<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های پریسا وارسته</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@parisavarasteh</link>
        <description>مینویسم تا رد پای عمیق‌تری به جا بگذارم، در دنیایی که چند صد قدم از ایده‌آل‌ها فاصله دارد..</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-18 01:43:24</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/140226/avatar/k8JYGf.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>پریسا وارسته</title>
            <link>https://virgool.io/@parisavarasteh</link>
        </image>

                    <item>
                <title>هر آنچه باید درباره پول بدانید</title>
                <link>https://virgool.io/raahro/%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D9%85%D8%A7%D9%84%DB%8C-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%B1%DB%8C%D8%B2%DB%8C-ctaiavswuatn</link>
                <description>به نظرتان پول ابزار رسیدن به هدف است یا خود هدف؟ خیلی اوقات ما «دستیابی به پول بیشتر» را به عنوان هدف در نظر می‌گیریم. چون با کمک آن میتوانیم راه حل‌های ساده‌تری برای مشکلات پیدا کنیم. از طرف دیگر اغلب اهداف مالی ما در داشتن پس‌انداز یا تامین هزینه‌های زندگی (مثل پرداخت قبوض، وام‌ها و..) خلاصه می‌شوند.شاید بهتر است بگوییم پول ابزاری هدفمند است که ما را به اهدافمان می‌رساند. افراد در دهه‌های مختلف سنشان اهداف مالی و ایده آل‌های خاصی دارند. در این مطلب قصد داریم در مورد استفاده درست از پول برای رسیدن به اهداف و نقش آن در برنامه‌ریزی برای آینده صحبت کنیم. با ما همراه باشید. https://virgool.io/raahro/%D9%85%D9%86-%DA%A9%DB%8C%D8%A7%D9%8E%D9%85-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%DA%86%D9%87-%D9%86%D9%82%D8%B4%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%D8%B1%DB%8C%D8%B2%DB%8C-%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF-fxmutpcpgdyd انتخاب هدف‌های هوشمند مالی برای زندگیچطور پول را مدیریت کنیم و از آن برای رسیدن به اهدافمان استفاده کنیم؟ این سوال بزرگی است و گاهی میتواند پاسخی ناامیدکننده داشته باشد. جوابش هم وابستگی زیادی به موقعیت فعلی و شرایط مالیتان دارد. این که می‌خواهید در اینده چقدر پول یا سرمایه داشته باشید هم از دیگر فاکتورهای تعیین کننده به شمار می‌رود.از طرفی نقشه راه مشخص و یکسانی هم برایش وجود ندارد. در هر مرحله از زندگی با چالش‌ها و ملاحظات جدیدی مواجه می‌شویم. البته میتوان در دهه‌های مختلف سنی از تکنیک‌هایی برای کاهش احتمال شکست در اهداف مالی استفاده کرد. مثلا: https://virgool.io/raahro/%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%B1%DB%8C%D8%B2%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D9%86%D9%88-%D8%A8%D8%B3%D8%AA%D9%87-%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%B1%DB%8C%D8%B2%DB%8C-urmdwzuyy353 دهه بیست سالگی زمان خوبی برای ایجاد کردن حساب اضطراری است. میتوانید بخشی از درآمدتان را برای هزینه‌های غیرمترقبه و ناخواسته پس‌انداز کنید.دهه سی سالگی را برای بازنشستگی سرمایه گذاری کنید. حتی اگر از دهه بیست سالگی پس‌انداز برای بازنشستگی را شروع کردید دهه سی سالگی زمان خوبی برای پیگیری این مسیر و افزودن سرمایه است.دهه چهل سالگی برای بازنگری خدمات و پوشش بیمه‌ای مناسب (مانند بیمه عمر) است. در این دهه اغلب افرادی مثل همسر، فرزندان یا والدین به شما متکی هستند. پس باید مطمئن شوید که پس از شما هم بتوانند از زندگی سالم و تامینی برخوردار باشند.دهه پنجاه سالگی خط قرمز بدهی است. بهتر است با ملاحظه بیشتری زیر بار قسط و وام طولانی مدت بروید. در غیر این صورت باید در طول بازنشستگی مخارج زیادی را با عایدی محدود تامین کنید. همینطور بهتر است به نمایندگی از شخصی، پولی را به شخص دیگر قرض ندهید.دهه شصت سالگی و بعد از آن باید دارایی‌ها و سرمایه تان را مشخص کنید یا برای بهره برداری از آن با یک وکیل مجرب مشاوره نمایید.این لیست پیشنهادی برای اهداف مالی در دهه‌های مختلف زندگی است. ممکن است جدول زمانی شما کاملا متفاوت باشد. با این وجود پس‌انداز کردن و سرمایه گذاری دو هدف کلی برای پیشبرد اهداف زندگی اعم از مالی و.. هستند.چطور به اهداف مالی‌مان برسیم؟اگر دنبال مشاوره برای تحقق اهداف مالی‌تان رفته باشید حتما بارها شنیده‌اید که باید «بودجه در نظر بگیرید». فرقی هم ندارد این اهداف مربوط به خرید خانه، افزایش پس‌انداز بازنشستگی، بازپرداخت بدهی یا گسترش کسب و کار و غیره باشند. بودجه اولیه با کمی تحقیق، جستجو و در نظر گرفتن فاکتورهای جانبی هدف مورد نظرتان تعیین می‌شود.بنابراین درقدم اول سعی می‌کنید تمام رسیدهای پرداختی‌تان را جمع آوری و دسته‌بندی کنید. ساعت‌ها هزینه‌هایتان رامحاسبه می‌کنید. خرج‌های کوچک را از دیگر هزینه‌ها جدا می‌کنید و بر اساس این الگوها هزینه‌های جاری را تخمین می‌زنید. اما مشکل از جایی شروع می‌شود که یک اتفاق غیر منتظره رخ دهد. مثلا ماشینتان خراب می‌شود یا دچار دندان درد می‌شوید و باید هزینه‌های دندانپزشکی را پرداخت کنید.چنین مسائل ناگهانی بودجه‌بندی‌تان را زیر سوال می‌برد و باعث می‌شود فکر کنید بودجه‌بندی کاری کاملا بیهوده بوده است.چرا بودجه‌بندی شکست می‌خورد؟تعریف اولیه بودجه‌بندی تخمین درامد و هزینه‌ها برای یک دوره ثابت است. اما بودجه‌بندی برای بیشتر افراد یک برنامه تفضیلی برای نحوه خرج کردن پول در هر ماه است.معمولا پیشنهاد می‌شود که برای برنامه‌ریزی بودجه، هزینه‌های مختلف ماهیانه را دسته‌بندی کنید. سپس مبلغ ثابتی را برای هر کدام از این دسته‌ها تعیین کنید. پس اگر مبلغ یکی از این دسته‌بندی‌ها زودتر تمام شود عملا نمیتوانید هزینه اضافی برایش در نظر بگیرید. این نوع از بودجه‌بندی به احتمال زیاد شکست می‌خورد چون:این رویکرد سفت و سخت است. بنابراین متعهد ماندن به آن کار دشواری است.در این روش ایده‌ای برای هزینه های غیرقابل پیش‌بینی وجود ندارد. در نتیجه انعطاف‌پذیر هم نیست.افراد در این روش بودجه‌بندی احساس محرومیت می‌کنند.تا اینجا فهمیدیم که روش بودجه‌بندی سنتی پاسخگو نیست. پس باید چطور اهداف مالی‌مان را مدیریت کنیم؟ https://virgool.io/raahro/%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%B1%DB%8C%D8%B2%DB%8C-%D9%88-%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%DB%8C%D8%A7%D8%AF%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-qsl1fc8iniju 1- بودجه‌بندی با پیگیری دخل و خرجدر این روش بودجه‌بندی تمامی خرج‌های ماهیانه خود را به صورت جداگانه و دسته‌بندی شده مشخص می‌کنید. اما برخلاف روش سنتی نیازی نیست هزینه هر دسته را تعیین کنید. مزیت بودجه‌بندی جدید این است که می‌دانید پولتان در کجا و به چه میزان خرج می‌شود. پس هر وقت لازم شد بازنگری در هزینه‌ها داشته باشید می‌دانید دقیقا در کدام دسته به دنبالش بگردید.در این روش محدودیتی برای هزینه‌ها وجود ندارد. اما افراد میتوانند خرج‌های بی‌هدف را شناسایی کنند. منظور از خرج های بی‌هدف، تصمیمات مالی و خریدهای بدون برنامه‌ریزی یا افراطی هستند.اگر به روش سنتی بودجه‌بندی عادت کرده‌اید شاید به نظرتان کنترل هزینه ها با این روش خنده‌دار یا غیرممکن باشد. اما بسیاری از افراد موفق از این تکنیک برای کنترل هزینه‌ها و حتی سرمایه گذاری استفاده کرده‌اند و به طور پیوسته میزان پس‌انداز خود از دریافتی‌ها را حتی تا 60 درصد افزایش داده‌اند.روش پیاده‌سازی:همه چیز را بنویسید. با نوشتن تمامی درآمد و هزینه‌های یک ماه شروع کنید. هر وقت پولی بدست می‌اورید یا خرجی انجام می‌دهید؛ آنها را ثبت کنید. این کار را میتوانید در فایل اکسل یا روی کاغذ انجام دهید.در پایان ماه مخارج را گروه‌بندی کنید. هفت دسته کلی برای بودجه‌بندی هوشمند مخارج وجود دارد شامل مسکن، خانواده، خدمات (مثل قبوض اب و برق)، ماشین، سلامت و بهداشت، غذا و سرگرمی.اگر به صورت مداوم هزینه خاصی را انجام می‌دهید بخشی جداگانه برای آن در نظر بگیرید یا اگر ماشین ندارید این تیتر را به حمل و نقل تغییر دهید. در کل سعی کنید گروه‌بندی‌ها متناسب با هزینه‌های شخصی خودتان باشد.هزینه‌های هر گروه را با درآمدتان بسنجید. ببینید چه میزان یا درصدی از درآمد یا دریافتی کل را برای هر گروه خرج می‌کنید.برای هزینه‌های هر گروه هدف تعیین کنید. نگاهی به هزینه‌های هر دسته بیاندازید اگر به نظرتان خیلی زیاد یا کم است دلیلش را پیدا کنید. مثلا اگر هزینه‌های حمل و نقلتان زیاد است با استفاده از راهکارهای درست آن را کاهش دهید. مثلا جایگزین کردن یک مسیر پیاده روی به جای استفاده از تاکسی و..به رفتارتان در ماه بعد توجه کنید. اهدافی که مشخص کردید را در ذهن داشته باشید. حتی لازم نیست آنها را یادداشت کنید و محدودیت هزینه‌ای روی گروه بگذارید. فقط با دیدی اگاهانه عملکردتان را مشاهده کنید.در پایان ماه دوم، دوباره هزینه‌هایتان را جمع‌آوری کرده و ببینید اهدافتان چطور پیش رفته‌اند. اگر به اهدافتان رسیده بودید میتوانید اهداف جدیدی برای هزینه‌هایتان تعیین کنید. در غیر این صورت روند بررسی اهداف گروه‌بندی قبل را مجدد بررسی و پیشرفتتان را دنبال کنید.در مرحله بعد میتوانید باقیمانده‌ مجموع دریافتی‌تان را هم ارزیابی کنید. این بخش را برای سرمایه‌گذاری کنار بگذارید. با گذشت زمان و رشد پیوسته بودجه‌بندی‌تان میتوانید تصمیمات مالی بزرگتری را برنامه‌ریزی کنید.2- اول به خودتان پول بدهیداگر از جمع کردن هزینه‌ها و پیگیری مخارج متنفرید؛ راهکار ساده‌تری هم برایتان وجود دارد. کافی است مشخص کنید هر ماه چقدر می‌خواهید پس‌انداز کنید. سپس باقیمانده پولتان را خرج کنید. برخی از کارشناسان مالی معتقدند تا زمانی که بخشی از بودجه‌تان را پس‌انداز کنید، نحوه خرج کردن باقیمانده آن چندان مهم نیست.اما در این روش باید صرفه‌جویی را جدی بگیرید. تنها در این صورت میتوانید از پس مخارج ماهیانه‌تان بدون نگرانی بربیایید.روش پیاده‌سازی:ابتدا یک هدف برای پس‌اندازتان تنظیم کنید. چه مقدار از درامدتان را برای چه کاری می‌خواهید پس‌انداز کنید؟ این پس‌انداز شامل ایجاد یک صندوق برای خرج‌های اضطراری، پرداخت بدهی و وام، کمک خرج بازنشستگی یا هزینه‌های خاص تعطیلات و.. می‌شود.به این روش بودجه‌بندی 20/80 هم می‌گویند. یعنی 20 درصد درامد را پس‌انداز کنید و 80 درصد را برای خرج کرد در ماه کنار بگذارید.میتوانید روش‌های مختلفی برای پس‌انداز این بیست درصد داشته باشید. در این صورت احتمال اینکه برای خرج کردنش پیش قدم شوید کاهش پیدا می‌کند. مثلا میتوانید بخشی از بیست درصد را برای خرید بیمه عمر یا بازنشستگی و مابقی را در حساب بانکی نگهدارید. یا تمهیداتی بیاندیشید که این میزان پس‌انداز به صورت خودکار از حسابتان به کارت یا حساب خاصی واریز شود در این صورت به محض گرفتن حقوق وسوسه نمی‌شوید تا همه آن را خرج کنید. https://virgool.io/raahro/%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%B1%DB%8C%D8%B2%DB%8C-%D8%B4%D8%BA%D9%84%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%DA%AF%D9%81%D8%AA%DA%AF%D9%88-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D8%AA%D8%AE%D8%B5%D8%B5-%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%B9-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%88%D9%81%D8%A7%D8%B9%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D9%85%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%A7%D9%86-squwbqszsy5c 3- سیستم دو حسابه!جنبه منفی رویکرد «اول به خودتان پول بدهید» این است که وقتی پس‌اندازتان را از دریافتی‌ها کم می‌کنید، باقیمانده پول در یک حساب قرار دارد. ممکن است چند روز اول ماه را به تفریح و سرگرمی بپردازید و بی‌حساب خرج کنید و وقتی به خودتان می‌ایید که پول بنزین ماه را هم ندارید. همین عدم کنترل روی موجودی باعث می‌شود در نیمه ماه دچار بحران مالی شوید.در سیستم دو حسابه برای این مشکل راه حل ارائه می‌شود. وقتی پس‌اندازتان را برداشتید. حالا باقیمانده پول را در دو حساب جداگانه قرار دهید. موجودی هر حساب باید تا دو هفته از ماه نگه داشته شود. در این صورت اگر برنامه‌ریزی‌های صرفه‌جویی‌تان با شکست مواجه شود هم مبلغی برای گذراندن باقی ماه در اختیار دارید.مزیت دیگر سیستم دو حسابه این است که میتوانید تمامی قبوض خدماتی یا قسط‌هایتان را از یک حساب پرداخت کنید. در این صورت در وسط ماه نگران بدهی‌های صورت حسابتان نخواهید بود و باری از روی دوشتان هم برداشته می‌شود.روش پیاده‌سازی:اول از همه پولی که می‌خواهید برای پس‌انداز کنار بگذارید را مشخص کنید و به حسابی جداگانه انتقال دهید.دو حساب مجزای در بانک باز کنید.با استفاده از روش پیگیری دخل و خرج مبلغ میانگین خدمات و صورت حساب‌هایتان را مشخص کنید و آن را به حساب اول انتقال دهید.باقیمانده درآمدتان را برای مخارج جاری در حساب دوم قرار دهید.در ادامه اگر مبلغی از هر کدام از حساب‌ها اضافه آمد آن را برای خرج های آینده یا دلخواهتان استفاده کنید.توجه داشته باشید که ابتدا پس‌انداز از دریافتی کل کم می‌شود و از موجودی باقیمانده برای هر کدام از دو حساب مبلغی را در نظر می‌گیریم.سیستم دو حسابه دو جنبه منفی دارد:´      باید بیشتر کارهای بانکی و خریدهایتان را با کارت و به صورت انلاین انجام دهید. با وجود دغدغه‌های رمز دوم پویا این موضوع خودش چالش برانگیز است. (البته برای مبالغ بالاتر از 100 هزار تومان)´     چون بیشتر خریدهایتان را با کارت اعتباری انجام می‌دهید ممکن است بیشتر از انتظارتان پول خرج کنید. برای حل این مشکل میتوانید از رازهای صرفه‌جویی پول کمک بگیرید.رازهای صرفه‌جویی پولرازهای صرفه‌جویی پول شاید نکات عجیب و غریبی نباشند ولی به شدت برای کاهش هزینه‌ها در هر یک از گروه‌های بودجه‌ای مفید هستند. 5 مورد از این ترفندها عبارت هستند از:قانون 24 ساعته. می‌خواهید خرید کنید و مطمئن نیستید این یک هزینه اضافی است یا ضروری! بیست و چهار ساعت صبر کنید. این یک روش ساده برای اولویت‌بندی لیست خرید است که در نهایت در تعداد آیتم‌های خریداری شده صرفه‌جویی می‌کند.سنجش ارزش خرید کالا یا خدمات با درآمد ساعتی. مجموع دریافتی ساعتی‌تان چقدر است؟ (ساعتی چقدر حقوق می‌گیرید). مبلغ چیزی که می‌خواهید بخرید چه نسبتی با حقوق ساعتی تان دارد؟ مثلا اگر میخواهید یک وسیله الکترونیکی بخرید؛ برای خریدش چند ساعت یا چند روز باید کار کنید؟ حالا با این دید تناسبی جدید به خرید وسیله فکر کنید. باز هم ارزش خرید دارد؟ اگر فکر می‌کنید ارزش دارد در خریدش تردید نکنید در غیر این صورت از لیست حذفش کنید. شاید هم بخواهید در اولویت پایین‌تری قرارش دهید.لیست خرید نوشتاری. وقتی بدون لیست خرید و برنامه‌ریزی به خرید می‌روید در اکثر مواقع چیزهایی می‌خرید که حتی جزو موارد ضروری نیستند. همیشه برای خرید کردن برنامه‌ریزی کنید و لیست همراه با اولویت خرید تهیه کنید.یک یادآور برای حسابتان در نظر بگیرید. مثلا اگر خواستید بیشتر از یک مبلغ مشخص در طول روز خرج کنید به شما هشدار دهد.صرفه‌جویی هدفمند. فقط برای آینده پس‌انداز یا صرفه‌جویی نکنید. برای ان یک دلیل واضح و روشن در نظر بگیرید. شاید اینطور به نظر نیاید ولی هدف داشتن خیلی در روند صرفه‌جویی تفاوت ایجاد می‌کند. بزرگترین تفاوتش این است که به شما انگیزه می‌دهد. هر وقت از خودتان پرسیدید چرا باید صرفه‌جویی کنم؛ یک لیست از دلایل دارید که به شما کمک می‌کند تا متعهد شوید. https://virgool.io/raahro/%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AB%D8%A8%D8%AA-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%B1%DB%8C%D8%B2%DB%8C-riicwevanmgu 4- تکنیک بریدن و سوزاندناگر جمع‌آوری هزینه‌ها و پیگیری دخل و خرج، همینطور نظارت روی آن برایتان سخت و طاقت فرسا است یکی از ساده‌ترین روش‌ها تکنیک «بریدن و سوزاندن»  است.در این روش دیگر نیازی به محدود کردن بودجه هر گروه نیست. تنها بزرگترین هزینه‌ها یا خرج‌هایتان را پیدا می‌کنید و به طور کامل آنها را از بین می‌برید. این کار باعث می‌شود مبلغی برای سایر هزینه های ضروری ازاد شود در حالی که موجودی کافی برای پس‌اندازتان هم خواهید داشت.جنبه منفی این روش این است که ناچارید تغییرات زیاد و اساسی در سبک زندگی‌تان ایجاد کنید. تغییرات کوچکی مثل صرفه‌جویی در مصرف اب و برق نمیتواند مبلغ زیادی از بودجه‌تان را ازاد کند. پس باید تغییر بزرگتری ایجاد کنید. مثلا به ساختمانی نقل مکان کنید که کوچکتر باشد و اسانسور نداشته باشد تا هزینه اجاره و شارژ کمتری پرداخت کنید. در موارد خوراکی باید قید غذای بیرون را بزنید و همیشه از منزل غذا یا نوشیدنی به محل کارتان ببرید.روش پیاده‌سازی:اگر چه بریدن از این موارد سخت و دردناک است ولی مبلغ نسبتا زیادی از بودجه‌تان را ازاد می‌کند. اما برای اینکه این روش به خوبی پیش برود باید به شکل زیر اجرایش کنید:·      باید لیستی از مخارج چند ماه متوالی خودتان را تهیه کنید. اجاره بها، هزینه‌های حمل و نقل، پرداخت‌های عضویت باشگاه، مجله و..·      دنبال هزینه‌های بزرگ باشید. روش بعدی این است که در هر گروه از هزینه‌هایتان به دنبال تغییر باشید. مثلا اگر در بخش هزینه‌های بهداشتی به صورت ماهیانه لوسیون بدن، کرم مرطوب کننده و کرم دست و صورت می‌خرید. دو مورد را حذف کنید و فقط به یک مورد اکتفا کنید.اگر فهمیدید که در هر ماه چند صد هزار تومان خرج لباس می‌کنید شاید زمان آن رسیده که بازه زمانی برای خرید هر دست لباس در نظر بگیرید و حسابی کمد لباس‌هایتان را خلوت کنید.·      هر چقدر پیدا کردن این هزینه‌های بزرگ ساده است بریدن از آنها نیاز به گذشت زمان دارد. احتمالا چند ماه اول سخت می‌گذرد ولی بعد از مدتی به سبک جدید زندگی‌تان عادت می‌کنید.خلاصه آنچه گفتیم!برای زندگی، رسیدن به اهداف یا حتی پولدار شدن نیاز به پول داریم. برای همین افراد سعی می‌کنند از هر فرصتی برای پس‌انداز و سرمایه‌گذاری استفاده کنند. قدم اول برای رسیدن به اهداف مالی یادگیری اصول بودجه‌بندی است.با گفتن این که حقوقتان کم است و به پس‌انداز نمی‌رسد فقط خودتان را گول میز‌نید. واقعیت این است که اگر منتظرید از باقیمانده حقوق ماهیانه‌تان پس‌انداز کنید هیچ وقت این فرصت را بدست نمی‌اورید. بنابراین باید بودجه‌بندی با مقیاس صفر را یاد بگیرید. یعنی فرض کنید هیچ پولی برای خرج کردن ندارید و بعد بر اساس اولویت‌های زندگی یا هدفتان بودجه را تقسیم‌بندی کنید.در این مطلب 4 روش مختلف برای بودجه‌بندی را معرفی کردیم. هر کدام از روش‌ها نکات مثبت و منفی دارند. با مطالعه آنها میتوانید روش مناسب خودتان را  پیدا کنید.اگر هم روش جدیدی برای رسیدن به اهداف مالی می‌شناسید تجربیاتتان را  در بخش نظرات با ما به اشتراک بگذارید.منابعhttps://www.success.com/smart-money-goals-for-each-stage-of-life/https://www.moneycrashers.com/budgeting-alternatives/https://americasaves.org/for-savers/make-a-plan-how-to-save-money/54-ways-to-save-moneyآنچه که خواندید، بخشی از پرونده‌ی عیدانه‌ی راهرو با موضوع برنامه‌ریزی بود. برای اطلاعات از سایر بخش‌های این پرونده و مطالعه‌ی آن‌ها اینجا کلیک کنید.




دانلود نسخه صوتی






دانلود فایل کتابچه الکترونیکی


</description>
                <category>پریسا وارسته</category>
                <author>پریسا وارسته</author>
                <pubDate>Thu, 22 Jul 2021 15:51:41 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کارخانه عادت سازی: عادت بسازید، راحت‌تر به اهداف‌تان برسید!</title>
                <link>https://virgool.io/raahro/%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AB%D8%A8%D8%AA-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%B1%DB%8C%D8%B2%DB%8C-riicwevanmgu</link>
                <description>همه ما می‌دانیم که داشتن زمان‌بندی، تسلیم نشدن دربرابر مشکلات یا داشتن روحیه مثبت‌اندیشی جزو رفتارهای خوبی هستند که ما را به سمت موفقیت هدایت می‌کنند. به سادگی می‌توانید هزاران آیتم دیگر به این لیست اضافه کنید. اما چرا با وجود اینکه کاملا از خوبی و بدی عادت‌های روزانه‌مان آگاه هستیم؛ به آن موفقیتی که می‌خواهیم در زندگی شخصی، کار یا روابطمان نمی‌رسیم؟!بدون تعارف؛ ذهن ما عادت‌های بد را بیشتر دوست دارد. چون از لحاظ روانشناختی فشار کمتری برای اجرای آن به ما وارد می‌کند. به همین خاطر میان یک عالم عادات بد،  هر روز زندگی می‌کنیم (حتی با وجود اینکه می‌دانیم این عادتها مضر هستند) و البته هر روز از کم شدن میزان موفقیت‌هایمان در رنج و عذاب هستیم.بنابراین فقط با دانستن اینکه چه عادتی خوب یا بد است نمیتوانیم پیشرفتی داشته باشیم. به همین خاطر قصد داریم این بار درباره چهره پنهان عادت‌های مثبت و روش‌های عملی‌سازی آنها صحبت کنیم. شما هم اگر از در جا زدن خسته شدید؛ با ما همراه باشید.از دست عادات بد خلاص شو!عادت‌های بد مثل یک پتوی گرم و نرم هستند. کسی دوست ندارد صبح یک روز برفی از رختخواب بیرون بیاید. همانقدر که خوابیدن حتی چند دقیقه بیشترش لذت‌بخش است، از طرفی به تاخیر انداختن وظایف روزانه مثل دیر رسیدن به محل کار میتواند در پیشرفت‌مان بازتابی منفی داشته باشد.خب؛ الان وقت انتخاب است. می‌خواهید به خوابیدن با یک پتوی گرم و نرم ادامه دهید یا به دل روز برفی (مشکلات روزانه و ظایف) می‌روید؟ https://virgool.io/raahro/%D9%85%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B9-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%B1%DB%8C%D8%B2%DB%8C-%D9%88-%D9%87%D8%AF%D9%81-%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C-qiptqncbes0c در ادامه این مطلب خبری از دستورالعمل‌های فوری یا مسیرهای مستقیم برای رسیدن به موفقیت نیست. قصد هم نداریم عادت‌های خوب و بد را برایتان لیست کنیم. اگر فکر می‌کنید زمان گذاشتن برای تغییر عادت کار بی‌فایده‌ای است و ارزشش را ندارد، همین حالا صفحه مرورگر را ببندید.اما اگر تصمیم‌تان را گرفتید و آماده یک چالش بزرگ و تعدادی تمرین سخت هستید؛ به شما یاد می‌دهیم چطور میتوان از یک روز برفی طوری استفاده کرد که زندگی لذت‌بخش‌تری را تجربه کنید.کاغذ و قلمتان را بردارید و آماده رهایی از عادتهای بد شوید.راهکار عملی برای شکستن حلقه عادت‌های بداین که به شما بگویم عادت بدتان را فراموش کنید تا از فردا موفق شوید؛ شبیه دادن وعده‌های انتخاباتی است. باید در عوض چیزی که می‌خواهید تغییر دهید یک گزینه پیشنهادی و عملی داشته باشید. مهمترین کاری که برای شکستن یک عادت بد باید بکنید؛ جایگزین کردن آن با چیز دیگری است. برای شکستن حلقه عادت‌های بد دو مرحله پیش رویتان است:برای جلوگیری از رفتارهای منفی، بدن و ذهنتان را آموزش دهید.مشخص کنید که به جای عادت منفی چه چیزی را می‌خواهید جایگزین کنید.برای اینکه تنظیمات جدیدی به خودتان بدهید؛ اول خودتان را ریست کنید. به ترتیب کارهای زیر را انجام دهید:یک) خودتان را آموزش بدهیدبا وجود اینکه؛ گاهی انکار می‌کنیم اما با کمی فکر کردن همه ما می‌توانیم لیستی از عادت‌های بدمان بنویسیم. از این لیست یک عادت را انتخاب کنید و روی جنبه‌های منفی و مضرش فکر کنید. شاید در ابتدا مغزتان بخواهد شما را گول بزند و متقاعدتان کند که این عادت چندان هم بد نیست. اما از من می‌شنوید کمی جلویش سرسختی نشان دهید تا واقعیت را شفاف و بدون تعصب بگوید.پیامدهای منفی که پیدا کردید را به صورت یک لیست نکته‌ای و خلاصه یادداشت کنید و آن را در معرض دیدتان قرار دهید تا در طول روز آن را ببینید.دو) دوره ذهنی را کامل کنیدیادتان باشد برای شکستن حلقه عادت‌ها باید در هر دوره زمانی روی جایگزینی یک عادت تمرکز کنید. این تغییری نیست که یک شبه اتفاق بیافتد. برای شکستن یک حلقه ذهنی از عادت‌های بد، حداقل 21 روز زمان نیاز دارید. آن هم به شرطی که به صورت مداوم و پیگیر آن را دنبال کنید.سه) تهیه نسخه پشتیبانشاید مجبور شوید کسی را درگیر تغییر عادتتان کنید. این فرد می‌تواند یکی از دوستان یا اعضای خانواده باشد که از تغییر عادت‌تان حمایت می‌کند. وظیفه‌اش شبیه یک یادآور است و از تکرار عادت بد جلوگیری می‌کند.چهار)‌ تجسم موفقیتاز قدیم گفتند«وصف العیش؛ نصف العیش». موفقیت‌تان را تصور کنید. زندگی‌تان بدون این عادت بد چطور است؟ چه کارهایی انجام می‌دهید که در حال حاضر مانعش شده است؟ نسخه بهبود یافته‌تان تا اهدافش چقدر فاصله دارد؟با این روش ساده می‌توانید در طول تغییر عادت انگیزه‌تان را بالا نگهدارید.پنج) شناسایی محرک های پنهاندر مرحله بعد باید به دنبال محرک‌های انجام عادات بد بگردید. این مرحله شاید کمی سردرگم کننده باشد. ولی با یک طوفان فکری می‌توانید به نتیجه دلخواه‌تان برسید. چه چیزهایی باعث تکرار عادت بدتان می‌شود؟مثلا من برای نوشتن باید ذهنم آزاد باشد همینطور نوشتن را در نیمه اول روز شروع کنم. اگر صبح نوشتن را شروع نکرده باشم شروع کردنش در نیمه دوم روز برایم خیلی سخت و خسته کننده است. بخصوص اگر بخواهم ایده‌های جدیدی را کنار هم بگذارم. در نتیجه اغلب باید نوشتن را حوالی ساعت یازده شروع کنم.زمان‌هایی که شب دیر می‌خوابم این برنامه به هم می‌ریزد. بنابراین محرک اصلی من دیر خوابیدن (بعد از دو نیمه شب) است. بخواهم عمیق‌تر شوم دو محرک اصلی برای دیر خوابیدن وجود دارد؛ یا در حال دیدن سریال خاصی هستم یا شبکه‌های اجتماعی را چک می‌کنم.همانطور که می‌بینید تمامی این محرک‌ها چیزهای بدیهی هستند که حتی ممکن است در نظر اول ساده و خنده‌دار به نظر برسند ولی می‌توانند عواقبی جدی را ایجاد کنند.محرک‌ها و دلیل ایجاد شدنشان جایی در لایه‌های عمیق درونی‌تان هستند. برای تغییر باید به تاریک‌ترین بخش وجودتان دسترسی پیدا کنید. (دیدن فیلم inception کریستوفر نولان بهترین نمونه تصویری است که برای توضیح این موضوع میتوانم به شما پیشنهاد کنم).وقتی این محرک‌ها را پیدا کردید باید به دنبال راهی برای متوقف کردنش باشید. پیدا کردن این راهکار واقعا خیلی سخت نیست. کافی است کمی با خودتان صادق باشید. به نظرم کسی بهتر از خودتان نمیتواند متوقفتان کند.برای من زندگی پر از پستی و بلندی است. وقتی به این بالا و پایین‌ها، حجم اخبار ناراحت کننده و حال بد بخش‌های مختلف جامعه را اضافه می‌کنم؛ حالم شبیه کسی است که از درون پوسیده می‌شود. درمان شخصی من برای غلبه به این شرایط اضافه کردن چاشنی محبت و شور به زندگی است. به همین خاطر سریال دیدن را دوست دارم. چون به من همان حال خوبی را می‌دهد که از طریق زندگی در واقعیت اشباع شده نمیتوانم تأمینش کنم. از طرفی این حال خوب، محرک خلاقیتم در نوشتن است.بنابراین برای اینکه شبها سریال نبینم باید در طول روز زمانی برای خودم داشته باشم این زمان کمک می‌کند تا فکرهایم را سرو سامان دهم و از مشغله ذهنیم کم کنم. در نتیجه احساس بهتری دارم و راحت میتوانم روزم را پیش ببرم. این ماجرایی است که پشت محرک عادتم وجود دارد... فلسفه محرک شما چیست؟شش ) عادت جایگزین را مشخص کنیدتا اینجا فقط با ماهیت عادت بدمان، دلیل ایجاد و محرک‌های اصلیش اشنا شدیم. برای کامل کردن چرخه شکستن عادت بد باید عادت‌های جدید را به جای آن قرار دهیم. برای شروع تغییر عادت، لیستی از فعالیت‌هایی را مشخص کنید که میتواند جایگزین عادت بدتان شود.سه تکنیک کاربردی برای جایگزینی عادات بد رایجاگر عادت بدتان مصرف غذاهای ناسالم است. احتمالا دلیلتان طعم و مزه بهتر این غذاها نسبت به نمونه‌های غذایی سالمتر است. پس باید دنبال راهی باشید که غذاهای سالم را با طعم و مزه‌ای به  مراتب بهتر درست کنید. چرا دنبال یاد گرفتن دستور پخت غذاهای جدید و یادگرفتن آشپزی ملل نمی‌روید؟ هر چه دانش آشپزی‌تان بالاتر باشد بهتر میتوانید مواد جایگزین سالم برای دستور پخت‌ها پیدا کنید به این ترتیب رژیم غذایی سالمتری را تجربه می‌کنید.اگر هم نمی‌توانید مدیرت مالی خوبی داشته باشید و به صورت نقدی و انلاین زیاد خرید میکنید؛ باید در مورد پول و روش‌های هوشمندانه پس انداز کردن مطالعه کنید.در ادامه چند تکنیک و روش کاربردی برای جایگزین کردن برخی از عادات بد معرفی شده است. البته شما میتوانید با توجه به محرک‌های اصلی و دلیل عادتهایتان راهکارهای عملی مناسبی دیگری هم پیدا کنید.عادت بد ۱: کم آوردن زمانخیلی از ما برای انجام کارهایمان در طول روز وقت کم می‌آوریم. بارها با خودمان می‌گوییم کاش روزها به جای 24 ساعت 30 ساعت بودند. اغلب در مواجه با این عادت بد می‌گویند: «کارهایت را زمانبندی کن، برنامه‌ریزی داشته باش و..». البته این روش هم اگر درست انجام شود نتیجه خوبی دارد.اما نظرتان درباره زیاد کردن ساعت چیست؟ با این تکنیک میتوانید ساعات تعطیلات اخر هفته‌تان را از 24 ساعت به 36 ساعت تبدیل کنید. می‌پرسید چطور؟!خب بیشتر مشاغل تا ساعت 5 بعد از ظهر روز پنجشنبه کار می‌کنند (برای برخی ممکن است این ساعت 3 بعد از ظهر باشد). به طور میانگین از ساعت 6 غروب روز پنجشنبه تا 6 صبح روز شنبه تعطیل هستید. این یعنی چیزی حدود 36 ساعت یا یک روز و نصف تعطیلی.اگر پنجشنبه‌ها هم تعطیل باشید مدت تعطیلات هفتگی‌تان از 6 غروب روز چهارشنبه تا 6 صبح روز شنبه معادل 60 ساعت یا دوروز و نصف است (این میزان افزایش زمانی را برای خودتان تعیین کنید.)در قدم بعد هر روش زمانبندی یا برنامه‌ریزی که برای تعطیلات استفاده می‌کنید را برای بازه زمانی بالا اجرا کنید. البته ممکن است با خودتان بگویید بعد از یک هفته کاری سخت، در غروب اخرین روز کاری چطور سراغ کار یا فعالیت جدیدی برویم. https://virgool.io/raahro/%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%B1%DB%8C%D8%B2%DB%8C-%D8%B4%D8%BA%D9%84%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%DA%AF%D9%81%D8%AA%DA%AF%D9%88-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D8%AA%D8%AE%D8%B5%D8%B5-%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%B9-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%88%D9%81%D8%A7%D8%B9%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D9%85%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%A7%D9%86-squwbqszsy5c جواب این است که؛ با برنامه‌های تفریحی شروع کنید. اصلا از در شرکت که خارج می‌شوید تعطیلات را با یک موزیک دلخواه شروع کنید. اینطور زمانی که به منزل برسید ذهن و بدنی ارامتر خواهید داشت. به محض رسیدن کاری را انجام دهید که برایتان حکم ریکاوری دارد. مثلا یک دوش آب گرم، خوردن یک غذای سبک، کمی دراز کشیدن یا انجام تمرینات مدیتیشن و..وقتی فشار اولیه کاری از روی دوشتان برداشته شد برای شروع برنامه‌هایتان هم آماده می‌شوید.راهنمایی‌های بیشتر برای استفاده بهینه از زمانزمان‌تان را ردیابی کنید. انجام فعالیت‌ها همراه با ردیابی زمان میتواند به اندازه 30 دقیقه (در فعالیت‌های ساده) در وقتتان صرفه‌جویی کند. ابزارهای رایگان زیادی برای ردیابی زمان یا Time Tracking وجود دارند. برخی از نسخه‌های رایگان آن عبارت هستند از: Toggl، Harvest، RescueTime و Timeneye. این ابزارها نه تنها برای ردیابی زمان و فعالیت‌های روزانه بلکه در کسب و کار یا کارهای تیمی هم قابل استفاده هستند.برنامه‌هایتان را لیست کنید. با استفاده از اپلیکیشن Evernote و ToDolist یا روی کاغذ ساده فعالیت‌های آخر هفته‌تان را بنویسید. همینطور سعی کنید در این بازه تعطیلی برای هفته آینده‌تان هم برنامه‌ریزی کنید.هر هفته دو یا سه کار مهم را به پایان برسانید یا قدم‌های بزرگ و رو به جلویی برای اهداف بلند مدت‌تان بردارید.قرار نیست کل تعطیلات را به کارهای اینده یا عقب افتاده اختصاص دهید. بودن با خانواده، گردش کردن، ورزش، مطالعه کتاب و.. برای این کارها هم در بین برنامه‌هایتان زمانی را خالی نگهدارید. این زمان‌های تفریحی کوچک نه تنها انگیزه‌تان را برای تعهد به برنامه‌ریزی بالا نگه می‌دارد. بلکه شما را برای یک هفته کاری جدید اماده می‌کند. https://virgool.io/raahro/%D8%B7%D9%88%D9%81%D8%A7%D9%86-%D9%81%DA%A9%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AE%D8%AF%D9%85%D8%AA-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%D8%B1%DB%8C%D8%B2%DB%8C-kllel4fiwebt عادت بد ۲: گوش دادن به صدای منفی درونمان«همین کار را هم نمی‌توانی انجام دهی...»، «بدرد چی می‌خوری؟»، «نمی‌توانی.. ولش کن» اینها نمونه‌هایی از صداهای منفی هستند که وقتی می‌خواهیم یک کار یا تصمیم جدید را شروع کنیم از درونمان می‌شنویم. واقعیت این است که هر باری که این صدای منفی را در درونتان زمزمه می‌کنید مثل این است که 17 نفر به طور واحد توانایی‌هایتان را زیر سوال ببرند.به نظرم حس ششم هم یکی از همین صدا‌ها یا نداهای درونی‌مان است. اما رویکرد به نسبت مثبت‌تری دارد. حالا فکر کنید تغییر این صدای درونی تا چه اندازه میتواند حالمان را خوب کند.یکی از صداهای درونی منفی رایج مربوط به عدم تغییر شرایط (اجتماعی، اقتصادی، کسب و کار و..) است. چیزی که این روزها احتمالا بارها در زمینه‌های مختلف از ذهنتان می‌گذرد. شاید برای خیلی از مسائل، کاری از دستمان بر نیاید. مثلا نمی‌توانیم شرایط کلی را تغییر دهیم، ولی جزئیات را چطور!جزئیات هم به اندازه تصویر کلی مهم هستند پس روی آن تمرکز کنید. قبول کنید که اتفاقات خوب و شگفت انگیز فقط برای کسانی می‌افتند که به معجزه اعتقاد داشته باشند. البته از شما نمی‌خواهم که فقط به معجزه اعتقاد داشته باشید و هر روزتان را صرف انتظار کشیدن کنید؛ چون این کار به نظر احمقانه می‌آید. ولی داشتن باور قلبی همراه با تغییر حال درونی میتواند حال دنیای بیرونی‌مان را عوض کند.برای تغییر صدای درونی منفی باید روی موضوعات مثبت تمرکز کنید. ذهن منفی بافتان را با اتفاقات خوب روزانه بمباران کنید. این تمرین ساده است؛ ذهنتان به کمی نرمش نیاز دارد. از امروز به مدت 21 روز سه اتفاق خوب روزانه‌تان را یادداشت کنید. به شما قول می‌دهم اگر هر روز این تمرین را انجام دهید بعد از یک هفته از اتفاقاتی شاد می‌شوید که خودتان هم متعجب خواهید شد.این تمرین باعث می‌شود دنبال حس‌ها و اتفاقات خوب بگردید. تعجب نمی‌کنم اگر بگویید یکی از اتفاقات خوب  روزانه‌تان زمانی بوده که شاهد افتادن اخرین برگ پاییزی یک درخت چنار بودید یا زیر باران خیس می‌شدید. این لحظه دقیقا زمانی است که می‌توانید با صدای منفی درونی‌تان مقابله کنید. چون یادگرفتید با توجه به جزئیات مثبت و کوچک حالتان را خوب کنید.عادت بد ۳: بی‌انگیزگی در کارهابه دو سوال زیر پاسخ دهید تا بی‌انگیزگی‌تان درمان شود:چه وقت‌هایی بی‌انگیزه می‌شوید؟محرک‌های انگیزاننده‌تان چه چیزهایی هستند؟من زمانی بی‌انگیزه می‌شوم که راهی جز انجام کار یا فعالیتی مشخص ندارم. در واقع اجبار به چیزی بی‌انگیزه‌ام می‌کند. مثلا روز تعطیل مجبور باشم کار کنم یا در جلسه‌ای شرکت کنم که علاقه‌ای به محیط یا افرادش نداشته باشم. این دلایل از فردی به فرد دیگر متفاوت است. شما هم باید دلیل بی‌انگیزگی‌ خودتان را پیدا کنید.در مرحله بعد راهکارهایی را کشف کنید که به شما انگیزه می‌دهند.مثلا داشتن تعادل در زندگی، صدای درونی مثبت و توانمند دو مورد از تکنیک‌های گرفتن انگیزه هستند. در قسمت بالا در مورد تغییر صدای درونی حرف زدیم. اما برای برقراری تعادل در زندگی یک روش ساده؛ «فاصله گرفتن» است.از چیزی که برای انجامش انگیزه ندارید، فاصله بگیرید. به خودتان فضا بدهید و فشار موجود را کاهش دهید. به جای آن سراغ چیزهایی بروید که حس خوبی به شما می‌دهند. هر چیزی؛ از حرف زدن با یک دوست، تماشای فیلم، خوابیدن، قدم زدن، خوردن شام با خانواده گرفته تا چیزهایی که حتی ممکن است به ذهن کسی نرسد و فقط مختص خوب کردن حال خودتان باشد.حالتان خوب شد؟ انرژی‌تان برگشت؟ حالا برگردید سر کاری که می‌خواستید انجام دهید..اینقدر این رفت و برگشت (گرفتن انگیزه و برگشتن به موضوع مدنظرتان) را انجام دهید تا آن‌ طوری که می‌خواستید به خوبی و خوشی به پایان برسد. این روند ممکن است کمی طولانی باشد ولی کیفیت نتیجه خروجی فعالیت‌تان را تضمین می‌کند.وقتی محرک‌های انگیزاننده خودتان را پیدا کنید حتی  میتوانید آنها را مثل جایزه در فواصل زمانبندی کاری قرار دهید. اینطوری همیشه انگیزه دنبال کردن‌تان در اوج باقی می‌ماند.خلاصه آنچه گفتیم!عادت‌ها زندگی‌مان را می‌سازند بنابراین منطقی است که برای ساختن زندگی‌مان، عادت بسازیم. در کارخانه عادت‌سازی یاد می‌گیریم چطور حلقه عادت‌های بد را بشکنیم و عادت‌های خوبی را جایگزینش کنیم. همینطور با روش عملی تغییر سه عادت بد رایج (کم آوردن زمان، گوش دادن به صدای درونی منفی و بی‌انگیزگی در کارها) آشنا شدیم.شما هم می‌توانید برداشت یا تجربیاتتان را در مورد ایجاد کردن عادات جدید در بخش نظرات مطرح کنید و در ساخت کارخانه عادت‌سازی با ما شریک شوید.منابعThe Daily Habits of the Most Productive PeopleThe 1 Secret to Ditching Bad Habits, and 5 Ways to Permanently Break Free33 Daily Habits Highly Successful People Have (and the Rest of Us Probably Don&amp;#x27;t)آنچه که خواندید، بخشی از پرونده‌ی عیدانه‌ی راهرو با موضوع برنامه‌ریزی بود. برای اطلاعات از سایر بخش‌های این پرونده و مطالعه‌ی آن‌ها اینجا کلیک کنید.





دانلود نسخه صوتی






دانلود فایل کتابچه الکترونیکی


</description>
                <category>پریسا وارسته</category>
                <author>پریسا وارسته</author>
                <pubDate>Thu, 22 Jul 2021 15:46:01 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یادگیری را در اولویت بگذارید: چگونه دستیابی به اهداف را با «یادگیری» ساده‌تر کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/raahro/%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%B1%DB%8C%D8%B2%DB%8C-%D9%88-%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%DB%8C%D8%A7%D8%AF%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-qsl1fc8iniju</link>
                <description>وقتی درباره برنامه ریزی برای رسیدن به هدف‌های زندگی صحبت می‌کنیم همیشه یک سر رشته به یادگیری برمی‌گردد. در هر سن یا موقعیتی که باشید برای پیشرفت باید تغییراتی ایجاد کنید. تغییرات به مهارت نیاز دارند. میلیون‌ها مهارت مختلف که باید برای یادگیری مهمترین‌های آن زمان صرف کنید. پس یادگیری بدون شک اولویت بالایی در ایجاد تغییرات مثبت و دستیابی در اهداف دارد.حتما با خودتان می‌گویید خب مهارت را انتخاب می‌کنیم و یادگیری شروع می‌شود. اما گمان نکنم به همین سادگی‌ها باشد. شاید این روندی باشد که بخواهیم اجرا شود ولی مغز و حافظه ما هم واقعا به همین سادگی یادگیری را شروع می‌کنند؟واقعیت این است که ذهن ما برای حفظ کردن، ذخیزه کردن و یادآوری میلیون‌ها داده و اطلاعات مختلف ساخته نشده است. وظیفه اصلی مغزمان طی چند صد صد سال  قبل تنها پردازش اطلاعات محیطی، پیش بینی خطرات و پاسخگویی به آن بود. اما با گذشت زمان و تحول زندگی بشر، مغزها هم مجبور شدند خودشان را توسعه دهند. در حال حاضر باید حجم زیادی از اطلاعات را در حافظه ذخیره‌سازی و طبقه‌بندی کند و عادت کنند تا در کوتاه‌ترین زمان به حجم وسیعی از اطلاعات دسترسی پیدا نمایند. https://virgool.io/raahro/%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%B1%DB%8C%D8%B2%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D9%86%D9%88-%D8%A8%D8%B3%D8%AA%D9%87-%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%B1%DB%8C%D8%B2%DB%8C-urmdwzuyy353 در واقع این روزها مغزمان شبیه دستگاه‌های تشخیص الگو شده است. اطلاعات زیادی را پردازش می‌کند. بر اساس آنها تصمیم می‌گیرد و باید به صورت مداوم بین انها ارتباط برقرار کند. اما با این اضافه بار حاصل از پردازش چطور کنار می‌آید؟ آیا راهی برای توسعه توانایی ذهن وجود دارد؟ چطور میتوان سرعت یادگیری اطلاعات را زیاد کرد؟در این مطلب قصد داریم درباره تکنیک‌های یادگیری سریع و به خاطر سپردن اطلاعات صحبت کنیم که به افزایش بازدهی ذهن کمک می‌کند. با ما همراه باشید.بهترین تکنیک‌ها برای ارتقای سطح یادگیریفرض کنید 80 سال عمر مفید داشته باشیم. از سن ده سالگی هم خودمان مهارت‌های مناسب را تشخیص دهیم و برای یادگیری آنها پیش قدم شویم. با کم کردن ساعات خواب و استراحت، زمان‌هایی که به بطالت می‌گذرانیم و.. به گمان حدود 20 سال برای یادگیری موثر فرصت داریم. زمان زیادی نیست. بگذریم از اینکه خیلی از ما زمان زیادی را برای شناخت، تشخیص مهارت‌های مناسب، ازمون و خطا و حتی تعیین زمانی برای شروع کردن آن –مثل شنبه‌ای که هنوز نیامده- تلف می‌کنیم.دوست داشتید با یک بشکن کل اطلاعات این پست یا هر کتابی در ذهنتان دسته‌بندی و ذخیره می‌شد؟ به نظر هیجان انگیز است. من هم دوست دارم این هیجان را تجربه کنم. اما نه با یک بشکن، در ادامه چند تکنیک برای یادگیری سریع و موثر اورده شده‌اند که دست کمی از بشکن زدن ندارند.یک) پیروی از اصول ساده بهبود حافظهاز بچگی موقع درس خواندن باید اتاق ساکت می‌بود. وقتی از پنجره مشرف رو به کوچه سر و صدای بازی بچه‌ها می‌امد رشته افکارم به هم می‌ریخت. به خاطر همین ساعت‌های درس خواندنم را طوری تنظیم می‌کردم که با بازی عصر بچه‌های محل یکی نشود. شما هم میتوانید همین کار را انجام دهید. این یکی از اصول ساده برای بهبود عملکرد حافظه است.یک اتاق ساکت برای مطالعه و کلا یادگیری انتخاب کنید. تهویه مطبوع داشته باشد و نورش هم کافی باشد. از عوامل حواس پرتی هم دوری کنید. بنابراین قبل از یادگیری گوشی را هم کنار بگذارید. نوتیفیکیشن‌های برنامه‌های مختلف یکی از بزرگترین عوامل حواس پرتی قرن هستند. همینطور تعیین زمان مناسب یا داشتن یک برنامه ریزی مشخص هم به افزایش کارایی ذهن کمک می‌کند.دو) چیزهای جدید را با تمرین یاد بگیریدوقتی یک مهارت یا زبان جدید یاد می‌گیرید چیزی شبیه یک سری رشته‌های تازه در مغز ایجاد می‌شود. ممارت در یادگیری تعداد این رشته‌ها و مسیرهای رو به رشد آن را بیشتر می‌کند. اگر بعد از مدتی دست از یادگیری بردارید این مسیرها هم کم کم ناپدید می‌شوند. پس بهترین روش برای بهبود یادگیری، تمرین و تکرار هر مهارت جدید است.سه) ترکیب کردن روش‌های یادگیریاز روش‌های مختلف یادگیری استفاده کنید. بکار گیری سبک‌های یادگیری مختلف سرعت یادگیری را افزایش می‌دهند. سبک‌های یادگیری عبارت هستند از:ویژوال: تصاویر، عکس‌ها و اطلاعات فضاییشنیداری: ترکیبی از صدا و موسیقیکلامی: استفاده از کلام در گفتار و نوشتار، همچنین بکارگیری تکنیک‌های زبانیفیزیکی: استفاده از دست‌ها، بدن و حس لامسهمنطقی: استفاده از روش‌های ریاضی و منطقی یا سیستم‌های استدلالیاجتماعی (بین فردی): یادگیری در تیم یا گروهانفرادی (درون فردی): یادگیری و مطالعه به صورت تنهایی و فردیحتی شناخت اینکه بیشتر به کدام یک از سبک‌های یادگیری تمایل دارید میتواند روی افزایش سرعت و بازدهی یادگیریتان موثر باشد. مثلا شاید تنهایی مطالعه کردن برایتان ساده‌تر از یادگیری مهارت در گروه‌های جمعی باشد. کافی است سبک و عادت یادگیری خاص خودتان را پیدا کنید تا یادگیری‌تان ارتقا یابد.چهار) چیزهایی که یاد گرفتید را به دیگران هم یاد بدهیدتا به حال برایتان پیش آمده که با دوستان و همکلاسی‌هایتان درس بخوانید؟ معمولا وقتی مطالبی که می‌دانیم را برای دیگران توضیح می‌دهیم به یادگیری بهتر ما کمک می‌کند. این یکی دیگر از تکنیک‌های بهبود حافظه برای یادگیری موثر است. پس سعی کنید مهارت‌ها و اطلاعات جدیدتان را با دیگران به اشتراک بگذارید.اتفاقی که می‌افتد این است که اول اطلاعات را به زبان قابل فهم خودمان ترجمه می‌کنیم و بعد دنبال روشی برای بیان آن می‌گردیم. این فرآیند باعث می‌شود تا مهارت یا اطلاعات را به صورت عمیق‌تری درک کنیم. با پیشرفت دنیای مجازی روش‌های یادگیری و آموختن هم ساده شده‌اند. می‌توانید دانش‌تان را از طریق پست‌های وبلاگی، پادکست یا شرکت در بحث‌های گروهی (فروم‌ها) به دیگران منتقل کنید.5- بین یادگیری‌هایتان ارتباط برقرار کنیداگر مهارت جدیدی برای پیشرفت شغلتان یاد می‌گیرید، سعی کنید مهارت بعدی را در یکی از زیر شاخه‌های مهارت اولیه انتخاب کنید. در این صورت مهارت بعدی به تمرین اطلاعات قبلی کمک می‌کند. در ذهن ارتباطی بین این مهارت‌ها ایجاد می‌شود که به خاطرسپاری و طبقه‌بندی آنها را راحت‌تر می‌کند.6- کسب تجربه عملیصبح تا شب هم که مطالب تئوری بخوانیم تا فرصت و مکانی برای تمرین و تجربه نباشد؛ نمی‌توانیم از مزیت اصلی یادگیری بهره‌مند شویم. تجربه عملی باعث افزایش تمرکز روی مهارت می‌شود. میتوانید جنبه‌های مختلف آن را کشف و ازمایش کنید و این یک اتاق یادگیری جانبی برای یادگیری آن مهارت است. اگر یک زبان جدید یاد می‌گیرید در موقعیت‌های مختلف از آن استفاده کنید. حتی شده جلوی آیینه با خودتان حرف بزنید.7- یادگیری چند چیز به صورت همزمان را متوقف کنیدتا سال‌ها افراد بر این باور بودند که اگر بتوانند چندین کار را به صورت همزمان انجام دهند مزیت بالایی نسبت به سایرین دارند. اما تحقیقات خلاف این باور عمومی را نشان می‌دهد. زمانی که می‌خواهید چند مهارت را با همدیگر یاد بگیرید تمرکزتان روی هر کدام از آنها کم می‌شود. ضمن اینکه این پراکندگی از مغز انرژی زیادی می‌گیرد. در نهایت باعث می‌شود تا از یادگیری خسته و دلزده شوید. چون سرعتتان کم شده و حتی دسته‌بندی و به خاطرسپاری این اطلاعات برایتان دشوار می‌شود.بهتر است روی یک مهارت تمرکز کنید و برای یادگیری بازه زمانی تعیین کنید. بعد از این مدت مشخص، یادگیری مهارت بعدی را آغاز نمایید. در این حالت از ضررهای یادگیری همزمان هم مصون باقی می‌مانید.8- دانش‌تان را زیر سوال ببریداین یک تکنیک روانشناسی است که به بهبود روند یادگیری کمک می‌کند. زمانی که یک مهارت یا هر چیز دیگری را یاد می‌گیریم، یک جنبه یادگیری مربوط به درک مهارت است و جنبه بعدی درباره نحوه درک آن. از این پس برای یادگیری به شناخت و درک مهارت اکتفا نکنید. چگونه درک کردن هم به همان اندازه مهم است.یک قدم به عقب بروید و دانش‌تان را زیر سوال ببرید؛ آیا با دانسته‌هایتان هنوز هم می‌توانید ادعای شناخت و درک در آن موضوع یا مسئله خاص را داشته باشید؟ گاهی همین روش ساده کمک می‌کند تا در دانسته‌هایمان عمیق شویم و جنبه‌های جدید و ناشناخته‌ای از آن را بفهمیم.9- نوت‌برداری کنیدیادداشت برداشتن از چیزهایی که یاد می‌گیرید سرعت یادگیری را افزایش می‌دهد. نوت برداری میتواند شامل اطلاعات و جزئیات مهم به صورت نوشتاری، کشیدن جدول یا درست کردن نقشه اطلاعاتی باشد.10- یادگیری فعال را بیاموزیدمفهوم یادگیری فعال اوایل دهه 90 میلادی ایجاد شد. در یادگیری فعال به جای اینکه منتظر بمانید تا اطلاعات در اختیارتان گذاشته شود؛ مسئولیت یادگیری را خودتان برعهده می‌گیرید. در واقع یادگیری فعال نوعی از رویکرد خودآموزی است.اما چرا خودآموزی یا یادگیری فعال به افزایش بازدهی یادگیری کمک می‌کند؟!علت اصلی آن مربوط به ذات یادگیری افراد است. خیلی از ما از زمان مدرسه و حتی بعدها در دانشگاه منتظر بودیم تا استاد و معلم جزوه و کتاب را معرفی کند یا سوالات مهم را نشان‌مان دهد. در واقع لقمه‌های آماده اطلاعاتی را می‌بلعیدیم. در حالی که پیشرفت در زندگی نیازمند تغییرات و یادگیری مهارت‌هایی است که تا حد زیادی برایمان ناشناس هستند.اگر روحیه یادگیری فعال نداشته باشیم چه اتفاقی می‌افتد؟ به نظرتان رئیستان می‌آید و لقمه‌های آماده مهارتی را در دهانتان می‌گذارد؟ گمان نکنم. اگر خوش شانس باشید و به دلیل نداشتن مهارت‌های لازم یا عدم انعطاف پذیری در برابر تغییرات اخراج نشوید؛ تنها زمینه یادگیری را برایتان مهیا می‌کند. در نهایت شما هستید که باید روحیه یادگیری مداوم و پیوسته را در وجودتان ایجاد کنید.اما یادگیری رویکرد اموزش فعال چندان هم سخت نیست. برعکس انگیزه یادگیری‌تان را هم افزایش می‌دهد. در ادامه چند ایده برای یادگیری فعال با استفاده از فناوری اورده شده است:شرکت در کلاس‌های مجازی مشارکتی و استفاده از تکنیک‌های یادگیری آنلایناستفاده نقشه برداری ذهنی و طوفان مغزی که جزو تکنیک‌های حل مسئله هستندفعالیت‌های مبتنی بر نقش آفرینی هم جزو تکنیک‌های آموزش فعال است. مثلا اگر می‌خواهید در شرکتی پشتیبان مشتری شوید؛ میتوانید برای خودتان فضایی شبیه آن را بازسازی کنید و برای کسب مهارت‌های مورد نیاز آن تمرین کنید.تبادل گفتگو و بحث‌های آنلاین هم از دیگر روش‌های یادگیری فعال به شمار می‌رود.آموزش‌های مبتنی بر بازی. یکی از نمونه‌های موثر آن را میتوان در یادگیری زبان مشاهده کرد. امروزه بازی‌های زیادی به زبان انگلیسی وجود دارند. از کلمات متقاطع گرفته تا بازی‌های استراتژیک اینها منبع خوبی برای یادگیری فعال زبان به شمار می‌روند و...11- از شکست نترسیدزمانی که سراغ یادگیری یک مهارت می‌روید به جای اینکه امواج ناامیدی را به سوی خودتان گسیل کنید. تنها تمرکزتان را روی یادگیری بگذارید. معمولا می‌گویند: «فکر فردا را برای فردا بگذار». اما من می‌گویم؛ اگر فردا یک درصد هم شکست خوردی هنوز دنیا به اخر نرسیده، عمرت هم تمام نشده، دوباره شروع کن. مگر چه چیزی برای از دست دادن داری؟!یادگیری به تمرکز، ذهنی خلاق و انعطاف‌پذیر نیاز دارد. با فکر کردن به شکست و نگرانی بابت آن فقط به ذهنتان استرس می‌دهید. یک ذهن متشنج کاندیدای خوبی برای یادگیری و پیشرفت نیست.12- خودتان را آزمایش کنیدمنتظر امتحان آخر هفته یا آزمون سراسری و... نباشید. به طور مرتب خودتان را بسنجید. دانسته‌هایتان را مورد آزمایش و محک قرار دهید. اگر در قسمت‌هایی از یادگیری مهارت ضعف دارید آنها را بهبود دهید. سعی کنید بهترین خودتان در آن مهارت باشید.13- روی فرآیند یادگیری تمرکز کنید نه نتیجه!روی هر چیزی تمرکز کنید همان نصیبتان می‌شود. این یک قانون ساده در امر یادگیری است. روی تلاشتان و فرایند یادگیری تمرکز کنید و نتیجه یا موفقیت را برای وقت خودش نگه دارید. فکر کردن به نتیجه باعث می‌شود تحت فشار قرار بگیرید. همینطور مانع از به چالش کشیدن خودتان می‌شود.وقتی روی عملکردتان تمرکز می‌کنید؛ میخواهید دیگران شما را هوشمند ببینند یا خودتان را به آنها اثبات کنید. اما با تمرکز روی یادگیری روی پیشرفت و رشد خودتان سرمایه‌گذاری می‌کنید.سبک زندگی و نقش آن روی سرعت یادگیریخیلی از فعالیت‌های ساده‌ و روتینی که در طول روز انجام می‌دهیم می‌تواند روی سرعت یادگیریمان اثر بگذارد. کافی است عادت‌های سالم را جایگزین کنیم تا حافظه و ذهنمان به بالاترین میزان بازدهی خودش برسد. به عنوان مثال:حداقل روزی 8 لیوان اب بنوشید. بدن 75 درصد افراد از کم آبی رنج می‌برد. وقتی بدنتان کم آب می‌شود مغز در ضعیف‌ترین حالت خودش قرار می‌گیرد. چطور از چنین مغزی می‌توان انتظار افزایش سرعت یادگیری داشت!هفته‌ای سه بار ورزش کنید. ورزش همانطور که برای بدنتان مفید است به سلامت مغزتان هم کمک می‌کند. راه رفتن زیر نور خورشید سطح استرس بدن را کم می‌کند. ورزش، عملکرد مغز و حافظه را بهبود می‌بخشید. برای روحیه‌تان هم خوب است و از احتمال بروز افسردگی را کاهش می‌دهد. بیماری‌های روحی یکی از دلایل کاهش سرعت یادگیری هستند.شب‌ها حداقل 8 ساعت بخوابید. تحقیقات نشان می‌دهد که خواب کافی تمرکز و در نتیجه سرعت یادگیری افراد را بهبود می‌دهد. یک ذهن خسته نمی‌تواند اطلاعات را به خوبی درک و طبقه‌بندی کند.عادت‌های غذایی سالمی داشته باشید. زغال اخته سرشار از فلاوانوئیدها هستند که اتصالات مغزی را تقویت کرده و باعث احیای سلول‌های مغزی می‌شود. مصرف آن کارایی حافظه کوتاه مدت و بلند مدت افراد را بالاتر می‌برد.همچنین غذاهای حاوی کولین مصرف کنید. مرغ و تخم مرغ منبع خوبی از این ماده هستند. اگر گیاهخوار هستید از منابعی مثل عدس، دانه‌های افتابگردان، دانه کدو تنبل، بادام، گل کلم و بروکلی کولین مورد نیاز بدنتان را تامین کنید.اسیدهای چرب امگا3 بخورید. این ماده باعث بهبود عملکرد ذهنی و افزایش تمرکز می‌شود. در غذاهایی مثل ماهی سالمون، ساردین، ماهی قزل‌آلا، دانه کتان و گردو امگا3 وجود دارد.سعی کنید استرس و نگرانی را از ذهنتان دور کنید. ورزش کردن یک تکنیک خوب برای کاهش سطح استرس است. در کنار آن میتوانید از روش نوشتن استفاده کنید. اگر موقع یادگیری نگرانی‌هایی به ذهنتان هجوم آورد آنها را یادداشت کنید. این کار باعث می‌شود تا دوباره بتوانید روی یادگیری تمرکز کنید.سخن آخربرای داشتن یادگیری موفقیت‌آمیز قبل از شروع مغزتان را گرم کنید. وقتی مغزتان به صورت ناگهانی با حجم زیادی از اطلاعات مواجه می‌شود ممکن است دچار افت کارایی شود. اما گرم کردن مغز این مشکل را برطرف می‌کند. یک روش ساده برای گرم کردن مغز؛ گفتن کلمات هم قافیه یا بازی با کلمات است. مثلا پشت سر هم 20 کلمه بی‌ربط بگویید که حس خاصی را بیان می‌کند.برای برخی از افراد یادگیری دسته جمعی، اشتیاق و انگیزه ایجاد می‌کند. سعی کنید سبک و عادات یادگیری خودتان را بشناسید و از آن برای بهبود عملکردتان استفاده کنید. داشتن یک محل خاص برای یادگیری، برنامه‌ریزی زمانی، انتخاب مهارت‌هایی که با همدیگر مرتبط هستند و... هم م‌یتواند به یادگیری بهتر کمک کند. همچنین در هر زمان مشخص فقط روی یادگیری یک موضوع یا مهارت تمرکز کنید. این کار مانع از تقسیم انرژی مغزتان می‌شود.برای یادگیری سریع و بهبود مهارت‌هایتان آنها را به سایرین یاد بدهید یا دانسته‌هایتان را به اشتراک بگذارید. کمک گرفتن از تکنیک‌های یادگیری فعال هم انگیزه یادگیری‌تان را افزایش می‌دهد.همینطور فقط به چیزهایی که یاد می‌گیرید اکتفا نکنید. دانسته‌هایتان را ازمایش کنید. آنها را مرور نمایید. حتی گاهی یک قدم به عقب برگردید و اطلاعاتتان را به چشم انتقادی ببینید. این روش خوبی برای درک عمیق موضوعات است.در نهایت سعی کنید عادات و سبک زندگی سالمی داشته باشیم. به میزان کافی آب بنوشید، ورزش کنید. از مواد غذایی مفید مثل کولین‌ها و امگا3 در رژیمتان استفاده کنید. بخاطر داشته باشید هرطوری که با بدنتان رفتار کنید نتیجه و عملکردش را روی کیفیت یادگیری‌تان می‌بینید.منابعHow to Increase Brain Power, Boost Memory and Become 10X SmarterHow to Become a More Effective LearnerLearning Styles10 Active Learning Methods for Super Engaged Corporate LearnersHow to Study Smart: 20 Scientific Ways to Learn Fasterآنچه که خواندید، بخشی از پرونده‌ی عیدانه‌ی راهرو با موضوع برنامه‌ریزی بود. برای اطلاعات از سایر بخش‌های این پرونده و مطالعه‌ی آن‌ها اینجا کلیک کنید.





دانلود نسخه صوتی






دانلود فایل کتابچه الکترونیکی


</description>
                <category>پریسا وارسته</category>
                <author>پریسا وارسته</author>
                <pubDate>Thu, 22 Jul 2021 14:52:01 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>راه‌حل تغییر طرز فکر و مواجهه با چالش‌ها در زندگی</title>
                <link>https://virgool.io/raahro/%D8%B1%D8%A7%D9%87%D8%AD%D9%84-%D8%AA%D8%BA%DB%8C%DB%8C%D8%B1-%D8%B7%D8%B1%D8%B2-%D9%81%DA%A9%D8%B1-%D9%88-%D9%85%D9%88%D8%A7%D8%AC%D9%87%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4%D9%87%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-w4dt1plltegj</link>
                <description>آیا شما همیشه در مواجه با تغییرات جبهه می‌گیرید؟ دور خودتان حصاری بلند کشیدید و حتی فکر کردن به خروج از محدوده امن‌تان باعث می‌شود تا ترس در شما زبانه بکشد؟ به نظرتان چرا برخی از افراد جسور هستند و به استقبال تغییرات می‌روند در حالی که سایرین همیشه روش‌های معمول و تکراری را در پیش می‌گیرند؟ همه چیز به «طرز فکر» شما بستگی دارد. اگر می‌خواهید چیزهای جدیدی را تجربه کنید باید ذهنیت‌تان با آن هم‌راستا باشد. گاهی هم لازم است، ذهنیت فردی‌ خود را تغییر دهید تا به خواسته‌هایتان برسید.مقاله‌ی پیش رو، به قلم متخصص علوم اعصاب و کارشناس تغییر عادات دکتر Jud Brewer در رسانه Elemental مدیوم منتشر شده است. نویسنده در این مقاله علت واکنش متفاوت افراد به چالش‌ها و مشکلات زندگی را به سادگی توضیح داده و بیان می‌کند که طرز فکر کلید اصلی ایجاد تغییر در زندگی است. اگر دوست دارید تکنیک‌های تغییر طرز فکر و ایجاد ذهنیت‌های جدید را بیاموزید، با مطالعه این مطلب و اجرای تمریناتش به خواسته‌تان دست پیدا می‌کنید.آیا می‌دانید که طرز فکر شما تاثیر زیادی در نحوه برخوردتان با موقعیت‌های مبهم و غیرمطمئن دارد. حتی ممکن است روی واکنش‌تان در مواجه با بحران‌های فعلی یا هر چالش دیگری در زندگی نیز اثر بگذارد؟گمان می‌کنم که اخیرا شما هم مثل من، برای مواجه با عدم اطمینان چند الگوی مشخص در خودتان پیدا کرده‌اید. ترس یا عدم اطمینان می‌تواند بیشتر مردم را در مخمصه بیاندازد؛ طوری که احساس کنند فلج شده‌اند. در حالی که سایرین در حال پیشرفت هستند. بعضی‌های دیگر هم از لاکشان بیرون می‌آیند و خود و اطرافیانشان را با ظرفیت بالایی که در مواجهه با خطر دارند، متعجب و غافلگیر می‌کنند.اما چرا این همه تفاوت وجود دارد؟همه ما زمانی ناچار شدیم از منطقه امن خود خارج شده و با شکست‌های بزرگ روزمره و چالش‌های جهانی روبرو شویم. به نظرتان چه اتفاقی می‌افتد، وقتی از محدوده امن خود خارج می‌شویم؟ سعی می‌کنیم از آن فرار کنیم و به دنبال مکانی امن بگردیم؟ چون به طرز ناگهانی احساس هراس می‌کنیم؛ مغزمان از کار می‌افتد و به قول معروف خاموش می‌شود، بنابراین با انتخاب‌های تصادفی به سمت جلو حرکت می‌کنیم؟ یا تلاش می‌کنیم محکم روی پاهای خودمان بایستیم، با واقعیت فعلی رودررو شویم و از چالش‌های جدید تجربه‌هایی نو بیاموزیم؟هر یک از این انتخاب‌ها و محدوده‌ای که برمی‌گزینید ارتباط زیادی با طرز فکرتان دارد.دکتر کارول دوک، محقق دانشگاه استنفورد کسی است که چندین دهه قبل اصطلاحات «طرز فکر ثابت» (Fixed Mindset) و «طرز فکر رشد» (Growth Mindset) را بر اساس تحقیقاتش در مورد نحوه پاسخگویی کودکان و بزرگسالان به  چالش‌ها، ابداع کرد.دوک توضیح می‌دهد؛ در طرز فکر ثابت، شما باور دارید که توانایی‌ها و هوشتان غیرقابل تغییر هستند. شما آن‌ها را به دست آورده‌اید و باید از این امکانات به بهترین شکل ممکن استفاده کنید. اما در طرز فکر رشد، باور اولیه این است که توانایی‌هایتان می‌توانند توسعه پیدا کنند و قادر هستید با گذشت زمان آن‌ها را بهبود دهید. https://www.ted.com/talks/judson_brewer_a_simple_way_to_break_a_bad_habit دوک چندین دهه روی طرز فکرها مطالعه کرده است. بر اساس یک تعریف؛ طرز فکر مجموعه‌ای از پیش فرض‌ها، روش‌ها و نمادهایی است که توسط یک یا چند نفر یا گروهی از افراد ایجاد می‌شود. به عبارت ساده‌تر؛ طرز فکر هر کس جهان‌بینی شخصی او است.طرز فکر مثل یک عادت می‌تواند روی تفسیر ما از رویدادها، انتخاب‌هایی که انجام می‌دهیم و حتی نحوه یادگیری ما اثر بگذارد. به این حالت سکون روانی می‌گویند. حتی وقتی افرادی با جهان‌بینی‌های مشابه دور هم جمع می‌شوند، شروع به تغذیه از ذهنیت همدیگر می‌کنند.حالا سعی کنید طرز فکری مشابه اکثر مردم داشته باشید. به نظرتان چطور می‌توانیم یک ذهنیت خاص را توسعه دهیم؟اینجا اشاره‌ای به روش مبتنی بر یادگیری داریم. بگذارید برایتان یک مثال ساده بزنم. مثلا اگر هر بار که دچار استرس شُدید (موقعیت)، شکلات بخورید (رفتار) و کمی احساس بهتری پیدا کنید (پاداش). مغزتان یاد می‌گیرد که: اگر استرس دارید، باید شکلات بخورید تا احساس بهتری داشته باشید.در صورتی که به این محتوا علاقه داریدبا خرید اشتراک راهرو می‌توانید به سایر پست‌های اختصاصی راهرو  برای کاربران ویژه دسترسی داشته باشید.می&zwnj;خواهم اشتراک بخرمبه نظرم این روشی اختصاصی برای شکل‌گیری جهان‌بینی و ذهنیت افراد است. عینک‌های شکلاتی به چشم می‌زنیم و به اطرافمان نگاه می‌کنیم. به محض اینکه دفعه بعد دچار استرس شدیم، مغزمان می‌گوید: «سلام، شکلات بخور تا احساس بهتری داشته باشی». البته ما تنها نیستیم، افراد دیگری هم هستند که «عینک‌های گل رز» یا «عینک‌های دودی» به چشم دارند. آن‌ها هم دنیا را با روش خاص خود می‌بینند: عینک‌های گل رز، همیشه نیمه پر لیوان را می‌بینند و عینک‌های دودی فقط به نیمه خالی آن توجه دارند.بله این شما هستید که انتخاب می‌کنید یا بهتر بگوییم، یاد می‌گیرید که عینک گل رز به چشم بزنید یا عینک دودی یا هر نوع عینک دیگری. هر چه بیشتر عینکی (طرز فکری) را به چشم بزنید، آن‌ها به جزئی از هویت‌تان تبدیل می‌شوند. طوری که فراموش می‌کنید اصلا چیزی روی صورت شما است.شما یاد می‌گیرید که جهان را بر اساس تجربیات قبلی خود و با روشی خاص ببینید. هر بار هم کاری انجام می‌دهید که یادگیری شما را تقویت می‌کند، لنزهای عینک جهان‌بینی‌تان ضخیم‌تر می‌شوند.دکتر دوک بیشتر در زمینه طرز فکر در تحصیل و مدارس مطالعه کرده است. ولی کار او تقریبا تمامی چیزهایی که در زندگی انجام می‌دهیم را در برمی‌گیرد. زیرا رنگ‌های ذهنیت ما مشخص می‌کنند که دنیا را چطور ببینیم. طرز فکر ما یک مثل عادت عمل می‌کند. عادتی که رنگ آن روی نحوه تفسیرمان از رویدادها، انتخاب‌ها و حتی نحوه یادگیری ما اثر می‌گذارد.به گفته دوک، افراد دیدگاه‌هایی ضمنی درباره منشأ توانایی‌های خود دارند که روی ذهنیت کلی زندگی آن‌ها اثر می‌گذارد. اگر اعتقاد دارید که موفقیت‌هایتان به خاطر توانایی‌های ذاتی است که با آن‌ها به دنیا آمدید، در دسته طرز فکر ثابت قرار می‌گیرید. از طرف دیگر اگر باور دارید که پیشرفت مبتنی بر سختکوشی، یادگیری و آموزش است، دارای طرز فکر رشد هستید.ممکن است حتی از طرز فکر معمول خودتان آگاه نباشید. اینکه چطور به شکست‌ها پاسخ می‌دهید نشانه خوبی برای تشخیص آن است. افرادی با ذهنیت ثابت از شکست می‌ترسند چون آن را نشانه‌ای منفی در مورد توانایی‌های اساسی‌ خود می‌دانند که محدودیت‌های ذاتی‌شان را بازگو می‌کند. از سوی دیگر افرادی با ذهنیت رشد به شکست اهمیت نداده و از آن ابایی ندارند. زیرا می‌دانند که با بهبود عملکردشان و یادگیری بیشتر می‌توانند از بروز دوباره آن جلوگیری کنند.فرض کنید در حال پیاده‌روی هستید و ناگهان به زمین می‌افتید. چه عکس العملی از خودتان نشان می‌دهید؟!اگر ذهنیت ثابت دارید، ممکن است با زمین خوردن خودتان را به خاطر دست و پا چلفتی بودن، شماتت کنید. در همین شرایط اگر فردی با ذهنیت رشد باشید، ممکن است با خودتان بگویید: «خب از این اتفاق چه چیزی یاد می‌گیرم؟» آیا باید بند کفشم را بهتر ببندم یا هنگام پیاده‌روی به مسیرم توجه بیشتری داشته باشم؟در ذهنیت رشد حتی مفهوم شکست هم مورد بازنگری قرار می‌گیرد. اصلا شکست چه معنایی دارد؟ اگر از آن تجربه‎ای جدید یاد بگیرید، آیا هنوز هم شکست محسوب می‌شود؟دوک حتی استدلال می‌کند که ذهنیت رشد به فرد اجازه می‌دهد تا در زندگی احساس استرس کمتر و موفقیت بیشتری داشته باشد. البته این موضوع معقول است، زیرا در ذهنیت رشد همیشه مشغول یادگیری از تجربیات و بهبود خودتان هستید.دوک در کتاب «روانشناسی جدید موفقیت» (The New Psychology of Success) توصیه می‌کند: «اگر والدین می‌خواهند چیزی به فرزندشان هدیه دهند، بهترین کار این است که عشق‌ورزی به چالش‌های زندگی را به آن‌ها بیاموزند. به این ترتیب فرزندشان وقتی در معرض اشتباهات قرار می‌گیرد، از تلاش خود لذت می‌برد و به یادگیری ادامه می‌دهد. فرزندان نباید برده ستایش و تعریف و تمجید شوند. بنابراین آن‌ها به روشی مادام‌العمر برای ایجاد و ترمیم اعتماد به نفس خود دسترسی خواهند داشت».من عاشق عبارت «لذت بردن از تلاش» دوک هستم. لذت بردن از آنچه اتفاق می‌افتد، بسیار سخت است. چون اغلب سعی می‌کنیم با زور آن را تغییر دهیم یا سرمان را به در و دیوار می‌کوبیم. اما زمانی که شروع به دوست داشتن چالش‌ها کنیم و با اشتباهات خود درگیر شویم؛ همه چیز تغییر می‌کند.زمانی که دیگران با نگاهی بسته با ایده‌هایتان مواجه می‌شوند یا دیدگاه ثابتی در مورد فکر و ایده دیگران دارید؛ چه حالی به شما دست می‌دهد؟ احتمالا احساس می‌کنید متوقف شدید. مانند وقتی که سعی می‌کنید از خودتان در برابر اطلاعات مختلف و آلوده شدن جهان‌بینی‌تان محافظت کنید. همانطور که قبلا درباره آن حرف زدیم؛ این احساس توقف (خاموش شدن مغز) می‌تواند همراه با تحول باشد. مثل کسی که توسط یک پلنگ عظیم الجثه تعقیب شده و در گوشه‌ای گیر می‌افتد. وظیفه شما این است که با یک توپ کوچک حواسش را پرت کرده و خودتان را نجات دهید.شما به عنوان فردی با ذهنیت رشد در این موقعیت چه احساسی خواهید داشت؟ به معنای واقعی کلمه آماده پذیرش و دریافت ایده‌های جدید هستید. می‌توانید آن‌ها را در تجربیات خود بکار بگیرید. همچنین ذهنیت رشد، دریچه قدرت یادگیری‌تان را باز می‌کند.چه اتفاقی می‌افتد زمانی که به چالش‌های زندگی‌مان عشق بورزیم و درگیر اشتباهات خود شویم؟همین امروز امتحانش کنید. هنگامی که از محدوده امن خودتان خارج شدید، تمرین سه مرحله‌ای زیر را انجام دهید:مرحله 1: بررسی کنید که آیا بخاطر ترس مغزتان قفل شده یا از تفاوت‌های موجود احساس ناراحتی می‌کنید؟ البته مطمئن شوید که واقعا در معرض خطر نباشید.مرحله 2: آیا می‌توانید کمی عمیق‌تر این توقف و بی‌قراری را حس کنید، بدون اینکه کار خاصی برای خروج از آن انجام دهید. دقیقا در همین زمان می‌توانید در موردش کنجکاو باشید؟ با ذهن و بدن‌تان آن را درک و بررسی کنید، «آه، الان احساس ناراحتی می‌کنم».حتی می‌توانید از ترفندی که قبلا نوشتم، استفاده کنید تا چشمان‌تان روی واقعیتی گسترده باز شود. «اوه، من از محدوده امن خودم بیرون آمدم».مرحله 3: به خودتان یادآوری کنید که این فرصتی برای یادگیری است. مثل بهترین معلم‌ها و مربیانی که در طول زندگی‌تان داشتید. زمانی که شما را برای قبول چالش‌ها ترغیب می‌کردند. به یاد بیاورید چطور باعث رشدتان شدند. به این فرصت احترام بگذارید، به چشم یک معلم به آن نگاه کنید و بپرسید که: «چه چیزی می‌توانم از این موقعیت یاد بگیرم». آیا می‌توانید مرزهای خودتان را گسترش دهید و محدوده امن‌تان را بزرگتر کنید؟صحبت‌هایم را با یادآوری یک نقل قول تمام می‌کنم.«هیچ انسان بزرگی در این دنیا وجود ندارد. فقط چالش‌های بزرگی هستند که مردم عادی برای رویارویی با آن‌ها برمی‌خیزند.»جمع‌بندینحوه مواجهه هر کس با چالش‌ها و مشکلات منحصر به فرد است. چون افراد باورها و طرز فکر خاصِ خود را دارند. به طور کلی می‌توان طرز فکر افراد را به دو دسته «ذهینت ثابت» و «ذهنیت رشد» تقسیم‌بندی کرد. در ذهنیت ثابت اعتقاد بر این است که توانایی‌ها به طور ذاتی و از زمان تولد در وجودمان قرار داده شدند و برای موفقیت باید از همان‌ها به بهترین شکل ممکن استفاده کنیم. اما ذهنیت رشد می‌گوید که هر چالش یا موقعیت، فرصتی برای رشد و یادگیری است. پس همیشه می‌توانیم فرصت جدیدی برای پیشرفت در اختیار داشته باشیم.در حقیقت باورها و طرز فکرتان دستاوردهای زندگی شما را مدیریت می‌کنند. اگر موفقیت‌های بیشتری در زندگی می‌خواهید باید یاد بگیرید طرز فکر و ذهنیت خود را گسترش دهید. برای شروع مراحل سه‌گانه خروج از محدوده امن را به طور پیوسته تمرین کنید.امروز با ذهنیت خاص خودتان به سراغ چالش‌ها بروید. چالش را به چشم معلمی ببینید که فرصتی برای یادگیری چیزهای نوین و تجربه کردن در اختیارتان می‎گذارد. چالش‌ها را در آغوش بکشید و به آ‌ن‌ها عشق بورزید، از تلاشتان برای مواجه با آن لذت ببرید و جهان‌بینی خود را گسترش دهید. یادتان باشد افراد با ذهنیت رشد، استرس کمتری در زندگی تجربه کرده و موفقیت‌های بیشتری کسب می‌کنند.
در صورتی که به این محتوا علاقه داشتیدمطالعه کامل مطالب راهرو برای کاربران ویژه در نظر گرفته شده است. برای خرید اشتراک روی لینک زیر کلیک کنید.می&zwnj;خواهم اشتراک بخرم</description>
                <category>پریسا وارسته</category>
                <author>پریسا وارسته</author>
                <pubDate>Thu, 22 Jul 2021 14:45:38 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قطره‌هایی که دریا می‌شوند: چگونه اهداف بزرگ‌مان را به اهدافی کوچک‌تر و قابل اجرا تقسیم کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/raahro/%D9%82%D8%B7%D8%B1%D9%87%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%AF%D8%B1%DB%8C%D8%A7-%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%88%D9%86%D8%AF-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A7%D9%87%D8%AF%D8%A7%D9%81-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D9%87%D8%AF%D8%A7%D9%81%DB%8C-%DA%A9%D9%88%DA%86%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D9%88-%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84-%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7-%D8%AA%D9%82%D8%B3%DB%8C%D9%85-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-jl2mjjqve0t1</link>
                <description>چند بار تا به حال با اشتیاق و انرژی زیاد هدفی را شروع کردید ولی قبل از اینکه به آن برسید تسلیم شدید و رهایش کردید؟ به نظرتان رسیدن به هدف‌های بزرگی که مسیر دستیابی طولانی و سختی دارند؛ غیر ممکن است؟ خواسته‌ای دارید که درباره انجام دادن یا ندادنش هنوز در تردید و سردرگمی هستید؟زندگی ما در عمیق‌ترین لایه‌هایش، ترکیبی از توانایی‌ها برای انتخاب هدف و دستیابی به آن است. اگر برای دستیابی به اهدافتان دچار مشکل هستید و زود از نتیجه‌اش ناامید می‌شوید؛ شاید تبدیل کردن آن به هدف‌های کوچک‌تر موثر باشد. همیشه یک هدف بزرگ توجه‌های زیادی را به خودش جلب می‌کند. به مراتب رسیدن به این اهداف انرژی بیشتری می‌گیرد و فشار بیشتری را به ما وارد می‌کند. این روند خیلی زود خسته کننده می‌شود.اما تبدیل کردن یک کار بزرگ به چند کار کوچک در اکثر مواقع نتیجه را به نفع‌تان تغییر می‌دهد. بنابراین خیلی راحت از فشار وارده کم می‌‌شود. چون کارهای کوچک فرآیند دستیابی ساده و بازه‌های زمانی کوتاه‌تری دارند؛ بالا نگه داشتن انگیزه و اشتیاقتان هم راحت‌تر می‌شود.در این مطلب قصد داریم در مورد تکنیک خرد کردن اهداف و نوشتن نقشه راه برای هر کدام از آن هدف‌های کوچک‌تر صحبت کنیم. با ما همراه باشید.چطور اهداف بزرگ را بشکنیم؟از وقتی که یادم می‌آید می‌خواستم درسم را تمام کنم و وارد بازار کار بشوم. تحصیلات دانشگاهی را هم با همین فکر تمام کردم. ترم‌های آخر کارشناسی ارشد احساس کردم مسیری که می‌روم اشتباه است. با تمام وجودم حس می‌کردم که بعد از گرفتن مدرک هم نمی‌توانم در رشته‌ای که این همه سال در آن درس خواندم کاری پیدا کنم. اما هنوز می‌خواستم تا پایان، مسیرم را ادامه دهم.برای من پیدا کردن «شغل مناسب» همیشه انگیزه‌ی بزرگی بود. سال‌ها برایش درس خوانده بودم و بعد، انگار در چشم به هم زدنی همه چیز به هم ریخت و من از آن دنیای ایده‌آل یا مسیر اصلی که مرا به هدف می‌رساند، بیرون انداخته شدم. ساده‌ترین راه این بود که بی‌خیالش شوم و در آخر به هر شغل دم دستی روی بیاورم. ساده‌ترین راه را انتخاب کردم و مثل خیلی‌های دیگر تسلیم شدم.با خودم فکر می‌کردم شغلی که درآمد مناسبی داشته باشد برایم کافی است و شروع کردم دنبال آن گشتن. کمی که گذشت تعریفم از «مناسب بودن» تغییر کرد یا شاید هم کامل شد. دیگر فقط موقعیت اجتماعی، درآمد و مزایای شغلی کافی نبود. احساس خلاء مثل خوره به جانم افتاده بود و از درون تهی می‌شدم.تسلیم شدن اولیه و کنار آمدن با شرایط اجازه داد تا بیشتر درباره‌اش فکر کنم. فکرهایم را که کنار هم گذاشتم دیدم می‌خواهم شغلم بخشی از زندگی‌ام باشد و با آن تفریح کنم. به گذشته که نگاه می‌کنم ترم‌های آخر تحصیلات تکمیلی زمان خوبی برای تغییر بودند ولی من از این تغییر ترسیدم. به همان مسیر همیشگی چسبیدم و در آخر تسلیم شدم. اما حالا زمان رسیدن به هدف بود. تمام شجاعتم را جمع کردم. پشت پا به تمام پیشینه‌ی تحصیلی‌ام زدم. شبیه کسی که برای اولین بار پا به زندگی گذاشته؛ با دست‌های خالی یک هدف برای رسیدن ساختم.پیدا کردن شغل مناسب با دیدگاه جدیدم و پیدا کردن هدف خودش داستان جدایی دارد. اما زمانی که مشخصات اولیه‌اش را پیدا کردم باید آن را به بخش‌های کوچکتری تقسیم می‌کردم تا این بار راحت‌تر و سریع‌تر محقق شود. بنابراین هدفم را به اکشن‌های کوچکی تقسیم کردم و برای آن اکشن پلن نوشتم. در ادامه روش تقسیم‌بندی و نوشتن اکشن پلن را توضیح می‌دهم.تکنیک تقسیم‌بندی اکشن‌ها و ساختن هدف‌های کوچکبهترین روش برای رسیدن به یک هدف بزرگ این است که از ترکیب اهداف کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت کنار همدیگر استفاده کنید. هر کدام از این‌ها مزایایی دارند ولی در نهایت شما را سمت هدف بزرگ و اصلی‌تان سوق می‌دهند. اهداف بزرگ را ابتدا به صورت یک هدف بلند مدت در نظر بگیرید بعد آن را به اهداف هفتگی یا روزانه‌ی کوچکتر تقسیم کنید تا تمرکز روی آنها ساده‌تر شود. این اجزای کوچک به مهم‌ترین گام‌هایتان برای رسیدن به هدف‌های میان مدت و بلند مدت تبدیل می‌شوند.- هدف بلند مدت: برنامه چند سال آینده‌تان چیست؟ من یک شغل ایده‌آل می‌خواستم که حالم با آن خوب باشد و در آن بر اساس استعداد‌ها و توانایی‌های درونی‌ام رشد کنم. شما چه می‌خواهید؟ شروع کاری جدید؟ سرمایه گذاری سودآور؟ تمام کردن تحصیلات؟! هیچ اشکالی ندارد هدفتان بزرگ و آرزویی خواستنی باشد. فقط نسبت به تحقق آن واقع بین باشید. هدف بلند مدتتان باید طی چندین سال با بازه‌ی زمانی مشخص قابل دستیابی باشد.- هدف میان مدت: در مرحله بعد به سراغ تعیین هدف‌های میان مدت بروید. این هدف‌ها باید مانند پله باشند تا شما را به آن هدف بزرگ برسانند. مثلا اگر می‌خواهید بعد از 10 سال یک خانه بخرید، هدف میان مدتتان می‌تواند پس انداز کردن میزان مشخصی از درآمدتان باشد.من دنبال شغلی با آن ویژگی‌های خاص (قبلا گفتم) بودم و هیچ رزومه یا سابقه کار، تجربه و حتی تحصیلات مرتبطی هم برای آن نداشتم. پس هدف میان مدتم را روی کسب مهارت، تجربه کاری عملی و یادگیری بیشتر متمرکز کردم. برای تمامی این اکشن‌های میان مدت هم یک بازه‌ی زمانی شش ماهه را در نظر گرفتم. شش ماه زمان مناسبی بود که متوجه شوم می‌توانم به چنین شغلی بدون هیچ پیش‌زمینه‌ی قبلی دست پیدا کنم یا باید به دنبال راه دیگری باشم. بسته به نوع هدفتان می‌توانید بازه‌ی زمانی کمتری مثلا سه ماهه برای آن در نظر بگیرید.- هدف کوتاه مدت: هدف‌های کوتاه مدت میتوانند چیزهای خیلی ساده باشند. به شرطی که شما را به سمت هدف اصلی‌تان پیش ببرند. به این معنی که باید این قدم‌های کوچک را هم حساب شده و مشخص بردارید. مثلا برای خرید یک خانه باید در هدف‌های کوتاه مدتتان قید هزینه‌های اضافی زیادی را بزنید یا روش‌های صرفه‌جویی را یاد بگیرید.هدف‌های کوتاه مدت من برای هر بخش از اهداف میان مدت متفاوت بود. مثلا برای هدف کوتاه‌مدت افزایش مهارت؛ لیستی از مهارت‌های مورد نیاز شغل جدیدم را جمع آوری کردم. برای هدف کوتاه‌مدت تجربه‌ی کار عملی؛ شرکت‌هایی که در زمینه‌های مختلف ولی مرتبط فعالیت می‌کردند را لیست کردم و برای آنها درخواست کارآموزی فرستادم و الی آخر.بعد از طی کردن این مراحل تنها باید روی انجام دادن اهداف یا اکشن‌های کوتاه مدت و ساده تمرکز کنید.نحوه نوشتن اکشن پلن برای اهداف«سنگ اول گر نهد معمار کج، تا ثریا می‌رود دیوار کج». همین یک جمله به تنهایی اهمیت نوشتن اکشن پلن برای اهداف کوچک را مشخص می‌کند. برای نوشتن اکشن پلن؛1- بگویید: چرا؟یک روش ساده و سریع برای تعیین کارآمدی هدفی که انتخاب کردید؛ این است که دلیل انتخابتان را توضیح دهید. قبلا چه هدف‌های مشابهی داشتید؛ درباره‌ی آن‌ها و سرانجامشان (موفقیت یا شکست و تسلیم) فکر کنید. این که می‌گویند شکست مقدمه‌ی پیروزی است دقیقا برای پاسخ به این «چرا» قابل تعمیم است. همینطور پاسخ شما به این سوال، بخشی از انگیزه‌ی درونی‌تان را مشخص می‌کند. به یک جمله یا یک کلمه بسنده نکنید. ورق و کاغذ بردارید و آن‌ها را بنویسید چون خیلی مهم هستند. از آن مهم‌تر این‌که باید نسخه‌ای از آن را داشته باشید تا بعدا وقتی در میانه‌های راه انگیزه‌تان کم شد به آن‌ها رجوع کنید. این کار به نوبه‌ی خود باعث می‌شود تا تصمیم‌گیری بهتر و انتخاب‌های واضح‌تری برای اکشن‌ها یا اهداف‌تان داشته باشید.2- تعیین هدف یا اکشنهمان‌طور که در قسمت قبل گفتیم حالا زمان آن است که اهدافتان را به صورت جزئی و کوچک شده مشخص کنید. آن‌ها باید هوشمندانه تعیین شوند. برای اینکه بفهمید کدام اکشن‌ها هوشمندانه هستند، ویژگی‌های زیر را در آن‌ها کنترل کنید:·      قابلیت اندازه گیری دارند؟ چطور می‌فهمید که به هدف رسیده‌اید؟ مثلا من برای اکشن درست کردن یک رزومه‌ی کاری قابل قبول در شغل جدیدم؛ معیار اندازه گیری آن را تعداد پاسخ‌های مثبت دریافتی به درخواست کار و تعداد پیشنهادهای کار احتمالی در نظر گرفتم.·      بازه‌ی زمانی برایشان مشخص کنید. مهلت اجرای هدف انگیزه‌ی ما برای دستیابی را بالا می‌برد. این مدت زمان می‌تواند چند هفته، چند روز یا چند ماه باشد.·      جزئیات مربوط به دستیابی را پیدا کنید. مثلا درباره‌ی ابزار یا مهارت‌های مورد نیاز برای رسیدن به هدف فکر کرده و آنها را مشخص کنید.·      اکشن‌ها یا هدف‌های کوچک چقدر با هدف اصلی و بزرگ هماهنگ و مرتبط هستند؟ با این سوال متوجه می‌شوید آیا این اکشن ارزش دنبال کردن و وقت گذاشتن را دارد یا باید راهتان را تغییر دهید.حتما این موارد را روی کاغذ یا به صورت الکترونیکی روی نوت گوشی یا لپ تاپ یادداشت کنید. تحقیقات نشان داده کسانی که هدف‌ها و خواسته‌هایشان را می‌نویسند تا 42 درصد احتمال تحقق اهدافشان افزایش پیدا می‌کند.3- کوتاه و شمرده راه برویدشبیه بچه‌ها که تازه راه رفتن را یاد می‌گیرند، قدم به قدم حرکت کنید. تا به حال به سفر جاده‌ای رفته‌اید؟ معمولا از یک نقشه کاغذی یا اپلیکیشن مسیریاب برای پیدا کردن راه‌ها استفاده می‌کنند. چون معلوم می‌کند برای رفتن از مسیر a به b باید به ترتیب از کدام جاده‌ها و خیابان‌ها عبور کنیم.من برای پیدا کردن شغل دلخواه جدیدم اول فاکتورهای مهم مثل مهارت، درست کردن رزومه قابل اتکا، شناخت شرکت‌های مرتبط با حوزه‌ی کاری و گرفتن درخواست کار را محور اصلی قرار دادم. بعد از آن به سراغ این رفتم که ببینم هر کدام از این شرکت‌ها از کدام مهارت‌ها بیشترین استفاده را می‌کنند. روش‌های اجرایی آنها را مطالعه کردم و متوجه شدم در درخواست‌های کارشان بیشتر دنبال کدام مهارت‌ها هستند. این کمک می‌کرد تا بهتر با رقبای شغلی مقابله کنم.در نگاه اول این جزئیات زیاد هستند بنابراین تعداد اکشن‌ها را افزایش می‌دهند. اما اتفاقی که در عمل می‌افتد این است که می‌توانید با کمک این اطلاعات اکشن‌هایی واضح و مشخص تعیین کنید. به همین دلیل اگر بنا به دلایلی هر یک از اکشن‌ها نیاز به تغییر داشته باشند، مدیریت تغییرات هم خیلی ساده‌تر می‌شود. (در پست قبلی «عبور از میان مه» راهنمای کلی برای نوشتن اکشن‌های انعطاف‌پذیر و برنامه‌ریزی در اوضاع ناپایدار و متغیر را توضیح دادم.)4- اولویت‌بندی اکشن‌هاحالا که اکشن‌های کلی  را پیدا کردید باید آن‌ها را بر اساس اولویت و تقدمشان مرتب و لیست کنید. مثلا برای من پیدا کردن مهارت در اولویت اول بود. چون روزمه را باید از روی مهارت‌هایی می‌نوشتم که کسب کرده بودم. بعد از آن گرفتن کار از شرکت‌ها و کارآموزی را قرار دادم. بعد به وظایف کارآموزی و کارهایی که قبول کرده بودم تنوع بیشتری دادم تا مهارت‌های مختلفی را یاد بگیرم و مهارت‌های قبلی را هم دوباره تمرین کنم و الی آخر.5- اجرای اهداف، پیگیری و بازنگریدر ادامه باید روی اجرای هر یک از این اکشن‌ها تمرکز کنید. نتیجه آن‌ها را ارزیابی کنید. اگر نیاز به تغییر دارند آن‌ها را اصلاح کنید و انقدر این مسیر را ادامه دهید تا اکشن‌های کوتاه مدت محقق شوند.اما چالش اصلی در اجرای اکشن‌ها؛ کمبود انگیزه است. زمانی که هدفی را مشخص می‌کنیم قطعا برای آن انگیزه داریم ولی اگر آن انگیزه به اندازه‌ی کافی قوی نباشد خیلی زود از آن خسته می شویم. در نهایت بدون ثمری هدفمان را رها می‌کنیم. برای بالا بردن انگیزه‌ی پیگیریتان از تکنیک‌های زیر استفاده کنید:اکشن‌ها را یکی یکی پیش ببرید تا زمانی که یک اکشن به پایان نرسیده به سراغ بعدی نروید. وقتی چند اکشن یا هدف را با هم انجام می‌دهید میزان انرژی و تمرکزتان کم می‌شود.به دنبال منبع الهام خودتان بگردید. برای من پیدا کردن روش‌های موفقیت افرادی که در آن شغل فعالیت می‌کردند و ساختن یک الگوی ایده‌آل بهترین منبع الهام بود.هیجان زده باشید. چه اشکالی دارد وقتی برای رسیدن به هدفی تلاش می‌کنید درباره‌ی آن حرف بزنید. مثلاً برای سایرین از ایده‌های جدیدتان بگویید. (البته روش هیجان‌زده شدن برای هر فردی تفاوت دارد.)زمانی برای شروع اکشن در نظر بگیرید. خیلی از ما وقتی هیجان انجام کاری را داریم می‌خواهیم از همان لحظه برای آن تلاش کنیم. ولی همان‌طور که گفتیم رسیدن به هدف یک سری آمادگی‌ها نیاز دارد. پس زمانی را برای آن تعیین کنید که بتوانید به آن متعهد باشید و با جدیت دنبالش کنید.هدفتان و مسیر رسیدن به آن را با فونت درشت بنویسید و در محل کار یا اتاق مطالعه و... قرار دهید. جایی که در طول روز آن را ببینید و درباره‌اش فکر کنید.درباره‌ی هدفتان با اعضای خانواده و دوستان و اطرافیان صحبت کنید. این شبیه یک اطلاعیه‌ی عمومی است. مزیتش این است که نمی‌توانید از هدفتان دست بردارید چون حتی اگر از آن خسته شوید دیگران دست از پرس‌وجو و پیگیری‌اش برنمی‌دارند. درواقع باعث می‌شود در یک رودربایستی با خودتان قرار بگیرید و فکر ترک هدف از سرتان بیرون برود.کمک بگیرید. گاهی برای بالا بردن انگیزه باید از عوامل بیرونی یا افراد دیگر کمک بگیریم.درباره نتیجه‌ی هدفتان فکر کنید یا بهتر بگویم تصور کنید همین حالا محقق شده است. این واقعا حس خوبی است. حداقل برای من که این‌طور بود. فکر این‌که شغلی داشته باشم که علاوه بر منبع درآمد از هر تفریحی برایم خواستنی‌تر باشد؛ قلبم را از هیجان می‌فشرد.به خودتان جایزه بدهید. شادی کردن برای تحقق هدف‌های کوچک روشی برای بالابردن انگیزه است. پس با خیال راحت از موفقیت‌های کوچک لذت ببرید. این لذت‌های کوچک در ادامه تبدیل به انرژی‌های مثبت برای دستیابی به سایر اهداف می‌شوند.سخن آخرهیچ رویایی ناتمام نیست. نداشتن استعداد، گرفتن بهانه شرایط و... فقط بخشی از عوامل حواس پرتی هستند که در ذهنمان می‌سازیم تا نرسیدن به اهداف و خواسته‌هایمان را توجیه کنیم. شاید هم می‌خواهیم با این کار ضعف‌ها و ترس‌هایمان را بپوشانیم. اما شجاعت واقعی دقیقا از زمانی شروع می‌شود که با واقعیت ها روبه‌رو شویم حتی اگر به شکل ضعف یا ترس باشند.هدف‌های بزرگ همان رویاهایی هستند که همیشه در قلب و ذهنمان برای رسیدن به آن‌ها نقشه می‌کشیم. گاهی از خوشحالی در پوست خود نمی‌گنجیم و روز بعد با دیدن یک مشکلی جدید به کلی آن را فراموش می‌کنیم. انتقال هدف‌های بزرگ از گوشه‌ی ذهن به دنیای واقعی سخت است. پس چرا آن‌ها را به بخش‌های کوچک‌تری تبدیل نکنیم. وقتی می‌خواهیم یک میز بزرگ را بلند کنیم بهتر نیست قطعات جدا شونده‌اش مثل کشوها را باز کنیم! این همان چیزی است که تجربه به ما یاد داده و البته در اهداف و رویاهایمان هم خوب جواب می‌دهد.بعد از این‌که اهداف بزرگ را به اکشن‌ها یا هدف‌های کوچک تقسیم کردیم. برای هر یک از این اکشن‌ها برنامه‌ریزی می‌کنیم. مسیر رسیدن به هدف، بازه‌ی زمانی، استرتژی‌های اجرایی و... را پیدا می‌کنیم و همه‌ی این جزئیات را در قالب اکشن پلن می‌نویسیم. در نهایت باید چرخه‌ی سه گانه اجرای هدف، پیگیری و بازنگری نتیجه را تا رسیدن به موفقیت تکرار کنیم. یادتان باشد اگر در همه مسیر انگیزه‌تان را بالا نگه دارید فاصله‌تان تا پیروزی فقط یک قدم است.منابعHow to Create an Action Plan and Achieve Your Personal GoalsBreaking Down Your Goals into Actionable StepsGet Off Your Butt: 16 Ways to Get Motivated When You’re in a Slumpآنچه که خواندید، بخشی از پرونده‌ی عیدانه‌ی راهرو با موضوع برنامه‌ریزی بود. برای اطلاعات از سایر بخش‌های این پرونده و مطالعه‌ی آن‌ها اینجا کلیک کنید.





دانلود نسخه صوتی






دانلود فایل کتابچه الکترونیکی


</description>
                <category>پریسا وارسته</category>
                <author>پریسا وارسته</author>
                <pubDate>Thu, 22 Jul 2021 13:53:22 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>از اخبار فاصله بگیرید! چطور اعتیاد خواندن اخبار جدید را کنار بگذاریم؟</title>
                <link>https://virgool.io/raahro/%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%D9%81%D8%A7%D8%B5%D9%84%D9%87-%D8%A8%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%86-%D8%A7%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D8%B1%D8%A7-%DA%A9%D9%86%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%85-qibz07lfvikd</link>
                <description>یکی از مواردی که در کیفیت عملکرد مغز ما و در نهایت، کاهش رضایتمندی‌مان از خود و زندگی تاثیر مستقیمی به جای می‌گذارد، میزان اخبار بد و ناخوشایندی‌ست که دریافت می‌کنیم. اخبار بد، پیرامون ما را احاطه کرده‌اند و خواسته و ناخواسته، در معرض‌شان قرار داریم. در این مقاله، به بررسی آسیب‌های پیگیری اخبار پرداختیم و شیوه‌هایی برای جلوگیری از آن ارائه کرده‌ایم.احساس می‌کنید مجبورید سایت‌های خبری مورد علاقه‌تان را بارها و بارها بررسی کنید؟ مدام در پی اخبار جدید هستید؟ اگر این عادتی است که در چند هفته گذشته و در پی شیوع کرونا آن را تکرار می‌کردید؛ باید برای ترکش به دنبال راه حل باشید.اما چطور به این عادت مبتلا می‌شویم؟ برای مقابله با آن چه کاری از دستمان برمی‌آید؟ در ادامه هر یک از این موضوعات را توضیح می‌دهیم. با ما همراه باشید.چطور اعتیاد خواندن اخبار جدید را کنار بگذاریم؟اعتیاد خواندن اخبار چیزی است که همه ما با آن دست و پنجه نرم می‌کنیم. جالب است بدانید که منشأ این اتفاق یک دلیل علمی دارد. سیم پیچی‌ها و خطوط ارتباطی مغز ما طوری طراحی شده که برای آینده برنامه‌ریزی می‌کند. به عنوان مثال می‌دانیم از کجا و چطور غذا تهیه کنیم. به همین خاطر اجداد ما (انسان‌های نخستین) می‌دانستند چه زمانی باید برای تهیه و پیدا کردن منابع غذایی محل زندگی‌شان را به مقصدی دیگر تغییر دهند.بنابراین مغز آن‌ها یک دسته دوپامین (ماده‌ای شیمیایی در مغز که با پاداش ارتباط دارد) ترشح می‌کرد. این موضوع کمک می‌کرد تا یک خاطره را در ذهنشان ایجاد کنند. در نتیجه آن‌ها می‌دانستند چه چیزی خورده‌اند و کجا آن را پیدا کردند.اما طی فرآیند یادگیری، زمان خروج دوپامین تغییر می‌کند. در انسان‌های نخستین به جای اینکه مواجه با غذا با خروج دوپامین همراه شود، زمانی خارج می‌شد که آن‌ها درباره پیدا کردن غذا فکر می‌کردند. این نکته امروز برای ما هم صادق است. یعنی زمان خروج دوپامین از وقتی که غذا را می‌گیریم به هنگامی که گرفتنش را پیش‌بینی می‌کنیم، تغییر موقعیت داده است.این دقیقا بخشی از نحوه شکل‌گیری عادت است، به همین خاطر امروزه همه ما احساس هوس و اشتیاق را تجربه می‌کنیم. طبق این الگو؛ گرسنه شدن باعث می‌شود خاطرات مکان‌هایی که قبلا در آن‌ها غذا پیدا کردیم، در ذهن ایجاد شوند. این امر سبب شلیک دوپامین برای ایجاد انگیزه و دریافت مجدد آن می‌گردد.به هر اندازه که موضوع اصلی بزرگتر باشد با شلیک دوپامین بیشتری مواجه می‌شویم. اما کل این ماجرا چه ارتباطی با اجبار و اعتیاد در چک کردن اخبار جدید دارد؟!در دنیای امروز اطلاعات، مواد غذایی هستند و به ما کمک می‌کنند تا زنده بمانیم. اگر یک مدتی سایت خبری مورد علاقه‌تان را بررسی نکنید با دیدن یک خبر بزرگ دچار ضربه ناشی از پاشیدگی دوپامین می‌شوید. هر چه قدر تیتر خبری بزرگتر باشد شدت این ضربه افزایش پیدا می‌کند. پس اگر هر پنج دقیقه یکبار خبر جدید دریافت نکنید؛ انگار مجبور هستید تا برای گرفتن یک خبر جدید یا خواندن آن پیش‌دستی کنید.پس شما اخبار را به صورت مکرر بین یک تا 20 بار (وابسته به دفعاتی است که قبلا اخبار را نگاه می‌کردید) بررسی می‌کنید و هر دفعه دوپامین خارج می‌شود. به همین خاطر است که ماشین‌های پولی (دستگاهی که در آن پول می‌اندازید و کالایی را تحویل می‌گیرید) خیلی اعتیادآور هستند.در نهایت به صورت غیرعمدی خودمان را طوری تنظیم می‌کنیم که به بررسی اخبار جدید معتاد شویم. در اصطلاح به آن اجبار متناوب (یک مفهوم فانتزی که به معنای دریافت پاداش‌های تصادفی است) می‌گویند.راهکار مقابله با اعتیاد خواندن اخبار چیست؟خیلی مهم است که این عادت را در اسرع وقت متوقف کنید یا به طور کلی مانع ایجاد این نوع از اعتیاد شوید. حالا که دلیل پیدایش آن را می‌دانید و متوجه شدید که چرا اتفاق می‌افتد؛ به خودتان یادآوری کنید که این عادت با تغذیه آن وخیم‌تر می‌شود. پس تا جای ممکن با دیدن اولین نشانه‌های بروز، جلوی آن را بگیرید. بعد از خودتان بپرسید؛ من چقدر نیاز دارم اخبار جدید را بررسی کنم؟ سپس محدودیت‌هایی برای خودتان تعیین کنید. مثلا بگویید فقط دو بار در روز حق چک کردن اخبار جدید را دارم. سعی کنید تعداد دفعات بیشتر از سه بار نباشند.احتمالا این موضوع را در طول روز فراموش خواهید کرد. پس حتما آن را برای خودتان تکرار کنید و سرسختانه پیگیرش باشید. در غیر این صورت مغزتان شما را متقاعد می‌کند که یک بار دیگر (بیشتر و بیشتر) اخبار را نگاه کنید. درست مشابه متصدی باری که به مشروبات الکلی اعتیاد دارد اگر همیشه گوشی همراه و لپ تاپ در دسترس‌تان است؛ به سختی میتوانید با ترک عادت کنار بیایید.بعد از خواندن اخبار، ذهن و بدن خودتان را مورد ارزیابی قرار دهید. از خودتان بپرسید؛ «از این کار چه نتیجه‌ای گرفتم؟». این سوال کمک می‌کند تا ببینید آیا گذاشتن وقت برای بررسی اخبار ارزشش را داشته یا فقط یک اتلاف وقت بوده است؟آیا تحریک شدید که دنبال اخبار بیشتری بگردید؟ اگر پاسختان مثبت است؛ دوپامین باعث شده تا به سراغ جستجوهای بیشتری بروید و به شما آدرس محل های احتمالی برای پیدا کردن غذا را می‌دهد.این شبیه تکنیکی است که Jud Brewer(روانپزشک اعتیاد) در آزمایشگاهش برای جلوگیری از پرخوری به افراد ارائه می‌کند. شما میتوانید از همان ترفند برای متوقف کردن بررسی اخبار استفاده کنید.در این مطلب نمی‌توانیم همه آزمایش‌های انجام شده پیرامون این موضوع را مطرح کنیم. اگر درباره آن‌ها کنجکاو هستید از نتایج آزمایش‌های منتشر شده توسط دکتر Jud Brewer و همینطور این انیمیشن کوتاه بازدید کنید تا با نحوه کارکرد مغز بیشتر آشنا شوید.اما چرا این ترفند خوب کار می‌کند؟ چون با این روش می‌توانید مرکز پاداش مغزتان را هک کنید و به جای تکرار عادت قبلی ببینید که بررسی مداوم اخبار چقدر برایتان غیرقابل ارضا است. به همین خاطر باید از آن دوری کنید. همینطور پرسیدن سوال «من از این کار چه نتیجه‌ای می‌گیرم؟» مانند کلیدی است که بین عمل و نتیجه کارتان ارتباط برقرار می‌کند. به شما کمک می‌کند تا متوجه شوید که بررسی مداوم اخبار احساس خیلی خوبی هم ایجاد نمی‌کند. این رویکرد باعث می‌شود تا در آینده با انجام آن کمتر هیجان‌زده شوید. این ترفند را بعد از هر بار چک کردن اخبار، تکرار کنید تا مشاهده کنید چطور رویه‌تان را تغییر می‌دهد.حرف آخرخواندن اخبار برای ما حکم غذا را دارد. مغز ما تکرار این عادت را یک پاداش تلقی کرده و باعث ترشح دوپامین می‌شود. برای مقابله با اعتیاد بررسی مداوم اخبار، خوب است که برای دفعات تکرار آن محدودیت‌ حداکثر 3 بار در روز اعمال کنید. همینطور تا حد امکان اعلانات مربوط به اخبار و برنامه‌های خبرخوان را غیر فعال نمایید و از لوازم الکترونیکی مثل گوشی موبایل و لپ تاپتان دور باشید.در آخر این مطلب را با یک قطعه کودکانه ولی جالب از کتاب «پسرک، موش کور، روباه و اسب» به پایان می‌بریم:موش کور گفت: «من چیزی کشف کردم که از کیک بهتر است»پسرک گفت: «نه، تو چیزی نداری»موش کور جواب داد: «من دارم»پسرک گفت: «آن چیست؟»موش کور: «آغوش، بیشتر باقی می‌ماند.»بنابراین اگر خبر خواندن، کیک شما است و از بررسی مداوم اخبار جدید دچار مغزدرد می‌شوید؛ این انرژی عصبی را مصرف کنید و به سمت عزیزانتان تغییر جهت دهید. بیشتر به اعضای خانواده‌تان محبت کنید. با کودکتان بازی کنید. به همسر و پدر و مادرتان آرامش بیشتری ببخشید. با دوستانتان ارتباط برقرار کنید. به نظرتان خوب نیست که به جای پیگیری اخبار، به مهربانی کردن معتاد شویم؟عنوان اصلی مقاله: Breaking Your Addiction to Breaking Newsنویسنده: Jud Brewerتولید محتوا برای راهرو: نویسش</description>
                <category>پریسا وارسته</category>
                <author>پریسا وارسته</author>
                <pubDate>Thu, 22 Jul 2021 13:11:09 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>طوفان فکری در خدمت برنامه‌ریزی</title>
                <link>https://virgool.io/raahro/%D8%B7%D9%88%D9%81%D8%A7%D9%86-%D9%81%DA%A9%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AE%D8%AF%D9%85%D8%AA-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%D8%B1%DB%8C%D8%B2%DB%8C-kllel4fiwebt</link>
                <description>بسیاری از ما برای پیدا کردن ایده‌ها و شکوفایی خلاقیت‌مان باید به سختی فکر کنیم تا به نتیجه خوبی برسیم. این دقیقا همان جایی است که طوفان فکری به کارمان می‌آید. طوفان فکری روشی است که با یک رویه خاص ایده‌های تصادفی را به صورت گسترده استخراج می‌کند. این کار باعث می‌شود که در زمان تولید ایده‌ها و اهداف صرفه‌جویی کنیم.اما چطور طوفان فکری راه بیاندازیم و ایده‌های بدست آمده از این روش را ارزیابی و اولویت‌بندی کنیم؟ با ما همراه باشید. در این مطلب به سوالاتتان درباره طوفان فکری و نقشش در برنامه‌ریزی پاسخ می‌دهیم.طوفان فکری از کجا می‌آید؟اگر فکر می‌کنید «طوفان فکری یا Brainstorm» یک تکنیک جدید است؛ درست حدس زدید. اولین بار الکس آزبورن (مدیر اجرایی تبلیغات) در سال 1948 میلادی کتابی با عنوان «نیروی خلاقیت شما» منتشر کرد. در این کتاب فصلی با عنوان طوفان ذهنی وجود داشت. در این فصل درباره پیدا کردن راه حل‌های خلاقانه برای مشکلات صحبت می‌کرد. ازبورن از این تکنیک با همراهی تیمش استفاده کرد و آنها توانستند در زمان 90 دقیقه‌ای، 87 ایده جدید تولید کنند.طوفان فکری حتی از همکاری گروهی هم موثرتر است. طبق تحقیقاتی که در سال 1958 انجام شد افرادی که به تنهایی کار می‌کنند؛ دو برابر خلاق تر از افرادی هستند که در یک گروه فعالیت می‌کنند. اما چطور باید به تنهایی طوفان فکری را فعال کنیم تا خلاقیت‌مان چند برابر شکوفا شود؟!جلسه طوفان فکری شخصی راه بیاندازید!اول مشخص کنید هدف اصلی از طوفان ذهنی چیست؟ ممکن است بگویید برنامه‌ریزی برای اهداف زندگی یا پیدا کردن ایده‌های هدفمند. خب این توضیح به اندازه کافی شفاف نیست. اهداف را می‌توان به دسته‌های مختلفی تقسیم‌بندی کرد مثل:اهداف ذهنی: متوقف کردن نگرانی درباره پول و موفقیت، بهبود حافظه، افزایش مهارت واژگانی، گسترش دادن دانش و..اهداف جسمی: دوری کردن از غذاهای ناسالم و فست فود، انجام تمرینات کاهش استرس پایان هر شب، کشیدن نخ دندان، رسیدن به وزن ایده آلهدف‌های معنوی: هر روز نماز خواندن، قبل از خواب دعا کردن، شرکت در کارها یا فعالیت‌های عام المنفعهاهداف اجتماعی: شرکت در یک جلسه یا گردهمایی خاص، معاشرت کردن با آدم‌های جدید، تبادل ایده و نظرات در جمعهدف‌های خانوادگی: هر هفته دیدن پدر و مادر، روزی یک بار تماس تلفنی با والدین، خوردن شام دورهمی با همسر و فرزندانهدف‌های شغلی: افزایش مجموع دریافتی ماهیانه با پذیرفتن نقش‌های جدید در محل کار، افزایش فروش محصول، گرفتن مدرک بازاریابی و..اهداف مالی: خرید یک خانه، تعویض ماشین، کنار گذاشتن پس انداز برای دوران بازنشستگی تا قبل از 55 سالگیاین هفت دسته بیشتر ایده‌ها و اهداف زندگی فردی و اجتماعی را پوشش می‌دهند. بنابراین سعی کنید هدف اصلی از طوفان ذهنی‌تان را با اتکا به این دسته‌بندی به صورت واضح تعیین کنید.به عنوان مثال هدف من از طوفان ذهنی افزایش درامد است. از انجایی که تولید کننده محتوا هستم می‌خواهم ایده‌هایی پیدا کنم که به هدفم کمک کند. روش کار به صورت زیر است:یک. ارتباطات کلمه‌ای پیدا کنیددر این روش باید اسمی پیدا کنید که ارتباط مستقیمی با هدفتان ندارد. سپس از آن برای ایجاد خلاقیت در ایده‌ها کمک بگیرید. مثلا من از کلمه «تولید محتوا» استفاده می‌کنم. این اسم حرفه‌ام است و ارتباط مستقیمی با هدفم (کسب پول بیشتر) ندارد.دو. عکس العمل نشان دهیدهمانطور که نویسنده‌ها از خواندن مطالب یا کتاب‌های دیگران برای نوشته‌هایشان ایده می‌گیرند؛ شما هم با فکر کردن به یک ایده، ایده‌های جدید پیدا کنید. تا به حال برایتان پیش امده که موقع خوابیدن چیزهای جدیدی به ذهنتان برسد طوری که از فکر کردن به آنها هیجان زده شوید. بعضی افراد این فکرها را نادیده می‌گیرند. اما به شخصه دوست دارم این فکرهای کوچک را جایی یادداشت کنم. گاهی بهترین ایده‌های نوشتم را از همین جملات کوچکی پیدا می‌کنم که در تاریکی شب یادداشت کردم.اجازه دهید به مثال خودمان برگردیم. کلمه‌ای که پیدا کرده بودیم را مرکز یک کاغذ می‌نویسیم. سپس به آن عکس العمل نشان می‌دهیم یا برایش ایده پردازی می‌کنیم. ایده‌ها باید با توجه به هدف اصلی نوشته شوند.مثلا من برای «تولید محتوا» با توجه به هدف کسب درآمد بیشتر می‌توانم موارد زیر را بنویسم:محتوای متنی، صوتی، تصویریافزایش کیفیت محتواتعداد کاراکترهاسئو متنتعیین کلمات کلیدیآنالیز کلمات کلیدیتصاویر در محتوای متنی و..این مواردی که نوشتم هر کدام مولفه‌های یک محتوا هستند. بنابراین توسعه و بهبود آنها می‌تواند به افزایش درآمدم کمک کند. همینطور می‌توانید برای این مرحله از کاغذ و خودکار استفاده کنید یا اطلاعات را درگوشی و کامپیوترتان ذخیره کنید.سه. ایده‌ها را کامل‌تر کنیدکنار هر کدام از ایده‌ها توضیحات تکمیلی یا جزئیات بیشتری را اضافه کنید. این کار باعث می‌شود تخمین درستی درمورد ارزشمندی هر ایده یا میزان مفید بودنش داشته باشید.مثلا برای ایده «افزایش کیفیت محتوا» می‌نویسم:·      پیدا کردن تیتر اصلی پر جستجو و محبوب بین مخاطبین·      ساختن یک روایت داستانی خلاقانه·      استفاده از منابع انگلیسی·      استفاده ترکیبی از شیوه نگارش ترجمه با رویکردی تالیفی و..4- امتیازدهی به ایده‌هادر این مرحله باید به هر کدام از ایده‌ها بر اساس اهمیتشان نمره بدهید. سپس این نمرات را جمع‌آوری کنید تا اولویت ایده‌ها مشخص شود. جزئیاتی که برای ایده‌ها نوشتید و همینطور سلیقه شخصی‌تان در این زمینه تاثیرگذار است. به این ترتیب ایده‌های برتر به مرحله ارزیابی وارد می‌شوند.5- روش ارزیابی ایده‌ها و اهداف در طوفان فکریممکن است در مرحله امتیازدهی به ایده‌ها دچار خطا شویم. در نتیجه ایده‌هایی که برای اهدافمان بدست می‌آوریم چندان مناسب نخواهند بود. پس چکار کنیم؟برای حل این مشکل باید ایده‌ها و اهدافتان در طوفان فکری را از لحاظ اعتبار ارزیابی کنید. بعد از نوشتن ایده‌ها روی کاغذ در موردشان با دید انتقادی فکر کنید. سعی کنید در ایده‌هایتان دنبال نقص یا اشکال بگردید. این کار باعث می‌شود تا از جنبه های مختلف در مورد آن فکر کنید. حتی می‌توانید مرحله ارزیابی را بعد از یک استراحت کوچک (پس از نگارش اولیه ایده‌ها) ادامه دهید.·      در ادامه یک لیست متشکل از 5 ایده درست کنید. این پنج ایده بعد از فکر و بررسی ایده‌های مختلف انتخاب می‌شوند.·      جزئیات اجرایی یا نحوه پیاده‌سازی هر ایده را کنارش یادداشت کنید·       دوباره امتیاز دهی را انجام دهید. امتیازات از یک تا پنج هستند. 1 یعنی ایده خیلی بد و 5 نشانه ایده بسیار خوب است.·      مجدد به ایده‌هایتان نگاه کنید. آنهایی که با امکانات فعلی‌تان قابل اجرا نیستند یا توجیه پیاده‌سازی منطقی ندارند را حذف کنید. مثلا برای ایده محتوا صوتی، متنی و تصویری چون مهارت اصلی من نویسندگی است نمی‌توانم محتوای صوتی یا تصویری مناسبی را تولید کنم. بنابراین این ایده به سه بخش جداگانه تقسیم شده و جز «محتوای متنی»، دو ایتم بعدی حذف می‌شوند.هر چیزی که در لیست‌تان باقی بماند جزو ایده‌های برتر به شمار می‌روند. بنابراین با توجه به امتیازش می‌توانید یکی را برای اجرا و پیاده‌سازی عملی در برنامه ریزی هدفتان انتخاب کنید.چطور طوفانی فکری را با خلاقیت همراه کنید؟چند تکنیک برای افزایش خلاقیت در طول طوفان فکری وجود دارد که در ادامه هر کدام از آن‌ها را معرفی می‌کنیم:کاری کاملا متفاوت انجام دهید: اگر نشستید، بلند شوید. کاری به غیر از حرفه اصلیتان انجام دهید.  هنگام طوفان فکری شما درحال یادگیری نیستید پس باید معلوماتتان را از جای دیگری کسب کنید. چیزهای جدید را امتحان کنید شاید اطلاعات مورد نیازتان برای راه افتادن خلاقیت در چیزهای ساده و غیرمرتبط دنیای بیرون باشند.روحیه‌تان را بهبود بدهید: «ذهن سالم در بدن سالم است». معمولا در این زمان‌ها می‌گویند کمی ورزش کنید. البته به نظر من هم ورزش کردن روحیه را بالا می‌برد. ولی پیشنهاد بهترم این است که حال دلتان را خوب کنید. روحیه داشتن یعنی دل و دماغ داشتن. پس کاری کنید که می‌دانید با انجامش حال دلتان خوب می‌شود. اگر نمی‌دانید چه کاری! بروید سری به کارخانه عادت سازی بزنید و چند عادت حال خوب کن برای خودتان بسازید.بنویسید و توقف کنید: تا به حال بازی مجسمه را انجام دادید؟ یک نفر چشم می‌گذارد و یک جمله نسبتا طولانی را تکرار می‌کند، در این فاصله بقیه از پشت سر به او نزدیک می‌شوند. زمانی که جمله تمام می‌شود همه باید در جای خود ثابت مثل مجسمه بمانند. در غیر این صورت از بازی بیرون می‌شوند.شما هم کاغذ ایده‌هایتان را جلویتان بگذارید و آنها را یادداشت کنید. هر جا احساس کردید خسته شدید بروید بیرون و دوری بزنید. چند نفس عمیق بکشید یا یک لیوان چای بنوشید و بعد دوباره نوشتن را ادامه دهید. این وقفه‌های کوتاه به ایجاد خلاقیت کمک می‌کنند.محرک‌های خلاقیتتان را پیدا کنید و در جایی بنویسید: اینها روش‌های سریع و کاربردی خلاقیت شخصیتان هستند. می‌توانید از آنها در مواقع ضروری استفاده کنید.دست از فکر کردن بردارید: تکنیک فاصله گرفتن را اجرا کنید. زمانی که می‌خواهید خلاقیت های جدیدی پیدا کنید و خودتان را مجبور به این کار می‌کنید؛ نتیجه عکس می‌گیرید. پس مغزتان را خسته نکنید.سخن آخرطوفان ذهنی ترکیبی خلاقانه برای جمع آوری ایده‌ها، پیدا کردن روش‌های پیاده‌سازی، امتیاز دهی، ارزیابی و اجرای آنها است. برای گرفتن بهترین نتیجه باید خلاقیتتان را حفظ کنید. همچنین برای پیدا کردن ایده‌های جدید نگاهتان به هدف اصلی باشد.به جز این موارد طوفان فکری هیچ قاعده و قانون دیگری ندارد. با کمک آن می‌توانید خارج از چارچوب‌های متداول فکر کنید و برنامه‌ها و راه حل‌های خلاقانه خودتان را ارائه کنید. یادتان باشد برای نوشتن ایده‌های اولیه هیچ وقت افکارتان را محدود یا قضاوت نکنید. قضاوت کردن و داشتن دید انتقادی به ایده‌ها تنها مربوط به بخش ارزیابی نهایی و جداسازی ایده‌های برتر (برای ورود به مرحله اجرای اهداف برنامه‌ریزی شده) است.منابعBetter Brainstorming: The Most Effective Ways to Generate More IdeasWorking Solo? 8 Great Ways to Brainstorm by YourselfHow to evaluate brainstorm ideas like a professionalBrainstorming Your Goals آنچه که خواندید، بخشی از پرونده‌ی عیدانه‌ی راهرو با موضوع برنامه‌ریزی بود. برای اطلاعات از سایر بخش‌های این پرونده و مطالعه‌ی آن‌ها اینجا کلیک کنید.




دانلود نسخه صوتی






دانلود فایل کتابچه الکترونیکی


</description>
                <category>پریسا وارسته</category>
                <author>پریسا وارسته</author>
                <pubDate>Thu, 22 Jul 2021 12:56:38 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>