<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های نیما آتش</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@nimaatash</link>
        <description>تا چند سال پیش روزنامه نگار، الان توسعه دهنده کسب و کار!</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-18 09:26:36</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/3091714/avatar/NAJguh.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>نیما آتش</title>
            <link>https://virgool.io/@nimaatash</link>
        </image>

                    <item>
                <title>سد در برابر سیل فناوری</title>
                <link>https://virgool.io/@nimaatash/%D8%B3%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B1-%D8%B3%DB%8C%D9%84-%D9%81%D9%86%D8%A7%D9%88%D8%B1%DB%8C-ivibbsb4b9a7</link>
                <description>مادرم مخالف بود. شاید دبستانی بودم! پدرم به واسطه یکی از دوست‌هایش با شخصی آشنا شده بود که دستگاه‌های پاناسونیک را از راهی قاچاق می‌کرد. به هزار جنگ و دعوا، با ترس و لرز کار خودش را کرد. شبانه زیر کاپشن زمستانه‌اش یکی از همین دستگاه‌های ویدئو را خرید و به خانه آورد. آن روزها نمی‌دانستم چرا! بعد‌ها فهمیدم....همان شب با پرس و جو از این و آن، به تلویزیون کوچک پارس گروندیگ خانه‌مان وصلش کردیم. خوب به یاد دارم که آن قوطی مشکی رنگ عجیب را از کاور کاغذی‌اش بیرون کشید و روی شیار دستگاه گذاشت و ..... بوم! دستگاه، قوطی مشکی رنگ را بلعید!تصویری شبیه به آنچه همیشه در پایان فیلم‌های سینمایی دیده بودم روی تلویزیون ظاهر شد. نام‌هایی که در سیاهی صفحه بالا می‌رفتند.... پدرم کنترل طوسی رنگ‌اش را به دست گرفت و ویژژژژژژ..... فیلم به عقب برگشت. پلیس آهنی بود! آن شب چشم از تلویزیون بر نداشتم!بعدها فیلم‌های دیگری هم خریده بودیم. باز هم یکی از دوستان پدرم کسی را می‌شناخت که کپی داشت. معرفی کرد! باید معرف می‌داشتی. از این و آن فیلم قرض می‌کردیم و می‌بردیم برای کپی. شو هندی! بندری جدید. شاد! شادمهر... من به همه آنها دسترسی نداشتم! خط قرمز مادرم تایتانیک بود. بماند که همان هم پنهانی دیدم. :)یکی دو بار از این و آن شنیده بودیم که فلانی را با ویدئو گرفته‌اند! چه کابوسی. یک پک کامل فیلم و شو خارجی هم همراه داشته. مادرم از همین می‌ترسید. ممنوع است! دردسر برای خودمان درست نکنیم. اگر کسی از همسایه‌ها قصه را لو بدهد و بریزند در خانه، با این دستگاه و آن همه فیلم چه می‌شود.چند سال بعد نزدیک خانه‌مان ویدئو کلوپ زده بودند. با شناسنامه می‌رفتم و از لیست بلندبالای فیلم‌های روز یکی انتخاب می‌کردم. گهگداری هم انتهای لیست چند فیلم اضافه میشد. روزی ۲۵۰ تومان. خیال مادرم هم راحت بود! فیلم‌ها سانسور شده بود. البته آقای کپی‌دار هنوز فیلم‌های بدون سانسور کپی می‌کرد. خود پیرمرد صاحب ویدئو کلوپ هم برای پدرم لیست دیگری داشت. همان‌ها بود؛ بدون سانسور.دیگر فقط فیلم نبود. سی‌دی آمده بود! لیست هم نداشت! خود سی‌دی‌ها را در چیزی شبیه به البوم ورق می‌زدیم و انتخاب می‌کردیم! اگر خش نداشت می‌بردیم خانه. گران‌تر هم شده بود. روزی ۵۰۰ تومان. البته دیگر ما را می‌شناخت! شناسنامه نمی‌گرفت اما اگر دیر می‌بردیم جریمه داشت.من که در آن سن و سال نفهمیده بودم چرا ویدئو این همه بگیر و ببند داشت و حالا ندارد! اما می‌دانستم همان بگیر و ببند‌ها حالا به دستگاه جدیدتری منتقل شده و چه بسا بدتر از قبل. نه اینکه قبلی دیگر خطرناک نیست. خطر مهم‌تری گریبان جامعه را گرفته؛ ماهواره!مادرم مخالف بود. شاید دبیرستانی بودم! پدرم به واسطه همان دوست‌اش با شخصی آشنا شده بود که دستگاه‌های رسیور را از راهی قاچاق می‌کرد. فکر کنم همان شخص قبلی هم بود! باز هم به هزار جنگ و دعوا، با ترس و لزر کار خودش را کرد. یک روز توی یک پلاستیک بزرگ مشکی یکی از همین دستگاه‌های شبیه به ویدئو- سی‌دی را خرید و به خانه آورد.اما اینبار با پرس و جو هم نمی‌شد وصلش کرد. پیدا کرده بودیم بنده خدایی را که باید می‌آمد نصب می‌کرد! آقای نصاب. روز موعود فرا رسید و شبانه و پنهانی، آقای نصاب با دیش و ال‌ان‌بی و سیم و کابل و سیگنال یاب رسید. پدرم پیش‌تر از همکارهایش پرسیده بود کدام ماهواره را بگیریم بهتر است. یادم نیست یوتل‌ست بود که گرفتیم اخر یا هاتبرد!اما چشم‌هایتان روز بد نبیند! جایتان خالی. :) همان ابتدا فهمیدم تایتانیک پیش برنامه‌های ماهواره چه معصومانه می‌نمود. بماند که برخی از کانال‌ها قفل داشت. اوایل ۱۲۳۴ بود. بعدها که دستگاه را عوض کرده بودیم چهار صفر. ولی ماهواره دیگر مثل ویدئو نبود. باید یا روی پشت بام می‌ذاشتی یا توی بالکن. هر دو خطرناک!می‌ریختند و می‌بردند. جنگی بود برای خودش! توی دور همی‌ها هرکس به شکلی دیش‌هایش را قایم کرده بود. یکی توی جعبه مقوایی گذاشته بود و دیگری پتوی گلبافت پلنگ‌نشان رویش انداخته بود؛ چه استتار کودکانه‌ای! گردی دیش زیر پتو؟ اصلا به نظر نمی‌رسید. :)کوماندوهای پلیس و ارتش از آسمان و زمین می ریختند برای بردن و له کردن دیش‌ها! حالا خدایی‌اش بگویم کانال‌های خوب هم داشت. خود من با بومرنگ بزرگ شدم! قرآن تی‌وی و شیعه چنل و چند کانال دیگر هم بود! با این حال می‌گفتند با دستگاه رد سیگنال‌هایش را می‌زنند. بعدترها پارازیت آمد که شنیده بودم سرطان می‌گیریم که VOA و چند کانال معاند دیگر نبینیم...مجلس قانون گذاشته بود! طرح‌های پشت سر هم... خشم شب! حمله با هلی‌کوپتر! بودجه‌های هنگفت مبارزه. کانال‌های فارسی و انگلیسی که هزینه‌هایش را همینجا توی تهران خودمان می‌دادند تا مردم را از این تهاجم فرهنگی در امان بدارند... ولی زورشان نرسید که نرسید!حالا اما باز هم قصه‌ حسین کرد شبستری از نو! مادرم نمی‌داند اما اگر با او در میان بگذارم احتمالا مخالف است. درس من تمام شده! کسب و کار خودم را دارم و از بخت بد و خریت محض، در حوزه فناوری. آقا سرتان را درد نیاورم؛ اینترنت که قطع باشد باید بشینیم به سماق مکیدن! البته اینترِ چه نتی! پشت این همه تحریم و فیلتر و قطع وصل!باید یکی از همین روزها، پا جای پای پدر بگذارم و بروم از یکی از همین نصاب‌های سابق، یکی از این دستگاه‌های استارلینک بخرم و شبانه بیاورم روی پشت بام نصب کنیم. احتمالا همان پتوی گلبافت مندرس را هم رویش بیاندازم. همان استتار مضحک! :)مجلس هم هنوز سیاهی قانون مبارزه با ماهواره از رخسارش پاک نشده، باز برای استارلینک قانون گذرانده! حافظه تاریخی نخواستیم؛ حافظه کوتاه مدت حضرات هم از کار افتاده؟ آخر قربان ان تریج قبایتان بروم که با هر فناوری جدیدی بهش بر می‌خورد، چه کسی کجای تاریخ در مقابل سیل فناوری سد زده و آب خودش با دودمانش را نبرده که شما دومی باشی؟حالا نشستی و دنبال دیش استارلینک گشتی؛ این هم شش ماه دیگر. با رویش ناگریز دایرکت‌سل چه می‌کنی؟ بیا و دست از سر ما بردار! ما همان‌هایی هستیم که چایخانه‌ها را جمع کردی با پدر و مادر رفتیم قلیان خریدیم... ما همانی هستیم که امروز لب تر کنی نیم ساعته سرور خریدیم و خودمان VPN شخصی ساختیم! چه اصراری دارید به ما راه‌های پیچاندن خودتان را یاد بدهید؟اما سوای این حرف‌ها، من، همیشه، در فکر فناوری‌های ممنوعه بعدی هستم. یک چیزی درونم را قلقلک می‌دهد که آینده پژوهی کنم آنچه بعد از این ممنوع می‌شود چه چیزی می‌تواند باشد! چیپ‌ست‌های نورالینک؟ به خدا که با این یکی نه تنها مادرم، بلکه من هم مخالفم. پیر شدیم رفت.</description>
                <category>نیما آتش</category>
                <author>نیما آتش</author>
                <pubDate>Wed, 09 Jul 2025 18:53:15 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>راهکارهای توسعه کسب و کار در جنگ</title>
                <link>https://virgool.io/@nimaatash/%D8%B1%D8%A7%D9%87%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B9%D9%87-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D9%86%DA%AF-qxnlo5v8b3nr</link>
                <description>اگر کسب و کار شما در زمینه نیازهای اساسی همچون خوراک و پوشاک ارزان و حداقلی، یا ملزومات جنگ همچون تولید بمب و موشک نیست، هیچ راهکاری برای توسعه آن در میانه‌ی جنگ وجود ندارد. در غیر این صورت می‌توانید کاسب جنگ باشید.همیشه پیرمردهای خرفت و هرزه از اتاق‌های امن، جنگ را شروع می‌کنند، و مردم کوچه و بازار تقاص آن را پس می‌دهند.پایان پیام</description>
                <category>نیما آتش</category>
                <author>نیما آتش</author>
                <pubDate>Sat, 21 Jun 2025 10:00:55 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>وقتی با صفر مطلق شروع می‌کنی</title>
                <link>https://virgool.io/@nimaatash/%D9%88%D9%82%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%B5%D9%81%D8%B1-%D9%85%D8%B7%D9%84%D9%82-%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B9-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%DB%8C-bawetopswxvm</link>
                <description>استارتاپ؛ استارتِ تاب‌آوریه!یادمه دوره اولی که #ترامپ میخواست رییس جمهور بشه، توی یه مصاحبه از خودش به عنوان مردی خودساخته یاد کرد که وقتی ۱۸ سالش شد پدرش ۱ میلیون دلار بهش داد و اون با همون ۱ میلیون دلار، از صفر شروع کرد!همیشه با خودم فکر می‌کردم اگه ۱ میلیون دلار صفره، جایی که خیلی از ماها ازش شروع کردیم چنده؟ :) شروع یک استارتاپ، مثل وارد شدن به یه اقیانوس پرتلاطمه. پر هیجان اما پر خطر. بعضیا با یه کشتی کروز واردش میشن و بعضیا با یه مایو شیرجه میزنن!  وقتی کسب‌وکاری رو از صفر شروع می‌کنی، انگار روی طنابی باریک راه می‌ری: یه اشتباه، یه تاخیر پرداخت، یه هزینه پیش‌بینی‌نشده یا یه فشار خارجی می‌تونه کل رویاهات رو به باد بده.به خصوص وقتی با تاب‌آوری صفر شروع کردی؛ نه اندوخته مالی داری، نه سرمایه اعتباری، نه حتی یه شبکه قوی که بتونه چند هفته یا چند ماه سرپا نگهت داره.تا اینجا درباره جهان استارتاپ‌ها حرف میزدم. توی ایران، این داستان به مراتب پیچیده‌تر میشه. نبود ثبات اقتصادی، تغییر مداوم قوانین، هزینه‌های تحمیل‌شده و تاخیرهای پرداخت، مثل موج‌های غیرمنتظره‌ای هستن که هر لحظه ممکنه قایقت رو غرق کنن.خود من این ماه ناچارم ۱۰۰ میلیون تومن ژنراتور برق بخرم! خنده دار نیست! ژنراتور برق بخرم که بنزین بریزم توش و روشنش کنم و با بچه‌ها کد بزنیم و کار هایتک کنیم. اما با همه این سختی‌ها، استارتاپ‌ها متولد می‌شن و رشد می‌کنن. بنیان‌گذاراش یاد می‌گیرن چطور با حداقل‌ها، حداکثر رو بسازن. چطور تو این مسیر پرچالش، تعادلشون رو حفظ کنن و حتی با تاب‌آوری صفر، یه قدم جلوتر برن.اینو نوشتم نه برای اینکه درد دل کنم، ازتون میخوام اگر راهکاری برای بچه‌هایی که میخوان از صفر شروع کنن دارین تا تاب‌آوریشون رو بالا ببرن و بیشتر دوام بیارن تا ایده‌شون به نتیجه برسه اینجا بگین!منم قول میدم روی ایده‌هایی که اینجا مطرح میشه مفصل کار کنم و ازش یه چک لیست بهبود ضریب تاب‌آوری بسازم تا بمونه و بچه‌هایی که میخوان شروع کنن ازش بهره ببرن.با لایک و کامنت اعلام نظر به دیده شدن این پست کمک کنیم!ممنون که تا اینجا اومدی ♥️ #استارتاپ #کارآفرینی #تاب_آوری #کسب_و_کار #ایران</description>
                <category>نیما آتش</category>
                <author>نیما آتش</author>
                <pubDate>Sat, 10 May 2025 12:50:06 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>استارتاپ‌ها اونقدری پولدار نیستن که بتونن کارمندای ارزون استخدام کنن!</title>
                <link>https://virgool.io/Ecoshaar/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A7%D9%BE-%D9%87%D8%A7-%D8%A7%D9%88%D9%86%D9%82%D8%AF%D8%B1%DB%8C-%D9%BE%D9%88%D9%84%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%86-%DA%A9%D9%87-%D8%A8%D8%AA%D9%88%D9%86%D9%86-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%85%D9%86%D8%AF%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D9%88%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D8%AF%D8%A7%D9%85-%DA%A9%D9%86%D9%86-du0epasgt9in</link>
                <description>معمولا استارتاپ‌ها، به خصوص استارتاپ‌های بوت‌استرپ، با محدودیت منابع مالی روبرو هستن. طبیعتا به همین خاطر باید توی همه هزینه‌ها صرفه جویی کنن. هزینه‌های جاری، امکانات رفاهی، هزینه‌های دفتر و بسیاری دیگه از هزینه‌ها باید به دقت مدیریت بشن. برای هر خرید یا هزینه‌ای که می‌کنید باید از گزینه‌های اقتصادی استفاده کنید.اما بسیاری از استاراپ‌ها ممکنه سعی می‌کنن توی هزینه‌های سرمایه انسانی هم صرفه‌جویی کنن و افراد میان‌ یا پایین‌رده رو توی سازمان بکار بگیرن تا حقوق کمتری پرداخت کنن. به اعتقاد من، این بزرگ‌ترین خطای استراتژیکیه که ممکنه یه استارتاپ مرتکب بشه.حقیقتا استخدام کارمند کم تجربه (نه به معنای کم‌سن. مشخصا به معنای کم‌تجربه؛ مثلا یه ۳۰ ساله‌ی کم‌تجربه)، ارزون و میان‌رده (حتی اگه خیلی باهوش باشه)، با این چشم‌انداز که می‌تونه تجربه کسب کنه و بعد از چند ماه یا چند سال باعث رشد خودش و سازمان بشه، فقط از عهده سازمان‌های نسبتا بالغ با منابع مالی کافی بر میاد. بی شک استارتاپ‌ها اونقدر پولدار نیستن که کارمندای ارزون استخدام کنن.یه استارتاپ، خط مقدم جبهه مبارزه بر سر ایده، راهکار، فناوری و داراییه... یک جنگ تمام عیار با زمان، رقبا، محصولات مشابه، سازمان تامین اجتماعی، سازمان امور مالیاتی و به فراخور حوزه فعالیتتون، با هزار و یک جای دیگه. قطعا درست وسط یک جنگ جدی، علاقه‌ای ندارید با ارتش سربازهای پیاده نظام به دل دشمن برین، عاقلانه اینه که بهترین جنرال‌ها رو با خودتون همراه کنید....ارزون، اقتصادی نیستحدود یک سال فردی رو با ادعای زیاد و قیمت ارزون برای مدیریت فروش و بازاریابی همراه داشتیم. موقع خروج از مجموعه، با وجود اینکه ادعاهای زیادی داشت، با کلید واژه (شرکت واقعیت مجازی) که کلیدواژه اصلی سئو برای شرکتی مثل ماست به هیچ جای وب فارسی نبودیم! :) عوضش با مقاله (عکاسی سه بعدی با ایفون) اول بودیم که به هیچ دردی نمی‌خوره.به غیر از اینکه با اعصاب خوردی دائم، پولمون رو هدر داره بودیم، فرصت‌های طلایی رشد کسب و کار در اون بازار رقابتی هم از دست رفته بود. تقریبا هیچ مقاله و کلیدواژه‌ای رو صفحه یک و حتی صفحه دو گوگل نداشتیم. تصمیم گرفتیم با یک ادم گرون و حرفه‌ای جایگزین کنیم. نتیجه: الان مقالات آخر سایتمون بی برو برگرد لینک اول سرچ توی اون زمینه رو تسخیر کردن.افراد غیر حرفه‌ای، انتظارات غیر حرفه‌ای دارنراستش تجربه شخصی من اینه که افراد حرفه‌ای و کارکشته، رفتار همدلانه بیشتری دارن و فضای حاکم بر یک استارتاپ رو بهتر درک می‌کنن. گاهی نیروی انسانی ارزان، غیر حرفه‌ای و کم‌تجربه انتظارات عجیبی رو مطرح می‌کنه، درکی از شرایط نداره، مسئولیت کارهای خودش رو هم نمی‌پذیره و فضای کسب و کار رو مسموم می‌کنه.یکی از همکاران سابق ما که اکوشار تجربه اول کار حرفه‌ایش بود، بعد از ۳ ماه حضور در مجموعه، انتظار داشت ۲۵ درصد سهام شرکت رو به نامش کنیم. به قول نسل زد: برای واقعی! :) در صورتی که افراد حرفه‌ای گرچه در نگاه اول حقوق بیشتری دریافت می‌کنن اما همدلی، انتظارات معقول و اتمسفری که خلق می‌کنن ارزشمند‌تره.خطای شناختی، خطای خانمان سوزافراد کم تجربه چند خطای شناختی خطرناک همراه دارن که آسیب‌های جدی به کسب و کار می‌زنه. مثلا درک درستی از میزان ارزشی که در مجموعه خلق می‌کنن ندارن و معمولا خیلی زود دچار سندروم (جز من کسی اینجا کار نمی‌کنه) یا (مهم‌ترین کار این شرکت رو من می‌کنم) میشن. اونا معمولا درکی از ارزشی که سازمان براشون ایجاد کرده ندارن، فرصتی که بهشون داده شده رو نمی‌بینن و مثل هوا، اون رو حق بدیهی خودشون می‌دونن.یا یکی از خطاهای شناختی خطرناکی که افراد کم تجربه می‌کنن وقتی رخ میده که از قیمت پروژه‌ها و درآمدهای شرکت مطلع بشن. معمولا عدد پروژه رو با حقوق خوشون مقایسه می‌کنن و با توجه به هزینه‌های دیگه، حق ریسک پذیری موسس، هزینه‌های جاری و استهلاک و بیمه و مالیات و افزایش سرمایه و رشد و هزار عنوان هزینه دیگه، بخش اعظم عدد دریافتی برای پروژه رو حق خودشون می‌دونن و این به سازمان اسیب جدی می‌زنه. در حالی که افراد حرفه‌ای درک بهتری از این مساله دارن.در مجموع چیزی که توی این جستار می‌خواستم به اشتراک بذارم قطعی نیست، خودم مثال‌های نقضی هم تجربه کردم. ورود افراد کم تجربه به سازمان با توجه به اینکه بیرون از جعبه فکر می‌کنن، ویژگی‌های مثبت زیادی داره! اما در مجموع فکر می کنم واقعا استارتاپ‌ها اونقدری پولدار نیستن که بتونن کارمندای ارزون استخدام کنن.</description>
                <category>نیما آتش</category>
                <author>نیما آتش</author>
                <pubDate>Mon, 03 Feb 2025 14:39:14 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ترکیب برنده؛ هوش مصنوعی و واقعیت مجازی</title>
                <link>https://virgool.io/Ecoshaar/%D8%AA%D8%B1%DA%A9%DB%8C%D8%A8-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%87%D9%88%D8%B4-%D9%85%D8%B5%D9%86%D9%88%D8%B9%DB%8C-%D9%88-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%DB%8C%D8%AA-%D9%85%D8%AC%D8%A7%D8%B2%DB%8C-j36jwab861cm</link>
                <description>اکوشار یه محصول کارآمد، جذاب و خارق‌العاده رو رونمایی کرده. محصولی که بی شک به درد کسب و کارهای زیادی می‌خوره و تحول عمیقی در بازاریابی، برندینگ و فروش می‌ذاره. محصولی که نتیجه هم‌نشینی دو فناوری پیشرو و موثره: هوش مصنوعی و واقعیت گسترده!فناوری‌های مختلفی دائما در حال توسعه و به روز رسانی هستن، از انواع و اقسام گجت‌ها گرفته تا سنسورها و کدها و نمایشگرها و ....! چیزی که در دنیای فناوری بیش از همه هیجان انگیز و جذابه، نقطه تلاقی و هم‌نشینی فناوری‌های مختلفه که طبیعتا به محصول ختم میشه. به اطرافتون نگاه کنید؛ همه محصولات نرم افزاری و سخت افزاری که استفاده می‌کنید، نتیجه هم‌نشینی هنرمندانه چندین فناوریه.حالا اکوشار، به عنوان شرکت پیشرو در حوزه واقعیت گسترده، با کنار هم قرار دادن واقعیت مجازی، یا دقیق‌ بگم؛ واقعیت ترکیبی، و هوش مصنوعی، محصولی معرفی کرده که می‌تونه اثرگذار و موثر باشه. به خصوص برای شرکت‌هایی که می‌خوان در فرایند بازاریابی، فروش، معرفی و برندینگ، متمایز و فناور جلوه کنن.کارکتر هوش مصنوعی اکوشار یا Ecoshaar AI NPCشاید ترجمه دقیق و مناسبی برای None Player Character نباشه، به خصوص حالا که برای اولین بار در ایران با هوش مصنوعی هم ترکیب شده، ولی میشه بهش گفت کارکتر هوشمند غیر قابل بازی. این کارکتر هوشمند از یک آواتار ریگ‌ شده تشکیل شده که می‌تونه بر اساس داده‌ها و اطلاعاتی که از پیش با اونها آموزش دیده، با مخاطب به گفتگو بپردازه و به سوالاتی که ازش پرسیده میشه پاسخ بده.اسکرین‌شات از نمای دید کاربر در عینک Meta Quest 3 فناوری‌های مورد استفادهراهکارهای فنی که در این محصول مورد استفاده قرار گرفته کم نیست اما به زبان ساده  برای اینکه این کارکتر بتونه با مخاطب به تعامل بپردازه، چند زیر سیستم باید همزمان با هم کار کنن. به برخی از اصلی‌ترین‌ زیر بخش‌های می‌پردازیم:۱- پیش از هر چیز به آواتار نیاز داریم. ظاهر این آواتار می‌تونه از بین آوتارهای آماده اکوشار انتخاب بشه یا به صورت تخصصی طراحی بشه. ظاهر و شمایل آواتار می‌تونه یکی از اعضا یا مدیران شرکت کارفرما باشه یا لباس فرم و نشانه‌های بصری برند سفارش دهنده رو داشته باشه.این آوتار به دقت ریگ شده و انیمیشن داره تا فرم صورت و حرکات بدن در حال صحبت کردن، به مخاطب احساس واقعی تعامل رو منتقل کنه.۲- یک موتور تبدیل صوت به متن، فرمان‌های مخاطب و سوالاتی که پرسیده میشه یا حرف‌هایی که زده میشه رو رکورد و تبدیل به متن می‌کنه تا متن‌های رکورد شده برای آغاز فرایند پردازش در اختیار سیستم بعدی این کارکتر هوش مصنوعی قرار بگیره.۳- متن‌ها (سوالات یا اظهارات مخاطب) به هسته هوش مصنوعی منتقل میشه تا بر اساس بانک داده و کارکتری که آموزش داده شده (Train شده) بهترین پاسخ رو تولید کنه.۴- پاسخی که توسط هوش مصنوعی تولید شده به موتور تبدیل متن به گفتار منتقل میشه تا توسط کارکتر بیان بشه و مخاطب اون رو بشنوه.۵- همزمان یک ساختار مدیریت انیمیشن، با جنریت کردن بر خط انیمیشن‌های دهان کارکتر، صوت شنیده شده رو با حرکات دهن و بدن کارکتر منطبق می‌کنه.خروجی: با شخصیت مجازی و هوشمندی روبرو هستیم که می‌تونه هزاران صفحه اطلاعات رو در حافظه داشته باشه و در شرایط مختلف و به فراخور نیاز به سوالاتی در اون زمینه پاسخ بده.برخی از کاربردهای کارکتر هوشمند واقعیت گسترده اکوشار۱- نمایشگاه: کارکتر هوش مصنوعی واقعیت مجازی اکوشار در حضورهای نمایشگاهی می‌تونه درباره شرکت و محصولاتش آموزش ببینه و با حوصله، بدون خستگی و یا جا انداختن موضوعی، با شرکت کننده‌ها و مخاطب‌ها به گفتگو بپردازه.۲- جلسات معرفی و پرزنت: AI NPC اکوشار می‌تونه به صورت اتوماتیک درباره یک محصول یا خدمت به معرفی و پرزنت بپردازه و در نهایت به سوالاتی که پیش میاد هم به خوبی پاسخ بده.۳- آموزش: یک شخصیت واقعیت مجازی هوش مصنوعی این قابلیت رو داره که درباره هر موضوعی آموزش ببینه و بعد طی یک فرایند طراحی شده، به صورت تکرار پذیر و بهینه، افرادی رو درباره اون موضوع آموزش بده. آموزش‌های بدو ورود، آموزش‌های حین خدمت و آموزش‌های دوره‌ای، یادآوری و HSE از جمله موارد مورد استفاده می‌تونه باشه.۴- ارائه گزارش: کارکتر هوشمند می‌تونه بر اساس هر فرایند، پروژه یا ساختاری، با دریافت منظم اطلاعات به روز باشه تا هر زمان لازم شد، به ارائه گزارش درباره اون موضوع بپردازه. فرض کنید کارفرمای شرکت شما این امکان رو داشته باشه تا از یک هوش مصنوعی درباره آخرین پیشرفت‌های پروژه سوال بپرسه و از جزییات پروژه بپرسه.۵- پشتیبانی: استفاده از هوش مصنوعی در پشتیبانی محصول یا خدمت، تبدیل به یک نیاز فراگیر شده، مزیت محصول ترکیبی هوش مصنوعی و واقعیت مجازی اکوشار، خارج شدن این قابلیت از تعامل متنیه.پترن‌های قابل استفادهاین کارکتر هوشمند می‌تونه در فضای واقعیت افزوده و واقعیت مجازی مورد استفاده قرار بگیره. به بیان دیگه، این امکان وجود داره که کاربر برای مثال با به چشم زدن عینک واقعیت مجازی در محیطی قرار بگیره و کارکتر رو روبروی خودش ببینه و یا حتی کاربر در محیطی که در اون قرار داره، کارکتر رو ببینه که به محیط افزوده شده.پلتفرم‌های قابل استفادهعینک‌های واقعیت مجازیکیوسک‌های هوشمندنسخه وب- مرورگرموبایل (Android- IOS)احتمالا ایده‌های زیادی درباره قابلیت‌های استفاده از این ابزار به ذهن هر خواننده‌ای میرسه... از طرفی این امکان در شرکت اکوشار وجود داره که بر اساس نیاز مخاطب، این محصول رو شخصی‌سازی کنه. می‌تونین درباره کاربرد و راهکاری که به ذهنتون می‌رسه با اکوشار گفتگو کنید.</description>
                <category>نیما آتش</category>
                <author>نیما آتش</author>
                <pubDate>Sat, 30 Nov 2024 14:56:43 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بهترین شرکت‌های واقعیت مجازی ایران</title>
                <link>https://virgool.io/@nimaatash/%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%B4%D8%B1%DA%A9%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%DB%8C%D8%AA-%D9%85%D8%AC%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-th9sgism3fze</link>
                <description>راهکارها، ایده ها و پروژه‌های مبتنی بر فناوری های واقعیت گسترده، واقعیت مجازی و واقعیت افزوده روز به روز در حال افزایش است. اما تا امروز- یعنی اردیبهشت ۱۴۰۳ که این مقاله رو می‌نویسم، شرکت‌های زیادی در این حوزه فعال نیستن و به جرات میشه گفت شرکت‌های واقعیت مجازی که از اجرای پروژه‌های بزرگ، پیچیده و با کیفیت بر بیان، تعدادشون به انگشت‌های یک دست هم نمیرسه. می‌خوام بعضی از این شرکت‌ها که ازشون شناخت نسبتا خوبی دارم رو معرفی کنم. قبلش می‌خوام روشن کنم که یه شرکت فعال در حوزه واقعیت مجازی باید چه ویژگی‌هایی داشته باشه.چند پلتفرمیبه نظر من بهترین شرکت های واقعیت گسترده، واقعیت مجازی و واقعیت افزوده یا به صورت کلی شرکت‌هایی که در زمینه دستکاری توی واقعیت کار می‌کنن باید بتونن روی پلتفرم‌های مختلفی توسعه بدن. توسعه دادن روی پلتفرم‌های مختلف باعث میشه مشتری‌ها و مخاطب‌های بیشتری از راهکار یا اپلیکشن واقعیت مجازی و واقعیت افزوده شما استفاده کنند. به خصوص الان که هنوز همه کاربرها دسترسی به عینک های واقعیت  مجازی ندارن بهتره ایده‌هاتون روی بستر موبایل یا حتی وب هم توسعه داده بشه. تجربه‌های متنوعتوی طراحی وب‌سایت بعضی از شرکت‌ها نمونه کارهای صنعتی بیشتری دارن، بعضی‌ها هم توی صنعت سلامت نمونه کارهای بهتری دارن. اما از اونجایی که هنوز حوزه واقعیت مجازی به این اندازه فراگیر و تخصصی نشده پیشنهاد می‌کنم دنبال شرکت های واقعیت مجازی باشید که تجربه های متنوعی داشته باشن. این مساله باعث میشه اطمینان حاصل کنید که احتمالا از پس چالش‌ها راحت تر بر خواهند آمد.تخصص‌های کلیدیبهترین شرکت های واقعیت مجازی باید یک سری از تخصص‌های کلیدی رو توی تیم داشته باشن. به اعتقاد من شرکتی که نیازهای اصلی توسعه کسب و کارش رو برون سپاری می‌کنه به طور مشخص حرفه‌ای نیست و احتمالا توی اون حوزه متمرکز نیست، دانش انباشته و تیم آموزش دیده‌ای هم نداره. برای انتخاب بهترین شرکت‌های واقعیت مجازی در جلسات مذاکره این سوالات رو بپرسید:چه تعداد توسعه دهنده Real time یا Immersive Content از جمله Unity یا Unreal توی تیم به صورت تمام‌وقت دارند؟آیا تیم یا بخش مدل‌سازی دارند یا مدل‌سازی‌های پروژه‌ها رو برون سپاری می‌کنن؟شخصی که به صورت تخصصی در زمینه انیمیشن کار کنه توی تیمشون هست؟برنامه نویس #C یا زبان‌های شی‌گرای دیگه توی تیمشون هست؟طراح رابط کاربری و رابط گرافیکی توی تیمشون هست؟بهترین شرکت های واقعیت مجازی ایران به ترتیب حروف الفبااکوشاراکوشار حتما یکی از بهترین شرکت های واقعیت مجازی ایران محسوب میشه. البته اینکه می‌گیم واقعیت مجازی منظورمون تمام حوزه‌های واقعیت گسترده‌اس. اکوشار به عنوان یک استارتاپ از سال ۱۳۹۸ در دانشگاه اصفهان تاسیس شده و توی این حوزه فعالیت کرده و خیلی زود از دانشگاه خارج و مستقل شده. تهران، مشهد و شیراز نماینده داره و توی تمام ایران فعالیت می‌کنه.مزایای اکوشارتیم فنی کامل: به جرات میشه گفت کامل‌ترین تیم فنی رو بین شرکت‌های واقعیت مجازی ایران داره.فناوری‌های به روز: معمولا از جدید‌ترین ترندها استفاده می‌کنن و پلتفرم‌های به روزی دارن. فناوری تشخیص دست خوبی توسعه دادن و اسکریپت‌های اختصاصی خودشون رو دارن.توانمندی‌های میان رشته‌ای: نه تنها در زمینه‌های اصلی تخصص دارن بلکه تخصص‌هایی از رشته‌های دیگه مثل هوش مصنوعی، معماری، شهرسازی، مکانیک و ... توی تیمشون هست.وب سایت پویا و به روز: امروز زنده بودن و به روز بودن وب سایت یه شرکت نشون دهنده‌ی اتمسفر اون شرکته.مشتری‌های معتبر: مگاموتور، صنعت آفرین ماهان، آتش نشانی اصفهان، سایپا و چند بانک از جمله مشتری‌هاشون هستن.قیمت رقابتی: جالب اینجاست که به خاطر تیم حرفه‌ای و اسکریپت‌های اختصاصی، سرعت پیشرفت پروژه توشون بیشتر از شرکت‌های دیگه‌ اس.پشتیبانی رایگان: همه پروژه‌هاشون پشتیبانی طولانی مدت رایگان داره.معایب اکوشارپروژه‌های کوچیک رو قبول نمی‌کننرازقشرکت دانش بنیان رازق یکی از شرکت‌های واقعیت مجازی فعال در ایرانه. این شرکت بر روی استفاده از فناوری تمرکز داره و محصولاتی مثل ویترین هوشمند و باکس شارژ تولید می‌کنه اما پروژه‌هایی هم در زمینه واقعیت مجازی انجام داده. یکی از محصولات واقعیت مجازی این شرکت شبیه‌ساز رانندگی بود که به سرانجام نرسید و دیگه فعال نیست. استفاده از واقعیت مجازی در معماری و واقعیت افزوده در موزه‌داری از پروژه‌های دیگه‌ی رازق هستش که میشه نام برد. این شرکت در سال‌های اخیر به نظر نیمه فعال یا غیر فعال میاد.مزایای رازقتجربه‌ها سخت‌افزاری: تجربه تولید کیوسک هوشمند و استفاده از اینترنت اشیا از ویژگی‌های این شرکت محسوب میشه.مشتری‌های معتبر: شرکت رازق با شرکت‌های بزرگی کار کرده.معایب رازقمتمرکز نبودن روی واقعیت مجازی: تجربه و تخصص اصلی این شرکت در حوزه دیگه‌ای بوده.فعال نبودن وب‌سایت: وب سایت تک صفحه‌ای رازق سال‌هاست به روز رسانی نشده.مارلیک‌آپشرکت مارلیک‌آپ یکی از شرکت‌های فعال در رباتیک، بازی سازی و واقعیت گسترده است. البته وجه رباتیک در این شرکت پر رنگ‌تر هستش و تولید ربات‌های پایانه ابری دلیل اصلی تشکیل تیم بوده. بعدها بنا بر نیاز، طراحی وب‌سایت و اپلیکیشن هم به خدمات خودشون اضافه کردن. این شرکت در گیلان واقع شده و هسته اصلی از سال ۱۳۹۶ شکل گرفته. تیم جوان و با دانشی داره. بچه‌های شرکت مارلیک‌آپ عضو پارک علم و فناوری گیلان هستن. مزایای مارلیک‌آپتجربه کارهای رباتیک: دانش رباتیک باعث میشه اگر پروژه‌ای داشتم که هدف ترکیب رباتیک و واقعیت مجازی بود، این شرکت یکی از گزینه‌هام باشه.تیم جوان: تیم جوان و خلاق باعث میشه پروژه‌های اجرا شده در این شرکت کیفیت بالایی داشته باشن.عضویت در پارک علم و فناوری: این مساله به شرکت کمک می‌کنه با ارتباط گرفتن با تیم‌های دیگه حاضر در پارک، راهکارهای جذاب‌تری پیشنهاد بدن.معایب مارلیک‌آپنبود نمونه کار: با اینکه تیم بزرگی دارن اما در وب‌سایتشون نمونه کاری پیدا نکردم.عدم تمرکز بر روی واقعیت مجازینوبکاشرکت نبکا Nobka توی لیست شرکت‌های واقعیت مجازی ایران می‌گنجه اما تخصص اصلی این شرکت واقعیت گسترده نیست. نبکا بیشتر در حوزه شهر هوشمند و خانه هوشمند فعالیت می‌کنه اما پروژه‌های واقعیت مجازی که بهش پیشنهاد بشه رو هم قبول می‌کنه. دفتر مرکزی نبکا توی تهرانه و شهرهای دیگه نمایندگی نداره.مزایای نبکامحصولات آماده: نبکا محصولات زیادی داره که گرچه در حوزه واقعیت مجازی نیستن اما می‌تونه نگاه محصول محور شرکت رو نشون بده.کار با سخت افزار: شرکت نبکا از اونجایی که در حوزه خانه هوشمند کار می‌کنه در زمینه IOT هم تجربه‌هایی داره.معایب نبکاوب سایت قدیمی: آدم از یه شرکت فعال در حوزه فناوری انتظار داره وب سایت به روز و زیبایی داشته باشه.عدم تمرکز در واقعیت مجازی: تخصص اصلی نبکا واقعیت مجازی نیست.پلتفرم‌های قدیمی: بر اساس تصاویر وب‌سایتشون، همه پروژه ها و نمونه‌ها با عینک‌‌های قدیمی و از رده خارج انجام شده و نمونه‌ای با عینک‌های متا و اپل توی سایشون ندیدم.این گزارش در اردیبهشت سال ۱۴۰۳ نگارش شده و فقط نظر نویسنده‌اس. ممکنه شرکت‌های دیگری در این زمینه فعال باشند که توسط من کشف نشده باشن. </description>
                <category>نیما آتش</category>
                <author>نیما آتش</author>
                <pubDate>Wed, 08 May 2024 17:23:52 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>۶۰ میلیون تومن منو پس بده آقای رییس</title>
                <link>https://virgool.io/Ecoshaar/%DB%B6%DB%B0-%D9%85%DB%8C%D9%84%DB%8C%D9%88%D9%86-%D8%AA%D9%88%D9%85%D9%86-%D9%85%D9%86%D9%88-%D9%BE%D8%B3-%D8%A8%D8%AF%D9%87-%D8%A2%D9%82%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%DB%8C%DB%8C%D8%B3-lmqkryvn4bqi</link>
                <description>شرکت‌های فعال در حوزه‌ی فناوری مثل اکوشار، با وجود تلاش برای استفاده از توان و دانش بومی، لاجرم از برخی سرویس‌های خارجی استفاده می‌کنن. سرویس‌هایی که به لطف نزدیکی ایران عزیزمون به قله :)، هم از سمت خودمون فیلتر هستن و هم از سمت اونها؛ تحریم. می‌خوام قصه‌ی از دست دادن حدود ۶۰ میلیون تومن پول نقد رو براتون روایت کنم که برای استارتاپی مثل ما یک فاجعه‌ی واقعی و بحران باور نکردنی بود.قصه از جایی شروع شد که ما در اکوشار تصمیم گرفتیم از سرویس نمایشگر واقعیت افزوده تحت وب یک شرکت خارجی به نام اسکچ‌فب SketchFab استفاده کنیم. سرویس برای یک سال حدود هزار دلار آمریکا بود که با اینکه هزینه کمی محسوب نمیشه تصمیم بر خریدش شد.طبیعتا اطلاع دارید که امکان خرید از سایت‌های خارجی برای مردم ایران وجود نداره. کشور ما عضو FATF نیست و متاسفانه بانک‌هامون هم به سوئیفت اتصال ندارند. بنابرین برای پرداخت هزینه این سرویس یا باید حساب خارجی داشته باشیم که نداریم، یا باید از صرافی‌ها استفاده کنیم یا از طریق شرکت‌هایی اقدام کنیم که با یه نوعی از پول‌شویی، تبادلات بین‌المللی انجام میدن.انتخاب ما ایرانی‌کارت بود. ایرانی کارت با قیمت دلار حواله که از دلار نقدی خیلی هم گرون‌‌تره این پرداخت رو برامون انجام داد و سرویس اسکچ‌فب ما فعال شد.خطای شیرین ۴۰۳بلافاصله بعد از فعال شدن اکانت ما در اسکچ‌فب متوجه شدیم بدون فیلتر شکن امکان استفاده از سرویس نیست. متاسفانه اسکچ‌فب روی CloudFront آمازون بود و کلاد فرانت هم آی پی‌های ایران رو به خاطر تحریم بسته بود.درست همون موقع بود که برای همین سرویس یه قرارداد با یکی از شرکت‌های خوب ایران بسته بودیم و روی اسکچ‌فب حساب می‌کردیم اما اسکچ‌فب جز خطای ۴۰۳ چیز دیگه‌ای عایدمون نمی‌کرد. باید دنبال یه راهکار می‌گشتیم تا بتونیم تحریم‌ها رو دور بزنیم و مشتریانمون بتونن بدون VPN از این سرویس که حدود ۱۰۰۰ دلار هم پولش رو داده بودیم استفاده کنن.اولین ایده این بود که روی سایت خودمون یه پروکسی ست کنیم. اما متاسفانه جواب نداد. SketchFab از آی‌فریم استفاده می‌کرد و پروکسی تاثیری روش نداشت. بعد تصمیم گرفتیم از سرویس‌های ضد تحریم ارائه دهنده‌های سرویس میزبانی ایران استفاده کنیم. اما اونم نتیجه‌ای نداشت. با چندتا مهندس شبکه هم مشورت کردیم و بعد ۲ ماه تلاش و درحالی که پروژه‌ها داشتن به ددلاین‌هاشون نزدیک می‌شدن فهمیدیم فایده‌ای نداره.نهایتا تصمیم گرفتیم سرویس اسکچ‌فب رو پس بدیم یا به اصطلاح ریفاند Refund کنیم. یه ایمیل زدیم به اسکچ‌فب و براشون توضیح دادیم که با وجود اینکه ۲ ماهه داریم تلاش می‌کنیم از سرویس شما استفاده کنیم، اما به دلایلی این سرویس به درد ما نمی‌خوره و لطفا پول مارو پس بدین.پشتیبانی اسکچ‌فب هم خیلی زود جواب داد. خبر خوب اینکه اونا خیلی مشتری مدار بودن. خبر بد اینکه گفت ما کل مبلغ رو به حساب شما برگردوندیم. کدوم حساب؟ حساب ایرانی‌کارت!!! یعنی هزار دلار رو به حساب ایرانی کارت که باهاش خرید انجام شده بود برگردونده بودن. تیکت زدیم به ایرانی کارت که خریدی که ۲ ماه پیش کرده بودیم به حساب شما ریفاند شده. ایرانی کارت چی جواب داد؟ایرانی‌کارت یکی از کسب و کارهاییه که برای ما ایرانی‌هایی که در منجلاب تحریم و فیلتر فرو رفتیم خیلی کار راه بندازه، اما خلاصه‌اش اینکه چندین بار با اسکچ‌فب و ایرانی کارت تیکت رد و بدل کردیم. حتی ایرانی‌کارت یه شماره حساب پی‌پل دیگه بهمون داد و گفت به طرف خارجی بگیم به جای اون حساب به این حساب بزنه اما چون حساب‌ها هرکدوم به یه اسم متفاوت بودن این امکان وجود نداشت. شرکت خارجی می‌گفت ما تبادل رو به ایمیل پی‌پل زدیم و خودتون پول رو هرجا می‌خواین ببرین اما ایرانی کارت حتی به ایمیل هم دسترسی نداشت که نشون میده جدال برای دور زدن تحریم‌ها چقدر طاقت فرساس.در انتها با اینکه خیلی از اون سرویس خارجی خواهش و تمنا کردیم که یه جوری پولمون رو پس بده، طبیعتا بهمون گفت که ما پول شما رو پس دادیم و اون پول به صورت کامل توی حساب شماست. ایرانی کارت هم همه تلاشش رو کرده بود تا راهکارهای جایگزین پیدا کنه و با رابطش در تماس بود. اما طرف خارجی پول رو به حسابی برگشت داده بود که ایرانی‌کارت باهاش کار نکرده بود. دلیلش رو برامون توضیح دادن اما در این مقاله نمی‌گنجه.این هم پیام آخر اسکچ‌فب که دیگه کلا آب پاکی رو روی دستمون ریخت و عملا اطمینان پیدا کردیم کاری از اسکچ‌فب بر نخواهد آمد. چند روز بعد هم مجددا باهامون تماس گرفتن و خبر خوشحال کننده‌ی بازگشت وجه رو بهمون دادن. قسمت جالب این اتفاق این بود که ایرانی‌کارت با قیمت روز دلار (که در همین مدت کوتاه کلی بالا رفته بود) ریال ما رو محاسبه کرده بود و برگشت زده بود.اتفاقات شبیه به این خیلی زیاد رخ میده. ما خوش شانس بودیم که موفق شدیم این هزینه رو برگشت بزنیم اما کی می‌دونه مقصر این قصه‌‌های پر غصه کیه؟ آقای عزیزی که میگه اینقدر تحریم کنید تا تحریم‌دونتون پاره بشه؟ یا اون رفیقی که حتی FATF رو نمی‌تونه تلفظ کنه اما باهاش مخالفه؟ یا اون جوانی که مثل بقیه دوستاش مهاجرت نکرده و مونده که کارآفرینی کنه؟ اینطور نمی‌مونه!</description>
                <category>نیما آتش</category>
                <author>نیما آتش</author>
                <pubDate>Tue, 30 Apr 2024 19:23:04 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ویژن پرو یا متاکوئست، مساله این است...</title>
                <link>https://virgool.io/Ecoshaar/%D9%88%DB%8C%DA%98%D9%86-%D9%BE%D8%B1%D9%88-%DB%8C%D8%A7-%D9%85%D8%AA%D8%A7%DA%A9%D9%88%D8%A6%D8%B3%D8%AA-%D9%85%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-h0gsztrwzxpi</link>
                <description>یک قیمت سرسام آور، کیفیت ساخت خیره کننده و به درد نخور! این شاید بهترین تعریف از ویژن پرو شرکت اپل باشد. فناوری‌ای که از سال‌های حضور استو جابز در ابر شرکت اپل مطرح بود اما بعد از مرگ، جانشین‌اش- تیم کوک به اندازه‌ی نابغه‌ دنیای فناوری آینده نگر نبود. نتیجه شد این: گجتی که به وضوح ناپخته، پر تعجیل و از سر ناچاری معرفی شده است.اکولوس استارتاپی کوچک اما پیشرو و آینده نگر بود. دستگاه‌هایی را توسعه داد که امروز به جرات می‌تواند گفت غول‌های فناوری از آن جا مانده‌اند. برنده‌ نسل‌های آتی فناوری: فیسبوک. البته نه با درک صحیح و به موقع مارکت، بلکه با خرید به موقع اکولوس... مارک زاکربرگ زودتر از دیگر رقبا ترند آینده را شناخت. چیزی که مارک به آن واقعیت گسترده می‌گوید و حالا اپل در تلاش برای از تک‌وتا نیوفتادن محاسبات فضایی یا spacial Computing نامیده. شرکت‌های دیگری نیز در این وادی قدم گذاشتند اما به نظر نمی‌رسد در رقابت مارک و تیم (بخوانید متا و اپل)، فرد دیگری جای بگیرد.اما به نظر می‌رسد این دو غول فناوری، به خوبی مارکت را با یکدیگر تقسیم کرده‌اند. شاید یک توافق غیابی یا دوستی مسالمت‌آمیز! متا بر روی بخش تفریحی و البته کسب‌ و کارهای متوسط و کوچک مارکت متمرکز شده. بازی‌های بی‌شمار، نرم افزارهای متناسب با شرکت‌های کوچک و سخت افزار ارزان.اپل اما بر روی بخش دیگری از بازار نیچ شده است. گجت با کیفیت و گران‌قیمت، سنسورهای بی‌شمار و باتری خارجی و حتی استفاده از کلیدواژه‌های خلاق اما سنگین‌وزن نشان می‌دهد تلاش اپل در راستای جذب مشتریان سازمانی بزرگ یا کاربران تراز یک است.به زبان ساده، فارغ از اینکه متاکوئست ۳ بسیار ارزان‌تر از ویژن پرو اپل است، یا کدامیک سنسورهای دقیق‌تر و کیفیت ساخت بهتری دارند، تیم فنی اکوشار باور دارد این مقایسه میان این دو مسیری که اپل و متا می‌روند خطاست. چه بسا مارک و تیم با یکدیگر هماهنگ باشند.</description>
                <category>نیما آتش</category>
                <author>نیما آتش</author>
                <pubDate>Sun, 18 Feb 2024 14:40:50 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اپل یا نورولینک، چه کسی سمت صحیح تاریخ ایستاده؟!</title>
                <link>https://virgool.io/Ecoshaar/%D8%A7%D9%BE%D9%84-%DB%8C%D8%A7-%D9%86%D9%88%D8%B1%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86%DA%A9-%DA%86%D9%87-%DA%A9%D8%B3%DB%8C-%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%B5%D8%AD%DB%8C%D8%AD-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-%D8%A7%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AF%D9%87-sfjqaj4b65ox</link>
                <description>آزمایش‌های شرکت نورولینک وارد فاز انسانی شده و برای نخستین بار در تاریخ، مغز انسان مستقیما به  چیپست الکترونیکی مجهز شد. به اینکه معتقدم این اتفاق، ادامه تکامل داروینی و در نتیجه‌ی مهاجرت مسیر انتخاب طبیعی از کربن به سیلیکون بوده نمی‌پردازم تا بعدها یه میکروبلاگ رو بهش اختصاص بدم؛ اما سوال اینجاست که با وجود امکان القا محتوا، مستقیما به مغز، همچنان نیاز به توسعه گجت‌های سنگین و پر دردسری مثل ویژن‌پرو هست؟نیما آتش- اکوشار؛ چندتا فناوری اصلی و اثرگذار، این روزها ترند شدن: به اعتقاد من هوش مصنوعی، واقعیت گسترده، اینترنت اشیاء و فناوری‌های عصبی، فناوری‌هایی هستند که زندگی عمومی مردم جهان رو دچار تحولات اساسی خواهند کرد. به طور ذاتی این فناوری‌ها هم‌سو هستند و اهداف مشترکی رو دنبال می‌کنن و به طور مشخص روز به روز مرز‌های بینشون کمرنگ‌تر و کمرنگ‌تر میشه. داستان اصلی اما جای دیگه‌اس...شرکت متا (فیسبوک سابق)، با سری گجت‌های متاکوئست (اکولوس کوئست سابق) و شرکت اپل با گجت ویژن پرو سردم‌داران توسعه فناوری واقعیت گسترده هستن. هردو با مشکلات مشترکی دست و پنجه نرم می‌کنن. مشکل باتری که با توجه به پروسس‌های سنگین فقط چند ساعت پاسخگویی داره، قدرت محدود پروسسورها، وزن سنگین روی چشم و بسیاری مشکلات دیگه که باید با صرف هزینه‌های هنگفت، آروم آروم برطرف بشه.شرکت نورولینک اما سمت دیگه‌ای از تاریخ ایستاده! ایلان ماسک و تیم تحقیقاتش خودشون رو درگیر دردسرهای توسعه و ساخت چنین گجت‌هایی نکردن. مگه نه اینکه هدف نهایی انتقال محتوا به انسانه؟ اگه قادر باشیم این محتوا رو به صورت مستقیم به مغز القا کنیم، دیگه چه نیازی به چنین گجت‌های پیچیده و سنگینی مثل ویژن پرو هست؟باید منتظر بمونیم و ببینیم انسان، کدوم مسیر رو ترجیح میده...</description>
                <category>نیما آتش</category>
                <author>نیما آتش</author>
                <pubDate>Mon, 05 Feb 2024 16:31:37 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>