<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های پری ناز عبدالحسین زاده</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@parinaz.abd829</link>
        <description>مترجم و روانشناس</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-07-15 05:45:00</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/197050/avatar/WCxNxU.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>پری ناز عبدالحسین زاده</title>
            <link>https://virgool.io/@parinaz.abd829</link>
        </image>

                    <item>
                <title>آدم‌های بسیار حساس ممکن است بیشتر دچار فلج خواب شوند!</title>
                <link>https://virgool.io/hsp-sanctuary/%D8%A2%D8%AF%D9%85-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B1-%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%B3-%D9%85%D9%85%DA%A9%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D8%A8%DB%8C%D8%B4%D8%AA%D8%B1-%D8%AF%DA%86%D8%A7%D8%B1-%D9%81%D9%84%D8%AC-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%A8-%D8%B4%D9%88%D9%86%D8%AF-ntvthljahri9</link>
                <description>اگر ذهن بسیار شما هنگام بیداری بیش از حد تحریک شود، ممکن است هنگام خواب همانطور باقی بماند و احساس وحشتناکی به نام فلج خواب را برایتان ایجاد شود.یک شب که داشتم برای خوابیدن آماده می شدم ، دختر ۲۰ ساله‌ام با گریه بی وقفه وارد اتاق خواب من شد. از روی غریزه از جا پریدم و شروع به انجام همه کارهای &quot;مادرانه&quot; کردم: در بدنش به دنبال زخم و جراحت گشتم، درجه حرارت بدنش را کنترل کردم که تب نداشته باشد و او را در آغوش گرفتم و سعی کردم آرام اش کنم چون قادر به صحبت کردن نبود و این وحشتناک بود. وقتی بالاخره آرام گرفت و گفت کابوس دیده آرام شدم. برای خلاص شدن از کابوس و اثراتش می توانیم از مراقبه ، تکنیک‌های تنفس و یا تکرار عبارات معنوی استفاده کنیم.اما ،کابوس دخترم با بیدار شدن از خواب، تمام نشد. کابوس واقعی با باز شدن چشمانش آغاز شد.بیشتر اوقات پس از دیدن خواب بد، از خواب می پرید و کابوس تمام می‌شود. ولی، چه اتفاقی می‌افتد که از خواب بیدار می شوید و هنوز قادر به حرکت نیستید؟ نمی توانید بازوها و پاهایتان را تکان دهید. چه اتفاقی برایتان رخ داده که بدنتان قفل می شود؟ احساس وحشت و بی پناهی می کنید؟این پدیده به فلج خواب معروف است. و این کابوس واقعی‌بود که دخترم، که یک آدم بسیار حساس (HSP) است تجربه کرده است.فلج خواب چیست؟فلج خواب یک اختلال و رفتار غیر طبیعی در خواب است. این حالت وقتی اتفاق می‌افتد که ذهن ما از خواب بیدار می‌شود اما بدن ما هنوز خواب است. بنابراین ذهن ما هوشیار است اما توانایی صحبت کردن یا حرکت ندارد. فلج خواب یک تجربه ترسناک است که در آن شما از توانایی‌های خود آگاه هستید، می دانید که می توانید راه بروید، بدوید یا غلت بزنید اما نمی توانید بدن خود را حرکت دهید و دچار کنترل عضلاتتان را موقتا از دست می‌دهید ( آتونیا). در این هنگام توهم نیز غیر معمول نیست.آدم بسیار حساس نا خودآگاه با دیگران همدلی بیشتری می‌کند، درک بالاتری از محیط اطراف خود دارد و گاهی مستعد ابتلا به برخی موارد خاص است. در حقیقت، برخی از متخصصان معتقدند افراد بسیار حساس بیش از دیگران دچار فلج خواب می‌شوند.دکتر نرینا راملاخان ، فیزیولوژیست و درمانگر خواب می‌گوید: &quot; مبتلایان به فلج خواب غالباً افراد خلاق بسیار حساسی هستند که تخیل قوی دارند و برای خلاقیت خود به یک خروجی نیاز دارند.&quot;هرچند ، تحقیقات کافی برای اینکه احتمال تجربه آن در آدم های بسیار حساس بیش از غیر حساس است وجود ندارد.به طور کلی، محققان می گویند فلج خواب بسیار رایج است - مطالعات نشان داده است که ۶/۷ درصد از جمعیت حداقل یک بار آن را تجربه کرده اند و دانش آموزان و بیماران روانی حتی بیشتر آن را تجربه می کنند، ۳/۲۸ درصد و ۹/۳۱ درصد.چه چیز باعث فلج خواب می‌شود؟اگرچه علت دقیق فلج خواب ناشناخته است، اما برخی از عوامل ممکن است تاثیر بیشتری درآن داشته باشند مثل کمبود خواب و استرس. برخی از دلایل دیگر عبارتند از:*بی‌خوابی*اختلال استرس پس از سانحه (PTSD)*وقفه تنفسی هنگام خواب*تغییر در برنامه خواب شما*سوء مصرف موادبه عنوان یک آدم بسیار حساس ، ما اغلب به راحتی تحت فشار و تحت تأثیر محرک های خارجی قرار می‌گیریم. داشتن افکار بیش از حد در ذهن می‌تواند مانع از راحت خوابیدن شود و بر کیفیت استراحت ما تأثیر منفی می گذارد. با گذشت زمان ، کمبود خواب کافی می‌تواند باعث مشکلات کم خوابی شود، آدم های بسیار حساس، در صورت امکان، به خواب بیشتری احتیاج دارند ، نه کمتر. این کمبود شدید خواب منجر به انبوهی از پیامدهای نامطلوب و ناخوشایند شود مثل احساس خستگی، ناتوانایی در آرام شدن، از دست دادن اشتها و همانطور که حدس می‌زنید: فلج خواب.عواملی که می‌توانند بر خواب آدم های بسیار حساس تأثیر بگذارندبرخی از عواملی که می‌توانند بر خواب کافی یک آدم بسیار حساس موثر باشند، عبارتند از:غرق شدن در افکار: بدون خواب کافی، افکار و رویدادهایی که در زندگی ما در هم تنیده شده اند ما را راحت‌تر تحریک می کنند و بیشتر کلافه می‌شویم. این طغیان می‌تواند ذهن بسیار حساس ما را به فکر بیش از حد برساند و به نوبه خود مشکل بیشتری در رسیدن به حالت روانی آرام و ضروری برای دستیابی به یک خواب آرام در شب ایجاد می‌کند.اضطراب بالا می تواند بر الگوی خواب تأثیر بگذارد. بسیاری از آدم‌های بسیار حساس مرتباً با اضطراب درگیرند. این اضطراب می‌تواند توسط عوامل مختلفی مانند کار، مدرسه، روابط و حتی خواب ایجاد شود. تحقیقات نشان می‌دهد که اضطراب خواب هنگامی رخ می‌دهد که استرس ناشی از نخوابیدن باعث ایجاد استرس بیشتر می‌شود و در نتیجه فکر کردن به اینکه چطور بخوابید و یا آیا به اندازه کافی استراحت خواهید کرد،  شما را برای خوب خوابیدن ناتوان می‌کند. این افزایش استرس و اضطراب بر خلاف توانایی بدن ما برای استراحت عمل می‌کند و می‌تواند منجر به کمبود خواب شود.کلافگی+ اضطراب + نشخوار فکری می‌تواند آرامش ذهن را مختل کند.جالب توجه است که کلافگی و درهم‌شکستگی و اضطراب از هم جدا نیستند و اغلب می‌توانند با یکدیگر هم‌پوشانی داشته باشند.این ترکیب کلافگی / اضطراب / تفکر بیش از حد می‌تواند هیولایی سه سری ایجاد کند که توانایی مغز بسیار حساس ما را در ایجاد آرامش و دستیابی به خواب باکیفیت ضعیف کند و معمولا یک ذهن کم خواب بیشتر در معرض مشکل فلج خواب قرار می‌گیرد.راه‌هایی که آدم بسیار حساس می تواند از فلج خواب جلوگیری کند.هیچ راهی تضمین شده برای تعیین اینکه آیا آدم بسیار حساس فلج خواب را تجربه خواهد کرد (یا نخواهد کرد) وجود ندارد. با این حال، ما می‌توانیم سعی کنیم عوامل محرک مانند میزان استرس و اضطراب خود را مدیریت کنیم.جدای از HSP بودن ، دختر بزرگ من همچنین یک دانشجوی تربیت بدنی است و دور از خانه زندگی می‌کند و همه این عوامل در افزایش استرس او نقش دارند. گاهی اوقات وقتی خیلی استرس دارد، هنوز هم از فلج خواب رنج می‌برد. ما با پزشک وی صحبت کردیم، اما از آنجا که او هیچ بیماری زمینه‌ای خواب یا عامل تحریک کننده دیگری ندارد (سومصرف مواد‌، اختلال استرس پس از حادثه و...)، به توصیه شده است که سعی کنیم کیفیت خواب او را با برنامه‌های منظم شبانه بهبود بخشیم. او همچنین برای درمان اضطرابش شروع به کار با یک درمانگر کرده است، و این امر هم در به حداقل رساندن تکرار فلج خواب او نیز کمک کرده است.از آنجا که من هم HSP هستم، این عادت‌های خواب سالم را همراه با دخترم شروع کرده‌ام:از مصرف خوراکی‌های خاص قبل از خواب خودداری کنید.دخترم از کودکی هنوز هم به طور کامل &quot;تنقلات قبل از خواب&quot; را کنار نگذاشته است. اما فهمیدیم که باید مراقب انتخاب غذایی او قبل از خواب باشیم، زیرا بعضی از غذاها به عنوان محرک عمل می‌کنند و خوابیدن را دشوارتر می‌کنند، مثل شکلات ، خوراکی‌های شیرین و هر نوع غذا یا نوشیدنی حاوی کافئین زیاد در لیست &quot;ممنوعیت‌های غذایی&quot; قبل از خواب است. میان وعده‌هایی با قند پایین / پروتئین بالاتر مانند نان و کره طبیعی، مخلوط غلات و جو دسر با دارچین و بادام یا نان تست و کره بادام زمینی ، او را در طول شب سیر نگه می‌دارد و همچنین باعث بی‌خوابی‌اش نمی شوند.برای خود برنامه روتین قبل از خواب ایجاد کنید و به آن پایبند بمانید.من و دخترم هر شب قبل از خواب برنامه‌های مشابه را دنبال می کنیم (کارشناسان آن را &quot;بهداشت خواب&quot; می‌نامند) این برنامه شامل گرفتن دوش آب گرم، ماساژ لوسیون بدن با رایحه اسطوخودوس (آرامبخش)، یادداشت وقایع  روزانه، مراقبه ، دعا و سپس رفتن به تختخواب است. این روال به ذهن و بدن ما این پیغام را می‌دهد که زمان آن است که بدنمان را آرام کنیم و آماده خواب شویم.HSPها برای بازیابی و استراحت نیاز به زمان دارند و زمان خواب بهترین فرصت برای خلق یک برنامه برای تقویت ذهن است تا خوابیدن تسریع کند. هر شب در یک ساعت مشخص به رختخواب رفتن وصبح در یک ساعت مشخص بیدار شدن بسیار مهم است.برای خود محیطی آرام فراهم کنید.افراد بسیار حساس نسبت به سر و صدا و نور بیش از حد حساس اند و من متوجه شدم که این امر مخصوصاً هنگام خواب بیشتر است. هر شب قبل از رفتن به تخت همه چراغ‌ها و وسایلی پر سر و صدا را از خود دور می‌کنم. از نیم ساعت قبل از خواب به صفحه نمایش موبایل و تلویزیون نگاه نمی کنم. اتاق خواب من پناهگاه امن من بسیار حساس است که نباید با وسایل پر نور و پر سر و صدا پر شود. هدف من ایجاد فضای پر از آرامش در اتاق خوابم است تا راحت خوابیدن را آسان‌تر می‌کند.برای رسیدن به آرامش مرزگذاری کنید و به آنها پایبند باشید.یکی از بهترین ابزاری که در ایجاد و پایبندی به یک روال مناسب شبانه پیدا کرده‌ام ، مرزگذاری‌های شبانه است. در گذشته ، به محض اینکه به تختخواب می‌رفتم، در مورد لیست بی پایان کارهایی که انجام نداده ام، مانند لباس‌های کثیفی که باید شستشه می‌شدند یا فراموش کردن ارسال یک ایمیل خاص فکر می کردم (و بیش از حد فکر می کردم) یا شاید بچه‌هایم انتظار داشتند وظایف آنها را انجام دهم، شب را بیدار می‌ماندم تا همه کارها را برای دیگران انجام دهم. ولی …... نتیجه این می‌شد که من صبح روز بعد خسته و عصبی از خواب بیدار می‌شدم، در حالی که اعضای خانواده ام سرحال و پرانرژی بودند.(و ما HSP ها همینطوری هم به اندازه کافی ذهن‌مان بیش از حد برانگیخته هست). برای جلوگیری از احساس خشم نسبت به آنها، مرزهای شبانه تعیین کردم.برای سال‌های زیادی، ایده مرزها باعث اضطراب من شد ، خصوصاً به عنوان یک آدم بسیار حساس. &quot;مرزها&quot; به این معنی بود که باعث دلخوری دیگران بشوم.&quot;مرزها&quot; به معنای توانایی نه گفتن و قرار دادن نیازهای من قبل از نیازهای دیگران بود.حدس بزنید ؟ مرزها دقیقا به معنای همه آن موارد بود و همه آنها برای حمایت از سلامت روان ما (و کمک به ما برای استراحت شبانه) ضروری است.وقتی یک مرزگذاری محکم را شروع کردم و شب کارها را رها کردم، توانستم از لحاظ عاطفی از آنچه قرار بود انجام شود جدا شوممرزگذاری، نشانه پایان روز و برای من کلیدی بوده است. مدتی طول کشید، اما الان می توانم در پایان روز دست از کار بکشم و حواسم هست که هر کاری انجام نداده‌ام ، فردا صبح آنجا خواهد بود و انجامش خواهم داد.درمان فلج خوابدرمان فلج خواب شامل هدف قرار دادن هر شرایط زمینه‌ای است که ممکن است باعث تکرار فلج خواب شود. برخی از گزینه های درمانی عبارتند از:مراجعه به یک متخصص خواب برای تشخیص اختلالات احتمالی خواببهبود عادات خواب (مراکز کنترل و پیشگیری از بیماری ها (CDC) به بزرگسالان حداقل هفت ساعت خواب      شبانه توصیه می کند)پرهیز از خوابیدن به پشت (طاق باز)؛ سعی کنید به پهلو بخوابید یا با بالش های بیشتری که قسمت      بالاتنه را روی یک شیب قرار می دهید. اگر در خواب تمایل دارید به پشت خود بچرخید ، سعی کنید یک بالش پشت سر خود قرار دهید تا مانع چرخیدنتان شود.مصرف الکل را بخصوص قبل از خواب کاهش دهید.رسیدگی به بهبود بهداشت روان (مانند اضطراب) که می تواند بر الگوی خواب تأثیر بگذارد. شما می‌توانید،      درمانگرانی را پیدا کنید که HSP ها را درک کرده و به خوبی با آنها کار می کنند.در برخی موارد ، مصرف داروهای ضد افسردگی خاصی می‌تواند تجویز شوداگر دوره‌هایی از فلج خواب را تجربه می‌کنید ، بهتر است با پزشک خود مشورت کنید تا به این منظور یک برنامه درمانی راشروع کند.به عنوان HSP، مهم است که ما استراحت خود را در اولویت قرار دهیم و محیطی مفید برای دستیابی به خواب مطلوب ایجاد کنیم.نویسنده: رانیشا پرایسمترجم: پری ناز عبدالحسین زادهاز محتوایی که دارید می‌خوانید خوشتان  می‌آید؟ در انتشارات پناهگاه آدم‌های بسیار حساس مشترک شوید. هفته‌ای  دومقاله روزهای جمعه و  سه شنبه. از اینجا مشترک شوید.</description>
                <category>پری ناز عبدالحسین زاده</category>
                <author>پری ناز عبدالحسین زاده</author>
                <pubDate>Tue, 23 Feb 2021 17:47:11 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>وقتی بسیار حساس بودن خود را بپذیرید زندگی‌تان بهتر می‌شود</title>
                <link>https://virgool.io/hsp-sanctuary/%D9%88%D9%82%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B1-%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%B3-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D9%BE%D8%B0%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF-qlrlnybiqqhy</link>
                <description>برای شنیدن مقاله اینجا را کلیک کنید.قبل از اینکه بفهمم یک آدم بسیار حساس هستم، گویی اکثر مردم روی یک تسمه نقاله بودند و من روی دیگری و در جهت مخالف هم حرکت می کردیم.دوست دارم فکر کنم نسبت به خودم آگاه هستم، اما سالیان سال نشانه‌های حساس بودن را در خودم نادیده می‌گرفتم تا این‌که متوجه شدم من نه تنها حساس بلکه «بسیار حساس» هستم.قبل از اینکه بفهمم از اغلب آدم‌‌ها حساس‌ترم، احساس می‌کردم دنیا متعادل نیست و من با دیگران هیچ وجه اشتراکی ندارم. گویی اکثر مردم روی یک تسمه نقاله بودند و من روی دیگری، در جهت مخالف هم حرکت می کردیم. سعی کردم با آن‌ها همگام باشم و کارها را مثل آن‌ها انجام دهم اما فقط خسته و ناراضی می‌ماندم.برایم اعتراف به حساسیتم چالش بزرگی بود. احساس می کردم  مفاهیم منفی بسیاری در در رابطه با آدم بسیار حساس وجود دارد، بنابراین سال‌ها آن را کتمان کردم.من در خانواده ای از افراد حساس بزرگ شدم که به نظر می رسید حساسیت آنها انواع مشکلات را به همراه دارد. همه چیز روی آن‌ها تأثیر منفی می‌گذاشت. با این اوصاف چرا من بخواهم یکی از آن‌ها باشم؟به همین ترتیب، فرهنگ غربی ما این پیام را ترغیب می‌کند که مطمئن بودن، اعتماد به نفس داشتن و جسارت، برنده رقابت است. در اعماق وجودم احساس می‌کردم حساس بودن چیزی خلاف این ویژگی‌های طلایی‌ست و معنای آن شکنندگی، آسیب پذیری و حتی ناتوانی است.اما اشتباه می کردم. وقتی اعتراف کردم که یک ‌ادم بسیارحساس هستم ، همه چیز معنا پیدا کرد و فهمیدم تمام حساسیت‌هایم می‌تواند چه موهبت‌هایی برای زندگی من و جهان اطرافم به ارمغان بیاورد.حالا که از دریچه بسیارحساس بودن به چالش‌ها و موفقیت‌های شغلیم در گذشته نگاه می‌کنم، می‌فهمم که چرا با برخی از مشاغل پیوسته درگیر و در برخی دیگر سرآمد بودم. به عنوان مثال ، من فکر می کردم ضعیف هستم که نمی‌توانم در یک دفتر کار با فضای باز و همهمه مداوم افراد و حرف زدن اشان با هم، صدای پیوسته زنگ تلفن‌ کار کنم. اما ضعیف نبودم. فقط این عوامل بیرونی من بسیار حساس را بیش از حد تحریک می‌کرد.و در مقیاس بزرگ‌تر، حالا می‌فهمم که چرا  چیزها که برایم با  ارزش تر از بقیه است، چرا بعضی از محیط‌ها را نامتناسب می‌دانم و در نهایت، چرا اینطور هستم.این خصوصیات حساس همان چیزی است که تعامل من با جهان را بسیار سخت می‌کند و باعث می شود اکنون خصلت HSP خود را بپذیرم.بله، پذیرفتن حساسیت می‌تواند دلهره آور باشد و احتمالاً احساس آسیب پذیری خواهید کرد، اما اگر آن را بپذیرید مطمئنا مزایای شگفت انگیز آن بیشتر از ناراحتی اولیه است.زندگی‌تان چطور با پذیرش بسیار حساس بودن بهتر می‌شود۱. سرانجام با پذیرش نیازهای آدم بسیار حساس، به تعادل خواهید رسید.دستیابی به تعادل برای آدم بسیار حساس دشوار است. مثل من، شما هم ممکن است بخواهید تا آنجایی که می‌شود یاد بگیرید، هر کتابی را بخوانید، سفر کنید، ورزش کنید، دوستان خود را ببینید و لیست ادامه دارد.من بلاخره فهمیدم که طبیعت حساس من به این معنی است که اگر تعهدهای زیادی برای خودم ایجاد کنم (هرچقدر هم سرگرم کننده باشند) می توانند باعث خستگی و کلافگیم شود و از این که نمی توانم پا به پای دیگران پیش بروم آزرده خاطر شوم. آدم‌های بسیارحساس از نظر روحی و روانی مورد هجوم هیجانات قرار می‌گیرند، به همین دلیل مهم است که انتظارات خود را مدیریت کنند.کسانی که شخصیت حساس دارند معمولاً فشار زمان را بیشتر از سایرین احساس می کنند و از کارهای عجله ایی متنفرند. قرار ملاقات بعد از ظهر ممکن است به این معنی باشد که شما از صبح تمرکز کمتری روی کارهای روزتان داشته باشید و حتی نا آرام شوید.اما ما عاشق روتین روزانه خود هستیم. در یک روز شلوغ و پر از جلسات، نیم ساعت برای پیاده روی (یا چیزی که مرا از افکارم بیرون می‌کشد وبه لحظه حال آگاه می‌کند) به این معنی است که در پایان روز احساس خستگی کمتری می‌کنم.2. با یادگیری بهتر مدیریت خصوصیت بسیار حساس بودن، سطح انرژی شما افزایش می‌یابد.عمل به روشی در زندگی که با روح شما هماهنگ نباشد باعث تحلیل رفتن روح و روان‌ و همین‌طور کم شدن انرژی‌تان می شود. مخصوصا در آدم بسیار حساس. و چیزی که من یاد گرفته‌ام، این است که ما باید از انرژی خود محافظت کنیم، هیچ گاه عجله نکنیم و &quot;نه گفتن &quot;به بعضی چیزها را بیاموزیم.پذیرش طبیعت حساس ما به معنای افزایش انرژی ماست. مانند احساس سبکی که هنگامی که کت سنگین زمستانی‌مان را موقع ورود به اتاقی گرم و راحت در می‌آوریم. با این انرژی اضافی، احتمالاً از نظر عاطفی نیز احساس بهتری خواهید کرد.۳. سرانجام &quot;گروه خود&quot; را پیدا خواهید کرد ، کسانی که احساس عمیقی مانند شما دارند.دوستان بسیارحساس، آیا شما اغلب احساس کرده‌اید که واقعاً در جای درست نیستید؟ و این‌که با دیگران فرق دارید؟من با احساس متفاوت بودن بزرگ شدم، احساسات دیگران را جذب می‌کردم و در گروه‌های دوستانه متوجه کوچکترین تنش‌ها می‌شدم.همچنین نسبت به پچ پچ های سطحی که همه در اوایل ۲۰ سالگی با دوستانشان دارند بی‌علاقه بودم و به جای آن گفتگوهای عمیق‌تر و قابل تأمل را ترجیح می‌دادم.سال ها طول کشید تا دوستانی پیدا کردم که آن‌ها هم مثل من از دیدن رفتارهای ظالمانه افراد با حیوانات در شبکه‌های اجتماعی به گریه می‌افتادند و مانند من به عمق چیزهای اطراف آگاه بودند و نسبت به دیگران حساسیت بیشتری داشتند.اما وقتی آن‌ها را پیدا کردم، بلافاصله یک پیوند احساسی غیرقابل وصف بین‌مان برقرار شد.۴. ترغیب خواهید شد که درباره خودتان بیش‌تر بدانید.حالا که می دانم ماجراجویی در دنیای آدم‌های بسیار حساس به چه معناست، اهمیت به رفتن به اماکن، سفر به ناشناخته‌ها و یادگیری چیزهای جدید را بهتر می‌فهمم، درک می‌کنم که این‌ها برای زندگی خوب مهم است.دانستن آنچه که چه چیزی به ما انرژی می‌دهد و یا باعث تخلیه آن می‌شود ، برای داشتن یک زندگی هماهنگ حیاتی است.به تجربیات گذشته خود نگاه کنید: چه زمانی احساس خوشبختی و راحتی داشتید؟ چه چیزی جواب نداد و چه چیزی باعث شد شما حس ناخوشایند داشته باشید؟به محیط اطرافتان، دوستان ، سرگرمی‌ها ، شغل خود فکر کنید و از این اطلاعات به نفع خود فعلی و آینده خود استفاده کنید. اگر موارد خاصی روح حساس شما را تحت فشار قرار می‌دهد، به جای آن به فکر تمرکز روی چیزهایی باشید که باعث آرامش شما می‌شوند.۵. مثل یک ابرقدرت از داشتن ویژگی‌های بسیار حساس خود احساس غرور خواهید کرد.پذیرفتن ویژگی های حساس ما برای رضایت خاطر در این دنیای همیشه در حال تغییر بسیار مهم است. مطمئناً، این که ما آدم‌های بسیارحساس خیلی عمیق احساس می‌کنیم، گاهی اوقات می‌تواند یک چالش باشد، اما من ترجیح می دهم به آن به عنوان یک ابرنیرو نگاه کنم. مثلا، فکر می‌کردم همه موسیقی را همان‌طور که من تجربه می‌کنم تجربه می‌کنند. برای من موسیقی یک واکنش کامل بدنی است. و من از آن زمان متوجه شدم که آدم‌های بسیار حساس هنر را متفاوت از غیرحساس‌ها تجربه می‌کنند - ما از جزییات ظریف موسیقی و هنر لذت می ببریم که دیگران ممکن است حتی متوجه آن‌ها نشوند.من همچنین از حس‌های فوق العاده مخصوصا وقتی به آغوش طبیعت می روم ممنونم.من آرامش را در فضاهای ساکت ، مانند جنگل ها پیدا می کنم ، جایی که می توان حواس حساس من را تنها گذاشت و حیوانات را با خود برابر دید.در طبیعت بودن انرژی‌مان را بالا می‌برد و برایمان خوب است - باعث ترشح اندورفین که از هورمون‌های تقویت کننده سیستم ایمنی است می‌شود و ارتباط ما با جهان بیرون و دنیای درون‌مان را عمیق می‌کند.۶. نیازهای خود را بهتر می‌شناسید  و این ارتباط شما را با عزیزان‌تان عمیق می‌کند.حرف زدن درباره  بسیار حساس بودن با عزیزان می‌تواند کار دشواری باشد. وقتی شهامت انجام این کار را پیدا کردید، دیده می‌شوید و سرانجام می‌توانید برنیازهای خود را پافشاری کنید.این‌که برنامه ریزی کنید نیازهای خود چطور توضیح دهید به شما کمک می‌کند منظور خود را واضح بیان کنید. این در مورد رد کردن روش انجام کارها توسط شریک زندگی یا خانواده نیست ، بلکه اجازه دادن به آنها برای دیدن تفاوت های شما است.مثلا، می توانید به آن‌ها بگویید که چه چیزی باعث خوشحالی شما می‌شود – این‌که چگونه تماشای فیلم‌های ترسناک ممکن است برای شما مناسب نباشد و یا این‌که پس از یک روز طولانی به زمان بیشتری برای خود نیاز دارید.با شناخت نیازهای خود به عنوان یک آدم بسیار حساس، نه تنها خود را بهتر می شناسید، بلکه عزیزان‌تان نیز بیشتر با شما آشنا می‌شوند و این در درازمدت به نفع همه خواهد بود.7. باکیفیت بهتری زندگی کنید.کلمه «حقیقی» را دست کم نگیرید شاید معنی‌اش را وقتی درست بفهمیم که در هماهنگی با خود عمیق‌مان زندگی کنیم. وقتی که به صدای درونتان گوش بدهید و به آن احترام بگذارید همه چیز کمی آسان‌تر جریان می‌یابد.درابتدا متوجه تغییرات کوچک می‌شوید. شروع به دوری کردن یا به حداقل رساندن مواردی می کنید که برای شما مناسب نیستند، موقعیت‌هایی که با حساسیت بالای شما مطابقت ندارند. به عنوان مثال، قبلاً ممکن بود خود را تحت فشار قرار بدهید و پس از یک هفته کاری سخت به جایی شلوغ برای معاشرت بروید. حالا اما، انقدر قوی هستید که این موضوع را رها کنید و به جای آن یک بار در ماه قرار بگذارید.خلاصه تشخیص می‌دهید برای اینکه در جهت ارزش‌های حقیقی‌تان زندگی کنید چه چیزهایی ضروری است.نویسنده: کارن بریونی رزمترجم: پری ناز عبدالحسین زادهگوینده: پرنیان عزیزاز محتوایی که دارید می‌خوانید خوشتان می‌آید؟ در انتشارات پناهگاه آدم‌های بسیار حساس مشترک شوید. هفته‌ای دومقاله هر جمعه و هر سه شنبه. از اینجا مشترک شوید.</description>
                <category>پری ناز عبدالحسین زاده</category>
                <author>پری ناز عبدالحسین زاده</author>
                <pubDate>Mon, 25 Jan 2021 18:49:20 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آدم‌های بسیار حساس ارتباط خاصی با حیوانات دارند</title>
                <link>https://virgool.io/hsp-sanctuary/%D8%A2%D8%AF%D9%85-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B1-%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%B3-%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D8%B7-%D8%AE%D8%A7%D8%B5%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%AD%DB%8C%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%A7%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%86%D8%AF-yecaxax3uc0n</link>
                <description>آیا شما آن کسی هستید که نیازهای حیوانات را به خوبی می داند و وقتی دیگران  رهایشان می‌کنند سعی می کند  به آنها پناه می دهد؟ آیا وقتی رفتار بد دیگران با حیوانات را می‌بینید برانگیخته می‌شوید؟ اگر پاسخ‌تان مثبت است به احتمال زیاد شما یک آدم بسیار حساس(HSP) هستید.آدم‌های بسیار حساس با حیوانات ارتباط عمیقی دارند، انگار با آن‌ها نجوا می‌کنند و ارتباط با گونه دیگری از زندگی چه تجربه روحانی‌ست ودیدن دنیا از دید آن‌ها و لمس سهم زندگیشان از آنچه ما را احاطه کرده است. من معتقدم که دو مورد از زیباترین و ارزشمندترین ویژگی‌های آدم های بسیار حساس شفقت و پیوند ویژه‌شان با حیوانات است.ما به حلزون‌ها کمک می کنیم تا از جاده عبور کنند.من شخصاً با دو سگ که از پناهگاه نجاتشان داده‌ام زندگی می‌کنم. از آنجا که من یک HSP هستم ، این تعجب آور نیست. معمولا افراد با دیدن رفتار ما با حیوانات متعجب می‌شوند، اما ما کرم‌ها را دوباره به چمن‌ بر می‌گردانیم ، به حلزون‌ها کمک می‌کنیم از جاده عبور کنند، زیبایی پرندگان و پروانه‌ها به شدت تحت تأثیر قرارمان می‌دهد و البته ما با حیوانات خانگی‌مان به گونه‌ای صحبت می‌کنیم که گویی آن‌ها انسان هستند.وقتی بزرگ‌تر شدم متوجه روحیه و علاقه خود به داشتن حیوان خانگی شدم. اگر یکی از آن‌ها حال خوبی نداشت ، نیمه شب بیدار می‌شدم، گاهی حتی در خواب می‌توانستم بیماری و بدحالی آن‌ها را حس کنم. وقتی فهمیدم که همه مثل من نمی‌توانند حیوانات خانگی خود را درک کنند متعجب شدم. نمی‌دانستم این توانایی یکی از مواهب بسیار حساس بودن است.آدم بسیار حساس چگونه این کار را انجام می دهد؟ ما نسبت به همه محرک های خارجی بسیار حساس هستیم. این باعث می شود ما در درک و تفسیر نشانه‌های غیر کلامی، مانند زبان بدن، عالی عمل کنیم. ما به راحتی انرژی &quot; موجودات زنده و مکان‌ها را می گیریم. بله ، بسیار حساس بودن واقعاً یک قدرت فوق العاده است!ما &quot;باید&quot; به حیوانات مضطرب کمک کنیم.وقتی احساس کنیم موجود زنده ای تحت فشار قرار دارد. می‌خواهیم و انگار موظف‌ایم که حتما به او کمک کنیم چرا که می‌توانیم تغییر ایجاد کنیم.همانطور که دکتر الین آرون ، نویسنده کتاب &quot;آدم بسیار حساس&quot; می نویسد ، &quot;از آنجا که ما متوجه نشانه‌های نامحسوسی که دیگران از خود بروز می‌دهند می‌شویم، آن‌ها را بهتر از دیگران درک می‌کنیم و این ما را در موقعیت منحصر به فردی برای کمک به آن‌ها قرار می‌دهد.&quot;درحالی که درک احساسات حیوانات شامل اضطراب می‌تواند برای ما دردناک باشد نباید مثل یک بار احساسی شدید به این ارتباط نگاه کرد بلکه همانطور که دکتر آرون معتقد است ما باید متوجه باشیم ارتباط نزدیک‌مان با آن‌ها در واقع منبعی لذت و افتخار است.چرا ارتباط ما با حیوانات بسیار ارزشمند است؟ارتباط عمیق ما با حیوانات نه فقط به عنوان یک نیروی فرابشری باارزش است بلکه مزایای بسیار دیگری هم دارد که اینجا به هفت مورد آن اشاره می‌کنیم.۱. همراهی بدون دغدغهتعاملات اجتماعی می‌تواند برای آدم‌های بسیار حساس خیلی فرسایشی باشد. ما به راحتی تحریک می‌شویم و نسبت به مکالمات بی‌اهمیت یا منفی آلرژی داریم. درحالی که در کنار حیوانات می‌توانیم از مزایای معاشرت بدون دیالوگ‌های کوتاه و سطحی و دروغ‌های مصلحتی  لذت ببریم.حیوانات ما را همان‌گونه که هستیم می‌پذیرند. آن‌ها حساسیت‌های ما را درک می‌کنند و حتی قدردان آن‌ها هم هستند. درست مثل ما آن‌ها حس می‌کنند چه موقع افراد صادق نیستند و در برابر تحریک‌های زیاد محیط برآشفته می شوند.در کنار حیوانات ما می‌توانیم با خیال راحت خودمان باشیم و درحالی که آدم‌ها باعث نشت انرژی ما می‌شوند حیوانات به بازگشت انرژی ما کمک می کنند.۲. حیوانات آموزگارانی فوق العاده هستند.عشق بی‌قید و شرط، اصالت، لذت ناب، چیزهای زیادی وجود دارد که می‌توانیم از حیوانات یاد بگیریم وHSP ها در گوش سپردن به این‌ها باز هستند.حیوانات به افرادی که در یادگیری مقاومت نمی کنند سخاوتمندانه می آموزند. هرچه بیشتر گوش کردن بیاموزیم، بهتر می شنویم.دکتر آرون می‌نویسد: &quot;اگر وقت خود را برای مشاهده و برقراری ارتباط اختصاص دهید، حساسیت شما در این حوزه مهم بیشتر می‌شود.&quot;حیوانات چیزهایی را که نمی‌توانند تغییر دهند می‌پذیرند و به طرز شگفت انگیزی انعطاف پذیر هستند. آن ها خودشان را درگیر این سوال فرسایشی که قرار است چه اتفاقی بیافتد نمی‌کنند. به گذشته نمی‌پردازند و خود را نگران آینده نمی‌کنند. آن‌ها به ما می‌آموزند که در زمان حال زندگی کنیم. برای آدم‌های بسیار حساس، که ممکن است بیش از حد فکر کنند یا به راحتی مضطرب شوند ، این یک درس ارزشمند است.۳. پیوند ما با حیوانات به ما امکان می‌دهد جهان را از دیدگاهی متفاوت تجربه کنیم.به لطف همدلی بسیار بالا، ما آدم های بسیار حساس به راحتی می‌توانیم جهان را از دید حیوانات ببینیم. هرچه بیش‌تر درباره چگونگی مشاهده حیوانات از دنیا بیاموزیم ، &quot;درهای ادراک&quot; بیشتری را به روی خود باز می‌کنیم.دنیا از دید یک گربه یا اسب یا یک زنبور چگونه است؟ با در نظر گرفتن این دیدگاه‌های کاملاً متفاوت، ما ذهن خود را باز می‌کنیم. با در نظر گرفتن دیدگاه حیوانات، ما ذهن‌ آگاهی را تمرین می‌کنیم ، که باعث ا آرامش روح‌مان می‌شود.در عین حال، این ذهن آگاهی به ما کمک می‌کند تا صبر و رهبری دلسوزانه را تمرین کنیم. هر دو ویژگی سرمایه بزرگی برای رشد شخصی و شغلی ما هستند.۴. فرصت‌های شغلی را برایمان فراهم می‌کند.گرچه همه مشاغل مرتبط با حیوانات برایHSP ها مناسب نیستند (به عنوان مثال دامپزشکان ، با موقعیت های بسیار غم انگیزی روبرو می‌شوند) ، پیوند عمیق ما با حیوانات بسیاری از فرصت‌های شغلی را ایجاد می‌کند ، مانند رفتاردرمانگر حیوانات، مربی سگ یا حتی دیگر حیوان خانگی. آدم‌های بسیار حساس در مشاغل و مشاغلی از این قبیل سرآمد هستند، زیرا درک ما از حیوانات و توانایی ما در برقراری ارتباط با آن‌ها در سطح عمیق‌تر می‌تواند ما را به یکی از بهترین‌ها در زمینه کاری خود تبدیل کند.۵. می‌تواند به یک سبک زندگی سالم منجر شود.فواید گذراندن اوقات در طبیعت و بودن در کنار حیوانات برای سلامتی کاملاً مشخص است. گردش همراه با سگ‌مان ، اسب سواری یا تماشای پرندگان، زمان سپری شده در طبیعت، اضافه بار حسی ، استرس و اضطراب را که آدم‌های بسیار حساس معمولاً تجربه می کنند برطرف می‌کند. علاوه بر این، خویشاوندی ما با حیوانات ممکن است منجر به انتخاب رژیم‌های غذایی سالم‌تری شود ، زیرا ممکن است احساس کنیم که از همراهان پشمالوی خود الهام گرفته‌ایم که از محصولات حیوانی کارخانه اجتناب کرده یا خوردن گوشت را کاملاً کنار بگذاریم.۶. حیوانات در طبیعت به چشممان می‌آیندحساس بودن به حیوانات به این معنی است که ما بیش از افراد دیگر به آن‌ها توجه می‌کنیم. من اخیرا دوباره شروع به عکاسی کردم و علاقه من به حیوانات باعث خلق آثار بهتری برای من شده. دیگران ممکن است از کنار قورباغه‌ای ریز در چمن ها رد شوند یا سنجاقک آبی نفتی را روی گل صورتی نرم نبینند، اما ما آن ها را می‌بینیم! به عنوان یک امتیاز ویژه بسیاری از حیوانات عشق و علاقه ما نسبت به خودشان را می فهمند و به ما اجازه می دهند که خیلی به آن ها نزدیک شویم. واین مثل معجزه است.۷.  می‌توانیم برای حیوانات و سیاره خود تغییرات خوبی ایجاد کنیم.آدم‌های بسیار حساس می‌توانند صدای حیوانات و کره زمین باشند. برایHSP ها، که همیشه به دنبال فعالیت‌های معنی‌ دار هستند، ارتباط ما با حیوانات و درک آن‌ها فرصتی برای اینکه سفیر آنها باشیم و در دنیا تغییر ایجاد کنیم.نویسنده: ناتالیا لوسینسکیمترجم: پری‌ناز عبدالحسین زادهاز محتوایی که دارید می‌خوانید خوشتان می‌آید؟ در انتشارات پناهگاه آدم‌های بسیار حساس مشترک شوید. هفته‌ای یک مقاله هر سه شنبه. از اینجا مشترک شوید.</description>
                <category>پری ناز عبدالحسین زاده</category>
                <author>پری ناز عبدالحسین زاده</author>
                <pubDate>Mon, 11 Jan 2021 21:05:53 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چطور نوشتن روزانه به من بسیار حساس کمک می‌کند؟</title>
                <link>https://virgool.io/hsp-sanctuary/%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D9%86-%D8%A8%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B1-%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%B3-%DA%A9%D9%85%DA%A9-%D9%85%DB%8C%DA%A9%D9%86%D8%AF-ojjfpavmo6uq</link>
                <description>برای شنیدین این مقاله باصدای زهره ارجمندی عزیز لطفا روی لینک زیر کلیک کنید:برای شنیدن این مقاله اینجا را کلیک کنید.https://soundcloud.com/hsp-sanctuary/journalیادداشت برداری روزانه نه تنها می‌تواند در پردازش احساسات پیچیده موثر باشد، بلکه می‌تواند به شما کمک کند تا لحظات خوب بیش‌تری را ثبت کنید و از آن‌ها لذت بیش‌تری ببرید.ثبت وقایع روزانه برای همه مفید است به خصوص برای آدم‌های بسیار حساس (HSPها)من یک HSP هستم که حواسم مدام در حال اضافه کاریست.خیلی زیاد با مردم همدردی می‌کنم (به همان اندازه که شادی آن‌ها شادی من است، درد آن‌ها نیز درد من است)، من نسبت به محرک‌های اطرافم خیلی حساسم.( می‌شه لطفا یکم نور اینجا را کم‌تر کنی؟) و با هر چیز کوچکی اشکم در می‌آد، مثل وقتی نوجوانی در خیابان در حمل  کیسه‌های خرید یک خانم مسن کمک می‌کند.با این اوصاف من خیلی بیش‌تر از آنچه شما فکر می‌کنید به هم می‌ریزم.اما به لطف درمانگرم متوجه شدم که  یادداشت‌های روزانه می‌تواند به آدم بسیار حساس در پردازش احساساتش کمک زیادی کند (و صادقانه بگویم، هزینه آن بسیار کم‌تر، و در عین حال یک مکمل خوب برای درمان است!).خانم دکتر آنی سوی ، روانشناس بالینی متخصص رابطه درمانی و بنیانگذار مرکز روانشناختی Hope &amp; Sage می گوید.&quot;نه تنها یادداشت برداری می‌تواند به شما در پردازش احساسات سخت، مانند استرس، اضطراب، غم و عصبانیت کمک کند، بلکه هم‌چنین می‌تواند به ما کمک کند احساسات مثبت مانند شادی، رضایت و شکرگذاری را ثبت کنیم.تحقیقات همچنین نشان می‌دهد که فواید زیادی در یادداشت برداری وجود دارد، خواه در تلاش برای بهبودی از یک جدایی، از دست دادن شغل، اضطراب، افسردگی و تروما باشید، یا بخواهید به سادگی سلامت روان و وضعیت خود را هفته به هفته یا ماه به ماه پیگیری کنید.و شواهد علمی نشان داده است که از آنجا که نوشتن، یک فعالیت مخصوص نیمکره چپ مغز است (تحلیلی و عقلانی). نیمکره راست مغز، شما را در ایجاد شهود و احساس آزاد می گذارد.دکتر سوی می گوید: &quot;افراد بسیار حساس اغلب خود بازتاب دهنده و شهودی هستند.&quot;. شیوه‌هایی مانند نوشتن یک روش عالی برای کاهش سرعت HSPها و بازیابی‌شان‌ست و همچنین می‌تواند از آن‌ها در برابر تحریک بیش از حد محافظت کند.من یک آدم بسیار حساس هستم ، یادداشت برداری راهی عالی برای من بوده است تا بتوانم فضایی پیدا کنم تا با خودم خلوت کنم، افکار و احساساتم را پردازش کنم و ارزش‌ها و اهدافم را به خودم یادآوری کنم.مزیت‌های یادداشت برداری روزانه در زندگی...نوشتن روزانه می تواند به شما کمک کند که:۱. استرس را کاهش دهید.۲. اضطراب و افسردگی‌ را مدیریت کنید.۳.الگوهای احساسات و رفتارها را بشناسید.۴. مشکلاتتان را حل کنید.۵. خودتان را بهتر بشناسید.۶. احساساتی را که نسبت به خود دارید پردازش کنید.۷. احساساتی را که درباره دیگران دارید پردازش کنید.البته مزایای روزنوشت فقط به همین‌جا ختم نمی‌شود.دکتر سوی می گوید: &quot;یادداشت برداری به ما کمک می‌کند تا احساسات خود را بشناسیم وبرایشان نامی بیابیم. وقتی بتوانیم احساسمان را نامگذاری کنیم، احساسات سخت و شدید رام می‌شوند&quot;. او ادامه می‌دهد:ٖ&quot; به عنوان مثال وقتی شما با اضطراب مزمن درگیرید، نوشتن می تواند به شما کمک کند تا این نگرانی را بروز داده و بهتر با آن کنار بیایید. &quot;.از طرفی او می گوید: &quot;نوشتن روزانه همچنین هنگامی که با نگرانی های عملی روبرو هستید می تواند به شما کمک کند. روزانه نویسی می تواند یک روش خوب برای شناخت بهتر نگرانی اصلی است و  می‌تواند فضایی ایجاد کند تا فکرمان را جمع کنیم و راه حل‌ها را بیابیم. علاوه بر همه این‌ها نوشتن روزانه برای ثبت اتفاقات مثبت و آنچه برای شما قدردانی و شادی به ارمغان می‌آورد ، فوق‌العاده است.&quot;و البته این کار آسان‌تر از آن چیزی است که فکر می‌کنیدچگونه می توانم دفتر یادداشت روزانه تهیه کنم و چطور بنویسم؟با استفاده از فناوری ، یادداشت روزانه این روزها آسانتر از هر زمان دیگر است.می توانید برای این کار از...دفترهای قدیمیدفترهای خاطره نویسیبرنامه‌های یادداشت نویسی روی گوشی موبایل یا کامپیوترصفحه‌های مخصوص یادداشت روی گوگل و سایر سایت‌هااستفاده کنید.دکتر سوی می گوید: &quot; شیوه مشخصی برای این کار وجود ندارد و چه بهتر که هر آدم بسیار حساسی به روش دلخواه  خودش یادداشت برداری کند. شما باید با روش مورد علاقه خود شروع کنید تا ببینید بهترین راه برای شروع چیست و اگر متوجه مشکلات یا موانعی برای نوشتن روزانه به آن شیوه شدید همیشه می‌توانید روش دیگری را انتخاب کنید. برای مثال، برخی از افراد ممکن است نوشتن روی کاغذ را ترجیح بدهند در حالی که دیگران ترجیح می دهند وقایع روز خود را در کامپیوتر یا گوشی موبایل خود تایپ کنند. من فکر می کنم خوب است که انعطاف پذیر باشید تا آنچه برایتان بهتر و کاربردی‌تر است را پیدا کنید.&quot;.در مورد اینکه چه بنویسید، می توانید دسته های مختلفی را در هر صفحه تنظیم کنید:وضعیت روان (حال و حوصله)وعده‌های غذاییخوابدر مورد روز خود (و حتی اگر روز بدی دارید، خوب است برخی از نکات مثبت را نیز در آنجا بیاورید؛ شکرگزاری هر روز باعث تقویت روحیه می‌شود)و اگر با درمانگر کار می‌کنید، حتما از او بخواهید به شما کمک کند تا یادداشت برداری را به نحوی انجام دهید که بیش‌تر به نفع شما باشد.چگونه می توان روند احساسی خود را از طریق نوشتن روزانه پیگیری کرد؟وقتی بعد از یک یا دو ماه نگاهی به صفحات قدیمی بیندازید احتمالاً خواهید دید که چقدر پیش رفته‌اید.در واقع، دکتر سوی می گوید که نگاه کردن به دفترچه خاطرات شما به صورت هفتگی یا ماهانه می‌تواند تفاوت واقعی ایجاد کند. مرور گاه به گاه روزنوشت‌ها می‌تواند به شما کمک کند آنچه در افکار و احساسات‌تان است را تشخیص دهید و همچنین آنچه آموخته‌اید و یا چالش‌هایی را که بر آن‌ها غلبه کرده‌اید یادآوری می‌کند. در بررسی آنچه نوشته‌اید می‌توانید به این فکر کنید که احساساتی که تجربه کرده‌اید ممکن است نشانه‌ای از نیازهای شما باشد و چگونه می‌توانید آن‌ها را برآورده کنید. &quot;اگر ماهانه یک بار یادداشت‌های خود را مرور کنید- مثلاً در پایان ماه – می‌ببینید که چه الگوهایی ظاهر می‌شوند و چه عواملی باعث بهم خوردن آن‌ها می‌شود:آیا وقتی ساعت‌هاست غذا نخورده‌اید و احساس گرسنگی دارید، بیش‌تر گریه می‌کنید؟آیا اخیراً در مقایسه با اوایل ماه (یا اوایل سال) درمورد چیزهای شادتر یادداشت کرده اید؟آفرین طبق یادداشت‌هایتان، شما هفته گذشته اصلاً به پارتنر سابق‌تان پیام ندادید!یادداشت برداری به وقت خیلی زیادی نیاز ندارد.اگر می‌گویید: &quot;من وقت ندارم بنویسم ...&quot;، درست نیست!ثابت شده است که فقط ۵ دقیقه در روز یادداشت روزانه کمک می‌کند تا احساسات خود را پردازش کنید، عمیق‌تر با خود ارتباط برقرار کنید و از منظر جدیدی مسائل را ببینید.دکتر سوی معتقد است که لازم نیست نوشتن روزانه طولانی باشد. او می گوید: &quot;حتی فقط چند دقیقه نوشتن برخی بازتاب‌ها، افکار و احساسات در روز می‌تواند به شما احساس آرامش بدهد و حالتان را خوب کند.&quot; آرامش و حال خوب دنبال همین هستیم، نه؟نویسنده: ناتالیا لوسینسکیمترجم: پری‌ناز عبدالحسین زاده گوینده:زهره ارجمندیاز محتوایی که دارید می‌خوانید خوشتان می‌آید؟ در انتشارات پناهگاه آدم‌های بسیار حساس مشترک شوید. هفته‌ای یک مقاله هر سه شنبه. از اینجا مشترک شوید.</description>
                <category>پری ناز عبدالحسین زاده</category>
                <author>پری ناز عبدالحسین زاده</author>
                <pubDate>Tue, 29 Dec 2020 18:00:03 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چه چیزهایی فقط برای آدم‌های بسیار حساس غیر عادی و عجیب است؟</title>
                <link>https://virgool.io/hsp-sanctuary/%DA%86%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%81%D9%82%D8%B7-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A2%D8%AF%D9%85%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B1-%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%B3-%D8%BA%DB%8C%D8%B1-%D8%B9%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D9%88-%D8%B9%D8%AC%DB%8C%D8%A8-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-q5kvvwztygce</link>
                <description>بعضی رفتارها که برای همه افراد عادی است برای افراد بسیار حساس عجیب و ناراحت کننده و حتی کاملا گیج کننده است.آن زمان ها برای تماشای فیلم که به سینما می رفتم وقتی در فیلم صحنه تیر اندازی داشت گوش هایم را می پوشاندم تا مانع از شنیدن صدای بلند تیر اندازی که از بلند گوها پخش می شد بشوم. همه در اطرافم من را با چنان تعجبی می نگریستند. با خودم فکر می کردم چطور ممکن است کسی از این فیلم های خشن لذت ببرد؟ یا شاید من خیلی عجیبم...سال ها بعد متوجه شدم که من اصلا عجیب نیستم. من فقط یک HSP هستم. کسی که نسبت به محرک های خارجی بسیار حساس است، احساسات دیگران را طوری جذب می کند که انگار آنها دقیقا احساس خودش هستند. کسی که نسبت به فیلم های خشن ( و اصولا همه نوع خشونتی) حساس است. از آنجا که من احساسات را به شدت حس می کنم و اطلاعات را عمیقاً پردازش می کنم، چیزهای &quot;جزیی&quot; که ممکن است بر آدم های غیر حساس هیچ تأثیری نگذارد می توانند واقعاً من را به هم بریزد.بنابراین واکنش من نسبت به چیزها - مانند آن شلیک های گلوله در فیلم - می تواند با یک آدم غیر حساس تفاوت زیادی داشته باشد.فهرستی از این موارد که خیلی بر من تاثیر می گذارد تهیه کردم که در زیر به آنها اشاره می کنم. اگر شما هم در این موارد حساس هستید شاید یک آدم بسیار حساس باشید.۱. گفتگوهای بی محتوا (مثل حرف زدن در مورد آب و هوا)از آنجا که اکثر افراد بسیار حساس درونگرا هستند (۷۰ درصد) وقتی ما با دوستانمان گفتگو می کنیم واقعا می خواهیم که با آنها صحبت کنیم. بنابراین اصلا درک نمی کنم که کسی از گفتگوهای کوتاه مثلا در مورد آب و هوا لذت ببرد. من در درک موضوع مشکل دارم و ترجیح می دهم در مورد موضوعات عمیق تری صحبت کنم ، و فکر می کنم این باعث می شود که دوستی های عمیق تری را نیز بطلبم . به علاوه در مورد موضوعاتی که درموردشان علاقه مند نیستم نمی توانم تظاهر کنم :مثلا حرف زدن در مورد اینکه چقدر هوا امروز بد است و یا شایعات جدید در مورد افراد مشهور و گفتگو در این باره را دوست ندارم. در عوض، می خواهم بدانم که شما به چه چیز علاقه مند هستید. چه چیزی باعث می شود صبح بخواهید بیدار شوید؟ چه چیزی باعث می شود شما احساس زنده بودن کنید؟۲. نه به هرگونه خشونت حتی به خشونت ساختگی.البته هیچ کس دوست ندارد که شاهد واقعی خشونت یا بی رحمی باشد. اما برای ما آدم های بسیار حساس واقعا سخت و سنگین است. من هیچ وقت از تماشای فیلم های حاوی صحنه های خشنونت بار و قتل و جنایت لذت نبردم.این به این دلیل است که من فقط آنچه در فیلم اتفاق می افتد را تماشا نمی کنم، بلکه آن‌ها احساس می کنم.و حتی بعد از پایان فیلم احساسات با من باقی می مانند. من نمی توانم فقط مثل دیگران سر تکان دهم.و خشونت حضوری حتی خیلی بدتر و بیشتر مرا می آزارد. حتی در دوران کودکی تحمل تماشای افرادی را نداشتم که به حیوانات آسیب می رسانند یا آنها را رها می کنند.به معنای واقعی کلمه احساس درد آنها را مثل اینکه درون خود من باشد احساس می کنم (و سپس می خواهم آنها را به خانه ببرم و از آنها مراقبت کنم). از آنجایی که افراد بسیار حساس خیلی همدل هستند. نمی‌توانند در مورد آسیب دیدن افراد بی تفاوت باشند.۳. هرکس با رگه‌های خباثت! حتی اگر بدجنسی‌اش متوجه من نباشد.من از اینکه کسی دیگران را مورد آزار و اذیت قرار دهد یا دیگران را مسخره کند و از آنها بدگویی کند متنفرم.جدا از اینکه نمی فهمم چرا کسی باید دنبال تخریب شخصیت دیگری یا ناراحت کردنش باشد به عنوان یک آدم بسیار حساس واقعا از جریحه دار شدن احساس دیگران متنفرم و حتی فکر کردن به آن هم برایم تپش قلب به همراه می آورد.برای من حتی نه گفتن به دیگران هم راحت نیست. همیشه هرکاری انجام می دهم برای خوشنود کردن دیگران. تحقیقات نشان می دهد که افراد بسیار حساس معمولا افرادی هستند که مشکل خشنود کردن دیگران حتی به قیمت آسیب دیدن خود را دارند.بنابراین اگرچه من سعی می کنم خیلی کمتر خود را در مسیر دیگران قرار دهم اما باز هم تعیین مرزهای سالم برایم سخت است. سعی می کنم تمام توانم را برای کمک به مردم و جلوگیری از صدمه زدن به احساسات اشان انجام دهم.۴. &quot;محبوبیت&quot; یا مشهور بودن در برابر داشتن روابط دوستانه عمیق تر.قبلا که دبیرستان می رفتم. اینجوری بود که بچه ها دوست داشتن حسابی محبوب باشن و دوستان خیلی زیادی دور و برشون داشته باشن.اما بسیاری از این افراد برای دوست یابی وانمود می کردند کسی هستند که واقعا نبودند. از نظر فکری به نظر شما این کار فرسایشی نیست که نقشی را بازی کنید که نیستید؟هرگز نمی توانستم آن را درک کنم. فکر می کنم دوستی هایی که کاملاً واقعی هستند بهترین دوستانه ها هستند.همیشه از این لذت می برم که اطرافم آدمهایی باشند که اگر چه تعدادشان محدود اما کاملا واقعی و نزدیک به هم باشیم. این دوستان، من و حساسیت هایم را درک می کنند. و اگر در آخر هفته ترجیح دهم به جای حضور در مکان های پر سر و صدا با آرامش به کارهای شخصی ام برسم مشکلی ندارند. از آنجا که ما ارتباطی نزدیک و صمیمی با هم داریم، می توانیم در مورد هرچیز و همه چیز با هم به گفتگو بپردازیم.۵. رفتن به مکان های پر سر و صدا و شلوغ؟ نه ممنون.شما را نمی دانم اما یک آدم بسیار حساس در مکان های شلوغ و پر سر و صدا کاملا از دست می رود. این مکان می تواند کنسرت یا کلاب های شبانه یا حتی مرکز خرید های شلوغ باشد. مهم نیست. اما هنگامی که شما افراد زیادی را با نورپردازی دیوانه وار ترکیب می کنید ، مغز بسیار حساس من برای پردازش همزمان بسیاری از اطلاعات تلاش می کند.این محیط ها می تواند باعث سرگیجه، ناراحتی و احساس شدید و ناخوشایند در من شود.اگر این مکان ها موزیک بلند یا سر و صدای زیاد هم داشته باشند اوضاع به مراتب بدتر می شود. سیستم عصبی من دچار به هم ریختگی می شود و حتی ممکن است دیگر نتوانم هیچ کاری انجام دهم و نتوانم ذهنم را برای فکر کردن و تصمیم گیری جمع کنم.بنابراین ، تحریک بیش از حد؟ نه ممنون. من کافه های ساکت و آرام را ترجیح می دهم که بتوانم آرام و واضح فکر کنم. و همچنین فضای شخصی ، لطفا!۶. انتقاد سازنده؟ رد می کنم!اگر واقعا انتقاد سازنده باشد و از روی خوش قلبی ادا شود من می پذیرم. اما اغلب مردم چیزی را سازنده می نامند که من به عنوان یک آدم بسیار حساس به خوبی تشخیص می دهم که پشت کلام‌شان احساس منفی داشتند و تا مدت ها بارها و بارها آن گفتگو را مرور می کنم.از آنجا که ما آدم‌های بسیار حساس نسبت به افراد غیر حساس تمایل زیادی به پردازش انواع محرک ها داریم، زمان خیلی زیادی طول می کشد تا بعد از انتقاد دوباره بازیابی شویم. آنها ممکن است بعد از چند دقیقه انتقادی که بهشان شده را فراموش کنند. در مورد افراد بسیار حساس اگر چه خودشان به ندرت انتقاد می کنند اما در این مواقع هم آسیب جبران ناپذیری می بینند.این معمولا به این دلیل است که ما منتقد پر و پا قرص خودمان هستیم. بنابراین گرفتن بازخورد منفی بیشتر از دیگران باعث می شود احساس کنیم بسیار ناشایست هستیم و دنیا برایمان به آخر برسد.۷. افرادی که به نظر می رسد هرگز تحت فشار نیستند.همه ما افرادی را می شناسیم که به نظر می رسد هر کاری که سر راهشان قرار می گیرد &quot;فقط اداره&quot; می کنند و هیچ مشکلی ندارند . به نظر نمی رسد هیچ چیز آنها را نگران کند و به آنها استرس دهد. اینها واقعا من را متعجب می کنند.از طرف دیگر، من نگران کوچکترین چیزها مثل دیر رسیدن به جلسه یا نداشتن وقت کافی در فرودگاه درست قبل از پرواز هستم، احتمالاً به این دلیل که HSP ها از احساس مشغله و عجله بیزارند. از طرف دیگر آن‌ها که خونسرد هستند همیشه فکر می کنند بی‌خیال حتما به موقع می رسم.درمورد یک آدم بسیار حساس حساسیت شدیدتر به این معناست که در موقعیت های خاص مانند مواقعی که وقت برای انجام کار تنگ است و یا موقعی که در کنار افرادی استرسی قرار می گیریم استرس بیشتری را تجربه می‌کنیم. از آنجا که احساسات و انرژی دیگران را جذب می کنیم ، اگر آنها استرس داشته باشند، یعنی که ما فوق العاده استرس داریم.بنابراین وقتی به افرادی بر می خورم که هفت روز هفته را بدون اینکه کمترین احساس استرس را داشته باشند سپری می کنند از خودم می پرسم چطور ممکن است؟۸. افرادی که نگران محیط زیست نیستند.افرادی که نسبت به محیط اطراف و زمین خود احساس مسئولیت نمی کنند مرا به عنوان یک آدم بسیار حساس آزار می دهند، خصوصاً در زمانی که بیش از هر زمان دیگری باید از اقدامات محیطی خود آگاه باشیم.طبیعت شگفت آور است و افراد بسیار حساس به آن پناه می برند ، بنابراین همه ما باید برای حفظ کره زمین تمام تلاش خود را انجام دهیم.بنابراین دیدن کسانی که به طور سرسری ته سیگار یا بطری های پلاستیکی خود را روی زمین می اندازند یا نسبت به مشکل آلودگی هوا را بی تفاوت اند ، واقعاً برایم عذاب آور است.۹. خواندن و تماشای بیش از حد اخبار.مطمئناً، مهم است که بدانید در جهان چه می گذرد. اما فکر می کنم خواندن - و تماشای بسیار زیاد اخبار می تواند بیش از فایده،آسیب برساند.امروزه آسیب خواندن خبرهای آنلاین امری شایع است: برخی از افراد نمی توانند حجم زیادی خبر بد دریافت کنند و تحقیقات نشان می دهد که این تأثیر منفی بر سلامت روان ما دارد.در مورد شما، همکار غیرحساسم نمی دانم ، اما شنیدن اخبار فراوان در مورد بلایای طبیعی ، جنایات ، و مرگ می تواند احساس افسردگی و اضطراب در من ایجاد کند. از آنجا که ما همه چیز را به راحتی جذب می کنیم ، معتقدم بهتر است مدتی همه منابع خبری را خاموش کنیم.۱۰. افرادی که در واقع می توانند با کم خوابی کار کنند.یک چیز که بسیاری از HSP ها به آن نیاز دارند خواب است و به نظر می رسد که روح حساس ما را دوباره برای بازگشت به جدال زندگی آماده می کند و این یک درمان ایده آل پس از یک روز پرتنش است.برای من، یک شب کم خوابی یا بی خوابی به معنای آن است که فردای آن روز کاملاً آشفته و خسته خواهم شد. بعلاوه، مغز من قادر به تمرکز دقیق نخواهد بود و سیستم گوارشی من &quot;نابود&quot; خواهد شد.دیدن اینکه مردم پس از یک شب بی خوابی به محل کار خود می روند و همچنان &quot;متمرکز&quot; هستند تا وظایف خود را به اتمام برسانند ، مرا متعجب می کند.چگونه این کار را می کنند؟! در حقیقت، فقط فکر کردن در موردش باعث می شود که همین حالا بخوام چرت بزنم ...نویسنده: نیکل بابتیستامترجم: پری ناز عبدالحسین زادهاز محتوایی که دارید می‌خوانید خوشتان می‌آید؟ در انتشارات پناهگاه آدم‌های بسیار حساس مشترک شوید. هفته‌ای یک مقاله هر سه شنبه. از اینجا مشترک شوید.</description>
                <category>پری ناز عبدالحسین زاده</category>
                <author>پری ناز عبدالحسین زاده</author>
                <pubDate>Tue, 08 Dec 2020 11:13:02 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چطور سندروم خود ویرانگری در آدم‌های بسیار حساس را تشخیص دهیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/hsp-sanctuary/%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D8%B3%D9%86%D8%AF%D8%B1%D9%88%D9%85-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D9%88%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DA%AF%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D8%AF%D9%85%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B1-%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%B3-%D8%B1%D8%A7-%D8%AA%D8%B4%D8%AE%DB%8C%D8%B5-%D8%AF%D9%87%DB%8C%D9%85-aic16bwphkrq</link>
                <description>سندرم ایمپاستر   syndrome  Impostor(احساس ناکافی بودن) یک اصطلاح روانشناختی است که به طور کلی با افراد با موفقیت بالا مرتبط است. ممکن است اولین چیزی که از یک وکیل توانمند یا کارگزار موفق بورس اوراق بهادار در ذهن شما می آید این باشد. از شما می خواهم که ببینید چند نفر آدم بسیار حساس می شناسید که با وجدان و توجه به جزیئات و با کیفیت بسیار بالا به کارخود می پردازند؟ چند نفر از ما دچار حس کم ارزشی و تردید مزمن در مورد خوب بودمان هستیم؟ الگویی که هم در خود و هم در دیگر افراد بسیار حساس مشترک است. مبارزه و ناتوانی ما در درونی کردن مواهب و دستاوردهایمان.  مایلیم که درمورد مهارت هایمان و حتی موفقیت هایی که داشتیم تعارف کنیم. انگار دوست نداریم باورشان کنیم. مهم نیست که دیگران چقدر مهارت فوق العاده ای ما را می بینند ، خود ما هرگز این را باور نمی کنیم. ما هرگز برای خود سهمی قایل نمی شویم. ما دائما به دنبال معنی و هدف می گردیم. که هدف همیشه دور است، جایی ورای درک ما. ما در تلاش همیشگی برای رسیدن به کمال هستیم.  من آدم‌های بسیار حساس زیادی را دیده ام که بسیار با استعداد هستند و دارای توانمندی های فوق العاده ای هستند و شخصا صلاحیت آنها را تأیید می کند.  اما آنها هنوز احساس می کنند که گرفتن یک مدرک دیگر یا 5 سال گذراندن بیشتر آموزش حرفه ایی ، لازم است تا توانمندی آنها را توجیه کند.گرچه ممکنه که این خوب به نظر برسد اما چقدر از نیروی محرکه افراطی که پشت این حس پنهان شده آگاهیم؟ حالا در هر نقش و حرفه ایی باشیم، چه یک مادر خانه دار یا راننده کامیون یا یک فضانورد دائما احساس گناه می کنیم. که به اندازه کافی خوب نیستیم . ما ناکافی هستیم و هرکس دیگری بجز ما شایسته تقدیر است و او خیلی بهتر از ماست در حالی که دیگران از ما تقدیر می کنند. دلایلی که ما نمی توانیم دستاوردهای خود را درونی کنیم چیست؟ بسیاری از HSPها هستند که  به خاطر تربیت درست دوران کودکی می توانند با تحسین و احترام دیگران راحت باشند. اما همه ما نه. طبیعی است که ما شناخته نشویم. شایسته بودن تا حدودی برای ما حس غریبی است. افرادی که خشنود کردن دیگران برایشان در اولویت است جای آنها در سایه جایی‌ست که منطقه امن محسوب می شود. در حقیقت نقش های پس زمینه ایی و منحرف کردن توجه از خود گاهی اوقات مهارت حیاتی ما به شمار می رود. بسیاری از ما در دوران کودکی ضربات و نادیده گرفته شدن های بسیاری را تحمل کرده ایم. این امر باعث شده که نیازهای دیگران را بر نیازهای خود ارجع قرار دهیم. ما در مورد اعتیاد ، سو. استفاده جسمی ، عاطفی و جنسی سکوت کردیم. ما یاد گرفتیم که توجه مردم را منحرف کنیم. می دانم که من مطمئناً در پنهان کردن بسیاری از اسرار شرم‌آور خانوادگی شرکت کردم. من تحت فشار گناه، وفاداری و یک تعهد سنگین نسبت به خانواده قرار گرفتم. من مسئولیت عاطفی زیادی را به دوش کشیدم که نمی دانستم وظیفه من نیست. سالها طول کشید تا فهمیدم که بسیاری از ناراحتی های ما ریشه در همین اتفاقات دارد . بنابراین در سنین بزرگسالی دلیل دستپاچه شدنمان وقتی به مورد توجه قرار می گیریم می تواند این موضوع باشد. مورد تحسین قرار گرفتن برای ما احساس ملموسی نیست.  چطور می توان الگوی رفتاری مرتبط با اعتماد بنفس پایین را متوقف کرد؟ چه تعداد از ما آدم‌های بسیار حساس تعجب می کنیم که چرا هرگز به قدر کافی احساس خوب بودن نمی کنیم؟ چرا به طور مزمن عزت نفس پایینی داریم؟ چرا موفقیت های خود را بی اهمیت می دانیم؟ یا احساس می کنیم موفقیت امان مصنوعی است؟ من همیشه معتقدم که دانش عامل قدرت است. حدس می زنم به همین دلیل است که من همیشه یک فرد جستجوگر پرشور بوده ام. شناسایی چرخه های دائمی و ناکارآمد در رفتار ما می تواند به رها شدن ما کمک کند. مثل این است که ناگهان از خواب بیدار شوید و متوجه شوید مشکل از کجاست؟ من شخصا از اینکه همیشه احساس عدم کفایت کنم خسته ام.گرفتن یک مدرک جدید دیگر درد درونی مرا تسکین نمی دهد. خود آگاهی به ما این امکان را می دهد که از چرخه معیوب این تفکر مزمن که برای  بهتر بودن همواره باید افتخارات بیشتری کسب کنیم و یا بیشتر خدمت کنیم خارج می کند. ما یاد می گیریم که بلاخره از خود رضایت مند شویم.  چند نکته عملی برای کمک به پایان دادن این رفتار ناخودآگاهانه اول اینکه تشخیص دهیم وقتی افراد کار مارا تحسین می کنند آنها را رد می کنیم. این کار با این شروع می شود که آگاه باشید که شما فردی با کفایت هستید و با این حس،  احساس راحتی کنید. احساس هایی مترادف با حس شایستگی، کامل بودن، کافی بودن . مشاهده اینکه وقتی مردم از مهارت ها و شایستگی های ما تعریف می کنند نیاز نیست احساس ناراحتی و معذب بودن بکنیم. تنها باید در جواب بگوییم متشکرم بدون اینکه ذره ای انکار، یا توضیح اینکه که همه چیز می توانست بهتر از این انجام شود. آیا می توانید این جنبه ها را در رفتار خود تشخیص دهید؟ این پایه و اساس بازسازی ارزش های  شخصی ما است. گرچه آگاهی از اینکه دچار سندرم خود ویرانگری هستید هم می تواند به شما کمک کند که آگاه شوید که به اندازه کافی خوب هستید. همانطور که هستید.  این را با عشق بسیار ،  تقدیم می کنم به همه آن روحهای بسیار حساس که هر روز در سکوت با این درگیری های درونی خود را به چالش می کشند. من شما را درک می کنم. و می خواهم گاهی این مسیر پرمشقت را با عشق دادن به خود بگذرانید. نویسنده: جورنی ثرو ولنسمترجم: پری ناز عبدالحسین زادهاز محتوایی که دارید می‌خوانید خوشتان می‌آید؟ در انتشارات پناهگاه آدم‌های بسیار حساس مشترک شوید. هفته‌ای یک مقاله هر سه شنبه. از اینجا مشترک شوید.</description>
                <category>پری ناز عبدالحسین زاده</category>
                <author>پری ناز عبدالحسین زاده</author>
                <pubDate>Tue, 17 Nov 2020 18:02:46 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چطور در محل کارمان به عنوان یک فرد بسیار حساس شاد باشیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/hsp-sanctuary/%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%AD%D9%84-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%B9%D9%86%D9%88%D8%A7%D9%86-%DB%8C%DA%A9-%D9%81%D8%B1%D8%AF-%D8%A8%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B1-%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%B3-%D8%B4%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%85-efyatrl5uzyb</link>
                <description>https://soundcloud.com/hsp-sanctuary/workplaceاین مقاله را با صدای دلنشین مائده صیدی عزیز گوش کنید.https://soundcloud.com/hsp-sanctuary/workplaceتا به حال پیش آمده که هنگام ترک محل کارتان احساس گیجی کنید؟ این حس که روزتان خیلی خیلی پرفشار بود؟ آیا احساس می کنید نیازهای شما در محل کار نادیده گرفته می شود و نقاط قوت شما مورد توجه قرار نمی گیرد؟ اگر مثل من  بسیار حساس (HSP) هستید، این ممکن است تجربه روزمره شما در کار باشد و احتمالا بعد از کار که به خانه می روید احساس خستگی شدید و تحلیل رفتن می کنید.به عنوان متخصص در امور آدم‌های بسیار حساس متوجه هستم که یافتن شغلی که برای ما مناسب باشد کار آسانی نیست. میزان زیاد محرک ها در محیط های کاری عادی می تواند باعث وارد شدن حجم زیادی از استرس، ناامیدی و فرسایش در ما بشود و متفاوت بودن از دیگران به معنای این است که از حقوق اجتماعی خود محروم هستیم ، موقع ترفیع نادیده گرفته شویم یا حتی مورد آزار و اذیت قرار می گیریم.من معتقدم بسیار حساس بودن در محیط کار به ما پتانسیل چشمگیری می دهد. وقتی بیاموزیم چطور از این پتانسیل استفاده کنیم نه تنها فردی موفق درکارمان می شویم بلکه در شغلمان احساس رضایت و خوشحالی هم خواهیم کرد.چرا محیط های کار محلی سرشار از استرس برای افراد بسیار حساس هستند؟افراد بسیار حساس می توانند در طیف گسترده‌ای از مشاغل موفق باشند. گرچه بسیار حساس بودن می تواند کسب درآمد را هم با مشکل مواجه کند چراکه ما مجبوریم در محیط هایی کار کنیم که برایمان پراسترس، خسته کننده و فرسایشی است.من شخصا برای مدیران زورگو و افراد خودشیفته که سعی در آزار و کنترل کردنم داشتند کار کردم. تنها به دلیل درست کار کردنم و اینکه می خواستم در کارم مثمر ثمر باشم مورد خشم همکارانم قرار گرفتم و مانند بقیه افراد بسیار حساس در محیط های کاری پرسر و صدا و آشفته رنج کشیده ام.متوجه شدم که حتی به شدت توسط بعضی همکارانم سرکوب می شدم. وقتی دیدم از تشویق خبری نیست دیگر مثل قبل سخت کار نکردم.من تنها آدم بسیار حساسی نیستم که با این مشکلات مواجه است. یکی از مشتریان سابق من ، میشل ، 10 سال به عنوان آسیب شناس زبان گفتاری کار می کرد - شغلی که اغلب جهت کمک عاطفی برای دانش آموزان ، والدین ، معلمان و مدیران استفاده می شود. نیاز به پاسخگویی به 90 معلم در یک مدرسه و تعداد کارمندان با حداکثر 65 دانش آموز و والدین آنها ، به راحتی می توان گفت که محیط کار میشل به عنوان یک فرد HSP برای نیازهای او مناسب نبود و محیطی طاقت فرسا بود.اما آنچه در زندگی خودم و مشتریانی مانند میشل دیده ام ، مقاوم بودن HSP هاست.با گذشت زمان او یاد گرفت که چگونه با آرامش در برابر فشارهای زیاد و شرایط عاطفی حتی در استرس زا ترین لحظات از خودمرقبت کند و شرایط را تحمل نماید.5 راه برای پیشرفت در کار به عنوان یک آدم بسیار حساسمن از آن زمان یاد گرفته ام که امکان نجات  HSP ها و حتی پیشرفت اشان در مشاغل پر استرس وجود دارد. اما نیاز به سطح عمیقی از خودآگاهی - و بکار گیری استراتژی هایی برای تعادل و بازیابی مجدد انرژی در صورت لزوم دارد.در اینجا پنج استراتژی که من معتقدم به شما کمک خواهند کرد آورده شده است:1. استعدادها و نیازهای خود را بشناسید.قبل از اینکه انتظار داشته باشید دیگران در محل کار شما را درک کنند ، باید به نیازها و نقاط قوت خود اشراف کامل داشته باشید.اینکه بدانید حساسیت ها و توانایی های شما چیست؟ استعدادهای شما چیست؟ از انجام چه کارهایی لذت می برید؟ در چه شرایطی بالاترین راندمان کاری را دارید؟ مثلا نیاز به محیط ساکت برای انجام کارهایتان دارید؟ ترجیح میدهید تنهایی کار کنید؟ یا برای رشد و پیشرفت نیاز به اندکی تشویق و همکاری دارید؟تنها زمانی که نیازها و توانایی های خود را واضح می دانید ، می توانید آنها را برای دیگران روشن کنید.2. از چیزهایی که شما را متفاوت می کند آگاه باشید.به عنوان HSP ، شما با اکثر مردم متفاوت هستید. شما این را می دانید اما ممکن است تلاش زیادی بکنید که مانند دیگران شوید و کارهایتان را مثل آنها انجام دهید. اما حدس بزنید چه میشود؟ این روش هیچ وقت جواب نمی دهد.واقعیت این است که شما شبیه دیگران نیستید. مقایسه کردن خود با دیگران و تلاش برای انجام امور مانند دیگران شما را بیشتر فرسوده می کند. شما امور را متفاوت می بینید و احساس می کنید. کارها را متفاوت انجام می دهید و به چیزهایی اشراف دارید که دیگران از آنها غافل اند. انتظار نداشته باشید که دیگران آنچه شما درک می کنید را درک کنند. آنها حس گرهای شما را ندارند. پذیرش تفاوت به سادگی می تواند احساس آرامش زیادی به همراه آورد.3. تمرین کنید که راحت حرف بزنید.من می دانم که حرف زدن برای HSP ها و به ویژه برای HSP های درونگرا ممکن است دشوار باشد. ممکن است در صحبت کردن تردید داشته باشید چراکه در گذشته به دلیل متفاوت بودن مورد انتقاد قرار گرفته اید. اما مردم از آنچه نمی فهمند می ترسند. آنها شما را درک نمی کنند و شما را &quot;متفاوت&quot; می دانند ، بنابراین ممکن است از صحبت های شما نتایجی بگیرند و منظور شما را اشتباه برداشت کنند. بنابراین وظیفه شماست که با آنها مستقیم حرف بزنید و آنها را روشن کنید. به این دلیل است که این در مرحله سوم قرار دارد. اگر شما خودتان را به طور کامل بشناسید و با خود کنار آمده باشید حرف زدن باعث می شود که به اطمینان بیشتری دست یابید.با اعتماد به نفس شروع به صحبت کنید. شخصی را بیابید (رئیس، سرپرست یا مسئول منابع انسانی) که شنونده خوبی باشد. آنچه اینجا باید بگویید این چنین است:به آنها بگویید که برای اینکه بتوانید با کارآیی و موثرترین کار را انجام دهید به چه مواردی نیاز دارید.این کار را با آرامش انجام دهید و نه با شکایت کردن. به حقایق پایبند باشید.حتی می توانید به موضوع آدم‌های بسیار حساس اشاره کنید و آنها را به تحقیقات دکتر الین آرون ارجاع دهید.وقتی صحبت می کنید و آنچه را که نیاز دارید درخواست می کنید ، متعجب خواهید شد که برخی افراد چقدر تمایل به گوش دادن دارند و برای کمک به شما گام برمی دارند.4. برای خودمراقبتی که نیاز دارید برنامه ریزی کنید.از آنجا که افراد بسیار حساس به راحتی در محیط کار دچار هجوم محرک های محیط می شوند اینکه مراقبت از خود را در اولویت قرار دهید امر بسیار مهمی است. برای بهبود دادن در مدیریت انرژی خود کمی تغییر در برنامه های کاری خود از شروع صبح و درطول روز کاری و بعد از کارتان ایجاد کنید. به عنوان مثال:زمانی را به تنهایی بگذرانید. زمانی که در محل کار خود هستید جایی را پیدا کنید که حتی برای چند دقیقه در آنجا با خودتان تنها باشید.قبل یا بعد از کار انرژی خود را با چیزی آرام بخش تقویت کنید. کارهایی که میشل انجام میداد یوگا و دوش گرفتن با آب گرم بود. ممکن است کارهای مورد علاقه شما متفاوت باشد.هنگام کار ، به موسیقی آرامش بخش یا ملایم گوش دهید.تمرین کردن بر روی مسائل عاطفی ، به جای نگه داشتن آنها. (بله ، ما نیز می توانیم از زندگی شخصی خود احساسات را &quot;قاچاق&quot; کنیم یا برعکس).از عناصر طبیعت مثل گیاه یا گل های تازه در محیط کار خود استفاده کنید. طبیعت تاثیر شگفت آوری روی آدم‌های بسیار حساس دارد.5. از مواهب طبیعی خود به عنوان آدم بسیار حساس استفاده کنید.هیچ چیز بیش از استفاده نکردن از موهبت ها ، استعدادها و توانایی های ذاتی شما انرژی شما را محبوس نمی کند. شما به عنوان یک آدم بسیار حساس ، موهبت های زیادی دارید.آیا در مورد بعضی چیزها شهود شدیدی دارید؟ آیا بدون اینکه بدانید چگونه یا چرا از چیزهایی آگاهید؟ آیا مردم برای مشورت نزد شما می آیند یا در مورد مشکلاتشان با شما صحبت می کنند؟ همه این موارد نشان از مواهبی دارد که شما دارید. پس از شناسایی آنها باید به نوعی از آنها استفاده کنید و می توانید در محل کارتان از این موهبت ها برخوردار گردید. خیلی بعید است که شرکتی از داشتن یک فرد قابل اعتماد و با بصیرت استقبال نکند.روزی می رسد که شرکت ها برای استخدام آدم های بسیار حساس با هم رقابت می کنند.در کتاب کار آدم بسیار حساس ، الین آرون آمده &quot;من معتقدم ، روزی ما چنان ارزشمند خواهیم بود که سازمان ها برای استخدام HSP ها به رقابت می پردازند. نیازهای ما برآورده می شود زیرا انجام چنین کاری از نظر اقتصادی عاقلانه خواهد بود. &quot;من فکر می کنم حق با اوست و تغییر در راه است. آگاهی در حال افزایش است. اما تا آن زمان باید یاد بگیریم که از خود مراقبت کنیم.این امکان وجود دارد که HSP ها در زندگی حرفه ای رشد کنند، اما ما نمی توانیم منتظر بمانیم تا افراد دیگر به آنچه ما نیاز داریم پی ببرند.ما باید پیش قدم شویم. ما باید به خودمان کمک کنیم و به دیگران بگوییم چگونه به ما کمک کنند. سپس می توانیم آنچه را که واقعاً توانایی آن را داریم به جهانیان نشان دهیم. وقتی مردم ببینند که ما چقدر میتوانیم قوی باشیم بیشتر پذیرفته می شویم و به ارزش ما پی خواهند برد. آن وقت است که سازمان ها برای استخدام HSP ها با هم شروع به رقابت می کنند.از محتوایی که دارید می‌خوانید خوشتان می‌آید؟ در انتشارات پناهگاه آدم‌های بسیار حساس مشترک شوید. هفته‌ای یک مقاله هر سه شنبه. از اینجا مشترک شوید.نویسنده : لیندا بینزمترجم: پری ناز عبدالحسین زادهگوینده: مائده صیدی</description>
                <category>پری ناز عبدالحسین زاده</category>
                <author>پری ناز عبدالحسین زاده</author>
                <pubDate>Tue, 03 Nov 2020 18:20:09 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دوست عزیزم عاشقتم، اما امشب نمی تونم باهات بیام بیرون. با احترام از طرف یک آدم بسیار حساس</title>
                <link>https://virgool.io/hsp-sanctuary/%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA-%D8%B9%D8%B2%DB%8C%D8%B2%D9%85-%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82%D8%AA%D9%85-%D8%A7%D9%85%D8%A7-%D8%A7%D9%85%D8%B4%D8%A8-%D9%86%D9%85%DB%8C-%D8%AA%D9%88%D9%86%D9%85-%D8%A8%D8%A7%D9%87%D8%A7%D8%AA-%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%85-%D8%A8%DB%8C%D8%B1%D9%88%D9%86-%D8%A8%D8%A7-%D8%A7%D8%AD%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D8%B2-%D8%B7%D8%B1%D9%81-%DB%8C%DA%A9-%D8%A2%D8%AF%D9%85-%D8%A8%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B1-%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%B3-rlt9gshcsvta</link>
                <description>دوست عزیزم،از صمیم قلب دوستت دارم، اما امشب نمی تونم باهات بیرون بیام.دوستت دارم و قدردان محبتت هستم. میدونم که ممکنه اینطور به نظر برسه که دوست ندارم با تو وقت بگذرونم یا ارزشی برای دوستی امان قائل نیستم، و برای &quot;انجام کارهای شخصی ام &quot;دعوتت رو قبول نکردم. این موضوع که برای مراقبت از خودم مجبورم به تو صدمه بزنم قلبم رو جریحه دار می کنه.ببین اینطور نیست که از ملاقات با افراد جدید می ترسم و یا این که من قلباً تورا دوست ندارم و از لذت بردن خوشم نمیاد.من عکس هایی از روزهای خوبی که با هم خاطره ساختیم روی دیوار اتاقم زدم. من هم لذت و اشتیاق را در زندگی به اندازه هر کس دیگر دوست دارم.اما حقیقت این است......که من یک آدم بسیار حساس هستم.افراد بسیار حساس (HSP) ها 20 درصد از کل جمعیت را تشکیل می دهند. آنها محرک ها را از بو و صدا گرفته تا احساسات، عمیقا پردازش می کنند.بسیار حساس بودن مشکل محسوب نمی شود. طبق گفته دکتر الین آرون، نویسنده کتاب &quot;آدم بسیار حساس&quot; ، این ویژگی به طور طبیعی در بیش از 100 گونه مختلف وجود دارد. این حساسیت با بعضی ابرنیروها مثل شهود قوی، قدرت ادراک فوق العاده و همدلی بسیار بالا همراه است. اما همه این پردازش های عمیق به این معنی است که من به راحتی و بیش از دیگران تحریک می شوم. مثلا نمی توانم صداهای بلند در رستوران، جمعیت زیاد افرادی که در یک اتاق جمع شده اند تحمل کنم یا اضطراب ناشی از حضور تماشاچیان که برای شرکت در یک همایش اجتماعی جمع شده اند را تاب بیاورم. سخت است که وانمود کنی با این همه محرک مشکلی نداری- مخصوصا وقتی دیگران تجربه ای از آنچه که من حس می کنم نداشته باشند. گاهی اوقات احساس می کنم من تنها کسی هستم که از این همه صدا و رفت و آمد در فشار است.و هنگامی که عصر مرا به بیرون دعوت کردی- بعد از یک روز کاری طولانی- من اغلب از پردازش اتفاقاتی که از سر صبح برایم پیش آمده خسته ام. و ممکن است از تجربه احساس افرادی که در طول امروز دیدم با اینکه به من مربوط نبود از نظر احساسی کاملا درهم شکسته باشم. (ما بسیار حساس ها در همدلی کردن غرق در احساسات دیگران می شویم انگار که آنها خود ما هستند.) بله من دوست دارم که با شما وقت بگذرانم اما از نظر حسی، روحی و جسمی کاملا احساس فرسایش می کنم.متاسفم امشب نمی توانم با تو بیرون بیایم.دوستت دارم.از طرف دوست بسیار حساس تو.کشمکش های روابط و دوستی آدم های بسیار حساسآدم های بسیار حساس هیچ وقت به این فکر کردین که همچین نامه ایی برای دوستانتان بنویسید؟احساس گناه می تواند در بسیاری از دوستی هایی که HSP ها دارند ، باعث فاصله آنها با دوستشان شود، به خصوص اگر این دوستی ها با افراد غیر HSP باشد. هر وقت که دعوت یکی از دوستانم را برای بیرون رفتن در آخر هفته رد می کنم ذهنم فوراً به این سمت میرود که باید نامه ای خطاب به آنها و برای عذرخواهی بابت اینکه به ایشان نه گفتم بنویسم .من حتی می ترسم اگر به نه گفتنم درمورد دعوت به بیرون رفتن و شرکت در مهمانی ها یا هر برنامه &quot;سرگرم کننده&quot; اجتماعی که برنامه ریزی کرده اند ، ادامه دهم ، ممکن است دوستانم را از دست بدهم. متاسفانه من بیشتر دوستانم را از دست داده ام. چون اکثر اوقات جوابم به دعوتشان به بیرون رفتن با هم منفی است. یا شاید از آنجایی که دوست ندارند پشت سر هم جواب منفی بشنوند پس ریسک نمی کنند که به من پیشنهاد باهم بیرون رفتن را بدهند. راستش من سرزنششان نمی کنم.اما همچنان در این مواقع احساس تنهایی می کنم.همراه با حس انزوا، در هنگام ایجاد رابطه دوستی یک حس خودآگاهی به وجود می آید. من هرگز به درستی نمیدانم که افراد چقدر نسبت به رفتار من به عنوان یک شخص بسیار حساس پذیرا خواهند بود. خصوصاً در موقعیت های اجتماعی مانند شام های گروهی بعد از کار در رستوران های شلوغ یا بارهایی که روحیه خوشی برای یک گفتگوی منسجم ندارم.تا مدت ها از اینکه افراد حساسیت من نسبت به جاهای پرجمعیت، بوهای شدید و صداهای بلند را درک نکنند و مرا فردی عجیب و غریب و زیادی حساس بدانند، دلیل واقعی بیرون نرفتنم را فاش نمی کردم. در این موارد، احتمالاً رد کردن پیشنهادشان از سمت من با خشونت و احساسی بیش از آنچه دوست داشتم همراه می شد. غالباً، صرف نظر از اینکه چه داستانی سرهم می کردم ، دلیل من برای نرفتن فقط بهانه تلقی می شد. عبارت هایی مانند &quot;متاسفم فردا صبح زود کاردارم&quot;، &quot;نه! سرم شلوغ است.&quot; و عبارت رایج بین دانش آموزان &quot; ببخشید، درس دارم&quot; بهانه ای بیخود آوردن برای حضور نیافتن در مراسمی که دوست نداشتم.آنچه دوست دارم دوستانم به عنوان HSP درباره من بدانند1. بیرون رفتن موضوع تمایل نیست بلکه توانایی است.من واقعا می خواهم که باهات بیرون بیام و مشتاق حس تعلق و ارتباط با تو هستم. می خواهم که خوش بگذرانم و باتو خاطرات فراموش نشدنی بسازم. واقعیت اینه که وقتی چند ساعت با محرکهای بیرونی محاصره میشم تا چند روز احساس خستگی و بی انرژی بودن می کنم. می خواهم که باهات بیام بیرون و خوش بگذرونم اما این کار ممکنه باعث تخلیه انرژی ام و تا مدتی موجب از دست دادن تمرکزم بشه.2. ذهن من انرژی کافی برای تحمل تحریک بیش از حد را ندارد.درحال حاضر من بیشتر ذخیره حسی و مغزی ام را بابت مسئولیت هایم در طول روز صرف میکنم و نیاز به زمانی برای بازیافتن انرژی و سکوت در طول روز دارم. معمولا با ماندن در خانه یا هر مکان که احساس امنیت کنم و با انجام کارهای شخصی به احساساتم سر و سامان می بخشم.بسیاری از وقایع اجتماعی نظیر مکالمات سریع و چیزهایی که در لحظه توجه زیادی می گیرد مخصوصا در محیط های پرسر و صدا مثل کلاب های رقص و رستوران ها، افراد بسیار حساس را به شدت دچار فرسایش می کند. شخصاً من اصلا از وقت گذرانی در این مکان ها لذت نمی برم. این باعث می شود که اگر می خواهم احساس خوبی داشته باشم و واقعاً لذت ببرم ،معمولاً ترجیح می دهم زمان خود را برای  تفریح در محیط های آرام تری صرف کنم.3. از اینکه نیاز دارم برای انجام هر کار وقت زیادی بگذارم احساس گناه می کنم.من می دانم که ممکن است خودخواهانه به نظر برسد ، زیرا این امر به معنای صرف زمان کمتر برای افراد دیگر است. گاهی آرزو می کنم کاش من هم مثل تو نسبت به چیزهایی که حساس نیستی حساسیت چندانی نداشتم و می توانستم  مانند بسیاری از افراد از یک شب معمولی با دوستانم لذت ببرم. می دانم که بسیاری از فرصت های با هم بودن را از دست می دهم اما مراقبت از روح و روانم برایم در اولویت قرار دارد. ای کاش می توانستید درک کنید که این مسئله ام با شخص شما نیست.مبارزه با ترس از دست دادنمورد دیگری که HSP ها ممکن است با آن درگیر باشند، ترس از دست دادن هنگام رد دعوت اجتماعی است. موقعی که دانشجو بودم اینطور بود که شب های شنبه در حالی که بقیه همسن و سالانم  مشغول ساختن خاطرات خوش و جوانی کردن با دوستانشان بودند من تنها در اتاقم در خوابگاه می ماندم . از آنجایی که من در بیشتر میهمانی های شبانه و ماجراجویی های خارج از شهر با آنها همراه نبودم از خیلی از مکالماتی که بعد از تعطیلات بین بچه های کلاس بود محروم می ماندم.هر چه بزرگتر شدم ، دوستانی پیدا کردم که احترام بیشتری به مرزهای من می گذاشتند. گفتن این عبارت &quot; متاسفم اما نمی توانم امشب باهات بیام بیرون&quot; دیگه برایم همراه با احساس گناه برای اینکه برای خودم میخواهم وقت بگذارم یا اصرار برای خوشحال نگه داشتن دیگران همراه نبود. اما حالا دیگر دوستانم مرزهای مرا می شناسند و با اطمینان آنچه برایم مناسب است را انجام می دهم. دوستان حامی همان گروه از دوستان هستند که یک فرد HSP به آن نیاز دارد. دوستان خوب نیازهای شما را درک می کنند و شما را تشویق می کنند که طوری رفتار کنید که احساس راحتی می کنید حتی اگر این به معنی شرکت نکردنتان در میهمانی ها باشد.برای افراد بسیار حساس، احساس دلتنگی شاید حسی گریز ناپذیر باشد. اما این به این معنی نیست که شما نباید وقت و مکانی را برای مراقبت از خود اختصاص دهید. نیاز های شما به عنوان یک فرد بسیار حساس نیاز به توجه متفاوت و کندتری دارد ، اما یادگیری و احترام به آنها دوست داشتن خودتان است.دوستانی پیدا کنید که بتوانند به همان شیوه نیازهای شما را برآورده کنند - و در اینصورت خواهید دید که نامه های معذرت خواهی کمتری می نویسید.نویسنده: پگی لیومترجم: پری ناز عبدالحسین زادهاز محتوایی که دارید می‌خوانید خوشتان می‌آید؟ در انتشارات پناهگاه آدم‌های بسیار حساس مشترک شوید. هفته‌ای یک مقاله هر سه شنبه. از اینجا مشترک شوید.</description>
                <category>پری ناز عبدالحسین زاده</category>
                <author>پری ناز عبدالحسین زاده</author>
                <pubDate>Mon, 19 Oct 2020 20:15:10 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چیزهایی که مایلم دیگران در مورد من، یک آدم بسیار حساس بدانند!</title>
                <link>https://virgool.io/hsp-sanctuary/%DA%86%DB%8C%D8%B2%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%84%D9%85-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D9%88%D8%B1%D8%AF-%D9%85%D9%86-%DB%8C%DA%A9-%D8%A2%D8%AF%D9%85-%D8%A8%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B1-%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%B3-%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%86%D8%AF-sgd3avnxgzpp</link>
                <description>برای شنیدن مقاله با صدای دلنشین زهره ارجمندی عزیز لطفا اینجا را کلیک کنید.من صدای بلند ایجاد نمی‌کنم، حتی وقتی در کنار دیگران در ورزشگاه هستم و همه در حال فریاد کشیدن و تشویق هستند شما من را در حال بالا و پایین پریدن و فریاد زدن نمی‌بینید. این کار برای من زیاد از حد است.دیگران این قضیه را درک نمی‌کنند. یک‌بار که برای تماشای بازی بستکبال کودکان رفته بودم یک تماشاچی دیگر وقتی دید بچه‌ها را تشویق نمی‌کنم از من عصبانی شد و اظهار کرد من نسبت به کودکان بی توجه هستم! متعجب بود اصلا چرا به تماشای آن بازی رفته‌ام؟ من فقط سعی می‌کردم از دیدن بازی لذت ببرم اما به خاطر اینکه فریاد نمی‌زدم عجیب به نظر رسیدم.وقتی شما یک آدم بسیار حساس  HSP (Highly Sensitive Person)هستید عجیب نامیده شدن را زیاد تجربه می‌کنید.HSPها دارای سیستم عصبی هستند که همه چیز را عمیقا پردازش می‌کند و محرک‌های شدید (مانند صداهای بلند) حقیقتا برایشان آزاردهنده است. رفتار ما هم از افراد اطرافمان متفاوت است: کمی شهودی‌تر، کمی متفکرانه‌تر و خیلی کمتر علاقمند به فعالیت‌های پرسر و صدا و شلوغ.اگر شما یک آدم بسیار حساس هستید، ممکن است از سوی دوستان و عزیزانتان مورد قضاوت اشتباه قرار بگیرید و چیزهایی هست که آرزو می‌کنید آنها در مورد شما می‌دانستند.فهرست شما ممکن است با فهرست من متفاوت باشد اما اینجا به هشت موضوع که دوست دارم دیگران در مورد من به عنوان یک آدم بسیار حساس بدانند، اشاره می کنم: کدام‌یک از این‌ها در مورد شما هم صدق می‌کند؟؟؟؟؟؟؟۱. من به وقت زیادی برای خودم نیاز دارم.این خصوصیت غالبا به افراد درون‌گرا نسبت داده می‌شود. درست است که افراد درون‌گرا هم به زمان تنهایی نیاز دارند اما آدم‌های بسیار حساس هم به دلایل مختلف دیگری به زمان تنهایی نیاز دارند. HSPها دنیای درونی عمیقی دارند. ما افکار درونی زیادی داریم که برای پردازش آن‌ها به زمان نیاز داریم. گاهی اوقات، وقتی شرایط دشواری پیش می‌آید، باید محیط را ترک کنم تا بتوانم احساساتی را که حس می‌کنم درون خودم سر و سامان بدهم. در مواقع دیگر ترجیح می‌دهم با خودم خلوت کنم تا احساسات دیگران باعث فرسایشم نشود چرا که خودم در حال دست و پنچه نرم کردن با احساسات خودم هستم. آدم‌های بسیار حساس به راحتی عواطف و احساسات دیگران را حس می‌کنند و گاهی مدیریت کردن این موضوع ساده نیست.۲. تحمل ازدحام زیاد برای من مشکل است.برخی افراد از شلوغی و سر وصدای زیاد جمعیت لذت می‌برند، اما از آنجایی که HSPها حواس پنجگانه قوی دارند، همه صداها و احساساتی که به یک‌باره به سمتشان جاری می‌شود می‌تواند  پردازش را مشکل کند. ما HSPها بیش از حد تحت تاثیر محرک‌ها قرار می گیریم و این می‌تواند منجر به خستگی ذهنی و احساس درهم شکستگی‌ شود. گاهی که در چنین شرایطی قرار می‌گیرم تمرکز کردن و تصمیم گیری برایم دشوار می‌شود.من روی خودم کار کرده‌ام و می‌دانم آستانه تحمل خود را در گروه‌های بزرگ کمی بالا برده‌ام. با این حال  سیستم عصبی من این‌طور عمل می‌کند و دوستانم باید درک کنند که این تغییر ناپذیر است.۳. اینکه احساسات خود را بروز نمی‌دهم به معنی بی‌اهمیتی من به موضوع نیست.به خاطر بسیار حساس بودنم من یک مشاهده‌گر هستم. من دوست دارم دنیای اطرافم را به درون خودم بکشم و هر آنچه را می‌بینم پردازش کنم. اما وقتی به کنسرت می‌روم هم‌خوانی نمی‌کنم و موقعی که به تماشای بازی بستکبال می‌روم فریاد نمی‌کشم. این به معنی این نیست که آنجا را دوست ندارم و خوش نمی‌گذرد بلکه احتمالا اوقات خوبی را سپری می‌کنم.پردازش هر آنچه در اطرافم می‌گذرد و همزمان بروز احساسات کار دشواری‌‌ست. همه آدم‌های بسیار حساس عواطف را در خود نگه نمی‌دارند. بسیاری از HSPها احساساتشان را ابراز می‌کنند، و این نیز خوب است. در هر دو حالت، ما &quot;خیلی احساساتی&quot; یا &quot;بی‌احساس&quot; نیستیم. ما درحال پردازش احساسات  به روش خود هستیم.۴. من حافظه‌ای باورنکردنی دارم.این می‌تواند در آن واحد هم نعمت باشد و هم مصیبت. نمی‌توانم بشمارم که چندین شب وقتی در رختخواب بوده‌ام و سعی کرده‌ام بخوابم، ناگهان حرف احمقانه ای که سالها پیش در دبیرستان ‌گفتم را به یاد آوردم و خواب از سرم پریده است. مطمئنم که همه کسانی که آن جمله را شنیده‌اند مدت‌ها پیش فراموشش کرده‌اند، اما به هر دلیلی این موضوع مرا رها نمی‌کند و من هنوز بعد از سال‌ها در مورد آن احساس گناه می‌کنم.اما حافظه قوی خیلی جاها هم به کمک من آمده است. نه تنها می‌توانم روزهای تولد و سالگردها را به یاد بیاورم، بلکه حتی می‌توانم جزئیات کوچکی را به یاد بیاورم که برای مردم معنی زیادی دارد، مانند نام سگ آنها یا طعم بستنی مورد علاقه‌شان.۵. پذیرش انتقاد برای من دشوار است.من به این موضوع اعتراف می‌کنم که به قضاوت دیگران درمورد خودم حساس هستم. می‌دانم که این خوب نیست و سعی می‌کنم روی آن کار کنم، اما این برای HSPها یک واکنش طبیعی ست به خصوص وقتی مورد انتقاد قرار می‌گیرند. ما دوست نداریم بازخورد منفی دریافت کنیم چرا که انتظار زیادی از خود داریم و همیشه در تلاش برای رسیدن به کمال هستیم و به کمتر از عالی راضی نمی‌شویم.عملکرد همدلانه مغز ما به این معنی است که به افراد دیگر اهمیت می‌دهیم و دوست نداریم آنها را ناامید کنیم. ما باید باور کنیم که اغلب اوقات بازخورد افراد به این دلیل است که به ما اهمیت می‌دهند و می‌خواهند ما رشد و پیشرفت کنیم. تصور اینکه دیگران نیت منفی ندارند برای ما آدم‌های بسیار حساس مشکل است.۶. بازخورد دادن برای من دشوار است.همانطور که HSPها در گرفتن بازخورد منفی مشکل دارند، نظر دادن هم برای آن‌ها دشوار است. این عمدتا به این دلیل است که ما به افراد دیگر اهمیت می‌دهیم و نمی‌خواهیم آنها را با انتقادمان ناراحت کنیم. ما همچنین دوست نداریم درمورد افراد دیگر قضاوت کنیم چرا که نمی‌خواهیم به همین ترتیب مورد قضاوت قرار بگیریم.چیزی که سعی می‌کنم به خاطر بسپارم این است که بازخورد دادن می‌تواند نکته مثبتی باشد، حتی وقتی بازخورد منفی باشد می‌تواند به رشد فرد کمک کند. اما این هنوز برای ما کار راحتی نیست. اگر به ما کمک کنید احساس امنیت کنیم، احساسات و حرفهایمان را راحت با شما در میان می‌گذاریم .۷.من به سختی می‌توانم احساسات منفی را بیان کنم.درست مثل همه من هم صدمه می‌بینم، ناراحت می‌شوم اذیت و آزار می‌بینم. اما برای من ابراز این احساسات دشوار است. نوشتن اغلب احساس رهایی می‌دهد، اما حتی در آن صورت بیان دقیق احساس برای من دشوار است. اغلب، پردازش احساسات حتی اینکه بفهمم چه احساسی دارم مدت زیادی طول می‌کشد.به نظرم این چند دلیل دارد.اول اینکه نمی‌خواهیم برای دیگران ایجاد مشکل کنیم اما دلیل عمیق‌تر آن است که از طرد شدن می‌ترسیم. بسیاری از ما HSPها تمام زندگی خود را با حس متفاوت بودن یا &quot;بیش از حد&quot; حساس بودن می‌گذرانیم و می‌دانیم اگر درد یا عصبانیت خود را عنوان کنیم مورد قضاوت قرار خواهیم گرفت. اگر HSP هستید یا نه، اینکه برای بیان و رهایی از احساس خود راهی پیدا کنید خیلی مهم است. اگر برای احساسات ما که اغلب هم پیچیده هستند فضایی ایجاد کنید باعث آرامش ما می‌شوید و با این کار ما به شما خیلی احساس نزدیکی می‌کنیم.۸. تا جایی که امکان پذیر باشد باید از شبکه‌های اجتماعی دوری کنم.امروز تقریباً باید در فیس بوک ، توییتر یا اینستاگرام باشید تا بتوانید از همه اتفاقات دنیا مطلع شوید. با این وجود رسانه‌های اجتماعی می‌توانند برای آدم‌های بسیار حساس و حتی غیر حساس مضر باشند. یکی از مهم‌ترین دلایل این است که ما خود را با افراد دیگر مقایسه می‌کنیم که این کار معمولاً منجر به احساسات منفی می‌شود. مردم تمایل دارند فقط شادترین و قابل ستایش‌ترین قسمت‌های زندگی خود را به اشتراک بگذارند و این باعث ایجاد یک نگاه تحریف شده به جهان و خودمان می‌شود. مطمئناً همه حس کمبود را تجربه می‌کنند ، اما ما HSPها راحت‌تر در این مارپیچ گرفتار می‌شویم و احساس می‌کنیم زندگی ما یک شکست است. من سعی می‌کنم به یاد داشته باشم که هیچ کس کامل و بی نقص نیست و همه مثل من مشکلاتی را تجربه می‌کنند. وقتی با افرادی که دوستشان دارم اوقات عمیق و معناداری داشته باشم زندگی سالم‌تر است. برای من به عنوان یک آدم بسیار حساس، این ارتباطات واقعی یک میلیون بار بیشتر از هر پست اینستاگرامی ارزش دارد.شما چه چیزهایی را دوست دارید دیگران درباره شما بدانند؟؟؟نوشته:برایان آر جان استونمترجم: پری ناز عبدالحسین زادهگوینده: زهره ارجمندی از محتوایی که دارید می‌خوانید خوشتان می‌آید؟ در انتشارات پناهگاه آدم‌های بسیار حساس مشترک شوید. هفته‌ای یک مقاله هر سه شنبه. از اینجا مشترک شوید.</description>
                <category>پری ناز عبدالحسین زاده</category>
                <author>پری ناز عبدالحسین زاده</author>
                <pubDate>Tue, 06 Oct 2020 11:44:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آدم‌های بسیار حساس و هوش هیجانی</title>
                <link>https://virgool.io/hsp-sanctuary/%D8%A2%D8%AF%D9%85%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B1-%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%B3-%D9%88-%D9%87%D9%88%D8%B4-%D9%87%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D9%86%DB%8C-xaolq7xcpqmm</link>
                <description>هوش هیجانی در افراد بسیار حساس نسبت به دیگران کاملا متفاوت است.به مدت چهار سال مدیر یک شرکت بازاریابی کوچک بودم. با اینکه آنجا در سمت مدیر کار می کردم اما همیشه احساسی متفاوت و خارج از انتظار داشتم. این تجربه روی بخش بزرگی از زندگی من که (HSP) آدم بسیار حساسی هستم تاثیر عمیقی گذاشت. نتیجه نظرسنجی‌های مختلف نشان دهنده این بود که من خیلی حساس هستم و این در محیط کاری مانند باری بر دوش من سنگینی می‌کرد و موفقیت مرا محدود می‌نمود.همانطور که در کار پیش می‌رفتیم، بنیانگذار شرکت، ما را در یک برنامه مشاوره‌ای با موضوع بهترین روش‌های هوش هیجانی ثبت نام کرد. من به عنوان کسی که هر چیز را عمیق حس می‌کند هم شیفته شده بودم و هم کنجکاو. خوشبختانه این علاقه باعث مطالعه بیشتر من در زمینه هوش هیجانی شد. هرچه بیشتر درباره هوش هیجانی فهمیدم، بیشتر نقاط قوت خود را به عنوان HSP شناختم و دانش جدید به من کمک کرد که در زمینه‌هایی که نیاز به تقویت داشتم توانمند شوم.نتیجه؟من اعتماد به نفس پیدا کردم تا به بالاترین پتانسیل خود به عنوان یک فرد HSP برسم.چطور هوش هیجانی با حساسیت بالا همخوانی دارد؟هوش هیجانی (EI) توانایی هماهنگی با احساسات و آگاهی از احساسات دیگران است. این یک نوع خاص از مهارت‌های اجتماعی است که با خودآگاهی آمیخته است و یک ترکیب قدرتمند است که به شما کمک می‌کند تعادل را برقرار کنید تا در درک خود و نحوه حضور در محل کار و روابط خود موثرتر باشید.هوش هیجانی شامل چهار مولفه اساسی است:‌ خودشناسی، مدیریت خود، ایجاد روابط و ارتباط اجتماعی. هر مولفه مهارت‌های خاص خود را دارد. به عنوان مثال، از آنجا که خودشناسی با کاوش در احساسات ما ارتباط دارد، این مولفه شامل مهارت‌هایی مانند درک اهداف شخصی، مهرورزی به خود و حفظ اعتماد به نفس می‌شود.افراد بسیار حساس از نظر هوش هیجانی دارای ویژگی‌های مختلفی هستند که بر اساس آنچه مدل مختلط نامیده می‌شود در هنگام همدلی و شنونده واقعی بودن و آگاهی اجتماعی خیلی قوی ظاهر می‌شوند.‌ ‌HSPها به داشتن احساس و تفکر عمیق شهره‌اند چرا که غیر حساس‌‌ها فاقد این ویژگی هستند و این مزیت بزرگی برای افراد با حساسیت بالا محسوب می‌شود. البته آنها هم در زمینه هوش هیجانی مشکلات خود را دارند. به این مفهوم که افراد بسیار حساس نه تنها هوش هیجانی بالایی دارند بلکه هوش هیجانی در آنها اندکی متفاوت است.&quot;نقاط قوت&quot; هوش هیجانی یک آدم بسیار حساسهمدلیما به دلیل جذب احساسات دیگرانی که با ما در یک اتاق هستند به اسفنج مشهور شده‌ایم. مهارت قوی همدلی در ما تنها به معنی تجربه کردن احساسات دیگران نیست بلکه ما از دانش مان هم استفاده می کنیم تا موقعیت و عوامل دیگری که در ایجاد آن حس در فرد موثر بوده را عمیق‌تر درک کنیم، (همه HSP ها از سطح همدلی یکسانی برخوردار نیستند، اما در مقایسه با غیر HSPها، ما توانایی این را داریم که راحت‌تر &quot;احساس&quot; دیگران را دریابیم.)در سایه توانایی ما در درک احساس دیگران، ما مهارت بیشتری درنحوه پاسخ دادن یا صحبت کردن داریم. ما می‌توانیم تحلیل‌ها و بازخوردهای دقیق‌تری ارائه دهیم. و بهتر از همه این ها، در تجارت، از همدلی برای دانستن دقیق شخصیت خریدار و تولید محصولات موثرتر با در نظر گرفتن نیازهای مصرف کننده یا کاربر بهره گرفته می‌شود، بنابراین ما می‌توانیم توانایی‌هایمان را به روش‌های ویژه‌ای نسبت به غیر HSPها ارائه بدهیم.گوش دادن فعالبه لطف مهارت همدلی، ما می‌توانیم آنچه دیگران می‌گویند را کاملا درک کنیم. ما بسیار دقیق به جزئیات می‌پردازیم، بنابراین بیشتر به کلماتی که دیگران استفاده می‌کنند و حتی به نحوه ارتباط کلماتشان توجه می‌کنیم. در واقع، آنچه که ما انجام می‌دهیم این است که نه تنها به آنچه گفته می‌شود گوش می‌دهیم، بلکه زبان بدن و لحن صدا را نیز مشاهده می‌کنیم که همان گوش دادن فعال است.اینطور به نظر می رسد که ما یک رمز خوان درونی داریم که کلمات بیان شده توسط شخصی را رمزگشایی می‌کند.ما می‌توانیم از سطح گفته‌های دیگران فراتر برویم و آنچه را که فرد سعی دارد منتقل کند به وضوح بیان کنیم.آگاهی اجتماعیآگاهی اجتماعی اغلب با همدلی ارتباط تنگاتنگ دارد، بنابراین جای تعجب نیست که ما توانایی زیادی برای درک اوضاع داریم.ما می‌توانیم احساس شور و نشاط را از سیگنال‌های احساسی دیگران حس کنیم. اگرچه این می‌تواند برای HSPها دلهره‌آور باشد اما مدیریت صحیح این ویژگی، آن را به یک ابر قدرت تبدیل می‌کند و باعث می‌شود فرد تاثیرگذارترین فرد در بین افراد باشد.اگر با خبرهای خوب در مورد ترفیع شغلی‌تان به خانه بروید و همسرتان را درحالی که ناراحت و بی حوصله روی مبل نشسته بیابید به احتمال زیاد به عنوان یک HSP، تا زمانی که بفهمید چه چیز باعث آزار شریک زندگی‌تان شده از گفتن خبرهای خوب خود امتناع می‌کنید.افراد HSP هم مشکلاتی در زمینه هوش هیجانی دارند.چند حوزه در هوش هیجانی وجود دارد که آدم‌های بسیار حساس می‌بایست آنها در خودشان قوی کنند. این موارد غالباً نقاط قوت آدم‌های غیر حساس هستند زیرا این افراد عمیقاً تحت تاثیر احساسات و عواطف قرار نمی‌گیرند و می‌توانند بدون فشار روحی سنگین پیش بروند.اما دانستن اینکه شما به عنوان HSP چگونه با این بخش‌ها ارتباط برقرار می‌کنید - و چگونه می‌توانید آنها را بهبود ببخشید - به شما کمک می‌کند تا بهترین خود باشید.مدیریت خودمدیریت خود توانمندی است که با داشتن آن می‌توانید احساسات خود را به خوبی مدیریت کنیم.اگرچه HSP‌ها معمولاً با احساسات خود آگاه هستند و آن‌ها را عمیقاً احساس می‌کنند، اما تحقیقات نشان می‌دهد که ما همیشه در مدیریت موثر آنها بهترین نیستیم یا حتی نمی‌فهمیم که چرا آنها را احساس می‌کنیم!برای مدیریت بهتر احساسات، برای شروع بهترین راه این است که مواردی را که حسشان می‌کنیم مشاهده کنیم و سپس آن‌ها را بنویسیم. به این ترتیب، می‌توانیم در مورد آنچه ما را آزار می‌دهد عمیق‌تر در درونمان کاوش کنیم. به عنوان مثال، احساس &quot;خیانت&quot; به جای احساس کلی &quot;عصبانیت&quot; می‌تواند معنای کاملاً جدیدی پیدا کند. این حس‌ها می‌توانند در مغز احساسی ما بهم ریخته و آشفته باشند، بنابراین با آوردن احساسات روی کاغذ، بهتر می‌توانیم تشخیص دهیم که چرا طورخاصی احساس می‌کنیم و در صورت نیاز اقدام می‌کنیم.مدیریت تغییراتتغییرات مثبت، تغییرات منفی، تغییرات کوچک، تغییرات بزرگ، مهم نیست که چه نوع تغییری را متحمل می‌شویم، HSPها تغییر را دوست ندارند. این به این دلیل است که وقتی تغییرات خوب یا بد زندگی را تجربه می‌کنیم، آن‌ها را خیلی عمیق احساس می کنیم  که می‌تواند از لحاظ عاطفی ما را خسته کند. ما تمایل داریم از تغییرات جلوگیری کنیم زیرا احساسات ناشی از آن برایمان غیرقابل تحمل است.یک راه عالی برای مدیریت بهتر تغییر، شناسایی جنبه‌های مثبت آن است. اگر به عنوان یک چیز خوب روی آن متمرکز شویم وبه جای فقط یک نکته منفی همه جنبه‌ها را فهرست کنیم، با شجاعت بیشتری می توانیم تغییرات را در زمان وقوع بپذیریم.اعتماد به نفسبا وجود تحقیقات روزافزون در زمینه بسیار حساس بودن، هنوز شناختن خود و پذیرش اینکه ما بسیار حساس هستیم دشوار است. در بسیاری از کشورها، از جمله ایالات متحده، ویژگی‌های آدم‌های غیر حساس‌ بیش از بسیار حساس‌ها مورد پذیرش است که می‌تواند به عزت نفسشان صدمه بزند بخصوص وقتی که در مورد تفاوتمان و این‌که چرا ما بعضی چیزها را به طور شدید حس می کنیم آگاهی نداشته باشیم. خوشبختانه، اطلاع رسانی در مورد نقاط قوت آدم های بسیار حساس و ارزشی که برای جامعه دارند، آغاز شده است.با ادامه یادگیری بیش‌تر در مورد خود، می‌توانیم اعتماد به نفس بیش‌تری پیدا کنیم و پتانسیل خود را بالا ببریم و در دنیای خود اثری مثبت بگذاریم.قطعا هر آدم بسیار حساس مجموعه‌ایی از استعدادهای منحصر به فرد دارد بنابراین ممکن است با همه نقاط هوش هیجانی که در بالا اشاره شد احساس اشتراک بکنید یا نکنید.به عنوان یک فرد بسیار حساس موهبت های فراوانی دارید. درک احساسات دیگران یک مهارت عالی است.اما بزرگترین درس ما این است که بدانیم چه زمانی با اتکا به ابرنیروهای خود دیگران را حمایت کنیم و چه زمانی نیازهای خود را در اولویت قرار بدهیم. وقتی بر هوش هیجانی مسلط شویم برای این اولویت بندی‌ها به کمک ما می‌آید.نویسنده: شانون کلارمنمترجم: پری ناز عبدالحسین زادهاز محتوایی که دارید می‌خوانید خوشتان می‌آید؟ در انتشارات پناهگاه آدم‌های بسیار حساس مشترک شوید. هفته‌ای یک مقاله هر سه شنبه. از اینجا مشترک شوید.</description>
                <category>پری ناز عبدالحسین زاده</category>
                <author>پری ناز عبدالحسین زاده</author>
                <pubDate>Mon, 07 Sep 2020 19:06:40 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا بسیار حساس بودن بهترین اتفاق است؟</title>
                <link>https://virgool.io/hsp-sanctuary/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B1-%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%B3-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86-%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%82-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-rf6xeoaoays4</link>
                <description>این مقاله را با صدای دلنشین جانان آرزوی عزیز می تونید گوش کنید. کافیه روی لینک زیر کلیک کنید و با یک فنجان چای داغ لذت شنیدن را دوچندان کنید.https://soundcloud.com/hsp-sanctuary/bestچرا بسیار حساس بودن بهترین اتفاق است؟ مردم ممکن است به شما بگویند که خیلی حساس یا بیش از حد احساساتی هستید. آنها اشتباه نمی‌کنند. وقتی فردی بسیار حساس (HSP) هستید زندگی در این دنیا را سخت‌تر از دیگران می‌یابید.  پردازش عمیق محرک‌ها توسط مغز شما منجر به واکنش‌های شدیدتری به جهان پیرامون‌تان می‌شود. در بعضی مواقع، این امر می تواند از نظر جسمی، عاطفی و روانی چالش بزرگی باشد. ممکن است دیگران شما را &quot;خیلی حساس&quot; یا &quot;بیش از حد احساسی&quot; بدانند و یا اغلب درک نمی کنند که شما بدون اینکه بخواهید متوجه همه چیز می‌شوید. شرمگین بودن از این موضوع می تواند بسیار دردناک باشد. اما بسیار حساس بودن مواهب زیادی هم دارد. درحالی که تجربه جهان به عنوان یک آدم بسیار حساس ممکن است گاهی بسیار استرس زا باشد، یادآوری این نکته مهم است که توانایی های مثل توجه به جزئیات، قوی‌تر بودن در درک هر حس، و تفکر عمیق در واقع می‌توانند مهارت های بسیار مفیدی باشند. اگر از نقاط قوت خود به عنوان یک آدم بسیار حساس آگاهی داشته باشید و آن‌ها را به خوبی بشناسید زندگی راحت‌تر، شادتر و موفق‌تری در انتظار شماست. در اینجا ده دلیل که چرا HSP ها باید حساسیت اشان را با آغوش باز بپذیرند عنوان می شود. ده دلیل که بسیار حساس بودن به معنی فوق العاده بودن است: ۱. شما حساس و باهوشید. یکی از ویژگی های شخصیتی بسیار حساس‌ها توجه‌شان به جزییات محیط است (جزییات دیداری، شنیداری، لمسی و ...) که دیگران ممکن است متوجه آن‌ها نشوند.HSPها بسیار شهودی‌اند و معمولا اولین کسی که متوجه جزئیات و تغییرات محیط می شود آنها هستند. به عنوان مثال شما ممکن است تنها فردی باشید که متوجه تغییر حرارت و نور اتاق می‌شوید یا اینکه فقط شما متوجه تغییر احساس و ناراحتی که ناگهان در دوستتان رخ می‌دهد هستید. ۲. شما جزئیات‌گرا هستید. افراد با حساسیت زیاد تقریبا به همه چیز توجه می‌کنند. آنها غالبا جزئیات کوچک را در نظر می‌گیرند و می‌فهمند هر ایده، مفهوم و هر چیز از قسمت‌های کوچک ساخته شده است. شما ممکن است در خلق با ظرافت آثار ادبی یا هنرهای تجسمی توانمند باشید، یا توانایی ساخت ساختمان‌های زیبا و پروژه‌های پیچیده را داشته باشید و یا با تیزبینی و حساسیت کیفیت کارها را بهبود ‌ببخشید. ۳. شما با چیزهای کوچک هم خوشحال می‌شوید. هنگامی که تمام دنیا پر از محرک است، به نظر می رسد که همیشه چیزهای زیادی برا توجه کردن وجود دارد. برای آدم بسیار حساس این ممکن است به معنای این باشد که آنها به سادگی درگیر و علاقمند به کارهای ساده محیط اطراف خود می‌شوند. شما می‌توانید با بوییدن یک گل، گوش دادن به آواز پرندگان، نوازش خورشید روی پوستتان به لذت و آرامش برسید . ۴. شما یک متفکر عمیق هستید. بسیار حساس‌ها معمولا خیلی کنجکاوند. از آنجا که آنها جزئیات زیادی راجع به جهان مشاهده می‌کنند، ممکن است وقت زیادی را صرف یافتن چراها و دلایل اوضاع کنند. شما ممکن است علاقمند به یادگیری موضوعات عمیق باشید. ۵. حلال مشکلات هستید. از آنجایی که آدم های بسیار حساس‌ مهارت خوبی در تفکر دارند می‌توانند راه حل‌های خوبی برای مشکلات بیابند. بصیرتشان به آن‌ها کمک می‌کند که به جزئیاتی توجه کنند که دیگران قادر به درک آنها نیستند. توجه شما به جزئیات و عمیق شدن در آن‌ها ممکن است به توانایی شما در خلق ایده‌های ارزشمند و مبتکرانه کمک کند.  از محتوایی که می‌خوانید خوشتان می‌آید؟ در انتشارات پناهگاه آدم‌های بسیار حساس مشترک شوید. هفته‌ای یک مقاله هر سه شنبه. از اینجا مشترک شوید.  ۶. شما خلاقید. به دلیل ماهیت ادراکی آدم‌های بسیار حساس آن‌ها تمایل بیشتری به تمایز در رنگ‌ها، ریتم و صداها و جنبه های دیگر هنرهای تجسمی یا موسیقی دارند. به همین ترتیب ، آنها غالباً قادرند به طور احساسی با قطعات و آفرینش‌های هنری ارتباط برقرار کنند و احساسات پشت آنها را به خوبی بفهمند و احساس کنند. این بدان معنی است که شما قادر به نوشتن یا خلق آثار هنری و چند بعدی هستید و از آنها لذت می‌برید. ۷. خودتان را می‌شناسید. بسیاری از آدم‌های بسیارحساس درونگرا نیستند اما بیشترشان ارتباط عمیقی با روح خود دارند و از آنجا که بسیار حساس‌ها عموماً متفکران عمیقی هستند، اغلب وقت زیادی را با خود می‌گذرانند تا با نحوه فکر کردن و احساس کردنشان آشنا شوند. اگر شما یک آدم بسیار حساس کاملا درون گرا باشید به این که چه چیزهایی را دوست دارید و با آن راحتید اشراف کامل دارید. ۸. فرد با وجدانی هستید. از آنجا که آدم‌های بسیار حساس با ذهن خود کاملا در ارتباط هستند از رفتارهای خود آگاه هستند. در کل اطلاعات وسیعی از محیط اطراف خود دارند و می دانند چطور در مقابل دیگران بهترین خود باشند. به عنوان یک آدم بسیار حساس، تلاش خود را می‌کنید که هرکاری که به شما واگذار می‌شود به بهترین نحو انجام دهید و به طور مداوم در تلاش برای پیشرفت‌های شخصی هستید. ۹. با دیگران همدل هستید. افراد بسیار حساس معمولا در مقابل خود و دیگران احساسات بسیار شدیدی دارند. آنها معمولا از افکار و احساسات دیگران به خوبی آگاه‌اند و این امر به آنها امکان برقراری ارتباط عمیق با دیگران را می‌دهد. به عنوان یک آدم بسیار حساس، شما دلسوز و مهربان هستید که ذاتاً می‌دانید چگونه به دیگران کمک کنید تا بیش‌تر احساس راحتی و خوشبختی کنند. ۱۰. شما یک دوست و همراه فداکارید. از آنجا که آدم‌های بسیار حساس اغلب به روابط عمیق اهمیت می‌دهند ، می‌توانند از ظرفیت عاطفی قوی‌شان در روابط خود استفاده کنند. آن‌ها ذاتاً با احساسات و عواطف دیگران مانند احساسات خود هماهنگ‌اند به این معنی که می توانند دوستان و همراهانشان را برای بهتر شدن تشویق کنند. این به مفهوم این است که شما به عنوان یک آدم بسیارحساس بسیار حمایت‌گرهستید و هر کاری از دستتان بر بیاید برای بهبود حال دیگران انجام می دهید. واقعیت این است که حساس بودن به معنی قدرتمند بودن است.  تردیدی نیست که آدم‌های بسیار حساس در زندگی چالش‌های خود را دارند، اما بسیار مهم است که حساسیت بالا فواید بسیاری هم همراه دارد. از خصوصیات شخصیتی آدم‌های بسیار حساس، می توان در زمینه‌های مثبت بهره گرفت. دکتر الین آرون، روانشناس مشهور که پیشگام مطالعه و تحقیق در مورد آدم های بسیار حساس است، می گوید که شناختن نقاط قوت یکی از مهمترین اقدامات برای شکوفایی آدم بسیار حساس است. بنابراین، دستیابی به این نقاط قوت می تواند به شما کمک کند احساس راحتی و ارتباط بیشتری با خود، دیگران و محیط خود داشته باشید. به عنوان کسی که همه چیز را کمی عمیق تر از بسیاری از مردم احساس می‌کند، می‌توانید از این امر به عنوان یکی از &quot;ابرنیروهای حساسیت&quot; استفاده مفید کنید.از محتوایی که دارید می‌خوانید خوشتان می‌آید؟ در انتشارات پناهگاه آدم‌های بسیار حساس مشترک شوید. هفته‌ای یک مقاله هر سه شنبه. از اینجا مشترک شوید.نویسنده راشل وزنیاک- سنفوردمترجم: پری ناز عبدالحسین زادهگوینده: جانان آرزو</description>
                <category>پری ناز عبدالحسین زاده</category>
                <author>پری ناز عبدالحسین زاده</author>
                <pubDate>Tue, 01 Sep 2020 17:52:00 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>صداهایی که مرا به عنوان یک آدم بسیار حساس از پا درمی آورد.</title>
                <link>https://virgool.io/hsp-sanctuary/%D8%B5%D8%AF%D8%A7%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%85%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%B9%D9%86%D9%88%D8%A7%D9%86-%DB%8C%DA%A9-%D8%A2%D8%AF%D9%85-%D8%A8%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B1-%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%B3-%D8%A7%D8%B2-%D9%BE%D8%A7-%D8%AF%D8%B1%D9%85%DB%8C-%D8%A2%D9%88%D8%B1%D8%AF-rfrnibd3cnxo</link>
                <description>نویسنده: Lisa Petsinisمترجم: پری ناز عبدالحسین زادهتا قبل از اینکه کنار برادرم در اتاق انتظار بیمارستان بشینم نمی دانستم چه جای پراسترسی است.ما آنجا منتظر تمام شدن عمل مادرمان بودیم اضطراب به تنهایی جای خود را داشت اما صدایی عادی باعث شد به اوج وحشت زدگی برسم و آن صدای آدامس جویدن یک فرد بود.نه با صدای بلند آدامس می جوید نه آنرا باد می کرد و نه هیچ چیز عجیب دیگر فقط پسری بود که پشت سر هم آدامس اش را می جوید و منتظر گذشت زمان بود.به اطرافم نگاه کردم مردم سرشان در مجله یا تلفن هایشان بود یه به نقطه ای در دور دست چشم دوخته بودند. این کار عادی حال هیچ کس دیگری را بد نکرده بود. اما وقتی شما فردی با حساسیت بالا هستید صداهای خاص باعث میشود احساس کنید دیوارها درحال خراب شدن روی سرتان هستند و شما برای اینکه جان سالم به در ببرید باید سریع فرار کنید.وقتی صداهای روزمره خیلی بلند هستند.صداهایی مثل کشیده شدن ناخن روی تخته سیاه یا جیغ کودک، صداهایی هستند که همه را آزار می دهند. به گفته دکتر الین آرون ، متخصص و پیشگام مطالعه افراد بسیار حساس ، HSP ها نسبت به افراد غیر HSP حساسیت بیشتری نسبت به سر و صدا دارند. این امر به این دلیل است که آنها اطلاعات را با دقت بیشتری پردازش می کنند، راحت تر تحریک می شوند، از محرک های ظریف آگاه تر هستند و واکنش عاطفی بیشتری دارند. همه اینها به یک ویژگی خلق و خوی ذاتی (و نه یک اختلال) برمی گردد ، که در آن، شما به شدت تحت تأثیر محیط قرار می گیرید و حواس بسیار تحریک پذیری دارید. آرون توضیح می دهد که سیستم عصبی افراد بسیار حساس هنگام دریافت اطلاعات و محرک های مختلف و اطلاعات شنیداری در مغز بیش از دیگران فعال می شوند. این ها همینطور باعث بالا رفتن فشار خون در افراد بسیار حساس می شود.7 صدایی که مرا به نابودی می کشاند:افراد بسیار حساس با یکدیگر یکی نیستند بنابراین ممکن است صدایی که من را می آزارد شما را آزار ندهد و بالعکس. اینجا هفت صدایی که مرا که فردی با حساسیت بالا هستم به لبه پرتگاه می کشاند را نام می برم، آیا این ها در مورد شما هم صدق می کند؟1. زنگ خطرزنگهای خطر از هر نوع مرا به شدت به هم می ریزند مخصوصا دزدگیر و آژیر دود خانه.2. زنگ تلفنچه باصدای بلند یا آرام به هرحال صدای زنگ تلفن مرا عصبی می کند. وقتی که من روی موضوعی تمرکز کرده ام، آخرین چیزی که می خواهم وجود محرک دیگری است! من خیلی از آدم های بسیار حساس مثل خودم را میشناسم، چه برون گرا و چه درون گرا همگی هنگامی که روی موضوعی متمرکز هستند اگر تلفن خودشان یا دیگری زنگ بزند به طور کامل تمرکزشان را از دست می دهند و بهم می ریزند.3. صدای زوزه بادبسیاری از مردم از راندن اتوموبیل های بدون سقف لذت میبرند. گذشته از این خیلی رمانتیک است درحالی که آفتاب به صورتتان می تابد باد در موهایتان بچیپد. اما نه وقتی که شما فردی با حساسیت بالا هستید. من به شخصه از اینکه چیزی با گوش های حساسم در تماس باشد لذت نمیبرم.همینطور صدای زوزه موتور اتومبیلی که از کنار پنجره باز اتاق می گذرد برای من غیر قابل تحمل است درحالی که ممکن است دیگران اصلا متوجه آن نشوند.صدای پیچیدن باد در در و پنجره مرا به یاد فیلم های وحشتناک می اندازد و حالت روحی بدی در من ایجاد می کند. در نتیجه، HSP ها ممکن است احساس کنند که درون یک فیلم ترسناک هستند!4. رادیومثل اکثر HSPها، من هم عمیقا از موسیقی لذت می برم و با آن ارتباط برقرار می کنم. با این حال اضافه شدن موسیقی یا گفتگوی رادیویی در پس زمینه وقتی کارمیکنم، رانندگی میکنم یا هرکاری که نیاز به تمرکز بیشتر دارد ناگهان تبدیل به بزرگترین مزاحم روز ام می شوند.5. صدای جویدنافراد بسیار حساس همیشه صدای جویدن را می شنوند. صدای جویدن آدامس، جویدن غذا و جویدن هر چیز. گوش های حساس اشان روی کوچکترین حرکت فک و هر صدایی که موقع غذا خوردن از دهان خارج می شود تنظیم می گردد. آنچه که به عنوان یک عمل بیولوژیکی معمولی است برای من گاهی به صورت محرک شدید روانی وحشتناک و آزاردهنده است.6. صدای تق تق!تق تق تق! چه صدای کوبیده شدن خودکار روی میز باشد یا صدای پایی که روی زمین کوبیده میشود. این صداها برای من دیوانه کننده است و من خیلی به سختی می تواند این صداها را نادیده بگیرم.7. صدای گفتگو در پس زمینهعلاوه بر استرس شلوغی و جمعیت، اگر شما یک فرد HSP هستید، ممکن است نسبت به سر و صدای پس زمینه در مهمانی، محل کار یا رستوران بسیار حساس باشید. من اغلب از این صدا بسیار برانگیخته می شوم.چطور این صداهای مزاحم را خاموش کنیم:در لحظه وقتی احساس می کنم راهی برای فرار از این احساس وحشتناک ندارم دچار وحشت و اضطراب بسیار می شوم. 5 عملی که باعث رهایی من از این احساس گیر افتادگی می شود به شرح زیر است:1. تنفس وقتی روی تنفس تان متمرکز شوید از بند هر صدایی که در پس زمینه باعث آزار شما می شود رها می شوید.دست را روی شکم خود قرار دهیدهمزمان تنفس عمیق شکمی انجام دهید. در هنگام دم احساس کنید که صلح و ارامش را به درون شکم خود می برید.هنگام باز دم همه اضطراب و نگرانی و انرژی های منفی را به بیرون از خود ببرید.2. گوش های خود را بپوشانیدگزینه های گوناگونی وجود دارد که بتوانید از لحاظ جسمی مانع ایجاد کنید و  از شر سر و صداهی مزاحم رها شوید. می توانید یک کلاه یا گوشی قطع کننده صدا بپوشید. در صورت لزوم از دستان خود استفاده کنید و روی گوش هایتان را بپوشانید!3. با کنجکاوی خود همراه شوید.همدلی خود را اعمال کنید. مانند همه HSP ها ، می توانید از پردازش عاطفی خود به خوبی استفاده کنید. توجه کنید که فرد چقدر از آنچه که در حال جویدن آن است لذت می برد یا دلیل اینکه با پای خود روی زمین ضربه میزند می تواند به خاطر این باشد که الان عصبی است ، بنابراین اگر او را در آغوش بگیرید یا با محبت با وی سخن بگویید همان موقع صدای محرک به پایان می رسد این یک روش تضمین شده است.4. سر و صدا را متوقف کنید.قطع کردن سر و صدا از منبع آن شاید به سادگی از برق کشیدن سیم یا بیرون آوردن باتری باشد. اگر کنترل روی شرایط دارید به پریشانی خود خاتمه دهید. اگر کنترل دست فرد دیگری است بدون ذره ای تردید آنجا را ترک کنید چرا که غیر حساس ها درکی از شرایط شما ندارند.5. خودت رو از سر و صدا دور کن.اگر همه چیز برایتان آزار دهنده است خود را از فضا دور کنید. بدون احساس شرمساری برای ترک مکان دلیل بیاورید مثلا رفتن به دستشویی یا به بهانه فراموشی کردن چیزی در بیرون اتاق را ترک کنید. هرکاری را که در آن لحظه باعث می شود احساس بهتری پیدا کنید و شدت فشار از روی شما برداشته شود انجام دهید.وقتی می فهید چه چیز شما را تحریک می کند و جایی زیادی پر سر و صداست مثلا از بیرون رفتن در شب های بادی یا نشستن کنار شخصی خاص در هنگام شام شب تعطیل دوری کنید.گاهی وقت ها برای خود زمانی را در سکوت و آرامش بگذرانید تا  انرژی مقابله برای روزها و لحظه های سخت را داشته باشید.در انتها از داشتن چنین هدیه الهی که قدرت شنوایی دقیق و استثنایی است شکر گذار باشید. افراد بسیاری هستند که از نعمت شنیدن یا خوب شنیدن برخوردار نیستند. به این فکر کنید که چقدر خوب است که می توانید صدای آواز پرندگان، صدای خندیدن کودکان، صدای تپش قلب و صدای برخورد امواج با صخره ها را بشنوید. مثبت دیدن چیزهای منفی کلید آسایش و خوشبختی است.از محتوایی که دارید می‌خوانید خوشتان می‌آید؟ در انتشارات پناهگاه آدم‌های بسیار حساس مشترک شوید. هفته‌ای یک مقاله هر سه شنبه. از اینجا مشترک شوید.</description>
                <category>پری ناز عبدالحسین زاده</category>
                <author>پری ناز عبدالحسین زاده</author>
                <pubDate>Mon, 17 Aug 2020 17:56:17 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>۹ دلیل که یک فرد با حساسیت بالا مناسب ترین فرد برای مدیریت است.</title>
                <link>https://virgool.io/hsp-sanctuary/%DB%B9-%D8%AF%D9%84%DB%8C%D9%84-%DA%A9%D9%87-%DB%8C%DA%A9-%D9%81%D8%B1%D8%AF-%D8%A8%D8%A7-%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%B3%DB%8C%D8%AA-%D8%A8%D8%A7%D9%84%D8%A7-%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%A8-%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%81%D8%B1%D8%AF-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-b1ip3f5b5wej</link>
                <description>اگر فردی باحساسیت بالا هستید پس ذاتا یک مدیر متولد شده‌اید.چرا حساسیت مهم است؟ ما همه به عنوان مخلوقاتی حساس آفریده شده ایم که انسان نامیده می شود. افرادی که مجهز به این ویژگی هستند و دیگران را بهتر درک می کنند در مدیریت هم بهترین هستند. به همین دلیل است که HSP ها برای رهبری به دنیا آمده اند. من خودم یک یا دو بار به عنوان حساس یا بسیار حساس معرفی شدم. می توانم درک کنم که یک فرد بسیار حساس چه ویژگی هایی دارد. این حساسیت به من کمک کرده است تا با دیگر افراد ارتباط برقرار کنم و (در بیشتر مواقع) باعث شوم حالشان بهتر شوند.این همه آن چیزی است که در مورد یک مدیر وجود دارد. بهترین توانمندی کسانی را که با آنها کار می کنید استخراج کنید و کشف کنید چه چیز در هر فرد منحصر به فرد است.اگر یک فرد با حساسیت بالا هستید ، ببینید که چگونه این ویژگیهای شخصیتی بی نظیر شما را به مدیری درجه یک تبدیل می کند.1.توانایی شما در به خاطر سپردن جزئیات ، سازمان شما را توانمند می کند.یکی از ویژگی های مهم HSPها این است که تقریباً هر چیز را می توانند به خاطر بسپارند. مسیر دقیق برای رسیدن به فروشگاه، اینکه دقیقا کالای مورد نظرشان کجاست. این ها شاید جزییات کوچک به نظر برسد اما جزییات کوچک است که به تصاویر بزرگ معنا می بخشند.برای مثال ، بگذارید بگوییم شخص خاصی که برای این مدیر کار می کند گیاه خوار است ، حرف های ناپسند را دوست ندارد و از محیط های آرام استقبال میکند. مدیر، که فردی است با حساسیت بالا تمام این جزییات را می داند و می تواند محیطی مناسب برای کار کردن آن فرد فراهم آورد. فضای ساکت و با کمترین رفت و آمد را برایش در نظر بگیرند با کلامی مناسب با وی سخن بگوید و در لیست غذای شرکت غذای گیاهی هم اضافه نماید. از آنجایی که خود افراد با حساسیت بالا بهترین محیط را برای عملکرد صحیح آرزو می کنند ،تلاش می کنند مطمئن شوند محل کار باعث ایجاد انرژی و رونق بخشیدن به افرادی که برایشان کار می کنند هم باشد. علاوه بر این ، از آنجایی که HSP ها خیلی خوب همه چیز را به خاطر می سپارند ، همچنین می توانند کارهایی را که کارگرانشان به خوبی انجام می دهند ، و آنچه را که برای بهبود باید انجام دهند ، به یاد آورند. آنها می توانند در ارائه مطالب کار و آموزش برای کارمند خود بسیار دقیق باشند تا مهارت خاصی را که فاقد آن است ، برطرف کنند ، و همچنین بدانند برای هر کارمند و کارگر خاص در کدام زمینه های کار بهترین موقعیت وجود دارد.به عنوان مثال آنها ممکن است یکی از کارمندان خود را که در زمینه نوشتن استعداد زیادی دارد شناسایی کنند و وی را در کارهای مرتبط با نوشتن به کار گیرند. مدیران HSP بهتر از دیگر مدیران می دانند که چگونه می شود از بهترین مهارت های یک شخص برای سازمان استفاده کرد.فرد بسیار حساس نه تنها از طریق مدیریت مبنی بر حساسیت اقدام به ایجاد سازمان موفق می کند بلکه موفقیت را برای کارمندان اش به ارمغان می آورد ، چرا که آنها باید کاری را انجام دهند که در آن مستعد هستند و از آن لذت می ببرند. گذشته از این مثال ها، برای همه کارهای مهمی که باید در مهلت مشخص انجام شود فرد با حساسیت بالا مطمئن خواهد شد که کسی کار را فراموش نکند و همه کار را به موقع انجام می دهند.به طور کلی ، ویژگی های شخصیتی به شما کمک می کند تا به خاطر بیاورید چه چیز برای هدایت هر فردی که برای شما کار می کند ، بهتر است. این یکی از راه کار های مهم برای بهترین مدیریت است.2. آگاهی عاطفی بالای شما باعث آسودگی بیشتر اطرافیان اتان می شود.یکی از مزایای HSPبودن این است که شما نه تنها می توانید درک کنید که مردم چه احساسی دارند ، بلکه می توانید سریعتر از اکثر مردم متوجه این احساسات شوید. من شخصا وقتی اطرافیانم احساس خوشبختی ندارند متوجه این حالت می شوم.برای یک مدیر این صفتی بسیار تاثیر گذار است که چه موقع افرادی که آنها را مدیریت می کند احساس پریشانی دارند.به عنوان مثال کارگری که اخیرا به نظر میرسد مثل قبل نیست. مدیر حساس می داند که باید به او فرصت بدهد تا بتواند دوباره انرژی خود را بدست آورد. حتی شاید برای کمک و کمتر کردن استرس وی را به مشاور بفرستد. افراد با حساسیت بالا حتی می توانند با مشاوره دادن به اطرافیان خود تاثیر بسزایی بگذارند. در اطراف من دوستان و اطرافیان نزدیکی هستند که برای رایزنی نزد من می آیند. من معمولاً می توانم با حرف هایم به آنها کمک کنم تا احساس بهتری پیدا کنند. شاید این مورد درباره شما هم صادق باشد.از آنجا که افراد با حساسیت بالا به خوبی احساسات را درک می کنند آنها قادر به پاسخگویی به موضوعات اساسی و عمیق تر افراد که باعث ایجاد استرس در ایشان می شوند هستند.افراد با حساسیت بالا با دقت بیشتری گوش می دهند نه فقط به آنچه آن شخص می گوید ، بلکه به تن صدا و حرکات ظریف بدن و حالات غیر کلامی آن شخص دقت می کنند.حساسیت بالا به آنها امکان می دهد احساسات افراد را عمیقاً بفهمند ، و در نتیجه درک عمیق احساسات ، آنها می‌توانند خیلی بیشتر از سایرین از اطرافیان خود مراقبت کنند.در مورد خود من هرگاه اطرافیانم احساس شکست می کنند من هم مثل آنها احساس بدی پیدا می کنم وقتی میبینم افرادی که از آنها مراقبت میکنم خوشحال نیستند، این موضوع روی من هم تاثیر می گذارد.از آنجا که HSPها توجه بیشتری نسبت به اطرافیانشان نشان می دهند و کارهای بیشتری را برای بهتر کردن حال ایشان انجام می دهند ، روابط بهتری را در سازمان خود پایه گذاری می کنند. هرچه روحیه افراد بهتر باشد روابط و همبستگی آنها بیشتر خواهد شد. و محیط کار شاد و بدون استرس را برای افراد فراهم می آورد تا هرکس در کاری که انجام می دهد بهترین خودش باشد.ما در فرهنگی رشد و زندگی می کنیم که اغلب رهبرانی را ستایش می کنند که بی احساس، خشن و سخت گیر هستند. رهبرانی که به افراد حداکثر فشار را می آورند تا نهایت استفاده را از آنها ببرند.شاید گاهی زمان و مکان برای بروز بعضی صفات وجود داشته باشد اما قطعا مدیران تاثیرگذار میدانند چطور به راحتی احساسات خود را به اطرافیانشان نشان دهند. این نوع مدیریت احساسی می تواند به هر فرد انگیزه دهدکه همیشه بهترین بماند.همه اینها به خاطر این است که این افراد در سازمان احساس کرامت دارند.3. احساسات شدید شما باعث می شود قادر به فریب کاری نباشید و این باعث می شود اعتماد سازمانی ایجاد کنید.مردم می توانند چیزهای منفی زیادی در مورد افراد با حساسیت بالا بگویند اما نمی توانند برچسب عدم صداقت به آنها بزنند. از آنجا که همه چیز را به شدت حس می کنند بسیار بعید است که درمورد احساسات خود یا دیگران روراست نباشند.این مهم است زیرا افراد باید شخصی را که رهبری آنها را بر عهده دارد باور کنند و این فرد کسی باشد که از نظر آنها صداقت دارد.به خاطر صداقت خیلی بیشتری که HSPها نسبت به بقیه افراد دارند از احترام بیشتری برخوردارند. در نتیجه این باعث می شود طرفداران آنها به راهکارها و دستورالعمل هایی که می دهند گوش کنند و عمل نمایند.ویژگی های شخصیتی شما بر اطرافیانتان نیز تاثیر می گذارد.درست بودن شما باعث می شود افراد سازمان اتان هم افرادی درست کار و نیک باشند.4.حساسیت های شما باعث می شود برای بیشتر کارمندانتان الهام بخش شوید.الهام بخش بودن نیاز به توانایی لمس قلب دیگران را دارد. چه کسی به اندازه یک فرد با حساسیت بالا این توانایی را دارد؟ الهام بخشیدن به افراد شامل شناخت کلماتی است که با صدای مناسب و پیام مناسب به فرد می رسد. یک فرد با حساسیت بالا آنقدر با انواع ظرافت های عاطفی هماهنگ است که می تواند سخنرانی بسیار الهام بخش باشد. اینکه احساسات را خیلی شدید تر از دیگران درک می کنید می تواند این توانایی را به شما می دهد تا بتوانید آن ها را با روشی قوی که واقعاً می تواند انگیزه دهنده و الهام بخش باشد بازتاب دهید.مردم به سرعت طرفدار کسی می شوند که پرحرارت از اعتقادات آنها سخن بگوید.مطمئناً هیچ نوع رهبری دیگری وجود ندارد که بتواند پرشورتر از HSP باشد.5. خیلی زود خسته می شوید طبیعی است که محول کننده خوبی باشید.بسیاری از مدیران واقعاً با محول کردن خیلی ازکارها که با کارمندانشان ، مقابله می کنند و این باعث دو مشکل می شود.اول اینکه عدم اعتماد بین مدیر و کارمندان که می تواند مانع از ایجاد روابط سالم و صادقانه بین ایشان شود.ثانیا، این باعث می شود تا مدیر از تمرکز روی مهمترین جنبه های گروه یا سازمانی که در آن فعالیت می کنند ، منحرف شود.افراد بسیار حساس فقط با تمرکز روی یک یا دو کار بزرگ که می توانند در روز انجام دهند می توانند به راحتی خسته شوند.بعضی افراد این را یک ضعف می دانند.در واقع این قوت است و به شما این امکان را می دهد که کارهایی را به زیر دستانتان محول نمایید.این امر باعث ایجاد اعتماد بین مدیر و کارمند ، بالا رفتن اعتماد به نفس کارمندان می شود و به مدیر حساس (شما) اجازه می دهد تا روی مهمترین چیزها متمرکز شود.6. نیازتان به شارژ مجدد به شما کمک می کند تا همیشه بهترین مدیر باشید.یک مدیر مؤثر می داند چه موقع باید از خود مراقبت کند تا بتواند به بهترین شکل ممکن برای کسانی که مدیریت آنها را برعهده دارد عمل کند.بسیار حساس ها به طور غریزی می داند چه موقع استراحت کند و باتری های خود را مجدد شارژ نماید.این افراد هرگز رهبران معتاد به کار نخواهند بود رهبرانی که خود را به آتش می کشند و این می تواند منجر به تصمیمات ضعیف و مدیریت بد شود.مدیر HSP تمام تلاش خود را برای حصول اطمینان از احساس خوب درونی انجام خواهد داد و از آنجا که اگر ایشان احساس خوبی داشته باشند ، هر چیز دیگری که پیرامون آنها باشد ، یکدست و مؤثر اجرا خواهد شد.من می دانم که بهترین تصمیمات خود را وقتی سیرم ، استراحت کرده ام می‌گیرم. توانایی خود مدیریتی به همان اندازه برای فرد مهم است که بتواند دیگران را مدیریت کند.از آنجا که شما اهمیت مراقبت از خود را خوب می دانید ، بهتر می دانید که چگونه از دیگران نیز مراقبت کنید.7. تصمیمات نادرست بیشتر در ذهن شما باقی می ماند و این به شما در تصمیم گیری بهتر کمک می کند.شاید هیچ کس در این دنیا وجود نداشته باشد که بیش از یک شخص بسیار حساس از اشتباه کردن متنفر باشد.آنها می توانند در مورد انتخاب طولانی مدت تصمیم بگیرند ، و قبل از تصمیم گیری ، نتیجه نهایی را بررسی می کنند.این نوع تفکر استراتژیک باعث می شود که یک مدیر خوب بهترین تصمیم را بگیرد. در مورد خودم می دانم که گاهی می توانم برای تصمیم گیری در مورد چیزی مدتی وقت بگذارم.اما معمولاً وقتی تصمیم می گیرم ، این تصمیم درست است.اگر غیر از باشد معمولا مدتی ذهن مرا درگیر میکند ، اما من بهتر می توانم اشتباه ام را در این باره بپذیرم و تبدیل به فرد بهتری شوم. اما وقتی فرد با حساسیت بالا بعد از اشتباه متوجه تصمیم صحیح می شود دیگر معمولاً دو مرتبه اشتباه نمی کند. برخی مدیران فقط روی موفقیت های خود متمرکز می شوند.بهترین مدیران بر ناکامی های خود متمرکز می شوند که به رشد و پیشرفت بهتر آنها کمک کند و این باعث می شود این مدیران یک قدم جلوتر از بقیه باشند.8.حساسیت بالای شما باعث خلاقیتتان می شود و افراد خلاق توانایی بهترین بودن در مدیریت را دارند.یک بار استیو جابز گفت وجه تمایز بین یک مدیر و یک کارمند نوآوری و خلاقیت است. بهترین مدیران می دانند که چگونه می توانند خود و کارمندانشان را از طریق خلاقیت به عنوان بهترین در تجارت معرفی کنند. توانایی ذاتی شما در توجه به ظرافت صداها، مناظر و بوها به شما کمک می کند تا کاری متفاوت و اصیل انجام دهید.یک فرد با حساسیت بالا به دلیل توجه اشان به چیزهای کوچک خلاق است.آنها همچنین محیطی را ایجاد می کنند که کارمندان اشان نیز خلاق تر باشند. مجموع این خلاقیت ها در سازمان به نوآوری های بیشتری منجر می شود.9. شما شدیدا تحت تاثیر انتقاد قرار می گیرید و میدانید چطور با انتقادی که از شما میشود سازنده برخورد کنید.دانستن نحوه چگونه انتقاد کردن است که مدیران خوب را از مدیران بد متمایز می کند.مدیران بد کارمندان خود را به شدت مورد انتقاد قرار می دهند ، و این می تواند به جای اصلاح کار آنها ، تأثیر متضادی بگذارد و باعث عملکرد بدتر آنها شوند. کارمندان اشان به خاطر سبک مدیریت آنها از اعتماد بنفس و اشتیاق کمتری برخوردارند.حتی اگر من یک فرد حساس باشم ، یاد گرفته ام که اجازه ندهم انتقاد شدید بر من تأثیر مخرب بگذارد. افرادی که عمداً سعی می کنند به شما احساسات بد بدهند ، ارزش ندارند وقت و انرژی اتان را برای ناراحتی از آنها صرف کنید.به عنوان یک فرد بسیار حساس شما با توجه به تجربه و حساسیت خودتان نسبت به این موضوع کاملا آگاهید که انتقاد چه تاثیری بر افراد می گذارد. در نتیجه ، در نحوه انتقاد خود ملایم خواهید بود ، و این شما را به یک مدیر موفق تبدیل می کند.از آنجا که شما به طور غریزی مراقب کلماتی هستید که برای انتقاد از آنها استفاده می کنید ، این باعث می‌شود بهترین نتیجه را بگیرید.مدیر شدناگر فردی بسیار حساس هستید ، یا حتی کمی حساسیت دارید ، تمام صفات را که باید برای بهترین مدیر بودن در اختیار دارید.شما می توانید با دیگران طوری همدلی کنید که احساس کند کاملاً درک شده و دوست داشته می شوند.از آنجایی که از طریق پردازشگرهایتان دیگران را به خوبی حس می کنید می‌توانید بهترین مهارت هر فرد را شناسایی کنید و افراد را در بهترین جهت هدایت نمایید . مدیران با حساسیت بالا از آن دست مدیرانی هستند که دنیا همواره به وجودشان نیازمند است.از فرصت مدیر شدن نهراسید و مردم را به بهترین نحو هدایت نمایید.از محتوایی که دارید می‌خوانید خوشتان می‌آید؟ در انتشارات پناهگاه آدم‌های بسیار حساس مشترک شوید. هفته‌ای یک مقاله هر سه شنبه. از اینجا مشترک شوید.</description>
                <category>پری ناز عبدالحسین زاده</category>
                <author>پری ناز عبدالحسین زاده</author>
                <pubDate>Tue, 04 Aug 2020 08:05:16 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا رهبران بسیار حساس اغلب درحال کشمکش هستند و چگونه میتوانند از این کشمکش‌ها خلاص شوند؟</title>
                <link>https://virgool.io/hsp-sanctuary/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B1-%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%B3-%D8%A7%D8%BA%D9%84%D8%A8-%D8%AF%D8%B1%D8%AD%D8%A7%D9%84-%DA%A9%D8%B4%D9%85%DA%A9%D8%B4-%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%86%D8%AF-%D9%88-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D9%85%DB%8C%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86%D9%86%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%DA%A9%D8%B4%D9%85%DA%A9%D8%B4%D9%87%D8%A7-%D8%AE%D9%84%D8%A7%D8%B5-%D8%B4%D9%88%D9%86%D8%AF-dwydnhdfejkk</link>
                <description>حساسیت به نیازهای دیگران و توانمندی بالا در  ایجاد روابط قابل اعتماد  بیش از پیش به عنوان  ویژگی‌ مهم کسانی که به سمت رهبری ارتقا می‌یابند ، در نظر گرفته می‌شود.به همین دلیل است - در اوضاع متغیر کسب و کار امروز ، کسانی که با عنوان &quot;بسیار حساس&quot; شناخته می‌شوند ، می‌توانند از هوش هیجانی بالایی برخوردار باشند. این ظرفیت ، به نوبه خود ، ممکن است مزایای خاصی را برای تیم سازی و تأثیرگذاری بر دیگران فراهم کند.با این حال، هنگامی که این افراد بسیار حساس در جایگاه رهبر ظاهر می شوند ، حساسیت حاد آنها به حالات و نیازهای عاطفی اطرافیان  در حقیقت می‌تواند کارشان را سخت تر کند. برخلاف همکاران خود ، رهبران بسیار حساس ممکن است خود را مستعد استرس بیش از حد ، دودلی و فقدان اعتماد به نفس تلقی کنند.محدودیت های خودآگاهیبرای این رهبران، ممکن است مشکل این باشد که خودآگاهی‌شان ، در مواقع بحرانی ، کافی نیست. و باید ، دانش بیشتری در مورد طبیعت عاطفی خود و همچنین بینش بیشتر در مورد مؤلفه های مختلف هوش هیجانی ایجاد کنند .در حالی که ممکن است این رهبران در مدیریت احساسات خود مهارت داشته باشند ، به نظر می رسد هنگام مواجهه با موقعیتهای که مسئول هدایت دیگران هستند ، گیر می‌افتند.این نشان می دهد که آنها ممکن است به مرزگزاری‌های قوی‌تر و مهارت های جداسازی سالم نیاز داشته باشند. در این سال‌ها ، من به بسیاری از رهبران باهوش هیجانی بالا که با چالش‌های محل کار دست و پنجه نرم می‌کنند ، کمک کرده‌ام. حمایت، به ویژه هنگامی که رهبران با کسانی سرکار دارند که غیرحرفه‌ای و یا بی‌ثبات رفتار می‌کنند ، مفید است.تعریف هوش هیجانیامروزه ، بیشتر رهبران مشاغل با اصطلاح &quot;هوش هیجانی&quot; آشنا هستند. به طور معمول اکثر رهبران می دانند که هوش هیجانی به آگاهی از احساسات و الگوهای واکنش شخصی فرد اشاره دارد. طبق تعریف دانیل گولمن، هوش هیجانی به طور معمول فراتر از آگاهی از خود شخص است. گولمن، می‌گوید  هوش هیجانی دارای پنج بعد منحصر به فرد است. تنها سه مورد از این ابعاد- خود آگاهی ، خود کنترلی و انگیزه- متعلق به خود شخص است. دو مورد دیگر- همدلی و مهارتهای اجتماعی - بر تعامل و پاسخگویی به دیگران تمرکز دارند. برای رهبران دو بعد آخر، برای مدیریت دیگران و واکنش مناسب به درگیری‌ها و تنش های اجتناب ناپذیر شخصیتی که در سازمان ها اتفاق می‌افتد، بسیار مهم هستند.تعریف رهبریدر طول مشاغل، بسیاری از افراد که به سمت رهبری ارتقا یافته اند، سطح ابتدایی از صلاحیت را برای همکاری مؤثر با دیگران کسب می کنند. با این حال ، بسیاری از رهبران - چه از نوع واقعیتی و چه بسیار حساس - تمایل دارند که به اصطلاح &quot;مهارتهای نرم&quot; نسبت به جنبه‌های فنی یا بوروکراتیک شغل خود به عنوان جنبه های فرعی تلقی کنند. این روشن می‌کند که چرا رهبران در مواجهه با تقاضاهاو چالش‌های بین افراد، دچار سردرگمی می شوند یا از نظر عاطفی به مشکل بر می‌خورند. اما ، امروزه برای تاثیر گذار بودن سازمانها، رویکردی هوشیارانه و از لحاظ عاطفی متعهد ، نه فقط برای رهبران بسیار حساس بلکه برای همه رهبران ضروری است.چگونه رهبران مختلف می توانند به جلو حرکت کنند؟با توجه به چالش‌های پیچیده‌ای که رهبران امروز با آن روبرو هستند ، بسیار مهم است که آنها درک عاطفی وسیع تری نسبت به مسئولیت‌های خود داشته باشند. چنین تعریفی اذعان می کند که در سازمانهای امروز همه رهبران باید به عنوان معمار اصلی فضای عاطفی یک سازمان خدمت کنند. این اغلب به معنای ایفای نقش فعال تر در ایجاد یک همسویی مؤثر و هماهنگ بین اهداف سازمان و نیازها و احساسات کارکنان است. برای برخی افراد انجام اینگونه فعالیت‌ها ممکن است در ابتدا دشوار باشد. درخواست پشتیبانی یا راهنمایی کارشناسانه از مربی یا فردی قابل اعتماد می تواند روند کار را آسان تر کند. وقتی رهبران متعهد می‌شوند آگاهی گسترده‌تر و عاطفی تری نسبت به نقش خود داشته باشند، احتمالا مزایای غیرمنتظره دریافت می‌کنند و این کارشان در کل سازمان  فراگیر می‌شود.ByDavid Holzmer, Ph.D.از محتوایی که دارید می‌خوانید خوشتان می‌آید؟ در انتشارات پناهگاه آدم‌های بسیار حساس مشترک شوید. هفته‌ای یک مقاله هر سه شنبه. از اینجا مشترک شوید.</description>
                <category>پری ناز عبدالحسین زاده</category>
                <author>پری ناز عبدالحسین زاده</author>
                <pubDate>Tue, 21 Jul 2020 11:47:52 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مغز آدم بسیار حساس چه تفاوتی با مغز یک فرد معمولی دارد؟</title>
                <link>https://virgool.io/hsp-sanctuary/%D9%85%D8%BA%D8%B2-%D8%A2%D8%AF%D9%85-%D8%A8%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B1-%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%B3-%DA%86%D9%87-%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%88%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D8%BA%D8%B2-%DB%8C%DA%A9-%D9%81%D8%B1%D8%AF-%D9%85%D8%B9%D9%85%D9%88%D9%84%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF-vm7clhhjzm1w</link>
                <description>
مغزآدم‌های بسیار حساس قدرتمندترین دستگاه اجتماعی جهان هستند.آیا شما متوجه جزییات محیط، مخصوصا نکات ریز در مورد افراد اطرافتان می‌شوید در حالی که دیگران از آن‌ها غافل اند؟ وقتی کارهای بسیاری برای انجام دادن دارید یا آخرهفته‌تان شلوغ است ویا زمانی که در محیط های پرسر و صدا و اماکن شلوغ هستید خیلی زود خسته و کلافه می‌شوید؟ عمیقا به تجربیاتتان می اندیشید و عواطفتان را شدیدا حس می کنید؟اگر اینها در موردتان صدق می کند شما احتمالا یک آدم بسیار حساس هستید. آدم‌های بسیار حساس بیست درصد از جمعیت هستند که مسائل را عمیق‌تر از دیگران پردازش می‌کنند. این عمق پردازش ناشی از تفاوت مغز و سیستم عصبی آنها با آدم های غیرحساس است.اینکه چه چیز دقیقا أدم‌های بسیار حساس را متفاوت می سازد توسط تحقیقات جدید پاسخ داده  شده است. اینجا به چهار تفاوت عمده می‌پردازیم.چهار تفاوت در مغز آدم‌های بسیار حساسپاسخ مغز شما به دوپامین متفاوت است.دوپامین پاداش شیمیایی مغز است. به بیان ساده تر این ماده باعث می‌شود بخواهید برخی کارها را انجام داده و سپس به شما احساس پیروزی و لذت می‌دهد. در آدم‌های بسیار حساس بسیاری از ژن‌های بر اینکه بدن چطور دوپامین را مصرف می‌کند به نحوی که ما هنوز کاملا نمی‌شناسیم تاثیر گذارند.آدم‌های بسیار حساس احتمالا کمتر از آدم‌های غیرحساس نیاز به پاداش خارجی دارند. پاداش ها &quot;برچسب های طلایی&quot; زندگی هستند ، به عنوان مثال ، ارتقاء شغلی ، حقوق و دستمزد یا پذیرفته شدن در یک گروه اجتماعی. آدم‌های بسیار حساس مثل درونگراها ، از چیزهایی که بسیاری دیگر را ترغیب می کند، هیجان زده نمی شوند. این بخشی از آن چیزی است که باعث می‌شود آدم‌های بسیار حساس در هنگام پردازش اطلاعات ، مکث کنند و متفکر و مراقب باشند. همچنین احتمالاً مانع از جذب آنها به موقعیت‌های مشابه بسیار تحریک آمیزی می‌شود که به برانگیختگی‌شان بیانجامد.2. نورون‌های آیینه ای شما فعال‌تر از بقیه است.نورون‌های آیینه‌ای در مغز آدم‌های بسیار حساس نقش مهمی ایفا می‌کنند. نورون‌های آیینه‌ای کمک می‌کنند بر اساس رفتار دیگران بفهمیم چه کاری انجام می‌دهند یا چه چیز را تجربه می‌کنند.در اصل این سلول‌های مغزی رفتار دیگران را با زمانی که رفتار مشابهی از شما سرزده مقایسه می‌کنند و آن‌ها را به طور موثر آیینه سازی می‌کنند تا متوجه شوید دقیقا چه اتفاقی برای آنها می‌افتد.این اتفاق به دلایل زیادی مهم  است که یکی از آنها این است که به ما انسان‌ها این امکان را می‌دهد که با دیگران احساس همدلی و شفقت داشته باشیم. به خاطر این سیستم است که ما درد یا خوشحالی افراد را  تشخیص می‌دهیم. فعالیت بیشتر نورون‌های آیینه‌ای در افراد به معنی همدلی بیش‌تر است مانند یک آدم بسیار حساس.آدم‌ های بسیار حساس نورون‌های آیینه‌ای بیش‌تری نسبت به افراد دیگر ندارند بلکه نورون‌های آیینه ای فعال تری دارند. درسال 2014 تحقیقات تصویر برداری از عملکرد مغز نشان داد مغز آدم‌های بسیار حساس به طور پیوسته در قسمت‌های کلیدی که مربوط به پردازش عاطفی و اجتماعی است سطح فعالیت بالاتری نسبت به بقیه افراد دارد. این سطح بالاتر از فعالیت حتی در آزمایش‌های شامل افراد غریبه هم نشان داد که آدم‌های بسیار حساس حتی با افرادی که آن‌ها را نمی‌شناسند هم به راحتی همدلی می کنند (با این حال این اثر همچنان در رابطه با عزیزان بالاترین سطح بود).به عنوان یک آدم بسیار حساس این نورون های آیینه ای در آن واحد هم یک قدرت فوق العاده هستند و هم گاهی باعث ناراحتی‌تان می‌شوند .مثلا وقتی نمی توانید یک برنامه تلویزیونی را به خاطر خشنوت‌آمیز بودن مانند سایرین تماشا کنید. اما همین نورون‌های آیینه‌ای شما را در رابطه با دیگران گرم، دلسوز و با بصیرت می‌کند .3. شما احساسات را با وضوح بیش‌تری تجربه می‌کنید.در قسمت جلوی مغز ناحیه خارق‌العاده‌ای به نام قشر جلوی مغزی شکمی (vmPFC) . این ناحیه به چندین سیستم متصل شده که شامل احساسات، ارزش‌ها و پردازش داده‌های حسی است. وقتی می‌گوییم افراد با حساسیت بالا همه چیز را عمیق‌تر از دیگران پردازش می‌کنند احتمال زیادی هست که در این قسمت رخ می‌دهد.با اینکه نقش vmPFCهنوز کاملاً درک نشده است قطعا با تنظیم عواطف مرتبط است و چیزهایی را که تجربه می کنیم برایمان با حسی با وضوح بالا بهبود می‌بخشد. نه فقط آدم های بسیار حساس بلکه همه افراد زندگی را در لحظات عاطفی واضح‌تر تجربه می‌کنند اما در بسیار حساس بودن با ژنی مرتبط است که این وضوح را افزایش می دهد.این ژن اجازه می دهد افزایش وضوح عواطف تأثیر بسیار بیش‌تری بر vmPFC هنگام پردازش تجربیات داشته باشد.این برای آدم‌های بسیار حساس چه معنی دارد؟ برخلاف نورون‌های آیینه‌ای، این وضوح عاطفی لزوما ماهیت اجتماعی ندارد. درباره این است که شما در مواجهه با اتفاقات اطرافتان چه حس زنده و روشنی درون خود دارید. بنابراین اینکه شما عمیق‌تر از دیگران احساس می‌کنید این تنها در ذهن شما نیست، واقعی‌ست. آدم‌های بسیار حساس به دقت تنظیم شده‌اند تا کوچکترین نشانه‌های عاطفی را دریافت کنند و نسبت به آن‌ها واکنش نشان دهند.4. سایر افراد روشن ترین چیزهای موجود در رادار شما هستند.برای آدم‌های غیر حساس نادیده گرفتن افراد دیگر کار راحتی ست اما برای افراد بسیار حساس انگار همه چیز مغزشان طوری طراحی شده تا به دیگران توجه و آن‌ها را تفسیر کنند.این موضوع از قسمت‌های دیگر مغز برای آدم‌های بسیار حساس درموقعیت‌های اجتماعی بسیار فعال می‌شوند و مشهود است.برای مثال تصویربرداری مغزی که پیش از این به آن اشاره کردیم باعث افزایش فعالیت در ناحیه قدامی و اینسولای مغز می شود، دو ناحیه‌ای که با هم خودآگاه و هوشیاری لحظه به لحظه ما را پدید می‌آورد. این نواحی مغز ما آدم‌های بسیار حساس در پاسخ به تصاویر افراد دیگر، مخصوصا آنها که نکات اجتماعی و عاطفی مرتبطی نشان می‌دهند خیلی بیشتر فعال می‌شوند.به عبارت دیگر آدم‌های بسیار حساس در زمینه‌های اجتماعی در حقیقت گوش به زنگ‌تر وهوشیارترند. اگر شما هم یک آدم بسیار حساس هستید دیگران روشنترین نقطه روی رادار شما هستند.موهبت مغز بسیار حساسدر مورد موهبت‌های مغز بسیار حساس گفتنی بسیار است. اطلاعات را در سطح عمیقی پردازش می‌کند، ارتباطات بیشتری را درمی‌یابد و به دیگران عمیقا اهمیت می‌دهد و آن‌ها را عمیقا درک می‌کند. اما شاید مهمترین هدیه در شما به عنوان آدم بسیار حساس این است که مغزتان طوری طراحی شده است که از شما محافظت کند. مغز شما به شدت کوک شده تا به رفتار اطرافیانتان توجه و آن ها را تفسیر کند.  اگر کسی منفی و دردسرساز است شما ‌می‌فهمید. اگر کسی قرار است با شما رفتار نادرستی بکند، انتظارش را دارید. اگر شرایطی برای شما مناسب نیست احتمالا می دانید. این بسیار ضروری ست زیرا آدم‌های بسیار حساس به محیط سالم و نزدیکان مشوق برای شکوفا شدن احتیاج دارند و احتمالا بیش از افراد غیر حساس.اگر شما یک آدم بسیار حساس هستید، مغز شما قوی‌ترین ماشین اجتماعی‌ است که در جهان وجود دارد.نویسنده:آندره سولو30مارچ 2020مترجم: پری ناز عبدالحسین زادهاز محتوایی که دارید می‌خوانید خوشتان می‌آید؟ در انتشارات پناهگاه آدم‌های بسیار حساس مشترک شوید. هفته‌ای یک مقاله هر سه شنبه. از اینجا مشترک شوید.</description>
                <category>پری ناز عبدالحسین زاده</category>
                <author>پری ناز عبدالحسین زاده</author>
                <pubDate>Mon, 13 Jul 2020 18:51:24 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آدم بسیار حساس چطور می‌تواند حریم بهتری برای روابطش ایجاد کند؟</title>
                <link>https://virgool.io/hsp-sanctuary/%D8%A2%D8%AF%D9%85-%D8%A8%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B1-%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%B3-%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D9%85%DB%8C%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%AF-%D8%AD%D8%B1%DB%8C%D9%85-%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D8%A8%D8%B7%D8%B4-%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF-%DA%A9%D9%86%D8%AF-iaxbb1vogao5</link>
                <description>https://soundcloud.com/hsp-sanctuary/boundariesبرای شنیدن این مقاله لطفا روی لینک بالا کلیک کنید. از آنجا که آدم‌های بسیار حساس نسبت به نیازهای دیگران حساس هستند طبیعی‌ست که انرژی زیاد، یا آنچه احساس می کنیم دیگران از ما انتظار دارند ما را تحت تاثیر قرار دهد.من اغلب از مرزها دوری می‌کردم و تا همین چند سال پیش متوجه نبودم که بسیار حساس بودن یکی از مهمترین دلایلی است که اغلب مرزبندی‌ها ذهن من را مشغول می‌کنند.الین آرون در کتابش «آدم بسیار حساس» می‌گوید که ما به عنوان کودک با حساسیت بالا از تغییرات افراد اطرافمان به خصوص افراد بزرگسال نظیر والدین یا معلم هایمان به شدت آگاهیم.درنتیجه بیشتر کودکان بسیار حساس رفتار متغیری را در پیش می‌گیرند تا موجبات راحتی دیگران را فراهم کنند، چرا که ما آدم‌های بسیار حساس جزئی‌ترین تغییرات در حال، زبان بدن یا حتی انرژی دیگران را می‌فهمیم.با این‌که این خصوصیت خیرخواهانه‌ست (و از آن چیزهایی‌ست که آدم‌های بسیار حساس را متمایز می‌کند) می‌تواند ما را با مرزبندی‌ها درگیر کند، چون می‌توانیم (حال، رفتار و انرژی ما)تحت تاثیر شدید این تغییرات جزئی در دیگران قرار بگیریم.مردم درمورد حریم‌ها طوری صحبت می‌کنند که گویی ایجاد آنها آسان است و دیگران هم حرف آن ها را می‌فهمند. اما اگر شما یک آدم بسیار حساس هستید که هیچ‌گاه حریمی در روابط‌تان نداشته‌اید حرف زدن درباره‌اش آسانتر از عمل کردن به آن است .شاید تسکین بخش باشد که بشنوید شما تنها کسی نیستید که در مورد اینکه مرزها چه هستند و چرا به آنها احتیاج داریم مقالاتی خوانده اید و مطالبی در رسانه‌های اجتماعی دیده‌اید... اما هنوز از چگونگی ایجاد آن‌ها سردرنیاورده‌اید.اینجا پنج نمونه از چیزهایی را که من در مورد فرایند دایمی و متغیر ایجاد مرزهای بهتر برای افراد بسیار حساس آموخته‌ام آورده ام:یک آدم بسیار حساس چطور می‌تواند بهتر مرزگزاری کند؟ 1. متوجه باشید که چه وقت تحت تاثیر دیگران قرار می‌گیرید.یکی از ساده ترین راه‌های مرزگزاری این است که ما اول برای خودمان حریمی در نظر بگیریم سپس آنچه برای ما مناسب است یا مناسب نیست را به دیگران بگوییم .اما برای آن دسته از ما که نسبت به نیازهای دیگران حساسیم و همدلی شدید داریم ،تحت تاثیر این نیروی بزرگتر یا آنچه حس می‌کنیم دیگران از ما می خواهند قرار گرفتن واکنشی طبیعی است.این به معنی جواب مثبت دادن ما به خواسته یک دوست، شریک زندگی، پدر یا مادر، رئیس، همکار یا هرکس دیگر است حتی وقتی پاسخ قلبی‌مان به آن خواسته منفی‌ست.مثل:پذیرفتن مسئولیت شخص دیگر در محل کار تنها به این خاطر که حس می‌کنیم کاری باید تمام شود و کسی انجامش نمی‌دهد.داشتن رابطه با شریک زندگی‌مان حتی وقتی حوصله‌اش را نداریم.موافقت کردن برای جایی رفتن وقتی ترجیح می‌دهیم در خانه بمانیم.حرفی نزدن در مورد تقسیم کارهای خانه برای اجتناب از بگو‌مگو .سکوت اختیار کردن وقتی در مورد موضوعی مطمئن هستیم و اجازه دادن به دیگری برای تصمیم‌گیری حتی وقتی با او اختلاف نظر داریم.به عنوان یک زن بسیار حساس (به طور خاص، هر چند مطمئنم صرف نظر از زن یا مرد بودن همه ما با مرزگزاری مشکلاتی داریم) بیشتر اوقات اینطور به نظر می‌رسد که ما از این‌که دیگران در مورد ما چه فکری می‌کنند می‌هراسیم.اما ما می توانیم با مرزهای قوی در یک سطح انرژی‌گیر کشمکش داشته باشیم، زیرا انرژی ما به شدت تحت تأثیر انرژی بزرگتر و قوی تر دیگران یا واکنش غریز‌ی‌مان برای تغییر رفتار ما در جهت آسایش دیگری است.هرکس خودش را با قوی ترین نیروی اتاق هماهنگ می کند، پس برای ما به عنوان یک آدم بسیار حساس اهمیت دارد که بدانیم کی این اتفاق رخ می دهد و چه کسی بیشتر از بقیه باعث این اتفاق می‌شود و چطور میتوانیم به طبیعت خود وفادار بمانیم – در عین حال قوی باشیم و در روابط‌مان حریم داشته باشیم تا کمتر تحت تاثیر دیگران قرار بگیریم.2. نه گفتن را تمرین کنید.وقتی کسی از ما در خواستی می‌کند کمی زمان می‌برد تا ما اطلاعاتمان را در مورد اینکه چه حسی در آن مورد داریم پردازش نماییم و تصمیم بگیریم. وقتی با یک درخواست غافلگیر می‌شویم و زمان کافی برای پردازش نداریم واکنش طبیعی ما ممکن است دادن پاسخ مثبت برای اتمام مکالمه و راحتی طرف مقابل باشد.اما این می‌تواند باعث پاسخ مثبت دادن به چیزهایی شود که جواب‌مان به آن‌ها منفی است و  احساس بی میلی و عدم رضایت در مورد نتیجه تصمیمان بوجود آورد.نه گفتن به کسی که دوستش داریم، رئیس‌مان یا همکارمان می‌تواند دشوار باشد و مثل ماهیچه ای است که برای تقویت آن نیاز به تمرین داریم.میتوانیم با نه گفتن به چیزهای کوچک شروع کنیم مثل فروشنده خیابانی که اصرار دارد چیزی به شما بفروشد یا رد کردن نمونه های مجانی که در فروشگاه به شما میدهند. سپس می‌توانیم خودمان را تقویت کنیم و به کارهایی که واقعا نمی‌خواهیم انجام‌شان بدهیم نه بگوییم و همچنین تمرین کنیم به جای موافقت کردن برای خوشنود کردن دیگران، به خودمان وقت و فضای کافی برای تصمیم گیری بدهیم.به سادگی میتوانید بگویید «نه متشکرم» ، مودبانه اما محکم و روشن جواب منفی خود را ابراز کنید. هنگامی که به کارهایی که تمایل به انجام آنها ندارید نه بگوید می‌توانید به انجام کارهایی که خیلی بیشتر برایتان ارزشمند است پاسخ مثبت دهید.3. پاسخ فیزیکی سیستم عصبی‌تان را چک کنید.یکی از خصوصیات بسیار حساس بودن حساسیت سیستم عصبی ما به محرک های خارجی است. در نتیجه آن ما می‌توانیم از واکنش‌های فیزیکی‌مان در موقعیت های مختلف چیزهای بسیاری بیاموزیم. آموختن این‌که به جای گم شدن در واکنشمان آن را مورد توجه قرار دهیم نیازمند زمان و تلاش بسیار است .اما می‌تواند برای دانستن اینکه چه‌موقع نیاز به مرزگزاری دارید بسیار مفید باشد.این پاسخ می‌تواند شبیه خیلی چیزها باشد و مهم است که بدانید واکنش بدنتان هنگام احساس نا امنی و همینطور وقتی حریمی شکسته می‌شود چیست. می‌تواند شامل انقباض معده، افزایش ضربان قلب، سرخ شدن گونه ها، احساس آشفتگی و فراموشی کلمات، احساس برانگیختگی و خشم ناگهانی، نزاع ، فرار یا احساس فلج شدن شود.اطرافیان مرتبا از ما چیزی می‌خواهند یا نیاز دارند برایشان کاری بکنیم. آن‌ها مقصر نیستند اگر نیازهایشان فراتر از توان ماست. گاهی مواقع بدن ما به ما سرنخ‌هایی می‌دهد که با چیزی موافق نیستیم قبل از اینکه ذهن ما به آنچه در جریان است پی ببرد. هرچه به این موضوع آگاه‌تر باشیم بهتر می‌توانیم مسلط باشیم و بگوییم «نه ممنونم!».4. توجه کنید که کی و کجا بیشتر احساس آشفتگی می‌کنید.اتفاقات روزمره می‌تواند باعث آشفتگی و تخلیه انرژی آدم‌های بسیار حساس شود. صداهای بلند. شلوغی زیاد. کار تمام وقت، گفتگو با افراد زیاد. چراغ‌های پر‌نور. موقعیت‌های شدید عاطفی.دانستن این موضوع که در کل چه چیزهایی بیشترین تاثیر را روی ما دارند می‌تواند کمک کند. اما بسیار مهم است که ما خودمان را مرتبا مرور کنیم تا از احساسی که در درون‌مان جریان دارد آگاه باشیم .( هریک از ما موجودات منحصر به فردی هستیم.)هیچ سیاه و سفیدی در این مورد وجود ندارد. حساس بودن ( مانند بیشتر چیزهای دیگر) یک طیف است. شروع کنید توجه خود را به فعل و انفعالات، حوادث و مسئولیت‌هایی که انرژی شما را می‌گیرد و شما را خسته می‌کند معطوف کنید. این اولین قدم برای درک درست انرژی خود و شفاف سازی در مورد تغییراتی است که می‌خواهید ایجاد کنید، گفتگوهایی که باید داشته باشید و چیزهایی که برای رسیدن به آرامش شخصی‌تان باید برایشان حد و حدودی تعیین کنید.5. انرژی خود را احیا کنید.به عنوان روح های حساس که به طور طبیعی برای دیگران سنگ صبور هستند و اغلب تحت تاثیر دیگران قرار می‌گیرند در پایان روز و یا در هنگام تغییرات بزرگ زندگی‌مان احساس بی‌رمقی کنیم.بسیار مهم است که مراقب انرژی‌مان باشیم. کافیست یاد بگیرید مکث کنید، نفس عمیق بکشید و انرژی از دست رفته‌تان را باز یابید.هر طور که برایتان دلپذیر است آن را تصور کنید- من روی یک گوی طلایی در مرکز بدن خودم و انرژیی که همچون رشته های طلایی از آن ساطع می‌شود تمرکز می‌کنم. می‌بینم که رشته‌ها از هرکس یا هر چیز که در فکرم است باز می‌شوند (آگاهانه یا ناخودآگاه) و هاله نورانی اطرافم بزرگ و بزرگ تر می شود.در ابتدا ممکن است کار بیهوده‌ای به نظر برسد اما این عملی موثر است که می‌تواند سیستم عصبی را تسکین دهد، انرژی مجدد به ما بدهد و  حریم قوی ایجاد کند که قدرت شخصی‌مان را بازگردانیم.این یک تغییر یک شبه نیست که به یک باره مرزهای قدرتمند داشته باشید و به کسی اجازه عبور از آن را ندهید. ما همه موجوداتی سیال هستیم که خود را وفق می‌دهیم و در طول زندگی متحول می‌شویم و این تحول یک شبه پیش نمی‌آید. برای افراد بسیار حساس این می تواند کاری باشد که هرگز انجام نداده اید و زمان بر است.حتی سالها بعد از یادگیری مرزگزاری یکهو به خودمان می آییم و می بینیم که وقت و انرژی امان را ازدست داده ایم چرا که کسی که واقعا دوستش داریم چیزی از ما خواسته و ما بدون فکر کردن به عواقب آن موافقت کردیم. یا می‌توانیم خود را در شرایط جدیدی بیابیم  و متوجه شویم که قطعا نمی‌خواهیم دوباره آنجا باشیم، بنابراین برای دفعه بعد چیزی را تغییر خواهیم داد (‌برخورد ناراحت‌کننده در محل کار، یا با مشتری یا با یک غریبه)راه حل این است که خیلی به خود سخت نگیرید. در گذر زمان به این نتیجه می‌رسید که چقدر پیشرفت کرده‌اید و نه گفتن چقدر آسان‌تر شده‌ است. با دوستانتان به جای خوبی می‌رسید اگر مرتبا خودتان را فدا نکنید (و از این بابت ناراضی و خسته باشید).خیلی کلیشه‌ای است که بگوییم این‌ها یک شبه اتفاق نمی افتد اما حقیقت دارد. برای آدم‌های بسیار حساسی مثل من و شما حریم‌ها برای شاد بودنمانُ، روابط‌مان و اینکه در زندگی چگونه خواهیم بود اهمیت بسیار دارد .مقالات بیشتر در مورد آدم بسیار حساس را می‌توانید در انتشارات پناهگاه آدم‌های بسیار حساس اینجا بخوانید:ما یک اجتماع هستیم که تلاش می‌کنیم دراین باره مقاله‌های خوب تهیه کنیم. در انتشارات پناهگاه ما اطلاعات ارزشمندی پیدا خواهید کرد.نویسنده:کاترین مکنزی اسمیثمترجم: پری‌ناز عبدالحسین زادهمنبع :https://highlysensitiverefuge.com/how-to-actually-set-better-boundaries-as-an-hsp/</description>
                <category>پری ناز عبدالحسین زاده</category>
                <author>پری ناز عبدالحسین زاده</author>
                <pubDate>Thu, 11 Jun 2020 20:20:19 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آیا بسیار حساس بودن یک اختلال است؟</title>
                <link>https://virgool.io/hsp-sanctuary/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D8%A8%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B1-%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%B3-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86-%DB%8C%DA%A9-%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%84%D8%A7%D9%84-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-xfk9dj37fdka</link>
                <description>https://soundcloud.com/hsp-sanctuary/disorderخیر، حساسیت بالا در افراد، اختلال محسوب نمی‌شود. یک آدم بسیار حساس (HSP) کاملا نرمال و سلامت است و تقریبا 15 تا 20 درصد از جمعیت HSP هستند. این ویژگی دارای مزایایی است و می‌تواند یک نقطه قوت باشد مخصوصا در هنر و مشاغل حساس.چرا بسیار حساس بودن اختلال محسوب نمی‌شود؟اگر شما یک HSP هستید شما از بدو تولد با این ویژگی متولد شده‌اید و تا آخر عمر هم بسیار حساس باقی می‌مانید و راههای زیادی هست که حساسیت‌تان را تبدیل به کامیابی کنید. در حقیقت HSP بودن می‌تواند آغاز و منشاء قدرت و موهباتی برایتان باشد.چهار نشانه اصلی وجود دارد که نشان می‌دهد شما یک آدم بسیارحساس هستید:1. عمق پردازشبه این مفهوم که شما حتی برای محرک‌های کوچک هم بسیار عمیق اطلاعات را پردازش می‌کنید.2. برانگیختگی زیاد، به این خاطر که HSPها دائما در حال پردازش اطلاعات بسیار هستند.افراد با حساسیت بالا احساس به هم ریختگی یا استرس می کنند و معمولا به محیطی تنها با حداقل محرک برای بازگشت به حالت ارام  نیاز دارند.3. همدلی ، یا واکنش احساسی شدید.HSPها نه تنها با محرک‌های فیزیکی بلکه درمسائل اجتماعی و احساسی هم افراد دیگر را به خوبی درک می‌کنند و با آنها همدلی می‌نمایند و این به دلیل داشتن نورون‌های آینه‌ای بسیار فعال این افراد است.4. احساسات ظریف و دقیقدر واقع متوجه جزییاتی می‌شوند که دیگران متوجه آن نمی‌شوند و با چیزهایی ارتباط برقرار می‌کنند که ممکن است برای افراد غیر حساس ناممکن باشد.همانطور که ملاحظه می‌کنید سه مورد از چهار مورد بالا بسیار مفید و کاربردی به شمار می‌رود. تنها این مورد که ممکن است شما را به انزوا بکشد این است که گاهی برای رهایی از برانگیختگی زیاد نیاز به تنهایی دارید. گرچه یک آدم بسیار حساس می‌تواند بیاموزد چطور مرزهایی قرار دهد، محیط اش را مدیریت کند و برای اینکه بیش از حد برانگیخته نشود برای خود زمان استراحت قائل شود.در واقع هر فردی می‌تواند صفاتی داشته باشد که در شرایط مختلف هم باعث ضعف و هم قدرتش بشود و HSP بودن تفاوتی در این قضیه ندارد.آیا HSP بودن چیز خوبی است؟بله!البته بهترین راه برای فهمیدن این موضوع این است که با آدم‌های بسیار حساس در این مورد صحبت کنید. ما با صدها فرد با حساسیت بالا در مورد حساسیت‌هایشان صحبت کردیم. اینجا بعضی از صحبت‌هایشان در مورد HSP بودنشان را می‌خوانید:· بسیار حساس بودنم باعث قدرت فوق العاده من است.من متوجه چیزهایی می‌شوم که دیگران متوجه آن نمی‌شوند و این باعث می‌شود که در شغلم و زندگی با همسرم بهترین باشم و به من این فرصت را می‌دهد که کارهایی را به انجام برسانم که دیگران نمی‌توانند.· HSP بسیار حساس بودن به معنی مهربانی، درک بالا، دلسوزی و قدرتمند بودن است.· من یک رهبر آرام اما مطمئنم.درتمام مراحل زندگی‌ام توانایی دیدن یک تصویر بزرگ با جزییاتش را دارم.  نمی‌دانستم که توانایی‌هایم چقدر منحصر به فرد است تا اینکه دیدم دیگران چقدر در انجام کارهایی که برای من راحت است مشکل دارند.· من میتوانم چیزهایی ببینم که دیگران نمی توانند آن‌ها را ببینند.شکی نیست که بعضی HSP‌ها هنگامی که به خوبی درک نمی‌شوند یا زندگی کاری آنها با مطالباتشان به عنوان یک آدم بسیارحساس مطابقت ندارد دائما در حال کشمکش هستند. برخی دیگرشان دائما در حال فیلتر کردن احساس هایی هستند که می‌توانند از افراد پیرامونشان جذب کنند. کار دشواری است ، با اینکه کم آرامش ترین فرد در اتاق هستند همچنان آرام باقی بمانند.به همین خاطر مسیر شاد بودن و کامیابی آدم‌های بسیار حساس شامل درک و پذیرش این خصوصیت است و کارکردن روی مرزگذاری و ایجاد زمان و فضایی که شما نیاز دارید تا برانگیخته نشوید.چرا اغلب HSP یک اختلال تصور می‌شود؟:حساسیت پردازش حسی که فرد را تبدیل به یک HSP می‌کند، و اختلال پردازش حسی که دو موضوع کاملا متفاوت  هستند معمولا با هم اشتباه گرفته می‌شوند.با وجود اینکه این دو اسم خیلی شبیه به هم هستند اما دو ویژگی کاملا متفاوت‌اند.حساسیت پردازش حسی (SPS) که در افراد باعث می‌شود آنها یک آدم بسیار حساس (HSP) محسوب شوند. یک ویژگی سلامت است و پایه ژنتیک دارد و فرد با این ویژگی متولد می شود. تنها باید بگوییم که این افراد در برابر هرگونه محرکی (محرک های بیرونی و محیطی و دیگر افراد و همینطور محرک های داخلی مانند احساسات و تفکر عمیق درمورد یک موضوع) سیستم عصبی بسیار حساسی دارند.حساسیت پردازش حسی (SPS) به این معنی است که شما همه چیز را بسیار عمیق تر از دیگران پردازش می کنید در نتیجه:· شما متوجه چیزهایی می‌شوید که دیگران آنها را نمی‌بینند.· شما خیلی عمیق حس می‌کنید که در بیشتر مواقع یک موهبت به شمارمی‌آید. اما گاهی مشکلاتی هم برایتان به همراه دارد.· اینکه سیستم عصبی شما در هر لحظه اطلاعات بیشماری را پردازش می‌کند به خصوص در محیط‌های پر محرک می تواند باعث برانگیختگی بیش از اندازه و از دست رفتن انرژی شما شود.در نتیجه SPS یک ویژگی به هنجار به حساب می آید. افراد با ویژگی SPS افرادی سلامت‌اند که دنیا را کاملا متفاوت با افراد فاقد این ویژگی تجربه می‌نمایند.اختلال پردازش حسی (SPD)، همچنین به عنوان اختلال ادغام حسی نیز شناخته می‌شود و یک عارضه عصبی است. سیستم اعصاب را با اطلاعات نادرست در گیر می‌کند و باعث واکنش اشتباه به آن اطلاعات می‌گردد.اختلال پردازش حسی (SPD) خیلی کمتر از SPS رایج است و روانشناسان آن را اختلال به شمار می برند (قابل تشخیص است، علائم دارد و معمولا نیاز به درمان ومعالجه تخصصی دارد.)تفاوت بین بسیار حساس بودن و اختلال پردازش حسی:تفاوت در پوسته: یک آدم بسیار حساس با حساسیت پردازش حسی به راحتی حجم بیشتری از اطلاعات را و با عمق بیشتر نسبت به دیگر افراد پردازش می‌کند .از طرف دیگر افراد دارای اختلال پردازش حسی اطلاعات را در هم آمیخته پردازش می‌نمایند.به این دلیل است که HSP بودن یک ویژگی سودمند و سلامت است در حالی که SPD یک اختلال به شمار می‌آید.آیا شما یک آدم بسیار حساس(HSP)  هستید؟اگر شما یک HSP هستید جز آن ۲۰ درصد جمعیت به حساب می‌آیید که این موهبت را دارند که دنیا را عمیق‌تر می‌بینند و احساس می کنند. می‌توانید این موهبتتان را با روش‌های مختلف تحت اختیار بگیرید.· می‌توانید کارهای برجسته و شاخص در زمینه‌های هنری و موسیقی و ادبی انجام دهید.· این قدرت را دارید که عمیقا افراد اطراف خود را بفهمید و درک کنید.· شما برای این ساخته شده‌اید که کارهایی که نیازمند تفکر عمیق هستند را با دقت و با بصیرت انجام دهید.· شما این توانایی را دارید که رهبری الهام بخش باشید و به حرف‌های افرادی که با آنها کار می‌کنید گوش فرا دهید.نشانه های بیشتر برای آدم‌های بسیار حساس را می توانید اینجا بخوانید: https://virgool.io/d/mq8zztpdsq89/edit مترجم: پری ناز عبدالحسین زادهکارشناس ارشد روانشناسی</description>
                <category>پری ناز عبدالحسین زاده</category>
                <author>پری ناز عبدالحسین زاده</author>
                <pubDate>Wed, 03 Jun 2020 20:54:10 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آدم های بسیار حساس عزیز که دوران کودکی سختی داشتید : امیدتان را از دست ندهید!</title>
                <link>https://virgool.io/hsp-sanctuary/%D8%A7%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D8%A7-%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%B3%DB%8C%D8%AA-%D8%A8%D8%A7%D9%84%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D8%B2%DB%8C%D8%B2-%DA%A9%D9%87-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%DB%8C-%D8%A8%D8%AF-%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%AF-%D9%87%D8%B3%D8%AA-ihjpaufrewit</link>
                <description>موقعی که برای اولین بار فهمیدم که من یک فرد با حساسیت بالا هستم هر چیز که با این موضوع به دستم میرسید مطالعه می کردم. چون این خلاصه ای از زندگی ام بود.منظورم این است که من بلاخره توضیحی برای سه دهه ای که دست و پا زده بودم یافتم.اینکه چرا من با چیزهایی آزرده میشدم که دیگران به ندرت متوجه آنها می شدند. یا چرا من به راحتی میتوانستم چیزهایی احساس کنم که دیگران به آن التفاتی نداشتند.چرا زندگی عادی غالبا برایم اینقدر فرسایشی بود.و همه انچه خواندم مرا درگیرتر کرد. مطمئنا حساسیت بالا مزایایی هم دارد . قطعا مثال های بی شماری از افراد با حساسیت بالا وجود دارد که برایم الهام بخش باشد.اما این خطر در مورد فشارهای بد و دردناک دوران کودکی هست که میتواند باعث حساسیت ذهن و بدن شود. اینکه ما ها بیشتر از بقیه نیازمند رشد در محیط طبیعی هستیم تا با سلامتی به بلوغ برسیم.کودکی من به وضوح جز دسته بدترین کودکی هاست. پدرم الکلی بود و اولین خاطره من مربوط میشود به ضرباتی که مادرم به خاطر دیوانگی حاصل از مستی او میخورد. خودمم هم قربانی تجاوز برادرهایم بودم.همانطور که تحقیقات پیش بینی کرده بود تبعات کودکی ام مرا رنج می داد. هرچند موفق شدم  فارق التحصیل شوم، ازدواج کنم و در بیشتر موارد ظاهر زندگی را معمولی نگه دارم حقیقت این است در پشت صحنه کشمکش شدیدی داشتم. من در مورد اضطراب خارج از کنترل حرف می زنم.  از افسردگی شدید مداوم. مشکلات مختلف سلامتی که همگی مربوط به استرس مزمن بودند.دقیقا همانطور که پیش بینی شده بود. HSP  با دوران کودکی بد مساوی است با یک نتیجه افتضاح.یک ترکیب دردناک!بر اساس تحقیق (ارکیده و قاصدک ): اینکه چرا بعضی کودکان دائما در ستیزند و چطور می توانند به کامیابی برسند. توماس بوینس معتقد است کودکان با حساسیت بالا ( ارکیده ها) آستانه تحمل استرس کمتری نسبت به کودکان غیر حساس (قاصدک ها) دارند.این به این معنی است که افراد HSP  زودتر به آستانه برانگیختگی می رسند.تحقیقات زیادی هست که نشان می دهد تجربیات مخرب دوران کودکی درزمینه های فیزیکی، احساسی یا اجتماعی میتواند باعث تغییر ساختار مغز شود ، شما در آینده نسبت به محرک های استرس زا حساس تر میشوید و زمان بیشتری طی میشود تا شما بعد از استرس به حالت عادی برگردید. این به این معنی است که HSP هایی که دوران کودکی بدی دارند نسبت به استرس، آسیب پذیر ترند و اگر در محیطی که این را بدتر میکند رشد کنند، آسیب مضاعفی می بینند. نتیجه اینکه ، ترشح بیش از حد هورمون های  استرس میتواند خطر ابتلا به بیماری های مزمن روحی و جسمی اتان را در طول زندگی افزایش دهد.وحشتناک است نه؟داستان من اینطور تموم نشد.می خواهم بدانید که داستان من اینجا به پایان نرسید. میبینید که من در ادامه زندگی مضطرب، افسرده و بیمار باقی نماندم. امروز من حقیقتا کامیابم. مادری که سه فرزند دارد و عاشق شغل اش هم هست. مشکلات روحی و جسمی ام را در گذشته رها کردم و این چیزی است که در واقع می خواهم به شما بگویم. اگر شما یا یکی از عزیزانتان فردی حساس با دوران کودکی بد هستید این امید برایتان وجود دارد. میخواهم بدانید که امکان پذیر است که بتوانید همه چیز را درست کنید حتی با وجود کودکی افتضاح و حتی اگر همچنان از نتایج آن دوران رنج میبرید. اینجا سه کلید بازیابی خود را برای شما عنوان میکنم.3 نکته شفا بخش برای HSP هایی که دوران کودکی بدی داشتند: استرس خود را مدیریت کنید.میدانید که استرس بیش از حد ریشه اصلی مشکل است اما راه حل را هم به شما می دهد. مشتاقانه در زندگی تلاش کردم که درجه استرسم را با گرو گرفتن ازهر چیز کوچکی کاهش دهم.· تعدادی از محرکهای استرس زا که در کارم، رابطه ام و سبک زندگی ام وجود داشت انتخاب کردم وبرای مراقبت از خودم و دور شدن از ناراحتی های بیخودی آنها را کاهش دادم.· تکنیک هایی نظیر نرمش، تمرین تنفس و مدیتیشن  را انجام دادم تا به بدنم کمک کنم مدت زمان بیشتری در حالت راحت قرار گیرد.· بالا بردن توانایی کنار آمدنم در مواجهه با محرک های استرس آوری که نمی خواهم یا نمیتوانم آنها را حذف کنم. مالک حساسیت خودت باش.یک مشکل دیگر اینکه تربیت اشتباه شما را با ارزش وجودی پایین در یک موقعیت نا کارآمد رها میکند. هیچ کس به شما نیاموخته که برای خود ارزش قائل باشید پس شما هم ارزشی برای خود قائل نیستید. به حساسیت خود به دید نقصی دیگر می نگرید. چیزی که شما را بی ارزش میکند. چیزی که برای رشد بهتر ملزم به ترک آن هستید.اما شما نمیتوانید، حساسیت شما جزئی جدایی ناپذیر از شماست که همیشه همراهتان خواهد بود.تنها راهی که به عنوان HSP میتوانید خوشبخت باشید این است که بپذیرید که چه کسی هستید. اینکه شما حساسید واین حساسیت همیشه همراه شماست و این نقص شخصیتی نیست.زمانی که این حقایق را بپذیرید شما میتوانید سبک زندگی اتان را با این موضوع تطبیق دهید و به عنوان یک فرد حساس با نیازهایتان مواجه شوید. اینجاست که زندگی خیلی بهتری برایتان آغاز می شود.برای من این پذیرش یک شبه به وقوع نپیوست. باید های بسیاری در سرم می چرخید. من باید قوی تر باشم... من باید بیشتر شبیه  بقیه شوم..... من نباید اینقدر تحت تاثیر قرار بگیرم...· برای ساکت کردن این باید کارهای جدی انجام دادم اما اینجا چند نمونه از چیزهایی که کمک کرد میگویم:· در مورد حساسیت بالا بیاموزیم· خواندن تجارب افراد دیگر که آنها هم HSP  هستند· به نقاط قوتم در مورد اینکه یک HSP هستم بیاندیشم. چه چیزهایی برای من آسان است در حالی که برای افراد بدون حساسیت بالا دشوار به حساب می آید؟ اکنون خود را در محیط سالم قرار دهید.شما ممکن است الان به خاطر خاک ضعیف که در آن پرورش یافتید یک ارکیده پژمرده باشید. اما این به این معنی نیست که اگر در محیط مناسب و رسیدگی با عشق باشید نمی توانید سلامت خود را بازیابید.وقتی که یک کودک بودید شما حق انتخاب نداشتید. اما به عنوان یک فرد بالغ شما این توانایی را دارید که از خود مواظبت کنید و به دنبال حمایت و تشویق خود باشید. انتخاب اینکه گذشته را پشت سر بگذارید و به سمت چیزهای بهتر حرکت کنید همیشه آسان نیست اما من فهمیدم که این بها را باید تا آخر پرداخت.من آموختم که تمام انتخاب های زندگی ام ، بزرگ یا کوچک را بر اساس اینکه آنها مرا به سمت سلامتی و تعالی سوق می دهند یا خلاف آن ارزیابی کنم.· وقتم را با چه کسی بگذرانم· چه نوع کاری را انجام دهم· چه رسانه ای را برای دیدن و خواندن انتخاب کنمدرواقع هیچ یک از اینها علم موشکی نیست، گرچه گاهی اوقات اینطور به نظر می رسد که نیاز به تلاش زیادی دارد.در آخر ساده ترین روش برای اینکه سلامت خود را بازیابید این است که به خود عشق بورزید و از خود به خوبی مواظبت کنید.آیا شما هم دوران کودکی بدی سپری کرده اید؟ چه تاثیری روی شما گذاشت؟ برای رشد خود چه تدابیری اندیشیده اید؟ لطفا با گذاشتن کامنت در پایین متن من رو از تجاربتان مطلع کنید.نویسنده: Anni Poikolainenمترجم: پری ناز عبدالحسین زاده</description>
                <category>پری ناز عبدالحسین زاده</category>
                <author>پری ناز عبدالحسین زاده</author>
                <pubDate>Wed, 27 May 2020 18:54:48 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>21 نشانه که شما فردی با حساسیت بالا به حساب می آیید.</title>
                <link>https://virgool.io/hsp-sanctuary/21-%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86%D9%87-%DA%A9%D9%87-%D8%B4%D9%85%D8%A7-%D9%81%D8%B1%D8%AF%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%B3%DB%8C%D8%AA-%D8%A8%D8%A7%D9%84%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%A8-%D9%85%DB%8C-%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D8%AF-mq8zztpdsq89</link>
                <description>یک فرد با حساسیت بالا (HSP) دنیا را متفاوت تراز دیگران تجربه می کند.به واسطه تمایز بیولوژیکی که از بدو تولد افراد با حساسیت بالا دارند افرادی ریزبین ترند وپردازش اطلاعات در آنها عمیق تر است. این به این معنی است که آنها افرادی خلاق، با بصیرت و همدل هستند اما این همچنین به معنی  این است که اینها بیشتر از دیگران در معرض استرس و دستپاچگی قرار می گیرند.با اینکه با حساسیت بالا بودن کاملا طبیعی است و نه بیماری است و نه اختلال به حساب می آید به دلیل اینکه تنها 15 تا 20 درصد از کل جمعیت HSP  هستند این موضوع همواره بد تعبیر میگردد.آیا شما فردی با حساسیت بالا هستید؟اگر بیشتر این نشانه ها را در خود می یابید این احتمال وجود دارد که یک HSP باشید.نشانه هایی که شما یک فرد با حساسیت بالا هستید.1.شما از هر نوع خشونت و ظلم متنفرید.همه افراد از ظلم و خشونت منزجرند اما برای افراد با حساسیت بالا دیدن یا شنیدن در مورد آن میتواند کاملا ناراحت کننده و مغشوش کننده باشد. شما اگر نمیتوانید فیلم های ترسناک و خشونت آمیز را بدون آشفتگی و احساس ناراحتی فیزیکی  تماشا کنید همینظور نمیتوانید صدمات به حیوانات و اعمال وحشیگیری به آنها را تحمل کنید، ممکن است که یک HSP باشید.2. شما غالبا از جذب احساسات دیگران خسته میشوید.اگر چه افراد با حساسیت بالا لزوما درک نمی شوند اما HSP ها مایلند با احساسات دیگر افراد همدلانه برخورد کنند.اینکه فرد HSP فورا پس از ورود به اتاق به خلق افراد آنجا پی ببرد امری غیر عادی نیست. به خاطر اینکه افراد با حساسیت بالا روی حالات چهره، زبان بدن و تن صدا که دیگران ممکن است به آنها بی توجه باشند  بسیار ریزبین هستند. اگر این را با درجات زیاد همدلی افراد با حساسیت بالا مربوط بدانیم دیگر از این که HSP ها احساساتی که مربوط به آنها نیست را به خوبی درک می کنند، متعجب نمی شویم.در نتیجه افراد با حساسیت بالا معمولا از تکرار فرسایشی احساس مکرر رنج می برند.3.محدودیت زمانی واقعا شما را گیج میکند.در مدرسه امتحان های با تایم کوتاه یا تست های سرعتی واقعا شما را مضطرب می کرد.اگر چه در هدف گیری شما معمولا بهترین هستید. به عنوان یک فرد بالغ وقتی شما کارهای زیادی در لیست انجام دادنی ها دارید و وقت کافی برای به پایان رساندنشان ندارید خیلی استرس میگیرید. HSP ها به تحریکات حساس ترند و محدودیت زمانی هم از این قاعده مستثنا نیست.4. شما اغلب عقب میکشید.چه درونگرا باشید یا برون گرا شما به زمان های بسیاری برای استراحت نیاز دارید و ترجیحا تنها. شما اغلب بعد از یک روز طولانی برای کم کردن میزان تحریکات و تسکین احساساتتان و تجدید انرژی به یک اتاق ساکت و کم نور پناه میبرید.5.شما بیقرار هستید.وقتی فردی شما را غافلگیر میکند حسابی وحشت میکنید. بیشتر HSP ها واکنش جاخوردن شدیدی دارند چرا که حتی در موقعیت های غیر تهدید آمیز هم سیستم عصبی آنها آماده حرکت است.6.شما عمیق می اندیشید.اساس HSP بودن این است که شما اطلاعات را عمقی پردازش می کنید. این بدان معنی است که شما خیلی بیشتر از دیگر افراد براساس تجربه هایتان عمل میکنید. متاسفانه این به این معنا هم هست که شما بیشتر از بقیه مستعد بدبینی هستید. گاهی اوقات شما وسواس گونه وقایع و افکار منفی را بارها و بارها در ذهن خود مرور میکنید .7. شما یک جستجوگرید.HSP ها در جستجوی یافتن جواب سوال های بزرگ زندگی هستند. آنها میخواهند دلیل هرچیز و نقش آن در کل هستی را بدانند .اگر شما فردی با حساسیت بالا هستید ممکن است همیشه از اینکه افراد دیگر مانند شما شیفته داستان خلقت و جهان هستی نمیشوند تعجب کنید.8. صداهای بلند و ناگهانی شما را وحشت زده میکند.برای مثال اگر موتور سیکلیتی ناگهان از کنار پنجره اتان با صدای بلند بگذرد ممکن است واقعا باعث وحشت اتان شود.9. جنس لباس اتان.شما همیشه نسبت به لباسی که میپوشید حساس اید.پارچه های خشن یا لباس های تنگ مثل شلوار یا جوراب شلواری با کش تنگ واقعا شما را آزار میدهد. البته ممکن است افراد غیر حساس هم این چیزها را نپسندند اما یک HSP کمد لباسش را کاملا با دقت به این موضوع انتخاب میکند.اگر یک فرد حساس سهوا یکی از اینها را بپوشد راحت نبودن آن ممکن است کل حواس وی را مختل کند.10.تحمل درد شما کمتر است.اکثر HSPها نسبت به درد –سردرد، بدن درد، جراحات و...- از غیر حساس ها حساس ترند.11.دنیای درون شما زنده و حاضر است.براساس پردازش عمیقی که دارید شما صاحب دنیای درون قوی هستید. در کودک ممکن است شما دوستان تخیلی مختلفی داشته باشید از بازی های تخیلی لذت ببرید و مستعد خیال پردازی باشید. در بزرگسالی شما رویاهای واقعی مشخص داشته باشید.12. تغییر واقعا آشفته اتان می کند.HSP ها با روزمرگی هایشان راحت هستند چرا که چیزهای آشنا برایشان کمتر از موارد جدید تحریک کننده است به همین دلیل هر نوع تغییر مثبت یا منفی میتواند آنها را به هم بریزد. به عنوان مثال موقع قرارملاقات با فرد جدید یا ترفیع کاری HSP ها به همان اندازه که خوشحالند مضطرب هم هستند. بر این اساس HSPها نسبت به دیگران به زمان بیشتری برای کنار امدن با تغییرات نیازدارند.13. گاهی محیط شما دشمن شماست.به طور مشابه رفتن به خانه جدید یا مسافرت حتی اگر برای تعطیلات ممکن است واقعا برای شما دشوار باشد. چرا که ادراکات شما با محرک های جدید بسیاری به توپ بسته می شود.14. شما سوتعبیر میشوید.حساسیت بالا غالبا گمراه کننده است. ممکن است شما خجالتی یا مضطرب نامیده شوید ممکن است این به مفهوم این باشد که یک چیز درست نیست. به طور مشابه بیشتر HSPها برچسب درون گرا میخورندچرا که درون گرا ها و HSPها مشخصات مشترک زیادی دارند، مثل نیاز به زمان استراحت بیشتر. گرچه 30درصد از HSPها برون گرا هستند.15. شما به راحتی گرسنه عصبانی می شوید.HSP ها خیلی نسبت به تغییرات قند خون حساس هستند بنابراین شما ممکن است اگر مدتی چیزی نخورید کاملا گرسنه عصبانی شوید .16. کسی به محرک نیاز دارد ...چه موقع سیستم عصبی شما به بالاترین درجه تحریک می رسد؟ بعضی HSP ها نسبت به کافیین بسیار حساس هستند و به مقدار خیلی کمی از آن برای تاثیرش نیاز دارند. همینظور بعضی HSP ها نسبت به تاثیرات الکل حساس هستند.17. کشمکش و ناسازگاری برای شما مثل سم عمل میکند.موقعی که در رابطه نزدیک شما مخالفت و درگیری به وجود می آید شما عمیقا آنرا حس می کنید.بیشترHPS ها در زمان این درگیری ها به دردهای جسمانی هم مبتلا می شوند. نتیجه میگیریم اگر افراد با حساسیت بالا از درگیری اجتناب می کنند یا برای خوشحال نگهداشتن طرف مقابل هر کاری انجام میدهند، به این خاطر است که درگیری خیلی به آنها آسیب میرساند.18.انتقاد برای شما مثل یک خنجر تیز و برنده است.برای HSPها  کلمات اهمیت بسیاری دارند. کلمات مثبت آنها را به اوج می رساند و حرف های سخت و تلخ آنها را نابود می کند. برای سیستم تنظیم کننده حساس آنها انتقاد مانند خنجر و حرفهای منفی مثل سم عمل می کند.19. شما با وجدان هستید.در مدرسه یا سر کار شما همه تلاش خود را می کنید که مرتکب خطایی نشوید. البته همانطور که هیچ کس کامل نیست شما هم از این قاعده مستثنی نیستید. اما شما همیشه تلاش می کنید که بهترین خود باشید.20.شما عمیقا زیبایی را حس میکنید.غذای خوب، رایحه های مشام نواز یا آهنگ های روح بخش خیلی روی شما تاثیر می گذارند.موسیقی یا پیچش باد در برگهای پاییزی و دیدن برگها زیر درخشش آفتاب شما را از خود بی خود می کند. شما تعجب میکنید چطور دیگرن از دیدن این زیبایی ها به اندازه شما تحت تاثیر قرار نمی گیرند.21.شما حساس هستید.به خاطر اینکه شما متوجه چیزهایی می شوید که دیگران متوجه آنها نیستند، شما حساس و بابصیرت به نظر می آیید. حتی هنگام کودکی شما ممکن است که بیشتر از سن خود بفهمید. دنیا برای اینکه مکانی مهربان و قابل درک باشد به افرادی با حساسیت بالا مثل شما تکیه کرده است .</description>
                <category>پری ناز عبدالحسین زاده</category>
                <author>پری ناز عبدالحسین زاده</author>
                <pubDate>Wed, 20 May 2020 10:24:43 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>