<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های omidnarimanrad</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@omidnarimanrad</link>
        <description>کارشناسی ارشد مدیریت مالی، عاشق اینم که حال خوب شما رو ببینم</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 14:06:16</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/50861/avatar/TGf9oZ.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>omidnarimanrad</title>
            <link>https://virgool.io/@omidnarimanrad</link>
        </image>

                    <item>
                <title>اولین محرک ترس بشر ?</title>
                <link>https://virgool.io/@omidnarimanrad/%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86-%D9%85%D8%AD%D8%B1%DA%A9-%D8%AA%D8%B1%D8%B3-%D8%A8%D8%B4%D8%B1-lwsgbe9agy5d</link>
                <description>بطور کلی محرک‌های ترس بشر ناشی از به خاطر آوردن رویدادهای دردناکه که حتی خیلی از اونها توسط کدهای ژنتیکی اجدادمون -که در حال تکامل بوده‌اند- به ما رسیده؛ مثل ترس از ارتفاع، ترس از موجودات ناشناخته، ترس از سایه‌ها، صداهای مبهم (که عموماً اجداد بیچارۀ ما تنها و بی‌پناه در غارها مجبور به تحمل شنیدن اون و آمادگی برای واکنش بهش بوده‌اند) و...علاوه بر اون بعضی فرکانس‌های صوتی هم هستند که معمولاً توی فیلمای ترسناک برای فضاسازی و ایجاد وحشت ازشون استفاده میشه. یکی از اون صداهایی که می‌تونید توی اکثر فیلم‌های ترسناک اون رو بشنوید «صدای گریۀ نوزاده».این هراس هم ناشی از ژنتیک ماست که اون رو به عنوان یک علامت هشدار می‌شناسیم. خب البته تحلیل اون زیاد هم خارج از تصور نیست؛ ما انسان‌ها به تولید مثل و بقای خودمون اهمیت می‌دیم و بالتبع زمانی که صدای گریۀ فرزندمون رو می‌شنویم در واقع سیستم بدن این علامت رو به نشونۀ انقراض تلقی می‌کنه و هر کاری رو برای حفاظت از کودک انجام میده.بذارید چند مورد از مهم‌ترین دلایل گریۀ نوزادان رو هم اینجا بگیم که نگرانی در والدین کمتر بشه و با آرامش بیشتری سعی بر مدیریت اون داشته باشند:- گرسنگی- مشکل معده- کثیف شدن پوشک- نیاز به آروغ- دمای هوا- لباس نامناسب- نیاز به آغوش- کولیکدر ادامه، توصیه می‌کنم اگربه این موضوع علاقه داشتید، این ویدیو رو هم که در رابطه با «مدیرت گریۀ نوزاد» تهیه شده تماشا کنید.بنابراین به گریۀ نوزادتون اهمیت بدید و اونا رو تفکیک و مدیریت کنید. اگر این مطلب رو دوست داشتید، بین دوستان و آشنایانی که به تازگی پدر و مادر شدند یا پرستاران نوزاد به اشتراک بذاریدش و ضمناً «نوکو» رو به عنوان یه دانشنامۀ ویدیویی در زمینۀ کودک و خانواده بهشون معرفی کنید.https://noko.ir/blog/%da%af%d8%b1%db%8c%d9%87×https://noko.ir/blog/%da%af%d8%b1%db%8c%d9%87-%d9%86%d9%88%d8%b2%d8%a7%d8%af%d8%a7%d9%86/</description>
                <category>omidnarimanrad</category>
                <author>omidnarimanrad</author>
                <pubDate>Sun, 25 Aug 2019 15:42:34 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ورزش در دوران بارداری</title>
                <link>https://virgool.io/@omidnarimanrad/%D9%88%D8%B1%D8%B2%D8%B4-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-hcd6fikrjvrx</link>
                <description>ورزش کردن برای سلامتی انسان‌ بسیار مفیده و همه به اتفاق می‌گویم عقل سالم در بدن سالم. البته امیدوارم همه‌مون به اتفاق هم نظر باشیم. اما به طور مختصر می‌خوام امروز در مورد ورزش عزیز و گرامی در دوران بارداری، الالخصوص در ماه‌های پایانی حاملگی صحبت کنم. خوش هیکل بودن برای همه، همیشه و در همه جا حائز بوده. مخصوصاً برای خانم‌ها که در دوران حاملگی تغییرات وزن دارن، کنترل این موضوع، در دوران و همچنین بعد از زایمان بسیار مهم است.به دلیل افزایش وزن تو دوران بارداری(به سبب وجود وروجکی در رحم مادر) فشار به مفاصل بسیار بیشتر شده و ممکن است که مادر دچار کمر درد، زانو درد و ... شود. برای بهبود این مشکلات به چند ورزش اشاره می‌کنم که در این دوران بسیار مفیده.1) شنا: ورزش کردن هم برای خود مادر هم برای کوچولوی تو راهیش مفیده. شنا کردن در این دوران یکی از کارایی که می‌تونه کمردرد و زانو درد و درد مفاصل را کاهش دهد. هنگامی که در آب هستید احساس بی وزنی می‌کنید و حس راحتی می‌کنید. البته باید اشاره کنم که در هر صورت قبل از هر اقدام ورزشی بهتره که با پزشک خود مشورت کنید.2) یوگا:تمرکز اصلی یوگا بر روی ماهیچه های بزرگ تر بدن شماست و ماهیچه های کمر که از عضلات بزرگ به حساب می آید را تسکین می‌دهد.تحقیقات اخیر در حوزه یوگا ثابت کرده که یوگا طول مدت زایمان را کاهش میده و فرایند زایمان را آسان تر می سازد. پیشنهاد من به شما مادران عزیز اینه که یک کلاس یوگا خوب پیدا کنید و سریع ثبت نام کنید.3) تمرینات همراه با وزنه:تمرینات بت وزنه های سبک قبل و بعد از زایمان به شما کمک می‌کند که از شرایط خوب جسمی برخوردار شوید. البته حتما توجه داشته باشید که در این دوران از وزنه های سبک و حد الامکان وزنه هایی که کار کردن برایتان راحت تر است استفاده کنید.البته این نکته رو هم در نظر داشته باشید که اگر سابقه ورزشی با وزنه را قبل از دوران بارداریتان نداشته اید از انجام این ورزش‌ها اجتناب کنید.4) پیاده روی: پیاده روی همیشه یکی از بهترین ورزش ها برای سلامتی بوده. پیاده روی پیر و جوون نمی‌شناسه و توی هر سنی که باشید براتون مفیده. برای زنان باردار نیز این ورزش بسیار مفیده، البته اگه تازه شروع به این کار کرده اید هفته ای سه بار پیاده روی کنید و سعی کنید که مسافت زیاد رو انتخاب نکنید5) تمرینات ایروبیکی:تمرینات ایروبیک جز حرکات کاردیووسکیولار حساب میشه، به زبون ساده تر میشه گفت که ورزش هایی که به قول خاله قزی قلب و عروق آدمو جا میاره میگن یعنی ورزش ها وحرکاتی که باعث بالا رفتن ضربان قلب بشه و رگ های عروقی رو گشاد تر بکنه میگن. تمرینات ایروبیکی باعث ترشح شدن هورمون اندورفین میشه. هورمون اندورفین باعث شادی و نشاط میشه و ایجاد حس آرامش در بدن میکنه. حدالامکان سعی کنید که برای انجام این حرکات از یک مربی ایروبیک با تجربه کمک بگیرید.حتما در هنگام ورزش به این چند نکته توجه داشته باشید:1) زیاد به خودتون سخت نگیرید:برای مثال اگه برای خودتون زمان ورزش یا میزان یا تعداد ست تعیین کردین اگه نتونستین به میزان مورد نظر برسید زیاد به خودتون سخت نگیرید و ناامید نشین، چراکه با انجام این حرکات و تداوم آن ذره ذره به حد مطلوب خود می‌رسید.2) سرعت انجام حرکات ورزشی: به هیچ وجه در انجام این حرکات انجام نکنید و اینکه حتماً به درستی و دقت این کارو انجام بدهید و سعی کنید که بازه حرکات به درستی انجام بشه.3) خودتان وزن کنید: حتما از وزن دقیق خودتون مطلع باشین، زیرا با وجود کوچولوی توی شکمتون وزنتون کم کم رو به زیاد شدن میره. در این دوران باید حواستون باشه که وزنتون نه بسیار بالا بره و نه اینکه وزنتون رو خیلی از دست بدین چون در هر صورت روی سلامت کوچولوتون تأثیر میذاره.4) حرکت های اصلی را به آرامی انجام دهید: در این دوران به دلیل کاهش بعضی از مواد معدنی بدن و علل گوناگون داخلی و خارجی بر بدن مفاصل بدن ضعیف تر شده، پس حتما هنگام بلند شدن و نشستن راه رفتن و... حواستون باشه که فشار زیادی به بدنتون وارد نشه.در نهایت باید بگم که ورزش در یک کلمه ،بی نظیره و اینکه اگه شما به نکات به درستی توجه کنید و از ابزارآلات مناسب استفاده کنید و احتیاط کنید قطعا از ورزش کردن سود برده و به دیگرانی که در این دوران قرار بگیرند این کار رو توصیه میکنید. اگرم دوست دارید که این مطالب رو به صورت ویدیو ببینید به لینک زیر مراجعه کنید.https://noko.ir/player/%D9%88%D8%B1%D8%B2%D8%B4-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C</description>
                <category>omidnarimanrad</category>
                <author>omidnarimanrad</author>
                <pubDate>Tue, 06 Aug 2019 14:28:14 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آموزش بیمار: ویار و حالت تهوع در دوران باردرای(کلیات و حتی بیشتر)</title>
                <link>https://virgool.io/@omidnarimanrad/%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4-%D8%A8%DB%8C%D9%85%D8%A7%D8%B1-%D9%88%DB%8C%D8%A7%D8%B1-%D9%88-%D8%AD%D8%A7%D9%84%D8%AA-%D8%AA%D9%87%D9%88%D8%B9-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DA%A9%D9%84%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D9%88-%D8%AD%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%DB%8C%D8%B4%D8%AA%D8%B1-w2qtr708l5uc</link>
                <description>حالت تهوع و استفراغ در دوران باردای معمولا در هفته های 5 تا 18 رخ می دهد. بین 50 تا 90 درصد زنان با شرایط معمول حاملگی دچار حالت تهوع می شوند، حال ممکن است که فقط در حد حالت تهوع باشد یا حتی استفراغ کنند.میزان شدت این علائم قابل بررسی است و در بازه های زمانی مختلفی صورت می گیرد.ویار یا ناخوشی سر صبح شرایطی است که معمولا در دوران بارداری با حالت تهوع و استفراغ خفیف (که به هیچ بیماری دیگری ربط ندارد)،هایپرمسیس گرویداروم(hyperemesis gravidarum) که به حالت شدید تر این مشکل قلمداد می شود.ممکن است هایپرمسیس باعث شود که روزی چند بار دچار حالت تهوع و استفراغ شوید،وزنتان کاهش یابد،از مصرف مایعات و غذا عاجز باشید، و برای درمان باید بستری بشوید و دارو مصرف کنید.ویار در برابر هایپرمسیسحالت تهوع و استفراغ ویار معمولا در هفته های5 یا 6 در بارداری صورت می گیرد و در هفته های 16 تا 18 پایان می یابد. در 20 درصد موارد این علائم به سه ماه سوم بارداری نیز طول می کشد و در 5 درصد تا لحظه زایمان به طول می انجامد.البته حالت تهوع و استفراغ در حاملگی معمولی را ویار یا ناخوشی صبح می نامند که ممکن است در هر موقع طول روز احساس ناخوشی داشته باشید.زنانی که دچار حالت تهوع و استفراغ خفیفی می شوند معمولا زایمان بهتری داشته و نوزاد سالم و سلامت بیرون می آید.دلایل حالت تهوع و استفراغ در دوران بارداریدلایل حالت تهوع و استفراغ در دوران بارداری مشخص نیست، چندین تئوری در این مورد مطرح شده است که همگی به اثبات کامل نرسیده است.افزایش میزان هورمون، کاهش تحرکات در معده، اختلالات ژنتیکی، و عوامل فیزیولوژیکی در این تئوری ها هستند.بعضی از زنان بیشتر دچار حالت تهوع می شوند، زنانی که:· این علائم را از قبل بارداری داشتند.· استروژن مصرف می کنند(داروهایی که حاوی این ماده هستند)یا دچار سردرد های میگرن قاعدگی میشوند.· زود سرما می خورند.· کسانی را در خانواده دارند که دچار این مشکلات در دوران بارداریشان بودند.· دچار مشکلات گوارشی هستند(رفلاکس،زخم معده و...).·  دو قلو یا چند قلو باردارند.· بارداریشان از نوع مولار است(دارای جفت های غیرعادی)</description>
                <category>omidnarimanrad</category>
                <author>omidnarimanrad</author>
                <pubDate>Sun, 04 Aug 2019 09:57:35 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پنج داستان به جای دو داستان، از زبان من به جای زبان تولستوی</title>
                <link>https://virgool.io/@omidnarimanrad/%D9%BE%D9%86%D8%AC-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%AC%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D9%88-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%AC%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D9%88%D9%84%D8%B3%D8%AA%D9%88%DB%8C-htd0yxgjjcp3</link>
                <description>  عاشق دریای مواج صبح روز بعد زودتر از همیشه از خواب بلند شد، میز صبحانه را چید، لباس‌هایش را پوشید و برخلاف همیشه وقتش را برای صاف کردن موج‌های روی موهای فِرَش تلف نکرد. مدام جمله‌ای را که سعید، شب گذشته در گوشش نجوا کرده بود به یاد می‌آورد.. سعید درحالی‌که دستانش را مثل زنجیر دور او قلاب کرده بود، گونه‌اش را بوسید و تا جایی که مطمئن شود نفس‌هایش لاله گوش مرجان را نوازش می‌کند دهانش را جلو برد و به آرامی زیر گوشش گفت:&quot;تو مثل بقیه نیستی، سعی هم نکن که بشی. تو روی سرت یه دریای مشکی داری. می‌خوام یه رازی رو بهت بگم. من برخلاف بقیه، عاشق دریای مواجم. دیگه هیچوقت موجارو از موهات نگیر&quot;. در مقابل آینه خودش را بر انداز کرد، حالا بیش از هر زمان دیگری احساس قدرت می‌کرد. رژ لب قرمزش را از لابه‌لای خرت و پرت‌های کیفش بیرون کشید و روی آینه قدی اتاق نوشت:&quot;من تو رو نه بخاطر اینکه دوستم داری، بلکه بخاطر اینکه باعث میشی خودمو بیشتر دوست داشته باشم، دوستت دارم&quot;. و درحالی‌که هنوز گونه‌اش از گرمای بوسه شب گذشته سعید گرم بود، از خانه بیرون رفت.همین الان می‌خوام یه روز مامانم اومد خونه، گفت زود باش. پرسیدم چی رو؟ گفت سورپرایزه! مبل‌ها و فرش و میز ناهارخوری و کلاً دکور خونه رو تو ده دقیقه عوض کرد و زنگ در رو زدن. هول شد از خوشحالی. گفت چشماتو ببند. چشمامو بستم. دستمو گرفت برد دم در. در رو باز کرد. گفت حالا چشماتو باز کن. چشمامو باز کردم دیدم یه پیانو یاماها مشکی، همونی که ده سال قبلش هزار بار رفته بودم از پشت ویترین دیده بودمش دم در بود. حالا نمی‌دونم همون بود یا نه. اما همونی بود که من ده سال قبل واسه داشتنش پرپر زده بودم. خیلی جا خورده بودم. گفت چی می‌گی؟ گفتم چی می‌گم؟ می‌گم حالا؟ الان؟ واقعاً حالا؟ بیشتر ادامه ندادم. پیانو رو آوردن گذاشتن اون جای خالی‌ای تو خونه که مامان خالی کرده بود. من هم رفتم تو اتاقم. نمی‌خواستم بزنم تو پرش. ولی هزار بار دیگه هم از خودم پرسیدم آخه حالا پیانو به چه درد من می‌خوره!؟ من که خیلی سال از داشتنش دل کندم. ده سالی تو خونمون خاک خورد و آخرش هم مامانم بخشیدش به نوه عموم. یه روز اولین عشق زندگیم که چهارده سال ازم بزرگتر بود، رفت فرانسه، اون جا با یه زن فرانسوی که چند سال ازش بزرگتر بود ازدواج کرد. منم که نمی‌خواستم قبول کنم از دست دادمش شروع کردم واسه خودم داستان ساختن. ته داستانم هم این‌طوری تموم می‌شد که یه روزی بر می‌گرده، وسط داستان هم این‌جوری بود که داره همه تلاشش رو می‌کنه که برگرده. این وسطا هم گاهی به من از فرانسه زنگ می‌زد و ابراز دلتنگی می‌کرد. بعد از هفت سال خیالبافی دیدم چاره‌ای ندارم جز اینکه با واقعیت مواجه شم. شروع کردم به دل کندن. من هی دل کندم و هی خوابش رو دیدم که برگشته. دوباره دل کندم و باز خوابش رو دیدم که برگشته، تا اینکه بالاخره واقعاً دل کندم! چند سال بعدش تو فیس بوک پیدا کردیم همو. اومد حرف بزنه، گفتم حالا؟ واقعاً الان؟ من خیلی وقته که دل کندم یه دوستی داشتم کاسه صبرش خیلی بزرگ بود. عاشق یه پسری شده بود که فقط یک ماه باهاش دوست بود. اون یک ماه که تموم شده بود، پژمان رفته بود پی زندگیش و سایه مونده بود با حوضش! بعد چند سال یه روز بهش گفتم دل بکن. خودت می‌دونی که پژمان برنمی‌گرده. گفت ولی من صبر می‌کنم. هر کاری هم لازم باشه می‌کنم. یک سال بعد رفت پیش یک دعانویس. شش ماه بعدش با پژمان ازدواج کرد. اون روزا دوست بیچاره‌ام خیلی خوشحال بود. به خودم گفتم حتماً استثنا هم وجود داره! دو سال بعدش شنیدم که از هم جدا شدن. پیداش کردم. خیلی عصبانی بود. پرسیدم چی شده؟ گفت پژمان اونی نبود که من فکر می‌کردم. گفتم پژمان همونی بود که تو فکر می‌کردی، ولی اونی نبود که الان می‌خواستی. پژمان اونی بود که توی اون روزا، همون چندسال قبل تو می‌خواستی که باشه، و وقتی نبود، باید دل می‌کند!بیست سالگی وقتی بیست سالم بود، همان روزهایی که همه چیز طعم تازه‌ای دارد و به معنای واقعی جوان هستی، واسه اولین بار گلوم پیش یکی گیر کرد، از اون عشق‌های اساطیری، عاشق زیباترین دختر دانشکده شدم، سلطان دلبری و غرور، تقریباً همه دانشکده بهش پیشنهاد داده بودن و اون همه رو از دم رد کرده بود. حتی یه بار یکی از استادها بهش پیشنهاد ازدواج داد، می‌دونی او در جواب چی گفت؟ گفت: هه! آخه «هه» هم شد جواب؟ استاد هم اون ترم از لجش هممون رو مردود کرد. اما خب من فکر می‌کردم یه جورایی بهم علاقه داره، گاهی وقت‌ها وسط کلاس حس می‌کردم داره من رو یواشکی دید می‌زنه، ولی تا برمی‌گشتم داشت تخته رو نگاه می‌کرد و با دوستش ریز ریز می‌خندید، توی اون مدتی که همکلاسی بودیم من حتی یک کلمه هم نتونسته بودم باهاش صحبت کنم. تا اینکه یه روز وقتی که داشتم بازیگرهای تئاتر جدیدم «باغ آلبالو» اثر چخوف رو انتخاب می‌کردم به سرم زد که اونم توی تئاترم بازی کنه، البته من هیچ وقت از هنرم سوء استفاده نمی‌کردم و این کار رو برخلاف اخلاق‌مداری یه هنرمند می‌دونستم، ولی می‌تونستم به هوای تئاتر حداقل کمی باهاش حرف بزنم، با اینکه حدس می‌زدم شاید کنف شم و به گفتن یک «هه» قناعت کنه، ولی رفتم پیشش و قضیه رو واسش گفتم، اون هم رو کرد بهم و گفت: اِ...واقعا؟ باغ آلبالو؟ نقش مادام رانوسکی؟ گفتم: نه! نقش آنیا، دختر مادام رانوسکی. گفت: ولی من مادام رانوسکی رو خیلی دوست دارم. گفتم: باشه، مادام رانوسکی، تو فقط بیا. خلاصه بهترین روزهای زندگی من شروع شد، صبح‌ها به شوق دیدنش از خواب بیدار می‌شدم، عطر می‌زدم، کلی به خودم می‌رسیدم، سرخوش بودم، توی پلاتو ساعت‌ها بهش خیره می‌موندم و در آخر تمرین تئاتر، گفتگو‌های دلپذیری بین ما شکل می‌گرفت. کاش آن روزها تموم نمی‌شد، چون زمان تکرار شدنی نیست، دیگه هیچ وقت یه جوان بیست ساله نمی‌شم، فقط می‌تونم آرزو کنم خواب آن روزها رو ببینم... تئاتر باغ آلبالوی من به بهترین شکل با بازی آن دختر زیبا اجرا شد و تراژدیک‌ترین اثر واسه من رقم خورد، چون روز قبل از اجرا وقتی داشتیم مهمان‌های ویژه رو دعوت می‌کردیم از من خواست تا واسه نامزدش اون جلو یه صندلی رزرو کنم، از اون روز به بعد من دیگه یه جوان بیست ساله نبودم، بیست سالگی خیلی زودگذره و پس از اون دیگه چیزی واست تازگی نداره!من و نارازاکیبرخلاف تمام ژاپنی‌ها نه چشمای ریز بادومی داشت و نه قد کوتاه. چن سال پیش که برای شرکت تو یکی از فستیوال‌های نقاشی رفته بودم ژاپن، چن روزی رو مهمان خانواده نارازاکی بودم. بابای نارازاکی شهردار توکیو بود و مادرش یکی از اساتید برجسته طب سنتی تو ژاپن بود. یه خانواده اصیل و سنتی که ریشه‌شون به خاندان موهایسو از امپراطوری‌های کهن ژاپن برمی‌گشت. نارازاکی یه خواهر بزرگتر از خودش به اسم نانامی داشت که استاد فلسفه تو دانشگاه ملی توکیو بود. خود نارازاکی هم دانشجوی دکترای ادبیات نمایشی در آرت کالج توکیو بود. با این وجود نارازاکی خیلی به ادبیات و فرهنگ ایرانی علاقه داشت. شاید یکی از دلایل وابستگی و علاقه شدید نارازاکی به من همین علاقه زیادش به فرهنگ و سنن ایرانی بود، البته راستشو بخواین من هم خیلی از نارازاکی بدم نمیومد، آخه نارازاکی برخلاف تمام زن‌های ایرانی که من باهاشون در ارتباط بودم نه اهل تجملات بود و نه اهل مادیات. نارازاکی نه موهاشو رنگ می‌کرد و نه آرایش غلیظی داشت ولی با این وجود از خیلی از زن‌های ایرانی زیباتر بود. نارازاکی حتی دماغش رو هم عمل نکرده بود.چشمای درشت مشکی نارازاکی بدجوری جادوت می‌کرد، فرم صورتش غیر قابل توصیف بود، ابروهای کمونی بهم پیوسته با لب‌های درشت و پوست سفید و بدون کوچکترین لک و جوشش تو رو به چالش می‌کشید. اجزای صورتش هارمونی عجیبی داشت.زمانی که جلوی آینه موهاشو باز می‌کرد دوست داشتی ساعت‌ها بشینی و تو گندم‌زار موهاش مشق جنون کنی. قدِ بلند و اندام کشیدش تو رو به عبادت وادار می‌کرد. زمانی که راه می‌رفت می‌تونستی گوشه‌ای از هنرنمایی خدا رو در اندام نارازاکی تماشا کنی. زمانی که روبروت می‌نشست و باهات حرف می‌زد دلت می‌خواست زمان رو متوقف کنی و سال‌ها به خواب عمیق دوست داشتنش فرو بری. اعترافش شاید خیلی سخت باشه ولی من عمیقاً شیفته و شیدای نارازاکی شده بودم ولی شاید سخت‌تر از اعتراف به دوست داشتن نارازاکی، باور کردن این مسئله بود که نارازاکی هم دیوونه‌وار عاشق و دلباخته من شده بود، به طوری‌که حاضر بود به خاطر من، خانواده و کشورش رو ترک کنه و همراه من به ایران بیاد. یه عشق عجیب و باور نکردنی. ولی از همه اینا عجیب‌تر شاید این بود که من چن سال پیش اصلاً ژاپن نرفته بودم و عجیب‌ترش این بود که اصلاً دختری به نام نارازاکی تو ژاپن وجود نداشت، ولی چیزی که اصلاً عجیب نبود این بود من دوست داشتم تو این چن خط حس حسادت تو رو تحریک کنم، شاید به اندازه همین چن خط حسادت، عاشقم می‌شدی. حسادت اولین قدم تو راه دوست داشتنه.جای خالی توطوبا خانم که فوت کرد، «همه» گفتند چهلم نشده حسین آقا می‌رود یک زن دیگر می‌گیرد. سه ماه گذشت و حسین آقا به جای اینکه برود یک زن دیگر بگیرد، هر پنجشنبه می‌رفت سر خاک. ماه چهارم خواهرش آستین زد بالا که داداش تنهاست و خواهر برادرها سرگرم زندگی خودشان هستند، خیلی نمی‌رسند که به او برسند. طلعت خانم را نشان کرد و توی یک مهمانی نشان حسین آقا داد. حسین آقا که برآشفت، «همه» گفتند یکی دیگر که بیاید جای خالی زنش پُر می‌شود. حسین آقا داد زد جای خالی زنم را هیچ زنی نمی‌تواند پر کند. توی اتاقش رفت و در را به هم کوبید. همه گفتند:&quot; یک مدتی تنها باشد مجبور می‌شود جای خالی زنش را پر کند. مرد زن می‌خواهد&quot;. حسین آقا ولی هر پنجشنبه می‌رفت سر خاک. سال زنش هم گذشت و حسین آقا زن نگرفت. «همه» گفتند امسال دیگر حسین آقا زن می‌گیرد. سال دوم و سوم هم گذشت و حسین آقا زن نگرفت. هر وقت یکی پیشنهاد می‌داد حسین آقا زن بگیرد، حسین آقا می‌گفت آن‌موقع که بچه‌ها احتیاج داشتند این‌کار را نکردم، حالا دیگر از آب و گل درآمدند. حرفی از احتیاج خودش نمی‌زد، دخترها را شوهر داد و به پسرها هم زن، اما وعده پنجشنبه‌ها سر جایش بود. همه گفتند:&quot; دیگر کسی توی خانه نمانده، بچه‌ها هم رفته‌اند، دیگر وقتش است، امسال جای خالی طوبا خانم را پر می‌کند&quot;. حسین آقا ولی سمعک لازم شده بود، دیگر گوش‌هایش حرف‌های «همه» را نمی‌شنید. دیروز حسین آقا مُرد. توی وسایلش دنبال چیزی می‌گشتند چشمشان افتاد به کتاب خطی قدیمی روی طاقچه، دخترش گفت خط باباست، اول صفحه نوشته بود: هر چیز که مال تو باشد خوب است، حتی اگر جای خالی «تو» باشد، آخر جای خالی توی دل مثل سوراخ توی دیوار نیست که با یک مُشت کاهگل پر شود. هزار نفر هم بروند و بیایند آن دل دیگر هیچ‌وقت دل نمی‌شود.</description>
                <category>omidnarimanrad</category>
                <author>omidnarimanrad</author>
                <pubDate>Tue, 30 Jul 2019 17:10:29 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کنفرانس کابوسی تمام نشدنی</title>
                <link>https://virgool.io/@omidnarimanrad/%DA%A9%D9%86%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B3-%DA%A9%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%B3%DB%8C-%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%85-%D9%86%D8%B4%D8%AF%D9%86%DB%8C-oppl1rpc1uil</link>
                <description> حتما برای شما هم پیش اومده که بخواین کنفرانس بدین و شب قبلش کلی کابوس ببینید و حتی از ترس و استرس بد ارائه دادن کنفرانستون حتی خوابتون نبره. حق دارین چونکه همه ی ما انسان ها تقریبا مثل هم آفریده شدیم، درسته که قیافه هامون شبیه هم نیست اما از نظر ذاتی زیاد باهم فرق نداریم. البته اگر هم کسی بخواد که ترس از کنفرانس و ارائه دادن مطالب رو انکار کنه احتمال زیاد یا از دسته ی انسان های استثنا تشریف دارن یا اینکه هنوز با خودشون رو راست نیستن و میخوان از حقیقت ماجرا فرار کنن.خود من به شخصه یادم نمیره که از بچگی از همون زمانایی که درسای ارائه ای داشتیم مثلا انشایی بود یا درس تحقیقی بود که باید فرداش یا هفته بعدش ارائه ش میدادیم از ترس اینکه چیکار کنم تا یه هفته بد غذا میشدم و نمی تونستم چیزی بخورم و از همه ی کارای دیگه م هم می موندم.الالخصوص یادم نمیره زمانی که سه سال راهنمایی باید انشأ می نوشتیم همیشه وقتی معلم موضوع رو تعریف میکرد که برای هفته ی بعد در موردش بنویسیم از این هفته تا اون هفته هیچ مشکلی واسه درسای دیگه م نداشتم فقط این درس لامصب منو دیوونه کرده بود. یه جوری دارم میگم دیوونم می کرد انگار مثلا چه انشایی هم می نوشتم. یادمه هر سه سال راهنمایی زنگ انشامون زنگ آخر بود و هر سه سال هم بنده به دلیل ننوشتن انشا زنگ های آخر رو بیرون از کلاس ور دل آقای مدیر تشریف داشتم.سرتونو درد نیارم ، والا به پیر به پیغمبر این شتریه که در خونه هرکسی میخوابه و از جلو در هم تا سوارش نشی بلند نمیشه که نمیشه. به قول بزرگان روانشناسی:&quot; به جای اینکه دیگرانو تغییر بدی خودتو تغییر بده&quot;. راستم میگن به خدا به جای اینکه از کنفرانس دادن فرار کنی بیا و فکر یه چاره باش که توش بلانسبت .... گیر نکنی.حقیقتش من چند وقت پیش یه ویدیو یه جایی دیدم که هم خیلی کمیک بود هم اینکه محتواش به درد بخور و خوب بود پیشنهاد می کنم که شما هم این ویدیو رو ببینید شاید تو شما هم یه تغییر ایجاد کرد و دیگه کمتر، تاکید می کنم کمتر از کنفرانس دادن بترسید.https://www.noko.ir/player/%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%D9%86%D9%81%D8%B3-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D8%AE%D9%86%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D9%85%D8%B9</description>
                <category>omidnarimanrad</category>
                <author>omidnarimanrad</author>
                <pubDate>Tue, 30 Jul 2019 15:07:51 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سه ماهه اول بارداری سه ماهه طلایی باردرای</title>
                <link>https://virgool.io/@omidnarimanrad/%D8%B3%D9%87-%D9%85%D8%A7%D9%87%D9%87-%D8%A7%D9%88%D9%84-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%B3%D9%87-%D9%85%D8%A7%D9%87%D9%87-%D8%B7%D9%84%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C-ds4xxw6ypcws</link>
                <description> در سه ماهه اول بارداری چه کار کنیمخوب شما متوجه این امر خیلی بزرگ و مثبت و زیبا با شریک زندگیتون شدید و ماجرای حاملگی شما داره رنگ و لعاب خودشو می گیره. مگه نه؟!توجه توجه به سه ماهه اول بارداری خیلی خوش اومدین. از قبل تر هم راه های بسیاری وجود داشته که بتونید بارداریتون رو بر پایه درستی بنا کنید. برنامه ریزی و سازمان دهی کردن برنامه هاتون برای تولد و ورود کوچولوتون به این دنیا کم کم رنگ و روی جدی بودن میگیره. سه ماهه اول بارداری زمان مناسبی برای تمرکز به روی تغذیه و سلامت جنینه، و برنامه ریزی برای هزینه های کار های تولد نوزاد بکنید و حتی محل فارغ شدن رو هم انتخاب کنید.به شخصه خیلی ها رو دیدم که سه ماهه اول بارداریشون تو شوک و استرس بوده و زمان طلایی خودشون رو تلف کردن. خیلی کارایی بوده که میشد انجام بدن اما دست رو دست گذاشتن. نکته اساسی و طلایی موضوع اینه که نباید به این ماجرا به دیدن یه کار طاقت فرسا و خسته کننده فکر کنیم.برای خودتون برنامه و هدف بذارین و این لیست رو برای خودتون درست کنید که تا این سه ماهه براتون راحتتر بگذره.بذارید ببینیم چه کارایی میشه تو این سه ماهه واسه بچه کرد. آیا اصلا می دونید که کدام هفته ها جزء سه ماهه اول بارداری حساب میشه؟بسته به نرم افزار ها و اپلیکیشن هایی که واسه گوشی ها اومد، یا هر متخصصی که با اون در ارتباط هستین، ممکنه که این سه ماهه نامشخص باشه. اما بذارین همینجا بهتون بگم که از هفته 1-13 میشه سه ماهه اول. یادتون نره ها نگین نگفتا!!!مردم بیشتر عادت به بارداری هفته به هفته دارن تا ماه به ماه، چون به نظر میرسه که دقیق تر باشه، که البته درست هم هست چون در حوزه پزشکان، مادران و همه کسانی که به این ماجرای چالش برانگیز بارداری مربوط هستند بر این قضیه اتفاق نظر دارند.اول سه ماهه بارداری از کی شروع میشه؟اولین سه ماهه بارداری از جایی شروع میشه که شما آخرین دوره قاعدگیتون رو تجربه کرده باشین و تا 13 هفته بعد پایان می یابد. به زبون ساده تر اولین هفته بارداری شما از آخرین پریود شما شروع میشه، و باید از اون تاریخ شروع به شمردن بکنید.چه کارهایی باید در سه ماهه اول بارداری کرد؟تو این سه ماهه کارای زیادی میتونین بکنین که استرس خودتونو کاهش بدین. وقتی صحبت از بارداری میشه ذهن خودم همیشه به یاد نقطه عطف های جالب بارداری میوفته، اما اساسا اینکه بدونید کجا میخواید نوزادتون رو فارغ کنید و برای خرج و مخارج این موضوع به مشکل برنخورین و اینکه کودک خودتون رو بیمه کنید موضوعات مهمی هستش که باید در نظر بگیرین، و اینکه در اوایل دوران بارداری که مشکلات کمتره ومیتونید راحت تر تصمیم بگیرین بهتره به فکر این موضوعات باشین.بهترین کارهایی که تو سه ماهه اول بارداری میشه کرد:1- مصرف ویتامین ها و روغن ماهی(fish oil) را فراموش نکنید.2- محل زایش را به درستی تعیین کنید و یک حامی برای خودتون انتخاب کنید.3- با بیمه در ارتباط مستقیم باشین.4- برای اولین ویزیت پزشک پیش از زایمان آماده بشین.5- در مورد فعالیت ها و کارهای بی خطر در این دوران تحقیق کنید.6- بدن خودتون رو مرطوب و هیدراته نگه دارید و میزان مواد مغذی بدنتون رو بدونید.7- آمادگی اولین علائم این دروه سه ماهه را داشته باشین.8- برای خریدن لباس های دوران بارداری آماده بشین(هوررررررررا).9- از مراحل رشد و پیشرفت بزرگ شدن بچه در شکمتان عکس داشته باشید.10- با مادرانی که در این شرایط بوده اند و هستند بیشتر در ارتباط باشین.و...نکات بسیاری هستش که میشه بهش اشاره کرد اما فکر می کنم برای شروع در همین حد هم کافیه.اما اگه میخواید این فایل رو ببینید به لینک زیر مراجعه کنیدhttp://bit.ly/3mahe</description>
                <category>omidnarimanrad</category>
                <author>omidnarimanrad</author>
                <pubDate>Mon, 29 Jul 2019 15:40:05 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کولیک در نوزادان و آنچه که باید بدانید</title>
                <link>https://virgool.io/@omidnarimanrad/%DA%A9%D9%88%D9%84%DB%8C%DA%A9-%D8%AF%D8%B1-%D9%86%D9%88%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%A2%D9%86%DA%86%D9%87-%DA%A9%D9%87-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%AF-ykuqjdbvq2or</link>
                <description>کولیک یا دل دردکولیک دوره ای از گریه های بی علت و نا مشخص پشت سر هم و مداوم در طفل است، اگرچه کولیک در درون روده اتفاق می افتد اما علت آن نامشخص است.معمولا کولیک در اولین ماه های تولد نوزاد مشخص می شود و نهایتا در شش سالگی به پایان می رسد، اما معمولا در سنین 3 الی 4 سالگی به صورت خود به خودی بر طرف می شود.پراکسیسم یا تشنج گریه کردن و بیقراری در کودک هم در شب و هم در روز اتفاق می افتد و برای چند ساعت به طول می انجامد و دلیل خاصی در پی ندارد.بعضی از کودکان به طور بی وقفه گریه می کنند. گریه ی بی رویه ی کودک ممکن است سبب آئرو فوگیا(aerophogia) بشود، که منجر به نفخ و اختلالات معده شود. معمولا کودکانی که دچار کولیک شده اند به راحتی افزایش وزن دارند، البته خوردن بیش از اندازه ممکن است ایجاد گشنگی کند.احتمال بسیار زیاد کولیک هیچ ارتباطی با رشد کودک نداشته و ارثی نمی باشد.پیشنهاد می‌کنم برای دیدن مطالب بیشتر در مورد کولیک به لینک زیر مراجع کنیدhttp://bit.ly/2Y9IwmTعوارض•    اگرچه کولیک کودک برای کل خانواده مشکل ساز است اما به نظر می رسد عواقب ماندگار خاصی نداشته باشد. رشد و تکامل کودکان مبتلا به کولیک نرمال استآمادگی برای ویزیت پزشکزمانی که کودک را نزد پزشک می برید، بهتر است از قبل برای این جلسه آماده شوید. در اینجا اطلاعاتی جهت کمک به آمادگی برای حضور در این جلسه و آنچه می توانید از پزشک انتظار داشته باشید، آورده شده است.آنچه می توانید انجام دهید:برای آمادگی حضور در جلسه ملاقات با پزشک می توانید:•    دوره های گریه کودک خود را پیگیری نمایید. شامل زمان و چگونگی رخداد، مدت زمانی که گریه طول می کشد، و هر گونه مشاهده ای درخصوص رفتارهای کودک در قبل، حین و بعد گریه کردن.•    تمام اقداماتی که برای آرام کردن کودک انجام داده اید و نیز نتایج این اقدامات را یادداشت نمایید. •    رژیم کودک، برنامه تغذیه ای وی و کاهش یا افزایش وزن کودک را یادداشت کنید. •    تمام سؤالاتی که قرار است از متخصص اطفال بپرسید را یادداشت نمایید.  تهیه کردن لیست سؤالاتی را که می خواهید بپرسید به شما کمک می کند زمان بیشتری داشته باشد. برخی از سؤالات در مورد کولیک عبارتست از: •    آیا کودک من مبتلا به کولیک است و یا گریه های او دلیل دیگری دارد؟•    کولیک چه اثراتی بر رشد و تکامل کودک دارد؟•    آیا درمان مؤثری برای کولیک وجود دارد؟•    من و خانواده چگونه می توانیم بر این دوره های گریه غلبه کنیم؟•    آیا بروشور و یا برگه دیگری وجود دارد که با خود ببرم؟ کدام وب سایت ها را پیشنهاد می کنید؟  علاوه بر این سؤالات که پیش از جلسه ملاقات آماده کرده اید، سایر سؤالاتی که حین جلسه در ذهن شما ایجاد می شود را نیز بپرسید.آنچه از پزشک انتظار می رود:  احتمالاً متخصص اطفال از شما چند سؤال می پرسد، از جمله: •    آیا می توانید دوره های معمول گریه کردن را توضیح دهید؟ چه زمانی رخ می دهد؟ چقدر طول می کشد؟ صدای گریه کودک شما چگونه است؟•    چه اقداماتی برای آرام کردن کودک انجام می دهید؟ نتیجه این اقدامات چگونه است؟•    آیا کودک با خوردن مشکل دارد؟•    چه چیزهایی به کودک خود می خورانید و چند وقت یکبار وی را تغذیه می کنید؟•    مدفوع کودک شما چگونه و چند وقت یکبار است؟•    آیا تا کنون کودک شما در زمان گریه دچار مشکلات تنفسی شده است؟•    چگونه با گریه های کودک مقابله می کنید؟ سایر اعضای خانواده چطور؟چه زمانی به پزشک مراجعه کنیم؟  اگر گریه کودک ناشی از افتادن، جراحت یا بیماری باشد نیازمند اقدامات سریع پزشکی است. با متخصص اطفال تماس بگیرید، اگر: •    در هنگام گریه کردن، پوست یا لبهای کودک کبود شده باشد. •    نگران گریه های کودک خود هستید به ویژه اگر تغییری در خوراک، خواب و رفتار وی احساس می کنید.  با بررسی روزانه زمان گریه کردن و مدت آن می توانید به متخصص اطفال کودک کمک نمایید. همچنین ثبت الگوی خواب و خوراک کودک کمک کننده است.  آزمایش های تشخیصی •    متخصص اطفال معاینات بالینی را برای علل ممکن استرس از جمله فشار دادن روده (انسداد روده) انجام می دهد. اگر کودک شما از سایر جنبه ها سالم باشد، ممکن است کولیک در کودک شما تشخیص داده شود. •    تست های آزمایشگاهی، اشعه ایکس و سایر تست های تشخیصی معمولاً مورد نیاز نیست اما در علل نامشخص، این تست ها به رد سایر علل کمک می کند.  درمان دارویی  کولیک معمولاً تا سه ماهگی خود به خود بهبود می یابد. متأسفانه، هیچ درمان تأیید شده ای که به تمام نوزادان کمک کند وجود ندارد. درمان هایی که مورد آزمایش قرار گرفته اند، عبارتند از: •    داروهای ضدنفخ. داروهای ضد نفخ، بدون نیاز به نسخه از جمله سیمتیکون احتمالاً اثر تسکینی زیادی بر علائم کودکان ندارد. این داروها بجز برای کودکانی که داروهای تیروئیدی مصرف می کنند، عموماً ایمن هستند. •    پروبیوتیک ها. پروبیوتیک ها موادی هستند که به حفظ تعادل طبیعی باکتری های مفید در دستگاه گوارش کمک می کنند. از آنجایی که کودکان دارای کولیک ممکن است عدم تعادل در باکتری های مفید داشته باشند، محققین سعی در جایگزینی برخی از این پروبیوتیک ها در مطالعات دارند. یکی از باکتری ها بنام لاکتوباسیلوس روتری به طور چشمگیری علائم کولیک را بهبود می بخشد اما نتایج مطالعات ضد و نقیض است. برخی مطالعات فواید و اثرات مثبتی نشان داده اند در حالیکه سایر مطالعات نتیجه ای نداشتند. بطور کلی شواهد کافی برای توصیه استفاده از پروبیوتیک ها برای درمان کولیک توسط متخصصین وجود ندارد.  پیش از خوراندن هر گونه دارو برای درمان کولیک با متخصص اطفال صحبت کنید.  درمان های خانگی و سبک زندگی  ممکن است متخصص اطفال قادر به درمان کولیک یا بهبود سریع تر آن نباشد، اما راه های بسیاری برای آرام کردن نوزاد وجود دارد.  نکاتی برای تغذیه کودک  اگر احساس می کنید کودک شما گرسنه است، برای تسکین و آرام کردن وی را شیر دهید. سایر استراتژی های تغذیه نیز می تواند کمک کننده باشد: •    در هنگام شیر خوردن، کودک را تا حد ممکن صاف نگه دارید. گاهی شیردهی را متوقف کرده و آروغ کودک را بگیرید. گاهی تغذیه کوتاه تر و با دفعات بیشتر کمک کننده است. اگر به کودکتان شیر می دهید، بهتر است اجازه دهید ابتدا کودک از یک پستان تغذیه کرده و پس از خالی شدن آن، از پستان دیگر کودک را تغذیه نمایید. این امر سبب می شود کودک از شیر آخر غنی و پرچربی که بالقوه سبب سیری بیشتری نسبت به شیر ابتدایی آبکی و سبک تر در ابتدای شیردهی می گردد، تغذیه شود. •    اگر مادری شیرده هستید، به تغییرات رژیم خود توجه کنید. رژیم مادر شیرده احتمالاً نقشی در علائم کولیک نوزاد ندارد. با این حال، در خانواده هایی که سابقه آلرژی دارند، حذف آلرژن ها از رژیم غذایی مادر می تواند از غذاهای آلرژن ناشناخته برای کودک پرده بردارد. اگر به کودک خود شیر می دهید، ممکن است متخصص اطفال پیشنهاد کند، غذاهایی که به احتمال بیشتری آلرژی زایی دارند از جمله لبنیات، بادام زمینی، آجیل درختی، گندم، سویا، ماهی را به مدت دو هفته حذف نمایید تا پزشک بهبود علائم را پیگیری نماید. با این حال، پیش از تغییر رژیم غذایی ابتدا با متخصص اطفال کودکتان مشورت نمایید. •    فرمولای نوزادتان را تغییر دهید. همانند شیر مادر، فرمولا نیز احتمالاً عاملی برای علائم کولیک نیست. اما تغییر فرمولا به نوع فرمولای نوزادی هیدرولیزات می تواند مؤثر واقع شود اگر کودک به شیر گاو آلرژی و یا عدم تحمل به شیر داشته باشد. پروتئین های شیر کامل در این فرمولاها تجزیه شده اند که هضم آنها را راحت تر می کند. اگر آلرژی یا عدم تحمل مسئول علائم کودک شود، دو روز بعد از تغییر فرمولا پاسخ کودک مشخص می شود. اگر بهبودی حاصل نشد، همان فرمولای اولیه را استفاده نمایید چون فرمولای هیدرولیزات گران تر از فرمولای استاندارد است. •    تغییر شیشه. تنوع گسترده ای از شیشه و سرپستانک وجود دارد. سعی کنید از انواع مختلف شیشه و سرپستانک استفاده کنید تا بهترین نوع آن را برای کمک به تسکین علائم نوزاد بیابید. شیشه هایی که یکبار مصرف هستند و کیسه های قابل جمع شدن می توانند مقدار هوای بلعیده شده را در کودک کاهش دهند.  راه هایی برای تسکین دادن نوزاد  برای تسکین دادن گریه کودک، می توانید: •    از پستانک استفاده کنید. مکیدن برای بسیاری از کودکان، آرام بخش است. حتی اگر به کودک خود شیر داده اید باز هم می توانید برای آرام کردن کودک از پستانک استفاده نمایید. •    کودک را بغل کنید. بغل کردن به برخی از کودکان کمک می کند. برخی کودکان زمانی که در آغوش گرفته می شوند و در ملحفه سبک پیچانده می شوند، آرام می گیرند. برای اینکه به خود استراحتی داده باشید، می توانید از تاب یا سایر حامل های کودک استفاده نمایید. نگران لوس شدن کودک خود با زیادی در آغوش گرفتن وی نباشید. •    کودک را در حرکت نگه دارید. کودک را در آغوش یا تاب به آرامی تکان دهید. در خصوص انتخاب تاب مناسب برای سن کودک دقت نمایید. کودک را روی پاهای خود بخوابانید و پاهای خود را به آرامی تکان دهید. با کودک خود راه بروید یا او را در ماشین گذاشته و بیرون ببرید. از صندلی های تکانه ای برای نوزاد خود استفاده کنید. •    برای کودک خود آواز بخوانید. تون صدای آرام می تواند به کودک آرامش ببخشد. حتی اگر لالایی گفتن نیز گریه کودک را متوقف نکرد، می تواند شما را آرام کند. موسیقی های ضبط شده نیز کمک کننده هستند. •    صداهای زمینه را بلند کنید. برخی کودکان زمانی که صدای زمینه ای یکنواختی را می شنوند، کمتر گریه می کنند. زمانی که کودک را بغل کرده یا تکان می دهید صدای ممتد شبیه «هیش» بگویید. هود آشپزخانه یا فن حمام را روشن کنید، یا یک سی دی یا نوار از صداهای محیط مثل امواج اقیانوس، باران یا آبشار و یا ضربان قلب انسان بگذارید. گاهی صدای تیک تیک ساعت هم کمک کننده است. •    از گرما یا لمس ملایم استفاده کنید. کودک را به حمام آب گرم ببرید. به آرامی شکم کودک را ماساژ دهید. •    کودک را به حال خویش بگذارید. اگر هیچ اقدامی کمک کننده نبود، کودک را به مدت 10 دقیقه در گهواره قرار دهید.زمانی که هیچ چیزی به ذهنتان نمی رسد  گاهی به هیچ روشی قادر به آرام کردن گریه کودک خود نیستید. آنچه در یک روز کودک را آرام می کند ممکن است در روز دیگری وی را خشمگین سازد. اگر اعصابتان بهم ریخت، بیاد داشته باشید: •    هیچ گاه کودک را بطور شدید تکان ندهید. اگر از گریه های کودک خود خسته شدید، کودک را به یک فرد بزرگسال قابل اعتماد دیگری بسپارید. اگر با کودک تنها هستید، او را در مکان امنی مانند اتاقش قرار دهید. •    شخص دیگری از کودک مراقبت کند تا شما استراحت کنید. گوش کردن به صدای گریه کودک به مدت طولانی استرس زاست لذا زمانی برای استراحت خود قرار دهید. از قبل زمانی را برای شخص دیگری که قرار است از کودک مراقبت کند، تعیین کنید و چند لحظه ای را برای خودتان وقت بگذارید.  روشهای جایگزین  برخی والدین گزارش کرده اند که گریه کودکانشان با این قبیل کارها آرام می شود:چای های گیاهیدرمان های گیاهی مثل روغن رازیانهدرمان های هومئوپاتیآب قند مخلوط آب و گیاهان داروییماساژ درمانیکایروپرکیتک یا کاردرمانیطب سوزنی  اما، هیچ درمان جایگزینی برای درمان کولیک تأیید نشده است. حتی برخی درمان ها می توانند خطرناک باشند.  محصولات گیاهی و مکمل ها در همان مسیر اثر دارو، تنظیم نمی شوند. این مواد حاوی مقادیر متفاوتی از ترکیبات مختلف هستند و یا اینکه آلودگی دارند.  برخی درمان های هومئوپاتی حاوی مقادیر کمی از مواد بالقوه سمی اند. حتی برخی که به نظر بی خطر هستند، مثل آب قند، در صورتی که در روند صحیح تغذیه کودک اختلال ایجاد کنند، می توانند مشکلاتی بوجود آورند.  پیش از امتحان کردن درمان های جایگزین با متخصص اطفال خود برای یافتن راه بی خطر و ایمن مشورت نمایید.  پیشگیری  مراقبت از کودک مبتلا به کولیک حتی برای والدین با تجربه، می تواند خسته کننده و استرس زا باشد. بیاد داشته باشید باید از خودتان نیز مراقبت کنید. این پیشنهادات می تواند کمک کننده باشد: •    استراحت کنید. زمانی که هر آنچه می توانید انجام دادید، از همسر یا شخص دیگری بخواهید تا از کودک مراقبت کند. از افرادی مثل دوستان یا همسایه ها که داوطلب نگهداری از کودک هستند، کمک بگیرید. حتی اختصاص یک ساعت زمان برای خودتان هم می تواند به شما نیروی تازه ببخشد. •    احساسات خود را بیان کنید. احساس ناتوانی، ناامیدی، گناه یا عصبانیت در این زمان برای والدین طبیعی است. با همسر یا یک شنونده خوب دیگر صحبت کنید. •    مثبت بیاندیشید. موفقیت خود را به عنوان والد با میزان گریه کودک نسنجید. کولیک نتیجه عملکرد ضعیف والدین نیست. •    از خودتان نیز مراقبت کنید. غذاهای سالم بخورید. زمانی را برای ورزش کردن مثل پیاده روی اختصاص دهید. اگر می توانید زمانی را که کودک خواب است، بخوابید. از مصرف دارو و الکل پرهیز نمایید. •    بیاد داشته باشید این امر موقتی است. دوره های کولیک معمولاً در سه ماهگی بهبود می یابد. بهتر است محدودیت های خود را بشناسید. اگر گریه کودک سبب می شود کنترل خود را از دست بدهید، وی را در مکانی امن مانند گهواره اش قرار داده و به اتاق دیگری بروید. اگر ضروری است با پزشک، سرویس مداخلات ضروری محلی یا سرویس سلامت روان، تماس گرفته تا برای حمایت های بیشتر به شما کمک کنند.  این پیشنهادات نه تنها برای والدین بلکه برای تمام افرادی که از کودک نگهداری می کنند بکار می آید.</description>
                <category>omidnarimanrad</category>
                <author>omidnarimanrad</author>
                <pubDate>Sun, 28 Jul 2019 12:25:22 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فواید و مضرات قهوه</title>
                <link>https://virgool.io/@omidnarimanrad/%D9%81%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D9%88-%D9%85%D8%B6%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D9%82%D9%87%D9%88%D9%87-zqvq2kdoy4bw</link>
                <description> قهوهقهوه یکی از نوشیدنی‌های رایج است که امروزه در بین جوانان طرفداران زیادی پیدا کرده است. عده‌ای مصرف آن را برای سلامتی مضر می‌دانند، اما این نوشیدنی طبیعی نیز مانند بسیاری از خوراکی‌های دیگر خواصی دارد و باید در مصرف آن تعادل رعایت شود تا مشکلی در پی نداشته باشد. در ادامه فواید و مضرات قهوه را می خوانید.تاثیرات مثبت قهوه بر سلامتی1- قدرت آنتی اکسیدانی: دانه‌های قهوه سرشار از آنتی اکسیدان هستند. محققان تایید کرده اند که یک فنجان قهوه مقدار آنتی اکسیدان بیشتری نسبت به همین مقدار آب انگور، تمشک و پرتقال دارد. به علاوه ترکیبات فنولیک موجود در قهوه از چای و کاکائو که به عنوان دو منبع فنولیک شناخته می‌شوند، بیشتر است. تحقیقات نشان می‌دهد که افزودن شیر یا خامه به قهوه تاثیری در جذب آنتی اکسیدان‌های آن ندارد. البته ترجیحا بهتر است شکر اضافه نشود، زیرا جذب آنتی اکسیدان‌ها را به تاخیر می‌اندازد.  2- پیشگیری از پارکینسون: مطالعات زیادی گویای این مطلب است که مصرف منظم قهوه قدرت کاهش خطر ابتلا به بیماری پارکینسون را دارد0 3- کاهش آسیب‌های کبد: نوشیدن سه فنجان و بیشتر قهوه در روز می‌تواند پیشرفت هپاتیت  C مزمن را کاهش دهد. 4- سنگ صفرا و کلیه: کسانی که مصرف کننده بالای قهوه هستند (۴ فنجان و بیشتر در روز) ۲۵% کمتر از افرادی که این نوشیدنی را میل نمی‌کنند مبتلا به سنگ کلیه و صفرا می‌شوند. نوشیدن حداقل یک فنجان قهوه در روز تا ۱۰% احتمال این بیماری را کاهش می‌دهد. 5- کاهش احتمال ابتلا به نقرس: افرادی که در طول روز ۴ فنجان و بیشتر قهوه می‌نوشند ۴۰% کمتر از مصرف کنندگان کم قهوه در معرض خطر ابتلا به بیماری نقرس هستند. 6- موفقیت شغلی: کافئین یک محرک است. تحقیقات زیادی گویای تاثیرات مثبت کافئین در هوشیاری و توجه است. 7- بیماری آلزایمر: کسانی که در طول زندگی قهوه می‌نوشند دیرتر مبتلا به بیماری آلزایمر می‌شوند.مضرات قهوههمانطوری که هر چیزی فوایدی دارد، صد البته مضراتی را نیز در همراه دارد. مثل آب خوردن، همه ما انسان ها برای زیستن به آب نیاز داریم اما مصرف بی رویه آب نیز برای سلامتی ما مضر است.1- فشار خون: قهوه فشار خون را بالا می‌برد. حتی اگر این افزایش خیلی جزئی هم باشد، کسانی که دچار پرفشاری خون هستند در برابر این تاثیر قهوه آسیب پذیرترند. 2- پوکی استخوان: مصرف کنندگان بالای قهوه ممکن است دچار افزایش دفع کلسیم از ادرار شده و در معرض خطر پوکی استخوان قرار گیرند. این مشکل به خصوص در مورد کسانی که به اندازه کافی کلسیم دریافت نمی‌کنند اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. 3- خواب نامطلوب: افراط در مصرف کافئین ممکن است تا حد چشمگیری سیستم عصبی مرکزی را تحریک کند. همچنین مقدار بالای کافئین تاثیرات منفی در به خواب رفتن و کیفیت خواب دارد. هر فردی باید متناسب با شرایط خواب خود ساعت نوشیدن قهوه را تنظیم کند، اما به طور کلی توصیه می‌شود ۴ تا ۶ ساعت قبل از به رختخواب رفتن قهوه نوشیده نشود. 4- رفلاکس گوارشی: قهوه تا حد بالایی می‌تواند عامل بازگشت اسید معده و سوزش معده در افراد مستعد این مشکل شود. 5- بارداری: گرچه هنوز دلایل روشنی در رابطه با آسیب قهوه به جنین تایید نشده است، اما توصیه می‌شود درمدت بارداری نوشیدن قهوه به ۱ تا ۲ فنجان در روز کاهش یابد. همچنین خانم‌هایی که سقط‌های مکرر داشته و یا برای بارداری مشکلاتی دارند باید قهوه را به طور کامل کنار بگذارند. 6- کاهش جذب آهن: نوشیدن قهوه به همراه غذا به خاطر وجود تانین، جذب آهن را کم می‌کند. افراد مبتلا به کم خونی باید قهوه را مانند چای یک ساعت قبل یا دو ساعت بعد از غذا بنوشند.پیشنهاد می کنم برای دیدن مطالب بیشتر به لینک زیر مراجعه کنید.https://bit.ly/2IvQReS</description>
                <category>omidnarimanrad</category>
                <author>omidnarimanrad</author>
                <pubDate>Wed, 12 Jun 2019 10:41:11 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>