<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های پارمیداسلیمی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@parmida1389p9az</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 03:29:43</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/4135267/avatar/avatar.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>پارمیداسلیمی</title>
            <link>https://virgool.io/@parmida1389p9az</link>
        </image>

                    <item>
                <title>آبی خدایی</title>
                <link>https://virgool.io/@parmida1389p9az/%D8%A2%D8%A8%DB%8C-%D8%AE%D8%AF%D8%A7%DB%8C%DB%8C-rrzr7jlin73a</link>
                <description>باید اعتراف کنم، از شما عذرخواهی می‌کنم. اما خب، به هر حال باید اعتراف کنم که بله، من نیز از تلفات جنگ دیجیتال‌ام. در میان این همه تلف‌شده، من هم یکی از آن‌ها شدم. چرا؟ چطور؟ چگونه؟ برای چه؟ نمی‌دانم.  سلاح دشمن نظری‌های مختلف توی چند ثانیه است. اصلاً دشمنی نیست، دشمنی وجود ندارد. من ماندم و چیزهایی که نیست. من ماندم و دوستانم که همه تسخیر شدند؛ تصویر چند کلیپ، فیلم یا دنیای مجازی. من ماندم و دنیایی که باید اثباتش کنم. من ماندم و زندگی‌ای که نمی‌توانم آن را آبی بنویسم.  اگر می‌توانستم زندگی را آبی بنویسم، می‌توانستم تمام غم‌ها را کنار بگذارم. تا به حال فکر کرده‌اید که اصلاً چرا باید ثابت کنیم مثلث، مثلث است؟ عجیب است! خب، هر سه‌ضلعی مثلث است. اما نه، اثبات کردن اینکه یک مثلث مثلث است...  راستش را بخواهید، کمی که نه، خیلی خوب است برای یادگیری زندگی. از شما می‌خواهم از این پس غم‌هایتان را اثبات کنید. قبول نیست نداریم؛ در استدلال یک موضوع مثال نداریم. اثبات کنید، دلیل و معلول برایش بیاورید. هر وقت توانستید اثبات کنید، آن وقت برایش غصه بخورید. اگر هم غصه خوردید، غصه بخورید.  راستش، گاهی اوقات چیزهایی هستند که حتی اگر یک نفر کنارت باشد، با تو بخندد و با تو گریه کند، باز فرقی به حالت نمی‌کند. گاهی اوقات دردهایی را تو باید خودت بکشی. گاهی اوقات اصلاً دردهایی است که باید برایشان غصه بخوری. نمی‌شود، نمی‌شود...  زندگی همین است: تو باید به تنهایی غصه بخوری، باید گریه کنی. این‌طور می‌توانی نفس بکشی، شاید این‌طور بتوانی به زندگی ادامه بدهی. شاید این‌طور زندگی زیباتر شود؛ زیباتر از آن چیزی که بود. شاید هم اصلاً وقتی قدر برایش غصه خوردی، آن‌قدر به آن فکر کردی که تا تهش رفتی. و اگر در واقعیت به تهش رسیدی، دیگر آن‌قدر مثل قبل نترسیدی، چون که تو گریه‌هایت را کرده‌ای.  راستش نمی‌دانم چرا زندگی آبی نیست. فکر کن: آسمان آبی است، آب آبی است، چیزهای خوب همه آبی‌اند. چرا زندگی آبی نیست؟ نمی‌فهممش. آبی نه به معنای رنگ آبی، آبی به معنای همان حس آبی. نمی‌توانم آبی را تعریف کنم، نمی‌شود تعریفش کرد.  باید زندگی را معنا کنیم. اصلاً چرا باید زندگی را معنا کنیم؟ هر کس معنای خودش را می‌دهد. مگر من و تو با هم توی یک روز به دنیا آمده‌ایم؟ مگر من و تو با همیم؟ نه، نمی‌دانم...  راستش را بخواهید، گاهی دلتان استراحتی بدون عذاب وجدان می‌خواهد؛ بدون عذاب وجدان اینکه کارهایم مانده، فلان و بهمان، و زندگی‌ام عقب مانده. اما خب، خدا هست. متأسفانه وقتی که تسخیر شده باشید، گاهی مغزتان به سوی خدا نمی‌رود. نباید توسط هیچ چیز تسخیر بشوید؛ نه جنگ دیجیتال، نه هیچ چیز دیگر. باید خدا همیشه باشد، باید همیشه حسش کنید.  در هر حال، حالتی غمی، گریه‌ای... وقتی که فکر می‌کنم، لحظه‌ای گذر می‌کند که اگر حال حاضر از خدا بخواهم، حل می‌شود. ولی گاهی اول دردهایم را می‌کشم، بعد از خدا می‌خواهم. نمی‌دانم...  راستش را بخواهید، نمی‌توانم آبی را معنا کنم. و خب، راستش را بخواهید، گاهی از پرمینا ناامید می‌شوم. می‌دانید، ای کاش می‌توانستیم به قبل برگردیم؛ نه برای دوباره زندگی کردن، نه برای تغییر دادن چیزی... فقط برای اینکه لحظه‌هایی را دوباره می‌بودیم، لحظه‌هایی را دوباره نفس می‌کشیدیم، لحظه‌هایی را دوباره می‌خندیدیم. نه به خاطر اینکه چیزی را حذف کنیم، فقط برای اینکه در لحظه‌هایی باشیم که قرار نیست هیچ وقت از کنون تا به آخر زمان دوباره اتفاق بیفتد.  راستش را بخواهید، ای کاش می‌توانستم برایتان زندگی را آبی بنویسم. اگر بتوانم یک روز زندگی را آبی بنویسم، می‌توانم بگویم آن روز زیباست؛ به زیبایی آبی، به زیبایی حسش، بودنش، نگاهش، اشتیاقش. برای زندگی آبی، سرد و گرم و روح و شادی و جان و جسمش همه با هم است.  احساس می‌کنم انسان‌ها آبی‌اند؛ وقت‌هایی شاداب و روشن، وقت‌هایی غمگین و در عید آبی بودن. نمی‌دانم می‌فهمید یا نه، اما خب خودم هم نمی‌فهمم که آبی چیست. اما باز هم می‌گویم: ای کاش می‌توانستم زندگی را برایتان آبی بنویسم.  </description>
                <category>پارمیداسلیمی</category>
                <author>پارمیداسلیمی</author>
                <pubDate>Thu, 11 Dec 2025 01:04:11 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بنده شکایت دارم</title>
                <link>https://virgool.io/@parmida1389p9az/%D8%A8%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%B4%DA%A9%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%85-kzjidtwjgh7u</link>
                <description>بنده شکایت دارم به رنگ سبز اگر نشانه شادابی نباشداگر با درختان دوست نباشداگرزندگی رازیباترنکنداگر زیادنباشد،پررونق نباشد،کم باشد،فقط برای یک گوشه دنیا باشدشکایت دارم ازاباگر درختان را سیراب نکنداگرمرداب باشداگرگلالودباشدزلال نباشد،گوارانباشدکم باشدمایه روشنی نباشدشکایت دارم از آسماناگر آبی نباشداگر آلوده باشداگر ستاره هایش را قایم کنداگر میدان بمب و موشک باشدشکایت دارم از زمستاناگر برف نداشته باشداگر سردنباشداگر مه نداشته باشداگر ترساننده باشدشکایت دارم ازتابستاناگر گرم نباشدالو نداشته باشدهلونداشته باشآب نداشته باشدتفریح نداشته باشدشکایت دارم از غذااگر طعم نداشته باشداگرعطرنداشته باشداگر برای یکی باشد وبرای یکی نباشداگرکم باشدشکایت دارم از زندگیاگر سبز نباشداگر اب نداشته باشدآسمانش آبی نباشدزمستانش زمستان نباشدتابستانش تابستان نباشدغذا نباشدشکایت دارم از انسان هااگرزندگی نباشد_پارمیداسلیمیاگرزندگی نباشد</description>
                <category>پارمیداسلیمی</category>
                <author>پارمیداسلیمی</author>
                <pubDate>Thu, 20 Nov 2025 23:09:46 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نیاز دارم</title>
                <link>https://virgool.io/@parmida1389p9az/%D9%86%DB%8C%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%85-k3hgthmszzrq</link>
                <description>به نام خدانیاز دارم،بنویسم.نیازدارم اینجا نباشم.خوابم نمیاید.امانیازدارم بخوام.نیازدارم یکی بگوید چه کنم.مقصر همه چیزمن نیستم.نیاز دارم کسی کنارم باشد.کسی که از پارمیدا به پارمیدا نزدیک ترباشد.نمیشود.چون،چون،واقعا نمیدانم.نمیخواهم ازناامیدی و افسوس بنویسم.نیاز به امید ندارم چون سرتاسر امیدم.اما نیاز به یک شنونده بدون هیچ قضاوتی دارم.نیاز دارم خدایم باشد.پشتم باشد.ببیند.مرامراومیدانم،میبیند.اومیبیند._پارمیداسلیمی</description>
                <category>پارمیداسلیمی</category>
                <author>پارمیداسلیمی</author>
                <pubDate>Thu, 16 Oct 2025 11:34:40 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کی خوبه؟</title>
                <link>https://virgool.io/@parmida1389p9az/%DA%A9%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%A8%D9%87-sviu7ws6pvwu</link>
                <description>تاحالا شده که به این فکر کنید که چه کسی واقعا خوبه وچه کسی واقعا بده؟اصلا اولین بارکی بود که کلمه زشت رومعناکرد کی بود که گفت بدچیه ؟وکی بود که برای خوب بد بودن مرز گذاشت ،ایاکارش رو درست انجام داد؟اصلا آدم بده کیه؟خب خیلی باید تحقیق کرد خیلی تا فهمید،تافهمیدکه قاتل های زنجیره ای چراقاتل شدن چرا؟بدی بیش ازحد شمارو آدم بده می‌کنه وخوبی بیش ازحد شمارو خنگ میکنه،اشتباه برداشت نکنید من نمیگم درحق انسان هابدی کنید نه فقط میگم انسانیدوانقدراز اشتباه کردن درحق دیگران نترسید گاهی اوقات همین خوبی های ما ،مارو آدم بده می‌کنه فکر کنید اگه شما یک سال تمام لباس های یک فردروبدون مزدبراش بشورید اگه بعدیک سال دیگه این کارو نکنیدشماادم بده میشیدواون فرد شمارو یک جوری نگاه می‌کنه انگار وظیفه اتون بودهچرا باید اصلا زندگی رو رنگی رنگی کنیم اصلا چرا می گن سیاه و سفید رنگ یک زندگی بی روح؟ گاهی همین دورنگ حس خیلی قشنگی میده مثل وقتی که نقاش های ماهر صورت هارو فقط با ترکیب این دورنگ میکشن مگه سیاه سفید هم رنگ نیست برای اولین بارکی گفت قهوه ای رنگ زشتیه چشمای قهوه ای رو نگاه کنید انگار دنیا توشون خلاصه شده بعضی موقع ها باید به یه چیزهای دیگه هم فکر کرد شاید واقعا بد بد نیست تو خوبم اونقدر که فکر می کنیم خوبی نیست گاهی اوقات باید تا خط کفر بریم تا بتونیم به ایمان برسیم به خدا به خوبی به راستی به حق به صلح به زیبایی گاهی اوقات  زشت ترین آدم ها زیباترین قلب ها رو دارن از کجا می دونی از کجا می دونی اونی که بد به دنیا اومده بد می مونه از کجا می دونی اونی که خوب به دنیا اومده خوب می مونه از کجا می دونی؟ هیچی تو این دنیا معلوم نیست از نظر من بهترین نویسنده خداست خیلی خوب بلده چجوری داستانار رو بپیچونه هیچ وقت،هیچ وقت ندیدم یکی از سریالایی که خدا می سازه بعد در بیاد همه قشنگن پر از حاشیه چالش مخاطب رو تا ته می کشونن بعضیا ناامید می شن ول می کنن ولی خب کی می دونه کار بدی کردن یا کار خوبی کردن.به نظرم زندگی خیلی ترسناک تراز اون چیزی هست که باید باشه،ولی ماهم انقدردیگه ترسو نیستیم که تااخرش نمونیم. اصلا چرا چرا باید رو آدما اسم گذاشت چرا باید بگیم خوب؟ چرا باید بگیم بد؟شاید رو کارا رو لباسا رو حرفا بشه اسم خوب و بد گذاشت یا رو بعضی از آدما که دیگه وقیحن بی حیاهستن قاتلن اما رو همه آدما می شه گفت بد خوب زشت و زیبا؟ ما آدمیم ما انسانیم نه فرشته و نه حیوان. یکی از دوستام یه بار بهم گفت که اصلا می دونی چرا باید میانه روی کرد توی خوردن سبزیجات و گوشت واقعا برام جالب بود گفتم حالا به خاطر سلامتی این چیزا بعضی از ویتامین ها کم می آد تو بدن ولی گفت آره اینم هست ولی من می خوام یه دلیل دیگه اش رو بهت بگم   (مثل اینکه توی یه احکام دینی خونده بود) می گفت اینطوریه که اگه ما بیش از اندازه گیاه خواری کنیم ممکنه خلق و خوی ما شبیه گوسفندها و حالا حیوانای اهلی بشه و اگر بیش از اندازه قرار باشه گوشت خواری کنیم خوی وحشی بگیریم این برای یه مدت خیلی زیادیه ها البته اینطوری هم نه  که بخوایم دیگران رو گاز بگیریم نه ،مثلا اعصابمون خراب شه به همه  بپلکیم. دقیقا بخاطر همین چیزها باید میانه روی کرد.  دقیقا همینه ما آدمیم می شه هر شکلی باشیم ما در تعادلیم میان خوب و بداما خوب باید برای اشتباهات مون مجازات بشیم،اما اصلش اینه که باخودمون یکم مهربون باشیم. با کوچکترین اشتباهی ساعت ها خودخوری نکنیم،همین فقط همین_پارمیداسلیمی</description>
                <category>پارمیداسلیمی</category>
                <author>پارمیداسلیمی</author>
                <pubDate>Sat, 16 Aug 2025 12:42:30 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خوابم میاید</title>
                <link>https://virgool.io/@parmida1389p9az/%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%A8%D9%85-%D9%85%DB%8C%D8%A7%DB%8C%D8%AF-z1yjxaeiuu6n</link>
                <description>اما هرچند که می‌خوابم ،این خستگی رفع نمی‌شود.مغزم سوت میکشد،دست هایم کفته اند،پاهایم درد دارد،و مهم تر ازهمه خوابم می‌آید.ای کاش میشد هروقت واقعا دیگر توان ادامه دادن نداشتیم ،یک نامه برای خدامی نویشتیم،خدا هم بعد تحقیق ،بازرسی،و مصاحبه ،مارا تایید میکرد.تایید میکرد که به تغییرات کارخانه برگردیم ،مدتی دردست تعمیر باشیم،شنیده ام کالایی هایی که موتور دارند درآغاز تعمیر اول موتورهایشان رادرمیاورند،پس فک کنم خوشبختانه بلاخره از دست مغزم راحت میشوم.ای کاش می‌توانستم یک سال بخوابم،دوست دارم مدتی مغزم کار نکند،کوچک ترین موضوعات آرامشم را بهم میزند،وقتی مسخره ام میکنند میخواهم داد بزنم و بگم باید اعدام شوید لیاقت شما مرگ است.بعدانهاراازسقف آویزان کنم.اما این کارا نمیکنم نه بخاطر اینکه نمیتوانم نمیکنم چون ازنفرین مادرشان میترسم ،کسانی که دیگران را مسخره میکنند بدترین انسان ها روی زمین هستند ،انها برای یک لحظه خنده خودشان تا سال هایک خاطره سیاه رادرذهن یک انسان می‌کارند.رنگ مورد علاقه او صورتی بودیک روز که کاپشن صورتی پوشیده بود،ان طرف حیاط دونفرنگاهش کردن چیزهایی زیر لب گفتند و رفتند اما اودیگرهیچ وقت کاپشن صورتی اش که با تمام پس انداز هایش آن را خریده بود را نپوشید.دوستم را میگویم.خوابم میاید،دلم میخواهد تا دنیایی جدید فقط بخوابم.نه قراراست کسانی که دیگران را مسخره میکنند بمیرند و نه قراراست نامه ای به خدا بنویسم تا من راازنو بسازد،خوب البته واقعا فقط می‌خوام ازدست مغزم خلاص شوم.قرار نیست دنیای جدیدی هم کشف شود،خوب پس یک راه میماند مرگ، سریع ترین نوع مرگ خودکشی است.باورکنیداین روز ها راننده ها خیلی مراقب اند کسی جلو ماشینشان نیفتد،واگرنه گزینه های بهترازخودکشی هم وجود داشت.اما اگر خودکشی کنی چه میشود خانواده ات علاوه بر داغ دیدن بی‌آبرو هم میشوند؟امدخودکشی هم کردیم ما ازجهنم فرارنکردیم تا دوباره به جهنمی بدتر برویم.پس دوباره برمیگردیم سرخانه اول به زندگی معمولی (عذاب آور، دیوانه کننده)ادامه می‌دهیم و انسان هارا تحمل میکنیم.</description>
                <category>پارمیداسلیمی</category>
                <author>پارمیداسلیمی</author>
                <pubDate>Mon, 21 Jul 2025 01:19:19 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>