<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های تا انتهای افق</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@ninfrance</link>
        <description>مشاهدات، تجارب و یادداشت های یک دانشجوی ایرانی در فرانسه</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-14 08:52:22</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/59123/avatar/MMzSMG.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>تا انتهای افق</title>
            <link>https://virgool.io/@ninfrance</link>
        </image>

                    <item>
                <title>توسعه و مبانی تمدن غرب</title>
                <link>https://virgool.io/@ninfrance/%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B9%D9%87-%D9%88-%D9%85%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AA%D9%85%D8%AF%D9%86-%D8%BA%D8%B1%D8%A8-cqkvhpqgezvz</link>
                <description>✨بارها این کتاب را خوانده‌ام و در آن غرق شده‌ام...توسعه و مبانی تمدن غرب؛ سید مرتضی آوینیاگر آن روزها اساتید دانشگاهم غربزده نبودند، در کلاس جامعه شناسی توسعه، باید این کتاب تدریس می‌شد، نه کتب ترجمه شده غربی...❇️خلاصه‌نویسی‌هایماگر تبلیغات غربی بر غفلت و فریب مردم استوار است، بالعکس، تبلیغات ما باید بر آگاهی آن‌ها تکیه داشته باشد. حضور یک پارچهٔ امت ما در صحنه‌های جهاد فی‌ سبیل الله نشان دهندهٔ این معناست که آنان با خودآگاهی کامل سر از تبعیت امیال و غرایز پست و حیوانی خویش باز کشیده‌اند و دیگر نمی‌توان آنان را به شیوهٔ غربی‌ها با حیله‌های روان‌شناسی اجتماعی به حضور در صحنه‌های سیاست وادار کرد.علت شکست حیله‌ها و تمهیدات استکبار جهانی در برابر ما نیز همین است. هر یک از این ترفندهایی که #آمریکا از آغاز پیروزی #انقلاب_اسلامی در برابر ما به کار برده است و هنوز هم به کار می‌برد، کافی است که انقلاب یا رژیمی را سرنگون کند، اما در برابر جمهوری اسلامی ایران، از همهٔ این مکرها جز تثبیت بیش‌تر ما و صدور انقلاب اسلامی به همهٔ جهان، کار دیگری بر نیامده است.چرا اینچنین است؟ آنچه که به ما اینچنین قدرتی بخشیده این است که ما بر خلاف همهٔ دنیا تابع اعتقادمان هستیم نه اقتصادمان...هرچند که مدنیت ما، مناسبات اجتماعی، بافت عمومی جامعه و ساختار تشکیلاتی دوایر اجرایی و حتی حقوقی ما، میراثی است که از رژیم طاغوت برای ما مانده است. و البته ناگفته نماند که با توجه به وضعیت کلی بشر در سطح کره زمین، و تجربیات تاریخی قرن‌ها زندگی بشر، تثبیت و تحکیم و استقامت روزافزون و صدور ارزش‌های انقلاب ما به جهان معجزه‌ای است که اگر به واقعیت نپیوسته بود، هرگز باور نمی‌شد...رمز پیروزی ما استقامت است. استقامت محتوای اصلی این فرمایش قرآنی است که فَاستقِم کَما اُمرت و مَن تاب مَعک.کسی تردید ندارد که محتوای آن ضرب المثل مذکور – آدم گرسنه دین و ایمان نمی‌شناسد – اکثرا درست است، اما این دستور قرآنی که ما را به استقامت در شعب ابی‌طالب فرا می‌خواند، آمده است تا ما را از زمرهٔ آن اکثریت خارج کند. وقتی ما از زمرهٔ آن اکثریت خارج شدیم، دیگر اقتصاد نیست که برای ما تعیین تکلیف می‌کند، بلکه اعتقاد است.مسلما محتوای این حدیث – کاد الفقر ان یکون کفرا – اهمیت اقتصاد را به ما گوشزد می‌کند. اما مسلما اسلام به ما اجازه نمی‌دهد که به گونه‌ای عمل کنیم که، موجبیت یا دیکتاتوری اقتصاد، ما را به راهی مخالف آرمان‌های اعتقادی و فرهنگی‌مان بکشاند...</description>
                <category>تا انتهای افق</category>
                <author>تا انتهای افق</author>
                <pubDate>Fri, 27 Feb 2026 01:17:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بلندترین صدا</title>
                <link>https://virgool.io/@ninfrance/%D8%A8%D9%84%D9%86%D8%AF%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%B5%D8%AF%D8%A7-aeqzzctfgomd</link>
                <description>سریال کوتاه «بلندترین صدا» را دیدم...فیلمی که نمی‌شود با خانواده دید...موضوع فیلم، بر اساس واقعیت، شرح زندگی راه‌انداز و رئیس سابق فاکس نیوز است که پس از ۱۷ سال نشر اخبار، به دلیل فساد فکری و اخلاقی شدید و سوء استفاده جنسی از زنان در محیط کار، اخراج می‌شود...شخصیتی بیمار، دارای عقده، حریص و دروغگو، خودبرتر بین و افراطی، شبکه‌‌ای خبری می‌سازد که به مردم آگاهی بخشی کند!...در فیلم نشان می‌دهد که چقدر اخبار را جهت‌دار و برای هدایت ذهن مردم آمریکا منطبق با آنچه می‌پسندد طراحی و تولید می‌کند. از داستان برج‌های دوقلو، تا فضاسازی برای حمله به عراق...و در نهایت نشان می‌دهد که اوست که ترامپ را که تاجر بوده، و شخصیت افراطی داشته، دارای ادبیات دور از آداب اجتماعی و ۱۲ سال جلوی دوربین بوده و بازیگری بلد است را با قدرت رسانه‌اش بالا می‌برد و با ترفندهای متعدد باعث رئیس جمهور شدنش در دور اول می‌شود. چرا؟ چون شخصیتی شبیه خودش داشته و سبک و روش زندگی کردن یکدیگر را می‌پسندیدند...✍🏻 مشاهدات، تجارب و یادداشت‌های یک ایرانی 🇮🇷 از فرانسه، هلند و ایران</description>
                <category>تا انتهای افق</category>
                <author>تا انتهای افق</author>
                <pubDate>Tue, 24 Feb 2026 11:40:57 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اسلام با زور شمشیر وارد ایران شد؟</title>
                <link>https://virgool.io/@ninfrance/%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85-%D8%A8%D8%A7-%D8%B2%D9%88%D8%B1-%D8%B4%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%B1-%D9%88%D8%A7%D8%B1%D8%AF-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D8%AF-oyublwjqhojz</link>
                <description>برام جالب بود که باز برخی از دوستان انگیزه پیدا نکردند بروند خودشان کتاب را بخوانند و فقط پیام داده‌اند که جواب را بدانند. البته همین هم ارزشمند است.☺️دو سال گذشته بود که یک کانال زدم و شروع کردم این کتاب رو روخوانی کردن و نکات کلیدی را توضیح دادن. البته هنوز تکمیل نشده...اما بخوام مختصر و مفید عرض کنم:ادعا، شبهه یا اتهام این بود که:«اسلام با زور شمشیر وارد ایران شد و ایرانیان از ترس جان مسلمان شدند.»شهید مطهری این ادعا را از چند زاویه تاریخی و تحلیلی بررسی کرده که من خلاصه پاسخ ایشان را عرض می‌کنم:۱. تفکیک میان «فتح نظامی» و «تحول اعتقادی»واقعیت تاریخی این است که:ایران در دوره ساسانی در جنگ نظامی از اعراب شکست خورد. اما شکست نظامی، تغییر فوری و اجباری دین را به همراه نداشت.شهید مطهری در این کتاب تأکید کردند که در هیچ منبع معتبر تاریخی نیامده که ایرانیان به‌طور عمومی با اجبار دسته‌جمعی مسلمان شده باشند.۲. شواهد تاریخیمسلمان شدن تدریجی و چندقرنی بوده. اگر اسلام با اجبار تحمیل شده بود، باید اکثریت مردم فوراً مسلمان می‌شدند. در حالی که آمارهای تاریخی نشان می‌دهد تا حدود دو تا سه قرن بعد از فتح ایران، هنوز جمعیت زیادی زرتشتی بودند.در بسیاری از مناطق ایران، قرن‌ها آتشکده‌ها فعال بودند و جامعه زرتشتی حضور رسمی داشتند.یعنی تغییر دین فرآیندی تدریجی، اجتماعی و فکری بوده. مردم به تشخیص خود به معارف غنی‌تر گرایش پیدا کردند.۳. انگیزه‌های گرایش ایرانیان به اسلامکه ایشان معتقد بود چند عامل مهم باعث جذب ایرانیان شد:۱. عدالت‌خواهی و برابری اجتماعیچون نظام طبقاتی ساسانی بسیار سخت و بسته بوده. و در مقابل اسلام شعار می‌داد: «ان اکرمکم عندالله اتقاکم». برترین شما نزد خداوند، باتقواترین شماست. و این پیام برای طبقات پایین جامعه، جذاب و رهایی‌بخش بود.۲. فروپاشی مشروعیت ساسانیانایرانِ اواخر ساسانیچون دچار فساد درباری، جنگ‌های فرسایشی با روم، فشارهای مالیاتی سنگین و شکاف طبقاتی شدید بودند و جامعه از درون آماده تغییر بود.۳. عدم اجبار رسمی به تغییر دیندر فقه اسلامیطبق احکام اسلامی اتفاقا اهل کتاب می‌توانستند با پرداخت جزیه بر دین خودشان باقی بمانند. و بسیاری از ایرانیان مدتی طولانی همین کار را کردند. اگر «شمشیر» عامل اصلی بود، این امکان وجود نداشت.۴. اگر اسلام تحمیلی بود، چرا ایرانیان بعدها ستون تمدن اسلامی شدند؟این سؤال مهمی بود که شهید مطهری در کتاب مطرح می‌کنند:اگر ایرانیان از سر کینه و اجبار مسلمان شده بودند،چرا بزرگ‌ترین مفسران، فقیهان و متکلمان مسلمان از ایران برخاستند؟چرا تشیع که عمیق‌ترین قرائت فکری اسلام است، در ایران تثبیت شد؟چرا زبان فارسی به زبان دوم تمدن اسلامی تبدیل شد؟اجبار، تمدن‌سازی نمی‌آورد.تحمیل، عشق علمی و فرهنگی تولید نمی‌کند.در واقع جمع‌بندی منصفانه تاریخی حقیقت ماجرا این است که: (همون مقدار که سعی کردم یک نفس در کلاس بگم☺️)ـ ورود اسلام به ایران با جنگ نظامی همراه بود. اما اسلام آوردن مردم، روندی تدریجی، انتخابی و اجتماعی داشت.ـ نارضایتی از ساختار ساسانی، زمینه پذیرش را تقویت کرد. اما ایرانیان نه‌تنها مغلوب فرهنگی نشدند، بلکه خود به سازندگان تمدن اسلامی تبدیل شدند. چون دین اسلام بسیار غنی‌تر از دین زرتشتی خودشان بود و با خود می‌گفتند: چون که صد آمد نود هم پیش ماست...✍🏻 مشاهدات، تجارب و یادداشت‌های یک ایرانی 🇮🇷 از فرانسه، هلند و ایران‌@ninfrance</description>
                <category>تا انتهای افق</category>
                <author>تا انتهای افق</author>
                <pubDate>Sun, 22 Feb 2026 06:47:42 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کلاس جامعه شناسی</title>
                <link>https://virgool.io/@ninfrance/%DA%A9%D9%84%D8%A7%D8%B3-%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9%D9%87-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-r1baftrfwzid</link>
                <description>سال اول دانشگاه بودم و دانشگاه خیلی متفاوت از انتظارم بود. برخی اساتید، اصلا در سطح اساتیدی که در ذهن خود داشتم نبودند.استادی بود که بارها خلاف عقاید دینی سیاسی من صحبت می‌کرد. رشته‌ علوم اجتماعی قبول شده بودم. جامعه شناسی توسعه داشتیم.یک روز بی‌ربط ناگهان گفت: مردم ایران با حمله اعراب به زور شمشیر مسلمان شدند!خیلی بهم برخورد. اما جواب دقیقی نداشتم. دستم را بلند کردم و گفتم: ببخشید استاد، من فکر نمی‌کنم فرمایش شما درست باشد.اخم کرد و گفت: چی درست است؟ گفتم الان جواب دقیقی ندارم. همه کلاس خندیدند. گفتم: ولی تحقیق می‌کنم. فکر می‌کردم سکوت غلط است. در هر حال باید واکنشی داشت.کلاس که تمام شد با خشم و بغض مستقیم رفتم سمت کتابخانه دانشگاه. می‌دانستم کتابی از شهید مطهری بنام خدمات متقابل اسلام و ایران وجود دارد. اما در آن سطح مطالعاتی دوران دبیرستان، به این کتاب نرسیده بودیم. بخشی از خشم از دست خودم بود. چرا دست پر وارد دانشگاه نشدم...جستجو کردم و کتاب را پیدا کردم. کتاب را قرض گرفتم و شروع به خواندن. به صفحه ۸۰ نرسیده جوابم را گرفتم.خلاصه نویسی کردم، در دو پارگراف که کوتاه باشد و در زمان کوتاه بتوانم جواب بدهم.روز موعود رسید. استاد که سر کلاس رسید و خواست شروع به تدریس کند. دستم را بلند کردم و گفتم: استاد هفته پیش بحث فلان شد و من جواب نداشتم. تحقیق کردم. میشه پاسخ بدم؟ خیلی راحت و محکم با لبخند گفت: نه!باز همه خندیدند...دستم رو آوردم پایین و سکوت کردم... تدریس شروع شد. احساس می‌کردم خودم را نخواهم بخشید اگر آن روز بگذرد و من از حق دفاع نکرده باشم.آخر‌های کلاس بود. دستم رو بردم بالا، تا استاد نگاهم کرد منتظر اجازه نشدم. یک نفس پاسخ رو دادم... و لحظاتی سکوت...استاد هیچ واکنشی نشون نداد. هیچ جوابی نداد. هیچ عذرخواهی نکرد و به حرف‌های خودش ادامه داد...و این داستان پر تکرار در طول تحصیلات دانشگاهی من رخ داد. حتی استادی که مطالعه نداشت....✍🏻 مشاهدات، تجارب و یادداشت‌های یک ایرانی 🇮🇷 از فرانسه، هلند و ایران‌@ninfrance</description>
                <category>تا انتهای افق</category>
                <author>تا انتهای افق</author>
                <pubDate>Sat, 21 Feb 2026 20:42:09 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جهل مرکب</title>
                <link>https://virgool.io/@ninfrance/%D8%AC%D9%87%D9%84-%D9%85%D8%B1%DA%A9%D8%A8-n1vmk7u6hyjg</link>
                <description>از سال اول دانشگاه تدریس را شروع کردم.البته کاملا شخصی...به دلیل همین ضرورت کتابخوانی، سیر مطالعاتی شهید مطهری را در تابستان سوم دبیرستان با مربی خوبی گذرانده بودم. هیجان داشتم که این محتوا را به همه برسانم. وقتی رجوع کردم به قسمت فرهنگی دانشگاه و گفتم به من کلاسی بدهند، می‌خواهم تبلیغ کنم و تدریس، بهم خندیدند. خلاصه کلام این بود که خیلی بچه‌ای... کسی به تو مجوز نمی‌دهد.گفتم میروم در نمازخانه کلاس برگزار می‌کنم. گفتند: می‌توانی ولی حق نداری تبلیغ به در و دیوار بزنی. بگذریم که یک روز دلی با بچه‌های کلاس در غذاخوری دانشگاه صحبت کردم و مجاب کردم که برای امتحان هم شده یک‌بار بیایند دور هم جمع شویم و با هم یاد بگیریم. نیم ساعت کتب شهید مطهری. نیم ساعت کتاب چهل حدیث امام. و چه برکتی کرد آن جمع... حتی بعد دانشگاه هم تا مدتی کلاسمان در منزل بچه‌ها ادامه داشت. این داستان همزمان با مسجد جامعی شد که اجازه دادند آنجا هم برای جوانان تدریس کنم. و آن هم چه برکتی داشت. هر کدام از آن بچه برای خودشان الان فعالیتی دارند...و بعد معلم مدرسه شدم... و داستان‌های پیچیده از اینجا شروع شد...فهمیدم هیچ کس اهل مطالعه نیست. آن زمان که گوشی و فضای مجازی نبود که بگوییم وقتشان صرف آن می‌شد. با این وجود، قسمت غم‌انگیز داستان این بود که فرهنگ مطالعه بسیار ضعیف بود.‌..مذهبی مطالعه کافی نداشت که از باورهایش دفاع اصولی کند. غیر مذهبی مطالعه نداشت که یکبار چیزی که به سختی انکار می‌کند را با تحقیق رد کرده باشد...مصمم‌تر شدم و تدریس را در مسجد، مدرسه، حوزه، دانشگاه و هرجایی که فرصت می‌دادند شروع کردم...آنچه امروز ما را آزار می‌دهد، ریشه در جهل مرکب دارد. آنکس که نداند و نداند که نداند... الان یک دانش آموز ۱۶ ساله با تصور عمیق دانایی همه چیز را به چالش می‌کشد و با اطمینانِ من می‌دانم، همه چیز را رد می‌کند. اما فقط چند سوال و جواب، روشن می‌کند که هیچ نمی‌داند و حتی چند صفحه هم مطالعه نداشته است...✍🏻 مشاهدات، تجارب و یادداشت‌های یک ایرانی 🇮🇷 از فرانسه، هلند و ایران@ninfrance</description>
                <category>تا انتهای افق</category>
                <author>تا انتهای افق</author>
                <pubDate>Fri, 20 Feb 2026 14:16:53 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا انقلاب کردیم</title>
                <link>https://virgool.io/@ninfrance/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%DB%8C%D9%85-jyzvxtnhggn7</link>
                <description>فردایش مستقیم رفتم اتاق مدیر مدرسه. تصمیمم را گرفته بودم. جرأت و جسارت می‌خواست زمان ما... در زدم، خود مدیر تعجب کرد دانش آموز آمده در اتاقش. سرش را بلند کرد و گفت: بفرمایید؟!گفتم: من یه بُرد می‌خواهم لطفا. با تعجب پرسید: بُرد؟ برای چه کاری؟ گفتم: می‌خواهم مطلب بنویسم بزنم بهش بچه‌ها بخوانند. کمی تامل و بعد لبخند و بعد باز مشغول شد به کاری که داشت می‌کرد. در همان حال توضیح دادند: بُرد که مدرسه دارد، روی همان بزن. سریع گفتم: نه. آن برای مدرسه و معلم هاست. عمومی‌ست. مناسب هدف من نیست. من می‌خواهم یک بُرد مخصوص خودم داشته باشم.‌کارش را رها کرد و جدی شد. چی می‌خوای بزنی روی بُرد؟؟ پاسخ دادم: می‌خواهم مطالب دینی، سیاسی، فرهنگی بزنم. کمک فکری برای بچه‌های مدرسه...کمی تامل بیشتر و لحظاتی سکوت محض. ناگهان تلفن را برداشت و تماسی گرفت: آقای صادقی فردا دیوار ورودی سالن مدرسه یه بُرد نصب کنید. تا فردا انجام بشه حتما.متحیر نگاه می‌کردم... فکر هم نمی‌کردم مدیر اصلا مرا تحویل بگیرد یا به حرف‌هایم گوش دهد، چه برسد به اینکه با این سرعت اقدام هم بکند. در جو شعار ما مامور به تکلیفیم نه نتیجه، اقدام کرده بودم...هیجان زده و با نگاهی پر از قدردانی و حسن اعتمادی که به من نشان داده بودند از اتاق بیرون آمدم. البته هنوز انقدر امید نداشتم کار با این سرعت انجام شود.فردا شد. هنگام ورود به سالن مدرسه، دیدم آقای صادقی در حال نصب برد است!!! از ذوق داشتم بال در می‌آوردم. احساس شخصیت و بزرگی می‌کردم. می‌خواستم به همهٔ همکلاسی‌ها بگویم به درخواست من در حال انجام است!..دوم دبیرستان بودم. کل امکاناتم برگه‌های آ۴ و ماژیک های چند رنگ بود. حتی امکانات تایپ و پول کپی و پرینت نداشتم. از هر مطلب با ارزشی که در کتاب‌هایم می‌خواندم مطلبی می‌ساختم و می‌نوشتم و به بُرد می‌زدم.یک طرف یک آیه قرآن بود‌ و ترجمه‌اش. یک طرف یک درد دل ساده با امام رئوف. یک طرف یک خاطره از کتاب فرهنگ جبهه بود. یک طرف از اهمیت کتاب و کتابخوانی. یک طرف اما با این عنوان از بقیه تفکیک شده بود:چرا انقلاب کردیم؟!...از کتاب ظهور و سقوط سلطنت پهلوی؛ خاطرات فردوست شروع شد. تازه شروع کرده بودم به خواندنش. هرچه می‌خواندم بیشتر شوک و متحیر می‌شدم که چه کسی شاه یک کشور بوده...دوست داشتم هر چه می‌خوانم به اطرافیانم منتقل کنم. شروع کردم به گزینش و خلاصه نویسی و شماره گذاری و نصب روی بُرد.سه سال این فعالیت در مدرسه ادامه داشت، تا از آن مدرسه فارغ التحصیل شدم...✍🏻 مشاهدات، تجارب و یادداشت‌های یک ایرانی 🇮🇷 از فرانسه، هلند و ایران‌@ninfrance</description>
                <category>تا انتهای افق</category>
                <author>تا انتهای افق</author>
                <pubDate>Thu, 19 Feb 2026 05:28:56 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کتاب و کتابخوانی</title>
                <link>https://virgool.io/@ninfrance/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%88-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-t8tn0nopnpyz</link>
                <description>اول دبیرستان بودم که فهمیدم باید خیلی کتاب بخوانم تا رشد کنم. اما واقعا برام سخت بود کتاب خواندن. دست و پا شکسته به سختی کتاب می‌خواندم تا اینکه دوم دبیرستان با این کتاب مواجه شدم.۸۰۰ تومان بود. پولش را نداشتم! از دو نفر از دوستانم درخواست کردم نفری ۲۰۰ تومان بدهند، من ۴۰۰. نتیجه هم این باشد که کتاب را به آن‌ها هم می‌دهم بخوانند اما در نهایت کتاب برای من باشد😅 قبول کردند...این کتاب دست من ماند. چه بود؟ جمع‌آوری بیانات رهبر فرزانه درباره کتاب و کتابخوانی...چرا خریده بودم؟ بلکه انگیزه بدهد به من که اهل مطالعه شوم.همین شد... باور نمی‌کردم ایشان چقدر اهل کتاب و مطالعه می‌توانستند باشند... خجالت کشیدم... نکاتی که از اهمیت و ضرورت اهل مطالعه بودن گفتند، اینکه تاریخ باید بخوانیم، کتب شهدا را باید بخوانیم...این شد که الحمدلله مطالعه شد جزئی جداناپذیر از برنامه روزانهحالا دیشب بین کتابهایم در اینجا با این کتاب قدیمی‌ام مواجه شدم... کمی ورق زدم و یاد خاطرات کردم... و از همه شیرین‌تر کاغذی بود که بین برگه‌ها پیدا کردم: «بُرد مدرسه را بگیرم و درباره دوران پهلوی بنویسم...»ادامه دارد...✍🏻 مشاهدات، تجارب و یادداشت‌های یک ایرانی 🇮🇷 از فرانسه، هلند و ایران@ninfrance</description>
                <category>تا انتهای افق</category>
                <author>تا انتهای افق</author>
                <pubDate>Mon, 16 Feb 2026 13:28:49 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تعداد آثار و کتب منتشر شده</title>
                <link>https://virgool.io/@ninfrance/%D8%AA%D8%B9%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D9%88-%DA%A9%D8%AA%D8%A8-%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%B1-%D8%B4%D8%AF%D9%87-p7vrccvpwu2y</link>
                <description>نوجوان بودم که با این شخصیت‌ها یکی پس از دیگری به شکل جدی آشنا شدم. وقتی آثارشان را مطالعه می‌کردم، روحم به پرواز در می‌آمد... احساس شخصیت می‌کردم. احساس انسان بودن. احساس ارزش داشتن، هدف داشتن و برنامه داشتن.ناگهان از بچه‌ای بازیگوش، غرق بازی‌ها و سرگرمی‌های دنیا، تبدیل شدم به یک متفکر کوچک که به نقش و مأموریتش در این دنیا فکر می‌کرد و به خودسازی و تهذیب نفس ورود پیدا کرده بود!!این تصویر، یک مقایسه برای تمسخر و خندیدن نیست. این یک موضوع جدی قابل تامل است برای انتخاب الگو و مسیر. برای هرکس که بخواهد خودش را از نازل ترین سطح وجود در این دنیا، به عالی‌ترین حضور برساند.بتواند دوباره متولد شود، دنیا را طور دیگری ببیند و فرصت عمر برایش بازیچه دست هیجانات این و آن نباشد. چه خانواده و دوستان، چه ماهواره و شبکه‌های اجتماعی.✍🏻 مشاهدات، تجارب و یادداشت‌های یک ایرانی 🇮🇷 از فرانسه، هلند و ایران‌@ninfrance</description>
                <category>تا انتهای افق</category>
                <author>تا انتهای افق</author>
                <pubDate>Mon, 16 Feb 2026 06:57:12 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مرور سریع تاریخ</title>
                <link>https://virgool.io/@ninfrance/%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B1-%D8%B3%D8%B1%DB%8C%D8%B9-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-mqwt8my5xm8t</link>
                <description>یه لحظه تاریخ را سریع مرور کنیم؟حضرت آدم و حوا هبوط کردند به زمین. پسرانی داشتند به نام هابیل و قابیل.هابیل طی مراسمی بهترین داشته خود را در راه خدا قربانی کرد. قابیل بی‌ارزش‌ترین داشته خود را. قربانی هابیل قبول شد. و چیزی در وجود قابیل جوشید: حسادت... که او دیده شد، من نه. او انتخاب شد، من نه.حالا اصلا به این فکر نمی‌کرد خب نتیجه عملکرد خودش و تصمیم خودش و انتخاب خودش بوده. فقط با خدا و برادرش که از نعمت و رحمت الهی برخورد شده بود، لج کرد.حسادت چنان مغز و روح او را خورد که کار رسید به کشتن برادر...و این الگو تا امروز در حال تکرار است...حالا تمام مصادیق را در ذهن مرور کنید، به همین الگو می‌رسید...امروز هم حسادت پیشرفت و رشد و موفقیت و دست‌یابی به قدرت و محبوبیت ایران اسلامی منهای وابستگی به قدرت‌های پوشالی، دارد خیلی‌ها را در دنیا می‌کشد... حتی برخی هم وطن‌های خارج از کشور را...حال خوب مردم ایران، دورهمی‌ها و جشن‌های و شادی‌هایشان، ریخت و پاش‌ها و مهمانی‌ها و سفره‌های آنچنانی، خانه‌هایشان و بهترین مبلمان و فرش و پرده، کارکردن منظم اما در کنارش به راه بودن مسافرت و تفریح و سرگرمی با رفقای واقعی... ریشه حسادت و حال بد برخی ایرانی‌های خارج نشین شده که از همه اینها با انتخاب و تصمیم غلط خود، خود را محروم کردند... و حالا کمر به قتل مردم ایران به هر شکل ممکن بسته‌اند...از پذیرش شغل در رسانه‌هایی که توسط بودجه غربی ساخته شده برای رویا فروشی و تضعیف و تحقیر داشته‌های ایرانی‌ها در ایران، القا توهم نداشته‌ها تا بزرگنمایی ضعف‌های طبیعی و ایجاد حسرت از داشته‌هایی که معلوم نیست چیست و...همه اینها ریشه در حسادت دارد... و مرا یاد آن داستان واقعی می‌اندازد که مردی شاهد بود که همسایه‌اش هر روز وضع بهتری از نظر مالی و محبوبیت پیدا می‌کند. بجای تمرکز بر خودش، روز و شب زندگی‌اش حرص و حسرت خوردن از موفقیت‌های همسایه بود و طاقت دیدنش را نداشت. هرچه می‌کرد که او را بی‌اعتبار کند هم نتیجه نمی‌داد. آخر، کار به جایی رسید که انقدر بی‌قرار و ناآرام شده بود که نقشه‌ای شوم، مضحک و شوکه کننده کشید.به خدمتکار همسایه پول داد که تو بیا مرا بکش!!، جنازه من را بنداز روی پشت‌بام او، بعد برو خبر بده که صاحب من این کار را کرده. تا بیایند و او را ببرند و اعدامش کنند....غلام هم پول را گرفت و این کار را کرد... پلیس خبردار شد و به گزارش او اکتفا نکرد و بعد از تحقیقات معلوم شد که کار غلام بوده و دستگیر شد و عزت و آبروی صاحبخانه کمتر نشد که بیشتر شد و به خوبی خوشی به زندگی‌اش ادامه داد و این در حالی بود که مرد حسود، حتی دیگر فرصت حیات را از خود در این دنیا گرفته بود و هیچ در هیچ...پناه می‌بریم به خدا از این حقد و کینه و از این رذیله انسانی که، انسان را تباه و خسر الدنیا والآخرة می‌کند...✍🏻 مشاهدات، تجارب و یادداشت‌های یک ایرانی 🇮🇷 از فرانسه، هلند و ایران@ninfrance</description>
                <category>تا انتهای افق</category>
                <author>تا انتهای افق</author>
                <pubDate>Fri, 13 Feb 2026 09:30:11 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ایران واقعی</title>
                <link>https://virgool.io/@ninfrance/%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%DB%8C-yfn0htxtsqgm</link>
                <description>✨سلام و رحمت و برکات الهی شامل حال پاک‌ترین مردم روی زمین👏حقیقتا استثناء تاریخ هستید...دوستان بزرگوار زیادی برایم فیلم و عکس فرستادند و گفتند به نیابت قدم برداشتند.🍃 یقین دارم خداوند، ملائکه‌اش را هم غرق شادی بین شما نازل کرده است...و ۳۰ سال پیش چه زیبا گفت شهید سید مرتضی آوینی:«ما ماموریت داریم که جهان را از عصر ظلمات خارج کنیم...»✍🏻 مشاهدات، تجارب و یادداشت‌های یک ایرانی 🇮🇷 از فرانسه، هلند و ایران‌@ninfrance</description>
                <category>تا انتهای افق</category>
                <author>تا انتهای افق</author>
                <pubDate>Thu, 12 Feb 2026 15:11:27 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تاثیر رسانه</title>
                <link>https://virgool.io/@ninfrance/%D8%AA%D8%A7%D8%AB%DB%8C%D8%B1-%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87-yekq8oilpmbi</link>
                <description>تاثیر رسانه‌ای که دنبال می‌کنی بر مغز و روانتمن همیشه معتقد بودم هرکس تلویزیون ایران را نگاه کند، سالم‌تر و واقع‌بینانه‌تر رشد می‌کند اما توضیح دقیقی برایش نداشتم، تا الان که علت را بلاخره فهمیدم.وقتی تلویزیون کشور خودت را می‌بینی، برنامه‌ها ساخته شده‌اند که به تو انرژی، انگیزه و امید ساختن خودت و کشورت را بدهند. برخی برنامه‌ها نشان داده نمی‌شوند که تو آشفته نشوی و برخی برنامه‌ها سانسور می‌شوند که درگیری بیش از حد برای روح و روان تو ایجاد نشود.اما از وقایع به شکل کلی و جامع مطلع می‌شوی.حتی ممکن است خبرهایی تلخ هم مخابره شود اما طوری منتقل می‌شود که مثلا بجای افسردگی، روح حماسی در شما تقویت شود و اتفاقا آن واقعه یا حادثه باعث شود بیشتر و بیشتر برای قوی شدن سرزمینت تلاش کنی.اما شبکه‌های فارسی زبان که در خارج از مرزها تولید می‌شود و بودجه و حقوق گردانندگانش توسط مخالفان سرزمین تو تامین می‌شود، خب واضح می‌شود که اخبار را طوری به تو منتقل کنند که حالت بد شود، عصبی شوی، بهم بریزی، حس ناامیدی و کلافگی داشته باشی، از خودت، سرزمینت، دین و باورهایت بدت بیاد و به کسانی پناه ببری که سر سوزن هم وجودت برایشان نه مهم است، نه ارزشمند، نه قابل توجه.بسیاری از ایرانی‌هایی که در داخل و خارج ایران، با این نگاه که تلویزیون ایران همه چیز را رسانه‌ای نمی‌کند، ترکش کردند و به سمت رسانه‌هایی پناه بردند که همه چیز را هدفمند و جهت‌دار شکل می‌دهد و منفی منتشر می‌کند، دچار بحران روحی شده‌اند...از این رو عموم این افراد به شخصیت‌های افسرده، عصبانی، پرخاشگر، ناامید، بی‌انگیزه و بی‌اعتقاد تبدیل شده‌اند.دچار بحران هویت و تناقضات فراوان شده‌اند و اصلا نمی‌توانند حقیقت و واقعیت را درست همانطور که هست ببینند و درک کنند.خیلی زندگی سختی دارند و خیلی حال خرابی دارند. خدا کمکشان کند که به خود بیایند و دلیل واقعی حال خود را بفهمند و از آن فرار و به این پناه آورند...✍🏻 مشاهدات، تجارب و یادداشت‌های یک ایرانی 🇮🇷 از فرانسه، هلند و ایران‌</description>
                <category>تا انتهای افق</category>
                <author>تا انتهای افق</author>
                <pubDate>Thu, 12 Feb 2026 10:54:35 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>لجاجت</title>
                <link>https://virgool.io/@ninfrance/%D9%84%D8%AC%D8%A7%D8%AC%D8%AA-seas8p76a6tk</link>
                <description>خلاصه‌ نویسی‌‌‌هایملجاجت که باشد، هیچ چیز در انسان کارگر نیست...چون غرض آمد هنر پوشیده شدصد حجاب از دل به سوی دیده شداینکه مغرض بودن و لجاجت داشتن، عتوّ و سرکشی داشتن، با انسان چه می‌کند، واقعاً عجیب است! این کلمه «اسلام» که نام دین خداست خودش معجزه است؛ یعنی آن روح دین و روح انسانیت و مرز میان کفر و دین را همین یک کلمه معین می‌کند. اسلام، یعنی انسان در مقابل حقیقتی که بر او عرضه می‌شود تسلیم باشد. اگر بخواهد حالت لجاج در کار باشد، دیگر هیچ چیزی در انسان کارگر نیست.📗 استاد مطهری، آشنایی با قرآن، ج۸،  ص۲۰۷✍🏻 مشاهدات، تجارب و یادداشت‌های یک ایرانی 🇮🇷 از فرانسه، هلند و ایران‌</description>
                <category>تا انتهای افق</category>
                <author>تا انتهای افق</author>
                <pubDate>Sun, 08 Feb 2026 10:46:44 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ممنوعیت استفاده از برنامه‌های آمریکایی</title>
                <link>https://virgool.io/@ninfrance/%D9%85%D9%85%D9%86%D9%88%D8%B9%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7%DB%8C%DB%8C-id1cp4xckmrs</link>
                <description>نمی‌دونم در جریان هستید یا نه، اما در مجموعه‌های دولتی هلندی ممنوعیت استفاده از برنامه‌های آمریکایی هر روز داره بیشتر میشه.مثلا استفاده از واتساپ ممنوع شده در بسیاری بخش‌ها. باید از اپ دیگری استفاده کنند. استفاده از چت‌جی‌پی‌تی آمریکایی ممنوع هست و پیشنهاد نسخه فرانسویش رو میدن و هرچند میگن ضعیف تر هست میگن چاره‌ای نیست. حتی برخی موارد پیشنهاد نسخه چینی می‌دن اما میگن از نمونه آمریکایی استفاده نکنید تا بتونیم خودمون تولید کنیم...حتی در خصوص استفاده از گوشی اپل هم محدودیت‌هایی قرار دادند که رو به افزایش هست...✍🏻 مشاهدات، تجارب و یادداشت‌های یک ایرانی 🇮🇷 از فرانسه، هلند و ایران‌@ninfrance</description>
                <category>تا انتهای افق</category>
                <author>تا انتهای افق</author>
                <pubDate>Sat, 07 Feb 2026 12:26:45 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>طول عمر</title>
                <link>https://virgool.io/@ninfrance/%D8%B7%D9%88%D9%84-%D8%B9%D9%85%D8%B1-ain9klkvcvrc</link>
                <description>✨ طول عمر؛ وقتی زمان، ابزار مأموریت است، نه محدودیت...در نگاه دینی، عمر طولانی نه استثناء است و نه مسئله؛ بلکه وقتی مأموریت بزرگ باشد، ظرف زمان هم بزرگ می‌شود.قرآن به ما یاد می‌دهد که: حضرت نوح، در دعوت قومش ۹۵۰ سال حضور فعال داشت. خداوند درباره‌ی اصحاب کهف می‌فرماید: سال‌ها خوابیدند و زمان برایشان متوقف شد.حضرت عیسی، زنده است، بدون آن‌که در جریان عادی زمان فرسوده شود...اینها یعنی چه؟یعنی زمان برای اولیای خدا یک ابزار است، نه زندان.🌙 امام زمان سلام الله علیه؛ ذخیره‌ی تاریخ برای فردای بشر است. در روایات، از امام زمان به عنوان «بقیّةالله» یاد می‌شود؛ یعنی آنچه خدا برای روز نیاز بشر نگه داشته است.غیبت، فقط پنهان بودن یک فرد نیست؛دوره‌ی تربیت انسان‌هاست، تا زمین ظرفیت عدالت را پیدا کند.پس عمر طولانی ایشان:نشانه‌ی قدرت خداست،تمرین صبر برای انسان‌هاست،و امید زنده‌ای است که می‌گوید: تاریخ بن‌بست ندارد...وقتی امامی قرن‌ها زنده است تا در لحظه‌ی درست ظهور کند،پیامش ممکن است برای ما این باشد:«عجله نکن… فقط رشد کن.»بعضی وعده‌ها زود محقق نمی‌شوند، چون عمیق‌اند،بعضی تأخیرها نه عقب‌ماندگی، که آماده‌سازی‌اند،و بعضی انتظارها، خودشان عبادت‌اند...امام زمان، فقط یک شخص با عمر طولانی نیست؛ او یادآوری زنده‌ی این حقیقت است که:خدا عجله ندارد،ولی هیچ‌وقت هم دیر نمی‌کند...این افکار بود که مرا بر آن داشت کانال منِ بابرنامه را راه‌اندازی کنم...اینکه انتظار در فرهنگ شیعه یعنی:«خودت را به سطح مأموریت بالا برسان»پس منتظر واقعی:روی خودش کار می‌کند،زمانش را جدی می‌گیرد،و عمرش را خرج امور کم‌ارزش نمی‌کند...اگر تمایل دارید باعث افتخار خواهد بود، در این کانال آموزشی که صرفا تولید محتوا نیست، مسیر سازی است، به ما بپیوندید...@manebabarname✍🏻 مشاهدات، تجارب و یادداشت‌های یک ایرانی 🇮🇷 از فرانسه، هلند و ایران‌</description>
                <category>تا انتهای افق</category>
                <author>تا انتهای افق</author>
                <pubDate>Fri, 06 Feb 2026 16:28:02 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>استراتژی اثربخش</title>
                <link>https://virgool.io/@ninfrance/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DA%98%DB%8C-%D8%A7%D8%AB%D8%B1%D8%A8%D8%AE%D8%B4-pqszfxklivbq</link>
                <description>وقتی اسرائیل به ایران حمله کرد، از چه زمانی ورق برگشت؟ از زمانی که ایران در پاسخ به حملهٔ او حمله کرد...در عرصه فرهنگی، کی ورق تهاجم رسانه‌ای و فرهنگی بر می‌گردد؟ وقتی ما هم حمله کنیم؟ چه طور؟ماهواره‌هایی که ساختیم و فرستادیم فضا و کنترلش دست ماست، باید پر شود از شبکه‌هایی که به زبان‌های مختلف به دنیا حقایق ایران و انقلاب و اسلام را مخابره کنند...مثلا تا الان روایتی که از ایران می‌شنوند، قریب به اتفاق از طریق رسانه‌های کنترل شده و هدفمند است. حالا اگر مردم جهان یک روی دیگر سکه را ببینند آیا فطرت‌ها بیدار نمی‌شوند؟ دوستی در آلمان می‌گفت: اگر ۲۴ ساعت تلویزیون آلمان بیفتد دست مسلمانان، غالب آلمانی‌ها مسلمان می‌شوند...کار ما اینجا این شده که در برابر سوالات یک شکل، مثلا فیلم‌های حضور میلیونی مردم ایران در روز ۲۲ دی را به دوستان خارجی نشان دهیم و اونها بگن اینا واقعیه؟؟ پس چرا اخبار ما این بخش از مردم شما رو هیچ وقت نشون نمیده؟؟حتی بسیاری از ایرانی‌ها که مورد تهاجم فرهنگی قرار گرفتند و ذهن‌هایشان آسیب دیده، بخاطر این است که تلویزیون کشور خودشان را کنار گذاشتند و اصلا روایت اصیل را هیچ وقت نمی‌بینند. من دوستی ایرانی داشتم که یکبار گفت: مگر هر سال مردم راهپیمایی می‌کنند برای ۲۲ بهمن؟؟ مگر همان فیلم‌های سال‌های اول انقلاب را هی بازپخش نمی‌کنند؟!...✍🏻 مشاهدات، تجارب و یادداشت‌های یک ایرانی 🇮🇷 از فرانسه، هلند و ایران‌</description>
                <category>تا انتهای افق</category>
                <author>تا انتهای افق</author>
                <pubDate>Wed, 04 Feb 2026 12:43:26 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>برای تفکر...</title>
                <link>https://virgool.io/@ninfrance/%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D9%81%DA%A9%D8%B1-l1wijpi61a68</link>
                <description>ما با کتاب‌های بسیار ارزشمندی بزرگ شدیم. و نسل به نسل، با علمای موثق حقایق دین و دینداری و فلسفه خلقت و فرصت حضور در این دنیا را آموختیم.ما با این درس‌ها و بحث‌ها به فضل و محبت الهی، رشد کردیم و نظام فکری مستحکم برایمان ساخته شد.و حالاست که می‌فهمیم چقدر این آموزه‌ها برای یک انسان، برای اینکه از نظر عقلی و قلبی سالم رشد کند مهم است. تا بتواند دنیا را همان‌طور که هست ببیند. و نگاهی واقع ‌گرا برای تشخیص درست و غلط و حق و باطل داشته باشد.این روزها که دیدیم حتی بالاترین تحصیلات دانشگاهی هم نمی‌تواند به کسی فهم و کمالات ببخشد، و اگر علوم و معارف اصلی شناخت انسان و فلسفه حضورش در این دنیا را نیاموخته باشد، حتی عقل انباشته از دانش روز هم به کارش نمی‌آید...هرچه در تاریخ خوانده بودیم را یکی یکی تجربه کردیم و می‌کنیم و می‌فهمیم که به قول علامه شهید مطهری می‌تواند انسان به جهت فیزیولوژیکی انسان باشد، روی دو پا راه برود و راست قامت باشد اما قدرت عقلی و قلبی انسانی‌اش را از دست داده باشد... و متاثر از جو و شرایط واکنش نشان دهد و رفتار کند. دور از انسان بودن و شاخص‌های بارز انسانیت.یعنی حتی ساده‌ترین تشخیص‌هایش را از دست بدهد و نفهمد حرفش، نوشته‌اش، شعارش و اقدامش می‌تواند چه ضربه‌ای به دنیا و آخرتش، به وطن و سرزمین آبا و اجدادی‌اش و به حیات سایر انسان‌ها بزند... و فقط متاثر از واکنش پیرامونش همرنگ جماعت شدن را روش درست، تشخیص دهد و عمل کند.اما مومنین به اطیعوا الله و اطعیوا الرسول و اولامر... همیشه شاخص‌هایی برای تشخیص دارند که گُم کردنی نیست... و اگر هزار بار سجده شکر بجا آوریم که هنوز به منت الهی در این مسیر هستیم کم است. چون هر روزه به چشم می‌بینیم چه کسانی با چه ژست من میفهممی و با چه پرستیژ دفاع از حقی، بدترین ادبیات و رفتار و کلام و تشخیص را بروز می‌دهند که حتی دنیا را متحیر کرده است...امروز بیش از هر زمان می‌فهمیم چرا در معارف ما کسب تحصیل و تهذیب نفس کنار هم تاکید شده و چرا در نهایت زمین به صالحان ارث می‌رسد... چون دنیای امروز را که به دست ناصالحان و پیروان آن‌ها رسیده، همه می‌بینیم به چه روزی افتاده...✍🏻 مشاهدات، تجارب و یادداشت‌های یک ایرانی 🇮🇷 از فرانسه، هلند و ایران@ninfrance</description>
                <category>تا انتهای افق</category>
                <author>تا انتهای افق</author>
                <pubDate>Wed, 04 Feb 2026 06:41:43 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قدرت لطف خداوند (۲)</title>
                <link>https://virgool.io/@ninfrance/%D9%82%D8%AF%D8%B1%D8%AA-%D9%84%D8%B7%D9%81-%D8%AE%D8%AF%D8%A7%D9%88%D9%86%D8%AF-%DB%B2-c1tnesypujww</link>
                <description>خلاصه نویسی‌هایمقسمت دومدانیال، نوجوانی بود که در یک کشور خارجی و به دور از مملکت خویش زندگی می‌کرد. به دستور پادشاه، هیچ کس حق نداشت چیزی جز پادشاه را پرستش کند. اما دانیال، خدای یگانه را می‌پرستید. او قصد اطاعت از پادشاه را نداشت و هر روز به نیایش و ستایش خدای یگانه ادامه می‌داد.روزی، کسانی که شاهد نیایش دانیال بودند،‌ به نزد پادشاه رفتند و خبر سرپیچی دانیال را به او رساندند. پادشاه،‌ دانیال را در قفس‌های شیرهای گرسنه انداخت. کار دانیال تمام به نظر می‌رسید اما بنا به دلایلی، شیرهای گرسنه نتوانستند دهانشان را باز کنند. من می‌توانم صدای آن شیرهای گرسنه را بشنوم که می‌گفتند: «من گرسنه‌ام. می‌خواهم این پسر را بخورم، اما فک‌هایم قفل شده‌اند.»لطف خداوند شما را از قفس شیرها حفظ نمی‌کند، اما مانع آسیب دیدن شما می‌شود.صبح روز بعد، پادشاه به قفس شیرها سر زد تا شاهد هلاکت دانیال باشد. وقتی دانیال را سالم و بدون هیچ آسیبی دید، گفت: «از این پس، همه‌ی ما، ‌خدای دانیال را می‌پرستیم».شاید بگویید:‌ ممکن است شانس با دانیال یار بوده است. شاید شیرها آن روز گرسنه نبوده‌اند... نه اینطور نیست. وقتی دانیال را از قفس بیرون آوردند، پادشاه دستور داد تا دشمنان دانیال را در قفس بیافکنند. به محض اینکه آن‌ها را به در قفس نزدیک کردند، شیرها آن‌ها را دریدند. با مشاهده این صحنه‌، همه فهمیدند که خداوند پشت و پناه دانیال بوده است.خداوند می‌خواهد کارهایی را انجام دهید که به شما برتری ببخشد و سطوح جدیدی از اعتبار و نفوذ برایتان به ارمغان آورد. مردم می‌توانند با چیزی که می‌گویید مجادله کنند اما نمی‌توانند با چیزی که می‌بینند مجادله کنند. وقتی شاهد باشند که از قفس‌ شیرها (مشکلات) بیرون می‌آیید و به رویاهای دست نیافتنی دست می‌یابید، متوجه دست خدا در زندگی شما می‌شوند و خواست او را به برتری یافتن شما می‌بینند...✨ برگرفته از کتاب قدرت لطف خداوند✍🏻 مشاهدات، تجارب و یادداشت‌های یک ایرانی 🇮🇷 از فرانسه، هلند و ایران‌</description>
                <category>تا انتهای افق</category>
                <author>تا انتهای افق</author>
                <pubDate>Sun, 01 Feb 2026 16:13:37 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قدرت لطف خداوند (۱)</title>
                <link>https://virgool.io/@ninfrance/%D9%82%D8%AF%D8%B1%D8%AA-%D9%84%D8%B7%D9%81-%D8%AE%D8%AF%D8%A7%D9%88%D9%86%D8%AF-%DB%B1-h9hlzjuxqmwu</link>
                <description>خلاصه‌ نویسی‌هایمقسمت اولخداوند به نوح دستور داد یک کشتی طویل بسازد. ساختن چنین کشتی عظیمی برای نوح، کار راحتی نبود. این کار غیر ممکن به نظر می‌رسید اما خداوند هرگز کاری که در حد توانتان نباشد را به شما محول نمی‌کند.خداوند همواره شما را مشمول لطف خود می‌گرداند. اما پرسش این است: آیا ایمان دارید؟ آیا خود را برای انجام ندادن آن متقاعد می‌کنید؟‌ «من منابع لازم را در اختیار ندارم. من افراد مناسب برای این کار را نمی‌شناسم. من استعداد این کار را ندارم. اشکالی ندارد. چون شما چیزی دارید که همه‌ی این نداشته‌ها را جبران می‌کند: لطف خداوند...اگر کسی بر علیه شماست، به او نیازی ندارید. وقت خود را برای غلبه کردن بر آن‌ها هدر ندهید. افرادی که خداوند برای شما مهیا کرده است، چاره‌ای جز منفعت رساندن به شما ندارند. آن‌ها ممکن است شما را دوست نداشته باشند اما در طی مسیرتان به شما کمک خواهند کرد. آن‌ها از مسیر خود خارج خواهند شد، تا شما را به هدف برسانند.به محترم شمردن خداوند، باور داشتن و انتظار کشیدن ادامه دهید. لطف الهی در زندگیتان باعث می‌شود افراد مناسب در مسیر شما نمایان شوند.امت نوح، خدا را عبادت و اطاعت نمی‌کرد. آن‌ها در وحشی‌گری و عیاشی روزگار را می‌گذراندند و بت‌ها را پرستش می‌کردند. آن‌ها به قدری خشم الهی را برانگیخته بودند که خداوند قصد داشت زمین را با سیلی مهیب نابود کند. خداوند می‌توانست تمامی ساکنین زمین را محو کند و به زمین، شروعی دوباره ببخشد اما در کتاب مقدس می‌فرماید: «‌نوح مورد لطف الهی واقع شد.» چرا نوح مورد لطف الهی واقع شد و بقیه افرادی که در آستانه نابودی بودند، مشمول لطف خداوند نشدند؟ در آیه دیگری آمده است که: «نوح پیوسته خدا را اطاعت می‌کرد و درستکار بود.»نوح هم می‌توانست همانند دیگران عمل کند اما بندگی را برگزید. وقتی شما اطاعت از خدا را انتخاب می‌کنید و او را محترم می‌شمارید، وقتی او را در الویت قرار می‌دهید، مشمول لطف الهی می‌شوید. و این لطف، موهبت زندگی شماست که شما را نسبت به بقیه افراد، بالاتر برده و ارتقا می‌دهد. لطف خداوند شما را به برتری و رجحان می‌رساند.«خب اگر مشمول لطف الهی هستم، چرا در حال تجربه مشکلات هستم؟ چرا این افراد بر علیه من هستند؟ چرا کار خوب پیش نمی‌رود؟»مورد لطف بودن به معنی چالش نداشتن نیست. بلکه لطف همان چیزی است که شما را از شکست خوردن در چالش‌های زندگی حفظ می‌کند. گاهی اوقات خداوند شما را در موقعیت چالش برانگیزی قرار می‌دهد تا لطفش را شامل حالتان کند.این همان اتفاقی است که در کتاب مقدس، در مورد دانیال نبی از آن یاد شده است. لطف خدا، دانیال را از دردسر حفظ نکرد. در واقع، دردسر، آغاز تایید دانیال و برتری یافتن او بود...ادامه دارد...✨ برگرفته از کتاب قدرت لطف خداوند؛✍🏻 مشاهدات، تجارب و یادداشت‌های یک ایرانی 🇮🇷 از فرانسه، هلند و ایران‌</description>
                <category>تا انتهای افق</category>
                <author>تا انتهای افق</author>
                <pubDate>Sat, 31 Jan 2026 22:31:08 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>همه چیز حساب کتاب دارد</title>
                <link>https://virgool.io/@ninfrance/%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF-l8ft3qsz1xbj</link>
                <description>❤️جزء جزء اعمال دینم را دوست دارم که همه چیز حساب کتاب دارد...داشتم مفاتیحم را ورق می‌زدم که با این بخش مواجه شدم:مفضل بن عمر از امام صادق علیه‌السلام پرسید: به چه علت نمازگزار پس از سلام سه مرتبه تکبیر می‌گوید و دست بر می‌دارد؟ فرمود: برای آن که چون حضرت رسالت پناه فتح مکه نمود، نماز ظهر با اصحاب، کنار حجرالاسود بجا آورد،‌ چون سلام نماز را به پایان برد، سه نوبت تکبیر گفت و با هر نوبت دست برداشت، آنگاه گفت:‌لااله الا الله، وَحده وَحده وَحده، اَنجز وعده، و نَصر عَبده، و اَعز جُنده، و غَلب الاحزاب وحده، فَله المُلک و له الحَمد؛ یُحیی و یُمیت؛ وَ هو علی کلی شیٔ قدیر.نیست معبودی جز خدای یکتا، یگانه است، یگانه است، یگانه، به وعده‌اش وفا نمود و بندهٔ خود را یاری کرد، و سپاهش را عزیز گردانید، و بر احزاب به تنهایی پیروز شد، پس فرمانروایی مخصوص اوست و ستایش برای اوست، زنده می‌کند و میمیراند و او بر هر چیزی تواناست. آنگاه رو به جانب اصحاب کرد و فرمود: این تکبیر را و این دعا را، پس از هر نماز واجب ترک نکنید، زیرا هر که پس از سلام نماز چنین کند، شکر نعمت خدا را بر تقویت اسلام و لشکر اسلام ادا کرده است.✨منبع: مفاتیح الجنان؛ فصل تعقیبات مشترک✍🏻 مشاهدات، تجارب و یادداشت‌های یک ایرانی 🇮🇷 از فرانسه، هلند و ایران‌</description>
                <category>تا انتهای افق</category>
                <author>تا انتهای افق</author>
                <pubDate>Sat, 31 Jan 2026 08:52:47 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>وضعیت ایالت‌های آمریکا</title>
                <link>https://virgool.io/@ninfrance/%D9%88%D8%B6%D8%B9%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%84%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7-cptrogug9o27</link>
                <description>در رسانه‌های عمومی‌ دنیا می‌بینی که این وضعیت فعلی ایالت‌های آمریکاست با پرچم‌های وارونه و شعار: ما پادشاه نمی‌خواهیم...‌ و منظورشان ترامپ است.و در همین زمان برخی ایرانی‌ها شعارشان شده: ما پادشاه می‌خواهیم... و درخواست کمک از ترامپی که در کشور خودش، او را نمی‌خواهند چون ادعای پادشاهی کرده و رفتاری دیکتاتوری دارد...انقدر دنیا طنز تلخ شده...انقدر در عصر اطلاعات، جهل بی‌داد می‌کنه...✍🏻 مشاهدات، تجارب و یادداشت‌های یک ایرانی 🇮🇷 از فرانسه، هلند و ایران‌</description>
                <category>تا انتهای افق</category>
                <author>تا انتهای افق</author>
                <pubDate>Fri, 30 Jan 2026 15:29:18 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>