<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Alone forever</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@otaco</link>
        <description>!I just need my  best friend</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 12:08:07</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1634424/avatar/Zvm5Lh.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Alone forever</title>
            <link>https://virgool.io/@otaco</link>
        </image>

                    <item>
                <title>بیوگرافی هایاتو سو</title>
                <link>https://virgool.io/@otaco/%D8%A8%DB%8C%D9%88%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%81%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D8%AA%D9%88-%D8%B3%D9%88-zc1eairc5dp6</link>
                <description>هایاتو سو فارغ از بحث شخصیت پردازی، از چنان طراحی منحصر به فردی بهره برده که از ثانیه نخست می‌تواند توجه هر مخاطبی را به خود جلب نماید.یکی از کاپیتان‌های مدرسه که از شخصیتی کاریزماتیک بهره برده و با چشم‌بند عجیب و غریبش ادعا می‌کند که اهریمنی قدرتمند را درون چشم خود پنهان کرده است. او در طول مدت زمانی طولانی موفق شده تا اعتبار و آبروی ارزشمندی را برای خود دست و پا نماید که در ترکیب با قدرتی قابل توجه، او را به رهبری تبدیل کرده که همه از حرف‌هایش حساب برده و بدون اجازه وی حتی آب هم نمی‌خورند. رویکردی که در ابتدای داستان سبب می‌شود تا دانش آموزان تازه واردی نظیر هاروکا ساکورا بدون هیچ نگرانی بتوانند خود را با شرایط وقف داده و از آزار و اذیت دیگران در امان باشند</description>
                <category>Alone forever</category>
                <author>Alone forever</author>
                <pubDate>Mon, 09 Sep 2024 11:43:30 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ایشیگامی سنکو</title>
                <link>https://virgool.io/@otaco/%D8%A7%DB%8C%D8%B4%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D8%B3%D9%86%DA%A9%D9%88-z6qts5lpeepp</link>
                <description>نام مستعارجادوگر جنتلمنجادوگرپروفسور سنکودکتر سنکونژادانسانتولد۴ ژانویه ۲۰۰۴سن۱۵ (چپتر ۱)۱۹ (چپتر ۱۹)+۳۷۰۰ (از لحاظ زمانی)جنسیتمذکرتاریخ سنگ‌شدگیسال ۲۰۱۹۵۷۳۸ (بیداری)۵۷۳۹ (احیا توسط تایجو)۵۷۴۱ (سنگ‌شدگی توسط ایبارا)۵۷۴۱ (احیا با استفاده از اسید نیتریک)۵۷۴۲ (سنگ‌شدگی توسط وایمن)۵۵۴۹ (احیا توسط سویکا)ملیتژاپنیخانوادهبیاکویا ایشیگامی (پدرخوانده)روری (همسر سابق)پیشهدانشمندرئیس روستای ایشیگامیرهبر پادشاهی علوموابسته بهپادشاهی علومصداگذاریوسوکه کوبایاشیمیکاکو کوماتسو (جوانی)سنکو ایشیگامی (Senku Ishigami) شخصیت اصلی دکتر استون و دوست تایجو اوکی و یوزوریها اوگاوا است. او به خاطر تکه-کلام‌هایش شناخته می‌شود که یکی از آن‌ها «ده میلیارد درصد» است. او نیم سال زودتر از تایجو از حالت سنگ‌شدگی خارج شد و سرانجام با کمک تایجو مایع احیاکننده را ساخت. سنکو در این دنیای سنگیخواهان بازسازی تمدن و بنیان کردن پادشاهی علوماست.او به عنوان قهرمان مسابقه بزرگ، در حال حاضر دارنده عنوان رئیس دهکده در روستای ایشیگامی است. سنکو به لطف تاثیر بیاکویای فقید در بنیان کردن این روستا، به عنوان یک اسطوره در این روستا در نظر گرفته می‌شود.او رهبر بالفعل پادشاهی علوم است. سنکو بعدها به عنوان یکی از اعضای پنج فرمانده دانا، ایده‌ها و ابتکارهایی را برای برنامه‌های بزرگ این پادشاهی فراهم کرد؛ او پیش از هر اقدامی با کروم، گن، اوکیو، و ریوسویمشورت می‌کند.تاریخچهسنکو در کودکی توسط بیاکویا ایشیگامی به فرزندخواندگی پذیرفته شد. در حال حاضر چیزی در مورد والدین اصلی او شناخته شده نیست، فقط این كه یكی از آن‌ها از بهترین دوستان بیاكویا بوده است.در طول دوران کودکی، سنکو همیشه آرزو داشت که به فضا برود و علاقه زیادی به علم داشت. از همان زمان او کتاب‌های زیادی را می‌خواند و آزمایش‌های مختلفی را انجام می‌داد. او با کمک پدرخوانده‌اش وسایل مورد نیاز خود را نیز تهیه می‌کرد.او در مقطعی با تایجو و یوزوریها دوست شد، کسانی که به آزمایش‌های سنکو کمک می‌کردند. بخشی از آزمایشات آن‌ها شامل استقرار اجسام سبک در مدار با یک موشک بود.سنکو زمانی به منظور کمک به بیاکویا برای قبولی در آزمون شنای برنامه فضانوردی JAXA، یک لباس را برای او ساخت.در ده سالگی، او و تایجو همچنان به آزمایش‌های بیشتری می‌پرداختند اما به موفقیتی دست پیدا نمی‌کردند. سنکو پی برد که به کمک تخصصی نیاز دارد، و از این رو ایمیلی را به ناسا فرستاد. دانشمندی به نام دکتر زنو به ایمیل او پاسخ داد و به او گفت که برای انجام آزمایش خود به چه چیزی نیاز دارد. در مقطعی برای بازدید پدرش به آمریکا سفر کرد. پدرش از این موضوع هیجان‌زده بود اما وقتی متوجه شد که سنکو پس از برداشدن کارت اعتباری او به ژاپن بازگشته، ناامید شد. به این ترتیب سنکو قادر شد تجهیزات لازم برای آزمایش خود را تهیه کند.سال‌ها بعد و پیش از رویداد سنگ‌شدگی، سنکو مشغول تماشای گزارش تلویزیونی بیاکویا بود. بیاکویا در این مصاحبه زنده گفت که قصد دارد با سوغاتی‌های فضایی برای سنکو، به زمین بازگردد. این آخرین باری بود که سنکو پدرش را می‌دیدشخصیتسنکو فردی با اعتماد به نفس و کاملا منطقی است که گاهی می‌تواند پر افاده ظاهر شود. با این حال اعتماد به نفس او روی قضاوت‌های او تاثیر منفی نمی‌گذارد، چرا که او از دانش گسترده‌ای بهره می‌برد. سنکو هرگز کسانی که دانش کمتری نسبت به او دارند را کوچک نمی‌شمارد، بلکه همه اطرافیانش را ترغیب و تشویق می‌کند تا بهتر عمل کنند. به دلیل کاریزما و طبیعت دلسوزانه او، مردم به او تمایل دارند و حامی او می‌شوند. زمانی که او یک خلاقیت یا چیز جدیدی را کشف می‌کند هیجان زده می‌شود، و ممکن است احساسات اغراق‌آمیز از خود نشان دهد. با وجود اعتماد به نفسی که سنکو دارد اما او با از دست دادن اطلاعات مهم ممکن است عزم خود را از دست بدهد.اگرچه سنکو حس عدالت‌جویی قوی دارد، اما اغلب او برای رسیدن به اهدافش قوانین را خنثی می‌کند، اطلاعات را دریغ می‌کند و دیگران را دستکاری می‌کند، ولی همه‌ی این‌ها را به نفع متحدان خود انجام می‌دهد. سنکو در پشت قدرت‌نمایی ظاهری خود قلبی واقعا مهربان دارد و از خودگذشته است. بزرگترین نقطه ضعف او ناتوانی در ترک دوستانش است.سنکو بر خلاف تایجو نسبت به رفتارهای عاشقانه بیزار است. وقتی کوهاکو به خاطر استراتژی‌های سنکو به طور عجیبی او را ستایش کرد، سنکو پریشان شد و اشاره کرد «او برایش غش کرده است». علاوه بر این سنکو بلافاصله پس از ازدواج با روری از او جدا شد. به باور او به مغزی که با عشق پر شده باشد غیر منطقی است، با این حال او از تلاش‌های عاشقانه دوستانش حمایت می‌کند.توانایی‌ها و مهارت‌ها 📷سنکویجواندرحالآزمایشیکاختراعجدید نبوغ بسیار بالا: سنکو یک نابغه است که در مورد همه امور علمی اطلاعات دارد. او در شیمی، فیزیک، مهندسی، زمین‌شناسی، زیست‌شناسی و ریاضیات مهارت دارد. او قادر بود به رغم محدودیت منابع موجود در دنیای سنگی، به راحتی ابزارها مفید مختلف، دارو و از همه مهم‌تر اکسیر سنگ‌زدایی را ایجاد کند. تسوکاسا او را «تیزترین و باهوش‌ترین مرد جهان» خطاب کرده است. سنکو علاوه بر دانش علمی همچنین دارای زیرکی و ذهنی تحلیلی است. او برای هر چیزی که کمبود داشته باشد متحدی دارد. او همچنین از بردباری ذهنی بالایی برخوردار است و قادر است به سرعت در وخیم‌ترین شرایط خونسردی خود را حفظ کند.انعطاف ذهنی: در حالی که سنکو فاقد توانایی فیزیکی است، اما بسیار با اراده و دارای پشتکار است. به عنوان مثال، او هوشیاری خود را در دوران سنگ‌شدگی حفظ کرد و برای نزدیک به ۴ هزار سال، زمان سنگ‌شدگی خود را تا آخرین ثانیه شمارش کرد.ساخت و ساز: او در کودکی یک کشتی موشکی مینیاتوری کارآمد را طراحی کرد و ساخت. او تجربه ساخت بسیاری از ماشین‌های پیشرفته و آزمایشات دیگر را نیز دارد.هوشمندی تاکتیکی: علاوه بر هوش علمی، به نظر می‌رسد که او به عنوان یک استراتژیست توانا است. او موفق شد روستاییان و حتی برخی از اعضای ارتش تسوکاسا را ​​که در یک جنگ موثر و بدون خونریزی به جناح خود جذب کند و آن‌ها را هماهنگ کند.حافظه دیداری: سنکو تمام ترکیب و روش اختراعات خود را به یاد می‌آورد. او به ندرت در ساخت ابزاری اشتباه کرده است و دانش بسیار زیادی در زمینه‌های علمی دارد.کاریزما: اگرچه سنکو فردی مغرور و عجیب و غریب است، اما به نظر می‌رسد که درک خوبی از مردم و نحوه تفکر آن‌ها دارد. او از خلاقیت‌های فراوان خود برای جذب کسانی که به او بدگمان هستند استفاده می‌کند تا آن‌ها به تدریج با او گرم شوند.مهارت‌های زبانشناسی: به نظر می‌رسد که سنکو به دو زبان ژاپنی و انگلیسی مسلط است. او از کودکی با زبان انگلیسی مشکل داشت، اما به مرور زمان به مهارت بیشتری رسید.ضعف‌هادانش ناقصتوان فیزیکی پایینمهارت ساخت و ساز متوسطفاقد مهارت‌های پخت و پزبدشانسیدانستنی‌هانام سنکو از «سن» (千 هزار) و «کو» (空 آسمان) به معنی «هزار آسمان» تشکیل شده است. نام ایشیگامی نیز «ایشی» (سنگ 石) و «کامی» (خدا 神) به معنی «خدای سنگ» تشکیل شده است.در روز تولد سنکو یعنی ۴ ژانویه ۲۰۰۴، مریخ‌نورد اسپریت ناسا بر روی سیاره مریخ فرود آمده است.پدر و مادر او در ژانویه ۲۰۰۶ هنگامی که سنکو تنها ۲ سال داشت به طور ناگهانی درگذشتند.سنکو رتبه اول را در نظرسنجی‌های محبوبیت شخصیت اول و دوم کسب کرده است.نام سنکو در ابتدا قرار بود «گاکو شیرایشی» باشد که شامل کانجی «مطالعه» (学) بود، اما این نام تغییر کرد چون ایناگاکی باور داشت که بیش از حد آکادمیک است.کوهاکو ادعا کرده است که در اولین ملاقاتش عاشق او شده است و باعث پریشانی سنکو شده است. اگرچه او توضیح داده است که منظورش به شیوه‌ای افلاطونی بوده است، اما بعدا در چپتر ۲۲ اعتراف کرد که به نظرش او «مردی کاملا زنانه» است.سنکو در مقطعی با روری ازدواج کرده است، اما تقریبا بلافاصله طلاق گرفته است. علاوه بر این، روری هیچ احساسی نسبت به او نداشته است.او از جذابیت‌های آماریلیس مصون بود.او عاشق بازی‌های ویدیویی است و به مواردی چون سوپر ماریو بروس، سیویلایزیشن، دراگون کوئست و مانستر هانتر اشاره کرده است.او سه عبارت مهم دارد: وقتی از چیزی مطمئن است از عبارت «۱۰ میلیارد درصد» استفاده می‌کند، وقتی چیزی غیرممکن باشد از «[حتی] نه یک میلی‌متر» استفاده می‌کند، و وقتی پیشرفت جدیدی رخ می‌دهد از عبارت «این هیجان‌انگیزه» استفاده می‌کند.او ویژگی‌هایی مشابهی با شخصیت یویچی هیروما از مجموعه «آیشیلد ۲۱»، اثر دیگر ریچیرو ایناگاکی دارد.او به لاک حساسیت دارد، به طوری که صورتش به شدت متورم می‌شود.</description>
                <category>Alone forever</category>
                <author>Alone forever</author>
                <pubDate>Fri, 10 May 2024 18:15:12 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بیوگرافی ووکی</title>
                <link>https://virgool.io/@otaco/%D8%A8%DB%8C%D9%88%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%81%DB%8C-%D9%88%D9%88%DA%A9%DB%8C-vec8x83mw6yq</link>
                <description>لی دونگ-ووک (به کره‌ای: 이동욱) (به انگلیسی: Lee Dong-wook) زادهٔ ۶ نوامبر ۱۹۸۱، بازیگر اهل کره جنوبی است. از شناخته شده‌ترین نقش‌های وی می‌توان به مجموعه‌های تلویزیونی دوست دختر من (سال ۲۰۰۵)، بوی خوش یک زن (سال ۲۰۱۱)، فراری از قصر (۲۰۱۳) پادشاه هتل(سال ۲۰۱۴)، گابلین (سال‌های ۲۰۱۶–۲۰۱۷)، نوازش قلبت (۲۰۱۹)، افسانه روباه نه دم (۲۰۲۰) و بد و دیوانه (۲۰۲۱)، افسانه نه دم ۱۹۳۸ (۲٠۲۳) اشاره کرد.حرفهلی دونگ-ووک حرفه بازیگری را در سال ۱۹۹۹ شروع کرد، و در تعدادی از سریال‌های تلویزیونی شرکت نمود که در سال ۲۰۰۵ سریال کمدی رمانتیک دوست دختر من با بازی وی مورد استقبال فراوان قرار گرفت. این سریال در زمان پخش به یک سریال پربیننده و موفق چه در داخل کشور چه در سراسر آسیا تبدیل شد، و لی را به ستاره موج کره‌ای تبدیل کرد.[۳] پس از آن او در سریال نویر لادولچه ویتا (۲۰۰۸)،[۴] شریک کمدی قضایی (2009),[۵][۶] ملودرام بوی خوش یک زن (2011),[۷][۸] رام کام بیسبالی عشق وحشی (2012),[۹][۱۰] فیلم هیجان انگیز فراری چوسون (2013),[۱۱][۱۲] و درام انتقام جویانه پادشاه هتل، که در آن او به همراه همبازی خود در سریال دوست دختر من، لی دا-هه ایفای نقش کرد (2014).[۱۳][۱۴] وی سپس در سریال فانتزی-اکشن مرد تیغه‌ای و درام عاشقانه آدامس بادکنکی نقش آفرینی نمود.[۱۵][۱۶]در نوامبر ۲۰۱۱، لی با سازمان استعدادیابی کینگ کنگ سرگرمی، که همچنین مدیریت بازیگران دیگری چون Lee Kwang-soo و Lee Chung-ah و کیم سون-آ را بعهده دارد، قرارداد امضا کرد.[۱۷]لی و کمدین Shin Dong-yup به عنوان مجری‌های برنامه تالک شوی قلب قوی از مارس ۲۰۱۲ تا ژانویه ۲۰۱۳ انتخاب شدند.[۱۸][۱۹][۲۰][۲۱][۲۲][۲۳] لی همچنین به برنامه ریلیتی شو روم میت که از ۲۰۱۴ الی ۲۰۱۵ پخش شد پیوست.[۲۴][۲۵]از ۲۰۱۶ الی ۲۰۱۷ لی در کنار گونگ یو در درام فانتزی-عاشقانه کیم ایون-سوک، نگهبان: خدای بزرگ و تنها ایفای نقش کرد. این درام بسیار موفق بود، و همراه با موفقیت آن در تجدید حیات حرفه بازیگری لی تأثیرگذار بود.[۲۶][۲۷][۲۸][۲۹]زندگی شخصیدر ۸ مارس ۲۰۱۸ اعلام شد که سوزی و لی دونگ ووک باهم قرار می‌گذارند که توسط کمپانی هر دو طرف تأیید شد که آن‌ها به تازگی در حال شناختن یکدیگر هستند.[۳۰] در ۲ ژوئیه سال ۲۰۱۸ کمپانی لی دونگ ووک و سوزی اعلام کردند که پس از ۴ ماه این دو باهم کات کرده‌اند و دیگر رابطه ندارند. ظاهراً بهم خوردن رابطه آن‌ها بخاطر مشغولیت‌های کاری هردو بوده‌است. در سال ۲۰۲۲ شایعه شد که او به بازیگر جو بو آه (هم‌بازی اش در سریال افسانه نه دم) قرار میگذارد این خبر توسط آژانس هر دو رد و تکذیب شد.[۳۱تک‌آهنگ‌هاسالعنوان آهنگآلبومیادداشتارجاع۲۰۰۷&quot;زن و شوهر ایده‌آل&quot;زن و شوهر ایده‌آل OSTبا هیون جوان۲۰۰۸&quot;یک روز در سال (skit)&quot;همه چیز در مورد توSuho روایت توسط Lee Dong-wook[۳۲]۲۰۱۱«ما دوباره»بوی خوش یک زن OSTبا کیم سونجوایز و نامزدی‌هاسالجایزهنوععنوان نامزدینتیجهارجاع۱۹۹۹جوایز مدل V-NESSجایزه بزرگ۲۰۰۱نهمین دوره محبوب‌ترین جوایز سرگرمی کرهبازیگر نسل جدید۲۰۰۲دهمین دوره محبوب‌ترین جوایز سرگرمی کرهبهترین بازیگر جدید تلویزیونLoving Youبرنده۲۰۰۳SBS Drama AwardsNew Star AwardLand of WineبرندهBest Supporting Actorنامزدشده۲۰۰۹KBS Drama AwardsExcellence Award, Actor in a MiniseriesPartnerنامزدشده[۳۳]۲۰۱۱8th Cosmopolitan Beauty Awards in ChinaMost Attractive Actor in Asia—برنده[۳۴]18th South Korea, Japan Culture AwardsGrand Prize, Cultural Diplomacy category—برنده[۳۵]SBS Drama AwardsTop 10 StarsScent of a WomanبرندهTop Excellence Award, Actor in a Weekend Dramaبرنده[۳۶]۲۰۱۲SBS Entertainment AwardsBest Newcomer, MC categoryStrong Heartبرنده[۳۷]Best Couple Awardwith Shin Dong-yupبرندهKBS Drama AwardsExcellence Award, Actor in a MiniseriesWild Romanceنامزدشده[۳۸]۲۰۱۳PC LADY &amp; Tudou Fashion AwardsAsia Fashion Star Award—برنده[۳۹]KBS Drama AwardsExcellence Award, Actor in a Mid-length DramaThe Fugitive of Joseonنامزدشده[۴۰]۲۰۱۴9th Asia Model Festival AwardsFashionista Award— |برنده[۴۱]3rd APAN Star AwardsTop Excellence Award, Actor in a Serial DramaHotel Kingنامزدشده[۴۲]MBC Drama AwardsTop Excellence Award, Actor in a Special Project Dramaنامزدشده[۴۳]۲۰۱۷۵۳مین مراسم اهدای جوایز هنری بکسانگمحبوب‌ترین بازیگر مردگابلیننامزدشده5th Annual DramaFever AwardsBest Supporting Actorبرنده[۴۴]10th Korea Drama AwardsTop Excellence Award, Actorنامزدشده[۴۵]3rd Fashionista AwardsGlobal Icon—در جریان[۴۶]اینا هم عکسش بنظرم بازیش خیلی خوبه و فکر کنم چون پولداره معمولا در نقش یه آدم پولدار بازی میکنه و همین باعث میشه که بازیش خیلی خوب باشه من که خوشم اومد</description>
                <category>Alone forever</category>
                <author>Alone forever</author>
                <pubDate>Thu, 07 Sep 2023 00:02:54 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بیوگرافی یاتو</title>
                <link>https://virgool.io/@otaco/%D8%A8%DB%8C%D9%88%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%81%DB%8C-%DB%8C%D8%A7%D8%AA%D9%88-l9xyy7pxi180</link>
                <description>نام: یاتو گامیمعنی اسم: خدای ولگردسن:1000+قد:174شغل:خدادوستان:هیوری_یوکینهنام واقعی:یابوکوتاریخ تولد:10آگوستاخلاق:او خود را خدای خوشانسی و جنگ میشناسد در حالی که او در گذشته به خدای افرسدگی لقب داشت و او از تاریکی و تنهایی میترسد او یکی از سه تا شخصیت قویه انیمه است و شخصیت اصلی است او پول های خود را در قوطی مشروب میریزد و با پول هایش مشروب الکلی میخرد یاتو به اعتقاد پدرش فکر میکند میتواند خدایان همه کار ها را انجام دهند اما بعد ها فهمید خدا ها با کمک انسان ها خیلی کهر ها نمیتواند بکند و او وقتی با نورا ملاقت کرد از خود پرسید چرا با من قرار گذاشته است یاتو از ترس اینکه ازش متنفر باشند اسم واقعیش را به دوستانش نگفتخیلی گوگولیی مثل گربه هاستسایونارا </description>
                <category>Alone forever</category>
                <author>Alone forever</author>
                <pubDate>Fri, 11 Aug 2023 12:49:00 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بیوگرافی کریگایا کازوتو (کریتو)</title>
                <link>https://virgool.io/@otaco/%D8%A8%DB%8C%D9%88%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%81%DB%8C-%DA%A9%D8%B1%DB%8C%DA%AF%D8%A7%DB%8C%D8%A7-%DA%A9%D8%A7%D8%B2%D9%88%D8%AA%D9%88-%DA%A9%D8%B1%DB%8C%D8%AA%D9%88-qe5wwqsv0xwd</link>
                <description>کازوتو کیریگایا (Kirigaya Kazuto) با نام تولد کازوتو ناروساکا که همچنین با نام کیریتو در سورد آرت آنلاین (SAO)، الف‌هایم آنلاین (ALO)، گان گیل آنلاین (GGO)، و پروژه السایزیشن شناخته می‌شود، شخصیت اصلی مجموعه‌ی Sword Art Online است.کیریتو به عنوان یکی از هزار تست‌کنندگان بتای بازی Sword Art Online (در مرحله closed beta) بود، بازی که به عنوان اولین بازی نقش‌آفرینی آنلاین چندنفره‌ی واقعیت مجازی (VRMMORPG) شناخته می‌شد و برای کنسول نروگیر منتشر شده بود. کیریتو بعدها به نسخه‌ی اصلی بازی نیز پیوست و به عنوان یکی از ۱۰ هزار بازیکن این بازی در آن گرفتار شد.او در بیشتر بازی یک بازیکن تک‌نفره باقی ماند و در نقش یک بیتر (Beater) تلاش کرد تا نسبت به تبعیض بازیکنان سابق تست‌کننده مقابله کند. همچنین او در نبرد با باس‌ها نقشی فعال داشت و یکی از کلیررها (Clearer) محسوب می‌شد.کیریتو بعد از این که به گربه‌های سیاه مونلیت کمک کرد تا از یک سیاه‌چاله خطرناک فرار کنند، به طور موقت به عضویت این گروه درآمد اما زمانی که مرگ دیگر اعضای این انجمن (guild) منجر به یک خطا (fatal error) شد او دوباره یک بازیکن انفرادی شد.در مقطعی از بازی کیریتو به خاطر تمایل به پوشیدن لباس سیاه با نام «شمشیرزن سیاه» شناخته شد. در نزدیکی پایان بازی او به دلیل باختن شرطی از هیت‌کلیف به عضویت شوالیه‌های خونین درآمد. او سرانجام با شکست دادن باس نهایی موفق به پایان دادن به بازی سورد آرت آنلاین شد.با این حال آسونا و گروه کوچکی از بازماندگان این بازی موفق به لاگ اوت شدن از بازی نشده بودند. کیریتو با دیدن عکسی که نشان می‌داد ظاهرا آسونا در بازی الف‌هایم آنلاین حاضر است تصمیم گرفت تا به عنوان یک اسپریگان (Spriggan) وارد این بازی شود تا از چگونگی موضوع با خبر شود.کازوتو بعد از آزاد کردن صدها اسیر، تحت مدیریت جدید (یمیر) به همراه دوستان قدیمی و جدید خود به ادامه‌ی بازی الف‌هایم آنلاین پرداخت.کازوتو به درخواست کیکوکا سیجیرو آواتار خود در الف‌هایم آنلاین را از طریق دانه‌ای به آواتار گان گیل آنلاین تبدیل کرد تا در مورد یک زنجیره‌ای از مرگ‌ها مرموز در این بازی تحقیق کند. طبق شایعه‌ها این مرگ‌ها مرتبط به بازیکن مرموزی به بود که خود را دث گان (Death Gun) معرفی می‌کرد. به این ترتیب کیریتو وارد بزرگ‌ترین مسابقات بازی یعنی Bullet of Bullets شد تا توجه دث گان را به خود جلب کند.بعد از اتمام حوادث پیشین، کازوتو به آواتارش به الف‌هایم آنلاین بازگشت و همراه با دوستانش به ادامه‌ی بازی پرداخت. چند ماه بعد کازوتو مشغول کاری پاره وقت شد تا روی یک ماشین فول‌درایو جدید به نام سول‌ ترنسلیتور کار کند. با این حال او اطلاع نداشت که در حال کمک به یک پروژه نظامی تحت عنوان پروژه السایزیشن است.پیش‌زمینهناروساکا کازوتو در ۷ اکتبر سال ۲۰۰۸ به دنیا آمد. پس از گذشت یک سال از تولدش پدر و مادرش در یک حادثه مردند و او توسط خاله و شوهر خاله‌اش بزرگ شد.کازوتو همراه با دختر خاله‌اش به آموزش هنرهای رزمی کن‌دو می‌پرداخت. با این حال از آنجا که خاله‌اش یک ویرایشگر مجله‌ی سیستم‌های کامپیوتری بود او به این زمینه علاقه‌مند شد و کن‌دو را به مدت دو سال رها کرد. این تصمیم او با مخالفت شدید پدربزرگش مواجه شد و سوگوها (دخترخاله‌اش) سعی کرد از او دفاع کند و قول داد که هر دوی آن‌ها تمرینات خود را پیگیری کنند.کازوتو در سن ده سالگی از طریق سوابق جوکی نت متوجه شد که او به سرپرستی این خانواده درآمده است. او از آن پس به طور ناخواسته از سوگوها فاصله گرفت.کازوتو کیریگایاKirigaya Kazutoنام آواتارکیریتولقببیتربلکیشمشیرزن سیاهسن۱۴ (شروع آرک اینکراد)۱۶ (پایان آرک اینکراد)۱۷ (آرک فانتوم بولت، آرک السایزیشن)تولد۷ اکتبر ۲۰۰۸نژاداسپریگانواقعیت‌های مجازیسورد آرت آنلاینالف‌هایم آنلاینگان گیل آنلایناوردینال اسکیلپروژه السایزیشنوابسته بهبازیکن انفرادی (SAO)گربه‌های سیاه مونلیت (قبلا، SAO)شوالیه‌های خونین (SAO)خانوادهآئوی ناروساکا (مادر، مرده)یوکیتو ناروساکا (پدر، مرده)میدوری کیریگایا (خاله، مادرخوانده) میتاکا کریگایا (شوهرخاله، پدرخوانده)سوگوها کیریگایا (دخترخاله، خواهرخوانده)یوکی آسونا (همسر در بازی)یویی (دخترخوانده در بازی)پیشهدانش‌آموز متوسطهدانش‌آموز دبیرستانتستر پاره وقت راثصداپیشهماتسوکا یوشیتسوگو (ژاپنی)برایس پاپنبروک (انگلیسی)</description>
                <category>Alone forever</category>
                <author>Alone forever</author>
                <pubDate>Fri, 11 Aug 2023 12:40:35 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جواب سؤالای چند روز پیش</title>
                <link>https://virgool.io/@otaco/%D8%AC%D9%88%D8%A7%D8%A8-%D8%B3%D8%A4%D8%A7%D9%84%D8%A7%DB%8C-%DA%86%D9%86%D8%AF-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%BE%DB%8C%D8%B4-uughophkkws2</link>
                <description>کنیچیوا مینا ساناومدم تا سؤالای چند روز پیش رو بزارم ولی خیلی ناراحت شدم که هیچ کامنتی نبوداگه میشه حمایت کنید ایکوزه۱.میوکی شیروگانه۲.اگه درست یادم باشه شوئیچین۳.معاون۴.ملکه ی یخی۵.هایاساکا۶.اون دختر مو صورتی اسمش یادم رفت۶.کی۷.استنفورد۸.اعترافاین آخری فکرکنم یه چیز دیگه هم بود برید قسمت اخرفصل ۳ رو ببینید</description>
                <category>Alone forever</category>
                <author>Alone forever</author>
                <pubDate>Thu, 03 Aug 2023 23:38:44 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نفوذ به دی ای</title>
                <link>https://virgool.io/@otaco/%D9%86%D9%81%D9%88%D8%B0-%D8%A8%D9%87-%D8%AF%DB%8C-%D8%A7%DB%8C-pmdilkro3ig2</link>
                <description>کنیچیوا یه داستان نوشتم که چون حال نداشتم دوباره اینجا بنویسمش عکس صفحه رو گرفتم و براتون گذاشتم امید وارد که خوشتون بیادالبته ممکنه خیلی واضح نباشن پس از همین الان سومیماسنبریم سایونارا مینا چان</description>
                <category>Alone forever</category>
                <author>Alone forever</author>
                <pubDate>Tue, 01 Aug 2023 16:49:14 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چقدر انیمه ی کاگویا ساما .عشق جنگ است رو میشناسی؟</title>
                <link>https://virgool.io/@otaco/%DA%86%D9%82%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%85%D9%87-%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%DA%AF%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D8%B3%D8%A7%D9%85%D8%A7-%D8%B9%D8%B4%D9%82-%D8%AC%D9%86%DA%AF-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D8%B1%D9%88-%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-ti66cnz4oo4r</link>
                <description>کاگویا عاشق کیهاون توی چه مدرسه ای هستاون معاون یا ریسلقب کاگویا چی بودهاسم خدمتکار کاگویا چی بوددوست صمیمی کاگویااسم خواهر شیروگانهشیروگانه برای چه دانشگاهی اسم نوشتجایزه ی کاگویا برای پیدا کردن دزد فانتوم چی بوددیگه نمیدونمسایونارا </description>
                <category>Alone forever</category>
                <author>Alone forever</author>
                <pubDate>Fri, 21 Jul 2023 21:18:37 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اکوا مارین هوشینو</title>
                <link>https://virgool.io/@otaco/%D8%A7%DA%A9%D9%88%D8%A7-%D9%85%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%87%D9%88%D8%B4%DB%8C%D9%86%D9%88-vqvitaaljif4</link>
                <description>آکوامارین هوشینو (Aquamarine Hoshino) پسر آی، خواننده محبوب و پرطرفدار، یکی از اصلی‌ترین شخصیت‌های انیمه Oshi no Ko 2023 می‌باشد. در واقع او همان گورو آمیمیا، متخصص زایمان آی، می‌باشد که پس از اتفاقاتی به عنوان پسر آی به دنیا می‌آید. آکوامارین پس از قتل مادرش به دنبال برملا کردن حقیقت پشت برده‌ی این اتفاق است. او در این مسیر متوجه می‌شود که امکان دارد پدرش مسئول لو دادن اطلاعاتی از محل زندگی آی بوده است و او منجر به کشته شدن مادرش شده است. آکوامارین تصمیم می‌گیرد که با وارد شدن به حرفه بازیگری، پدرش را پیدا کند و انتقام قتل مادرش را از عاملان آن بگیرد.صداپیشگی شخصیت آکوامارین در سریال ستاره من را چند شخص برعهده داشته‌اند. صداپیشه این شخصیت هنگامی که به عنوان گورو آمیمیا، پزشک متخصص زنان، در سریال حضور داشت، کنت ایتو (Kent Itō) بوده است. اما صداپیشگی این شخصیت در مرحله بعدی که او به عنوان پسر خواننده محبوب یعنی آی متولد می‌شود، بر عهده یومی اوچیاما (Yumi Uchiyama) بوده است. همچنین صداپیشگی این شخصیت در دوران نوجوانی نیز برعهده شخصی دیگر به نام تاکئو اوتسوکا (Takeo Ōtsuka) بوده است.خیلی گوگول مگول این پسر https://www.aparat.com/v/36jRP  https://www.aparat.com/v/Qayz3  https://www.aparat.com/v/6QFwP  https://www.aparat.com/v/TEIoD اینا عکساش سایونارا مینا سان</description>
                <category>Alone forever</category>
                <author>Alone forever</author>
                <pubDate>Tue, 11 Jul 2023 19:52:44 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>INTP</title>
                <link>https://virgool.io/@otaco/intp-o1mhmel2hlis</link>
                <description>مخفف لاتین ویژگی های درونگرایی، شهودی، منطقی و ادراکی می باشد،  یکی از 16 تیپ شخصیتی است که توسط آزمون شخصیت مایرز-بریگز (MBTI)، معرفی  شده است.افرادی که نتیجه آزمون شان تیپ شخصیتی INTP را نشان می دهد، معمولا به عنوان افرادی ساکت و تحلیلی توصیف می شوند.آن ها از تنها بودن و وقت گذراندن با خود، تفکر درباره نحوه عملکرد چیزها و پیدا کردن راه حل برای مسائل و مشکلات، لذت می برند.INTP ها، دارای یک دنیای غنی درونی هستند و تمایل دارند به جای دنیای بیرونی، بر تفکرات درونی شان تمرکز کنند.آن ها اصولا دایره اجتماعی گسترده ای ندارند، اما با گروه کوچکی از دوستان شان، نزدیک و صمیمی هستند.بر اساس گفته های دیوید کِرسی، روانشناسی که طبایع چهارگانه کِرسی را  ارائه داد، تقریبا 1 تا 5% از جمعیت، دارای تیپ شخصیتی INTP هستند.ویژگی های کلیدی تیپ شخصیتی INTPافراد دارای تیپ شخصیتی INTP، افرادی ساکت، تودار و متفکر می باشند. از  آنجا که درونگرا هستند، ترجیح می دهند تنها با گروه کوچکی از دوستان صمیمی  شان که با یکدیگر علایق مشترک دارند، ارتباط داشته باشند.آن ها از تفکر درباره مفاهیم نظری لذت می برند، و هوش را بر عواطف و  احساسات، مقدم می دانند. INTP ها، منطقی هستند و تصمیمات خود را به جای  احساسات ذهنی، بر اساس اطلاعات عینی می گیرند.آن ها هنگام تجزیه و تحلیل اطلاعات و تصمیم گیری، شدیدا منطقی و عقلانی عمل می کنند.آن ها در امر تفکر خارج از چارچوب، بسیار انعطاف پذیر و عالی هستند.افراد دارای این تیپ شخصیتی، به جای تمرکز بر جزئیات بسیار ریز، یک تصویر کلی در ذهن دارند و در واقع «کل نگر» هستند.این افراد، دوست دارند همیشه گزینه های پیش رویشان باز باشد و با برنامه ریزی و ساختارها، احساس محدودیت می کنند.نقاط ضعف و قوت تیپ شخصیتی INTPنقاط قوت: منطقی و عقلانی بودن، دارای تفکر انتزاعی، داشتن استقلال، وفاداری و مهربانی با عزیزاننقاط ضعف: به سختی می توان آن ها را شناخت؛ می توانند بی احساس باشند؛  مستعد شک و تردید نسبت به خود هستند؛ در پیروی از قوانین دچار مشکل هستند؛  در ابراز احساسات نیز، دچار مشکل اند.عملکردهای شناختیآزمون شخصیت مایرز-بریگز (MBTI)، بر اساس نظریه روانکاوی به نام کارل  یونگ است که نشان داده هر شخصیت، متشکل از عملکردهای شناختی متفاوت می  باشد.سلسله مراتب این عملکردها، همین چیزی است که شخصیت و الگوهای رفتاری یک  فرد را می سازد. عملکرد غالب، عملکردی است که نقش عمده ای در شخصیت یک فرد  ایفا می کند. اگرچه این عملکرد، توسط عملکرد کمکی پشتیبانی می شود.عملکرد درجه دوم، عملکردی کم تر توسعه یافته است، اما با این حال، تا  حدودی تاثیرگذار بوده، و فرد با قدرت بخشیدن به آن، می تواند آن را پر رنگ  تر کند.عملکرد درجه سوم (نادر)، عمدتا ناخودآگاهانه بوده، و ضعیف تر از بقیه عملکردهاست.عملکرد غالب: منطقی درونگرایانهاین عملکرد بر نحوه دریافت اطلاعات در مورد جهان پیرامون تمرکز دارد.  افراد دارای تیپ شخصیتی INTP، با تلاش برای درک نحوه کارکرد هر چیز، این  عملکرد را بروز می دهند.آن ها اغلب دوست دارند هر چیز را به اجزای کوچک تر تقسیم کنند، تا  بتوانند به هر جزء نگاه دقیق تری داشته باشند و بفهمند که این اجزا، چگونه  در کنار هم قرار می گیرند و با هم کار می کنند.INTPها، شدیدا منطقی بوده، و متفکرانی کارآمد هستند. آن ها دوست دارند  قبل از نظر دادن یا اقدام کردن برای هر چیز، ابتدا به درک کاملی از آن دست  یابند.عملکرد کمکی: شهودی برونگرایانهافراد دارای این تیپ شخصیتی، با جستجوی اما و اگرها و امکان پذیری ها،  این عملکرد را بروز می دهند. آن ها برای ایجاد یک ایده، بینش، تخیل و  تجربیات گذشته خود را به کار می گیرند.آن ها دانسته های خود را مرور می کنند و به دنبال الگوها می گردند تا بتوانند در خصوص یک مسئله، به الهام یا بینشی مناسب دست یابند.آن ها برای تفکر در مورد آینده و تجسم همه امکان پذیری ها، وقت زیادی صرف می کنند.عملکرد درجه دو: حسی درونگرایانهافراد دارای تیپ شخصیتی INTP، گرایش کمی هم به ریزبینی دارند، و دوست  دارند تمام حقایق و تجربیاتی را که در اختیار دارند، به دقت دسته بندی  کنند!به محضی که اطلاعات جدیدی دریافت می کنند، آن را با اطلاعاتی که از قبل  دارند مقایسه کرده، تا بتوانند پیش بینی های خود را درباره نتیجه احتمالی  ارائه دهند.عملکرد درجه سه (نادر): احساسی برونگرایانهINTPها، در گروه ها به دنبال هماهنگی هستند. اگرچه آن ها افرادی درونگرا  هستند، اما در کنار افرادی که با آن ها آشنا و راحت اند، می توانند بسیار  اجتماعی و خونگرم باشند.این افراد، تحت شرایط پر فشار، احساسات خود را خاموش می کنند و به سختی  با دیگران ارتباط برقرار می کنند. آن ها در شرایط پر فشار، به جای احساسات  بر منطق شان تکیه می کنند.افراد برجسته دارای تیپ شخصیتی INTP که ممکن است بشناسیدآلبرت انیشتین، دانشمنددوایت آیزنهاور، رئیس جمهور آمریکاکارل یونگ، روانکاوتایگر وود، گلف بازشلدون کوپر، نظریه بیگ بنگروابط شخصیاز آنجا که افراد دارای تیپ شخصیتی INTP درونگرا هستند، بیش تر وقت خود  را تنها می گذرانند. بر خلاف افراد برونگرا که از تعامل با گروه وسیعی از  افراد انرژی می گیرند، درونگراها در موقعیت های اجتماعی انرژی از دست می  دهند.بنابراین، این افراد بعد از وقت گذرانی با دیگران، نیاز دارند تنها باشند و با خود خلوت کنند تا انرژی شان تجدید و متعادل شود.اگرچه آن ها در کنار افرادی که نمی شناسند، خجالتی هستند، اما با دوستان صمیمی و اعضای خانواده خود، کاملا گرم و صمیمی اند.از آنجا که INTPها از تنهایی و تفکر عمیق لذت می برند، اغلب توسط دیگران به عنوان افرادی گوشه گیر و جدا از جمع تلقی می شوند.گاهی اوقات ممکن است آنچنان در تفکرات خود غرق شوند و خود را گم کنند،  که کاملا از دنیای بیرون جدا شوند. آن ها عاشق ایده ها هستند و برای هوش و  دانش، ارزش زیادی قائلند.افراد داری تیپ شخصیتی INTP، در موقعیت های اجتماعی، خونسرد و بردبار  هستند. با این حال، وقتی اعتقادات آن ها به چالش کشیده می شود، هرگز کوتاه  نمی آیند.آن ها چنان منطقی هستند که اگر کسی بحث غیر منطقی به راه بیاندازد، هرگز  نمی توانند جلوی خود را بگیرند و حرف های او را اصلاح نکنند! این افراد  تنها بر افکار خودشان تکیه می کنند، نه دیگران؛ از این رو، متقاعد کردن ان  ها نیز، دشوار است.مسیرهای شغلیاز آنجا که افراد دارای تیپ شخصیتی INTP، از مفاهیم نظری و انتزاعی لذت  می برند، معمولا در مشاغل علم محور، خوب عمل می کنند. آن ها منطقی هستند و  مهارت های استدلالی قوی دارند؛ اما در تفکر خلاقانه نیز، عالی هستند.این افراد گرایش به مستقل بودن دارند و بر خودمختاری و آزادی فردی، ارزش  زیادی می گذارند. در برخی موارد، می توانند از شخصیت های دارای قدرت،  حسابی خشمگین شوند؛ خصوصا کسانی که بخواهند توانایی تفکر و عمل آزادانه آن  ها را سرکوب کنند.به همین دلیل، افراد دارای تیپ شخصیتی INTP، در مشاغلی که دارای انعطاف پذیری و آزادی عمل زیادی باشند، بهترین عملکرد را دارند.مشاغل رایج برای تیپ شخصیتی INTPشیمی دانفیزیکدانبرنامه ریزی کامپیوتریدانشمند پزشکی قانونیمهندسیداروسازیتوسعه نرم افزارزمین شناسینکاتی برای تعامل با افراد دارای تیپ شخصیتی INTPروابط دوستانهبه اشتراک گذاری علایق، بهترین راه برای ایجاد رابطه دوستی با فرد دارای  تیپ شخصیتی INTP می باشد. آن ها برای هوش، نسبت به هر چیز دیگری ارزش بیش  تری قائلند و در ایجاد ارتباط دوستی، خیلی کُند عمل می کنند.اگرچه این خصلت به دوستی های کمی می انجامد، اما کسانی که این افراد به  عنوان دوست خود می پذیرند، برای آن ها بسیار نزدیک و صمیمی خواهند بود.یادتان باشد که دوست INTP شما، شاید از افراط در عواطف و احساسات خوشش  نیاید، اما عاشق گفتگوهای عمیق و به اشتراک گذاری علایق می باشد.روابط والدینیاگر فرزند شما دارای تیپ شخصیتی INTP است، بهتر است یادتان باشد که او به دلیل و منطق، بهتر از عواطف و احساسات پاسخ می دهد.فرزند خود را به توسعه علایق هوشی اش تشویق کنید، اما حواس تان به  موقعیت های مناسب برای دوست یابی او نیز، باشد. زیرا فرزند شما در این حوزه  می تواند دچار مشکل باشد. بنابراین، بهتر است کاری کنید تا او با دیگر  کودکانی که علایق مشترکی با او دارند، ارتباط برقرار کند.روابط عاطفیافراد دارای این تیپ شخصیتی، تمایل دارند در ذهن و افکار خود زندگی  کنند؛ از این رو، خیلی سخت می شود آن ها را شناخت. حتی در روابط عاطفی نیز،  تا زمانی که مطمئن نشوند طرف مقابل شان شایسته شنیدن افکار و احساسات شان  می باشد، خود را عقب می کشند.یکی از نکاتی که باید به خاطر داشته باشید، این است که اگرچه این افراد  از رابطه عاطفی در بستر تعهدی عمیق لذت می برند، اما هرگز بازی نمی خورند!  باید با آن ها کاملا صادق و روراست باشید.از آنجا که این افراد نمی توانند نیازهای عاطفی دیگران را به خوبی درک  کنند، بایستی مستقیما و کاملا صریح، نیاز عاطفی خود را بیان کنید.این افراد همچنین در ابراز احساساتو عواطف خود نیز، دچار مشکل هستند؛ بنابراین، باید به سیگنال های ضعیف و غیر مستقیم آن ها توجه کنید.وقتی در مورد من حرف می‌زنی حد خودتو بدون

 https://aparat.com/v/XHzuw </description>
                <category>Alone forever</category>
                <author>Alone forever</author>
                <pubDate>Fri, 07 Apr 2023 16:10:32 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مایکی سان</title>
                <link>https://virgool.io/@otaco/%D9%85%D8%A7%DB%8C%DA%A9%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D9%86-k4cyoq5dxqlv</link>
                <description>ویکی توکیو ریونجرزمانجیرو سانومانجیرو سانوManjiro Sanoنام ژاپنی佐野 万次郎روماجیسانو مانجیرونام مستعارمایکیمایکی شکست‌ناپذیرمایکلجایگاهرئیس و بنیان‌گذار باند توکیو مانجیرهبر بونتن (خط زمانی دیگر)فرمانده باند کانتو مانجی (خط زمانی گذشته)پیشهعضو باند (قبلا)موتورسواروابسته بهباند توکیو مانجیجنسیتمذکرتولد۲۰ آگوست ۱۹۹۰سن۱۵ (۲۰۰۵)۲۸ (۲۰۱۸)بستگانشینیچیرو سانو (برادر بزرگتر)ایزانا کوروکاوا (برادرخوانده)اما سانو (خواهر ناتنی)ماکوتو سانو (پدر)ساکوراکو سانو (مادر)مانساکو سانو (پدربزرگ)اولین نمایشچپتر ۳ (مانگا)قسمت ۳ (انیمه)صداپیشهیو هایاشیمانجیرو سانو (Manjiro Sano) یا مایکی یکی از اعضای بنیان‌گذار و رهبر سابق باند توکیو مانجی است. در یک خط زمانی گذشته او رهبر باند کانتو مانجی بود.شخصیتمایکی اغلب نوجوانی بی‌دغدغه است که تمایل دارد با دوستان صمیمی خود باشد، با آن‌ها شوخی کند و بازی کند. او به شدت از آن‌ها مراقبت می‌کند و مصمم است از ارزش‌های آن‌ها محافظت کند. او به ندرت نشانه‌ای از ضعف نشان می‌دهد، زیرا معتقد است که خود پایه و پشتوانه باند تومان است و اگر خودش به عنوان ستون ضعف داشته باشد، تومان نیز تضعیف خواهد شد.در حالی که اعضای باند او به مایکی احترام می‌گذارند، اما آن‌ها نیز تا حدودی نسبت به او و قدرتش ترس دارند. مایکی همچنین نگران اعضای باند در سطح فردی است، به طوری که تمام باند را برای انتقام‌گیری به نفع یکی از اعضا جمع کرد. با وجود رهبری باند، اما مایکی رفتارهای کودکانه‌ای نیز دارد و مثلا تمایل دارد که هر موقع که دوست دارد بخوابد.رویدادهایی که در طول داستان اتفاق افتاد مایکی را مجبور کرد تا به سرعت بالغ شود. او همچنان یک رهبر فوق العاده کاریزماتیک باقی ماند، اما حسرت و اندوهی بزرگ همراه او بود. در واقع، او یک تاریکی بزرگ در خود دارد که معمولا آن را با پوزخندی پنهان می‌کند. بدون وجود افراد مناسب برای هدایت مایکی، او ممکن است فاسد شود و به یکی از فجیع‌ترین جنایتکاران تبدیل شود. این ماموریتی بزرگ برای تاکمیچی بود که مطمئن شود مایکی دیگر هرگز از مسیر درست منحرف نمی‌شود.ماده‌ی اصلی در به وجود آمدن این تاریکی در او از دست دادن است. وقتی عزیزان مایکی رنج می‌برند یا می‌میرند، او در سطح بسیار شخصی تحت تأثیر قرار می‌گیرد. در این حالت وضعیت روحی و عاطفی مایکی بدتر می‌شود. اگرچه او هنوز می‌تواند خود را خونسرد و آرام جلوه دهد اما اثرات این تاریکی فزاینده حتی برای خود مایکی نیز آشکارتر می‌شود. این شرایط مایکی را در برابر دستکاری آسیب‌پذیر می‌کند و متعاقبا تعادل اخلاقی او را به هم می‌ریزد.بعدا مشخص شد که تاریکی که در او ایجاد شده است نتیجه‌ی اقدام برادر بزرگترش، شینیچیرو بوده است که توانایی پرش در زمان را به دست آورده است تا مایکی را از تصادفی که منجر به مرگش می‌شد نجات دهد. این اقدام نفرینی را ایجاد کرد که نتیجه‌ی کشته شدن اولین جهنده‌ی زمان توسط شینیچیرو بود که اطرافیان شینیچیرو و مایکی را تحت تأثیر قرار داد. مایکی با این باور که دیگر نمی‌تواند تاریکی خود را مهار کند، از آن‌ها فاصله گرفت تا بلکه تا بتواند از مرگ آن‌ها به دلیل نفرین جلوگیری کند. اما پس از اینکه او و تاکمیچی هر دو به گذشته‌های دور جهش کردند، این نفرین دیگر وجود نداشت و مایکی سرانجام از انگیزه‌های خشونت‌آمیز خود رها شد.تاریخچهمایکی از کودکی تحت مراقبت و راهنمایی پدربزرگش بود که استاد هنرهای رزمی او نیز بود. در نتیجه، او تحت آموزش‌های سخت رزمی قرار گرفت و به یک نابغه تبدیل شد. او با پدربزرگ و برادرش در دوجوی متعلق به پدربزرگش زندگی می‌کرد.در حوالی دوران مدرسه ابتدایی، اما سانو آمد تا با خانواده سانو زندگی کند. در آن زمان بود که او لقب «مایکی» را گرفت تا خواهرش احساس بهتری نسبت به نام خارجی خود داشته باشد. در نهایت یک پیوند خواهر و برادری جدایی ناپذیر بین آن‌ها شکل گرفت.در کلاس پنجم، مایکی اولین بار زمانی با دراکن ملاقات کرد که دراکن به او گفت که بچه‌های بزرگتر به او دستور داده‌اند که مایکی را نزد آن‌ها ببرد تا کتکش بزنند. مایکی از همان زمان به دراکن علاقه‌مند شد و موافقت کرد که با بچه‌های بزرگتر ملاقات کند. پس از ملاقات با آن‌ها، مایکی بلافاصله یک ضربه به صورت رهبر گروه زد و چندین دندان او را شکست. سپس مایکی بی‌تعارف از دراکن دعوت کرد تا با هم معاشرت کنند، که دومی با خوشحالی پذیرفت.در سال اول راهنمایی، مایکی به همراه چند تن از دوستان او تصمیم گرفتند تا باندی را تشکیل دهند و نام آن را باند توکیو مانجی گذاشتند.صفحات دیگرسنجو کاواراگیآتسوشی سندوهیناتا تاچیباناساوت ترانوhttps://www.aparat.com/v/CMunK </description>
                <category>Alone forever</category>
                <author>Alone forever</author>
                <pubDate>Thu, 30 Mar 2023 21:43:30 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بیوگرافی گوجو ساتورو</title>
                <link>https://virgool.io/@otaco/%D8%A8%DB%8C%D9%88%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%81%DB%8C-%DA%AF%D9%88%D8%AC%D9%88-%D8%B3%D8%A7%D8%AA%D9%88%D8%B1%D9%88-b98d8zh6cozn</link>
                <description>ساتورو گوجو (Satoru Gojo) یکی از شخصیت‌های محوری مانگا و انیمه جوجوتسو کایسن است. او یک مربی در دبیرستان جوجوتسوی استان توکیو است.گوجو قوی‌ترین جادوگر جوجوتسو در جهان است که گفته می‌شود با پادشاه نفرین‌ها یعنی سوكونا هم تراز است. او مانند اکثر جادوگران سعی در محافظت از ژاپن در برابر ارواح نفرین‌شده دارد. با این حال، گوجو ساختار جامعه جادوگری جوجوتسو را ناقص دانسته و به همین دلیل امیدوار بود که بتواند آن را به سطح بهتری تغییر دهد. او برای رسیدن به این هدف در دبیرستان جوجوتسو که به پرورش جادوگران اختصاص دارد، به عنوان یک مربی فعالیت می‌کند.شخصیتساتورو فرد پیچیده‌ای است. او اغلب در برابر افرادی مانند شاگردان، همکاران و دوستانش بی‌تفاوت و شوخ طبع است، اما در برابر افرادی مانند مدیران جادوگری جدی و صریح است. او به توانایی‌ها و اعتبار خود به عنوان یک جادوگر قدرتمند بسیار مطمئن است و تهدیدهای شخصی سوکونا را به راحتی رد می‌کند. گوجو در شرایط بحرانی می‌تواند کاملا خونسرد باشد. زمانی که تشخصی دهد که فداکاری اجتناب ناپذیر است، نابود کردن دشمنان را بر نجات افراد بی‌گناه ترجیح می‌دهد. با این حال او برای این که در یک نبرد دست بالا را داشته باشد حاضر به آسیب رسیدن یا کشته شدن کسی نیست.بیشتریوتا اوکوتسو (خویشاوند دور)سوگاوارا-نو-میشیزانه (جد)پیشهجادوگر جوجوتسومربیوابسته بهدانشکده فنی نفرین توکیوقبیله گوجودرجهدرجه ویژهصداگذاریویچی ناکاموراساتورو گوجو (Satoru Gojo) یکی از شخصیت‌های محوری مانگا و انیمه جوجوتسو کایسن است. او یک مربی در دبیرستان جوجوتسوی استان توکیو است.گوجو قوی‌ترین جادوگر جوجوتسو در جهان است که گفته می‌شود با پادشاه نفرین‌ها یعنی سوكونا هم تراز است. او مانند اکثر جادوگران سعی در محافظت از ژاپن در برابر ارواح نفرین‌شده دارد. با این حال، گوجو ساختار جامعه جادوگری جوجوتسو را ناقص دانسته و به همین دلیل امیدوار بود که بتواند آن را به سطح بهتری تغییر دهد. او برای رسیدن به این هدف در دبیرستان جوجوتسو که به پرورش جادوگران اختصاص دارد، به عنوان یک مربی فعالیت می‌کند.شخصیتساتورو فرد پیچیده‌ای است. او اغلب در برابر افرادی مانند شاگردان، همکاران و دوستانش بی‌تفاوت و شوخ طبع است، اما در برابر افرادی مانند مدیران جادوگری جدی و صریح است. او به توانایی‌ها و اعتبار خود به عنوان یک جادوگر قدرتمند بسیار مطمئن است و تهدیدهای شخصی سوکونا را به راحتی رد می‌کند. گوجو در شرایط بحرانی می‌تواند کاملا خونسرد باشد. زمانی که تشخصی دهد که فداکاری اجتناب ناپذیر است، نابود کردن دشمنان را بر نجات افراد بی‌گناه ترجیح می‌دهد. با این حال او برای این که در یک نبرد دست بالا را داشته باشد حاضر به آسیب رسیدن یا کشته شدن کسی نیست.توانایی‌ها و قدرت‌هاسطح مهارت کلی: گفته شده است که ساتورو قوی‌ترین جادوگر موجود است که از میزان بسیار زیادی انرژی ‌نفرین‌شده برخوردار است و همچنین از یک تکنیک قدرتمند و خطرناک استفاده می‌کند. وی همچنین نشان داده است که توانایی استفاده از تکنیک گسترش دامنه را دارد.توان بیکرانواکنش و سرعت فرا انسانیهوش تاکتیکیجوجوتسودستکاری انرژی نفرین‌شدهانرزی نفرین‌شده بیکران: ساتورو به خاطر داشتن میزان بسیار زیادی از انرژی نفرین‌شده قادر است بر خلاف سایر جادوگران چند بار در روز از فن گسترش دامنه استفاده کند. همچنین او کنترل بی‌نظیری بر انرژی خود دارد.فنون به ارث بردهبدون محدودیت: این فن که از خانواده گوجو به ارث رسیده است به او اجازه می‌دهد تا فضا را در سطح اتمی و دقیق دستکاری کند که از همین رو زیرمجموعه‌ای از فنون در اختیار او قرار می‌گیرد.بی‌نهایتتکنیک نفرین‌شده گذر زمان: آبیتکنیک نفرین‌شده خروجی انرژی نفرین‌شده بیشینه‌ی گذر زمان: آبیتکنیک نفرین‌شده واژگونی: قرمزهالوی بنفشفنون حصارپرده: گوجو قادر به ایجاد یک حصار برای محاصره کردن یک ناحیه مشخص است. این حصار می‌تواند یک ناحیه را مهر و موم کند و سایر افراد را از آن محروم کند.تهی‌گاه نامحدود: این فن گسترش دامنه گوجو است. او می‌تواند یک فضای متافیزیکی را ایجاد کند که به واسطه آن قربانیان انواع محرک‌ها و اطلاعات را به طور بی وقفه دریافت کنند.سایر توانایی‌هاشش چشم: این یک توانایی بسیار نادر در خانواده گوجو است که قدرت درک و پردازش فرد را به شکلی باور نکردنی تقویت می‌کند.نام مستعارقوی‌ترین جادوگر جوجوتسونژادانسانتولد۷ دسامبر ۱۹۸۹جنسیتمذکربستگانیوتا اوکوتسو (خویشاوند دور)سوگاوارا-نو-میشیزانه (جد)پیشهجادوگر جوجوتسومربیوابسته بهدانشکده فنی نفرین توکیوقبیله گوجودرجهدرجه ویژهصداگذاریویچی ناکامورا https://www.aparat.com/v/nzhJF </description>
                <category>Alone forever</category>
                <author>Alone forever</author>
                <pubDate>Sat, 14 Jan 2023 15:17:10 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بیوگرافی سوکونا</title>
                <link>https://virgool.io/@otaco/%D8%A8%DB%8C%D9%88%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%81%DB%8C-%D8%B3%D9%88%DA%A9%D9%88%D9%86%D8%A7-a2fvnecp79xc</link>
                <description>ریومن سوکونا (Ryomen Sukuna) که اغلب تنها با عنوان سوکونا شناخته می‌شود، یک روح نفرین‌شده بسیار قدرتمند و یکی از آنتاگونیست‌های اصلی مجموعه جوجوتسو کایسن است.سوکونا، طبق افسانه‌ها به عنوان پادشاه نفرین‌ها شناخته می‌شود. او در دوران نخست جادوگری یعنی ۱۰۰۰ سال پیش یک شیطان بود (گرچه در حقیقت یک جادوگر انسان بود) که در آن زمان جادوگران همه توانشان را برای شکست دادن او گذاشتند. پس از مرگ سوکونا، جسد او به طور کامل نابود نشد و بقایای ۲۰ انگشت او حفظ شد و به عنوان اشیایی نفرین‌شده به دوره‌های بعد منتقل شد. در حال حاضر، سوكونا در یوجی ایتادوری تجلی یافته است، کسی که یکی از انگشتان سوکونا را خورده است.شخصیتسوکونا فردی خودخواه، خونسرد، غیراخلاقی و فوق العاده سادیستی است. او به دلیل قدرت بی حد و حصر خود، به ندرت به عواقب اقدامات خود اهمیت می‌دهد حتی اگر این موارد بر میزبانش یوجی ایتادوری تاثیر بگذارد. در حقیقت، او به طور مربت یوجی را تمسخر و مورد توهین قرار می‌دهد. او حتی در مواردی به ناامیدی یوجی می‌خندد یا از آن لذت می‌برد.سوكونا از قدرت عظیم خود آگاه است و نسبت به آن كاملا مغرور است. از این رو او مخالفان خود را به ندرت جدی می‌گیرد، حتی به صراحت اعلام کرده است که قادر به کشتن ساتورو گوجو است. صفات وحشیانه را نباید به حساب حماقت او گذاشت چرا که سوكونا بسیار باهوش و حیله‌گر است. سوکونا با در آوردن قلب یوجی، آن را به گروگان گرفت تا یوجی را مجبور به قبول یک پیمان كند.تاریخچهبیش از هزار سال قبل، سوکونا یک انسان جادوگر بود که در عصر طلایی جوجوتسو تعداد زیادی از جادوگران را کشته بود. بعد از این که سوکونا مرد، انگشتان او به اشیای نفرین‌شده تبدیل شدند.توانایی‌ها و قدرت‌هاسطح مهارت کلی: سوکونا یک روح نفرین‌شده درجه ویژه است. او به عنوان قدرتمندترین نفرین، دارای مقدار زیادی از انرژی نفرین‌شده است. زمانی که او بیدار شد، حضور او در سرار شیبویا حس شد. انرژی نفرین‌شده او از لحاظ عظمت شبیه به ساتورو گوجو است، اما از لحاظ ذات پلیدش کاملا متفاوت است. قدرت سوکونا فراتر از نفرین‌های قدرتمندی چون جوگو و ماهیتو است، و تنها افراد درجه ویژه مثل یوتا اوکوتسو و ساتورو گوجو توان رقابت با او را داند.تجسم: سوکونا احتمال دارد با خورده شدن انگشتانش توسط فردی، بدن آن فرد را در اختیار بگیرد.استاد مبارزه تن به تنتوان بیکرانواکنش‌ها و سرعت بیکرانپایداری بیکرانهوش تاکتیکی عالیدگردیسی: سوکونا قادر به خلق چشم‌ها و دهان‌های جدیدی در میزبان خود است که این موضوع به او اجازه می‌دهد تا به کنترل کردن بدن میزبان ببیند و صحبت کند.جوجوتسودستکاری انرژی نفرین‌شدهانرژی نفرین‌شده بیکران: سوکونا به دلیل قدرت ذاتی خود دارای مقادیر زیادی انرژی نفرین‌شده است. او قادر است در طول نبردهای خود به طور مداوم از تکنیک‌های خود استفاده کند بدون این که کوچکترین خستگی از خود بروز دهد.تکنیک نفرین‌شده معکوس: سوکونا قادر است به واسطه این تکنیک اعضای از دست رفته خود را به شکل فوری بازسازی کند.پیمان‌های الزام‌آوزسوکونا دارای یک پیمان بی‌نام با یوجی است. این پادشاه نفرین به دو شرط با یوجی توافق کرد تا بدنش را احیا کند: اول این که یوجی به سوکونا اجازه دهد تا بدنش را برای یک دقیقه کاملا تصاحب کند. دوم این که او این توافق را فراموش کند.یوجی در ابتدا مخالف این پیمان بود اما سوکونا قول داد که در آن یک دقیقه به کسی آسیب نزند. یوجی همچنان با این شرایط مخالف بود و در عوض به مبارزه با این پادشاه نفرین پرداخت تا نتیجه‌ی نبرد وضعیت این پیمان را مشخص کند. سوکونا به راحتی یوجی را شکست داد و او را مجبور به قبول این پیمان کرد.فنون ذاتیدر حال حاضر مشخص نیست که تکنیک نفرین‌شده سوکونا چیست. او از انرژی نفرین‌شده خود برای برش زدن اهدافش استفاده می‌کند. همچنین نشان داده شده است که سوکونا از قدرت‌های مبتنی بر آتش استفاده می‌کند.برش کای: حملات برنده‌ی متداول سوکونا که بیشتر برای اجسام بی‌جان استفاده می‌شود اما همچنین تاثیر زیادی در برابر ارواح نفرین‌شده دارد.شکافتن: یک حمله برنده که بسته به سرسختی هدف می‌تواند تنظیم شود.یک توانایی آتشین بی‌نام: سوکونا می‌تواند شعله‌هایی را به منظور حملات دور-برد ایجاد و کنترل کند.فنون حصارمعبد نحس: تکنیک گسترش دامنه سوکونا به او امکان ایجاد یک معبد بودایی را می‌دهد که با اسکلت تزئین شده است. در این معبد سوکونا قادر است در یک محدوده ۲۰۰ متری به طور پی در پی از فنون برش خود در برابر حریف استفاده کند.نام مستعارپادشاه نفرین‌هانژادروح نفرین‌شدهانسان (قبلا)سنبیش از ۱۰۰۰جنسیتمذکروابسته بهخوددرجهدرجه ویژهصداگذارجونیچی سووابهسایونارا</description>
                <category>Alone forever</category>
                <author>Alone forever</author>
                <pubDate>Sat, 14 Jan 2023 14:50:22 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بیوگرافی کاکاشی سنسه</title>
                <link>https://virgool.io/@otaco/%D8%A8%DB%8C%D9%88%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%81%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%DA%A9%D8%A7%D8%B4%DB%8C-%D8%B3%D9%86%D8%B3%D9%87-cg0i7kv7r4l2</link>
                <description>کاکاشی هاتاکه (Kakashi Hatake) یک شینوبی برجسته از قبیله هاتاکه در دهکده کونوهاگاکوره است. او در دوره‌ای نسبتا کوتاه ششمین هوکاگه کونوها بوده است.بیوگرافی کاکاشی سنسیاو یکی از مستعدترین نینجاها در کونوها است و با نام کاکاشی شارینگان و کاکاشی سنسِی مشهور است. با وجود این که خودش علاقه‌ای به گرفتن مسئولیت‌ها ندارد اما همیشه نام او در میان گزینه‌های مشاور و رهبری دیده می‌شود. کاکاشی به شاگردانش در تیم ۷ اهمیت کار گروهی را آموخت، چیزی که خودش در بچگی از دوستش اوبیتو اوچیهاآموخته بود.کاکاشی بنا به دلایلی که ابتدا مشخص نبود یک شارینگان را در چشم چپش داشت و این در حالی بود که او تعلقی به قبیله اوچیها نداشت. بعدها مشخص شد که دوست او یعنی اوبیتو در هنگام مرگش چشم خود را به او پیوند زده است. کاکاشی به عنوان یک غیر-اوچیها استفاده از شارینگان را به مرور یاد گرفت. او دارای تجربه‌ای بسیار بالا در اجرای فنون مختلف است، به طوری که انگار جوتسوها را کپی می‌کند، از این رو او را با لقب «نینجای کپی» نیز می‌شناسند. کاکاشی حتی مانگکیو شارینگان را با روشی متفاوت از ایتاچی اوچیها فعال کرده است، اگرچه استفاده از آن انرژی فوق‌العاده‌ای را از بدن او می‌گیرد. جوتسوی منحصر به فرد او چیدوری و نسخه ارتقا یافته‌ی آن با نام رایکیری است. این تکنیک به او اجازه می‌دهد تا یکی از دستان خود را حامل چاکرای برق کند و با یک ضربه قدرتمند هدف خود را تخریب کند.در بخش دوم مجموعه، روند توسعه‌ی ناروتو اوزوماکی و ساسوکه اوچیها به گونه‌ای بود که کاکاشی به جای این که مربی آن‌ها باشد بیشتر نقش یک همراه را برای آن‌ها ایفا می‌کرد. با این حال او کسی بود که یک گونه‌ی خاص و قدرتمند از فن راسنگان را به ناروتو آموزش داد.در زمان جنگ جهانی شینوبی چهارم، او به رهبری لشکر سوم اختصاص داده شد. او در این مقطع تاثیرگذاری خود در مقابله با هم‌تیمی سابقش یعنی اوبیتو اوچیها، و همین طور مادارا و عامل اصلی جنگ یعنی کاگویا را ثابت کرد. با پایان یافتن جنگ کاکاشی به ششمین هوکاگه کونوها تبدیل شد و از تمام نفوذ خود برای بخشیده شدن اقدامات قبلی ساسوکه استفاده کرد. دو سال بعد در رویدادهای فیلم The Last Naruto با وجود این که کاکاشی شارینگان خود را از دست داده بود اما ثابت کرد که یک رهبر بزرگ برای محافظت از زمین است.پس از گذشت مدتی، کاکاشی تصمیم گرفت تا خود را بازنشست کند و مقام هوکاگه را به شاگرد خود یعنی ناروتو بسپارد.اوایل زندگیکاکاشی هاتاکه وقتی خیلی جوان بود مادرش را از دست داد و به همین خاطر سال‌های ابتدایی زندگی‌اش را در کنار پدرش ساکومو هاتاکه رشد کرد. ساکومو فردی مشهور در دنیای شینوبی بود و کونوها مدیون او بود؛ کاکاشی هم برای او احترام خاصی قائل بود. هنگام یکی از ماموریت‌های ساکومو – بعد از این که کاکاشی در آکادمی نینجای کونوها وارد شد – ساکومو تصمیم گرفت به جای به اتمام رساندن ماموریتش، جان هم تیمی‌های خود را نجات دهد. شکست خوردن این ماموریت عواقب فاجعه باری برای سرزمین آتش به همراه داشت و باعث شد بسیاری از افراد کونوها، از جمله هم تیمی‌های نجات یافته، او را مجبور به رها کردن مسئولیتش بکنند. با وضعیت پیش آمده ساکومو اقدام به خودکشی کرد. کاکاشی با دیدن سرنوشت پدرش تصمیم گرفت تا اشتباهات پدرش را تکرار نکند و قوانین شینوبی را اولویت اول خود قرار دهد.کاکاشی در آکادمی نمرات بالایی را دریافت کرد و به عنوان یک شگفتی در نسل خود شناخته شد. او در بین همسالانش بسیار محبوب بود و در سن ۵ سالگی به عنوان بهترین فرد سال فارق التحصیل شد. پس از رسیدن به درجه گنین او در قالب تیمی با همراهی رین نوهارا و اوبیتو اوچیها زیر نظر میناتو نامیکازه فعالیت کرد.در شش سالگی، مقامات کونوها به کاکاشی هاتاکه اجازه دادند تا همراه با تیمش در آزمون‌ها چونین شرکت کنند، که او در نهایت با شکست دادن مایت گای تبدیل به یک چونینشد.کاکاشی سر جسد پدرشجنگ جهانی شینوبی سومکونوها درگیر جنگ جهانی شینوبی سوم بود. در بخشی از تلاش‌های پیرامون جنگ، تیم میناتو مامور تخریب پل کانابی در کوساگاکوره بود که یکی از راه‌های تامین ایواگاکوره بود. آن‌ها مدت کوتاهی بعد از وارد شدن به کوسا، با یک نینجای ایوا به نام ماهیرو روبرو شدند. کاکاشی سعی کرد با جوتسوی جدیدی که به تازگی آن را یاد گرفته بود یعنی چیدوری، ماهیرو را نابود کند اما این حمله ناموفق بود و میناتو مجبور شد برای نجات کاکاشی وارد شود و خودش ماهیرو را بکشد. در خط مقدم جنگ به میناتو نیاز بود و او مجبور بود کاکاشی را که در سن ۱۲ سالگی به جونین ارتقا پیدا کرده بود، ترک کند. قبل از ترک محل، میناتو به کاکاشی توصیه کرد تا دوباره از چیدوری استفاده نکند.کاکاشی، رین و اوبیتو در کوسا به پیشروی خود ادامه دادند. آن‌ها هم گروهی‌های ماهیرو را پیدا کردند اما کاکو و تایسکی اقدام به ربودن رین کرد تا از ماموریت آن‌ها با خبر شوند. ابیتو بلافاصله به کاکاشی پیشنهاد کرد تا برای نجات او بروند، اما کاکاشی با این باور که به پایان رساندن ماموریت مهم‌تر است، رین را رها کرد. اوبیتو تصمیم گرفت خودش برای نجات رین اقدام کند. او قبل از این که برود، به کاکاشی گفت که ساکومو یک قهرمان بود و رها کردن هم تیمی‌اش بسیار بدتر از رها کردن یک ماموریت است. کاکاشی ماموریت را به تنهایی شروع کرد، اما در نهایت به حرف‌های اوبیتو باور پیدا کرد و تصمیم گرفت به او بپیوندد. او با شمشیری که از پدرش به ارث برده بود خود را برای نجات اوبیتو از چنگ تایسکی رساند.نجات اوبیتو توسط کاکاشیتایسکی نامرئی شد و سعی کرد به طور پنهانی به اوبیتو حمله کند. کاکاشی موفق به دفاع از هم‌تیمی‌اش شد، اما چشم چپش به شدت مجروح شد. در این لحظه، اوبیتو شارینگان خود را بیدار کرد و تایسکی را کشت. آن‌ها به غاری وارد شدند که رین در آن جا نگهداری می‌شد. رین نجات پیدا کرد اما کاکو هر سه‌ی آن‌ها را در غار حبس کرد تا سنگ‌های غار روی آن‌ها فرو بریزد. کاکاشی به دلیل این که چشمش مجروح شده بود بینایی‌اش با مشکل مواجه شد و نتوانست خود را از سنگ‌های در حال ریزش کنار بکشد. درست قبل از این که یک تخته سنگ بزرگ روی او فرود بیاید، اوبیتو خودش را در مسیر آن قرار داد و زیر آن گرفتار شد. اوبیتو که نمی‌توانست خود را آزاد کند و می‌دانست که به دلیل جراحات جدی زنده نخواهد ماند، تصمیم گرفت تا شارینگان خود را در قبال چشم از دست رفته‌ی کاکاشی بدهد.بعد از این که شارینگان اوبیتو توسط رین به کاکاشی پیوند زده شد، کاکاشی با کاکو روبرو شد و در نهایت موفق شد با بینایی بازیابی شده و به فن چیدوری او را نابود کند. با افزایش نیروهای ایوا، کاکاشی مجبور شد با خواسته‌ی اوبیتو موافقت کند و همراه با رین محل را ترک کند. در نهایت آن‌ها با پیوستن به میناتو پل کانابی را تخریب کردند و با اندوه مرگ ابیتو به کونوها بازگشتند. افراد زیادی از قبیله اوچیها با توجه به این که کاکاشی هیچ رابطه‌ی خونی با این قبیله نداشت نسبت به شارینگان او جبهه گرفتند اما فوگاکو اوچیها، رهبر این قبیله به کار اوبیتو در هنگام مرگ افتخار کرد و کاکاشی را برای داشتن این هدیه رها کرد.بعدها در حین انجام یک ماموریت دیگر، رین توسط کیریگاکوره ربوده شد. کاکاشی هاتاکه موفق شد او را نجات دهد. در مسیر بازگشت، رین بر ملا کرد که کیریگاکوره سه-دم را در بدنش مهر و موم کرده است تا با از دست رفتن کنترل او در کونوها، این دهکده نابود شود. به منظور جلوگیری از این حادثه، رین از کاکاشی خواست تا او را بکشد، اما کاکاشی این کار را نپذرفت تا راه حل دیگری پیدا کنند چرا که با این کار خواسته‌ی اوبیتو برای محافظت از رین را زیر پا می‌گذاشت. وقتی افراد کیریگاکوره که برای بازیابی رین آمده بودند، با آن‌ها روبرو شدند، کاکاشی مقابل آن‌ها جنگید. هنگام یکی از حملات سریع کاکاشی، رین خود را در جلوی او انداخت با این باور که کشته شدنش موجب امنیت کونوها شود. این اتفاق دردناک باعث شد تا شارینگان کاکاشی قبل از این که بی‌هوش شود به مانگکیو شارینگان تبدیل شود. او مدتی بعد توسط نیروهای کونوها پیدا شد اما کشتار همه‌ی نیروهای کیریگاکوره در آن منطقه برای آن‌ها غیرقابل توضیح بود. کاکاشی ناخواسته رین را میکشدفعالیت در آنبوکاکاشی به دلیل از دست دادن دو هم گروهی در مدت زمانی کوتاه، و همچنین نقشش در مرگ رین و ناموفق بودن در محقق کردن آخرین خواسته‌ی اوبیتو یعنی محاظت از رین، به سمت افسردگی رفت. در انیمه، بسیاری باور داشتند او عمدا به خاطر جلوگیری از افشای اطلاعات رین را کشته و به او لقب «کاکاشی دوست-کش» را دادند. برخی، مخصوصا از افراد آنبو باور داشتند که او بدون تردید باید همراهش را می‌کشت اگر ملزم به تکمیل ماموریتش بود. کاکاشی از دوستانش و هم‌کلاسی‌های سابقش دوری کرد و شب‌ها کابوس کشته شدن رین به دست خودش را می‌دید. میناتو که هوکاگه جدید آن زمان بود سعی کرد با توجه به تاریکی که در او به وجود آمده، او را به آنبو اختصاص دهد. عملکرد کاکاشی در آنبو خوب بود و پس از مدتی به کاپیتان و رهبر تیم رو تبدیل شد. با این حال موفقیت او در رفتار سرد و بی‌رحمی او در مبارزات بود، علائمی که هنوز از مرگ رین نشات می‌گرفت. میناتو سعی کرد روش دیگری را به کار گیرد: اختصاص دادن کاکاشی به مراقبت از همسرش یعنی کوشینا اوزوماکی که در آن زمان حامله بود. کاکاشی وظایفش را به خوبی انجام داد و مثل سایه مراقب او بود.هنگام حمله‌ی روباه نه-دم اهریمنی، کاکاشی و بسیاری از نینجاهای جوان کونوها به دفاع از دهکده کمک کردند. میناتو در نهایت موفق به نجات دهکده شد اما این کار را در قبال از دست دادن جان خودش و کوشینا انجام داد. بعد از این اتفاق، دانزو شیمورا خود را به کاکاشی جوان و خشمگین نزدیک کرد و او را متقاعد کرد که تصمیمات هوکاگه سوم در نبرد اخیر درست نبوده و او برای آینده دهکده بهترین گزینه نیست. با متقاعد شدن کاکاشی در شرایط احساسی، او قبول کرد تا به گروه روت تحت نظارت دانزو بپیوندد و جاسوسی هوکاگه را بکند. طی یک ماموریت او با یکی از اعضای دیگر روت به نام کینوعه روبرو شد که از عنصر رهایی چوب استفاده می‌کرد. با دانستن این موضوع که رها کردن چوب انحصارا متعلق به هوکاگه اول بود، کاکاشی وارد عمارت هوکاگه شد تا اطلاعاتی در این مورد به دست آورد. با این حال هوکاگه سوم مچ او را گرفت اما آزادانه اطلاعاتی که کاکاشی به دنبال آن بود را به او داد: کونوها در گذشته تلاش‌هایی برای بازیابی نیروهای آزادسازی عنصر چوب داشته است اما این پروژه به خاطر کشته شدن تعداد زیادی از افراد مورد آزمایش رها شده بود. هوکاگه همچنین تاسف می‌خورد که اگر این پژوهش با موفقیت طی می‌شد شاید نه-دم شکست می‌خورد و میناتو نجات پیدا می‌کرد.بعد از این دیدار برای کاکاشی روشن شد که هوکاگه سوم فردی موثر خواهد بود و افکار دانزو نادرست است. او با درک کردن این موضوع که جناح اشتباهی را انتخاب کرده، از نقشه‌های دانزو برای ترور کردن هوکاگه گفت. او کینوعه را که یکی از آدم‌کش‌های دانزو بود به راحتی شکست داد اما تصمیم گرفت از جان او بگذرد چرا که او را مهره‌ای ارزشمند در آینده می‌دید. کاکاشی با توجه به این که در این مدت علیه هوکاگه فعالیت می‌کرد اقدام به استعفا از آنبو کرد اما هوکاگه با پافشاری خدمات او را با ارزش دانست و کاکاشی را به مرد دست راست خود تبدیل کرد.کاکاشی با تحقیق در مورد ناپدیدشدگان زنجیره‌ای، پی برد که اوروچیمارو در پشت پژوهش آزادسازی چوب قرار دارد و این که کینوعه نیز از همین طریق ایجاد شده است. در انیمه، کاکاشی بعد از این که هوکاگه سوم نتوانست اوروچیمارو را درستگیر کند، به او حمله کرد اما اوروچیمارو او را فلج کرد و سپس اقدام به فرار کرد. کاکاشی وقتی سلامتی‌اش را دوباره به دست آورد به دنبال اوروچیمارو رفت اما توسط قبیله ایبوری اسیر شد، قبیله‌ای که به اوروچیمارو وفادار بود. کینوعه، متحد آن‌ها، قبیله را مجاب کرد تا خودش از کاکاشی بازجویی کند. کینوعه به طور محرمانه به پیشروی نقشه‌های دانزو علیه اوروچیمارو اشاره کرد و با کمک یوکیمی، کاکاشی را آزاد کرد. کاکاشی طی این اتفاقات به رابطه‌ی بین کینوعه و یوکیمی پی برد که شبیه به رابطه‌ی خودش با رین بود، و از همین رو تصمیم گرفت گزارشی در مورد قبیله ایبوری و روت ارائه نکند.کاکاشی طی سال‌های بعد، تحقیق در مورد اوروچیمارو را ادامه داد و سرانجام یکی از آزمایشگاه‌های سری او را پیدا کرد. در همین حین توسط کینوعه مورد حمله قرار گرفت، کسی که برای گرفتن شارینگان او توسط دانزو فرستاده شده بود. کاکاشی سعی کرد او را از اهمیت دوستی بر انجام ماموریت مطلع کند اما کینوعه او را به خشونت و کشتن رین متهم کرد. این موضوع کاکاشی را خشمگین کرد و او اقدام به دستگیری کینوعه کرد تا او را به هوکاگه تحویل دهد. قبل از این که آن‌ها آنجا را ترک کنند یکی از مارهای آزمایشگاهی اوروچیمارو از محفظه خود خارج شد و به آن دو حمله کرد. کینوعه اسیر شد اما کاکاشی موفق شد هیولا را بکشد. وقتی کاکاشی سعی داشت کینوعه را رها کند، جسد هیولای مذکور شروع به انتشار سمی کرد که کاکاشی را آلوده کرد. کینوعه او را به بیرون برد و با فکر کردن به گفته‌های کاکاشی به او پادزهری داد و از انجام ماموریت خود دست کشید. زمانی که کاکاشی به هوش آمد با دانستن این که دانزو، کینوعه را تنبیه خواهد کرد موضوع را با هوکاگه در میان گذاشت. او با اجازه هوکاگه وارد مرکز فرماندهی گروه روت شد و جلوی دانزو را که می‌خواست مهر نفرین روی کینوعه اعمال کند، گرفت. وقتی نیروهای روت شروع به محاصره آن‌ها کردند، هوکاگه شخصا ورود پیدا کرد و اقدامات کاکاشی را مجاز اعلام کرد، سپس کینوعه را از عضویت در روت خارج کرد. از آن پس کینوعه با اسم رمز تنزو در کنار کاکاشی در قالب گروه رو فعالیت کرد.سه سال بعد ایتاچی اوچیها به تیم رو اضافه شد. کاکاشی و ایتاچی در مقطعی مامور نظاره بر ملاقاتی بین کونوها و سرزمین چوب‌ها بودند. زمانی که گروه پرانجنا از سرزمین چوب‌ها نسبت به کونوها خیانت کرد، کاکاشی و ایتاچی وارد عمل شدند و آن‌ها را شکست دادند. گرچه کاکاشی از قابلیت‌های ایتاچی شگفت‌زده شده بود نسبت به رویکرد بی‌رحمانه او هشدار داد و از اهمیت وجود دوستی به او گفت. مدتی بعد ایتاچی از کاکاشی سوال کرد که آیا خواسته‌های دوستان مرده را هم باید با اهمیت شمرد که کاکاشی به آن جواب مثبت داد. ایتاچی سرانجام با ترفیع گرفتن از تیم رو جدا شد و جای او را یوگاو یوزوکی گرفت. مدت کوتاهی بعد از آن، تیم رو برای جلوگیری از شورش به قبیله اوچیها فرستاده شد، جایی که این تیم تنها با قتل عام کامل این قبیله روبرو شد. وقتی اخباری بیرون آمد مبنی بر این که ایتاچی بهترین دوست خود یعنی شیسوی اوچیها را به قتل رسانده، کاکاشی از این بابت متاسف شد، چرا که نتوانسته بود تاثیر بهتری روی او بگذارد.کاکشی انبو را ترک میکندکاکاشی هاتاکهاشتراک‌گذاریکاکاشی هاتاکهKakashi Hatakeتاریخ تولد۱۵ سپتامبرجنسیتمذکرکیکی گنکایشارینگانمانگکیو شارینگانپیشهکاپیتان آنبو (سابق)فرمانده لشکر سوم نیروهای متحد شینوبیهوکاگهوابسته بهکونوهاگاکورهریشه(تنها در انیمه)نیروهای متحد شینوبیتیم‌هاتیم میناتوتیم رو (تنها در انیمه)تیم ۷تیم نجات کازکاگهتیم ۱۰ (موقت)تیم یک (تنها در انیمه)تیم ۸ (موقت)گروه هشت مردلشکر سومقبیلهقبیله هاتاکهدرجهبخش اول: جونیندوران نانوشته: کاگهخانوادهساکومو هاتاکه (پدر)گونه طبیعترهاسازی برقرهاسازی آبرهاسازی سنگرهاسازی آتشرهاسازی بادرهاسازی یینرهاسازی یانگاولین نمودجلد ۱، فصل ۳ ناروتو (مانگا)قسمت ۳ ناروتو (انیمه)صداپیشهکازوهیکو اینوئه (ژاپن)دیو ویتنبرگ (انگلیسی)کاکاشی هاتاکه (Kakashi Hatake) یک شینوبی برجسته از قبیله هاتاکه در دهکده کونوهاگاکوره است. او در دوره‌ای نسبتا کوتاه ششمین هوکاگه کونوها بوده است.بیوگرافی کاکاشی سنسیاو یکی از مستعدترین نینجاها در کونوها است و با نام کاکاشی شارینگان و کاکاشی سنسِی مشهور است. با وجود این که خودش علاقه‌ای به گرفتن مسئولیت‌ها ندارد اما همیشه نام او در میان گزینه‌های مشاور و رهبری دیده می‌شود. کاکاشی به شاگردانش در تیم ۷ اهمیت کار گروهی را آموخت، چیزی که خودش در بچگی از دوستش اوبیتو اوچیهاآموخته بود.کاکاشی بنا به دلایلی که ابتدا مشخص نبود یک شارینگان را در چشم چپش داشت و این در حالی بود که او تعلقی به قبیله اوچیها نداشت. بعدها مشخص شد که دوست او یعنی اوبیتو در هنگام مرگش چشم خود را به او پیوند زده است. کاکاشی به عنوان یک غیر-اوچیها استفاده از شارینگان را به مرور یاد گرفت. او دارای تجربه‌ای بسیار بالا در اجرای فنون مختلف است، به طوری که انگار جوتسوها را کپی می‌کند، از این رو او را با لقب «نینجای کپی» نیز می‌شناسند. کاکاشی حتی مانگکیو شارینگان را با روشی متفاوت از ایتاچی اوچیها فعال کرده است، اگرچه استفاده از آن انرژی فوق‌العاده‌ای را از بدن او می‌گیرد. جوتسوی منحصر به فرد او چیدوری و نسخه ارتقا یافته‌ی آن با نام رایکیری است. این تکنیک به او اجازه می‌دهد تا یکی از دستان خود را حامل چاکرای برق کند و با یک ضربه قدرتمند هدف خود را تخریب کند.در بخش دوم مجموعه، روند توسعه‌ی ناروتو اوزوماکی و ساسوکه اوچیها به گونه‌ای بود که کاکاشی به جای این که مربی آن‌ها باشد بیشتر نقش یک همراه را برای آن‌ها ایفا می‌کرد. با این حال او کسی بود که یک گونه‌ی خاص و قدرتمند از فن راسنگان را به ناروتو آموزش داد.در زمان جنگ جهانی شینوبی چهارم، او به رهبری لشکر سوم اختصاص داده شد. او در این مقطع تاثیرگذاری خود در مقابله با هم‌تیمی سابقش یعنی اوبیتو اوچیها، و همین طور مادارا و عامل اصلی جنگ یعنی کاگویا را ثابت کرد. با پایان یافتن جنگ کاکاشی به ششمین هوکاگه کونوها تبدیل شد و از تمام نفوذ خود برای بخشیده شدن اقدامات قبلی ساسوکه استفاده کرد. دو سال بعد در رویدادهای فیلم The Last Naruto با وجود این که کاکاشی شارینگان خود را از دست داده بود اما ثابت کرد که یک رهبر بزرگ برای محافظت از زمین است.پس از گذشت مدتی، کاکاشی تصمیم گرفت تا خود را بازنشست کند و مقام هوکاگه را به شاگرد خود یعنی ناروتو بسپارد.پیش زمینهاوایل زندگیکاکاشی هاتاکه وقتی خیلی جوان بود مادرش را از دست داد و به همین خاطر سال‌های ابتدایی زندگی‌اش را در کنار پدرش ساکومو هاتاکه رشد کرد. ساکومو فردی مشهور در دنیای شینوبی بود و کونوها مدیون او بود؛ کاکاشی هم برای او احترام خاصی قائل بود. هنگام یکی از ماموریت‌های ساکومو – بعد از این که کاکاشی در آکادمی نینجای کونوها وارد شد – ساکومو تصمیم گرفت به جای به اتمام رساندن ماموریتش، جان هم تیمی‌های خود را نجات دهد. شکست خوردن این ماموریت عواقب فاجعه باری برای سرزمین آتش به همراه داشت و باعث شد بسیاری از افراد کونوها، از جمله هم تیمی‌های نجات یافته، او را مجبور به رها کردن مسئولیتش بکنند. با وضعیت پیش آمده ساکومو اقدام به خودکشی کرد. کاکاشی با دیدن سرنوشت پدرش تصمیم گرفت تا اشتباهات پدرش را تکرار نکند و قوانین شینوبی را اولویت اول خود قرار دهد. کاکاشیhttps://www.aparat.com/v/nrItb کاکاشی در آکادمی نمرات بالایی را دریافت کرد و به عنوان یک شگفتی در نسل خود شناخته شد. او در بین همسالانش بسیار محبوب بود و در سن ۵ سالگی به عنوان بهترین فرد سال فارق التحصیل شد. پس از رسیدن به درجه گنین او در قالب تیمی با همراهی رین نوهارا و اوبیتو اوچیها زیر نظر میناتو نامیکازه فعالیت کرد.در شش سالگی، مقامات کونوها به کاکاشی هاتاکه اجازه دادند تا همراه با تیمش در آزمون‌ها چونین شرکت کنند، که او در نهایت با شکست دادن مایت گای تبدیل به یک چونینشد.جنگ جهانی شینوبی سومکونوها درگیر جنگ جهانی شینوبی سوم بود. در بخشی از تلاش‌های پیرامون جنگ، تیم میناتو مامور تخریب پل کانابی در کوساگاکوره بود که یکی از راه‌های تامین ایواگاکوره بود. آن‌ها مدت کوتاهی بعد از وارد شدن به کوسا، با یک نینجای ایوا به نام ماهیرو روبرو شدند. کاکاشی سعی کرد با جوتسوی جدیدی که به تازگی آن را یاد گرفته بود یعنی چیدوری، ماهیرو را نابود کند اما این حمله ناموفق بود و میناتو مجبور شد برای نجات کاکاشی وارد شود و خودش ماهیرو را بکشد. در خط مقدم جنگ به میناتو نیاز بود و او مجبور بود کاکاشی را که در سن ۱۲ سالگی به جونین ارتقا پیدا کرده بود، ترک کند. قبل از ترک محل، میناتو به کاکاشی توصیه کرد تا دوباره از چیدوری استفاده نکند.کاکاشی، رین و اوبیتو در کوسا به پیشروی خود ادامه دادند. آن‌ها هم گروهی‌های ماهیرو را پیدا کردند اما کاکو و تایسکی اقدام به ربودن رین کرد تا از ماموریت آن‌ها با خبر شوند. ابیتو بلافاصله به کاکاشی پیشنهاد کرد تا برای نجات او بروند، اما کاکاشی با این باور که به پایان رساندن ماموریت مهم‌تر است، رین را رها کرد. اوبیتو تصمیم گرفت خودش برای نجات رین اقدام کند. او قبل از این که برود، به کاکاشی گفت که ساکومو یک قهرمان بود و رها کردن هم تیمی‌اش بسیار بدتر از رها کردن یک ماموریت است. کاکاشی ماموریت را به تنهایی شروع کرد، اما در نهایت به حرف‌های اوبیتو باور پیدا کرد و تصمیم گرفت به او بپیوندد. او با شمشیری که از پدرش به ارث برده بود خود را برای نجات اوبیتو از چنگ تایسکی رساند https://www.aparat.com/v/Ud4iB تایسکی نامرئی شد و سعی کرد به طور پنهانی به اوبیتو حمله کند. کاکاشی موفق به دفاع از هم‌تیمی‌اش شد، اما چشم چپش به شدت مجروح شد. در این لحظه، اوبیتو شارینگان خود را بیدار کرد و تایسکی را کشت. آن‌ها به غاری وارد شدند که رین در آن جا نگهداری می‌شد. رین نجات پیدا کرد اما کاکو هر سه‌ی آن‌ها را در غار حبس کرد تا سنگ‌های غار روی آن‌ها فرو بریزد. کاکاشی به دلیل این که چشمش مجروح شده بود بینایی‌اش با مشکل مواجه شد و نتوانست خود را از سنگ‌های در حال ریزش کنار بکشد. درست قبل از این که یک تخته سنگ بزرگ روی او فرود بیاید، اوبیتو خودش را در مسیر آن قرار داد و زیر آن گرفتار شد. اوبیتو که نمی‌توانست خود را آزاد کند و می‌دانست که به دلیل جراحات جدی زنده نخواهد ماند، تصمیم گرفت تا شارینگان خود را در قبال چشم از دست رفته‌ی کاکاشی بدهد.بعد از این که شارینگان اوبیتو توسط رین به کاکاشی پیوند زده شد، کاکاشی با کاکو روبرو شد و در نهایت موفق شد با بینایی بازیابی شده و به فن چیدوری او را نابود کند. با افزایش نیروهای ایوا، کاکاشی مجبور شد با خواسته‌ی اوبیتو موافقت کند و همراه با رین محل را ترک کند. در نهایت آن‌ها با پیوستن به میناتو پل کانابی را تخریب کردند و با اندوه مرگ ابیتو به کونوها بازگشتند. افراد زیادی از قبیله اوچیها با توجه به این که کاکاشی هیچ رابطه‌ی خونی با این قبیله نداشت نسبت به شارینگان او جبهه گرفتند اما فوگاکو اوچیها، رهبر این قبیله به کار اوبیتو در هنگام مرگ افتخار کرد و کاکاشی را برای داشتن این هدیه رها کرد.بعدها در حین انجام یک ماموریت دیگر، رین توسط کیریگاکوره ربوده شد. کاکاشی هاتاکه موفق شد او را نجات دهد. در مسیر بازگشت، رین بر ملا کرد که کیریگاکوره سه-دم را در بدنش مهر و موم کرده است تا با از دست رفتن کنترل او در کونوها، این دهکده نابود شود. به منظور جلوگیری از این حادثه، رین از کاکاشی خواست تا او را بکشد، اما کاکاشی این کار را نپذرفت تا راه حل دیگری پیدا کنند چرا که با این کار خواسته‌ی اوبیتو برای محافظت از رین را زیر پا می‌گذاشت. وقتی افراد کیریگاکوره که برای بازیابی رین آمده بودند، با آن‌ها روبرو شدند، کاکاشی مقابل آن‌ها جنگید. هنگام یکی از حملات سریع کاکاشی، رین خود را در جلوی او انداخت با این باور که کشته شدنش موجب امنیت کونوها شود. این اتفاق دردناک باعث شد تا شارینگان کاکاشی قبل از این که بی‌هوش شود به مانگکیو شارینگان تبدیل شود. او مدتی بعد توسط نیروهای کونوها پیدا شد اما کشتار همه‌ی نیروهای کیریگاکوره در آن منطقه برای آن‌ها غیرقابل توضیح بود. https://virgool.io/p/cg0i7kv7r4l2/%DA%A9%D8%A7%DA%A9%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%86%D8%A7%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%87%D8%B1%DB%8C%D9%86%D8%B1%D8%A7%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%DA%A9%D8%B4%D8%AF فعالیت در آنبوکاکاشی به دلیل از دست دادن دو هم گروهی در مدت زمانی کوتاه، و همچنین نقشش در مرگ رین و ناموفق بودن در محقق کردن آخرین خواسته‌ی اوبیتو یعنی محاظت از رین، به سمت افسردگی رفت. در انیمه، بسیاری باور داشتند او عمدا به خاطر جلوگیری از افشای اطلاعات رین را کشته و به او لقب «کاکاشی دوست-کش» را دادند. برخی، مخصوصا از افراد آنبو باور داشتند که او بدون تردید باید همراهش را می‌کشت اگر ملزم به تکمیل ماموریتش بود. کاکاشی از دوستانش و هم‌کلاسی‌های سابقش دوری کرد و شب‌ها کابوس کشته شدن رین به دست خودش را می‌دید. میناتو که هوکاگه جدید آن زمان بود سعی کرد با توجه به تاریکی که در او به وجود آمده، او را به آنبو اختصاص دهد. عملکرد کاکاشی در آنبو خوب بود و پس از مدتی به کاپیتان و رهبر تیم رو تبدیل شد. با این حال موفقیت او در رفتار سرد و بی‌رحمی او در مبارزات بود، علائمی که هنوز از مرگ رین نشات می‌گرفت. میناتو سعی کرد روش دیگری را به کار گیرد: اختصاص دادن کاکاشی به مراقبت از همسرش یعنی کوشینا اوزوماکی که در آن زمان حامله بود. کاکاشی وظایفش را به خوبی انجام داد و مثل سایه مراقب او بود.هنگام حمله‌ی روباه نه-دم اهریمنی، کاکاشی و بسیاری از نینجاهای جوان کونوها به دفاع از دهکده کمک کردند. میناتو در نهایت موفق به نجات دهکده شد اما این کار را در قبال از دست دادن جان خودش و کوشینا انجام داد. بعد از این اتفاق، دانزو شیمورا خود را به کاکاشی جوان و خشمگین نزدیک کرد و او را متقاعد کرد که تصمیمات هوکاگه سوم در نبرد اخیر درست نبوده و او برای آینده دهکده بهترین گزینه نیست. با متقاعد شدن کاکاشی در شرایط احساسی، او قبول کرد تا به گروه روت تحت نظارت دانزو بپیوندد و جاسوسی هوکاگه را بکند. طی یک ماموریت او با یکی از اعضای دیگر روت به نام کینوعه روبرو شد که از عنصر رهایی چوب استفاده می‌کرد. با دانستن این موضوع که رها کردن چوب انحصارا متعلق به هوکاگه اول بود، کاکاشی وارد عمارت هوکاگه شد تا اطلاعاتی در این مورد به دست آورد. با این حال هوکاگه سوم مچ او را گرفت اما آزادانه اطلاعاتی که کاکاشی به دنبال آن بود را به او داد: کونوها در گذشته تلاش‌هایی برای بازیابی نیروهای آزادسازی عنصر چوب داشته است اما این پروژه به خاطر کشته شدن تعداد زیادی از افراد مورد آزمایش رها شده بود. هوکاگه همچنین تاسف می‌خورد که اگر این پژوهش با موفقیت طی می‌شد شاید نه-دم شکست می‌خورد و میناتو نجات پیدا می‌کرد.بعد از این دیدار برای کاکاشی روشن شد که هوکاگه سوم فردی موثر خواهد بود و افکار دانزو نادرست است. او با درک کردن این موضوع که جناح اشتباهی را انتخاب کرده، از نقشه‌های دانزو برای ترور کردن هوکاگه گفت. او کینوعه را که یکی از آدم‌کش‌های دانزو بود به راحتی شکست داد اما تصمیم گرفت از جان او بگذرد چرا که او را مهره‌ای ارزشمند در آینده می‌دید. کاکاشی با توجه به این که در این مدت علیه هوکاگه فعالیت می‌کرد اقدام به استعفا از آنبو کرد اما هوکاگه با پافشاری خدمات او را با ارزش دانست و کاکاشی را به مرد دست راست خود تبدیل کرد.کاکاشی با تحقیق در مورد ناپدیدشدگان زنجیره‌ای، پی برد که اوروچیمارو در پشت پژوهش آزادسازی چوب قرار دارد و این که کینوعه نیز از همین طریق ایجاد شده است. در انیمه، کاکاشی بعد از این که هوکاگه سوم نتوانست اوروچیمارو را درستگیر کند، به او حمله کرد اما اوروچیمارو او را فلج کرد و سپس اقدام به فرار کرد. کاکاشی وقتی سلامتی‌اش را دوباره به دست آورد به دنبال اوروچیمارو رفت اما توسط قبیله ایبوری اسیر شد، قبیله‌ای که به اوروچیمارو وفادار بود. کینوعه، متحد آن‌ها، قبیله را مجاب کرد تا خودش از کاکاشی بازجویی کند. کینوعه به طور محرمانه به پیشروی نقشه‌های دانزو علیه اوروچیمارو اشاره کرد و با کمک یوکیمی، کاکاشی را آزاد کرد. کاکاشی طی این اتفاقات به رابطه‌ی بین کینوعه و یوکیمی پی برد که شبیه به رابطه‌ی خودش با رین بود، و از همین رو تصمیم گرفت گزارشی در مورد قبیله ایبوری و روت ارائه نکند.کاکاشی طی سال‌های بعد، تحقیق در مورد اوروچیمارو را ادامه داد و سرانجام یکی از آزمایشگاه‌های سری او را پیدا کرد. در همین حین توسط کینوعه مورد حمله قرار گرفت، کسی که برای گرفتن شارینگان او توسط دانزو فرستاده شده بود. کاکاشی سعی کرد او را از اهمیت دوستی بر انجام ماموریت مطلع کند اما کینوعه او را به خشونت و کشتن رین متهم کرد. این موضوع کاکاشی را خشمگین کرد و او اقدام به دستگیری کینوعه کرد تا او را به هوکاگه تحویل دهد. قبل از این که آن‌ها آنجا را ترک کنند یکی از مارهای آزمایشگاهی اوروچیمارو از محفظه خود خارج شد و به آن دو حمله کرد. کینوعه اسیر شد اما کاکاشی موفق شد هیولا را بکشد. وقتی کاکاشی سعی داشت کینوعه را رها کند، جسد هیولای مذکور شروع به انتشار سمی کرد که کاکاشی را آلوده کرد. کینوعه او را به بیرون برد و با فکر کردن به گفته‌های کاکاشی به او پادزهری داد و از انجام ماموریت خود دست کشید. زمانی که کاکاشی به هوش آمد با دانستن این که دانزو، کینوعه را تنبیه خواهد کرد موضوع را با هوکاگه در میان گذاشت. او با اجازه هوکاگه وارد مرکز فرماندهی گروه روت شد و جلوی دانزو را که می‌خواست مهر نفرین روی کینوعه اعمال کند، گرفت. وقتی نیروهای روت شروع به محاصره آن‌ها کردند، هوکاگه شخصا ورود پیدا کرد و اقدامات کاکاشی را مجاز اعلام کرد، سپس کینوعه را از عضویت در روت خارج کرد. از آن پس کینوعه با اسم رمز تنزو در کنار کاکاشی در قالب گروه رو فعالیت کرد.سه سال بعد ایتاچی اوچیها به تیم رو اضافه شد. کاکاشی و ایتاچی در مقطعی مامور نظاره بر ملاقاتی بین کونوها و سرزمین چوب‌ها بودند. زمانی که گروه پرانجنا از سرزمین چوب‌ها نسبت به کونوها خیانت کرد، کاکاشی و ایتاچی وارد عمل شدند و آن‌ها را شکست دادند. گرچه کاکاشی از قابلیت‌های ایتاچی شگفت‌زده شده بود نسبت به رویکرد بی‌رحمانه او هشدار داد و از اهمیت وجود دوستی به او گفت. مدتی بعد ایتاچی از کاکاشی سوال کرد که آیا خواسته‌های دوستان مرده را هم باید با اهمیت شمرد که کاکاشی به آن جواب مثبت داد. ایتاچی سرانجام با ترفیع گرفتن از تیم رو جدا شد و جای او را یوگاو یوزوکی گرفت. مدت کوتاهی بعد از آن، تیم رو برای جلوگیری از شورش به قبیله اوچیها فرستاده شد، جایی که این تیم تنها با قتل عام کامل این قبیله روبرو شد. وقتی اخباری بیرون آمد مبنی بر این که ایتاچی بهترین دوست خود یعنی شیسوی اوچیها را به قتل رسانده، کاکاشی از این بابت متاسف شد، چرا که نتوانسته بود تاثیر بهتری روی او بگذارد. https://virgool.io/p/cg0i7kv7r4l2/%F0%9F%93%B7%DA%A9%D8%A7%DA%A9%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D8%A2%D9%86%D8%A8%D9%88%D8%B1%D8%A7%D8%AA%D8%B1%DA%A9%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%DA%A9%D9%86%D8%AF هوکاگه سوم که احساس می‌کرد جایگاه افراد خوش قلب در آنبو نیست، با قدردانی از کاکاشی و خدماتی که در این سال‌ها انجام داده بود، او را به نیروهای معمول بازگرداند.توانایی‌هاکاکاشی یکی از قدرتمندترین نینجاهای پرورش یافته در کونوهاگاکوره است. او به طور ذاتی یک نابغه است که از سنین پایین مهارت بالای خود را نشان داده است و درجه‌های نینجا را به سرعت تصاحب کرده است. چندین تن از اعضای درجه-S آکاتسوکی به توانایی‌های او اذعان کرده‌اند. او علاوه بر توانمندی در مبارزه از توانایی رهبری کردن نیز برخوردار است که بسیاری پیش از این که او هوکاگه شود به مناسب بودن او برای این مقام اشاره داشته‌اند.چاکرا و توانمندی فیزیکیهمان طور که خود او هم پذیرفته، کاکاشی در ابتدا از ذخایر چاکرای متوسطی بهره می‌برد، به طوری که تنها قادر بود در هر روز چهار بار از فن برش برقی یا سه بار از فن کاموی استفاده کند. با این حال در بخش دوم مجموعه ذخایر او به میزان قابل توجهی افزایش یافت و او قادر بود در نبرد به طور مداوم از دو فن مذکور استفاده کند.مهارت کاکاشی در تایجوتسو او را در نبردهای نزدیک برجسته کرده است. او در زمانی که یک آنبو بود، قادر بود بدون این که حتی سایر آنبوها متوجه شوند خودش را به پشت اهداف برساند. او قادر است حداقل یکی از دروازه‌های هشت‌گانه را باز کند. او همچنین سرعت بسیار بالایی در اجرای مهرهای دست دارد.نینجوتسوکاکاشی به خاطر اطلاعات و مهارت بالایی که در نینجوتسو دارد شناخته شده است. او در طول سال‌ها فنون بسیاری را فرا گرفت که بخش عمده‌ای از آن ناشی از شارینگان او بود، به طوری که پس از کپی کردن بیش از هزار جوتسو به «کاکاشی نینجای کپی» معروف شد. او با داشتن این فنون گسترده تقریبا قادر است از پس هر شرایطی بر آید. او همچنین در فوینجوتسو مهارت دارد که این موضوع اوروچیمارو را شگفت‌زده کرد.کاکاشی همین طور دارای دسته‌ای از سگ‌ها است که با عنوان نینکن شناخته می‌شوند و در شرایط مختلف مثل ردگیری اهداف و رساندن پیام به کمک او می‌آیند.دگرگونی طبیعتکاکاشی قادر است از تمام پنچ دگرگونی پایه، و همین طور از رهاسازی یین و یانگ استفاده کند. او تقریبا بدون هیچ منبع آبی می‌تواند از رهاسازی آب استفاده کند.وابستگی طبیعی کاکاشی مربوط به رهاسازی برق است و او قادر است جریان چاکرای خود را به منظور افزایش قدرت برش به سلاح‌ها انتقال دهد. بعد از عدم موفقیت در استفاده از راسنگان او در عوض فن چیدوری را با طبیعت برق خود خلق کرد. این فن قادر بود با جمع شدن چاکرای برق در دست تقریبا هر چیزی را سوراخ کند.دوجوتسوشارینگانکاکاشی شارینگان خود را در هنگام جنگ جهانی سوم شینوبی از اوبیتو اوچیها دریافت کرد و آن را جایگزین چشم از دست رفته‌اش کرد. پس از آن و در سال‌های بعدی این شارینگان تبدیل به یک ویژگی هویتی برای او شد به طوری که او با عنوان «کاکاشی شارینگان» شناخته می‌شد. کاکاشی به واسطه‌ی این شارینگان قادر بود هر حرکتی را که می‌بیند به دقت اجرا کند. همین موضوع باعث شد تا او اطلاعات وسیعی در مورد فنون به دست آورد و فنون مرتبط به گنجوتسو را اجرا کند. از آنجایی که او یک اوچیها نبود، قادر به غیر فعال کردن شارینگان نیز نبود و از این رو چاکرای او به سرعت تخلیه می‌شد. برای جلوگیری از این ضعف او وقتی از شارینگان خود استفاده نمی‌کرد آن را می‌پوشاند. کاکاشی در زمان جنگ جهانی چهارم شینوبی، شارینگان خود را توسط مادارا اوچیها از دست داد. زمانی که اوبیتو جان خود را از دست داد، روح او به مدت کوتاهی از دنیای پس از مرگ بازگشت و در بدن کاکاشی ساکن شد. اوبیتو قدرت هر دوی دوجوتسوهای خود را به کاکاشی بخشید و به این ترتیب کاکاشی تمام توانایی‌ها و کارکرد آن‌ها را به دست آورد.مانگکیو شارینگانزمانی که رین نوهارا جان خود را از دست داد، کاکاشی یک مانگکیو شارینگان به دست آورد، و این آسیب روحی به طور همزمان باعث بیدار شدن مانگکیو در اوبیتو نیز شد. کاکاشی به مدت یک دهه مانگکیو را حفظ کرد اگرچه با عوارض جانبی پیوسته مثل خونریزی و زوال دید همراه بود. او با مانگکیوی چپش قادر به استفاده از گونه‌ی دور-برد کاموی شد و بعدا سفر به بُعد کاموی را آموخت.بعد از این که او شارینگان خود را از دست داد، بدن او به طور موقت محل اقامت روح اوبیتو شد و این موضوع به کاکاشی اجازه داد تا از هر دوی مانگکیوی اوبیتو استفاده کند. پس از آن کاکاشی علاوه بر نوع دور-برد کاموی که پیشتر آن را فرا گرفته بود، قادر به استفاده از گونه نزدیک-برد کاموی شد و ترکیب این توانایی با فن برش برقی به او اجازه داد تا از هر دفاعی عبور کند. کاکاشی با داشتن دو مانگکیو قادر به استفاده از سوسانو و فرم «بدن کامل» آن است. علاوه بر این کاکاشی مقادیری از چاکرای شش طریقت را دریافت کرد که به او اجازه می‌داد تا از قابلیت‌های مانگکیو شارینگان به طور مداوم و بدون عوارض استفاده کند.آمار و ارقامبر اساس کتاب راهنمای چهارم (شا نو شو)نینجوتسو۵تایجوتسو۴.۵گنجوتسو۴هوشمندی۵قدرت۳.۵سرعت۴.۵استقامت۳۵مهرهای دستکاکاشی هاتاکهKakashi Hatakeتاریخ تولد۱۵ سپتامبرجنسیتمذکرکیکی گنکایشارینگانمانگکیو شارینگانپیشهکاپیتان آنبو (سابق)فرمانده لشکر سوم نیروهای متحد شینوبیهوکاگهوابسته بهکونوهاگاکورهریشه(تنها در انیمه)نیروهای متحد شینوبیتیم‌هاتیم میناتوتیم رو (تنها در انیمه)تیم ۷تیم نجات کازکاگهتیم ۱۰ (موقت)تیم یک (تنها در انیمه)تیم ۸ (موقت)گروه هشت مردلشکر سومقبیلهقبیله هاتاکهدرجهبخش اول: جونیندوران نانوشته: کاگهخانوادهساکومو هاتاکه (پدر)گونه طبیعترهاسازی برقرهاسازی آبرهاسازی سنگرهاسازی آتشرهاسازی بادرهاسازی یینرهاسازی یانگاولین نمودجلد ۱، فصل ۳ ناروتو (مانگا)قسمت ۳ ناروتو (انیمه)صداپیشهکازوهیکو اینوئه (ژاپن)دیو ویتنبرگ (انگلیسی) f73b68b19be5e857bea2563ef1c1d16a.MP4 </description>
                <category>Alone forever</category>
                <author>Alone forever</author>
                <pubDate>Fri, 23 Dec 2022 11:54:52 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>داستان پسر وسواسی ( توجه داستان الهام گرفته از انیمه ی ائوياما پسر وسواسی است</title>
                <link>https://virgool.io/@otaco/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%BE%D8%B3%D8%B1-%D9%88%D8%B3%D9%88%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%AA%D9%88%D8%AC%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%87%D8%A7%D9%85-%DA%AF%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%85%D9%87-%DB%8C-%D8%A7%D8%A6%D9%88%D9%8A%D8%A7%D9%85%D8%A7-%D9%BE%D8%B3%D8%B1-%D9%88%D8%B3%D9%88%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-w8yc0m9vbdwj</link>
                <description>داستان در مورد نابغه ای در توکیو به اسم تاکیوچی اوموی کان هست .او یک نابغه فوتبال است البته بخاطر وسواسی که در تمیزی دارد ،بعضی ها با او مشکل دارند. خودم خوب میدانم این چیزی عجیب است .من خودم ازکسانی هستم که از او بدشان میاید .اما حالا جالب این است که تعداد افرادی که او را دوست دارند بیشتر از کسانی است که از او بدشان میاید.ماندم داستان این دوست داشتن ها چیست !؟ اخه من کاپیتان تیم هستم انوقت او محبوب همه میشود ؟!البته با این مربی جودو کاری که ما داریم این اتفاق عجیب هم نیست .چون او خودش  اورا دوست دارد .من نمیدانم اگر این از او خوشش میاید چرا اورا کاپیتان تیم نمیکند ؟ وسوال دیگر این است که چرا یک جودو کار کمربند مشکی باید مربی تیم شود ؟ هروقت میخواهم به او درسی بدهم دست به کار میشود و فنی روی من میزند اسم مربی ما ساکورا است وکسی جرعت ندارد فامیلی اورا بگوید .نمیدانم چرا بدش میاید اما از روز اولی که مربی تیم ملی نوجوانان ژاپن شد همین بود . ما به او میگوییم ساکورا سان .ببخشید ولی نمیدانم فامیلی اش چیست و اگر میدانستم هم چیزی نمیگفتم اخه اگر کسی حرف از فامیلی اش بزند زنده نمی ماند چون او مجبورمان میکند یک میلیون شنا برویم و کسی نمیخواهد این کار را بکند و به همین دلیل کسی حرف از او نمیزند. گذشته از این ها و بدون اغراق اوموی کان واقعا نابغه است به کمک او توانستیم بازی های مهمی را ببریم . نمیدانم ولی شاید روزی باهم کنار بیاییم</description>
                <category>Alone forever</category>
                <author>Alone forever</author>
                <pubDate>Wed, 07 Sep 2022 18:28:52 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بیوگرافی ریکا اوسامی</title>
                <link>https://virgool.io/@otaco/%D8%A8%DB%8C%D9%88%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%81%DB%8C-%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7-%D8%A7%D9%88%D8%B3%D8%A7%D9%85%DB%8C-epjaivflqofz</link>
                <description>ریکا اوسامی (宇佐美 里 香، اوسامی ریکا، متولد ۲۰ فوریه ۱۹۸۶) یک ورزشکار ژاپنی در کاراته شیتو ریو است که بیشتر به خاطر پیروزی خود در مسابقات جهانی کاراته ۲۰۱۲ به شهرت رسید.اوایل زندگیاوسامی در ۲۰ فوریه ۱۹۸۶ در توکیو ژاپن متولد شد. وی در مصاحبه ای گفته بود که در ۱۰ سالگی، پس از دیدن مبارزه یک زن کاراته کا در تلویزیون، کاراته را شروع کرد. برادر بزرگتر او پیشتر کاراته را شروع کرده بود به همین دلیل وقتی اوسامی تصمیم گرفت شروع به تمرین کاراته کند، به او کمک زیادی کرد.اولین مسابقات کاراته او در مدرسه ابتدایی بود، زمانی که کمربند سبز داشت و ۱۲ ساله بود. او تا ۱۵ سالگی در مسابقات بزرگ شرکت نکرد. اوسامی برای اولین بار در ۱۷ سالگی در مسابقات قهرمانی ملی دبیرستان‌ها، در یک تورنمنت بزرگ موفقیت کسب کرد.زادهٔ۲۰ فوریهٔ ۱۹۸۶ ‏(۳۶ سال)توکیو، ژاپننام بومی宇佐美里香ملیتژاپنیسبککاراتهمربی یوشیمی اینوئهدانشگاهدانشگاه كوكوشيكان  https://www.aparat.com/v/039ti ودر نهایت این که من به عنوان یک کاتا کار ریکا اوسامی رو به عنوان یک اسطوره میشناسم و ارزو دارم که روزی به پای این قهرمان برسم</description>
                <category>Alone forever</category>
                <author>Alone forever</author>
                <pubDate>Sat, 27 Aug 2022 23:04:18 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بیوگرافی دازای اوسامو</title>
                <link>https://virgool.io/@otaco/%D8%A8%DB%8C%D9%88%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%81%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B2%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%88%D8%B3%D8%A7%D9%85%D9%88-bkstfilvvnl8</link>
                <description>دازای  اوسامو  https://www.aparat.com/v/qAgI4 نام و نام خانوادگی : دازای اوساموبه انگلیسی : Osamu Dazaiرنگ مو : قهوه ایرنگ چشم : قهوه اینژاد : انسانجنسیت : مذکرسن : 22قد : ‭‭‭‭‭‭‭‭‭‭‭‭‭‭‭‭‭‭‭‭‭‭‭‭‭‭‭‭‭‭‭‭‭‭‭‭‭‭‭‭‭‭‭‭‭‭‭‭‭‭‭‭‭‭‭‭‭‭‭‭‭‭‭‭‭‭‭‭‭‭‭‭‭181‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬وضعیت : زندهوزن : 67معنی نام : متمایل بهخودکشیروز تولد : 19 ژوئن ( 29 خرداد  )علایق : خودکشی ، خرچنگ ، ساکی ، اجینوموتو‌ ، MSG ( مونوسدیم گلوماتامات ، نوعی طعم دهنده ی غذایی )لقب : اعجوبه ی شیطانی مافیا بندر ، ماشین هدر دهنده بانداژ ، جوانترین مدیر اجرایی مافیای بندرغذای مورد علاقه : خرچنگتنفرات : چویا ، سگ هاشغل : کارآگاهدوستان صمیمی : اعضای آژانستیپ : کت بلند و کرم که کمربند بلندی داره ، جلیقه ی مشکی ، پیرهن سفید ، شلوار سفید و کفش مشکی ، سنجاق سینه با یه سنگ سبز رنگصداپیشه : میانو مامورو Miyano Mamoruشعار : یک خودکشی خالص ، سرشار و پر از انرژی داشته باش.هدف : نا مشخص ولی اونطور که در انیمه نشون داده شده اون برای رسیدن به خودکشی تلاش میکنه و تلاش می‌کنه که اونو آسون تر و راحت تر کنه. پیروزی کامل در خودکشی. یه نظریه ی دیگه هم هست که میگه به نظر میاد هدف واقعی دازای امتحان کردن مرگ های مختلفه ، نه مرگ واقعیاخلاق : تنبل ، مرد آزار ، شوخ طبع ، و در عین حال جدی ، کوشا ، دو شخصیتی ، دیوانه ، مرموز ، پیچیده.زندگی نامه : اوگای موری اون رو در سن چهارده سالگی و در زمانی که برای خود کشی تلاش میکرد پیدا کرد و اونو وارد مافیای بندر کرد. اون در شانزده سالگی یکی از پنج مدیر برتر پورت مافیا شد. اون در شکنجه و بازجویی هیچوقت ناکام نموند و با سختگیری با زیر دستان تند رو خود رفتار میکرد. اوداساکو بهترین دوست دازای بود که دازای احترام زیادی برای او قائل بود و در لحظه ی مرگش حرفاش روی دازای تاثیر گذاشت و باعث شد که از مافیا بیرون بیادتوانایی ها : دیگه انسان نیست ، بشر مطرود / خنثی کردن دیگر توانایی ها.اطلاعات اضافی : گروه خونیش AB هست. اسم دازای از یک نویسنده به همین نام گرفته شده است. در آژانس کارآگاهی مسلح یک فرمانده است. سه نظریه برای بانداژی بودن بدن دازای وجود دارد.اول:آسیب هایی که به علت کمبود مهارتهای رزمی طی درگیری ها به او وارد میشود. دوم:دازای بعد از هر استفاده از توانایی خود دچار آسیب یا سوختگی میشود.سوم:به دلیل آسیب هایی که برای خودکشی به خودش وارد میکند.(هنوز دلیل استفاده از بانداژ مشخص نشده)‌. قبل از اینکه اون از مافیا بیرون بیاد به گروه خودش و چویا دو سیاه یا سوکوکو میگفتن. دیگر انسان نیست اسم یکی از کتاب های دازای اوسامو واقعی هست. اون یه کتاب به اسم راهنمای کامل خودکشی به همراه داره. دازای در رانندگی افتضاح است اش  دختر مورد علاقه ی دازای کسیه که تمایل داشته باشه باهاش خودکشی کنه‭‭‭‭‭‭‭‭‭‭‭‭‭‭138‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬ مورد قتل ‭‭‭‭‭‭‭‭‭‭‭‭‭312‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬ مورد کلاهبرداری ‭‭‭‭‭‭‭‭‭‭‭‭625‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬ مورد اخاذیبریم دو تا عکس ار دازای سان داشته ببینیم https://www.aparat.com/v/rWRB0 https://www.aparat.com/v/rWRB0  https://www.aparat.com/v/Pz0oS </description>
                <category>Alone forever</category>
                <author>Alone forever</author>
                <pubDate>Fri, 29 Jul 2022 23:15:21 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بیوگرافی چند تا از شخصیت ها</title>
                <link>https://virgool.io/biography/%D8%B9%DA%A9%D8%B3-%DA%86%D9%86%D8%AF-%D8%AA%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%B4%D8%A7%D9%85-way3q1d5x27c</link>
                <description>اینوسکه  هاشیبیرا انیمه کیمتسو نو ایبا وزن : 63 کیلوگرمروز تولد : 22 آپریلوابستگی : سپاه قاتل شیاطینبستگان :کوتوها هاشیبیرا ( مادر ) _ پدر و مادر بزرگ بی نام _ آوی کانزاکی (همسر)_تنفس : جانور( این تنفس را خودش خلق نموده)ظاحر  : اینوسکه جوانی با رنگ پوست سفید است و  قد متوسط .بدن عضلانی ای نسبت به  سن خود دارد ؛ چهره زیبای زنانه با چشم های بزرگ و پهن موهای آن در نوک به  رنگ آبی درآمده ‌. اینوسکه نسخه تغیر یافته ای از لباس شیطان کش میپوشد که  شلوار گشادهاکاما تشکیل شده مشخص ترین ویژگی وی سر گراز توخالی ای است که  میپوشد که مشخص شده مربوط به مادر گراز خوانده است .شخصیت  : اینوسکه جوانی بی روح و پرافتخار است که دوست دارد خود را بهترین مبارز  در یک جمع ببیند. به طور معمول دوست دارد همه را به چالش بکشد و میخواهد  دیگران به خاطر مهارتش به او احترام بگذارند . وی بیشتر دوست دارد تانجیرو  رو به چالش بکشد اما به خاطر ذات مهربانانه اش شکست میخورد . به دلیل بزرگ  شدن او توسط گراز اینوسکه درک درستی از احساسات ندارد و فکر میکند هرکه به  او نزدیک میشود میخواهد به او حمله کند ، در قسمت های بعد اینوسکه بیشتر با  احساست آشنا میشود و با زنیتسو بیشتر حس رفاقت پیدا میکند ‌. اما به خاطر  غرور هنوز دوست دارد ستایش شود‌.تومیکا گیو انیمه کیمتسو نو ایبا اولین حضور در انیمه : فصل 1 قسمت 1 کیمتسو نو یایباقد : 173 سانتی متراندام : ورزیدهوابسته به : دسته شیطان کشتکنیک ها : تنفس آب : یازده فرم-شمشیر نیچرین آبیخانواده : تسوتاکو تومیوکا ( خواهر بزرگتر )پیشه : شیطان کش-هاشیرای آبظاهر  : گیو موهای سیاه و چشمهای آبی و یونی فرم شیطان کش ها ، که رویش یک هاروی  که یک طرفش قرمز و یک طرفش نقش و نگارهای لوزی مانند سبز و زرد برتن دارد ،  و یک شمشیر نیچرین آبی داردگیو  هاشیرای آب و شاگرد ساکونجی اوروکوداکی است ، او در کودکی با خواهرش  تسوتاکو زندگی میکرد اما خواهرش توسط شیطان ها کشته شد ، گیو هرچه گفت که  خواهرش را شیطان خورده مردم باور نکردند و اورا به دیوانه خانه فرستاند ،  گیو از دیوانه خانه گریخت و به کوه فرار کرد و ساکونجی اوروکوداکی اورا  پیدا کرد و به خانه اش آورد ، او با سابیتو آشنا شد و چون زندگی شان یکسان  بود باهم دوست شدند و به گزینش نهایی رفتند ولی سابیتو برای نجات گیو کشته  شد و گیو شیطان کش شد و تبدیل به هاشیرا شد ، در مقطعی که نزوکو داشت به  تانجیرو حمله میکرد گیو ظاهر شد نزوکو را آرام کرد و تانجیرو را نجات داد ،  در زمانی که تانجیرو داشت با خانواده عنکبوت میجنگید گیو ظاهر شد و رویی  کیزوکی پنج پایین را کشت و برای محافظت از تانجیرو و نزوکو با شینوبو کوچو  جنگید و تهمت کمک به شیطان به او خورد ، ولی با شاهد شدن ساکونجی  اوروکوداکی تانجیرو و گیو نجات یافتندگیو تومیوکا ، یکی از شخصیت های محبوب انیمه شیطان کش است و حس عدالت جویی قویی دارد . گیو تومیوکا نسبت به کسانی که محدودیت  های خود را نمی‌شناسند و زندگی برایشان ارزشی ندارد کاملا بی حس است و بود و  نبودشان برایش فرقی ندارد . برخلاف زمانی که گیو تومیوکا به نزوکو اجازه  زنده موندن داد ، هنگام کشتن شیاطین دیگر مثل شیطان کش های دیگر هیچ تردیدی  نمیکند .به نظر می‌رسد گیو تومیوکا ، هاشیرای آب ، با آنچه دیگران در  موردش فکر میکنند تفاوت دارد ، برخلاف تصور همه وقتی شینوبو اعتراف میکند  که از گیو متنفر است ، او شوکه میشود ، با اینحال آنها مدت هاست که باهم  دوست هستند . هاشیرای آب فردی کم صحبت است و در برقراری ارتباط با دیگران  مشکل دارد ، بنابراین معمولاً از بقیه فاصله میگیرد.بعد ها مشخص شد که  گیو تومیوکا ، از احساس گناهش رنج می‌ برد و شرکت در انتخابات نهایی این حس  را در او بوجود آورده بود . اوضاع تا جایی پیش میرود که او به ترک موقعیت  خود به عنوان هاشیرای آب ، فکر میکند ، تا اینکه تانجیرو به او کمک میکند  تا بفهمد زندگیش ارزشمند است و برای کسانی که جانشان را برای او فدا کرده  اند زندگی کند .ما این احساس گناه زمانی دوباره خودش را نشان داد که او فکر کرد تانجیرو  در مبارزه با موزان مرده است و درحالی که اشک می‌ریخت اعتراف میکرد که  چگونه همیشه از دست دشمنان نجات یافته است .گیو برخلاف ماهیت گوشه گیر و  کم صحبتش ، از کسانی که به او نزدیک اند و دوستانش محافظت می‌کند . این  اولین بار زمانی نشان داده شد که او زندگی خودش را برای تانجیرو و نزوکو به  خطر انداخت .با اینحال ، گیو تومیوکا اجازه نمیدهد روابط شخصی مانعی برای انجام وظایفش شوند . درست مثل زمانی که تانجیرو به عنوان یک شیطان شروع به حمله کرد و گیو تومیوکا بدون تردید اولین کسی بود که اعلام کرد باید او را از بین ببرند .شوتو تودوروکیمای هیرو اکادمیروز تولد۱۱ ژانویه (دی)سن۱۵ (اولین نمایش)۱۶جنسیتمذکرکوسهنیمه-سرد نیمه-داغمکان تولدحوالی استان شیزوئوکاخانوادهانجی تودوروکی (پدر)ری تودوروکی (مادر)فیومی تودوروکی (خواهر بزرگتر)تویا تودوروکی (برادر بزرگتر)ناتسوئو تودوروکی (برادر بزرگتر)مادربزرگی بی‌نامپیشهدانش‌آموزوابسته بهدبیرستان یو.ای.شوتو تودوروکی (Shoto Todoroki) دانش‌آموز کلاس 1-A در دبیرستان یو.ای. است که با پیشنهادات رسمی به این مدرسه ورود پیدا کرد. او برای تبدیل شدن به یک قهرمان حرفه‌ای تمرین می‌کند. شوتو یکی از شخصیت‌های اصلی مجموعه Boku no Hero Academia محسوب می‌شود و پسر یک قهرمان بزرگ به نام اندور است.پیش‌زمینهپدر شوتو یعنی انجی تودوروکی همیشه زیر سایه آلمایت بود و با وجود رکورد  تحسین برانگیزش در حل و فصل جرم‌ها به عنوان قهرمان شماره دو شناخته  می‌شد. انجی نسبت به پیشی گرفتن از آلمایت نوعی وسواس پیدا کرده بود و به  همین خاطر روی به ادغام کوسه آورده بود و قصد داشت با همسرش ری تودوروکی فرزندی را با یک کوسه قدرتمند  به دنیا آورند که توانایی پیشی گرفتن از آلمایت را داشته باشد.هیچ یک از خواهر و برادران شوتو قادر نبودند با این امتیاز زندگی کنند و  شوتو تبدیل به فردی بی‌نظیر شد. زمانی که او پنج سال داشت پدرش به خاطر  کوسه‌ی نیمه-سرد نیمه-داغ در شوتو تمریناتی را به او داد اما با این حال  این تمرینات به اندازه‌ی کافی طاقت‌فرسا بود که شوتو مجبور به گریه کردن و  استفراغ شود. مادرش ری سعی می‌کرد از او دفاع کند اما انجی به حرف‌های ری  گوش نمی‌داد و حتی جلوی چشمان شوتو به او صدمه می‌زد.پدر شوتو او را از تعامل با سایر خواهر و برادرانش بازداشته بود. در  حالی که آن‌ها مشغول بازی کردن بودند شوتو باید تمرین می‌کرد و از همین رو  از پدرش به خاطر سو استفاده از او و مادرش نفرت پیدا کرد.در دوران تاریک، ری همیشه شوتو را پشتیبانی می‌کرد. با وجود رنجی که  مادرش متحمل می‌شد اما همچنان پسرش را تشویق می‌کرد تا یک قهرمان شود. با  این حال پس از گذشت مدتی ری به خاطر خشونت‌های خانگی در هم شکست و حتی  برایش دشوار بود که نیمه‌ی چپ شوتو نگاه کند چرا که یادآور انجی بود. یک  روز که ری با مادرش تلفنی در مورد آسیب‌ها روحی صحبت می‌کرد، اشاره کرد که  دیگر ثبات روانی برای پرورش دادن پسرش را ندارد. وقتی او شاهد حضور ناگهانی  شوتو شد و نگاهش به سمت چپ او افتاد، آب جوش را به سمت صورت شوتو ریخت که  باعث سوختن چشم چپ او شد. ری بلافاصله از کرده‌ی خودش پیشمان شد و با  چشمانی گریان سعی کرد با قدرت‌های یخی خود او را درمان کند.مدتی بعد از این حادثه، شوتو از پدرش پرسید که مادرش کجاست و انجی به  سردی پاسخ شد که به خاطر صدمه زدن به او به بیمارستان فرستاده شده است.  شوتو به سرزنش انجی پرداخت و همه‌ی این اتفاقات را از چشم او می‌دانست.تربیت و پرورش تاریک شوتو باعث شد تا او روی هر کاری تمرکز کند غیر از  چیزی که پدرش می‌خواهد. او به فردی سرد تبدیل شد و از جامعه فاصله گرفت.  شوتو در امتحان ورودی یو.ای. شرکت کرد و آنجا با ایناسا یواراشی روبرو شد.  ایناسا سعی کرد از شوتو در مورد پدرش سوال کند اما شوتو او را به کل نادیده  گرفت. تلاش ایناسا برای دوست شدن با شوتو بی‌نتیجه بود.توانایی‌هاتوانایی‌های کلی: شوتو در دوران کودکی توسط پدرش تمرین  دیده است و یکی از دانش‌آموزان قدرتمند کلاس 1-A محسوب می‌شود. او در  فستیوال ورزشی یو.ای. مقام دوم را به دست آورد. شوتو در ناحیه رانش زمین به  راحتی و به تنهایی قادر به غلبه بر شروران بود. او در این فستیوال ورزشی  آگاهی خود از مبارزه و بینش بالای خود را نشان داد.شوتو تودوروکی و ایزوکو میدوریا یک نبرد شگفت‌انگیز را با هم داشته‌اند. در انتهای این نبرد یک برخورد  نهایی می‌توانست به تخریب استادیوم و حتی کشته شدن هر دوی آن‌ها منجر شود  اما به لطف مداخله سمنتوس و میدنایت از وقوع این اتفاق جلوگیری شد. اگرچه کاتسوکی باکوگو در فستیوال ورزشی شوتو را شکست داد اما کاتسوکی به خوبی می‌دانست که شوتو در صورت بهره گرفتن از تمام قدرتش پیروز میدان می‌شود.پایداری بالا: تودوروکی مقاومت بسیار بالایی از خود  نشان داده است و قادر به تحمل در مقابل چندین حمله از ایزوکو بوده است. مثل  یک مشت که با ۵ درصد از قدرت کوسه یکی برای همه به شکم او وارد شد و برخورد این ضربه مشکل جدی برای تودوروکی ایجاد نکرد.تحمل بالا: شوتو در هنگام مجروح شدن در نبرد نیز از خود تحمل بالایی نشان داده است. مثل نبرد او با استین که او با وجود جراحت زیاد قادر به ادامه نبرد و حمایت از متحدانش بود.چابکی بالا: شوتو بسیار سریع، چابک و با عکس‌العمل  سریع است. او در مسابقه موانع فستیوال ورزشی به واسطه همین قابلیت‌های خود  در جایگاه اول قرار گرفت.هوش بالا: شوتو از هوش بسیار بالایی بهره می‌برد. او  در هنگام حادثه USJ تشخیص داد که شروران به واسطه یک کوسه با افراد  بالادستی خود در ارتباط هستند. او در بسیاری از موارد دیگر هوش خود را ثابت  کرده و پیش‌بینی‌هایش درست از آب درآمده‌اند.کوسهکوسه تودوروکی نیمه-سرد نیمه-داغ است. این  کوسه نیمه‌ی چپ بدن شوتو را حاوی قدرت‌های آتشی و نیمه‌ی راست بدن او را  حاوی قدرت‌های یخی کرده است. اشکال این کوسه ناشی از تعادل دما در بدن است؛  استفاده مداوم از قدرت یخ می‌تواند شوتو را دچار یخ‌زدگی کند و سرعت و  قدرت او را کاهش دهد. در طرف دیگر استفاده پیش از حد از نیمه آتشی می‌تواند  بدن او را دچار برافروختگی و سوختگی کند، با این حال این ضعف در صورت  استفاده صحیح از نیمه راست قابل مقابله است.همان طور که استین به آن اشاره کرده، یکی از ضعف‌های بزرگ شوتو وابستگی بالای او به قدرت ویرانگر کوسه‌اش است.دیگر کاستی این کوسه این است که شوتو به طور کامل قادر به کنترل آتش  تولید شده نیست. همچنین گفتنی است که او به خاطر داشتن کینه از پدرش به مدت  ده سال تنها از نیمه سرد بدنش استفاده کرده است و به همین خاطر او کنترل  کمتری روی نیمه آتشین خود دارد.سرهنگ گورن انیمه اسرافیل پایانیاسم : گورن (Guren)فامیل : ایچینوسه (Ichinose)جنسیت : مذکرنژاد : انسانسن : 24 سال (هنگام نابودی دنیا : 16 سال)قد : 183 سانتی متر (O_o)وزن : 65 کیلوگرمتاریخ تولد : 28 اوت 1996گروه خونی : Aرنگ های مورد علاقه : آبی مایل به خاکستریدرجه : سرهنگ دومشیطان : ماهیرو ( Mahiru no yo)* * *موهای  سیاه با طول متوسط و چشمای بفنش اما بیشتر اوقات در میدان درگیری موهای  خود را به عقب حالت میدهد اما در حالت معمولی با مو کمی آشفته دیده میشود.در  کودکی ساده و بی تکلیف بوده بیشتر وقت خود را با ماهیرو (mahiru) میگذراند  و زندگی شادی داشت تا وقتی که بی رحمانه مورد آزمایش های ارتش قرار گرفت !در سن 16 سالگی دوستی اش رو با هیراگی شینیا آعاز کرد و بعد بهترین دوستان هم بودندنام به ژاپنی: 一瀬グレンو شایع است او یک گروه تنها مسئول تصرف نقاطی از شینجیکو از خوناشام ها بودند ...گورن به معنای &quot;نیلوفر آبی قرمز&quot; است !کیوجورو رنگوکوشیطال کشنام به ژاپنی煉獄 杏寿郎نژادانسانجنسیتمذکرسن۲۰تاریخ تولد۱۰ میوابسته بهدسته شیطان کشپیشهشیطان کشهاشیرای شعلهسبک مبارزهتنفس شعلهبستگانشینجیرو رنگوکو (پدر)روکا رنگوکو (مادر)سنجورو رنگوکو (برادر جوان‌تر)کیوجورو رنگوکو (Kyojuro Rengoku) یک شیطان کش و هاشیرای سابق شعله از دسته شیطان کش‌ها است. او یک شخصیت محوری در آرک قطار موگن است.تاریخچهکیوجورو پسر بزرگ شینجورو رنگوکو بود. پدر او به عنوان هاشیرای شعله از  دسته شیطان‌کش شناخته می‌شد تا این که به طور غیر منتظره‌ای بازنشست شد.  کیوجورو همچنین یک برادر جوان‌تر هم داشت که در کنار او تمرین می‌کرد تا  این که پدرش آموزش دادن به آن‌ها را متوقف کرد.قدرت‌ها و توانایی‌هاتوانایی های کلی: کیوجوروبه عنوان هاشیرای لشکر شیطان‌کش‌ها یک شمشیرزن بسیار قدرتمند است. حتی آکازا که شیطان بالا-رده ۳ و چهارمین شیطان قدرتمند شناخته شده است، قدرت او را تصدیق کرده است.  توانایی‌های او به حدی چشم‌گیر بود که حتی پیشنهاد تبدیل شدن به یک شیطان  به او داده شد تا بتواند از مرزهای انسانی خود بگذرد و قویتر شود. آکازا در  مورد روح مبارزه کیوجورو اشاره کرده بود که او به «محدوده برتری» نزدیک  شده است و اگر بتواند نشان شیطان‌کش خود را بیدار کند، می‌تواند دنیای شفاف را به دست آورد.توانایی‌های فیزیکیقدرت بیکرانسرعت و واکنش‌های عالیاستقامت و تحمل تقویت‌یافتهتوانایی‌های ذهنیهوش تاکتیکیمرگ ویرانگر: نوع هواتوانایی‌های فرا طبیعیحس‌های تقویت‌یافتهتوانایی‌های متفرقهاراده تسخیر ناپذیرشیوه مبارزهاستاد شمشیرزنی: کیوجورو به عنوان یک هاشیرا، یکی از قوی‌ترین و  ماهرترین شمشیرزن‌های لشکر شیطان‌کش‌ها است. او مهارت خود در شمشیرزنی را  در رویارویی با آکازا که یک شیطان بالا رده‌ای است نشان داد.شمشیرزنیسبک تنفس شعله (شامل نه سبک)تجهیزاتکاتانای نیچیرین استانداردساتورو گوجوجوجوتسو کایسننام مستعارقوی‌ترین جادوگر جوجوتسونژادانسانتولد۷ دسامبر ۱۹۸۹جنسیتمذکربستگانیوتا اوکوتسو (خویشاوند دور)سوگاوارا-نو-میشیزانه (جد)پیشهجادوگر جوجوتسومربیوابسته بهدانشکده فنی نفرین توکیوقبیله گوجودرجهدرجه ویژهصداگذاریویچی ناکاموراساتورو گوجو (Satoru Gojo) یکی از شخصیت‌های محوری مانگا و انیمه جوجوتسو کایسن است. او یک مربی در دبیرستان جوجوتسوی استان توکیو است.گوجو قوی‌ترین جادوگر جوجوتسو در جهان است که گفته می‌شود با پادشاه نفرین‌ها یعنی سوكونا هم تراز است. او مانند اکثر جادوگران سعی در محافظت از ژاپن در برابر ارواح نفرین‌شده دارد. با این حال، گوجو ساختار جامعه جادوگری جوجوتسو را ناقص دانسته و به  همین دلیل امیدوار بود که بتواند آن را به سطح بهتری تغییر دهد. او برای  رسیدن به این هدف در دبیرستان جوجوتسو که به پرورش جادوگران اختصاص دارد،  به عنوان یک مربی فعالیت می‌کند.شخصیتساتورو فرد پیچیده‌ای است. او اغلب در برابر افرادی مانند شاگردان،  همکاران و دوستانش بی‌تفاوت و شوخ طبع است، اما در برابر افرادی مانند  مدیران جادوگری جدی و صریح است. او به توانایی‌ها و اعتبار خود به عنوان یک  جادوگر قدرتمند بسیار مطمئن است و تهدیدهای شخصی سوکونا را به راحتی رد  می‌کند. گوجو در شرایط بحرانی می‌تواند کاملا خونسرد باشد. زمانی که تشخصی  دهد که فداکاری اجتناب ناپذیر است، نابود کردن دشمنان را بر نجات افراد  بی‌گناه ترجیح می‌دهد. با این حال او برای این که در یک نبرد دست بالا را  داشته باشد حاضر به آسیب رسیدن یا کشته شدن کسی نیست.توانایی‌ها و قدرت‌هاسطح مهارت کلی: گفته شده است که ساتورو قوی‌ترین جادوگر موجود است که از میزان بسیار زیادی انرژی ‌نفرین‌شده برخوردار است و همچنین از یک تکنیک قدرتمند و خطرناک استفاده می‌کند. وی همچنین نشان داده است که توانایی استفاده از تکنیک گسترش دامنه را دارد.توان بیکرانواکنش و سرعت فرا انسانیهوش تاکتیکیجوجوتسودستکاری انرژی نفرین‌شدهانرزی نفرین‌شده بیکران: ساتورو به خاطر داشتن میزان بسیار زیادی از انرژی نفرین‌شده قادر است بر خلاف سایر جادوگران چند بار در روز از فن گسترش دامنه استفاده کند. همچنین او کنترل بی‌نظیری بر انرژی خود دارد.فنون به ارث بردهبدون محدودیت: این فن که از خانواده گوجو به ارث  رسیده است به او اجازه می‌دهد تا فضا را در سطح اتمی و دقیق دستکاری کند که  از همین رو زیرمجموعه‌ای از فنون در اختیار او قرار می‌گیرد.بی‌نهایتتکنیک نفرین‌شده گذر زمان: آبیتکنیک نفرین‌شده خروجی انرژی نفرین‌شده بیشینه‌ی گذر زمان: آبیتکنیک نفرین‌شده واژگونی: قرمزهالوی بنفشفنون حصارپرده: گوجو قادر به ایجاد یک حصار برای محاصره کردن  یک ناحیه مشخص است. این حصار می‌تواند یک ناحیه را مهر و موم کند و سایر  افراد را از آن محروم کند.تهی‌گاه نامحدود: این فن گسترش دامنه گوجو  است. او می‌تواند یک فضای متافیزیکی را ایجاد کند که به واسطه آن قربانیان  انواع محرک‌ها و اطلاعات را به طور بی وقفه دریافت کنند.سایر توانایی‌هاشش چشم: این یک توانایی بسیار نادر در خانواده گوجو است که قدرت درک و پردازش فرد را به شکلی باور نکردنی تقویت می‌کند.لیوایلیوای اکرمن  حمله به تایتانتلفظ ژاپنیریوای آکامان (リヴァイ・アッカーマン)گونهانسانجنسیتمذکرسناوایل دهه ۳۰ (۸۵۰)بستگانکوچل آکرمن (مادر)کنی آکرمن (دایی)میکاسا آکرمن (نسبت خانوادگی)تاریخ تولد۲۵ دسامبرمکان تولدشهر زیرزمینیسکونتدیوار رزپیشهسربازدرجهکاپیتان جوخهوابسته بهدسته دیدبانی- جوخه عملیات‌های ویژهاوباش (قبلا)لیوای آکرمن (Levi Ackermann) که بیشتر با نام کاپیتان لیوای شناخته می‌شود، کاپیتان جوخه‌ی عملیات‌های ویژه از دسته دیدبانی است. گفته می‌شود او قدرتمندترین سرباز بشری است.شخصیتلیوای توسط کسانی که نزدیک به او هستند به عنوان فردی وسواسی در پاکیزگی  شناخته می‌شود. او نسبت به آلوده شدن خود یا وسایلش بیزار است و در میدان  جنگ تیغه‌های خود که آغشته به خون است را پاک می‌کند. با این حال، او اگر  لازم بداند از لمس کردن ناپاكی دریغ نخواهد كرد.او یک فرد پذیرا نیست و اغلب نزدیک شدن به لیوای قابل دسترس نیست. او به  ندرت احساسات خود را نشان می‌دهد و نسبت به دیگران سرد است. شیوه صحبت  کردن او صریح و توهین آمیز است و اظهارنظرهای او اغلب ناخوشایند یا نامناسب  هستند. شوخ طبعی او به سمت توهین و تلخی گرایش دارد. همه این‌ها باعث شده  تا برای بسیاری ناراحت‌کننده باشد.لیوای در زندگی مجرمانه خود، قبل از این که به هنگ دیدبانی بپیوندد، در  شهر زیرزمینی زندگی می‌کرد و از گرفتن دستور از کسی امتناع می‌ورزید. با  این حال، او پس از پیوستن به هنگ دیدبانی احترام زیادی برای فرمانده اروین  اسمیت قائل بود و با کمال میل دستورات او را پیروی می‌کرد. وی همچنین  اعتماد زيادی به زيردستان خود دارد.او دارای احساس همدلی است، اگرچه او به ندرت آن را نشان می‌دهد. یکی از  مشخصه‌های بارز او این است که ارزش زیادی برای زندگی انسان‌ها قائل است. وی  خودش اذعان کرده است که از تلفات غیرضروری بیزار است و به زیردستان خود  می‌گوید که از عقل خود استفاده کنند و تا جای ممکن از اشتباهاتی که به قیمت  جان آن‌ها تمام می‌شود اجتناب کنند.تاریخچهلیوای حاصل رابطه نامشروع مادرش یعنی کوچل آکرمن با فردی دیگر در شهر زیرزمینی است. مادر او فردی لاابالی بود که روزی جسدش توسط برادرش یعنی کنی آکرمن پیدا شد. کنی همچنین لیوای را که در شرایط نامناسب فیزیکی در جلوی تخت مادرش یافت.کنی تصمیم گرفت تا خودش از لیوای مراقبت کند. او چیزهایی که بلد بود را  به لیوای یاد داد و او را بزرگ کرد: به او مهارت‌های استفاده از چاقو را  آموخت و نحوه رفتار در شرایط مختلف را یاد داد. لیوای نیز به عنوان یکی از  اعضای خانواده آکرمن یاد گرفت که چطور از قدرت درونی خود بهره ببرد.با گذشت زمان کنی هر آنچه که می‌دانست را به لیوای آموخت، با این حال او  خودش را شخص مناسبی به عنوان یک پدر برای لیوای نمی‌دانست. روزی که لیوای  در مبارزه‌ای یک فرد دیگر را شکست داد، کنی با خشنودی از این بابت که لیوای  مهارت‌های مورد نیاز برای زنده ماندن در شهر زیرزمینی را آموخته است، او  را ترک کرد.لیوای آکرمن مدت‌ها بعد با فورلن چرچ آشنا شد و فورلن تصمیم گرفت قدرت  لیوای را در مبارزه با گروهی از اوباش محک بزند. در واقع نقشه فورلن این  بود که ببیند لیوای ارزش ملحق شدن به گروه اوباش خود را دارد یا نه. او با  دیدن قدرت لیوای شگفت‌زده شد و آن‌ها سرانجام با هم دوست شدند و یک باند را  تشکیل دادند.یک روز بعد از یکی از سرقت‌های آن‌ها، فورلان اقدام به تقسیم سهم اعضا  کرد. فولان با دانستن این موضوع که یکی از اعضای باندش یعنی یان پایش دچار  جراحت است، به او سهم بیشتری داد. لیوای متوجه این موضوع شد و دلیل این  اقدام فورلان را جویا شد. در هنگامی که فورلان در حال توضیح دادن وضعیت یان  بود، یک دختر جوان به نام ایزابل به شکل ناگهانی وارد مخفیگاه آن‌ها شد.  او ظاهرا برای نجات یک پرنده و بازگرداندن آن به سطح زمین قصد داشته شهر  زیرزمینی را ترک کند و این موضوع بدون پرداخت هزینه ناممکن بوده است.  افرادی که به دنبال او بودند با دخالت لیوای و فورلان از گرفتن ایزابل دست  کشیدند. ایزابل قبلا دیده بود که لیوای و فورلان از ابزار تحرک همه-جانبه استفاده می‌کنند، و از آن‌ها تقاضا کرد تا او نیز به گروهشان بپیوندد. لیوای این موضوع را پذیرفت که باعث خوشحالی بسیار ایزابل شد.بعد از این که ایزابل مدتی تمرین کرد و آن پرنده را نیز آزاد کرد، هر  سه‌ی آن‌ها توسط افرادی برای انجام کاری اختصاص یافتند. این افراد پیش از  انجام کار خرج و مخارج معالجه دوست آن‌ها یعنی یان را داده بودند و او را  برای درمان به کلینیکی به سطح زمین برده بودند. مشتری این کار یک اشرافی به  نام نیکولاس لاوف بود و از آنجایی که او یک گروگان را در دست داشت، لیوای  انجام کار را قبول کرد. هدف لاوف به دست آوردن اسنادی مربوط به کسب و کارش  بود که این اسناد در دست یک فرمانده به نام اروین اسمیت بود. او همچنین برای شیرین کردن این معامله به لیوای و شرکایش اعلام کرد  که در صورت انجام کار به آن سه حق شهروندی سطح زمین را خواهد داد.توانایی‌هاابزار تحرک همه-جانبهلیوای در استفاده از ابزار تحرک همه-جانبه بسیار  عالی است به حدی که همه اذعان دارند او در این کار بهترین است. همچنین  گفته می‌شود او به اندازه کل تیپ ارتش ارزشمند است و بسیار فراتر از سایر  سربازان است. او حتی قبل از پیوستن به دسته دیدبانی فردی بسیار قدرتمند  قلمداد می‌شد.هوش بالالیوای جدا از مهارت نبرد خارق العاده خود، توانایی بالایی در تجزیه و  تحلیل سریع موقعیت‌ها و تصمیم‌گیری حساب شده دارد. این موضوع باعث شده تا  او خودش و همرزمانش را در موارد مختلفی نجات دهد. با این حال، لیوای معتقد  است که یک شخص نمی‌تواند همیشه درست تصمیم بگیرد و گاهی شرایط از عهده فرد  خارج است.مهارت در کار با شمشیرهنگامی که لیوای برای اولین بار به دسته دیدبانی پیوست، او یکی از دو  شمشیر خود را به شکل برعکس در دست گرفتن گرفته بود که همین موضوع باعث شد  تا فرمانده بخش به بگوید که مورد «اشتباه» است. با این حال این روشی بود که  به او کمک بسزایی در کشتن تیتان‌ها می‌کرد. او ممکن است این روش را با  الهام از آموزش‌های کنی آکرمن در کار با چاقو فرا گرفته باشد.</description>
                <category>Alone forever</category>
                <author>Alone forever</author>
                <pubDate>Wed, 22 Jun 2022 12:13:18 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ایوا مکس</title>
                <link>https://virgool.io/biography/%D8%A7%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%88%D8%B1%D8%AF-%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%82%D9%87-%DB%8C-%D9%85%D9%86-yxb9afc25qqz</link>
                <description>که ایشون هستشخصا دوستش دارم آماندا ایوا کوچی (زادهٔ ۱۶ فوریه ۱۹۹۴، آماندا کوچی)، شناخته‌شده با نام حرفه‌ای ایوا مکس (به انگلیسی: Ava Max) خواننده و ترانه‌سرا اهل ایالات متحده آمریکا است.[۱] تک‌آهنگ او «شیرین ولی دیوانه» در صدر جدول فروش در چندین کشور قرار گرفت.[۲]اوایل زندگیآماندا ایوا کوچی در شهر میلواکی، ویسکانسین در والدین آلبانیایی از تیرانا و ساراندا به دنیا آمد ، او یک برادر بزرگتر دارد .[۱] او خود را «آلبانیایی» توصیف کرده و اظهار داشت که «قطعاً می‌خواهد به جامعهٔ آلبانی برگردد.»[۳] در ۸ سالگی، وی به همراه خانوادهٔ خود به ویرجینیا نقل مکان کرد.[۴] او قبل از نقل مکان در مدرسه‌های موسیقی شرکت می‌کرد.[۵] در ۱۴ سالگی، به دنبال حرفهٔ موسیقی، به همراه مادرش به لس آنجلس نقل مکان کرد و یک سال بعد، وی به ویرجینیا بازگشت. وی اظهار داشت که از  بازگشتش سپاس‌گزار است. در ۱۷ سالگی دوباره به لس آنجلس بازگشت.ام در زمان تولدآماندا کوچیزادهٔ۱۶ فوریهٔ ۱۹۹۴ ‏(۲۸ سال)میلواکی، ویسکانسین، ایالات متحده آمریکادیگر نام‌هاایواایوا کوچیپیشهخوانندهترانه‌سراسال‌های فعالیت۲۰۱۳–اکنونپیشه موسیقیژانرپاپدنس پاپساز(ها)آوازناشر(ان)آتلانتیکهمکاری‌های مرتبطسیرکوتوبگاه   avamax.comنسخه صوتی شیرین و دیوانه رو بالا گذاشتم</description>
                <category>Alone forever</category>
                <author>Alone forever</author>
                <pubDate>Thu, 09 Jun 2022 16:28:39 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش اسم</title>
                <link>https://virgool.io/@otaco/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%D8%A7%D8%B3%D9%85-c4z2kyw91vy9</link>
                <description>سلام امروز یه چالش گذاشتم چالش خیلی راحت هست فقط حروف اسمتون رو به انگلیسی یک جا مینویسید بعد طبق این میبینید که اسمتون چه میشه و اما اصل کاریهدفم این هست که ببنینم اسم کی بیشتر به کاراکتر ها میخوره اسم خودم شد کاتوکی چیکا مال شما  چی .سایونارا.</description>
                <category>Alone forever</category>
                <author>Alone forever</author>
                <pubDate>Wed, 01 Jun 2022 08:08:23 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>