<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های نیما حسن زاده</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@niiimahz</link>
        <description>نیمچه پزشک + نیمچه دیجیتال مارکتر |‌ ازونجایی که علاقه خاصی به بُعد پزشکی خودم ندارم، اینجا از تجربیاتم کار در فضای دیجیتال مینویسم. (وبسایت: https://niiimahz.com)</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 13:18:43</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/5065/avatar/PcqaKZ.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>نیما حسن زاده</title>
            <link>https://virgool.io/@niiimahz</link>
        </image>

                    <item>
                <title>از مسیر تکاملی خودت فرار نکن | نیمانُت ۶</title>
                <link>https://virgool.io/@niiimahz/%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%B1-%D8%AA%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%84%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%AA-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%B1-%D9%86%DA%A9%D9%86-%D9%86%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%86%D9%8F%D8%AA-%DB%B6-b85uoschhwbm</link>
                <description>مقایسه ها و انتظارات بیجا باعث میشه یه سری آدما از مسیر طبیعیِ تکامل خودشون فرار کنن.اینکه می بینیم امروز خیلی ها عشق و شوق یک شبه پولدار شدن و رسیدن به سقف ساختمون موفقیت رو دارن، از همین موضوع نشأت می گیره.نمیدونم تاثیر چی بود و از کجا اومد، ولی چیزی که میدونم اینه که این سطح از انتظار اشتباهه! یک درخت با دوبرابر کود و آب دادن، دوبرابر زودتر رشد نمیکنه یا 9 تا خانم نمیتونن تو 1 ماه، یک نوزاد بدنیا بیارن!هرچیزی زمان و مسیر طبیعی خودش رو می طلبه. توی کار، توی بیزینس، توی مسیر پیشرفت شغلی، قانون همینه.اگر برای رسیدن به پله های بالاتر صبر نداری، من نمیتونم آینده روشنی رو برات متصور باشم. اینکه انتظار داری 5 ماه بعد شروع کارت، به عنوان یک متخصص شناخته بشی و پروژه های بزرگ رو بگیری، انتظار عاقلانه ای نیست.باز هم برای مثال از نیمای فریلنسر استفاده می کنم. این آقا نیما 5 6 ساله که داره کار سئو میکنه ولی 80% پیشرفتش مربوط به سال آخر فعالیتشه. چرا؟ چون مسیرش به نقطه سوددهی رسیده.نیمای داستان ما از روز اول دنبال درآمد زیاد بود، ولی انتظارش رو نداشت! گرچه آدم صبوری نیست ولی استثنأ تو این یک مورد صبر داشت.من صبر کردم، تجربه کسب کردم، ارتباط گرفتم، یاد گرفتم و در نهایت باز صبر کردم. این شد که الان اینجایی که هستم، ایستادم.اگر از روز اول دنبال پروژه بزرگ می رفتم، شاید یکی دوماه درآمدم خیلی زیاد می بود ولی قطعا ماه سوم که کارفرما می دید هیچ نتیجه و بازخوردی نگرفته، پروژه رو قطع می کرد و اعتبار کاری من زیر سوال می رفت. اعتباری که تازه داشته جون می گرفته و من با عجول بودن خودم، تبر به ریشه اش زدم.اما الان، بعد 5 6 سال کار، خیلی راحت و با اعتماد بنفس میتونم پروژه بزرگ بگیرم. میتونم انتظار درآمدهای بیشتری داشته باشم. حتی اگر شکست هم بخورم، نهایتا یکی از شاخه های درخت اعتبارم رو شکستم، نه اینکه کل ریشه رو قطع کنم.پس صبر داشته باشیم و مسیر تکاملی خودمون رو طی کنیم. بذاریم به قول دوست وایرال اینستاگرامی‌مون، کاااااار تمیز دربیاد :)* برای خوندن همه نیـمانُت‌ها &gt;&gt;&gt; اینجا بزن (اگر خوندی و حال کردی، دنبالم کن.)</description>
                <category>نیما حسن زاده</category>
                <author>نیما حسن زاده</author>
                <pubDate>Sat, 16 Mar 2024 16:38:50 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بریف نویسی، قدمِ صفرِ یک همکاری موثر | نیمانُت ۵</title>
                <link>https://virgool.io/@niiimahz/%D8%A8%D8%B1%DB%8C%D9%81-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D9%82%D8%AF%D9%85%D9%90-%D8%B5%D9%81%D8%B1%D9%90-%DB%8C%DA%A9-%D9%87%D9%85%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%85%D9%88%D8%AB%D8%B1-%D9%86%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%86%D9%8F%D8%AA-%DB%B5-ndrlmfscsh6g</link>
                <description>بریف نویسی موضوعی هست که من مدت‌ها ازش غافل بودم و تقریبا 4 5 سال بدون اون جلو می رفتم. خیلی هم بد نبود، ولی خب خیلی هم عالی نبود!بریف نویسی، صفراُمین قدم شروع یک همکاری موثر بین شما و کارفرماست. اگه بخوام از یک تشبیه استفاده کنم، میتونم به تشابه بریف با اون لحظه که میگن «آقا دوماد و عروس خانوم برن تو اتاق صحبتاشونو با هم بکنن»، اشاره کنم.آقا داماد و عروس خانوم وقتی برای اولین بار تو جلسه خواستگاری (تو بخون مذاکره) میرن تو اتاق و شروع می‌کنن با هم صحبت کردن، در واقع می‌خوان اولین حرفا رو بزنن و یک سری چیزها رو با هم طی کنن، یعنی یه‌جورایی بریف به طرف مقابل بدن!تو کار هم همینه. اول شروع هر پروژه‌ای باید با کارفرما، یا اگه مدیر هستی با سرمایه انسانی‌ات، سنگاتونو وا بکنین. خیلی واضح و شفاف، بگین چی می خواین، چی ارائه میدین، چه قیمتی مدنظرتونه و ... .همین گفتنه که به نظر خیلیا (علی‌الخصوص نیمای 2 3 سال پیش) ساده و بدیهیه و نیازی بهش نیست، قراره گره‌های زیادی از مشکلات احتمالی آینده‌تون باز کنه.حالا دقیقا تو بریف چی بنویسیم یا چی درخواست کنیم؟ به نظر من این موارد لازمه:هدف چیه؟مخاطب کیه؟چه کانال توزیعی در نظر داری؟خطوط قرمز سازمان شما چیه؟کلمات کلیدی تبلیغ/فیچرهای اصلی محصول‌تون چیه؟معیار اندازه گیری موفقیت‌ پس از اتمام پروژه چیه؟انتظارت از بازدهی این پروژه چیه؟ دوست داری به کجا برسی؟حدود بودجه ای که در نظر گرفتی، چقدره؟آیا تا بحال پروژه مشابه انجام دادی؟ موفق بودی یا شکست خوردی؟ دلیلش؟و ...این ها مواردی بود که من با کمک منبع الهام (که پایین پست ذکر کردم) به اضافه تجربه شخصی خودم نوشتم. اما طبیعیه که لیست به همین جا ختم نمیشه.قطعا در پروژه های مختلف و در اسکیل و حجم و اندازه‌های متفاوت، سوالات و جزئیات بیشتری رو میشه درخواست کرد و داخل فرم بریف آورد.همه این‌ها باعث میشه همون ابتدای انجام کار، به یک توافق دوطرفه برسیم و هر دو طرف ماجرا به یک سمت حرکت کنیم.این همسو بودن حرکت از ابتدای مسیر، باعث جلوگیری از کلی مشکل و اتفاق در آینده میشه و خب چه بهتر که از همون اول جلوی ضرر رو بگیریم، چرا که غنیمته! البته تا جایی که یادمه باید ماهی رو تازه از آب می گرفتیم :)- منبع الهام : ارائه پارسا کاکویی در رویداد «صبحانه با طعم کسب و کار»* برای خوندن همه نیـمانُت‌ها &gt;&gt;&gt; اینجا بزن (اگر خوندی و حال کردی، دنبالم کن.)</description>
                <category>نیما حسن زاده</category>
                <author>نیما حسن زاده</author>
                <pubDate>Thu, 14 Mar 2024 15:01:19 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فریلنسر یک جانبه نباشیم | نیمانُت ۴</title>
                <link>https://virgool.io/@niiimahz/%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%84%D9%86%D8%B3%D8%B1-%DB%8C%DA%A9-%D8%AC%D8%A7%D9%86%D8%A8%D9%87-%D9%86%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%85-%D9%86%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%86%D9%8F%D8%AA-%DB%B4-huqx9emezhhs</link>
                <description>فریلنسری برای خودش دنیاییه! دنیایی پر از رمز و راز با یک مسیر و جاده مه آلود و تاریک و خوف...توصیف ادبی رو بیخیال، فریلنسری یه‌جور بیزینسه. فکر نکن الان که نشستی کنج خونه و لپ تاپ رو گذاشتی رو پاهات و داری کارت رو انجام میدی، راهت درسته و قراره با همین فرمون بری. نه عزیز من!فریلنسری یعنی یک کسب و کار همه جانبه. تو به تنهایی هم باید بخش پروداکت یا محصول رو هندل کنی، هم باید بخش فروش و بازاریابی رو هندل کنی و هم بخش پشتیبانی و CRM.سخت شد نه؟نه، اونقدرا هم سخت نیست، نمی خوام بترسونمتون. هرچی باشه اسکِیل یا مقیاس کار کوچیکه و در حد یک نفره، ولی نباید این موضوع مهم رو فراموش کنی که تو علاوه بر انجام دادن کارهای تخصصی‌ات، وظایف دیگه‌ای هم داری.خودم رو مثال میزنم. اگر تخصص منِ نیما حسن زاده CRO و بهینه‌سازی نرخ تبدیله و دارم تو این حوزه خدمات میدم، نباید فکر کنم که وظیفه من فقط بهینه‌سازی نرخ تبدیل سایت‌های مشتریه و بس!نههه! داستان خیلی فراتره. من باید بتونم بازاریابی کنم، مشتری جذب کنم، به مشتری خدمات خودم رو بفروشم، مذاکرات رو به سرانجام برسونم، باید مشتری ناراضی رو حواسم بهش باشه و و و ...وقتی بتونم فریلنسری رو در چنین شکل و شمایلی انجام بدم، اون موقع می‌تونم انتظار درآمد خوب و وضعیت شغلی خوب رو داشته باشم.با فریلنسر یک جانبه بودن، به جایی نمیشه رسید. حداقل من که ندیدم!بنابراین دوستانه بهت بگم که در کنار ارتقا و رشد مهارت‌های سخت (Hard Skill) موردنیاز تو حوزه تخصص خودت،‌ حتما حواست به مهارت‌های نرم (Soft Skill) هم باشه. (اگه نمیدونی این دوتا اصطلاح چیه که برو سرچ کن لطفا!)یادت نره تو سبک زندگی فریلنسری کارت خیلی سخت‌تر از کارمندیه. خیلی هوا بَرِت نداره :))- منبع الهام: لایو پیج اینستاگرامی لینیفای* برای خوندن همه نیـمانُت‌ها &gt;&gt;&gt; اینجا بزن (اگر خوندی و حال کردی، دنبالم کن.)</description>
                <category>نیما حسن زاده</category>
                <author>نیما حسن زاده</author>
                <pubDate>Thu, 14 Mar 2024 02:20:12 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کار داوطلبانه، آسانسور پیشرفت | نیمانُت ۳</title>
                <link>https://virgool.io/@niiimahz/%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D9%88%D8%B7%D9%84%D8%A8%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A2%D8%B3%D8%A7%D9%86%D8%B3%D9%88%D8%B1-%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D8%B1%D9%81%D8%AA-%D9%86%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%86%D9%8F%D8%AA-%DB%B3-y4bz2mg9dazf</link>
                <description>کار کردن داوطلبانه در جا و مکان درست، نردبان پیشرفت که چه عرض کنم، آسانسور پیشرفته!یه قانون نانوشته (شایدم نوشته و من ندیدم) وجود داره که میگه «تمایز می‌تونه دلیل موفقیت باشه»، تمایز در هر چیزی و در هر جایی! حالا این تمایز می‌تونه تو مدل کار کردن آدم ها باشه.یک نفر ترجیح میده بدون دغدغه و بدون مسئولیت اضافه، فقط به کارهایی که بهش سپردن مشغول بشه و انجامشون بده، یک نفر ترجیح میده در کنار مسئولیت‌های روزمره، یک سری کارهای داوطلبانه رو هم به عهده بگیره.بنظر شما کدوم دسته از این افراد، بیشترین درصد از آدمای دور و برمون رو تشکیل دادن؟ طبیعتا دسته اول!پس فقط اگر جز دسته دوم باشی، متمایز میشی و این تمایز دریچه‌ای به سوی موفقیت و پیشرفت به روی تو باز می‌کنه.کار داوطلبانه انجام دادن، یعنی جایی که کسی چیزی ازت نخواسته، دست به کار شی و تغییر ایجاد کنی.مثال بارز کار داوطلبانه، میشه پطروس فداکار! جایی که سوراخی وجود داره و کسی بهت چیزی نمیگه، خودت پاشی سوراخ رو پر کنی. منشوری شد ولی خب منظورمو رسوندم :)اگه بخوام بیزینسی‌تر مثال بزنم، فرض کن تو یه سازمانی مشغول به کار هستی و متوجه وجود یک مشکل بزرگ میشی. هیچکسی هم برای برطرف کردنش اقدام نمی‌کنه. این‌جا آیا خودجوش دست به کار میشی یا منتظر دستور بالادستیت می‌مونی؟آیا سرخود پامیشی دنبال راه حل بگردی یا تا وقتی خود سازمان برای رفع مشکل دست به کار نشده، دست به سینه می‌شینی و تسک های روزمره‌ات رو انجام میدی؟من که قطعا جز اون دسته آدم هایی هستم که خودجوش بلند میشن و یه حرکتی میزنن. اگرچه در آخرین تجربه کاری من تو یک سازمان و شرکت، حرکات این چنینی من دیده نشد ولی من باز این کار رو انجام میدم.علتشم اینه که کار داوطلبانه، برمی‌گرده به شخصیتت و نوع نگاهت به کار. حقیقتا به نظرم چیزی هم نیست که بشه به زور انجامش داد. باید دلی باشه.پس اگه دلت اینطوریه که کار داوطلبانه و خودجوش رو میطلبه، حتما بهت توصیه می‌کنم که پی حرف دلت رو بگیری. بدون که تهش موفقیته و پیشرفت. اگر هم می‌بینی نتیجه نداده و پیشرفتی تو مسیر شغلیت حاصل نشده،‌عجله نکن! تو نیاز به یک کارفرمای خوب داری که متوجه این مزیتت بشه و احتمالا تا الان همدیگه رو پیدا نکردین. یکم صبر کنی، پیدا میشه و اون وقته که دیده میشی...- منبع الهام: اپیزود 52 و 53 پادکست کارنکن* برای خوندن همه نیـمانُت‌ها &gt;&gt;&gt; اینجا بزن (اگر خوندی و حال کردی، دنبالم کن.)</description>
                <category>نیما حسن زاده</category>
                <author>نیما حسن زاده</author>
                <pubDate>Thu, 14 Mar 2024 02:13:31 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کارفرمای خوب رو حلوا حلوا کنیم | نیمانُت ۲</title>
                <link>https://virgool.io/@niiimahz/%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%81%D8%B1%D9%85%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%A8-%D8%B1%D9%88-%D8%AD%D9%84%D9%88%D8%A7-%D8%AD%D9%84%D9%88%D8%A7-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-%D9%86%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%86%D9%8F%D8%AA-%DB%B2-hpc1nropganr</link>
                <description>به عنوان شخصی که بیشترین قسمت زندگی شغلی‌اش رو در قالب یک فریلنسر مشغول به کار بوده، این‌رو از من بپذیرین که کارفرمای خوب واقعا نعمته و باید حلوا حلواش کرد!کارفرمای خوب فقط برای یکی دو سه ماه کار کردن نیست، کارفرمای خوب برای یه عمر زندگی شغلی مفیده!اما کارفرمای خوب کیه؟کارفرمای خوب، کسی‌ه که بهت بها میده. کسی‌ه که برای کارت ارزش قائله. کسی‌ه که بهت فضا میده تا آزادانه جلو بری. کسی‌ه که راهت رو نمی‌بنده و به‌جاش باک ماشینت رو پر می‌کنه تا با سرعت بیشتری حرکت کنی.من به چنین شخصی میگم کارفرمای خوب!خیلی مهمه که وقتی داری برای چنین شخصی کار می‌کنی، متوجه‌اش باشی و با نیروی دوبرابری کار کنی، چون پاداشش رو می‌گیری.پاداشی که میگم منظورم فقط بعد مادی نیست، چه بسیااار کارفرماهای خوبی داشتم که از لحاظ مالی از همه پروژه ها و کارفرماهای دیگه برای من آورده کمتری داشتن، اما من رو پیشرفت دادن! پیشرفتی که به طور غیرمستقیم درآمد من رو n برابر کرده!اینو بدون که وقتی چنین کارفرمایی پیدا می‌کنی، انگار از سمت خدایان بهت یک هدیه الهی داده شده! شانس برای اینکه خودت رو نشون بدی، ارتقا بدی و بتونی بری به لیگ بالاتر و بهتر!فرض کن تا الان داشتی تو دسته 2 بازی می کردی، الان وقتشه بیای تو لیگ برتر! فقط به شرطی که حواست به کارفرمای خوبت باشه.حتی من پیشنهاد می‌کنم کارفرماهای درِپیت رو بندازی یه گوشه، درآمد کمتر رو به جون بخری و شیش دونگ متمرکز بشی روی کسب نتیجه‌های بهتر، برای کارفرماهای خوب.نمی‌دونم هدف تویی که داری این پست رو می‌خونی چیه، ولی هدف من فقط پول نیست. هدف من شبکه سازی قدرتمندتره، هدف من پیشرفت و یادگیری‌ه، هدف من کارکردن بدون دغدغه دخالت بی‌جاست. اینا همه مواردی هستش که فقط با یک کارفرمای خوب حاصل میشه.پس اگر به چنین آدمی برخورد کردی، حواست باشه که از دستش ندی، چون شاید «شانس دوبار درِ خونت رو نزنه!»* برای خوندن همه نیـمانُت‌ها &gt;&gt;&gt; اینجا بزن (اگر خوندی و حال کردی، دنبالم کن.)</description>
                <category>نیما حسن زاده</category>
                <author>نیما حسن زاده</author>
                <pubDate>Thu, 14 Mar 2024 02:00:19 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نگیم نیروی انسانی، بگیم سرمایه انسانی | نیمانُت ‍۱</title>
                <link>https://virgool.io/@niiimahz/%D9%86%DA%AF%DB%8C%D9%85-%D9%86%DB%8C%D8%B1%D9%88%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A8%DA%AF%DB%8C%D9%85-%D8%B3%D8%B1%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%87-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%86%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%86%D9%8F%D8%AA-1-mkazpbbim1nc</link>
                <description>به تعریف های آکادمیک کاری ندارم، من با واژه نیروی انسانی مشکل دارم!نیروی انسانی شاید توهین آمیز ترین واژه ای باشه که این روزها برای همکارای خودمون به کار می بریم. همکارای ما سرمایه های بیزینس ما هستن نه صرفا یک نیروی انجام دهنده کار. البته که این نظر شخصی منه و قطعا شما می تونین باهاش مخالفت کنین!از نظر من، نیروی انسانی صرفا زمانی معنی پیدا می کنه که انتظار ما از اون فرد، انجام یک کار ساده باشه و «بازدهی» برامون معنی خاصی نداشته باشه.اما حقیقتا کدوم یکی از بیزینس های دور و بر ما این شکلیه؟ همه ما دنبال بازدهی بیشتر و با کیفیت تر هستیم و نه تنها می خوایم همکار ما «کار» رو انجام بده، بلکه انتظار داریم «باکیفیت» هم انجام بده!یعنی صرفا مثل یک ربات، تسک ها رو برامون تیک نزنه، بلکه برای تک تک جزئیات کار دلسوزی کنه و از جون و دل مایه بذاره.اینکه همه شرکت ها می گن «ما اینجا یک خانواده هستیم» واقعا جمله قشنگیه ولی متاسفانه خرابش کردیم. چرا؟ چون پیشفرض ذهنی مدیرها روی عبارت «نیروی انسانی» بسته شده.به همکارای خودمون به چشم سرمایه نگاه نمی کنیم. به چشم منابع کلیدی بیزینس‌مون نگاه نمی کنیم. مثلا تو مزایای شرکت خودمون، پرداخت به موقع حقوق رو ذکر می‌‌کنیم، در صورتی که این کمترین وظیفه ماست.حتی با همکارامون درباره اینکه واقعا تو زندگیشون چی نیاز دارن، صحبت نمی کنیم. تصور پیش فرض خودمونو روی این مسئله می‌ذاریم که قطعا تنها نیازشون «پول»ه، در صورتی که واقعا این شکلی نیست.من همین امروز تجربه باورنکردنی داشتم. همکاری که 3 ماه به عنوان کارآموز من، مشغول به کار بود، برای همکاری بلندمدت از من تقاضای حقوق خیلی بالا نکرد! فقط تقاضاش یادگیری بیشتر بود!واقعا چقدر به این موضوع توجه کردیم؟ چقدر از نیازها و خواسته های درونی همکارامون اطلاع داریم؟پیشنهاد منِ کوچیک اکوسیستم، اینه که سعی کنیم یکم انسانی‌تر به قضیه نگاه کنیم. افرادی که با ما همکاری می‌کنن، سرمایه های ما هستن و باید به این سرمایه‌ها رسیدگی بشه، اگر که می‌خوایم ارزشمندتر باشن/یادمون نره سرمایه فقط در صورتی که به خوبی ازش مراقبت بشه، به ما سود می رسونه و صدالبته که این سود دوطرفه‌اس..پس بیاین عبارت زشت «نیروی انسانی» رو به کار نبریم، به‌جاش بگیم «سرمایه انسانی».* برای خوندن همه نیـمانُت‌ها &gt;&gt;&gt; اینجا بزن (اگر خوندی و حال کردی، دنبالم کن.)</description>
                <category>نیما حسن زاده</category>
                <author>نیما حسن زاده</author>
                <pubDate>Thu, 14 Mar 2024 01:21:42 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>