<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های نگین اسکندری</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@negineskandari</link>
        <description>با استراتژی مارکتینگ سر و کار دارم؛ تلاش می‌کنم بفهمم چطور یک ایده، محصول یا برند با مخاطبش ارتباط می‌گیره. درباره مارکتینگ، روان‌شناسی تصمیم و ساخت راه‌حل در شرایط ناپایدار می‌نویسم.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-18 16:44:25</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/260611/avatar/8mOfEh.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>نگین اسکندری</title>
            <link>https://virgool.io/@negineskandari</link>
        </image>

                    <item>
                <title>لجستیک؛ اون چیزی که بیشتر از تبلیغات میفروشه</title>
                <link>https://virgool.io/@negineskandari/lojistic-in-marketing-c2g3neex9dd8</link>
                <description>یه زمانی توی بازار مغازه داشتم.دو تا برند داشتیم، محصول مشابه، قیمت مشابه، بسته‌بندی شبیه به هم. ولی مغازه‌دارها از یکی خیلی بیشتر خرید می‌کردن. اول فکر می‌کردم مارکتینگشون بهتره. شاید تبلیغات بیشتری دارن. شاید برند قوی‌تری دارن.بعد یه روز فهمیدم، اون برندی که بیشتر می‌فروخت (دوپلی‌کالر ) بار رو با کامیون خودش می‌آورد و جلوی در مغازه تخلیه می‌کرد. اون یکی؟ درب کارخونه تحویل می‌داد. یعنی هزینه حمل، دردسر حمل، و ریسک حمل با صاحب مغازه بود.نتیجه؟ صاحب مغازه از اونی می‌خرید که زندگیش رو راحت‌تر می‌کرد و همون رو هم بیشتر به مشتری‌هاش پروموت می‌کرد.این اولین باری بود که فهمیدم لجستیک خود مارکتینگه!لجستیک خوب خودش مارکتینگه!لجستیک یعنی چی؟برای کسایی که با این عبارت آشنا نیستن، لجستیک یعنی اینکه محصول چطور از نقطه A به نقطه B می‌رسه. از کارخونه به انبار. از انبار به مغازه. از مغازه به دست مشتری. همین پستی که داره محصول رو به دستتون می‌رسونه، لجستیکه.اکثر تولیدی‌ها فکر می‌کنن وقتی جنس تولید شد، کارشون تمومه. ولی کاملا اشتباه می‌کنن. مشتری اون لحظه‌ای که جنس دستش می‌رسه رو می‌بینه، نه اون لحظه‌ای که تولید شده.تحقیقات نشون داده شرکت‌هایی که لجستیک قوی دارن، ۹.۵٪ افزایش درآمد سالانه بیشتری نسبت به رقیب‌هاشون دارن. نه به خاطر تبلیغات بیشتر، بلکه به خاطر اینکه مشتری راحت‌تر می‌تونه جنس رو بگیره.و یه چیز جالب‌تر خیلی از شرکت‌های FMCG  (یعنی شرکت‌هایی که محصولات مصرفی روزمره می‌فروشن مثل مواد غذایی، بهداشتی، و آرایشی) الان دارن بودجه مارکتینگشون رو از تبلیغات می‌برن روی لجستیک. چون فهمیدن ارزون‌تر و سریع‌تر رسیدن، بیشتر از بیلبورد می‌فروشه.ارسال رایگان یکی از روش های مارتینگ  در ادامه چند تا مثال ایرانی و خارجی براتون میزنم:نمونه‌های خارجیAmazonوقتی Prime رو راه انداخت و گفت ارسال یه روزه، همه گفتن دیوونه‌ست. نتیجه؟ مشتری‌ها حاضر شدن سالانه پول بدن فقط برای اینکه جنس سریع‌تر برسه. Amazon فهمید سرعت رسیدن، ارزشه. Zaraاز طراحی تا رسیدن لباس به فروشگاه فقط دو هفته طول می‌کشه. رقباش؟ شش ماه. این یعنی Zara می‌تونه به ترندهای روز واکنش نشون بده و مشتری همیشه چیز جدید می‌بینه. لجستیک سریع، مارکتینگش شده. UberEatsاز شبکه راننده‌های مستقل استفاده می‌کنه. این مدل بهشون اجازه می‌ده حجم ارسال رو بسته به تقاضا بالا و پایین کنن، بدون هزینه ثابت ناوگان. لجستیک انعطاف‌پذیر، هزینه رو پایین آورد و بازار رو گرفت.لجستیک UberEatsنمونه‌های ایرانیاسنپاز یه اپ تاکسی شروع کرد. ولی اصل کارش حل مشکل لجستیک بود. چطور یه نفر رو سریع‌تر و ارزون‌تر از نقطه A به نقطه B برسونیم. همین ایده رو گسترش داد به غذا، سوپرمارکت، و داروخانه. اسنپ در اصل یه شرکت لجستیکه که لباس اپ پوشیده.دیجی‌کالاوقتی انبارهای بزرگ زد و ارسال یه روزه رو راه انداخت، بازار رو از زیر دست رقبا در آورد. مشتری دیگه نمی‌رفت مغازه! چون جنس فردا دم درش بود.اُ کالااومد توی بازار و یه تصمیم گرفت: ارسال رایگان! همین یه تصمیم، بازاری رو که اسنپ و دیجی‌کالا جت توش جا خشک کرده بودن، به هم ریخت. از نظر مشتری منطقی بود. وقتی محصول مشابهه، از اونی می‌خره که ارسالش ارزون‌تره.تبلیغات ا کالا در خصوص لجستیک رایگانزاویه‌هایی که اکثراً نادیده می‌گیرنلجستیک معکوسیعنی مرجوعی. مشتری اگه بدونه برگردوندن جنس راحته، راحت‌تر می‌خره. دیجی‌کالا با همین ایده خرید آنلاین رو توی ایران نرمال کرد.سرعتمشتری حاضره پول اضافه بده که جنس زودتر برسه. این یه منبع درآمد جداگانه‌ست که خیلی از کسب‌وکارهای ایرانی ازش استفاده نمی‌کنن. یه مثال شخصی بزنم:اکتان مارکت که وابسته به چسب سنتره، وقتی فهمید مشتری‌های تهران حاضرن پول پیک بدن که همون روز جنس برسه، یه سری محصول پرتقاضا رو توی دفتر تهران موجود کرد. نتیجه؟ هر مشتری تهرانی که یه بار خرید کرد، مشتری همیشگی شد.تبلیغات با ارسال رایگان برای بالای 10 میلیون تومان در اکتان مارکتدادههر بار که جنس جابه‌جا می‌شه، یه داده تولید می‌شه. کِی سفارش داده شد؟ کجا؟ چقدر طول کشید؟ این داده‌ها می‌تونن مارکتینگ رو هدفمندتر کنن.تنوع شرکت‌های لجستیکهندونه‌ها رو توی یه سبد نذارید. یه گزینه برای سریع، یه گزینه برای ارزون. توی ایران خیلی از شرکت‌ها یا همه رو خودشون انجام می‌دن، یا فقط به یه شرکت می‌سپارن — چون مسئولش میاد از دم در تحویل می‌گیره یا چون نزدیک فروشگاهشونه.پس از کجا شروع کنیم؟اول یه بار از دید مشتری به مسیر دریافت محصولت نگاه کن. از لحظه‌ای که سفارش می‌ده تا لحظه‌ای که دستش می‌رسه. کجاش درده؟ کجاش گیره؟دوم ببین آیا می‌تونی هزینه ارسال رو کم کنی یا حذف کنی — حتی برای یه دوره آزمایشی. ببین چقدر روی فروشت تاثیر می‌ذاره.سوم اگه محصول فیزیکی داری، یه سوال از خودت بپرس: مشتری اگه بخواد برگردونه، چقدر راحته؟ از اون فروشگاه‌هایی هستی که «جنس فروخته‌شده پس گرفته نمی‌شود»؟ اگه بله — داری فروش از دست می‌دی.چهارم لجستیک رو به یه نفر نسپار. ترکیبی از گزینه‌ها داشته باش. یه گزینه برای سریع، یه گزینه برای ارزون.این داستان رو کامل‌تر توی اپیزود ۳ پادکست «از اینور میز» گفتم. اگه دوست داشتید گوش بدید، لینک توی کامنته.خوشحال می‌شم تجربه‌هاتون از لجستیک رو برام بنویسید.</description>
                <category>نگین اسکندری</category>
                <author>نگین اسکندری</author>
                <pubDate>Mon, 08 Jun 2026 01:32:24 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کارمندی که در سود شریکه، مثل مالک فکر می‌کنه</title>
                <link>https://virgool.io/@negineskandari/%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%85%D9%86%D8%AF%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D9%88%D8%AF-%D8%B4%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D9%87-%D9%85%D8%AB%D9%84-%D9%85%D8%A7%D9%84%DA%A9-%D9%81%DA%A9%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D9%87-ybaqngoj53lb</link>
                <description>دقت کردید چقدر شرکت طراحی سایت و سئو زیاده؟از سال ۹۷ که من کارم رو توی این حوزه شروع کردم تا الان، تعداد بسیار بالایی از آدم‌ها وارد این حوزه شدن. ولی چرا هیچ‌وقت این مدل از شرکت‌ها اون‌طور که باید رشد نمی‌کنن؟ به جرأت می‌تونم بگم تعداد بالایی از شرکت‌های فعال در این حوزه در همون سال‌های اول یا بسته می‌شن یا بسیار کوچیک می‌مونن.می‌خوام یه شرکت موفق از این حوزه رو بهتون معرفی کنم. شاید چراغ راه کسایی باشه که توی این حوزه فعالیت دارن.ولی قبلش یه سوال:فرض کنید یه شرکت زدید، ۲۰ سال کار کردید و به یه جایی رسوندینش. آیا حاضرید بفروشیدش یا به کارمنداتون بدینش؟داستان  Torchboxیکی بود یکی نبود، سال ۲۰۰۰ میلادی. دو نفر به اسم Tom Dyson و Olly Willans یه شرکت طراحی سایت زدن. مثل فاندرهای هر استارتاپ دیگه‌ای، هیچی از اداره کردن یه کسب‌وکار نمی‌دونستن. تنها چیزی که می‌دونستن این بود که بازار طراحی سایت به راهه و اینا هم بلدن چطور سایت بسازن.همون اول کار، تصمیمی گرفتن که خیلی از اونایی که شرکت می‌زنن نادیده می‌گیرنش! ارزش‌های سازمانی‌شون رو از همون اول مشخص کردن. ولی با یه تفاوت.به جای اینکه بگن توی چه حوزه‌هایی کار می‌کنن، مشخص کردن توی چه حوزه‌هایی کار نمی‌کنن. گفتن: ما سایت برای اسلحه‌فروشی‌ها، مواد مخدر، قمار و اینجور داستان‌ها نمی‌زنیم. فقط با کسایی کار می‌کنیم که کارشون برای جامعه مفیده ! خیریه‌ها، سازمان‌های غیردولتی، بخش عمومی و ... .این شد ارزش سازمانی‌شون و این یه «نه» گفتن ساده، مسیر همه چیز رو مشخص کرد.بیست سال بعد Torchbox 65 نفر کارمند داشت، دو تا دفتر در Oxford و Bristol، و سودش از مرز یه میلیون پوند رد شده بود. شرکت هایی مثل  NASA، دولت انگلیس، Google، و Mozilla مشتری‌هاش بودن. تازه یک سیستم مدیریت محتوا به اسم Wagtail هم ساخته بودن که الان هزاران سازمان بزرگ دنیا ازش استفاده می‌کنن.Tom Dyson و Olly Willans فاندرهای شرکت Torchboxاینجا بود که Tom و Olly باید یه تصمیم بزرگ می‌گرفتن.گزینه اول - بفروشن.توی اون دوره آژانس‌های دیجیتال مستقل داشتن یکی یکی توسط شرکت‌های بزرگ تبلیغاتی خریده می‌شدن. یه شرکت به اندازه Torchbox، با اون مشتری‌ها و اون تکنولوژی، قیمت خوبی داشت.گزینه دوم - کاری که تا اون موقع هیچ آژانس دیجیتال انگلیسی نکرده بود.اونا دومی رو انتخاب کردن.تصمیم گرفتن شرکت رو به کارمنداشون بدن. صد درصد مالکیت Torchbox منتقل شد به Employee Ownership Trust  یه صندوق که از طرف همه کارمندا شرکت رو اداره می‌کنه.اعتقادشون این بود: کسایی که باعث موفقیت Torchbox شدن، بهترین آدم‌ها برای مالکیتش هستن. همون کسایی که امروز این موفقیت رو ساختن، فرداش رو هم می‌سازن.کارمندان شرکت طراحی سایت Torchboxحالا سوال اینه: این تصمیم چه هزینه و چه نتیجه‌هایی براشون داشت؟هزینه‌اش اینه که Tom و Olly پول نقد یه‌جا نگرفتن. به جاش، شرکت از سود آینده‌اش بهشون پرداخت کرد. پیش‌بینی می‌شد پنج سال طول بکشه، ولی فقط سه سال طول کشید. چرا؟ چون سود شرکت بعد از این تصمیم دو برابر شد.الان Torchbox 90 نفر کارمند داره، چهار دفتر، و در پنج قاره فعاله!اما چرا در مدت کمی سود شرکت دو برابر شد؟این سوال مهمیه. چون جوابش فقط درباره Torchbox نیست ، درباره هر کسب‌وکاری می‌تونه صدق کنه.جوابش روانشناسانه‌ست: کارمندی که در سود شریکه، مثل مالک فکر می‌کنه.دیگه ساعت ۵ خاموش نمی‌کنه. دیگه نمی‌گه «این کار من نیست». دیگه بی‌تفاوت از کنار یه مشکل رد نمی‌شه. چون موفقیت شرکت، موفقیت خودشه.کارمندی که در سود شریکه، مثل مالک فکر می‌کنهآمارش هم جالبه! ۵۷٪ از شرکت‌هایی که کارمندا رو در مالکیت شریک کردن، افزایش سود داشتن. و این شرکت‌ها ۲۵٪ بیشتر از بقیه احتمال رشد دارن. همین Torchbox الان به هر کارمند تا ۳۶۰۰ پوند در سال بونوس معاف از مالیات می‌ده. نه به خاطر اینکه شرکت سخاوتمنده بلکه چون کارمندا این سود رو خودشون ساختن.سه مدل برای شریک کردن کارمند در سودمدل اول - تقسیم سود سادههر سال یه درصد مشخص از سود خالص بین کارمندا تقسیم می‌شه. مثلاً ۱۵ یا ۲۰ درصد. هیچ ساختار حقوقی خاصی نمی‌خواد. فقط یه تصمیم مدیریتیه که همین الان هم می‌شه اجراش کرد. مشکلش اینه که اختیاریه ! مدیر هر سال می‌تونه بگه امسال سود نداشتیم. ماده ۴۱ قانون کار ایران هم در این باره صحبت کرده و یه «پاداش افزایش تولید» در نظر گرفته که کارفرما می‌تونه اختیاری به کارکنانش بده.مدل دوم - سهامکارمندا سهام شرکت رو با قیمت ترجیحی یا از طریق کسر از حقوق می‌خرن. وقتی شرکت رشد می‌کنه، ارزش سهامشون بالا می‌ره. این مدل توی استارتاپ‌های ایرانی داره کم‌کم جا می‌افته ، بعضی شرکت‌های دانش‌بنیان به تیم اولیه‌شون سهام دادن و این یکی از دلایل موندگاری تیم‌هاشونه.مدل سوم - EOT کامل مثل Torchboxیه صندوق از طرف همه کارمندا، کنترل شرکت رو داره. پیچیده‌ترین مدله ولی قوی‌ترینه. چون دیگه «شریک کردن» نیست ! کارمندا واقعاً مالکن.Employee Ownership Trust  یه صندوق که از طرف همه کارمندا شرکت رو اداره می‌کنهتوی ایران چطور؟توی ایران قانون خاصی مثل EOT نداریم. ولی این به معنی اینکه نمی‌شه این کار رو کرد نیست.مدل اول (تقسیم سود) همین الان ممکنه. مشکل اینه که اکثر شرکت‌های ایرانی این کار رو نمی‌کنن. نه به خاطر اینکه نمی‌تونن، به خاطر اینکه فکر می‌کنن «کارمند وظیفه‌شه کار کنه، سود مال صاحب شرکته»!نتیجه؟ کارمند هم همین فکر رو می‌کنه. «حقوقم رو می‌گیرم، بیشتر از این ربطی به من نداره».یه آژانس دیجیتال ایرانی رو تصور کنید. دو نفر شریک می‌شن، چند تا مشتری می‌گیرن، چند نفر استخدام می‌کنن. اول همه چیز خوبه. ولی بعد از یه مدت، بهترین آدم‌هاشون می‌رن. چون جای دیگه‌ای کار پیدا می‌کنن که بیشتر بهشون حقوق می‌ده. یا خودشون یه آژانس می‌زنن. چون هیچ دلیلی نمی‌بینن که بمونن.Torchbox  این مشکل رو از ریشه حل کرد. کارمند دلیل داشت بمونه، رشد کنه، و مثل مالک فکر کنه.اما سوال مهم: چرا اکثر آژانس‌های دیجیتال شکست می‌خورن؟تحقیقات نشون می‌ده حدود ۷۰٪ از رابطه‌های بین کسب‌وکارها و آژانس‌های دیجیتال حتی یه سال هم دووم نمیاره. چرا؟1- مشتری‌پذیری بی‌حدهر مشتری‌ای رو قبول می‌کنن. امروز داروخانه، فردا رستوران، پس‌فردا کارخانه. هیچ تخصصی، هیچ هویتی. Torchbox از همون اول «نه» گفت و همین بزرگ‌ترین مزیت رقابتیشون شد.2- ارتباط ضعیف با مشترینه از نبود مهارت، بلکه از نبود ارتباط درست. مشتری نمی‌دونه کجای کاره و باید چه انتظاری داشته باشه.3- نداشتن فرآیندTorchbox  از روش Kanban استفاده می‌کنه. همون سیستمی که تویوتا اختراع کرده. هر پروژه یه مسیر مشخص داره، هر ساعت کاری یه ارزش مشخص تولید می‌کنه.4- نداشتن ارزش مشترک با کارمنداوقتی یه شرکت بفروش می‌رسه، اولین چیزی که از دست می‌ده نیروهاشه. Torchbox این مشکل رو با employee ownership حل کرد.شرکت طراحی سایت و دیجیتال مارکتینگ موفقپس چی یاد گرفتیم؟«نه» گفتن به مشتری اشتباه، یه مزیت رقابتیه. کارمندی که در سود شریکه، مثل مالک فکر می‌کنه. و نیاز نیست EOT بسازی! همین الان می‌تونی یه درصد از سود سالانه‌ات رو بین تیمت تقسیم کنی.شما چه چیزای دیگه ای در این رابطه میدونید؟ لطفا در بخش نظرات برام بنویسید.کنجکاوی ذهنی من:خیلی دوست دارم بدونم اگه صاحب کسب‌وکار هستید، فکر می‌کنید چه دلایلی داره که کارمندهاتون باهاتون بمونن؟ اگه برای کسب‌وکاری کار می‌کنید، به چه دلیلی موندید؟این داستان رو کامل‌تر توی اپیزود ۲ پادکست «از اینور میز» گفتم. لینک توی کامنته، خوشحال میشم در پادکست هم همراهم باشید :) </description>
                <category>نگین اسکندری</category>
                <author>نگین اسکندری</author>
                <pubDate>Tue, 02 Jun 2026 01:05:22 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ایکیا می‌دونست مشتری‌هاش ازش متنفرن!</title>
                <link>https://virgool.io/@negineskandari/%D8%A7%DB%8C%DA%A9%DB%8C%D8%A7-%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D9%88%D9%86%D8%B3%D8%AA-%D9%85%D8%B4%D8%AA%D8%B1%DB%8C-%D9%87%D8%A7%D8%B4-%D8%A7%D8%B2%D8%B4-%D9%85%D8%AA%D9%86%D9%81%D8%B1%D9%86-axuisvjsdwqy</link>
                <description>یه شرکت رو تصور کنید که سخنگوش رسماً بیاد بگه مشتری‌هاش ازش متنفرن. جالبه که این شرکت نه ورشکسته شد، نه عذرخواهی کرد، بلکه غوغا هم کرد. اما چطور؟ایکیا - مبل ارزون، خودت ببر، خودت سوار کنایکیا رو تقریباً همه می‌شناسن. از همون اول با یه ایده ساده شروع کرد: مبل ارزون، خودت ببر، خودت سوار کن.Ingvar Kamprad توی دهه ۵۰ میلادی یه شوروم در حومه استکهلم زد — جایی که زمین ارزون بود. محصولات رو جوری دکور کرد که مشتری حس کنه داخل اتاق یه خونه‌ست. توی دورانی که محصولات توی فروشگاه‌ها روی هم روی هم و مثل انبار چیده می‌شدن، قبول کنید این ایده قشنگی بود.بعدش کامپراد شروع کرد به طراحی محصولات خودش و تولیدشون رو به تولیدکننده‌های محلی سفارش داد. اینجوری اجناس از اونور دنیا نمی‌اومد و هزینه حمل از کارگاه تولیدی به شوروم‌های ایکیا ارزون‌تر می‌شد. یعنی قیمت تموم‌شده کمتر و محصولات ارزون‌تر.چیدمان زیبا در شوروم ایکیابه جز چیدمان زیبا توی شوروم و تولید محصول ارزون، دو تا نوآوری داشت که جزو برندینگ ایکیا به حساب میان:اول اینکه ایده flat pack رو ابداع کرد — قطعات میز و مبل و لوازم خونگی‌های بزرگ رو جدا جدا بسته‌بندی کرد. اینجوری هم هزینه حمل پایین اومد، هم مشتری راحت‌تر می‌برد و خودش مثل پازل سرهم می‌کرد.دوم مدل showroom-warehouse رو پیاده کرد. مشتری جنس رو توی شوروم می‌بینه، بعد خودش می‌ره انبار و برش می‌داره.این موارد هزینه تولید، حمل، و خرده‌فروشی رو با هم پایین آورد. و اینجوری ایکیا به یه برند بدون رقیب تبدیل شد که خرده‌فروشی‌ها دیگه نمی‌تونستن باهاش رقابت کنن.انبار ایکیااما به همینجا ختم نمی‌شه. ایکیا روی تجربه خرید مشتری هم خیلی کار کرده:فروشگاه‌هاش طوری طراحی شدن که مشتری رو از پارکینگ تا صندوق هدایت کنن. از همون در ورودی تابلوهای بزرگ راهنما هست. برای بچه‌ها یه فضای بازی نگهبان‌دار هست که والدین بچه رو اونجا بذارن و راحت خرید کنن — اگه بچه مشکلی داشت از بلندگو به پدر و مادرش اطلاع می‌دن. ایکیا می‌گه مشتری باید توی زمان خودش تصمیم بگیره، ولی توی هر بخش یه «information point» هست که یه کارمند کمکشون می‌کنه. هر محصول یه کد داره که جاش رو توی انبار مشخص می‌کنه — مشتری جنس کوچیک رو مستقیم از قفسه برمی‌داره، جنس بزرگ رو از انبار تحویل می‌گیره. صندوق‌ها نوار نقاله دارن که خرید رو می‌کشه جلو، و بعد از صندوق یه محوطه بارگیری هست که مشتری ماشینش رو میاره جلو و جنس رو بار می‌زنه.کد روی محصولات ایکیاپشت همه اینا یه شبکه عظیم تامین هست — ۱۳۰۰ تامین‌کننده مستقیم، ۱۰ هزار زیرمجموعه، ۲۶ مرکز توزیع — که ایکیا همه‌شون رو از دفتر مرکزیش توی سوئد کنترل می‌کنه.این خاص بودن باعث موفقیت ایکیا شد. ولی هر موفقیتی با خودش مشکل میاره.بعد از معروف شدن، فروشگاه‌ها شلوغ شدن. صف‌های طولانی. مشتری‌های کلافه. آدم‌هایی که وسط خرید ولش می‌کردن و می‌رفتن.اینجا بود که سخنگوی ایکیا، Nicki Craddock، یه جمله گفت که مثل بمب صدا کرد:«We know people love our products but hate our shopping experience.»یعنی: می‌دونیم مشتری‌ها محصولاتمون رو دوست دارن، ولی از تجربه خریدشون متنفرن.این جمله سخنگوی رسمی یه شرکته. ایکیا داشت به «متنفر بودن مشتری‌هاش» اعتراف می‌کرد.صف مشتریان در فروشگاه های ایکیاسوال اینه که چطور فهمیده؟ کی تصمیم گرفته که باید یه چیزی عوض بشه؟ و بعد از فهمیدن، چیکار کرده؟جالبه بدونید ایکیا الان ۴۷۶ شعبه توی ۶۳ کشور داره. ولی یه دوره‌ای بود که آدم‌ها از خرید کردن ازش متنفر بودن — صف، ازدحام، گم شدن توی فروشگاه، بچه‌ای که گریه می‌کنه، و یه صندوق که ۴۰ نفر جلوته. کی دوست داره هم پول بده و هم از خریدش لذتی نبره؟ایکیا چطور فهمید؟منتظر نموند مشتری بیاد بگه ناراحته. خودش رفت دنبال داده.یه داشبورد زنده از سه منبع داره: نظرسنجی مشتریان، اپ فروشگاه، و شبکه‌های اجتماعی. از این سه تا اطلاعات جمع می‌کنه و بلادرنگ تحلیل می‌شه. یعنی اثر هر تغییر کوچیک رو خیلی سریع می‌بینن — مشکل قبل از اینکه بزرگ بشه، دیده می‌شه.بعد از فهمیدن، چه تصمیمی گرفت؟مدیران عملیات ایکیا نشستن و کل مسیر خرید رو از اول تا آخر نگاه کردن. از لحظه‌ای که مشتری وارد پارکینگ می‌شه تا لحظه‌ای که جنسش رو گذاشته توی ماشین و داره می‌ره.پارکینگ ایکیابه جای اینکه بگن «مشتری باید سختی‌های خرید رو تحمل کنه»، تصمیم گرفتن مشکل رو از ریشه حل کنن و گلوگاه‌ها رو از نو طراحی کنن:میانبرهای مشخص توی فروشگاه برای کسی که می‌دونه چی می‌خواد و نمی‌خواد کل مسیر رو بره. صندوق سریع برای کسی که فقط یه خرید کوچیک داره. نیروی کمکی بیشتر در نقاط کلیدی. پارکینگ راحت‌تر. اجازه بردن تروالی تا پارکینگ — قبلاً ممنوع بود چون نگران آسیب به ماشین‌ها بودن. بهبود سیستم انبار که جنس‌های پرطرفدار تموم نشن. و فضای بازی بچه‌ها رو بیشتر کردن.محیط داخل فروشگاه ایکیااینا تصمیم‌های کوچیکی نیستن. اینا نشونه‌ی اینه که یه نفر اینور میز نشسته و گفته: مشکل از کجاست؟ هزینه‌اش چیه؟ چطور حلش کنیم؟بیاید یه نگاه به ایران بندازیم. شبیه‌ترین فروشگاه‌های ایرانی به ایکیا کدومان؟ از نظر من «شهر لوازم خانگی» و «سرای ایرانی» بیشتر از بقیه مدلشون شبیه ایکیاست. هر دو پارکینگ دارن، انبار دارن، تقریباً همه لوازم مورد نیاز یه خونه رو می‌فروشن — هرچند تا جایی که می‌دونم محصولاتشون دیزاین اختصاصی خودشون نیست و صرفاً واسطن.فضای داخلی سرای ایرانیایکیا فهمید که «دونستن مشکل»، نصف «حل کردنشه». ولی سوال اینه که آیا این برندها هم می‌دونن مشتری‌هاشون از تجربه خریدشون چه حسی دارن؟ اگه می‌دونن، چه تصمیمی گرفتن؟ اگه نمی‌دونن، چرا نمی‌دونن؟اصلاً برندهای دیگه رو بیخیال — شما چطور؟ شما می‌دونید توی کسب‌وکار خودتون یا کسب‌وکاری که عضوش هستید، مشتری‌ها از چی متنفرن؟این داستان رو کامل‌تر توی اپیزود اول پادکست «از اینور میز» گفتم. اگه دوست داشتید گوش بدید، لینک توی کامنته.خوشحال می‌شم وقت بذارید و اطلاعات یا نظراتتون رو در خصوص متنی که خوندید، برام بنویسید. </description>
                <category>نگین اسکندری</category>
                <author>نگین اسکندری</author>
                <pubDate>Thu, 28 May 2026 02:20:16 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چارت سازمانی و چارت مارکتینگ رو چجوری بچینیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@negineskandari/%DA%86%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%88-%DA%86%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D9%85%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA%DB%8C%D9%86%DA%AF-e7cwifrhdwif</link>
                <description>در این مقاله سعی کردم راهنمای چارت سازمانی و چارت مارکتینگ رو براتون شرح بدم. بهتره بدونید مقاله ای که پیش روی شماست، یک مقاله آموزشی بوده و با تحقیق بر استانداردهای جهانی نوشته شده است.راهنمای نحوه مطالعه:مقاله از دو بخش اصلی تشکیل شده است: بخش الف و بخش ببخش الف: چارت سازمانی استاندارد چیست؟بخش ب: چارت تیم مارکتینگ استانداردهر کدوم از این بخش ها خود شامل زیر بخش هایی می‌شوند. اگر نظر من را بخواهید از ابتدای مقاله شروع به خواندن کنید. با این حال در صورتی که عجله دارید به بخش مورد نظر خود بروید. چرا که مطالب در عین حال که پیوسته هستند، به صورت جداگانه نیز قابل فهم هستند.چارت سازمانی و چارت مارکتینگفهرست مطالب (بخش الف)بخش الف: چارت سازمانی استاندارد چیست؟اجزای اصلی یک چارت سازمانی جامع۱. سطح حاکمیتی (Governance Layer)۲. سطح اجرایی ارشد (C-Level)۳. سطح مدیران میانی (Middle Management)۴. سطح کارشناسی (Individual Contributors)۵. واحدهای پشتیبان (Support Functions)انواع ساختار سازمانی1. ساختار سنتی (Hierarchical)2. ساختار افقی (Flat)3. ساختار ماتریسی (Matrix)4. ساختار تیمی (Team-based)5. ساختار شبکه‌ای (Network)یک چارت سازمانی جامع شامل چه اطلاعاتی است؟یک چارت سازمانی جامع به این سوالات جواب می‌دهدچارت سازمانی استاندارد یک شرکت تکنولوژی (۲۰-۳۰ نفر)وضعیت شرکت‌های در حال رشد (استارتاپ‌ها)ادامه فهرست مطالب (بخش ب)بخش ب: چارت تیم مارکتینگ استانداردسطح ۱: رهبری (Leadership Layer)1. CMO — Chief Marketing Officer2. VP of Marketing — معاون مارکتینگسطح ۲: مدیران بخش‌ها (Department Managers)1. Marketing Manager — مدیر مارکتینگ2. Brand Manager — مدیر برند3. Growth Manager — مدیر رشد4. Product Marketing Manager (PMM) — مدیر مارکتینگ محصولسطح ۳: تخصص‌های اجراییالف) دسته محتوا و سئوب) دسته دیجیتال و کمپینج) دسته شبکه‌های اجتماعی و جامعهد) دسته خلاقیت و طراحیه) دسته داده و تحلیلو) دسته فروش و رشد (در مرز با Sales)سطح ۴: نقش‌های ساپورتترکیب نقش‌ها در سایزهای مختلف تیمتیم ۱ نفرهتیم ۳ نفرهتیم ۵ نفرهتیم ۸-۱۰ نفرهچارت تیم مارکتینگ شرکت‌های فنینقش‌های کم‌اهمیت در شرکت های B2Bچارت سازمانی استانداردبخش الف: چارت سازمانی استاندارد چیست؟چارت سازمانی نموداری است که سلسله‌مراتب، روابط گزارش‌دهی و تقسیم وظایف در یک سازمان را نشان می‌دهد. یک چارت جامع، ساختار شفافی برای تصمیم‌گیری، ارتباطات و رشد سازمانی فراهم می‌کند.اجزای اصلی یک چارت سازمانی جامع۱. سطح حاکمیتی (Governance Layer)هیات مدیره (Board of Directors)رئیس هیات مدیره (Chairman)سهامداران (در صورت لزوم)۲. سطح اجرایی ارشد (C-Level)مدیرعامل (CEO)مدیر فنی (CTO)مدیر مالی (CFO)مدیر مارکتینگ (CMO)مدیر عملیات (COO)مدیر محصول (CPO)۳. سطح مدیران میانی (Middle Management)رئیس واحد (Department Head)مدیر تیم (Team Lead / Manager)۴. سطح کارشناسی (Individual Contributors)کارشناس ارشد (Senior)کارشناس (Mid-level)کارشناس جوان (Junior)سطوح کارشناسی در سازمان ها (Individual Contributors)۵. واحدهای پشتیبان (Support Functions)منابع انسانی (HR)مالی و حسابداریحقوقیاداریانواع ساختار سازمانیسازمان ها با توجه به سن، صنعت و تصمیمات بالادستان، ساختمارهای مخصوص به خود را انتخاب میکنند. برای مثال اگر با یک کارخانه دار قدیمی صحبت کنید، عمدتا &quot;ساختار سازمانی سنتی&quot; را انتخاب کرده است. در خالی که شرکت هایی شبیه به اسنپ، دیجی کالا، تپسی و ... از &quot;ساختار سازمانی تیمی&quot; استفاده می‌کنند.به تصویر زیر دقت کنید. این تصویر تفاوت &quot;ساختار سازمانی سنتی&quot; را با &quot;ساختار سازمانی افقی&quot; به نمایش گذاشته است. جالب است بدانید من در طول تجربه کاری خودم با افراد بسیاری مصاحبه کرده ام. عمده متقاضیان کار از تجربه‌ای که با &quot;ساختار سازمانی افقی&quot; داشتند، ناراضی بودند.تفاوت &quot;ساختار سازمانی سنتی&quot; را با &quot;ساختار سازمانی افقی&quot;در ادامه به معرفی تمامی ساختارهای سازمانی که در ایران استفاده می‌شود، خواهیم پرداخت:1. ساختار سنتی (Hierarchical)سلسله‌مراتب عمودی، هر کس فقط یک مدیر دارد. مناسب شرکت‌های بزرگ و باثبات.ساختار سازمانی سنتی (Hierarchical)2. ساختار افقی (Flat)سطوح مدیریتی کم، تصمیم‌گیری سریع. مناسب استارتاپ‌های کوچک.ساختار سازمانی افقی (Flat)3. ساختار ماتریسی (Matrix)هر فرد همزمان به دو مدیر گزارش می‌دهد (مثلاً مدیر تیم + مدیر پروژه). مناسب شرکت‌هایی با پروژه‌های موازی.ساختار سازمانی ماتریسی (Matrix)4. ساختار تیمی (Team-based)کار حول تیم‌های مستقل و چابک می‌چرخد. مناسب شرکت‌های فنی و چابک (Agile).ساختار سازمانی تیمی (Team-based)5. ساختار شبکه‌ای (Network)بخش زیادی از کار به فریلنسر و پیمانکار سپرده می‌شود. مناسب شرکت‌هایی با هزینه ثابت پایین.ساختار سازمانی شبکه‌ای (Network)یک چارت سازمانی جامع شامل چه اطلاعاتی است؟برای هر نقش، این اطلاعات باید مشخص باشد:ویژگیتوضیحعنوان شغلی: اسم رسمی نقش (مثلاً Senior Backend Developer)مدیر بالادست: به چه کسی گزارش می‌دهدزیردستان: چه کسانی به این نقش گزارش می‌دهندسطح سازمانی: C-Level، Manager، Senior، Mid، Juniorواحد سازمانی: به کدوم Department متصل استنوع همکاری: Full-time، Part-time، Freelance، Contractorمسئولیت‌های اصلی: ۳ تا ۵ مسئولیت کلیدییک چارت سازمانی جامع به این سوالات جواب می‌دهدکی به کی گزارش می‌دهد؟ (Reporting Lines)هر کس مسئول چیست؟ (Responsibilities)چه تخصصی در کجاست؟ (Skill Distribution)شکاف‌های سازمانی کجاست؟ (Gaps)نقش‌های تکراری یا اشتباه کجاست؟ (Redundancy)برای رشد، چه نقش‌هایی باید اضافه شود؟ (Future Hiring)چارت سازمانی استاندارد یک شرکت تکنولوژی (۲۰-۳۰ نفر)یک نمونه ساختار استاندارد:سطح بالا: هیات مدیره → CEOC-Level: CTO، CPO، CMO، CFO/COOCTO زیرمجموعه: Backend Team، Frontend Team، DevOps Team، Mobile TeamCPO زیرمجموعه: Product Manager، UX/UI Design، QACMO زیرمجموعه: Content، SEO، Performance، Social، CommunityCFO/COO زیرمجموعه: Finance Team، HR، Legalوضعیت شرکت‌های در حال رشد (استارتاپ‌ها)شرکت‌های در فاز شروع معمولاً همه نقش‌های C-Level را ندارند و یک نفر چند نقش را پوشش می‌دهد:مدیرعامل + CMO + CPO = همان مدیرعامل (شخص بنیان‌گذار)CTO = شخص فنی ارشدبقیه نقش‌ها به مرور با رشد اضافه می‌شونداین طبیعی است. وقتی شرکت بزرگ‌تر شد، این نقش‌ها از هم جدا می‌شوند.چارت سازمانی استانداردبخش ب: چارت تیم مارکتینگ استانداردتیم مارکتینگ یک شرکت تکنولوژی معمولاً شامل پنج سطح است. این بخش، نقش‌های استاندارد در هر سطح را معرفی می‌کند.سطح ۱: رهبری (Leadership Layer)CMO — Chief Marketing Officerمدیر ارشد مارکتینگ، رئیس کل واحداستراتژی کلان، بودجه، گزارش به CEOدر شرکت‌های کوچک: Marketing Manager یا Head of Marketing استVP of Marketing — معاون مارکتینگدر شرکت‌های بزرگ بین CMO و Manager ها قرار می‌گیرد.سطح ۲: مدیران بخش‌ها (Department Managers)Marketing Manager — مدیر مارکتینگمدیریت تیم اجراییگزارش به CMOBrand Manager — مدیر برندهویت برند، Tone، Style Guideدر شرکت‌های B2C مهم‌تر استGrowth Manager — مدیر رشدAARRR Funnelمتمرکز بر اعداد و نرخ تبدیلدر استارتاپ‌های تکنولوژی استاندارد استProduct Marketing Manager (PMM) — مدیر مارکتینگ محصولپل بین مارکتینگ و پروداکتمعرفی ویژگی‌های جدیدموقعیت‌یابی محصول در بازارسطح ۳: تخصص‌های اجراییالف) دسته محتوا و سئوContent Marketing Manager — استراتژی محتوا، تقویم محتواContent Writer / Copywriter — بلاگ، مقاله، رپورتاژSEO Specialist — تحقیق کلیدواژه، سئوی فنی، Link BuildingTechnical Writer — مستندات (Documentation)، Tutorial — در شرکت‌های PaaS/SaaS مهمب) دسته دیجیتال و کمپینDigital Marketing Manager — نظارت بر همه کانال‌های دیجیتالPerformance Marketing Specialist — تبلیغات پولی (Google Ads، Meta Ads، یکتانت، مدیااد)، بهینه‌سازی CPA و ROASPaid Media Specialist — تخصصی‌تر از Performance، معمولاً روی پلتفرم‌های خاصCampaign Manager — اجرای کمپین‌های یکپارچه، هماهنگی همه کانال‌هاEmail Marketing Specialist — نوشتن، ارسال، A/B Test ایمیل‌هاMarketing Automation Specialist — ابزارهای CRM، HubSpot، Mailchimpج) دسته شبکه‌های اجتماعی و جامعهSocial Media Manager — استراتژی، تقویم، پاسخگوییCommunity Manager — ساخت جامعه (Community Building)، مدیریت گروه‌های تلگرام، دیسکورد، Slack — در شرکت‌های توسعه‌دهنده‌محور مهمInfluencer Marketing Specialist — شناسایی، مذاکره، اجرا با اینفلوئنسرهاPR &amp; Communications Manager — ارتباط با رسانه‌ها، رپورتاژ، مصاحبه‌هاد) دسته خلاقیت و طراحیCreative Director — در شرکت‌های بزرگ، رئیس واحد طراحیGraphic Designer — بنرها، Visual Identity، Social MediaMotion Designer — ویدیوهای کوتاه، انیمیشنVideo Editor — تدوین ویدیوهای آپارات، یوتیوب، تبلیغاتUX Writer — متن داخل محصول (Microcopy، Error Messages)، مرز بین مارکتینگ و پروداکته) دسته داده و تحلیلMarketing Analyst — GA4، Mixpanel، Power BI، گزارش‌گیری، DashboardsMarketing Operations (MarOps) — ابزارها، فرایندها، گزارش‌دهی — در شرکت‌های بزرگ‌تر مهمData Analyst (Marketing) — تحلیل عمیق رفتار کاربرو) دسته فروش و رشد (در مرز با Sales)Demand Generation Manager — جذب Lead، نرخ تبدیل به SalesLead Generation Specialist — خاص B2B، جذب لیدهای واجد شرایطSales Development Representative (SDR) — پل بین مارکتینگ و فروش، پیگیری Lead های جدیدسطح ۴: نقش‌های ساپورتMarketing Coordinator — پشتیبانی اجرایی، جمع‌آوری اطلاعاتMarketing Intern — کارهای روتین، یادگیریترکیب نقش‌ها در سایزهای مختلف تیمتیم ۱ نفرهMarketing Generalist (همه‌کاره): استراتژی + اجرا + گزارش + مذاکره. معمولاً با کمک فریلنسرها.تیم ۳ نفره۱ Marketing Manager۱ Content / SEO Specialist۱ Performance / Paid Marketing Specialistتیم ۵ نفره۱ Marketing Manager۱ Content Writer۱ SEO Specialist۱ Performance Marketing۱ Social Media + Communityتیم ۸-۱۰ نفره۱ CMO / Head of Marketing۲ Content &amp; SEO Team (نویسنده + متخصص)۲ Performance Team (مدیر + متخصص)۱ Social &amp; Community۱ Designer۱ Marketing Analyst۱ Product Marketing Managerچارت تیم مارکتینگ شرکت‌های فنیبرای شرکت‌هایی که محصولشان فنی است، اولویت نقش‌ها متفاوت است:Content &amp; Technical Writer (بحرانی) - توسعه‌دهنده با محتوای فنی جذب می‌شودSEO Specialist (بحرانی) - موتور رشد ارگانیکDeveloper Relations (DevRel) (بحرانی) - ارتباط با جامعه توسعه‌دهندهCommunity Manager (بحرانی) - توسعه‌دهنده‌ها در جامعه‌ها فعال‌اندProduct Marketing Manager (مهم) - موقعیت‌یابی فنیPerformance Marketing (مهم) - کمپین‌های پرداختیDesigner (مهم) - بنرها و گرافیکMarketing Analyst (مفید) - برای داده‌محوریSocial Media Manager (مفید) - تولید محتواPR / Communications (مفید) - برندسازینقش‌های کم‌اهمیت در در سازمان های B2BBrand Manager (در B2C مهم‌تر است)Influencer Marketing (در B2C مهم‌تر است)Email Marketing (در B2C/E-commerce مهم‌تر است)خلاصه و نکات کلیدیچارت سازمانی ابزار شفافیت است: به سوالات «کی به کی گزارش می‌دهد» و «چه کسی مسئول چیست» جواب می‌دهدساختار با اندازه شرکت تغییر می‌کند: شروع با Flat، بعد Team-based، در نهایت Hierarchicalدر استارتاپ‌ها یک نفر چند نقش دارد: این طبیعی است، با رشد جدا می‌شوندتیم مارکتینگ ۵ سطح دارد: رهبری → مدیران بخش → تخصص‌های اجرایی → ساپورت → فریلنسردر PaaS اولویت با محتوای فنی و جامعه است: Content، SEO، DevRel، CommunityDesigner در سایز کوچک Freelance: صرفه‌جویی در هزینه ثابت تهیه‌شده توسط نگین اسکندری — مدیر مارکتینگ داده‌هات — اردیبهشت ۱۴۰۵</description>
                <category>نگین اسکندری</category>
                <author>نگین اسکندری</author>
                <pubDate>Tue, 26 May 2026 09:10:45 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چه CTA یا کال تو اکشنی بنویسیم که کلیک بخوره؟</title>
                <link>https://virgool.io/@negineskandari/%DA%86%D9%87-cta-%DB%8C%D8%A7-%DA%A9%D8%A7%D9%84-%D8%AA%D9%88-%D8%A7%DA%A9%D8%B4%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C%D9%85-%DA%A9%D9%87-%DA%A9%D9%84%DB%8C%DA%A9-%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%B1%D9%87-n4mylkjvorrx</link>
                <description>بیشتر ماهایی که توی ویرگول و فضای اینترنت در حال خوندن و نوشتن هستیم، سایت گرد های ماهری به حساب میایم. از اونجایی که توی سایت ها همیشه یک تعداد دکمه برای کلیک می‌بینیم، من خیلی دوس دارم قبل از خوندن این متن یه لحظه مکس کنید و از خودتون بپرسید:چی میشه که روی یه دکمه در سایتی کلیک می‌کنید؟قبل و بعد اون دکمه چی بوده که ترغیبتون کرده؟رنگ و شکل و فونتش چجوری بوده؟آیا لحن امری داشته یا صرفا یه کلمه بوده؟ (مثلا: شروع کنید / بیشتر بدانید)اگر دوست داشتید خوشحال میشم در کامنت افکارتون رو برای من هم بنویسید. اما بریم سرغ اصل مطلب. در ادامه میخوام اصول، استاندارد، توصیه‌های علمی، قاعده و راهکارهایی که باعث میشه شما یا هر فرد دیگه ای، روی دکمه های وبسایت کلیک کنه رو بیان کنم. کیس استادیم هم وبسایت داده هات (وبسایتی که در حوزه خدمات ابری، paas، iaas و ... فعالیت میکنه) هست.CTA مخفف Call To ActionCTA چیست؟از ابتدایی‌ترین قسمت شروع کنیم و دقیقا بدونیم این مخفف سه حرفی چی هست؟!CTA مخفف Call To Action (به فارسی: «فراخوان به اقدام» یا «دعوت به اقدام»)، به هر عنصری در صفحه گفته میشه که کاربر رو به انجام یک کار مشخص دعوت می‌کنه مثل دکمه‌ای که بیان کننده «ثبت‌نام کن» یا لینکی که بیان کننده «دانلود رایگان» هست.CTA مهم‌ترین عنصر تبدیل (Conversion) در یک صفحه است. حتی بهترین محتوا، بدون CTA مناسب، قادر نیست کاربر را به اقدام برسونه.اصطلاحات کلیدییک سری اصطلاحات هست که در متن و توضیحاتم ازشون استفاده کردم. خوبه اول بخونید و باهاشون آشنا بشید. اینجوری یک دیدگاهی هم نسبت به کل ماجرا پیدا می‌کنید. برای تعریف این اصطلاحات از هوش مصنوعی کمک گرفتم برای همین لحن‌هاشون کاملا رسمی و کتابی هست:CTA مخفف Call To ActionCTA Primary (سی‌تی‌ای اولیه/اصلی)تعریف: مهم‌ترین CTA در هر صفحه که هدف اصلی صفحه را نشان می‌دهد.مثال: در صفحه اصلی داده‌هات، Primary CTA دکمه «دیپلوی کن» است.قانون: در هر بخش از صفحه، فقط یک Primary CTA وجود داشته باشد. چون اگر دو دکمه پررنگ کنار هم باشن، کاربر سرگردان می‌شود.CTA Secondary (سی‌تی‌ای ثانویه)تعریف: گزینه دوم برای کاربری که هنوز آماده اقدام اصلی نیست.مثال: کنار «دیپلوی کن« می‌توان «مستندات رو ببین» را گذاشت.ظاهر: معمولاً بدون پر رنگ (Outline button) تا کمتر از Primary جلب توجه کند.CTA Tertiary (سی‌تی‌ای ثالثه)تعریف: گزینه سوم با کمترین اولویت بصری.مثال: لینک ساده «سوال داری؟ بپرس» در پایین.A/B Testingتعریف: تست همزمان دو نسخه از یک عنصر برای کشف اینکه کدام بهتر کار می‌کند.مثال در CTA: نیمی از کاربران دکمه «دیپلوی کن» می‌بینند، نیم دیگر «شروع کن». بعد از یک هفته، دکمه‌ای که نرخ کلیک (CTR) بالاتری دارد، انتخاب می‌شود.ابزارهای A/B Test: VWO، Optimizely، Hotjar.CTR (Click-Through Rate)تعریف: نرخ کلیک — درصد افرادی که CTA را دیدند و روی آن کلیک کردند.فرمول: CTR = (تعداد کلیک ÷ تعداد نمایش) × ۱۰۰مثال: اگر ۱,۰۰۰ نفر دکمه را دیدند و ۵۰ نفر کلیک کردند، CTR = ۵٪.Conversion Rate (نرخ تبدیل)تعریف: درصد کاربرانی که نه‌تنها کلیک کردند، بلکه اقدام اصلی (مثل ثبت‌نام) را هم تکمیل کردند.مثال: اگر ۱۰۰ نفر کلیک کردند و ۵ نفر ثبت‌نام کردند، Conversion Rate = ۵٪.Microcopy (میکروکپی)تعریف: متن کوچک و توضیحی کنار CTA که اطلاعات اضافی می‌دهد.مثال: زیر دکمه «دیپلوی کن» نوشته شده: «در ۶۰ ثانیه، بدون نیاز به کارت اعتباری».کارکرد: کاهش اضطراب کاربر — می‌فهمد چه چیزی منتظرش است.Above the Fold (بالای خط تا)تعریف: بخشی از صفحه که بدون اسکرول دیده می‌شود.قانون CTA: Primary CTA همیشه باید Above the Fold باشد.Contrast Ratio (نسبت کنتراست)تعریف: اختلاف رنگ بین متن CTA و پس‌زمینه آن.استاندارد رسمی WCAG: حداقل ۴.۵:۱ برای دسترسی‌پذیری.مثال: متن سفید روی دکمه آبی نفتی = نسبت ۸:۱ (خوب). متن خاکستری روی دکمه سفید = نسبت ۲:۱ (بد).Touch Target (هدف لمسی)تعریف: اندازه قابل کلیک یا لمس دکمه.استاندارد رسمی WCAG 2.5.5: حداقل ۴۴×۴۴ پیکسل.توصیه عملی: ۴۸×۴۸ پیکسل برای راحتی بیشتر.White Space (فضای سفید)تعریف: فضای خالی اطراف CTA که باعث جلب توجه می‌شود.اصل: هرچه فضای خالی بیشتر، CTA پررنگ‌تر دیده می‌شود.استانداردهای رسمی (قانونی)در راستای تحقیقاتی که در خصوص CTA داشتم متوجه شدم که یک سری قوانین در برخی کشور ها تعبیه شده که در اون به نویسنده و دیزاینرهای وبسایتشون میگن چه مواردی رو در راستای طراحی کال تو اکشن ها باید رعایت کنند. این‌ها لیستی از قوانینی هستند که رعایت‌شون در بسیاری از کشورها الزامی است:WCAG (Web Content Accessibility Guidelines)بر اساس استاندارد جهانی W3C برای دسترسی‌پذیری وب. این موارد در سطح AA الزامی هستند. جالبه بدونید که این قوانین بیشتر روی هویت بصری تمرکز کردند و یک حداقلی برای استاندارد در نظر گرفتن. میدونم که دیزاینرهای ماهر ایرانی هم از این قواعد استفاده می‌کنند تا همه کاربرها بتونن از وبسایت بهترین بهتره رو ببرند.Contrast Ratio حداقل ۴.۵:۱ بین متن و پس‌زمینه CTAاندازه Touch Target حداقل ۴۴×۴۴ پیکسلFocus Visible — وقتی کاربر با Tab روی CTA رفت، باید واضح ببیندمتن معنادار — بدون نیاز به context بصری قابل فهم باشد (برای Screen Reader)در آمریکا تحت ADA (Americans with Disabilities Act) و در اروپا تحت EAA (European Accessibility Act) الزامی است. چارچوب‌های علمی شناخته‌شدهدرباره CTA یک سری مقالات در دانشگاه های بنام نوشته شدند. خالی از لطف نیست بدونید از نظر علمی چه مواردی برای طراحی یک کال تو اکشن جذاب پیشنهاد شده:AIDA Modelچارچوب کلاسیک بازاریابی که از قرن ۱۹ شناخته شده:Attention — جذب توجهInterest — ایجاد علاقهDesire — ایجاد میلAction — دعوت به اقدامبه گفته این مدل، CTA نماینده مرحله Action است. رعایت این موارد، CTA کار نمی‌کند.Fogg Behavior Modelدکتر BJ Fogg از دانشگاه Stanford، فرمول رفتار را این‌گونه تعریف کرده:B = M × A × P(رفتار = انگیزه × توانایی × Prompt)CTA همان Prompt است. اگر انگیزه (Motivation) و توانایی (Ability) کاربر بالا باشد، فقط یک Prompt مناسب لازم است تا اقدام کند.Hick&#039;s Lawقانون روان‌شناسی شناختی: زمان تصمیم‌گیری با تعداد گزینه‌ها افزایش لگاریتمی دارد.نتیجه برای CTA: هرچه گزینه‌های CTA کمتر، تصمیم‌گیری سریع‌تر. بنابراین یک Primary CTA در هر صفحه بیشتر از دو CTA تاثیر گذار خواهد بود.از نظر من این مهم ترین قانونی هست که باید جدی گرفته بشه!Second Rule (قانون ۵ ثانیه)Nielsen Norman Group: کاربر باید در ۵ ثانیه بفهمد:CTA چه کاری می‌کندچه نتیجه‌ای از کلیک کردن می‌گیرداگر در ۵ ثانیه نفهمد، احتمالاً کلیک نمی‌کند.Fitts&#039;s Lawقانون فیزیولوژیک: زمان رسیدن به یک هدف، با فاصله نسبت مستقیم و با اندازه نسبت معکوس دارد.نتیجه برای CTA: هرچه CTA بزرگ‌تر و نزدیک‌تر به جایی که چشم کاربر هست، احتمال کلیک بیشتر.توصیه‌های پرکاربرد درباره CTAتوصیه‌های پرکاربرد درباره CTAاین‌ها قانون رسمی نیستند، ولی از تحقیقات A/B Test میلیون‌ها کمپین جمع‌بندی شده‌اند. سعی کردم با مثال های درست و غلط و دلیل بحث رو براتون ملموس تر کنم. یک چیزی شبیه به خوبها و بدهایی که در دوران دبستان تجربه کردیم.قاعده ۱: فعل امری در ابتدادرست: «دیپلوی کن»، «شروع کن»، «دانلود کن»اشتباه: «اطلاعات بیشتر»، «صفحه ما»چرا: فعل امری مستقیماً مغز را به سمت اقدام هل می‌دهد.قاعده ۲: حداکثر ۲ تا ۵ کلمهدرست: «همین الان دیپلوی کن» (۳ کلمه)اشتباه: «برای شروع استفاده از سرویس روی این دکمه کلیک کنید»چرا: چون CTA باید در یک نگاه خوانده شود (۵ ثانیه).قاعده ۳: مزیت ملموسدرست: «۱۴ روز رایگان تست کن»اشتباه: «همین حالا کلیک کنید»چرا: کاربر باید بداند چه چیزی به دست می‌آورد.قاعده ۴: رنگ متضاد با محیطدرست: دکمه نارنجی روی پس‌زمینه آبیاشتباه: دکمه آبی روی پس‌زمینه آبی روشنچرا: کنتراست بصری، توجه را جلب می‌کند.قاعده ۵: فضای سفید اطرافدرست: دکمه با فاصله مناسب از عناصر دیگراشتباه: دکمه چسبیده به متن و تصاویرچرا: White Space باعث «نفس کشیدن» بصری می‌شود.قاعده ۶: یک CTA Primary در هر بخشدرست: یک دکمه پر آبی + یک لینک سادهاشتباه: سه دکمه پر، رنگارنگ، هم‌اندازهچرا: بر اساس قانون Hick&#039;s Law کاهش گزینه‌ها = تصمیم‌گیری سریع‌ترقاعده ۷: حالت Hover متفاوتدرست: تغییر سایه یا روشن‌تر شدن رنگ وقتی موس روی دکمه می‌روداشتباه: بدون تغییر در Hoverچرا: نشانه تعامل‌پذیری بوده و کاربر مطمئن می‌شود قابل کلیک است.قاعده ۸: Microcopy کنار CTAدرست: زیر دکمه: «بدون نیاز به کارت اعتباری»اشتباه: فقط دکمه بدون توضیحچرا: کاهش اضطراب، رفع موانع تصمیم.قاعده ۹: حس فوریت (Urgency)درست: «همین الان شروع کن»، «فقط ۲۴ ساعت»اشتباه: بدون قید زمانچرا: تأخیر در تصمیم‌گیری = فراموشی = کاربر از دست رفته.قاعده ۱۰: A/B Testing مداوماصل: هیچ CTA‌ای بدون تست بهینه نیست.عملی: هر هفته یک نسخه جدید تست کنید. حتی تغییر یک کلمه می‌تواند CTR را دو برابر کند.مثال معروف: تغییر «Start your free trial» به «Start my free trial» باعث افزایش ۹۰٪ نرخ کلیک شد (تحقیق Unbounce).نکات مهم در خصوص CTAنکات روان‌شناسی پیشرفتهبر خلاف بخش های قبلی که در همگی سعی شده بود بر اساس قانون و فکت های علمی پیش بره این مواردی که در ادامه خواهید خوند صرفا از روی تجربه بدست اومده و میتونه درست نباشه. اگر شما هم تجربه ای در خصوص CTA دارید حتما برام بنویسید.استفاده از ضمیر اول شخصدرست: «حساب من را بساز»نه: «حسابت را بساز»چرا: حس مالکیت ، کاربر فکر می‌کند چیزی برای خودش است.اجتناب از کلمات اصطکاک‌زاکلماتی که اضطراب ایجاد می‌کنند:«خرید» (می‌گوید پول می‌خواهد)«ثبت‌نام کنید» (می‌گوید کار سختی است)«ارسال» (نامشخص است چی می‌فرستد)جایگزین‌های بهتر:«دیپلوی کن» (می‌گوید کار محصول)«امتحان رایگان» (می‌گوید بدون ریسک)«دریافت» (می‌گوید چیزی به دست می‌آوری)Loss Aversion (ترس از دست دادن)طبق گفته Daniel Kahneman، انسان‌ها &quot;از دست دادن&quot; را دو برابر بیشتر از &quot;به دست آوردن&quot; حس می‌کنند. در نتیجه هشدار &quot;از دست ندادن&quot; رو تا میتونید در CTA هاتون استفاده کنید.«این پیشنهاد را از دست نده»«فقط ۲۴ ساعت فرصت داری»Social Proof (اثبات اجتماعی)نشان دادن اینکه دیگران هم استفاده می‌کنند:«به ۵۰۰۰ توسعه‌دهنده ایرانی بپیوند»«بیش از ۱۰۰ استارتاپ از ما استفاده می‌کنن»چک‌لیست بررسی CTAچک‌لیست بررسی نهایی CTAتا به اینجا متوجه شدیم که CTA چی هست؟، چجور باید کال تو اکشنی بسازیم که بیشترین تاثیر رو داشته باشه، قوانین و اصطلاحات کلیدی، استاندارد های رسمی (یا همون قانونی)، نکات روانشناسانه و توصیه هایی رو در خصوص CTA براتون نوشتم. ولی اگر مطمئنا قرار نیست هر سری که سایتی رو دیزاین می‌کنید، این مقاله رو مطالعه کنید. برای همین هم چک لیست زیر رو براتون آماده کردم. کافی هست که شما این چک لیست رو کنار دستتون داشته باشید و بعد از هر طراحی سایت و قبل از انتشار، CTA هاتون رو با این لیست تطبیق بدید. قبل از انتشار، این چک‌لیست را بررسی کنید:آیا فعل امری در ابتدا دارد؟آیا ۲-۵ کلمه است؟آیا مزیت ملموس را می‌رساند؟آیا کنتراست رنگ ۴.۵:۱ یا بالاتر دارد؟آیا اندازه دکمه ۴۴×۴۴ پیکسل یا بیشتر است؟آیا فضای سفید کافی اطرافش هست؟آیا فقط یک Primary CTA در صفحه است؟آیا Microcopy توضیحی دارد؟آیا حالت Hover دارد؟آیا حس فوریت یا انگیزه دارد؟کال تو اکشنی بسازیم که بیشترین تاثیر رو داشته باشهمنابع برای مطالعه بیشترمن هرچقدر هم که در این خصوص کار کرده باشم و طراحی سایت انجام داده باشم، باز هم در رابطه با موضوع CTA متخصص نیستم. حتما اشتباهاتی خواهم داشت. برای همین هم در صورتی که تصمیم دارید در این موضوع خاص (کال تو اکشن) به صورت ویژه تحقیق کنید، این مطالبی که در ادامه معرفی شدند، مراجع خوبی هستند.کتاب‌ها•        Don&#039;t Make Me Think — Steve Krug (کلاسیک UX)•        Call to Action — Bryan &amp; Jeffrey Eisenberg•        Hooked — Nir Eyal (روان‌شناسی اعتیاد به محصول)•        Influence — Robert Cialdini (شش اصل اقناع)وب‌سایت‌ها•        nngroup.com — Nielsen Norman Group (مرجع اصلی UX research)•        baymard.com — Baymard Institute (E-commerce UX)•        cxl.com — Conversion Optimization•        w3.org/WAI/WCAG21 — استاندارد رسمی دسترسی‌پذیریمقالات کلاسیک•        &quot;Action Words for Call-to-Action Buttons&quot; — Nielsen Norman Group•        &quot;10 Tips for Effective CTAs&quot; — HubSpot Research•        &quot;The Psychology of CTA Buttons&quot; — Crazy Egg</description>
                <category>نگین اسکندری</category>
                <author>نگین اسکندری</author>
                <pubDate>Mon, 25 May 2026 13:51:04 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بهترین شرکت هاست پر سرعت (نظر و تجربه شخصی)</title>
                <link>https://virgool.io/@negineskandari/%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%87%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D9%BE%D8%B1-%D8%B3%D8%B1%D8%B9%D8%AA-xryccvhufzle</link>
                <description>در این مقاله کوتاه قصد دارم تجربه خودم رو خیلی ساده مطرح کنم و خیلی خوشحال میشم که اگر شما هم تجربه ای برای استفاده از هاست های دیگه داشتید برای همین مقاله کامنت بذارید و تجربه تون رو بهم بگید. بهترین شرکت برای خرید هاست پر سرعت هاست‌های منهاست‌هایی که من تا‌به‌حال داشتم، برای این شرکت‌ها بوده:میهن وب هاستسون هاستایران سرورطلا هاستدرباره ایران سروردر مورد طلا هاست و ایران سرور حقیقتا خیلی اطلاع بروزی ندارم. چون خیلی وقت پیش خرید کرده بودم و به خاطر پشتیبانی که به اندازه میهن وب هاست نبود، سریع انتقال پیدا کردن به میهن وب هاست. فقط داخل پارانتز اینو بهتون بگم که ارزون‌ترین هاست رو از ایران سرور میتونید بگیرید! مخصوصا در دامنه دات کام (.com) تفاوت قیمت کاملا محسوس هست.درباره میهن وب هاستمیهن وب هاست یک پشتیبانی فوق العاده ای داره که بیا و ببین!! و جالب اینجاست که بعد از این همه سالی که من ازش استفاده میکنم باز هم همین قدر پشتیبانیش خوب و درست و حسابی هست :)اگر تازه وارد هستید قطعا از میهن وب هاست خرید کنید که خوب و درست و حسابی راهنمایی تون میکنن. حتی اگه بهشون تیکت بزنید و توضیح بدید که چجور سایتی خواهید داشت، بهتون میگن که چه هاستی به کارتون میاد و کدوم پلنش برای شروع کارتون بهتر هست. بگذریم از اینکه اگر موقع راه اندازی سایت هم مشکل داشته باشید قشنگ راهنمایی و کمک میکنن. من خیلی از موارد رو از پشتیبانی میهن وب هاست ساد گرفتم.یه پیشنهادی هم دارم، لطفا موقع ثبتنام در میهن وب‌هاست، کد معرف من رو هم وارد کنید که امتیازم بالا تر بره کد معرف من برای میهن وب هاست: mwh-afe73همچنین چون امتیازم خوبه میتونید از کد تخفیفم هم در موقع خرید استفاده کنید و خوب تخفیف بگیرید ازشون :)کد تخفیف ویژه هاست برای میهن وب هاست:  NSAn3Nc41Jدرباره 7هاستبه جرات میتونم بگم هاست وردپرس سون هاست یکی از بهترین هاست هایی هست که در حال حاضر کار می‌کنه. قشنگ هم پر سرعت هست خصوصا هاست وردپرس آلمانشون!بعضی از هاست‌ها اینجوری هستن که با وای فای راحت باز میشن با دیتای همراه اول یا ایرانسل باز نمیشن! این هاست از این ادا ها نداره و خیلی خوب کار میکنه.برای ثبتنام هم می‌تونید اگر از طریق این لینک وارد بشید: https://crm.7ho.st/affiliate.php?aff=4770&amp;amp;url=https://7ho.st/آخر کلاممن این متن رو سریع نوشتم (چون خیلی از دوستانم ازم میپرسیدن و دیدم واقعا سوال خیلی هاست) و توضیحات اضافه ندادم که چه هاست هایی گرفتم. واقعیت هم این هست که یه مدتی میهن وب هاست رو پیشنهاد میدادم الان به همه میگم برید هاست وردپرس سون هاست رو بگیرید.با این حال برمیگردم و این مقاله رو با جزئیات بیشتری براتون کامل خواهم کرد. فقط این موضوع هاست واقعا گاهی کلافه کننده میشه! برای همین از شما خواهش میکنم اگر تجربه ای در مورد خرید هاست از شرکتی دارید (چه خوب و چه بد)، لطفا اون رو در کامنت قرار بدید که هم من و هم بقیه دوستان از تجربیاتتون استفاده کنیم. ممنونم :)</description>
                <category>نگین اسکندری</category>
                <author>نگین اسکندری</author>
                <pubDate>Mon, 24 Apr 2023 00:11:00 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا خانم ها سریع تر از آقایون کار پیدا می‌کنند؟</title>
                <link>https://virgool.io/@negineskandari/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%85-%D9%87%D8%A7-%D8%B3%D8%B1%DB%8C%D8%B9-%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D8%A2%D9%82%D8%A7%DB%8C%D9%88%D9%86-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D9%BE%DB%8C%D8%AF%D8%A7-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D9%86%D8%AF-srgfj95kfhbi</link>
                <description>یه راست میرم سر اصل مطلبخانم ها سریع تر کار پیدا می‌کنند چون با افراد و با کارشون راحت‌تر کنار میان، بهتر و بیشتر کار می‌کنند، خیلی سوال نمیپرسند که اینو چرا من باید انجام بدم و غر نمیزنن که این کار وظیفه من نیست. و هر چی بهشون گفته میشه رو سریع تر و بهتر انجام میدن. قبلا می‌گفتم خانم ها اعتماد بنفسشون کمتره که اینجوری رفتار میکنن ولی الان توی محیط کاریم میبینم که اصلا اعتماد بنفسشون کم تر از آقایون نیست. اما راحت تر کنار میان، بیشتر درک می‌کنند و وقت شناس تر هستند. به نظر من بیشتر بحث وجدان کاری و مسئولیت پذیری هست. آقایون خیلی خوششون نمیاد یکی بهشون بگه چه بکنند و چه نکنند و خیلی میسنجند که آیا این پولی که میگیرن متناسب با کاری هست که انجام میدن یا نه. این قوانین کلی نیست صرفا تجربه منه!در کنار این موضوع که خانم ها بیشتر از آقایان استخدام می‌شوند، گفته میشه که آقایون درآمد بیشتری از خانم ها دارند. این موضوع نیازمند تحقیق هست اما من خانم های بسیاری رو میشناسم که درآمدشون از آقایون خیلی بیشتر یا برابر هست! پس نمیتونم به این استناد کنم که این موضوع که آقایون مشاغل کم درآمد رو قبول نمی‌کنند باعث شده درآمد بیشتری نسبت به خانم ها داشته باشند!به خاطر اینکه این حرف ها صرفا از روی تجربه من نباشه، دارم روی این موضوع تحقیق می‌کنم و مقالات مختلف می‌خونم بعدش میام و این مقاله رو به یک مقاله‌ی تکمیل تر و علمی تر تبدیل میکنم ولی تا اون زمان خوشحال میشم اگر تجربیاتتون رو در این زمینه برای من بنویسید.</description>
                <category>نگین اسکندری</category>
                <author>نگین اسکندری</author>
                <pubDate>Wed, 23 Jun 2021 18:24:38 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کدام وبسایت یا شرکت طراحی لوگو بهتر است؟</title>
                <link>https://virgool.io/@negineskandari/%DA%A9%D8%AF%D8%A7%D9%85-%D9%88%D8%A8%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%DB%8C%D8%A7-%D8%B4%D8%B1%DA%A9%D8%AA-%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AD%DB%8C-%D9%84%D9%88%DA%AF%D9%88-%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-e7hs5gwdi76n</link>
                <description>گوگل را باز کنید و عبارت &quot;طراحی لوگو&quot; را جستجو کنید. صدها سایت و شرکت طراحی لوگو به شما معرفی خواهد شد. همه آن ها هم تمامی انواع لوگو ها را طراحی می‌کنند. منظورم از انواع لوگو، لوگو های تصویری، لوگوتایپ، ترکیبی (شامل لوگوتاپ و تصویری) و مونوگرام (با استفاده از حرف اول اسم) است. در میان این سایت‌ها، وب‌سایت‌هایی را خواهید دید که به صورت رایگان هم برایتان طراحی می‌کنند. یک سری اشکال آماده به شما می‌دهند و هرچه که بخواهید می‌توانید تایپ کنید. تنوع طرح هایشان هم آن قدر زیاد است که بعید است هیچ دو لوگویی شبیه هم شود.اما واقعا کدام یک از این شرکت ها و وب‌سایت‌ها برای طراحی لوگو بهتر هستند؟ قبل از اینکه نظر خودم رو بگم ترجیح میدم به این موضوع ها بپردازم:لوگو در کجاها بدرد می‌خورد؟چرا همه به دنبال لوگو برای کسب و کار خود هستند؟شرکت های طراحی لوگو در ایران کدامند؟وبسایت های طراحی لوگوی رایگان کدامند؟افراد مطرح در زمینه طراحی لوگوخودمان طراحی کنیم یا بسپاریم تا برایمان طراحی کنند؟من از کدام وبسایت یا شرکت برای طراحی لوگو استفاده کرده‌ام؟نظر شما در رابطه با طراحی لوگو، وبسایت ها، نحوه طراحی و ... چیست؟لوگو در کجاها بدرد می‌خورد؟قصد ندارم فلسفه طراحی لوگو را برایتان شرح دهم! با کمی توجه میتوان فهمید که مغازه ها، شرکت ها و وبسایت ها و افراد بیزینسی دوست دارند برای خودشان لوگوی اختصاصی داشته باشند. همه آن ها هم سلیقه متفاوتی در انتخاب لوگو دارند. مثلا وقتی در تبریز دانشجو بودم برای من خیلی عجیب بود که چرا لوگوی اکثر رستوران ها تصویر صاحب رستوران بود. ربطی به قدیمی و جدید بودن رستوران هم نداشت. ترجیحشان این بود که تصویر چهره خودشان را در تابلوی مغازه و کنار اسم رستوران قرار دهند.هرکسی که شرکتی تاسیس میکند در همان اوایل که دنبال انتخاب اسم شرکت است به فکر لوگوی شرکت هم می‌افتد. به همین ترتیب من وبسایت مشهوری را نمیشناسم که لوگویی برای خودش نداشته باشد! حتی اکثر وبسایت های گمنام هم برای خودشان لگویی دارند. این لوگوها به زیبایی سایت هم کمک می‌کند و به آن رنگ و لعابی می‌دهد. در مورد افراد بیزینسی هم، بیشتر منظورم افرادی است که در اینستا فعالیت می‌کنند. خصوصا این اواخر خیلی مد شده که چهره خودشان را به صورت انیمیشن در میاورند و با یک پس زمینه‌ی زرد یا صورتی و بعضی مواقع سبز یا آبی به جای تصویر پروفایل خود قرار می‌دهند.چرا همه به دنبال لوگو برای کسب و کار خود هستند؟به نظر داشتن لوگو، بحث زیبایی، برند شدن، رسمیت دادن به کار یا یک همچین چیزی است! خیلی از کسب و کارها واقعا نیازی به داشتن لوگو ندارند ولی با اصرار دنبال لوگو هستند. خصوصا همون اوایل کار که اصلا نیازی به لوگو نیست. حتی می شود از گوگل یک عکس را به عنوان لوگو انتخاب و استفاده کرد تا زمانی که مطمئن شوید که کارتان گرفته و نیاز دارید که لوگوی اختصاصی خودتان را داشته باشید. ولی با وجود تمام این موارد لذتی که در انتخابو طراحی لوگو هست جزو جدا ناپذیر کسب و کارتان خواهد بود.من برای وبسایت خودم (negineskandari.com) از گوگل حرف n را سرچ کردم و نتیجه اش شد این تصویری که در زیر می‌بینید. از همین تصویر هم به عنوان لوگوی سایت استفاده کردم. تا زمانی که سایت به جای بالایی نرسیده و برنامه خیلی خفنی براش نداشته باشم هم همین باقی خواهد ماند.لوگوی وبسایت نگین اسکندریشرکت های طراحی لوگو در ایران کدامند؟لیست شرکت های طراحی لوگو رو در زیر آوردم. از اونجایی که من با هیچ کدام از این شرکت ها کار نکردم نمیتونم هیچ نظری هم در رابطه باهاشون بنویسم. برای همین از افرادی که با هر کدام از این شرکت ها کار کردند و ازشون لوگو گرفتن خواهش می‌کنم که نظرشون رو برای من هم بنویسند.طراحی لوگو رایا مارکتینگشرکت طراحی بمان (آرمکده)شرکت طراحی لوگوی پارماتیک آژانس طراحی برند ایده پردازانوبسایت های طراحی لوگوی رایگان کدامند؟لوگو ساز wixوبسایت طراحی آنلاین لوگو لوگستر    logaster.com/faطراحی لوگو لوگونومی    logonomy.irسایت طراحی لوگو آنلاین bizgoلوگو ساز رایگان    logofactoryweb به جز این مواردی که من معرفی کردم یک سری اپلیکیشن های طراحی لوگو هم هست. خصوصا برای اندروید این اپلیکیشن ها خیلی متنوع تر و جالب تر هم هستند (مثل Logo Maker Free‏) که میتونید ازشون استفاده کنید.افراد مطرح در زمینه طراحی لوگومسلما ما در ایران خودمون در زمینه طراحی لوگو هم نخبه های خیلی درست و حسابی زیادی داریم. ولی متاسفانه من افتخار این رو نداشتم که با همه‌ی این افراد آشنا بشم. یکی از افرادی که من در زمینه طراحی لوگو میشناسم و کارهاشون رو خیلی دوست دارم آقای دکتر کاظم خراسانی هستند. اگر شما هم افراد مطرحی در این زمینه رو می‌شناسید خوشحال میشم که معرفیشون کنید.خودمان طراحی کنیم یا بسپاریم تا برایمان طراحی کنند؟از نظر من این که اول کار، سرمایه و وقت خودتون رو با صرف هزینه برای طراحی لوگو کنید، خیلی کار درستی نیست و از اون طرف وقتی کسب و کارتون داره میگیره نیاز دارید که یک طراح درست و حسابی و کار بلد لوگوی خیلی خوب و خاصی برای شما طراحی کنه و این که بخواهید خسیس بازی در بیارید واقعا ظلم به کسب و کارتون و افراد فعال در این حوزه هست.من از کدام وبسایت یا شرکت برای طراحی لوگو استفاده کرده‌ام؟برای طراحی من تابحال از wix استفاده کردم. wix لوگو ساز رایگانی هست که من مطمئنم با خلاقیت خودتون خیلی لوگوهای خوبی میتونید بسازید. لوگوی وبسایت کادای یکی از لوگوهایی هست که من در wix طراحی کردم. هرچقدر هم درست و اصولی نباشه ولی کار من رو راه انداخت.نظر شما در رابطه با طراحی لوگو، وبسایت ها، نحوه طراحی و ... چیست؟خدارو شکر ویرگول قسمت نظراتش آزاد هست. قصد دارم این مقاله ای که تا به اینجا مطالعه کردید رو هر از چند وقت یکبار بروز کنم و بر اساس تجربه خودم و توصیه های دیگران در رابطه با شرکت های طراحی لوگو کامل تر شود. برای همین هم به نظرات و تجربیات شما در این زمینه بسیار نباز دارم. ممنونم که تا اینجا با من همراه بودید. :)</description>
                <category>نگین اسکندری</category>
                <author>نگین اسکندری</author>
                <pubDate>Mon, 22 Feb 2021 17:53:57 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>امن کار کردن... حتی در کرونا!</title>
                <link>https://virgool.io/@negineskandari/work-safely-islra6aemcov</link>
                <description>حس عجیبیه وقتی بخوای برای یک مسابقه بنویسی! خصوصا برای من که هیچ وقت برای مسابقه‌ای ننوشتم! و #روایتگرباش روزهای کرونایی باشی که دارن میگذرن! منتها با موضوعات جذابی مثل کسب و کار و گوشی‌های همراه! همون‌طور که گفتم من برای نوشتن در هیچ مسابقه‌ای زمینه ندارم. برای همین هم هست که به شیوه خورم روایتم رو می‌نویسم. پس خیالتون راحت باشه که مقاله‌ای آموزشی پیش روی شماست. شاید مناسب کسب و کار شما باشه یا شاید جرقه‌ای برای کسب درآمد! هر چی که هست، ارزش وقت ارزشمند شما رو خواهد داد.رشد کروناییاین روزها برای هرکسی جوری گذشت. کسی در مضیقه مالی بود. کسی به خانه نشینی عادت کرد و دیگری هم جونش رو گرفت کف دستش و از خونه رفت بیرون و به امید تموم شدن این روزها مشغول کار شد. این روزها برای من اما پر از روزهای خوب بود! قرار نیست با تعریف روزهای تکراری به مقاله ادامه بدیم. بلکه قرار هست که یک نگرش و دیدی برای کار کردن و پول درآوردن رو با هم مرور کنیم یا حتی یاد بگیریم.باید اضافه کنم که این روزها برای من پر از کار کردن از توی خونه و پول درآوردن از توی خونه گذشت. اما چجوری؟ جواب رو احتمالا بارها از انسان‌های فعال در شبکه های آنلاین شنیدید! ... با &quot;تولید محتوا&quot;!چجوری با &quot;تولید محتوا&quot; در منزل &quot;رشد مالی&quot; داشته باشیم؟داستان محتوا نویسی برای من از سه سال پیش شروع شد. زمانی که دانشجوی رشته MBA دانشگاه تبریز بودم. همه چیز با استارتاپی به اسم لیدوماتریپ شکل گرفت. البته که اون روزها اصلا به شکلی که الان هست نبود. ما یک تیم بودیم با کلی سایت که هر کدوم در چندین سایت محتوا نویسی می‌کردیم تا برای خودمون مشتری جذب کنیم. محتوا نویسی هم که از حق نگذریم کار آسونی نیست. خصوصا اگر که به این فکر کنید که تا کی قرار هست به این کار ادامه بدید! آخرش که چی؟ چرا همه کلماتی که در موردشون می‌نویسم تکراری هست؟ و کلی افکار مزخرف دیگه! افکاری که مانع کار و پیشرفت قرار می‌گیرند و حس مثبتی انتقال نمی‌دهند.چرا این‌ها رو مطرح می‌کنم؟ چون ممکن هست که شما هم وارد این کار بشید و همچین افکاری به سراغ شما هم بیاد. اگر که همچین اتفاقی افتاد، خاطرتون باشه که قرار نیست درجا بزنید. قرار هست انقدر رشد کنید و پیشرفت داشته باشید که نفهمید روزهاتون چجوری می‌گذرند. پس اگر که اول کار هستید هیچ موقع ناامید نباشید. چون که ارزشش رو داره. این قول من به شماست.از راه محتوا نویسی بود که من با تاسیس سایت و سئو و تولید محتوا در اینستاگرام و... آشنا شدم. پس در آینده یا همراه با محتوا نویسی به چه مواردی ممکن هست برسید؟1- تاسیس سایت وردپرسی2- سئوی سایت3- تولید محتوا برای اینستاگرام4- موضوعات خاص و دوست داشتنی که در هنگام نوشتن باهاشون روبرو خواهید شد و جرقه‌ای برای کار کردن شما در اون زمینه ایجاد خواهند کرد.حالا وقت پیشرفتهمن با توشه‌ای از این اطلاعات دوران عجیب کرونا رو طی می‌کنم. و همه این موارد با همون محتوا نویسی شروع شدند. اشتباه همیشگی من این بود که هم زمان روی چندین موضوع کار می‌کردم و به هیچ کدوم هم نمی‌رسیدم. برای همین هم یکی از بزرگ‌ترین توصیه من به دوستام این هست که «همیشه کار کردن روی یک موضوع و تمرکز روی اون موجب پیشرفت اون کار میشه». ولی امان از دست ذهن خلاق! اینجور ذهن‌ها همیشه پر از ایده هستند و اگر کمی نگرش کسب و کاری کنارش باشه همه‌ی اون افکار، خوب و بدرد بخور خواهند بود. پس ایرادش چیه؟ایرادش اینه که  دوست داری همه‌ی اون کارها رو انجام بدی! این باعث میشه همه‌ی اون کارها به شدت کند پیش برن و 98% احتمال نا امیدی و جا زدن بیشتر میشه! اینجاست که &quot;نه&quot; گفتن به کارت میاد. حتی &quot;نه&quot; گفتن به خودت!تا الان فهمیدیم که با تولید محتوا برای سایت، سئو سایت، مدیریت سایت و تولید محتوا برای شبکه های اجتماعی، میشه خیلی امن و از توی خونه هم کسب درآمد کرد و هم کرونا نگرفت. فهمیدیم که تمرکز بر روی یک موضوع و &quot;نه&quot; گفتن به ایده‌های ذهنی چقدر میتونه مفید باشه. اما نگفتیم &quot;چجوری؟&quot;. قرار هست موضوع دیگه‌ای رو مطرح کنم به نام:عادتعادت‌ها هستند که زندگی ما رو شکل میدن. انسان‌ها عموما تمایل دارند که تصمیمی نگیرند تا اتفاقات خودشون براشون پیش بیاد چون این آسون‌ترین کار ممکن هست. اگر فردی هستید که ترجیح میدید خودتون با انتخاب خودتون کاری رو انجام بدید (حتی شده به اشتباه) به قطع برنده بازی زندگی خواهید بود. آدم‌هایی که عادت‌هاشون رو خودشون انتخاب می‌کنند و تلاش دارند که اون عادت‌ها رو بدست بیارند و باهاشون زندگی می‌کنند (تا با آزمون و خطا شکل قشنگ‌تری بهش بدن)، رشد بیشتری خواهند داشت. این مورد چه توی فیزیک بدنی، چه توی روابط با دیگران، چه توی کسب و کار صدق میکنه.فردی رو در نظر بگیرید که عادت داره مدام با گوشی خودش بره اینستاگرام و مدام توی صفحات اون چرخ بزنه. این افراد معمولا روی تخت خوابشون دراز کشیدن و ما از دیدنشون حوصلمون سر میره. حالا همین فرد رو تصور کنید در حالی که مدام پیج‌های خوب لباس رو پیدا میکنه باهاشون صحبت میکنه که تصاویر لباس‌هاشون رو در پیج خودش قرار بده و وقتی سفارشی گرفت اون‌ها برای مشتری ارسال کنند. چقدر از دید شما این فرد ارزشمندتر و اون کاری که میکنه جذاب‌تر شد؟قضیه به همین سادگی هست! شما حتی اگر با اون کار لیستی از پیج‌های لباس درست کنید و در پیج خودتون معرفی کنید هم بعد از مدتی با تبلیغ گرفتن کسب درآمد خواهید کرد. میخوام اینو بگم که حتی عادت‌های بد شما هم با یک تغییر کوچیک به عادت‌های مفید و بدرد بخوری تبدیل خواهند شد. پس به هیچ عنوان فرصت‌های پیش روتون رو از دست ندید.تولید محتوای متنی برای سایت با گوشیاز همه حرف‌هایی که گفته شد سخن &quot;تولید محتوای متنی سئو شده&quot; خوش‌تر است. به هر حال منم تخصص و تجربه‌هام در همین موارد هست و  در این موارد  بهتر میتونم مانور بدم. برای همین هم میخوام به افرادی که دوست دارند از یک کار با درآمد کارمندی شروع کنند و به راه اندازی کسب و کار خودشون برسند، کمک کنم! اونم به شیوه خودم و با کاری که خودم بلد هستم. یعنی: تولید محتوای متنی سئو شده!* اول از همه باید بگم که تولید محتوای متنی برای سایت نیاز به قلم روان و نویسندگی آنچنانی نداره! نیاز به آموزش داره! مثل هر کار دیگه‌ای در دنیا!آموزش محتوا نویسی با آموزش قوانین سئو برای محتوا شروع میشه. شما اول می‌فهمید که تولید محتوا چی هست؟ چند کلمه باید بنویسید؟ قوانین نگارشی محتوا چه چیزهایی هستند؟ عنوان‌بندی‌های مقالاتتون چجوری باید باشه؟ کلمه کلیدی چی هست و چجوری باید  در متن استفاده بشه؟ چه عنوانی رو انتخاب کنید که مقاله‌ای که نوشتید، خونده بشه؟ همین طور که این موارد رو یاد می‌گیرید، متوجه خواهید شد که چه چیزهای بیشتری برای بهتر نوشتن نیاز دارید. با یادگیری روز‌به‌روز بیشتر پیشرفت خواهید کرد و این کار براتون آسون‌تر و آسون‌تر میشه.یکی از بهترین چیزهایی که از تولید محتوا یاد می‌گیرید، مدل جستجو در گوگل هست. شما وقتی عادت کنید که همه چیز رو در گوگل سرچ کنید، یاد بگیرید چجوری جواب‌هاتون رو پیدا کنید و بتونید تشخیص بدید که کدوم مطالب بدرد بخورتر و درست‌تر هستند، در همه چیز موفق‌تر خواهید بود. برای همینه که از نظر من همه باید یک دوره‌ای کار محتوا نویسی رو انجام بدن! حتی شده به خاطر کسب عادت‌های خوبی که در شما ایجاد میکنه.کار به اینجا هم ختم نمیشه! محتوا نویسی از اونجایی جذاب میشه که شما در یک سری مطالب مسلط شدید، قوانین سئوی محتوا رو فولِ فول شدید و منبع شما از سایت‌های ایرانی شده سایت‌های خارجی! حالا شما فقط دارید در یک سری موضوعات (که البته در بالا گفتم یک موضوع باشه بهتر هم هست) از سایت‌های خارجی مطالعه می‌کنید. و بدون این‌که خودتون متوجه بشید آموزش می‌بینید. حالا شما گوشی رو برمیدارید و محتواهای سئو شده‌ی جانانه‌ای می‌نویسید.موبایل از اولش هم معجزه بود! واقعا هم همین طوره! گوشی‌های موبایل معجزه‌ی ساخت بشر هست! پس از این معجزه استفاده کنید و تا میتونید از ازش پول در بیارید. شما به عادت برای پول درآوردن نیاز دارید. قرار نیست ریسک خاصی کرده باشید. قرار هست که یک تصمیم‌گیری انجام بدید، براش تلاش کنید تا به عادت تبدیلش کنید و بقیه‌اش خودش پشت سر هم باهاش میاد.«حسابی موفق باشید» http://negineskandari.com/ </description>
                <category>نگین اسکندری</category>
                <author>نگین اسکندری</author>
                <pubDate>Wed, 30 Dec 2020 10:50:22 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نوشتن عنوان جذاب، پدر همه رو درآورده!</title>
                <link>https://virgool.io/@negineskandari/attractive-title-x6q2e5wmvfbt</link>
                <description>آیا جذابیت عنوان به عجیب بودن اون هست؟برای عنوان نویسی جذاب راه و روش های مختلفی پیشنهاد شده و میشه ... اما آیا واقعا همیشه و همه جا این روش ها پاسخگو هستند؟ تاریخ انقضاشون تا کی هست؟ برای این که منظورم رو واضح تر برسونم چند تا شیوه عنوان نویسی جذاب که در هر سایتی بهتون پیشنهاد میشه رو اینجا میارم. اول یه نگاهی بهش بیندازید و بعد ادامه متن رو بخونید.در مورد عنوان نویسی جذاب، خواهید خواند:روش های تکراری عنوان نویسی جذابعنوان جذاب چجوری نوشته میشه؟ به روش نگینروش های تکراری عنوان نویسی جذابقصد ندارم در مورد انواع روش های عنوان نویسی جذاب که توو سایت های دیگه هم نوشته شده خیلی توضیح بدم. برای دیدن این روش ها به صورت خیلی مفصل تر کافی هست که در گوگل سرچ کنید: &quot;نوشتن عنوان جذاب&quot; و ببینید که چقدر مطالب مختلف و شبیه به هم نمایش داده میشه.نوشتن عنوان جذابولی برای اینکه این عریضه خالی نباشه و هم اینکه کار شما رو راحت تر کرده باشم، اینجا همه رو تیتر وار قرار میدم. به این ترتیب شما با یک نگاه روش‌های مختلفی که تا الان در 10 سایت برتر گوگل آورده شده رو داشته باشید. (برای توضیح بهتون بگم که در حال حاضر در آبان ماه 1399 قرار داریم) پس تا این شیوه ها کار می‌کنند، شما میتونید از این لیست به عنوان مرجعی برای عنوان نویسی استفاده کنید.روش های عنوان نویسی جذاببه اولین عنوانی که به ذهن شما خطور می‌کند اطمینان نکنید. بیشتر بگردید!استفاده از اعداد را در عناوین محتواهای خود دست کم نگیرید.درج درصدها اطمینان کاربران و جذابیت عنوان را بالاتر می‌برد.استفاده از صفات عالی در عنوان : عالی‌ترین، برترین، بهترین، بزرگ‌ترین، پربازدیدترین، داغ‌ترین، جدیدترین و ..راجع به موضوعات نظر عکس چیزی که رایج هست را بدهید. (عنوان خیره کننده)عنوان را به صورت سوالی بنویسید.شکست‌های مخاطب را هدف قرار دهید.کلمات اثر بخش نقش بسزایی دارند. مثل: تماشایی، درخشنده، بی نهایت، مخصوصا، خاص، متناوب، گیرا، بی‌كران، نامشخص، بسیار، رو بالا ترین نقطه ی جهان، حیرت انگیز، جدی، بی همتا، غیر قابل لمس، شكست ناپذیر، ارزان، رایگان، راحت، و… در عنوان ایجاد ارزش کنید!عنوان خاص بنویسید و حس کنجکاوی مخاطب را برانگیخته کنیدعناوین کوتاه بنویسید (برای سایت: کمتر از ۷۰ کاراکتر | برای فیسبوک: 12 الی 14 واژه | برای دیگر شبکه‌های اجتماعی: بین ۸ تا ۱۲ واژه)استفاده از عبارت “بیشتر بدانید” در عنوان!در عنوان های خود روش انجام دادن کاری را به مخاطبانتان آموزش دهید.از کلمات منفی برای برجسته کردن عنوان استفاده کنید. مانند: هرگز، بدترین، بدون معنی، هیچی، هیچ کس، به هیچ وجه، متوقف کردن، جلوگیری کردن، انجام ندادن و ...چوپان دروغگو نباشی! فریب ندهید و عنوان نا مرتبط با محتوایتان را ننویسید تا اعتماد مخاطب را از دست ندهید.خلاء دانش ایجاد کنید.مثل کتابِ درس عنوان ننویسید! (از کلمات سنگین، ادبی، عربی و غیرقابل فهم استفاده نکنید)در عنوان خود حس فوریت ایجاد کنید.رک و بی‌پرده سخن بگویید و در عنوان خود از کلمات قدرتمند استفاده کنید. مانند: بدون دردسر، سرگرم کننده، دانلود، باور نکردنی، ضروری، عجیب، فوق العاده، بی نظیر، قدرتمند، راز، ترفند، استراتژی، تکنیک، کاربردی، عملی، طلایی، ساده، آسان، سریع، منحصر به فرد، قوی، به سرعت، جدید، دستورالعمل، راهکار، فوری، تضمینی.تقلب کنید! از سایت های دیگر یا از تیتر مجلات و یا حتی از برخی پست های اینستاگرام ایده بگیرید.توجه خود را متمرکز عنوان کنید و عنوان را با موضوع اشتباه نگیرید.شفاف بنویسید.آهنگ کلام را در عنوان رعایت کنید.به جای &quot;چرا&quot;‌ بر روی &quot;چه اشخاصی&quot; تاکید کنید. عناوینی که در آن‌ها بر عبارت &quot;چه اشخاصی&quot; تاکید شده است، تا ۲۲ درصد کلیک بیشتری گرفته‌اند. بر طبق آمار Outbrain عناوین ۸ کلمه‌ای، ۲۱ درصد نرخ کلیک بیشتری نسبت به عناوین معمولی داشته‌اند.خود را جای خواننده بگذارید.بهینه کردن عنوان برای موتورهای جستجو و شبکه‌های اجتماعی خیلی خوب است! ولی قبل از آن &quot;مخاطب&quot; را در نظر بگیرید!کلمات کلیدی یا کلید واژه باید در عنوان جای گیرد ولی خیلی خوب است که در ابتدای عنوان باشد.از ایده‌های همکاران کمک بگیرید یا تشکیل جلسات طوفان فکری (طوفان مغزی)از کلمه‌ی &quot;راهنما&quot; استفاده کنیدیک مشکل مخاطب را حل کنید. یا مشکل و راه حل آن را بگویید.حس از دست دادن را به مخاطب منتقل کنید. از شکست خوردن بترسانید.زندگی مخاطبین یا خوانندگان را تغییر دهید.خوانندگان خود را متعجب کنید.پیش بینی کنید.از کلمه ی &quot;کمک&quot; استفاده کنید.اطلاعات غیرعادی دهید.از اشتباهات خود بگویید.چالشی مطرح کنید.روشی که شما انجام دادید و موفق شدید را به دیگران انتقال دهید.چیزهایی که مخاطبانتان &quot;نمی دانند&quot; به آن ها بگویید.ابزار (یا نرم افزار های) مورد نیاز را معرفی کنید.کنجکاوی آن‌ها را تحریک کنید.(برای اینکه تعداد لینک دهی های متن بسیار زیاد نباشد به ناچار تنها به صفحات موجود در صفحه اول گوگل لینک دهی کردم.)چند قالب برای نوشتن عنوانراهنمای کامل استفاده از ____راهنمای گام به گام  _____راهنمای نصب و راه اندازی _____راهنمای خرید ____روش ___ در ___در رابطه با _____ بیشتر بدانید.سرانجام راه ____ را یافتم ، می خواهم رازم را فاش کنم!چگونه با کمک ___تصور کنید ____ و از هر لحظه آن لذت ببرید.۱۰ ابزار کمک به ____۷ فاکتور در ___ که آن ها را نمی دانیدآیا ____ رویایی شما همین است؟اگر او توانست ____  کند، شما هم می توانید.آیا می توانید ____ را با موفقیت بگذرانید؟____ راه آسان برای خالص شدن از ________. تومان سرمایه گذاری کنید ، ____ تومان سود ببریدیا می دانید ____ از چه ____ برای خودشان استفاده می کنند؟آیا بنظر شما ____ اشکالی داردآیا راحت شدن از ____ ، ____ تومان نمی ارزد؟برای ____ یک ریال هم نپردازید! مگر آنکه ____تا پایان ____. بعد ، ____. خود را متحول سازید.سرانجام ، راهی سریع برای ____7 راه برای ____7 راه برای ____بهتر/حرفه ای تر _____آیا برای ____ آماده اید؟جالبه بدونید که همین الان هم برخی از این روش ها (البته نه همشون) دیگه جوابگو نیستند! مثلا از بس در عنوان ها اعداد و کاراکتر می‌بینیم که شده یک عادت و اجبار و نه مزیت! قبل‌ترها (البته نه خیلی قبل، حدود یکی دو سال پیش) وقتی این عنوان ها رو میدیدی میگفتی: “اااا... چه جالب” !!! و چون تعدادشون کم بود خیلی جذاب به نظر می‌رسیدند. در حال حاضر رقابت بیشتر سر اعداد هست! (هر چی بیشتر بهتر!)با این حساب هر کدوم از این روش ها فقط به نظم ذهنی شما کمک می‌کنند و تا زمانی که تکراری و زیاد نشدن، میتونن ساختار خوبی برای عنوان نویسی جذاب باشند ولی بعدش چی؟ پس عنوان جذاب چجوری نوشته میشه؟ چیزی که قرار هست در ادامه متن بخونید در اکثر این سایت هایی که من بررسی کردم آورده شده بود ولی حیف که کمتر کسی بهش توجه میکنه!پس عنوان جذاب چجوری نوشته میشه؟همون طور که در بالا بارها بهش اشاره کردم عنوانی جذاب به حساب میاد که در عین خاص بودن متناسب با جایی که قرار میگیره باشه! برای جلب توجه کاربر هست که هر کسی سعی میکنه چیز جدیدی در عنوان بکار ببره. ولی نوشتن عنوان جذاب &quot;خلاقیت خودتون&quot; هست. همیشه سعی کنید عنوان جذاب خودتون رو بنویسید.به نظر من نوشتن عنوان جذابی که مخاطبان رو به سوی خودش بکشه مبحثی هست که به تنهایی میتونه یک شغل باشه با درآمد عالی! در حال حاضر این موضوع رو بیشتر تبلیغ نویس ها بر عهده دارند. ولی تا اون زمان که عنوان نویسی تخصص بشه  و ما متخصصانی در این حوزه داشته باشیم که کارشون فقط عنوان نویسی هست، باید خود نویسنده دست بکار بشه. هیچ کدام از قوانین و قالب ها به اندازه‌ی ذهن شما توانمند نیستند.شما هر چی بیشتر بنویسید و بیشتر بخونید، بیشتر در این زمینه خلاقیت پیدا خواهید کرد. این موضوع رو هم به خاطر بسپارید که خلاقیت یه دفعه دو دفعه نمیشه مدام باید ذهنتون رو پرورش بدید. چون الان همه از هم یاد میگیرن، باید سعی کنید که به صورت مداوم فراتر از بقیه فکر کنید تا عنوان جدید و جذاب یا حتی عجیبی رو خلق کنید.تجربه به من ثابت کرده که خوندن داستان های قدیمی و کمیک ها و استفاده از اصطلاحاتی که مردم از استفاده از اون ها ترس دارند فعلا خوب جواب میده ?چند نکته در نوشتن عنوان مهم‌ترین نکته ای که باید بهش توجه کنید این هست که هر کسب و کار و هر شغلی عنوان جذاب خاص خودش رو داره که کاملا مرتبط با مخاطبانش هست! یعنی چی؟ بذارید با مثال براتون توضیح بدم.فرض کنید شما قصد دارید که از یک سایت تولید محتوا، سفارش تولید محتوای متنی بدید! در گوگل کلید واژه “سفارش تولید محتوا” رو جستجو می‌کنید. روی کدوم یک از این دو تا عنوان کلیک می‌کنید؟خدمات تولید محتواآموزش تولید محتوا از صفر تا صد!وقتی شما هدفتون این هست که تولید محتوا رو سفارش بدید، یعنی وقت ندارین که خودتون آموزش ببینید، پس کلیک کردن روی عنوان دوم غیر منطقی هست. همین میشه که گوگل برای کلید واژه “سفارش تولید محتوا”، محتوایی که با عنوان دومی نوشته شده رو در بالای صفحه اول سرچ خودش قرار نمیده!به عنوان همین محتوایی که در حال خوندن اون هستید دقت کنید... کسی که این محتوا رو میخونه انتظار یک متن عامیانه رو داره نه یک متن آموزشی! بیشتر حس می‌کنه در این محتوا غُر زده شده که چرا عنوان نویسی انقدر سخت هست! نه اینکه این حس رو بگیره که قراره آموزش ببینه! یعنی نتیجه می‌گیریم که هرچند من سعی کردم در محتوای خودم آموزشی قرار بدم، ولی هدفم ارتباط دوستانه با شما بوده و نه آموزش! و این موضوع کاملا متناسب با استراتژی تولید کننده محتوا تعیین میشه.قبل از نوشتن عنوان محتوابرای جذاب شدن عنوان محتوا یا مقالات سایت حتما نباید چیز عجیبی بنویسیم! اما چه زمانی نباید عجیب و غریب بنوییسیم؟ برای پیدا کردن جواب این سوال قبل از نوشتن عنوان محتوا به این 2 سوال جواب بدید و بعد از آن عنوان جذاب خودتون رو انتخاب کنید:آیا نیاز هست که مخاطبان شما &quot;اعتبار و پرستیژ&quot; را در عنوان محتوای صفحات سایت شما ببینند؟در رابطه با مکان چطور؟ (مثلاً برای یک پزشک و یا پیمانکار ساختمانی، مهم است تا دایره پوشش حضور کسب و کار خود را به کاربر نشان دهد اما در مورد یک فروشنده پوشاک این طور نیست!)پس قبل از عنوان نویسی به مخاطب هدف و استراتژی که در سر دارید فکر کنید.آزمون و خطا کنیدکل مبحث عنوان جذاب بر روی آزمون و خطا می‌چرخه! در اصل این موضوع مطرح هست که جذابیت عنوان با تعداد کلیکی که بر روی اون زده میشه، سنجیده میشه. برای همین هر شیوه ای که به کار می‌برید بعد از یک مدت بسنجید که اون محتوا &quot;در چه بازه‌ی زمانی&quot;، &quot;در چه رتبه‌ای از گوگل&quot; قرار گرفته؟ و بعد تحلیل کنید که آیا عنوان شما تاثیری بر این قضیه داشته؟ و اگر داشته از چه شیوه عنوان نویسی برای جذابیت اون استفاده کردید؟ به این ترتیب میتونید راه های نوشتن عنوان جذاب رو پیدا کنید. ارزش این تحلیل‌ها و پیدا کردن این طور عناوین )با آزمون و خطا) بسیار بالاست، پس از این کار غافل نباشید. https://virgool.io/p/x6q2e5wmvfbt/negineskandari.com </description>
                <category>نگین اسکندری</category>
                <author>نگین اسکندری</author>
                <pubDate>Mon, 09 Nov 2020 16:27:45 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نیم فاصله را در کجاها استفاده نکنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@negineskandari/semi-space-q2praes14oc7</link>
                <description>نیم فاصله را در کجاها استفاده نکنیم؟این که نیم فاصله چجوری در متن لحاظ میشه کار خاصی نداره واقعا! فقط کافی هست که در گوگل سرچ کنید &quot;چگونه نیم فاصله بزنیم&quot; من خودم چون مدام پشت سیستم هستم عادت کردم که برای ایجاد نیم فاصله سه تا دکمه ctrl+shift+2 رو بگیرم. ولی موضوع این مقاله این نیست! در عنوان هم گفتم که تصمیم دارم به هر کسی که تولید محتوا می‌کنه بگم همه جا از نیم فاصله استفاده نکنید. حالا چرا؟ این دیگه راه کوتاهی نداره، باید زحمت بکشید و متن زیر رو بخونید.نیم فاصله کلا خیلی نظم دهنده هست. متن رو شیک و پیک می‌کنه و خوانایی متن رو به شدت بالا می‌بره. مسلما متنی که در اون نیم فاصله استفاده شده، نشان دهنده‌ی این هست که براش وقت صرف شده و ویراستاری قوی و با سوادی داشته. ولی نه همیشه!کاربرد نیم فاصله در محتوااستفاده نکردن از نیم فاصله در کلمات کلیدینیم فاصله در محتواهایی که می‌نویسید همیشه و همه جا نباید رعایت بشه، خصوصا خصوصا خصوصا در کلیدواژه‌ها و عبارت‌هایی که به کلید واژه ها متصل میشه. مثلا فرض کنید محتوایی مینویسید که در اون از هدینگ و اینکه اصلا هدینگ چیه، کجا باید استفاده بشه و قوانین هدینگ گذاری و تگ های هدینگ و هدینگ h1و ... صحبت میکنید.عبارت های مرتبط با کلید واژه شما با توجه به توضیح مختصری که من دادم این ها هستند:هدینگ چیستهدینگ گذاریتگ های هدینگچرا من میگم این ها کلید واژه های متن هستند؟ چون افرادی که در رابطه با هدینگ جستجو می‌کنند احمالش زیاد هست که به این عبارات کلیدی جستجو کنند. و دقیقا همین طوری که من نوشتم بدون قرار دادن هیچ گونه نیم فاصله ای جستجو می‌کنند. مثلا نمیان سرچ کنن:هدینگ‌گذاریتگ‌های هدینگکاربرد هدینگ‌هاپس خاطرتون باشه که نیم فاصله رو برای کلمات کلیدی و مشتقاتش در متن‌تون استفاده نکنید. اگر که دقت کنید با توجه به این که کلید واژه اصلی این متنی که الان دارید می‌خوانید &quot;نیم فاصله&quot; هست ما اون رو به صورت نیم‌فاصله ننوشتیم و به صورت &quot;نیم فاصله&quot; در متن آوردیم.چگوه نیم فاصله بگذاریم؟مورد دومی که میخوام بهتون بگم استفاده نکردن از نیم فاصله وقتی هست که وقتی از نیم فاصله استفاده می‌کنید خوانایی خیلی سخت تر میشه مثل وقتی که عبارت اول با کلمه ط یا ظ تموم میشه! به کلمه ارتباط دهی و ارتباط‌دهی توجه کنید. بر طبق اصول استفاده از نیم فاصله در متن، کلمه ای مثل &quot;ارتباط دهی&quot; باید با نیم فاصله نوشته بشه ولی واقعا خوندن اون رو مشکل میکنه! از اونجایی که محتوا نویسی و تولید محتوا همیشه برای کاربر نوشته میشه و مهمترین اصلش این هست که کاربر پسند باشه، پس خوانایی همیشه در اولویت قرار داره (حتی مهم تر از درست نوشتن هست)اگر که بخوام برای واضح تر شدن این موضوع یک مثال دیگه بزنم عبارت &quot;داد و ستد&quot; رو مطرح می کنم. داد و ستد هم جزو مواردی هست که وقتی به صورت داد‌و‌ستد نوشته میشه خیلی خوانایی سخت تری داره تا وقتی که به صورت داد و ستد نوشته بشه.وقتی گذاشتن و نذاشتن نیم فاصله فرقی نداره!چرا وقتی گذاشتن و نذاشتن نیم فاصله فرقی نداره به خودتون زحمت اضافه میدید؟ وقتی میبینید با استفاده از نیم فاصله در عبارتی، شکل و شمایل اون عبارت تغییری نمیکته، چه دلیلی داره که از نیم فاصله استفاده کنید؟ این موقعیت ها کی اتفاق میفته؟ مثلا وقتی آخر کلمه اول به کروفی مثل &quot;ر&quot;، &quot;د&quot; ، &quot;و&quot; و ...ختم بشه مثل عبارت های زیر:داروها، گذرنامه، کلیدواژهاگر که بین این عبارت ها اصلا فاصله ای گذاشته نشه دقیقا مثل وقتی به نظر میاد که بینشون از نیم فاصله استفاده کردید! پس اصلا لزومی به استفاده از نیم فاصله نیست.پس نیم فاصله رو کجا استفاده کنیم؟توصیه من این هست که برای رعایت نیم فاصله گذاری در متن هایی که می‌نویسید؛ به فعل ها، صفت ها و جمع ها توجه کنید. مثلا:می‌نویسد، می‌خوانید، می‌گویند، داده‌است، بوده‌است و ...کم‌ترین، شیک‌ترین، کاربردی‌ترین و ...شیشه‌ها، گوشی‌ها، کتاب‌ها و...یه مورد دیگه ای ههم که من خیلی بهش حساسم مواقعی هست که ام، ای و ی به کلمه ای اضافه میشه مثل:گذشته‌ی، کلمه‌ای، گشنه‌ام (واقعا هم دلم داره ضعف میره!)نیم فاصله واقعا مبحث سختی نیست. به نظر من اصلا هم نباید اون قدری جدی گرفته بشه که باعث کند شدن نوشتن محتوانویسی بشه! اگر که خواستید خودی نشون بدید و یک متن زیبا ارائه بدید، بعد از اینکه محتواتون رو نوشتید و تموم شد، وقتی یک دور میخونید تا غلط های املاییی و نگارشی رو اصلاح کنید، نیم فاصله ها رو هم میتونید اصلاح کنید.امیدوارم تونسته باشم در وقت ارزشمندی که برای خوندن این مقاله صرف کردید، چیز جدیدی بهتون آموزش بدم. این متن با پیشنهاد های شما (در رابطه با اینکه در چه جاهای دیگه نباید نیم فاصله گذاشت یا اینکه روی کدوم عبارات حساس هستید که حتما نیم فاصله قرار بگیره)، کامل تر و مفید تر خواهد شد و من خیلی خوشحال خواهم شد که اون ها رو در بخش نظرات این متن ببینم.امیدوارم هر لحظه در حال پیشرفت باشید http://negineskandari.com/ </description>
                <category>نگین اسکندری</category>
                <author>نگین اسکندری</author>
                <pubDate>Tue, 03 Nov 2020 18:29:26 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سئوی محتوا کافی نیست! پس ساختار محتوا چی میشه؟</title>
                <link>https://virgool.io/@negineskandari/content-structure-vs-content-seo-qye45gwsqubn</link>
                <description>ساختار محتوادرسته که این متن در رابطه با ساختار محتوا هست! ولی کسانی که این متن رو مطالعه می‌کنند باید که حتما با سئوی محتوا آشنایی کامل داشته باشند. ولی اگر ندارید توصیه می‌کنم روی کلمه‌ی قوانین تولید محتوا کلیک کنید و از عنوان &quot;قوانین تولید محتوای امروزی&quot; به بعدش رو یه نگاهی بندازید. بهتره که بعد از خوندن اون به سراغ این متن بیاید.حالا که میدونید سئوی محتوا چیه، به نظر شما برای بالا اومدن یک محتوا در گوگل، سئوی محتوا کافی هست؟مسلما من میگم:خیر! نیست! سئوی محتوا واقعا کافی نیست! همه به دنبال رعایت نکات مربوط به کلید واژه و سئو کردن محتواهایی هستند که در سایت هاشون قرار میدن، دریغ از اینکه ببینند آیا واقعا محتواشون ساختار داره یا خیر ! حالا منظور از ساختار محتوا چیه؟قبل از اینکه به این سوال جواب بدم دوست دارم بدونید که در این متن قرار هست که چی بخونید:ساختار محتوا و تشابه اون به مقالات دانشگاهی!آیا مقالات دانشگاهی سئو شده‌اند؟محتوا نویسی به شیوه‌ی مقالات دانشگاهی چگونه است؟آیا محتوا نویسی با ساختار مقاله های دانشگاهی نتیجه بخش است؟ساختار محتوا بر اساس تجربه نگینمحتواهای درست و حسابی، یه حس اعتماد و خیال جمعی خاصی به آدم می‌دهند. اینجوری که با یه عنوان جذاب و گویا شروع می‌کنند، یک چکیده بهتون میدن، بعد مواردی که قرار هست بخونی رو لیست می‌کنند و همین طور تا انتها پیش میرن تا به نتیجه برسند!یه لحظه صبر کنید... اگر تا به حال مقاله دانشگاهی یا پایان‌نامه‌ای نوشته یا خونده باشید، باید این گفته‌های من براتون آشنا به نظر برسند. در واقع من دارم اصول مقاله نویسی رو به محتوا نویسی نسبت میدم. یکم بیشتر در موضوع عمیق بشیم برای مفهوم‌تر شدن موضوع ادامه متن رو با مثال پیش می‌برم.سئوی محتوای مقالات دانشگاهیدر هیچ کدوم از مقالات دانشگاهی سئوی محتوا رعایت نمیشه، در عین حال که به صورت ناخودآگاه هم رعایت میشه !!! یعنی چی؟ مثلا در هیچ مقاله دانشگاهی چگالی کلید واژه در متن تعیین و سنجیده نمیشه (بهتون نخواهند گفت که حتما ۲الی ۳ درصد کلمات رو باید کلید واژه تشکیل بده) ولی کلید واژه هایی در جای جای متن تکرار میشن تا متن یکنواختی رو به شما بدهند. بهتون نمیگم کلید واژه باید در عنوان وجود داشته باشه اما شما اون رو در عنوان قرار می‌دید.این یه مثال بود. با این حساب چه چیزهایی دیگه‌ای در مقاله نویسی دانشگاهی هست که باعث محبوبیتش میشه؟ جواب من برای این سوال “ساختار مقاله “ هست!سئوی محتوامحتوا نویسی به شیوه‌ی مقالات دانشگاهیتا به اینجا گفتیم که یک مقاله دانشگاهی در عین حال که سئو نداره ولی سئو هم داره، منتها خودش خبر نداره! ولی یه چیزی هم داره که به شدت روش حساسه اون هم ساختار (قالب یا تمپلت) متن هست.عنوان نویسی جذابعنوان مقاله مثل نماینده اون هست! مقالات اصولا با یه عنوان واضح و مشخص شروع میشن، که خیلی کوتاه (در ۱۰ - ۱۲ کلمه) بیان کننده‌ی این هستند که در متن دقیقا قرار هست که از چی صحبت بشه. اگر که دقت کنید به صورت خیلی رایج از کلمات کلیدی متن در همه‌ی عنوان ها هم استفاده میشه.البته در محتوا نویسی حال حاضر، عنوان خوب از ۵-۱۰ کلمه تشکیل میشه. ولی در عنوان نویسی محتواهای سایت ها هم، همین اصل جذابیت و نمایندگی کل متن صدق می‌کنه! سوای اینکه برای سئوی محتوا، آوردن کلید واژه اصلی در عنوان اجباری هست.تولید محتوای جذاب
چکیده یا خلاصه محتوابعد از مشخص شدن عنوان، مقاله با یک چکیده ادامه پیدا می‌کنه که توی اون خلاصه‌ای از کل متن میاد.در محتوا هم یکی دو پاراگراف اول دقیقا همین نقش رو ایفا می‌کنه و باید خلاصه‌ای از کل متن باشه. در عین حال که جذاب هم باشه و کلی سوال در ذهن مخاطب ایجاد کنه تا خواننده محتوا مشتاق به خوندنش بشه.تنها نکته سئوی این بخش از محتوا هم اینه که کلمه کلیدی در پاراگراف اول آورده شده باشه و خیلی بهتر میشه که کلمه کلیدی در سطر اول بیاد پاراگراف اول بیاد. خیلی زیاد هم بهتر میشه که کلمه کلیدی‌تون اولین کلمه متنتون باشه!فهرست گذاریحالا نوبت فهرست بندی میرسه و شما متوجه خواهید شد که چه تیتر هایی رو مطالعه خواهید کرد. و گاهی فقط جای تیتر رو پیدا می‌کنید و همون رو مطالعه می‌کنید. اگر که به اول این متن برگردید، می‌بینید که من هدینگ های اصلی متن رو به صورت تیتر وار و سوالی آوردم. این همون فهرستی هست که برای محتوا میشه نوشت!فهرست گذاری محتوا
فصل بندی مقاله = زیر عنوان های محتوابعد از عنوان گذاری و چکیده و فهرست بندی مطالب محتوا، نوبتی هم که باشه، نوبت اصل قضیه هست! یعنی باید فصل‌های پایان نامه شروع به بشن. فصل های پایان نامه مثل همون پاراگراف‌ها یا در اصل متنی هست که در محتوا نویسی می‌نویسیم.مبحث هدینگ گذاری از سئوی محتوا رو هم در مقالات میشه دید. چجوری؟فرض کنید اسم فصل‌های پایان نامه بشه هدینگ H2 و عنوان هایی که در هر فصل نوشته میشن به ترتیب هدینگ های H3وH4وH5 حتی H6 باشند. نویسنده فصل ها رو به ترتیب میاره و در هر فصل یک چیز مشخصی رو توضیح میده تا بره و به فصل آخر برسه. حالا اسم فصل آخر چیه؟نتیجه گیریاسم فصل آخر همیشه &quot;نتیجه گیری&quot; هست! در اون بیان می‌کنه که نتیجه‌ی این همه حرف و حدیث چی بوده؟ و چی یاد گرفتیم؟ و یک سری پیشنهادات کاربردی میده و میگه که مقاله اش چه کمبود هایی داره؟ و مقالات آتی در رابطه با چه موضوعاتی میتونن باشند؟شما هم می‌تونید در آخر متن هاتون یک &quot;نتیجه گیری&quot; اضافه کنید و یک سری مباحث رو برای خوندن به مخاطب معرفی کنید. تنها فرقش اینه که حتما لازم نیست اون رو با عنوان &quot;نتیجه گیری&quot; جدا کنید و مخطار هستید که برای این عنوان اسم‌های جذاب دیگه‌ای هم انتخاب کنید. مثلا در آخر این محتوایی که مشغول خوندنش هستید من عنوانی با این مضمون اضافه کردم &quot;نتیجه بخش بودن یا نبودن تولید محتوا به سبک مقالات دانشگاهی&quot;. در اون بیان کردم که آیا این مواردی که دارم توضیح میدم کارایی داره یا خیر؟ در اصل یک نتیجه کلی از تمام محتوایی هست که الان مطالعه می‌کنید.نتیجه گیری در ساختار محتوابا نوشتن متا دیسکریپشن از مقالتون دفاع کنیدکل این متنی که تا الان توضیح دادم، روی این اصل می‌چرخید که محتوا نویسی چقدر شبیه مقاله نویسی دانشگاه هست. حالا شما متن رو نوشتید، تموم شده و قرار هست که بیاید بگید چه چیز خفتی در این محتوا هست. اون رو در ۳۰-۵۰ کلمه بیان کنید.تنها نکته اش هم اینهست که کلمه کلیدی باید در اون ۳۰ کلمه اول به کار برده شده باشه و اگر که بتونید کلمه کلیدی رو در اولین کلمه متن استفاده کنید گوگل کلی به جونتون دعا می‌کنه و برای تشکر محتواتون رو سریع‌تر بالا می‌بره. اما آیا محتوا نویسی با ساختار مقاله های دانشگاهی نتیجه بخش است؟نتیجه بخش بودن یا نبودن تولید محتوا به سبک مقالات دانشگاهیاز نظر من این قشنگ‌ترین شیوه محتوا نویسی محتوای ساختار یافته هست! علاوه بر اینکه سئوی محتوا رعایت شده، متن کاملا منظم شده و کاملا هدفمند پیش میره! نقشه راه مشخص هست و اگر در کل محتواهای مهم و اساسی سایت رعایت بشه نظم خاصی به سایت میده! علاوه بر اینکه نمیشه از کلاس و شخصیتی که محتواهای ساختار یافته به سایت میدن غافل شد، قالب دادن به محتوا باعث میشه که محتوای شما به اندازه کافی کلمات کلیدی رو در بر داشته باشه و تعداد کلماتی که در اون استفاده میشه هم افزایش پیدا می‌کنند.ولی خب خودمونیم قرار هم نیست که همه‌ی محتواها اینجوری نوشته بشن! ما آدمیم و ربات نیستیم، تنوع رو خیلی دوست داریم! علاوه بر بحث تنوع یک جاهایی اصلا نمیشه که اینجوری نوشت! مثل توضیحات یا محتوا هایی که برای محصولات فروشگاه های اینترنتی نوشته میشه. شما نظرتون چیه؟ متن ساختار یافته رو ترجیح میدید یا متن های معمولی رو؟ موقع خوندن کدوم رو ترجیح میدید و موقع نوشتن کدوم رو ؟ درمورد ساختار دهی به محتوا چیزی هست که من جا انداخته باشم و به ذهن شما رسیده باشه؟ ممنون میشم که در قسمت نظرات برام بیاریدشون. http://negineskandari.com/ </description>
                <category>نگین اسکندری</category>
                <author>نگین اسکندری</author>
                <pubDate>Tue, 13 Oct 2020 22:40:28 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه برای هر کلید واژه، محتوایی هدفمند بنویسیم</title>
                <link>https://virgool.io/@negineskandari/how-write-targeted-content-jvpnkkn1vnzb</link>
                <description>راه های تولید محتوای هدفمند چیست؟ چقدر از محتواهایی که تا الان خوندید یا نوشتید محتوای هدفمند یا خلاقانه‌ای بشمار میان؟در این مقاله قصد دارم یکی از مهم‌ترین موضوعی که این روز‌ها با محتوا‌نویس‌ها دارم را مطرح کنم و راه‌حل‌هایی که می‌دانم را آموزش بدم. از عنوان مقاله‌ام پیداست که مشکل من در خصوص محتوایی است که با کلید واژه‌های یکسان تولید می‌شوند.گاهی پیش میاد که به یک محتوا نویس ۵ کلید واژه کاملا یکسان داده میشه برای مثال فرض کنید به یک محتوا‌نویس این کلید واژه‌ها داده شده است:تولید محتواتولید محتوا جذابایجاد محتواتولید محتوا در اینترنتتولید محتوا چیستعموما محتوا نویس‌ها اولین کاری که می‌کنند این هستش که اون کلید واژه رو در گوگل جستجو می‌کنند و مطالبی که بالا اومده رو میخونن و مقاله خودشون رو می‌نویسند ولی برای دومین، سومین، چهارمین و پنجمین کلید واژه چه کاری باید انجام داد؟وقتی برای همه اون‌ها همون مطالب بالا میاد ما باید چیکار کنیم؟ من خیلی دیدم که محتوا نویس‌ها همون مطلب رو یک جور دیگه‌ای می‌نویسند یا مثلا برای اولین کلید واژه، اولین لینک بالا اومده در گوگل رو میخونن و تغییر می‌دهند و برای دومین محتوایی که قراره بنویسند دومین لینک رو باز می‌کنن و تغییر می‌دهند! یا با پس و پیش کردن و کم و زیاد کردن زیر عنوان‌ها سعی می‌کنن که مطالب متفاوتی برای اون کلید واژه‌ها ایجاد کنند! اما آیا واقعا راهش اینه؟ همین موضوع باعث کسل کننده بودن مطالب بالا اومده در گوگل نشده؟ باعث نشده که وقتی چیزی رو سرچ می‌کنید همه سایت‌ها متن‌های یکسانی داشته باشند؟البته که آخرش کامل‌ترین مقاله در گوگل بالا میاد ولی از کجا معلوم که فردا روزی تعداد بالای کلمات برای گوگل از ارزش نیفته و کم و مفید بودن مقالات ملاک بشه؟نمیدونم تونستم منظورم رو برسونم یا نه ولی در ادامه ایده‌های خوبی برای نوشتن محتوا های متفاوت و تولید محتوای خلاق یا حتی لذت بخش‌تر کردن کار محتوا نویسی خواهم گفت.ایجاد طوفان فکری برای تولید محتوای خلاقانهتا حالا به ایجاد طوفان فکری برای کلید واژه‌ها فکر کردید؟ وقتی کلید واژه‌ای به شما داده میشه که برای اون محتوایی بنویسید، قبل از این‌که سریع در گوگل بزنیدش چند لحظه صبر کنید ... از خودتون بپرسید این کلید واژه چه سوال‌هایی رو در ذهنتون تداعی می‌کنه؟ حتی میتونید از اطرافیانتون هم بپرسید.ایجاد طوفان فکری برای تولید محتوای خلاقانه برای مثال واسه کلید واژه‌هایی که در بالا مثال زدم این موارد به ذهن من می‌رسند:اصول اولیه تولید محتوانکات مهم تولید محتواروش های مختلف تولید محتواآموزش تولید محتواتاریخچه تولید محتوانمونه های تولید محتوا در ایراننمونه های تولید محتوا در کشور های خارجمزایا تولید محتوامعایب تولید محتوافواید تولید محتوامضرات تولید محتوانتایج استفاده تولید محتواافراد متخصص در حوزه تولید محتواشرکت های فعال در حوزه تولید محتوامعرفی سایت های فعال در حوزه تولید محتوامقایسه شرکت ها یا افراد که در این حوزه کار می‌کنندنمونه کار هایی که در این حوزه انجام شدهمقایسه کارهایی که در این حوزه انجام شدهشما میتونید در مورد هر کدوم از این‌ها یک مقاله‌ی بلند بالا تهیه کنید. اینجوری علاوه بر این‌که محتوای پر بار و بدرد بخوری خواهید داشت، خودتون هم کلی چیز جدید یاد می‌گیرید. احساس پیشرفت و یاد گرفتن مطالب جدید، کار محتوا نویسی رو براتون به شدت لذت بخش می‌کنه.این موارد فقط به ذهن من رسیدن و من فقط با خودم فکر کردم و همین الان همین‌ها رو نوشتم. افراد دیگه مطمئنا دیدگاه‌های کاملا متفاوتی به این موضوع خواهند داشت. حالا فرض کنیم نه کسی دور و برتون هست که فکرش رو بپرسید و نه چیزی به ذهن خودتون میرسه، اون موقع راه حل نوشتن محتوا‌های متفاوت چی خواهد بود؟جواب: گوگلتولید محتوای خلاق و هدفمند به کمک گوگلحالا وقتش رسیده که کلید واژه‌ها رو سرچ کنید. اما بلافاصله لینک اول رو باز نکنید! فقط عنوان‌های مقالات رو بخونید. در آخر صفحه سرچ گوگل یک سری کلید واژه پیشنهادی می‌رسید. این‌ها کلید واژه‌هایی هستند که افرادی که کلید واژه‌ای که شما سرچ کردید رو سرچ کردن، این‌ها رو هم سرچ کردن. تصویر زیر کلید واژه‌های پیشنهادی گوگل در زمینه &quot;تولید محتوا&quot; رو نشون میده. اگر که خوش شانس باشید ۸ تا کلید واژه بهتون پیشنهاد میشه ولی فرقی نمی‌کنه چه تعدادی باشه هر کدوم از اون‌ها میتونن یک موضوع برای نوشتن مقاله‌ای با کلید واژه‌ی مورد نظر شما باشند. به این ترتیب شما چندین تا محتوا با موضوعات کاملا متفاوتی به کارفرماتون تحویل میدید و خودتون هم از نوشتن محتواهای تکراری خسته نخواهید شد.نمیدونم چقدر تونستم منظورم رو برسونم ولی امیدوارم تونسته باشم مطلب مفید رو ارائه بدم و البته باعث افتخار من خواهد بود اگر که نظراتتون رو با من به اشتراک بذارید ❤️ممنونم که این متن رو تا آخر مطالعه کردیدنگین اسکندری http://negineskandari.com/ </description>
                <category>نگین اسکندری</category>
                <author>نگین اسکندری</author>
                <pubDate>Fri, 09 Oct 2020 20:33:01 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تاتی‌تاتی‌های تولید محتوا برای شروع!H1</title>
                <link>https://virgool.io/@negineskandari/%DA%86%DB%8C-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86-%D8%AA%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%DB%8C%DA%A9-%D8%B3%D8%A6%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1h1-hylvi82tx3gs</link>
                <description>من نگین هستم. مهندس عمرانی که آرزو داشت مدام سر ساختمان باشه و بعد از اینکه آوردنش توو کانکس بمونه رفت تا کارای دیگه‌ای رو تجربه کنه. من تا زمانی که به این جایی که هستم برسم و شغل الانم رو انتخاب کنم چندین و چند شغل عوض کردم. نمیتونم بگم توو همشون سعی کرم بهترین باشم و پیشرفت کنم و ... اما توو همشون سعی کردم با وجدان باشم و سر حرفی که میزنم بایستم.حالا از موضوع دور نشیم ....دوست داشتم تولید محتوا را این بار از دید من ببینید. این محتوا رو تا جایی که تونستم دوستانه نگهش داشتم ولی میتونه براتون آموزشی هم باشه (مثل همین Hهایی که کنار عناوین گذاشتم).از نظر من تولید محتوا برای سایت و شبکه‌های اجتماعی نه مثل کتاب‌هایی هست که به طور معمول میخونیم و نه مثل درس‌هایی که سال‌ها خوندیم!تولید محتوا خیلی خلاصه‌تر از کتاب و خیلی آموزنده‌تر از درس هست. و اگر که درست و اساسی و اصولی نوشته بشه خیلی بیشتر از اون‌ها هم خونده میشه.مشکلات کار محتوا نویسی H2کسانی که تولید محتوا می‌کنند، میدونن که محتوا نوشتن به سادگی خوندنش نیست. محتوا نویس‌های با وجدان قبل از نوشتن حسابی مطالعه میکنن و میخونن تا خودشون یاد بگیرن و به اون موضوع مسلط بشن و سعی میکنن یاد گرفته‌هاشون رو به زبان ساده‌تر و روان‌تر و با بیان خودشون بنویسند.بگذریم از اینکه گاهی قوانین گوگل به محتواهامون ضربه میزنه! مثلا یه محتوا نوشتی خیلی مفید هم نوشتی مطمئن هم هستی که خیلی خونده خواهد شد و ...که یهو میبینی شده 800 کلمه و باید 1000 کلمه می‌بوده!!! ای داد بیداد ... حالا بیا و 200 کلمه رو اضافه کن. چاره ای هم نیست! فقط میشه با طولانی کردن جملات  و از بین بردن جذابیتش و خسته کردن مخاطب برای خوندن مطالب اضافی، هی کلمه و جمله به متن اضافه کنی و جذابیت متن رو فدای کمیت تعداد کلمات کنی!کسی که محتوا رو سفارش داده هم گناهی نداره! به هر حال برای اینکه سایتش در گوگل بالا بیاد، باید کاربر رو در سایتش نگه داره و ارزشمند بودن سایتش را به گوگل اثبات کنه. برای همین هم هست که عموما مجبور هست که محتوای طولانی‌تری درخواست بده. البته این شیوه فعلا جواب میده باید ببینیم الگوریتم‌ها و ربات‌های گوگل در آینده چطور عمل خواهند کرد و چه تغییراتی خواهند داشت.محتوا‌نویس‌ها گاهی با کلید‌واژه‌های تکراری هم روبرو میشن! کلید واژه تکراری یعنی چی؟ فرض کنید کارفرمایی از شما خواسته با کلید واژه &quot;تولید محتوا در شبکه‌های مجازی&quot; محتوا تولید کنید. بعد از دو روز کارفرمای دیگه‌ای دقیقا همین کلید واژه رو بهتون میده و شما باید برای همین کلید واژه تولید محتوا کنید! با توجه به این که محتوا‌ها هم نباید به هیچ عنوان تکراری باشند، تنها خلاقیت یک محتوا نویس هست که این جور مواقع به کمکش میاد. مثلا برای یکی نکات مربوط به این موضوع رو مینویسه، برای یکی دیگه مزایا و معایبش رو و برای دیگری تاریخچه اون موضوع رو شرح میده. از نظر من این قضیه قشنگ‌ترین چالش شغل تولید محتوا هست.گذشته‌ی تولید محتوا H2خوشبختانه الان هر سایتی با هر موضوعی پیدا میشه و روزانه تعداد بالایی مطلب در موضوعات مختلف بارگزاری میشن ....برای همین هم کار تولید محتوا برای محتوا نویس‌ها راحت‌تر شده و با خوندن منابع فارسی به راحتی میتونن محتوا تولید کنند. یاد زمانی افتادم که برای تولید محتوا در یک مورد باید از منابع انگلیسی کمک می‌گرفتیم و خودمون عکس تهیه می‌کردیم یا حتی تحقیق می‌کردیم تا بتونیم یک محتوا رو بنویسیم. تازه اون موقع‌ها برای نوشتن محتوا به این صورتی که الان مرسوم هست و به ازای هر کلمه هزینه‌ای پرداخت نمیشد!زمان‌هایی بود که وقتی سایتی رو باز می‌کردیم با یک سایت خالی روبرو می‌شدیم که برای بدست آوردن چیزی که می‌خوایم ما رو مدام به پایین صفحه راهنمایی می‌کرد و پایین صفحه لینک دیگه‌ای قرار می‌داد. یک لینک از خود همون سایت... . اون زمان‌ها به ارزش لینک‌دهی‌های داخلی صفحات (یعنی اینکه در یک صفحه از سایت، لینک صفحه دیگه‌ای از سایت رو قرار بده و کاربر بین صفحات داخلی سایت هی بگرده ) رو نمیدونستم! حتی به این موضوع دقت هم نمی‌کردم که چرا پایین اومدن در یک صفحه از سایت و رفتن به صفحه دیگه‌ای از سایت انقدر مهم هست!قوانین تولید محتوای امروزی H2مهم‌ترین اصلی که در ابتدا به هر محتوا نویسی گفته میشه اینه که: محتوای تکراری ممنوع! H3این به این معنی نیست که در مورد یک موضوع چیز‌های کاملا جدیدی بنویسید! مثلا وقتی دارید در رابطه با محتوا نویسی و تولید محتوا صحبت می‌کنید با یک سری قوانین ثابت طرف هستید و نمیتونید این قوانین را در محتوای خودتون نیارید! بلکه به این معنی هست که شما باید مقالات مربوط به اون موضوع رو بخونید و هر چیزی که یاد گرفتید رو به زبان خودتون بنویسید. به این ترتیب یک محتوای یونیک و غیر تکراری تولید کردید.استفاده درست از کلید واژه ها در متن h3دومین اصل تولید محتوا، درست استفاده کردن کلید واژه هاست! یعنی اینکه کلید واژه‌ای که بهتون دادند رو کجا‌های متن بذارید که گوگل خوشش بیاد، چجوری استفاده کنید که از خوانایی متن کم نشه و کاربر خوشش بیاد، چه عبارات کلیدی همراه با کلید واژه‌ی اصلیتون استفاده کنید که متن پر‌بار‌ تر و قابل توجهی داشته باشید. برای مثال خوبه بدونید که اگه در کنار کلید واژه‌ی اصلیتون از هم خانواده‌های اون کلید واژه هم استفاده کنید، مقاله شما سریع‌تر بالا خواهد اومد (این موارد رو مدیون این هستیم که ربات‌های گوگل روز بروز با هوش‌تر میشن.)عامیانه نوشتن ممنوع!H3درسته که متنی که دارید الان میخونید کاملا عامیانه نوشته شده ولی جالبه بدونید که گوگل روی غلط املایی حسابی حساس هست و با کلمات عامیانه آشنایی چندانی نداره! (یعنی ممکن هست که کلمات عامیانه را به عنوان غلط املایی به حساب بیاره) علاوه بر این کاربر‌ها هم عادت کردند که رسمی بخونند و این موضوع که متن عامیانه‌ای رو عده زیادی از خواننده‌ها بپسندند و تا آخر ادامه بدن بعید به نظر میرسه.هدینگ گذاری محتوا یا عنوان بندی متن H3این قانون جزو شیرین‌ترین قوانین تولید محتوا به حساب میاد. و برای این‌که من از این قانون خوشم میاد و برای من مثل بازی میمونه میخوام کمی بیشتر در موردش توضیح بدم.هدینگ‌گذاری متن مثل یه درخت میمونه. فرض کنید یک درختی دارید که شاخه‌هاش قطر‌های متفاوتی دارند. برای هر قطری هم نامی رو انتخاب کردن. بزرگ‌ترین قطر اسمش H1 هست که تنه اصلی درخت به حساب میاد. همون طور که تمام درخت‌ها یک تنه اصلی دارند، محتوا هم فقط یک عنوان اصلی داره که با H1  مشخص میشه. قطر بعدی H2 هست و قطر‌های بعدی به ترتیب H3  و H4 و H5  و H6 هستند. فکر کنم نیازی به توضیح نباشه که قطر H2 از H1کمتر و از H3بیشتر هست! برای همین هم H2 ارزشمند‌تر از H3 به حساب میاد و گوگل بهش بهای بیشتری میده!دوست دارم قبل از خوندن ادامه متن به این سوالات من جواب بدید: H41. اگر که ما H3 داشته باشیم در حالی که H2 نداشته باشیم، متن استانداردی خواهیم داشت؟ یعنی فرض کنید یک مقاله‌ای نوشتیم و H1 که تنه اصلی به حساب میاد و حتما داریم و حالا میخوایم عنوان بعدی رو بنویسیم، آیا میتونیم h2  رو ننویسیم و عنوان بعدی رو H3 نام گذاری کنیم؟2. اگر بعد از هدینگ H3 ، هدینگ H2قرار بدیم، آیا هدینگ H2 ای که قرار دادیم زیر شاخه هدینگ H3هست؟ یا زیر شاخه‌ی هدینگ H2 قبلی هست؟ یا زیر شاخه هدینگ H1 ؟3. چرا در اغلب مقالات H4  و H5  و H6 نداریم؟4. فرض کنید آخرین عنوانی که در محتوا میذاریم را با کلمه‌ی &quot;نتیجه گیری&quot; مشخص کردیم و هدینگ قبلی اون H3 است، حالا عنوان &quot;نتیجه گیری&quot; رو در چه گروهی قرار میدید؟ H2؟ H3؟ یا H4؟پاسخ سوالات هدینگ گذاری: H4قبل از خوندن جواب سوالات لطفا لطفا لطفا خوب فکر کنید. این سوالات مربوط به سئو محتوا هستند و سئوی محتوا موضوعی کاملا منطقی هست. پس کافی هست که خودتون رو یک بار جای ربات گوگل قرار بدید تا بتونید به این سوالات جواب بدید.جواب سوال1 (جا انداختن یک هدینگ!) H5در هدینگ گذاری محتوا امکان نداره که بدون حضور H2 در مقاله، H3 ای وجود داشته باشه. چون هر هدینگی زیر شاخه‌ی هدینگ قبل از خودش هست و اگر هدینگ قبلیش نباشه نمیتونه بپره بره به هدینگ دوتای قبلیش وصل بشه. پس حتما حواستون به این موضوع باشه.جواب سوال2 (ترتیب عنوان بندی محتوا) H5همون طور که گفتم عنوان بندی مقالات سایت یا به اصطلاح خودمون &quot;هدینگ گذاری&quot; محتوا مثل درخت شاخه به شاخه هست! امکان نداره که از یک شاخه‌ای که قطر خیلی کمی داره، شاخه‌ای که قطر خیلی بالایی داره خارج بشه.پس ما وقتی محتوایی که تولید کردیم رو عنوان گذاری می‌کنیم باید بدونیم که تمام H2هامون زیر شاخه‌ای از H1مون هستند و H3هایی که قرار میدیم زیر شاخه‌ای از H2ای هست که دقیقا قبلش اومده.با این حساب در عنوان‌هایی که می‌نویسید H2ها رو تماما مربوط به عنوان اصلی H1بنویسید و H3هاتون رو طوری تنظیم کنید که مرتبط با H2 قبل از خودشون باشند.جواب سوال3 (مظلوم واقع شدن یک سری از هدینگ ها در محتوا) H5گوگل مثل باغبانی میمونه که داره به درختش رسیدگی می‌کنه. همون جوری که باغبان‌ها بیشتر حواسشون جمع شاخه‌های قطور‌تر هست که مبادا کرم خوردگی داشته باشن یا ضعیف و شکننده بشن، گوگل هم به هدینگ‌های اول و دوم و سوم خیلی بیشتر ارزش قائل هست و خیلی براش مهم هست که این هدینگ‌ها مرتبط با متن باشند و کلمه کلیدی رو داشته باشند و ... .برای همین هم هست که هدینگ‌های بعدی مورد ظلم محتوا نویس‌ها قرار می‌گیرند و توجهی بهشون نمیشه! من در این متن تمام هدینگ‌ها رو مشخص کردم و تا H6 استفاده کردم! تا هم نشون بدم که استفاده از این هدینگ‌ها چقدر میتونه مفید باشه و هم کمی از مظلومیتشون کم کنم! شما هم اگر که محتوا نویسی می‌کنید خصوصا که اگه محتوایی که مینویسید طولانی هست، لطفا به این موضوع بها بدید.«کنار هر عنوان Hای مشخص شده. بعد از خوندن کامل متن میتونید برید از اول Hها رو بررسی کنید تا کاملا متوجه منظور من بشید.»جواب سوال4 (هدینگ نتیجه گیری) H5اگر در زیر عنوان نتیجه گیری‌تون، کلمه کلیدی رو استفاده نکردید (مثلا در متنی که در رابطه با &quot;تولید محتوا&quot; تنظیم کردید، ننوشتید &quot;نتیجه گیری از موضوع تولید محتوا&quot; بلکه فقط نوشتید &quot;نتیجه گیری&quot;) این عنوان باید بی‌ارزش‌ترین زیر عنوان مقالتون باشه و چون زیر عنوان قبلی H3 هست پس این زیر عنوان &quot;نتیجه گیری&quot; در هدینگ H4 قرار میگیره! چون شما عموما نیازی ندارید که گوگل به کلمه‌ی &quot;نتیجه گیری&quot; در مقاله‌ی شما اهمیت بده و به احتمال زیاد خودتون هم این زیر عنوان رو برای افزایش دادن تعداد کلمات محتواتون نوشتید.ولی اگر که کلمه کلیدی رو در پس و پیش این کلمه قرار دادید (مثلا نوشتید &quot; نتیجه گیری کلی در خصوص تولید محتوا &quot;) میتونید براش هر هدینگی (H2 یا H3 یا H4) براش قرار بدید و این موضوع کاملا بستگی داره به سلیقتون و اهمیت پاراگرافی که قرار هست در توضیح اون زیر عنوان بنویسید.نتیجه گیری H6تولید محتوا و محتوا نویسی یکی از شیرین‌ترین کارهایی هست که میشه به صورت دور کاری انجام داد و جزو کار‌های بروزی هست که شما ضمن نوشتن محتوا، به صورت ناخود آگاه کلی مطلب جدید یاد می‌گیرید و کلی ایده به سراغتون میاد. پس از محتوا نویسی و ارزش این کار غافل نشید و درآمدی که میتونید به صورت پاره وقت یا تمام وقت از این کار در بیارید رو از دست ندید.ممنون میشم اگر که نظراتتون در رابطه با این مقاله رو برای من بنویسیدارادتمند شمانگین اسکندری http://negineskandari.com/ </description>
                <category>نگین اسکندری</category>
                <author>نگین اسکندری</author>
                <pubDate>Wed, 07 Oct 2020 21:15:28 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>