<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های رضا</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@nimkhat</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 12:50:45</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/82469/avatar/NNDMZB.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>رضا</title>
            <link>https://virgool.io/@nimkhat</link>
        </image>

                    <item>
                <title>راهنمای بازدید از مزار شهید ابومهدی المهندس + لینک دقیق مکان (لوکیشن)</title>
                <link>https://virgool.io/@nimkhat/%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B9%DB%8C%D9%86-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%B2%DB%8C%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D9%85%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%D8%A8%D9%88%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%87%D9%86%D8%AF%D8%B3-%D8%A8%D8%B1%D9%88%DB%8C%D9%85-%D9%84%DB%8C%D9%86%DA%A9-%D8%AF%D9%82%DB%8C%D9%82-%D9%85%DA%A9%D8%A7%D9%86-b19nhyfdndnk</link>
                <description>دوستانی که این روزهای برای زیارت اربعین  به عتبات عالیات مشرف می‌شوند میتوانند با استفاده از لینک‌های زیر مکان دقیق مزار شهید ابومهدی المهندس در وادی السلام شهر نجف اشرف را در دسترس داشته باشند.لازم به ذکر است در مسیر پیاده روی به سمت کربلا قبل از رسیدن به عمود شماره یک میدانی قرار دارد بنام نفق العسکریین. در حاشیه این میدان (سمت چپ مسیر پیاده‌روی)مسجد و مرقد شهید سیدمحمدباقر صدر قرار دارد. ابتدای این خیابان که به طرف وادی السلام  می‌رود موتور سه چرخ‌هایی هستند که با هزینه‌ی بین پنج تا هفت هزار دینار(حدود ۱۷۰ هزار تومان) یک سرویس به مقصد مزار شهید ابومهدی میروند. بنابرین اگه در گروه پنج تا هفت نفره سوار شوید این کرایه برایتان سرشکن می‌شود.از اطراف حرم امیرالمومنین(ع) نیز می‌توانید ماشین کرایه کنید که در ایام اربعین ممکن است قیمت آن بالا باشد که این گزینه برای ایام غیر اربعین توصیه می‌شود.جالب است بدانید دو سه ردیف بالاتر از ابومهدی مزار یک شهید ایرانی نیز هست. نوشته‌های سنگهای مزارها را بخوانید پیدایش می‌کنید.در پایان لینک موقیعت دقیق مزار شهید ابومهدی را می‌توانید ببینید.?موقعیت در نرم افزار نشان: مرقد شهید ابومهدی مهندس الشهيد القائد ابو مهدي المهندس https://nshn.ir/2b_Lk65AAY4Mموقعیت در نرم افزار گوگل مپ: مرقد ابومهدی مهندس( الشهيد جمال جعفر الابراهيمي)https://maps.app.goo.gl/D18AsL5a9knaw7uu8</description>
                <category>رضا</category>
                <author>رضا</author>
                <pubDate>Thu, 07 Sep 2023 11:21:03 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>30 گام (توصیه) برای کار فرهنگی</title>
                <link>https://virgool.io/@nimkhat/%D8%B3%DB%8C-%D8%AA%D9%88%D8%B5%DB%8C%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%81%D8%B9%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%AA%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF%DB%8C-tiut8pdjur6h</link>
                <description>آنچه در ادامه می آید از نوشته های برادر خوبم یاسر عسگری است:چند تا از دوستان شهرستانی مدتی در سایتی کار می کردند و این سایت در مدت یکی دو سال به یک سایت فعال و تاثیرگذار در سطح شهرستان تبدیل شده بود. اما اخیرا خبر دادند که این بچه ها با سایت همکاری نمی کنند و متاسفانه سایت هم تعطیل شده است. گفتم: چرا؟ گفتند: به خاطر بی اخلاقی های رسانه ای و اختلافات درونی. بلایی که گرفتار جان بسیاری از مجموعه های خود جوش، مستقل و فرهنگی می شود.این بچه ها در تدارک راه اندازی سایت خبری جدیدی بودند. ازم خواستند که اگر نکاتی به ذهنم می رسد برایشان بگویم. من هم در جلسه تدوین اساسنامه شان این موارد را که بیشتر هم نکات تجربی و کاربردی است برایشان گفتم. احساس کردم این نکات بدرد همه مجموعه های این چنینی - خود جوش، مستقل و فرهنگی- که کار فرهنگی می کنند بخورد برای همین اینجا می آورم باشد که مفید افتد:* * *1- ترجیحا فرهنگی و اجتماعی کار کنید نه سیاسی.به چند دلیل:الف: همه می دانیم فرهنگ &quot;مظلوم&quot; است و نیاز ما به فرهنگ بیشتر است. به ویژه در شهرستانها این نیاز چند برابر است.ب: مجموعه های این چنینی - خود جوش، مستقل و فرهنگی- بیشتر صبغه و رنگ فرهنگی دارند تا سیاسی.ج: حوزه فرهنگ کم حاشیه تر و کم اصطکاک تر است.د: محیط فرهنگ سالم تر است و بی اخلاقی ها و بی تقوایی های رسانه ای در این حوزه کم تر است. بویژه که نیروهای این مجموعه ها معمولا کم تجربه هستند.ه: از همه مهم تر اینکه چون قدرت شیرین است تشنه زیاد دارد و بر خلاف آنچه معروف است که سیاست پدر و مادر ندارد اما پدرخوانده زیاد دارد.2- حتما خودتان هم فرهنگی باشید اگر نیستید بشوید.البته اگر قرار است در حوزه فرهنگی و اجتماعی کار کنید. معنای &quot;فرهنگی بودن یا شدن&quot; را همه می فهمیم نیازی به توضیح نیست. البته توضیحش هم کمی سخت است.3- بخوانید، بخوانید، بخوانید.تاکید می کنم بخوانید، بخوانید، بخوانید. کسانی که می خواهند فعالیت کنند - هر فعالیتی فرقی ندارد- باید از بقیه افراد بیشتر مطالعه کنند اما متاسفانه مطالعه حزب اللهی ها و کسانی که فعالند خیلی کم است اگر ارفاق کرده و نگوییم اصلا کتاب نمی خوانند.من در زمینه مطالعه یک تجربه تست شده دارم: هر کس که روزانه کمتر از 2 ساعت مطالعه داشته باشد حرفی برای گفتن ندارد و نمی تواند کاری بکند. ممکن است مدت کوتاهی شلوغ بکند اما کوتاه است و مانند مردابی خشک می کشد. این را اعلام نشده درباره خیلی ها تست کردم و جواب داده است. حال کسانی که می خواهند فعالیتی داشته باشند و بویژه حزب اللهی ها اگر روزی کمتر از 2 ساعت مطالعه داشته باشند به جایی نمی رسند. این مطالعه باید دائمی و مستمر باشد برای همین به نظرم داشتن یک کتابخانه قوی از ضروریات هر مجموعه فرهنگی است.شاید شما هم مثل خیلی بگویید دو ساعت زیاد است و عملی نیست و یا وقت نداریم. قاطعانه می گویم این ها همه بهانه است و غیر قابل قبول. این را امتحان کرده ام هم عملی است و هم وقتش را داریم. یکبار بنشینید و حساب کنید، ما روزانه بیش از دو ساعت وقت پرت و تلف شده داریم اگر همین ها را مطالعه کنیم مطمئنا بیشتر از دو ساعت می شود. مشکل ما اینجاست که در زندگی روزانه نظم و برنامه ریزی نداریم. امتحانش مجانی است چند روز آزمایش کنید.تازه اگر هم قبول کنیم که وقت نداریم باید مطالعه را اولویت قرار داده و از کارهای دیگر بزنید چون ما می خواهیم فرهنگی باشیم و کار فرهنگی کنیم. کار فرهنگی بدون &quot;حرفی داشتن&quot; برای زدن معنا ندارد. شاید مهم ترین راه های فرهنگی شدن مطالعه است. خلاصه مطالعه واجب عینی است و بقیه کارها واجب کفایی. مطئن باشید یکی از اصلی ترین راه های &quot;فرهنگی شدن&quot; مطالعه است.4- چند بعدی باشید.حال که صحبت از مطالعه است تاکید می کنم تک بعدی نباشید. علاوه بر حوزه تخصص و مورد علاقه تان در زمینه های دیگر هم مطالعه داشته باشید. چون خیلی دیده می شود که بچه های این مجموعه ها مثلا فقط کتاب های دفاع مقدس یا انقلاب را می خوانند که این لازم است اما کافی نیست. در حوزه فرهنگ چند بعدی دیدن و بودن بهتر جواب می دهد.5- قانونی و شفاف باشید.قانونی باشید تا هیچ کس نتواند به شما گیر بدهد. شفاف باشید هم برای خودتان و هم برای دیگران تا هیچ کس نتواند پشت سرتان پچ پچ کند یا حرف دربیاورد. به علت اینکه فضای شهرستان ها محدودتر است ابهام و عدم شفافیت بسیار مستعد برای شایعه سازی و پشت سر حرف زدن است.6- حرفه ای شوید و تولید داشته باشید.درست است که مجموعه های خود جوش، مستقل و فرهنگی آماتور شروع می کنند اما تلاش کنید حرفه ای بشوید. در دنیای تکثر و رقابتی امروز دیگر کار آماتور و هیاتی جواب نمی دهد. مهم ترین نشانه حرفه ای بودن یک مجموعه این است که تولید داشته باشد. هر چه تولید مجموعه ای بیشتر باشد حرفه ای تر است.یکی از راه های حرفه ای شدن آموزش است. هیچ کس از آموزش بی نیاز نیست بنابراین هم خودتان آموزش ببینید و هم آموزش نیروها را جدی بگیرید.7- حاشیه سم است.حاشیه سم مهلک این مجموعه های مستقل و فرهنگی است. افتادن در حاشیه همیشه یکی از آفات این مجموعه ها بوده و هست. مواظب باشید خیلی از مواقع گرفتاری در حاشیه ناآگاهانه و ناخواسته است. یعنی دیگران حاشیه درست می کنند و این مجموعه ها در آن می غلتند برای همین خیلی باید مراقب باشند. یادآوری اهداف و برنامه ها می تواند حاشیه ها را در نظر ما کم رنگ کند. اصلا به نظر من بیکارها یا کم کارها بیشتر گرفتار حاشیه می شوند و کسی که سخت مشغول کار باشد فرصت نمی کند که به حاشیه ها بپردازد.8- حتما نقشه راه داشته باشید.تا بدانید کجا هستید و به کجا می خواهید برسید. یعنی مشخص کنید مثلا بعد 5 سال کجا باید باشید. اگر نقشه راه نداشته باشید گیج می زنید و دچار روزمرگی می شوید.9- ایجابی کار کنید.نقد و گیر دادن اشکالی ندارد اما تا می توانید در کنار کار سلبی (نهی از منکر) کار ایجابی ( امر به معروف) تان را بیشتر کنید. هر چه کار ایجابی یک مجموعه بیشتر باشد آن مجموعه موفق تر، موثرتر و پویاتر است.10- نیرو سازی کنید.فرض کنید یکی از اعضای مجموعه خدای نکرده مرد یا به هر دلیلی دیگر نیامد مثلا زن گرفت و گرفتار زندگی شد -که خیلی دیده می شود- نیروی جایگزین داشته باشید. مجموعه های زیادی را می بینیم که بعد از رفتن و جدا شدن دو سه عضوشان کل مجموعه فشل می شود و تعطیل. نیروسازی با آموزش و کار عملی اتفاق می افتد.11- تقوا پیشه کنید.در همه کارها مسائل شرعی و اخلاقی را رعایت کنید. بیشتر از می ترسم چیزی بگویم چون مصداق &quot;رطب خورده منع رطب می کند&quot; خواهد شد و قطعا در دلها اثر نمی کند. فقط بگویم که روی خودسازی نیروها و مجموعه کار کنید. البته به شرطی که از خودسازی خودمان غافل نشویم.به گفته شهید آوینی &quot;حزب اللهی ها گرفتار عجب شده اند&quot; شاید به همین خاطر است که می گوید کتاب &quot;آداب الصلوه&quot; حضرت امام باید هند بوک همه حزب اللهی ها باشد. و کتاب چهل حدیث امام هم خواندنی است.12- مهارت &quot;شنیدن&quot; تان را بالا ببرید.اگر اهل &quot;شنیدن&quot; و تحمل و مدارا نیستید لطفا قید فرهنگ را بزنید. چون حوزه فرهنگ بدون نقد و انتقاد و شنیدن معنا ندارد. نقد درست را حتی از رقیب و دشمن تان بپذیرید و به جای بد و بیراه گفتن به او در رفع آن مشکل و ضعف بکوشید. خود انتقادی را فراموش نکنید.13- گرفتار روزمرگی نشوید.سه راه برای گرفتار نشدن به این بلا به نظرم می رسد: مطالعه داشته باشید، حرفه ای کار کنید، کار عملی و یا تولید داشته باشید.14- دلسوز و خیرخواه باشید.سعی کنید همه کارها حتی نقد کردن تان با اخلاص، دلسوزانه و خیرخواهانه باشد نه برای کوبیدن و خدای نکرده عقده گشایی و حال گیری. بهترین نشانه ای که برای یک نقد دلسوزانه به نظرم می رسد این است که سعی شود همراه نقد پیشنهاداتی برای اصلاح ارائه شود.15- کاملا مستقل باشید.تاکید می کنم به هیچ کس و هیچ نهاد و هیچ جایی وابسته نشوید حتی به افراد و جاهای خوب. استقلال کامل. بویژه در کشور ما که مدیریت ها متزلزل است. اگر وابسته و وام دار کسی یا جایی بشوید وقتی آن مدیر خوب هم یک شبه عوض شد همه چیز به هم می ریزد و شما آسیب می بینید اگر ساقط نشوید. مگر نمی بینید همیشه وابستگی یکی از آفات مجموعه های دانشجویی و فرهنگی بوده است.16- جذب حداکثری داشته باشید.هم در پوشش برنامه ها و اخبار و هم در جذب و حفظ نیروها. یعنی هم برای همه افراد برنامه داشته باشید و همه اخبار را منعکس کنید. چون مخاطبی که برای خبر یا کار خاصی به سایت یا مجموعه شما مراجعه می کند ناخواسته اخبار دیگر را هم می خواند و کارهای دیگرتا را هم می بیند. اما اگر فردی یکی دو بار به مجموعه شما مراجعه کرده و خبر و مطلبی در حوزه مورد علاقه اش پیدا نکند دیگر مراجعه نخواهد کرد که اخبار و دیگر برنامه های شما را بخواند و ببیند.همچنین تا می توانید نیرو جذب کنید و نیروهای جذب شده را حفظ کنید. خیلی موارد دیده می شود چون یکی از دوستان یا افراد گروه به یک برنامه که نمی آید یا در کاری همکاری نمی کند یا نمی تواند کمک کند کم کم رفتارها با او سرد شده و بعد دفع می شود.17- جو گیر نشوید.بویژه در حوادث خاص و وقایع سیاسی پیش آمده مثل انتخابات و غیره خونسردی خود را حفظ کرده و اصلا دست پاچه و جو گیر نشوید چون این حوادث زود گذرند. دست پاچه و جو گیر شدن یکی از نشانه های برنامه نداشتن است. در همین حوادث هم بر اساس برنامه و نقشه راه خود عمل کنید اما جوگیر نشوید.18- به روز باشید.اخبار، حوادث و وقایع حوزه کاری تان را به روز دنبال کنید. مثلا از جدیدترین کتابها خبر داشته باشید و مهم ترین شان را بخوانید. فیلم ببینید. تئاتر بروید و غیره. جریانات، فعالیت ها، اتفاقات فرهنگی و اجتماعی کشور، منطقه و شهر خود را باید دنبال کنید.19- خودتان را محدود نکنید.تا می توانید گستره کاری خود را گسترش دهید و فقط به محله، منطقه یا شهر خود محدود نشوید. نخبگان، اهل فرهنگ و نویسندگان منطقه یا شهرتان را که در سراسر کشور پراکنده اند کشف کرده و با آنها تعامل داشته باشید. سایت یا مجموعه شما باید پل ارتباطی آنها با منطقه یا شهرشان باشد.20- از درد هم دیگر خبر داشته باشید و به هم کمک کنید.یعنی غیر از ارتباط کاری از مشکلات و مسائل شخصی و خانوادگی همدیگر خبر داشته باشید و اگر می توانید در حل این مشکلات به هم دیگر کمک کنید. خیلی دیده می شود که مثلا یکی از بچه های مجموعه ای یک ماه دو ماه خبری ازش نیست هیچ کس هم نمی داند کجاست و چه می کند، یا چرا نمی آید. اصلا زنده است یا مرده، این خیلی بد است. فراموش نکنید کمک به بچه ها در واقع کمک به مجموعه است چون اگر مشکل او حل شود او بیشتر در خدمت مجموعه خواهد بود.21- جمعی کار کنید.توان تک تک ما محدود است برای همین کار جمعی ضروری است. کار فردی دیگر جواب نمی دهد. همه نیروها را بکار گیرید اما تقسیم کار داشته باشید. نیروها را بر اساس توانایی و علاقه شان تقسیم بندی کنید تا کار و تکلیف هر کس مشخص باشد. بچه ها همه کاره هیچ کاره نباشند. کار جمعی و تخصصی شدن از ضروریات حرفه ای شدن مجموعه است.22- به شعور مخاطب تان توهین نکنید.مخاطب تان را جدی بگیرید و هیچ وقت کار را سمبل و سر هم بندی نکنید و بدتر از آن تصور نکنید که مخاطب نمی فهمد. سمبل کردن توهین به شعور مخاطب است. با این تصور غلط هیچ وقت کار خوب و حرفه ای ارائه نخواهید داد. این تصور که &quot;مردم نمی فهمند&quot; متاسفانه در خیلی از ما از جمله در مدیران و مسئولان فرهنگی و غیر فرهنگی وجود دارد. به قول هایی که می دهید عمل کنید فکر نکنید مخاطب تان قول های شما را یادش رفته است.اگر اشکال و ضعفی هم هست یا کاری را نتوانسته اید انجام دهید صادقانه به مخاطب تان بگویید نتوانستیم بکنیم. مخاطب این را قبول می کند اما توهین به شعورش را هیچ وقت قبول نمی کند.23- صبور باشید.فقط آدم های صبور و با حوصله در حوزه فرهنگ موفق خواهند بود. حوزه فرهنگ حوزه خون دل خوردن و صبر کردن است. فکر نکنید چند روزه و چند ماهه شق القمر می کنید و همه را متحول خواهید کرد. نه، از این خبرها نیست مگر خودتان چند روزه متحول می شوید که چنین انتظار بی جایی را از مخاطب تان دارید.پول حوزه فرهنگ از همه جا کمتر است در عوض سختی و رنج و زخم زبانش بیشتر.فرهنگ بار گرانی است کشیدن به دوش، اگر اهلش نیستید خداحافظی کرده و در زمینه دیگر مشغول شوید.یادمان باشد در حوزه فرهنگ حرکت لاک پشتی است. بر خلاف حوزه سیاست که حرکت خرگوشی است اما بعد از مسافتی می ترکد. مرام حوزه فرهنگ آهسته و پیوسته رفتن است و کار فرهنگی تنها وقتی تاثیرگذار است که مستمر و با دوام باشد.24- تجربه عملی داشته باشید.خیلی جاها را باید با پای خود رفت. خیلی چیزها را باید با چشم خود دید. و خیلی از کارها را باید با دست خود کرد. تجربه عملی و از نزدیک داشته باشید. مثلا من هر سال حتما سعی می کنم به روستای مان سر بزنم و کار کنم و یا سالی دو سه اردوی جهادی بروم و از نزدیک منطقه و مردم را ببینم. تجربه عملی و از نزدیک بیشتر از آنکه برای طرف مقابل فایده ای داشته باشد برای تربیت خودمان خوب است.مثال دیگر، اگر قرار است خبر یا گزارشی در سایت کار کنید حتما بروید ببینید و این گزارش را از نزدیک تهیه کنید.25- اصول کاری و حرفه ای را رعایت کنید.هر کاری اصولی دارد این اصول را صریح و دقیق روی کاغذ مشخص و تعریف کنید و از آن مهم تر به اصول کاری و حرفه ای پایبند باشید. کاری نکنید که فقط کاری کرده باشید.26- گنده گویی نکنید.توان خود و مجموعه و البته پول تان را بشناسید و به میزان توان و پول تان حرف بزنید و برنامه ریزی کنید. &quot;لایکلف الله الا وسعها&quot; خدا بیشتر از وسع مان از ما سوال نمی کند اما از کم کاری و اهمال کاری در حد وسعمان قطعا سوال می کند و باید پاسخگو باشیم.27- مردمی باشید.با مردم باشید و برای مردم کار کنید. به فکر طرح و حل مشکلات مردم باشید. تافته جدا بافته نباشید و به هیچ وجه حساب خود را از مردم جدا نکنید. خیلی دیده می شود که گروه ها و تشکل هایی مردمی شروع می کند اما بعد مدتی از مردم فاصله می گیرند و فقط برای مسائل و مشکلات گروه و جناح و تشکل خودشان سینه چاک می دهند. به عبارتی منافع خودشان را ترجیح می دهند.اطلاع رسانی و طرح مشکلات مردم روحیه مطالبه گری را در آنها افزایش می دهد. رشد روحیه مطالبه گری موجب حل راحت تر مشکلات و باعث پیشگیری از خیلی از مشکلات می شود. ایجاد روحیه مطالبه گری در مردم برای مسئولان هم خوب است چون آنها را به تحرک وامی دارد.28- ظرفیت های پنهان را کشف و فعال کنید.کشف، معرفی و پرداختن به مزیت ها و ظرفیت های مختلف فرهنگی ، اجتماعی و اقتصادی باید یکی موضوعات اصلی این مجموعه ها باشد. بسیار دیده می شود که مردم و حتی مسئولان منطقه یا شهری مزیت ها نسبی و ظرفیت های خود را نمی شناسند. این ظرفیت ها را باید کشف و فعال کنید.29- پیگیر باشید.پیگیر و سمج باشید مثل کنه. خیلی از مسائل با یک بار و دو بار و ده بار گفتن و در یک ماه و یک سال حل نمی شود. چرا؟ چون متاسفانه گوش های مسئولان ما سنگین است و بروکراسی وحشتناک همه نهادهای ما را زمین گیر کرده است. تازه بی عرضگی ها و ضعف مدیریت ها را هم به اینها اضافه کنید. شما می خواهید به جنگ اینها بروید. باید تا رسیدن به نتیجه پیگیر باشید حتی اگر چند سال طول بکشد. هیچ وقت خسته نشوید.30- کار، کار، کارهمه این ها برای این است که &quot;کار&quot; کنیم. عقب ماندگی ها و جاهای خالی خیلی زیاد است. خیلی باید کار کنیم تا برسیم، جلو افتادن پیش کش. باید کار کنیم کار، کار، کار..</description>
                <category>رضا</category>
                <author>رضا</author>
                <pubDate>Sat, 18 Jan 2020 11:11:55 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جاذبه یک لیوان شیر</title>
                <link>https://virgool.io/@nimkhat/%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85-%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-jgct0fmmkzae</link>
                <description>شب عاشورا است. موتور می گذارم را جای هر شبی کنار فضای  پارک مانندی که روبروی امام زاده است. با محمدحسین از خیابان رد می شویم.  به امام زاده سلام می دهیم و وارد می شویم. نسبت به شبهای گذشته حیاط  امامزاده شلوغ تر است. مثل همیشه اول می روم طرف ایستگاه صلواتی. کسی نیست. خبری از کتری های چای و ... نیست.  چند دقیقه بعد سرو کله ی احمد پیدا  می شود. می گوید:  امشب شیر و گلاب داریم. ظزفهای شیر از راه می  رسد. باید شیرها را بریزیم داخل کتری. من و سروش مسئولیتش را  به عهده می  گیریم. ظزفها حسابی داغ است. شیرها را که خالی می کنیم بوی گلاب توی فضا می  پیچد. کتری ها یکی پس از دیگری پر می شود. یکی از بچه ها لیوانهای یکبار  مصرف را می آورد. سینی ها را روی میز می چینیم. همه چیز آماده است. پیر  مردی با سرو و صورتی سفید کرده با کلاه کاموایی سبز جلوی ایستگاه ایستاده  است. انگاری منتظر کسی است. رو به بچه ها می کنم و بلند می گویم: زود  باشید. اولین لیوان را برای این سید اولاد پیغمبر می ریزیم. سید لبخندی به  لبهایش می آید. امید یکی از کتری ها را می گیرد و لیوانی را که دست من است  پر می کند. لیوان را به سید می دهم. لیوانها را توی سینی می چینم و امید یکی یکی آنها را می چیند. کم کم جلوی ایستگاه شلوغ می شود. بعضی ها کمی  هول هستند و می خواهند هنوز لیوان ها پر نشده انها را بردارند. می ترسم شیر  روی دستشان بریزد و بسوزند. هر چه هم تذکر می دهیم فایده ای ندارد. بعضی  شب ها که یادم آست برای اینکه اتفاقی نیفتد زیر لب صلواتی می فرستم. توی  احوالات خودم هستم. تند تند لیوانها توی سینی می چینم. ناگهان دستی به  همراه لیوان جمعیت را می شکافد  و بعد صدایی با تحکم می گوید:این لیوانو پر  کن! صاحب دست را دنبال می کنم. همان سید اول کار است! امید لیوانش را پر می کند. این بار با تحکم بیشتری می گوید: قشنگ پرش کن! حرصم می گیرد! اما  خب چه کنم؟! مهمان هیئت است و باید توی خودم بریزم. یکی از جوانها می رود  بین مردم و با احترام به صفشان می کند. اوضاع خیلی روبراه تر می شود.  عزادارها یکی یکی جلو می آیند و لیوان شیر را بر می دارند و می روند.  ناگهان محمدحسین جلویم ظاهر می شود. خنده ام می گیرد. از اینکه رفته توی صف و مثل بعضی ها بی نوبتی نکرده خوشحال می شود. لیوان شیر را با احتیاط بهش می دهم و می گویم: بابایی مواظب باش دستت نسوزد. دو سه نفر سعی می کنند  خودشان را توی صف جا کنند! بقیه را هل می دهند. سید هم با لیوانش در بینشان  است. می گویم: حاج آقا خواهشا صف رو به هم نزن. با ناراحتی می گوید: من که  توی صف هستم. همزمان بغل دستی اش را دوباره هل می دهد. می گویم حاجی این  چه صف ایستادنیه آخه. می گوید اصلا من صبر می کنم همه جمعیت که شیر خوردند  بعد لیوان آخر را به من بده. باز ناراحتی ام را توی خودم می ریزم و چیزی  نمی گویم. چند ثانیه بعد سید نفر اول صف است! شیر را می گیرد و می رود. این  اتفاق دوبار دیگر تکرار می شود! جمعا 5 بار! نمی فهمش! مگر یک لیوان شیر  چه جاذبه ای دارد؟!</description>
                <category>رضا</category>
                <author>رضا</author>
                <pubDate>Sun, 17 Nov 2019 18:48:14 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تست</title>
                <link>https://virgool.io/@nimkhat/%D8%AA%D8%B3%D8%AA-ygs7ihqu5twd</link>
                <description>تستتستتستتستتستتستتستتستتستتستتستتستتستتستتستتستتستتستتستتستتستتستتستتستتستتستتستتستتستتستتستتستتستتستتستتستتستتستتستتستتستتستتستتستتستتستتستتستتستتستتستتستتستتستتستتستتستتستتستتستتستتستتستتستتستتستتستتستتستتستتستتستتستتستتستتستتستتستتست</description>
                <category>رضا</category>
                <author>رضا</author>
                <pubDate>Sat, 16 Nov 2019 13:05:25 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>