<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های parinaznajafizadeh</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@parinaznajafizadeh</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-19 04:21:12</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/216266/avatar/ClElRl.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>parinaznajafizadeh</title>
            <link>https://virgool.io/@parinaznajafizadeh</link>
        </image>

                    <item>
                <title>ثبت نام در پنل کاربری و درآمد زایی حامیران</title>
                <link>https://virgool.io/@parinaznajafizadeh/%D8%AB%D8%A8%D8%AA-%D9%86%D8%A7%D9%85-%D8%AF%D8%B1-%D9%BE%D9%86%D9%84-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1%DB%8C-%D9%88-%D8%AF%D8%B1%D8%A2%D9%85%D8%AF-%D8%B2%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AD%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-wxspzkhvtb3y</link>
                <description>Panel.hamiranclub.comکد معرف 20200314105500ابتدا به سایت حامیران مراجعه کنید ثبت عضویت را کلیک نماییدفیلدهای مشخصات فردی را پر کنید در قسمت شناسه معرف کد معرف را وار نمایید درقسمت اطلاعات رمز پس از تایید شما میتوانید از ۳۰ روز رایگان خدمات پنل استفاده کنید در انتها مشخصات پستی خود را وارد کنید تبریک شما به عضو  مجموعه حامیران شدید.</description>
                <category>parinaznajafizadeh</category>
                <author>parinaznajafizadeh</author>
                <pubDate>Sun, 12 Jul 2020 00:42:40 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رییس بیمارستان ....</title>
                <link>https://virgool.io/@parinaznajafizadeh/%D8%B1%DB%8C%DB%8C%D8%B3-%D8%A8%DB%8C%D9%85%D8%A7%D8%B1%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-ugogj33ef6ll</link>
                <description>با سلام احتراما به استحضار می رساند پرسنل بی کفایت شما هر روز باعث مرگ بسیاری از هموطنان و عزیزان ما میشوند از آنجا که بیماری مرموز کرونا گریبان گیر همه شده و پرسنل شما به جای پرستاری و ویزیت بیماران مشغولی سلفی گرفتن و گفتگو با همکاران خود لطفا سری هم به بیماران بزنند ، وظیفه همراه بیمار پرستاری و نظافت نیست نشستن در جایگاه شما بسیار سخت و سنگین می باشد اما شما یقینا توانایی انجام آن را داشته اید در انجام وظایف خود کوتاهی نکنید که دنیا دار مکافات است اگر مردم عادی علم پرستاری و پزشکی ندارند و عزیرانشان را از دست میدهند سخت است که شما با توجه به علم و توانایی عزیزانتان را از دست بدهید </description>
                <category>parinaznajafizadeh</category>
                <author>parinaznajafizadeh</author>
                <pubDate>Sun, 12 Jul 2020 00:19:07 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آش کشک دستپخت مامان گلی</title>
                <link>https://virgool.io/@parinaznajafizadeh/%D8%A2%D8%B4-%DA%A9%D8%B4%DA%A9-%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D9%BE%D8%AE%D8%AA-%D9%85%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%86-%DA%AF%D9%84%DB%8C-bquqvsfs1zdi</link>
                <description>مامان گلی سلاممیدونم که این روزها حال و حوصله نداری و بیشتر نیاز به استراحت داریاما اینجانب یدونه دختر شما بسیار هوس آش کشک دستپخت مامان گلی و کردهودر قبال پخت آش کشک مرغوب همیشگی حاضر به انجام تمام کارهای منزل نموده ام شما مرحمت فرموده این غذای لذیذ را پخته و مراتب شادی و نشاط و دورهمی تمام اعضای خانواده را فراهم آورید تنها دختر شما پری ناز❤❤</description>
                <category>parinaznajafizadeh</category>
                <author>parinaznajafizadeh</author>
                <pubDate>Sun, 12 Jul 2020 00:08:16 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرخ خیاطی قدیمی</title>
                <link>https://virgool.io/@parinaznajafizadeh/%DA%86%D8%B1%D8%AE-%D8%AE%DB%8C%D8%A7%D8%B7%DB%8C-%D9%82%D8%AF%DB%8C%D9%85%DB%8C-wizsrdqy1vty</link>
                <description>چرخ خیاطی قدیمی شیرنشان سالم دستی تنظمات دوخت کامل بدون پارگی پارچههمراه الگوی لباس بچهطرح های گلدوزی برای دوخت سرویس آشپزخانه بسیار مناسب یک  ست الگو سرویس آشپزخانه همراه در صورت انتخاب امکان تست هم میباشد </description>
                <category>parinaznajafizadeh</category>
                <author>parinaznajafizadeh</author>
                <pubDate>Sun, 12 Jul 2020 00:00:49 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اثر</title>
                <link>https://virgool.io/@parinaznajafizadeh/%D8%A7%D8%AB%D8%B1-xertwyzj8tr5</link>
                <description>تا بحال به اثری که حرفها یا کلماتی که ما استفاده میکنیم بر روی اطرافیان دقت کردید.واینکه چطور با کلامی ساده  ، بدون منظور و یا بد تاثیری روی آینده فردی میگذاریمکلمات مثبت:تو انسان موفقی میشویبه هر چی بخوای میرسیموفقیتت حتمی استچقدر خوب حرف میزنیچقدر زیبا شدیکلمات منفی :هیچی نمیشیهیچی یاد نمیگیری.....به همین سادگی آینده انسانها ساخته یا ویران میشودحرفی را که ضمیر ناخوآگاه فردی باور میکند نیرویی ۱۷ برابر حرفی است که دیگران به ما میزنندباهم مهربان باشیم و خوب صحبت کنیم</description>
                <category>parinaznajafizadeh</category>
                <author>parinaznajafizadeh</author>
                <pubDate>Sat, 11 Jul 2020 23:48:33 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سرانجام حسابداری رو انتخاب کردم</title>
                <link>https://virgool.io/@parinaznajafizadeh/%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%85-%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%B1%D9%88-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%85-ggqyokfjmjxr</link>
                <description>دوم دبیرستان بودم که برای بازدید علمی مارو بردند کارخانه کشت و صنعت، مهندس خط تولید شروع کرد به توضیح قسمتهای مختلف مجتمع ، کنسرو، رب و...تمام مدت که  صحبت میکردن من خودم رو جای ایشون می گذاشتم و برای بقیه توضیح میدادمفروردین ماه بود که پدر فوت شد و دنیای من بهم ریخت در نتیجه افت تحصیلی شدید و الباقی داستاناما من تمام لحظه ها به مهندسی صنایع غذایی فکر میکردم و خودم رو با روپوش سفید مشغول قدم زدن در سالن تولید و آزمایش محصولات میدیدمرویای من به ثمر نشست سالهاست دانش آموخته رشته مهندسی صنایع غذایی هستم .۲سالی رو در کارخونه مشغول بودم نا حساسیت تنفسی که از بچگی با من بود شدت گرفت سراغ علاقه دومم ماشین حساب و حساب و کتاب رفتمچند سالی حسابدار کارحونه صنایع غذایی بودم چون رشته مربوط به بهای تمام شده میشد حسابداری صنعتی و به راحتی میفهمیدم ،تشدید مجدد حساسیت تنفسی من رو از کارخونه به شرکت بازرگانی رسونددر حال حاضر ۱۸ سال سابقه کار مالی دارم واکثر شاخه های حسابداری و بصورت حرفه ای کار میکنم.</description>
                <category>parinaznajafizadeh</category>
                <author>parinaznajafizadeh</author>
                <pubDate>Sat, 11 Jul 2020 23:43:41 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>صندوق فروشگاهی</title>
                <link>https://virgool.io/@parinaznajafizadeh/%D8%B5%D9%86%D8%AF%D9%88%D9%82-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-l4utlqfygmdf</link>
                <description>صندوق های فروشگاهی فراسوصندوقهای فروشگاهی فراسو این محصولات ساخت ایران کم جاسیستم عامل انروید قابلیت نصب سیم کارتپیشتبانی و فایل خروجی اکسل تعداد معرفی محصولات نامحدوداستفاده از شبکه ابری و مشاهده از گوشی همراهپرینتر همراهقابلیت اتصال به دستگاه بارکد خوانمدل 2853مجهز به کارتخوان و بارکد خوان و قابلت همراهنرم افزار حسابداری و انبار داری</description>
                <category>parinaznajafizadeh</category>
                <author>parinaznajafizadeh</author>
                <pubDate>Sun, 05 Jul 2020 23:28:56 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سفر</title>
                <link>https://virgool.io/@parinaznajafizadeh/%D8%B3%D9%81%D8%B1-qjyz83tqbedl</link>
                <description>راهی سفری شدیم هیجان انگیز ، سالها منتظر چنین روزی بودم همه چیز مهیای رفتن بود ، پاسپورت ،ویزا، چمدان و همسفر همراهلحظه سوار شدن به هواپیمابود احساس میکردم صدای قلبم رو همه میشنون ، آخه من از سفر هوایی میترسم و خب برای این سفر چاره ای نبود .هواپیما شروع به حرکت کرد ، تمام سوره هایی رو که از بچگی حفظ کرده بودم و به ترتیب خوندمحس خفگی همراه با هیجان و ترس اتفاق جالبیه ، پیشنهاد نمیکنم امتحانش کنید بهر وضعی بود رسیدیم ، وارد فرودگاه مقصد شدیم احساس میکردم باید با سرزمین عجایب روبرو شوم روزنه های نورانی و درختان سرسبز و گلهای رنگارنگاز این تعاریف خبری نبود شهر سنگ فرش شده و تاریک با رطوبت بالااصلا شبیه تصوراتم نبود اما من از سفربه شهر رویاهایم لذت میبردم</description>
                <category>parinaznajafizadeh</category>
                <author>parinaznajafizadeh</author>
                <pubDate>Sun, 05 Jul 2020 23:19:21 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تنها از تو عکسی ماند به دیوار خانه</title>
                <link>https://virgool.io/@parinaznajafizadeh/%D8%AA%D9%86%D9%87%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D9%88-%D8%B9%DA%A9%D8%B3%DB%8C-%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%D8%AF%DB%8C%D9%88%D8%A7%D8%B1-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-owgqammksaql</link>
                <description>۲۷ روز است که تو را هیچ جای خانه نمیبینیمتنها قاب عکسی از تو به یادگار ماند و صدای خندهایی که در گوشمان پیچیده است .امان از آن روز لعنتی...امان از راننده ماشین اورژانس که آن روز با پای لنگان آمد امان از پزشکی که نبود و امان از پرستاری که .....چه با عجله رفتی ، برای خداحافظی امانم بدههر روز ساعت ۷ دلگیر ترین لحظه است همه منتظر صدای در میمانند ، سکوت تمام خانه را فرامیگیرد اما تو نمی آیی.چگونه تحمل کنم غم نبودنت را وقتی مادر جلوی چشمانم آب میشوداشک در چشمانمان حدقه میزند و بغضمان را قورت میدهیم تا مبادا مادر ، چشمان خیسمان را ببیندآرام و قرارمان را بردی ....تنها از تو عکسی ماند بر دیوار خانه.....به بابا سلام مارا برسان ..... </description>
                <category>parinaznajafizadeh</category>
                <author>parinaznajafizadeh</author>
                <pubDate>Fri, 03 Jul 2020 23:44:51 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حریم عشق را درگه بسی بالاتراز عقل است...</title>
                <link>https://virgool.io/@parinaznajafizadeh/%D8%AD%D8%B1%DB%8C%D9%85-%D8%B9%D8%B4%D9%82-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D8%B1%DA%AF%D9%87-%D8%A8%D8%B3%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%B2-%D8%B9%D9%82%D9%84-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-mhf9yegngpai</link>
                <description>عشق موضوع عجیبی است ، حتی نامش هیاهو و هیجانی بپا میکند ،انگار صدای ضربان قلبت را همه میشنوند و تو میخواهی آن را پنهان کنی و نمیتوانیگونه هایی که از خجالت سرخ میشوند و چشمانی که فقط زمین را میبیند که مبادا تمام راز دلت از چشمانت خوانده شود.پنهانش میکنی اما هویدا میشودشعر میخوانیرمان های عاشقانهحتی خلاقیتت بیشتر از همیشه است مادربزرگم همیشه میگفت وقتی پیداش بشه ، دلت میلرزه جوری که خودت میفهمی.واستون اون لحظه رو آرزو میکنم و اگه تجربه کردین سایه اش مستدام باد.</description>
                <category>parinaznajafizadeh</category>
                <author>parinaznajafizadeh</author>
                <pubDate>Thu, 02 Jul 2020 23:30:41 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>لوگو پفکی</title>
                <link>https://virgool.io/@parinaznajafizadeh/%D9%84%D9%88%DA%AF%D9%88-%D9%BE%D9%81%DA%A9%DB%8C-m1yu01srzjjl</link>
                <description>از بچگی عاشق پفک بودم ، هر روز واسه خودم یه پفک کوچیک میخریدم و فارغ هر اتفاقی اززندگی لذت میبردم،این علاقه با من بزرگ شد و دیگه همه میدونن که من خیلی پفک دوس دارم .تو هر موقعیت و یا حتی برای ابراز علاقه واسم پفک میخرن.مهمونی خونوادگی بود که بعد مدتها همه دور هم جمع شده بودیم ، اینبار نوه ها هم تو جمعمون بودنحدود ۱۵ نفر ، لینا لوله ای تازه وارد بازار شده بود ۲بسته بزرگ خریده بودیم ، دور هم با لذت و تعریف خاطرات بچگی مشغول خوردن پفک ناگهان یکی از نوه ها خلاقیتش  گل کرد و با پفک واسمون اشکال هندسی درست میکرد .وای چه لحظه ای بود لبه هر اسنک و با آب دهنش خیس میکرد و به بعدی میچسبوند یسری از خنده روده بر شدنیسری چشاشون و میبستن که نبیننیسری هم مشغول تست و همراهی با کوچولوی جذاب</description>
                <category>parinaznajafizadeh</category>
                <author>parinaznajafizadeh</author>
                <pubDate>Thu, 02 Jul 2020 00:09:26 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تنها صداست که میماند</title>
                <link>https://virgool.io/@parinaznajafizadeh/%D8%AA%D9%86%D9%87%D8%A7-%D8%B5%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%DA%A9%D9%87-%D9%85%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF-qmq7ucnbcqfu</link>
                <description>تنها صداست که می ماند ...در هیاهوی این روز فقط صداها میتوانند از درون ما حرف بزنند .و من عجیب علاقه دارم این روزها آواز بخوانم هرگز نمیشد باورم ...این برف پیری بر سرم سنگین نشینید چنین...گویی صدا از درون آدمها خبر میدهد حرف میزنی اما باصدای بلند و آهنگین زیباست همه گوش میکنن ، نقد میکنند و تشویق میکنند عجب هیجانی درون من اما غوغایی است شور نیست اما اشتیاق خواندن است شاید حزنی دردناک اما پرطنینعجب رسمی ، رسم زمونه کجاست اون خونه آدمهاش کجان خدا میدونه.....</description>
                <category>parinaznajafizadeh</category>
                <author>parinaznajafizadeh</author>
                <pubDate>Wed, 01 Jul 2020 00:50:18 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>لهجه</title>
                <link>https://virgool.io/@parinaznajafizadeh/%D9%84%D9%87%D8%AC%D9%87-cxi00btzzcr8</link>
                <description>به رسم هرسال یا ما میرفتیم خونه مادربزرگمون تعطیلات یا کل فامیل میومدن خونه ما همه دخترخاله ها وپسرخاله ها و دختر دایی و پسر دایی ها در سن نوجوانی و رشد و بزرگ و شدن مشکلات خاص خودش و اولین چیزی که به چشم همه میومد تفاوت لهجه ها بود .سالها بود زبان رسمی همه خانواده فارسی بود واسه اینکه بتونیم با هم ارتباط برقرار کنیم اولین دفعه بود که به ما میگفتن شما لهجه دارید ما !لهجه داریم !چه لهجه ای ؟لهجه گرگانی ، ما که لهجه نداشتیم تمام مکالماتمون مثل کتاب فارسی دبستان بود .سلام ، حالتان خوبه ؟خانه تان کجاست ؟ قابلتان را ندارد این محاوره رسمی گرگانی هاست .اینجابود که متوجه شدیم ماهم لهجه داریم و جالبتر اینکه گرگانی ها ی قدیم لهجه خاص تری دارن که دیگه خیلی کم شده و همه بلد نیستن </description>
                <category>parinaznajafizadeh</category>
                <author>parinaznajafizadeh</author>
                <pubDate>Wed, 01 Jul 2020 00:26:13 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اردو</title>
                <link>https://virgool.io/@parinaznajafizadeh/%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D9%88-iywqi2psphxs</link>
                <description>اون سالها آرزوی رفتن به شیراز و داشتم که ناگهان اطلاعیه آموزش و بابت اردوی شیراز و اصفهان روی برد دانشگاه دیدم خیلی هیجان داشتم سریع بادوستام هماهنگ کردم و اسم هر سه نفرمون و نوشتم .روز موعد رسید و ما حرکت کردیم جاتون سبز سفریه هفته ای شهریار ،قم ، کاشان ، اصفهان و شیراز اردوی دانشجویی و خوابگاهمونم ،خوابگاه هایی بود که از قبل هماهنگ شده بود شهریار قم ،حرم حضرت معصومه (ص)و مسجد جمکران کاشان ،باغ فین اصفهان از میدون نقش جهان و زاینده رود و کلیسا و منارجنبان و.....و اما شیراز شب بود که رسیدیم دروازه قرآن خسته و داغون خوابگاه شیراز جواب نمیداد و ما آواره بودیم جاتون خالی واسمون شام سفارش دادن تا غذاها برسه مسئولین هم مشغولی هماهنگی و پیدا کردن خوابگاه بالاخره غذامون رسید هر کی یه گوشه نشست و مشغول خوردن شد وبعدش حرکت به سمت خوابگاه که در واقع یه مدرسه و محل اسکان فرهنگیان بود ساعت حدودای 1 بود که رسیدیم  زیر آسمون خدا تو حیاط واسمون فرش یا موکت پهن کردن هرکی با رواندازی که که داشت بدون بالشت خوابید چشمتون  روز بد نبینه صبح که بیدارشدیم 90نفر تو حیاط یه مدرسه بودیم و خونواده ها از اتاق ها میومدن بیرون و به ما صبح بخیر میگفتن یادش بخیر </description>
                <category>parinaznajafizadeh</category>
                <author>parinaznajafizadeh</author>
                <pubDate>Tue, 30 Jun 2020 23:53:48 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>وقتی برای اولین بار آشپزی کردم</title>
                <link>https://virgool.io/@parinaznajafizadeh/%D9%88%D9%82%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%D8%A2%D8%B4%D9%BE%D8%B2%DB%8C-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%85-xafushsk7nxl</link>
                <description>دفعه اولی بود که آشپزی میکردم (12 سالم بود تا اون لحظه سراغ آشپزخونه نرفته بودم )، اونم به دلیل اینکه واسه مامان کاری پیش اومده بود وبنده خدا بابام (روحش شاد ) قرار بود اولین دستپخت دختر لووسش و بچشه .حالا قراربود چی بپزم فقط برنج ساده یا پلو سفید ، خورشت هم از قبل آماده بود   هرچی مامان  گفته بود و اجرا کردم نمیدونم واقعا خوب شده بود یا نه ، بابام که کلی تعریف کرد از دستپخت دخترش آخه بابام وقتی از دستپخت کسی تعریف میکرد یعنی نمرش 100 بود . سالها میگذره و من هر دفعه آشپزی میکنم یاد روز اول آشپزی و بابام میفتم و با اعتماد به نفسی بالا شروع به   تعریف از دستپختم میکنم .</description>
                <category>parinaznajafizadeh</category>
                <author>parinaznajafizadeh</author>
                <pubDate>Tue, 30 Jun 2020 23:38:55 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خلاقیت در لحظه بحران</title>
                <link>https://virgool.io/@parinaznajafizadeh/%D8%AA%D9%86%D9%87%D8%A7-%D8%B5%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%DA%A9%D9%87-%D9%85%DB%8C-%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF-sefbbvc1a0hi</link>
                <description>همه حساب کتابها بهم ریخته بود ، ما بودیم و کلی فیش دستگاه پوز که باید با پرینت بانکی مطابقت داده میشد (نگید فرمول اکسل که نمیشد . ما فقط فیش داشتیم و پرینت بانک و یه زمان محدود )و از روی اونها کسری صندوق رو پیدا میکردیم .همه برگه ها روی میز پخش بود ، نمیدونستیم از کجا باید شروع میکردیم ناگهان جرقه ای زد !اول همه رو به ترتیب تاریخ بعد روزها به ترتیب ساعت و بعد به ترتیب شماره پیگیری بله جواب داد . تک تک و به ترتیب همه رو با پرینت چک کردیم و مبالغی که به حساب نشسته بود رو پیدا کردیم </description>
                <category>parinaznajafizadeh</category>
                <author>parinaznajafizadeh</author>
                <pubDate>Sat, 27 Jun 2020 23:51:07 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حق الناس راجدی بگیریم</title>
                <link>https://virgool.io/@parinaznajafizadeh/%D8%AD%D9%82-%D8%A7%D9%84%D9%86%D8%A7%D8%B3-%D8%B1%D8%A7%D8%AC%D8%AF%DB%8C-%D8%A8%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D9%85-f8rzmqlyq13q</link>
                <description>بیست و دومین امین روزیست که همراه همکاران و باسرویس سرکار نمیروم، آنهاراهم معذب میکنمواینچنین است که هر صبح زندگی را متفاوت شروع میکنمطبق عادت این چند روز  در جایگاه تاکسی منتظر ماشین شدم برای حرکت به سمت کارو شروع روز شنبه چند قدم برداشتم تا سوار ماشین شوم که اتفاق جالبی افتاد تصمیم بین دو ماشین و رانندهاولی ماشین قدیمی و کهنه ای بود که در جایگاه منتظر مسافر بود و دومی ماشین سرحال و نویی بود که تازه پارک کرده بود و اصرار داشت با او هم مسیر شوم چند ثانیه سخت گذشت اما بالاخره انتخاب کردم با ماشینی که در جایگاه منتظر بود همراه شدمحق الناس خط قرمز این روزهای من است مانده حساب یک مشتری کسری کرایه تاکسی صحبت نکردن و قضاوت کردنشاید بوی نان تازه ای که تازه از نانوایی گرفته ای و کودکی چشمانش به دست توست و....اینها همه میتوانند حق الناسی باشد بر گردن شما!این روزها حواسمان به همدیگر باشد.</description>
                <category>parinaznajafizadeh</category>
                <author>parinaznajafizadeh</author>
                <pubDate>Sat, 27 Jun 2020 23:49:07 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تولدت مبارک من....</title>
                <link>https://virgool.io/@parinaznajafizadeh/%D8%AA%D9%88%D9%84%D8%AF%D8%AA-%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%DA%A9-%D9%85%D9%86-q3ayfo5e5jpp</link>
                <description>به پاس سالها نگهداری و مراقبت از خویش این روزها تصمیم گرفته ام بهترین ورژن از خودم باشم و برای انجام این مهم روز تولدم ، پنجم تیرماه سال یک هزار و سیصدونودونه را مبدا قرار میدهم .اولین اقدام من در راستای این تصمیم ، آزمون شخصیت شناسی دیسک با تفسیر استاد ارجمند آقای ابراهیم رستمانی بود .بسیار هیجان انگیز است ،تا این لحظه میدانم شغلم را درست انتخاب کردم اماو اما نکاتی جهت بهبود شخصیت گفته شده که به صورت راز نزد من می ماند تا زمانی که رفع شوند .تجربه سالهای تلخ و شیرین زندگی به من آموخت تنها یادگاری روزهای بودن در این دنیا مهربانی است بی دلیل مهربان باشیم و معامله محبت نکنیم .در این روزگار بی مهری ، مهرتان افزون دوستان </description>
                <category>parinaznajafizadeh</category>
                <author>parinaznajafizadeh</author>
                <pubDate>Thu, 25 Jun 2020 22:18:29 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رویای من شاید این است</title>
                <link>https://virgool.io/@parinaznajafizadeh/%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%86-%D8%B4%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-pwlxm3oqxj64</link>
                <description>روی صندلی حصیری بر روی ایوان خانه نشسته بودم،در حال نوشیدن چای وخوردن یک برش از  کیک کارامل بادام مورد علاقه ام در حال تماشای جنگل و صحبت در مورد چاپ مقاله ام در مجله بین المللی .  رفتی به سمت پیانو سفید که سمت راست حال بود و صفحه نت آهنگ مورد علاقه ات رو باز  و شروع به نواختن کردی هر وقت که سعی در پنهان کردن خوشحالیت داشتی  این آهنگ در خانه طنین انداز بود.این یعنی تو هم مثل من از این اتفاق خیلی خوشحال بودی .پرسنل دفترهم خوشحال واز صبح با تماس های تبریک در شادی من سهیم بودند .اینک اما جای تو تاهمیشه خالی است و من شادی ام را در رویا باتو سهیم میشوم ...</description>
                <category>parinaznajafizadeh</category>
                <author>parinaznajafizadeh</author>
                <pubDate>Mon, 22 Jun 2020 21:26:55 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نیروی هیجان انگیز فکر</title>
                <link>https://virgool.io/@parinaznajafizadeh/%D9%86%DB%8C%D8%B1%D9%88%DB%8C-%D9%87%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C%D8%B2-%D9%81%DA%A9%D8%B1-iuftd2arki1j</link>
                <description>نیروی هیجان انگیز فکرراز ،قدرت جذب ،نیروی فکر، اینها اسامی جذاب و هیجان انگیزی برای نیروی درونی هر فرد که ضمیر ناخودآگاه نامیده می شودکار ضمیرناخودآگاه یا نیروی درونی چیست ؟ رساندن هر فرد به آرزوها ، رویاها و اهداف فردی مکانیسم عمل آن چگونه است ؟رویا پردازی بوم سفید ذهنتون رو با تصاویری که دوست دارید نقاشی کنید ، مکان هایی که دوست دارید به آنجا سفر کنید ، شغلی رو که دوست دارید فضای کاری که میپسندید ، ماشین و خونه ی آرزوهاتون رو ترسیم کنید ، حتی چیدمان لوازم منزل و دکوراسیون همه و هرآنچه که میتوان تصور کرد و به تصویر کشید و در نهایت به واقعیت تبدیل کرد .تمامی این اتفاق ها شدنیست تنها در صورتی که به خود ایمان داشته باشید و از رویاهایتان نهراسید.</description>
                <category>parinaznajafizadeh</category>
                <author>parinaznajafizadeh</author>
                <pubDate>Sun, 21 Jun 2020 23:23:01 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>