<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های امین</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@notes</link>
        <description>یادداشت های یک علاقمند به همه چیز</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 12:48:01</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/29487/avatar/GTRJv2.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>امین</title>
            <link>https://virgool.io/@notes</link>
        </image>

                    <item>
                <title>دهاتی</title>
                <link>https://virgool.io/@notes/%D8%AF%D9%87%D8%A7%D8%AA%DB%8C-craoregbb8j1</link>
                <description> محمدرضا شعبانعلی یکی از کسایی که وقتی چند سال پیش همینجوری وبگردی میکردم و دنبال یکی بودم که بهم بگه بیا فلان کارو راحت انجام بدهو هم خوش میگذره هم زبان انگلیسیت بهتر میشه پیداش کردم و بعد دیدم چه آدم حسابی هستش  تو حوزه بازاریابی، مدیریت، فروش، مذاکره و توسعه فردی کلی مطلب و Road-Map داره و خیلیا میشناسنش و فقط من از این ماجرا عقب موندم یک سالی هست فایل های رادیو مذاکرشونو دانلود کردم و تو گوشم و از روی تنبلی هر چند وقت یه بار یکیشو گوش میدمدیروز تو ماشین یکی از فایل ها اسمش “دهاتی” بود و گفتم بذار گوش بدم ببینم منظور چیه از اسم فایل که همون اول معلوم شد مصاحبه ای با مجموعه دهاتی جاده چالوس که همه اونجا بلاخره یه بستنی خوردناما چیزی که باعث شد این مطلب بنویسم نه خفن بودن مجموعه دهاتی نه خن بودن پولی که در میارن بلکه مهربونی و قصه گویی خوب آقای ایزد پل خوابی مدیر و مالک مجموعه دهاتی هستشاز اواسط این فایل صوتی آقای پل خوابی خاطره ای از فردی تعریف میکنن و با جزییات شمارو میبره به عمق داستان، قصه ی فردی از روستایی آسارای جاده چالوس که میاد تهران قصه یک خطی و کوتاهیه و من اگر بودم جوری خرابش میکردم که هیچکس واسش مهم نباشه این قصه ولی ایشون جوری تعریف کرد که من به شخصه حسابی تحت تاثیر بودم و همینجور که داشتم کنترل میکردم خودم که اشکم واسه داستانی که اصلا دردناکم نیست در نیاد و داشتم خودم فوش میدادم دیدم محمدرضا شعبانعلی هم ظاهرا اشکش در اومده و خیالم راحت شد که فقط خودم انقدر اشکم دم مشکم نیستاما در کل حسودیم شد به محمد رضا شعبانعلی که نمیترسه از گریه کردن، به آقای پل خوابی واسه مهربونیش و نقشش تو اون خاطره و به خاطره قصه گویی بی نقصش این که راحت میتونه آدم ها رو غرق قصه کنه و باخودش ببره به هر جا که شخصیت اصلی میره و واسشون تصویر هارو بسازه و تحت تاثیرشون قرار بده، حسودیم میشه به خاطر مادی نبودن آدمها و یه عالمه حسودیه دیگهاین فایل صوتی مال چند سال پیش و قدیمی محسوب میشه و من تازه گوشش دادم، اما در واقع ماجرا تفاوتی نمیکنه و به نظرم جذابه و میتونید از اینجا دانلودش کنید</description>
                <category>امین</category>
                <author>امین</author>
                <pubDate>Wed, 29 May 2019 15:13:32 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کاسبان موفقیت</title>
                <link>https://virgool.io/@notes/%DA%A9%D8%A7%D8%B3%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82%DB%8C%D8%AA-xqy36mox1x34</link>
                <description>برای جامعه ما و شرایط مردم انگار میانبر زدن کار عادی و هر چیزی رو از روی اصول طی کردن و پله پله به هدف رسیدن  کار ادم های ساده و احمق میاد (دور از جون شما)جامعه مجازی شده پر آدم هایی که میتونن مارو چند روزه پولدار کنن و فیلماشون تو ماشین های گرون قیمت و ویلا های لوکس میذارن هرچند شاید واقعا اون ها رو داشته باشن اما از اون روشی که یاد میدن به دست نیاوردن و فقط از سادگی ادم های تشنه میانبر سو استفاده کردنسو استفاده از اینکه چطوری میشه موفق شد پول دار شد یا بدون کار کردن به چیزی که میخوای برسی روانشانسی مثبت گرا، کنفرانس های کیلویی، استاد هایی که با کت شلوار میان براتون حرفای قشنگ میزنن و مخدر های چند ساعت یا چند روزه به آدم ها تزریق میکنن و آدمها میرن بعد چند روز انگیزه هاشون دوباره کم میشه و اگر ازشون بپرسی آقا نشد که اونایی که میگفتی میگن خوب شما دوره بعدی مارو شرکت کن تا این راه حل هم یاد بگیری یک جلد کتاب یا چند فیلم آموزشی با عنوان های ساده به قیمت میلیون ها تومن فروخته میشهاین آدم ها موفق نیستند بلکه دزد هستندکاش ما تن به این سبک موفقیت ها ندیم موفقیت به جز تلاش و پشتکار با هیچ چیزی به دست نمیاد و باید فرق بذاریم بین بهبود فردی، توسعه فردی و روش های تو خالی موفقیتwww.Gilanmorad.ir</description>
                <category>امین</category>
                <author>امین</author>
                <pubDate>Wed, 15 May 2019 12:56:25 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>به زبان آتش چنل بی</title>
                <link>https://virgool.io/@notes/%D8%A8%D9%87-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%A2%D8%AA%D8%B4-%DA%86%D9%86%D9%84-%D8%A8%DB%8C-gu8n44y48zwf</link>
                <description>با اینکه چنل بی و علی بندری بود که منو علاقه مند پادکست های فارسی کرد، چند وقتی پادکست چنل بی گوش نمیدادم و ترجیح میدادم به پادکست های آموزشی و اونایی که چیزی ازشون یاد میگیرم گوش کنم اما خوب چنل بی هم برگزیده هاش یا اونایی که خیلی باحالان گوش میدم و علی بندریم پادکستاش مثل سیاه چاله میمونه یه کم گوش بدی باید تا تهش بری بس که هیجان انگیز تعریف میکنهاپیزود 34 پادکست چنل بی یعنی به زبان آتش رو همه توصیه میکردن! و واقعا عجب ماجرای عجیبی بود به عنوان کسی که الان دیگه بچه داره خودم میذاشتم جای شخصیت اصلی ماجرا و میدیدم به یه آدم چقدر میتونه بدشانس باشه و چقدر میتونه مظلوم باشه در برابر قانون و سختی بکشهبه نظرم حتما گوش کنید! من نمیتونم توضیح بدم که چقدر متاثر شدم از این اپیزود واسه اینکه قصه لو نرهاگرم پادکست باز نیستید فقط بگید به چی علاقه دارید تا یه پادکست خوراک خودتون بهتون معرفی کنمتوسعه فردی ؟ علم ؟ فوتبال ؟ موسیقی ؟ قصه ؟ تاریخ ؟ زیست ؟خواستید یه سری به رادیو لاله تو همین ویرگول بزنید و همه پادکست های باحال یه جا ببینید</description>
                <category>امین</category>
                <author>امین</author>
                <pubDate>Mon, 13 May 2019 08:05:57 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اپل لعنتی!</title>
                <link>https://virgool.io/@notes/%D8%A7%D9%BE%D9%84-%D9%84%D8%B9%D9%86%D8%AA%DB%8C-gm1kdj5g81hw</link>
                <description>حدود سه سال آیفون داشتم یه SE 16G داشتم و اگر کسی ازم میپرسید حجمش کافیه واست میگفتم آره من اهل آشغال نگه داشتن نیستم چیزای اضافه زیاد نویز میندازه رو مغزت و شلوغ میکنه ذهن رو و باعث نا آرومی میشه اگرم کسی میگفتش صفحش واست کوچیک نیست میگفتم اصلا آیفون یعنی همین صفحه 4 اینچی :) واقعا متاسفم واسه اپل که داره اصالتش رو از بین میبره اما واقعا از روی بی پولی بود که این مدل آیفون انتخاب کردم دلم میخواست یه 6S 128G بخرم و لذتشو ببرم، البته همون موقع گزینه هایی توی اندروید با همین مبلغ بود ولی من دلم میخواست آیفون رو تجربه کنم و چندین بار تو انتخاب گوشی اندرویدی شکست خورده بودم اما این مدت که امریکا و ترامپ جان و دوستاشون تو شبکه های خارجی قفلی زدن رو برنامه های ما واقعا کلافه شدم هرچند قبلشم خیلی اوضاع خوب نیود اما حداقل هر روز یه داستان نداشتیم صبح اومدم پول جا به جا کنم تو یه موقعیت حساس موبایل بانکم که رمزم روش ذخیره بود باز نبود و منم رمز و یادم رفته بود و کارم انجام نشد دوباره یه جا تقویم میخواستم و آیفون عزیز همکاری نکرده اون برنامه هم از کار افتاده بود همونجا تصمیم گرفتم ار دستش راحت شم به جیبم فشار بیارم یه سامسونگ میان رده بخرمحالا که از محصولات اپل دیگه استفاده نمیکنم میگم آقااا دنیا داره به سمت آزادی نرم افزار میره آزادی انتخاب گزینه های زیاد واسه تنظیم همه چیز و سفارشی کردن گوشی که این همه پولشو میدی حق اولیمونه و من متنفرم از این کار اپل که هر وقت دلش میخواد هرکاری باهامون میکنه به مشتری باید احترام گذاشت هرچند تحریم شده باشه!و خلاصه آقا برید اندروید بگیرید هر بلایی میخواید سرش بیارید هر جور دوست دارید تنظیمش کنید و از قابلیت هاش استفاده کنیدانقدرم خوره آخرین مدل CPU بیشترین اندازه رم و حافظه نباشید</description>
                <category>امین</category>
                <author>امین</author>
                <pubDate>Sun, 12 May 2019 12:35:07 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>برنامه ریزی، تمرکز، پشتکار رمز هر موفقیتی</title>
                <link>https://virgool.io/@notes/%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%B1%DB%8C%D8%B2%DB%8C-%D8%AA%D9%85%D8%B1%DA%A9%D8%B2-%D9%BE%D8%B4%D8%AA%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%B1%D9%85%D8%B2-%D9%87%D8%B1-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82%DB%8C%D8%AA%DB%8C-vfzj8oeg0v9f</link>
                <description> این تیتر به معنی این نیست که من به این سه مورد دست پیدا کردمو و افسارشون دستمه فقط به این معنی که من مشکلمو میدونم سعی میکنم حلش کنمشاید اگر دو سه ماه پیش ازم میپرسیدی مشکل عدم موفقیتت چیه میتونستم بگم علایقمو نمیشناسم و واقعا هم نمیشناختممن از بچگی به چیزی علاقه نداشتم  فوتبال دوست نداشتم، خوره تلویزیونم نبودم، فک کنم تاحالاهم نگفتم که میخوام چی کاره بشم تو آینده و جواب واقعیم نمیدونم بوده اما کامپیوترو دوست داشتم، دیر دستم به کامپیوتر رسید وقتیم رسید اصلا نمیدونستم چی ازش میخوام اما ازش خوشم میومد هنوزم خوشم میاد و تو همین حوزه دارم کار میکنم.اما الان شاید به خاطر سنم شاید به خاطر چیزهای دیگه فهمیدم که به چیا علاقه دارم که به عنوان اطلاعات عمومی این همه سال ازشون دور بودم – تاریخ، دین، سیاست، علوم اجتماعی و فلسفه، ادبیات و عرفان همه اینارو وقتی مطالعه میکنم محوشون میشم و ازشون لذت میبرم شاید مشکلم از بچگی همین بود که همه اینارو دوست داشتم اما تو مدرسه همیشه مجبور بودم حفظشون کنم یا معنی واقعیشونو نفهمم و ازشون فراری شدم الان میفهمم ریاضیات، فیزیک، الکترونیک چقدر رو درک بهتر رشتم میتونه کمکم کنه این همه سال ازشون دور بودم و حالا امسال تو سن 28 سالگی در آستانه پدر شدن فهمیدن که با اینکه خودم آدم نسبتا موفقی می دونستم توی رشتم و فکر میکردم چیزای زیادی بلدم، ندانسته هام بر دانسته هام جوری غالبه کی حتی نمیشه راجع بهشون حرف زدتمام مطالب توسعه فردی بر این اعتقادن که واسه خودتون چالش تعریف کنید و بهشون عمل کنید تا براتون عادت بشه تا راه های مغزی اون کار قوی بشه و راحت تر انجامش بدیدچالش های من به مدت 40 روز تیتر این پست هستنبرنامه ریزی و مقید بودن به اونتمرکز روی کاری که شروع میکنم و از این شاخه به اون شاخه نپریدنپشتکار برای تمام کردن کارها</description>
                <category>امین</category>
                <author>امین</author>
                <pubDate>Sat, 26 Jan 2019 17:56:28 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یک جمله وسط ملت عشق</title>
                <link>https://virgool.io/@notes/%DB%8C%DA%A9-%D8%AC%D9%85%D9%84%D9%87-%D9%88%D8%B3%D8%B7-%D9%85%D9%84%D8%AA-%D8%B9%D8%B4%D9%82-jttodtdxbtrz</link>
                <description>بعضی وقتا یه جمله هایی وسط کتابها بی ربط به همه جا به ادم تلنگر میزنه و آدمو حسابی میترسونه توی کتاب ملت عشق اللا داره با خودش فکر میکنه که چرا بچه ها وقتی به سن بلوغ میرسن دلشون میخواد از والدینشون انقدر ایراد بگیرن و نقطه ضعف هاشون را پیدا کنن &quot; به نظره من این واقعیت از جایی شروع میشه که والدین میخوان بگن بهترن و کامل من فک میکنم وقتی به بچه ها یاد بدیم هیچکس کامل نیست همه ایراداتی دارن که باید قبولشون کرد و انسان کامل وجود نداره خیلی از مشکلات حل بشه نباید از اونها انتظار کامل بودن داشت تا اونهام وقتی بزرگتر شدن برای اینکه بهمون ثابت کنن که ادم پر اشکالی هستیم تلاش نکنند و مارو با مشکلات و ضعف هامون قبول داشته باشن این طرز تربیت از بچگی به اونها منتقل میشه در ضمن این مهمه که بهشون نشون بدیم که ماهم اگر مشکلاتی داریم سعی میکنیم حلشون کنیم و نقص هامونو کمتر کنیم.این که ادم همین الان بی نقص باشه غیر ممکنه اما تلاش کردن واسه رفع نقص هاش کاریه که باید یاد بگیریمو به بچه هامونم یاد بدیم.به جز این مطلب بی ربط که منو تو کتاب ترسوند چیزهایی ترسناکه دیگه ای مثل روابط گره خورده زناشویی وجود داره اما لذت قصه مولانا و شمس اون وسط همه ترسارو از بین میبره و به ترسها چیره میشه.</description>
                <category>امین</category>
                <author>امین</author>
                <pubDate>Sat, 26 Jan 2019 16:25:57 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>