<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های پویا پیرحسینلو</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@p.pirhosseinloo</link>
        <description>‏هم‌بنیانگذار و ناخدای اجرایی ابرآروان ‎|
نویسنده و کارگردان تآتر</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 08:19:23</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/189201/avatar/0V29Um.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>پویا پیرحسینلو</title>
            <link>https://virgool.io/@p.pirhosseinloo</link>
        </image>

                    <item>
                <title>توسعه نرم‌افزار چابک با نگاه «محصول‌محور»</title>
                <link>https://tech.arvancloud.ir/توسعه-نرم-افزار-به-صورت-محصول-محور-hnmvrosuikat</link>
                <description>قصه از کجا شروع شد؟تا همین چند ماه پیش من فکر می‌کردم ابر آروان یک شرکت محصول محوره. اما کم کم فهمیدم شاید بیشتر از اینکه «محصول‌محور» باشیم، دوست داریم که محصول‌محور باشیم و هنوز با محصول‌محور بودن واقعی فاصله جدی داریم.بر همین اساس از ابتدای امسال تلاش کردیم روی این موضوع بیشتر تمرکز کنیم و بیشتر درباره‌اش با همکارانمون صحبت کنیم تا بعد از گفت‌وگوها و پخته‌تر شدن موضوع، بتونیم به تصویری شفاف‌تری برسیم که به شکل کاملی در آروان نهادینه شده باشه.جلسات OKRدر همین راستا و برای جلسات OKR شرکت، تیم راهبری (من یکی از اعضای تیم راهبری ابر آروانم)، دو تا پیشنهاد جدید آورد:تغییر اول: در جلسات OKR از بچه‌ها خواستیم به جای اینکه مدیرمحصول‌ها و تیم‌لید‌ها فقط حرف بزنند و بقیه نگاه کنند (و البته گاهی توی گوشی‌هاشون باشند یا چرت بزنند) هر آیتم (Key Result) رو یکی از بچه‌ها شرح بده و بگه چه اقداماتی برای به نتیجه رسیدن یا نرسیدن اون هدف انجام شده.تغییر دوم: برای جلسه پایان فصل از تیم‌لیدها و مدیران محصول خواستیم به جای ارائه تیم خودشون، یکی از تیم‌های دیگه رو ارائه بدن. به طور مثال تیم «عملیات»، دست‌آوردها و نتایج OKR فصل تیم «دیتاسنتر» رو پرزنت کنه و تیم «مارکتینگ»، محصول «زیرساخت ابری» رو ارائه بده.اتصال تیم‌ها به همدیگه رو یکی از همکارانم (فاطمه خوشبخت) بر اساس ۳ اصل انتخاب کرد:تیم‌هایی که با هم تعارض دارند.تیم‌هایی که از هم دورند و از هم بی‌خبرند.تیم‌های فنی/اجرایی که تعارض ذاتی دارند.در گفت‌وگوهای مختلف تلاش کردیم دلایل مختلف این تصمیم‌ها یا بهتر بگم این آزمایش‌ها رو شرح بدیم، ولی حس کردم نیاز هست به طور مفصل‌تر این دلایل و نگاهم به توسعه نرم‌افزار «محصول‌محور» رو شرح بدم. هم برای بچه‌های خودمون موضوع شفاف‌تر بشه، هم انتقال تجربه صورت گرفته باشه.پس اول باید با پاسخی کوتاه از این پرسش شروع کنیم، اصلن چرا باید محصول‌محور باشیم؟ پاسخ‌ دادن به این سوال ابعاد مختلفی داره، که احتمالن از حوصله این یادداشت خارجه، اما تلاش می‌کنم به اختصار به برخی از جنبه‌هاش پاسخ بدم.آجر می‌چینم یا کلیسا می‌سازم؟احتمالن داستان معروف آجرچین‌ها رو شنیده باشید. مردی دید که دو نفر در حال آجر چیدن هستند. به یکی از اون‌ها گفت چی کار می‌کنی؟ پاسخ داد من در حال آجر چیدنم، صاحب‌کارم به من پول می‌ده تا من اینجا آجر بچینم. مرد پیش فرد دوم رفت و همون سوال رو دوباره پرسید. مرد پاسخ داد: دارم بهترین کلیسای جهان رو می‌سازم.موضوعی که من تلاش می‌کردم به اعضای تیم‌های آروان انتقال بدم همین موضوع ساده بود. من گفتم مهم نیست شما بهترین Frontend Developer یا بهترین System Developer هستید، مهم نیست طراح UI/UX اید یا Devops و ... شما:۱- از نظر Agile Development همگی عضو Development Team هستید.۲- از نظر ساختار هولاکراسی عضوی از دایره (Circle) تولید محصول هستید.پس اول از همه باید به محصولتون فکر کنید. شماها روزانه با هم Daily می‌رید و درباره بهبود کیفیت محصول، تولید فیچرهای جدید یا بازطراحی بخشی از محصول باهم هم‌فکری، طراحی و اجرا می‌کنید(یا بهتر بگم «باید» این طور طراحی و اجرا کنید)،  پس من باید به درستی انتظار داشته باشم که همگی روی OKR کل تیم تسلط داشته باشند و از به نتیجه رسیدن اون که همون به نتیجه رسیدن محصوله (در محیط Production، نه تست، نه Staging و نه کامپیوتر شخصی)، مطلع و مسلط باشند.به همین خاطر من سعی کردم به همکارانم بگم شماها اسم خودتون رو بگذارید Product Engineer، و این بهترین اسم برای توضیح کاری هست که می‌کنید. یاد بازی commandos میوفتم. درسته که شما ممکنه بهترین بمب‌گذار، بهترین دونده، بهترین غواص یا بهترین تک‌تیر‌انداز باشید، اما نباید فراموش کنید، در آخر شما یک کماندو هستید که برای ماموریت ارزشمندی کنار هم جمع شدید.۱- توسعه چابک به جای مسابقه‌ی دوی امدادینمی‌دونم هنوز تیم‌هایی هستند که به صورت دوی امدادی نرم‌افزار تولید می‌کنند یا نه؟ اما خاطرات گذشته هنوز با ماست. یک تیم «پایگاه داده»، یک تیم «برنامه‌نویس» (خداروشکر اون موقع هنوز Backend از Front جدا نشده بود) یک تیم «تحلیل‌گر» و ...یکی از موضوعاتی که توسعه نرم‌افزار چابک تلاش کرد به طور کامل متحول کنه، همین موضوع بود. قرار شد افراد با توانمندی‌های مختلف کنار همدیگه جمع بشن و باهم محصول تولید کنند. درسته که همچنان افراد مختلف توانمندی‌های مختلفی دارند (خواهش می‌کنم دقت کنید، قرار نیست یک سری همه‌کاره و هیچ‌کاره توی تیم داشته باشیم) اما قرار شد روزانه با هم در ارتباط باشند و چیزی که که اون‌ها رو گرد هم جمع می‌کنه نه تخصص، که هدف مشترک در تولید نرم‌افزار باشه.- ذی‌نفعان کسب‌و‌کار و توسعه‌دهنده‌ها می‌بایست به صورت روزانه در طول پروژه با هم کار کنند. - بهترین معماری‌ها، نیاز مندی‌ها و طراحی‌ها از تیم‌های خود سازمانده پدید آور می‌شود.شاید این ۲ فراز از «مانیفست چابک» به خوبی اهمیت این موضوع رو نشون بده. ما تیم‌های خودسازمان‌دهنده‌ای باید داشته باشیم که «توسعه دهنده»ها فارغ از توانمندی‌هاشون همگی عضوی از تیم توسعه هستند و تلاش می‌کنند درچابک‌ترین حالت، بهترین محصول رو پدید بیارند. https://www.atlassian.com/agile/scrum/roles۲- ساختار هولاکراسی و مفهوم تیمیکی از موضوعاتی که بهش اشاره کردم مفهوم تیم و عضو تیم در ساختار هولاکراسی بود. ما از همان سال اول در آروان از ساختار هولاکراسی به عنوان ساختار سازمانی ارث بردیم و اون‌ رو شخصی‌سازی کردیم.در ساختار هولاکراسی هر دایره نقش‌های لیدلینک و رپ‌لینک همزمان در هر دو دایره کوچک‌تر و بزرگ‌تر قرار دارند. در ساختار آروان نقش‌های تیم‌لید و مدیرمحصول به این صورت طراحی شدند، اون‌ها نقطه‌هایی روی محیط دایره هستند در نتیجه همزمان عضو دو دایره محسوب میشن.مهم نیست در ساختار شما به چه اسمی صدا میشن، مهم اینه که در بیشتر ساختارها این مفهوم مشترکه و افراد هم رده با همدیگه اعضای یک تیم متفاوت رو می‌سازند. این اعضا در یک ساختار سلسله مراتبی ممکنه ۳ تا ۵ باشند، اما در ساختار آروان (که بالاتر تصویرش رو می‌تونید ببینید) از ۲۲ نفر تشکیل شدن.در نتیجه انتظار می‌ره این افراد با همدیگه بالاترین سطح تعاملات رو داشته باشند، از دامنه (Domain) همدیگه مطلع باشند و بتونن در تعامل با همدیگه کمک کنند تا اهداف (Purpose) کل دایره محقق بشه.مارکس و از خود بیگانه شدن آدم‌ها:ممکنه برنامه‌نویس‌ها دیگه من رو از خودشون ندونن :) ولی از ۱۱ سالگی پیوسته در حال برنامه‌نویسی بودم، و الان که در ۳۳ سالگی این مطلب رو دارم می‌نویسم سال‌هاست که در محیط‌های توسعه محصول کار کرده‌ام. تجربیات این سال‌ها به من یک سوگیری داده که ممکنه خیلی منصفانه نباشه، اما خیلی هم دور از واقعیت نیست:ممکنه بیشتر برنامه‌نویس‌ها درونگرا نباشند، اما احتمالن بیشتر برنامه‌نویس‌ها دوست دارند درونگرا به نظر برسند.به خاطر همین وقتی از این موضوعات حرف می‌زنی افراد زیادی هستند که باهاش زاویه دارند، اون‌ها دوست دارن در لاک خودشون بمونن، Task ها رو (حتی نه Story ها رو) تحویل بگیرند و به خوبی تحویل بدهند، نه بیشتر و نه کمتر.معمولن برای این افراد تلاش می‌کنم یکی از مهم‌ترین درس‌هایی که از مارکس گرفتم رو یادآوری کنم. نظریه از خود بیگانگی یا همون الیناسیون. یکی از انواع این از خود بیگانگی، از خود بیگانگی انسان با «محصول» یا همان دسترنج هر شخصی در فرآیند تولیده. مارکس در کتاب سرمایه مثال‌های زیادی در این باره میاره. نگاه سرمایه‌داری تلاش می‌کنه با هرچه جزیی‌تر کردن کارها و تقسیم اون‌ها بین افراد مختلف به بالاترین بهره‌وری ممکن دست‌پیدا کند، روشی که وقتی در نهایت خودش قرار می‌گیره، کار یا تولید محصول معنی خودش رو از دست میده. کارگری رو در نظر بگیرید که در طول روز فقط یک پیچ رو می‌بنده، احتمالن این فرد بالاترین بهره‌بری رو در خط تولید می‌تونه داشته باشه، ولی احتمالن کمترین رضایت شغلی رو در پی داره.متاسفانه خیلی وقت‌ها متخصص‌ها در طمع عمیق شدن و بیشینه‌تر کردن تخصصشون آنقدر برروی بخشی از کار جزیی می‌شوند که معنی و هویت کار-محصول به طور کامل از دست می‌ره، کارفرما هم به دلیل بهتر بودن بهره‌وری از چنین موضوعی استقبال می‌کنه.باز تاکید می‌کنم آیا این به معنی تبدیل شدن انسان‌ها به همه‌کاره و هیچ کاره است؟ انسانی که هم ماست تولید می‌کند، هم گندم درو می‌کند و هم کد می‌زند؟ یا حتی یک متخصص کامپیوتر از که طراحی رابط کاربری تا پیاده‌سازی زیرساخت و  پایگاه داده همه کارها رو خودش می‌کنه؟ نه! من فقط شما رو دعوت می‌کنم به این معانی فکر کنید و آگاهانه انتخاب کنید، شمایید که مرز این معنی‌بخشی رو برای خودتون تعیین می‌کنید، اجازه ندید حاصل دسترنج و تلاش مستمرتون بی‌معنی و از شما دزدیده بشه.کارل مارکس(۱۸۱۸-۱۸۸۳) در نهایت...علاوه بر موضوعاتی که بهش اشاره شد اگر بخواییم سایر پیشنهاد‌های بیانیه چابک مثل ارتباط مستقیم برنامه‌نویس‌ها با مشتری، تغییرات چابک و ارتباطات گسترده با تمام ذی‌نفع‌ها رو هم اضافه کنیم احتمالن برای خیلی از همکارانمون سخت و یا در شروع غیر قابل قبول باشه.ولی من تصور می‌کنم این نوع نگاه برای تمام ذی‌نفع‌ها، بیشینه ترین نفع رو خواهد داشت.پیشنهاد می‌کنم به دنبال افرادی باشید و خودتون هم از افرادی باشید که برای محصول اصالت قائل‌اید وگرنه به جای ساخت بهترین محصول دنیا، فقط و فقط می‌تونید بدترین دیوارهای دنیا رو بسازید.</description>
                <category>پویا پیرحسینلو</category>
                <author>پویا پیرحسینلو</author>
                <pubDate>Sun, 04 Sep 2022 14:17:39 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یک آزمون خودارزیابی برای مدیران عامل</title>
                <link>https://virgool.io/Rocket/%DB%8C%DA%A9-%D8%A2%D8%B2%D9%85%D9%88%D9%86-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%B2%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B9%D8%A7%D9%85%D9%84-tmy9g7masjck</link>
                <description>یکی از ساختارهای جالب ابر آروان مسیر رشد یا همان نردبان شغلی (Career Ladder) است. ما یک ساختار شفاف، دموکراتیک و ساختارمند برای رشد تمام آروانی‌ها داریم.اسامی این ساختار از بازوبندهای پهلوانی ایران الهام گرفته شده، و هفت کسوت اصلی به ترتیب خاسته، ساخته، برومند، دلیر، دلاور، رادکسوت و کهن‌کسوت است. برای کوتاه‌تر کردن پله‌ها رشد، یک گام قبل و بعد هر کدام از سطح‌ها تعریف کردیم: «نو» و «کهن». برای مثال، کسوت برومند شامل سه زیرکسوت «نوبرومند»، «برومند» و «کهن‌برومند» می‌شود.اکثریت اعضای کمیته کسوت (که مسولیت بررسی درخواست‌های ارتقا را بر عهده دارند)، هر ساله به شکل دموکراتیک و با رای‌گیری مستقیم آروانی‌ها انتخاب، و کارگروه «اجرایی» و کارگروه‌های مختلف «فنی» را تشکیل می‌دهند. اگر علاقه‌دارید بیش‌تر درباره کسوت‌های آروان بدانید به سایت ابر آروان سر بزنید.  اما بهانه نوشتن این یادداشت زمانی شروع شد که خواستم درخواست کسوت جدید بدهم. کسوت فعلی من (موقع نوشتن این یادداشت) «دلاور» بود، و من می‌خواستم درخواست «کهن دلاور» بدهم. خب؟ فایل تعریف شایستگی‌های کسوت را باز کردم و سعی کردم دربرابر هر شایستگی، پاسخ مناسبی بنویسم که نشان دهد من چه تجربیات، دانش و دست‌آورد جدیدی داشتم که فکر می‌کنم شایسته کسوت جدید هستم. اما قبل آن یک سوال مهم از خودم پرسیدم: واقعن یک مدیرعامل یا به زبان آروانی یک ناخدای اجرایی را چه طور می‌توان سنجید؟مثل همیشه قبل از فکر کردن شروع کردم به گوگل کردن :) و البته مقالات و یادداشت‌های جالب و متفاوتی هم پیدا کردم. اما در این بین، مقاله‌ی مکنزی به عنوان «نگرش و شیوه‌کار مدیران عامل عالی» به نظرم جالب و متفاوت بود. مقاله ارزشمندی که از یک پژوهش عمیق برای پاسخ دادن به همین سوال شروع شده بود. مکنزی توضیح می‌دهد که کار را با بررسی شش عنصر اصلی شغل مدیرعاملی (CEO) شروع کرده است. این ۶ بخش شامل:۱- تعیین استراتژی،۲- هم‌راستاسازی سازمان،۳-رهبری مدیران ارشد،۴-همکاری با هییت مدیره،۵- تبدیل شدن به چهره اصلی شرکت در برابر ذی‌نفع‌های خارجی، و۶- مدیریت زمان و انرژی خود مدیرعاملمی‌شد. در گام بعدی این ۶ عنصر به ۱۸ مسوولیت مشخص یک مدیرعامل شکسته شد.مکنزی از طریق بررسی یک دیتابیس ارزشمند از ۷۸۰۰ مدیرعامل از ۳۵۰۰ شرکت بورسی در ۷۰ کشور و ۲۴ صنعت مختلف، که در طول ۲۵ سال به دست آمده بود، سعی کرد بررسی کند که چه ویژگی‌هایی در این افراد وجود دارد که مدیرعامل‌های عالی را متمایز می‌کند. اما بخش مهم، پیوست دوم مقاله است. جایی که یک خودارزیابی جالب برای مدیران عامل وجود دارد تا بتوانند خودشان را بهتر بسنجند و برای آینده و رشد شخصی برنامه‌ریزی کنند. من برای پر کردن فرم کسوتم، خودم را با این ساختار هم سنجیدم، تا به کمیته کمک کنم بتواند ارزیابی بهتری از من داشته باشد.اما سه نکته‌ بسیار مهم:۱- برای ترجمه‌ این خودارزیابی، تقریبن وقت جدی‌ای نگذاشتم. همان طور که می‌خواندم، هم‌زمان یادداشت هم برداشتم. در نتیجه، علاوه بر غلط‌های تایپی، احتمالن پر از غلط‌های ترجمه است و ممکن است اصطلاحاتی داشته باشد که به اشتباه معنی کرده‌ام. اما فکر کردم اینکه به اشتراک گذاشته شود بهتر از این است که از ترس غلط داشتن بگذارم در پوشه‌های کامپیوترم خاک بخورد. (روی فایل اکسلی که به اشتراک گذاشتم، اشتباهات و پیشنهادات‌تان را برایم کامنت کنید، تا اصلاح کنم)۲- این‌که بسیاری از آیتم‌ها سبز شده است، به معنی آن نیست که من فکر می‌کنم در این بخش‌ها در بهترین حالت ممکن هستم؛ بلکه نسبت به گذشته‌ خودم و نسبت به وضعیتم در سایر بخش‌ها، خودم را ارزیابی کردم. البته باید موضوع قله‌ کوه حماقت (peak of mount stupid) را هم در نظر گرفت.۳- هنوز نتیجه‌ کمیته کسوت اعلام نشده؛ هر زمان که اعلام شود این متن را آپدیت می‌کنم و نتیجه را با شما به اشتراک خواهم گذاشت :)اما چند نکته‌ جالب که خواستم درباره‌اش به این بهانه با شما صحبت کنم: مدیرعامل، ناخدا یا همان «رویا باف»: چند وقت پیش محمد حسین از تیم فرهنگ آروان جلسه‌ای با من گذاشت تا شرح شغلی «نقش» من در ابر آروان را تکمیل کند. جلسه با این پرسش شروع شد. «مهم‌ترین وظیفه‌ تو در ابر آروان چیست؟»من اعتقاد داشتم مهم‌ترین وظیفه من رویا بافتن است. بخش بزرگی از زمان من در ابر آروان صرف طراحی آینده آروان از نظر محصولی و سایر ابعاد آن می‌شود. از طرف دیگر همیشه تلاش می‌کنم با هیجان از این رویاها با بقیه آروانی‌ها صحبت کنم و آن را با همکارانم به اشتراک بگذارم.وقتی داشتم این فرم‌ را پر می‌کردم حس کردم: «آره، این مهم‌ترین نقطه‌ قوت منه.»مکنزی در بخش چشم‌انداز، یک مدیرعامل ضعیف را کسی می‌داند که فقط «از یک بیانیه کلی دفاع می‌کند» و در مقابل آن یک مدیرعامل عالی را کسی می‌داند که «از موفقیت بازتعریفی یکتا و جاه‌طلبانه دارد».از همه‌ شما دعوت می‌کنم قصه‌ یکتا و جاه‌طلبانه خودتان را تعریف کنید. افزایش تاب‌آوری قبل از وقوع بحران:در بین تمام بخش‌های خودارزیابی، پایین‌ترین نمره را در این بخش به خودم دادم. بیش‌ترین مسوولیت مدیریت بحران، طراحی واکنش به بحران، برگزاری جلسات دورمیز مانور بحران، کالبدشکافی و ... در آروان توسط دو عضو دیگر راهبری (ایلیا و احمدرضا) و تیم دیده‌بان، راهبری و مدیریت می‌شود.اگر مثل من در بخش مهمی ضعف دارید یا آن را رها کرده‌اید، اطمینان پیدا کنید افراد دیگری در سازمان بهتر از شما در حال اهمیت دادن و انجام آن بخش هستند. استراتژی و اختصاص منابع:اگر قبل از دیدن این مقاله کسی از من درباره مواجهه‌ام با استراتژی و اختصاص منابع می‌پرسید، احتمالن پاسخ می‌دادم که رویکردی شجاعانه و قدرتمند در این رابطه دارم. اما با خواندن مقاله و بررسی گزینه‌ها، دیدم هم‌چنان می‌توانم رویکردهای شجاعانه و چابک‌تری در پیش بگیریم.به طور کلی پیشنهاد می‌کنم بخش استراتژی سازمان شامل چشم‌انداز، استراتژی و اختصاصی منابع را با دقت بخوانید. احتمالن این بخش و بخش هم‌راستاسازی سازمان از چهار بخش دیگر وزن بیش‌تری داشته باشد. بازهم تاکید می‌کنم، من فکر می‌کنم بیش از هر بخش دیگری باید در ترسیم ستاره‌قطبی و همراه کردن همکارانمان در مسیر سخت و پرهیجان پیش رو  تلاش کنیم. فرهنگ، فرهنگ، فرهنگ:چند سال پیش، ثمین مقاله‌ای به عنوان «استارتاپ‌ها برای صلح می‌جنگند نه فناوری» منتشر کرد. در این مقاله‌ به یکی از مهم‌ترین ابعاد و زوایای دید آروان به موضوع فرهنگ سازمانی اشاره شد. مکنزی تاکید می‌کند اگر مدیری هستید که روی اندازه‌گیری تعلق سازمانی و افزایش رضایت شغلی تمرکز دارید، شما یک مدیر عامل متوسط هستید. برای یک مدیرعامل عالی بودن دعوت می‌کند روی تمام جنبه‌های فرهنگی سازمان تمرکز کنید. من همیشه یکی از مخالفان سر سخت جمله‌ی Business is Business بودم. اگر نگویم «باید»، حداقل می‌گویم «من دوست دارم» که شرکت‌ها برای ارزش‌آفرینی بجنگند؛ نه برای گسترش تجارت و سودآوری بیش‌تر.طراحی یک فرهنگ اصیل و از طریق آن ایجاد انگیزه‌ها و ارزش‌های حقیقی، یکی از مهم‌ترین مسوولیت‌های ما، نه به عنوان کارآفرین که به عنوان انسان‌هایی است که چند روزی در این کره‌ی خاکی مهمان هستیم.و پایان.در پخش پایانی مکنزی روی نُرم‌های شخصی تمرکز می‌کند و به مدیران عامل پیشنهاد می‌کند بخشی از زمان و انرژی خود را روی خودشان سرمایه‌گذاری کنند. به همین بهانه من هم در پایان از شما -چه از مدیران عامل امروزید، چه از مدیران آینده- دعوت می‌کنم این مقاله را به طور کامل بخوانید و چند ساعتی را صرف خود ارزیابی کنید.هیچ کس در این مسیر به اندازه خودتان نمی‌تواند در کنار خودتان باشد...</description>
                <category>پویا پیرحسینلو</category>
                <author>پویا پیرحسینلو</author>
                <pubDate>Sun, 31 Jul 2022 20:43:53 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چنگ زدن به امیدهای جدید در ششمین انتخابات نظام صنفی رایانه‌ای</title>
                <link>https://virgool.io/@p.pirhosseinloo/%DA%86%D9%86%DA%AF-%D8%B2%D8%AF%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8%D8%A7%D8%AA-%D8%B4%D8%B4%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D9%87-%D9%86%D8%B8%D8%A7%D9%85-%D8%B5%D9%86%D9%81%DB%8C-%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86%D9%87%D8%A7%DB%8C-ba5saz4ycvlm</link>
                <description>در کشوری که رییس جمهور و وزیر ارتباطات آن نمی‌توانند تضمین کننده آزادی‌های حداقلی اینترنت باشند، آیا دلخوش کردن به فعالیت‌های صنفی برای تحقق چنین اهدافی تنها یک دلخوشی بی‌معنی برای اکوسیستم دیجیتال کشور نیست؟مشارکت در انتخابات مجلس سال ۹۴ در تهران در حدود ۵۰ درصد، و مشارکت سال ۹۸ در حدود ۲۶ درصد بوده است. فکر می‌کنم نا‌امیدی بخش قابل توجهی از مردم پایتخت به هر آن‌چیزی که به واژه «انتخاب» گره خورده باشد نیازی به اثبات بیش‌تر نداشته باشد.اما هم‌چنان تصور من این است موضوع انتخابات در تشکل‌های مردم نهاد بسیار متفاوت است، این تشکل‌ها یک گروه واقعی از مردم را نمایندگی و در نتیجه مرجع مشروعیت متفاوتی خواهند داشت. در واقع سوال اصلی در رابطه با این تشکل‌ها نه مشروعیت، بلکه امکان تاثیرگذاری این‌گونه شوراهاست.من تصور می‌کنم اگر تصویر واقع‌گرایانه‌ای از موقعیت امروز ایران داشته باشیم، و بر اساس آن اهداف مشخصی و واقع‌گرایانه‌ای را تصویر کنیم، می‌توانیم به اثربخشی یک سازمان واقعی مردم نهاد امیدوار باشیم.من به عنوان یکی از اعضای خانواده دیجیتال ایران ۳ اولویت برای نظام صنفی رایانه‌ای آینده و البته با شانس موفقیت واقع‌بینانه متصور هستم:۱. کمک به اینترنت آزاد از طریق تصمیم‌سازی و اصلاح نگاه حاکمیت    شانس و میزان تاثیرگذاری:  کمتر از ۲۰٪۲. حمایت از بخش خصوصی واقعی و مبارزه با انحصار    شانس و میزان تاثیرگذاری: کمتر از ۴۰٪۳. مبارزه و بهبود هدفمند گلوگاه‌های اقتصادی خصوصی (بیمه، مالیات و ... ) شانس و میزان تاثیرگذاری: بیش از ۵۰٪کمک به اینترنت آزاداز طریق تصمیم‌سازی و اصلاح نگاه حاکمیتسطح تعاملات و تاثیرگذاری نظام صنفی رایانه‌ای نباید محدود به اداره‌کل‌های وزارت ارتباطات باشد. با توجه به سطح بالای تاثیرگذاری گسترده فناوری اطلاعات (از نقش در رشد اقتصادی تا تاثیرگذار بر زندگی مردم)، انتظار می‌رود بزرگ‌ترین تشکل مردم‌نهاد این حوزه بتواند یک مرجع رسمی تصمیم سازی برای هییت دولت، کمیسیون‌های مرتبط مجلس و از همه‌ مهم‌تر شورای عالی فضای مجازی باشد.اختلاف ریشه‌ای در نگاه به «اینترنت ملی!» یا «اینترنت آزاد جهانی» باعث شده است فیلی در تاریکی از «شبکه‌ی ملی اطلاعات» ایجاد شود. دیوار کشی دور فضای مجازی کشور، امروز یکی از نگرانی‌های جدی فعالان اکوسیستم دیجیتال ایران است، این‌که سرمایه‌گذاران حتی از استارتاپ‌های نوپا بخواهند تحلیل ریسک قطع اینترنت داشته باشند، خود نشان دهنده‌ی عمق فشار روانی‌ای است که در کشور ایجاد شده است.اگرچه همچنان به دلیل چالش‌های فراوان و از همه مهم‌تر تبدیل شدن هرگونه بحث آزاد در این زمینه به بحث‌های امنیتی، می‌تواند امیدواری در نتیجه‌بخش بودن فعالیت‌های این بخش را کمرنگ کند، اما من تصور می‌کنم حداقل اقدام، کمک به شنیده شدن یک صدا بلند و واحد از بخش خصوصی و به‌وسیله‌ی مهم‌ترین سازمان مردمان نهاد این بخش است.حمایت از بخش خصوصی واقعیو مبارزه با انحصار و قراردادهای یکجانبهحتمن یکی از مشکلات مهم فضای کسب‌وکار حضور غیررقابتی بخشی غیرخصوصی است. متاسفانه در این بخش هم با فضای شفافی مواجه نیستیم. شرکت‌های دولتی و خصوصی واقعی شاید به راحتی از هم قابل تفکیک باشند اما مشکل اصلی در شناسایی و مبارزه با امتیازهای ویژه شرکت‌های وابسته به نهادی‌های حکومتی غیردولتی است.شاید سال‌های گذشته شرکت‌های خصولتی را می‌توانستیم به چند شرکت بزرگ محدود کنیم،‌ اما سرمایه‌گذاری‌های مستقیم و غیر مستقیم ستاد اجرایی فرمان امام، توسعه اعتماد مبین، شستا و بنیاد مستضعفان در چندین شرکت سرمایه‌گذاری، شتاب‌دهنده و در نهایت استارتاپ‌های کوچک و بزرگ باعث شده با فضای بسیار مبهم و از طرف دیگر آلوده‌ای مواجه باشیم.در چنین شرایط غیر شفافی شاهد هستیم که هر کسی می‌تواند دیگری را به عنوان تهمت یا مذمت منسوب به چنین سیستمی نماید.در شرایطی که هلدینگ‌های بزرگ غیرخصوصی هیچ علاقه‌ای به کم‌کردن حضورشان در فضای اقتصادی ندارند، راهکار عملی کوتاه مدت چیست؟اگر شرکت‌هایی که وابستگی اکثریت سهام‌ آن‌ها به شکل مستقیم و یا غیر مستقیم به چنین دستگاه‌هایی است در فضایی عادلانه و به دور از انحصار به فعالیت‌ مشغول باشند، دیگر وابستگی سهامی شرکت‌های دیگر به آن‌ها نمی‌تواند چنین حساسیت و احساسی از ناعادلانه‌ بودن فضا به اکوسیستم کشور انتقال دهد.شاید بعد از انحصار بزرگ صداوسیما در رسانه‌های تصویری، مهم‌ترین انحصاری که سال‌ها در رابطه با آن بحث شده، انحصار شرکت ارتباطات زیرساخت در اینترنت و انحصار رو به افول شرکت مخابرات ایران بوده است، اما اهمیت انحصارهای غیر شفاف و ورود ناعادلانه به پروژه‌های بزرگ ملی شاید عمیق‌تر باشد.انتظار می‌رود سازمان نظام صنفی آینده بتواند به شکل ساختارمندی، راهکارهایی شفاف و قانون‌مند برای بهبود این وضعیت تنظیم نمایند.مبارزه و بهبود هدفمند گلوگاه‌های اقتصادیاز جمله بیمه و مالیاتاز آنجایی که یکی از مهم‌ترین دست‌آوردهای دوره‌های پیشین نظام صنفی مصوبه‌های مرتبط با سازمان تامین اجتماعی و تلاش برای بهبود شرایط بیمه در کسب‌وکارهای فناوری اطلاعات بوده است، می‌توان انتظار داشت با تمرکز در این حوزه بتوان به نتایج بهتری دست پیدا کرد.بازهم باید واقع‌بینانه و البته متاسفانه گفت که تمام تلاش‌های معاونت علمی ریاست جمهوری در تسهیل شرایط کسب‌وکارها در مواجه با دو سازمان تامین اجتماعی و امور مالیاتی با موفقیت کمی مواجه بوده است. انباشت سال‌ها ناکارآمدی و فساد از این سازمان‌ها دو غول بزرگ برای کسب‌وکارهای کشور ایجاد کرده است. موضوعی که باز هم تصور من این است که نهاد نظام صنفی می‌تواند یا بهتر بگویم باید بتواند نماینده شایسته‌ و قدرتمندی برای مقابله‌، بهبود سازوکارها و مقررات زدایی از انبوه آیین نامه‌های ناکارآمد آن باشد.در مجموع رویکرد من در مواجه با مشکلاتی که به شکل پیوسته با آن مواجهیم، نه انفعال، که تلاش برای بهبود مستمر و ارتقای سیستماتیک زیرساخت‌ها است. من فکر می‌کنم اگر این امید به بهبود از شکل خوش‌خیالانه‌ی آن فاصله گرفته و به شکل واقع‌بینانه ترسیم شود، می‌تواند دست‌آوردهای مثبتی درپی داشته باشد.</description>
                <category>پویا پیرحسینلو</category>
                <author>پویا پیرحسینلو</author>
                <pubDate>Sun, 01 Nov 2020 20:09:56 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>