<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Paarisa.shiri</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@parisa_shiri</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-07 10:00:25</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/228400/avatar/FsxmJn.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Paarisa.shiri</title>
            <link>https://virgool.io/@parisa_shiri</link>
        </image>

                    <item>
                <title>بخشی از مقدمهٔ کتاب «یک پوست یک استخوان»</title>
                <link>https://virgool.io/@parisa_shiri/%D8%A8%D8%AE%D8%B4%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D9%82%D8%AF%D9%85%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DB%8C%DA%A9-%D9%BE%D9%88%D8%B3%D8%AA-%DB%8C%DA%A9-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86-r7iwirg0o5lc</link>
                <description>اصالتدیدگاه آقای بهمن فُرسی درباره اصالتِ ترانه:« برای ما! هرگز اهمیت هنگفت نداشته است که در چه خطی، چه سان، و تا به کجا می‌رویم. زیرا برای برخاستن و رفتن، همیشه از تُو! از یک تُویِ کم‌مشتری و خویشکار فرمان می‌گرفته‌ایم تا از بیرون. بیرونِ ناگزیر و کاسبکار و لرزان‌دست به کار ما نمی‌آمد، و نمی‌آید. و سبب همین بوده است که به چشم بیرونیان، ما! همیشه از این شاخ پریده‌ایم به آن شاخ. بر سر هیچ شاخی هم درنگی چنان و چندان نکرده‌ایم، که مثلا میخی در آن، به کدام قرض یا تمنا، بکوبیم. اگر هم میخی از ما! در جایی کوبیده شده باشد، به اختیار بودن، یا لفظ دادگاه‌پسند!، عمدی بودنِ آن بدین وسیله تکذیب می‌شود. و از شاخی! که میخمان در آن فرو شده طلب بخشش داریم.از سوی دیگر، چون در برابر هیچکس، و هیچ حرکت، و هیچ جریان، و هیچ خط، با سایر سالکان و مقیمان و شریکانِ در آن، حالتِ! مسابقه به ما دست نداده، پس  هیچ شاخی هم هیچگاه برایمان کهنه یا تمام نشده است. ما! عجالتا پریده‌ایم سر یک شاخ دیگر، و به کار آن پرداخته‌ایم. شاخی هم که از آن پریده بودیم مانده است سر جایش، تا هرگاه عشقمان کشید، یا عشقش از نو ما را کشاند، برگردیم بر سر آن، و جست‌وخیز قدیم را دنبال کنیم، یا از بیخ و بن به جست‌وخیز نوی بپردازیم.»</description>
                <category>Paarisa.shiri</category>
                <author>Paarisa.shiri</author>
                <pubDate>Wed, 17 Aug 2022 21:46:17 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تمرین وب‌باف- نوشتن با سه عکس از دوربین خودمان</title>
                <link>https://virgool.io/@parisa_shiri/%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%88%D8%A8%D8%A8%D8%A7%D9%81-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%86-%D8%A8%D8%A7-%D8%B3%D9%87-%D8%B9%DA%A9%D8%B3-%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%85%D8%A7%D9%86-qkxxaqipci56</link>
                <description>تقریبا چند سالی می‌شود که دیگر به پشت بام خانه نمی‌روم . پیشترها تابستان به دنبال پیداکردن جایی دنج و بی سر و صدا برای کتاب خواندن به سایه ی کانال‌های کولر پناه می‌بردم ..هم ساکت بود و هم خنک .خبری از صدای بلند تلویزیون و چرخ‌گوشت یا آدمهایی که هر دقیقه برای انجام کاری مرا صدا می‌زدند ، نبود  .دیگر همه می‌دانستند که پشت بام خانه مال من است .البته فکر نمی‌کنم تصاحبِ متراژ کوچیک بین کولرها ، زیر سقفِ بازِ آسمان خیلی هم خواسته‌ی زیادی بود .فقط هر روز بالاکشیدن آذوقه و بار بندیل یک مقدار سخت بود که آن هم به محض غرق شدن در دنیای درون کتابها به فراموشی سپرده می شد. پاییز و زمستان به سبب برف و باران و سرما نمی‌توانستم ماندگار پشت بام شوم در عوض به تماشای باغ بی برگی که غرق در برگ‌های خیس و نم‌زده بود می‌نشستم و از هر زاویه ای که می‌توانستم آن را در قاب دوربین به تصویر می‌کشاندم. دروصفش شعر می‌سرودم و با ولع عطر خاک مرطوبش را نفس می‌کشیدم .حالا دیگر حتی پرده را هم کنار نمی‌زنم.نه به این بهانه که بگویم دیگر بزرگ شده‌ام ، نه برای اینکه بی وفا باشم و مشغله ی روزگار را دستآویز قرار دهم ، نه! شاید چون که من هستم اما باغ بی برگی دیگر سرجایش نیست ! باغ بی برگی ، باغ همیشه بی برگ شده است !می‌خواستند زمین باغ را تکه‌تکه کنند اما ریشه های بهم گره خورده چنارهای بلند مقاومت کردند و اجازه ندادند تار و پود این فرش زیبا از هم گسسته شود . به نگهبان دستور دادند که آنها را با نفت بپوساند تا زمینِ لختِ مناسبِ ساخت وسازهایشان فراهم آید. . یادم می‌آید در کتاب ادبیات با خط خوش نستعلیق نوشته بودند که هر درختی را فرشته‌ی نگهبانی است که جان و جوانی‌اش به حیات درخت پیوند خورده است . پشت بام نمی‌روم زیرا طاقت نگریستن به این گورستان زندگی را ندارم .</description>
                <category>Paarisa.shiri</category>
                <author>Paarisa.shiri</author>
                <pubDate>Sun, 12 Jul 2020 12:20:28 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>