<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Niyousha M Shafie</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@nm.shafie1993</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-07 10:50:15</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/152013/avatar/avatar.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Niyousha M Shafie</title>
            <link>https://virgool.io/@nm.shafie1993</link>
        </image>

                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه: قصه‌های مجید ۱</title>
                <link>https://virgool.io/@nm.shafie1993/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D9%82%D8%B5%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AC%DB%8C%D8%AF-%DB%B1-vv66sqcevydu</link>
                <description>سلام. من برگشتم با ریویو کتاب خرداد ماه. راستش، باید بگم که انتخاب یک کتاب صوتی که گوینده اش آدم معروفی باشه در ابتدا بنظر کار ساده ای میومد ولی اینقدر تعداد اینجور کتابها زیاد شده مخصوصا توی این چند سال اخیر که نمیدونستم باید کدوم رو انتخاب کنم. راستش چندتاشونو خریدم و امتحان کردم ولی ازشون خوشم نیومد. نهایتا تصمیم گرفتم که استراتژیم برای انتخاب کتاب معروفیت گوینده کتاب نباشه و برم دنبال کتابهایی که دوس دارم بخونم ولی به هردلیلی تنبلیم میشه و نسخه صوتی رو گوش بدم. خب قصه های مجید هم جز کتابهایی بود که همیشه میخواستم بخونم اما هیچوقت بختش باز نمیشد. یه جورایی این چالش کتابخوانی توفیق اجباری شد که این کتابو زودتر از همیشه بخونم. قصه های مجید توسط هوشنگ مرادی کرمانی نوشته و همینطور که از اسم کتاب و نام خانوادگی نویسنده هم میشه حدس زد این کتاب شامل ماجراهای جالب و خنده دار یک پسربچه به اسم مجیده که در شهر کرمان اتفاق میفتن. مجیدی که سالها پیش پدر و مادرشو از دست داده و از دار دنیا یه خواهر و یه بی بی براش مونده. خواهر ازدواج کرده و رفته به همین دلیل توی داستان نقش مهمی نداره. اما بی بی حضور پررنگی داره و عملا بیشتر ماجراهای کتاب حول شخصیت مجید و بی بی میچرخه. حتما میدونید که از این کتاب یه سریال تلویزیونی هم ساخته شده که سالها پیش پخش شده. من خودم سریال رو ندیدم ولی همیشه وصفشو از اعضای خونواده که از من بزرگتر بودن شنیدم. راستش چندبار وسوسه شدم که سریال رو ببینم ولی ترجیحم نهایتا این شد که تا کتاب رو کامل نخوندم اینکارو نکنم. تجربه ثابت کرده که وقتی فیلم یا سریالی که از روی یک کتاب ساخته شده رو نگاه میکنم دیگه رغبتی به خوندن کتاب نمیکنم. از طرف دیگه هم میدونستم که سریال با کتاب چندان مطابقتی نداره. بزرگترین فرق قضیه اینه که ماجرای سریال در اصفهان میگذره ولی کتاب در کرمان. در مورد ساختار کتاب هم اگه بخوام بگم اینطوریه که ماجراها در قالب داستانهای کوتاه و غیرپیوسته تعریف شدن برای همین فرقی نداره که از کدوم داستان شروع به خوندن یا گوش دادن کنید. گوینده کتاب صوتی قصه های مجید آقای مهدی پاکدل هست. آقای پاکدل رو قبلاها توی چندتا سریال تلویزیونی دیده بودم. مطمئن نیستم که هنوز فعالیت بازیگری دارن یا نه چون من مدتی هست که دیگه فیلم و سریال ایرانی نگاه نمیکنم. بهرحال صدای خوش و گویندگی حرفه ای ایشون باعث میشه گوش دادن به این کتاب به یک تجربه دلپذیر بدل بشه. من فکر نمیکنم که آقای پاکدل بصورت آماتور گویندگی رو انجام بدن چون همینطور که بالا گفتم گویندگی کتاب خیلی حرفه ای انجام شده. در جواب این سوال که اگه آیا این کتابو به بقیه هم پیشنهاد میکنم هم باید بگم آره پیشنهاد میکنم مخصوصا به کسایی که دوره راهنمایی یا اواخر ابتدایی رو میگذرونن. اینکه ادم قصه رو از زبان یه ادم هم سن خودش بشنوه حس خیلی خوبی به ادم میده. متاسفانه خودم توی اون سن ادم کتابخونی نبودم و فقط کتابهای درسی رو میخوندم. من این کتابو خودم سه سال پیش عید از طاقچه گرفته بودم. نمیدونم توی اپ های دیگه هم هست یا نه بهرصورت این لینکش هست اگه خواستید: https://taaghche.com/audiobook/40168/%D9%82%D8%B5%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AC%DB%8C%D8%AF-%DB%B1</description>
                <category>Niyousha M Shafie</category>
                <author>Niyousha M Shafie</author>
                <pubDate>Sat, 12 Jun 2021 03:37:11 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه: نبرد خدایان</title>
                <link>https://virgool.io/taaghche/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D9%86%D8%A8%D8%B1%D8%AF-%D8%AE%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86-vaua0zxehsy2</link>
                <description>خب برای ماه اردیبهشت تم کتابخوانی طاقچه این بود که باید کتابی بخونیم که توش یه جادوگر وجود داشته باشه. یکی از گزینه های انتخابی هم کتاب نبرد خدایان جلد اول : فرستاده اهریمن نوشته آقای مرتضی رضایی بود. من حقیقتا مردد بودم برای خوندن این کتاب و دلیل اصلیشم این بود که حجم کتاب خیلی زیاد بود و هیچ ریویو یا خلاصه ای هم توی اینترنت پیدا نکردم که بدونم نظر خواننده های دیگه در مورد این کتاب چی بوده. در کل باید بگم این کتاب خیلی از کتابهایی که من معمولا میخونم متفاوت بود و برای خودم یه جور چالش بود که همچین کتابی رو بخونم. ولی خب شروع کردم با این طرز فکر که احتمالا جذب داستان میشم و سریع تموم میشه. اما وقتی شروع به خوندن کردم از همون ابتدا حس کردم خیلی متن کتاب ثقیل و نامفهومه. البته خرده ای هم نمیشد گرفت چون نویسنده سعی داشت یه دوره باستانی رو از این طریق به تصویر بکشه و شاید تغییر نگارش و زبان میخواست این منظور رو منتقل کنه. ولی این قضیه باعث میشد که هم جذابیت کتاب کم شه و هم تمرکز موقع خوندن سخت باشه. اصولا تمرکز کردن روی متنی که جذاب نیست خیلی سخته. با هر مصیبتی بود من صد صفحه اول رو خوندم ولی به خودم اومدم فهمیدم هیچی از داستان نفهمیدم. نمیدونستم ادامه بدم یا نه. نهایتا دوباره از اول با تمرکز بیشتری شروع کردم. وضعیت بهتر شد ولی خب تا انتهای کتاب این عدم جذابیته وجود داشت. واقعیت اینه که این کتاب شروع خیلی خوبی برای ژانر تخیلی با تم ایرانی هست و من شخصا هیچ کتاب مشابه ای نخونده بودم یا حتی اسمشم نشنیده بودم. البته اینم بگم که این کتاب جلد اول یک سه گانه ست و احتمال میدم کتابهای بعدی بهتر باشه چون مسلما نویسنده مسلطتر شده. ارزیابی نهایی من اینه این کتاب ارزش یه بار خوندن رو داره و دوست دارم از این ژانر حمایت بشه که نویسنده های بیشتری در آینده رمان های بهتری بنویسن. این کتابو حسابی توصیه میکنم به کسایی که میخوان یه ژانر جدید رو امتحان کنن یا دنبال یه چالش جدید میگردن. خب من خیلی نمیخوام در مورد داستان حرفی بزنم یا حتی خلاصه ازش بگم فقط میخوام در مورد یه شخصیت خاص توی این داستان بگم که اونم میهن بانو هست. بانویی که علیرغم سن بسیار بالا (بنظرم گفته بود 70 سال) مثل دخترهای 18 ساله جوان و زیباست. انگار پیری در وجود این ادم نفوذ نمیکنه یا اگر میاد موقتی هست و مثل یک مریضی مختصر قابل درمان. ایده همچین شخصیتی بنظرم خیلی متفاوت و زیبا بود. نمیدونم این ایده کپی برداری از رمان خارجی بوده یا خود نویسنده این ایده به ذهنش رسیده. به هر طریق میهن بانو مدعی تاج و تخت با شاه مشاجراتی داره که همین باعث میشه که روابطش با اهالی دربار شاه و حتی مردم هم بهم بریزه. یه جای داستان مردم به سمت میهن بانو سنگ پرت میکنن تا سنگسارش ولی اون سنگها به میهن بانو برخورد نمیکنه.کتاب واقعا خلاقانه ست مخصوصا برای کسایی که به تم ایرانی یا تخیلی علاقه مندن. فکر میکنم تمامی داستان حاصل تخیل نویسنده باشه و تنها نقطه مشترکی که با واقعیت پیدا کردم وجود اهورامزدا و اهریمن هست و نام فرمانده ارشد شاه که سورناست. قبلا شنیده بودم که سورنا یکی از فرمانده های ارشد در زمان ایران باستان بوده. خوب کتاب رو گفتم یه نقدی هم بکنم. ای کاش کتاب کوتاه تر نوشته بود چون فکر میکنم این ژانر خیلی جدیده و باید با کتابهای کوتاه تر علاقمندان رو جلب کردو بعد که مخاطب خاص این ژانر پیدا شد اونوقت کتابهای طولانی تر نوشته بشن. همینطور متن هم میتونست کمی ساده تر نوشته بشه. من این کتابو از اپلیکیشن طاقچه گرفتم و خوندم. اگه کسی دوست داره که این کتابو بخونه میتونه روی لینک زیر کلیک کنه: این لینکhttps://taaghche.com/book/35094/%D9%86%D8%A8%D8%B1%D8%AF-%D8%AE%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AC%D9%84%D8%AF-%D8%A7%D9%88%D9%84%D8%9B-%D9%81%D8%B1%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D9%87%D8%B1%DB%8C%D9%85%D9%86?utm_source=ref_book_nabardekhodayan&amp;amp;utm_medium=post314&amp;amp;utm_campaign=blog</description>
                <category>Niyousha M Shafie</category>
                <author>Niyousha M Shafie</author>
                <pubDate>Fri, 07 May 2021 17:25:34 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه: دختری در قطار</title>
                <link>https://virgool.io/@nm.shafie1993/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D8%AF%D8%AE%D8%AA%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%82%D8%B7%D8%A7%D8%B1-n3p6vizvbowh</link>
                <description>کتاب دختری در قطار رو مدتها بود که خریده بودم و میخواستم بخونم ولی انگار نمیشد اما به لطف چالش کتابخوانی طاقچه بالاخره در سال ۱۴۰۰ تونستم که بخونمش. باید بگم کتاب شروع طوفانی داره و از همون اول آدمو درگیر میکنه. یه ماجرای خیلی متفاوت که توی هیچ رمانی باهاش برخورد نکردیم. البته اینم بگم این دومین کتابی بود که من از پائولا هاوکینز میخوندم و برخلاف کتاب درون آب که موقع خوندنش همش حس گنگی و سردرگمی میکردم، با این کتاب ارتباط خیلی خوبی برقرار کردم. البته که ترجمه خوب همیشه موثره ولی دلیل دیگه شم اینه که با شخصیتهای این کتاب همزاد پنداری بیشتری میکردم. مخصوصا وقتی استیصال ریچ و عدم تواناییش توی گرفتن تصمیم درست رو میدیدم. درد جدایی که ازش حرف میزد و عشق یه طرفه ای که باهاش درگیر بود رو میفهمیدم. از یه طرف با آنا هم همزاد پنداری میکردم و به ساده لوحیش میخندیدم وقتی فکر میکرد جذابیت توی اینه که مردی که متاهله نتونه در برابرش مقاومت کنه و راهی جز خیانت به زنش نداشته باشه. گاهی اوقات به ریچ حسودیم میشد که دوستی به خوش قلبی کتی داره. اما بیشتر از همه شخصیت مگان برام گنگ بود، اونو شبیه دوستی میدیدم که همه چی داره ولی نمیتونه با داشته هاش خوشحال باشه و خودش خوشبختیشو به باد میده. شاید بتونم بگم مگان غیرقابل درک ترین شخصیت داستان بود برام. از شخصیتهای زن داستان که بگذریم باید بگم دلم برای اسکات خیلی میسوخت چون چیزی کم نمیذاشت ولی توی رابطه غلطی بود. هم آنا هم ریچ هم اسکات هرسه در رابطه های سمی و غلطی بودن که حواشی داستان و اتفاقات حول این رابطه ها میچرخه. در آخر تام که متاسفانه شخصیتی خیالی نیست، مردایی مثل تام راست راست بینمون راه میرن و با دروغهاشون همه رو به بازی میگیرن. مردایی که لیاقت هیچی ندارن و شاید این کتاب مصداق این جمله بود که کسی یه بار خیانت میکنه رو نباید بخشید چون دوباره هم میکنه یا اینکه توبه گرگ مرگه!اگه بخوام یه خلاصه هم از کتاب بگم ولی جوری بگم که داستان رو لو ندم اینطوری که ریچ دختریه که از شوهرش تام جدا شده ولی با این جدایی هنوز کنار نیومده و هنوزم توی رویاهاش عاشق تامه. تام مردیه که به همسرش خیانت کرده به این بهونه که ریچ الکلی و خسته کننده شده بوده، تام با آنا ازدواج کرده و ازش بچه داره و این برای ریچ غیرقابل تحمله چون اونا دارن توی خونه ای که قبلا ریچ و تام زندگی میکردن زندگی میکنن. ریچ هنوز هرروز به تام زنگ میزنه و ازش میخواد که برگرده و آنا هرروز احساس خطر میکنه و دوست داره که به پلیس زنگ بزنه و این مزاحمتهای ریچ رو گزارش بده. قصه با این کشمش عاشقانه شروع میشه و ادامه پیدا میکنه تا جایی که یک قتل صورت میگیره و ریچ فکر میکنه که میدونه قاتل کیه. ریچ سعی میکنه به پلیس کمک کنه ولی چون که الکلیه پلیس به حافظه اش اعتماد نمیکنه و حرفاشو جدی نمیگیره و ریچ در تلاشه که این معمای قتل رو حل کنه. در این بین ماجراهای خیلی زیادی اتفاق میفته و گفتگوهای درونی بیشماری شکل میگیره که پیشنهاد میکنم توی کتاب بخونیدشون.من کتاب خودمو از طاقچه حدودا 4-5 سال پیش خریده بودم. ترجمه انتشارات ملیکان واقعا روون و خوب بود ولی اینم بگم که مطمئنم خالی از سانسور نبود.لینک به کتاب در طاقچه:https://taaghche.com/book/3917/%D8%AF%D8%AE%D8%AA%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%82%D8%B7%D8%A7%D8%B1</description>
                <category>Niyousha M Shafie</category>
                <author>Niyousha M Shafie</author>
                <pubDate>Wed, 31 Mar 2021 17:58:01 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>