<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های پریسا قضاوی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@parisa.ghazavy</link>
        <description>عاشق نوشتن و خواندن</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-07 08:19:28</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/600136/avatar/oWht0l.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>پریسا قضاوی</title>
            <link>https://virgool.io/@parisa.ghazavy</link>
        </image>

                    <item>
                <title>صفر تا صد محتوای دیجی‌‌کالامگ در سه مرحله قیف فروش</title>
                <link>https://virgool.io/@parisa.ghazavy/%D8%B5%D9%81%D8%B1-%D8%AA%D8%A7-%D8%B5%D8%AF-%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%D8%AC%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%85%DA%AF-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D9%87-%D9%85%D8%B1%D8%AD%D9%84%D9%87-%D9%82%DB%8C%D9%81-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4-bfkfq81c6qsk</link>
                <description>با بررسی محتوایی کسب‌وکارهای بزرگ و رقیب می‌توان درک روشن‌تری نسبت به موضوع محتوا و استراتژی‌های آن داشت. دیجی‌کالا یکی از محبوب‌ترین و مشهورترین فروشگاه‌های آنلاین ایران است. دیجی‌کالا کانال‌های محتوایی متفاوتی دارد که بسته به نوع مخاطب و پرسونا، استراتژی و محتواهای گوناگونی در آن‌ها نشر داده می‌شود. در این مقاله به بررسی یکی از مجله‌های خبری دیجی‌کالا، یعنی دیجی‌‌کالامگ می‌پردازیم و محتواهای سایت و اینستاگرام آن را بررسی می‌کنیم. اساس بررسی حاضر، کیفیت و نوع محتواهای ارائه‌شده در سه مرحله قیف فروش است.کیستی و چیستی دیجی‌مگیادم است آن روزها که دیجی‌کالا هنوز به این شهرت نرسیده بود، لبتاپی از سایت سفارش دادم و مجبور شدم برای تحویل گرفتن آن حضوری بروم. بله؛ دیجی‌کالا یک‌شبه به این شهرت نرسید. این روز‌ها دیگر فروشندگان مترو هم برای تبلیغ، قیمت محصولات خود را با دیجی‌کالا مقایسه می‌کنند؛ گویا دیجی‌کالا تبدیل به مرجعی برای قیمت گرفتن و دیدن و نقد محصولات شده است.این فروشگاه آنلاین که از سال 1393 فعالیت خود را شروع کرد، امروزه بیش از 70 درصد سهم خرید آنلاین را از آن خود کرده است. اما چگونه؟ بی‌شک یکی از دلایل موفقیت دیجی‌کالا به‌روز بودن و هم‌گام شدن با نبض بازار است. در این بین، نقش بازاریابی محتوا را نباید نادیده گرفت.دیجی‌‌کالامگ رسانه‌ای است که در سال 1394 توسط وب‌سایت دیجی‌کالا ایجاد شد. در این وب‌سایت و همچنین اینستاگرام آن، مطالبی درباره‌ی موضوعات گوناگون فناوری، بازی‌های کامپیوتری، فرهنگ و هنر، کتاب و سبک زندگی قرار داده می‌شود.مخاطب و پرسونای دیجی‌‌کالامگ کیست؟با توجه به تنوع و گستردگی محتواهای تولیدشده در این سایت، مخاطب این موضوعات طیف وسیعی از افراد را در بر می‌گیرد؛ از خانم‌های خانه‌دار گرفته تا گیمرها. کسانی که علاقه‌مندند از به‌روزترین مطالب خبردار شوند، در پی آگاهی خویش‌اند و کسانی که در پی حل مشکلی خاص و پیدا کردن جواب برای پرسش‌های خود هستند. این مطالب می‌تواند از ساده‌ترین چیزها مثل راهنمای خرید تاید تا پیچیده‌ترین چیزها مثل بررسی عناصر فلسفی یک کتاب باشد. اما روشن بودن و سادگی توضیحاتْ و مهم‌تر از همه کارآمد بودن، کلید اصلی این موارد است.دیجی‌‌کالامگ در دو بستر وب‌سایت و اینستاگرام فعالیت دارد.بررسی نقاط قوت و ضعف دیجی‌‌کالامگ در سه مرحله قیف فروشنقاط قوت مرحله‌ اول قیف (آگاهی)در مرحله اول قیف فروش، مخاطب باید هرچه بیشتر با برند و هویت آن آشنا شود. از جمله نقاط قوت دیجی‌‌کالامگ در مرحله اول قیف فروش می‌توان از این موارد نام برد:1. عنوان جذاب: مقاله‌های سایت عنوان جذابی دارند و مخاطب را به سوی خود می‌کشند. در عنوان‌ها از کلید طلاییِ عدد، زیاد استفاده شده است: 26 فیلم برتر، 10 گوشی میان‌‌رده و... . همچنین عنوان‌ها کپی‌رایتینگ خلاقانه‌ای دارند مثلاً «خداحافظی با هوآوی؛ آشتی با گوگل» که در مورد جدا شدن برند آنر از هوآوی است. در نتیجه مخاطب مشتاق به دیدن محتوا می‌شود.2.  وجود توضیحاتی مختصر در زیر هر عنوان: این توضیحات مخاطب را با چیزی که قرار است بخواند آشناتر می‌کند.3. تنوع محتوا و قالب‌های گوناگون: محتواهای تولیدشده متنوع‌اند و در قالب‌های گوناگونی (متن، فیلم، عکس و اینفوگرافیک) تهیه شده‌اند که با توجه به نیاز مخاطب در هر مرحله از خرید است (مطالب عمومی، مطالب آموزشی و  راهنمای خریدها).4. هشتگ‌ها: یکی دیگر از ویژگی‌های جذاب و خاص دیجی‌‌مگ، دنبال کردن هشتگ‌های خاص موضوعی است. با استفاده از هشتگ‌های تعبیه‌شده در سایت، می‌توان هرکدام از دسته‌بندی‌های موضوعی سایت را دنبال کرد تا اخبار  آن دسته را بیشتر دید. 4. نمایش مطالب مرتبط: در هریک از مقاله‌های سایت، لینک‌های داخلی مرتبط با موضوع و همچنین مقالات جذاب مرتبط پیشنهاد شده است. برای مثال در  انتهای صفحه‌ی مقاله‌ی معرفی یک فیلم، از ما دعوت می‌شود که فیلم‌های  دیگر را با موضوع مشابه مشاهده کنیم. به این صورت، مخاطب مدت‌زمان بیشتری را در سایت می‌گذراند و به عبارتی، درگیر سایت می‌شود (کم‌کم داریم به مرحله‌ی دوم قیف فروش می‌رویم).5. ویدئوهای خلاقانه: دیجی‌‌کالامگ ویدئوهای معرفی جذاب و خلاقانه‌ای تولید می‌کند. مثلاً آنباکس پیچ گوشتی شارژری بوش با شعر و آهنگ؛ حتی اگر مخاطب قصد خرید این  محصول را نداشته باشد به خاطر شعر و خلاقیت تا انتها با این ویدئو همراه می‌شود. https://www.digikala.com/mag/video/bosch-go-001-cordless-screw-driver-review/ 6. اینستاگرام دیجی‌‌کالامگ اخبار تکنولوژی را که وایرال و همه‌گیر شده معرفی کرده است. مثلاً شاهدیم پستی با عنوان «توییت  ایلان ماسک باعث شد بیت‌کوین سقوط کند» خیلی بیشتر از پست‌های آموزشی کامنت      گرفته‌اند و مشارکت بالایی داشته است. اما وارد موضوعات بی‌ربط و گاهاً زرد نشده است. در عکس زیر تنوع این موضوعات دیده می‌شود.7. متن‌های اینستاگرام مناسب با حوصله‌ی مخاطب اینستاگرام، تا جای ممکن کوتاه‌اند و بیشتر از عکس‌های جذاب و باکیفیت استفاده شده است. تمرکز اصلی روی نیاز مخاطب است و راهکارهای خوبی می‌دهد؛ مثلاً ترفندهای اکسل، اکستنشن‌های مفید کروم برای دانش‌آموزان و دیگر موارد. نمایش و بررسی تریلرهای فیلم‌ها از دیگر موارد است.8. به‌روز بودن محتواها: محتواها به‌روز می‌شوند و مطالب جدید زودبه‌زود در سایت و اینستاگرام قرار می‌گیرند.نقاط ضعف مرحله اول قیف (آگاهی)1. کم بودن تعداد اینفوگرافیک‌ها: به نسبت دیگر محتواهای تولیدشده، اینفوگرافیک‌های کمی در سایت قرار گرفته است. افرون بر این، اینفوگرافیک‌ها  در دسته‌بندی و فیلتر جست‌وجو قرار نگرفته و دیجی‌کالامگ خیلی روی این جنس از محتوا سرمایه‌گذاری نکرده است.همان‌طور که می‌بینید، دسته‌بندی به متن، ویدئو و پادکست محدود شده است.2. نداشتن پادکست اختصاصی: پادکست راهی فوق‌العاده برای تثبیت نام برند در ذهن مشتری است. در دیجی‌‌کالامگ محتوای پادکست داریم؛ اما بیشتر بازنشر پادکست دیگران آمده و خود دیجی‌مگ چیزی تولید      نکرده است. دیجی‌مگ به خاطر اعتبار دیجی‌کالا و مخاطبان فراوان خود می‌تواند با انتخاب یک موضوع مثلاً تکنولوژی، مشتریان وفادار خود را به وجود آورد.3. نداشتن ای‌بوک: دیجی‌کالا همیشه پیشگام استفاده از محتواهای جذاب بوده است.  امتحان این نوع محتوا، ایده خوب و مفیدی به نظر می‌رسد و دیجی‌کالامگ می‌تواند درباره‌ی موضوعی خاص به طور تخصصی ای‌بوک به وجود آورد؛ مثلاً درباره‌ی ماشین‌لباسشویی و در انتهای کتاب راهنمای خرید یا معرفی چند نمونه محصول با لینک‌دهی به دیجی‌کالا قرار دهد.4. وجود نداشتن دسته‌بندی‌های دقیق: محتواهای تولیدشده سایت در دسته‌بندی‌های مختلفی جا گرفته‌اند، اما بعضی جاها دسته‌بندی خیلی کلی است و ممکن است مخاطب را گیج و از موضوع موردنظر دور کند. مثلاً در دسته‌بندی سبک زندگی، شاهد سلامت جسم، سلامت ذهن، رژیم و تغذیه، ورزش و سفر، مد و زیبایی، خانه و زندگی، مادر و  کودک، آموزش آشپزی و راهنمای خرید هستیم. در صورتی که راهنمای خرید هر کالا  باید در دسته‌ی خودش بیاید و بهتر است راهنمای خرید گوشی در قسمت تکنولوژی بیاید نه سبک زندگی! علاوه بر این، اگر مخاطب در دسته‌بندی‌ها، به طور خاص با دسته‌بندی مد و زیبایی یا مادر و کودک مواجه شود احتمال اینکه کنجکاو شود بیشتر است؛ اما در دسته‌ی کلی سبک زندگی ممکن است جذب این موضوع نشود.افزون بر این، دسته‌ی «کتاب و ادبیات» هیچ زیرشاخه‌ای ندارد و این باعث می‌شود محتواهای گذشته به چشم نیاید. آوردن و تقسیم کردن موضوعی کتاب‌ها می‌تواند نظم بیشتری به موضوع دهد و مخاطبان را بر حسب سلیقه‌شان از هم تفکیک کند.و در آخر با کلیک روی هر کدام از دسته‌بندی‌ها، ابتدا چند مقاله آورده می‌شود و سپس محتواها. بهتر بود اول موضوعات با شکلی منظم می‌آمدند و کاربر به زیرشاخه‌ی مورد نظر خود هدایت می‌شد و پس از آن نوع محتوا (عکس، فیلم، متن) را تفکیک می‌کرد تا به بهترین نتیجه برسد.نقاط قوت مرحله دوم قیف (ارزیابی)1. وجود کال تو اکشن‌های مناسب: در مقالات سایت، کال‌ تو اکشن یا اقدام‌های مناسب و بجایی آمده است. مثلاً اگر فردی دنبال علائم روی ماشین‌ لباسشویی یا لباس‌ها و معنی آن‌ها باشد و با این مقاله مواجه شود،‌ در سمت راست مقاله تبلیغ پودر لکه‌بر و تاید شده است؛ یعنی سایت فهمیده مخاطب به شست‌وشو و پاکیزگی اهمیت می‌دهد و به همین دلیل به دنبال معنای این نشانه‌هاست پس تبلیغ پودر لکه‌بر ممکن است او را جذب کند.2. خبرنامه: سایت خبرنامه‌ای دارد که البته توضیحاتی داده نشده که قرار است مخاطب با وارد کردن ایمیل خود، چه چیزی دریافت کند.3. ویدئوهای آموزشی: ویدئوهای آموزشی یکی از مهم‌ترین بخش‌‌های مرحله دوم قیف فروش است. بیشتر محتواهای آموزشی دیجی‌مگ در حوزه آشپزی است و کمی هم به تکنولوژی پرداخته شده است. دیجی‌مگ می‌تواند محتواهای کاربردی دیگر را هم به ویدئو هم تبدیل کند.4. وبینارها: تعدادی وبینار در سایت دیده می‌شود اما متعلق به ماه‌ها قبل است و لایوهایی هم در اینستاگرام هست که البته خیلی ویو نمی‌خورد.5. مطالب کاربران (UGC): دیجی‌کالا مگ تلنت یکی از پروژه‌های جالب دیجی‌کالاست. در این پروژه از مخاطبانی که افرادی که توانایی ساختن ویدیوهای حرفه‌ای «آنباکس»، «نقد و بررسی» و «مقایسه‌» را برای کالاهای موجود در دیجی‌کالا دارند، دعوت می‌شود و در ازای تولید محتوای ویدئویی، مبلغی به آن‌ها پرداخت شده است. این محتواها تحت عنوان، محتوای کاربران قابل‌پیگیری است.6. اتاق خبر: در دسته‌بندی محتواهای دیجی‌مگ، بخش جداگانه‌ای به نام اتاق خبر وجود دارد که تمام اخبار دیجی‌کالا شامل مصاحبه، رویدادها، جشنواره، اطلاع‌رسانی، بیانیه مطبوعاتی و دیگر رسانه‌ها در آن قرار گرفته است. در هر بخش به طور کامل، درباره دیجی‌کالا و معتبر بودن آن نوشته شده است.7. سؤالات متداول: در انتهای سایت گزینه‌ای به نام سؤالات متداول وجود دارد که کاربر به سایت خود دیجی‌کالا هدایت می‌شود. پرسش‌ها دسته‌بندی دقیقی دارند.نقاط ضعف مرحله دوم (آگاهی)1. درباره ما: علی‌رغم متن جذاب درباره ما، نوشته به‌روز نشده است و در واقع محتواهای تولیدشده کنونی‌ سایت مناسبتی با این متن ندارد. طبق توضیح خود دیجی‌مگ در درباره‌ ما: «دیجی‌کالا مگ از فناوری‌های پیش رو می‌گوید، از دانش فراسوی امروز و از سرگرمی‌هایی که می‌تواند سبک زندگی آینده‌ی ما را بسازد..... با دیجی‌کالا مگ فردای دنیای فناوری برایتان روشن‌تر می‌شود. فردا این‌جا آغاز می‌شود.» اما در عمل سایت محتواهای عمومی تولید می‌کند (تکنولوژی، فرهنگ و هنر، کتاب و ادبیات و بازی). وقتی از جین آستین و غرور و تعصب حرف می‌زنیم، دیگر خبری از دنیای فناوری نیست! شعار اینستاگرام و سایت نیز با هم یکسان نیست و مغایر با محتواهای آن است. در بیوی اینستاگرام دیجی‌مگ نوشته «مجله‌ی تکنولوژی» که البته گاهی شاهد محتواهای دیگر هستیم البته به میزان خیلی کمی؛ اما در سایت عملاً با محتواهای عمومی طرف هستیم و مباحث فقط محدود به تکنولوژی نمی‌شود.2. نمایش ندادن تخفیف‌ها در کال تو اکشن: همان‌طور که پیش‌تر گفته شد، در کنار مقالات کال تو اکشن‌های مناسبی قرار گرفته شده است و محصولات تبلیغ شده‌اند. این محصولات تخفیف خورده‌اند، ولی قیمت اولیه آن‌ها ذکر نشده است تا مخاطب جذب شود.3. ثبت‌نام در سایت: با ثبت‌نام در سایت، مخاطب در واقع در سایت دیجی‌کالا عضو می‌شود و از امکانات خاصی برخوردار نمی‌شود.4. عدم لینک‌دهی مناسب: با اینکه نام وب‌سایت و اینستاگرام هر دو به نام دیجی‌مگ است، اما از هیچ‌کدام لینکی برای هدایت به دیگری دریافت نمی‌کنیم.نقاط قوت مرحله سوم (تبدیل)همان‌طور که می‌دانید، دیجی‌مگ یکی از سایت‌های زیرشاخه دیجی‌کالاست. بنابراین خود مستقل اقدام به فروش نمی‌کند و تمام خریدها به سایت دیجی‌کالا منتقل می‌شود. لذا در ادامه نقاط قوت و ضعف سایت دیجی‌کالا بررسی شده است.1. نظرات کاربران: یکی از رازهای موفقیت دیجی‌کالا، کامنت‌مارکتینگ است. بسیاری برای دیدن نظرات وارد دیجی‌کالا می‌شوند و خریداران عکس و فیلم محصولات را نیز به اشتراک می‌گذارند.2. نقد و بررسی محصول3. پرسش و پاسخ کاربران4. امکان مقایسه محصولات5. ارسال پیامک فرم نظرسنجی پس از خریدنقاط ضعف مرحله سوم1. وجود نداشتن داستان مشتری: دیجی‌کالا در برخی موارد درباره برخی از برندها داستان‌سرایی کرده است و داستان به وجود آمدن برند تعریف شده است. اما خبری از داستان مشتری نیست.2. ایمیل‌مارکتینگ ضعیف: بعد از خرید، ایمیلی مبنی بر شارژ مجدد محصول یا تخفیفات فرستاده نمی‌شود.سخن پایانیاز حق نگذریم دیجی‌مگ محتواهای خوب و کاردرستی تولید می‌کند و به هدف خود یعنی هدایت کاربر به خرید می‌رسد؛ اما بهتر است کمی در اصولی که هنگام پایه‌گذاری دیجی‌مگ به وجود آورده تجدید نظر کند؛ چیزهایی مثل شعار اصلی، شبکه‌های اجتماعی، دسته‌بندی موضوعات، لینک‌دهی و به وجود آوردن قالب‌های جدید.ممنونم که تا اینجای مطلب با من همراه بودید. لایک کردن و نظرات شما به من دلگرمی می‌دهد تا مطالب بیشتری تولید کنم.</description>
                <category>پریسا قضاوی</category>
                <author>پریسا قضاوی</author>
                <pubDate>Sun, 28 Nov 2021 11:55:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی و نقد کتاب سه‌‌شنبه‌ها با موری</title>
                <link>https://virgool.io/MePlusBook/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D9%88-%D9%86%D9%82%D8%AF-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B3%D9%87-%D8%B4%D9%86%D8%A8%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D9%88%D8%B1%DB%8C-rqyetycgbuoy</link>
                <description>غرق کار شده بودم و روزها مثل هم می‌گذشت. به خود آمدم و گفتم من در این شلوغی دنبال چه می‌گردم؟ آخرش چه می‌شود؟ مرگ؟ اصلا تابه‌حال به مرگ فکر کرده‌ام؟مرگ نابودی نیست. یکی از موضوعات مهمی که اکثراً آن را سرکوب می‌کنیم و فکرش را از سرمان دور می‌کنیم، مرگ است. اگر معنای مرگ به‌درستی درک شود، زندگی نیز بهتر می‌شود. اگر می‌خواهید دید متفاوتی نسبت به مرگ پیدا کنید، پیشنهاد می‌کنم کتاب سه‌شنبه‌ها با موری را بخوانید.معرفی کتاب سه‌شنبه‌ها با موریسه‌شنبه‌ها با موری را نویسنده‌ی آمریکایی میچ آلبوم در سال 1967بر اساس واقعیت به رشته‌ی تحریر درآورد. این کتاب که به بیش از 45 زبان دنیا ترجمه شده است، یکی از پرفروش‌ترین کتاب‌‌های جهان محسوب می‌شود.میچ آلبوم (زاده 1958) نویسنده‌ی آمریکایی، روزنامه‌نگار، فیلمنامه‌نویس، نمایشنامه‌نویس، مجری رادیو و تلویزیون و نوازنده است. همین‌طور که خود در داستان می‌گوید، او روزنامه‌نگار فوتبالی است که چندین جایزه‌ی مهم در این حوزه گرفته است. او در 37سالگی با استاد سابق دانشگاهش ملاقات می‌کند که حاصل این دیدارها در کتاب سه‌شنبه‌ها با موری آمده است. این کتاب برای 40 سال در لیست پرفروش‌ترین‌های نیویورک‌تایمز قرار گرفت.در سال 1999 اپرا وینفری فیلمی بر اساس سه‌شنبه‌ها با موری ساخت که جزو پربیننده‌ترین برنامه‌ها شد و جایزه‌ی امی را نیز از آن خود کرد.داستان به چهارده سه‌شنبه‌ای می‌پردازد که میچ آلبوم با استاد پیرش موری شوارتز ملاقات کرده است. در هر سه‌شنبه خود را در کنار استاد می‌یابیم و پابه‌پا معانی عمیقی را یاد می‌گیریم. کتاب سه‌شنبه‌ها با موری کمی حالت داستانی دارد و همین مخاطب را خسته نمی‌کند و بیشتر با آن همراه می‌شود.پایان هر فصل غرق در فکر میخکوب می‌شویم. به‌راستی نگاهی به مفاهیم عمیق زندگی‌مان انداخته‌ایم یا همواره به هدف‌های بیهوده‌ی ساختگی مشغول بوده‌ایم؟بهترین ترجمه سه‌شنبه‌ها با موریاز سه‌شنبه‌ها با موری ترجمه‌های زیادی صورت گرفته است که معروف‌ترین آن‌‌ها ترجمه‌ی ماندانا قهرمانلو از نشر قطره است. در ادامه نمونه‌ای از هر ترجمه می‌آورم؛ تصمیم با خودتان.The CurriculumThe last class of my old professor&#x27;s life took place once a week in his house, by a window in the study where he could watch a small hibiscus plant shed its pink leaves. The class met on Tuesdays. It began after breakfast. The subject was The Meaning of Life. It was taught from experience.نشر قطره (ماندانا قهرمانلو، 1383)واحد درسیآخرین کلاس زندگی استاد قدیمی من هفته‌ای یک بار در منزلش برگزار می‌شد، کنار پنجره‌ی اتاق مطالعه تا او بتواند گل‌های ختمی را، که گلبرگ‌های صورتی‌رنگش در حال ریزش بود، ببیند. کلاس سه‌شنبه‌ها بعد از صرف صبحانه برگزار می‌شد و موضوع آنْ معنای زندگی و هستی‌شناسی بود. آموزش از طریق انتقال تجربه صورت می‌گرفت.نشر البرز (مهدی قراچه‌داغی، 1379)برنامه درسآخرین کلاس زندگی استاد پیر من هفته‌ای یک بار در منزل او تشکیل می‌گردید، در کنار پنجره‌‌ای در اتاق مطالعه او،‌ تا بتواند از آنجا بوته کوچک بامیه را با برگ‌های صورتی‌رنگش تماشا کند. کلاس روزهای سه‌شنبه‌ و بعد از صرف صبحانه برگزار می‌شد. موضوع درس ما «معنای زندگی» بود. استاد آنچه را به تجربه می‌دانست، درس می‌داد.نشر شمشاد (شهرزاد ضیایی، 1395)واحد درسیآخرین کلاس استاد قدیمی من هفته‌ای یک بار در خانه‌اش برگزار می‌شد؛ کنار پنجره‌ی اتاق مطالعه‌اش، جایی که می‌توانست ریزش برگ‌های صورتی گیاه بامیه‌اش را تماشا کند. کلاس سه‌شنبه‌ها بعد از صبحانه برگزار می‌شد. موضوع کلاس مفهوم زندگی (هستی‌شناسی) بود. همه‌چیز بر اساس تجربیات آموزش داده می‌شد.در آخر ترجمه‌‌‌ی در دست انتشار امیرمحمد جوادی را می‌آورم که خود ویراستاری کرده‌‌ام:برنامه‌ی تحصیلیآخرین کلاس زندگی استاد پیرم هفته‌ای یک‌ بار در خانه‌اش برگزار می‌شد، کنار پنجره‌ای در اتاق مطالعه که او می‌توانست ریزش برگ‌های صورتی گیاه ختمی کوچک را تماشا کند. کلاس سه‌شنبه‌ها بود. پس از صبحانه آغاز می‌شد. موضوع کلاس معنای زندگی بود. این موضوع به صورت تجربی تدریس می‌شد.موری شوارتز به همراه میچ آلبوم و همسرش نقد کتاب سه‌شنبه‌ها با موریترس از مرگ و اضطراب از آن در وجوه مختلف کتاب دیده می‌شود. ترس از پیری، بیماری، فرسوده شدن تن، مرگ احساسات و روابط و در یک کلام ترس از مرگ برای مردن.این موضوع را در روان‌درمانی اگزیستانسیالیسم می‌بینیم. اروین یالون در کتاب روان‌درمانی اگزیستانسیالیسم می‌گوید برخی افرادی که با مرگ مواجه شدند مثلاً به صورت اتفاقی از خودکشی یا بیماری سختی نجات پیدا کرده‌اند، جور دیگری با زندگی مواجه شده‌‌‌اند و آن را بیشتر لمس کرده‌اند و به آن علاقه‌مندتر شده‌اند. کل روح این اثر نیز در پی این نکته است. شوارتز پیری که با مرگ مواجه شده و از زندگی لذت می‌برد، علی‌رغم درد و رنجی می‌کشد.همه به مرگ اعتقاد دارند اما نوعی خوداستثناپنداری وجود دارد و مرگ را از خود دور می‌بینند.موری لب به سخن گشود: «بگذار امروز را با این نظریه شروع کنیم: همه می‌دانند که خواهند مرد، اما آن را باور ندارند.»«اما راه بهتری هم وجود دارد. باور کردن مرگ و آماده کردن خودت برای آن،‌ در هر لحظه. این بهتر است. روشی که به حق می‌تواند، تو را در طول زندگی‌‌ات کاملاً درگیر زیستن بکند.»ترس از پیری هم نمودی از ترس به مرگ است. شوارتز در این باره نظر جالبی می‌دهد:«خیلی ساده‌ست. آدم همین‌طور که بزرگ‌تر می‌شه، چیزهای بیشتری یاد می‌گیره. اگه آدم همیشه 22ساله می‌موند، همیشه همون‌قدر احمق بود. می‌دونی دیگه، سالخوردگی فقط زوال نیست. رشده. بیشتر از این نگرش منفیه که آدم قراره بمیره؛ این نگرش مثبته که آدم می‌فهمه قراره بمیره و به همین دلیل بهتر زندگی می‌کنه.»حال با این نگرش نگاهی به دنیای اطراف خود بیندازید و ببینید چه جنبه‌های از زندگی‌تان با این مفهوم گره خورده است.اما به قول شوارتز، همه این شانس را ندارند که با مرگ این‌چنین مواجه شوند. پس او سعی می‌کند به شاگرد جوان خود این مفهوم را آموزش دهد و امید است که خواننده نیز با خواندن این کتاب مرگ یا همان زندگی را بیشتر در آغوش بگیرد. آیا شما هم مثل موری به مرگ می‌نگرید؟کتاب را می‌توانید از اینجا دانلود کنید. طاقچه برنامه‌ای است که می‌توانید به صورت قانونی و با پرداخت بهایی اندک، به صدها کتاب دسترسی داشته باشید.</description>
                <category>پریسا قضاوی</category>
                <author>پریسا قضاوی</author>
                <pubDate>Sun, 18 Jul 2021 15:41:10 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تاریخچه نشر دیجیتال</title>
                <link>https://virgool.io/@parisa.ghazavy/%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DA%86%D9%87-%D9%86%D8%B4%D8%B1-%D8%AF%DB%8C%D8%AC%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%84-n3mupgd8rett</link>
                <description>نشر دیجیتال چیست؟نشر دیجیتال کتاب یعنی انتشار کتاب به صورت دیجیتال و الکترونیکی. کتاب هم مانند هزاران چیز دیگر این عصر، محصول دیجیتالی شدن دنیا و رفتن به سوی دسترسی آسان است. به لطف نشر دیجیتال، امروزه به‌راحتی در هر کجا که باشیم به کتاب‌ها دسترسی داریم و در گوشی خود می‌توانیم هزاران کتاب داشته باشیم؛ اما نشر دیجیتال کتاب یک‌شبه اتفاق نیفتاده است و برای رسیدن به این مرحله هفت خوان رستم را طی کرده است. این روند روز به روز تغییر می‌کند و یکسان و ثابت نیست. طی دهه‌های مختلف می‌توان روند نشر دیجیتالی کتاب را به این صورت بیان کرد.چشم‌های شنوادهه‌ی 1930 و کتاب صوتی:شاید عجیب به نظر برسد اما جرقه‌ نشر دیجیتال کتاب و اینکه کتاب را چیزی جز نسخه‌ کاغذی و چاپی دانست، از کتاب صوتی شروع شد. در سال 1935 در انگلستان اولین کتاب صوتی برای نابینایان و کم‌بینایان بزرگسال به وجود آمد و در فروشگاه‌ها به فروش رسید. این کتاب حاصل تلاش‌های جی. پی هارینگتون آمریکایی بود که تاریخ قبایل بومی آمریکا را در سفر به آمریکای شمالی ضبط کرد. این نخستین باری بود که نابینایان و کم‌بینایان می‌توانستند بدون کمک کس دیگری کتاب بخوانند. البته هر کتابی حدود ده  صفحه گرامافون می‌شد که بعدها نوار کاست و سی‌دی جای آن را گرفت تا امروزه که در موبایل خود به‌راحتی می‌توانیم به آن‌ها دسترسی پیدا کنیم.اولین کتاب صوتی در ایراندر ایران اولین کتاب صوتی را جلال شوکولاتخور که خود نابینا بود، نخستین بار در پاسخ به نیاز نابینایان در سال 1307 ارائه کرد ولی به دلیل جذابیتش به سرعت مورد استقبال عموم مردم قرار گرفت. البته این سال خیلی مورد تأیید نیست و شک در آن وجود دارد. بعدها این روند گسترش یافت تا اینکه در چند سال اخیر شاهد پادکست‌ها هستیم. این پادکست‌ها بسیار محبوب‌اند که در ادامه به صورت مفصل شرح داده شده‌اند.دهه‌ی 1970 و پروژه‌ی گوتنبرگ:گام بعدی در روند نشر دیجیتال کتاب را مایکل اس. هارت  در سال 1971 با به وجود آوردن اولین  کتابخانه‌ی دیجیتال جهان برداشت. او قصد داشت مانند مطبوعات، تمام اطلاعات و فرهنگ را به شیوه‌ی مدرن و به صورت رایگان در اختیار مردم قرار دهد. برای این کار پروژه‌ی گوتنبرگ را به وجود آورد. او کار خودش را با کامپیوتر رایگان دانشگاه انجام داد و سه‌هزار کتاب را دیجیتال کرد. این پروژه تا به امروز فعالیت دارد و داوطلبانه تاکنون  بیش از 60هزار عنوان را منتشر کرده است و به صورت رایگان در اختیار مردم قرار داده است.تاریخچه‌ کتابخانه‌های دیجیتال در ایرانکتابخانه‌های دیجیتال امروزه بسیار زیاد شده‌اند؛ اما عملاً تعداد کمی از آن‌ها واقعاً کتابی را برای دانلود در اختیار مخاطب قرار می‌دهند. در ادامه به صورت مختصر به تعدادی از آن‌ها اشاره می‌کنیم.تاریخ پیدایش کتابخانه‌ی دیجیتال در ایران به سال 1388 برمی‌گردد که از کتابخانه‌ی دیجیتال وزارت امور خارجه به صورت آزمایشی رونمایی شد. البته عملاً این کار نمایشی بود و کاربردی برای عموم نداشت؛ اما بعدترها فعالیت اندکی را شروع کرد.کتابخانه‌ی دیجیتال نور در این میان یکی از بهترین‌هاست و چیزی بیش از معرفی کتاب‌هاست که امروزه همه‌جا پیدا می‌شود.سایت کتابخانه‌ی موزه و مرکز استاد کتابخانه‌ی مجلس شورای اسلامی: در این سایت نیز دسته‌‌بندی کتاب صورت گرفته است؛ اما در عمل تعداد بسیار کمی کتاب برای دانلود وجود دارد.کتابخانه دیجیتالی کتابخانه‌ی ملی: بر اساس اعلام در سایت خود دارای 81000 منبع دیجیتال است که از این تعداد 1600 کتاب چاپی جز منابع بوده و مابقی آن اسناد کتاب‌های خطی و قدیمی و پایان‌نامه‌های دانشگاهی است.دهه‌ی 1980 و پیدایش سی‌دی‌هاگام بعدی در روند نشر دیجیتال کتاب را سی‌دی‌ها برداشتند. در این دهه استفاده از سی‌دی رواج پیدا کرد و شیوه‌ی جدیدی برای انتقال اطلاعات خلق شد. فقط کمپانی‌های موسیقی و فیلم نبودند که از این فرصت استفاده کردند، بلکه نشرها هم برای نشر دیجیتال کتاب به آن رو آوردند. به دلیل آنکه در این دهه مردم بسیار کمی به اینترنت دسترسی داشتند، سی‌دی روش همه‌گیرتر و مناسب‌تری برای انتقال اطلاعات محسوب می‌شد. مثلاً نشنال جئوگرافیک آرشیو کارهای خود را روی سی‌دی ارائه داد. این باعث شد هم از تکنولوژی روز استفاده کند هم در پول صرفه‌جویی کند و مجله‌اش را با رعایت حقوق دیجیتال عرضه کند.در آن زمان مجله‌های نخستین به زبان html یا زبان نشانه‌گذاری نوشته می‌شد.دهه‌ی 1990 و ای‌بوکسال 1990 سال ادبیات بین‌الملل نام گرفت و راه را برای ورود ای‌بوک که نوعی نشر دیجیتال کتاب بود هموار کرد. کاربران اینترنت بسیار زیاد شدند و از این رو تقاضا برای کتاب‌های الکترونیکی هم رو به فزونی گرفت. در اواخر دهه‌ی نود، بسیاری از ناشران تصمیم گرفتند کتاب‌های خود را آنلاین بفروشند. اولین کتاب‌فروشی آنلاین در 1998 تأسیس شد. استیفن کینگ یکی از نخستین نویسندگانی بود که کتاب خود را آنلاین به فروش رساند (کتاب سوار بر گلوله).به وجود آمدن جوهر الکترونیک در سال 1997 منجر به پیدایش کاغذ الکترونیکی در دهه‌ی بعدی شد. راکت ای‌بوک و سافت‌بوک اولین کتابخوان‌ها بودند؛ ولی خیلی مورد توجه مردم قرار نگرفتند. این کتابخوان‌ها کتاب‌های ای‌بوک را می‌خواندند و به کامپیوتر وصل می‌شدند و می‌توانستند تا ده کتاب را در خود جای دهند.دهه‌ی 2000 تا کنوندر سال 2003 کاغذ الکترونیکی تکامل‌یافته به بازار آمد. کاغذ الکترونیکی مانند کاغذ جوهری است و با نور طبیعی خوانده می‌شود. در این دهه شرکت‌های بزرگ، کتابخوان‌های خود را عرضه کردند مثل سونی و اپل و.. . در سال 2007 کتابخوان جیبی آمازون ارائه شد که بر خلاف کتابخوان‌های گذشته به کامپیوتر نیازی نبود و گویی در جیبتان کتابخانه‌ی الکتریکی قرار داشت. شرکت گوگل هم در این میان سهم زیادی داشت و بسیاری از کتاب‌های چاپی دانشگاه‌ها را الکترونیکی کرد و به صورت پی‌دی‌اف درآورد (در سایت گوگل بوکز).وضعیت کتابخوان‌های الکترونیک در بازار ایرانبا وجود روند رو به رشد رقابت بین شرکت‌های سازنده کتاب‌خوان الکترونیک در بازار جهانی، این محصول در ایران بسیار مهجور و ناشناخته است. کاربران بسیاری در سراسر ایران حتی شاید نام ای‌بوک ریدر یا کتاب‌خوان را هم نشنیده باشند. امروزه کتاب‌خوان‌ها از زبان فارسی هم پشتیبانی می‌کنند.در حال حاضر کتاب‌خوان‌های الکترونیک شرکت‌های سونی، کیندل، نوک و... را می‌توان در بازار ایران پیدا کرد. البته مدل‌های متفرقه این محصول هم در بازار به چشم می‌خورند که گارانتی یا واردکننده اصلی ندارند!البته در روز ۸ اردیبهشت ۹۷ شرکت‌ فیدیبو که زیرمجموعه‌ی دیجی‌کالاست از اولین کتابخوان الکترونیکی ایرانی با نام «فیدیبوک» رونمایی کرد. این کتابخوان مشابه کتابخوان کیندل آمازون است و شاید در آینده مورد توجه بیشتری قرار بگیرد.نقش موبایل در نشر دیجیتال کتاباز سال 2010 که آیفون نخستین آی‌پد خود را روانه‌ی بازار کرد، نسل موبایل و برنامه‌های موبایل آغاز شد. موبایل در نشر دیجیتال کتاب و عرضه‌ و نشر کتاب‌های دیجیتال نقش بسیار پررنگی داشته است و انتشار دیجیتال کتاب روز‌به‌روز در حال گسترش است. دیگر بازار کتاب‌های پی‌دی‌اف سر آمده است و نشرها به برنامه‌های کتابخوان روی آورده‌اند. برنامه‌های کتابخوان برنامه‌هایی هستند که در آن‌ها می‌توان کتاب شنید و خواند و در عین حال قوانین نشر دیجیتال رعایت می‌شوند.برنامه‌های کتابخوان در ایراندر ایران با کمی تأخیر شاهد استفاده از این برنامه‌ها برای نشر دیجیتال کتاب هستیم. در زیر این برنامه‌ها معرفی شده‌اند:فیدیبو: به عنوان اولین سامانه تولید و پخش کتاب الکترونیک در اسفند ۱۳۹۲ در این حوزه آغاز به فعالیت کرد. فیدیبو علاوه بر نرم‌افزار کتابخوان، وبلاگی دارد که در آن تولید محتوا در زمینه‌های گوناگون انجام می‌دهد. امروزه نشرهای زیادی کتاب‌های خود را در فیدیبو منتشر می‌کنند و برنامه‌ی مورداعتمادی به شمار می‌رود. همان‌طور که پیش‌تر گفته شد، کتابخوان فیدیبوک هم از محصولات این شرکت است.طاقچه: این برنامه هم در سال 1392 با نام «کتاب من» عرضه شد و با تغییر به نام «طاقچه» فعالیت خود را گسترش داد.علاوه بر این برنامه‌ها، نرم‌افزارهای بسیار دیگری هم هستند از جمله کتاب‌راه، نوار (عرضه‌کننده‌ی انحصاری کتاب صوتی)، باهوک، کتابچین، بوکاپو و... که همه در عرصه‌ی نشر دیجیتال کتاب و چاپ کتاب دیجیتالی فعالیت می‌کنند. برخی از این برنامه‌ها مانند باهوک سایت فروش آنلاین کتاب چاپی هم هستند.همچنین برخی ناشران به‌تنهایی برای فروش و نشر الکترونیک کتاب خود دست به اقدام زده‌اند؛ مثل انتشارات چشمه، افق، خیلی سبز و... که البته ابتکار زیادی به خرج نداده‌اند و کار همان کتابخوان‌ها را انجام می‌دهند (این هم عرصه‌ی دیگری برای جولان دادن شما!)گام بعدی کجاست؟همان‌طور که در ابتدا گفتیم، روند نشر دیجیتال کتاب رو به رشد است و همواره دگرگون می‌شود. با توجه به مراحل ذکرشده و استفاده‌ی بیش از پیش مردم از اینترنت و همچنین استفاده از اینترنت به عنوان منبع اصلی کسب اطلاعات، تولید محتوا و بازاریابی محتوااهمیت زیادی پیدا می‌کنند و به نظر می‌رسد مرحله‌ی بعدی استفاده‌ی بیشتر از محتوا و جذب مخاطب از این طریق باشد.امروزه ناشران سعی دارند با محتوا و هزینه‌ی کم محصول و خدمات خود را ارتقا دهند، توجه‌ها را جلب کنند و هرچه بیشتر در نشر دیجیتال کتاب نقش داشته باشند. کوپیا، یکی از شبکه‌های اجتماعی مطرح دنیا می‌گوید: «اگر یک کتاب ارزش خواندن داشته باشد، حتماً ارزشِ این را هم دارد که درباره آن گفت‌وگو شود.» این گفت‌وگو در دنیای مجازی بیشتر صورت می‌گیرد؛ پس با یاد گرفتن این مهارت، پیشگام نشر دیجیتال کتاب در عصر پیش رو شوید و در این عرصه بدرخشید.</description>
                <category>پریسا قضاوی</category>
                <author>پریسا قضاوی</author>
                <pubDate>Fri, 16 Jul 2021 16:14:20 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ویراستار یا بلای جان؟</title>
                <link>https://virgool.io/@parisa.ghazavy/%D9%88%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%DB%8C%D8%A7-%D8%A8%D9%84%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D8%A7%D9%86-yc5vzpxpgbab</link>
                <description>به‌راستی ویراستاران در نشر ایران چه جایگاهی دارند؟ جدا از آشفتگی‌‌های کلی صنعت نشر و تعریف نشدن وظایف مشخصی برای مترجم و ویراستار، خود این افراد هم بر این آشفتگی دامن می‌زنند. در بهترین حالت، صاحبان حرفه‌ای لوکس و تزیینی در نظر گرفته می‌شوند که کار مترجم را زیاد می‌کند؛ البته گاهی واقعاً چنین است و مته بر خشخاش می‌گذارند.مترجمان چند دسته‌اند: عده‌ای می‌دانند که ویراستار و مترجم از جنس هم‌اند و برای هدفی مشترک کار می‌کنند و می‌کوشند نوزاد نوباوه یعنی متن را بپرورانند. عده‌ای ویراستار را دشمن خود می‌پندارند. برخی دیگر به‌کلی هرگونه مسئولیتی را از خود سلب می‌کنند و تمام بار از جمله ترجمه‌ی مجدد را به دوش ویراستار می‌اندازند. برخی دیگر ویراستار را کسی می‌پندارند که مشتی نقطه و ویرگول در کیسه‌ی خود دارد که گاهی آن‌ها را بر متن می‌‌‌پاشد؛ به‌راستی این نوع بدترین‌اند. آن‌ها از این نکته غافل‌اند که هر دو در یک جهت حرکت می‌کنند و مسیر مشابهی دارند. حاضرند از هرکسی کمک بگیرند، به‌جز ویراستار.البته باید به این نکته هم اشاره کرد که در این آشفته‌بازار کتاب و کتاب‌خوانی، هرکسی خود را ویراستار می‌نامد و با گذراندن یک دوره‌ی آموزشی خود را خبره می‌داند.از نظر شما ویراستار کیست؟</description>
                <category>پریسا قضاوی</category>
                <author>پریسا قضاوی</author>
                <pubDate>Sat, 26 Jun 2021 17:26:52 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>داستان ورود به دنیای محتوا</title>
                <link>https://virgool.io/@parisa.ghazavy/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%D8%A7-y1fxpycbatwy</link>
                <description>امسال تولدم یه مهمون عزیز داشتم. اما قبلش یکم برگردم به اینکه چجوری این مهمون عزیز وارد شد.من و هم‌خونه‌م هرازگاهی می‌نشستیم و هی می‌گفتیم داره سنمون بالا می‌ره و باید یه مهارت جدید یاد بگیریم و از این حرفا. بعد طبق معمول دوباره فردا صبح حاضر می‌شدیم و می‌رفتیم سر کار و انگار نه انگار که حرفی زده شده!البته یه نیمچه کارهایی هم کردم. حتی یه بار هم رفتم و پول عزیزم رو دادم و خوشحال از شور و جسارتم، یه دوره ثبت‌نام کردم که بگذریم...خلاصه سرتون رو درد نیارم. دوستم یه روز اومد و گفت یه دوره‌ای هست به نام باشگاه محتوا که کارآموزی داره و خیلی خوبه برای من و تو. من هم پیجشون رو فالو کردم و فصل سه باشگاه هم گذشت و باز هم هیچ کاری نکردم!اژدها وارد می‌شودفصل چهار دیگه دست به کار شدم و متنم رو فرستادم که البته یکم دلسرد شدم چون رتبه‌م خیلی بالا نبود. مصاحبه رو هم حسابی خراب کردم و اصلاً ذهنم قفل کرده بود و نشستم کلی از کار فعلی‌م تعریف و تمجید کردن!خلاصه فصل چهار خورد به عید و من هم با عیدی حقوقم، دوره رو ثبت‌نام کردم که انصافاً چسبید بهم. حالا می‌گم چجوری:روز شروع دوره، تولدم بود و تک‌وتنها تو خونه بودم؛ اما واقعاً یه حس خوبی داشتم که کادوی خوبی امروز می‌گیرم و واقعاً شعار نیست، اما تنهایی دیگه برام بی‌اهمیت شد.درس‌ها رو گوش دادم و دیدم به‌به تهش باید مشق بنویسیم. عجب مصیبتی.مشق‌هام موندهداستان مشق عشق‌ها خیلی جذاب بود و من و دوستم از عصر تا شب می‌نشستیم به مشق نوشتن و برای خودمون تیم محتوا ساخته بودیم رسماً.:)) سر امتیازها، آموزش‌ها، مشق‌ها، کار و هزار تا چیز دیگه حرف می‌زدیم و خلاصه خیلی درگیر کلاس بودیم.هرکسی زنگ می‌زد یا می‌گفت بریم بیرون، می‌گفتم مشق‌هام مونده. اونم با تعجب می‌گفت مشق چی؟ و براش توضیح می‌دادم قضیه چیه.انصافاً بعضی وقت‌ها خسته می‌شدم؛ چون باید سر کار می‌رفتم و مشق می‌نوشتم و تو خونه هم کار فریلنسری داشتم. اما خب واقعاً حس می‌کردم دارم یه چیزی یاد می‌گیرم که قراره به دردم خوره.دستاوردهای فردیجدای از این مسائل، باشگاه برای من یه‌سری چیزهای خود شخصی هم داشت.1.برای منی که کمال‌گرایی شبکه اجتماعی زیادی داشتم، با اولین مشق و ساخت حساب‌های عمومی این غول چغر رو کشتمش!2. چون همه‌چیز خیلی برنامه داشت، یاد گرفتم کارم رو طبق برنامه پیش ببرم تا عقب نیفتم.3. همین که الان ذهنیاتم رو می‌سپارم به دل واژه‌ها و تایپشون می‌کنم برای من بهترین نتیجه بود.انتهای کاربه نظرم این دوره به درد آدم‌های درون‌گرایی مثل من خیلی می‌خوره و آنلاین نبودن کلاس برای من خیلی حسن بود چون فقط با سؤال پرسیدن و حرف زدن نبود که بچه‌ها دیده می‌شدن.خلاصه اینکه باشگاه محتوا هم به درد دنیاتون می‌خوره هم به درد آخرتتون.بعد از ورود به دنیای کار بیشتر از تجربیاتم می‌گم. </description>
                <category>پریسا قضاوی</category>
                <author>پریسا قضاوی</author>
                <pubDate>Thu, 17 Jun 2021 09:45:06 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>