<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Lady noon</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@neginoop</link>
        <description>نویسنده‌ی پاره‌وقت ، کتابخون همیشگی 
قول نمیدم اما شاید به دردت خورد... :)</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 05:59:25</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/2616394/avatar/HXHkJO.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Lady noon</title>
            <link>https://virgool.io/@neginoop</link>
        </image>

                    <item>
                <title>وطن و تن؟</title>
                <link>https://virgool.io/@neginoop/%D9%88%D8%B7%D9%86-%D9%88-%D8%AA%D9%86-ggeobowiws6w</link>
                <description>اگه یک روز آزاد بودیم و هنوز نفس می‌کشیدیم برات این روز هارو تعریف می‌کنم تا بدونی خاکی که توش زندگی می‌کنی چجوری آزاده...از روز هایی برات می‌گم که غم دیگه فقط یک کلمه نبود و زندگی آدم هایی در مختصات جغرافیایی این جهان بود...از روزهایی که افکار و نگرانی ها و نظر ها فقط روی کاغذ می‌اومد اونم با ترس و کسی حق حرف زدن نداشت...از روز هایی که شب بود و شب هایی که تموم نمی‌شد  و سیاهی که سپید نمی‌شد و بیچاره مردم این آبادی...و بیچاره من و بیچاره قلمم که زیر بار غم این نوشته و این زمان کم میاره...</description>
                <category>Lady noon</category>
                <author>Lady noon</author>
                <pubDate>Fri, 23 Jan 2026 16:57:11 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>من اگه شاعر بودم...</title>
                <link>https://virgool.io/@neginoop/%D9%85%D9%86-%D8%A7%DA%AF%D9%87-%D8%B4%D8%A7%D8%B9%D8%B1-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%85-qozcoqf9diwq</link>
                <description>من اگه شاعر بودم چشماتو غزل می‌کردم،زلفاتو مثنوی...خودمم می‌شدم شاعره‌ی دیوانه‌ی دل‌سوخته!اما خب شاعر نیستم و تهش بتونم یه نویسنده‌ی قلابی عاشق باشم...اگه شعر دوست نداشت چی؟اشکالی نداشت خودم براش فروغ می‌خوندم،سایه می‌خوندم و برای سایه تار تار مژه هاش یه دور غش و ضعف می‌کردم...از عشق شاملو می‌گفتم و آیدا می‌شدم،از نامه های کامو می‌گفتم و ماریا می‌شدم...کاش شاملو بودن بلد بود...ولی اگه من شعر بودم و سواد خوندن نداشت چی؟اگ</description>
                <category>Lady noon</category>
                <author>Lady noon</author>
                <pubDate>Mon, 19 Jan 2026 00:59:56 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آخر خط</title>
                <link>https://virgool.io/@neginoop/%D8%A2%D8%AE%D8%B1-%D8%AE%D8%B7-ykcjhex3nuki</link>
                <description>حدود سه سال از آخرین حضورم در اینجا میگذره و زندگی خیلی پر پیچ و خم تر از اونچه که فکر میکردم بود...اینجام تا یه چیز خیلی مهم رو بهتون بگم و امیدوارم اون کسی باشید که نیاز داره اینو بخونه!اگه زیر ۲۰ سال سن دارید و قلبتون شکسته یا فکر می‌کنید نویسنده داستان شما زیادی بی رحمه باید بهتون بگم شما هنوز وارد داستان هم نشدید!و صرفا زندگیتون الان پیش نویس داستان واقعیه شماست!تو داستان بعضیا شما نقش آدم خوب رو دارید و تو داستان بعضی دیگر آدم بده داستانید اما مهم اینه تو زندگی خودتون نقش اول شمایید و کسی که داستانو رقم میزنه هم شمایید؛ پس عزیزانم از نوشتن نترسید و جوهر هدر بدید هرچی که میخواید بکشید و بنویسید و زندگی کنید چون این زندگی شماست!هیچوقت نمیفهمید این آخر خطه تا زمانی که دیگه قادر به نوشتن نباشید!شما قراره حس های زیبای زیادی رو تجربه کنید که روحتون ازش خبر نداره پس نا امید نشید و ادامه بدید چون یک زندگی طولانی پیش رو دارید...به شخصه این نویسنده هروقت نوشته های سال های پیشش رو میخونه می‌فهمه زندگی چقد پیچیده تر و غیرقابل انتظار تر از آنچه که فکر میکنه هست.تاریکی به کامقوینینی</description>
                <category>Lady noon</category>
                <author>Lady noon</author>
                <pubDate>Fri, 16 Jan 2026 21:57:15 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نظریه نامحبوب؟!</title>
                <link>https://virgool.io/@neginoop/%D9%86%D8%B8%D8%B1%DB%8C%D9%87-%D9%86%D8%A7%D9%85%D8%AD%D8%A8%D9%88%D8%A8-zuflj3npnxcm</link>
                <description>یه نظریه نامحبوب هست که میگه خوب بودن یا بد بودن فصل پاییز بستگی به احساسات آدما داره! میتونه بهترین فصل یک نفر و بدترین فصل یکی دیگه باشه! میتونه برای یکی آغاز باشه و برای یکی دیگه پایان!بنظرم یکی از زیبایی های زندگی همین فصل هاست که احساسات مختلفی رو به قلب آدم تزریق میکنه.                  بعضیا هم میگن پاییز اومد تا نشون بده رها شدن هم میتونه قشنگ باشه. میدونی! بنظرم کسی که پالت رنگ این فصل رو انتخاب کرده الله وکیلی خوش سلیقه بوده. اگه بخوام براتون یک صحنه رویایی از این فصل توصیف کنم اینجوری میگم که : بارون باشه ،بارون پاییزی نم نم،تنهایی تو تراس خونه بشینی و درباره نظریه های مختلف فیلسوفای مختلف درباره عشق کتاب بخونی راستی؛ یک لیوان هات چاکلت یا چای هم باشه! حتما میگید چرا نگفتم قهوه؟ خب هم نمیخواستم خیلی کلیشه باشه هم اینکه زیاد قهوه دوس ندارم ( بین خودمون باشه طرفدار چای ام)هومم راستی پیاده روی هم خیلی فاز میده تو این فصل،اگه نظر منو بخواید میگم تنهایی هم حال میده اما میتونید با کسی که دوسش دارید هم امتحان کنید.حرفام تموم شد،راستی؛حالمم خیلی خوبه.</description>
                <category>Lady noon</category>
                <author>Lady noon</author>
                <pubDate>Sun, 22 Oct 2023 00:03:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حس خوب اما تلخ</title>
                <link>https://virgool.io/@neginoop/%D8%AD%D8%B3-%D8%AE%D9%88%D8%A8-%D8%A7%D9%85%D8%A7-%D8%AA%D9%84%D8%AE-oxlygye5lrbl</link>
                <description>ادمای زیادیو دیدم که بخاطر عشقشون کارای عجیب غریب میکردن کارایی که ادم بخاطر خودشم کم پیش میاد انجام بده و همیشه و هنوز برام تعجب اوره که چی میشه که ادما این کارا رو میکنن.هیچوقت عشق رو درک نکردم چون هیچوقت چیزی بالاتر از عشق به خویشتن و نهایتا خانواده ادم پیدا نکردم و احساس نکردم.اما بنظرم باید چیز خطرناکی باشه چیزی که باعث میشه ادما بدون فکر به منطق پیش برن صددرصد چیز امنی نیست و صدالبته قدرتمنده .یه چیز جالبه دیگه اینه که اکثریت عشق های اساطیری که تو ذهنمون حک میشه یا برامون تداعی میشه با شنیدن اسمش،عشق هاییه که توش فراغ دارن و غم دارن و دوری میکشن!اونجا هاست که خاص بودن این حسه مشخص میشه و راستشو بخواید بنظرم هرچقدرم خوب باشه تلخه صددرصد.حسه خوب اما تلخ...</description>
                <category>Lady noon</category>
                <author>Lady noon</author>
                <pubDate>Sat, 21 Oct 2023 20:51:20 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قهرمان خودت باش</title>
                <link>https://virgool.io/@neginoop/%D9%82%D9%87%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%AA-%D8%A8%D8%A7%D8%B4-m7xcybmwp3qa</link>
                <description>اکنون که مینویسم حال روحی مساعدی دارم. یعنی در تلاشم داشته باشم،این روز ها در حال رسیدگی به روح خود هستم.دارم سعی میکنم توقعی از هیچکس نداشته باشم اینگونه دیگر احتمال ناراحت شدنم بسیار کم میشود.                                     متوجه شدم تمامی حرف ها دو پهلو هستند و در اکثر مواقع آدم ها حرف های را بهمان میزنند که حدس میزنند دوست داریم بشنویم!قرار نیست همه ی آدم ها ما را دوست داشته باشند یا از ما خوششان بیاید و این کاملا طبیعی است.فکر خودت را درگیر این موجودات نکن.برای خودت زندگی کن و خود واقعیت را نشان بده تا دوستداران واقعی خود را بیابی،کسانی که قسمت های تاریک تو را نیز میپذیرند.در داستان بعضی ها تو قهرمان و در داستان بعضی دیگر تو نقش منفی هستی اما مهم نیست!                             چیزی که مهم هست داستان خود توست! که نقش اول این داستان به تو تعلق دارد،در داستان خود نقش قهرمان خودت را بازی کن./  هیچ اشکالی ندارد که بعضی وقت ها حالت بد باشد  /راستی! نوشتن حالم را بهتر میکند.</description>
                <category>Lady noon</category>
                <author>Lady noon</author>
                <pubDate>Thu, 21 Sep 2023 14:23:00 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>باگ خلقت</title>
                <link>https://virgool.io/@neginoop/%D8%A8%D8%A7%DA%AF-%D8%AE%D9%84%D9%82%D8%AA-wcepladcv6uj</link>
                <description>میدونید از باگای خلقت چیه ؟کشفش کردم!  اینه که نمیتونیم حسارو ذخیره کنیم برای روز مبادا.مثلا بغل یکیو نمیشه ذخیره کرد برای روزایی که نداریش حس تکیه گاه بودن کسیو نمیشه ذخیره کرد برای وقتی که نیست.تلخه ها؛فکرشو بکنید تک تک کسایی که دوسشون دارید رو میتونستید حس بودنشونو ذخیره کنید تا وقتی برای همیشه نداشتیدشون دلتنگ نشید.باگ بزرگیه⁦:⁠-⁠)⁩من اگه خدا بودم این ویژگی رم اضافه میکردم خدای مهربونی میشدما...تلخ ترین قسمت از دست دادن همینه صددرصد زندگی تموم نمیشه و اون فرد یه مدلی یه جایی زندگی ادامه داره براش این مایییم که میمونیم و حوضمون⁦:⁠-⁠D⁩ما میمونیم و دلتنگیه و بازم ما میمونیم و دریای کاش ها!ما میمونیم و ای کاش فلان کار کرده بودم وقتی بود...برید کسایی که دوست دارید رو بغل کنید،ابراز علاقه کنید،حس خوب بگیرید و سعی کنید ذخیرش کنید.تو ذهنتون نگهش دارید ازش عکس بگیرید تا در اینده کمتر غصه شو بخورید.</description>
                <category>Lady noon</category>
                <author>Lady noon</author>
                <pubDate>Wed, 02 Aug 2023 03:12:32 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کنترل خشم</title>
                <link>https://virgool.io/@neginoop/%DA%A9%D9%86%D8%AA%D8%B1%D9%84-%D8%AE%D8%B4%D9%85-iqlsblte0gtm</link>
                <description>بعد یه تاخیر طولانی سلامدلم برای اینجا تنگ شده بود⁦:⁠-⁠)⁩  حقیقتا روزای جالبی رو میگذرونم.دارم تمرین میکنم کمتر عصبانی بشم و اگه عصبانی میشم حرفی نزنم یا تصمیمی نگیرم.راهکارامم سادس مثلا میرم دوش اب سرد میگیرم میرم حواسمو پرت میکنم آهنگ گوش میکنم اما به هیچ عنوان حرف نمیزنم چون میدونم حرفام مثه بهمن میریزه رو سر طرف مقابل.واقعا راضیم از این تلاش.وقتی کمتر عصبانی بشم و زمان عصبانیت حرفی نزنم باعث میشه از بحثای ادامه دار هم دور بمونم.شمام امتحانش کنید قول میدم پشیمون نمیشید.میدونید وقتی عصبانیم مغزمون درست کار نمیکنه و فقط میخایم به یه نتیجه ای برسیم!حالا اینکه نتیجه چیه؟ اصلا برامون مهم نیست و مشکل همینجاس.بعدش که عصبانیت خوابید و همه چی اروم شد تازه عوارضشو میبینیم.مهربون باشیم.</description>
                <category>Lady noon</category>
                <author>Lady noon</author>
                <pubDate>Wed, 02 Aug 2023 03:04:01 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مهربون باشیم</title>
                <link>https://virgool.io/@neginoop/%D9%85%D9%87%D8%B1%D8%A8%D9%88%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%85-geikanacelij</link>
                <description>امروز رفته بودم دندون پزشکی کار داشتم رفتار یکی از اعضای پذیرش اذیتم کرد ینی بهتره بگم ناراحتم کرد ، میدونی وقتی شما جایی کار میکنی داری در ازای کاری که میکنی پولتو میگیری پس لطفی نمیکنی در واقع داری وظیفت انجام میدی پس باید درست انجامش بدی.میفهمم ها همه ی ما ها بعضی روزا ناراحتیم حوصله نداریم اما خب اول اینکه اون مراجعه کننده از حال ما خبر نداره بعدم اینکه همه ادما از گرما و شلوغی و سختی کار خسته میشن اما نباید سر بقیه خالی کنیم بلکه باید با اخلاق خوش جوابشون بدیم.همونجا یکی از نرسا انقد خوش اخلاق بود که ادم لذت میبرد،برام عجیب بود که تو یه روز تو یه جا انقد ادمای متفاوت وجود دارن.راستشو بخاید این قضیه جالبه برام اینکه این همه ادم با طرز فکرای متفاوت داریم کنار هم زندگی میکنیم و سخته ها اصلا اسون نیست اینکه همزمان که داری زندگی خودتو هندل میکنی حال و روحیه بقیه ادمارم در نظر بگیری اونم ادمایی که نمیشناسیشون و بیشترشون ینی باید بگم 99 درصدشون برای اولین بار داری میبینی.میدونی چجوری باید برا این قضیه تلاش کنیم؟ میدونی چجوری باید برا این قضیه تلاش کنیم؟ .ی رفتاری میبینید که ازار دهندس به این فکر کنید این ادمم مثه منه دیگه چرا باید اینجوری کنه یا با خودتون بگید شاید متوجه کارش نیست.یه حرکت دیگم هس که خیلی کمک میکنه اونم اینه که به این فکر کنید که اگه خودتون همچین کاری میکردین دوس داشتین باهاتون چه رفتاری بشه؟ اما بیاید تو این قسمتش صادق باشید و حقیقتو بگید.زیاد حرف زدم اما وظیفه خودم میدیدم اینارو بگم بهتون.خیلی دوستون دارم مرسی که وقت گذاشتید خوندید.</description>
                <category>Lady noon</category>
                <author>Lady noon</author>
                <pubDate>Tue, 20 Jun 2023 23:05:04 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>درس امشب(میدونم اسم بدیه)</title>
                <link>https://virgool.io/@neginoop/%D8%AF%D8%B1%D8%B3-%D8%A7%D9%85%D8%B4%D8%A8%D9%85%DB%8C%D8%AF%D9%88%D9%86%D9%85-%D8%A7%D8%B3%D9%85-%D8%A8%D8%AF%DB%8C%D9%87-mveyktbapeow</link>
                <description>امروزم مثه اکثر مواقع تا 2 خوابیدم نمیدونم چرا چند روزه اینجوری شدم دلم میخاد با تختم ازدواج کنم میدونم مسخرس اما واقعا دلم میخواد مامان بابام رفتن مسافرت فردام میخوام برم خونه دوستم و خب میدونم فردا قراره بیشتر از امروز خوش بگذرهدیشب برای اولین بار اینترنتی چیزی سفارش دادم و منتظرم برسه دستم میدونم شاید الان اینجوری باشید که خب به ما چه اما دلم میخاد اینارم بگماها راستی ، هم اکنون صدای منو از وسط امتحانا دارید میشنوید خلاصه بد وضعیه منم که حوصله خوندن ندارمدرس امشب اینه که عزیزای من هیچوقت صد خودتون رو برای کسی نزارید میدونم کلیشه به نظر میاد اما واقعیت همینه و منم قول دادم همیشه از واقعیتا براتون بگم بهترین شخص زندگیتونم میتونه در وضعیتی قرار بگیره که به ضررتون کار کنه ، نمیگم بدبین باشید فقط میگم توقعتون بیارید پایین از آدما تا ضربه نخورید.تنها کسایی که میشه بعد خودتون بهشون اعتماد کنید خانوادتونه و بس میدونید وقتی توقعتون از این موجودات دو پا پایین باشه هر چیم ببینید ازشون شوکه نمیشید پس هیچوقت هیچکسو حتی تو تصوراتتون بزرگ نکنید آدمارو اندازه ای که هستن ببینید نه بیشتر نه کمتر.اها یه چیز دیگم بگم تو این روزا که داریم از گرما آبپز میشیم آب بیشتر بخورید(حالا یکی باید به خودم بگه ها) ولی اره دیگه اب زیاد بخورید حرص دنیا  ادماش رو هم نخورید ارزش ندارنمرسی که وقت گذاشتید خوندید ، برام ارزوهای خوب کنید. تاریکی به کام</description>
                <category>Lady noon</category>
                <author>Lady noon</author>
                <pubDate>Sun, 18 Jun 2023 21:30:19 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>