<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Nia</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@nyayshqhrmany004</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 13:30:18</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/3219764/avatar/KNFAQl.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Nia</title>
            <link>https://virgool.io/@nyayshqhrmany004</link>
        </image>

                    <item>
                <title>روز هشتم چالش من و شروع یک کتاب</title>
                <link>https://virgool.io/@nyayshqhrmany004/%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%87%D8%B4%D8%AA%D9%85-%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%D9%85%D9%86-%D9%88-%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B9-%DB%8C%DA%A9-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-dmhyjmupo9gl</link>
                <description> چارلی عزیزم، بعد از به پایان رسوندن کتاب«اما» از جین آستین، کتاب دیگه ی این نویسنده یعنی« عقل و احساس» رو شروع کردم. نمیتونم ادعا کنم به زودی این کتاب رو هم به اتمام میرسونم، چون درست زمانی که صفحه اول کتاب رو باز کردم مجبور به یک سفر دو روزه شدم. لطفا این نکته رو هم در نظر داشته باش که فصل امتحانات نزدیکه. بنابراین گمون کنم این تاخیر برات قابل بخشش باشه. چارلی، فکر می‌کنی چرا با اینکه کتاب« عقل و احساس» رو شروع نکردم، دیدگاه مثبتی بهش ندارم؟ میگی احساسم شبیه احساس دفعه ی گذشته ست که باعث شد رغبتی به خوندن کتاب« اما» بعد از « غرور و تعصب» نداشته باشم؟ باید بگم نه. این احساسم هیچ شباهتی به اون نداره. فقط فکر میکنم این کتاب جین آستین، با کتاب های قبلیش فرق میکنه، نوع بیان داستان یا حتی شخصیت ها. امیدوارم تصورم اشتباه باشه، چون من همیشه دلم برای قلم جین آستین پر می‌کشه. تو هم امیدوار باش چارلی من.از طرف کسی که دوستت داره. Nia.</description>
                <category>Nia</category>
                <author>Nia</author>
                <pubDate>Sun, 30 Nov 2025 17:53:15 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روز ششم چالش من و پایان یک کتاب.</title>
                <link>https://virgool.io/@nyayshqhrmany004/%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%B4%D8%B4%D9%85-%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%D9%85%D9%86-%D9%88-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86-%DB%8C%DA%A9-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-miktp6dccp1z</link>
                <description>چارلی عزیزم، قراره یه نصیحت خیلی دوستانه بهت بکنم. خواهشاً هر اتفاقی که توی زندگیت افتاد، زبان انگلیسی رو جدی بگیر! باور کن سختی یادگیریش ارزشش رو داره، هرمرتبه امتحانات زبان من رو کلافه میکنن. اما در کنار این دغدغه ها، یه خبر امیدوارکننده برات دارم. اولین کتاب از 100 کتاب چالش من، با موفقیت خونده شد و به پایان رسید. اولین حرفی که میتونم درخصوص این کتاب بزنم اینه: واقعا چرا فکر میکردم خوندن این کتاب به تصور من از جین آستین لطمه میزنه؟ حقیقت اینکه مدت ها قبل کتاب مشهور جین آستین یعنی غرور و تعصب رو خونده بودم، از خیلی ها شنیده بودم که این کتاب بهترین نوشته ی جین آستینه. با این تصور، اینطور فکر می کردم که ممکنه با خوندن بقیه ی کتاب های این نویسنده عزیز، دلسرد بشم. چارلی عزیز، اگه درمورد علت این فکر من می‌پرسی باید بگم که من یک تجربه این چنینی دارم. به نویسنده ای بخاطر کتاب موفقش توجه نشون دادم و با خوندن بقیه آثارش، رفته رفته ازش دلسرد و ناامید شدم. بنابراین نمی‌خواستم این اتفاق درمورد جین هم رخ بده. با وجود تمام اینها، حالا میفهمم که چه اشتباه بزرگی مرتکب شدم. میتونم به صراحت بگم که کتاب « اما» رو بیشتر از « غرور و تعصب» پسندیدم. شخصیت اما همزاد پنداری بسیار عمیقی رو در من به وجود آورد‌. حالا که کتاب رو به پایان رسوندم با خیال راحت تری میتونم بگم که «اما»، به طرز انسانی ای، خودخواه بود. مطمئن هستم این ویژگی «اما»از چشم هیچ خواننده ای پوشیده نمونده. «اما» تلاش میکرد انسان مهربون و با لطف و مطبوعی باشه. به همین دلیل هم تلاش کرد «هریت» یک دختر ساده و بی غل غش رو اصلاح کنه و به اون عزت نفسی هدیه بده که هرگز شانس به دست آوردش رو بدون وجود خود «اما» نداشت. سعی کرد به اون دختر یاد بده که خودش رو دست کم نگیره و انتظاراتش رو بالاتر ببره، رفتارهایی از خودش بروز میداد تا به هریت ثابت کنه با وجود فقر و بی اصالتی ای که دچارش هست، لایق احترام و خوشبختی بیشتریه. و البته که موفق هم شد. با اینحال این موفقیت درواقع به ضرر «اما» تموم شد. هریت از دختری که به ازدواج با یک کشاورز رضایت میداد و حتی خودش رو خوشبخت میدونست، به دختری تبدیل شد که خودش رو لایق عشق آقای نایتلی، مردی ثروتمند و تمام و کمال میدونست. و زمانی «اما» این خطر رو احساس کرد که متوجه علاقه ی خودش به آقای نایتلی شد. حالا «اما» رقیبی داشت که خودش اون رو پرورش داده بود. هریت با خوشحالی از لایق دونستن خودش به عنوان همسر آقای نایتلی میگفت و «اما» تمام مدت به این فکر میکرد که کاش هرگز این دختر ساده رو ندیده بود، کاش هرگز به اون چنین شجاعتی نبخشیده بود. بله چارلی عزیزم، «اما» دیگه علاقه ای به دوست صمیمیش« هریت» نداشت. این اتفاق نظر «اما»رو به طور کل نسبت به هریت تغییر داد. هریت حالا دیگه دختری نبود که لایق خوشبختی بیشتری باشه، به عکس حالا به دختری تبدیل شده بود که بیش از حد خودش به اون بها داده شده. من این خودخواهی «اما» و تغییر رفتارش رو به خوبی درک میکنم، «اما» اگرچه هریت رو دوست داشت اما علاقه اش به اون بیشتر از علاقه اش به خودش نبود. چارلی عزیزم ،نگران نباش، «اما»در آخر با مرد مورد علاقه اش آقای نایتلی ازدواج کرد، با وجود این باید گفت در اون شرایط «اما» از ازدواج هریت با خواستگار کشاورزش، نه تنها ناراحت نشد بلکه خوشحال هم شد. چون احساس میکرد به این شکل، خطر رفع شده. در اینکه «اما» دوست بسیار بدی برای هریت بود، هیچ شک و ابهامی وجود نداره. «اما» در این دوستی تنها به دنبال اهداف خودش بود. و من با این ویژگی «اما»، ارتباط برقرار کردم. بله چارلی عزیز، از جهاتی شبیه «اما»هستم. جین آستین عزیزم، گفتی از «اما» قهرمانی ساختی که جز خودت هیچکس واقعا دوستش نخواهد داشت، اما من دوستش دارم. واقعا دوستش دارم.از طرف کسی که دوستت داره.Nia</description>
                <category>Nia</category>
                <author>Nia</author>
                <pubDate>Fri, 28 Nov 2025 13:38:06 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روز پنجم چالش من</title>
                <link>https://virgool.io/@nyayshqhrmany004/%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D9%85-%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%D9%85%D9%86-nrimrnquo5ui</link>
                <description>چارلی عزیزم، متاسفم که قراره ناامیدت کنم. باید اعتراف کنم از روز سوم تا الان، پیشرفت خیلی چشمگیری تو خوندن کتاب «اما» نداشتم. علت اش اینکه خوندن درس های دبیرستانم خیلی زمان بره، خصوصا حالا که قراره آزمون کنکور رو بدم. اما فرصت این رو دارم که درمورد آقای نایتلی برات بنویسم. درواقع نکته ی جالب کتاب« اما »در همین جاست، من شباهت خیلی فاحشی بین آقای نایتلی و آقای دارسی در کتاب دیگه ی جین آستین یعنی غرور و تعصب احساس میکنم. و این شباهت بین خیلی از ویژگی های این دو مرد جریان داره. آقای دارسی یک مرد آروم، متفکر و تحلیل گر بود، درست مثل آقای نایتلی! و هر دوی اونها یک روحیه ی قضاوت گر داشتن. به گمونم ذهن تحلیل گر آقای دارسی و آقای نایتلی به همراه دیدگاه عمیق اونها، این شرایط رو ایجاد میکرد که راحت تر از اطراف خودشون، دیگران رو مورد داوری قرار بدن. به طرزی احساس میکنم جین آستین افکار و عقیده های خودش رو از طریق این دو کارکتر به مخاطب انتقال میداد و تلاش میکرد از زبان اونها خوانندگان خودش رو نصیحت های پنهان بکنه. چارلی عزیزم، بیا قول بدیم به این نصیحت ها عمل کنیم. شباهت دیگه ی این دو کتاب، وجود کارکتر هایی مثل آقای ویکهام و آقای فرانک چرچیله‌. افراد به ظاهر دلنشین، جذاب و خونگرم که توجهات بسیاری رو به خودشون جلب میکنن، جین آستین با خلق چنین کاراکترهایی به خواننده های خودش اخطار میده که فریب ،خیلی از اونها دور نیست. من هم مثل زمانی که« اما» برای اولین دفعه آقای فرانک چرچیل رو ملاقات کرد و زمانی که الیزابت آقای ویکهام رو از نزدیک دید، شیفته ی رفتار های تاثیرگذار اونها شدم. اما چارلی، همون قدر که زود مجذوب چنین رفتار هایی شدم، همون قدر هم زود از اونها دلسرد شدم. به گمونم جین آسین هم میخواست همین نکته رو به مخاطب های خودش منتقل کنه.  میخواست بگه، هی چارلی! توجهت رو از رفتار های آشکار بردار و به رفتار های پنهان بده. از طرف کسی که دوستت داره. ظهر بخیر.Nia.</description>
                <category>Nia</category>
                <author>Nia</author>
                <pubDate>Thu, 27 Nov 2025 14:26:00 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روز سوم چالش من</title>
                <link>https://virgool.io/@nyayshqhrmany004/%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%B3%D9%88%D9%85-%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%D9%85%D9%86-yewbdaaqv9li</link>
                <description>امروز یک روز ترسناک و البته کارآمد برای چالش من بود چارلی عزیزم، نمی‌دونم تو هم روزی که حس میکردی نمیتونی جز نفس کشیدن کاری بکنی داشتی یا نه، که البته فکر نکنم کسی تو دنیا باشه که همچین روزی رو تجربه نکرده باشه، به هرحال، امروز از اون روزها بود. خدای من، امیدوارم هرگز مجبور نباشی هفت ساعت پای کلاس آنلاینت تو برنامه ادوب کانکت بشینی چارلی.اما بذار درمورد چیزی بگم که احتمالا منتظرش بودی، امروز روز سوم چالش کتاب خوانی منه، تقریبا یک سوم کتاب« اما» از جین آستین رو خوندم. ترجیح دادم خونه بمونم و در کمال آرامش، این نوشته ی زیبای آستین رو مطالعه کنم و البته که هرگز پشیمون نیستم. درمورد اما، میتونم بگم اون دختر بی عیب و نقصی نیست، اما همون دختری هست که یک جامعه واقعا بهش نیاز داره، با چنان خودباوری عمیق و ایمان به خود که در کمتر کسی میتونیم ببینیم. من این دختر رو دوست دارم، چون وقتی فردی بهش ابراز عشق کرد، در ذهنش اون فرد رو خودبزرگ بین خطاب کرد، فقط برای اینکه جسارت کرد و به چنین دختر عاقلی ابراز عشق کرد. «اما »ممکنه گاهی مغرور به نظر برسه، با اینحال هرگز چنین اتهامی رو نمی پذیرم. چون اما به هیچ وجه با دیگران رفتاری نمی‌کرد که نشانه برتری خودش بر اون ها باشه، اون فقط تماما به خودش و مقام بالاش اعتماد داشت. میدونی چی بیشتر از همه ذهنم رو مشغول کرده چارلی؟ اینکه چرا در چنین عصری با چنین آگاهی گسترده ای همچنان زنانی هستن که به ارزش های خودشون پی نبردن؟ جین آستین با خلق اما، کار بسیار بزرگی انجام داده.از طرف کسی که دوستت داره. شب بخیر چارلی.Nia.</description>
                <category>Nia</category>
                <author>Nia</author>
                <pubDate>Tue, 25 Nov 2025 20:51:50 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اولین روز چالش من</title>
                <link>https://virgool.io/@nyayshqhrmany004/%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%D9%85%D9%86-fni0xn98rknj</link>
                <description>چارلی عزیزم، میشه گفت امروز اولین روز از چالش من برای خوندن 100 تا کتاب در 365 روزه. همین که اولین کتاب، یعنی کتاب اما از جین آستین رو شروع کردم، واقعا با خودم احساس کردم دارم توی مسیر بدون پایانی قدم برمیدارم. مشکل اینکه حتی خیلی از کتاب های داخل لیستم رو نتونستم پیدا کنم. اما من امیدوار هستم، پس لطفاً تو هم به من امیدوار باش.از طرف کسی که دوستت داره..Nia.</description>
                <category>Nia</category>
                <author>Nia</author>
                <pubDate>Sun, 23 Nov 2025 14:33:59 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتاب خوانی من...</title>
                <link>https://virgool.io/@nyayshqhrmany004/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%85%D9%86-ew08pzvp4kbn</link>
                <description>چارلی عزیزم، انقدر که عشقم به ادبیات کلاسیک زیاده، نتونستم جز این سبک کتاب، کتاب دیگه ای برای چالشم انتخاب کنم. بنابراین 100 کتاب کلاسیک رو برای چالشم انتخاب کردم. و این لیست شگفت انگیز رو نوشتم. غرور و تعصب – جین آستیناما – جین آستینعقل و احساس – جین آستینمنسفیلد پارک – جین آستیننورثنگر ابی – جین آستینجین ایر – شارلوت برونتهبلندی‌های بادگیر – امیلی برونتهدور از اجتماع خشمگین – توماس هاردیتسِ دِ اَربرویل – توماس هاردیدورهامبی و پسر – دیکنزآلیس در سرزمین عجایب – لوئیس کارولدیوید کاپرفیلد – چارلز دیکنزخانه متروک – دیکنزبزرگ امیدها – دیکنزبلک بویتی – آنا سیول🇫🇷 ادبیات فرانسهبینوایان – ویکتور هوگوگوژپشت نوتردام – هوگوسه تفنگدار – الکساندر دوماکنت مونت‌کریستو – دوماژرمنال – امیل زولانانا – زولاترز راکن – زولامادام بوواری – فلوبرتربیت احساسات – فلوبرسرنوشت انسان – آندره مالروباباگوریو – بالزاکاوژنی گرانده – بالزاکدخترعمو بت – بالزاکسرخ و سیاه – استاندالپارما – استاندالزیباخانم اهل بروژ – ژرژ رودن‌باخجزیره اسرارآمیز – ژول ورنبیست هزار فرسنگ زیر دریا – ژول ورن🇷🇺 ادبیات روسیهآنا کارنینا – لئو تولستویجنگ و صلح – تولستویرستاخیز – تولستویبرادران کارامازوف – داستایوفسکیجنایت و مکافات – داستایوفسکیابله – داستایوفسکییادداشت‌های زیرزمینی – داستایوفسکیپدران و پسران – تورگنیفآشیانه اشراف – تورگنیفملوان قدیمی – پوشکیندایی وانیا – چخوفداستان‌های کوتاه چخوف🇩🇪 ادبیات آلمان و اتریشرنج‌های ورتر جوان – گوتهفاوست (بخش اول) – گوتهفاوست (بخش دوم) – گوتهویلهلم مه‌یس‌تر – گوتهمسخ – کافکامحاکمه – کافکاقصر – کافکاخانواده بودنبروک – توماس مانمرگ در ونیز – توماس ماندکتر فاستوس – توماس مانجهان دیروز – اشتفان تسوایگشطرنج‌باز – اشتفان تسوایگنامه‌ای از زنی ناشناس – تسوایگ🇮🇹 ادبیات ایتالیانام گل سرخ – اومبرتو اکوبارون درخت‌نشین – ایتالو کالوینوشاهزاده – ماکیاولیدزیره؟ (شوخی—ولی سبک مشابه داری!)نام من خاکستر – الساندرو مانزونیخانواده مالاولو – جورجو ورگازندگی نو – دانته آلیگیریدوزخ – دانته🇺🇸 ادبیات آمریکا (کلاسیک)بلندی‌های بادگیر آمریکا – ادیت وارتون The Age of Innocenceخانه شادی – ادیت وارتونکشتن مرغ مقلد – هارپر لیگتسبی بزرگ – اسکات فیتزجرالدموش‌ها و آدم‌ها – جان اشتاین‌بکخوشه‌های خشم – اشتاین‌بکپیرمرد و دریا – همینگویزنگ‌ها برای که به صدا درمی‌آیند – همینگویناتور دشت – سلینجر🇪🇸 ادبیات اسپانیادن کیشوت – سروانتسعشق در زمان وبا – مارکز (لاتین ولی اسپانیایی‌زبان)صد سال تنهایی – مارکزخانه ارواح – ایزابل آلنده🇸🇪 اسکاندیناویخانه عروسک – هنریک ایبسندشمن مردم – ایبسنافسانه دور – سلما لاگرلوف🇯🇵 ادبیات ژاپن (کلاسیک)کوکنجین (جهان شناخته‌شده) – ناتسومه سوسه‌کیزندگی یک ولگرد – ریونوسوکه آکوتاگاواقصه گنْجی (گاهی به‌عنوان قدیمی‌ترین رمان دنیا)🌍آثار کلاسیک جهانابله آمریکایی – هنری جیمزپرتره یک بانو – هنری جیمزتصویر دوریان گری – اسکار وایلدسالومه – وایلدبازگشت به برایدسهد – اوولین وادکتر جکیل و آقای هاید – استفنسونفرانکنشتاین – مری شلیدراکولا – برام استوکرکالسکه بی‌نشان – گایاوسکاباباداغ – آلبر کاموبیگانه – کاموطاعون – کاموپیرمرد خرس‌کش – ژیرفالکزنان کوچک – لوئیزا می آلکوتارباب حلقه ها.‌می‌دونم چارلی، احتمالا ترسیدی. ولی من واقعا دوست دارم این کار رو انجام بدم. پس ازم ناامید نشو، لطفا.از طرف کسی که دوستت داره.Nia.ارباب حلقه‌ها – جی.آر.آر. تالکین (</description>
                <category>Nia</category>
                <author>Nia</author>
                <pubDate>Sat, 22 Nov 2025 16:37:52 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتاب خوانی من..</title>
                <link>https://virgool.io/@nyayshqhrmany004/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%85%D9%86-ha6kic4rb5n8</link>
                <description>چارلی عزیزم، یکی از مشکلاتی که همیشه دارم، اینکه اسم و نویسنده کتابهایی که میخونم رو فراموش میکنم. اینطوری نمیتونم اثبات کنم که به کتاب خوانی علاقه دارم، چون فکر کن، اگه از من بپرسن چه کتاب هایی خوندی باید چیکار کنم؟ اما بعد فهمیدم برای اینکه ثابت کنم به کتاب علاقه مندم نیاز ندارم اسم کتاب ها و نویسنده ها رو بدونم. شاید فقط کافی باشه که یک سر کوتاه به دنیای اون کتاب ها زده باشم. و حالا، احساس میکنم مدت طولانی ای هست که از دنیای کتاب دور شدم. باور کن چارلی که خیلی دلتنگشون هستم. پس تصمیم گرفتم این چالش رو برای خودم ثبت کنم. تصمیم دارم 100 کتاب رو در 800 روز بخونم. عزیزم، لطفا به من امیدوار باش.از طرف کسی که دوستت داره.Nia.</description>
                <category>Nia</category>
                <author>Nia</author>
                <pubDate>Sat, 22 Nov 2025 15:59:54 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>Julie and julia</title>
                <link>https://virgool.io/@nyayshqhrmany004/julie-and-julia-sumjtvfvqjla</link>
                <description>چارلی عزیزم، بعد از اینکه فیلم جولی و جولیا رو تماشا کردم، اشتیاق بسیار زیادی وجودم رو پر کرد. خیلی تلاش کردم تا وبلاگ اصلی جولی پاول رو پیدا کنم، اما موفق نشدم، با این وجود فکر کردم نیازه کاری انجام بدم و تصمیم گرفتم نوشتن رو شروع کنم، نمی‌دونم مخاطبانی وجود دارن یا نه، اما من ترجیح میدم نوشته هام رو برای تو بنویسم چارلی، و امیدوارم آدم های دیگه ای هم که به این نوشته ها نیاز دارن اونها رو پیدا کنن. خودت میدونی که تو دنیا، تعداد کار هایی که به سرانجام می‌رسونم خیلی کمه، پس اگه ناگهان ناپدید شدم، لطفا تعجب نکن.برای تو چارلی، از طرف کسی که دوستت داره.Nia.</description>
                <category>Nia</category>
                <author>Nia</author>
                <pubDate>Fri, 21 Nov 2025 17:54:28 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>