<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های پرک نجومی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@p.nojoumi</link>
        <description>سلام. من اسم کاملم پرکه و یعنی &quot;ستاره سهیل&quot;. فارغ التحصیل زبان انگلیسی ام و از سال 91 تو تولید محتوا و دیجیتال مارکتینگ کار میکنم. براهمین تصمیم گرفتم خودمم مستقل یه چیزایی بنویسم گاهی. و اومدم ویرگول</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-18 06:31:09</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/41308/avatar/zmN9xb.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>پرک نجومی</title>
            <link>https://virgool.io/@p.nojoumi</link>
        </image>

                    <item>
                <title>من انقد بیشعورم که دلم میخواد زودتر از مامانم بمیرم</title>
                <link>https://virgool.io/@p.nojoumi/%D9%85%D9%86-%D8%A7%D9%86%D9%82%D8%AF-%D8%A8%DB%8C%D8%B4%D8%B9%D9%88%D8%B1%D9%85-%DA%A9%D9%87-%D8%AF%D9%84%D9%85-%D9%85%DB%8C%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%AF-%D8%B2%D9%88%D8%AF%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%86%D9%85-%D8%A8%D9%85%DB%8C%D8%B1%D9%85-bke6f0jhrcdp</link>
                <description>حتما آدمایی رو دیدین (و ایشالا یکی از این آدما نیستین) که میگن &quot;من هممممه‌ش دارم دعا میکنم زودتر از مامانم بمیرم، چون اصلا نمیتونم نبودنشو تصور کنم&quot; یا &quot;کاش خدا 10 سال از عمر من بگیره به عمر مامانم اضافه کنه&quot;.شاید به نظر بیاد که &quot;وای عزیزم چه مهربون/ احساسی/ ازخودگذشته&quot; و چیزای مثبت مشابه. ولی تنها چیزی که با شنیدن همچین جمله‌ای به ذهن من میاد حماقت، ترس، ضعف، خودخواهی و بیشعوریه. تنها چیزی که به دهَنم میاد هم فحشه که متاسفانه خیلی جاها فرهنگ و اسلام و همه باهم دست و دهنمونو میبندن نمیتونیم چیزی بگیم.اگه به نظر میرسه عصبانی ام به خاطر اینه که هستم. چرا آدمیزاد از اون همه مغزش نباید یه ذره استفاده کنه که حرف دهنشو بفهمه؟ انقد سخته؟ نشنیدن هروقت یکیو خیلی بد میخوان تهدید کنن میگن مادرتو ب عزات میشونم؟ فکر نمیکنن که چرا کسی نمیگه تو رو به عزای مادرت میشونم؟ ندیدن یکی که داغ اولاد میبینه یه ساله 10سال پیر میشه؟ بعد اینا حاضرن بدترین اتفاق ممکن تو این دنیای فانی واس مادرشون بیفته ولی خودشون یه وقت خدای نکرده سختشون نشه که غم دوری مادرو بخوان تحمل کنن. مهربونن یا خودخواه؟! کسی که خودش بچه داره و بازم دلش میخواد زودتر از مادرش بمیره احساسیه یا احمق؟! یه لحظه فکر کنن بچه‌شون بمیره بعد دوباره ببینن دلشون میخواد همچین عذابیو به مادرشون تحمیل کنن؟مراماً اول فکر کنیم بعد حرف بزنیم -_-</description>
                <category>پرک نجومی</category>
                <author>پرک نجومی</author>
                <pubDate>Fri, 25 Dec 2020 11:55:40 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>10 میلیون تومان، فقط به قیمت 10هزار تومان!</title>
                <link>https://virgool.io/@p.nojoumi/10-%D9%85%DB%8C%D9%84%DB%8C%D9%88%D9%86-%D8%AA%D9%88%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%81%D9%82%D8%B7-%D8%A8%D9%87-%D9%82%DB%8C%D9%85%D8%AA-10%D9%87%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D8%AA%D9%88%D9%85%D8%A7%D9%86-jurzgqnyr5aj</link>
                <description>نه که خودم نتونم پادشاه باشم، ولی به خاطر چشم و ابروت این تاج و تخت همینجور مرامی واس شما
&quot;من یه جایی رو بلدم کفِش نامحدود دلار ریخته. اونم همه 100دلاری یا 50دلاری. شما فقط باید بری دلارارو جمع کنی برا خودت! حتی کفِ کفشاتم میچسبه!&quot;این ادعای خیلیییییییییی از کساییه که یه کانال تلگرامی دارن و توش قول میدن شما رو با صرف هزینه ی خیلی کم به درآمدای خیلی زیاد برسونن. با فرضِ این که این آدما عاشق چشم و ابروی ما باشن یه نگاهی به این قضیه بکنیم:این آدم وقتیو که میتونه برا دلار درآوردن بذاره (چون بلده دیگه، کار راحتیه ظاهرا) داره میذاره واس شاااااااید ریال درآوردن و این که شما رو قانع کنه یه مقداری پول بهش بدین تا کلیدِ درِ گنجو بهتون بده. بعد میاد یه حساب سرانگشتی میکنه میگه آقا انقد میلیارد پول تو فلان پلتفرم ریخته، شما فقط برین بردارین! حالا یه کم تخصصی تر میریم سراغ اونایی که لطفشونو معطوف کردن به فریلنسرا.مثلا میگن شما برو تو فلان سایت خارجی فریلنس ثبت نام کن، یه پروژه بگیر در حد پاورپوینت ساختن. همون پروژه یهو 50 دلار برات داره! بعد شرایطو اینجوری ترسیم میکنن: میری ثبت نام میکنیپروژه رو پیدا میکنیصاب پروژه با خوشحالی کارو بهتون میدهیکی دو ساعت وقت میذاری پاورپوینت طراحی میکنیصاب پروژه با ذوق 50دلار بهتون میده و شما میذارین جیبتون.در حالی که شرایط واقعی اینجوریه:ثبت نام میکنیباید بشدت حواست باشه که یهو با آی پی ایران نری، اگه نه بلاکی چیزی میشیباید حواست باشه که این سایت ازت احراز هویت میخواد یا نه، چون اگه بخواد خیلی ممکنه چندتا کشور ممنوعه داشته باشه از جملــــــــــــــــــــــــــه، ایران.باید یه پروفایل خوب و حرفه ای برا خودت بسازیباید به تعدادی که سایت بهت اجازه میده به صاب پروژه ها مسج بفرستیچون هیچ رفرنس و تجربه کاری تو اون سایت نداری، باید دعا کنی حداقل یکیشون یه جواب بهت بدهباید یه قیمت پایین تر از بقیه بدی که یه مزیت رقابتی برا خودت ایجاد کنی، اما نه اونقدر پایین که طرف بهت شک کنه (با هندی ها هم رقابت میکنی تو این زمینه، که خب سلطان قیمت شکستنن و خیلی وقتا کیفیت کارشون واقعا بد نیست)باید سرعت عملت خیلی بالا باشه و بدونی که داری با کسایی که کیفیت کارشون و سطح زبانشون احتمالا خیلی ازت بالاتره رقابت میکنیباید در نظر بگیری حق کپی رایت خیلی جاها قضیه جدی و مهمیه و میتونن بخاطرش پدرتو درآرن. یعنی نمیشه مثلا یه عکس همینجوری سیو کنی بعد استفاده ش کنی.اگــــــــــــــــــــــــــــــه یه پروژه گرفتی، باید بری هزار تا سرچ کنی که ببینی تو کشوری که این شخص ازش اومده این پروژه چجوری قابل قبوله (واس برنامه نویسی و یه سری پروژه های دیگه شاید صدق نکنه، ولی واس خیلی کارا همین جوره)پروژه رو باید سر وقت و واقعا با کیفیت تحویل بدی، اگه نه صابکار یه رفرنس منفی پُرمَلات و یه نمره پایین بهت میده که دیگه هیچ کس سمتت نیاد. فکر کن فقط یه رفرنس داشته باشی اونم بگه &quot;افتضاح بود. اصلا راضی نیستم.&quot;مهم ترین قسمت کار: پولت باید به یه حسابی بیاد که قابل اعتماد باشه. اکانتای PayPal و چیزای دیگه ای که تو ایران باز میشه احتمال بلاک شدنش هست و شرکتی که این حسابو براتون باز میکنه نمیتونه مسئولیتی در این باره قبول کنه.اگه همه چیز اوکی باشه، پروژه رو بگیری و با موفقیت تحویل بدی و طرف بگه کارش خوب بود و پول به حسابی بیاد که بتونی برداشت کنی، باید پورسانت سایتو بدی. مثلا فریلنسر دات کام ممکنه رو یه پروژه 600دلاری 60 دلار پورسانت بگیره.پولتو که گرفتی، باید بیشتر این مراحلو برای پروژه بعدی تکرار کنی. درسته که با یه رفرنس خوب کارت راحت تر میشه، ولی گرفتن اون یه رفرنس خوب در حد شکستن شاخ غوله.چیزی که این جادوگرای تلگرامی بهش اشاره ای نمیکنن اینه که شما باید زبان انگلیسیتون واقعا خوب باشه که بتونین با صابکار ارتباط برقرار کنین و بفهمین چی میخواد. باید توانایی هاتون واقعا در سطح بقیه باشه و توی کارتون تخصص داشته باشین. ابزارای مربوط به کارتونو بشناسین و بدونین بدون تحریم چجوری ازش استفاده کنین، چون کشور صابکار تحریم نیست و به این ابزارا دسترسی داره و انتظار داره استفاده ش کنین. به احتمال زیاد هم نمیدونه ایرانی هستین، چون اگه تو سایت بزنین که ایرانی هستین به صورت دیفالت خیلی از پروژه ها میپره. تازه اگه خود سایت نیاد بگه تو که ایرانی هستی اینجا چی کار میکنی؟ خیلیا احراز هویت با آدرس تایید شده میخوان که کار مارو خیلی سخت تر میکنه.خلاصه که خوبه معرفی کنن کجاها میشه کار گرفت، ولی نیان انقد راحت جلوه ش بدن و یه سری اطلاعات بدن که مفت نمی ارزه، چون تو اولین بلاگ پستی که گوگل پیشنهاد بده همش نوشته شده.یه عزیزی میگفت &quot;هیچ کس برا این که پولدارت کنه نمیاد بهت التماس کنه&quot;.</description>
                <category>پرک نجومی</category>
                <author>پرک نجومی</author>
                <pubDate>Mon, 25 May 2020 17:57:21 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مشترک گرامی، پیام‌رسان وطنی هول شده است</title>
                <link>https://virgool.io/@p.nojoumi/%D9%85%D8%B4%D8%AA%D8%B1%DA%A9-%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D9%88%D8%B7%D9%86%DB%8C-%D9%87%D9%88%D9%84-%D8%B4%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-eltmssrtisbo</link>
                <description>«به هیچ وجه نمیخوام پیام رسان وطنی نصب کنم، حداقل تا محدودیت اینترنت برطرف شه. اگر از قبل داشتمشون یا با اینترنت &quot;واقعی&quot; میگرفتم فرق میکرد، ولی الان نه.»این اعتقاد راسخ من بود تا قبل از دیشب که مامان یکی از دوستام که رفته کانادا بهم گفت تنها راه ارتباطی شون باهم تماس و SMSه که خب حقیقتا گرونه. منم علی رغم میل باطنی و ندای درونم که داشت داد و بیداد میکرد رفتم اپ کافه بازارو باز کردم (همیشه خوشحال بودم که اندروید دارم) و سرچ کردم واس پیام رسانا. مسلّما قبل از دانلود و نصب، آخرین نظرات کاربرا رو میخونم که بدونم اپ در چه حاله. و تقریبا تمام نظرات ثبت شده جدید چند روز اخیر در مورد پیام رسانایی که چک کردم این بود:«چرا کد تایید نمیفرسته؟»/ «چرا کد تایید میفرسته نمیره اون صفحه ای که باید کد وارد کنیم؟»و خب معلومه که هیچ کدومو نگرفتم، چون سرورای پیام رسانامون زیر فشار جمعیت له شده گویا. تازه نمیدونم آخرش میتونن با بیرون از ایران تماس داشته باشن یا نه.از اون طرف رفتم پارسی جو که ببینم موتور جستجوی وطنی در چه حاله، که دیدم سروراش اوکیه، ولی مثل آدم نادونی که از هفت دولت آزاده در جواب سرچ من برای عکس «کتاب» گفت متاسفانه موردی پیدا نکرده و پیشنهاد کرد مطمئن شم عبارت مورد جستجو رو درست نوشتم. دیگه ترجیح دادم راجع به پیام رسان سرچ نکنم، چون ترسیدم با دهن باز و یه نگاه به‌غایت ابلهانه بیاد بگه زبانمو به فارسی تغییر بدم و تایپ کنم.خلاصه که اگه کسی از این سرویسای وطنی چیزی میشناسه که هنوز کار میکنه ممنون میشم اگه بگه، ببینیم میشه ارتباط این دوست من و خانواده ش بیاد تحت پوشش اینترنتمون یا نه.</description>
                <category>پرک نجومی</category>
                <author>پرک نجومی</author>
                <pubDate>Thu, 21 Nov 2019 12:03:31 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اینا &quot;باد ناله&quot;س؟؟؟</title>
                <link>https://virgool.io/@p.nojoumi/%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%A7-%D8%A8%D8%A7%D8%AF-%D9%86%D8%A7%D9%84%D9%87%D8%B3-p68qcy0vihqc</link>
                <description>یه کار ترجمه گرفتم و با این که میتونم با همون سایتای کج دار و مریز ایرانی انجامش بدم (ترگُمان دات آی آر. اگه کسی سرویس شبیه گوگل ترنزلیت لازم داره میتونه استفاده ش کنه)، بازم یه سری چیز می مونه که باید چک کنم ببینم کلمه رایجش چیه و نمیتونم چون گوگل نداریم. بعد باید بفرستم برای مشتری که اونم نمیتونم. مهلت کارم تا آخر آبان بوده چون مشتری میخاد بفرسته برای یه ژورنال خارجی که زمان ارسالش محدوده. اونم نمیتونه.فردا باید وبینار برگزار کنم که خب ایسمینار نمیتونه. وبینارای دیروزم کنسل کرد. بماند که تو چه شرایط کاری فشرده ای چقدر وقت گذاشتم که برای این وبینار مطلب آماده کنم و فعلا تمام اون وقتم تلف شده محسوب میشه.شرکتمون آی تیه و تعطیل شده عملا، چون نه میتونیم بریم رو سیستم مشتریا مشکلشونو حل کنیم، نه میتونیم آموزش بدیم بهشون، نه لایسنس صادر کنیم، نه هیچی! هیییییییچی! ایمیل مهمی برام اومده که باید بهش جواب بدم چون یه موقیعتو از دست میدم اگه نتونم، هیچ راه ارتباطی به جز ایمیل هم باهاشون ندارم. نمیتونم. و میدونم که از دستش میدم چون تا امروز وقت دارم فقط.کسایی که از یه سفارت کوفت و سگ اخلاق مثل آلمان نوبت مصاحبه ویزای دانشجویی داشتن و الان بعد از 2 سال نوبتشون شده باید چی کار کنن؟ اونایی که پرواز مهاجرت داشتن و صاف همون شب که جاده ها رو بستن باید میرفتن فرودگاه چی کار کنن؟ اونایی که عروسی شون بوده چی؟ ما چی؟ هممون چی؟ گلایه های الانمون نه غرغره، نه چس ناله، نه لوس بازی. درده. فلج شدن زندگیمونه. حتی برای 24 ساعت (که الان خیلی بیشتر شده).دلم میخواد برم تا جایی که نفس دارم بدو ام فقط. احساس درماندگی میکنم. </description>
                <category>پرک نجومی</category>
                <author>پرک نجومی</author>
                <pubDate>Mon, 18 Nov 2019 11:01:48 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اول لایک میکنم بعد میخونم. بعد هم شاید نخونم البته!</title>
                <link>https://virgool.io/@p.nojoumi/%D8%A7%D9%88%D9%84-%D9%84%D8%A7%DB%8C%DA%A9-%D9%85%DB%8C%DA%A9%D9%86%D9%85-%D8%A8%D8%B9%D8%AF-%D9%85%DB%8C%D8%AE%D9%88%D9%86%D9%85-%D8%A8%D8%B9%D8%AF-%D9%87%D9%85-%D8%B4%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D9%86%D8%AE%D9%88%D9%86%D9%85-%D8%A7%D9%84%D8%A8%D8%AA%D9%87-hopo3knswrxj</link>
                <description>گاهی دلم میخواد تو اینستاگرام یه پست بذارم کپشن بزنم &quot;اگه کپشنو خوندی لایک نکن، کامنت بذار بگو دیدی کپشنو&quot;. چرا؟ چون خیلی وقتا چیزی که مینویسم برام مهمه و دوست دارم خونده بشه. ولی احساس میکنم خیلیا نه تنها نمیخونن، بلکه حتی عکسم درست نمیبینن و فقط تو اسکرول کردن فید همه چیو لایک میکنن که سرمایه گذاری کرده باشن برای لایک پست های خودشون (اگه اشتباه حس میکنم بگین بهم :دی )این نتیجه دوم که حتی عکسم نمیبیننو جدیدا گرفتم. یه صفحه ای تو اینستاگرام برای یه رویدادی تبلیغ گذاشته بود. رویداد درست کردن شکلات بود، و عکس پس زمینه عکس شکلات. روی عکس نوشته بود &quot;یاد بگیر شکلات درست کنی! برای ثبت نام لینک زیر&quot; و توی کپشن کامل توضیح داده بود چه اتفاقاتی قراره بیفته توی رویداد.بعدشم یه استوری خیلی مشابه گذاشته بودن که من اسکرین شات گرفتم:کامنتایی که پای اون عکس گذاشته بودن نصف بیشترش میپرسید &quot;کجا ثبت نام کنیم؟&quot; و یه تعدادی هم می پرسید &quot;تو رویداد چی کار میکنین؟&quot;طرح مسئله!الان مسئله من اینه که آیا واقعا پیام عکس اونا انقدر ناواضح بوده؟ کپشنشون طولانی بود و خب میدونم که خیلیا حال نداشتن بخونن، اما وقتی توی عکس میزنه &quot;بیا یاد بگیر شکلات درست کنی، اینم لینک ثبت نام&quot; واقعا رواست که باز بیان بپرسن کجا ثبت نام کنیم و اصلا جریان چیه؟؟</description>
                <category>پرک نجومی</category>
                <author>پرک نجومی</author>
                <pubDate>Sat, 12 Oct 2019 16:05:47 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جنگجویانی که قسم خورده هیچ کس نیستند</title>
                <link>https://virgool.io/@p.nojoumi/%D8%AC%D9%86%DA%AF%D8%AC%D9%88%DB%8C%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%82%D8%B3%D9%85-%D8%AE%D9%88%D8%B1%D8%AF%D9%87-%D9%87%DB%8C%DA%86-%DA%A9%D8%B3-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%86%D8%AF-wefk2i3zikih</link>
                <description>فریلنسر کسی ست که لنس فری دارد! جدی میگم. اوایل قرن 19 میلادی شوالیه والتر اسکات این کلمه رو که از دو تا کلمه free و lance تشکیل شده بود &quot;اختراع&quot; کرد که به جنگجوهایی که قسم خورده کسی نبودن اطلاق بشه. تا امروز کلی دستخوش تغییرات تاریخی شده و کسایی که قسم خورده شرکت یا سازمان خاصی نیستنَم در بر می گیره.پس ما با یه لپ تاپ و یه سری توانایی &quot;قابل حمل&quot; شدیم فریلنسر. رشته لیسانس من مترجمی انگلیسی بود. چون عاشق یادگیری زبان (هر زبانی) بودم. وقتی رشته هایی مث مترجمی میخونی خواه ناخواه از همون ترم اول فریلنس میاد سراغت. اینجوری بود که من تو 18 سالگی اولین پروژه فریلنسمو گرفتم که برای هر صفحه ترجمه حدود 3هزار تومن دستمزد داشت. خوبیای فریلنسر بودناولین خوبیش این بود که نه با کلاسا تداخل داشت نه اجباری توی کار بود. پس کارمو ادامه دادم، از ترجمه مقاله های انگلیسی به فارسی کامل صرف نظر کردم و کلا رفتم تو کار فارسی به انگلیسی. در کل این اجبار نداشتن نکته خیلی مثبت و جذابی بود.دومین نکته مثبتش این بود که هرجا میشد لپ تاپ ببری کار هم میتونستی بکنی (این دلیل خیلیاس برا فریلنسر شدن). ینی میرفتم مسافرت بعدازظهر و تایمایی که همه داشتن استراحت میکردن من کار می کردم.سومین خوبیش این بود که تایم کار دست خودم بود و مسیر خونه تا کار برابر بود با مسیر تخت تا میز تحریر.چهارمیش که برا خودم خیلی مهم بود، این که خاله زنک بازیا و مشکلاتی که خیلی از شرکتا به خاطر غیرحرفه ای بودن دارنو اصلا نداشتم. حرص نیم خوردم که آخه چرا مدیر یه شرکت باید این مدلی تصمیم بگیره؟ تنها کسی که باهاش طرف بودم مشتری بود که اونم اگه سر وقت کارو تحویل بدی و استاد راهنما یا ژورنالی که براش مقاله رو فرستادن ایرادی از ترجمه نگیره، راضی و خوشحاله و به بقیه هم معرفیت می کنه.پنجمین نکته مثبت فریلنسینگ اینه که خیلی چیزا میتونی کنار کارت یاد بگیری. برای همین من کم کم از ترجمه رسیدم به تولید محتوا. اولین تجربه م هم با یه صفحه اینستاگرام بود که اخبار موبایل و اپلیکیشن میذاشتن و پست گذاشته بودن که یه نفرو میخوان که اخبارو براشون ترجمه کنه. و من چون لنسِ فری داشتم دایرکت دادم بهشون و همکار شدیم.بدیای فریلنسر بودنهمه چیز خوب بود تا فصل امتحانا. درست وقتی که من امتحان داشتم بقیه م داشتن و باید پروژه تحویل می دادن، پس ترجمه ها تو فصل امتحانا زیاد می شد. چون بعد از فصل امتحانا خشکسالی ترجمه میومد اولین اجبار این بود که یا کارای بدموقع شب امتحانی و فورس ماژور رو قبول کنم، یا مدت زیادتری پول نداشته باشم.دومین نکته منفی این که منم مث اکثر آدما دِیقه نَوَدی ام و این باعث میشد خیلی وقتا مجبور شم تا ساعت 4-5 صبح بشینم پای یه ترجمه که تو تاریخ قول داده شده تحویلش بدم. ینی این نتیجه اجبار نداشتنه و این که تایم کار دست خود آدمه.سومیش این که رو این حساب که هر جا بخوای میتونی کار کنی، لپ تاپ سنگینمو همه جا میبردم و شاید 20% مواقع واقعا می رسیدم کار کنم. و خب خیلی وقتا آدم تمرکز لازمو نداره تو محیطای دیگه. اینم یکی دیگه از دلیلایی که کار می موند برا دِیقه نود. چون آدم فکر میکنه همه جا میتونه کار کنه و ممکنه تایم جداگونه کافی نذاره برا کار.چهارمین نکته منفی که کسایی که تو خونه کار کرده باشن قطعا تجربه ش کردن، اینه که یه سری کارِ خونه به آدم محول میشه (فارغ از جنسیت) و به هرحال مورد خطاب قرار میگیری که بازم باعث میشه تمرکزت به هم بخوره.پنجمین چیزی که یه کم منفیه، اینه که باعث میشه آدم یه کم خودمحور بشه توی کار و کار گروهی سخت تر بشه.ششمیش این که سابقه ت بدون بیمه س و جایی نمیتونی ثابت کنی که این سابقه کارو داری.از این انشا چه نتیجه ای میگیریم؟درسته که تعداد خوبیا کمتر از بدیاس، ولی کیفیتشون مهمه! فریلنسر بودن فقط به خاطر این نیس که رئیس خودت باشی و هر وقت خواستی هر جا بری، به خاطر اینه که اگه کارت جای خلاقیت داشته باشه میتونی واقن خودت باشی و کلی چیز جدید یاد بگیری.نهایتا این که من با این که 3-4 ساله کار تمام وقت دارم و تو شرکت کار میکنم، هم چنان کار فریلنسمو نگه داشتم. نه فقط به خاطر پول اضافه تری که میگیرم، به خاطر این که حس فریلنسر بودن متفاوته و دلم نمیاد از جامعه فریلنسرا جدا شم.</description>
                <category>پرک نجومی</category>
                <author>پرک نجومی</author>
                <pubDate>Thu, 15 Aug 2019 17:27:26 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آخ تو تَسکِ فردای منی...</title>
                <link>https://virgool.io/@p.nojoumi/%D8%A2%D8%AE-%D8%AA%D9%88-%D8%AA%D9%8E%D8%B3%DA%A9%D9%90-%D9%81%D8%B1%D8%AF%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%86%DB%8C-k9xgvamjouhb</link>
                <description>خبببب من بعد از کلی وقت اومدم بنویسم باز. در مورد تجربه م با CRM قبلا نوشتم. الان میخام یکی از چیزایی که میبینم تو یه سری شرکتا مشکل سازه رو بگم. این که تخصیص و مدیریت وظیفه ها تو CRM شده وسیله ای برای افکندن کار امروز به فردا. یعنی تا میبینن یه کاری رو دوس ندارن انجام بدن، سریع به تعویق میندازنش. نتیجه ش این میشه که کارارو به صورت کتبی دقیقه 90 انجام میدن. که قرار نیس اینجوری باشه. قراره CRM داشته باشیم که کارامون جمع نشه برا لحظه آخر. مشکل به نظر من (که فقط نظر شخصیه) انگیزه کارکنا و مشخص نبودن استراتژی مدیریت ارتباط با مشتریه. اگه کارمنداتون قانع نشن که این ابزار به چه دردی میخوره، روال قبلی رو با ابزار جدید ادامه میدن.این سی آر امی که ما گرفتیم (و همونطور که میبینین خیلی ذوقشو دارم و هی راجع بهش حرف میزنم :دی ) تو زمینه ی تسک و فعالیت این مدلی کار میکنه: یه فعالیتی تعریف می کنی، تاریخ و ساعت میدی بهش (یا فقط تاریخ. بسته به نوع فعالیت) و دقیقا سر تایمی که گفتی یه پاپ آپ برات باز میشه که مثلا &quot;تماس با فلانی&quot;.قاعدتا تسک باید قابلیت اینو داشته باشه که عقب بندازیش تو سیستم. حالا اگه همون موقع تلفنت اشغال بود یا جلسه بودی، نمیتونی کارتو نصفه بذاری که با فلانی تماس بگیری. ما هر چند وقت یه بار پیش میاد به تعویق بندازیم کارارو (میشینه تو یه لیستی به اسم فعالیت های با تاخیر) که طبق اولویت سریع بهشون می رسیم که این لیستمون خالی باشه عموما.حالا چرا این کارو میکنیم؟ چون قبل از انتخاب راجع به استراتژیا و اهمیت نرم افزار برامون، جلسه ها داشتیم. هممون میدونستیم میخوایم به چی برسیم. نهایتش که اگه دارین از یه ابزاری (که مطمئنین درست انتخابش کردین) استفاده میکنین و کاراتون بازم مث قبل پیش میره، به خاطر اینه که مثل قبل انجامش میدین. اون لیست بلند بالای کارای با تاخیرو که نرم افزار براتون انجام نمیده! فقط با هر تعویق و &quot;حالا بعدا انجامش میدم&quot; طوماری تر و ترسناک تر میشه.پس، مث تقریبا همه چی تو زندگی، اگه نتیجه کارتون خوب نیست، یه لحظه به این فکر کنین که شاید شما خوب انجامش نمیدین. :)</description>
                <category>پرک نجومی</category>
                <author>پرک نجومی</author>
                <pubDate>Wed, 24 Jul 2019 10:06:15 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شما تاج سرِ مایین. البته ما عادت نداریم تاج بذاریم!</title>
                <link>https://virgool.io/@p.nojoumi/%D8%B4%D9%85%D8%A7-%D8%AA%D8%A7%D8%AC-%D8%B3%D8%B1%D9%90-%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D8%A8%D8%AA%D9%87-%D9%85%D8%A7-%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D8%AA-%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%85-%D8%AA%D8%A7%D8%AC-%D8%A8%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%85-ivhgqchqzasa</link>
                <description>امان از این جمله &quot;همیشه حق با مشتریه&quot; که آدما رو نسبت به کسایی که ازشون چیزی میخرن خیلی پرتوقع کرد. پس فروش و بازاریابی جدید سعی کرد به مشتری بفهمونه که بی تعارف، شما تا جایی حق دارین که حرفتون منطقی باشه و پولشو داده باشین. که خب خیلی درست تر از اینه که همیشه حق با یه نفر باشه!اما مشکل اینه که بعضی عزیزان فروش و پشتیبانی از اون ورِ بوم افتادن. دقیقا اون سمت مخالف &quot;همیشه حق با مشتریه&quot;. یه جورایی این نیروهای فروش و پشتیبانی میخوان انتقام تمام وقتایی که حق با مشتری نبوده اما بهش حق دادنو از مشتریای جدید بگیرن. یعنی به محض این که مشتری زنگ میزنه با این طرز فکر  باهاش برخورد می کنن: &quot;بیجا کردی ناراضی ای. همتون همینجورین. فقط توقع، فقط ادعا&quot; (که جا داره بعدشم صداشون بلرزه، دستشونو بگیرن جلو صورتشون، بدَوَن سمت در شرکت و برن بیرون بزنن زیر گریه).خب شاید این از اون شرایطیه که واقعا حق با مشتریه! شاید فقط لازمه یه لحظه به حرفش گوش بدین و با چندتا جمله مشکلشو حل کنین. بعدم مشتری ناراضی که زنگ میزنه رفتار شماس که مشخص میکنه بره پشت سرتون چی بگه! چرا انقد راحت برندتونو خراب میکنین؟ دیروز یه ویدیو دیدم که بنظرم خیلی خوب نحوه برخورد با مشتری ناراضی رو به صورت خلاصه گفته بود. بعد یاد تمام وقتایی افتادم که خودم مشتری بودم و زنگ زدم به پشتیبانی، و با بی حوصلگی و گاهی بی ادبی باهام رفتار شده، با این که واقعا مشکلم چیزی بوده که باید به دست خودشون حل میشده.خلاصه که مشتری همیشه حق نداره، اما شمام به عنوان ارائه دهنده سرویس یا محصول همیشه حق ندارین! منِ مشتری کل سازمان شما رو نخریدم، اما شمام که 100% کارتون بی عیب نیست.</description>
                <category>پرک نجومی</category>
                <author>پرک نجومی</author>
                <pubDate>Sun, 26 May 2019 17:03:05 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دو کلوم با همکارای مترجم و بقیه کارای &quot;دانش بنیان&quot;</title>
                <link>https://virgool.io/@p.nojoumi/%D8%AF%D9%88-%DA%A9%D9%84%D9%88%D9%85-%D8%A8%D8%A7-%D9%87%D9%85%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AA%D8%B1%D8%AC%D9%85-%D9%88-%D8%A8%D9%82%DB%8C%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4-%D8%A8%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-saasiqctxicc</link>
                <description>ارزش کارتونو بدونین توروخدا. کار ارزون تحویل ندین. مردم نمیدونن چقد کار سختیه. همین گوگل ترنزلیت از روزی که هوشمند شده و از  Neural machine translation استفاده میکنه، ینی از سال 2016، داره بلا انقطاع مطلب می خونه و یاد میگیره که ترجمه ش بهتر شده، بازم تهش من و شمای مترجم باید تصحیح کنیم ترجمه شو.فقطم تو ترجمه نیست. تو همه کاراییه که شما یه محصول مشخص و ملموس نمیدین به مشتری. مثلا یکی بیاد خونه‌شون سینکو تعمیر کنه راحت تر بهش پول میدن تا شما یه مقاله 5000 کلمه ای رو ترجمه کنین. چرا؟ چون نتیجه اون ملموسه و میبیننش، ولی در مورد کار ما فقط یه مقاله به زبانی که میخاستن می بینن. تلاش و فکر پشتش به چشم نمیاد دیگه.در نتیجه وقتی شما میگید کلمه ای انقد هزینشه، با چشمای گرد میپرسن &quot;وای چرا انقد گرون؟&quot; و نمی بینن که من برای این که یاد بگیرم چجوری هر کلمه رو بیارم تو زبان مقصد که از نظر خواننده اون زبان طبیعی و درست به نظر برسه چند سال تلاش کردم. تلاشی که هر کسی رو ممکنه به همین جا برسونه، اما وقتی کاری رو برای انجام به کسی میسپارید یعنی خودتون نمی خواید اون وقتو بذارید. پس باید با پول جبرانش کنید.یا مثلا مشتری زنگ زده شرکت ما که نرم افزاریه، مشکل نرم افزراشو ریموت حل کردن بچه های فنی. برگشته میگه شما به خاطر این چار تا کلیک 200 تومن گرفتین؟خب برادر من، خواهر من، اگه قضیه 4 تا کلیک بود که خودت ماوسو برمیداشتی 40 تا کلیک میکردی اصن، 200 تومنتم میذاشتی جیبت. مگه بحث کلیکه؟ بحث تخصصه! اونی که با چارتا کلیک مشکل تو رو حل می کنه پدرش در اومده تا یاد بگیره کجا ها کلیک کنه که مشکل تو حل شه!خلاصه که دانش بنیانا گناه دارن، انقد اذیتشون نکنین!</description>
                <category>پرک نجومی</category>
                <author>پرک نجومی</author>
                <pubDate>Sun, 19 May 2019 13:57:33 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سیستم ساختیم در حد تسلا بدون راننده!</title>
                <link>https://virgool.io/@p.nojoumi/%D8%B3%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%85-%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA%DB%8C%D9%85-%D8%AF%D8%B1-%D8%AD%D8%AF-%D8%AA%D8%B3%D9%84%D8%A7-%D8%A8%D8%AF%D9%88%D9%86-%D8%B1%D8%A7%D9%86%D9%86%D8%AF%D9%87-rgzt7jn1ubvg</link>
                <description>راجع به سیستم سازی کسب و کار دو تا مطلب خوندم که خیلی خوشم اومد. یکیش پیاده سازی سیستم سازی با CRM بود، یکیش تعریف کامل سیستم سازی (لینک جفتش آخر مطلب هست). اصل حرف این بود که شما وقتی صاحب یه کسب و کارین، باید بتونین انقد قشنگ و درست مدیریت کنین که سیستمتون بدون حضور شما هم به خوبی وقتی که هستین کار کنه. حالا منظور چیه؟ یعنی شما به عنوان یه مدیر نباید یکی از چرخ دنده های بزرگ و اصلی کارا باشین، باید کسی باشین که چرخ دنده ها رو جور می کنه، خرابی سیستمو پیدا می کنه، برای تعمیر سیستم تلاش می کنه، و دائما دور سیستم راه میره و به این فکر می کنه که چجوری میتونه راندمانو بالاتر ببره.من بیشتر اون بخش &quot;چجوری&quot;ِ کار مدنظرمه اونم خیلی خلاصه، برا همین تعریفو در حد همین دو تا پاراگراف بالایی نگه میدارم.چجوری سیستم سازی رو شروع کنیم؟کسب و کار شما یه محیطیه که یه سری آدم کنار هم با یه سری ابزار برای رسیدن به پول و سود تلاش میکنن. این که این ابزارا چجوری استفاده بشه و کیا ازشون استفاده کنن سیستم شماست. این که در چه حالت بهترین نتیجه رو بگیرین نتیجه کلی بررسی و مطالعه س، و بهینه سازی این سیستم. مثلا اگه از تلفن استفاده می کنین، باید تحقیق کنین ببینین بهترین سیستمای تلفنی برای یه شرکت چیه. چیزایی مثل وویپ و پاناسونیک و اینا. و باید بدونین چرا خوبه: چون میذاره تماسارو ضبط کنین، مشخص کنین هر کس که با شرکت تماس میگیره بسته به کاری که داره کدوم شماره رو بزنه که به داخلیای درست وصل بشه، بهتون اجازه گزارش گیری از تماسا رو میده و خیلی امکانات دیگه.این بررسیا تو همه بخشا باید انجام شه و دائما باید دنبال این باشین که چجوری زمان انجام کارها و میزان خطاشونو کاهش بدین. مثلا قالبای پیامک و ایمیلتونو یکسان سازی کنین، جواب سوالای رایج مشتریا رو به همه افراد تیمتون بگین که هرکس نخواد طبق تفکر خودش جواب بده، آموزشاتونو ضبط کنین و در اختیار افراد جدید قرار بدین، و هزار تا چیز دیگه که تا فردا طول میکشه اگه بخوایم همه شو بگیم.با فرض این که این بررسیارو انجام دادین و به یه سری نتیجه رسیدین، میریم سراغ سیستم سازی با CRM که خیلیا تو شرکتشون دارن. چجوری با CRM سیستم سازی کنیم؟اول از همه این که تمام فایلایی که باید در دسترس همه باشه رو تو CRM آپلود کنین. ما که یه بخش جدا داریم به اسم &quot;آموزش&quot; که همه این فایلا طبق نقش و سمت فرد توی سازمان در اختیارش قرار میگیره.نکته بعد این که فرآینداتونو بیارین تو نرم افزار. ینی مثلا مرحله ها و زمان بندی پیگیریاتونو، و این که چجوری باید با نرم افزار انجام بشه رو یاد نیروهاتون بدین. نه فقط تو فروش، تو هر بخشی که با مشتری سروکار داره و به CRM مربوط میشه.فرآیندایی که به صورت پروژه تعریف می کنین خیلی راحت تر میشه زمان کل انجامشو دید. ما رو زمان انجام و تعداد پله ای هر فرآیند تمرکز کردیم. بعد تو هر بخش کل تیم فرآیندارو بازبینی کردن. تا جایی که تونستیم همه رو کوتاه کردیم و تعداد این گام ها رو کم کردیم. نتیجه ش تا الان این بوده که اشتباهامون کمتر شده و همه خوشحالترن :)) یه سری فرآیندای خودکارم تعریف کردیم مثل اضافه شدن خودکار هر مشتری احتمالی یا مشتری جدید به کمپینای بازاریابی مون، با توجه به محصول یا سرویس مورد انتخابش. نه این که با میلرلایت و اینا نشه ها، ولی اینجا دیگه همه چی تو یه نرم افزاره لازمم نیست وصلش کنیم به ابزار دیگه ای.من تا جایی که می تونستم خلاصه و جمع و جور و با توجه به تجربه شخصی گفتم (که میشه بازاریابی-محور)، توضیحات کاملشو می تونین تو منابع بخونین:سیستم سازی با CRMتعریف کامل سیستم سازی</description>
                <category>پرک نجومی</category>
                <author>پرک نجومی</author>
                <pubDate>Tue, 14 May 2019 17:28:20 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بعد از تو، دیگه سیستمامون لوگین نمیشه!</title>
                <link>https://virgool.io/@p.nojoumi/%D8%A8%D8%B9%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D9%88-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D9%87-%D8%B3%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%85%D9%88%D9%86-%D9%84%D9%88%DA%AF%DB%8C%D9%86-%D9%86%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%87-rnbdnxezgitk</link>
                <description>یه چیزی دیروز شنیدم کله م سوت کشید! یکی از دوستام هی مسج میداد بهم تو تایم کاری، به شوخی بهش گفتم بیکاری مگه؟ برو سر کارت بذار منم کارمو بکنم. گف &quot;آره اتفاقا بیکاریم، آقای فلانی رفته از شرکت، دیتِیل سی آر اممون دستش بوده. پسوردارو عوض کرده، ایمیلی که باهاش ثبت نام کردیمم دست خودشه، الان دیگه هیچ کس نمیتونه لوگین کنه بیکار موندیم&quot;.مگه اصن نمیخواستیم CRM استفاده کنیم که دیگه وابسته به یه کارمند نباشیم؟؟؟ حالا چون این آقا مسئول ارتباط با پشتیبانی CRM یا خریدش بوده، باید همه اطلاعات مهم بمونه دست خودش و برداره ببره؟؟ چرا بعضیا انقدر بی استراتژی و گاهی بی بصیرت ابزار استفاده می کنن آخه؟ یه چک لیست برا معیارای خرید ابزارهاتون بسازین، یکی ام برا تعیین مسئول اصلی. من چک لیست CRMو دارم چون خودم جزو تیم خریدش بودم. از این منبع دانلودش کردم. چک لیست تعیین مسئولم رو این محور بچینین که کی باید کلید اصلی کارا دستش باشه، که یهو نره و لنگ بمونیم.بحث این که چرا یجوری کارمندتون رفته که انقدر با کینه سعی کرده انتقام بگیره به کنار کلا.حالا شرکت این دوست من زنگ زده بودن شرکتی که سی آر ام ازش خریدن، که توروخدا یه کاری بکنین ما کارامون مونده. منتها سی آر امشون نصبی بوده، ینی مث این که یکی بیاد پسورد کاربر ویندوز شما رو عوض کنه و بره، بعد شما ایمیل بزنین مایکروسافت بگین میشه درستش کنین؟نهایتا مجبور شدن مجددا پول پرداخت کنن برا لایسنس با ایمیل جدید، که حالا اون شرکت ارائه دهنده هم بخاطر شرایط خاصشون نصف پولو گرفته بود. ولی به خاطر یه بی احتیاطی ساده، مجبور شدن دوباره نصف هزینه خرید سی آر امو بدن.خلاصه که کسایی که مدیر یه مجموعه ن خیلی حواسشون بیشتر از اینا باید باشه. چرا اصلا میذارین ایمیل شخصی تو شرکت استفاده بشه؟؟ چرا قبل از این که کارمندتون بره کارارو ازش تحویل نمی گیرین؟ و مهم تر از همه، چرا یجوری رفتار می کنین که طرف اینجوری بره؟</description>
                <category>پرک نجومی</category>
                <author>پرک نجومی</author>
                <pubDate>Sat, 11 May 2019 17:01:03 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>باشه بابا تو بلدی. باریکلا. (احتمالا پشت چشم نازک می کند)</title>
                <link>https://virgool.io/@p.nojoumi/%D8%A8%D8%A7%D8%B4%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%A8%D8%A7-%D8%AA%D9%88-%D8%A8%D9%84%D8%AF%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D9%84%D8%A7-%D8%A7%D8%AD%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%84%D8%A7-%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%DA%86%D8%B4%D9%85-%D9%86%D8%A7%D8%B2%DA%A9-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D8%AF-k2kroxlklh7j</link>
                <description>از اونجایی که انگلیسی خوندم، ترجمه مقاله کاریه که در کنار کار تمام وقتم انجام میدم. قبل از این که کار تمام وقت کارمندی داشته باشم کلا ترجمه می کردم فقط. فریلنسری. و خب با خیلیا برخورد داشتم. از رشته ها و مقطع های مختلف، شهرای مختلف و آدمایی با اخلاقای خیلی متفاوت. مشخصا وقتی کارم ترجمه ی &quot;مقاله س&quot; تقریبا همه مشتریا دانشجوهای ارشد یا دکتری هستن. به صورت پیش فرض من دانشجوی ارشد و دکتری رو کسی می بینم که تسلط قابل قبولی در زمینه گفتار و نوشتار، درست نوشتن، رعایت علامتای نگارشی و جمله بندی صحیح توی زبان مادریش داره. طبیعتا به خاطر مقاله ها و کتابای زیادی که خونده، و دستورزبانی که تو مدرسه و دانشگاه یاد گرفته.حالا واقعیت چیه؟ واقعیت اینه که به جز دوستانی که ادبیات فارسی می خونن، درصد خیلی بالایی از این دانشجوهای تحصیلات تکمیلی فارسی نوشتن &quot;بلد نیستن&quot;. یعنی یه جمله می نویسن که یه پاراگراف پنج خطیه، و همه ش با &quot;و&quot; به هم متصل میشه.بعد از فعل &quot;می باشد&quot; به عنوان یه کلمه خیلی شیک و رسمی استفاده می کنن و اگه بهشون بگین &quot;می باشد&quot; اشتباهه، به شدت بهشون برمیخوره. تا حدی که در بهترین حالت با پاسخ &quot;حالا به ما گیر ندین انقد&quot; مواجه شدم.در بعضی موارد بعد از این که متن ترجمه شده رو براشون ارسال کردم، پس فرستادنش و چندتا غلط توش گرفتن که &quot;اینجا کاما لازمه&quot; یا &quot;این کلمه قبلش the میخواد&quot;. جالبیش اینجاس که این اطلاعات دقیق در زبان انگلیسی دوستان فقط وقتی نمایان می شه که توی زبان فارسی اشکال نوشتنشون بهشون گوشزد شده باشه، صرف نظر از این که آیا اون ادیت ارائه شده اصلا درسته یا نه.این گارد شدید نسبت به چیزایی که یاد گرفته نشده، از کجا میاد؟ چرا وقتی به کسی میگیم داری اشتباه می کنی، یه لحظه به این فکر نمیکنه که شاید واقعا دارم اشتباه میکنم؟ گاهی فکر میکنم شاید وضع سلامت روان جامعه مون خیلی وخیم تر از چیزیه که به نظر میاد.</description>
                <category>پرک نجومی</category>
                <author>پرک نجومی</author>
                <pubDate>Sun, 05 May 2019 16:56:33 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نکات طلایی در آزار مردم و عصبانی کردنشون؟؟؟</title>
                <link>https://virgool.io/@p.nojoumi/%D9%86%DA%A9%D8%A7%D8%AA-%D8%B7%D9%84%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85-%D9%88-%D8%B9%D8%B5%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86%D8%B4%D9%88%D9%86-huc2o8lwuk3h</link>
                <description>  داشتم یه سری مطلب می خوندم، رسیدم به یکی که عنوانش این بود: بازاریابی تلفنی چیست؟ (همراه با نکات طلایی آن). الان نمیدونم لینک بدم به مطلب یا نه، چون دارم انتقاد می کنم ولی هدفم انتقاد از نویسنده یا اون مطلب خاص نیست، انتقادم نسبت به اصل موضوعه.مطلب تمرکزش روی تماسای سرد تلفنی بود. همونایی که نشستین تو اتوبوس یا مترو یهو یکی زنگ میزنه میگه &quot;چرا نیومدین کارت طلایی بیمه ماشینتونو بگیرین؟ سریع آدرس بدین بفرستیم.&quot; و شما هاج و واج میگین من اصلا ماشین ندارم! توی تجربه خود من بعد از این که گفتم ماشین ندارم سریعا خانم پشت خط پرسید همسرتون چی؟ که خب گفتم همسرم ندارم و خانم بازاریاب خدافظی کرد. شماره منو از کجا آوردین؟؟حالا جدا از این که شماره منو از کجا آوردن، واقعا این نوع بازاریابی هنوز بازده داره؟ واقعا چن نفر میگن &quot;ای وای خوب شد گفتین&quot; و سریع آدرس میدن که کارت طلایی رو براشون بفرستن؟یا تو انتخابات شورای شهر و امثالهم، زنگ میزنن یه پیام تبلیغاتی ضبط شده پخش میکنن. خداییش چند نفر بخاطر این که کمپین تبلیغاتی مهندس فلانی بهشون زنگ زده بود و یه صدای ضبط شده گفته بود به این آقا رای بدین، به اون آقا رای دادن؟؟؟ اصلا چن نفر گوش کردن تا ته پیامو؟؟تو این شرایطی که بازاریابی داره به شدت به سمت درونگرا شدن و جذب مشتری از طریق تناسب با نیازهاش پیش میره، چرا هنوز وقت و هزینه تلف این میکنن که یه تبلیغ سنتی آزاردهنده انجام بدن؟  بیاین مشتری بخرین!جالب تر اینه که هنوز یه سری شرکتا لیست اسم و شماره میفروشن و هنوز یه سری شرکتا با خوشحالی این لیستارو میخرن و احساس می کنن که الان از این هزار نفر هفتصدتاشون مشتری میشن و ذوق می کنن که شرکت فروشنده با علم غیبی که داشته فهمیده اونا به محصولشون نیاز دارن.الان دیگه هر کی به فلان محصول نیاز داشته باشه میره گوگل میکنه &quot;فلان محصول&quot;. و تمام فروشنده هایی که با بازاریابی مدرن خودشونو تطبیق دادن تو صفحه های اول ظاهر میشن. خریدارم چنتاشونو باز میکنه و حداقلش اینه که قیمتا دستش میاد تا بره تو بازار حضوری خرید کنه. ولی قطعا منتظر تماس تبلیغاتی نمی مونه.اگرم بحث ایجاد نیاز برای مشتریه که برای اینم کار بیخودیه. نیازو که نباید به زور برا کسی که هیچ آمادگی ذهنی نداره ایجاد کرد. باید مشتری بیاد بگه من این نیازو دارم، شما بهش بگین چجوری میتونین برطرفش کنین. یا مشتری ندونه، ولی شما ببینین که واقعا این نیازو داره و شما تو شرایطی هستین که بتونین بهش پیشنهاد خرید بدین. نه این که با یکی که تو خیابون داره از کنارتون رد میشه شروع کنین حرف زدن ببینین چی میشه و میتونین محصولتونو بفروشین بهش یا نه. این چه فرقی داره با زنگ زدن به کسی که هیچ ایده ای راجع به شما نداره؟بهرحال که بنظرم تماسای سرد بازاریابی تلفنی باید کلا منسوخ بشن، چون علاوه بر آزاردهنده بودنشون بهشون نمیاد بازده خاصی ام داشته باشن. دارن؟؟</description>
                <category>پرک نجومی</category>
                <author>پرک نجومی</author>
                <pubDate>Mon, 29 Apr 2019 10:56:56 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ما چجوری نرم افزار CRM مون رو استفاده می کنیم</title>
                <link>https://virgool.io/@p.nojoumi/%D9%85%D8%A7-%DA%86%D8%AC%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D9%86%D8%B1%D9%85-%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%D8%B1-crm-%D9%85%D9%88%D9%86-%D8%B1%D9%88-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-folrqzcrgsuf</link>
                <description> توی پست قبلی راجع به تجربه شخصی انتخابCRM مون توضیح دادم و گفتم میخوام راجع به تاثیرش تو سیستممون هم بنویسم. مسلماً نمی تونم همه چیزو توضیح بدم چون استراتژی های شرکتمونه، ولی سعیمو میکنم.اولین مثالی که از مشکلاتمون زدم این بود که وقت نیروهامون سر چیزای کوچیک خیلی تلف میشد. دومیش این که ما نمیتونستیم با مشتریامون ارتباط حفظ کنیم. نه این که نخوایم، نمی رسیدیم. اهمیتشم میدونستیم و حتی سعی کردیم کمپین ایمیلی با میل چیمپ راه بندازیم، ولی چون اطلاعاتمون یه جا نبود نمیتونستیم راحت کمپینای کارآمد طراحی کنیم.ما و سی آر اممون!اینارو میگم که یادآوری کنم ما &quot;میدونستیم&quot; مشکلمون چیه و صرفا به خاطر این که یه چیزایی شنیده بودیم CRM نخریدیم. نهایتا با توجه به بودجه و تحقیقاتمون نرم افزار CRM پارس ویتایگر رو خریدیم که با نرم افزار حسابداریمونم متصلش کردیم. حالا این که این نرم افزارو تو هر بخش چجوری استفاده می کنیم توضیح میدم.بخش فروشمونتمام مشتری های بالقوه مونو تو یه بخشی به اسم &quot;سرنخ&quot; وارد کردیم (توضیح داده بودم که فایل اکسل داشتیم قبلا، برای همین اطلاعات تماس مشتریا و مشتریای احتمالی رو آماده داشتیم که کارمونو خیلی راحت کرد). الان هر مشتری یه صفحه ی جدا داره. مشتری های فعلی مونم تو بخش &quot;مخاطب&quot; وارد کردیم. سازمانا هم بخش خودشونو دارن. مثل خیلی از اطلاعات دیگه که تو بخشایی به اسم &quot;ماژول&quot; دسته بندی میشن.چنتا فیلد هم ساختیم که اطلاعات سفارشی خودمونو توش بزنیم. حالا مثال واقعی نمیتونم بزنم، ولی فرض کنید یه فلید &quot;رنگ مورد علاقه&quot; اضافه کردیم چون توی بازاریابی مون مهم بود. یه سری مشخصاتی که میخواستیم طبق اونا مشتریاور دسته بندیم کنیم هم جزو همین فیلدا بودن. یکی از مشخصاتی که گفتم اضافه به چیزی بود که میخواستیم، این بود که وقتی سیستم تلفنی مونو (ویپ) با نرم افزار متصل کردیم، دیدیم علاوه بر این که وقتی زنگ میزنن بهمون اسم و مشخصات کسی که شماره ش تو CRM سیو باشه رو نشون میده (این ویژگی ای بود که میخواستیم) میتونیم با یه کلیک زنگ بزنیم به هر شماره ای که تو نرم افزار داریم. ما شماره گرفتنو تو وقتای تلف شده حساب نکرده بودیم، ولی تونستیم اونم بیاریمش تو لیست کارایی که تقریبا خودکارسازی کردیم.قابلیتی که بهش میگن click-to-callالان پروسه فروش اینجوریه:پروفایل مشتری رو باز میکنیم، کلیک میکنیم رو شماره ش که گرفته شه، نکته های مهم و نتیجه صحبتارو یادداشت میذاریم، اگر قراره فکسی پیامکی چیزی براش بفرستیم همونجا از تو پروفایلش میفرستیم، قراره پیش فاکتور یا فاکتور بزنیم هم از تو پروفایلش میزنیم و ارسال میکنیم براش، بعدم با توجه به همه اینا فعالیت بعدیشو تعریف میکنیم که بدونیم کدوم نیرو، تو کدوم بخش، کِی، باید چی کار کنه!اگه تو این صحبتا یه سری اطلاعات جدید پیدا کنیم تو فیلدای سفارشی مون وارد میکنیم یا فیلدا رو ویرایش میکنیم که هم تیم بازاریابی استفاده ش کنه هم فروش. صحت نمودارا و گزارشا هم کاملا بستگی به صحت اطلاعاتی که خودمون تو سیستم وارد میکنیم داره، برا همین روی به روز بودن اطلاعات خیلی حساسیم.پیش فاکتور که صادر میشه اطلاعاتش تو نرم افزار حسابداریمونم میشینه. یه سری اطلاعات دیگه م از CRM به حسابداری منتقل میشن. وقتی پیش فاکتور تبدیل به فاکتور شه دیگه کار میره سمت بخش حسابداری که با سپیدار کار می کنن.تمام محصولا و سرویسامونم ثبت کردیم و وقتی میخوایم پیش فاکتور یا فاکتور بزنیم دیگه اینارو تایپ نمیکنیم. محصولارو انتخاب میکنیم قیمتشم پر میشه اتومات. یه امکانی ام داره که میتونیم قیمتای مختلف واسه یه محصول یا یه سری محصول تعریف کنیم، که ما استفاده ش کردیم برا قیمتای همکاری و مشتریای ویژه و چنتا گروه دیگه.بخش بازاریابی موناطلاعاتی که گفتمو استفاده می کنیم که کمپینای مختلفو برا پیدا کردن مشتری جدید، حفظ ارتباط با مشتریای الان و فروش یه سری محصول به کسایی که ازمون خرید کردن طراحی کنیم. نمیتونم دقیق توضیح بدم که چجوری، ولی کلیتش اینه که با توجه به محصولای خریده شده، محصولای مرتبط و واقعا کاربردی برا مشتریا به صورت خودکار یا دستی ارسال میشه.نتیجه کمپینامونم ثبت میکنیم که بتونیم بعدا بازدهشو ببینیم و بدونیم بودجه مون چجوری خرج شده و هر مشتری ای که از این کمپین گرفتیم چقد برامون خرج داشته.یه سری گزارش دوره ای خودکارم برا مدیر بازاریابیمون ایمیل میشه که ببینه کیفیت این مشتریایی که گرفتیم چجوری بوده تو فروش.مدیریت و استراتژی هامن نمیدونم مدیرمون دقیقا چجوری و با کدوم فاکتورا رو کار ما نظارت میکنه، اما میدونم که گزارش دوره ای از بخشای مختلف میگیره و فیدبکشو به مدیر هر بخش میده. گاهی ام به خود اشخاص.استراتژیامونم بیشتر تو بخش بازاریابی که خودم هستم میبینم چجوریه. ما کیفیت کانالای بازاریابی رو با توجه به تعداد سرنخایی که از هر کدوم گرفتیم نسبت به انرژی و بودجه ای که گذاشتیم میسنجیم. بعضی وقتا کانال جدید اضافه میکنیم، بعضی وقتا حذف.بازده کمپینا و تعداد سرنخایی که از سایت اومدنم تو تعریف استراتژی هر دوره مون موثره. تو پرانتز بگم که ما فرمای سایتمونم با CRM متصله و هر کی فرم پر کنه مستقیم مشخصاتش میشینه تو نرم افزار. البته این جزو همون ویژگی هایی بود که از اول میخواستیم.موفقیت ما و CRMنهایتاً این که از مدیر تا نیروی فروش و بازاریابی ما، همه میدونستیم که یه چیزی تو سیستم کمه و برای انجام کارامون و رفع مشکلا باید کمک بگیریم. استراتژیامونو داشتیم و مشکلمون نظارت و سرعت کارا بود. برا همین الان از نرم افزارمون خیلی راضی ایم.چیزی که زیاد بین همکارا می بینم اینه که میگن یه ابزار جدید اضافه کنیم که مشکلمونو پیدا کنه و بازدهمونو بیشتر. خود ابزار که تنهایی نمیتونه خیلی کاری کنه. شما شیر خوتنون چکه کنه یه آچار فرانسه خیلی گرون بذارین پهلوش درست میشه؟ یا اگه با آچار بزنین تو سر شیر؟ نمیشه دیگه. هم باید ابزارو درست انتخاب کنین هم درست استفاده ش کنین. ما خداروشکر جفتشو انجام دادیم ^_^پی نوشت: خیلی دلم میخواست راجع به سپیدارم که نرم افزار حسابداریمونه بنویسم، ولی متاسفانه اصلا از حسابداری سر درنمیارم.</description>
                <category>پرک نجومی</category>
                <author>پرک نجومی</author>
                <pubDate>Mon, 22 Apr 2019 11:43:14 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تجربه شخصی من از انتخاب نرم افزار CRM</title>
                <link>https://virgool.io/@p.nojoumi/%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C-%D9%85%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8-%D9%86%D8%B1%D9%85-%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%D8%B1-crm-itu3zqicsyfp</link>
                <description> یکی از کلمه های شیکی که چند ساله وارد دنیای کسب و کار ما شده CRMه. چیزی که بعضی شرکتای ارائه دهنده ی این نرم افزار به شما القا میکنن اینه که این نرم افزار عملا یه جادوگر حرفه ایه که میاد تو شرکت و با یه بشکن همه چیزو درست می کنه.مدیریت ارتباط با مشتریولی تمام حقیقت این نیست. حقیقت اینه که سی آر ام اگه درست انتخاب بشه واقعا ابزار کارآمد و پولسازیه، چون تمام فرآینداتونو توی فروش و بازاریابی و خدمات مشتری (با توجه به نرم افزاری که ما انتخاب کردیم) تعریف می کنین، پروژه ها توش تعریف میشن، ریزترین کاریی که فکرشو میکنید تعریف میشه و مسئولش مشخص میشه، یه گزارش حتی در حد چند کلمه برای کارا نوشته میشه، گزارشای دوره ای آماری و نموداری خودکار گرفته میشه، و در کل تا حد ممکن کارای تکراری رو توی فرآیندا حذف یا کمینه میکنه. بله، CRM کلی کار میبره. چند روز تا چند هفته طول میکشه تا تازه اطلاعاتو توش وارد کنین، چند هفته طول میکشه نیروهاتون یاد بگیرن چی به چیه، و چند ماه طول میکشه توی سیستمتون جا بیفته. تازه اینا همه به شرطیه که شما بدونین از قبل تو سازمانتون چه خبره. مثلا بدونین اگه فروش کمه، به خاطر اینه که سیستمی ندارین که راحت بشه مشتریارو پیگیری کرد، نه به خاطر این که کیفیت محصولتون پایینه. ما میدونستیم که مشکلمون چیه: وقت نیروهامون خیلی تو پروسه ها تلف میشد. تقصیری ام نداشتن، فایلای اکسل استفاده می کردیم که مشخصات مشتریا رو توش مینوشتیم، ولی بقیه ی اطلاعاتو نمیشد واردش کنیم. یه مشکل دیگه این بود که مثلا وقتی آقای فلانی مشتری جدید میگرفت، دیگه تا ابد این مشتری باید با آقای فلانی حرف میزد چون در جریان همه کارا و درخواستاش بود. همه درخواستا نوشته میشدن، ولی پیدا کردنشون وقت میگرفت.از اون طرف گاهی یهو یه نفر سر ناهار میگفت: راستی از خانم فلانی که شیش ماه پیش ازمون خرید کرد چه خبر؟ و خبری که ما داشتیم این بود که جدیدا ازمون خرید نکرده. یعنی ما میدونستیم که ممکنه دوباره اگه باهاش تماس بگیریم خرید کنه، ولی واقعا کسی نمیرسید به خانم فلانی و صد تا مشتری دیگه مثل همین خانم زنگ بزنه.مشتری هایی که فراموش میشنمشخصات CRM مدنظر ماپس شروع کردیم گشتن دنبال یه نرم افزار سی آر ام که بتونه نیازهای مارو برطرف کنه. اول از همه بودجه مون مهم بود. ما یه شرکت نسبتا کوچیکیم و نمیتونستیم مثلا 25 میلیون برای یه ابزار جدید خرج کنیم. پس یه بودجه ی حداکثر 10 میلیونی در نظر گرفتیم (به شرکتایی که سی آر ام میفروشن میگفتیم 7 میلیون که 3 میلیون نگه داریم برای خرجای بعدی و جانبی). با توجه به نیازمون به حجم بالای ذخیره سازی (عکس و فایل pdf سنگین زیاد داریم مربوط به هر مشتری)، سفارشی سازی سیستم و قابل گسترش بودنش، و عدم محدودیت کاربر (چون خیلی جاها به ازای هر کاربر باید پول اضافه بدین و ممکنه از بودجه تون بالاتر شه کم کم)، یه نرم افزاری انتخاب کردیم به اسم پارس ویتایگر که یه سری امکانات دیگه رو هم بهمون میداد که بهشون فکر نکرده بودیم و بعد دیدیم به دردمون میخوره. درضمن با نرم افزار مهم دیگه ای هم که داشتیم (سپیدار) و نرم افزار حسابداریمونه متصلش کردیم که این ویژگی برامون خیلی مهم بود و وقت خیلی زیادی رو برامون صرفه جویی کرد.توی چهار ماه فروشمون به مشتریای قبلی از نزدیک صفر رسید به حدود 10درصد. البته خیلی کار برد تا تعیین کنیم کدوم محصولا باید به کدوم مشتریا پیشنهاد داده بشن و با چه مشخصاتی باید مشتریا رو گروه بندی کنیم. ولی الان دیگه مشخصاتو داریم و مشتریای جدیدو طبق اونا دسته بندی میکنیم و تو کمپینامون میذاریم.تعیین مشخصات CRM مدنظر شمابرای این که درست انتخاب کنین باید: انتظاراتتونو بدونین، نیازهاتونو بشناسین، هدف تعیین کنین، برنامه زمانی داشته باشین، از همه چیز مهم تر استراتژی داشته باشین و بعد یه ابزار جدید وارد کنین تو سیستم. اگر نه احساس می کنین بودجه تون هدر رفته، چون نرم افزار کاریو که میخواستین انجام نداده، ولی در حقیقت تقصیر شماس که درست انتخاب و استفاده ش نکردین. قصد دارم تو یه پست دیگه توضیح بدم که چجوری فرآیندامون با CRM تغییر کردن. ولی برای این پست دیگه خیلی زیاد میشه.</description>
                <category>پرک نجومی</category>
                <author>پرک نجومی</author>
                <pubDate>Wed, 17 Apr 2019 13:29:54 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>