<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های امید پیردهی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@omidpirdehi</link>
        <description>استراتژیست کسب و کار | کارآفرین | دکترای کسب و کار از دانشگاه تهران</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 07:12:35</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/19293/avatar/8J1roE.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>امید پیردهی</title>
            <link>https://virgool.io/@omidpirdehi</link>
        </image>

                    <item>
                <title>راهنمای جامع برگزاری رویداد</title>
                <link>https://virgool.io/@omidpirdehi/%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D8%AF-wxlzmlvuopnp</link>
                <description>مدیریت اجرایی و استراتژیک برگزاری رویدادهای آنلاین و آفلاینرویدادها می‌توانند یک فرصت بی‌نظیر برای جذب اطلاعات از بازار هدف، تأثیرگذاری و جایگاه سازی در ذهن بازار هدف و دستیابی به اطلاعات بسیار مفید باشند. اما برای استفاده از این فرصت‌های بینظیر نیاز به اهدافی شفاف دارید. اهدافی که مثل ستاره شمالی در دریا، مسیر درست را به شما نشان دهد. فرصت‌های بازاریابی رویداد محور و استراتژی برگزاری رویداد، شرکت‌کنندگان را درگیر و تبدیل به سرنخ‌هایی ارزشمند می‌کند.آخرین رویدادی را که در آن شرکت کردید به خاطر بیاورید. چه نوع از رویدادی برگزار شد؟ سمینار تجاری با مهمانان ویژه؟ وبیناری که بر روی پلتفرم‌هایی مثل ایوند و ایسمینار برگزار شده بود؟ یک رویداد سرگرم‌کننده که برگزار کننده آن از تکنیک‌های بازی وارسازی استفاده کرده بود یا شاید یک دورهمی ساده با هدف اجتماع سازی؟در بحث تبلیغات در بخش ترویج از آمیخته بازاریابی، کانال‌های تبلیغاتی بسیار وجود دارد که هر روز بر تعداد آنها افزوده می‌شود. یکی از قدیمی‌ترین، غنی‌ترین و متفاوت‌ترین کانال‌های بازاریابی برگزاری رویداد است. در خصوص برگزاری رویداد به‌عنوان یک روش ترویج و جایگاه سازی یقیناً می‌توان گفت که تاریخچه استفاده از آن به انسان‌های اولیه برگردد. رویدادها در حوزه و صنایع گوناگون به عنوان یک کانال در حد میانی ارتباط (TTL) از منظر تبلیغات و ترویج بوده و همچنین می‌تواند تأثیرگذاری عمیقی بر شرکت‌کنندگان داشته باشد. رویدادها نه تنها برای برگزارکننده و میزبان دارای دستاوردهای گوناگون هستند بلکه در صورت برگزاری باکیفیت موجب تعالی شرکت‌کنندگان می‌شوند.بازاریابی رویداد محور یا ایونت مارکتینگ چیست؟بازاریابی رویداد محور برنامه‌ریزی، سازمان‌دهی و اجرای یک رویداد با هدف تبلیغ یک کسب‌وکار، برند، محصول، خدمت یا حتی یک ایده است. رویداد می‌تواند به‌صورت حضوری و آنلاین برگزار شود. شرکت‌ها می‌توانند میزبان یک رویداد باشند یا به‌عنوان غرفه دار و حامی در رویداد نقش ایفا کنند.بازاریابی رویداد محور با توجه به هدفی که برای آن در نظر گرفته می‌شود می‌تواند ساختار متفاوتی داشته باشد. از یک دورهمی کوچک ۱۰ نفره درون‌سازمانی تا یک رویداد بزرگ با هزاران شرکت‌کننده برای معرفی محصول جدید. می‌توانید میزبان برگزاری رویدادهای بزرگ آنلاین و آفلاین باشید که هزاران شرکت‌کننده در آن حضور دارند و به‌واسطه خلق ارزش برای برگزار کننده خدمات خود را معرفی کنید. اما قبل از اینکه به سراغ انواع رویداد برویم باید از خود بپرسیم هدف ما از برگزاری یا اسپانسرشیپ رویداد چیست؟اهداف برگزاری رویداد در قیف بازاریابیهنگام تعیین رویداد بسیاری از ما در تله هایی قدیمی گرفتار میشویم. به همین دلیل بهترین مسیر برای شروع در نظر گرفتن کارهایی است که نباید آنها را انجام دهیم.تله اول - برگزاری هیجانی بدون در نظر گرفتن اهدافقبل شروع به برنامه‌ریزی برای رویداد بسیار مهم است که بدانید دقیقاً از برگزاری رویداد و انجام فعالیت‌های مربوط به آن به دنبال چه هستید؟ چرایی بزرگ خود را پیدا کنید قبل از اینکه به سراغ چگونگی بروید.چرا برگزاری رویداد برای شما اهمیت دارد؟ چه چیزی موجب می‌شود که برای برگزاری رویداد به پیش بروید و هیجان داشته باشید؟ برگزاری رویداد دقیقاً چه ارزش‌هایی را برای مشتریان شما خلق می‌کند؟برای مثال:برگزاری رویداد آنلاین با هدف معرفی محصول به بازار هدف به‌عنوان کمپین ورود محصول به بازاربرگزاری رویداد حضوری و آنلاین با هدف اعلام فرصت‌های همکاری تجاریبرگزاری رویدادهای کوچک و منظم با هدف ایجاد اجتماع هدفمند (کامیونیتی)تله دوم - هدف‌گذاری دور از واقعیتایجاد انتظارات درست و اهداف قابل‌دستیابی مهم‌ترین بخش برگزاری رویداد است.اگر بودجه، زمان، منابع انسانی و پشتیبانی کمی دارید اهداف شما باید با رویدادی که نیاز به هفته‌ها بررسی و یک تیمی ۲۰ نفره برای برگزاری دارد بسیار متفاوت باشد. اگر از ابتدای امر اهداف شما ضروری است و در رسیدن به آنها شک دارد رویداد را برگزار نکنید. به یاد داشته باشید برای اهداف رویداد خود بازه زمانی مشخص کنید. عوامل بسیار زیادی در برگزاری یک رویداد تأثیر گذار هستند بنابراین در بازه زمانی منطقی کمی و کیفی به دنبال اهداف خود باشید.تله سوم - همسو نبودن با اهداف بازاریابیفعالیت‌های شما باید با اهداف شما در رویداد هماهنگ باشد.تولید سرنخ (Lead generation)ایجاد درآمد از فروش محصول جدیدترافیک وب سایتثبت نام اپلیکیشنتقویت تعامل با برند و…از جمله اهدافی هستند که باید سنجه گذاری شده و در یک رویداد پیگیری شوند.این اهداف به شما کمک می‌کنند که فعالیت‌هایی که برای برگزاری رویداد در نظر گرفته‌اید به انحراف نرود.چراغ اول - هوشمندانه حرکت کنیداما بعد از در نظر گرفتن این موارد نکاتی هم وجود دارد که باید حتماً به آنها توجه داشت. ایده اولیه یک رویداد بسیار هیجان‌انگیز است. درهرصورت انرژی دیده شدن برند و کسب‌وکار به همه انگیزه می‌دهد اما در زمان اجرا بسیار مهم است که بدانیم دقیقاً چه‌کار باید انجام شود و  به چه صورتی و توسط چه کسی. بنابراین حتماً باید پروژه به‌صورت هوشمندانه پیش برود. بنابراین از مدل SMART که با آن آشنا هستید استفاده کنید.اهداف مشخص و معین باشد - Specificاهداف شما باید قابل اندازه گیری باشد - Measurableاهداف باید قابل دستیابی باشد - Achievableاهداف باید واقع بینانه باشد - Realisticاهداف باید دارای بازه زمانی مشخص برای دستیابی و انجام باشد - Time-boundاگر اهداف برای تمام اعضا مشخص باشد و آگاهی کامل و همسویی ایجاد شده باشد موفقیت شما قطعی است.چراغ دوم - آگاهانه حرکت کنیدسوالاتی که باید در انتخاب اهداف باید از خود بپرسید:هدف ما دقیقاً چیست؟وقتی‌که تصویر از هدف برای تیم اجرایی شفاف و درک شده باشد عملکرد تیم نسبت به زمانی که تصویر شفافی از هدف ندارد بسیار بالاتر خواهد بود.چرا باید به این هدف دست پیدا کنیم؟چرایی رسیدن به هدف باید برای تیم واضح و شفاف باشد وقتی تیم آگاهانه هدفی را دنبال کند در چالش ها و مشکلات پیش بینی نشده کلافه خواهد شد و انگیزه خود را از دست میدهد ولی وقتی چرایی رسیدن به هدف شفاف باشد تیم با انگیزه کامل در دل چالش ها حضور خواهد داشت.چه کسی یا کسانی در رسیدن به هدف مسئول هستند؟تسک و موارد اجرایی باید در جزئی ترین حالت و مسئول آن نیز مشخص شود. مسئول یک تسک باید تسک را به اتمام برساند. اگر انجام یک تسک نیازمند چندین فعالیت است لازم است نحوه انجام یا فلو آن بطور شفاف مشخص شود. برای مثال برای آماده سازی یک پست در شبکه های اجتماعی اول باید عنوان و محتوا آماده شود سپس در مرحله دوم به گرافیست داده شود و در مرحله سوم به مسئول شبکه های اجتماعی برای بارگذاری داده شود. بنابراین 3 مرحله مشخص شده است اما در نهایت یک نفر مسئول اتمام این پروژه در زمان مقرر است که باید در تمام مراحل پیگیر رسیدن تسک باشد.چه زمانی باید هدف دست پیدا کنید؟هر کاری و تسکی باید در زمان مقرر انجام شود. در صورت عدم رسیدن در زمان مناسب می‌تواند اختلال در فرایند کاری کل تیم ایجاد کند. قبل از انجام پروژه باید فرآیندها ، فلوی اجرا در تمامی ابعاد مشخص شده، فرا مسئول مشخص شده و زمان دستیابی با توجه به آن مشخص گردد.چطور (با جزئیات کامل) باید به آن دست پیدا کنیم ؟نحوه انجام باید شفاف و مشخص باشد. در یک تیم حرفه ای دانش اجرایی پنهان نخواهد بود و همه از اشتراک گذاری دانش استقبال میکنند. وقتی که آگاه باشیم چگونه یک تسک انجام میشود میتوانی زمان صحیحی را برای آن در نظر بگیریم.چراغ سوم - بررسی زنده نتایج و فرآیندهابررسی میزان رسیدن به اهداف را به پایان پروژه موکول نکنید. بطور منظم روند رسیدن به اهداف را ارزیابی کنید. بررسی منظم در حین اجرا به شما این اجازه را میدهد که در اجرا بهبود داشته باشید. بهبود در حین اجرا موجب میشود که از ایده‌آل گرایی فاصله گرفته و سرعت اجرا خود را بالا ببرید.برگزاری جلسات روزانه و هفتگی به شما کمک میکند دید شفافی پیدا کنید. جلساتی که در ابتدای روز برگزار میشود که در آن تمام افراد تیم تسک هایی که باید انجام دهند را توضیح میدهند کمک میکند تیم به سمت سینرژی حرکت کند. جلسات هفتگی برای ارزیابی تسک های انجام شده به شما کمک میکند که نقاط ضعف و قوت در فرآیندها را ارزیابی کنید.در پایان هر ماه یک جلسه رترو یا جلسه هم فکری و ارزیابی داشته باشید و اجازه بدید تمام اعضای تیم نظرات خود را بدون هرگونه خودسانسوری بیان کنند. خرد جمعی کلید موفقیت در کار تیمی است.ساختار اهداف در رویدادیکی از مهم ترین عوامل موفقیت در رویداد این است که شرکت کنندگان رویداد شما در قیف بازاریابی قرار بگیرند.اگر با قیف بازاریابی آشنایی ندارید مطالعه مطلب (( قیف بازاریابی کاربرد و جایگاه )) به شما کمک بسیاری خواهد کرد.اهداف رویداد با توجه به سطح بالا قیف بازاریابیوقتی رویداد با هدف دستیابی به سطح بالا قیف بازاریابی برگزار میشود بدنبال متقاعد کردن شرکت کنندگان نیست. هدف خلق ارزش و توجه به نیاز شرکت کنندگان است . در این رویکرد ما میخوایم برای شرکت کنندگان ارزش قائل شویم، با شرکت کنندگان ارتباط برقرار کنیم و به آنها کمک کنیم تا خدمات ما را بهتر بشناسند.در این رویکرد برگزاری رویداد ما مشکلاتی را مطرح میکنیم که مخاطبان ما بدنبال حل شدن آن هستند و ما راه حل را به آنها نشان میدهیم.برای برگزاری رویداد با هدف دستیابی به سطح بالای قیف بازاریابی باید هدف خود به یک عبارت مهم خلاصه کنید:حال خوب مخاطب، خاطره ماندگار، خلق تجربه یکتافروش را به بعد موکول کنید و به این موضوع باور داشته باشید با یک رویداد سطح بالا و با کیفیت میتوانید یک جایگاه ذهنی جاودانه در ذهن بازار هدف خود ایجاد کنید. بنابراین این رویدادها با بالاترین سطح کیفی برگزار کنید تا یک تصویر بی نظیر از شما در ذهن مخاطب ایجاد شود.چند نمونه از اهدافی که میتوانید برای سطح بالای قیف مدنظر داشته باشید:رهبری فکری ( Thought-leadership )تبدیل شدن به جایگاه رهبر فکری در صنعتی که در آن فعالیت می‌کنید.سنجه گذاری بر اساس:تعداد دانلود منابع معرفی شده در طول رویداد به کاربرانسوالات پرسیده شده در طول رویداد از سخنران یا سخنرانانتعداد شرکت کنندگان آنلاین و آفلاینبدست آوردن نرخ رضایت از رویدادمیزان بازنشر محتوای رویدادبررسی میزان رضایت از محتوای ارائه شدهمیزان مشارکت شرکت کنندگان ( Attendee engagement )شرکت کنندگان در فرآیند رویداد درگیر کنید و اجازه بدهید که بخشی از فرآیند رویداد باشند. این فرآیند با استفاده از مشخص کردن هشتگ مشخص رویداد و نمایش محتوای مرتبط به هشتگ و اعلام آن میتواند انجام شود.سنجه گذاری بر اساس:میانگین زمان حضور شرکت کنندگان در رویدادمجموع تعداد پیام های دریافتی از شرکت کنندگانمجموع درگیری شرکت کنندگان با رویداد تحت عنوان تعداد کلیک دریافتی، تعداد پلی شدن ویدیو و …افزایش میزان سطح آگاهی از برند ( Brand Awareness improvement )افزایش آگاهی از برند در بازار هدف، مخاطبان هدف به صورت گسترده. هر چه میزان سطح آگاهی از برند در مخاطبان هدف بالاتر باشد میزان جذب آنها نیز افزایش خواهد رفت. البته این موضوع به اینکه چه تصویری از کسب و کار خود در معرفی رویداد و در طول رویداد برای مخاطبان ایجاد میکنیم دارد.سنجه گذاری بر اساس:میزان دیده شدن در تبلیغات رویدادمیزان دیده شدن در طول رویدادمیزان معرفی شدن رویدادمیزان رضایت از رویدادمیزان اشاره شدن به برند در شبکه های اجتماعیکانال دریافت سرنخ ( Lead generation channel)‌ایجاد تعداد مشخصی سرنخ از رویداد و تبدیل درصدی مشخص از سرنخ ها به دریافتی به سرنخ با کیفیت (MQL). رویدادها یکی از بهترین روش های دریافت سرنخ از بازار هدف هستند. البته همه لیدهایی که دریافت می کنید با مشخصات پیش فرض شما از بازار هدف (User persona) همخوانی نخواهد داشت. بنابراین لازم است که سرنخ های دریافتی را بررسی و سرنخ‌های فاقد کیفیت را از آن حذف نمایید.سنجه گذاری بر اساس:مجموع تعداد سرنخ های دریافتیمجموع تعداد شرکت کنندگانمجموع تعداد سرنخ های دریافتی همخوان پرسونای بازار هدف‌‌اهداف رویداد با توجه به سطح میانی قیف بازاریابیجنسی از رویداد است که در کشور ما چندان باب میل کسب و کارها نیست اما بسیار دارای اهمیت است. این دست از رویداد برای مشتریان بالقوه که پیش از این با برند و محتوا ما آشنا بودند باید برگزار شود. آنها بدنبال مطالب تخصصی و حرفه‌‌ای تر هستند که بتوانند مشکلات خود را برطرف کنند و این رویداد برای آنها ارزش بسیاری دارد.بدین منظور شما آماده هستید به این بخش کمک کنید تا از مرحله میانی قیف عبور کنند و به مرحله پایانی قیف بازاریابی برسند. نکته بسیار مهم این است که یک فرصت خوب برای جذب مشتریان رقبا به سمت خودتان است. اگر مشتریان بالقوه شما همزمان از رقبای شما هم مشغول دریافت خدمت یا کالا با باشند با برگزاری این دست از رویداد ها شما جایگاه برتر در ذهن آنها خواهید داشت.یک رویداد حرفه ای با هدف سطح میانی یک بررسی عمیق از نظر آموزشی، آماری و نکات کاربردی در خصوص دردهای مشترک و بینش های های حرفه ای کاربران خواهد داشت. تاکتیک ها و تکنیک ها و کیس استادی ها کمک بسیاری به شرکت کنندگان این دست رویداد کرده و آنها را شگفت زده میکند. اشتراک گذاری تجربیات چهره های مطرح و افراد کارکشته میتواند از این دست محتوا برای این رویداد باشد.با مدیریت محتوای این دست از رویداد ها میتوانید یک بحث باز درباره محصول یا راه حل خود داشته باشید و افکار شرکت کنندگان را  با توجه به اطلاعات مفیدی که به آنها می دهید به سمت راه حل خود ببرید. بگذارید شرکت کنندگان به سمت راه حل و محصول شما باشند.نرخ تبدیل شرکت کنندگان به خریداران ( Sales Conversion )تسهیل امکان فروش فرد به فرد و تبدیل شرکت کنندگان به خریداراناین دست از رویدادها برای فروش کالاهای تخصصی و خدمات تخصصی و همچنین فروش خدمات آموزشی و سازمانی بسیار کاربردی است. در حین رویداد و در پایان از شرکت کنندگان دعوت به اقدام برای دریافت خدمات میشود.سنجه گذاری بر اساس:بررسی رفتار و عملکرد شرکت کنندگان در رویدادتعداد پیام دریافتی مستقیم از شرکت کنندگانتعداد سوالات دریافتی از شرکت کنندگان در خصوص محصول‌تعداد دموهای دریافتی از طرف شرکت کنندگان ( Demo Account or content )یکی از استراتژی های بسیار محبوب در هدفگیری این سطح از قیف بازاریابی ارائه اکانت دمو یا محتوای رایگان برای اعتماد درگیری کاربر با کسب و کار یا برند است. خلق یک تجربه با کیفیت در مرحله دریافت محتوای رایگان یا دریافت اکانت بسیار حائز اهمیت است و همچنین بسیار مهم است فعالیت های کاربر در هنگام دریافت اکانت رایگان بررسی و مانیتور شود تا دعوت به خرید در زمان مناسب صورت بپذیرد.سنجه گذاری بر اساس:بررسی میزان اکانت دمو دریافت شدهبررسی میزان محتوای رایگان دریافتیبررسی میزان رضایت از محتوای دریافتیاهداف رویداد با توجه به سطح پایین قیف بازاریابیبدون شک رویدادهایی با این هدف صرفا باید برای مشتریان وفادار برگزار شوند. مشتریانی که از خدمات شما راضی هستند و سهم بالایی از حجم فروش را در دست دارند. برای بسیار کسب‌وکارها و برندها ممکن است تنها صد مشتری از هزاران مشتری که به آنها خدمات می‌دهند بیش از 50% حجم خرید را داشته باشند. رویدادی که برای این دست از مشتریان برگزار میشود با هدف افزایش مراودات تجاری و افزایش سهم فروش است. رویدادهای پایین قیف بر تقویت اعتماد و تمرکز بر مشتریان مهم و افراد مهم متمرکز است. شما باید در این رویداد میزان وفاداری را افزایش دهید به دنبال خلق سفیران برند خود در اکوسیستم کسب و کار خود باشید. معمولا این دست از رویدادها پس از برگزاری تحت پوشش کمپین روابط عمومی و اخبار در رسانه ها قرار می گیرند.بزودی بخش انواع رویداد و چک لیست برگزاری رویداد را به این محتوا اضافه خواهم کرد. سپاس از همراهی شما</description>
                <category>امید پیردهی</category>
                <author>امید پیردهی</author>
                <pubDate>Sat, 09 Sep 2023 22:26:47 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بازاریابی با چشم باز</title>
                <link>https://virgool.io/@omidpirdehi/%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%DA%86%D8%B4%D9%85-%D8%A8%D8%A7%D8%B2-lxpw5ztkbsbf</link>
                <description>جان کلام این مقاله:خلاقیت در بازاریابی و شناخت دقیق مشتریان مهم‌ترین نکته ای است که باید به خاطر داشته باشیم. فراتر از داده های دموگرافیک و پرسونا و روند معمول عمل کنید. باید مشتریان خود را درک کنید به حس هم دردی و هم زیستی با آنان دست پیدا کنید. برای این کار مدیرعامل فروشگاه های زنجیره ای Target بدون هیچ اطلاع قبلی در طول ماه چندین بار به فروشگاه های زنجیره ای خود سر میزند. هدف این است که از نزدیک با مشتریان ارتباط بر قرار کند. چالش های آنها و نکاتی که برای آنها لذت بخش هست را ببیند، درک کند و چالش ها را کاهش و لذت ها را افزایش دهد. جهت خلق یک تجربه به یاد ماندنی از حضور در آن فروشگاه. در این مقاله در خصوص راهکارهایی برای چشمانی باز تر برای بازاریابان صحبت میکنیم. فکر میکنم از سن 18 سالگی فعالیت رسمی خود را در حوزه کسب و کار آغاز کردم. در ابتدا یک فروشنده ساده کف پوش های صنعتی بودم. طبیعی است که در آن سن و با توجه به روحیات جاه طلبانه ام بسیار با انگیزه بودم. سعی میکردم با مشتریانم ارتباط متفاوتی برقرار کنم. فراتر از یک فروشنده و یک همراه و مشاور خوب باشم. کسی که میتوان به او اعتماد کرد. در ادامه مسیر آشنایی با کارآفرینان و مدیران بازاریابی کارکشته در من برای خلق فرصت های بیشتر کمک کرد و توانستم با استفاده  از قوه خلاقیت مزیت های رقابتی بسیاری را برای شرکت های گوناگون ایجاد کنم. از نظر من این داستان و سفر برای اکثر کسانی که به رشد و بالندگی در مسیر بازاریابی اهمیت میدهند رخ میدهد. اول شروع میکنی به یادگیری و این یادگیری هیچ وقت پایانی ندارد و بعد به جادوی ارتباطات و شبکه سازی میر سد و شروع میکنید به شبکه سازی با افراد موفق که آن هم نیز هیچ پایانی ندارد. یادگیری، ارتباطات، عملگرایی و اعتماد سازی ستون های اصلی رشد در این مسیر هستند. بخش بندی درست، مکان درست، زمان درستبازاریابی، امروز جزو جدایی ناپذیرِ زندگی همه ماست. همه ما آنچنان با طرح های بازاریابی عجین شده ایم که خود از آن بی خبریم. با دوستی در حال قدم زدن در خیابان بودم که گفت دیروز یک بستنی جدید را تست کرده است که کاملا مزه متفاوتی دارد، در فلان دوره و کلاس ثبت نام کرده است که تجربه بی نظیری از یادگیری به او داده است و هزاران مثال مشابه که نشان میدهد نماینده یک برند بودن و بازاریابی دهان به دهان چقدر در زندگی روزمره ما بدهی است. اما سوال اینجاست که جای کسب و کار ما در این برند کجاست؟ از هر 100 نفر مشتری ما، چند نفر حاضر است تجربه خود را با حلقه نزدیکانش به اشتراک بگذارد؟ منظور از بخش بندی همان بخش بندی بازار است. بازاریابان آگاه میدانند که برطرف کردن نیاز کلی مشتریان بالقوه خطایی نا بخشودنی است. بنابراین با توجه به ساختار ارزش های پیشنهادی کسب و کار،  باید بررسی کنیم که چه گروهی از بازار با هزینه کمتری در دسترس هستند و در زمان کمتری ارزش های مارا خواهند  پذیرفت که این به معنای بخش بندی درست بازار است. فرض کنید شما ارائه دهنده خدمات مشاوره تغذیه هستید. طبعا همه مردم برای داشتن تغذیه بهتر و سالم تر به خدمات شما نیاز دارند اما بازار شما با توجه به میزان نیازشان به 2 دسته اصلی تقسیم میشود. کسانی که از اضافه وزن و کمبود وزن رنج می برند و بدنبال برطرف کردن این مشکل از طریق خدمات شما هستند. بخش بندی بازار از نظر جنسیت، دهک مالی، بازه سنی، موقعیت جغرافیایی، آداب و رسوم، فرهنگ های اجتماعی، ارزش ها و زد ارزش ها، ترس ها، آرزوها و انتظارات می باشد. برای هر بخش باید این موارد با جزئیات کامل مشخص شود. بازار هدف شما در طول روز به چه کاری مشغول می شود؟ در ساعات ابتدایی روز به دیدن مطالب سرگرم کننده در اینستاگرام میرود یا ابتدا ایمیل خود را چک میکند؟ بعد از پایان ساعات اداری برای خوشگذرانی با دوستان خود بیرون میرود؟ برای حفظ سلامتی و تناسب اندام به باشگاه میرود یا زمان خود را به یادگیری مباحث تخصصی جدید برای پیشرفت کاری اختصاص می دهد؟ برای مثال: شخصیت فرضی به اسم رامینجنست: مرد، دهک مالی: هشتم الی دهم (دهک مالی اول ضعیف ترین بخش جامعه و دهک مالی دهم غنی ترین بخش جامعه از نظر مالی است)، شغل: مدیر ارشد مالی، ساکن تهران، از نظر آداب و رسوم پایند به ارزش های ملی و ایرانی است ( باتوجه به نوع بازار هدف خود می توانید در خصوص حساسیت های بیشتر متمرکز شوید). در خصوص خدمات دریافتی به شدت وسواس دارد و تحمل هیچ گونه کوتاهی در این مورد ندارد. علاقه ای به سفرهای ماجرا جویانه ندارد. از نظر رامین باید یک سفر خوب موجبات آرامش و لذت را فراهم کند. بزرگترین ترس رامین در خصوص یک سفر تفریحی این است که محل اقامت کیفیت لازم و شهر محل اقامت امنیت لازم را نداشته باشد. رامین بطور منظم در ابتدای هر صبح پس از ورزش صبحگاهی انفرادی و صرف صبحانه اقدام به بررسی خلاصه اخبار سیاسی و پس از بررسی جامع اخبار اقتصادی بین المللی میکند. پس از بررسی اخبار به سراغ ایمیل خود میرود. اوقات فراغت رامین بیشتر صرف دورهمی های کاری تجارت میشود که ضمن گپ و گفت دوستانه راهکارهای تخصصی به اشتراک گذاشته میشود. لینکدین محبوبت ترین شبکه اجتماعی رامین است زیرا در آنجا میتواند شبکه ارتباطی خود را توسعه داده و با مدیران در صنایع گوناگون آشنا شود. فرض کنید که شما یک شرکت ارائه دهنده خدمات گردشگری هستید. رامین نمونه ای از مشتریان در بازار هدف شماست. چگونه کسب و کار خود را به رامین معرفی می کنید؟ چگونه سطح آگاهی از برند خود را برای رامین افزایش می دهید؟ اینجاست بحث حضور در مکان درست مطرح میشود. برای دستیابی به بازار هدف باید مکان هایی که بازار هدف بصورت آنلاین یا آفلاین در طول روز، آنجا حضور دارد بررسی کنیم. در مکان های درست، نقاط لمس ما به بازار هدف ایجاد میشود. آیا رامین در تمام طول سال تمایل به سفر دارد؟ خیر. بنابراین در ابتدا باید با استفاده از برنامه تولید محتوا و اشتراک گذاری آن در مکان درست تصویر ایده آل از یک سفر خود برای رامین را آماده کنیم. هر موقع که زمان مناسب رسید باید وعده برند و تصویر رویایی از آن سفر را برای رامین به حقیقت تبدیل کنیم. در تمام صنایع و بازارها این استراتژی درست است. بخش بندی صحیح بازار، شناسایی راه های دستیابی به بازار هدف و حضور در مکان های درست با استفاده از آن، ارائه پیشنهاد جذاب در زمان مناسب. 4 گام خلق هویت اصیل در بازاریابیوقتی که به واژه اصالت فکر میکنم به این باور میرسم که اصالت ما در گرو رفتار و رفتار ما در گرو ارزش ها و ارزش ها در گرو باورهای ماست. اما باور های ما از کجا متولد می شوند؟ فرض کنیم که از کودکی به آموزش میدانند هر موقع چراغ قرمز است میتوانیم حرکت کنیم و هر موقع سبز شد باید بیاستیم. آیا رویکرد ما نسبت به چراغ سبز و قرمز با رویکرد امروز یکسان بود؟ خیر. بنابراین داده هایی که در قالب داستان و آداب و رسوم، فرهنگ و ... به ما داده شده است تاثیر مستقیم در باور های ما دارد. اول - هویت خود را تعریف کنید. چه بخواهید یا نخواهید هویت و ارزش های بنیانگذاران یک شرکت همیشه در آن شرکت قابل مشاهده است. بنیانگذران شرکت به دنبال ترویج چه ارزش هایی در داخل مجموعه و چه ارزش هایی در خارج از مجموعه با ارائه خدمات خود هستند؟ این ارزش ها به چه شکل خود را نمایان میکنند؟ این ارزش ها به چه علت انتخاب شده اند و چه میزان با نیاز های بازار هدف و ارزش های مد نظر مابقی ذینفعان هم سو هستند؟ پاسخ به این سوالات به شما کمک میکند تا هویتی شفاف برای کسب و کار خود طراحی نمایید. دوم- داستان خود را تعریف کنید. داستان کسب‌وکار شما چیست؟ چه شد که یک روز بعدازظهر این کسب‌وکار راه‌اندازی شد؟ بنیان‌گذاران این کسب‌وکار چه چالش‌هایی را پشت سر گذاشتند و چگونه توانستند به نقطه فعلی دست یابند؟ فرازوفرود کسب‌وکار چگونه بوده است؟ اصالت شما در پی داستنی است که برای کسب‌وکار خود تعریف می‌کنید. توجه فرمایید که هرگونه تعاریف غیر یا دور از واقعیت بسیار سریع‌تر از آنچه بخواهید فکرش را بکنید عیان خواهد شد و شما اصالت خود را از دست خواهید داد. بنابراین هرگز در خلق داستان کسب‌وکار خود اقدام به طرح داستان‌های غیرواقع و دروغین نکیند. به آنچه هستید افتخار کنید و دستاوردهای خود را با تمام ذینفعان به اشتراک بگذارید.سوم - الگویی را برای همسویی بازار هدف بافرهنگی که شما در مجموعه ترویج می‌دهید طراحی کنید. این الگو ازنظر ارزشی و فرهنگی باب میل همه نخواهد بود. کسانی که آن را می‌پذیرند و پیرو آن هستند همراهان و وفادارترین مشتریان و در جایگاه سفیران کسب‌وکار، مروج ارزش‌های شما هستندچهارم - داستان خود را ادامه دهید. مشکل بزرگ بسیاری از کسب‌وکارها در این مورد، فراموش کردن داستان خود است. در قالب شرکت‌ها بعد از طراحی و آماده‌سازی داستان آن را در کنج کتاب برند شرکت یا نهایت در قالب یک صفحه از وب‌سایت رها می‌کنند. داستان کسب‌وکار شما زنده است. دستاوردهای خود را به‌صورت فصلی با توجه به ارزش‌های بنیادین برای مخاطبان تشریح کنید. اجازه دهید ذینفعان کسب‌وکار شما در داستان کسب‌وکار شما نقش داشته باشند. سال و سال‌ها باید داستان تکرار شود. این داستان‌ها از چالش‌ها و دستاوردها روز کتاب اصیل داستان کسب‌وکار شما می‌شود.اصول بازاریابی با چشمان باز1- بازاریابان متعهد و خلاق جهان را تغییر خواهند داد. برای به‌دست آوردن فرصت‌های بزرگ باید فراتر ازآنچه تصور عام مردم است حرکت کنید. بازار هدف خود را شگفت‌زده کنید.2- دقیقاً چی واسه ما داره؟ ( ?what&#x27;s in it for me ) عبارت عامیانه اما شفافی است که باید شما در خصوص ذینفعان خود به آن پاسخ دهید. این سؤالی است که هم هیئت‌مدیره شرکت به پاسخ آن نیاز دارد و هم مصرف‌کننده نهایی. ولی برای اینکه بتوانید به این سؤال پاسخ دهید لازم است که در زمان، مکان و بخش درست بازار حضورداشته باشید.3- شما نیاز به ایجاد تغییرات هدفمند دارید اما دقت داشته باشید که تغییرات بدون ارزیابی دقیق عملکرد و نتایج گذشتگان و یادگیری از تجربیات آنان می‌تواند بهای بسیار گزافی را برای شما و کسب‌وکاری که در آن فعالیت دارید داشته باشد. بنابراین بدون تحلیل اطلاعات و تجربیات فعلی اقدام به تغییر نکنید.4- داستان خود را خلق کنید و عملکرد خود را با ارزش‌های بنیادین کسب‌وکار خود همسو سازید. پیش از آنکه مصرف‌کنندگان نهایی یا رقبا برای شما شروع به داستان‌سرایی کنند. اگر داستانی برای گفتن نداشته باشید داستان‌های نامطلوبی برای شما ساخته‌وپرداخته می‌شود.5- آنچه شما در مورد خودتان، خدماتتان و کسب‌وکارتان می‌گویید ارزش بسیار کمتری نسبت به آنچه در مورد شما و کسب‌وکارتان و خدمتتان می‌گویند دارد. بنابراین در ارزیابی کمی و کیفی خود ازنظر ذینفعان کوشا باشید.</description>
                <category>امید پیردهی</category>
                <author>امید پیردهی</author>
                <pubDate>Fri, 27 Jan 2023 23:57:04 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>موج سواری در بازاریابی ( بازاریابی در بازه تغییرات )</title>
                <link>https://virgool.io/@omidpirdehi/%D9%85%D9%88%D8%AC-%D8%B3%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D9%87-%D8%AA%D8%BA%DB%8C%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%AA-cs0lhcbbbfhh</link>
                <description>جان کلام تبلیغات صرفا یک وجه از وجوه علم بازاریابی است. با نادیده گرفتن دیگر بخش های علم بازاریابی بدون شک در مسیر استفاده از آن دچار گمراهی خواهید شد.آ بنابراین لازم است از نگاه سطحی به علم بازاریابی خودداری کرده و بدنبال ایجاد راهبردهای خلاقانه با استفاده از وجوه مختلف علم بازاریابی باشیم. از استراتژی های قیمت گذاری، محصول همخوان با بازار هدف، تحقیقات بازار و ارزیابی جایگاه کسب و کار در بازار، برندسازی قدرتمند، تمرکز بر در دسترس بودن خدمات و ... در این مقاله سعی شده است با توجه به چالش های گسترده در عوامل خارجی برای کسب و کار ها، راهکارهایی برای گذر از این بازه زمانی با موفقیت را خدمت شما عزیزان ارائه دهم. مقدمهترفند های قدیمی بازاریابی برای بازار امروز کاربردی ندارد. مخاطبان امروز نسبت به مبالغه های تبلیغاتی دیروز روی خوش نشان نمیدهند. از طرفی شرایط بیرونی در کشور با سرعتی در حال تغییر است که اتکا به یک راهبرد بازاریابی ثابت میتواند کسب و کار ما را دچار تهدیدات ویژه کند. باید درک خود را از محیط پیرامون تغییر دهیم و همه به خوبی میدانیم که وقتی کره زمین در حال تغییرات بنیادی بود قوی ترین جانداران نبودند که زنده ماندند بلکه آن دسته جانداران بودند توانستند هر چه سریع‌تر خود را با محیط همسو سازند. حالا چه باید کرد؟در علم فیزیک و ریاضی هیچ تخصصی ندارم اما فکر میکنم که هر 300 یا 500 سال یکبار قطب شمال و جنوب جای خود را بهم میدهند. در فرهنگ ما نیز این موارد بسیار زیاد رخ می دهد. ارزش های دیروز جای خود را به زد ارزش ها امروز می دهند و همین طور بالعکس.به اصل خود برگردیم ساده بگویم اگر مفروضات قبلی را بازنگری نکنید در دوران فعلی محکوم به شکست هستید. داده و اطلاعاتی که از گذشته در ذهن داریم و راه حل هایی که از آن داده ها استخراج میکنیم پاسخگوی گذار از مشکلات فعلی نیست. بد نیست برای شروع نظری داشته باشیم به تعریف بازاریابی از منظر فیلیپ کاتلر !داشتن تعهد به مشتریان و مدیریت بر روابط سودآور با آن ها.بگذارید به این جمله نگاهی عمیق تر بیندازیم:داشتن تعهد به مشتریان: وعده ای که به مشتریان خود میدهیم و باید به آن پایند بمانیم.  مدیریت روابط: مدیریت روابط با مشتریان مهم ترین کاری است که در این بازه زمانی باید به آن دقت کنیم. این فرآیند از زمانی که مشتری با نام تجاری ما آشنا میشود آغاز شده و در مرحله وفاداری به خدمات ما و بازگشت برای استفاده مجدد از خدمات و معرفی خدمات ما به دوستان و آشنایان امتداد می یابد. در مقاله مدیریت روابط با مشتریان این مبحث را بطور کامل توضیح داده شده است. روابط سودآور با مشتریان: چگونه از روابطی که با مشتریان خود طراحی کرده ایم، رضایت مشتریان و سود خود را حاصل میکنیم؟ بحران نزدیک بینی در بازاریابی ( بیماری رایج کسب و کار های در حال سقوط )بحران در قالب کسب و کار ها زمانی حاصل می شود که بنیان‌گذاران و یا مدیران ارشد دچار نزدیک بینی در بازاریابی شده اند. آنان بر این باورند که محصولات و خدماتی بی نظیر ارائه میدهند و حاضر به ارزیابی دقیق خود نسبت به رقبا و هم چنین تحلیل صحیح شرایط کسب و کار خود نیستند. این بیماری رایجی است که بسیاری از کسب و کار ها به آن مبتلا هستند. این بیماری نشات گرفته از موفقیت‌هایی است که یک کسب وکار در یک برهه زمانی خاص درگیر آن بوده است. موفقیت هایی که در گذشته حاصل شده مارا به این باور میبرد که دیگر شکست ناپذیر هستیم ولی باید همیشه داستان برند نوکیا را بخاطر داشته باشیم.در مقاله نوکیا از رهبری بازار تا درس عبرت رقبا! داستان این برند موفق را با شما به اشتراک گذاشته ام. امروز باید اعتماد بنفس کاذب خود را کنار بگذاریم. برای اثربخش بودن تنها واقعیت ها است که می تواند کسب و کار مارا نجات دهد. همدلی و خلق ارزش و خدمت گزار بودن کلید واژه هایی است که به ما در این موج سواری کمک می‌کند. هدف ما از بازاریابی ایجاد تعاملی ماندگار و ارائه ارزش های کسب و کار به مشتریان است. پول و اهداف مالی نتایج ارزش هایی است که در مسیر بازاریابی آنها را باور و با حفظ آنها به مشتریان خود خدمت میکنیم و مشتریان به همین این علت حاضرند هزینه خدمات پیشنهادی ما را بپردازند. بنابراین دیگر دوره زرنگ بازی های کوتاه مدت به پایان رسیده. مشتری امروز با توجه به دسترسی بسیار بالا به اطلاعات و همچنین مالکیت رسانه ای میتواند اطلاعات مربوط به خدمات شما را بررسی و یا تجربه حاصل از آن را در رسانه خود با دوستانش به اشتراک بگذارد. بنابراین بازاریاب باهوش میداند که هر چقدر رضایت مشتری بیشتر باشد امکان اینکه خود مشتری به رسانه ای برای کسب و کار تبدیل شود بیشتر خواهد بود. بسیار عجیب است که اکثر بازاریابان امروز تنها بر روی حوزه تبلیغات متمرکز شده اند! آمیخته بازاریابی یا آن 4p معروف کجا رفته؟ استراتژی های صحیح قیمت گذاری ؟ راه های ارتباطی با مشتری؟ محصول همخوان با بازار هدف ؟ فکر میکنم امروز اکثر بازاریابان سه مرحله دیگر را فراموش کرده اند. میتوانند ساعت ها در خصوص تبلیغات صحبت کنند ولی اکثرا با مفهوم استراتژی های قیمت گذاری و محصول همخوان با بازار هدف نا آشنا هستند. ما باید به عنوان بازاریاب محیط خود را از دریچه ای جدید بنگریم. مشکل بزرگ‌تر از جایی شروع میشود که در بازاریابی دیجیتال قالب ابزارهای بازاریابی همچنان بر روی بحث تبلیغات متمرکز هستند. ارزیابی کیفی محصول و ارزیابی مکان های ارتباط با مشتری به صورت آفلاین یا آنلاین فراموش شده است. بخش بزرگی از بازاریابان گویا در هزاره سوم میلادی زندگی میکنند و از یاد برده اند که هر روز میلیون‌ها نفر به فروشگاه‌های زنجیره و محلی برای تامین کالا و خدمات خود می روند و نقش بازاریابی در این میادین در حال فراموشی است. اسپم کردن روندی است که در تبلیغات کشور ما طبیعی شده است. وقتی که از تبلیغ تورهای مسافرتی و حتی مدارس به اصطلاح کسب و کار می بینیم که با اس ام اس های فله ای اقدام به بازاریابی میکنند افسوس میخوریم. جایی که قرار است خود، مرکز یادگیری علم کسب و کار باشد اصول اولیه آن‌را نادیده میگیرد. چگونه میتوان از این موضوع گذشت و کسانی که این تصمیمات غیر حرفه ای را میگیرند چگونه میتوانند برچسب آموزش عالی بر خود بزنند. ما باید ارزش های بازاریابی حرفه ای را ترویج دهیم و در زمان و مکان درست پیام مناسب را به مشتریان خود نمایش دهیم. بازاریابی زمانی اثر بخش خواهد بود که بتوانیم با توجه به دیدگاه و نظرات بازار هدف خواسته و نیاز های آنان را درک کرده و بتوانیم با آنان ارتباط درستی برقرار کنیم. هدف از این نوع نگرش در بازاریابی فراتر از وظیفه بودن است. در این نگرش ما بدنبال مشتریان موفق هستیم و داستان موفقیت آنان را با بازار هدف خود به اشتراک میگذاریم. با این نگرش میتوانیم اثبات کنیم کسانی که به وعده برند ما اعتماد کردند موفق شدند و ما به ارزش های خود پایبند بوده ایم. فراموش نکنید در بازار امروز هرگونه بدنیتی و عدم شفافیت عیان خواهد شد و اعتبار شما در گرو اعمال شما و موفقیت های است که برای مشتریان خود به حقیقت رقم زده اید. بازاریابی مجموعه اقداماتی است نیک‌اندیشانه برای دست یابی مردم به ارزش هایی که توسط کسب و کار ما خلق میشود. ما در کسب و کار خود به سازنده بودن و ارزشمند بودن خدمات خود باور داریم بنابراین میتوانیم افتخار کنیم که این خدمات را در اختیار بازار هدف خود قرار میدهیم و همواره در کنار مشتریان خود هستیم.ما حاصل کاشت خود را دیده و برداشت می کنیم. 
استراتژی بازاریابی در وضعیت بحرانییکی از مهم ترین استراتژی های بازاریابی در زمان بحران ایجاد شبکه همکاران تجاری است. کسب و کارهایی که بازار هدف مشترک با شما دارند اما رقیب شما نیستد میتوانند بهترین همکاران تجاری شما باشند. برای مثال فرض کنید که شما مالک یک شرکت ارائه دهنده خدمات مالی یا حقوقی هستید. یکی از بهترین شرکای تجاری شما می توانند مدارس کارآفرینی یا شرکت هایی که در حوزه ثبت شرکت و برند فعالیت میکنند باشند. همچنین شرکت هایی که خدمات دیجیتال مارکتینگ به دیگر شرکت ها ارائه می دهند میتوانند جزو شبکه همکاری گسترده تجاری شما باشند. با استفاده از این شبکه تجاری در زمان رویدادهای پیش بینی نشده، شما میتوانید از پایگاه داده مشتریان همکاران تجاری خود استفاده و اطلاعات مشتریان پیشین خود را با آنان به اشتراک بگذارید. برای ساخت شبکه همکاری تجاری حدود همکاری و بازه زمانی همکاری باید مشخص بوده و طرفین متعهد شوند که از همکاری با رقبای شرکای تجاری اجتناب کنند. همین امروز زنجیره ارزش کسب و کار خود را رسم کنید. مشتریان شما قبل از ارتباط با کسب و کارتان بر حسب نیاز با چه کسب و کارهایی در ارتباط خواهند بود؟ بعد از اینکه با کسب و کار شما ارتباط داشتند به سراغ چه کسب و کار هایی برای تامین نیاز های خود خواهند رفت؟ لیستی از برندهای طرح شده آماده کنید و برای همکاری با آنان پروپوزال خود را آماده سازید. </description>
                <category>امید پیردهی</category>
                <author>امید پیردهی</author>
                <pubDate>Thu, 26 Jan 2023 22:58:10 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>توسعه‌ کسب و کار، دقیقاً، چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@omidpirdehi/%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B9%D9%87-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-cit167aw1dy4</link>
                <description>توسعه کسب و کارمن  امید پیردهی، راهبر توسعه‌ کسب و کار هستم. اگر از ده نفر مدیر و قائم‌مقام در کسب و کار یا افراد و گروه‌های فعال در کسب و کارها هم در این مورد اینکه توسعه کسب و کار چیست سؤال کنید، پاسخ‌های بسیار زیاد و گوناگونی دریافت خواهید کرد. بعضی‌ها خیلی خلاصه جواب می‌دهند و می‌گویند: “توسعه‌ کسب و کار یعنی فروش.”بعضی دیگر مبهم جواب می‌دهند: “توسعه‌ کسب و کار، همان شراکت است.”افرادی که در استارت‌آپ‌ها کار می‌کنند، احتمالا از پاسخ طفره رفته و پاسخ می‌دهند: “توسعه‌ کسب و کار یعنی انجام معاملات پیچیده”.با توجه به این‌که هیچ توضیح و توجیه مختصری در خصوصِ چیستیِ توسعه‌ کسب و کار وجود ندارد که جامع باشد، بنابراین من بر آن شدم تا عناضر گوناگون مربوط به توسعه‌ کسب و کار را با هم ترکیب کرده و در یک چارچوب جامع قرار دهم. و در نهایت موفق شدم.  توسعه‌ کسب و کار خلق ارزش های دراز مدت برای یک سازمان است که از مشتریان، بازارها و روابط سازمان به دست می‌آید.این تعریف ساده و ظریف است، اما این تعریف به گونه‌ای است که شما را در حالت انتظار قرار می‌دهد. گویی که شما منتظر ادامه‌ی آن باقی می‌مانید. در بطن این تعریف، نکته‌ای وجود دارد. بر اساس این تعریف، توسعه‌ کسب و کار، تمامِ آن چیزی است که شما از این نیروها به دست می‌آورید و آن‌ها را با هم ترکیب می‌کنید تا فرصت‌هایی برای رشد خلق شوند. اما هر قضیه‌ای نیاز به اثبات دارد، اثباتی مناسب و درست. بنابراین اجازه دهید تا این عبارت را کمی بیشتر بشکافیم:ارزش در دراز‌ مدت  ارزش در دراز مدت منظور من از “ارزش در دراز مدت” چیست؟ در ساده‌ترین شکل، “ارزش” یعنی پول اعم از نقدی و اعتباری، خون جاری در کسب و کار (اما ارزش می‌تواند همچنین دسترسی، برند و اعتبار، یا هر چیزی دیگر باشد که شرکت برای به دست آوردن آن تلاش می‌کند تا بتواند رشد کند). راه‌های زیادی هم وجود دارند که برای شما و شرکت شما به یک‌باره، ارزش ایجاد می‌نمایند. اما توسعه‌ کسب و کار این نیست که خیلی سریع ثروتمند شوید. توسعه‌ کسب و کار یک تاکتیکِ مبنی بر من-بُردم-تو-باختی نیست. اگر ارزش در کسب و کار به سرعت ایجاد شود و با همین سرعتی که امروز به وجود آمده است،  از بین می رود و ارزشی به حساب نخواهد آمد. باید فرصت‌هایی در کسب و کار خلق شوند که همیشگی بوده و دریچه‌هایی به روی کسب و کار باز شود تا همواره ارزش در آن به شکل نامحدود، جریان داشته باشد. باید به توسعه‌ کسب و کار به عنوان ابزاری برای خلق ارزش در دراز مدت بنگرید. این تنها نگرش صحیح است که باعث می‌شود موفق شوید و سازمان شما همواره در حال رشد باقی بماند.مشتریانقسمتِ “مشتریان” که در تعریف آمده است، بدیهی‌تر به نظر می‌رسد. مشتریان همان کسانی هستند صورت‌ حساب‌ها را پرداخت می‌کنند. افرادی هستند که به ازای محصولات و یا خدمات شما، به شما پول می‌دهند. بدون وجود مشتری، کسب و کاری برای شما وجود نخواهد داشت تا بخواهید آن را توسعه دهید. شاید محصول شما آن ویژگی‌هایی که من می‌خواهم را نداشته باشد. شاید محصول شما کامل باشد، اما اصلاً من خبر نداشته باشم که شرکت شما آن را می‌فروشد. شاید هم شما اصلاً به من دست پیدا نکرده‌اید، چون هیچ‌وقت درب خانه‌ی من را نزده‌اید. این که چطور می توانید با تعامل با مشتریان خود ارزش های طولانی مدت خلق نمایید بسیار مهم است.   بازارهاتقسیم بندی بازارکلمه‌ی “بازارها” هم در تعریف ذکر شده است، چون اساساً بازار جایی است که مشتریان در آن “زندگی” می‌کنند. یک روش برای شناخت بازارها بر اساس جغرافیای آن‌ها است –در صورتی که من فقط بر روی فروش در ایران تمرکز داشته باشم و شما در لندن ساکن باشید، دیگر شما به عنوان یک مشتری در دسترس من قرار ندارید چون من در حال حاضر به بازارهای اروپا دسترسی ندارم. اما مشتریان در بازارهای دیگری هم زندگی می‌کنند که بر اساس آمار و ارقام، سبک زندگی یا نگرش‌های آن‌ها برای خرید تعریف شده است. شناسایی فرصت‌هایی برای رسیدن به مشتریان جدید بر اساس بازارهای جدید، نکته‌ی مهمی است که خلق ارزش در دراز مدت را برای شما به ارمغان خواهد آورد.برای مثال، بازار صاحبان حیوانات خانگی را در نظر بگیرید. مشتریانی که در این بازار زندگی می‌کنند، افرادی هستند که حیوانات خانگی مانند گربه، سگ، ماهی و مانند این‌ها دارند. پت‌کو شرکتی است که محصولات خود را به وضوح به مشتریانی می‌فروشد که در بازار صاحبان حیوانات خانگی زندگی می‌کنند. حال در نظر بگیرید که اگر پت‌کو بخواهد تا چیزی را به من بفروشد، چه می‌شود؟ در این صورت این شرکت باید راهی را پیدا کند تا به بازاری که من در آن زندگی می‌کنم، راه پیدا کند. مثلاً فرض کنید که من یک آدمِ مو-قرمز و با پوستِ روشن باشم. با این تفاسیر، وقتی که در معرضِ نور خورشید قرار می‌گیرم بی‌اختیار آتش می‌گیرم. بنابراین من در بازار خریداران کرم‌ها و وسایل ضد آفتاب زندگی می‌کنم. بنابراین اگر پت‌کو بخواهد تا چیزی را به من بفروشد، باید راهی را برای ورود به این بازار پیدا کند. برای این کار باید محصولاتی مانند کرم‌های ضد آفتاب، کلاه یا لباس‌های ضد آفتاب با فویل آلومینیومی ارائه نماید. حال، این مسأله که ارائه‌ی این‌گونه محصولات از نظر پت‌کو ایده‌ای خوب به حساب می‌آید یا خیر، چیزی است که تیم توسعه‌ بازارِ پت‌کو باید درباره‌ی آن تحقیق کرده و تصمیم بگیرند.روابطو در نهایت، از “روابط” سخن گفتیم. همان‌گونه که ستاره‌های و سیاره‌ها باید تحت نیروی جاذبه قرار داشته باشند تا بتوانند در مدار خود باقی بمانند، تلاش‌های موفق برای توسعه‌ کسب و کار نیز متکی به یک بنیان و اساسِ نهفته است که در روابط قوی پنهان است. ایجاد روابط، مدیریت و گسترش این روابط که بر اساس اعتماد، احترام و افزایش ارزش به صورت دو جانبه شکل می‌گیرند، همان پایه و اساسی است که جریان ارزش در درازمدت را امکان‌پذیر می‌نماید. برقراری و حفظ ارتباطات با شرکاء، مشتریان، کارکنان، جراید و مجلات و غیره، همه و همه پایه و اساس موفقیت برای تمامی تلاش‌هایی است که در جهتِ توسعه‌ کسب و کار صورت می‌گیرد. به همین دلیل، ارتباطات در تمامی تعاریف جامع از این اصطلاح دارای جایگاهی برجسته است. به تعاریف اول برگردیم. آیا توسعه‌ کسب و کار، همان فروش است؟ آیا شراکت است؟ آیا گول‌زدن و تحت فشار قرار دادن دیگران است؟ بله، رک باشیم، توسعه‌ کسب و کار همین است. توسعه‌ کسب و کار همه‌ی آن چیزهایی است که در پاسخ‌ها به آن رسیده بودیم، اما همان‌گونه که بعداً خواهیم دید، از این‌ها هم فراتر است. در این مورد می توانید به وب سایت من به آدرس  https://pirdehi.com/  مراجعه کنید.  توسعه‌ کسب و کار یک رشته و تخصص پیچیده و دل‌فریب است که شایسته است تا تعریفی شفاف برای آن ارائه شود. با این تفاسیر، ما می‌توانیم از زیبایی و جذابیتِ یک معامله‌ی خوب، به همان اندازه‌ای که از ستاره‌ها متعجب می‌شویم، در تحیر قرار گیریم.  </description>
                <category>امید پیردهی</category>
                <author>امید پیردهی</author>
                <pubDate>Tue, 02 Apr 2019 17:58:16 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>