<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های پارادایمی‌ها</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@paradigm</link>
        <description>پارادایم یه آژانس خلاقه است که خدمات دیزاین، برند و  طراحی محصول ارائه میده؛ اینجا از حال و هوای کار توی پارادایم و چالش‌هایی که باهاش درگیر هستیم می‌نویسیم</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 13:42:53</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/79945/avatar/4rqrCY.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>پارادایمی‌ها</title>
            <link>https://virgool.io/@paradigm</link>
        </image>

                    <item>
                <title>چطور پادکست بسازیم: قسمت سوم</title>
                <link>https://virgool.io/@paradigm/%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D9%BE%D8%A7%D8%AF%DA%A9%D8%B3%D8%AA-%D8%A8%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C%D9%85-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%B3%D9%88%D9%85-xxsluvffa4lq</link>
                <description>در این نوشته در ادامه‌ی دو پست قبلی به تجربه‌ی شخصی‌مان در مورد پادکست پارادایم می‌پردازیم.چطور پادکست را ادیت و منتشر کنیم؟بعد از اینکه اولین اپیزود خود را ضبط کردید حالا باید آن را ادیت کنید. اما این مرحله به انتخاب شما در مرحله‌ی قبل بستگی دارد. اگر پادکست را در خانه و با لپ تاپ ضبط کرده باشید یا اینکه یک فایل‌تر و تمیز از استودیو دریافت کرده باشید؛ حسابی کیفیت ادیت و مدت زمانی که برای آن صرف می‌کنید را تغییر می‌دهد. فارق از اینکه چه شیوه‌ی ضبطی را انتخاب کرده باشید؛ پادکستی که به دست مخاطب می‌رسد باید چندتا ویژگی داشته باشد: صدا صاف بدون نویز و آمبیانس آزار دهنده و غیرضروری باشد.صدا با کیفیت 32 هزار hz حداقل صدایی است که برای یک پادکست قابل قبول است.(در ادامه چرایی آن را توضیح می‌دهیم.)فایل خروجی بدون قطعی و سکوت بی‌دلیل باشد.فایل خروجی بدون تغییر ناگهانی بلندی و حجم صدا باشد.بین موسیقی‌ها و صدای ضبط شده تعادل ( بلندی، حجم و کیفیت) وجود داشته باشد.این‌ها ویژگی‌های اولیه و حداقلی یک پادکست برای شروع است؛ جالب است بدانید ما اپیزود اول پادکست پارادایم را با 192 هزار hz ضبط کردیم و این یک فاجعه در ادیت به بار آورد :) چون تمام آمبیانس محیط غیر استودیویی (یعنی صدای اتوبوس‌های تجریش که از کنار پنجره‌ی دفتر رد می‌شدند) را هم ضبط کرده بودیم. پس با توجه به محل و تجهیزات ضبط‌تان کیفیت صدای ضبط شده را تنظیم کنید. اما پس از رعایت استانداردهای اولیه است که می توانیم به محصول نهایی‌مان ویژگی‌های متفاوت‌تری هم اضافه کنیم و مهم‌ترین نکته در ادیت پادکست هم خلاقیتی است که در ادیت کردن پادکست خرج می‌کنید. سهم موسیقی، افکت و یا آمبیانس و تنوع گوینده به استراتژی شما ارتباط دارد. مخاطب‌شناسی شما در این مرحله تاثیر مهمی دارد. اینکه مخاطب شما چه رنج سنی و چه گروهی است و با چه هدفی پادکست شما را گوش می‌دهد؛ روی نگاه شما به شیوه‌ی ادیت تاثیر می‌گذارد. در پادکست پارادایم ما در مورد موضوعات دیزاین و تکنولوژی صحبت می‌کنیم؛ پس منطقی است مدت زمان اپیزودها زیر نیم ساعت و الگوی ادیت آن الگویی خلوت و پر سرعت باشد. حجم کلام که از یک مجری و یک گوینده اصلی تشکیل می‌شود بین سه قطعه‌ی موسیقی تقسیم شده و حداکثر 25 الی 40 ثانیه در هر بخش موسیقی شنیده می‌شود. الگوی ادیت به مرور مخاطب را عادت می‌دهد تا انتظار خاصی از پادکست‌تان داشته باشد. یعنی گوش مخاطب به مرور برای مقدار مشخصی دیتا و مقدار مشخصی استراحت تربیت می‌شود. اگر فرض کنید مخاطب قرار است هر دو هفه یک اپیزود از شما بشنود با توجه به موضوع و الگوی ادیت پادکست می‌داند باید شما را صبح گوش کند یا عصر؛ در خانه یا در ماشین؛ حتی آخر هفته یا اول هفته.شاید به تجربه شنیده باشید برخی پادکست‌ها با یک موسیقی مشخص آغاز و پایان می یابند. موسیقی آغازین که با توجه به استانداردهای رادیویی باید حداکثر 10ثانیه باشد (در صورتی که می‌خواهید کلام یا همان سلام و علیک خودتان بخشی از این آرم باشد؛ می‌توانید آن را از ثانیه 7 اضافه کنید.) آرم و لوگوی اختصاصی  پادکست‌تان محسوب می‌شود. پس برای انتخاب و یا ساخت آن وسواس و دقت زیادی لازم است ولی موسیقی پایانی می‌تواند هر بار جدید و به حال  و هوای بحث‌تان مرتبط باشد. همان‌طور که کیفیت صدا و  الگوی ادیت پادکست مهم است؛ انتخاب موسیقی و صدای گوینده اهمیتی دو چندان دارد. انتخاب موسیقی در تمام برنامه‌های رادیویی و پادکست‌ها ثاثیر مهمی بر انتخاب مخاطب‌تان دارد اگر روزی از مخاطب‌تان شنیدید که &quot;موسیقی خوبه&quot; بدانید بخش بزرگی از راه را درست رفته‌اید؛ حتی اگر پادکست شما در فیلدی تولید می‌شود که موسیقی بسیار جانبی و فقط در حد فاصله‌گذاری بین کلام استفاده می‌شود. در انتخاب موسیقی اگر بحثی به هم پیوسته را با یک گوینده پیش می‌برید؛ توصیه می‌شود از موسیقی بی‌کلام استفاده کنید و اگر پادکستی شبیه یک مجله ادبی دارید، خب دست‌تان در انتخاب مویسقی حسابی باز است. برای دانلود این موسیقی‌ها هم سایت‌های زیادی هستند که شاید معروف‌ترین و راحت‌ترینش Free Music Archive است که در ژانرهای مختلف موزیک را رایگان در اختیار شما قرار می‌دهد. به طور کلی انتخاب موسیقی را با وسواس و دلیل انجام دهید و شاید خوب باشد قبل از انتشار فایل نهایی نظر همان دوستانی که در قسمت اول این یادداشت در موردشان حرف زدیم را بپرسید. حالا وقتش رسیده پادکست را منتشر کنید و یک غول نسبتا بزرگ به نام ایجاد فید اختصاصی وجود دارد. پیش از پرداختن به آن باید بگویم کمتر از یک چهارم پادکست‌های فارسی فید اختصاصی دارند و بسیاری از پادکست‌هایی که امروز پر شنونده هستند در ابتدا دانش ایجاد فید اختصاصی را نداشته‌اند و البته مخاطب هم مثل امروز اپلیکیشن باز نبوده است. پس حواستان باشد به تلگرام و پلت فرم‌هایی که فید را از منبع نمی‌خوانند اکتفا نکنید. دلیلش هم خیلی واضح است تلگرام به شما آمار شنیده شدن و جزئیاتی مانند مقدار زمانی که به طور متوسط فایل‌های شما پلی شده‌اند و هزاران جزئیات دیگر را که در بخش بعدی مفصل در مورد آن صحبت می‌کنیم را ارائه نمی‌دهد. برای ساختن یک فید اختصاصی ترجیح می‌دهم یک منبع معرفی کنم چون کامل‌تر از چیزی است که من می توانم بنویسم و بلاخره علی بندری پیشکسوت پادکست فارسی است. برای انتشار پادکست پس از اینکه فید اختصاصی را ایجاد کردید و که حتما باید از طریق یک اپل آیدی آن را به ایتیونز بدهید تا پس یک بررسی که حدودا 24 ساعت طول می‌کشد آن را بر روی همه‌ی اپلیکیشن‌های پادکست  برای‌تان منتشر کند؛ هم‌زمان حواستان باشد که حداقل به یک کاور آرت برای پادکست و دیسکریپشن و توضیحات برای هر اپیزود نیاز دارید. در بخش بعدی این یادداشت درگیری‌مان را با انکر و پادبین و البته شیوه‌ی نگهداری از پادکست را با شما به اشتراک می‌گذاریم. نویسنده تیم پارادایم/ حدیث خسروی</description>
                <category>پارادایمی‌ها</category>
                <author>پارادایمی‌ها</author>
                <pubDate>Sun, 16 Feb 2020 18:52:30 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چطور پادکست بسازیم: قسمت دوم</title>
                <link>https://virgool.io/@paradigm/%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D9%BE%D8%A7%D8%AF%DA%A9%D8%B3%D8%AA-%D8%A8%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C%D9%85-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%AF%D9%88%D9%85-m0ebh7fulfrt</link>
                <description>این یادداشت قسمت دوم تجربیات ما در تولید پادکست پارادایم است. در این قسمت به موضوعات کمی فنی‌تر و احتمالا پیچیده‌تر در مورد پادکست ساختن می‌پردازیم.برای ساختن یک پادکست اگر فرض کنیم با صرف دو ماه وقت، حد و حدود محتوا و موضوع را مشخص کردیم. حالا وقتش رسیده ببینیم چطور می‌شود یک پادکست را ضبط کرد؟ ضبط پادکست با گوشی، ریکوردر و میکروفون یقه‌ای تا تجهیزات حرفه‌ای و ضبط در استودیو امکان پذیر است. اما مثل هر پروژه‌ی دیگری بیایید به امکانات و محدودیت‌هایمان توجه کنیم. برای خرید تجهیزات ضبط صدا با فرض اینکه یک لپ تاپ تولید سال 2016 به بعد داریم؛ حداقل باید 1 میلیون تومان هزینه کنیم. این هزینه شامل چند فوم صدا گیر یک پایه و میکروفون و یک کارت صدای اکسترنال است. توجه کنید با قیمت گزاف این وسایل جای آزمون و خطا وجود ندارد و باید به خوبی تحقیق و بررسی کنید تا میکروفون و کارت صدای مناسبی انتخاب کنید. اما بیایید به راهکارهای دیگر هم فکر کنیم ضبط با گوشی؟ ضبط با لپ‌تاپ؟ استودیو؟ خب ترجیح می‌دهم بروم سر اصل مطلب اگر در ایران هستید و قصد دارید یک پادکست بسازید بهترین گزینه رفتن به استودیو است! هزینه استودیو در مقایسه با خرید و یا اجاره تجهیزاتی که باید کار کردن با آنها را هم بلد باشید و نگران صدای محیط و نویز هم باشید، حتما به صرفه‌تر است. استودیوها در تهران از 100 هزارتومان تا 250 هزار تومان به ازای هر ساعت از شما پول دریافت می‌کنند و یک خروجی تمیز باتوجه به نیاز شما تحویل می‌دهند حتی اگر بخواهید آن را ادیت هم می‌کنند! اما اگر همچنان اصرار دارید راهکارهای خلاق و شخصی را تست کنید چند نکته را در نظر داشته باشید: وقتی از ریکوردر گوش استقاده می‌کنید به سه کنج اتاق بروید و گوشی را روی یک پایه‌ی استاندارد یا حداقل یک بالشت قرار دهید. میز چوبی، اتاق کف سرامیکی و یا دیوارهایی با دیوارپوش‌های پلاستیکی می تواند دشمن شما باشد! و این مطلب را وب سایت چنل بی بخوانید.  پتو، فرش و اتاق با دیوار ساده و یا کاغذ دیواری گزینه‌ی خوبی است. اگر از لپ تاپ استفاده می‌کنید نرم افزار ادوبی آدیشن را نصب کنید و از طریق آن با تمپلیت پادکست و استاندارد 3200 HZ ضبط بگیرید با این کار وقتی پادکست‌تان را ادیت می‌کنید فایل ضبط شده توسط دیوایس‌هایی مثل گوشی کد گذاری می‌شود و برخی افکت‌ها را روی ادوبی ادیشن نمی‌توانید، استفاده کنید. اما فایل ضبط شده توسط خود آدیشن هم کیفیت بهتری دارد؛ هم کدگذاری نشده است. (این سطور صرفا تجربه‌ی شخصی است. اگر یک صدابردار یا ادیتور حرفه ای می‌خواند امیدواریم راهکار دقیق و حرفه‌ای‌تری به ما بدهد.)برای آن دسته از دوستانی که مثل ما به استودیو رفتن اعتقاد دارند؛ توصیه می‎کنیم ترجیحا اگر محتوای‌تان اجازه می‌دهد؛ حداقل دو اپیزود را با هم در یک نوبت استودیو ضبط کنید تا در رفت و آمد و زمان‌تان صرفه جویی کنید و البته بتوانید تخفیف هم بگیرید.  مطلب بعدی در مورد ادیت پادکست می‌نویسم؛ داشتن ایده‌ای مستقل برای ادیت پادکست نکته‌ی این بخش خواهدبود.نویسنده: تیم پارادایم/ حدیث خسروی</description>
                <category>پارادایمی‌ها</category>
                <author>پارادایمی‌ها</author>
                <pubDate>Sat, 15 Feb 2020 15:28:14 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چطور پادکست بسازیم: قسمت اول</title>
                <link>https://virgool.io/@paradigm/%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D9%BE%D8%A7%D8%AF%DA%A9%D8%B3%D8%AA-%D8%A8%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C%D9%85-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%A7%D9%88%D9%84-kuzuoamym5lw</link>
                <description>پادکست رسانه‌ای است که این روزها زیاد اسمش را می‌شنویم و بسیاری از ما مخاطب آن هستیم و تازگی چند پلت‌فرم فارسی هم برای انتشار و شنیدن پادکست ایجاد شده‌است؛ اما راستش را بخواهید پادکست سال‌های خیلی دور شکلی از برنامه‌های رادیویی بود که هرگز مورد علاقه‌ی رسانه‌های فارسی قرار نگرفت و افتخاری که پخش زنده رادیویی برای شبکه‌ها به همراه داشت، هرگز نصیب پادکست نشد. با گسترش اینترنت انحصار رادیو نه با رادیوهایی اینترنتی که با پادکست‌ها شکسته شد. اگر توجه کنیم تنها محتوای صوتی غیر از موسیقی که پیش‌تر می‌توانستیم بشنویم رادیو بود؛ اما حالا هزاران پادکست فارسی با شیبی باور نکردنی مخاطبان خود را پیدا می‌کنند و در هر حوزه‌ای که فکرش را بکنید از ادبیات و موسیقی، روانشناسی و ورزش گرفته تا برنامه نویسی و تاریخ، تکنولوژی و پزشکی پادکست تولید می‌شود. اما سوال مهمی که وجود دارد این است که چرا تصمیم می‌گیریم پادکست خودمان را تولید کنیم؟پادکست تولید کردن در نگاه اول تولید یک محتوای ارزان و جذاب است که می‌توانیم هرچه دل تنگ‌مان می‌خواهد بگوییم ولی حقیقت این است که اگر از یک پادکستر حرفه‌ای که حداقل ده دوازده اپیزود تولید کرده‌است بپرسید؛ با جواب متفاوتی مواجه می‌شوید. پادکست ساختن پیش از هر چیزی به یک دلیل محکم نیاز دارد اینکه چرا پادکست می‌سازیم؟ یا اگر بخواهیم سوال دقیق‌تری بپرسیم باید بپرسیم: این پادکست چه ارزشی به زنجیره‌ی محتوایی موجود در آن حوزه اضافه می‌کند؟برای پاسخ به این سوال باید موضوع، مخاطب و حوزه‌ای که انتخاب کرده‌اید تا در آن حوالی محتوا تولید کنید را بشناسید. شاید یکی از دلایلی که برخی پادکست‌ها از اپیزود سوم و یا کمی جلوتر دیگر تولید نمی‌شوند و متروکه می‌مانند همین است. یعنی یا حرف کم می‌آورند یا کسی قبل از آنها حرف‌ها را زده و نمی‌توانند به اندازه کافی محتوا تهیه کنند؛ پس مخاطب هم پیدا نمی‌کنند. (ادعا نمی‌کنیم که این تنها دلیل است ولی به نظر خیلی برای موفق شدن پادکست اهمیت دارد)شناختن حوزه‌ی محتوایی و مخاطب آن حداقل دو ماه و روزی دو سه ساعت وقت نیاز دارد؛ به شرطی که از قبل در آن موضوع فعالیت داشته باشید. مثلا رشته‌ی دانشگاهی شما یا حاصل سال‎ها مطالعه در موسیقی و ادبیات یا احیانا وبلاگ نویسی و روزمره نویسی حالا به شما این قدرت را می‌دهد در مدت دو ماه به یک دسته‌بندی موضوعی برای پادکست‌تان برسید و انداه کافی هم محتوا را می‌شناسید که بتوانید موضوع‌ انتخاب کنید.از این جا به بعد باید تعدادی دوست و رفیق کار بلد داشته باشید تا با آن‌ها هم فکری کنید در مورد پادکست‌های مختلف گپ بزنید و نقد کنید و ایده‌ی پادکست‌تان را به نقد بگذارید تا حسابی پخته شود خامی.طی کردن این مسیر به ساعت‌ها وقت و مقدار زیادی انرژی نیاز دارد. بعدش باید فکری به حال ضبط و ادیت و انتشار آن بکنید. اینکه چطور ضبط کنید؟ چقدر هزینه کنید؟ چطور ادیت کنید؟ ادیت با نرم افزارها را بلد هستید؟ سازو کار تهیه‌ی فید اختصاصی و نگه‌داری از پادکست‌تان و رفع مشکل‌های فنی احتمالی و هزاران مشکل ریزو درشتی که با تحریم فید و ... ایجاد می‌شود را در قسمت‌های بعدی می‌نویسیم.این مطلب مختصری از تجربه‌ی تولید پادکست پارادایم است که توسط حدیث خسروی، رسام رستمی و سپهر محمدبیگی تولید می‌شود.نویسنده: تیم پارادایم/حدیث خسروی</description>
                <category>پارادایمی‌ها</category>
                <author>پارادایمی‌ها</author>
                <pubDate>Mon, 10 Feb 2020 17:55:04 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خلاقیت برای بهبود تعامل و گفت‌وگو</title>
                <link>https://virgool.io/DesignersCommunity/%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%82%DB%8C%D8%AA-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D9%87%D8%A8%D9%88%D8%AF-%D8%AA%D8%B9%D8%A7%D9%85%D9%84-%D9%88-%DA%AF%D9%81%D8%AA%D9%88%DA%AF%D9%88-ydux05iqns3d</link>
                <description>گزارشی از حضور آژانس ارتباطات پارادایم در دروهمی طراحان وب و موبایل؛ دومین هفته دیزاین تهرانتعامل اصلی جدا نشدنی از ارتباطات امروزی است؛ امروزه بدون تعامل بامخاطب و ایجاد ارتباط دو طرفه و شبکه‌ای نمی‌توان از انتقال و درک پیام اطمینان حاصل کرد؛  از این رو  در هر شبکه و گروهی برای انتقال پیام خود به تعاملی دوطرفه در مورد موضوع های متنوع نیاز داریم. کمپین من طراحم دریچه‌ای برای تعامل و ارتباط طراحان در شاخه‌های مختلف است. این کمپین امسال طی دورهمی دوستانه در برج آزادی &quot;طراحان وب و موبایل&quot; یا همان طراحان محصول دیجیتال را گرد هم آورد؛ آژانس ارتباطات خلاق پارادایم برای بهبود تعامل با این گروه راهکاری ساده و خلاق اجرا کرد.پرسیدن سوال اولین دریچه برای دوستی است؛ اینکه بدانیم دوست و همکارمان چای بیشتر دوست دارد یا قهوه! حامل پیامی مهم است. درک سلیقه‌ی یکدیگر اولین گام برای تعامل در محل کار است؛ گسترش سوال‌ها از سطح سلیقه به مباحث تخصصی همان تعاملی است که پارادایم برای  ارتباط بیشتر این گروه در دورهمی کمپین من طراحم مد نظر داشت.از این رو تعدادی سوال و تعدادی جواب طراحی کردیم؛ 6 سوال که ترکیبی از سوال‌های سلیقه‌ای و سوال‌های تخصصی بودند، راهکاری برای جذب شرکت‌کنندگان به تعامل با سوالات بود. قدم بعدی طراحی جواب بود؛ جواب‌ها را باید به گونه ای طراحی می‌کردیم که تنوع سلیقه‌ها را در بر بگیرد و از طرف دیگر آنقدر گسترده نباشد که به زمان زیادی برای پاسخ دادن نیاز باشد.3 تا 6 گزینه با لحنی محاوره‌ای برای جواب‌ها در نظر گرفتیم. دلیل انتخاب لحن صمیمی و محاوره‌ای نزدیک‌شدن به حال و هوای دورهمی و دوستانه بودY در واقع آنچه اهمیت داشت انتقال احساس دورهمی و تعاملی دوستانه بود.شکل اجرایی این سوال و جواب‌ها هم بر اساس همان تعامل گروهی و دوستانه انتخاب شد: فوم برد راهکاری برای جمع شدن گروهی بزرگ دور یک میز و پاسخ دادن به سوال ها. ابزار پاسخ هم قاعدتا باید سریع باشد تا تعداد افراد بیشتری ترغیب به مشارکت بشوند.پس پونز نسبت به گزینه‌هایی مثل ماژیک راهکار بهتری به نظر می‌آمد.حالا همه چیز آماده‌شده تا در شب طراحان وب‌و‌موبایل کمی گپ‌بزنیم و تعامل‌کنیم. پس از صحبت‌های &quot;حامدبیدی&quot; و تعدادی از دیزانرهای حاضر در جمع پیرامون موضوعات قیمت‌گذاری و شیوه‌ی تعامل با مشتری، نوبت به دورهمی با سوال‌ها رسید. فوم‌بردها طبق پیش‌بینی روی میز وسط سالن قرار گرفت و بخش زیادی از جمعیت دور آن جمع شدند. لحن صمیمی سوال‌ها و تنوع آن کار خودش را کرد و حالا عده‌ی زیادی با خنده از یکدیگر سوال می‌پرسیدند و با پونزهای رنگی به دنبال پاسخ مد نظرشان بودند. دست کم 50  نفر در مدت زمانی حدود 20 دقیقه با فوم برد سوالات تعامل داشتند و برخی بعد از پاسخ به آن همچنان در مورد این موضوع صحبت می کردند. چند نفری برگشتند و پاسخ خود را تغییر دادند! و برخی به یک سوال چند پاسخ دادند.اما آنچه اهمیت دارد &quot;تعامل گروهی است که تحت عنوان دیزانر محصول دیجیتال گرد هم آمده اند&quot; دراقع نکته ای که این تعامل و دورهمی در خود داشت این بود که برای گفت‌وگو زیر ساخت عجیب یا طراحی سازه‌ای عظیم نیاز نیست. بلکه پیدا کردن زبانی مشترک و دغدغه‌ای مشترک کافی است تا بتوانیم چند دقیقه ای تبادل نظر کنیم و نقاط ضعف و قوت‌مان را تحلیل کنیم.</description>
                <category>پارادایمی‌ها</category>
                <author>پارادایمی‌ها</author>
                <pubDate>Mon, 13 Jan 2020 13:13:31 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چطور یک بازی موفق برای اینستاگرام طراحی کنیم ؟</title>
                <link>https://virgool.io/@paradigm/%D9%81%D8%B1%D8%A2%DB%8C%D9%86%D8%AF-%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AD%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85-s8unkociwk4x</link>
                <description>این مطلب سعی داره خیلی مختصر و طبقه بندی شده در مورد طراحی بازی و ایجاد تعامل در اینستاگرام صحبت کنه. سوژه از این قراره که برند بارجیل که یه فروشگاه آنلاین آجیله به مناسبت روز جهانی آجیل قصد داره به مخاطبش 7 نوع آجیل متنوع رو معرفی کنه.مزیت رقابتی بارجیل تنوع آجیل و طعم‌های متنوع‌شهپیش از هر چیزی باید هدف، محدودیت‌ها و امکاناتی که داریم رو مشخص کنیم:هدف:  تعامل بامخاطبان اینستاگرام، دیده شدن نام برند، افزایش فالوئره؛ پس برای تعامل با مخاطب باید به سراغ روش‌های تعاملی‌تر بریم. بازی یا گیم برای شبکه‌های اجتماعی همیشه ایده‌ی جالبیه و به اندازه کافی به جلب مشارکت مخاطب‌ها کمک می‌کنه؛ اما محدودیت‌ها و امکانات ما برای ایجاد یه گیم چیه؟محدودیت‌ها: یه گیم باید طوری طراحی بشه که به راحتی قابلیت انتشار و به اشتراک گذاشتن رو داشته باشه. دوم این‌که نیاز به صرف‌کردن وقت زیادی نداشته باشه و قابلیت تنظیم کردن با قوانین اینستاگرام مثل محدودیت کپشن و زمان ویدئو و استوری رو هم داشته باشه. از همه مهم‌تر با موضوع و سوژه هم‌خوانی داشته باشه.امکانات: بودجه مشخص و متناسب؛ مناسبتی‌بودن موضوع‌مون و تنوع و متفاوت بودن طعم‌ها &quot;روز جهانی آجیل؛ یه آجیل فروشی آنلاین که به تنوع طعم و مزه اهمیت میده&quot;برای اینکه طعم‌های متنوع آجیل رو از سراسر دنیا تجربه کنیم، باید سفر کنیم و هفت تا قاره رو بگردیم پس سفر می‌تونه یه کلید واژه باشه؛سفر و هم خانواده‌های اون مسیر اصلی ایده پردازی رو به خودشون اختصاص دادن. از سفر و مسیر بازی‌های متنوعی رو میشه طراحی کرد؛ پازل؛ سوال و مسابقه‌هایی مثل حدس بزنید و دوستان‌تون رو منشن کنید. اما همون‌طور که اول راه به گیم فکر کردیم حالا هم با ایده‌ی طراحی گیم جلو می‌ریم تا از تعاملی بودن  و در عین حال متفاوت بودنش، خیالمون راحت باشه. وقتی در مورد بازی‌ها و مسابقه‌های سوشال مدیا صحبت می‌کنیم اولین و تکراری‌ترین حالت منشن کردن و تگ کردن دوستان‌مون برای بالا بردن شانس‌مون توی یه قرعه کشیه  منشن کردن و اجبار کردن برای شرکت‌کردن توی مسابقه‌ها می‌تونه مخاطب‌های هوشمند و مشتری‌های خوب رو آزار بده ؛ نوتیف میاد و یک نفر شما رو منشن کرده این اتفاق می‌تونه چند بار توی روز بیافته و این کار هم کاربر و هم دوستانش رو به انجام کاری مجبور می‌کنه به عبارت بهتر بین تعامل کردن به قیمت اذیت کردن خودش و دوستانش و  یا تعامل نکردن و از دست دادن بازی و مسابقه باید یکی رو انتخاب کنه!نتیجه‌ای که از این بحث گرفتیم این بود که مسابقه گیم یا هر چیزی که طراحی می کنیم باید حق انتخاب مخاطب رو لحاظ کنیم و این جذابیت مسابقه باشه که باعث منتشر شدن و شرکت کردن تعداد بیشتری بشه.حالا تعامل و حق انتخاب هم به واژه‌های روی تخته اضافه میشه.دوباره بر می‌گردیم به اصل موضوع؛ طراحی گیم با ایده سفر و گردش برای اینستاگرام؛ باهدف تعامل و جذب مخاطب.بازی‌های مختلفی رو در نظر گرفتیم. پازل، بیست سوالی، کوئیز، حتی بازی نوستالژیک حدس زدن و پیدا کردن تفاوت تصاویر و maze. طی فرآیند ایده پردازی بازی maze مورد توجه همه‌ی تیم قرار گرفت. Maze حل کردن حسی مشابه سفر و جست و جو داره؛ از طرف دیگه احتمالا با یه اسکرین‌شات گرفتن قابل حله. از سفر به مسیر و از مسیر به maze  رسیدیم؛  maze از هفت قاره برای معرفی آجیل‌های سراسر جهان؛طراحی هفت maze متفاوت برای این‌که مخاطب حق انتخاب داشته باشه و هر کدوم رو که دوست داشت انتخاب کنه؛ برای طراحی maze ها حتما از حال و هوای آجیل‌های هفت قاره الهام می‌گیریم.خب کلیت بازی مشخص شده و طراح هفت maze رو به ما تحویل داده؛ حالا باید قوانین دقیقی برای بازی طراحی کنیم؛ که هم تعامل و حق انتخاب مخاطب رو در نظر بگیریم و هم با هدف‌مون یعنی جذب مخاطب و معرفی برند هماهنگ باشه. پس سعی کردیم قوانین رو تا حد امکان ساده و هوشمندانه طراحی کنیم؛ و البته راه دور زدن  رو ببندیم.جایزه:اینکه جایزه چی باشه؟ اول همه به بودجه مربوط میشه اما از اون مهم‌تر این که چطور این جایزه طراحی بشه که هم مخاطب رو ترغیب کنه و هم با توجه به بودجه ظاهر خوبی داشته باشه اهمیت داره.در مورد بازی بارجیل  بودجه مشخصه؛ 600 هزارتومان.خب این مبلغ رو چطور می‌تونیم به جایزه تبدیل کنیم؟معادل آن آجیل ارسال کنیم؟به ارزش 200 هزار تومان به سه نفر اجیل هدیه بدیم؟نقدی؟ جایزه رو چطور در نظر بگیریم کپی رایتینگ هم اینجا خیلی اهمیت داره؛ نوشتن و لحن اون روی ذهن مخاطب خیلی اثر میذاره؛ در مورد بارجیل ما اهمیت رو به مبلغ دادیم و از ترکیب اعتبار آنلاین استفاده کردیم. تا هم مخاطب رو بیشتر ترغیب کنیم  هم اهمیت مبلغ اعتباری رو نشون بدیم.200 هزار تومان اعتبار خرید آنلاین آجیل برای سه نفر.برای جایزه مهم‌ترین نکته منصفانه بودن جایزه نسبت به کارهاییه که از مخاطب انتظار داریم. هدف ما بازی کردن و سرگرم شدن بود و اختصاص یه جایزه دویست هزار تومانی برای خرید آجیل؛  منصفانه به نظر می‌آید.نتایج: چهار روز بازی بارجیل ادامه داشت و حدود 250 نفر شرکت کردند؛ این تعداد افرادی بودند که استوری رو آپلود کرده بودن و به بارجیل اطلاع داده بودند. از این تعداد دست کم  170 نفر کامل قوانین رو رعایت کرده بودند.افرادی که قانون های بازی رو رعایت نکردند؛ دو دوسته بودند یا کپشن رو کامل نخونده بودند و یا بازدید استوری آنها کمتر از 100 نفر بود و تلاش کرده بودند بازدید را بیشتر اعلام کنند؛ مثلا یک صفر به تعداد بازدیدها اضافه کرده بودند :)در پایان روز چهارم از بین 170 نفری که قوانین رو رعایت کرده بودند قرعه کشی رو انجام دادیم.250 نفر شرکت کننده؛ 200 فالوئر و افزایش 50 درصدی بازدید(reach) استوری‌ها هم در پایان بازی قابل توجه بود.بازی و در ادامه آن انتشار استوری‌های مخاطبان تعاملی پای یا پای ایجاد کرد که علاوه بر موضوع مسابقه، جایزه و تبلیغات پیرامون آن رابطه ای دوطرفه بر مبنای سرگرمی و دورهمی ایجاد کرد.نویسنده: تیم پارادایم/ حدیث خسروی</description>
                <category>پارادایمی‌ها</category>
                <author>پارادایمی‌ها</author>
                <pubDate>Sat, 09 Nov 2019 13:38:49 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش نام گذاری برند</title>
                <link>https://virgool.io/@paradigm/%D8%A8%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%88%D8%B1%D9%85-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AD%D9%84-%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%D9%86%D8%A7%D9%85-%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF-xbo09sogt79o</link>
                <description>همه چیز از اینجا شروع می‌شود که باید برای یک برند تازه متولد شده یا احتمالا برندی که سال‌هاست راه را اشتباه رفته است، اسم انتخاب کنیم.فکر می کنیم راه رو بلدیم.اول یه جلسه توی تقویم هماهنگ می‌کنیم و هم تیمی‌ها رو به جلسه دعوت می‌کنیم. حالا باید همه به خوبی متوجه موضوع و برند باشند تا بتوانیم اسم انتخاب کنیم. پس ازتیم می‌خواهیم بریف مشتری را بخوانند.اما واقعیت اینکه به این سادگی‌ها هم نیست.حالا هم تیمی‌ها از دیزاینر و نویسنده تا مدیر و... دورهم جمع شده‌اند تا به قول خودمان &quot;برین استورم&quot; کنیم.همیشه یکی هست که علاقه داره پای تخته باشه و واژه‌ها رو بنویسه و سعی کنه یه نقشه از این طوفان ترسیم کنه؛ متین پا یتخته ایستاده و واژه‌ها یک به یک روی تخته نوشته می‌شوند. اولین واژه‌ها رو با دقت و وسواس از بریف استخراج می‌کنیم و هر چه جلو‌تر می‌رویم پیدا کردن واژه‌ها سخت‌تر می‌شود. و جلسه آرام‌تر و ساکن‌تر؛ این جور وقت‌ها معمولا یک واژه‌ی زیادی بامزه بخشی از جلسه را به دورهمی تبدیل می‌کند و برگرداندن بقیه به راه اصلی هم به چالش اضافه می شود. به هرحال تعدادی واژه از اسم و صفت به فارسی و انگلیسی روی تخته نوشته‌شده و هر کسی استدلالی دارد و یک جور می فهمد موضوع را؛رای گرفتن برای اینکه کدام واژه و ترکیب بهتره و ما رو به خواسته‌ی مشتری و درک‌مون از برند نزدیک‌تر می‌کنه آخرین مرحله‌‌ی این برین استورمه. واقعا راه رو درست رفتیم؟ این مسیر قراره همیشه جواب بده؟ اینکه ویژگی‌ها و ارزش‌های یک برند رو بدونیم و سلیقه مشتری و پرسونای مخاطب کافیه؟بعد از ده‌ها جلسه نام‌گذاری که با این فرمون رفتیم؛ حالا فهمیدیم که لزوما این راه همیشه جواب نمیده و اگر قراره مثل یک &quot;ایجنسی کریتیو&quot; اسم انتخاب کنیم؛ حتما باید بتونیم راه های خلاقانه‌تری رو پیدا کنیم و حالا چندین جلسه نیاز داشتیم تا راه خلاقانه‌تری پیدا کنیم. دوباره دور هم جمع می‌شیم و این بار یه جلسه‌ی نام‌گذاری داریم با مسیری متفاوت:رسام اینجوری شروع می کنه که &quot;یه شرکت هست یه اسم &quot;بلو اوریجین&quot; اینها یه جورایی رقیب تسلا هستند خب اسم‌شون چرا بلو اوریجینه&quot;؟رسام جمله شو تموم کرده و ما با خودمون فکر می‌کنیم؛ دقیقا یعنی چی؟ کمی بعد ادامه میده: مخاطب خودشون رو توی جایگاه و استیت متفاوت‌تری دیدن! من به ذهنم می رسه که یعنی  بلو اوریجین تصور کرده به هدفش رسیده و تعداد زیادی انسان ساکن یه سیاره دیگه شدن و دارن خودشون رو به آدم فضایی‌ها معرفی می‌کنند پس آدم فضایی‌ها از این‌ها می‌پرسند از کجا اومدن؟ بهشون جواب میدن ما از بلو اوریجین اومدیم؛یه استعاره ی ساده و کافی از زمین.حالا صدای تیم بلند شده و هرکی داره یه جور موضوع رو تحلیل می‌کنه؛ از این تحلیل‌ها و دیدن موضوع از نگاه آدم‌های متفاوت نکته‌های مهمی رو میشه به دست آورد. ما این مسیر رو ادامه می‌دیم و سعی می‌کنیم برای برندی که درگیر نام گذاریش هستیم؛ یه استعاره بسازیم و از مسیر استعاره به یه اسم برسیم. حالا بعد از چند ساعت بحث کردن باید قصه ای برای برند بسازیم که هم مخاطب و هم برند توی اون نقش داشته باشند. در واقع حالا با این تغییر مسیر یه برین استورم واقعی شکل گرفته و ما متوجه شدیم وقتی یه مسیر امن رو انتخاب میکنی خیلی در حال برین استورم کردن نیستی و بیشتر داری سعی میکنی از لغت‌نامه یه اسم رو بیرون بکشی و در بهترین حالت یه هم‌فکری گروهی رو ترتیب دادی نه یه برین استورم.</description>
                <category>پارادایمی‌ها</category>
                <author>پارادایمی‌ها</author>
                <pubDate>Wed, 16 Oct 2019 11:48:07 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>