<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های نوروزپور</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@noroozpour</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-14 15:38:52</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/2143036/avatar/it4emi.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>نوروزپور</title>
            <link>https://virgool.io/@noroozpour</link>
        </image>

                    <item>
                <title>دکتر حیدر نوروزپور وکیل دادگستری</title>
                <link>https://virgool.io/@noroozpour/%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D8%AD%DB%8C%D8%AF%D8%B1-%D9%86%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%BE%D9%88%D8%B1-%D9%88%DA%A9%DB%8C%D9%84-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%B3%D8%AA%D8%B1%DB%8C-ibcpuuyx8bgv</link>
                <description>دکتر حیدر نوروزپور وکیل دادگستریدانستنیها حقوقیتقاضای ابطال معامله، در مورد اسناد رسمی قابل طرح بوده و در مورد اسناد عادی ، باید دعوای بطلان معامله مطرح گردد. 1- رای دادگاه بدویخلاصه خواسته‌ی خواهان ح. ر. به طرفیت ج. ر. به خواسته‌ی صدور حکم به ابطال قولنامه‌ی مورخ ۱۹/۴/۱۳۸۵ به دلیل مستحق الغیر درآمدن مبیع مقوم به پنج میلیون تومان و استرداد ثمن معامله به قیمت روز برابر نظریه کارشناس فعلاً مقوم به مبلغ پنج میلیون و یک صد هزار تومان می‌باشد.خواهان در عرضحال خود چنین اشعار داشته یک قطعه زمین به مساحت ۵۰ مترمربع واقع در نصیرآباد ... در تاریخ ۱۹/۴/۱۳۸۵ از خوانده خریداری و در حال حاضر شخص دیگری زمین را معامله و مورد ساخت وساز قرار داده است با مراجعات مکرر از پرداخت ثمن خودداری می‌نماید لذا تقاضای محکومیت ایشان به شرح ستون خواسته مورد استدعاست. خوانده ضمن حضور در جلسه دادرسی مورخ ۲۶/۵/۹۰ اظهار داشته بنده قولنامه استنادی خواهان را قبول دارم معامله در سال ۸۵ بود و آقای خواهان در این پنج سال چرا طرح دعوی نکرده و خواهان از اینجانب شکایت کیفری در شعبه ۵ دادیاری مطرح که پرونده مختومه گردیده است و اینجانب در قبال ثمن معامله زمین ۵۰ متری یک منزل مسکونی ۳۷ متری به ایشان دادم و اصلاً پولی ایشان به اینجانب نداده که خواستار استرداد ثمن می‌باشد اینجانب زمین را از آقای ح. ن. در تاریخ ۱۲/۴/۸۴ خریداری و قرار بوده ایشان در قبال هر مشکلی پاسخ گو باشد و پرونده‌ای در شعبه دوم دادگاه عمومی بخش گلستان تحت کلاسه ۸۵/۲/۱۲۹ مطرح که به موجب آن رأی صادر و مشخص می‌گردد که مبیع مستحق الغیر درآمده است.دادگاه جهت بررسی موضوع مراتب را از دادگستری بهارستان استعلام و رونوشتی از دادنامه ۸۴-۲۱۱۸ مورخ ۸/۱۲/۱۳۸۴ واصل و ضمیمه پرونده می‌گردد که طی آن حکم به رفع تصرف خواندگان صادر و اعلام گردیده است سپس دادگاه مراتب را به کارشناس ارجاع تا کارشناس در خصوص تعیین ثمن معامله به نرخ روز اظهارنظر نمایند و کارشناس منتخب نظریه خویش را به دادگاه اعلام و طی آن قیمت عادله زمین به نرخ روز را مبلغ دویست میلیون ریال تعیین می‌نماید که نظریه مصون از هرگونه اعتراض باقی مانده است با توجه به مراتب فوق دادگاه خواسته‌ی خواهان را موجه تشخیص و مستنداً به مواد ۳۹۰ و ۳۹۱ قانون مدنی و ۵۱۹ قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی اولاً حکم به بطلان قولنامه‌ی مورخ ۱۹/۴/۱۳۸۵ فی ما بین خواهان و خوانده ثانیاً استرداد ثمن معامله به مبلغ بیست میلیون تومان طبق نظر کارشناس ثالثاً پرداخت مبلغ ۰۰۰/۰۲۰/۲ ریال بابت خسارت هزینه دادرسی و مبلغ سه میلیون ریال بابت هزینه کارشناس در حق خواهان صادر و اعلام می‌نماید. رأی صادره حضوری و ظرف مهلت ۲۰ روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظر در محاکم تجدیدنظر استان تهران خواهد بود. بدیهی است مابه التفاوت هزینه دادرسی بر اساس نظریه کارشناسی قبل از اجرای حکم توسط اجرای احکام از خواهان وصول خواهد گردید. 2- رأی دادگاه تجدیدنظر استانتجدیدنظرخواهی آقای ج. ر. به طرفیت ح. ر. نسبت به دادنامه شماره ۹۲۰۱۲۴ مورخ ۳/۷/۹۲ شعبه اول محاکم عمومی رباط کریم مشعر بر صدور حکم به بطلان قولنامه مورخ ۱۹/۴/۸۵ و استرداد ثمن معامله است از این جهت وارد و مؤثر است که اولاً خواسته خواهان بدوی (تجدیدنظر خوانده) به شرح دادخواست بدوی صدور حکم مبنی بر ابطال قولنامه مزبور بوده مع الاسف ریاست محترم دادگاه این خارج از خواسته حکم به بطلان صادر گردیده که منطبق بر مقررات حقوقی و ضوابط قضایی نمی‌باشد ثانیاً خواسته خواهان بدوی (یعنی صدور حکم به ابطال بیع نامه عادی) با توجه به اینکه عنوان ابطال در خصوص اسناد رسمی بکار رفته (و در مورد اسناد عادی، بطلان بیع می‌بایست مورد درخواست قرار گیرد) اساساً قابلیت استماع نداشته فلذا ورود به ماهیت دعوی و تعرض به بخش دوم خواسته (صدور حکم به استرداد ثمن معامله به نرخ روز) قابلیت تأیید و ابرام را نداشته در نتیجه و به استناد ماده ۳۵۸ قانون آیین دادرسی مدنی ضمن نقض رأی معترض عنه در خصوص دعوای مطروحه از طرف آقای ح. ر. به خواسته صدور حکم به ابطال بیع نامه مورخ ۱۹/۴/۸۵ و استرداد ثمن معامله به نرخ روز به استناد ماده ۲ قانون آیین دادرسی مدنی قرار ردّ دعوی صادر و اعلام می‌گردد. رأی صادره قطعی است.3- تحلیل تفصیلی آراء دادگاه بدوی و تجدیدنظراین پرونده نمونه‌ای آموزنده از تقابل « شکل » و « ماهیت » در دادرسی مدنی و تأثیر تعیین‌کننده رعایت ظرایف حقوقی در نتیجه نهایی یک دعوا است. الف . تحلیل رأی دادگاه بدویدادگاه بدوی با استناد به مواد ۳۹۰ و ۳۹۱ قانون مدنی، به نفع خواهان حکم صادر کرد.· مواد قانونی :  · ماده ۳۹۰ قانون مدنی: «اگر مبیع عین خارجی یا در حکم آن بوده و برای تأدیه ثمن یا تسلیم مبیع بین متبایعین اجلی معین نشده باشد، بیع قطعی محسوب و ثمن باید فوراً تأدیه و مبیع باید فوراً تسلیم شود.»  · ماده ۳۹۱ قانون مدنی: «اگر در مورد معامله‌ای که مبیع آن عین خارجی است، مشتری ثمن را بپردازد و بایع از تسلیم مبیع امتناع کند، مشخی می‌تواند به حاکم رجوع کرده و اجبار بایع به تسلیم را بخواهد...» (البته استناد مستقیم به این ماده در این پرونده چندان آشکار نیست. استناد اصلی باید به ماده ۳۸۷ قانون مدنی باشد که صراحتاً در مورد «مستحق للغیر درآمدن مبیع» است: «اگر مبیع، مستحق للغیر درآید، بایع ضامن است، اگرچه در ضمن عقد، ضامن نباشد...»).· رویکرد دادگاه بدوی : دادگاه با تمرکز بر ماهیت قضیه و کشف این حقیقت که مبیع (زمین) برای خواهان مستحق للغیر درآمده (با استناد به رأی دادگاه دیگر و نظریه کارشناس)، به این نتیجه رسید که حق با خواهان است. بنابراین، حکم به بطلان معامله و استرداد ثمن (به نرخ روز به عنوان جبران خسارت) و همچنین پرداخت خسارت دادرسی صادر کرد.· اشکال رأی بدوی : با وجود صحیح بودن تصمیم ماهوی دادگاه، اشکال بزرگ آن، تطابق نداشتن عنوان حکم با عنوان درخواستی خواهان بود. خواهان تقاضای «ابطال» کرده بود، اما دادگاه به «بطلان» حکم داد. این اشکال، نقطه اصلی حمله وکیل خوانده در مرحله تجدیدنظر بود. ب. تحلیل رأی دادگاه تجدیدنظر استاندادگاه تجدیدنظر، با نگاهی دقیق‌تر به شکلیات و اصول دادرسی، رأی بدوی را نقض و دعوا را رد کرد. استدلال این دادگاه بر دو پایه اصلی استوار بود:1) تفاوت ماهوی «ابطال» و «بطلان» (دکترین حقوقی)این تفاوت، هسته مرکزی رأی تجدیدنظر را تشکیل می‌دهد و یک نکته کلیدی حقوقی است: · ابطال :  · قلمرو : مختص اسناد رسمی است (مانند سند مالکیت دفترخانه‌ای).  · ماهیت : یک عمل حقوقی است که اثر سند را برای آینده از بین می‌برد. برای مثال، دادخواست ابطال سند رسمی مالکیت به دلیل ادعای جعل.  · مرجع : معمولاً در شعبه دادگاه طرح می‌شود.· بطلان  · قلمرو : ناظر بر اسناد عادی و خود معامله (عقد) است.  · ماهیت : به این معناست که معامله از ابتدا به دلیل یک عیب قانونی (مانند مستحق للغیر درآمدن مبیع، غبن، اکراه) فاقد اثر حقوقی بوده است.  · درخواست: باید دعوای «بطلان معامله» یا «اثر بطلان معامله» طرح شود.نتیجه در این پرونده: از آنجا که موضوع دعوا یک قولنامه (سند عادی) بود، درخواست «ابطال» آن از اساس قابلیت استماع نداشت. خواهان می‌بایست دادخواست «بطلان قولنامه» یا «بطلان معامله» تنظیم می‌کرد. 2) اصل تطابق دادخواست با رأی (ماده ۳۵۸ ق.آ.د.م )این اصل از اصول بنیادین آیین دادرسی مدنی است که به حاکمیت اراده خواهان بر دعوا تأکید دارد. دادگاه نمی‌تواند خارج از چارچوبی که خواهان تعیین کرده است، حکم صادر کند.در این پرونده،خواهان خواسته خود را «ابطال» قرار داده بود، بنابراین دادگاه بدوی نیز مکلف بود فقط در خصوص همین درخواست اظهارنظر کند. صدور حکم به «بطلان» هرچند از نظر ماهوی به نفع خواهان بود، اما خروج از مدار خواسته او محسوب می‌شد و یک نقص شکلی اساسی بود. ج) نتیجه نهایی : رد دعوا (بر اساس ماده ۲ ق.آ.د.م) با استناد به دو دلیل فوق، دادگاه تجدیدنظر رأی بدوی را نقض کرد. سپس، به دلیل اینکه دعوای طرح‌شده (ابطال سند عادی) فاقد شرایط قانونی برای رسیدگی بود، به استناد ماده ۲ قانون آیین دادرسی مدنی، قرار رد دعوا صادر نمود. توجه مهم : «رد دعوا» به معنای محکومیت خواهان در ماهیت اصلی دعوا نیست، بلکه به این معناست که دعوای او با این شکل و عنوان، قابل رسیدگی نبوده است. این رأی مانع از آن نیست که خواهان مجدداً با تنظیم دادخواستی جدید با عنوان صحیح «بطلان معامله»، همان خواسته‌ها (بطلان قولنامه و استرداد ثمن) را از دادگاه درخواست کند. در آن صورت، دادگاه جدید با توجه به مدارک محکم (رأی دادگاه دیگر مبنی بر مستحق للغیر بودن زمین) به احتمال بسیار زیاد به درخواست او رسیدگی و حکم مقتضی صادر خواهد کرد. جمع‌بندی نهاییاین پرونده به وضوح نشان می‌دهد که در نظام حقوقی، رعایت تشریفات و ظرایف قانونی ( شکل ) گاهی اوقات حتی از حقیقت ماهوی (ماهیت) پرونده اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. یک اشتباه در انتخاب واژه (« ابطال » به جای « بطلان ») می‌تواند منجر به از دست رفتن یک رأی موافق در مرحله بدوی و تحمل هزینه و زمان اضافی برای طرح مجدد دعوا شود. این موضوع، بر ضرورت مشورت با وکیل آگاه و مجرب پیش از تقدیم هرگونه دادخواست، تأکید مضاعف می‌کند.                                                                                                                                   حیدر نوروزپور                                                                                                                                              وکیل پایه یک دادگستری </description>
                <category>نوروزپور</category>
                <author>نوروزپور</author>
                <pubDate>Sat, 15 Nov 2025 10:44:20 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دکتر حیدر نوروزپوروکیل پایه یک دادگستری</title>
                <link>https://virgool.io/@noroozpour/%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D8%AD%DB%8C%D8%AF%D8%B1-%D9%86%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%BE%D9%88%D8%B1%D9%88%DA%A9%DB%8C%D9%84-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D9%87-%DB%8C%DA%A9-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%B3%D8%AA%D8%B1%DB%8C-ckl8huyc3szk</link>
                <description> دکتر حیدر نوروزپوروکیل پایه یک دادگسترینقش و جایگاه اتحادیه‌های تعاونی در اقتصاد ایران مبتنی بر قانون بخش تعاونیمقدمه:اقتصاد مشارکت مردمی را می‌توان به عنوان یک نظام اقتصادی تعریف کرد که بر اساس مالکیت مشترک و مدیریت دموکراتیک توسط اعضای آن شکل می‌گیرد. در این نظام، اعضای تعاونی با مشارکت در سرمایه و مدیریت، از خدمات و محصولات آن بهره‌مند می‌شوند. این مدل، نقطه مقابل اقتصادهای مبتنی بر انحصار و تمرکز ثروت است و هدف نهایی آن، تأمین منافع اعضا و خدمت به جامعه است، نه حداکثرسازی سود برای سهامداران محدود.این اقتصاد بر اساس اصول هفتگانه معروف اتحادیه بین‌المللی تعاون شکل می‌گیرد که عبارتند از:عضویت اختیاری و آزاد: عضویت در تعاونی برای همه افراد بدون تبعیض جنسیتی، اجتماعی، نژادی یا سیاسی آزاد است.کنترل دموکراتیک توسط اعضا: هر عضو، یک رأی دارد (One Member, One Vote). این اصل، بنیان مدیریت دموکراتیک است.مشارکت اقتصادی اعضا: اعضا به طور عادلانه در سرمایه تعاونی مشارکت می‌کنند و این سرمایه معمولاً به صورت محدود سود می‌برد. مازاد درآمد (سود) به صورت متناسب با فعالیت اعضا در تعاونی (مثلاً میزان خرید یا کار انجام‌شده) بین آنان توزیع می‌شود.خودگردانی و استقلال: تعاونی‌ها سازمان‌های مستقل و خودگردان هستند که توسط اعضای خود کنترل می‌شوند.آموزش، تربیت و اطلاع‌رسانی: تعاونی‌ها آموزش و تربیت را برای اعضا، مدیران منتخب و کارکنان خود فراهم می‌کنند تا بتوانند سهم مؤثری در توسعه تعاونی داشته باشند.همکاری بین تعاونی‌ها: تعاونی‌ها با کار کردن مشترک در چارچوب اتحادیه‌های محلی، ملی و بین‌المللی، به طور مؤثرتر به اعضای خود خدمت کرده و جنبش تعاونی را تقویت می‌کنند.توجه به جامعه: تعاونی‌ها علاوه بر تمرکز بر نیازهای اعضای خود، برای توسعه پایدار جامعه محلی، منطقه‌ای و جهانی خود نیز تلاش می‌کنند. احکام قانون بخش تعاون جمهوری اسلامی ایران  نیز متاثر از تعریف و اصول مزبور بوده لذا اتحادیه‌های تعاونی در ایران به عنوان نهادهای هماهنگ‌کننده و پشتیبان در بخش تعاون، نقش حیاتی در تحقق اهداف کلان اقتصادی جمهوری اسلامی ایران ایفا می‌کنند. این مقاله به بررسی مبانی قانونی، ساختار، وظایف و جایگاه اتحادیه‌های تعاونی بر اساس «قانون بخش تعاونی اقتصاد جمهوری اسلامی ایران» می‌پردازد. ۱. مبنای قانونی تشکیل و اهـداف اتحادیه‌هامطابق ماده ۴۳ قانون بخش تعاونی، اتحادیه‌های تعاونی با عضویت شرکت‌ها و تعاونی‌هایی که موضوع فعالیت آنها واحد است، تشکیل می‌گردند. هدف اصلی از تشکیل این اتحادیه‌ها، تأمین تمام یا قسمتی از مقاصد دهگانه زیر است:۱. ارائه خدمات آموزشی، فرهنگی و تبلیغاتی به منظور بالابردن سطح علمی، فنی، تخصصی و اطلاعاتی اعضاء و گسترش تعلیمات تعاونی.۲. ارائه خدمات تحقیقاتی و مطالعاتی پیرامون موضوعات مورد نیاز تعاونی‌های عضو و کمک به جمع‌آوری آمار و اطلاعات اقتصادی و اجتماعی.۳. کمک به سازماندهی و حسن اداره امور و هماهنگی و حفاظت و توسعه تعاونی‌های هم‌موضوع.۴. کمک به برقراری ارتباط و همکاری متقابل بین تعاونی‌ها و بین آنها و مردم و دولت و سایر ارتباطات داخلی و خارجی.۵. ارائه خدمات اداری، مالی، حسابداری، بازرسی، تجاری، اعتباری، تشکیل صندوق‌های قرض‌الحسنه و سایر فعالیت‌های اقتصادی مورد نیاز.۶. تأمین نیازهای مشترک و بازاریابی و خرید و فروش و صادرات و واردات برای تعاونی‌های عضو.۷. ارائه خدمات فنی، تخصصی، حقوقی، قبول وکالت اعضاء، خدمات مشاوره‌ای و راهنمایی.۸. نظارت بر انجام تعاونی‌ها از حیث رعایت قوانین و مقررات و معرفی متخلفین به مراجع قانونی.۹. حل اختلاف و داوری در محدوده امور مربوط به تعاونی‌ها به صورت کدخدامنشی و صلح.۱۰. عضویت در اتحادیه تعاونی اختیاری است و تعاونی‌های غیرعضو از حقوق قانونی محروم نخواهند بود.تبصره ذیل این ماده تصریح می‌کند: «برای هر موضوع فعالیت تعاونی در هر شهرستان فقط یک اتحادیه تشکیل می‌گردد.» این تبصره از موازی‌کاری و پراکندگی نیروها جلوگیری کرده و وحدت رویه را ایجاد می‌نماید. ۲. ساختار سازمانی و ارکان اتحادیه‌های تعاونیساختار اداره اتحادیه‌های تعاونی در ماده ۴۵ قانون، مشابه شرکت‌های تعاونی تعریف شده و شامل ارکان سه‌گانه زیر است:مجمع عمومیهیأت مدیرههیأت بازرسیالف) مجمع عمومی اتحادیه:مطابق ماده ۴۶، مجمع عمومی اتحادیه‌های تعاونی از نمایندگان تعاونی‌های عضو تشکیل می‌شود و نکته حائز اهمیت این است که هر تعاونی دارای یک رأی است، فارغ از اندازه و سرمایه آن. این اصل بنیادین، تجلی‌گر «دمکراسی تعاونی» و رعایت عدالت بین اعضاء است.تبصره این ماده حالت خاصی را پیش‌بینی کرده است: «در مواردی که تعداد اعضای تعاونی عضو اتحادیه و حجم معاملات آنها با اتحادیه نزدیک به هم نباشد، تعداد نمایندگان هر تعاونی به نسبت تعداد اعضای آنها و با ترکیبی از اعضاء و حجم معاملات... مطابق دستورالعملی که توسط وزارت تعاون ابلاغ می‌گردد خواهد بود.» این تبصره امکان انعطاف در سیستم رأی‌دهی را برای اتحادیه‌های بسیار بزرگ فراهم می‌سازد.ب) هیأت مدیره اتحادیه:ماده ۴۷ ترکیب هیأت مدیره را مشخص نموده است: «اعضاء هیأت مدیره اتحادیه‌های تعاونی به پیشنهاد تعاونی‌های عضو و تصویب مجمع عمومی انتخاب می‌شوند و بهره‌ای از هر تعاونی بیش از یک‌نفر عضو در هیأت مدیره نخواهد بود.» این ماده مانع از تسلط یک یا چند تعاونی بزرگ بر کل اتحادیه می‌شود.ماده ۴۸ نیز مقرر می‌دارد: «ضوابط و مقررات این قانون درباره انتخابات، وظایف و اختیارات هیأت مدیره و مدیرعامل، در مورد اتحادیه‌های تعاونی نیز مجری است.» بنابراین، مقررات مربوط به هیأت مدیره در شرکت‌های تعاونی (مواد ۳۶ تا ۳۹) عیناً در مورد اتحادیه‌ها نیز حاکم است.ج) هیأت بازرسی اتحادیه:ماده ۵۰ هیأت بازرسی را مأمور حسابرسی و بازرسی اتحادیه تعاونی معرفی می‌کند. اعضای این هیأت توسط مجمع عمومی اتحادیه تعیین می‌شوند. گزارشات حسابرسی باید به تصویب اکثریت مطلق اعضای هیأت برسد. وظایف و اختیارات هیأت بازرسی نیز مطابق با بخش سوم فصل ششم (مواد ۴۰ تا ۴۲) قانون خواهد بود.تبصره این ماده یک اختیار مهم به هیأت بازرسی اتحادیه می‌دهد: «هیأت بازرسی اتحادیه‌ها می‌توانند به تقاضای مجمع عمومی تعاونی‌های عضو و تصویب مجمع عمومی اتحادیه، وظایف بازرسی تعاونی‌های عضو را نیز انجام دهد.» این امر باعث ارتقای کیفیت نظارت و صرفه‌جویی در منابع می‌شود. ۳. سرمایه و منابع مالی اتحادیه‌هاماده ۴۴ منبع تأمین سرمایه اتحادیه‌ها را مشخص کرده است: «سرمایه اتحادیه‌های تعاونی از محل پرداخت سهم تعاونی‌های عضو (به تناسب تعداد اعضاء تعاونی و میزان استفاده از خدمات اتحادیه) تأمین می‌شود... و هر گونه تصمیم درباره سرمایه با افزایش یا کاهش آن با تصویب دو سوم اعضای مجمع عمومی اتحادیه خواهد بود.» این مدل، اتحادیه را به سمت ارائه خدمات باکیفیت به اعضاء برای تأمین منابع خود سوق می‌دهد.۴. جایگاه اتصالی اتحادیه‌ها در شبکه تعاونی کشوراتحادیه‌ها حلقه وصل بین تعاونی‌های پایه و نهادهای بالادستی هستند:ارتباط با تعاونی‌های عضو: اتحادیه مستقیماً با تعاونی‌ها در ارتباط است و خدمات پشتیبانی ارائه می‌دهد.ارتباط با اتاق‌های تعاون: مطابق فصل دهم قانون (مواد ۵۶ به بعد)، اتحادیه‌ها در تشکیل اتاق‌های تعاون شهرستان، استان و ایران نقش دارند و نمایندگان آن‌ها در مجامع نمایندگان این اتاق‌ها حاضر می‌شوند. این امر باعث می‌شود صدای تعاونی‌های خرد به سطوح بالای سیاست‌گذاری برسد.ارتباط با وزارت تعاون: اتحادیه‌ها به عنوان بازوی اجرایی و نظارتی وزارت تعاون عمل می‌کنند. برای مثال، مطابق ماده ۶۶ (بند ۱۸)، وزارت تعاون می‌تواند با تشخیص هیأت بازرسی اتحادیه یا گزارش‌های دیگر، در صورت تخلف در اداره یک تعاونی، به دادگاه صالح اعالم کند.لیه، بازاریابی و صادرات محصولات کمک می‌کنند. 5. چالش‌های پیش روی اتحادیه‌های تعاونی:علیرغم جایگاه قانونی والا، اتحادیه‌های تعاونی در عمل با چالش‌های متعددی روبرو هستند که مانع از تحقق کامل نقش آن‌ها شده است:ضعف در مدیریت و ساختار: برخی اتحادیه‌ها از کارآیی و بهره‌وری لازم برخوردار نیستند.وابستگی به دولت: در بسیاری از موارد، اتحادیه‌ها بیش از آنکه متکی به اعضای خود باشند، به بودجه و حمایت دولت وابسته شده‌اند که استقلال عمل آن‌ها را تحت تأثیر قرار داده است.کمبود منابع مالی: دسترسی محدود به منابع مالی ارزان‌قیمت، توانایی آن‌ها برای ارائه خدمات مؤثر به اعضا را کاهش داده است.رقابت با بخش دولتی و خصوصی: در بسیاری از حوزه‌ها، اتحادیه‌ها با بنگاه‌های بزرگ دولتی و بخش خصوصی قدرتمند رقابت می‌کنند که این امر فعالیت اقتصادی آن‌ها را با دشواری مواجه کرده است.فقدان فرهنگ تعاون: ضعف فرهنگ کار جمعی و مدیریت مشارکتی در میان برخی اعضا. 6. جمع‌بندی و نتیجه‌گیریاتحادیه‌های تعاونی بر اساس قانون، نهادهایی فراتر از یک انجمن ساده هستند. آن‌ها دارای شخصیت حقوقی مستقل (ماده ۷)، ساختار حکمرانی مشخص و وظایف گسترده‌ای از آموزش و پژوهش تا بازاریابی، نظارت و حل اختلاف می‌باشند. این نهادها با تجمیع خرد تعاونی‌ها، قدرت چانه‌زنی آنان را در مقابل بازارهای انحصاری و بخش دولتی افزایش داده و از طریق ارائه خدمات تخصصی، کارآیی اقتصادی آنان را ارتقاء می‌بخشند. در نهایت، اتحادیه‌ها به عنوان رگ‌های حیاتی شبکه تعاون، در تحقق اصول ۴۳ و ۴۴ قانون اساسی، به ویژه در زمینه «تأمین اشتغال کامل»، «توزیع عادلانه درآمد» و «پیشگیری از انحصار و تمرکز ثروت» نقش غیر فابل انکاری ایفا می‌کنند. سلامت و توانمندی اتحادیه‌های تعاونی، شاخصی کلیدی برای سنجش سلامت و پویایی کل بخش تعاونی اقتصاد ایران محسوب می‌گردد.بنابراین، بر اساس قانون بخش تعاونی، اتحادیه‌های تعاونی، ستون فقرات بخش تعاون و نماینده منسجم آن در اقتصاد ایران محسوب می‌شوند. آن‌ها حلقه اتصال بین دولت (سیاست‌گذار)، تعاونی‌های خرد (عمل کننده) و بازار (مصرف‌کننده) هستند. نقش آن‌ها از نظارت و آموزش تا تأمین مالی و بازاریابی گسترده است.با این حال، در عمل، فاصله بین جایگاه قانونی و واقعیت موجود به دلیل چالش‌های ساختاری، مدیریتی و اقتصادی محسوس است. برای تحقق کامل ظرفیت اتحادیه‌ها، تقویت استقلال، بهبود حکمرانی، توانمندسازی مالی و توسعه فرهنگ تعاون میان اعضا ضروری به نظر می‌رسد. در صورت رفع این موانع، اتحادیه‌ها می‌توانند سهم بسیار مؤثرتری در رشد اقتصادی، ایجاد اشتغال و توزیع عادلانه‌تر ثروت در &quot;اقتصاد ایران&quot; ایفا کنند.  </description>
                <category>نوروزپور</category>
                <author>نوروزپور</author>
                <pubDate>Thu, 06 Nov 2025 10:57:53 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دکترحیدر نوروزپور وکیل پایه یک دادگستری</title>
                <link>https://virgool.io/@noroozpour/%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1%D8%AD%DB%8C%D8%AF%D8%B1-%D9%86%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%BE%D9%88%D8%B1-%D9%88%DA%A9%DB%8C%D9%84-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D9%87-%DB%8C%DA%A9-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%B3%D8%AA%D8%B1%DB%8C-zudxysgnvony</link>
                <description>نقش و جایگاه اتحادیه‌های تعاونی در اقتصاد ایران مبتنی بر قانون بخش تعاونیمقدمه:اقتصاد مشارکت مردمی را می‌توان به عنوان یک نظام اقتصادی تعریف کرد که بر اساس مالکیت مشترک و مدیریت دموکراتیک توسط اعضای آن شکل می‌گیرد. در این نظام، اعضای تعاونی با مشارکت در سرمایه و مدیریت، از خدمات و محصولات آن بهره‌مند می‌شوند. این مدل، نقطه مقابل اقتصادهای مبتنی بر انحصار و تمرکز ثروت است و هدف نهایی آن، تأمین منافع اعضا و خدمت به جامعه است، نه حداکثرسازی سود برای سهامداران محدود.این اقتصاد بر اساس اصول هفتگانه معروف اتحادیه بین‌المللی تعاون شکل می‌گیرد که عبارتند از:عضویت اختیاری و آزاد: عضویت در تعاونی برای همه افراد بدون تبعیض جنسیتی، اجتماعی، نژادی یا سیاسی آزاد است.کنترل دموکراتیک توسط اعضا: هر عضو، یک رأی دارد (One Member, One Vote). این اصل، بنیان مدیریت دموکراتیک است.مشارکت اقتصادی اعضا: اعضا به طور عادلانه در سرمایه تعاونی مشارکت می‌کنند و این سرمایه معمولاً به صورت محدود سود می‌برد. مازاد درآمد (سود) به صورت متناسب با فعالیت اعضا در تعاونی (مثلاً میزان خرید یا کار انجام‌شده) بین آنان توزیع می‌شود.خودگردانی و استقلال: تعاونی‌ها سازمان‌های مستقل و خودگردان هستند که توسط اعضای خود کنترل می‌شوند.آموزش، تربیت و اطلاع‌رسانی: تعاونی‌ها آموزش و تربیت را برای اعضا، مدیران منتخب و کارکنان خود فراهم می‌کنند تا بتوانند سهم مؤثری در توسعه تعاونی داشته باشند.همکاری بین تعاونی‌ها: تعاونی‌ها با کار کردن مشترک در چارچوب اتحادیه‌های محلی، ملی و بین‌المللی، به طور مؤثرتر به اعضای خود خدمت کرده و جنبش تعاونی را تقویت می‌کنند.توجه به جامعه: تعاونی‌ها علاوه بر تمرکز بر نیازهای اعضای خود، برای توسعه پایدار جامعه محلی، منطقه‌ای و جهانی خود نیز تلاش می‌کنند. احکام قانون بخش تعاون جمهوری اسلامی ایران  نیز متاثر از تعریف و اصول مزبور بوده لذا اتحادیه‌های تعاونی در ایران به عنوان نهادهای هماهنگ‌کننده و پشتیبان در بخش تعاون، نقش حیاتی در تحقق اهداف کلان اقتصادی جمهوری اسلامی ایران ایفا می‌کنند. این مقاله به بررسی مبانی قانونی، ساختار، وظایف و جایگاه اتحادیه‌های تعاونی بر اساس «قانون بخش تعاونی اقتصاد جمهوری اسلامی ایران» می‌پردازد. ۱. مبنای قانونی تشکیل و اهـداف اتحادیه‌هامطابق ماده ۴۳ قانون بخش تعاونی، اتحادیه‌های تعاونی با عضویت شرکت‌ها و تعاونی‌هایی که موضوع فعالیت آنها واحد است، تشکیل می‌گردند. هدف اصلی از تشکیل این اتحادیه‌ها، تأمین تمام یا قسمتی از مقاصد دهگانه زیر است:۱. ارائه خدمات آموزشی، فرهنگی و تبلیغاتی به منظور بالابردن سطح علمی، فنی، تخصصی و اطلاعاتی اعضاء و گسترش تعلیمات تعاونی.۲. ارائه خدمات تحقیقاتی و مطالعاتی پیرامون موضوعات مورد نیاز تعاونی‌های عضو و کمک به جمع‌آوری آمار و اطلاعات اقتصادی و اجتماعی.۳. کمک به سازماندهی و حسن اداره امور و هماهنگی و حفاظت و توسعه تعاونی‌های هم‌موضوع.۴. کمک به برقراری ارتباط و همکاری متقابل بین تعاونی‌ها و بین آنها و مردم و دولت و سایر ارتباطات داخلی و خارجی.۵. ارائه خدمات اداری، مالی، حسابداری، بازرسی، تجاری، اعتباری، تشکیل صندوق‌های قرض‌الحسنه و سایر فعالیت‌های اقتصادی مورد نیاز.۶. تأمین نیازهای مشترک و بازاریابی و خرید و فروش و صادرات و واردات برای تعاونی‌های عضو.۷. ارائه خدمات فنی، تخصصی، حقوقی، قبول وکالت اعضاء، خدمات مشاوره‌ای و راهنمایی.۸. نظارت بر انجام تعاونی‌ها از حیث رعایت قوانین و مقررات و معرفی متخلفین به مراجع قانونی.۹. حل اختلاف و داوری در محدوده امور مربوط به تعاونی‌ها به صورت کدخدامنشی و صلح.۱۰. عضویت در اتحادیه تعاونی اختیاری است و تعاونی‌های غیرعضو از حقوق قانونی محروم نخواهند بود.تبصره ذیل این ماده تصریح می‌کند: «برای هر موضوع فعالیت تعاونی در هر شهرستان فقط یک اتحادیه تشکیل می‌گردد.» این تبصره از موازی‌کاری و پراکندگی نیروها جلوگیری کرده و وحدت رویه را ایجاد می‌نماید. ۲. ساختار سازمانی و ارکان اتحادیه‌های تعاونیساختار اداره اتحادیه‌های تعاونی در ماده ۴۵ قانون، مشابه شرکت‌های تعاونی تعریف شده و شامل ارکان سه‌گانه زیر است:مجمع عمومیهیأت مدیرههیأت بازرسیالف) مجمع عمومی اتحادیه:مطابق ماده ۴۶، مجمع عمومی اتحادیه‌های تعاونی از نمایندگان تعاونی‌های عضو تشکیل می‌شود و نکته حائز اهمیت این است که هر تعاونی دارای یک رأی است، فارغ از اندازه و سرمایه آن. این اصل بنیادین، تجلی‌گر «دمکراسی تعاونی» و رعایت عدالت بین اعضاء است.تبصره این ماده حالت خاصی را پیش‌بینی کرده است: «در مواردی که تعداد اعضای تعاونی عضو اتحادیه و حجم معاملات آنها با اتحادیه نزدیک به هم نباشد، تعداد نمایندگان هر تعاونی به نسبت تعداد اعضای آنها و با ترکیبی از اعضاء و حجم معاملات... مطابق دستورالعملی که توسط وزارت تعاون ابلاغ می‌گردد خواهد بود.» این تبصره امکان انعطاف در سیستم رأی‌دهی را برای اتحادیه‌های بسیار بزرگ فراهم می‌سازد.ب) هیأت مدیره اتحادیه:ماده ۴۷ ترکیب هیأت مدیره را مشخص نموده است: «اعضاء هیأت مدیره اتحادیه‌های تعاونی به پیشنهاد تعاونی‌های عضو و تصویب مجمع عمومی انتخاب می‌شوند و بهره‌ای از هر تعاونی بیش از یک‌نفر عضو در هیأت مدیره نخواهد بود.» این ماده مانع از تسلط یک یا چند تعاونی بزرگ بر کل اتحادیه می‌شود.ماده ۴۸ نیز مقرر می‌دارد: «ضوابط و مقررات این قانون درباره انتخابات، وظایف و اختیارات هیأت مدیره و مدیرعامل، در مورد اتحادیه‌های تعاونی نیز مجری است.» بنابراین، مقررات مربوط به هیأت مدیره در شرکت‌های تعاونی (مواد ۳۶ تا ۳۹) عیناً در مورد اتحادیه‌ها نیز حاکم است.ج) هیأت بازرسی اتحادیه:ماده ۵۰ هیأت بازرسی را مأمور حسابرسی و بازرسی اتحادیه تعاونی معرفی می‌کند. اعضای این هیأت توسط مجمع عمومی اتحادیه تعیین می‌شوند. گزارشات حسابرسی باید به تصویب اکثریت مطلق اعضای هیأت برسد. وظایف و اختیارات هیأت بازرسی نیز مطابق با بخش سوم فصل ششم (مواد ۴۰ تا ۴۲) قانون خواهد بود.تبصره این ماده یک اختیار مهم به هیأت بازرسی اتحادیه می‌دهد: «هیأت بازرسی اتحادیه‌ها می‌توانند به تقاضای مجمع عمومی تعاونی‌های عضو و تصویب مجمع عمومی اتحادیه، وظایف بازرسی تعاونی‌های عضو را نیز انجام دهد.» این امر باعث ارتقای کیفیت نظارت و صرفه‌جویی در منابع می‌شود. ۳. سرمایه و منابع مالی اتحادیه‌هاماده ۴۴ منبع تأمین سرمایه اتحادیه‌ها را مشخص کرده است: «سرمایه اتحادیه‌های تعاونی از محل پرداخت سهم تعاونی‌های عضو (به تناسب تعداد اعضاء تعاونی و میزان استفاده از خدمات اتحادیه) تأمین می‌شود... و هر گونه تصمیم درباره سرمایه با افزایش یا کاهش آن با تصویب دو سوم اعضای مجمع عمومی اتحادیه خواهد بود.» این مدل، اتحادیه را به سمت ارائه خدمات باکیفیت به اعضاء برای تأمین منابع خود سوق می‌دهد.۴. جایگاه اتصالی اتحادیه‌ها در شبکه تعاونی کشوراتحادیه‌ها حلقه وصل بین تعاونی‌های پایه و نهادهای بالادستی هستند:ارتباط با تعاونی‌های عضو: اتحادیه مستقیماً با تعاونی‌ها در ارتباط است و خدمات پشتیبانی ارائه می‌دهد.ارتباط با اتاق‌های تعاون: مطابق فصل دهم قانون (مواد ۵۶ به بعد)، اتحادیه‌ها در تشکیل اتاق‌های تعاون شهرستان، استان و ایران نقش دارند و نمایندگان آن‌ها در مجامع نمایندگان این اتاق‌ها حاضر می‌شوند. این امر باعث می‌شود صدای تعاونی‌های خرد به سطوح بالای سیاست‌گذاری برسد.ارتباط با وزارت تعاون: اتحادیه‌ها به عنوان بازوی اجرایی و نظارتی وزارت تعاون عمل می‌کنند. برای مثال، مطابق ماده ۶۶ (بند ۱۸)، وزارت تعاون می‌تواند با تشخیص هیأت بازرسی اتحادیه یا گزارش‌های دیگر، در صورت تخلف در اداره یک تعاونی، به دادگاه صالح اعالم کند.لیه، بازاریابی و صادرات محصولات کمک می‌کنند. 5. چالش‌های پیش روی اتحادیه‌های تعاونی:علیرغم جایگاه قانونی والا، اتحادیه‌های تعاونی در عمل با چالش‌های متعددی روبرو هستند که مانع از تحقق کامل نقش آن‌ها شده است:ضعف در مدیریت و ساختار: برخی اتحادیه‌ها از کارآیی و بهره‌وری لازم برخوردار نیستند.وابستگی به دولت: در بسیاری از موارد، اتحادیه‌ها بیش از آنکه متکی به اعضای خود باشند، به بودجه و حمایت دولت وابسته شده‌اند که استقلال عمل آن‌ها را تحت تأثیر قرار داده است.کمبود منابع مالی: دسترسی محدود به منابع مالی ارزان‌قیمت، توانایی آن‌ها برای ارائه خدمات مؤثر به اعضا را کاهش داده است.رقابت با بخش دولتی و خصوصی: در بسیاری از حوزه‌ها، اتحادیه‌ها با بنگاه‌های بزرگ دولتی و بخش خصوصی قدرتمند رقابت می‌کنند که این امر فعالیت اقتصادی آن‌ها را با دشواری مواجه کرده است.فقدان فرهنگ تعاون: ضعف فرهنگ کار جمعی و مدیریت مشارکتی در میان برخی اعضا. 6. جمع‌بندی و نتیجه‌گیریاتحادیه‌های تعاونی بر اساس قانون، نهادهایی فراتر از یک انجمن ساده هستند. آن‌ها دارای شخصیت حقوقی مستقل (ماده ۷)، ساختار حکمرانی مشخص و وظایف گسترده‌ای از آموزش و پژوهش تا بازاریابی، نظارت و حل اختلاف می‌باشند. این نهادها با تجمیع خرد تعاونی‌ها، قدرت چانه‌زنی آنان را در مقابل بازارهای انحصاری و بخش دولتی افزایش داده و از طریق ارائه خدمات تخصصی، کارآیی اقتصادی آنان را ارتقاء می‌بخشند. در نهایت، اتحادیه‌ها به عنوان رگ‌های حیاتی شبکه تعاون، در تحقق اصول ۴۳ و ۴۴ قانون اساسی، به ویژه در زمینه «تأمین اشتغال کامل»، «توزیع عادلانه درآمد» و «پیشگیری از انحصار و تمرکز ثروت» نقش غیر فابل انکاری ایفا می‌کنند. سلامت و توانمندی اتحادیه‌های تعاونی، شاخصی کلیدی برای سنجش سلامت و پویایی کل بخش تعاونی اقتصاد ایران محسوب می‌گردد.بنابراین، بر اساس قانون بخش تعاونی، اتحادیه‌های تعاونی، ستون فقرات بخش تعاون و نماینده منسجم آن در اقتصاد ایران محسوب می‌شوند. آن‌ها حلقه اتصال بین دولت (سیاست‌گذار)، تعاونی‌های خرد (عمل کننده) و بازار (مصرف‌کننده) هستند. نقش آن‌ها از نظارت و آموزش تا تأمین مالی و بازاریابی گسترده است.با این حال، در عمل، فاصله بین جایگاه قانونی و واقعیت موجود به دلیل چالش‌های ساختاری، مدیریتی و اقتصادی محسوس است. برای تحقق کامل ظرفیت اتحادیه‌ها، تقویت استقلال، بهبود حکمرانی، توانمندسازی مالی و توسعه فرهنگ تعاون میان اعضا ضروری به نظر می‌رسد. در صورت رفع این موانع، اتحادیه‌ها می‌توانند سهم بسیار مؤثرتری در رشد اقتصادی، ایجاد اشتغال و توزیع عادلانه‌تر ثروت در &quot;اقتصاد ایران&quot; ایفا کنند.  </description>
                <category>نوروزپور</category>
                <author>نوروزپور</author>
                <pubDate>Sat, 01 Nov 2025 17:06:15 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دکترحیدرنوروزپور وکیل دادگستری</title>
                <link>https://virgool.io/@noroozpour/%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1%D8%AD%DB%8C%D8%AF%D8%B1%D9%86%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%BE%D9%88%D8%B1-%D9%88%DA%A9%DB%8C%D9%84-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%B3%D8%AA%D8%B1%DB%8C-ancthdshjqhp</link>
                <description>دتحلیل مبانی نظری و حقوقی شمول اصل ۱۳۹ قانون اساسی بر اموال شرکت‌های دولتی چکیدهاصل ۱۳۹ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، صلح دعاوی راجع به اموال عمومی و دولتی یا ارجاع آنها به داوری را منوط به تصویب هیئت وزیران و اطلاع مجلس شورای اسلامی نموده است. این پژوهش به بررسی مبانی نظری، حقوقی و رویه‌های قضایی مرتبط با شمول یا عدم شمول این اصل بر اموال شرکت‌های دولتی می‌پردازد. یافته‌ها نشان می‌دهد اگرچه در گذشته دیدگاه‌های متفاوتی در این زمینه وجود داشته، اما رویه قضایی و تفسیرهای اخیر به سمت عدم شمول اصل ۱۳۹ بر شرکت‌های دولتی تمایل دارد. ۱. مقدمهاصل ۱۳۹ قانون اساسی به منظور صیانت از اموال عمومی و دولتی، تشریفاتی خاص برای صلح و ارجاع دعاوی این اموال به داوری مقرر کرده است. با این حال، تعیین قلمرو شمول این اصل بر شرکت‌های دولتی همواره مورد اختلاف بوده است. این مقاله با استناد به مبانی نظری، تفسیر شورای نگهبان، نظرات اداره کل حقوقی قوه قضاییه و آرای قضایی، به تبیین این موضوع می‌پردازد. ۲. مبانی نظری و حقوقی۲-۱. تمایز بین اموال دولتی و اموال شرکت‌های دولتیاموال دولتی: مطابق ماده ۲ آیین‌نامه اموال دولتی مصوب ۱۳۷۴، اموالی هستند که توسط وزارتخانه‌ها و مؤسسات دولتی خریداری یا به طرق قانونی دیگر به تملک دولت درمی‌آیند.اموال شرکت‌های دولتی: این اموال متعلق به شخصیت حقوقی مستقل شرکت‌های دولتی است و دولت تنها به عنوان سهامدار در آن نقش دارد. مطابق ماده ۴ قانون محاسبات عمومی، شرکت‌های دولتی، شرکت‌هایی هستند که بیش از ۵۰ درصد سرمایه آنها متعلق به دولت است.۲-۲. هدف اصل ۱۳۹ قانون اساسیهدف اصلی اصل ۱۳۹، حفظ اموال عمومی در برابر تصمیمات سلیقه‌ای و بدون نظارت است. این اصل ناظر به اموالی است که مستقیما تحت مدیریت دستگاه‌های حاکمیتی قرار دارند. ۳. تفسیر شورای نگهبانشورای نگهبان در نظریه تفسیری شماره ۵۶۰۶ مورخ ۱۳۷۷/۹/۱۷، اصل ۱۳۹ قانون اساسی را شامل اموال شرکت‌های دولتی دانسته است. این نظریه مبتنی بر تفسیر موسع از اصطلاح &quot;اموال عمومی و دولتی&quot; و با هدف حفظ دارایی‌های ملی صادر شده است. اگرچه این نظریه از سوی برخی مراجع قضایی و حقوقی مورد استناد قرار گرفته، اما در عمل با چالش‌های متعددی روبرو شده است. ۴. نظرات اداره کل حقوقی قوه قضاییهاداره کل حقوقی قوه قضاییه در نظریات متعددی به این موضوع پرداخته است:نظریه شماره ۷/۱۴۰۱/۱۱۲۴ مورخ ۱۴۰۱/۱۱/۱۰: این نظریه تأکید می‌کند که درج شرط داوری در قراردادهای شرکت‌های دولتی، مشمول اصل ۱۳۹ قانون اساسی است و مستلزم رعایت تشریفات مذکور در این اصل می‌باشد.نظریه شماره ۷/۱۴۰۰/۵۷۴ مورخ ۱۴۰۰/۰۷/۰۳: در این نظریه، اداره کل حقوقی، ارجاع اختلافات شرکت‌های دولتی به داوری شورای عالی فنی را به عنوان یک استثنا و با استناد به مصوبه هیئت وزیران مجاز دانسته است. ۵. آراء و رویه‌های قضایی۵-۱. آراء مؤید شمول اصل ۱۳۹رأی دادگاه تجدیدنظر استان تهران (شعبه ۵۱) - دادنامه شماره ۹۳۰۹۹۷۰۲۶۹۴۰۰۲۳۹: این رأی تأکید می‌کند که ارجاع دعاوی مربوط به اموال عمومی و دولتی به داوری، منوط به تصویب هیئت وزیران است و شرکت‌های تابعه شهرداری نیز مشمول این حکم هستند.۵-۲. آراء مخالف شمول اصل ۱۳۹رأی دادگاه تجدیدنظر استان تهران (شعبه ۱۲) - دادنامه شماره ۹۱۰۹۹۷۰۲۲۱۲۰۰۸۴۲: این رأی با استناد به استقلال شخصیت حقوقی شرکت‌های دولتی و تعریف قانونی اموال دولتی، شرط داوری در قراردادهای شرکت‌های دولتی را بدون نیاز به تصویب هیئت وزیران معتبر دانسته است.رأی دادگاه تجدیدنظر استان تهران (شعبه ۱۵) - دادنامه شماره ۹۳۰۹۹۷۰۲۲۱۵۰۰۶۴۰: در این رأی تصریح شده است که اموال شرکت‌های دولتی، اموال دولتی و عمومی محسوب نمی‌شوند و دولت صرفاً سهامدار این شرکت‌ها است. ۶. تحلیل نهاییبا وجود تفسیر شورای نگهبان و برخی نظرات اداره کل حقوقی، رویه قضایی غالب به دلایل زیر به سمت عدم شمول اصل ۱۳۹ بر شرکت‌های دولتی گرایش دارد:۱. شخصیت حقوقی مستقل شرکت‌های دولتی: این شرکت‌ها دارای استقلال مالی و اداری هستند و اموال آنها جزو اموال دولت محسوب نمی‌شود.۲. تمایز بین امور حاکمیتی و تصدی‌گری: شرکت‌های دولتی عمدتاً در حوزه امور تجاری و تصدی‌گری فعالیت می‌کنند و مشمول قواعد عمومی حقوق تجارت هستند.۳. ضرورت کارآیی و سرعت در امور تجاری: الزام به رعایت تشریفات اصل ۱۳۹ می‌تواند باعث کندی در فرآیندهای تجاری و کاهش کارآیی شرکت‌های دولتی شود. ۷. نتیجه‌گیریعلیرغم وجود دیدگاه‌های متفاوت، به نظر می‌رسد رویه قضایی و تحولات اخیر در تفسیر قوانین، به سمت عدم شمول اصل ۱۳۹ قانون اساسی بر شرکت‌های دولتی حرکت کرده است. با این حال، برای جلوگیری از اختلافات آتی، ضروری است قانونگذار با تصریح در قوانین عادی، حدود شمول این اصل را مشخص نماید. همچنین، شورای نگهبان نیز می‌تواند با ارائه تفسیر جدید، به وضوح بیشتر در این زمینه کمک کند.</description>
                <category>نوروزپور</category>
                <author>نوروزپور</author>
                <pubDate>Sat, 01 Nov 2025 16:39:36 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دکتر حیدر نوروزپور وکیل پایه یک دادگستری</title>
                <link>https://virgool.io/@noroozpour/%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D8%AD%DB%8C%D8%AF%D8%B1-%D9%86%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%BE%D9%88%D8%B1-%D9%88%DA%A9%DB%8C%D9%84-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D9%87-%DB%8C%DA%A9-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%B3%D8%AA%D8%B1%DB%8C-riklnmnzutip</link>
                <description>تحلیل مبانی نظری و حقوقی شمول اصل ۱۳۹ قانون اساسی بر اموال شرکت‌های دولتی چکیدهاصل ۱۳۹ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، صلح دعاوی راجع به اموال عمومی و دولتی یا ارجاع آنها به داوری را منوط به تصویب هیئت وزیران و اطلاع مجلس شورای اسلامی نموده است. این پژوهش به بررسی مبانی نظری، حقوقی و رویه‌های قضایی مرتبط با شمول یا عدم شمول این اصل بر اموال شرکت‌های دولتی می‌پردازد. یافته‌ها نشان می‌دهد اگرچه در گذشته دیدگاه‌های متفاوتی در این زمینه وجود داشته، اما رویه قضایی و تفسیرهای اخیر به سمت عدم شمول اصل ۱۳۹ بر شرکت‌های دولتی تمایل دارد. ۱. مقدمهاصل ۱۳۹ قانون اساسی به منظور صیانت از اموال عمومی و دولتی، تشریفاتی خاص برای صلح و ارجاع دعاوی این اموال به داوری مقرر کرده است. با این حال، تعیین قلمرو شمول این اصل بر شرکت‌های دولتی همواره مورد اختلاف بوده است. این مقاله با استناد به مبانی نظری، تفسیر شورای نگهبان، نظرات اداره کل حقوقی قوه قضاییه و آرای قضایی، به تبیین این موضوع می‌پردازد. ۲. مبانی نظری و حقوقی۲-۱. تمایز بین اموال دولتی و اموال شرکت‌های دولتیاموال دولتی: مطابق ماده ۲ آیین‌نامه اموال دولتی مصوب ۱۳۷۴، اموالی هستند که توسط وزارتخانه‌ها و مؤسسات دولتی خریداری یا به طرق قانونی دیگر به تملک دولت درمی‌آیند.اموال شرکت‌های دولتی: این اموال متعلق به شخصیت حقوقی مستقل شرکت‌های دولتی است و دولت تنها به عنوان سهامدار در آن نقش دارد. مطابق ماده ۴ قانون محاسبات عمومی، شرکت‌های دولتی، شرکت‌هایی هستند که بیش از ۵۰ درصد سرمایه آنها متعلق به دولت است.۲-۲. هدف اصل ۱۳۹ قانون اساسیهدف اصلی اصل ۱۳۹، حفظ اموال عمومی در برابر تصمیمات سلیقه‌ای و بدون نظارت است. این اصل ناظر به اموالی است که مستقیما تحت مدیریت دستگاه‌های حاکمیتی قرار دارند. ۳. تفسیر شورای نگهبانشورای نگهبان در نظریه تفسیری شماره ۵۶۰۶ مورخ ۱۳۷۷/۹/۱۷، اصل ۱۳۹ قانون اساسی را شامل اموال شرکت‌های دولتی دانسته است. این نظریه مبتنی بر تفسیر موسع از اصطلاح &quot;اموال عمومی و دولتی&quot; و با هدف حفظ دارایی‌های ملی صادر شده است. اگرچه این نظریه از سوی برخی مراجع قضایی و حقوقی مورد استناد قرار گرفته، اما در عمل با چالش‌های متعددی روبرو شده است. ۴. نظرات اداره کل حقوقی قوه قضاییهاداره کل حقوقی قوه قضاییه در نظریات متعددی به این موضوع پرداخته است:نظریه شماره ۷/۱۴۰۱/۱۱۲۴ مورخ ۱۴۰۱/۱۱/۱۰: این نظریه تأکید می‌کند که درج شرط داوری در قراردادهای شرکت‌های دولتی، مشمول اصل ۱۳۹ قانون اساسی است و مستلزم رعایت تشریفات مذکور در این اصل می‌باشد.نظریه شماره ۷/۱۴۰۰/۵۷۴ مورخ ۱۴۰۰/۰۷/۰۳: در این نظریه، اداره کل حقوقی، ارجاع اختلافات شرکت‌های دولتی به داوری شورای عالی فنی را به عنوان یک استثنا و با استناد به مصوبه هیئت وزیران مجاز دانسته است. ۵. آراء و رویه‌های قضایی۵-۱. آراء مؤید شمول اصل ۱۳۹رأی دادگاه تجدیدنظر استان تهران (شعبه ۵۱) - دادنامه شماره ۹۳۰۹۹۷۰۲۶۹۴۰۰۲۳۹: این رأی تأکید می‌کند که ارجاع دعاوی مربوط به اموال عمومی و دولتی به داوری، منوط به تصویب هیئت وزیران است و شرکت‌های تابعه شهرداری نیز مشمول این حکم هستند.۵-۲. آراء مخالف شمول اصل ۱۳۹رأی دادگاه تجدیدنظر استان تهران (شعبه ۱۲) - دادنامه شماره ۹۱۰۹۹۷۰۲۲۱۲۰۰۸۴۲: این رأی با استناد به استقلال شخصیت حقوقی شرکت‌های دولتی و تعریف قانونی اموال دولتی، شرط داوری در قراردادهای شرکت‌های دولتی را بدون نیاز به تصویب هیئت وزیران معتبر دانسته است.رأی دادگاه تجدیدنظر استان تهران (شعبه ۱۵) - دادنامه شماره ۹۳۰۹۹۷۰۲۲۱۵۰۰۶۴۰: در این رأی تصریح شده است که اموال شرکت‌های دولتی، اموال دولتی و عمومی محسوب نمی‌شوند و دولت صرفاً سهامدار این شرکت‌ها است. ۶. تحلیل نهاییبا وجود تفسیر شورای نگهبان و برخی نظرات اداره کل حقوقی، رویه قضایی غالب به دلایل زیر به سمت عدم شمول اصل ۱۳۹ بر شرکت‌های دولتی گرایش دارد:۱. شخصیت حقوقی مستقل شرکت‌های دولتی: این شرکت‌ها دارای استقلال مالی و اداری هستند و اموال آنها جزو اموال دولت محسوب نمی‌شود.۲. تمایز بین امور حاکمیتی و تصدی‌گری: شرکت‌های دولتی عمدتاً در حوزه امور تجاری و تصدی‌گری فعالیت می‌کنند و مشمول قواعد عمومی حقوق تجارت هستند.۳. ضرورت کارآیی و سرعت در امور تجاری: الزام به رعایت تشریفات اصل ۱۳۹ می‌تواند باعث کندی در فرآیندهای تجاری و کاهش کارآیی شرکت‌های دولتی شود. ۷. نتیجه‌گیریعلیرغم وجود دیدگاه‌های متفاوت، به نظر می‌رسد رویه قضایی و تحولات اخیر در تفسیر قوانین، به سمت عدم شمول اصل ۱۳۹ قانون اساسی بر شرکت‌های دولتی حرکت کرده است. با این حال، برای جلوگیری از اختلافات آتی، ضروری است قانونگذار با تصریح در قوانین عادی، حدود شمول این اصل را مشخص نماید. همچنین، شورای نگهبان نیز می‌تواند با ارائه تفسیر جدید، به وضوح بیشتر در این زمینه کمک کند. </description>
                <category>نوروزپور</category>
                <author>نوروزپور</author>
                <pubDate>Sat, 01 Nov 2025 16:36:58 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دکترحیدرنوروزپوروکیل دادگستری</title>
                <link>https://virgool.io/@noroozpour/%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1%D8%AD%DB%8C%D8%AF%D8%B1%D9%86%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%BE%D9%88%D8%B1%D9%88%DA%A9%DB%8C%D9%84-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%B3%D8%AA%D8%B1%DB%8C-qlffk1wzwkjq</link>
                <description>نام و نام خانوادگي :حیدر نوروزپورمدرك تحصيلي: دکتری حقوق عمومی واحد علوم تحقیقات دانشگاه آزا دسوابق ایثارگری جانباز %25قریب به چهار سال خدمت داوطلبانه در جبهه (جانشین فرماندهی گردان ) ،سوابق اجرايي0رییس امور حقوقی ومجلس سازمان اداری و استخدامی کشور0رییس امور مجلس و استانها سازمان اداری و استخدامی0رییس امور حقوقی و قوانین معاونت توسعه مدیریت و سرمایه انسانی رییس جمهور0رییس امور مجلس و استان ها ی معاونت توسعه مدیریت و سرمایه انسانی رییس جمهور0مدیرکل امور کارکنان و خدمات اداری سازمان میراث فرهنگی و گردشگری0مدیرکل امور اداری گمرک ایران0با حفظ سمت مشاور امور ایثارگران رییس کل گمرک0مشاور حقوقی رییس محترم کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی مجلس دهم و یازدهم0عضو شورای حقوقی سازمان اداری و استخدامی کشور0عضو شورای راهبری تنقیح قوانین و مقررات اداری واستخدامی</description>
                <category>نوروزپور</category>
                <author>نوروزپور</author>
                <pubDate>Sun, 19 Oct 2025 15:26:46 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دکتر حیدر نوروزپور- وکیل پایه یک دادگستری</title>
                <link>https://virgool.io/@noroozpour/%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D8%AD%DB%8C%D8%AF%D8%B1-%D9%86%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%BE%D9%88%D8%B1-%D9%88%DA%A9%DB%8C%D9%84-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D9%87-%DB%8C%DA%A9-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%B3%D8%AA%D8%B1%DB%8C-al3wt5hxd6ij</link>
                <description>دکتر حیدر نوروزپور- وکیل پایه یک دادگستریمقاله: انبوه‌سازی در ایران: از مبانی نظری تا راهکارهای تقویت تعاونی‌های انبوه‌ساز چکیدهانبوه‌سازی به عنوان راهکاری کلیدی برای پاسخگویی به نیاز مسکن در مقیاس بزرگ، دارای مزایای متعددی از جمله صرفه‌جویی در مصرف انرژی، کاهش هزینه‌های تولید، و ارتقای کیفیت ساختمان‌ها است. این مقاله با بررسی پیشینه قانونی، مبانی نظری، و چارچوب حقوقی حاکم بر انبوه‌سازی در ایران، به تحلیل تفاوت‌های تعاونی‌های مسکن و تعاونی‌های انبوه‌ساز پرداخته و راهکارهای تقویت تعاونی‌های انبوه‌ساز را ارائه می‌دهد. ۱. مقدمهتأمین مسکن به عنوان یکی از نیازهای اساسی جامعه، همواره با چالش‌های متعددی روبرو بوده است. انبوه‌سازی با تمرکز بر تولید مسکن در مقیاس بزرگ، می‌تواند نقش مهمی در کاهش هزینه‌ها، افزایش کیفیت، و مدیریت بهینه منابع ایفا کند. در ایران، اگرچه قوانین متعددی برای ساماندهی انبوه‌سازی تصویب شده است، اما عدم اجرای کامل این قوانین و نبود تعریف جامع از انبوه‌ساز، چالش‌های متعددی را ایجاد کرده است. ۲. مبانی نظری انبوه‌سازی۲-۱. تعاریف کلیدیانبوه‌سازی: فرآیند برنامه‌ریزی، طراحی، و اجرای همزمان تعداد زیادی واحد مسکونی با استفاده از روش‌های استاندارد و صنعتی.انبوه‌ساز: شخصیت حقیقی یا حقوقی دارای صلاحیت فنی، مالی، و مدیریتی برای اجرای پروژه‌های بزرگ مقیاس.۲-۲. اصول نظریبا توجه به محدودیت مجله و مجال مقال صرفا به عناوین مباحث نظری بسنده می شود تا در فرصتی دیگر به شرح وبسط آن ها بپردازیم.صرفه‌جویی به مقیاس (Economies of Scale)یکپارچگی طراحی و اجرااستانداردسازی فرآیندهامدیریت متمرکز منابع۲-۳. مدل‌های نظریمدل EPC (مهندسی، تأمین، ساخت)مدل مشارکت دولت-بخش خصوصی (PPP)مدل تعاونی‌های مسکن ۳. پیشینه قانونی انبوه‌سازی در ایرانتصویب‌نامه هیأت وزیران (۱۳۷۵): الزام به دریافت پروانه اشتغال برای سازندگان.ماده ۱۳۸ قانون برنامه سوم توسعه (۱۳۷۹): تعریف انبوه‌ساز بر اساس تعداد واحد در شهرها و روستاها.دستورالعمل تشخیص صلاحیت (۱۳۸۳): تعریف کیفی انبوه‌ساز با تأکید بر مسئولیت کامل پروژه.دستورالعمل مصوب ۱۳۸۶: تعریف معیارهای متراژ و تعداد واحد برای اشخاص حقیقی و حقوقی. ۴. مزایای انبوه‌سازی۱. صرفه‌جویی در مصرف انرژی و کاهش هزینه‌های تولید۲. ارتقای کیفیت محصول نهایی۳. پاسخگویی همزمان به متقاضیان بیشتر۴. کاهش هزینه‌های زیرساختی (آب، برق، گاز، فاضلاب)۵. تسهیل برنامه‌ریزی دستگاه‌های اجرایی۶. زمینه‌سازی برای استفاده از فناوری‌های نوین۷. جلوگیری از ورود اشخاص فاقد صلاحیت ۵. تفاوت تعاونی‌های مسکن و تعاونی‌های انبوه‌سازمعیارتعاونی مسکنتعاونی انبوه‌سازهدف اصلیتأمین مسکن برای اعضافعالیت اقتصادی انتفاعینقش اعضامصرف‌کننده نهاییسرمایه‌گذارمدل کسب‌وکارغیرانتفاعیانتفاعیمنبع تأمین مالیسرمایه شخصی اعضامنابع متنوع مالیمالکیتمالکیت مشاعمالکیت فردیمقیاس پروژهمحدودبزرگرابطه با قوانینمعافیت نسبیشمول کامل مقرراتریسک‌پذیریپایینبالا ۶. چالش‌های پیش روی تعاونی‌های انبوه‌سازدسترسی محدود به منابع مالیپیچیدگی مقررات اداریکمبود نیروی متخصصریسک بالای بازار مسکنعدم شفافیت در فرآیندهای نظارتی ۷. راهکارهای تقویت تعاونی‌های انبوه‌ساز۷-۱. تسهیل دسترسی به منابع مالیایجاد صندوق تضمین وامتدوین مقررات شفاف برای پیش‌فروش واحدهاامکان انتشار صکوک برای تأمین مالی۷-۲. حمایت‌های قانونی و مقرراتیاعطای معافیت‌های مالیاتی موقتکاهش تشریفات اداریتبدیل پروانه‌های انبوه‌سازی شخصی به تعاونی۷-۳. توانمندسازی فنی و مدیریتیبرگزاری دوره‌های آموزشی تخصصیاستقرار سامانه نظارت هوشمندترویج استفاده از فناوری‌های نوین۷-۴. حمایت‌های بازارمحوراولویت در واگذاری زمین‌های دولتیتضمین خرید محصولات توسط نهادهای دولتیتوسعه پلتفرم‌های معاملاتی ۸. نتیجه‌گیریانبوه‌سازی به عنوان یک راهکار کلیدی برای تأمین مسکن، نیازمند بسترهای قانونی، مالی، و فنی مناسب است. تعاونی‌های انبوه‌ساز می‌توانند با ترکیب مزایای بخش تعاون و انبوه‌سازی، نقش مهمی در تولید مسکن ایفا کنند. تقویت این نهادها از طریق حمایت‌های هدفمند، تسهیل دسترسی به منابع مالی، و توانمندسازی مدیریتی می‌تواند به توسعه پایدار بخش مسکن کمک کند. </description>
                <category>نوروزپور</category>
                <author>نوروزپور</author>
                <pubDate>Sun, 19 Oct 2025 15:23:10 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دکتر حیدر نوروزپور- وکیل پایه یک دادگستری</title>
                <link>https://virgool.io/@noroozpour/%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D8%AD%DB%8C%D8%AF%D8%B1-%D9%86%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%BE%D9%88%D8%B1-%D9%88%DA%A9%DB%8C%D9%84-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D9%87-%DB%8C%DA%A9-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%B3%D8%AA%D8%B1%DB%8C-ooy8axuicvix</link>
                <description>اموال عمومی و دلالت‌های آن بر شمول اصل ۱۳۹ قانون اساسی بر شرکت‌های دولتیچکیده:هدف این مقاله، واکاوی دقیق و همه‌جانبه جایگاه شرکت‌های دولتی در منظومه «اموال عمومی» و تحلیل آثار این جایگاه بر شمول یا عدم شمول محدودیت‌های مقرر در اصل ۱۳۹ قانون اساسی است. در این راستا، با بهره‌گیری از روش توصیفی-تحلیلی، ابتدا مبانی نظری «بازتعریف اموال عمومی» به تفصیل بررسی شده و سپس با استناد به مستندات تقنینی، تفسیرهای رسمی شورای نگهبان، نظریات مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضاییه و نیز آراء و رویه‌های قضایی صادرشده، به تحلیل این مسئله پرداخته می‌شود. یافته‌های تحقیق حاکی از آن است که با وجود تفسیر موسع اولیه از اصل ۱۳۹، هم‌گرایی قابل توجهی بین یافته‌های پژوهش‌های نظری در حوزه بازتعریف اموال عمومی و رویه قضایی غالب در دادگاه‌ها به‌وجود آمده که نتیجه آن، تمایل به خروج شرکت‌های دولتی از شمول اصل ۱۳۹ قانون اساسی، مبتنی بر استدلال‌هایی نظیر استقلال شخصیت حقوقی، تمایز ماهوی امور حاکمیتی از امور تصدی‌گری و لزوم کارآمدی در مدیریت اقتصادی است.مقدمه:حفاظت از اموال عمومی و دولتی به عنوان بیت‌المال، همواره از دغدغه‌های اصلی نظام‌های حقوقی بوده است. قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز در اصل ۱۳۹، با در نظر گرفتن تشریفاتی خاص برای «صلح دعاوی راجع به اموال عمومی و دولتی یا ارجاع آن به داوری»، درصدد تحقق این هدف برآمده است. با این حال، یکی از مباحث پیچیده و اختلاف‌برانگیز در اجرای این اصل، تعیین قلمرو شمول آن و به طور خاص، پاسخ به این پرسش است که آیا اموال و دارایی‌های «شرکت‌های دولتی» نیز مشمول این حکم می‌شوند یا خیر؟ پاسخ به این پرسش، مستلزم عبور از یک مسیر تحلیلی چندلایه است. در گام نخست، لازم است ماهیت «اموال عمومی» و جایگاه «شرکت دولتی» در این منظومه مفهومی، با دقت و بر اساس آخرین یافته‌های پژوهشی بازتعریف شود. در گام بعدی، باید به تفسیر دقیق عبارت «اموال عمومی و دولتی» مندرج در اصل ۱۳۹ پرداخت و در نهایت، با تطبیق این دو، به نتیجه‌ای منطقی و مستدل دست یافت. این مقاله، درصدد است با پرهیز از خلاصه‌گویی و با تشریح کامل تمامی زوایای این مسئله، از منظر مبانی نظری، موازین تقنینی، تفسیرهای رسمی و رویه قضایی، پاسخی جامع به این پرسش اساسی ارائه نماید.۱. مبانی نظری: بازتعریف اموال عمومی و جایگاه شرکت‌های دولتیبرای فهم دقیق نسبت شرکت‌های دولتی با اصل ۱۳۹، لازم است ابتدا تحولات نظری در مفهوم «اموال عمومی» را بررسی کنیم. پژوهش‌های جدید، از جمله مقاله «بازتعریف اموال عمومی و آثار آن در نظام حقوقی ایران»، نقدهای جدی به معیارهای سنتی تمییز اموال عمومی از اموال دولتی (مانند اختصاص به خدمت عمومی، عدم امکان توقیف، تفاوت در شیوه بهره‌برداری و تبعیت اموال دولتی از قوانین مدنی-بازرگانی) وارد کرده‌اند. این پژوهش‌ها استدلال می‌کنند که این معیارها به تنهایی نمی‌توانند مرز دقیقی بین این دو مفهوم ترسیم کنند و رویکردهای موجود در موضوعاتی مانند نسبت اموال عمومی با اموال شرکت‌های دولتی نیز با چالش‌های متعددی روبرو است.در چارچوب این بازتعریف، «اموال عمومی» به معنای عام، به «اموالی که برخلاف اموال خصوصی، متعلق به منفعت عمومی و شخص حقوقی حقوق عمومی باشد» تعریف می‌شود. این تعریف فراگیر، سه دسته اصلی را در بر می‌گیرد:اموال دولتی (State Properties): منظور اموالی است که در تملک مستقیم وزارتخانه‌ها، مؤسسات دولتی و دستگاه‌های حاکمیتی قرار دارد و عمدتاً در جهت انجام وظایف ذاتی و حاکمیتی دولت مورد استفاده قرار می‌گیرند.اموال شرکت‌های دولتی (State-owned Corporation Properties): این اموال، متعلق به شخصیت حقوقی مستقل شرکت‌های دولتی است. اگرچه دولت مالک اکثریت سهام این شرکت‌هاست، اما دارایی‌های شرکت، از دارایی‌های دولت جدا و مستقیم محسوب می‌شود. فعالیت این شرکت‌ها عمدتاً در حوزه امور تصدی‌گری، تجاری و اقتصادی متمرکز است.اموال عمومی به معنای خاص (Common Properties): این دسته شامل انفال، ثروت‌های طبیعی و مشترکات عمومی (مانند معادن، دریاها، جنگل‌ها و مراتع) می‌شود که مطابق اصل ۴۵ قانون اساسی در اختیار حکومت اسلامی است.بر این اساس، شرکت‌های دولتی، اگرچه در ذیل مفهوم گسترده «اموال عمومی (به معنای عام)» قرار می‌گیرند، اما از «اموال دولتی (به معنای خاص)» متمایز هستند. این تمایز، مبتنی بر چند اصل کلیدی است:استقلال شخصیت حقوقی: شرکت دولتی، یک شخصیت حقوقی مستقل است که دارایی آن به خود شرکت تعلق دارد، نه به دولت. دولت تنها به عنوان سهامدار، از حقوق و تعهدات ناشی از مالکیت سهام برخوردار است.هدف و ماهیت فعالیت: فعالیت شرکت‌های دولتی، ماهیتاً تجاری و اقتصادی است (امور تصدی‌گری) و نه حاکمیتی. این شرکت‌ها در فضای رقابتی یا انحصاری به دنبال کسب سود و ارائه خدمات اقتصادی هستند.نظام حقوقی حاکم: قراردادها و معاملات شرکت‌های دولتی، عمدتاً تابع حقوق تجارت و مقررات بازرگانی است، در حالی که اموال دولتی (وزارتخانه‌ها) بیشتر در چارچوب حقوق اداری و مقررات خاص دولتی مدیریت می‌شوند.این تفکیک مفهومی، پایه و مبنای تحلیل حقوقی بعدی در مورد شمول یا عدم شمول اصل ۱۳۹ خواهد بود.۲. تحلیل محتوایی و تفسیری اصل ۱۳۹ قانون اساسیمتن اصل ۱۳۹ قانون اساسی مقرر می‌دارد: «صلح دعاوی راجع به اموال عمومی و دولتی یا ارجاع آن به داوری در هر مورد، موکول به تصویب هیئت وزیران است و باید به اطلاع مجلس برسد. در مواردی که طرف دعوی خارجی باشد و در موارد مهم داخلی باید به تصویب مجلس نیز برسد. موارد مهم را قانون تعیین می‌کند.»کلید فهم این اصل، در تفسیر عبارت «اموال عمومی و دولتی» نهفته است. در تفسیر این عبارت، چند دیدگاه قابل تصور است:تفسیر موسع (Extensive Interpretation): بر اساس این دیدگاه، عبارت مذکور، همه اموالی را که به هر شکل در اختیار حکومت است و به منفعت عمومی مربوط می‌شود، شامل می‌شود. در این نگاه، اموال شرکت‌های دولتی نیز به دلیل وابستگی به دولت و هدف عمومی فعالیت آنها، مشمول این اصل خواهند بود. پشتوانه این تفسیر، فلسفه وجودی اصل ۱۳۹، یعنی حفاظت حداکثری از بیت‌المال در برابر تصمیمات احتمالی پرهزینه و غیرکارشناسی در فرآیند صلح و داوری است.ت(interpretation): این دیدگاه، با استناد به اصول تفسیر قوانین (به ویژه در مورد قوانین محدودکننده اختیارات)، معتقد است باید دایره شمول این اصل را به مصادیق مشخص و مستقیم اموال دولتی محدود کرد. بر این اساس، «اموال دولتی» فقط شامل اموال وزارتخانه‌ها و مؤسسات دولتی می‌شود و «اموال عمومی» نیز تنها اموال عمومی به معنای خاص (انفال و ثروت‌های طبیعی) را در بر می‌گیرد. استدلال این گروه، توجه به استقلال شرکت‌های دولتی، لزوم سرعت و کارآمدی در امور تجاری و همچنین وجود مکانیسم‌های نظارتی دیگر (مانند مجامع عمومی و حسابرسان داخلی و خارجی) در این شرکت‌ها است.به نظر می‌رسد با در نظر گرفتن مبانی نظری بازتعریف اموال عمومی، تفسیر مضیق از اصل ۱۳۹، انطباق بیشتری با واقعیت‌های حقوقی و اقتصادی دارد. الزام یک شرکت دولتی فعال در حوزه صنعت یا معدن به اخذ مجوز هیئت وزیران و مجلس برای ارجاع یک دعوای تجاری به داوری، می‌تواند باعث تأخیرهای طولانی، از دست رفتن فرصت‌های تجاری و کاهش شدید کارآمدی شود؛ امری که با فلسفه تأسیس این شرکت‌ها برای فعالیت چابک و اقتصادی در تضاد است.۳. مواضع نهادهای رسمی و مراجع تفسیری۳-۱. شورای نگهبانشورای نگهبان به عنوان مرجع رسمی تفسیر قانون اساسی، در نظریه تفسیری شماره ۵۶۰۶ مورخ ۱۳۷۷/۹/۱۷ خود، به صراحت اعلام کرده است که اصل ۱۳۹ قانون اساسی، شامل اموال شرکت‌های دولتی نیز می‌شود. این نظریه، نمونه‌ای بارز از تفسیر موسع از اصل ۱۳۹ است که بر مبنای حفاظت از کلیه دارایی‌های وابسته به دولت استوار شده است. این تفسیر برای مدتی طولانی، به عنوان موضع رسمی و قطعی در نظر گرفته می‌شد و مبنای بسیاری از نظرات مشورتی و حتی آرای قضایی قرار گرفت. با این حال، به نظر می‌رسد این تفسیر، به استقلال شخصیت حقوقی شرکت‌های دولتی و تمایز ماهوی آنها از دستگاه‌های اجرایی دولت، توجه کمتری داشته است. به عبارت دیگر، در این تفسیر، «مالکیت سهام توسط دولت» معادل «دولتی بودن خود اموال و دارایی‌های شرکت» فرض شده است.۳-۲. اداره کل حقوقی قوه قضاییهاداره کل حقوقی قوه قضاییه نیز در نظریات متعدد و گاه به ظاهر متناقضی به این مسئله پرداخته است. رویه کلی این اداره کل، عمدتاً بر پایه تفسیر شورای نگهبان استوار بوده و در نظریه شماره ۷/۱۴۰۱/۱۱۲۴ مورخ ۱۴۰۱/۱۱/۱۰ خود مجدداً تأکید کرده که درج شرط داوری در قراردادهای شرکت‌های دولتی، مستلزم رعایت تشریفات اصل ۱۳۹ است.با این وجود، نکته حائز اهمیت، ایجاد «استثنا»هایی بر این قاعده کلی توسط اداره کل حقوقی است. مهمترین این استثناها، مربوط به «داوری شورای عالی فنی» است. در نظریه شماره ۷/۱۴۰۰/۵۷۴ مورخ ۱۴۰۰/۰۷/۰۳ و نیز نظریه شماره ۱۱۰۶/۹۶/۷ مورخ ۱۳۹۶/۰۵/۱۶، این اداره کل اعلام کرده است که ارجاع اختلافات ناشی از قراردادهای پیمانکاری بین کارفرمایان دولتی (از جمله شرکت‌های دولتی) و پیمانکاران خصوصی به «داوری شورای عالی فنی» موضوع ماده ۵۳ شرایط عمومی پیمان، با توجه به مصوبه شماره ۵۰۰۵/ت۲۸۵۹۱ هیئت وزیران مورخ ۱۳۸۲/۳/۱۲، بلامانع است. این مصوبه به منزله «مجوز کلی» پیش‌بینیشده در اصل ۱۳۹ قانون اساسی تلقی می‌شود. این نظریات نشان می‌دهد که حتی اداره کل حقوقی نیز عملاً ضرورت وجود راهکارهای سریع و تخصصی برای حل اختلافات تجاری شرکت‌های دولتی را به رسمیت شناخته و در صدد ایجاد توازن بین الزامات اصل ۱۳۹ و مقتضیات عملی بوده است.۴. رویه قضایی: تحول تدریجی به سمت تمایزگذاریتحلیل آراء صادره از دادگاه‌های بدوی و تجدیدنظر، به ویژه دادگاه‌های تجدیدنظر استان تهران به عنوان مهمترین مرجع رسیدگی به این دعاوی، نشان‌دهنده یک تحول تدریجی و قابل تأمل در رویه قضایی است. اگرچه در گذشته آرایی مطابق با تفسیر شورای نگهبان صادر می‌شد، اما در سال‌های اخیر، شاهد شکل‌گیری جریان قوی‌تری در جهت عدم شمول اصل ۱۳۹ بر شرکت‌های دولتی هستیم.۴-۱. نمونه آراء مؤید شمول (بر پایه تفسیر موسع)دادنامه شماره ۹۳۰۹۹۷۰۲۶۹۴۰۰۲۳۹ صادره از شعبه ۵۱ دادگاه تجدیدنظر استان تهران (۱۳۹۳/۰۲/۳۱): در این پرونده که مربوط به سازمانی وابسته به شهرداری بود، دادگاه اعلام کرد: «با توجه به اینکه سازمان تجدیدنظرخواه زیر مجموعه شهرداری و اموال او از اموال عمومی محسوب است... دادگاه... با نقض قرار تجدیدنظر خواسته پرونده را جهت رسیدگی در ماهیت به دادگاه صادرکننده قرار، عودت می‌دهد.» این رأی، بر مبنای همان نگاه موسع به اموال عمومی استوار است.۴-۲. نمونه آراء مبتنی بر عدم شمول (بر پایه تفسیر مضیق و تمایزگذاری)این دسته از آراء، از استدلال‌های قوی‌تر و مبتنی بر مبانی نظری دقیق‌تری بهره می‌برند:دادنامه شماره ۹۱۰۹۹۷۰۲۲۱۲۰۰۸۴۲ صادره از شعبه ۱۲ دادگاه تجدنینظر استان تهران (۱۳۹۱/۰۷/۰۴): این رأی، یکی از آراء پیشرو و شفاف در این زمینه است. دادگاه در استدلال خود تصریح می‌کند:«اولاً برابر اصل ۱۳۹ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران صرفاً اختلاف راجع به اموال دولتی و عمومی قابل ارجاع به داوری می‌باشد.»«ثانیاً برابر ماده ۲ آیین نامه اموال دولتی... اموال دولت اموالی است که توسط وزارتخانه ها و موسسات دولتی خریداری می شود... بنابراین اموال شرکت های دولتی جزء مصادیق اموال دولت محسوب نمی شود و از شمول اصل ۱۳۹ قانون اساسی خروج موضوعی دارد.»«ثالثاً دایره فعالیت شرکت تجدیدنظرخواه صرفا انجام اعمال تجارتی به منظور تحصیل سود است نه اعمال حاکمیت دولت... شرط داوری معتبر است.»این استدلال، به وضوح بر سه پایه استقلال شرکت (بر اساس قانون)، تمایز فعالیت (تجاری vs حاکمیتی) و تفسیر مضیق از اصل ۱۳۹ استوار شده است.دادنامه شماره ۹۳۰۹۹۷۰۲۲۱۵۰۰۶۴۰ صادره از شعبه ۱۵ دادگاه تجدیدنظر استان تهران (۱۳۹۳/۰۵/۲۹): این رأی نیز با صراحت بیشتری اعلام می‌کند: «ممنوعیت مذکور در اصل ۱۳۹ قانون اساسی و ماده ۴۵۷ قانون آیین دادرسی مدنی، شامل شرکت های دولتی نیست زیرا اموال شرکت های دولتی، اموال دولتی و عمومی محسوب نشده و دولت را صرفا سهامدار این قبیل شرکت ها است.» دادگاه در این رأی به طور مفصل به تحلیل شخصیت حقوقی مستقل شرکت‌های دولتی و تفاوت نظام حقوقی حاکم بر اموال آنها با اموال دولت می‌پردازد.دادنامه شماره ۹۴۰۹۹۷۰۲۶۹۵۰۱۱۷۹ (رأی مربوط به شرط داوری در قراردادهای شهرداری): اگرچه این رأی مستقیماً مربوط به شرکت دولتی نیست، اما در تحلیل خود اشاره می‌کند که «نظر قانونگذار در خصوص منع ارجاع دعاوی راجع به اموال عمومی و دولتی به داوری، ناظر به موضوع دعوی بوده و شخصیت طرفین مورد نظر نیست؛ بنابراین دولتی بودن یا نبودن موجر در قرارداد اجاره تاثیری در داوری پذیری دعوی ندارد.» این نگاه، بر «موضوع دعوا» تأکید دارد، نه صرفاً «شخصیت طرف دعوا». اگر موضوع دعوا، یک قرارداد تجاری عادی باشد، حتی اگر یک طرف آن دستگاه دولتی باشد، ممکن است مشمول اصل ۱۳۹ نشود.۵. جمع‌بندی، تحلیل نهایی و پیشنهادهابا تطبیق و تحلیل مجموعه مباحث مطروحه، می‌توان به جمع‌بندی نهایی زیر دست یافت:۵-۱. جمع‌بندی۱. در سطح نظری: پژوهش‌های جدید در حوزه اموال عمومی، با ارائه تقسیم‌بندی سه‌گانه (اموال دولتی، اموال شرکت‌های دولتی، اموال عمومی خاص)، مبانی محکمی برای تمایز شرکت‌های دولتی از دستگاه‌های دولتی فراهم کرده‌اند. این تمایز، مبتنی بر استقلال شخصیت حقوقی، ماهیت تجاری فعالیت‌ها و نظام حقوقی متفاوت است.۲. در سطح تفسیر رسمی: شورای نگهبان با تفسیر موسع خود از اصل ۱۳۹، شرکت‌های دولتی را مشمول این اصل می‌داند. این تفسیر اگرچه از حیث formal دارای اعتبار است، اما به نظر می‌رسد با واقعیت‌های عملی و مبانی نظری جدید همخوانی کامل ندارد. اداره کل حقوقی نیز عمدتاً تابع این تفسیر است، اما با ایجاد استثناهایی مانند داوری شورای عالی فنی، عملاً به ضرورت انعطاف در این زمینه اذعان کرده است.۳. در سطح رویه قضایی: یک جریان قوی و به طور فزاینده‌ای غالب در دادگاه‌های تجدیدنظر (به ویژه تهران) شکل گرفته که با استناد به قوانین عادی (مانند آیین‌نامه اموال دولتی)، اصول حقوقی (مانند استقلال شخصیت حقوقی) و مصالح اقتصادی (مانند لزوم کارآمدی)، به طور قاطعانه‌ای شرکت‌های دولتی را از شمول اصل ۱۳۹ خارج می‌دانند. این رویه، در حال ایجاد یک «حقوق قضایی» مستقل و متکی به استدلال‌های نوین است.۵-۲. تحلیل نهاییبه نظر می‌رسد سیستم حقوقی ایران در یک «گذار تدریجی» قرار دارد. از یک سو، تفسیر رسمی و سنتی بر شمول اصل ۱۳۹ اصرار دارد و از سوی دیگر، ضرورت‌های عملی مدیریت اقتصادی و یافته‌های پژوهشی جدید، دادگاه‌ها را به سمت ایجاد تمایز و خروج شرکت‌های دولتی از این شمول سوق داده است. این تعارض، تنها از طریق یک «تصمیم نهادی» در سطح عالی قابل حل است.تفسیر مضیق از اصل ۱۳۹ و خروج شرکت‌های دولتی از شمول آن، نه تنها با مبانی نظری بازتعریف اموال عمومی همسو است، بلکه دارای توجیهات عملی متقنی نیز می‌باشد:کارآمدی اقتصادی: شرکت‌های دولتی برای رقابت در عرصه داخلی و بین‌المللی نیاز به سرعت عمل و انعطاف در حل وفصل اختلافات دارند.جلوگیری از اطاله دادرسی: الزام به اخذ مجوز از هیئت وزیران و مجلس برای هر دعوای احتمالی، می‌تواند باعث تأخیرهای مضر و خسارت‌بار شود.تفکیک صحیح حوزه‌ها: این امر، به تفکیک منطقی بین «حوزه حاکمیتی» (که نیازمند کنترل شدید است) و «حوزه تصدی‌گری اقتصادی» (که نیازمند چابکی است) کمک می‌کند.۵-۳. پیشنهادهابرای خروج از این وضعیت دوگانه و ایجاد وحدت رویه، راهکارهای زیر پیشنهاد می‌شود:۱. بازنگری در تفسیر شورای نگهبان: شورای محترم نگهبان می‌تواند با توجه به تحولات اقتصادی و یافته‌های علمی جدید، نسبت به ارائه تفسیری جدید از اصل ۱۳۹ اقدام نماید که در آن، تمایز بین اموال دولتی و اموال شرکت‌های دولتی به رسمیت شناخته شود.۲. تدوین قانون شفاف: قانونگذار می‌تواند با تصریح در یک قانون عادی (مانند قانون اصلاح موادی از قانون محاسبات عمومی یا قانون خاص در مورد شرکت‌های دولتی)، حدود شمول اصل ۱۳۹ را مشخص و شرکت‌های دولتی را به طور صریح از شمول آن خارج کند.۳. صدور رأی وحدت رویه توسط دیوان عالی کشور: دیوان عالی کشور به عنوان عالی‌ترین مرجع قضایی، می‌تواند با صدور رأی وحدت رویه، به اختلافات موجود در دادگاه‌ها پایان دهد و رویه واحد و شفافی را ایجاد نماید.۴. توسعه دکترین حقوقی: ادامه پژوهش‌های دانشگاهی و ارائه تحلیل‌های عمیق در این زمینه، می‌تواند بستر فکری لازم برای تحول در نگرش تقنینی و قضایی را فراهم آورد.نتیجه‌گیری نهایی:با استناد به مبانی نظری مستحکم در بازتعریف اموال عمومی، استدلال‌های متقن مطرح‌شده در آراء قضایی پیشرو، و همچنین ملاحظات عملی مربوط به کارآمدی نظام اقتصادی، می‌توان نتیجه گرفت که «خروج شرکت‌های دولتی از شمول اصل ۱۳۹ قانون اساسی» نه تنها یک امکان حقوقی، که یک ضرورت کارکردی برای نظام حقوقی و اقتصادی ایران است. تحقق این امر، مستلزم همکاری نهادهای تقنینی، قضایی و نظارتی برای ایجاد یک چارچوب حقوقی  </description>
                <category>نوروزپور</category>
                <author>نوروزپور</author>
                <pubDate>Sun, 19 Oct 2025 15:16:51 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دکتر حیدر نوروزپور</title>
                <link>https://virgool.io/@noroozpour/%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D8%AD%DB%8C%D8%AF%D8%B1-%D9%86%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%BE%D9%88%D8%B1-yhnz997si948</link>
                <description>دکتر حیدر نوروزپورمبانی شفافیت قانون‌گذاری از دیدگاه قرآن، روایات و حکمرانی خوبفصلنامه مطالعات قرآنیمقاله 11، دوره 13، شماره   50، شهریور 1401، صفحه 175-190نوع مقاله: مقاله پژوهشینویسندگانحیدرعلی   نوروزپور ؛ خیرالله پروین1سازمان اداری و استخدامی کشور، رئیس امور حقوقی و مجلس2استاد تمام حقوق عمومی دانشکده حقوق و علوم سیاسی   دانشگاه تهران، تهران، ایرانچکیدهشفافیت، به‌معنی   آشکار بودن و در دسترس بودن اطلاعات جهت بررسی و نظارت، از موضوعات محوری در   حکومت‌داری، تصمیم‌گیری و وضع قوانین است. در اندیشه‌ی سیاسی اسلام، مردم‌سالاری   دینی بر آرای خام و ناآگاهانه‌ی مردم استوار نیست، بلکه جوهر آنرا آگاهی مردم   شکل می‌دهد و وظیفه‌ی حاکم اسلامی به‌عنوان امانتدار مردم این است که مسائل   جامعه را به‌گونه‌ای شفاف و صادقانه با مردم درمیان گذارد. شفافیت در حکومت‌های   مردم‌سالار به‌‎قدری اهمیت   دارد که دسترسی آزادانه به اطلاعات و علنی بودن آن شرط اول مقابله با فساد و   پاسخگویی مقامات به‌حساب می‌آید. در این تحقیق به‌دنبال شناخت رویکرد اسلام به   مقوله‌ی شفافیت هستیم؛ و بدین نتیجه رسیدیم که شفافیت حکومت اسلامی جزو مقوله‌‌های   مورد توجه در آموزه‌‌های دینی است؛ به‌نحوی که سنت و سیره‌ی معصومین نیز بر آن   صحه گذاشته و آثار متعدد آن در جای‌جای دین مورد تأکید قرار گرفته است. همچنین   هم در مولفه‌های حاکم بر نظریه حکمرانی خوب و هم در تاکیدات قرآن و روایات، شاخص   شفافیت از ملزومات حکومت‌داری و تشریع قوانین لازم برای اداره جامعه به شمار می‌آید.</description>
                <category>نوروزپور</category>
                <author>نوروزپور</author>
                <pubDate>Thu, 02 Feb 2023 22:52:33 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دکتر حیدر نوروزپور وکیل</title>
                <link>https://virgool.io/@noroozpour/%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D8%AD%DB%8C%D8%AF%D8%B1-%D9%86%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%BE%D9%88%D8%B1-%D9%88%DA%A9%DB%8C%D9%84-wor1mmkatpkt</link>
                <description>کتر حیدر نوروزپور وکیل شفافیت به مثابه عنصری بایسته در اداره خوب مجلس شورای اسلامینوع مقاله : مقاله پژوهشینویسندگانحیدرعلی نوروزپور 1 خیرالله پروین 2چکیدهشفافیت به عنوان یکی از مهم‌ترین عناصر تئوری حکمرانی خوب محسوب می شود. لازمه‌ی اداره‌ی خوب،بر اساس اصول مدرن حقوق اداری دسترسی سریع و آسان شهروندان به اطلاعات موجود در نزد موسسات عمومی می‌باشد. مردم و نهادهای اجتماعی باید از روند اداره‌ی امور کشور و قوانین و اطلاعات موجود در هر حوزه آگاهی کامل داشته باشند. نبود شفافیت از عوامل اصلی عدم کنترل فساد و افزایش فساد اداری و مالی در کشور هاست. که هر ساله توسط سازمان شفافیت بین‌الملل بموجب شاخص های مربوط ارزیابی و گزارش آن را منتشر می شود، پس ضروری است با ایجاد فضای آزاد رسانه‌ای و اطلاع‌رسانی، زمینه‌های عملکرد شفاف ارکان حاکمیت منجمله نهاد مهم پارلمان و قوه قانونگذاری را فراهم آورد نتایج تحقیق حاضر نشان از آن دارد که در نظام حقوقی ایران در رابطه با شفافیت در فرایند قانون‌گذاری صرفا به برخی موارد نظیر علنی بودن قانونگذاری، انتشار قوانین و اطلاع ذینفعان (آگاهی همگان)، و دسترسی همگانی به قوانین به عنوان یک حق پرداخته شده است، حال آنکه علاوه بر موارد مذکور، تحقق شفافیت در نظام تقنینی کشور مستلزم، &quot;تدوین و اجرای قواعد رفتاری و پیاده‏سازی شفافیت مشروط آراء&quot; و همچنین &quot;تحقق شفافیت در راستای تنقیح قوانین&quot; است.</description>
                <category>نوروزپور</category>
                <author>نوروزپور</author>
                <pubDate>Thu, 02 Feb 2023 00:34:23 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>