<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های پرهام</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@parham</link>
        <description>در ویرگول درباره فوتبال، جامعه و تجربه کاربری می‌نویسم</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 05:58:19</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/127/avatar/SRZIhG.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>پرهام</title>
            <link>https://virgool.io/@parham</link>
        </image>

                    <item>
                <title>۱۰ نکته درباره دوره‌های آموزشی تجربه کاربری و محصول در ایران</title>
                <link>https://virgool.io/@parham/10-ux-training-xgxujvdifvzk</link>
                <description>یکی از بحث‌هایی که توی جامعه تجربه کاربری ایران مطرح بوده کیفیت دوره‌های آموزشی بوده که توی چه سطحی قرار دارند، یا فارغ التحصیل این دوره قرار هست چیکار کنه و توی چه سطحی مشغول به کار بشه؟اگر بخوام به این موضوع بپردازم از دو جهت شرکت کننده (کارآموز یا دانشجو)، مدرس به این موضوع نگاه می‌کنم که هر کدوم چه انتظارات و توقعاتی دارند، یک بخش دیگه قضیه هم شرکت‌ها و کارفرماهایی هستند که انتظار دارند نیروی تازه‌کار (Junior) را با رزومه و نمونه کار خوب که توی مدت ۱-۲ ماه با موضوع آشنا شده را تحویل بگیرند و بهش کار محول کنند و مثل نیروی باتجربه خروجی داشته باشه و اکثرا هم انتقاد می‌کنند چرا این دوره‌ها خروجی خوبی نداشته، شرکت‌هایی که حاضر نیستند حتی برای چند ماه برای یک نیروی تازه کار یا کارآموز هزینه کنند!اولین مورد بحث خود دوره‌های آموزشی در ایران هست که با توجه به نبود رشته‌های کارشناسی ارشد طراحی تعامل یا دکترای HCI و غیره دوره‌های آموزشی به نحوی اون کمبود را باید جبران کنند که قاعدتا یک دوره یک ماهه و نهایتا ۱۲۰ ساعته هیچ‌وقت نمی‌تونه جایگزین یک رشته دانشگاهی چند ساله بشه و توی این زمینه انتظارات بالایی در ایران وجود دارد و بخشی از انتقادات مربوط به همین مورد است که مثلا حجم مطالب کم بود یا مثلا فلان فارغ التحصیل دوره فلان موضوع را نمی‌دونست!دومین مورد سطح دوره‌ها است که توی خیلی از دوره‌ها سطح دوره مشخص نیست، این دوره مقدماتی یا متوسط یا پیشرفته است، گرچه با توجه به مدت و هزینه و غیره بیشتر دوره‌ها در سطح مقدماتی یا متوسط تخصصی هستند.سومین مورد سطح شرکت کنندگان است، با توجه به اینکه افراد با رشته‌های دانشگاهی مختلف از هنر و کامپیوتر بگیر تا رشته‌های فنی مهندسی و تخصص‌های مختلف در این دوره‌ها ثبت‌نام می‌کنند و بعضا هم شناختی از محتوا ندارند، توی دوره شرکت می‌کنند و سطح دوره براشون قابل قبول نیست، یا مثلا سوالاتی مطرح می‌شه که ربطی به کلاس نداره یا بقیه هنوز توی سطح مقدماتی هستند سوالاتی مطرح می‌شه که فراتر از سطح کلاس هست و جواب دادن یک حواشی داره و جواب ندادن یک حواشی دیگه!آزمون ورودی گرفتن هم بحث و حواشی خودش را داره.مثلا اگر برای دانشجویان رشته مهندسی نرم‌افزار دوره برگزار کنم می‌دونم همه تقریبا یک سطح هستند ولی دوره آزاد هر فردی از رشته هنر و کامپیوتر بگیر تا مکانیک و برق و مدیریت توی دوره شرکت کردند.چهارمین مورد منابع، یکی از ضعف‌ها نبود منابع فارسی هست، این منابع چه کتاب، چه مقاله، چه دستاوردهای تحقیقاتی می‌تونه باشه که توی حوزه محصول و تجربه کاربری این موارد انگشت شمار هستند و اکثرا قابل رفرنس دادن برای دوره نیست، محتوای انگلیسی که اکثرا معتقدن خودمون پیدا می‌کردیم!گرچه اکثرا بدنبال مطالب فارسی هستند و کمتر کتاب‌ها و مقالات انگلیسی را مطالعه می‌کنند.پنجمین مورد یادگیری ابزارها، یکی از روال‌های غلط آموزشی یاد دادن ابزارهاست، اینکه افراد دنبال یاد گرفتن ابزارها نظیر اسکچ و XD و فیگما و غیره هستند و فکر می‌کنند با یادگیری ابزار تبدیل به طراح محصول یا تجربه کاربری شدند!یک فرد دوره آموزشی یک ابزار را تکمیل کرده، رزومه ارسال می‌کنه، توی مصاحبه رد می‌شه و انتقاد می‌شه توی دوره چی یاد دادن؟!تفکر طراحی و حل مسئله و روش تحقیق و کاربرپژوهی و تحلیل اصل هست که منتقل نمی‌شه.ششمین مورد درباره مدرسان دوره‌ها است، متاسفانه در برهه‌ای که دوره‌های آموزشی آزاد باید اون خلاء رشته دانشگاهی را پوشش می‌دادند و فرهنگ‌سازی می‌کردند یک دفعه تبدیل به تجارت شد و هر آموزشگاه و فردی که وارد فرآیند آموزش شد که صرفا یک سابقه کاری محدود داشت.تدریس کردن، اصول پداگوژی مباحث خیلی مهمی توی آموزش و یادگیری هستند، ممکنه مدرس فرد با تجربه‌ای باشه ولی نتونه مفهوم را منتقل کنه یا اینکه فرد بی‌تجربه‌ای باشه ولی اونقدر توی تدریس مسلط باشه که بتونه ساده‌ترین مفاهیم را به بهترین شکل منتقل کنه.بعضی دوره‌های آموزشی تبدیل شدند به انتقال چند تجربه محدود به ۱-۲ پروژه کوچک و فضای کارگاهی و آموزشی مانند یک سمینار آموزشی شده است!بحث منتورشیپ هم یک بحث مفصل هست که واقعا نیاز به تسلط خاصی روی مباحث و انتقال تجربه داره و صرف اینکه چند پروژه انجام دادیم نمی‌تونیم خودمون را توی جایگاه مربی شدن ببینیم، همون طور که همه بهترین بازیکنان دنیا تبدیل به بهترین مربیان نشدند.یادمون باشه اگر مدرس هستیم اولین قدم برای بهتر شدن دریافت بازخورد است.توصیه می‌کنم اگر مدرس هستیم و هستید، پداگوژی، اصول آموزش و منتورشیپ را فرا بگیریم.هفتمین مورد مشارکت شرکت‌کنندگان، توی اکثر دوره‌ها متاسفانه نه مربی و نه شرکت‌کننده برنامه مشخصی برای مشارکت و تعامل ندارند و مهمترین بخش در دوره‌های آموزشی UX که تعامل هست رها می‌شه.بازخورد دادن به شرکت‌کننده در مورد کاری که انجام داده و تعامل و رفت و برگشت درباره پروژه‌ای که انجام شده تا بدون عیب و نقص باشه واقعا تاثیرگزار هست.هشتمین مورد، محتوای دوره‌ها است که صرفا چیزی که الان در ایران وجود داره صرفا سرنخ را بدست شرکت کننده می‌ده چون تقریبا می‌تونم بگم ۸۰٪ افراد اصلا سراغ تحقیق و پژوهش و افزایش دانش نیستند و می‌خوان توی همین یک دوره همه چیز را از همون پرزنتیشن بدست بیارند، اینجا نه استاد می‌تونه چیزی ارائه کنه و نه شرکت‌کنندگان چیزی بدست بیارند!نهمین مورد آموزش‌های آن‌لاین هستند، که این روزها زیاد شدند، متاسفانه فضای مشارکتی توی این دوره‌ها خیلی کمه، دوره‌های آن‌لاین نیاز به ابزارهای مشارکتی زیادی داره، به طور مثال اکثر دوره‌ها نیاز به ابزارهایی مثال اسلک، میرو، فیگما، ابزارهای فیدبک گرفتن دارند که اکثر دوره‌ها به یک وبینار توی زوم یا فلان پلتفرم محدود شدند.دهمین مورد هم فضای کارآموزی در ایران هست که می‌تونم بگم چون اصلا امکان کارآموزی توی شرکت‌های ایرانی وجود نداره و کمتر حاضر هستند برای نیروی تازه کار هزینه کنند و دوره‌های آموزشی و پروژه‌هاش تبدیل به فضای کارآموزی هم می‌شه که این خودش باعث کند پیش رفتن دوره هم می‌شه.افراد شرکت‌کننده قصد دارند با همون پروژه هم در طول دوره کار عملی را یاد بگیرند و عملا بخش زیادی از دوره صرف این یادگیری می‌شه.منکر این قضیه نیستم که دوره‌ها بدون اشکال هستند و بعضی از برگزار کنندگان به این موضوع واقف هستند.به طور مثال دوره حضوری آموزشی رهنما کالج برای بحث کاربردپذیری کلا ۵ روز و حدود ۲۰ ساعت بود، این ۲۰ ساعت را خودم می‌دونم صرفا برای آشنایی کلی هست که توی این ۲۰ ساعت لازم بود مباحث مطرح بشه و کارآموزان اونجا آزمون کاربردپذیری انجام بدن و واقعا مدت زمان برای مثلا ده‌ها متد تست و غیره خیلی کم بود.هیچ دوره و هیچ مدرسی بدون اشکال نیست، حتی دوره‌های بین‌المللی و جهانی هم چنین فیدبک‌هایی دریافت می‌کنند ولی امیدوارم برگزارکنندگان و مدرسان و شرکت‌کنندگان هم بدونند توی چه جایگاهی قرار داریم.به طور مثال یک متخصص طراحی محصول یا تجربه کاربری در آمریکا با تحصیلات مستر Interaction Design و دوره سه روزه طراحی تعامل NNGroup حدود ۲۴ ساعته یا دوره‌های دیگر قابل مقایسه با یک دوره‌ی کوتاه مدت چند ساعته در ایران نیست که قرار است هم پیش دانسته دانشگاهی را منتقل کند و هم دوره آموزشی-کارگاهی را برگزار نماید.اگر شرکت‌کننده هستید:سرفصل‌ها را بررسی کنید که آیا مطالب مورد نظر را بدست می‌آوریدبا توجه به دانش خودتون سطح دوره را بررسی کنیدبه میزان تعاملات و تمرین‌ها و پروژه‌ها توجه کنید، صرفا انتقال مفاهیم نباشدسوابق استاد را بررسی کنیدشرکت کردن توی یک یا دو دوره کافی هست و بدنبال مطالعه و تمرین بیشتر باشیدخیلی از محتواها رایگان در یوتیوب به زبان انگلیسی وجود دارد، کافیه تنبلی نکنید!اگر مدرس هستید:در مورد پداگوژی عمیق مطالعه کنیداصول منتورشیپ را فرا بگیریدمحتوای آموزشی را غنی‌تر کنید، محتوای کارگاه با سمینار فرق دارد!تعاملات دوره را برنامه‌ریزی کنیدشیوه‌های مشارکت شرکت‌کنندگان را تعریف کنیدبیشتر مطالعه کنید!اینجا هم یک سری بازخورد درباره دوره‌های آموزشی تجربه کاربری و طراحی محصول نوشته شده است.ایران و زبان فارسی خیلی بیشتر نیاز به منابع و محتوای فارسی غنی نیاز داره و همچنین دوره‌های آموزشی خیلی تکمیلی‌تر با مباحث عمیق‌تر، شرکت‌کننده‌ها هم سطح خودشون را بشناسند و مدرسان هم جایگاه خودشون را برای تدریس بشناسند که میزان آگاهی در مورد موضوع چقدر هست، چقدر خودشون روی موضوع عمیق و مسلط هستند، آیا واقعا تجربه کردند یا صرفا چند کتاب و مقاله مطالعه کردند و اصولا اون کلاس با شیوه‌های تدریس و تعامل و غیره پیش می‌ره یا نه صرفا یک ارتباط یک صرفه برای مرور یک پرزنتیشن است.</description>
                <category>پرهام</category>
                <author>پرهام</author>
                <pubDate>Sat, 05 Dec 2020 12:03:54 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا پروژه‌های تجربه کاربری شکست خوردند</title>
                <link>https://virgool.io/CreativePie/failed-ux-projects-jzzkzmhgje7b</link>
                <description>پروژه کاین پروژه شکست نخورد ولی یکی از درس‌هایی که از پروژه گرفتم این بود که شروع پروژه را به تبدیل شدن به کاربر اون محصول اختصاص بده، سال‌ها بعد کاربر اون محصول شدم و از اینکه برای طراحی اون وقت زیادی نگذاشتم و بیشتر دنبال پول بودم پشیمونم!پروژه باین پروژه هم شکست نخورد ولی درسی که ازش گرفتم این بود که گاهی طراح تجربه کاربری ظاهر قضیه است و نهایتا یک طراح گرافیست می‌خوان تا خواسته‌های مدیران را بدون کم و کاست اجرا کنه.پروژه گافرادی هستند که رویا دارند تا فلان کار را انجام بدن وقتی می‌بینند دارن شکست می‌خورن چه بهونه‌ایی بهتر از قربانی کردن اعضای تیم تا شکست خودشون را توجیه کنند، معمولا هم این پروژه‌ها هیچوقت اجرا نمی‌شن، اونجا باید از خیر مابقی پول بگذری!پروژه مکاربرپژوهی بیش از حد وقتی فکر می‌کنی می‌تونه برای کارفرما جذاب باشه پروژه را نابود کنه، وقت زیادی بابت کاربرپژوهی بذاری در حالیکه فکر کارفرما اینه به زور تبلیغات می‌تونه محصولش را بفروشه و کاربر جذب کنه.پروژه تپروژه شکست نخورد ولی با اون کیفیتی که می‌خواستم اجرا نشد چون هم تیمی را درست انتخاب نکرده بودم و مجبور شدم خودم کارها انجام بدم و باعث ضربه خوردن به یک پروژه همزمان هم شد.البته تجربه شد که دو پروژه همزمان هم نگیرم!پروژه واگر حوصله نداری رفت و برگشت‌های زیادی طرح داشته باشه قبول نکن، کارفرمای ایده‌آل گرا را بشناس و قانع کن که بهبود باید گام به گام پیش بره وگرنه تا ابد درگیر یک چرخه باطل طراحی می‌شی که هیچ وقت به نتیجه نمی‌رسه، پروژه دیگه صرفه مالی نداره و راهی جز فسخ نیست!پروژه پخودت مستقیما پروژه را بگیر، این وسط اگر منافع افراد تامین نشه می‌تونند سنگ‌اندازی کنند، افرادی هستند که اگر خودشون درگیر نشن یا اینکه خروجی وقت زیادی ازشون بگیره تا پیاده کنند سنگ‌اندازی می‌کنند، متاسفانه من این موضوع را دیر فهمیدم و باعث کنسل شدن پروژه شد.پروژه پاکارفرما صرفا یک کپی  از محصولات مشابه توی بازار می‌خواد تا یکی داشته باشه، پروژه شکست نخورد و انجام شد ولی خب پروژه طراحی تجربه کاربری نبود و صرفا یک محصول مشابه را کپی کردم!پروژه جکارفرمایی که فهمیده مشکل کجاست و دیگه می‌خواد خودش ادامه بده چون فکر می‌کنه پرداخت مبلغ قرارداد دیگه زور داره و چرا باید به مثلا یک نفر به عنوان مشاور دستمزد پرداخت کنه!نتیجهتوی ایران بیشتر همه دنبال یک رابط کاربری نهایی هستند.یک قرارداد سف و سخت بنویسید، چون همه می‌دونند مشکل دارند ولی نمی‌دونند چجوری پیدا کنند و چه راه‌حلی واسش بدن و وقتی پیدا کردن دنبال بهونه هستند که خودشون پروژه را با هزینه کمتری ادامه بدن.مشتری و سازمان را بشناس که در چه مرحله‌ایی از بلوغ هستند و برای هر مشتری نباید خودت را درگیر کاربرپژوهی یا آزمون کاربردپذیری کنی!پول را بگیر و زیادی حرص نخور، متاسفانه رویکرد مناسبی نیست ولی گاهی نباید دلسوزانه به پروژه نگاه کرد و صرفا جنبه مالی را در نظر داشت.از نظر من شکست یک پروژه تجربه کاربری وقتی اتفاق میافته که همه فرآیند بدرستی اجرا نشه یا خروجی قابل قبولی نداشته باشه، خیلی مواقع پروژه در ظاهر انجام شده ولی پروژه‌ایی بوده که یک جورایی به قول معروف ماست مالی شده تا تموم بشه.</description>
                <category>پرهام</category>
                <author>پرهام</author>
                <pubDate>Sat, 01 Feb 2020 21:49:56 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا از خودمان شروع نمی‌کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@parham/why-gmhf98l98y4o</link>
                <description>سال‌ها پیش یک داستان نقل می‌کردند که &quot;می‌خواستم دنیا را تغییر بدم و ۷۰ ساله شدم و دنیا تغییر نکرد و اون موقع بود که فهمیدم برای تغییر باید از خودم شروع می‌کردم ...&quot; و آدم‌ها تشویق می‌شدند برای اینکه دنیا را جای بهتری کنند از خودشون شروع کنند ولی چرا در ایران امروز این اتفاق رخ نمی‌دهد؟!یک روز صبح را تصور کنید که یک شهروند از خانه خارج می‌شود ...اولین سکانس:کارگر شهرداری آب را روی چمن و پای درخت رها کرده، این رفتار را با بمباران تبلیغاتی بی‌آبی و صرفه‌جویی مقایسه می‌کنه و با خودش می‌گه چرا مثلا من حیاط یا ماشین‌م را نشورم، وقتی شهرداری که شهر را بیلبوردهای صرفه‌جویی پر کرده اینجوری رفتار می‌کنه چرا من رعایت کنم؟دومین سکانس:سوار اتوبوس یا مترو شده، اتوبوس بی‌نظم و گرم، متروی شلوغ، انبوه اتومبیل‌های تک سرنشین که باعث ترافیک شده‌اند و از فردا با خودش می‌گه چرا من گرما بخورم و سختی تحمل کنم بذار منم ماشین بیارمسومین سکانس:شهر از آلودگی هوا در حالت نیمه تعطیل قرار گرفته است، اتوبوس‌های فرسوده شهری بیشتر سهم از آلودگی هوا را دارند، بازم با خودش می‌گه این‌هایی که اینجوری شهر را تعطیل می‌کنند چرا خودشون رعایت نمی‌کنند و معاینه فنی ندارند؟ بازم با خودش می‌گه بذار منم ماشین بیارمسکانس بعدی از یک روز با چندین ساعت بی برقی شروع می‌شه ولی شب تمام ساختمان‌های دولتی نورپردازی دارند.سکانس بعدی دریافت یک رشوه توی یک اداره شروع می‌شه که کارمند ساده می‌بینه مدیرانش با اختلاس‌ها بزرگ درگیر هستند و با خودش می‌گه چرا من نگیرم؟!سکانس‌های بعدی از قیمت دلار و سکه شروع می‌شه که چرا همه دارن می‌خرن و کسی به دولت و بانک اعتماد نداره که دلار بفروشه یا سپرده دلاری باز کنه چی می‌شه و به این اطمینان رسیده که خرج خودش و کشورش نمی‌شه پس چرا دلار و سکه که سرمایه زندگیم هست را بذارم توی بانک؟!سکانس بعدی یک صف ساده توی فلان اداره دولتی شروع می‌شه که اون اداره هیچ تمهیداتی برای یک صف در نظر نگرفته طرف با خودش می‌گه چرا عین احمق‌ها توی صف بایستم؟!سکانس بعدی از مهاجرت شروع می‌شه که می‌بینه تمام خانواده و فرزنداش اکثر مسئولین مملکت در آمریکا و کانادا و اروپا اقامت دارند یا تحصیل می‌کنند و با خودش می‌گه چرا من نرم؟ چرا من به فکر خودم نباشم؟!مدیر فلان کارخونه خودروسازی خودش بهترین ماشین آلمانی را سوار می‌شه و به ماشین تولید داخل و کارخانه خودش اعتماد نداره و یک شهروند می‌گه چرا من از کالای تولید داخل حمایت کنم و چندین برابر پول بدم بذار منم ماشین خوب سوار بشم.چرا وقتی فلان مسئولین بهترین محصول خارجی را می‌خرند چرا من برم فلان محصول را برای حمایت از تولید داخل بخرم؟بله بخشی از همین مردم هم ما هستیم ولی بخش زیادی به مدیران و قوانین و عدم اعتماد به حکومت و دولت برمی‌گرده که نتونستند فضای اطمینان و اعتماد را ایجاد کنند.ما مردم عادی هم توی این وضعیت سهیم هستیم ولی وقتی فساد نهادینه شده و مردم هیچ نقطه روشنی توی وضعیت اجتماعی و اقتصاد و سیاست و فرهنگ و آموزش نمی‌بینند سعی می‌کنند خودشون را نجات بدن که حداقل توی این وضعیت کمتر سختی بکشند.این رفتار هی داره تعمیم پیدا می‌کنه و و با توجه فلان مدیر کرد چرا من کارمندش نکنم چرا اون بالاتر از من کرد مگه من از اون کمترم که انجام ندم و با خودشون می‌گن &quot;چرا من باید هزینه بدم&quot; و با همین دلایل آدم‌ها شروع می‌کنند به توجیه رفتارهای غیرمعقول خودشون و جامعه تبدیل می‌شه به همین جامعه فعلی ایران و پر از آدم‌های به اصطلاح خودخواه که هیچکسی امیدی به بهبود و اصلاحش نداره.</description>
                <category>پرهام</category>
                <author>پرهام</author>
                <pubDate>Wed, 15 Aug 2018 07:26:46 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>برای فردوسی‌پورها و میرزایی‌ها که تافته جدا بافته‌اند!</title>
                <link>https://virgool.io/@parham/for-ferdosipour-and-football-commentators-jgwsz5my5tat</link>
                <description>دقیقه ۷۰ بازی تاتنهام با منچستر یونایتد، مورینیو مروان فلینی را که دقیقه ۶۳ به بازی آورده بود از ترکیب منچستر یونایتد بیرون کشید، عادل فردوسی‌پور گزارشگر بازی گفت: فلینی داره می‌ره بیرون؟! شاید مصدوم شده، از این کارها معمولا توی فوتبال اروپا نمی‌بینید توی فوتبال خودمون -ایران- می‌بینید، فکر کنم مصدوم شد، هررا به بازی میاد، خیلی بعیده فنی تعویض شده باشه، از این جور تعویض‌ها دیگه اخیرا فقط تو فوتبال خودمون می‌بینیم، احتمالا مصدوم شده فیلینی ...سه‌شنبه شب مزدک میرزایی هنگام گزارش بازی هاردسفیلد - لیورپول به فوتبال ایران تکه انداخت! البته ماجرا فقط به فردوسی‌پورها و میرزایی‌ها ختم نمی‌شه، احمدی‌ها و علیفرها زیاد هستند! گزارشگرانی که در پایین‌ترین سطح ممکن گزارش می‌کنند ولی چه به فوتبالی که براش چندین ساعت برنامه می‌سازند تیکه می‌اندازند و یا به مربیانی تیکه بی‌سوادی و کم‌دانشی می‌اندازند که قهرمانی جام جهانی و لیگ قهرمانان اروپا را توی کارنامه دارند!تریبون گزارشگری صدا و سیما با میلیون‌ها بیننده تریبون شخصی نیست -که البته گویا هست-!متاسفانه چنین گفتاری برای یک گزارشگر فوتبال که بواسطه فوتبال ایران مشهور شده را فقط در ایران می‌بینید!بله آقای فردوسی‌پور اگر چنین تعویض‌هایی را فقط در فوتبال ایران می‌بینید، فقط هم یک گزارشگر ایرانی را می‌بینید که ۹۰ دقیقه بدون هیچ دانش و سابقه‌ای نظرات شخصی خودش را در قالب مسائل مدیریتی، فنی، کارشناسی، داوری و مسائل حاشیه‌ای فوتبال نظیر برادر زن فلان بازیکن اظهار نظر کنه و روی اعصاب بینندگان باشه!اگر فوتبال ایران از خیلی لحاظ مشکل داره گزارشگران ایرانی هم مثل گزارشگران لیگ برتر انگلیس و لالیگا اسپانیا و بوندسلیگای آلمان گزارش نمی‌کنند، بهتره به جای تیکه انداختن به فوتبال ایران اول از همه شیوه کار خودمون را اصلاح کنیم.اگر واقعا سطح گزارش و کار خودتون را بالاتر از فوتبال ایران می‌دونید که توی اون رفتار غیرحرفه‌ای و آماتوری انجام می‌شه چرا برای همین فوتبال دوشنبه شب‌ها ۳ ساعت برنامه اجرا می‌کنید؟! از ایران خارج بشید و کار گزارشگری و نویسندگی و اجرای برنامه را توی انگلیس و اسپانیا ادامه بدین!روی صحبت من با همه افرادی است که خودشون را تافته جدا بافته از ایران می‌دونند و فکر می‌کنند خیلی بیشتر می‌دونند، اگر ایران و وضعیت فعلی برای شما کوچک است از ایران خارج بشید و جایی که فکر می‌کنید مناسب شماست کار و زندگی کنید ولی بهتر است قبل از آن نگاهی به رفتار و گفتار و سطح کار خودمون یک نگاهی بندازیم ببینیم آیا با چنین رفتار و گفتاری توی موقعیت‌های دیگه در کشورهای دیگه هم می‌تونیم موفق بشیم یا توی یک هفته به علت رفتار غیرحرفه‌ای عذرمون را می‌خوان!اینقدر نگیم &quot;این ایرانی‌ها&quot; فلان هستند و خودمون را جدا وضعیت فعلی جامعه بدونیم، ما هم ایرانی هستیم و اگر مشکلی هست همه توی این وضعیت بوجود آمده شریک هستیم، اینقدر خودمون را جدا از دیگران ندونیم! </description>
                <category>پرهام</category>
                <author>پرهام</author>
                <pubDate>Thu, 01 Feb 2018 10:28:34 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تکنولوژی از ۱۳۸۰ تا ۱۳۹۶</title>
                <link>https://virgool.io/@parham/technologies-from-1380-to-1396-eucwz20rbtie</link>
                <description>سال ۱۳۸۰اینترنت تازه توی ایران پا گرفته بود و کاربران کمی داشت، صرفا داشتن یک وب‌سایت مزیت بزرگی محسوب می‌شد، حتی یادمه یک جایی وب‌سایت می‌خواست بدون زبان‌های Server Side یک بخش خبری براش درست کرده بودم و هر دفعه یک خبر می‌خواستم منتشر کنم یک صفحه HTML را آپلود می‌کردم، چند ماه نشستم به ASP و PHP یاد گرفتن اون وب‌سایت را تبدیل به یک وب‌سایت داینامیک کردم و با ASP و دیتابیس Access راه انداختم.اینقدر تکنولوژی‌ها متفاوت نبود و اگر کسی وب‌سایت می‌خواست با فتوشاپ یک طرح می‌زدم و تبدیل به HTML می‌کردم و نهایتا بخش خبری نیاز داشت اون را هم درست می‌کردم.به قول معروف صفر تا صد کار را خودم می‌زدم.تهش هم با یک IE و Netscape تست می‌کردم و نه بحث موبایل وب بود و نه ریسپانسیو و نه هیچی و تموم!حتی هم لوگو را هم خودم زدم!سال ۱۳۸۷اگر درست خاطرم باشه اواسط پاییز ۱۳۸۷ بود، روی زبان‌های برنامه‌نویسی دیگه مثل جاوا هم مسلط شده بودم، موبایل‌های هوشمند نظیر iPhone مدتی بود اومده بود و همون زمان هم اولین موبایل اندرویدی معرفی شد، یکی از دوستان پیشنهاد کرد یک وب‌سایت و اپ موبایل طراحی کنیم، روی وب‌سایت کار کردیم ولی اپ را تا قسمتی پیش رفتیم، دشواری خاصی هم برای طراحی رابط کاربری اپ نبود و خلاصه زدیم، تهش هم با یک iPhone و یک موبایل HTC اپ را تست کردیم و بد نشد ولی بعدش به دوستم گفتم راستش الان دیگه سمت برنامه‌نویسی نیستم و پیچیده است، حداقل سمت وب را دیگه دات نت را هم دنبال نکردم و نمی‌تونم انجام بدم و کمی روی موبایل تمرکز کردم و کارم هم همون زمان عوض شد و بیشتر سمت طراحی بودم.به چند نفر هم که تازه موبایل هوشمند خریده بودن نشون دادیم و استقبال کردند.اون زمان هم اپ و وب‌سایت را تست کردیم و بازم خیلی تکنولوژی‌ها نبود و تقریبا می‌شد کار را با هزینه کمتری به لحاظ مالی و نیروی انسانی جمع کرد. سال ۱۳۹۶یکی از دوستان اومد سراغم و گفت فلان کار را می‌خوام انجام بدیم و تو هم فلان کار را انجام بدی، گفتم راستش من سالهاست اصلا دیگه محیط ادیتور را هم باز نکردم دیگه چه برسه به اینکه برنامه‌نویسی سمت وب را انجام بدم و سمت موبایل اپ هم اصلا دیگه کار نکردم چون هم دیوایس‌های زیادی اضافه شده و هم تکنولوژی‌های متنوعی اومده که من اصلا باهاشون آشنا هم نیستم و اصلا نمی‌تونم، فرانت‌اند هم اینقدر پیشرفت کرده که اصلا نمی‌تونم کاری کنم و مسلما کد من هزاران مشکل خواهد داشت، گرافیک هم که اصلا حرفش را نزن اینقدر طراح خوب هست و مردم طرح‌های متنوع دیدن که مثل ۱۰ سال پیش نمی‌شه همین‌جوری یک چیزی زد، مارکتینگ واقعی که هیچی چون دیگه هم با چند تا لینک توی وبلاگ دوستم و فلانی نمی‌شه تبلغ محصول را کرد، سرور هم که اصلا جرات نمی‌کنم سمتش برم، من نهایتا بتونم روی طراحی کار کنم.کاری هم نیست کلش را بگم فلان قدر می‌شه چون نیروی انسانی متخصص هم این روزها خیلی گرون شده و هر کسی توی هر کدام از این موضوعات اونقدر متخصص هست که صرفا اون کار را به بهترین نحو ممکن انجام می‌ده.اینها را گفتم که بگم دیگه این روزها با نیروهای آچار فرانسه ارزان نمی‌شه محصولی که قابل عرضه عمومی و رقابت با رقبای قدرتمند تولید کرد، این روزها خیلی از موارد تبدیل به تخصص‌هایی شده که دیگه کمتر فرد حرفه‌ای می‌تونه ادعا داشته باشه مثلا هم برنامه‌نویسی سمت سرور را انجام می‌دم و هم یک سرور بدون هیچ مشکل امنیتی راه‌اندازی می‌کنم.هر کدام از مواردی که ۱۵ سال پیش همه اونها را یک فرد باهمدیگه انجام می‌داد این روزها تبدیل به یک تخصص شده، طراحی وب تبدیل به ده‌ها شاخه تخصصی شده، توسعه وب تبدیل به چندین تخصص شده که هر فرد باید برای انجام یک کار بدون نقص توی اونها واقعا متخصص باشه.انتظار نداشته باشیم که یک محصول عالی با نیروی ارزان و آچار فرانسه تولید کنیم و قصد رقابت داشته باشیم!سعی کنیم به جای آچار فرانسه بودن، متخصص باشیم!</description>
                <category>پرهام</category>
                <author>پرهام</author>
                <pubDate>Thu, 28 Dec 2017 23:56:34 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>درآمد فوتبالیست‌های ایرانی، دستمزد تلاش یا پول مفت؟!</title>
                <link>https://virgool.io/@parham/iranian-footballers-revenue-whmhynzhozwh</link>
                <description>در ابتدا بگم من فوتبال را با صنعت آی‌تی ایران مقایسه می‌کنم!یکی از ایراداتی که این روزها با اعلام پرداخت بدهی استقلال و پرسپولیس توسط دولت گرفته می‌شود در مشابه این جملات است:اینا دارن پول مفت می‌گیرن.چرا باید از مالیات من به اینا که هیچ هنری ندارن میلیاردی پول بدن؟به جای اینکه میلیاردی خرج این فوتبال کنید مدرسه و بیمارستان بسازید.چرا باید از بیت‌المال به فلانی یک میلیارد تومن بدن؟!از این قبیل اظهارنظرها این روزها زیاد می‌شنویم.فرض ما این است که یک باشگاه فوتبال یک شرکت حوزه آی‌تی است و یک فوتبالیست نیز یک مهندس است.کیفیتیکی از مسائلی که در مورد فوتبال ایران و بازی فوتبالیست‌های ایرانی مطرح است سطح بازی است، فلان مهاجم مگه هم سطح مسی بازی می‌کنه که یک میلیارد تومن می‌گیره؟!اگر بخواهیم مقایسه کیفی داشته باشیم واقعیت اینه که توی هیچ زمینه‌ای که الان شرکت‌ها و مهندسین درآمد میلیاردی و درآمد سالانه چند صد میلیونی دارند سطح کیفی در سطح جهانی نداریم.فلان شرکت نرم‌افزاری ایرانی هنوز قدرت رقابت با معمولی‌ترین نرم‌افزارها در سطح جهانی را ندارد ولی قراردادهای میلیاردی که سالانه چند صد میلیارد تومان است را بدست میاره و سود سالانه ده‌ها میلیارد تومنی بدون اینکه در این سازمان‌های عریض و طویل که روزانه باهاشون سر و کار داریم گره‌ای از کار ما باز کنه ولی اون شرکت همون نرم‌افزار ایکس را صدها میلیارد تومن فروخته ولی بدون کیفیت لازم!اگر هم واقعا فوتبالیستی داریم که در سطح جهانی مثلا بازی در فلان لیگ اروپایی موفق شده درآمد زیادی داشته باشه که درآمد خودش را داشته و حسابش از این فوتبال جداست.افراد فعالتعداد مهندسان حرفه‌ای را با فوتبالیست‌های حرفه‌ای مقایسه کنیم، در لیگ برتر فوتبال ایران ۱۶ تیم حضور دارند که هر تیم حدود ۳۰ بازیکن و ۶ نفر تیم فنی در اختیار دارد، یعنی در سطح اول فوتبال ایران حدود ۵۰۰ فوتبالیست حضور دارند و حدود ۱۰۰ نفر هم در کادر فنی این تیم‌ها مشغول فعالیت هستند.توی صنعت نرم‌افزار در همه حوزه‌ها حدود ۱۰۰۰ شرکت به صورت جدی فعال هستند، هر شرکت به غیر از چند صد کارمند داره یک مدیر یا مهندس ارشد داره.دستمزدیکی از مسائلی که خیلی در موردش صحبت می‌شه دستمزد بازیکنان است، چرا فلان بازیکن چند میلیارد می‌گیره؟!باشگاه‌ها تقریبا برای یک فوتبالیست در سطح اول حدود ۱ میلیارد تومن دستمزد پرداخت می‌کنه، تعداد این فوتبالیست‌ها در حال حاضر در لیگ برتر فوتبال ایران در خوشبینانه‌ترین حالت حدود ۳۰ نفر است، یعنی ۳۰ نفر از ۵۰۰ نفری که در سطح اول فوتبال ایران حضور دارند درآمد سالانه یک میلیارد تومان دارند و بقیه تعداد کمی درآمدی در حدود ۵۰۰ میلیون تومان و بقیه در حد سالانه ۱۰۰ تا ۱۵۰ میلیون تومان یا حتی خیلی کمتر!آیا توی صنعت نر‌م‌افزار با چندین هزار پرسنل مدیران و مهندسانی با درآمد چند صد میلیونی نداریم؟! باید بگم داریم!فعالیت حرفه‌ایاگر به طول عمر فعالیت حرفه‌ای نگاه کنیمیک فوتبالیست تقریبا از ۱۵ سال عمر حرفه‌ای خودش اگر مصدوم نشه ۱۵ فصل می‌تونه از ۲۰ تا ۳۵ سالگی بازی کنه که تقریبا ۱۰ سال می‌تونه توی سطح اول بازی کنه که توی یک دهه اخیر فوتبال ایران کمتر بازیکنی داشتیم که بیشتر از ۵ سال تونسته باشه در اوج باشه.از سالانه چند صد فوتبالیستی که وارد فوتبال می‌شن نهایتا چند بازیکن به مربی تبدیل می‌شن و بسیاری از افراد تبدیل به افرادی بسیار معمولی می‌شن که حتی حقوق بازنشستگی و بیمه هم ندارند!یک مهندس یا مدیر ارشد می‌تواند حدود ۲۰ سال به صورت حرفه‌ای با درآمد بسیار بالا که تقریبا می‌شه گفت اگر مهندس یا مدیری در این حوزه جزء چند ده نفر اول ایران باشد در طول فعالیت حرفه‌ای خودش می‌تونه درآمد بسیار بالایی داشته باشه.اگر اینگونه نگاه نکنیم که فوتبالیست توی مثلا ۵ سال اون پول را بدست میاره و مهندس توی ۲۰ سال تقریبا هر دو توی ۶۰ سالگی به شرط در اوج بودن سرمایه یکسانی دارند.سابقهسابقه را از دو جهت می‌شه بررسی کرد، تحصیلات و تلاش.میگن یک مشت فوتبالیست بی‌سواد دارن پول میلیاردی می‌گیرن!تا وقتی سواد به کتاب خوندن باشه و تلاش دیده نشه وضعیت همینه، دیگه الان ورزش کردن هم نوعی تلاش و تحصیل است، اینکه یک فوتبالیست تکنیک داشته باشد و تاکتیک را فرا بگیرد دست کمی از ده سال درس خواندن ندارد.وقتی ما پشت میز و نیمکت نشسته بودیم، یکی هم روزانه ده‌ها کیلومتر می‌دوید، وقتی به عنوان یک مهندس روزی ۱۰ ساعت کار می‌کنید یک فوتبالیست هم روزی ۱۰ سال تمرین می‌کنه، توانایی یک سال تمرین کردن و دویدن را دارید؟منبع درآمدمنبع درآمد همه از همون بیت‌المال و نفت است و خلاص!همون شرکتی که توی حوزه آی‌تی شما توش کار می‌کنید اگر نتونه به خیلی از همین سازمان‌های دولتی نرم‌افزار را بفروشه که اونا هم به پول نفت و دولت وصل هستند با پول بخش خصوصی نمی‌تونه حقوق چند ماه شما را تامین کنه، همه یک جورایی داریم از نفت تغذیه می‌کنیم!به جای اینکه سریع بیت‌المال برای افراد حلال و حرام اعلام کنیم تلاش کنیم شاید ما هم توی صنعت و تخصص خودمون بتونیم درآمد بالایی داشته باشیم!شاید با خواندن مطالب بالا بگید مثلا مهندس فلان کمک را می‌کنه ولی واقعیت اینه اصلا اون کیفیت اونقدر ارزش نداره یا حتی پزشک به مردم کمک می‌کنه، مردم به سلامتی و تکنولوژی و سرگرمی همه در کنار همدیگه نیاز دارند و این نیاز هزینه داره.تا وقتی هم همه چیز وابسته به درآمد نفتی و دولت باشه وضعیت همینه!همه این موارد را گفتم ولی باز هم دلیل قانع‌کننده‌ای نیست، فقط فرق فوتبال با صنعت اینه که فوتبال توی رسانه‌هاست ولی شما هیچ اسمی از صدها شرکت نرم‌افزاری و ده‌ها صنعت دیگه نمی‌شنوید!</description>
                <category>پرهام</category>
                <author>پرهام</author>
                <pubDate>Thu, 02 Nov 2017 00:45:28 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>محصول ایرانی = لاتاری</title>
                <link>https://virgool.io/@parham/iranian-products-lottery-k6oowsshglqb</link>
                <description>مدیر یک شرکت ایرانی که محصول پرطرفداری داره بادی توی غبغب انداخته و در مورد تعداد مشتری و کاربر صحبت می‌کنه که ما روزانه چند صد هزار فروش داریم.دلیل این فروش و مشتری و کاربر چیه؟ جایزه چند صد میلیونی که تبلیغاتش روزانه ده‌ها بار از شبکه‌های تلویزیونی پخش می‌شه و ده‌ها بیلبورد توی سطح شهر داره!محصول ایرانی یعنی شب راس ساعت ۱۰ قرعه‌کشی یک دستگاه BMW دارهمحصول ایرانی یعنی هر روز یک سکه می‌دهمحصول ایرانی یعنی حتی به فروشنده هم مثلا وانت جایزه می‌دهبانک ایرانی یعنی قرعه‌کشی نداشته باشه کسی به خاطر خدماتش سراغ اون بانک نمی‌رهفروشگاه ایرانی برای زیادتر شدن مشتری هر شب یک خودرو جایزه می‌دهاپ ایرانی یعنی جایزه و امتیاز جمع کردن برای قرعه‌کشینگاه مردم به محصول ایرانی یک مسابقه بخت‌آزمایی است که هر شب یا هر هفته یا هر ماه یا آخر سال قرعه‌کشی کنند و یک دفعه یک پول هنگفتی برنده بشن.بهترین ساعت شبکه‌های صدا و سیما بابت این صرف می‌شه که قرعه‌کشی رب گوجه و پفک و برنج و چایی و روغن و شامپو و آبمیوه و فلان اپ بشه.دلیل این اتفاق چیه؟به این دلیل که محصول ایرانی فاقد کیفیت لازمه و برای ترغیب مردم، میلیاردها تومن جایزه می‌گذراند تا شاید مردم بخرند و شانس خودشون را امتحان کنند!چند تا محصول ایرانی را بدون توجه به جایزه خریدید؟ به غیر شیر و پنیر و تخم‌مرغ و گوشت و ... که مصرف روزانه است!</description>
                <category>پرهام</category>
                <author>پرهام</author>
                <pubDate>Mon, 23 Oct 2017 00:12:03 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>درآمد باشگاه‌های فوتبال در دنیا و فوتبال بدهکار ایران</title>
                <link>https://virgool.io/@parham/football-revenue-world-iran-debtor-football-xtjlgeyklqer</link>
                <description>امروزه دیگر فوتبال یک سرگرمی نیست، فوتبال تبدیل به یک تجارت پرسود در دنیا شده است. نقل و انتقالات گران‌قیمت در فوتبال دنیا، حق پخش تلویزیونی، تبلیغات پرسود که بزرگترین سرمایه‌داران در دنیا را به سمت خود جلب کرده است.البته اگر از پول هنگفت عرب‌ها و روس‌ها صرف‌نظر کنیم که هزینه خرید بازیکنانی چون نیمار و خرید باشگاه‌های لیگ برتر جزیره شده است، گرچه همین هزینه‌ها و خرید‌ها نیز قاعدتا بازدهی مالی خود را از شیوه‌های مختلف خواهد داشت.این باشگاه‌ها به طور معمول از راه‌های زیر درآمد دارند:حق پخش تلویزیونیروز مسابقه نظیر بلیط فروشیتبلیغات و اسپانسربرنداین شیوه‌های درآمدی که به طور معمول در دنیا وجود دارد و باشگاه‌های حرفه‌ای از این را‌ها درآمد کسب می‌کنند.مدتی است که بحث درباره باشگاه‌های فوتبال ایرانی بالا گرفته است که باشگاه‌های ایرانی مخصوصا استقلال و پرسپولیس از بیت‌المال استفاده می‌کنند یا دائما بحث بدهکاری مطرح هست که بدهی چند ده میلیاردی دارند و درگیر دادگاه و محرومیت و بدهی مالیاتی و غیره هستند.اما درآمد باشگاه‌های ایرانی از شیوه‌های معمول درآمدزایی در فوتبال ایران چگونه است؟!حق پخش تلویزیونیحق پخش انحصارا در اختیار صدا و سیماست و تقریبا هیچ درآمد عاید استقلال و پرسپولیس که سالانه حدود ۳۰ بازی لیگ و ۴ تا ۶ بازی جام حذفی و ۶ الی ۱۰ بازی در لیگ قهرمانان آسیا پخش مستقیم دارند نمی‌شود. یعنی هیچ!در حالیکه در سایر کشورها حق پخش تلویزیونی تقریبا ۳۰ تا ۴۰٪ درآمد باشگاه‌های حرفه‌ای فوتبال را شامل می‌شود.روز مسابقهروز مسابقه؟! شرکت برهان مبین با ۸ تا گیت درصدش از فروش بلیط از یک باشگاه فوتبال بیشتر هست یعنی هیچی!تبلیغات دور زمین هم تقریبا چیزی عاید باشگاه‌ها نمی‌شود.تبلیغات و اسپانسراسپانسر به سختی پیدا می‌شه و اون هم تقریبا پول ناچیزی به باشگاه‌ها می‌رسه اونم به شرطی که اسپانسر سر موقع پرداخت داشته باشد.برنداولین چیزی که به ذهن من می‌رسه فروش پیراهن اصلی استقلال و پرسپولیس و سایر اقلام در میدان منیریه و دم ورزشگاه آزادی است، به نظر شما آیا از مغازه‌های میدان منیره و دم ورزشگاه آزادی به باشگاه‌ها پرداخت می‌شه؟!مسائل دیگری نظیر کارت هواداری و غیره نیز هست که به نظر نمیاد از سامانه‌های ۳۰۹۰ و کارت هواداری فلان بانک چیزی به باشگاه‌ها برسه!همین امسال باشگاه‌ها درگیر اسپانسری ۳۰۹۰ همراه اول و تغییر به ایرانسل ۳۰۳۰ شدند یعنی درآمدی نداشتند.جدا از اینکه ممنوع بودن حضور بازیکنان فوتبال در تبلیغات برندها مانند کاری که مثلا رونالدو و مسی انجام می‌دهند باعث شده بازیکن نیز همه مبلغ مورد نظر را از باشگاه طلب کند.آیا با درآمدهایی که ممکن است در سال به ۱۰۰ میلیارد تومان برسد ولی به چیزی به باشگاه‌ها نمی‌رسد هزینه سالانه ۲۰ میلیارد تومانی و بازیکنان پولساز ۱ میلیارد تومان و خرید بازیکن چند میلیون دلاری در فوتبال ایران یا استخدام سرمربی چند میلیون دلاری عجیب است؟!واقعا فوتبال ایران از لحاظ درآمدزایی و حضور تماشاگران و ... کمتر از باشگاه‌های عربی است که از جیب بدون بازگشت اقدام به خرید بازیکنان چند میلیون دلاری می‌کنند؟!چرا باشگاه‌های فوتبال این این حجم درآمد که چیزی عایدشون نمی‌شه باید به مجلس جواب پس بدن و نمایندگان مجلس درخواست تحقیق و تفحص استقلال و پرسپولیس را بدن؟!با این اوصاف آیا بدهکار بودن باشگاه‌های فوتبال در ایران عجیب است؟!باشگاه‌های پرطرفداری مثل استقلال و پرسپولیس الان صرفا ابزار دولت شدند، نه یک بنگاه اقتصادی که می‌تواند درآمد زیادی داشته باشد و جزء بنگاه‌های اقتصادی سودده باشد.این فوتبال نیازمند جدا شدن از دولت و حضور مدیران ورزشی و اقتصادی، نه یک عده دلال که بدنبال گدایی شهرت هستند و کسب درآمد واقعی است.باشگاه‌های پرطرفداری مثل استقلال و پرسپولیس الان صرفا ابزار دولت شدند، نه یک بنگاه اقتصادی که می‌تواند درآمد زیادی داشته باشد و جزء بنگاه‌های اقتصادی سودده باشد.برای مطالعه بیشتر می‌توانید پیوندهای زیر را ببینید:لیست ارزش‌مندترین باشگاه‌های فوتبال جهان در Forbesباشگاه منچستر یونایتد ارزش‌مندترین باشگاه فوتبال جهانباشگاه رئال مادرید در Forbesباشگاه بارسلونا در Forbesباشگاه بایرن مونیخ در Forbesوب سایت Business of Soccerگزارش Deloitte از درآمد باشگاه‌های فوتبال در سال ۲۰۱۷درآمد باشگاه‌های فوتبال در دو دهه گذشته در ویکی‌پدیاگزارش چگونگی درآمد ۲۰ باشگاه اول فوتبال دنیا در فصل ۲۰۱۲-۲۰۱۳گزارش گاردین از درآمد باشگاه‌های فوتبال لیگ برتر انگلیس در سال ۲۰۱۷حق پخش تلویزیونی لیگ برتر در فصل ۲۰۱۶-۲۰۱۷در یک پست مجزا در مورد «چرا فوتبال و چرا بقیه ورزش‌ها نه» می‌نویسم.</description>
                <category>پرهام</category>
                <author>پرهام</author>
                <pubDate>Sun, 15 Oct 2017 21:11:01 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>