینکه سرویس‌های مشابهی هر دو ارائه می‌دهند اما چه پتانسیل‌های در ورژن محلی یا بومی شده وجود دارد.ارتباطی قابل فهم با زبان بومی در کانال‌های بومیاگر بخواهیم در یک شهر یک محصول را به فروش برسانیم و به کودکانش آموزش دهیم یا برنامه‌های فرهنگی آموزشی برگزار کنیم اولین ابزار برای ارتباطی با کیفیت، زبان آن منطقه است: هر سرویس یا فرآیند جدید، از هنر و معماری گرفته تا تکنولوژی و رفتاری نو وارد منطقه‌ای می‌شود به واسطه اهالی منطقه به واسطه استفاده کردن از آن، بومی می‌شود و بر اساس فرهنگ غالب و زبانی که موجود است ترجمه می‌شود و تغییر شکل پیدا می‌کند. هیچ کسی نمی‌تواند منکر این قضیه شود که افراد در مواجهه با هر مبحث جدیدی آن را به زبان و فرهنگ خود از نو تعریف می‌کنند. پس اگر بخواهیم به عنوان یک کسب‌وکار یا یک فرد جریانی را در یک منطقه به راه بیاندازیم باید آن را با زبان آن منطقه بازآفرینی بکنیم. برای مثال، شما می‌خواهید برای چای نوشیدن در استانبول یک ویدیو تبلیغاتی بسازید خوب! استفاده از لیوان‌های سرامیکی و ماگ‌های فانتزی در کافه‌های مدرن ارتباطی بهتر بر قرار می‌کند یا چای قند پهلوی همیشگی در استکان‌های کمر باریک ترکی، کنار تنگه بغاز با ترکیبی از صدای کشتی‌ها؟ خوب مسلم است استفاده از حال و هوای ترکی می‌تواند موفق‌تر باشد زیراکه زبان مردمان ترک تشکیل شده‌ از المان‌ها و رفتارهای قابل فهمی که در تاریخ و فرهنگ آن‌ها ریشه دوانده است و استفاده از آن‌ها نه تنها ارتباط را فابل فهم‌تر و ملموس می‌کند بلکه افراد را به صورت ناخودآگاه به سمت روایت شما می‌کشاند. آپارات شاید بستری کوچکتر نسبت به یوتیوب داشته باشد اما دسته‌بندی مطالبش بر اساس زبان و منطقه بومی است. این سوال پیش می‌آید که چه مزیتی می‌تواند برای ما داشته باشد؟  اگر شما به عنوان یک کسب‌وکار یا یک شخص بخواهید در یک منطقه جغرافیایی برندینگ یا از حضورتان، تولیداتان و یا خدماتتان آگاهی‌سازی کنید، نیازمند یک رفتارشناسی هستید شاید با مشترکات محتوایی زیادی بین آپارات و یوتیوب مواجه شوید اما آن چیزی که در فضای آپارات شناور است اطلاعات بهتری به شما می‌دهد. زیرا تفکر یک منطقه و واژه‌ها و ادبیاتی است که مورد استفاده قرار می‌گیرد و شما با بررسی آن می‌توانید چه کلید کلماتی و چه فرهنگی غالب و محبوب است؟تمرکز در سرویس محلیفرض کنید شما یک کسب‌وکار محلی دارید و می‌خواهید در منطقه خود یک آگاهی سازی انجام دهید تا افراد آن منطقه را جذب خود کنید خوب نشر محتوایتان در سرویس محلی بهتر جواب می‌دهد یا در یک سرویس بین‌المللی؟سرویس‌های محلی و داخلی مانند آپارات به شما این امکان را می‌دهد که شما با جامعه‌ای کوچتر و متمرکز‌تری مواجه شویدنشر محتوا در سرویس‌های غیر محلی محتوای شما را در یک بستر بسیار گسترده از محتواهای مشابه قرار می‌دهد و از شانس دیده شدن شما می‌کاهدمحتوای شما در دسترس کاربران غیر مرتبط قرار می‌گیرد که هیچ پتانسیلی برای جذب و مشتری شدن ندارند پس دیالوگی بین شما اتفاق نمی‌افتد.دسترسی سریع در سرویس محلی چندی پیش به یک ساز بومی علاقه‌مند شده بودم و در حالی که در یوتیوب از تماشای آن لذت می‌بردم به فکر این موضوع افتادم که نوازندگی این ساز رو شروع کنم کلیپ‌های زیادی از این ساز دیدم اما به هیچ جایی هدایت نشدم تا اینکه تصمیم گرفتم در آپارات هم شانس خودم را امتحان کنم با جستجوی نام ساز در آپارات به چند نکته جالب رسیدم به راحتی به جامعه ایرانی که به این ساز علاقه دارند را پیدا کردم و اینکه خیلی سریع تر به مربی و سازنده ساز در ایران رسیدم خوب این مشخص است که افراد خارجی در اپارات حضور ندارند و این باعث می‌شود اطلاعات شناور بومی بومی و متمرکز بماند. بدین‌ترتیب شما به عنوان یک کسب‌کار باید بدانید هرچه مسیر رسیدن به شما در جستجو‌ها کوتاه‌تر و سریع‌تر باشد شما برنده‌تر هستید و بیشتر دیده‌ می‌شوید و به مخاطب هدفتان سریع‌تر جذب می‌کنید.موفقیت کمپین‌ها در سرویس‌های محلیهمه ماجرا این‌جاست که کمپین‌ها در سرویسی که اکثر اعضاش برای یک منطقه هستند بهتر جواب می‌دهد جغرافیا به شدت تاثیرگذاراست. همه این موفقیت‌ها در گرو تمرکز افراد بومی در یک بستر هست وقتی مخاطبان شما از ملت‌های مختلف، گسترده و متنوع نباشد دیالوگ بهتری اتفاق می‌افتد و دست شما برای ارتباط برقرارکردن باز‌تر است و مجبور نیستید برای تولید یک ویدیو از المان‌های جهان شمول استفاده کنید. به یاد داشته‌باشید مسئله مواجه شدن است شاید کاربران شما را در یوتیوب جستجو کنند اما جستجو در آپارات بحثی به عنوان مواجه شدن را باز می‌کند که کاربر را با محتوای بومی‌تر و متمرکزتری مواجه می‌کند که این تمرکز برای شما حکم یک پتانسیل باارزشی را دارد که در یوتیوب این اتفاق نمی‌افتد برای مثال با ورود به آپارات شما با مباحثی تحت عنوان داغ‌ترین‌ها و یا پربازدید‌ترین‌ها مواجهید که می‌توانید هوشمندانه  با آنالیز اطلاعات خالص از افراد بومی به ترندها و سلیقه جامعه دسترسی پیدا کنید تا ارتباط و جذب بهتری ایجاد کنید.هدایت و حمایت تولیدات داخلیدر آپارات شما می‌توانید خط سیر تولیدات داخلی و برنامه‌های بومی را دنبال کنید ایونت‌ها یا سریال‌هایی که تحت حمایت این سرویس local تولید می‌شود کاربر را با یک جریان داخلی مواجه می‌کند برای مثال  پوشش آنلاین جشنواره فجر در آپارات از ان اتفاقاتی بود که وجود یک سرویس محلی را در کنار یک سرویس مشابه بین‌المللی توجیه می‌کرد.نتیجه‌گیری:شاید در نگاه اول سرویس‌های بین‌المللی از برتری خاصی برخوردار باشند اما پتانسیلی که به واسطه تمرکز در محتوای بومی وجود دارد برای رشد کسب‌وکار‌ها و برندینگ شخصی در داخل کشور بهتر جواب می‌دهد. هر کاربری با آپلود یا جستجوی مطالب مورد نظر خود به یک دستی و رفتارشناسی جامعه ایرانی کمک می‌کند به طوری که دسترسی مخاطب به کسب‌وکار و برعکس را سریع‌تر می‌کند زیرا دامنه محتوای موجود و گستردگی آن کاهش میابد.</description>
                <category>نگین منصوری</category>
                <author>نگین منصوری</author>
                <pubDate>Sat, 16 Feb 2019 19:01:07 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>