<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Paria</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@pariapourvaghar</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-18 09:37:22</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/86823/avatar/7aaXX1.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Paria</title>
            <link>https://virgool.io/@pariapourvaghar</link>
        </image>

                    <item>
                <title>مغز باستانی، بدن باستانی</title>
                <link>https://virgool.io/@pariapourvaghar/%D9%85%D8%BA%D8%B2-%D8%A8%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%AF%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C-li3vnr6kzc1f</link>
                <description>یکی از موضوعاتی که همیشه منو به شدت به خودش جذب میکنه اینه که مغز ما با وجود همه پیچیدگی هایی که داره( پیچیده ترین چیزیه که تو دنیا وجود داره!) و تمام دستاوردهایی که برای بشر به ارمغان آورده چقدر ساده و ابتدایی اداره میشه و قوانینش چقدر بنیادین و پیش پا افتاده است. وقتی هم که مغز ما با تمام پیچیدگیش انقدر ساده باشه، بقیه ی بخش های بدن هم مسلما به همون سادگی خواهند بوددونستن چیزهایی که اینجا قراره براتون بگم به خود من شخصا خیلی کمک کرده که بتونم به طور ارادی به بهتر شدن خودم کمک کنمامیدوارم بتونم حتی به یک نفر هم که شده اپسیلونی سود برسونمموضوع اینه که کل سیستم موجود زنده فقط و فقط از یک قانون دو بخشی پیروی میکنه:&quot;دریافت انرژی و حفظ انرژی!&quot;همه چیز از ابتدا حول محور همین قانون چرخیده و میچرخهقندمیدونیم که سوخت اصلی بدن ما قند ساده است که از دسته کربوهیدرات ها تامین میشه (نان،برنج،ماکارونی،ذرت و...)ظاهرا زمان انسان های اولیه قند حکم طلای کنونی رو داشته. بی نهایت کمیاب بوده و با ارزش در حالی که مصرفش بالا بوده!برای همین مغز ما طوری طراحی شده که به چیزهای شیرین واکنش مثبت شدیدی میده و باعث میشه احساس لذت کنیم( هورمون دوپامین ترشح میشه) این احساس لذت همچنین باعث میشه که اشتهامون برای دریافت شیرینیِ بیشتر بالا بره و حریص تر شیم. در نتیجه یک انسان اولیه، تلاش میکرده که باز هم از اون چیز شیرینِ با ارزش بخوره و ذخیره کنه برای زمانی که شیرینی در دسترسش نیست.اما تو دنیای کنونی ما اصلا با کمبود قند مواجه نیستیم که هیچ، خیلی هم زیادتر از حد لازم قند در دسترسمون هست! اما مغز ما تقریبا همون مغز باستانیه که به کربوهیدرات به عنوان وسیله ای برای زنده موندن نگاه میکنهحالا این ما هستیم که باید کاملا آگاهانه وارد عمل بشیم و این موضوع رو به عرض مغز برسونیم که: عزیزم! تو این دوره زمونه دیگه لازم نیست انقدر نگران باشی!در واقع بدن ما طوری تنظیم شده که علاوه بر این که انقدر حریصه واسه ی شیرینی، هیچ قندی رو هم دفع نمیکنه!!! سیستم ما طوری طراحی شده که وجود هر نوع قندی توی ادرار یا مدفوع نشونه ی وجود یک اختلال یا بیماریهفکر کردنقند توی بدن ما به عنوان سوخت مصرف میشه. به این معنی که مغز ما برای فکر کردن، یاد گرفتن، حل مسئله و... مقدار قابل توجهی قند میسوزونهدر حقیقت به همین دلیله که فکر کردن انقدر کار سختیه و معمولا دوست داریم از زیر یادگیری چیز جدید، یا حل کردن یه مسئله در بریم. مغز ما هیچ علاقه ای به فعالیت کردن نداره چون باعث میشه که انرژیش هدر بره! اینجاست که مقوله ی &quot;عادت کردن&quot; مطرح میشه. خیلی خیلی مشتاقم که یه مطلب بلند بالا در مورد عادت کردن براتون بنویسم اما به حدی که در این مُقال بگنجه قناعت میکنم!&quot;عادت&quot; ابزار خیلی خوبیه که مغز ما ازش استفاده میکنه تا دیگه لازم نباشه برای اتفاقاتی که به صورت مداوم میفته انرژی مصرف کنه. مثلا اگر شما عادت دارید که هر روز صبح مسواک میزنید، مغز شما برای انجام این عمل انرژی خیلی خیلی کمی مصرف میکنه و خودش رو زیاد درگیرش نمیکنه. به همین دلیله که ممکنه بعد از مدتی بدون این که توجهتون جلب بشه خودتون رو توی دستشویی مسواک به دست رو به روی آینه ببینید! اما در عوض برای این که بخواید عادت نخ کشیدن رو هم به برنامه روزانه اتون اضافه کنید، تا یه مدت باید با ریمایندر گوشی، یا یه یادداشت به خودتون یادآوری کنید که نخ بکش! و احتمال هر سری هم کمی ناله و غرغر چاشنیش میکنید! اما بعد از مدتی تبدیل به عادت میشه و دیگه سخت نیست!فکر کردن و حل مسئله و یادگیری یک عمل جدید هم دقیقا همینطوره. اولش خیلی سخته و انرژی زیادی میبره. مثلا بار اولی که خواستید رانندگی کنید، تک تک بخش هاش براتون گنده و سنگین بود، آینه ها،کمربند، فرمون، ترمز دستی، دنده، کلاچ و گاز و ترمز! دنده یک، دنده دو... اما به سرعت تمام این بخش ها براتون به صورت یک کل بزرگ در اومد و الان بدون این که کمترین فکری بکنید، سوار میشید، ماشین رو روشن میکنید و راه میفتید.مغز ما چیزهای روتین رو به این صورت بسته بندی میکنه تا انرژی هرچه کمتری مصرف کنه. برای انسان های اولیه، این انرژی ذخیره شده میتونست صرف ساختن یه ابزار جدید بشه، یا شاید صرفا کمک میکرد که فرد بتونه شب رو بدون غذا صبح کنهاما الان ما استفاده ی دیگه ای از&quot;عادت کردن&quot; میکنیم. ما الان میتونیم کارهایی رو که روزانه باید انجام بشن رو به صورت روتین و منظم در بیاریم تا مغزمون برای چیزهای مهم تر جا داشته باشه. به عنوان مثال اگر عادت کرده باشیم که هر شب ساعت 12 بخوابیم و هر روز صبح ساعت 8 بیدار بشیم، مغز ما لازم نداره که هر روز زحمت زیادی بکشه برای تطبیق دادن خودش با ساعت.ورزشمنظور از ورزش کردن، داشتن تحرک نسبتا شدید هست به طوری که ضربان قلب بالا بره، تنفس سخت و تند بشه و بدن شروع کنه به عرق کردناز قرار معلوم، چیزی که در زمان انسان های اولیه باعث میشده این علایم بالا توشون بروز کنه حیوانات وحشی بودن! حالا یا آدمها داشتن از دستشون فرار میکردن که خورده نشن یا داشتن دنبالشون میدویدن که بخورنشون و اگر موفق نمیشدن ممکن بود آدمها از گشنگی تلف شن!پس ورزش کردن در دنیای انسان های اولیه همیشه رابطه ی نزدیکی با ترس و تهدید زندگی داشته و مغز ما این موضوع رو فراموش نمیکنه! همچنین بدیهیه که ورزش کردن به معنی سوزاندن انرژی و علی الخصوص قنده و گفتیم که بدن ما هیچ علاقه ای به از دست دادن قند ندارهاما تو دنیای کنونی، نه جونور وحشی ای وجود داره، نه لازمه شکار بریم و نه با کمبود قند مواجهیم! پس باز هم باید به صورت آگاهانه و ارادی، با توجه به اقتضای دنیای کنونی، بدنمون رو مجبور کنیم که ورزش کنه و بدونیم که کاملا طبیعیه که دلش نمیخواد از جاش تکون بخوره و انرژی هدر بدهیه دلیل دیگه هم الان به ذهنم رسید برای این خساستی که بدن ما در برابر مصرف قند به کار میبره: میدونیم که قند اگر توی بدن زیاد بیاد به صورت چربی ذخیره میشه( اکثر ما با شکم و پهلو و ران و بازوی اضافه آشنایی داریم!) و این چربی هم خودش عایق خیلی خیلی خوبی برای سرما بوده! در نتیجه اگر مغز ما انقدر محافظت نمیکرده از چربی هاش، ممکن بوده که بر اثر سرما هم نسلش به خطر بیفته(لازم به بیان نیست که نیاز به بقا یکی از اصلی ترین نیاز های بشره. هم بقای نسل هم بقای خود)رابطه جنسیهنگام برقراری رابطه جنسی هم احساس لذت فراوانی ایجاد میشه که نتیجه ترشح دوپامینه. همونطور که گفتم دوپامین باعث بیشتر شدن ولع فرد هم میشه، حالا میخواد توی غذا باشه یا رابطه جنسیو طبیعیه که بدن ما و مغز ما بی نهایت علاقه داره به این که نسلش بقا پیدا کنه و لازمه این کار هم رابطه جنسی هرچه بیشترهغریزه مادری( و پدری!)واضحه که بچه هایی که تازه به دنیا میومدن، در مقابل شیر و پلنگ و کمبود غذا و سرما و... هیچ دفاعی نداشتن و تنها راه نجاتشون این بوده که بعد از به دنیا اومدنشون بدن مادرشون طوری تغییر کنه که علاقه بی نهایتی به اینا داشته باشن و حاضر باشن برای حفظشون هر کاری انجام بدن!پس نیاز به محافظت کردن از یه بچه ی گوگولی و ملوس توی وجود اکثر خانم ها بوده که به واسطه اون میتونستن بچه دار بشن و از بچه اشون محافظت کننهمچنین نیاز به مراقبت از خانواده( زن و بچه) هم نیاز بنیادینیه که توی آقایون وجود داشته و به تبع باعث میشده که بچه دار بشن و از بچه اشون و همسرشون محافظت کنن تا نسلشون حفظ بشهخوابتو مغز ما غده ای هست به نام &quot;پینه آل&quot;. ماده ای ترشح میکنه به نام&quot;ملاتونین&quot; وظیفه این غده اینه که وقتی شب شد (دنیا تاریک شد) ملاتونین ترشح کنه و ملاتونین باعث میشه ما متوجه بشیم که وقت خوابه و بخوابیم. اما مثلا منی که ساعت یک و نیم نصف شب نشستم جلوی کامپیوتر و دارم به صفحه روشنش نگاه میکنم و این مطلب رو مینویسم، پینه آلم رو به اشتباه میندازم و به خاطر روشنی صفحه و چراغ بالا سرم نمیتونه تشخیص بده که شبه و ملاتونین کافی ترشح نمیکنه. البته مغز ما تو این زمینه خیلی پیشرفت کرده و خیلی خودش رو با دنیای جدید وفق داده. همچنین طرز کار ملاتونین هم به این سادگی ای که گفتم نیست و پیچیدگی ها و رمز و رازهای خودش رو داره. اما به هر حال انسان های اولیه، تنها منبع روشناییشون خورشید بوده و آتیش و بنابراین شب عموما وقت خوابشون بوده!ممنونم که میخونید و حمایت میکنیدخوشحال میشم نظرتون رو بنویسید تا بیشتر در موردشون صحبت کنیم</description>
                <category>Paria</category>
                <author>Paria</author>
                <pubDate>Sat, 05 Sep 2020 02:07:40 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا همیشه میریم شمال؟!</title>
                <link>https://virgool.io/@pariapourvaghar/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D9%87%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D9%85%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D9%85-%D8%B4%D9%85%D8%A7%D9%84-ytshplso14zy</link>
                <description>امروز داشتم فکر میکردم که این ماجرای شمال رفتن ما ایرانیا واقعا به یکی از قوانین طبیعت تبدیل شدههر آخر هفته و هر تعطیلاتی که میشه جاده چالوس قفل میشه و از در و همسایه میشنویم که مسیر 4 ساعته رو 12 ساعت رفتن و شب تا صبح تو ترافیک موندن و...بعضی ها فرصت میکنن هتل بگیرن یا اتاق اجاره کنن اما جمعیت زیادی هم شب تو پارک ها چادر میزنن و تو یه جای غریب و معذب و سفت و تنگ تفریح میکنن!! حتی دستشویی راحتی هم در دسترسشون نیست!به خیلی ها هیچ رقمه خوش نمیگذره اما چی میشه که هنوووز هم آخر هفته ها یا سر هر تعطیلات دو روزه مسیر فیروز کوه و هراز و چالوس و قزوین قفل میشه؟شاید قبلا که همه چیز ارزون تر بودمحدودیت ها کمتر بودیا اون دورانی که جونمون با کرونا تهدید نمیشد، واقعا خوش میگذشتبه سیستم دوپامینمون فکر کردمهورمون دوپامین توی مغز، مسئول احساس خوشی و لذت ماستوقتی که یه غذای خیلی خوب میخوریمیا خیلی تند رانندگی میکنیمیا یه آهنگ خیلی خوب گوش میدیم دوپامین تو مغزمون ترشح میشه و باعث میشه کیف کنیمبا قانون شرطی سازی هم که حتما آشنا هستین: هر رفتاری که تشویق بشه رو دوست داریم باز هم انجام بدیم و هر رفتاری تنبیه دریافت کنه احتمال این که دوباره انجامش بدیم کم میشهوقتی که فست فود میخوریم دوپامین تولید میشه، لذت میبریم و به شدت دلمون میخواد که باز هم بخوریمدوباره فست فود میخوریم دوباره لذت میبریم و دوباره دلمون میخواد بخوریم و...اینجاست که بحث «عادت» کردن میاد وسطفست فود خوردن برای ما میشه یک عادتو  زمانی که تبدیل به عادت میشه دیگه اهمیتی نداره که آیا هنوز هم پاداش دریافت میکنیم یا نه؟؟دیگه برای ما اهمیتی نداره که اون عمل برای ما لذت بخشه یا نهممکنه تنگی نفس گرفته باشیم، بی نهایت چاق شده باشیم، چربی خون گرفته باشیم و... اما همچنان به فست فود خوردن ادامه میدیم چون که دیگه برای مغز ما اهمیتی نداره که نتیجه چیهفقط یک دور باطل رو تکرار میکنهاینجاست که دانش و اراده ما باید وارد عمل بشه و تلاش کنیم به صورت خودآگاه و ارادی این واقعیت رو درک کنیم که دیگه این کار برای من لذتی ندارهوقتشه که کنارش بگذارم!</description>
                <category>Paria</category>
                <author>Paria</author>
                <pubDate>Fri, 28 Aug 2020 23:40:22 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>داستان مکانیسم های دفاعی</title>
                <link>https://virgool.io/@pariapourvaghar/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%85%DA%A9%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%B3%D9%85-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D9%81%D8%A7%D8%B9%DB%8C-q3jnv55ya4ye</link>
                <description>خیلی خوباول از همه شاید لازم باشه که مکانیسم های دفاعی رو یه توضیح کلی بدم که چی هستن اصلامکانیسم های دفاعی همونجور که از اسمشون هم مشخصه سیستم های دفاعی ای هستن که از روان ما در برابر چیزهایی که اذیتمون میکنه و روانمون دوستشون نداره محافظت میکنن.مکانیسم های دفاعی خیلی زیادن. ولی معروف ترینشون که خود شخص شخیص فروید مطرحش کرده مکانیسم دفاعی سرکوبه. اگر بخوام یه توضیح خیلی مختصر در مورد سرکوب بگم باید اینو بگم که گاهی یک سری حوادث انقدرر واسه ی ما سخت و دردناکه که خودآگاه هیچ جوره نمیتونه باهاش کنار بیاد و میفرستش به ناخودآگاه. نتیجه این میشه که ما هرگز اون اتفاق رو نمیتونیم به یاد بیاریم ولی روی رفتار ما و افکار ما و کل زندگی ما تاثیر گذاره. بارزترین مثالی که براش میزنن هم دختریه که توی کودکی بهش تجاوز شده. شاید هرگز به زبون نیاره که بهش تجاوز شده ولی توی بزرگسالی به احتمال خیلی خیلی قوی توی ازدواج کردن و برقرار کردن رابطه جنسی و مراحل دیگه به مشکل برمیخوره و رفتار روانرنجورانه بروز میده. روانکاو باید با هزار روش و طی یک مدت خیلی طولانی اون احساساتی که توی لحظه ی تجاوز به فرد دست داده رو بیاره بالا و انقدر این کارو تکرار کنه تا این مشکل حل بشه.حالا برگردیم به همون داستان مکانیسم های دفاعیپس گفتیم که نهاد یه بچه ی تخس لج بازه و خود یه مامان عاقل منطقی و فراخود هم یه بابای سیبیلوی ایده آل گرا. این خانواده رو به روی یه فست فودی نگه میدارن و مادر و پسر پیاده میشن میرن توی فست فودی و فراخود میره دنبال جا پارک بگرده ماشینو پارک کنه.بچه گشنه اشه. اولین همبرگری رو که روی میز یه مشتری بیچاره میبینه رو میقاپه و میخورتش. مامانه(خود) تا میاد بچه رو جمع و جور کنه بچه نصف غذارو خورد. خود از یه طرف خیلی خیلی از کار بچه اش خجالت میکشه از اون طرف وحشتش میگیره که باباهه همینجوریشم حاضر نیست به این راحتی به این بچه غذا بده! الان بیاد ببینه بچه همبرگر یکی دیگه رو خورده سکته میکنه!!! پس مامانه شروع میکنه بهانه تراشیدن که: خوب بچه خیلی گشنه اش بود! گناه داشت! فکر کرد همبرگر خودشه! خیلی دیرکردی! تمام این بهانه ها انواع مکانیسم های دفاعی هستن ولی مهم ترینشون که همون سرکوبه به این صورت اتفاق میفته که مامانه تا قبل از این که فراخود پیداش بشه، دهن بچه رو تمیز میکنه،خرده نون هارو پاک میکنه و آقاهه رو راضی میکنه که در مورد همبرگرش حرفی نزنه و اصلا انگار نه انگار. خود نمیذاره که فراخود اصلا بویی ببره که بچه اش همبرگر یکی دیگه رو برداشته خورده!پس تمام مکانیسم های دفاعی و فراموش کردن ها و انکار کردن ها و توپو تو زمین طرف مقابل انداختن ها و انواع و اقسام این تعدیل ها مسئولیت خود عه که بتونه بین لج بازی نهاد و گیرهای الکی فراخود تعادل ایجاد کنه و زندگی رو میسر کنه.</description>
                <category>Paria</category>
                <author>Paria</author>
                <pubDate>Fri, 27 Mar 2020 18:02:05 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فروید و نظریه ی ساختار شخصیت اش</title>
                <link>https://virgool.io/@pariapourvaghar/%D9%81%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%AF-%D9%88-%D9%86%D8%B8%D8%B1%DB%8C%D9%87-%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D8%B4-f1yjklgpjsfz</link>
                <description>فروید یه نظریه ی خیلی معروف تو دل برو داره که توش شخصیت رو سه لایه کرده: نهاد یاid، خود یا ego، و فراخود یاsuper egoاین تقریبا مساله ایه که ما ترمی یک بار تو دانشگاه میخونیمش جزو چیزهاییه که بچه های روانشناسی حتما میدوننش و آدم های علاقمند به روانشناسی هم حتما باید بدوننش!فروید میگه که شخصیت ما مرکب از 3 بخشه:بخش اول: نهاد«نهاد» یه پسر بچه ی تپلِ تخسِ شیطونِ لوسِ لج بازِ رو اعصابه که البته اگه نباشه ما از گشنگی و تشنگی میمیریم! چرا؟ چون که نهاد از زمانی که ما به دنیا میایم همراه ما هست و نهاده که باعث میشه اونجوری جیغ بکشیم و گریه کنیم که بهمون شیر بدن یا آب بدن یا جامونو عوض کنن. اگر نهاد نباشه گریه نمیکنیم،غذایی ام نمیگیریم و در اولین فرصت از گرسنگی میمیریم یا زودتر از اون از تشنگی!خلاصه که نهاد بیشتر به فکر تشنگی و گشنگی و خواب و نیاز جنسی و این جور نیازهای اساسیه و مهم ترین ویژگیش اینه که لج بازه و منطق سرش نمیشه و تحمل کردنم بلد نیست. هر نیازی داشته باشه همووون لحظه باید براش ارضاش کنی و هیچ رقمه نمیفهمه که لازمه صبر کنهبخش دوم: خود«خود» یه مامان خیلی مهربون و عاقل و عاشقه. عاشق شوهرش و عاشق بچه اشه. خود مامان نهاده انگاری. معمولا تلاش میکنه که نهاد رو کنترل کنه و نیازهای نهاد رو به صورت منطقی تر ارضا کنه. خود خودش خیلی دوست داره که نهاد ارضا بشه چون بالاخره بچه اشه و کدوم مادریه که دوست داره بچه اش گشنه بمونه؟؟؟ ولی خوب خود منطق سرش میشه و میفهمه که همه ی نیازها نمیتونن تو همین لحظه ارضا بشن و معمولا لازمه یه کمی براشون صبر کنی! خلاصه اگر الان ما تو خیابون با هرکی میبینیم رابطه جنسی برقرار نمیکنیم یا هرچی دستمون میاد نمیخوریم یا هر لحظه که یه کم خوابمون گرفت نمیخوابیم یا هرجا دلمون خواست روده و مثانه رو تخلیه نمیکنیم مدیون خود هستیم.بخش سوم: فراخود«فراخود» بابای این خانواده است. یه پیرمرد عبوس سیبیلوی(نو آفنس تو سیبیلوها) خشن و متکبر و سخت گیره. همه چی رو در بهترین حالت و ایده آل توقع داره و پرفکشنیسته. به شدت معتقده به آداب و اصول اجتماعی و ادب و احترام و خویشتن داری. فراخود ترجیح میده که تمام نیازهای بچه اشو (که نهاد باشه) حتی دیرتر از زمان منطقی ارضا کنه و در موقعیتی باشه که واقعا مناسب مناسب باشه.مثلا نهاد میگه گشنمه، مامانش میگه نه الان توی فروشگاه نمیتونی غذا بخوری وقتی از در رفتیم بیرون بهت یه چیزی میدم بخوری. ولی فراخود میگه که نه. باید بریم خونه.لباس هامون رو عوض کنیم، دست و صورتمونو بشوریم، میز غذارو آماده کنیم،بشینیم سر سفره، دعا کنیم و بعد غذا بخوریم!خود هم خوب به هر حال شوهرشو دوست داره! دلش نمیخواد کاملا نادیده اش بگیره! ولی واقعا لازمه که یه کمی اون رو هم تعدیل کنه!حالا بریم سر داستان مکانیسم های دفاعی!نه...این دیگه طولانی شده. توی پست بعدی میریم سر مکانیسم های دفاعی!</description>
                <category>Paria</category>
                <author>Paria</author>
                <pubDate>Thu, 26 Mar 2020 18:57:29 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مشکلات اعتیاد در دارو درمانی بیش فعالی</title>
                <link>https://virgool.io/@pariapourvaghar/%D9%85%D8%B4%DA%A9%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%88-%D8%AF%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A8%DB%8C%D8%B4-%D9%81%D8%B9%D8%A7%D9%84%DB%8C-xfjy5fsi19g5</link>
                <description>نگرانی ای که به تازگی حول دارو درمانی بیش فعالی ایجاد شده است، این است که استفاده از داروها به عنوان محرک به سو استفاده از داروها بینجامد. دولت فدرال تصدیق میکند که داروهای محرک پتانسیل بالایی دارند که مورد سو استفاده قرار گیرند و این همان چیزی است که روی بسته بندی آنها نوشته شده است. با این حال تحقیقات روی جوانان و بزرگسالان بیش فعال هیچ افزایش ریسکی نسبت به سو استفاده از داروهای محرک را نشان نداده است. در حقیقت داده ها خلاف این موضوع را گزارش میدهند: افراد بیش فعالی که از داروهای محرک برای کنترل علایمشان استفاده میکنند احتمال کمتری دارد که به اعتیاد روی آورند تا افراد بیش فعالی که از این داروها استفاده نمیکنند. علاوه بر آن تحقیقات ثابت کرده است که درمان دارویی بیش فعالی احتمال اعتیاد به مواد و مشکلات مربوط به آن را به نصف رسانده است.تاثیر چشمگیر مثبتی که دارو درمانی در زندگی افراد بیش فعال دارد بدون مبالغه است. افراد بیش فعال تحت دارو درمانی معمولا ثباتی را در طول روز های خود تجربه میکنند که تا آن زمان تجربه نکرده بودند. بیشتر افراد می آموزند که سطح داروی خود را در جایی نگه دارند که در آن بیشترین کارایی را داشته باشند. در افراد بیش فعال نه تحمل دارویی و نه وابستگی دارویی دیده میشود. بعضی افراد در طول زمان متوجه میشوند که بدنشان به میزان کمتر دارو هم پاسخ مناسب میدهد و در نتیجه مقدار دارو را کم میکنند. به علاوه داروهای محرک نوعی محافظت برای افراد بیش فعال ایجاد میکند و باعث میشود که آنها برای از بین بردن علایمشان به سمت مواد مخدر گرایش پیدا نکنند.مقاله های معتبری در مورد افراد معتاد به محرک ها (مثل ریتالین،ادرال و دکسدرین) به تازگی در رسانه دیده شده اند. متاسفانه رسانه ها معمولا اطلاعات غیر موثقی در مورد این افراد به دست میدهند. با وجود صحت این موضوع که این داروها میتوانند مورد سو اسفتاده قرار گیرند و فرد جوانی میتواند به آنها معتاد شود، اما استفاده از داروهای ضد بیش فعالی به خودی خود به اعتیاد به دارو نمی انجامد. جوانان و میانسالان بیش فعالی که تحت دارو درمانی نیستند حجم زیادی از این محتوا را تولید میکنند. «دکسدرین» و «ادرال» به خاطر برانگیختگی زیادی که در افراد عادی ایجاد میکنند مشهورند. «ریتالین» معمولا به عنوان آخرین پناه برای سو استفاده به کار میرود چرا که نمیتواند سرخوشی مورد نظر افراد معتاد را فراهم نماید.اگر احساس میکنید که فرزند شما مثل قبل به داروها پاسخ نمیدهد و علایم او رو به افزایشند تصور نکنید که آنها معتاد شده اند یا مقاومتی در مقابل داروها در آنها ایجاد شده است. با پزشک مشورت کنید و سوالات زیر را در نظر داشته باشید:آیا فرد دقیقا طبق دستور دارو را مصرف میکند؟آیا فاکتورهای محیطی جدیدی دخیل هستند؟(تنش داخل خانه،دعوایی در مدرسه، ...)آیا ممکن است که این موضوعات تغییر رفتاری را ایجاد کرده باشند؟آیا کودک رشد کرده و به دوز بالاتری احتیاج دارد؟ رشد و افزایش وزن در کودک میتواند میزان نیاز به دارو را افزایش دهد.ترجمه: پریا پوروقارمنبع:MentalHelp.net</description>
                <category>Paria</category>
                <author>Paria</author>
                <pubDate>Mon, 16 Mar 2020 22:32:34 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>لیست کارهایی که میتونیم توی قرنطینه انجام بدیم</title>
                <link>https://virgool.io/@pariapourvaghar/%D9%84%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%85%DB%8C%D8%AA%D9%88%D9%86%DB%8C%D9%85-%D8%AA%D9%88%DB%8C-%D9%82%D8%B1%D9%86%D8%B7%DB%8C%D9%86%D9%87-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%85-%D8%A8%D8%AF%DB%8C%D9%85-zgyihkun3wrj</link>
                <description>فکر کنید که بعد از کم شدن شر کرونا و بیرون رفتن از خونه، قراره به این سوال جواب بدید که «تو این مدت چیکار کردی؟»بالاخره دوست و آشنا و استاد و معلم و فک فامیل و...میپرسن از آدم دیگه.یه سریا شاید تو گوشی بازی کردن و خوابیدن و در بهترین حالت فیلم دیدن به نظرشون جواب ایده آل باشه ولی من یه لیستی هم اینجا میذارم که شاید بعضی از افراد موارد این لیستو ترجیح بدن.1- فیلم و سریال خوب ببینیدفیلم و سریال دیدن به اندازه کافی بد نیست.خیلی خیلی ام عالیه.خودم دارم Breaking Bad میبینم2-اگر زبان انگلیسیتون خوبه توی سایت Coursera یه دوره آنلاین بگذرونیدخودم دارم یه دوره نوروساینس میگذرونم. تو فکر دوره های آناتومی و روانشناسیشم هستم.3- اگر زبانتون خوب نیست زبان بخونید!اگر بدونید که توی یوتیوب و سایت ها و اپلیکیشن ها و فروشگاه های آنلاین چه حجم عظیمی از اطلاعات منتظرن که برن توی مغز شما، بقیه ی مقاله رو نمیخونید و میرید دنبالشون! به تعداد آدم های کره ی زمین راه برای زبان یاد گرفتن هست. بگردید و اونی که دوستش دارید رو انتخاب کنید.4- اون کتاب هایی که توی اون قفسه سال هاست دارن خاک میخورن و همت نمیکنید بخونیدشون رو بخونید!اگر کسی باشه که تمام کتاب های توی اون قفسه رو خونده باشه، پس حتما با فیدیبوک هم آشنایی داره که بتونه بدون بیرون رفتن کتاب بخره بخونه5-معمولا یه اپلیکیشن فیتنس یا لاغری توی گوشیامون هست که منتظریم شنبه برسه و شروع کنیم ازش استفاده کردن! به شنبه اش کار ندارم چون دوران قرنطینه شاید طولانی نشه و وقت شما داره از دست میره! البته راه دیگه اش هم اینه که اون اپلیکیشن رو پاک کنید و برای همیشه از فکر استفاده کردنش بیاید بیرون. مغزتون و حافظه گوشیتون خالی میشه!6-مرتب کنیداون کمدی که از شلوغی راه نفس مامان هامون رو تنگ کرده و منتظریم وحی نازل شه تا مرتبش کنیم، فکر کنم وحیش نازل شده باشه! البته فقط کمد نیست.کشو، میزتوالت، قفسه،تاقچه...7- باز اگر زبانتون خوبه به اندازه ی سلول های بدنتون مقاله و مطلب انگلیسی به درد بخور هست که به فارسی ترجمه کنید!توی یه مقاله ی دیگه ام گفته بودم که اوضاع اینترنت فارسی زبان خیلی خیلی خرابه و مطالب خوب و به درد بخور خیلی خیلی کم به زبان فارسی ترجمه شدن. ای که دستت میرسد کاری بکن8- زبان جدید یاد بگیریداپلیکیشن های duolingo , drops ,tiny cards و... با آغوش باز منتظرن که به شما یه زبان تازه یاد بدن9-دوستانی که تو فکر مهاجرتن هم لازم نیست تاکید کنم که چقدر کار دارن!خوندن آیلتس، پیدا کردن روش مهاجرتی مناسبت، پیدا کردن مقطع تحصیلی و رشته مورد علاقه، پیدا کردن شهر و کشور و دانشگاه مناسب، خوندن و یاد گرفتن هر چیزی که دم دستتونه در مورد شهر و کشور مقصد، خوندن و یاد گرفتن کلا هر چیزی که دم دستتونه! چون هرچی اونجا خفن تر باشید بهتره! رزومه اتون رو تا میتونید تو این مدت پر کنید. کرونا براتون رزومه نمیشه10- تایپ یاد بگیرید!شروع کنید داستان زندگی خودتون رو بنویسید.به انگلیسی و به فارسی. به تدریج تایپ کردن رو یاد میگیرید. تایپ کردن جزو مهارت هاییه که باید بلد باشید! 11-نذارید شروع کنم که توی یوتیوب چقدرررررر کار میشه انجام داد و چقدر چیز میشه یاد گرفت!!من دوست دارم با یوتیوب فتوشاپ یاد بگیرم که هنوز تنبلی بهم اجازه نداده!گاهی ویدیوهایی از One note میبینم که بهم کمک کنه بهتر ازش استفاده کنم12- یه Bullet Journal برای خودتون درست کنید توش علاوه بر همه ی چیزهایی که میتونید بنویسید، چندتا عادتی که دوست ندارید رو ترک کنید و چندتا بهتر جایگزین کنید. برای ایده گرفتن هم اپلیکیشن pinterest عالیه! عبارت bullet journal  رو توش سرچ کنید. معمولا هم یه دفتر یا سررسید اضافه تو خونه همه امون هست.13- تخلیه کنیدهمه تو گوشی هامون آهنگ هایی داریم که نه گوششون میدیم نه پاکشون میکنیم! عکسایی داریم که جذاب نیستن ولی پاکشون هم نکردیم تا حالا، اپلیکیشن هایی که نه پاک میکنیم نه استفاده. تو لپ تاپ فیلم و سریال هایی داریم که شلوغ و به هم ریخته ان و نیاز دارن فولدر بندی و مرتب بشن. شما میدونید،منم میدونم که وقت رسیدگی کردن بهشون رسیده.14- به ادبیات فارسی ببالید!اگر نصفمون نه، لااقل یک سوممون لااقل یک بار تلاش کرده که شاهنامه فردوسی یا بوستان گلستان سعدی یا غزلیات حافظ یا مولانارو بخونه یا پادکستشو یا فایل های صوتیشو گوش بده! 15-یک دوره ی کارشناسی رو سلف استادی کنید! اگر به مبحثی علاقه دارید، مثل روانشناسی، نجوم، داستان نویسی، مترجمی، عکاسی، زبان، زیست شناسی، فلسفه یا...کافیه که یه همت قوی پشتش بذارید و تا آخر دوران قرنطینه لااقل به اندازه ی یک فارغ التحصیل کارشناسی توی اون مطلب علم داشته باشید! تو دوره ی کارشناسی آدم هیچی یاد نمیگیره! ساده است که به اون اندازه یا بیشتر چیز یاد بگیرید! راهش هم اینترنته! گوگل! 16- به خودتون برسیدتوی گوگل تا دلتون بخواد ماسک پوست و موهای جورواجور هست.یه منبع معتبرش رو پیدا کنید و چندتا ماسک و اسکراب امتحان کنید17-کار دستی درست کنیدبعضی هامون توی خونه تیکه های مقوا یا یونولیت یا چوب یا لوله های دستمال توالت یا تکه های پارچه و... نگه میداریم تا شاید یه روزی به درد بخورن. شاید امروز بتونید باهاشون یه کاردستی درست کنید18- بشورید!من از زمانی که یادمه حدودا ماهی یک بار یه سری از وسایلمو تمیز میکردم: ماوس و ماوس پد و کیبورد، گوشی و قاب گوشی،هندزفری،کیف پول، جامدادی، دسته کلید،سوییچ ماشین، قمقمه آب(همیشه تو دستمه، آب زیاد میخورم)، عینک طبی و آفتابی، دمپایی، ساعت مچی و...بعضی هاش با آب و پودر لباسشویی شسته میشه بعضی هاش هم با پنبه الکلیفعلا شاید همین ها کافی باشهبه هر حال چیز دیگه ای هم یادم نمیاداگر یادم اومد توی یک مقاله ی دیگه براتون مینویسمدر مورد هر کدوم سوال داشتید حتما بپرسید. بعضی از منابع رو براتون نوشتم و بعضی هاش رو ننوشتم که زیادی طولانی نشه متن. اگر دوست داشتید بپرسید تا راهنماییتون کنم.شاد باشید و سرگرم!</description>
                <category>Paria</category>
                <author>Paria</author>
                <pubDate>Wed, 11 Mar 2020 09:49:27 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خونه نشینی</title>
                <link>https://virgool.io/@pariapourvaghar/%D8%AE%D9%88%D9%86%D9%87-%D9%86%D8%B4%DB%8C%D9%86%DB%8C-ckhd70qkw89e</link>
                <description>دوران سختی داره به همه امون میگذرهنشستیم تو خونه و منتظریم که ببینیم میمیریم یا نه!میدونم که شما هم مثل من دارید به تعداد سلول های بدنتون در مورد کرونا میشنویدپس من هم نمیخوام دوباره در مورد کرونا حرف بزنم و جیغ داد کنم که خونه بمونید و ضدعفونی کنید و...اون گوسفندایی که پاشدن رفتن شمال همون بهتر که کرونا بگیرنبقیه ی خبرا رم که دارید میشنوید.نشستیم تو خونه و منتظریم که ببینیم میمیریم یا نه!ونیم تو خونه انجام بدیم رو اینجا بنویسم.تو خونه نشستن واقعا اونقدرا سخت نیست و نباید به چت کردن و بازی های تو گوشی بگذره.میتونه خیلی مفید باشه.آدمی که از تو قرنطینه میاد بیرون میتونه کلی خفن تر از آدمی باشه که رفته بود تو قرنطینه.در ضمن این که ما یه کاری داشته باشیم تو خونه که خودمون رو مشغولش کنیم باعث میشه که کمتر به کرونا فکر کنیم و کمتر استرس بکشیم و در نتیجه سیستم ایمنیمون قوی تر بمونه.حرف از سیستم ایمنی شد. اینم بگم که میدونم تو این دوران یکی از سخت ترین کارهای دنیا خندیدنه ولی خوب هر کسی با دو خط مطالعه لابد متوجه شده که خندیدن میتونه سیستم ایمنی رو تقویت کنه. درسته تاثیرش به اندازه سشتن و دست نزدن به صورت و بیرون نرفتن نیست ولی بازم همه ی تلاشمونو باید بکنیم که خودمونو قوی نگه داریم و حرص و جوش خوردن و استرس کشیدن راهش نیست.هرکی بهم میگه حرص نخور(سر هر موضوعی) دوست دارم فحشو بکشم بهش و بگم که حرص من دکمه نداره که بزنم خاموش شه و دیگه حرص نخورم! ربات که نیستم! ولی درون خودم به این نتیجه رسیدم که با این که دکمه نداره ولی میشه آدم خودشو مشغول کنه و حواسش پرتی بشه. توی ناخودآگاه اون موضوع اما میمونه و دور میزنه و مغز روش کار میکنه و سرانجام خودش یه راه حلی براش پیدا میکنه. من اگر بخوام این بحثو باز کنم 6 تا مقاله میتونم بنویسم! باشه برای بعد! زیاد حرف زدم و لیستم تو این مُقال جا نمیشه! باشه برای پست بعدشاد باشید و سربلند</description>
                <category>Paria</category>
                <author>Paria</author>
                <pubDate>Wed, 11 Mar 2020 08:30:53 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بیش فعالی: تناقض تحریک کننده</title>
                <link>https://virgool.io/@pariapourvaghar/%D8%A8%DB%8C%D8%B4-%D9%81%D8%B9%D8%A7%D9%84%DB%8C-%D8%AA%D9%86%D8%A7%D9%82%D8%B6-%D8%AA%D8%AD%D8%B1%DB%8C%DA%A9-%DA%A9%D9%86%D9%86%D8%AF%D9%87-ktwml9rjdwmd</link>
                <description>معماچرا یک فرد بیش فعال میتواند در مواجهه با محرکی، از آشفتگی شدید به آرامش شدید تغییر وضعیت دهد؟این سوالی است که ذهن بسیاری از افراد بیش فعال را که این اختلال را مطالعه نموده اند درگیر کرده استدر حقیقت،کمبود محرک عامل بی توجهی و بروز علایم بیش فعالی در فرد دارای این اختلال است.دوپامین نقش کلیدی داردشاید به نظر برسد که بزرگترین مشکلی که بیش فعالی ایجاد میکند کمبود دوپامین است (یا حداقل در مغز به خوبی مورد استفاده قرار نمیگیرد). پس چیزهایی که هیجانی برای فرد تولید نمیکنند فرد را اغنا نکرده و در جستجوی هیجان قرار میدهند.تولید دوپامین راه های متنوعی دارد ولی سریع ترین آنها شرکت در جریانات پر هیجان و ریسکی و فعالیت های خطرناک است.آدرنالین تولید شده از انجام یک فعالیت هیجان انگیز و یا ترسناک، با بالا بردن میزان تولید دوپامین، سریع ترین راه برای ایجاد تمرکز در فرد بیش‌فعال است. به همین دلیل افراد بیش‌فعال همیشه در جست و جوی فعالیت های ریسکی و پرهیجان هستند که به تمرکز کردن آنها کمک میکند. نبود این جذابیت و هیجان و در نتیجه کمبود دوپامین لازم باعث بی حوصلگی فرد و ناتوانی او در ادامه فعالیت میشود.زمانی که یک محرک اثر میکند چه اتفاقی می افتد؟منطق بیان میکند که یک محرک باعث بروز علایم بیش فعالی میشود ولی ما میدانیم که این چیزی نیست که در حقیقت اتفاق می افتد! چرا؟برای پاسخ به این سوال باید به این نکته دقت کنیم که افراد بیش فعال به خواسته خود بیش فعال نیستند و لزوما به طور ارادی مایل به انجام فعالیت های ریسکی و رفتار پر خطر نیستند.آنها به این دلیل دست به این نوع کارها میزنند چون دوپامین به آنها اجازه میدهد که راحت تر تمرکز کرده و فکر کنند. در حقیقت مغز خستگی ناپذیر افراد بیش فعال تا زمان دریافت دوپامین لازم به جنب و جوش ادامه میدهد و هنگامی که دوپامین تامین شد، آرامش و تمرکز برقرار میشود.هنگامی که محرکی اثر میکند،افزایش محسوسی در میزان دوپامین مشاهده میشود و این باعث میشود که فرد بیش فعال نیاز بیشتری برای افزایش دوپامین احساس نکند.هنگامی که احساس نیاز به افزایش دادن میزان دوپامین برداشته شود، فرد بدون این که لازم باشد حرکت بیش فعالانه، ماجراجویانه یا کار ریسکیی انجام دهد میتواند تمرکز کرده و به خوبی فکر کند.آیا همیشه باید محرکی تجویز شود؟خیر. اما همیشه باید محرک ها را در نظر گرفته و دوره آزمایشی ای برای هر کیس اجرا شود. متاسفانه افراد بیش فعال به خصوص نوجوانان که در حال پشت سر گذاشتن آخرین مراحل رشد خود هستند و در تلاش برای قوی کردن روابط اجتماعی خودند در صورت دریافت نکردن محرک،خود جایگزینی برای آن پیدا خواهند کرد.مواد مخدر و سوء استفاده از آن، الکل، قمار، رانندگی پر خطر، روابط جنسی پر خطر و گاهی اوقات رفتارهای مجرمانه همگی جایگزین های محرک برای افزایش دوپامین هستند. به نظر میرسد که نوجوانانی که به هر دلیل از درمان پزشکی و تخصصی بیش فعالی باز مانده اند،شیوه ای برای درمان خود پیدا میکنند.دوز و نوع مهم استباید متذکر شد که یک داروی ضد بیش فعالی با یک دوز خاص برای تشخیص کاربردی بودن این درمان کافی نیست. بعضی افراد هیچ پاسخی به یک دوز از دارو نمیدهند در صورتی که ممکن است فرد دیگری پاسخ بسیار شدیدی به همان دوز دارو بدهد.یک فرد ممکن است تحریک بسیار زیادی از یک دوز دریافت کند ولی میزان تحریک با کمی کم کردن دوز دارو کامل به اندازه و ایده آل باشد. ممکن است «متیل فنیدیت» اثر بسیار خوبی روی یک فرد داشته باشد اما فرد دیگر تحریکی احساس نکند. این فرد ممکن است «ادرال» را بسیار بهتر جذب کند.بهترین رویکرد برای بیش فعالی داشتن دکتری متخصص با ذهنی باز است. اگر دارو درمانی برای شما بهترین گزینه نبود راه های دیگری نیز وجود دارد. اما این راه های دیگر هم زمان با دارو درمانی میتوانند شناخته شوند و قطعا هم زمانی آنها با دارو درمانی اثر بهتری خواهد داشت.منبع:AllPsych.comADHD:The stimulant Paradoxترجمه: پریا پوروقارو همراهی سورین صیادی</description>
                <category>Paria</category>
                <author>Paria</author>
                <pubDate>Wed, 29 Jan 2020 16:07:30 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مقدمه چینی</title>
                <link>https://virgool.io/@pariapourvaghar/%D9%85%D9%82%D8%AF%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C%D9%86%DB%8C-luqn8qhs46g5</link>
                <description>خوباونایی که حتی یه کم ام منو میشناسن میدونن که چه علاقه ی شدیدی به فروید و نظریه هاش و مکتبش دارم و چقدررر قبولش دارمو چقدر تلاشمو میکنم که به همه ثابت کنم فروید درست میگهو چقدر لجم میگیره وقتی میبینم تو دنیای روانشناسی در حقش جفا میشه و حرف های بدی رو بهش نسبت میدندر صورتی که ما توی زندگی روزمره امون از حرفاش و نظریه هاش استفاده میکنیم و اون اومده روزانه های مارو مکتب و اصل قرار داده و حس ناشکری بهم دست میده وقتی کسی نظریه هاشو نقض میکنهخلاصه که اینجا قراره خیلی زیاااد در مورد فروید بنویسم و بخونیم!!!ولی به هر حال دوست صمیمی من به تازگی متوجه شده که ADHD عه!من در حالی که غرق در روانکاوی بودم و زیاد بخش های دیگه ی روانشناسی رو محل نمیدادم به دوستم چپ چپ نگاه میکردم!!!تا زمانی که فهمیدم میتونم تمام چیزهایی رو که فقط روی ورقه های کتاب خونده بودم رو تو وجود و زندگی روزمره یک آدم که خیلی ام بهم نزدیکه و میشناسمش ببینم!!!اونجا بود که گفتم گور باباش که روانکاوی و فروید نیست!!! بذار علاقمند شیم!!!و دوست جان پی وی منو پرررر کرد از مقاله ها و اطلاعات و حتی جوک های عالیی که تو این زمینه هست!که البته متاسفانه تمامش به انگلیسی بودبله...تقریبا هیچ منبع و اطلاعات و تر و تمیز فارسی برای ADHD نیست و اگر هست خیلی کوچیک و محدودهمیدونم که تریبون من خیلی گنده و بلند نیست ولی به هر حال بدم نمیاد که چندتا از مطالبی که ترجمه کردم رو شما هم بخونینباشد که رستگار شویم!تلاش کردم یه عکسی باشه که توش کمتر چپ چپ نگاه کنه!!!</description>
                <category>Paria</category>
                <author>Paria</author>
                <pubDate>Sat, 25 Jan 2020 17:33:23 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روانشناس با انگیزه:)))</title>
                <link>https://virgool.io/@pariapourvaghar/%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3-%D8%A8%D8%A7-%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C%D8%B2%D9%87-wlkhfprvucdp</link>
                <description>خدا میدونه چقدر حرف دارم که لازمه اینجا بزنم!!!حرفایی که دوست دارم یه جایی گفته بشه!!!نوشته بشهخونده بشهاینجا دوست داشتنیهمثل اتاق آدم میمونهراحت و صمیمیه!!!از روانشناسی که رشته امه حرف دارم بگماز داروشناسی که شغلمه حرف دارم بگماز آیلتس و مهاجرت که برنامه ام حرف دارم بگمممکنه از شیرنسکافه و خورشت کرفس و ضد آفتابم بخوام حرف بزنم!!!دور و بریام میدونن که توقع هر چیزی رو از من میشه داشت!</description>
                <category>Paria</category>
                <author>Paria</author>
                <pubDate>Thu, 23 Jan 2020 17:27:01 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>