<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های کلینیک روانشناسی نیکیار</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@nikyaracademy</link>
        <description>آکادمی رشد و تحول نگرش در یزد، ارائه دهنده خدمات مشاوره در زمینه های خانواده درمانی ، زوج درمانی ، مشاوره ازدواج ، مشاوره تحصیلی و مشاوره کودک و نوجوان</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 12:52:10</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/182345/avatar/zcBRt2.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>کلینیک روانشناسی نیکیار</title>
            <link>https://virgool.io/@nikyaracademy</link>
        </image>

                    <item>
                <title>نکاتی برای حفظ رابطه عاشقانه</title>
                <link>https://virgool.io/@nikyaracademy/%D9%86%DA%A9%D8%A7%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AD%D9%81%D8%B8-%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B7%D9%87-%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%87-xowtrdgrux4c</link>
                <description>نکاتی برای حفظ رابطه عاشقانهرابطه عاشقانه برای ادامه‌ی یک زندگی شاد و رفتن به سوی خوشبختی مهم است ، با این حال آمار غیر رسمی مبنی بر اینکه ۴۰ درصد ازدواج‌های جدید به طلاق منجر میشود، نگران‌کننده است و نشان می‌دهد که حفظ رابطه و زندگی چندان آسان نیست . سعی ما در این مقاله که توسط مشاوران کلینیک روانشناسی نیکیار به نگارش درآمده است، این است که نکاتی را گوشزد کنیم که بتوانید رابطه عاشقانه‌ی خود را در مسیر درست و سالمی پیش ببرید.۱ – با صراحت و شفاف با یکدیگر حرف بزنید :صحبت کردن بخش کلیدی یک رابطه سالم است. زوج‌های دارای روابط سالم برای خود زمان ایجاد می‌کنند و بطور منظم با یکدیگر ارتباط برقرار می‌کنند. مهم است که شما، تنها از نقش والد بودن و حفظ خانواده صحبت نکنید. سعی کنید هر روز چند دقیقه را صرف بحث درباره موضوعات شخصی و مرتبط با شریک عاطفی‌تان اختصاص دهید.حواستان باشد هنگامی که راجع به مسائل سخت و دشوار صحبت می‌کنید مراقب خشم و رنجش خود باشید. الگوهای ارتباطی منفی مثل عصبانیت و تحقیر به احتمال زیاد با جدایی مرتبط هستند.زوج‌هایی که از رفتار مخرب در طول بحث استفاده می‌کنند ( فریاد زدن ، انتقادات شخصی ، کنارکشیدن از بحث و … ) بیشتر در معرض جدایی قرار دارند.در چنین مواقعی سعی کنید احساس همان لحظه‌ی شریکتان را متوجه شوید، سعی کنید دقیقا متوجه شوید منظور او چیست و خواهشا سعی کنید او را بخندانید.۲ – رابطه‌تان را هیجان‌انگیز کنید:با مشغله‌ای که دارید ممکن است ارتباط با همسرتان برای شما دشوار باشد ، اما بهتر است بدانید که ایجاد رابطه درست با همسر، اصلی‌ترین کار شماست.در یک تحقیق محققان متوجه شدند که زوج‌هایی که در ۷ سال زندگی‌شان خستگی را گزارش دادند ، ۹ سال بعد بطور معنی‌داری نسبت به رابطه‌شان رضایت کمتری داشته‌اند.باید چیزهای جالبی را به رابطه‌تان اضافه کنید مثلا قرار ملاقات‌هایی شبیه دوران نامزدی، دوتایی رفتن به سینما یا رستوران گزینه‌ای بسیار عالی‌ست، حتی می‌توانید یک پیک‌نیک دونفره ترتیب دهید. رفتن به یک کلاس مشترک هنری می‌تواند یکی از انتخاب‌های شما باشد. حتی می‌توانید برای یک رابطه جنسی فانتزی و صمیمی با همسرتان برنامه‌ریزی کنید و آن را در تقویم یادداشت کنید.۳ – حتما کمک بگیرید:یکی از عواملی که باعث ضربه به رابطه می‌شود دعواهای تکراری ست. هر رابطه‌ای بالا و پایین دارد و مسائل مالی یا فرزندپروری اغلب باعث درگیری‌های مکرر می‌شوند.در چنین مواردی یک روانشناس بهترین کسی‌ است که می‌تواند به زوج‌ها کمک کند تا ارتباط خود را بهبود بخشند و راههای سالم برای کارهایی فراتر از درگیری پیدا کنند. این را هم بدانید که شما مجبور نیستید صبر کنید تا زمانیکه یک رابطه نشانه‌ای از دردسر را در خود نشان دهد. برنامه‌های آموزشی مربوط به ازدواج که مهارتهایی مانند هنر گوش دادن موثر و برخورد با تعارضات را آموزش می‌دهند، برای جلوگیری از طلاق عاطفی بسیار موثرند که می‌توانید به آنها بپردازید.</description>
                <category>کلینیک روانشناسی نیکیار</category>
                <author>کلینیک روانشناسی نیکیار</author>
                <pubDate>Tue, 12 May 2020 21:43:01 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مقابله با استرسها یا فشارهای روانی و تاثیر آن بر روی کاهش وزن</title>
                <link>https://virgool.io/@nikyaracademy/%D9%85%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%B3%D9%87%D8%A7-%DB%8C%D8%A7-%D9%81%D8%B4%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%88-%D8%AA%D8%A7%D8%AB%DB%8C%D8%B1-%D8%A2%D9%86-%D8%A8%D8%B1-%D8%B1%D9%88%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D9%87%D8%B4-%D9%88%D8%B2%D9%86-dgnghcvbqqp2</link>
                <description>مقابله با استرسها یا فشارهای روانی و تاثیر آن بر روی کاهش وزناسترس نقش مستقیمی بر روی سلامت افراد دارد و در این بین یکی از اصلی‌ترین تاثیرات آن بر روی وزن فرد می‌باشد. برخی افراد در زمان استرس اشتهای زیادی پیدا می‌کنند و تمایل به خوردن مواد غذایی از جمله مواد غذایی شیرین و چرب دارند و برخی نیز در زمان استرس نمی‌توانند غذا بخورند و همین موضوع باعث کاهش وزن در آنها می‌شود. پس برعکس، چیزی که مسلم است این است که اضطراب می‌تواند روی وزن افراد تاثیر بگذارد و افراد را چاق یا لاغر کند.هورمون استرس ( کورتیزول ) نیز باعث تحریک انباشته شدن چربی اضافی در شکم و تحریک تولید هورمونی به نام بتاتروفین که در واقع بتاتروفین یک پروتئین مرتبط با استرس است، که باعث می‌شود از آنزیم‌های مورد نیاز برای سوخت و ساز جلوگیری نماید، و کار را برای شکسته شدن چربی بدن و کاهش وزن سخت می‌کند. به همین دلیل بسیار مهم است که هنگام انجام یک برنامه غذایی، خود را از نظر استرس و سطح روانی متعادل نگه دارید. در ادامه به بیان مهارت‌هایی برای مقابله با استرس و فشارهای روانی می‌پردازیم .مهارتهای مقابله با استرس در کاهش وزن:برنامه‌های زندگی را برای کاهش وزن اولویت‌بندی کنیمآشفتگی و بی‌نظمی در کارها می‌تواند باعث استرس گردد. اولویت‌بندی مسائل و برنامه‌ریزی به ما این امکان را می‌دهد که به هرکاری در زمان و مکان خود رسیدگی کنیم، تا از استرس دور بمانیم که منجر به کاهش وزن می‌شود.وقت خود را برای کاهش وزن تنظیم کنیدبا انجام این اقدام، کارها به موقع انجام میشود و دچار استرس نمی‌شویم و وقت کافی برای اتمام کارها خواهیم داشت.از وضعیت جسمی خود برای کاهش وزن آگاه باشیداطلاع از نشانه‌های پریشانی مثل سردرد، آشفتگی، درد معده، خستگی زیاد و … می‌تواند در کمک به کاهش و مدیریت استرس بسیار موثر باشد چراکه ممکن است نشانه‌هایی از استرس باشد.برای کاهش وزن از شر وسایل اضافی خلاص شویدوسایل اضافی و به درد نخور و شلوغی محیط می‌تواند استرس‌زا باشد. پس اطراف خود را خلوت کنید.برای کاهش وزن، شب ها به موقع و به اندازه کافی بخوابیدبدن انسان برای تجدید قوا به خواب کافی و لذت‌بخش نیاز دارد. هنگام خواب بهتر است به سمت چپ بخوابیم، در این حالت سوراخ راست بینی تحریک و سمت راست بدن فعالتر خواهد بود.برای کاهش وزن، صبح‌ زود از خواب بیدار شویداین کار به تنظیم ساعت زیستی بدن کمک میکند و باعث میشود بعد از بیدارشدن احساس بهتری داشته باشیم.از رقابت یا چشم و هم‌چشمی با دیگران برای کاهش وزن بپرهیزیدرقابت با دیگران در کار، شغل، تجملات، ظواهر و … یکی از منابع اجتناب‌پذیر استرس است. پس بهتر است برایکاهش وزن، رقیبی برای خود در نظر نگیریم.برای کاهش وزن مشکلات را بپذیریدگاهی شرایط طاقت‌فرسایی در زندگی پیش می‌آید که کاری از دست کسی بر نمی‌آید. در چنین شرایطی باید با صبر و پذیرش مشکل بار عاطفی آن را کم کنیم.برای کاهش وزن از تکنولوژی درست استفاده کنیدوسایلی مانند موبایل، تبلت، لپ تاپ و … باعث می‌شوند در طی روز بیش از حد کار و فعالیت انجام دهیم و همین باعث استرس شده و مانعی برای کاهش وزن است.برای کاهش وزن، لازم است به تغذیه‌ی خود بیشتر اهمیت دهیداستفاده از مواد غذایی سبوس‌دار، میوه‌ها و سبزیجات، و پرخیز از مصرف زیاد نمک، چربی، خوراکی‌های سرخ‌شده و مواد قندی، نوشیدن آب کافی و پرهیز از مصرف زیاد قهوه، چای و نوشابه‌های گازدار، برای کاهش استرس و وزن توصیه می‌گردد.برای کاهش وزن، لازم است ورزش کنید یا قدم بزنیدورزش کردن و انجام تمرینات هوازی باعث بهبود حالات افسردگی و آشفتگی فکری می‌گردنند.یک پیاده‌روی تند و سریع به مدت ۴۰ دقیقه، میزان استرس را تا ۱۴ درصد کاهش می‌دهد. همچنین افرادی که چهار بار در هفته پیاده‌روی می‌کنند و قدم می‌زنند، استرس کمتری دارند و راحت‌تر می‌خوابند و اثرات بهتری بر کاهش وزن دارد.برای کاهش وزن، روابط اجتماعی خود را گسترش دهید.در مواقعی که تحت استرس یا فشار روانی هستید، بدترین کار ممکن، دوری از جمع و پناه بردن به تنهایی است.روی موضوعات آرامش‌بخش برای کاهش وزن تمرکز کنید و مثبت اندیش باشیدبا فکر کردن به موضوعات آرامش‌بخش مثل یادآوری خاطرات لذت‌بخش یا دقت در تصاویر زیبا، از افکار منفی دوری کنید. مثبت فکر کردن باعث آرامش فکر می‌شود و در نتیجه با استرس مقابله می‌کند. اندیشیدن به اشخاص یا چیزهایی که به آنها عشق می‌ورزیم، آثار خوبی نیز بر خواهد داشت.برای کاهش وزن، لازم است به طور صحیح تنفس کنیدتنفس صحیح به این صورت است که: دم به منظور فرو بردن هوا به درون ریه‌ها به مدت ۱ شماره و در ادامه نگه داشتن نفس به مدت ۴ شماره و در آخر مرحله بازدم و بیرون دادن هوا که ۲ شماره زمان به خود اختصاص می‌دهد.برای کاهش وزن نیز به خدا توکل کنیدزنده‌ نگه داشتن یاد خدا در دل و برقراری ارتباط روحی و معنوی بین خود و خدا باعث رسیدن به آرامش عمیق همراه با خوشنودی خواهد شد. ( آیه ۲۹ سوره رعد )از دیگر تکنیک های مقابله با استرس و کاهش وزن که مشاوران کلینیک روانشناسی نگرش نیز توصیه می‌کنند، می‌توان به خندیدن، گوش دادن به موسیقی ملایم، صاف ایستادن، توجه نکردن به اخبار ناخوشایند، رها کردن مسائل و مشکلات، آموختن راهکارهای ارزش قائل شدن برای خود، آموختن مهارت « نه گفتن »، کمک گرفتن از متخصصان و مشاوران، بدست آوردن آرامش از طریق مدیتیشن و یوگا و … اشاره کرد.</description>
                <category>کلینیک روانشناسی نیکیار</category>
                <author>کلینیک روانشناسی نیکیار</author>
                <pubDate>Tue, 12 May 2020 21:18:45 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رابطه سالم</title>
                <link>https://virgool.io/@nikyaracademy/%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B7%D9%87-%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%85-ad5iwtuassgy</link>
                <description>رابطه‌ سالممشاوران کلینیک روانشناسی نیک یار می‌گویند، رابطه سالم رابطه‌ای است که در آن علاوه بر حفظ استقلال فردی، شادابی و سلامت، بهترین‌ها را برای طرفین به همراه دارد. کسانی که رابطه‌ سالم و درستی با دیگران دارند، استرس کمتری را در زندگی تجربه می‌کنند و عموتاً شادتر هستند. با این حال آنچه مسلّم است، این است که هر رابطه صحیح و انسانی، یک سری اصول اولیه‌ای دارد که رعایت آنها بسیار لازم و ضروری می‌باشد.در ادامه به بیان مواردی خواهیم پرداخت که برای حفظ و تداوم روابط سالم، کاربردی خواهد بود، با ما همراه باشید.از طرف مقابلتان انتظارات واقع‌بینانه‌ای داشته باشیدهیچکس و هیچ‌چیز دقیقا همان چیزی که شما می‌خواهید نیست. ممکن است گاهاً افراد با رفتار و کارهایشان شما را ناامید و دلسرد کنند. در چنین مواقعی سعی کنید دیگران را به همان صورتی که هستند بپذیرید و به هیچ‌وجه قصد تغییر آنها را نداشته باشید. برای داشتن رابطه سالم و داشتن انتظارات واقع بینانه، نیاز است تا با یکدیگر گفتگو کنید.گفتگوی سالم مهمترین رکن رابطه‌ سالم است. بدین منظور سعی کنید حتما کارهای زیر را انجام دهید :برای طرف مقابلتان وقت بگذارید.شنونده خوبی باشید و صحبت‌های طرف مقابل را با توجه کامل و سعه‌صدر گوش کنید.در حین صحبت کردن طرف مقابلتان گاهاً از او سوالات کوتاه بپرسید و با اینکار علاقمندی خود را نسبت به شنیدن مطالب او نشان دهید.تبادل اطلاعات کنید.با طرف مقابلتان صمیمی شویدمسلماً توسعه و گسترش روابط سالم و انسانی را همه می‌خواهند و در این بین صمیمی شدن با دیگران و تقسیم غم و شادی، نیازها، خواسته‌ها، عواطف و هیجانات، می‌تواند به پایداری یک رابطه‌ سالم کمک زیادی کند. البته این صمیمی شدن گاهاً دشوار به نظر می‌رسد که بایستی موانع آن را شناسایی و برطرف کرد. از جمله این موارد، می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:ترس از نمایان شدن چهره واقعی خودنگرانی از تعهدات و وعده‌های احتمالیترس از عدم توازن و نامتعادل بودن یک رابطه مثبت دوطرفهنگرانی از قضاوت شدن توسط دیگرانو …که البته راهکارهایی نیز برای از میان برداشتن و غلبه بر این ترس‌ها برای داشتن رابطه سالم نیز وجود دارد، از جمله :تکرار کردن و تداعی مزایای یک ارتباط سالم و مناسب برای خودتنها نبودن و داشتن هم‌صحبتتقویت احساس تعهد و اعتماد به خود و دیگراناستفاده از تجربه دیگرانمنعطف بودنو …معمولا بسیاری از ما پس از شروع یک رابطه، سعی میکنیم به مرور افراد و موقعیت‌ها را تابع خواسته‌های خود بسازیم و طبیعتاً وقتی آنها مخالف خواسته‌ی ما و به شیوه خود عمل کنند، احساس نگرانی، غم و حتی خشم را در ما ایجاد خواهند کرد. توجه داشته باشید که در یک رابطه سالم بایستی رشد و تغییرات هر یک از طرفین مجاز باشد.به خودتان توجه داشته باشیددر یک رابطه‌، رضایت خودتان را نادیده نگیرید. یادتان باشد که یکی از نشانه‌های سالم و درست بودن یک رابطه سالم این است که هر دو طرف در آن احساس رضایت داشته باشند، چرا که این یک رابطه‌ی دوجانبه است.مسئولیت‌پذیر باشیدزمانی که در یک رابطه‌ای هستید، سعی کنید حتما زمانی که مسئولیتی را می‌پذیرید آن را بطور کامل و تا انتها به سرانجام برسانید. در یک رابطه سالم، ثبات و مسئولیت پذیری از شرط‌های اساسی بشمار می‌آید.افکار و نظراتتان را تحمیل نکنیدیکی از عوامل بسیار مهم و تاثیرگذار در خدشه‌دار کردن هر رابطه‌ای، مخالفت‌ورزی به شیوه‌ای است که در آن غالبا به جای هم‌فکری برای رفع یک مشکل، برخوردهای عاطفی ایجاد می‌گردد. البته این بدین معنا نیست که شما به عقاید یکدیگر احترام نمی‌گذارید ولی طریقه‌ی ابراز اختلاف‌نظرها و آگاهی از آنها میتواند جلوی بسیاری از تنش‌ها را در یک رابطه بگیرد. در چنین مواقعی با کمی صبر و منطق، ایراد نگرفتن و سرزنش نکردن می‌توان نتایج بهتری در یک گفتگو بدست آید. زمان نیز در این مسئله بسیار اهمیت دارد. گفتگو در زمان‌هایی که خسته، بیمار، بی‌حال و حوصله یا بعضاً تحت فشارهای کاری یا روانی قرار دارید به هیچ‌وجه اثربخش نخواهد بود.همچنین برای داشتن یک گفتگوی سالم، به طرف مقابلتان هم فرصت صحبت و اظهار نظر بدهید، به احساسات و عقایدش احترام بگذارید، او را درک کنید و احساساتش را پذیرا باشید. فراموش نکنید که هدف از گفتگو، پیروز شدن یکی از طرفین نمی‌باشد. بلکه برعکس، در یک رابطه‌ سالم، هر دو طرف در یک گفتگو پیروز و راضی هستند.محبت خود را بروز دهیدعشق و محبت نقش بسیار مهمی در حفظ و پایداری روابط بین فردی دارد و بالطبع رابطه سالم نیز احساسات صمیمانه و دوستانه را می‌طلبد.در زندگی خود تعادل را حفظ کنیدحفظ تعادل در تمامی امور زندگی امری مهم و بدیهی است. سعی کنید به هر یک از افراد و مسایل زندگی خود، سهم مناسب و متعادلی را اختصاص دهید. وابستگی‌های شدید و عادت‌گونه در یک رابطه سالم پذیرفتی نیست.به خودتان فرصت دهیددوستی و ایجاد یک رابطه سالم یکباره اتفاق نمی‌افتد. نزدیک شدن به و اُخت شدن با افراد جدید کمی دشوار به نظر می‌رسد چرا که آشنا شدن با افراد کمی طول می‌کشد و ایجاد یک رابطه سالم به زمان نیاز دارد.خودتان باشیداگر در ملاقات‌ها و برخوردهایتان، خودتان باشید و نقش بازی نکنید، بسیار دلچسب‌تر و مقبول‌تر خواهید بود. فراموش نکنید که پنهان کردن شخصیت واقعی و نقاب زدن باعث می‌شود بالاخره دیر یا زود خود واقعی‌تان آشکار شود و این به روابط شما لطمه خواهد زد. یک رابطه سالم، رابطه‌ای است که با انسان‌های واقعی ساخته می‌شود، نه با تصورات.</description>
                <category>کلینیک روانشناسی نیکیار</category>
                <author>کلینیک روانشناسی نیکیار</author>
                <pubDate>Tue, 12 May 2020 18:54:01 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>زبان عشق</title>
                <link>https://virgool.io/@nikyaracademy/%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%B9%D8%B4%D9%82-lvm6enp6jwgo</link>
                <description>زبان عشقبه عقیده محققان هر فردی دارای یک زبان اصلی و یک زبان ثانویه برای بیان عشق است. به‌علاوه، انسان‌ها تمایل دارند به شیوه‌ای ابراز عشق کنند که همان شیوه را برای دریافت عشق از سوی دیگران ترجیح می‌دهند.از آن‌جایی که اولویت‌ها و ترجیحات ما در زمینه ابراز و دریافت عشق کاملا با اولویت‌ها و ترجیحات همسرمان یکسان نیست، در همین نقطه است که مشکلات مختلفی می‌توانند در رابطه مشترک شروع شوند. با این وجود اگر ما بتوانیم زبان عشق همسرمان را درک کنیم، دیوارهای سوءتفاهم را فرو می‌ریزیم و کمتر به مشکل برمی‌خوریم.در ادامه به توضیح انواع زبان عشق نوشته شده توسط تیم روانشناسان کلینیک روانشناسی نیکیار خواهیم پرداخت، با ما همراه باشید.زبان اول « کلام تاییدآمیز »کلام تاییدآمیز برای ابراز عشق و علاقه شامل تشکر و قدردانی از کارهای بسیار کوچک و معمول در خانه است؛ برای مثال چه لباس قشنگی! چه آرایش خوشکلی! چه دست پخت خوبی! از این که از بچه خوب نگه داری کردی ممنون، واقعا متشکرم زباله‌ها را بردی و… .درواقع اگر زن و شوهر مرتب چنین گفته‌هایی را از هم بشنوند، فضای عاطفی بین‌شان بهتر می‌شود چرا که واقعیت این است که وقتی ما کلام تاییدآمیزی دریافت می کنیم به احتمال قوی ترغیب می‌شویم که متقابلاً به آن پاسخ دهیم و در مقابلش کاری کنیم.زبان دوم « وقت گذاشتن برای یکدیگر »صحبت کردن‌های دونفره، قدم زدن‌های دونفره، توجه کردن به یکدیگر به دور از تلویزیون یا دنیای مجازی و… ، چرا که وجه اساسی وقت گذاشتن برای یکدیگر برای ابراز عشق و علاقه با هم بودن است، نه در کنار هم بودن. با هم بودن یعنی توجه متمرکز و کامل و این زبان شامل با هم بودن، گفت و گوی متمرکز، نگاه کردن به چشم‌های همسر در موقع حرف زدن، گوش دادن و به دنبال آن در پی کشف احساسات طرف مقابل بودن، قطع نکردن سخن طرف مقابل، توجه به حرکات بدن مثل مشت گره کرده، فشار روی دست، اشک، اَبروهای گره خورده، لرزش صدا و… .زبان سوم « دریافت هدایا »هدیه دادن و هدیه گرفتن از نمادهای بصری عشق است و برای برخی افراد بسیار مهم‌تر از برخی دیگر است. اگر زبان اصلی عشق همسرتان دریافت هدیه است، شما می‌توانید به یک هدیه‌دهنده‌ی حرفه‌ای تبدیل شوید و در واقع یکی از آسان‌ترین زبان‌های عشق برای یادگیری است.یکی از این هدایا می‌تواند حضور فیزیکی شما در موقعیت‌های خاص باشد، مثل حضور شما در زمان‌های بحرانی که ممکن است برای هر دو نفر در رابطه پیش آید مانند از دست دادن عزیزان یا قرارگرفتن در لحظات خوشی و ناخوشی. این زبان در برخی افراد با شاخه گلی کفایت می‌کند. این موضوع و ابراز عشق و علاقه با توجه به استطاعت مالی طرفین و نوع نگرش آنان و بستر فرهنگی که در آن رشد کرده‌اند و حتی جوامع مختلف متفاوت است.زبان چهارم  « خدمت به یکدیگر »دو طرف رابطه باید در خدمت یکدیگر باشند، از جمله در امور خانه داری، بچه داری و تمام مسئولیت‌های یک زندگی مشترک، بدون در نظر گرفتن مرد و زن بودن.البته یادمان باشد درخواست کردن به عشق جهت می‌دهد ولی دستور دادن جریان عشق را متوقف می کند! آنچه ما پیش از ازدواج برای یکدیگر انجام می‌دهیم دلیلی بر کارهایی که پس از ازدواج انجام خواهیم داد، نیست و یادمان باشد در جوامع سنتی غلبه بر کلیشه‌ها مهم است مثل ظرف شستن یا جارو کردن مردان و… .خدمت کردن به یکدیگر نباید اجباری باشد بلکه باید آزادانه و مطابق درخواست طرف مقابل صورت گیرد . خدمت عاشقانه یعنی برآورده ساختن انتظارات همسر.زبان پنجم « تماس فیزیکی »تماس فیزیکی می‌تواند رابطه را بسازد یا از هم بگسلد. درواقع هم می‌تواند نفرت را منتقل کند و هم محبت را.اگر زبان اصلی عشق همسرتان تماس فیزیکی است، هیچ چیز مهم‌تر از این نیست که وقتی گریه می‌کند او را در آغوش بگیرید.برای برخی افراد تماس فیزیکی زبان اصلی عشق است، این افراد به لحاظ عاطفی نیاز دارند همسرشان لمس‌شان کند، دست در موهای آن‌ها کرده و در آغوش کشیدن شان را تکرار کند، دستان یکدیگر را بگیرید.تماس فیزیکی به عنوان نشانه‌ای از عشق، اعماق وجودمان را لمس می‌کند و به عنوان یکی از زبان‌های عشق، شکل قدرتمندی از ارتباط است.</description>
                <category>کلینیک روانشناسی نیکیار</category>
                <author>کلینیک روانشناسی نیکیار</author>
                <pubDate>Tue, 12 May 2020 18:48:21 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>موانع خوشبختی</title>
                <link>https://virgool.io/@nikyaracademy/%D9%85%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B9-%D8%AE%D9%88%D8%B4%D8%A8%D8%AE%D8%AA%DB%8C-dt9lnmbnuoti</link>
                <description>عادات مخرب خوشبختیهمه‌ی انسانها همواره در جست‌وجوی شادی هستند و به همین دلیل هر روز تصمیماتی می‌گیرند که بر چگونگی فکر و احساس‌شان درباره‌ی خودشان اثر می‌گذارند. ما معمولا باور داریم که تصمیمات خوبی می‌گیریم، تصمیماتی که ما را به رفاه نزدیک‌تر خواهد کرد. همه‌ی ما به‌طور طبیعی خواهان اجتناب از ترس و فراهم کردن یک زندگی راحت و بی‌دغدغه هستیم اما مشکل این‌جاست که گاهی‌اوقات انتخاب‌های ما برخلاف انتظار، اندوه و اضطراب ما را بیشتر می‌کنند. در واقع، گرفتار عادات بدی می‌شویم که به ما آسیب می‌رسانند و از موانع خوشبختی هستند. اما با اینحال می‌توانیم با حذف عاداتی که در این مقاله که توسط مشاوران کلینیک روانشناسی نیک یار به نگارش در آمده، بیان خواهد شد، جلوی این چرخه‌ی منفی را بگیریم و شادی‌مان را دوباره به‌دست آوریم.این عادات که از موانع خوشبختی به حساب می‌آیند، عبارتند از :مقایسه‌ کردن دائمی خود با دیگراننگاه کردن به ظاهر زندگی دیگران و مقایسه اینکه آنها عالی‌ترین شغل و شادترین روابط را دارند یا پول بیشتر و قیافه‌ی بهتری دارند همیشه منصفانه نیست و از موانع خوشبختی به حساب می‌آید. چرا که تک‌تک ما انسان‌ها در جایگاه خودمان منحصر به‌ فرد هستیم و استعدادها، ترس‌ها، تمایلات و اهداف خودمان را داریم.ناسپاسی کردن از موانع خوشبختییکی دیگر از موانع خوشبختی ناسپاسی است. قدردانی و سپاسگذار بودن، زندگی‌ انسان را دگرگون می‌کند و به سمت خوشبختی سوق می‌دهد. شاکر‌بودن، فکر انسان را به داشته‌های شگفت‌انگیزی که دارد معطوف می‌کند. اگر درک نکنید که در زندگی از چه نعمت‌هایی برخوردار هستید و قدردان آنها نباشید، هرگز در زندگی احساس رضایت نخواهید کرد. قدردانی از استرس انسان می‌کاهد، به ذهن آرامش می‌دهد و یک شخصیت منعطف و مهربان می‌سازد .گرفتار ترس یا نفرت شدن از موانع خوشبختینفرت، به اندازه‌ی ترس مخرب بوده و یکی از موانع خوبشختی می‌توان نام برد. اگر خشم و نفرت، کنترل شما را در دست گیرد شما را در باتلاقی از بدبینی و کینه جویی فرو می‌برد. خاطره‌ی تجربیات تلخ در ذهن انسان انباشته می‌شود، اما اگر بخواهیم بر اساس خشم یا نفرت تصمیم‌گیری کنیم، توانایی تمرکز خود را روی مسائل مهم زندگی از دست می‌دهیم. نفرت، شادی‌های انسان را ذره‌ذره از او می‌گیرد.تمرکز و توجه محض بر روی گذشته یا آیندهمعطوف کردن توجه صِرف به گذشته یا آینده باعث می‌شود انسان تجربیات و فرصت‌هایی را که در مقابلش دارد، نادیده بگیرد. انسان باید در لحظه زندگی کند تا توجه‌‌ش را معطوفِ شرایط و اطرافیان‌ خود کند. اگر این‌گونه نباشد، بدون اینکه متوجه باشد، ر‌وزها و سال‌های زیادی را پشت ‌سر می‌گذارد درحالی‌که در هیچ‌یک از آنها زندگی‌کردن در لحظه را تجربه نکرده‌ است.توجه به مسائل غیرقابل ‌کنترل از موانع خوشبختیاکثر مواقع تمایل ما به کنترل همه مسائل پیرامون‌مان، ریشه در اضطراب و ترس دارد که همین ترس و اضطراب از موانع خوشبختی است. ما باور داریم که اگر فرمان دست خودمان نباشد، بدترین اتفاقات خواهد افتاد. تلاش بیش‌از حد برای کنترل همه‌ چیز، درست مانند جنگیدن با دنیاست و درنتیجه‌ی این طرز تفکر، خودمان را از شادی و آرامش محروم می‌کنیم. به‌جای تلاش برای کنترل‌کردن تمام جزئیات پیرامون، اجازه بدهید زندگی روال عادی‌اش را طی کند. روی مسائل غیرقابل‌کنترل زندگی بیش‌از حد تمرکز نکنید و سعی کنید از آزادی این نگرش جدید لذت ببرید.در دام بازی سرزنش افتادنسرزنش کردن مداوم دیگران بخاطر مشکلات یا شرایط خودتان، عادت مخربی‌ست که هم به خودتان و هم به اطرافیان‌تان آسیب می‌رساند و مانع خوشبختی خواهد بود. وقتی دیگران را سرزنش می‌کنید، از مسئولیت احساسات و اَعمال خودتان چشم‌پوشی می‌کنید. ما مسئولیت مشکلاتمان را به گردن دیگران می‌اندازیم، چون نمی‌خواهیم خودمان را مقصر بدانیم. در‌عوض، با مقصر‌ دانستن دیگران، شکست خودمان را توجیه می‌کنیم تا احساس بهتری پیدا کنیم.چشم‌ دوختن به دارایی‌ها از موانع خوشبختیوقتی تمرکز زندگی‌تان فقط روی پول و مادیات باشد، نمی‌توانید شادی‌های واقعی و حقیقی زندگی را ببینید. منکر نمی‌شویم که پول به رفاه ما و اطرافیان‌مان کمک می‌کند، اما زمانی که تمرکزمان به‌طور کامل روی ثروت و اندوختن آن باشد، چیزهایی را که سبب آرامش و شادی واقعی‌مان می‌شوند، فراموش می‌کنیم و همین ثروت اندوزی از موانع خوشبختی به حساب می‌آید. سعی کنید در زندگی به‌ دنبال تعادل باشید و بدانید که فقط با ثروت نمی‌توانید شادی بخرید و این حقیقتی ‌است که باید آن را به طور درونی باور داشته باشید.احاطه‌ شدن توسط افراد سمی از موانع خوشبختیارتباط با افراد سمی ، شادی و آرامش را از شما می‌گیرد . اگر مراقب نباشید ، ذهنیت بدبینانه‌ی آنها به شما سرایت می‌کند . واقعیت غم‌انگیز این است که انسان‌های سمی ذره‌ای به اطرافیان‌شان اهمیت نمی‌دهند و برایشان فرقی نمی‌کند دیگران چقدر برای آنها وقت صرف کرده‌اند .از بین‌ رفتن آرزوها به‌ واسطه‌ی تنبلی از موانع خوشبختیهمه‌ی ما هر از گاهی وظایفی را به تعویق می‌اندازیم که از انجام‌شان می‌ترسیم یا بهانه‌ تراشی می‌کنیم تا دلیلِ انجام‌ ندادن کاری که قول انجامش را داده بودیم، توضیح بدهیم که این یکی از موانع خوشبختی است. به تعویق انداختنِ همیشگی، بدون شک به شادی بلند‌ مدت ما لطمه می‌زند. انسان با تنبلی خود، زمان با ارزشش را هدر می‌دهد، درحالی‌که می‌تواند از این منبع با ارزش برای پی‌گیری اهداف و آرزوهایش استفاده کند.منتقدِ سختگیر خود ‌بودن از موانع خوشبختیبرای ارتباط برقرار ‌کردن با خود واقعی‌تان حوصله به خرج دهید. شما واقعا از خودتان چه انتظاری دارید؟ می‌خواهید چه کسی باشید؟ چه چیزهایی را دوست دارید؟ چه چیزهایی را دوست ندارید؟ برای اینکه خودتان را پیدا کنید و کسی را که هستید دوست بدارید، باید راهی پیدا کنید. افکار منفی را کنار بگذارید و فقط به انتقادات سازنده فکر کنید. فراموش نکنید که با خودتان مهربان باشید، همین طور با دیگران نیز با مهربانی برخورد کنید. چون این راه رسیدن به شادی واقعی است.</description>
                <category>کلینیک روانشناسی نیکیار</category>
                <author>کلینیک روانشناسی نیکیار</author>
                <pubDate>Tue, 12 May 2020 18:44:27 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>زندگی ایده آل</title>
                <link>https://virgool.io/@nikyaracademy/%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%A2%D9%84-rbmt4kdy3pr5</link>
                <description>زندگی ایده آلمسلما هر انسانی، زندگی را از دریچه‌‌ی خاصی می‌بیند و فکر می‌کند رسیدن به یک سری از آمال و آرزوها و اهداف و یا فراهم شدن شرایط و موقعیتهای مختلف، باعث به وجود آمدن یک زندگی ایده‌آل برای او می‌گردد. ما در این مقاله که توسط مشاوران کلینیک روانشناسی نیک یار نوشته شده، به بیان یک‌سری اصول کلی که می‌توانند به عنوان اصول کلی در آفزینش و خلق یک زندگی ایده آل مورد کاربرد قرار گیرند، می‌پردازیم .هدفمند بودن، شرط لازم برای خلق یک زندگی ایده‌ آلزندگی‌ای که هدف نداشته باشد، یک زندگی شلوغ و بی‌سر و سامان خواهد بود. افراد بی‌هدف بطور سرسام آوری با انواع مشکلات مواجه می‌شوند و این باعث ایجاد استرس، اضطراب و ناراحتی در آنها می‌شود. کسالت، درماندگی، سردرگمی، تشویش و اضطراب حاصل یک زندگی بی‌هدف است. بنابراین سعی کنید برای رسیدن به زندگی ایده‌آل، تا جایی که می‌توانید شکل واضحی به اهداف خود بدهید. آنها را دسته بندی کنید و برای خود مشخص کنید که کدامیک از اهمیت بیشتری برایتان برخوردار هستند. اصلا فرق نمی‌کند که اهداف شما مالی، علمی، مربوط به زندگی روزمره و یا سایر اهداف باشد. تنها چیزی که مهم است داشتن هدف است.مثبت‌اندیشی و پاک‌سازی ذهن از اهداف منفیافکار منفی بطور کلی باعث هدر رفتن نیرو و انرژی روانی هر فرد و دوری از زندگی ایده‌ آل می‌شود و در واقع مثل موانعی هستند که مسیر فرد را برای رسیدن به اهدافش سد می‌کنند و حتی مانع این می‌شوند که فرد بتواند برای خود اهدافی را معین کند. اینگونه افکار احساس نشاط و شادابی را از زندگی فرد می‌گیرند و موجب از بین رفتن اعتماد به نفس و خودباوری او می‌شوند.بالا بردن رضایت شغلیبیشتر ساعاتِ زندگی انسان در جریان شغلی‌ و روند کاری‌اش می‌گذرد، بنابراین لذت بردن از این ساعات در داشتن یک زندگی ایده‌ آل بسیار بااهمیت خواهد بود. همیشه و در هر شغلی حتما چیزهایی وجود دارد که بتواند برای شما جذاب باشد. حتی در شغلی که علاقه چندانی به آن ندارید. با کمی فکر کردن می‌توانید این جنبه‌های لذت بخش را پیدا کرده و برای خود پررنگ کنید. سعی کنید به جای صرفاً وقت گذراندن و احساس نارضایتی کردن مهارتهای مناسب را یاد بگیرید و به دنبال مواردی باشید که باعث پیشرفت شما در کارتان می‌شود.توجه به سلامتی جسمی و روحی خودبعضی از افراد بیش از حد نگران سلامتی خود هستند و برخی دیگر توجه چندانی به سلامتی خود ندارند. این دسته از افراد به کارهایی که انجام می‌دهند و ممکن است سلامتی آنها را تهدید کند ادامه می‌دهند و یا در صورت بروز مسائلی در سلامتی‌ خود، آنها را دست کم می‌گیرند. در هر دو حالت، داشتن یک زندگی ایده‌آل و لذت‌بخش برای این افراد به خطر می‌افتد. پیشنهاد می‌شود به دنبال آموزش و یادگیری اطلاعات و مطالب جدید برای بالا بردن سلامت جسمی و روحی خود باشید و آنها را در زندگی خود پیاده کنید.گسترش و سالم‌سازی روابط و ارتباطات خودبرقراری یک ارتباط مناسب برای داشتن یه زندگی ایده آل بسیار مهم است. در زمینه برقراری چنین روابطی نکات بسیار ریز و دقیقی وجود دارد که ممکن است ارتباطات مختلف شما را خدشه‌دار کند، بدون اینکه متوجه باشید. شنونده خوب بودن و محبت کردن در مواقع مناسب، یکی از اصول برقراری ارتباط صحیح هستند. به مواردی از این قبیل توجه کنید تا بتوانید روابط خود را گسترش دهید. علاوه بر گسترش روابط، حفظ روابط را نیز یاد بگیرید. برخی افراد به راحتی روابطی را آغاز می‌کنند اما نمی‌توانند آنها را پایدار نگه دارند.خلاق بودنبرای رسیدن به خلاقیت لازم نیست شغل خاصی داشته باشید یا کار خاصی انجام دهید و یا در سن خاصی باشید و… . در هر شرایطی و هر سنی و هر جنسی که باشید، خلاقیت کمکهای زیادی به شما خواهد کرد. چرا که افراد خلاق انسانهایی: مخاطره پذیر، اهل ریسک، مُصر، با انگیزه، پذیرای افکار نو، مستقل و دارای اعتماد به نفس هستند. این افراد در برخورد با مشکلات زندگی نیز می‌توانند از قدرت خلاقیت خود استفاده کنند و به شیوه‌های جالب‌تری برای رسیدن به زندگی ایده آل با مشکلات مواجه شده و مقابله کنند.توجه به فرزندانفرزندان مهم‌ترین افراد زندگی والدین هستند. اکثر والدین نگران تربیت فرزندان خود هستند. گاهی این نگرانی زندگی آنها را مغشوش و پر از اضطراب می‌سازد. ولی باید بدانید که این نگرانی‌ها هیچ فایده‌ای ندارد. در عوض سعی کنید روشهای برقراری ارتباط با فرزندان و تربیت آنها یاد بگیرید و با آرامش و خونسردی آنها را در زندگی و رابطه با آنها پیاده کنید. به این ترتیب نگران آینده فرزندان خود نیز نخواهید بود چون می‌دانید که بهترین کارها را برای آنها انجام می‌دهید که در توان دارید. برای فرزندانتان وقت بگذارید، آنها را بشناسید و به آنها احترام بگذارید تا برای داشتن زندگی ایده آل برای فرزندان خود نیز قدم برداشته باشید.اهمیت دادن به سرگرمی‌ها و علائقبرخی افراد به دلیل برنامه‌ریزی خوبی که دارند به بهترین شیوه از برنامه‌ها و فعالیتهای مختلف استفاده می‌کنند. این افراد حتی ممکن است فعالیت شغلی گسترده‌ای داشته باشند اما به همان اندازه نیز به علائق و سرگرمی‌های خود توجه نشان می‌دهند. مشغله کاری یا سایر مشکلات، آنها را از علائق خود دور نمی‌کند. فراموش نکنید که گذراندن اوقاتی با فعالیتهای مورد علاقه موجب تامین انرژی لازم برای فعالیتهای اساسی و دستیابی به زندگی ایده آل می‌شود چرا که بدون چنین اوقاتی فرد به مرور خسته و خسته‌تر خواهد شد. لازم نیست حتما مواردی را انتخاب کنید که دیگران توصیه می‌کنند. گوش کردن به موسیقی ممکن است برای یک فرد یک فعالیت لذت بخش تلقی شود اما برای فردی دیگر ورزش کردن و … .مدیریت و کنترل فعالیتهای خوددر انجام فعالیت‌های خود جدی باشید. آنها را مهم بشمارید و برایشان برنامه ریزی کنید و برنامه‌ها را بطور منظم اجرا کنید و به نتایج برنامه‌ها توجه کنید و در نهایت از نتایج خوب و بد برای برنامه‌ریزی بعدی درس بگیرید. این روند کامل یک مدیریت خوب برای داشتن زندگی ایده آل است. سعی کنید یک نظاره‌گر خوب و یک ارزیاب سخت‌گیر برای امور خود باشید. فعالانه امور زندگی خود را پیگیری کنید و به موفقیتهای خود پاداش دهید، درست مثل یک مدیر خوب در یک سازمان باشید.</description>
                <category>کلینیک روانشناسی نیکیار</category>
                <author>کلینیک روانشناسی نیکیار</author>
                <pubDate>Tue, 12 May 2020 18:40:04 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قوانین رشد فردی</title>
                <link>https://virgool.io/@nikyaracademy/%D9%82%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%86-%D8%B1%D8%B4%D8%AF-%D9%81%D8%B1%D8%AF%DB%8C-wukrrx2wijdy</link>
                <description>قوانین رشد فردیجانسی مکسول که به خدای رهبری در جهان معروف است، در کتاب جدیدش به ارائه ۱۵ قانون ارزشمند برای رشد فردی می‌پردازد که با هم این قوانین را در این مقاله که توسط مشاوران کلینیک روانشناسی نگرش نوشته شده، بررسی می‌کنیم.۱) قانون هدفمندی رشد فردیاز خودتان بپرسید: در زندگی می‌خواهید به کجا برسید؟ رشد فردی خودبه‌خود اتفاق نمی‌‌افتد. باید برای آن کاری کنید و روش پیشرفت، بدون منتظر ماندن برای زمان و انگیزه مناسب را یاد بگیرید. همین امروز خودتان را به عمل کردن تشویق کنید. اصلا هم از اشتباه کردن نترسید. از این سوالِ رابرت شولر الهام بگیرید: « اگر می‌دانستید شکست نمی‌خورید، برای انجام چه کاری تلاش می‌کردید؟ »رشد کردن آسان نیست. باید باور داشته باشید که رشد خواهید کرد و فرایند تغییرتان را بر پایه اهداف مستحکم قرار بدهید. وقتی مسئولیت زندگی‌تان را بر عهده می‌گیرید، انتخاب‌های صحیحی برای خودتان انجام می‌دهید. همانطور که النور روزولت هم میگوید: « در طولانی‌مدت این خودمان هستیم که زندگیمان و خودمان را شکل میدهیم. »۲) قانون آگاهی رشد فردیآیا می‌دانید کی هستید؟ اگر خودتان را نشناسید و ندانید می‌خواهید چه کنید یا به چه چیزی برسید،‌ نمی‌توانید رشد فردی را تجربه کنید. این کار مستلزم یه کنکاش درونی است.افرادی که روش زندگی‌شان مورد پسندتان است، پیدا کنید، آنها را بررسی کنید و از آنها الگوبرداری کنید.۳) قانون آیینه برای رسیدن به رشد فردیتلاش برای ارتقای خودتان را باید عمیقا باور داشته باشید که شایسته این تلاش هستید. اگر به خودتان احساس منفی داشته باشید،‌ نمی‌توانید کارهایتان را به ‌روشی مثبت انجام بدهید و به رشد فردی نخواهید رسید. غالبا افرادی که خودباوری ندارند، برای رشد و پیشرفت خودشان هیچ تلاشی نمی‌کنند.هر انسانی یک سری ارزش ذاتی برای خود دارد؛ آن ارزش‌ها را در خودتان پیدا کنید. خودتون را تشویق کنید، هیچ‌وقت دلسرد نشوید.از دست « باورهای محدودکننده » خلاص شوید؛ همان محدودیت‌هایی که خودتان در ذهنتان به‌ وجود آورده‌اید و فکر می‌کنید نمی‌توانید به آنها غلبه کنید.۴) قانون تاملزمانی را به تامل درباره آنچه که از تجربیاتتان آموختید، اختصاص بدید. این کار کمک می‌کند تا اطمینان حاصل کنید که در مسیر درستی قدم برمی‌دارید.توقف و تامل برای دستیابی به رویاها و نایل آمدن به رشد فردی ضروری است. این قانون در مورد هر فرد بزرگی که به موفقیت‌های برجسته دست‌ یافته، صادق است. همه به زمانی برای تامل نیاز دارند.جیم رانِ فیلسوف پیشنهاد میدهد که:« در انتهای هر روز، باید نوار عملکردتان را به عقب ببرید. نتایج یا باید تشویقتان کنند یا تلنگر بزنند. »۵) قانون ثبات در رشد فردیاگر منظم و منضبط نباشید، همه‌ی انگیزه‌های دنیا هم نمی‌توانند برای رشد به شما کمک کنند. برداشتن گام‌های لازم روزانه برای رشد فردی محتاج نظم است.به گفته جورج لوریمر:« اگر می‌خواهید هر شب با رضایت بخوابید، باید عادت کنید که هر روز با هدف بیدار بشوید. » شانسِ خوبِ تغییرِ درونی را به خودتان بدهید. کارِتان را با ساده‌ترین چالش‌ها آغاز کنید و پیش ببرید.۶) قانون محیطممکن است باانگیزه، منظم و آماده تغییر باشید. ولی محیطی که در آن قرار دارید شما را به عقب نگه میدارد. با فرمول « رشد = تغییر » محیط اطرافتان را از نو بسازید. شرایط را بررسی کنید تا ببینید چطور باعث عقب‌ ماندن شما میشود. تنظیمات جدیدی پیاده کنید که شما را تقویت کند، نه اینکه مانعتان شود. منظور از محیط، افرادی هست که در زندگی‌تان هستند. اگر آدم‌های اطرافتان شما را محدود کنند، نمی‌توانید پیشرفت کنید.دیوید مک‌کِلند روانشناس اجتماعی از دانشگاه هاروارد میگود افرادی که هر روز با آنها در ارتباط هستید ‌۹۵ درصد، مسئول موفقیت یا شکست‌تان هستند، پس آنها را با دقت انتخاب کنید.۷) قانون برنامه‌ریزیرشد فردی را ماموریتی بدانید که نیازمند بیش‌ترین جدیت برای رسیدن به هدفتان هست. در حوزه‌هایی از زندگی که تصمیم به رشد دارید، عامل باشید. جان مکسولِ نویسنده، هر سال در روز آغاز سال نو، بعد از گذراندن ساعاتی با خانواده‌ش، سراغ تحقیق میرفت. او تا شب سال نو کار می‌کند و تقویم قرار ملاقات‌هایش را دقیقه به دقیقه بررسی می‌کند تا ببیند وقتش را در سال گذشته چگونه گذرانده است. و بعد از این مرور استراتژیک، روش گذراندن وقتش در سال آینده را به دقت تنظیم می‌کند.شما هم سعی کنید زندگی‌تان را با دقت برنامه‌ریزی کنید. روش‌‌های سنجیده و قابل تکرار را طراحی کنید تا در دستیابی به رشد فردی به شما کمک کند. زمان کار و اوقات فراغت‌تان را سازماندهی کنید. در ساختاربندی روزهایتان ثابت‌قدم باشید؛ از زمان ارزشمندتان به بهترین نحو استفاده کنید.۸) قانون دردرویدادهای دشوار زندگی اصلا خوشایند نیستند؛ اما می‌توانید از تجربیات دردناک درس بگیرید و رشد کنید. آخرین کاری که در شرایط دشوار باید انجام باید بدهید، برای خودتان احساس تاسف کنید. هر کسی گاهی با شرایط منفی دست‌ و‌ پنجه نرم می‌کند. آنها را به فرصت‌هایی برای یادگیری تبدیل کنید. از رویدادهای بد زندگی‌تان نکات مثبت به دست بیاورید.تجربه‌های وحشتناک می‌تواند شما را به سمت فرصت‌های جدید هدایت کند. یک مرغدار را در نظر بگیرید که هر سال در بهار، مزرعه‌ش مملو از جوجه بود. بعد از یک سیل بسیار بد، مرغدار به همسرش شکایت کرد که دیگر راه چاره‌ای وجود نداره و نمیداند چه کند. همسرش گفت: اردک بخر! سعی کنید مثل همسر مرغدار باشید و مصیبت را به شروعی جدید تبدیل کنید تا باعث رشد فردی شما شود.۹) قانون نردبان در رشد فردیهر کسی که روی یک زمین نامسطح از یه نردبان بالا برود، دنبال دردسر میگردد. هر چه بالاتر برود، همه چیز لرزانتر میشود و تلاشش برای ادامه دادن منجر به ناکامی میشود. هر چیز ارزشمندی به مبنای شخصیت بستگی دارد. اینکه چقدر می‌توانید بالا بروید، تا حد زیادی به اینکه کی هستید بستگی دارد. داشتن شخصیت خوب باید بیش از موفقیت براتون مهم باشه.۱۰) قانون کِشآمادگی قدم گذاشتن به بیرون از حوزه آسایش را داشته باشید و خودتان را مثل یه کِش بکشید. خیلی از مردم این کار برایشان سخت است. تا جایی که نمی‌توانند به شکل ارزشمندی پیشرفت کنند. آنها کم‌تر از آن چیزی باقی می‌مانند که در صورت داشتن اشتیاق یا توانایی می‌توانستند باشند. کشیدن خودتان نیازمند تغییر است و تغییر هم همواره ذاتا دردناک است. منبسط شدن همچنین به ریسک نیاز دارد چون اقدامی شجاعانه‌ است؛ در غیر این صورت زندگی خسته‌کننده میشود. به گفته ایجی باکام پیشگام عکاسی هوایی:« یکنواختی، پاداش وحشتناک فرد محتاط است. » افراد موفق هرگز نمی‌خواهند در گوشه امن خودشان بمانند و برای رسیدن به رشد فردی همواره تلاش می‌کنند.۱۱) قانون جایگزین‌های رشد فردیتوسعه فردی همواره جایگزین‌هایی را در بر دارد. برای استفاده از همه توانتان، باید خواهان قربانی کردن بخشی ارزشمند از زندگی‌تان باشید. انتخاب شما اثری مستقیم بر مسیر زندگی‌تان دارد. وقتی با انتخاب‌های دشوار روبه‌رو می‌شوید، همه نکات مثبت‌ و منفی‌ مربوط را به دقت ارزیابی کنید. جایگزین‌هایی که تعریف می‌کنید را مشکلات جدیدی ندانید که باید تحملشان کنید و آرزو کنید و امیدوار باشید همه چیز درست می‌شود. از انتخاب‌ها و جایگزین‌های دشوار برای رشد فردی استقبال کنید. پذیرفتن مسئولیت اعمالتان نشانه بلوغ و رشد است.۱۲) قانون کنجکاویاگه یاد نگیرید، نمی‌توانید رشد کنید. « چرا » را به کلمه محبوب خودتان تبدیل کنید. هر چه کنجکاوتر باشید، بیشتر می‌توانید یاد بگیرید و رشد ‌کنید. برای افزایش کنجکاوی، ذهنیتی مانند یک فرد تازه‌کار داشته باشید. از نشان دادن کمبود دانش‌تان نترسید. پیتر دراکر استاد مدیریت یک‌ بار گفت: « بزرگ‌ترین نقطه قوت من به عنوان یک مشاور این است که نادان باشم و سوالات زیادی بپرسم. » اگر وقت خودتان را با افرادی بگذرانید که به اندازه شما کنجکاوند، برای سوال پرسیدن راحت‌تر خواهید بود. یادگیری یک مطلب جدید در روز را هدف خودتان قرار بدهید. بدانید که شکست‌ فرصتی استثنایی برای یادگیری در اختیارتان قرار میدهد. همیشه برای رسیدن به رشد فردی خوش‌بین باشید. بپذیرید که هر مشکلی چندین راه‌حل دارد.۱۳) قانون الگوبرداریوقتی شخصی دانا راهنمای شما در مسیر رشد باشد، رشد فردی ساده‌تر میشود. کتاب‌های متعددی برای کمک به شما در دسترس‌ است که از جمله آن‌ها می‌توان به کتاب « دیل کارنگی » برای بهبود مهارت‌های افراد با عنوان آیین دوست‌یابی اشاره کرد. یک مشاور استخدام کنید تا گام‌هایی که باید بردارید را به شما نشان دهد. اگر کسب‌وکارتان را تازه آغاز کرده‌اید، انتظار نداشته باشید مشاوری را از سطوح برتر دنیای کسب‌و‌کار پیدا کنید. بلکه، شخصی را پیدا کنید که چند سطح بالاتر از شما کار کرده باشد و از او الگوبرداری کنید.۱۴) قانون گسترشهر کاری که انجام میدهید ، هر موفقیتی که کسب کردید، قابل گسترش است. کارشناسان ادعا می‌کنند که مردم فقط از ۱۰ درصد توانشان استفاده می‌کنند. افراد می‌توانند بسیار بیشتر از آنچه در گذشته داشتن را به دست بیاورند.برای کسب موفقیت بیشتر در زندگی، تفکر « آیا می‌توانم؟ » را به تفکر « چطور می‌تونم؟ » تبدیل کنید. سوال « آیا می‌تونم؟ » خودبه‌خود شما را محدود می‌کند. سوال « چطور می‌توانم؟ » نشان میدهد که برای هر مشکلی راه‌حلی وجود دارد. آن راه‌حل را کشف کنید.۱۵) قانون همکاریزندگی‌تان نباید حول محور رشد فردی بچرخد. به نیازهای افرادی که برایتان مهم هستند، توجه کنید. ببینید چطور می‌توانید به بهبود زندگی‌یشان کمک کنید. این بهترین راه برای ایجاد رضایت و شادی درونی است. بنجامین فرانکلین رئیس‌جمهور و مخترع آمریکایی همیشه به دنبال پاسخ‌های درست برای سوالات مهم بود. یکی از بزرگ‌ترین واقعیت‌هایی که کشف کرد، این بود که کمک به دیگران بهترین کاری بود که می‌توانست انجام دهد. او هر روز را با سوال: « امروز باید چه کار خوبی انجام بدم؟ » آغاز می‌کرد و با سوال: « امروز چه کار خوبی انجام دادم؟ » به پایان می‌برد.</description>
                <category>کلینیک روانشناسی نیکیار</category>
                <author>کلینیک روانشناسی نیکیار</author>
                <pubDate>Tue, 12 May 2020 18:04:07 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کنترل استرس</title>
                <link>https://virgool.io/@nikyaracademy/%DA%A9%D9%86%D8%AA%D8%B1%D9%84-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%B3-zssiet20syyd</link>
                <description>کنترل استرساسترس تجربه‌ی وضعیتی‌ است که طی آن، ما خود را با محیطی که دائماً در حال تغییر است، تطبیق دهیم. مواردی مانند مرگ یک عزیز، طلاق، تولد یک نوزاد، ارتقاء شغلی، برقراری رابطه تازه به کنترل استرس نیاز دارند. به گفته مشاوران کلینیک روانشناسی نگرش، ما استرس را تجربه می‌کنیم تا بتوانیم یکبار دیگر خود را با زندگی هماهنگ کنیم .اثرات مثبت استرس، ما را به حرکت وا میدارد و تاثیرات منفی آن نیز می‌تواند منجر به خشم و افسردگی شود که خود مشکلاتی در سلامت فرد از جمله سردرد، دل درد، بی خوابی، زخم معده، فشار خون بالا، بیماری های قلبی و سکته را در پی دارد.آیا می‌توانیم استرس را از زندگی خود حذف کنیم ؟استرس و تنش اجتناب ناپذیر است و میزان معینی از آن حتی لازم است. در نتیجه هدف، از بین بردن استرس نیست بلکه باید یاد بگیریم چگونه آن را مدیریت کنیم. آنچه ما نیاز داریم، شناخت میزان بهینه استرس است تا کنترل استرس را بتوان انجام داده و در هر کدام از ما انگیزه ایجاد ‌کند، اما ما را دچار آشفتگی ‌نکند .چگونه می‌توان سطح بهینه استرس را در خود تعیین کنیم؟یک سطح بهینه تنش برای تمام افراد وجود ندارد. ممکن است عاملی که در من ایجاد تنش می‌کند برای دیگری لذت بخش باشد. درواقع، میزان نیاز به تنش و آستانه تحمل علاوه بر ویژگی‌های فرد، متناسب با سبک زندگی و سن متفاوت است.بنابراین باید ببینید چه میزانی از استرس به شما انگیزه می‌دهد و اگر علائم و آثار منفی استرس را تجربه می‌کنید، لازم است از میزان آن کاسته و توانایی خود را برای مدیریت استرس افزایش دهید .چگونه استرس را مدیریت کنیم ؟۱٫ نسبت به عوامل استرس زا و واکنشهای جسمانی و عاطفی خود به آنها آگاه شوید تا بتوانید استرس را مدیریت کنید.۲٫ آنچه را که می‌توانید تغییر دهید، بشناسید:برای کنترل استرس منابع استرس را شناسایی کرده و آنها را حذف کنید یا حداقل از شدت آن بکاهید.اگر امکان‌پذیر است خود را کمتر در معرض استرس قرار دهید مثلاً به خود زنگ تفریح بدهید.۳. برای مدیریت استرس، از شدت واکنشهای احساسی خود نسبت به تنش بکاهید:آیا به عوامل تنش زا نگاهی اغراق آمیز دارید و به موقعیت دشوار به چشم یک فاجعه نگاه می‌کنید؟آیا از خود انتظار دارید که همه را راضی کنید ؟آیا بیش از حد واکنش نشان می‌دهید و همه چیز را کاملاً اضطراری و بحرانی می‌بینید ؟اگر اینطور است سعی کنید جای اینکه تنش را بزرگ و توان خود را دست کم بگیرید، تنش را عاملی بدانید که توان رویارویی با آن را دارید. اینکار باعث می‌شود تا بنوانید کنترل استرس داشته باشید و به خوبی کنترل استرس داشته باشید.۴. یاد بگیرید واکنشهای جسمی خود را نسبت به تنش متعادل کنید:تنفس صحیح را یاد بگیرید، تنفس شکمی عمیق و آرام به شما کمک می‌کند تا ضربان قلب خود را به حالت عادی برگردانید.تکنیکهای آرامسازی می‌تواند به کاهش انقباضات ماهیچه‌ای ، ضربان قلب و فشار خون کمک کند.۵. برای رسیدن به کنترل استرس، به جسم خود رسیدگی کنید :هفته‌ای ۳ الی ۴ بار به ورزشهای مناسب قلب و عروق بپردازید مانند پیاده روی ، شنا ، دوچرخه سواری ، دویدن آرام و … .رژیم غذایی متعادل و سالم داشته باشید.وزن خود را در سطح ایده آل نگه دارید.از مصرف سیگار ، کافئین زیاد و سایر محرکها اجتناب کنید.همراه با کار ، سرگرمی داشته باشید . هرزمان که می‌توانید به خود استراحت دهید.به اندازه کافی بخوابید . تا آنجا که می‌توانید برنامه خواب خود را منظم کنید.۶. به احساس‌تان برسید تا کنترل استرس داشته باشید.روابط دوستانه دوطرفه برقرار کنید.اهدافی واقع گرایانه و معنادار که خودتان تعیین کرده‌اید را دنبال کنید.کمی منتظر شکست ، اندوه و آشفتگی باشید.همیشه با خودتان مهربان و ملایم باشید – دوست خودتان باشید.</description>
                <category>کلینیک روانشناسی نیکیار</category>
                <author>کلینیک روانشناسی نیکیار</author>
                <pubDate>Tue, 12 May 2020 17:59:57 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کهن الگوها و نقش آنها در زندگی افراد</title>
                <link>https://virgool.io/@nikyaracademy/%DA%A9%D9%87%D9%86-%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88%D9%87%D8%A7-%D9%88-%D9%86%D9%82%D8%B4-%D8%A2%D9%86%D9%87%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%A7%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%AF-n3ovlokox5dz</link>
                <description>کهن ‌الگوها و نقش آنها در زندگی افرادیکی از مهم‌ترین کارهایی که هر انسانی لازم است در زندگی خود انجام دهد خودشناسی است، چرا که انسان با شناخت خود می‌تواند انتخاب‌های درست‌تر، روابط بهتر و سالم تر و موفقیت و پیشرفت‌های عالی‌تری را بدست آورد. یکی از چیزهایی که می‌تواند در خودشناسی به افراد کمک کند “شخصیت‌شناسی” است که با مطالعه بر روی شباهت‌های انسان به ارائه مدل‌های کلی و مشخصی برای شخصیت افراد، می‌پردازد و به ما کمک می‌کند تا هم خود را بهتر بشناسیم و هم اینکه با شناخت شخصیت‌های گوناگون، بتوانیم با خصوصیات و منش‌های اطرافیان‌مان هم آشنا شویم و بهترین نحوه تعامل با آنها را بیابیم. نظریه‌های مختلفی در علم روانشناسی برای شخصیت‌شناسی مطرح شده که هرکدام دسته بندی‌های مختلف خود را برای شخصیت انسان ارائه می دهند. در این بین، شخصیت‌شناسی بر اساس کهن‌الگوهای یونگ یکی از جذاب‌ترین و کاربردی‌ترین نظریات در این حوزه است که قصد داریم در این مقاله که توسط تیم کلینیک روانشناسی نیکیار به نگارش درآمده، به موضوع این کهن الگوها ( آرکی‌تایپ‌ها ) و انواع مردانه و زنانه و خصوصیات آنها بپردازیم.آرکی‌تایپ یا کهن الگوها (Archetype ) چیست ؟واژه‌ی آرکی‌تایپ در حقیقت برگرفته از واژه یونانی آرکه تیپوس است که در واژگان یونانی به معنی الگو یا مدلی است که چیزی را از روی آن می‌سازند.پیشوند ARCH به معنای ریشه داشتن، اصیل بودن، قدیمی بودن و… است و کلمه‌ی Type (همان تیپ یا تایپ که در فارسی هم وارد شده است) به عنوان الگو، مدل، قالب و مفاهیمی شبیه به آن می‌باشد که از ترکیب این دو در فارسی، اصطلاح آرکی‌تایپ بدست می‌آید به معنی کهن الگو.در حوزه روانشناسی، آرکی‌تایپ‌ها یا کهن ‌الگوها به تصاویر، الگوها و مدل‌هایی گفته می‌شود که از ناخودآگاه جمعی بیرون می‌آیند و در رؤیاها، اساطیر و افسانه‌ها ظاهر می‌شوند و در همه انسان‌ها طیفی از آن وجود و مشابهت دارد.نظریه‌ی آرکی‌تایپ‌ها یا همان کهین الگوها را اولین بار پرفسور کارل گوستاو یونگ، روانپزشک و فیلسوف بزرگ سوئیسی که از او به عنوان پدر روانشناسی نوین یاد می‌کنند مطرح نمود. وی مطالعات خود را بیشتر معطوف به بخش ناخودآگاه ذهن کرده بود که آنرا در دو حالت کلی « ناخودآگاه فردی » و « ناخودآگاه جمعی » تعریف می‌کند. وی ناخودآگاه جمعی را میراثی از دوره‌های نخستین زندگی بشر که در حافظه تاریخی انسان‌ها ثبت شده است و همه مردم در آن سهیم هستند، معرفی می‌کند.یونگ پس از پرداختن به ناخودآگاه جمعی، نظریه آرکی تایپ‌ها یا کهن الگوها را به منظور روشن کردن اجزای شخصیت انسان ارائه می‌دهد. به عقیده او، آرکی‌تایپ، افکار غریزی و مادرزادی و تمایل به رفتارهایی است که انسان‌ها بر طبق الگوهای از پیش تعیین شده انجام می‌دهند.یونگ به این نتیجه رسید که افسانه‌های تاریخی که در فرهنگ‌های مختلف وجود دارند با روش های نمادین، تجربیات درونی مردم را به نسل‌های بعد انتقال  می‌دهند و این داستان‌هایی که مدام در هنر و ادبیات نقاط مختلف جهان مطرح می‌شوند، اساس و شالوده‌ی زندگی ما را شکل می‌دهند و بر همین مبنا تیپ‌های شخصیتی مردانه و زنانه را بر اساس اسطوره‌های یونانی و داستان زندگی آنها مطرح و تحلیل می‌کند و بر همین اساس نیز آنها را نامگذاری و به ۱۵ نوع دسته‌بندی می‌کند. بدین صورت که:۱) زئوس ( ZEUS )خدای خدایان، مظهر قدرت، جاه طلبی، پیشرفت، رقابت، کنترل کننده، ریسک پذیر و اهل عمل.۲) آپولو (APOLLO )قانونگذار و قانونمند، منظم، برنامه ریز، هدفمند و اهل پیشرفت قدم به قدم، محافظه کار، برادر، بچه مثبت.۳) آرس ( ARES )خدای جنگ، ورزشکار، پر انرژی و پر تحرک، اهل عمل ( البته اغلب عمل بدون فکر و غیرمنطقی )، متعصب و غیرتی، با معرفت و با مرام.۴) پوزیدون ( POSEIDON )خدای دریاها و خدای عواطف و احساسات و غرایز، عشق و هیجانات تند و شدید و خشم و کینه شدید.۵) هرمس ( HERMES )خدای سخنوری و مذاکره، دارای قدرت جذب بالا، تنوع طلب، شوخ طبع و خوش سر و زبان، خوش سفر، دارای نوجوان ابدی، فراری از مسئولیت و محدودیت.۶) هادس ( HADES )خدای جهان زیرین و خدای دنیای ارواح و مردگان، فرمانروای ناخودآگاه، درون گرا و معناگرا، شهودی و عمیق و کمی عجیب‌غریب در رفتار، بدون عواطف و احساسات و دور از اجتماع، منزوی.۷) هفائستوس ( HEPHAESTUS )خدای آتش و فلزکاری، زحمتکش و اهل کار، مردانی درونگرا و گوشه گیر اما پر از خلاقیت و هنرمند، وفادار، اعتماد به نفس پایین.۸) دیونوسوس ( DIONYSUS )خدای مستی و شراب. خدای لذت و شادی، جوانترین خدای المپ، اهل خلسه ، آواره و سرگردان، همیشه عاشق، بدون چارچوب، روح لطیف و درک کننده زنان و زیبایی‌ها.۹) آتنا ( ATHENA )خدابانوی عقل و مهارت و تمدن و پیشرفت، دختر تحصیل کرده و عاقل پدر، منطقی و عقل گرا، علاقه‌مند به شغل و تحصیل و مدرک، اهل پیشرفت و رقابت، هدفمند، کمال‌گرا، محافظه‌کار، نماینده تفکر منطقی زنانه، مدیر.۱۰) آرتمیس ( ARTEMIS )ایزدبانوی شکار، جنگاور، آسیب ناپذیر، مستقل، حفظ هویت فردی، عشق به طبیعت بکر، طرفدار حقوق زنان، خواهر (در رابطه با جنس مخالف خواهر آنها  می شود نه همسر).۱۱) آفرودیت ( APHRODITE )ایزدبانوی عشق و زیبایی و هنر، خلاق و عاشق پیشه، طبیعت دوست، مرکز توجه، دوست‌دار زیبایی، زندگی در لحظه.۱۲) هستیا ( HESTIA )ایزدبانوی معابد، زن دانا، ساکت و آرام، اهل دعا و معنویت و مدیتیشن، شهودی و درونگرای عمیق، ساده پوش و ساده زیست، خاله و عمه و دوشیزه.۱۳) هرا ( HERA )ایزدبانوی ازدواج، همسر برایشان مهمتر از همه و مرکز زندگی است، وفادار به همسر و عاشق ازدواج و شوهر کردن، زن زندگی، ملکه، شیک‌پوش، حسود و کینه‌توز، کنترل کننده همسر.۱۴) دیمیتر ( DEMETER )ایزدبانوی مادر و غلات، مراقبت‌کننده و سرویس‌دهنده، مادری خستگی‌ناپذیر و تسلیم‌ناپذیر، فداکار، حامی، مهربان و صمیمی، عاشق بچه، عاشق مهمان و مهمانی دادن، توانمند.۱۵) پرسفون ( PERSEPHONE )ایزدبانوی دوشیزه، ملکه جهان زیرین، مظهر دوشیزگی، نماد دخترانگی، معصوم ، نقش‌پذیر و منعطف، تقلید کننده و دنباله‌رو ، دختر ساده لوح، بی‌خیال و بی‌مسؤولیت و سر به هوا، دارای امید، سطح بالای خودآگاهی، اهل این شاخه به آن شاخه پریدن.نکته‌ی مهمی که در اینجا لازم است به آن توجه داشته باشیم این است که در بحث شخصیت شناسی آرکی‌تایپی یا همان کهن الگوها، هر فرد مجموعه‌ای از کهن الگوها (الگوهای مختلف شخصیتی) است و اگر به طور مثال می‌گوییم: ” این فرد زئوس است “، مقصود این است که شخصیت غالب آن فرد را آرکتایپ زئوس دربر می‌گیرد ولی این بدین معنا نیست که تایپ‌های دیگر و ویژگی هایشان در درون او وجود ندارند.این نکته جالب توجه است که با توجه به محیط و شرایط زندگی و… ممکن است برخی از کهن الگوها به شکل غالب و برخی به شکل سرکوب در فرد بروز پیدا کرده باشند.با شناخت و تمرین‌های لازم، می‌توان آرکی‌تایپ‌ها را به تعادل رساند یعنی سرکوب ها را تقویت و غالب ها را به نقطه تعادل نزدیک کرد و در نهایت به تعادل در تمامی جنبه‌های زندگی دست یافت چرا که بهترین وضعیت برای هر فرد قرار گرفتن در وضعیت تعادل و بهره جستن از تمامی آرکی‌تایپ‌ها و کهن الگوها و ویژگی‌های آنها در شرایط مختلف زندگی است.نکته مهم دیگر اینکه تمامی این ۱۵ تایپ و انرژی روانی در همه آدم ها در جریان است ولی تیپ‌های مردانه بیشتر در مردان و تیپ‌های زنانه بیشتر در زنان بروز می‌یابند. با این وجود، شناخت کلیه آرکی‌تایپ ها برای همه افراد مفید و موثر است به این دلیل که هر مرد یا زنی در زندگی خود یک مرد یا زن مهم را دارد که شناخت رازهای او به رابطه‌شان بسیار کمک خواهد کرد.در کل شناخت آرکی‌تایپ‌ها یا کهن الگوها به ما کمک می‌کند تا بتوانیم؛خودمان و استعدادهای نهفته یا نقطه ضعف هایمان را بهتر بشناسیم و مدیریت کنیم و در شرایط مختلف زندگی به آرکی‌تایپ لازم فراخوان دهیم و از آن بُعد از شخصیت‌مان بیشتر کمک بگیریم.رفتارهای اطرافیانمان را بهتر درک و تحلیل کنیم و رفتار صحیح تری در مقابل آنها نشان دهیم. از تفاوت رفتارها، آزرده خاطر و برآشفته نشویم و به جای برخوردهای تند و مقابله با آنچه نمی‌شناسیم و از ما دور است، با فهم و درک بیشتر به تعامل با افراد بپردازیم.در مقالات بعدی به بررسی هریک از کهن‌الگوها بصورت مجزا خواهیم پرداخت، با ما همراه باشید.</description>
                <category>کلینیک روانشناسی نیکیار</category>
                <author>کلینیک روانشناسی نیکیار</author>
                <pubDate>Mon, 11 May 2020 11:25:45 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روابط سرد و بی ‌روح</title>
                <link>https://virgool.io/@nikyaracademy/%D8%B1%D9%88%D8%A7%D8%A8%D8%B7-%D8%B3%D8%B1%D8%AF-%D9%88-%D8%A8%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%AD-ew4mpottbjhk</link>
                <description>روابط سرد و بی ‌روح !ما روانشناسان متاسفانه بعضاً شاهد ازدواج‌هایی هستیم که صرفا به توصیه والدین یا فرد دیگری رخ داده است و معمولا هم بعد از مدتی منجر به به روز روابط سرد و بی روح بین زوجین می‌شود؛ البته این بی‌میلی ممکن است در همان ابتدا زیاد بارز و مشخص نباشد و به مرور و با بالا رفتن سن و بروز برخی کنش‌های معمول بین زوجین به طور جدی خود را نشان دهد و حتی به پایین‌ترین سطح خود یعنی بی توجهی و بی اعتنایی و یا برعکس، به بالاترین سطح یعنی تهدید به طلاق و متاسفانه در برخی موارد اقدام به آن برسد. حال در این مقاله که توسط مشاوران تخصصی ما در ” کلینیک روانشناسی نگرش ” به نگارش درآمده، به این سوال پاسخ دهیم که آیا بازسازی روابط سرد و بی روح امکان‌پذیر است یا خیر؟شایع ترین مشکلات بین زوجینیکی از شایع‌ترین مشکلاتی که بین زوجین و به خصوص پس از چندین سال زندگی مشترک پیش می‌آید، کاهش توجه هدفمند و خاص به یکدیگر و ایجاد روابط سرد و بی روح است که معمولا زنان در مقایسه با مردان به این بی‌توجهی واکنش بیشتری نشان می‌دهند به ویژه که به همسرشان وابستگی عاطفی نیز داشته باشند؛ البته لازم به ذکر است که واکنش آقایان بیشتر به صورت درون‌ریزی است و معمولا آن را به زبان نمی‌آورند.نکته‌ی قابل توجه در زندگی اینگونه زوجین این است که در آن یکی از زوجین با بیشتر افراد رابطه معمول و مقبولی دارد جز همسر خودش و این برای هر همسری آزاردهنده است؛ ولی مشکل اصلی توجه همسر به دیگران نیست؛ بلکه چرایی بی اعتنایی شکل گرفته بین آنهاست که در ادامه به بررسی آنها می‌پردازیم.دلایل بروز روابط سرد و بی روحازدواج‌هایی که به دلایل زیر صورت گرفته باشند معمولا از همان اوایل به سمت سردی و بی‌میلی می‌روند و باعث شکل‌گیری روابط سرد و بی روح بین زوجین می‌شوند، دلایلی مثل:ازدواج از روی بی تجربگی و ناآگاهیازدواج‌های سفارشی که صرفا به توصیه یکی از والدین یا دوستان و آشنایان رخ می‌دهد و فرد بعد از مدتی معمولا به نامتناسب بودن انتخاب و بی میلی خود پی می‌بردازدواج‌های احساسی و ترحم‌آمیز نسبت به طرف مقابلشاید تصورکنید که در چنین شرایطی چنین زوجینی راه به جایی نخواهند برد و چاره‌ای جز تحمل یکدیگر و یا جدایی نخواهند داشت. بله، نتیجه‌ی ازدواج برخی از آن‌ها متاسفانه همین است اما برخی نیز با کمک گرفتن از یک متخصص و روانشناس خانواده فرا می‌گیرند که این بار خودشان عامل بر زوجیت خود باشند، درست مثل این که دوباره همسر خود را انتخاب می‌کنند و آرام آرام یکدیگر را پیدا می‌کنند.در واقع اینبار انتخابی می‌کنند که تعهد و توافق را به همراه دارد نه تحمل و تردید، که البته پیش نیاز شکل گیری چنین رابطه‌ی نو و تازه‌ای مبتنی بر انتخاب اکنون خود زوج، نبودن متغیرهای قدیم و جدید بازدارنده و تخریب کننده رابطه اعتماد آمیز بین آن هاست؛ برای مثال بی وفایی و بی تعهدی عاملی جدی در تخریب رابطه و مانع از سرگیری آن خواهد شداز سوی دیگر ازدواج‌هایی هم هستند که در آنها همسر از ابتدا سرد و بی اعتنا نیست و در واقع ازدواج، کاملا آگاهانه و عاشقانه بوده ولی بعد از گذشت چندین سال به تدریج بی‌توجهی‌ها از سوی یکی از زوجین شروع می‌شود روابط به سمت روابط سرد و بی روح کشیده می‌شود و فرد احساس می‌کند دلایل دیگری بر موضوع مرتبط است که معمول‌ترین و شایع ترین آنها عبارت است از: حساس شدن بر کنش ها و رفتارهای والدین و اعضای خانواده‌های یکدیگر، اینکه مثلا ” چرا پدرت فلان حرف را زد؟ ” یا ” چرا مادرت یا خواهرت احترام کافی، به من نمی‌گذارند؟” یا “چرا به خواهر و برادرت بیشتر دادند به ما کمتر؟” و مواردی از این قبیل!البته رفتار والدین بر روابط زوج تاثیر گذار است ولی وقتی که از همسر خود انتظار تغییر دادن والدین یا خواهر و برادرش را داشته باشید، مشکل ایجاد می شود.اثر روابط مالی بر روابط زوجینموضوع دیگر وجود روابط مالی مبهم زوج با یکدیگر یا با اقوام درجه یک است. زن و شوهری که هر دو درآمدهای مجزا دارند ولی هزینه‌های مشترک، بی شک اگر در نحوه هزینه کرد مشترک از دو درآمد، مهارت کافی نداشته باشند تداخل مسائل عاطفی با مسائل مالی ایجاد می‌شود و نتیجه‌ای جز سردی و بی اعتنایی زوجین نسبت به هم را در پی نخواهد داشت و روابط به سمت روابط سرد و بی روح کشیده می‌شود و متاسفانه گاهی این امر، بدون هیچ واکنش مشخصی از سوی طرفین یا فرد قربانی سال ها مسکوت می‌ماند و به طور نامحسوس باعث رنجش طرف مقابل می‌شود؛ بنابراین اگر به این امر مبتلا هستید تنها علاج، ایجاد صندوق مشترک است که هر یک درصدی از حقوق را که مورد توافق قرار گرفته، در صندوق بگذارید و از آن هزینه کنید.نبود بعضی مشترکات و شباهت‌ها بین زوجین؛ بدین معنی که میان زن و شوهر باید تا حدی شباهت وجود داشته باشد؛ برای مثال یک زن مذهبی با یک مرد غیرمذهبی نمی‌تواند کنار بیاید، یا یک مرد برونگرا با یک زن خیلی درونگرا مشکل زیادی خواهند داشت یا زوجی که از نظر فرهنگی و قومیت خیلی با هم فرق دارند، احتمال وقوع اختلافات زناشویی در بین آن‌ها به شدت زیاد است. چنین زوجینی، اگر قصد ادامه دادن دارند، برای کاهش مشکلات باید یاد بگیرند که با تفاوت های یکدیگر سازگار شوند نه این که آن‌ها را موضوع اختلاف کنند که البته این امر کار چندان ساده‌ای نیست ولی با کمک یک مشاور و متخصص شدنی است.</description>
                <category>کلینیک روانشناسی نیکیار</category>
                <author>کلینیک روانشناسی نیکیار</author>
                <pubDate>Sat, 09 May 2020 16:51:34 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>