<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های پارمیدا گرانفر</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@parmidagranfar</link>
        <description>پیانیست و مدرس پیانو</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 06:10:55</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/62419/avatar/TqAEAU.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>پارمیدا گرانفر</title>
            <link>https://virgool.io/@parmidagranfar</link>
        </image>

                    <item>
                <title>فرق دیتاساینتیست، دیتاآنالیست و مهندس هوش مصنوعی چیه ؟</title>
                <link>https://virgool.io/@parmidagranfar/%D9%81%D8%B1%D9%82-%D8%AF%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AA%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D8%AF%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D8%A2%D9%86%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%D9%85%D9%87%D9%86%D8%AF%D8%B3-%D9%87%D9%88%D8%B4-%D9%85%D8%B5%D9%86%D9%88%D8%B9%DB%8C-%DA%86%DB%8C%D9%87-u0caiod3pu5o</link>
                <description>در دنیای پرشتاب داده و فناوری، واژه‌هایی مثل «دیتاساینتیست»، «دیتاآنالیست» و «مهندس هوش مصنوعی» زیاد شنیده می‌شن. اما خیلی از افراد در ابتدای مسیر یادگیری یا ورود به بازار کار این نقش‌ها رو با هم اشتباه می‌گیرن. گرچه این سه عنوان ارتباط نزدیکی با داده دارن، اما وظایف، مهارت‌ها و اهداف هرکدوم متفاوت و منحصربه‌فرده.در این بلاگ، با نگاهی دقیق‌تر به فعالیت‌های روزمره هر نقش، سعی می‌کنیم مرزهای بینشون رو روشن کنیم تا بتونی مسیر مناسب‌تری برای خودت انتخاب کنی یا درک بهتری از همکاری با این تخصص‌ها داشته باشی.📊 دیتاآنالیست: تحلیل‌گر وضعیت فعلیوظایف روزمره:گرفتن داده‌های خام از دیتابیس‌ها یا فایل‌های اکسلپاک‌سازی داده‌ها برای قابل استفاده شدنانجام تحلیل‌های آماری پایه مثل میانگین، واریانس، همبستگیتهیه گزارش‌های دوره‌ای برای تیم‌های مختلفساخت داشبوردهای تصویری با ابزارهایی مثل Power BI یا Tableauنیاز به برنامه‌نویسی:نه لزوماً؛ اما SQL، Excel و گاهی Python ساده بسیار مفید هستنهدف اصلی:ارائه بینش از وضعیت فعلی سازمان و کمک به تصمیم‌گیریمثال واقعی: تحلیل روند فروش در ماه‌های گذشته، بررسی رفتار مشتری، یا بررسی نرخ بازگشت کالا🧠 دیتاساینتیست: کاوشگر آینده با مدل‌سازی دادهوظایف روزمره:بررسی داده‌های پیچیده برای کشف الگوهای پنهانطراحی و پیاده‌سازی مدل‌های پیش‌بینی با الگوریتم‌های یادگیری ماشینانتخاب ویژگی‌های مؤثر در تحلیلاعتبارسنجی مدل‌ها و سنجش دقت پیش‌بینینیاز به برنامه‌نویسی:بله، برنامه‌نویسی با Python یا R و استفاده از کتابخانه‌هایی مثل Scikit-learn، Pandas، Matplotlib ضروریههدف اصلی:پیش‌بینی رفتار یا رویدادهای آینده و یافتن بینش‌های عمیق برای تصمیم‌سازی هوشمندانهمثال واقعی: پیش‌بینی فروش ماه آینده، شناسایی مشتری‌های در خطر ترک سرویس، یا تخمین تقاضای بازار در فصل آینده🤖 مهندس هوش مصنوعی: معمار سیستم‌های هوشمندوظایف روزمره:طراحی مدل‌های یادگیری عمیق (Deep Learning) برای پردازش تصویر، صوت یا متنآموزش مدل‌ها با داده‌های عظیمپیاده‌سازی مدل‌ها در قالب سرویس یا APIمانیتورینگ عملکرد مدل در محیط واقعینیاز به برنامه‌نویسی:کاملاً! تسلط بر کتابخانه‌هایی مثل TensorFlow، PyTorch، Docker و حتی C++ یا Java در برخی پروژه‌ها ضروریههدف اصلی:ساخت سیستم‌ها و محصولات هوشمند مبتنی بر هوش مصنوعی مثل چت‌بات‌ها، سیستم‌های توصیه‌گر، یا موتورهای تشخیص تصویرمثال واقعی: ساخت چت‌بات برای پاسخ‌گویی خودکار به مشتری، طراحی سیستم تشخیص چهره، یا توسعه مدل دسته‌بندی اخبار با NLP✨ جمع‌بندیدرسته که همه این نقش‌ها در دنیای داده فعالیت می‌کنن، اما از نظر تخصص، ابزارها، وظایف و هدف نهایی تفاوت‌های مهمی دارن. دیتاآنالیست‌ها اغلب به تحلیل وضعیت فعلی می‌پردازن، دیتاساینتیست‌ها تمرکزشون بر پیش‌بینی آینده و کشف بینش‌های پیچیده‌ست، و مهندسان هوش مصنوعی مسئول ساخت سیستم‌های هوشمند کاربردی هستن.هر مسیر می‌تونه جذاب باشه؛ مهم اینه که بدونی علاقه و استعدادت در کدوم بخش شکوفا می‌شه.</description>
                <category>پارمیدا گرانفر</category>
                <author>پارمیدا گرانفر</author>
                <pubDate>Sun, 03 Aug 2025 13:59:30 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آموزشhuggingface قسمت اول- آشنایی و لود مدل</title>
                <link>https://virgool.io/@parmidagranfar/%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4huggingface-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%A7%D9%88%D9%84-%D8%A2%D8%B4%D9%86%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%88-%D9%84%D9%88%D8%AF-%D9%85%D8%AF%D9%84-qjoym2bldnxq</link>
                <description>توی این آموزش به سراغ کتابخونه ی huggingface رفتیم که یکی از مهم ترین و خفن ترین ابزارهایی هستش که اگر میخواید توی حوزه ی NLP کار کنید باید بلد باشید. این یک آموزش کوتاهه و قابلیت های این کتابخونه خیلی فراتر ازین حرفاست ! ولی شما رو با یه سری چیزا آشنا میکنه. 🎓 آموزش مقدماتی Hugging Face برای NLP با Python1️⃣ مقدمه‌ای بر Hugging Faceکتابخانه‌ی Hugging Face، یک ابزار متن‌باز برای استفاده از مدل‌های یادگیری عمیق مخصوص زبان‌های انسانی هست. این کتابخانه به شما امکان می‌ده:از مدل‌های پیش‌آموزش‌دیده استفاده کنیددیتاست‌های رایج رو با یک خط کد بارگذاری کنیدمتن تولید کنید، تحلیل احساسات انجام بدید، یا متن دسته‌بندی کنید2️⃣ نصب کتابخانه‌هاpip install transformers datasets
3️⃣ آشنایی با مدل‌های زبانی و چرا باید &quot;بارگذاری‌شون&quot; کنیم؟مدل‌های NLP مثل bert-base-uncased یا gpt2 در واقع شبکه‌های عصبی آموزش‌دیده‌ای هستن که می‌تونن متن رو تحلیل یا تولید کنن. وقتی از from_pretrained استفاده می‌کنی:from transformers import AutoModel

model = AutoModel.from_pretrained(&quot;bert-base-uncased&quot;)
🎯 یعنی داری مدل رو به همراه وزن‌های آموزش‌دیده‌شده‌اش از اینترنت بارگذاری می‌کنی، بدون اینکه خودت آموزشش بدی. در واقع اینجوری تو از مدلی استفاده میکنی که هزاران ساعت آموزش دیده و تو صرفا اونو لود میکنی و برات خیلی به صرفه تره !🔍 مزایا:صرفه‌جویی در زمان و منابعاستفاده سریع از مدل‌های حرفه‌ایمناسب برای prototyping و حتی production4️⃣ کار با tokenizer: تبدیل متن به ورودی مدلfrom transformers import AutoTokenizer

tokenizer = AutoTokenizer.from_pretrained(&quot;bert-base-uncased&quot;)
inputs = tokenizer(&quot;Hugging Face is amazing!&quot;, return_tensors=&quot;pt&quot;)
✅ Tokenizer متن رو به شکل عددی تبدیل می‌کنه تا مدل بتونه بفهمدش. مثلاً:Input: &quot;hello world&quot;
Output: {&#039;input_ids&#039;: tensor([...]), &#039;attention_mask&#039;: tensor([...])}
5️⃣ اجرای مدل بدون استفاده از pipelineاینجا یک مدل دلخواه رو load میکنی و بعدا میتونی تصمیم بگیری که چه تسکی باهاش انجام بدی مثلا پردازش اخساسات یا هر چیز دیگه ای from transformers import AutoModel

model = AutoModel.from_pretrained(&quot;bert-base-uncased&quot;)
outputs = model(**inputs)

print(outputs.last_hidden_state.shape)
📍 این روش برای مواقعی هست که می‌خوای کنترل کامل روی پردازش داشته باشی.6️⃣ استفاده از pipeline برای راحتی و سرعتاینجا که از pipeline ها استفاده میکنی میتونی با زحمت کمتر مثلا یک طبقه بند تحلیل احساسات داشته باشی. from transformers import pipeline

classifier = pipeline(&quot;sentiment-analysis&quot;)
result = classifier(&quot;I love this library!&quot;)

print(result)
🔹 pipeline همه‌ی مراحل tokenizer، اجرای مدل و تفسیر نتیجه رو خودش هندل می‌کنه. عالیه برای تست سریع!7️⃣ ماژول datasets: کار با دیتاست‌های آمادهfrom datasets import load_dataset

dataset = load_dataset(&quot;imdb&quot;, split=&quot;train[:2%]&quot;)
print(dataset[0])
📦 این ماژول دیتاست‌های رایج رو بارگذاری می‌کنه. همچنین می‌تونی دیتاست خودت رو هم اضافه کنی و برای آموزش ازش استفاده کنی.8️⃣ کار با مدل‌های فارسیtokenizer = AutoTokenizer.from_pretrained(&quot;HooshvareLab/bert-base-parsbert-uncased&quot;)
model = AutoModel.from_pretrained(&quot;HooshvareLab/bert-base-parsbert-uncased&quot;)
🗣 مدل‌های فارسی مثل ParsBERT روی داده‌های فارسی آموزش داده شدن و برای پردازش متن فارسی مناسب ترن.کلا این مدلا به پای نسخه های انگلیسی و امروزه استفاده از API های chatgpt شاید بهتر باشه برای زبان فارسی ولی خوب اینم یک راهه برای بعضی کاربردها . اونم راهیه برای کاربردهای دیگه . باید دید که چی براتون بهتره. </description>
                <category>پارمیدا گرانفر</category>
                <author>پارمیدا گرانفر</author>
                <pubDate>Sun, 03 Aug 2025 10:48:43 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>موسیقی باروک .آیا درسته که نادیده بگیریمش؟</title>
                <link>https://virgool.io/@parmidagranfar/%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%82%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%88%DA%A9-%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D8%AA%D9%87-%DA%A9%D9%87-%D9%86%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%A8%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D9%85%D8%B4-goihhxjmwrif</link>
                <description>اولین پست چالش منسلام .حالتون خوبه ؟ انتخاب کردن اولین پست سخت بود برام نمیدونستم از چی و کجا شروع کنم .میشد از فلسفه ی موسیقی نوشت .. ینی اینکه اساسا موسیقی چی هست ؟ کدوم موسیقی &quot;زیباست&quot; کدوم موسیقی وزینه ؟و اینکه آیا اساسا این دست قضاوت ها چقدر درست هستن ؟جواب دادن به این سوالا خودش منجر میشد به اینکه بخوایم انواع ساز ها سبک ها ملودی ها و خیلی چیزای دیگه رو از زمان های بسیار قدیم بهشون فکر کنیم .اینکه اولین جرقه های موسیقی چه زمانی زده شد و خیلی مطالب دیگه قطعا به اندازه ی چندین و چند کتاب قطور و پر محتوا میشه مطلب پیدا کرد و مثل هر رشته ی دیگه ای اینم داستان خودشو داره و وسعت خیلی زیاد .اما توی این چالش من فک کردم بهتر باشه فلش بک زدنمون به دوران تمدن های اولیه برنگرده و سفرمون رو از حدود چهارصد سال پیش و در اردوپا شروع کنیم .در وین ...آلمان و در ایتالیا ....جاهایی که تازه داشتن خودشون رو برای مدرنیته آماده میکردن .میخوایم ببینیم درون مایه ی ملودی های اون دوران چقدر متاثر از فرهنگ اون روزها بوده ؟ میخوایم ببینیم تا چه حد کلیسا و مذهب توی موسیقی نقش داشتن و چه جوری مسیر رو تعیین میکردن ؟ اپرا چجوری ساخته شد و خیلی داستان های دیگه .....اما قبل پرداختن به اصل موضوع یه ابهام زدایی بکنیم بهتره در واقع ما یه دسته ی کثیری از موسیقی ها رو داریم که توی گفتار روزمره مون اونا رو کلاسیک صدا میزنیم !خیلیا اگه باخ بشنون بهش میگن کلاسیک هایدن هم کلاسیکه و شوپن هم کلاسیکه !خوب یه جورایی این رایجه ....انگار یه غلط مصطلحه که دیگه همه پذیرفتن ولی بهتر و حرفه ای تر اینه که بدونیم .کلاسیک دقیقا متعلق به کدوم زمانه ؟اهالی موسیقی کلاسیک چه کسانی بودن ؟و کسانی مثل باخ یا شوپن که بین مشاهیر هم مشهورترن متعلق به چه زمانی ان ؟خوب مقدمه چینی بسه بریم سراغ اصل مطلب من میگم امشبو اختصاص بدیم به باروک .باروکی که شاید براتون جالب باشه شاید هم مثل من روحتون نتونه با بعضی از ملودی هاش ارتباط بگیره( هر چند ملودی های جذابی هم داره .)هر چی هست این بخشی از هویت موسیقی غربیه .بخشی که قطعا توی به اینجا رسیدنش تاثیراتی داشته .تاثیرات بزرگ !و ارزشمنده برای همین .حالا چرا ؟ میگم بهتون اول یکم داستان و پیش زمینه بدونیم و بعدا وارد چیزای تکنیکی بشیمخوب حالا اول از همه چرا باروک ؟من میدونم باروک یه لغت پرتغالیه در واقع بوده barroco و تعبیرشم قشنگ بوده :مروارید دژدیس (دژدیس رو از کجا اوردم ؟واقعا به نظرتون لغت بدشکل معادل مناسب تریه برای misshapen ؟من که میگم دژدیس ولی منظورم همون دفرمه است )...حالا این لغت کلا در ابتدا کاری با موسیقی نداشته و با معماری کار داشته ولغتی بوده که یه جورایی برای پایین اوردن مقام معماری اتفاقا حیرت انگیز کلیساهای آلمانی و ایتالیایی قرن هفدهم به کار میرفته!!!!این معماری توی پاسخ به کلاسیک گرایی وحشتناک اون دوران بوده .کلا اون دوران افراد معتقد بودن که هر چی از اصول یونانیان باستان پیروی نکنه پوچ و بده .افرادی که این معماری رو پایه گذاری کردن یه جور نوگرایی رو میخواستن .و همه مون میدونیم اوایل چقدر با کسایی که یه ایده ی جنجالی رو مطرح میکنن از طرف جامعه مقابله میشه !حالا بحث ما که موسیقیه . این جنبش به موسیقی هم راه پیدا کرد و از نظر زمانی سال ۱۶۰۰ تا ۱۷۵۰ رو در بر میگیره .ولی این لغت رو برای موسیقی اولین بار فردی به نام curt sachs استفاده کرد که البته رواج یافتنش تو انگلیسی تا ۱۹۴۰ طول کشید ! در هر حال باروک دوره ی نو آوری های بزرگه .شاید تعجب کنید ولی فرم هایی که بدیهی هستن براتون الان مثل کنسرتو و سمفونی قبل اون وجود خارجی نداشتن .اپرا توی همین دوره توی ایتالیا متولد شد .و البته باله باله ی کلاسیک هم توی همین دوره متولد شد !همون طور که میبینید این دوره سرشار از نوگرایی بوده . اما ری اکشن اولیه به موسیقی های باروک چی بودنبیاین ببینین ژان ژاک روسو که جالبه بدونین علاوه بر فیلسوف آهنگ ساز هم بوده چه تحلیلی ارایه داده :موسیقی باروک موسیقی ای است هارمونی آن به بیراهه رفته است و همراه با مدولاسیون و ناهماهنگی است !آوازش گوش خراش و غیرطبیعی است  و لحنش دشوار و حرکاتش محدود است.اسمش هم از کلمه ی barroco توسط منطق دانان انتخاب شده و نقد های دیگه هم اکثرا منفی بودن ولی بهرحال آدم های پیشرویی وجود داشتن که کارای شاهکاری بکننفرق باروک با بقیه ی موسیقی ها چی بود ؟قبل باروک موسیقی رنسانس رو داشتیم .ینی موسیقی ای که تمش متاثر از گذشتن از قرون وسطی و زسیدن به رنسانس بود .باروک اساس پر انرژی تر بود روح متفاوتی داشت اما تفاوت اساسیش هم توی به وجود اومدن فرم های جدید بود هم یه نکته ی خیلی مهم دیگه اش هارمونی بود .هارمونی قوی تری داشت .منظورمون از هارمونی اینجا اینه که نواختن چن تا نت با هم رایج تر شدن و در دسترس تر شدن نسبت به قبل.نه اینکه چندصدایی یا پولی فونی قبلش نبوده باشه ولی پولی فونی رنسانس جاشو به یه پولی فونی جدیدتر داد انگار .چه سازهایی رو بیشتر میشنیدیم ؟حالا به تاریخ پیانوی عزیز دل هم میرسیم ولی پیانو اون زمان به شکل امروزیش نبود و به جاش چیزی بود به اسم هارپسیکورد .که من اصلاااا صداشو دوس ندارم .قابل قیاس با پیانو نیست . به شخصه وقتی فک میکنم بعضی از قطعاتی که بچگیم زدم و دوسشون نداشتم در اصل برای هارپسیکورد بودن وحشت میکنم :Dاینم عکسش ....یه جورایی یاد پیانو رویال میفتین خلاصه هارپسیکورد رو شما اونجا زیاد میشنیدید ! پدر بزرگ پیانو ....ساز های دیگه ای هم بودن مثل viol که خیلی شبیه به ویولاس و خیلی مرسوم بود اون موقع یا مثلا انواع lute ها فلوت ریکوردر ها و غیره .خیلی از ساز های رنسانسی بودن درون مایه ی قطعه ها چی بود ؟والا یه خاطره بگم ؟من هر وقت قطعات باروک رو اجرا میکردم پدرم پوکر فیس نگام میکرد میخندید میگفت چیه این قطعات کلیسایی ؟ حالا من نمیدونم لغت کلیسایی رو از کجا اورده .چون نمیدونست که اینا واقعا برای کلیسان ولی درست حدس زد .موسیقی مذهبی بخش عظییییمی از درون مایه ی قطعات باروکه .اون موقع کلیسا هنوزم خیلی مهم بود . ضمنا از نظر فرهنگی هم مثلا ارگ های بزرگ تو کلیسا بود گروه سرود برای کلیسا بود .جشن برای کلیسا بود عزا توی کلیسا بود .کلا کلیسا مهم بود و داستان های انجیل مهم میشدنو موسیقی حول اون میچرخید حالا نه اینکه موسیقی سکولار پیدا نکنین .چهار فصل ویوالدی مال همون دورانه و هنوزم که هنوزه میشنویمش و فوق العاده مشهوره باخ ولی فوکوسش بیشتر روی قطعات کلیسایی بود حالا چه برای وکال چه برای ساز.چه فرم های جدیدی رو توی باروک دیدیم؟اصن همشو گفتم به همین برسم .برا خودم این از همش جذاب تره نمیدونم چرا .تولد اپرا توی ایتالیا بود .اواخر قرن شونزدهم بود که یه سری شاعر و موسیقی دان یه انجمنی تشکیل دادن به اسم چی؟ Camerata .اینا توی فلورانس بودنو فرم جدیدی رو ابداع کردن .درام موسیقایی یا همون اپرا .جمع بندی این فرم توسط مغز نابغه ی کلاودیو مونته وردی (Claudio Monteverdi) انجام شد .و سه تا اپرایی که ازش به جا موندن ( در واقع بیشتر بودن همینا فقط نجات یافتن ) جزو قدیمی ترین اپراهایی هستن که هنوزم که هنوزه اجرا میشن !از اپرا استقبال وحشتناکی شد .یهو عین آتیش که شعله ور شه همه جا رو میگیره همه جای اروپا رو گرفت .کار پیشگامانه ی مونته وردی رو بقیه مثل ویوالدی و الساندرو اسکارلتی توی ایتالیا و hasses توی آلمان و هندل که آلمانی بود ولی تو انگلیس زندگی میکرد و خیلیای دیگه ادامه دادن .حالا در کنار اپرا های سکولار که ریشه شون داستانای تاریخی و اساطیری و این چیزا بود اپراهایی هم داشتیم که همون فرم موسیقایی رو داشتن با این تفاوت که برای کلیسا بودن پس حول چی بودن اگه گفتین ؟!!آفرین داستان های انجیل ! و این بین اروپای جنوبی که کاتولیک بودن و اروپای شمالی که پروتستان بودن رواج پیدا کرد و اونا هم به نوبه ی خودشون اومدن وارد این سبک شدن.فرم هایی هم برای ساز ها همون طور که گفتیم ایجاد شدن که این خودش شد چیزی که بعدا آهنگسازا بیان و کارشونو باهاش انجام بدن به خصوص کنسرتو و سونات و سوییت . جرقه ی این ها هم ایتالیا بود و به دست کی ؟ کورلی  و ویوالدی و الساندرو اسکارلتی ولی همون قدر هم توی آلمان با وجود باخ و هندل که دو تا بازیگر مهم این دوره بودن محبوب بود.باخ و هندل با به ترتیب brandenburg concertos و concerti grossi  اینو به اوج خودش رسوندن . البته اینم توجه کنین که کنسرتو های سولو و سونات های سولو بعدا توی دوره ی کلاسیک دستخوش تغییرات شدن ولی به هر حال توی این دوره هم نوآوری های زیادی در موردشون شد مثلا هندل کلا فرم سونات مختص خودشو ابداع کرد !!!جمع بندی :نه یک جمع بندی لزوما کارشناسانه ....جمع بندی منطقی +نظر شخصی !:خوب حالا ایا باید از باروک متنفر باشیم ؟فک میکنم که اگه باروک نبود اهنگ های ملودیک تر و احساسی تر کلاسیک هم نبودن و اگه اینا نبودن به شوپن که شاعر پیانوعه نمیرسیدیم و اگه این اتفاقا نمیفتاد نوآوری هایی راجب ساز ها اتفاق نمیفتاد .به نظرم ارزشمندن و همینان که تیکه های پازل هویت موسیقی امروز رو کامل میکنن .نیوتون یه جمله داره که میگه :اگه دور دست های رو میبینم چون رو شونه های بزرگ ها قدم گذاشتممام روی شونه های اون بزرگان قدم گذاشتیم که رسیدیم اینجا.خووووب قصه ی ما به سر رسید .تا قصه ی فردا شب خدا نگهدار نظرتونم بگین .دوست دارم بدونم میخواین این سری پست ها راجب چیا باشه مرسی که خوندین </description>
                <category>پارمیدا گرانفر</category>
                <author>پارمیدا گرانفر</author>
                <pubDate>Mon, 25 May 2020 02:52:09 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش موسیقی شناسی !</title>
                <link>https://virgool.io/@parmidagranfar/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%82%DB%8C-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-yiblxcmq3xbw</link>
                <description>قصه های تاریخی موسیقی اروپاییسلام حالتون چه طوره ؟ با قرنطینه و کرونا و این داستانا چیکار میکنین ؟به هر حال امیدوارم خوب باشین برای من قرنطینه همراه با شروع کردن کارهای جدید ...نه لزوما موسیقایی ...بود .ولی این کارهای جدید با وجود اینکه هنوز برام جذاب هستن ولی خوب دیگه بیش از اندازه روتین شدن فک میکنم بهتره که تنوعی به همه چی بدم .حس  کردم شمایی که میاین ویرگول شاید به خوندن تاریخ موسیقی علاقه داشته باشین پس من یه چالش برای خودم گذاشتم و میخوام شما رو هم هر شب توی اون چالش شریک کنم قراره تاریخ موسیقی رو بررسی کنیم از قبل باروک تا گروه بیتلز ! منتها برای اینکه بیش از حد تاریخی و تخصصی نشیم فک کردن این بهتره توام با آشنایی با آهنگسازا باشه ینی هر دوره یه آهنگساز و البته هر آهنگساز آنالیز یه اهنگ ...قرار نیس انالیزمون خیلی هارمونیک باشه قراره این مطالب هیچ پیش نیاز خاصی نخوان ! امیدوارم خیلی پیچیده نشده باشه امیدوارم همراهیم کنین و اگه نظری در موردش داشتین باهام در میون بذارین !راستی موسیقی پاپ و بلوز و اینا رم فراموش نمیکنیم اما من دست خودم نیس تاریخ موسیقی کلاسیک عجیب جذبم میکنه .ممنون که وقت گذاشتین خوندین !به زودی مینویسم براتون </description>
                <category>پارمیدا گرانفر</category>
                <author>پارمیدا گرانفر</author>
                <pubDate>Sun, 24 May 2020 00:35:52 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اصلا آیا میتونم پیانو یاد بگیرم ؟</title>
                <link>https://virgool.io/@parmidagranfar/%D8%A7%D8%B5%D9%84%D8%A7-%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D9%85%DB%8C%D8%AA%D9%88%D9%86%D9%85-%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%86%D9%88-%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%DA%AF%DB%8C%D8%B1%D9%85-a1mbkcotwex7</link>
                <description>سوالات اولیه در مورد یادگیری پیانوچه توانایی هایی لازم دارم تا بتونم پیانیست بشم ؟خوب سلام دوباره بعد از مدت طولانی !آخرین باری که اومدم پست بنویسم راستش زلزله اومد و بیش از یک هفته دیگه هم گذشتو من ننوشتم اینه که الان میخوام بنویسم .این پست برای اوناییه که هنو شروع نکردن به پیانو زدن ...یا شروع کردن و شک دارن ...یا کسایی که دنبال دلایل قانع کننده ای هستن که بتونن کسیو به دنیای پیانو دعوت کنن !!!!خوب من خودم چندین بار شده آدمایی رو ببینم که فک کنن ساز زدن (در واقع بیشتر پیانو زدن )کار اونا  نیس حالا جدای ازینکه چرا کاری که میلیون ها نفر انجام دادنو ما نتونیم انجام بدیم ؟دلایل دیگه ای هم هست که ثابت میکنن که حتما میتونی !!!خیلیا فک میکنن چون از بچگی شروع نکردن دیگه ممکن نیست بتونن یاد بگیرن . من راستش قبول دارم که بچه ها سریع تر یاد میگیرن .یه بخشیش به خاطر اینه که شهود موسیقایی قوی تری دارن که این شهود به مرور زمان ضعیف میشه ولی از بین نمیره .اگه این تجربه رو داشتین که یه قطعه ی یکسان رو چند اجرای متفاوتش رو گوش بدین و تفاوتش رو بفهمین ...تفاوت هایی توی ریتم و غیره ....این میزان از شهود موسیقایی کاملا کافیه !تصور بعدی اینه که گوش موسیقایی ...در واقع همون Perfect Pitch که باعث میشه ما نت هایی که میشنویم رو بتونیم دقیقا تشخیص بدیم که چی هستن و اسمشونو بگیم ...یه استعداد خدادادیه که درست نیست یه چیز کاملا یادگرفتنیه !در این مورد هم بچه ها بسیار سریع تر یاد میگیرن مثلا بچه هایی که از سه چهار سالگی با یه پیانو که دقیق کوک شده باشه در ارتباط باشن و تمرین کنن میتونن گوششون رو پرورش بدن اما در مورد بزرگتر ها هم با تمرین به دست آوردنش امکان پذیره !به طور کلی شاید ساختن موسیقی به استعداد ذاتی و هنری و مغز موسیقایی تون ربط داشته باشه ولی نواختن ساز چندان ربطی نداره ! چیزی که شما رو پیانیست میکنه تمرین زیادتونه ! زیاد و درست البته و چیزی که موجب کند شدن پیشرفتتون میشه بیشتر تمرینات غلطه نه تمرینات ناکافی !در اکثر موارد خیلی از کسایی که مداوما پیانو میزنن در نهایت میتونن احساسات خودشون رو با پیانو بیان کنن و در واقع برای آهنگ ساختن هم شما احتیاج چندانی به یادگرفتن حجم عظیمی از مطالب تیوری ندارید خیلی از افراد غریزی شروع میکنن به آهنگ زدن خیلیا هم بعد اینکه چند تا آهنگ ساده ساختنو تونستن سبک شخصی و منحصر به فرد خودشونو بفهمن شروع میکنن به یاد گرفتن تیوری برای بهتر کردن اهنگ هاشون نکته ی خیلی مهم اینه که اصلا فکر نکنید لازمه که زندگیتون وقف موسیقی باشه تا پیانیست خوبی باشید شما میتونید بدون وقف کردن زندگیتون به موسیقی بازم پیانیستی در سطح عالی باشید من اینو تو پست های بعدی با محسبات منطقی بهتون ثابت میکنم و در کل دوست دارم چیزایی که خودم دیر فهمیدم رو به کسایی که تازه مسیرشونو شروع کردن یا وسط مسیرشونن و کم کم دارن نا امید میشن یاد بدم تا اونا چالش هایی که من داشتم رو باهاش مواجه نشن دوست دارم پدر و مادرا هم بدونن چجوری باید تمرینات بچه هاشون رو هدایت کنن تا بچه ها علاقمند شن خوشحال میشم نظراتتون رو بدونم .تا قسمت بعد خدانگهدار </description>
                <category>پارمیدا گرانفر</category>
                <author>پارمیدا گرانفر</author>
                <pubDate>Fri, 15 May 2020 13:54:33 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روش های متفاوت تمرین پیانو</title>
                <link>https://virgool.io/@parmidagranfar/%D8%B1%D9%88%D8%B4-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%88%D8%AA-%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%86%D9%88-kfh8ttcnshfs</link>
                <description>چگونه پیانو تمرین کنیم تا سریع تر یاد بگیریم ؟امروز میخوام براتون از روش هایی صحبت کنم که باعث میشه راندمان کاریتون برای تمرین پیانو بالا بره .خیلی از کسانی که شروع به تمرین پیانو میکنن یه روش یکسان رو در پیش میگیرند یه بخشی از دلیلش اینه که این اولین و بدیهی ترین روشیه که به ذهن میرسه یکیش هم اینه که خوب میبینن آخه همه اینجوری تمرین میکنن !این پروسه چهار مرحله داره که اکثر هنرجوها از اون پیروی میکنن :اول پشت پیانو میشینن و برای گرم کردن انگشت هاشون از گامها و تمریناتی مثل تمرینات هانون استفاده میکنن .بعد قطعه ی جدیدی رو انتخاب میکنن دو صفحه رو آروم نت خونی میکنن و دو تا دست رو آروم با هم دیگه تمرین میکنن تا به نحو خوبی بتونن اونو بزنن بعد به مرور سرعتو بالا میبرن.۳. در پایان دو ساعت هنرجو اون مقدار رو یاد گرفته و وقتشه ازش لذت ببره۴.بعد سعی میکنه اونو حفظ کنه تا زمانی که موزیک توی دستش بیاد ۵.بعد در روز اجرا یا رسیتال چندینو چند بار در سرعت درست یا حتی سریع تر اونو میزنن تا بعد برن برای اجراو اینکه نه که این روش کمکتون نکنه ..چرا به هرحال تمرین دارید میکنید و چیزهایی رو یادمیگیرید ولی  مطمعنا سطح اجراتون بالاتر از متوسط رو به بالا نمیره .ینی انگار نمودار پیشرفتتون از یه جایی شیبش بسیار کم میشه و به صفر میل میکنه.هر قدم این روش غلطه چرا ؟چون این اولین روشیه که به ذهن هر کس میرسه و  بنابراین خیلی نکات توش در نظر گرفته نشده مثلا وقتی به اون میزانهایی رسیدید که کلا گیر میکنید و باعث میشه اجراتون خراب شه کلا چیکار باید بکنید ؟تنها جوابی که میده اینه که :باید کلی تکرار کنید انقد تکرار کنید که بتونید .اما من بهتون میگم که همیشه تکرار صرف جواب نمیده !ینی واقعا از جایی به بعد جواب نمیده ! شما ممکنه حتی حس کنید استعداد کافی برای نواختن قطعه ای در اون سطح رو ندارین نکاتی که در ادامه میخوام بهشون اشاره کنم خلاف شهود به نظر میان و خیلی مربی ها همون روش های شهودی معمولی رو توصیه میکنن .چرا ؟چون که کسی نبوده که به خودشون روش ها رو یاد بده از طرفی والدین هم تا زمانی که بهشون اطلاع رسانی نشده باشه از شهودی ترین روش ها پیروی میکنن ینی همون روشی که بالا گفتماز طرفی هنرجوهایی که از لحظه ی اول با متد درست کار کردن درسته که خیلی خوش شانس بودن ولی در آینده موقع تدریس باید خیلی حواسشونو جمع کنن چون اونا هیچ وقت با اشتباهات آشنا نشدن و خوب کسایی که هیچ وقت گیر اشتباهات نیفتادن سخت میتونن راهکار ارایه بدن راجب موقعیتی که حسش نکردن .اگه با کامپیوتر آشنا باشید میتونم این مثال رو بزنم که فرض کنید تو زندگیتون همیشه کد هاتون بدون باگ بوده .(فرض محال !!) ایا میتونید شناسایی کنید اکثر باگ ها تحت چه عواملی اتفاق میفتن ؟خوب نه واقعا !به هر حال شما باید از روش متفاوتی پیروی کنید که بتونید درسهای پیانوتون رو خیلی عالی یاد بگیرید در عین حال اگر پیانو تخصص شما نیست همزمان یک دکتر خوب و یک پیانیست خوب باشید یک مهندس موفق و همزمان یه پیانیست !لازم نیست زندگیتون رو فدای پیانو کنید .شما میتونید سطح قابل قبول و خوبی از تکنیک رو  داشته باشید به عنوان کسی که پیانو حرفه ی اصلیش نیس حالا چجوری ؟پوزیشن درس ها : برای کسایی که حتی مدت کمی هست که پیانو میزنن بدیهیه که باید دست هاشون رو در پوزیشن درستی روی پیانو بذارن .بهرحال کسانی هستند که تازه شروع کردند و احتیاج به دونستن نکات بیشتر دارند که یه پست جداگونه در موردش بحث میکنیم و البته ارتفاع صندلی و فاصله اش از پیانو رو تنظیم میکنیم.شروع کردن یک قطعه : اولین قدم برای یادگیری یک قطعه این است که به اجرای دیگران گوش دهیم.تا مغزمان و غریزه ی گوش دادنمان بتواند ایده بگیرد .برخی افراد ممکن است این را نوعی تقلب بدونن یا حس کنن به خلاقیتشون لطمه میزنه.اما این درست نیست شما در نهایت استایل نوازندگی خودتون رو برای هر قطعه خلق میکنید چون روشی که هر کس هر قطعه رو میزنه بسیار بسیار شخصیه و تقریبا مثل اثر انگشته به خصوص اگر احساساتتون رو دخیل کنید و قطعه رو از روی اجبار و ماشین وار نزنید!آنالیز مقدماتی قطعات : این آنالیز مقدماتی با شمردن تعداد میزان ها شروع میشه هر مربی پیانوی حرفه ای میدونه خیلی مهمه که تخمین بزنیم هر قطعه چقد احتیاج به تمرین داره اونوقته که میتونیم بهتر و هدفمند تر کار کنیم .پس با شمردن میزان ها و دیدن اینکه چقدر میزان تکراری وجود داره و تخمین زدن اینکه چقدر ازین میزان ها سخت هستن به این فکر میکنیم که چه میزان وقت احتیاج داریم. ۴.در درجه ای اول قسمت های سخت تر را تمرین کنید :این خیلی مهمه که قسمت های سخت تر رو چه وسط قطعه هستن چه آخر قطعه هستن جدا کنید و همون اول تمرین کنید اینا قراره بیشترین زمان رو از مشا بگیرن پس باید از اول همراهتون باشن تا همینجور که همه جای قطعه رشد میکنه شما زمان بیشتری به اونها اختصاص داده باشید .از اون گذشته اگر این قسمت ها رو در حین جلو رفتن در قطعه تمرین کنید چون معمولا ضعیف تر از بقیه ی نقاط هستن کل اجرا رو خراب میکنن از لحاظ رونی حوصله تونو سر میبرن و اگر آخر قطعه باشن که ...وقتی مثلا تازه صفحه ی آخرو به قطعه اضافه کردید یک افتضاح به بار میاد جوری که دلتون نمیخواد به اونجا برسید پس بهتره این قسمت های سخت رو به صورت جداگونه از همون اول تمرین کنید .۵.قسمت های سخت را کوچیکتر کنید :ینی به قسمت های میزان میزان تقسیم کنید و بعد تمرین کنید .بهرحال قسمت هایی هستن که با توجه به تکنیک شما ممکنه تبدیل به توده ی سرطانی بشن !اصلا شما ممکنه حس کنید نمیشه از پسشون بر اومد .در این شرایط متد قبلی تنها راهکارش اینه که انقدر این قطعه رو از اول تا آخر بزن که تصادفی بالاخره یه جوری روش درست رو پیدا کنی ولی روش درست اینه که شما به قسمت های هر چی کوچیکتر تقسیم کنید و بعد تمرین کنید عقلانی هم هست میدونین چرا ؟چون اینجوری اون قسمتو میتونید توی ده دقیقه مثلا ۱۰۰ بار بزنین یا بیشتر اما اونجوری برای صد بار زدنش شما نیازمند چند دقیقه بودید مثلا پونصد دقیقه که تازه اون چون وسط قطعه بود اصلا با اون توجه که شما فوکوس کنید روی اون قسمت تمرین نمیشه۶.یادتون باشه که باید دست ها رو جدا جدا تمرین کنید ! بر خلاف اینکه به نظر میاد اگر دست ها رو با هم دیگه تمرین کنید اونوقته که پیشزفت میکنید و اینکه اگر جدا جدا بزنید بعدا هماهنگ نخواهید شد اینا اشتباهن اتفاقا در مرحله ی اول باید دست ها رو جدا جدا تمرین کنید و بعدا دو تا دست رو هماهنگ کنید البته این روش به خودی خود کلی نکته داره که فک میکنم باید براش یه پست جدا بذارم۷.یه توجه مهم ! یه نکته ای که وجود داره اینه که تو این تیکه تیکه کردن های قطعه شما یهو توانایی با هم نواختنش رو از دست ندید .همیشه از یکم عقب تر از ابتدای اونجایی که فکر میکنید به هم مربوطن یا به عبارت دیگه از ابتدای اون جمله ی موسیقایی (خودتون میتونید حسش کنید که کجاس ) شروع کنید که قطعه بهم وصل باشه مثل یه پیکره ی فلزی که یه سری لولا داره شما هم اون لولا ها رو بذارید که در نهایت بتونید سر همش کنید و کار کنه نه اینکه تیکه تیکه بمونه باز در مورد جزییات تمرین کردن باهاتون صحبت خواهم کرد .چون میدونم خیلیاتون ممکنه پیانو زدن کار اصلیتون نباشه و نیاز دارید از وقتتون خیلی مفید استفاده کنید و اینکه باید تمرینات موثری داشته باشید تا نتیجه بگیرید شمام بنویسین روش های مفید تمرینتونو یا بگین کدوم قسمت این مقاله براتون مفید بود و اگر سوال یا ابهامی وجود داره خوشحال میشم که اونها رو در میون بذارید !موفق باشید </description>
                <category>پارمیدا گرانفر</category>
                <author>پارمیدا گرانفر</author>
                <pubDate>Sat, 04 Apr 2020 17:39:11 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پیانیست ها و تمرینات ذهنی !</title>
                <link>https://virgool.io/@parmidagranfar/%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D8%A7-%D9%88-%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86%D8%A7%D8%AA-%D8%B0%D9%87%D9%86%DB%8C-nyci4rod9fxm</link>
                <description>تمرینات ذهنی برای پیانو چه هستند و چگونه باید به کار گرفته شوند ؟امروز میخوایم مبحث جذابی رو شروع کنیم و این مبحث تمرینات ذهنی برای پیانیست هاست . مربی های پیانو کمتر به اهمیت تمرینات ذهنی اشاره میکنن .در صورتی که واقعا میتونن بسیار مفید باشن و هنرجو های متفاوتی رو پرورش بدن و خلاصه سرنوشت آموزش پیانوی یه هنرجو رو عوض کند .متاسفانه این روش ها خیلی مدون نشدند و تا قرن بیستم فقط سینه به سینه بین عده ی قلیلی از مدرسان پیانو منتقل میشد.امروزه اهمیت این روش ها مشخص شده و رواج بیشتری پیدا کردند .توضیح کامل این روش و استراتژی های آن از ظرف این مقاله خارج است ولی سعی میکنم به مرور استراتژی های پرورش این مهارت مفید رو هم باهاتون به اشتراک بذارم پس با یه تعریف شهودی از تمرین ذهنی و تفاوتش با روش های معمولی تمرین شروع میکنیم : شما ممکنه فکر کنید که موسیقی روی اون پیانوی بزرگ با تشکیلات بسیار پیچیده اش تولید میشه اما بهتره که بدونید مغزتون از اون پیانو هم بسیار قدرتمند تر و بسیار پیچیده تره و اگر فکر میکنید که باید انگشت هاتون رو پرورش بدید که موسیقی رو لزوما روی اون ساز بزرگ به وجود بیارید اشتباهه شما موسیقی رو باید در مغز خودتون به وجود بیارید .اینجوری موسیقی در مغز شما ساخته میشه و بعدا روی کلید های پیانو پیاده بشه.این آموزش ها باید از سال اول آموزش داده بشن نباید فکر کنید که اگر هنرجوی کم سنی دارید نمیتونه از این روش ها بهره مند بشه بلکه اتفاقا این روش ها در مورد هنرجو های کم سن بسیار مفید هستن . بدیهی ترین نمونه های این کار آموزش حفظ کردن قطعات و آموزش شناسایی نت ها به وسیله ی گوش هستند که در مورد کودکان کم سن میتوانند بسیار واقع شوند .تمرینات ذهنی و تجسم موسیقی در ذهن چیزی بود که موتسارت آن را به خوبی میدانست و این چیزی بود که موتسارت را موتسارت میکرد !تمرینات ذهنی راندمان تمرینات شما رو به شدت افزایش میدهند و شما در زمان کمتری میتونید قطعه رو بسیار عالی تر بنوازید . واقعیت اینه که خیلی از پیانیست ها هیچ وقت با این روش آشنا نمیشن ولی خوب هیچ وقت دیر نیست و شما این طوری میتونید حتی وقتی پیانو ندارید تمرین کنید .و این طوری تایم تمرین خودتون رو افزایش بدین.همون طور که همیشه موتسارت موسیقی رو در ذهن خودش پرورش میداد !چگونه میتوانیم تمرینات ذهنی را داشته باشیم ؟اولین قانون این تمرینات این است که بدانید پرورش ذهنتان مهم تر از پرورش صرف عضلات انگشتتان است به خصوص اینکه هر حرکت انگشتتان در مغزتان به عنوان یک پالس شکل میگیرد . تمرین ذهنی هنر تصور کردن موسیقی در ذهن و شنیدن و آنالیز آن در مغزتان یا حتی نواختن آن روی یک پیانوی خیالی است .پس از مدتی توانایی های ذهنی شما در مورد موسیقی بسیار برای مخاطب تاثیر گذار خواهد بود چون تصور عام بر این است که فقط عده ی قلیلی از انسان های با استعداد قادرند چنین درک و تصور قوی ای از موسیقی داشته باشند یا قطعات را به این سرعت یاد بگیرند .هر چند خود تمرینات ذهنی احتیاج به استمرار دارند به خصوص اگر سال ها با روش های غلط تمرین کرده باشید .توضیح کامل تمرینات ذهنی برای نواختن پیانو در یک مقاله نمیگنجد و سعی میکنم در سلسله مقالاتی شما رو با جزییات این روند و اینکه چجوری خودتون رو براش آماده کنید آشنا کنم .موفق باشید !</description>
                <category>پارمیدا گرانفر</category>
                <author>پارمیدا گرانفر</author>
                <pubDate>Wed, 01 Apr 2020 22:06:54 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا به یادگیری تئوری موسیقی نیازمندیم ؟</title>
                <link>https://virgool.io/@parmidagranfar/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%DB%8C%D8%A7%D8%AF%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%AA%D8%A6%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%82%DB%8C-%D9%86%DB%8C%D8%A7%D8%B2%D9%85%D9%86%D8%AF%DB%8C%D9%85-u9lsjprmn68j</link>
                <description>چهار دلیل برای اینکه شما باید تئوری موسیقی رو یاد بگیریددر این مقاله میخوام در مورد دلایل اینکه یادگیری مطالب تئوری موسیقی براتون لازمه بنویسم .من افرادی رو دیدم که حتی بعضا نمیتونن نت ها رو بخونن بعضا احتیاجی به یادگرفتن این مطالب نمیبینن اما در صورتی که ساده ترین مطلب تئوری موسیقی که نت خونی هست واقعا به زحمتش می ارزه چون باعث میشه شما محدود به گوشتون یا قطعاتی که عملی یادگرفتید نشید بلکه بتونید دامنه ی قطعاتتون رو افزایش بدید.شاید در اول کار به نظر سخت بیاد که شما تمام اون دایره ها و معنیشون رو یاد بگیرید به خصوص در مورد پیانو که دو تا کلید داریم :کلید سل و کلید فا ولی وقتی به مرور این کار رو انجام بدید میبینید که کاری نداره میلیون ها نفر یاد گرفتن !چرا شما یاد نگیرید ؟دسته ی بعدی افرادی هستن که با اینکه خیلی خوب نت ها رو میخونن و مطالب اولیه که برای نوازندگی لازم هستن مثل علایم و نکاتی که در متن یک نت وجود دارن . کلماتی که برای توصیف تمپو یا احساس وجود دارند یا کسر میزان ها و غیره . اما در مورد بقیه ی مطالب تکنیکی در مورد انواع مد ها گام ها سر کلید ها و تغییر سر کلید و  هارمونی و غیره کمتر وقت گذاشتند . من خودم تا مدت زیادی در این دسته قرار داشتم و در مورد چنین مطالبی عمق اطلاعاتم را افزایش نداده بودم اما متوجه شدم که اشتباه بزرگی مرتکب شدم .چرا ؟اول اینکه : تئوری موسیقی شما رو خلاق میکنه!مسائلی مثل آکورد شناسی و شناخت ملودی ها و غیره باعث میشه شما خلاقیت داشته باشید مثلا بتونید از تنظیم ساده ی قطعه ی مورد علاقه تون یه تنظیم سخت تر و هیجانی تر بسازید یا اینکه اصلا قطعه ای که براتون سخته رو آسون تر تنظیم کنید یا اینکه قطعه رو به گام دیگه ای ببرید یا رنگ و احساس دیگه ای به قطعه بدید و خلاصه اینکه از حالت روباتی که صرفا نت های جلوش رو میخونه و اجرا میکنه و یا کسی که حتی نت ها رو بلد نیست فاصله بگیرید !دوم اینکه : تئوری موسیقی کمک میکنه شما بهتر بفهمید چه چیزی رو مینوازید !اینکه شما از ساختار درونی قطعه ای که جلوتون هست خبر داشته باشید فهم و درکی از اون قطعه بهتون میده که قطعا نوازندگیتونو متفاوت با بقیه خواهد کرد .سوم اینکه :دونستن تئوری موسیقی ارتباط با بقیه ی موزیسین ها رو براتون راحت میکنه !شما برای کار کردن با بقیه ی موسیقی دان ها احتیاج دارید که حداقل مقدمات تئوری موسیقی رو بدونید چون اینجوری میتونید روی ایده هایی که به ذهنتون میرسه برای کار کردن روی موسیقی بتونید کار کنید چهارم اینکه :تئوری موسیقی در زمان شما صرفه جویی میکنه !تئوری موسیقی مثل گوشتون که به فهمیدن قطعات کمک میکنه میتونه به فهم قطعات کمک کنه و باعث شه شما راحت تر قطعات رو حفظ کنید و یاد بگیرید .جمع بندی : مطمئن باشید که یادگیری این مطالب شما رو واقعا از کسانی که اینو بلد نیستن جلو میندازه !موفق باشید </description>
                <category>پارمیدا گرانفر</category>
                <author>پارمیدا گرانفر</author>
                <pubDate>Wed, 01 Apr 2020 14:09:08 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پیانوی دیجیتال بخرم یا آکوستیک ؟(بخش سوم و نهایی )</title>
                <link>https://virgool.io/@parmidagranfar/%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%86%D9%88%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%D8%AC%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%84-%D8%A8%D8%AE%D8%B1%D9%85-%DB%8C%D8%A7-%D8%A2%DA%A9%D9%88%D8%B3%D8%AA%DB%8C%DA%A9-%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%B3%D9%88%D9%85-%D9%88-%D9%86%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-cqjaikjh0ykl</link>
                <description>راهنمای خرید پیانو .کدام پیانو برای شما مناسب است ؟خرید پیانوی دیجیتال امروز میخوایم ببینیم که بالاخره شما موقع خرید پیانو باید سمت کدوم پیانو برید ؟برای اونایی که پست های قبلی رو نخوندن باید بگم که خیلی مهمه که شما با ساختار این پیانوها آشنا باشید تا دلایل تکنیکی مزیت هاشون یا ضعف هاشون نسبت به هم رو بفهمید پس برای شناختن بیشتر پیانوی آکوستیک میتونید  اینجا رو بخونید  و اطلاعات بیشتر راجب پیانوی دیجیتال رو میتونید اینجا پیدا کنید !از اونجایی که با احتمال خوبی خوانندگان این متن در ایران زندگی میکنن و چون همگی از نوسانات دلار خبر داریم قیمت پیانو به شدت بالا رفته و ممکنه بودجه ی شما عامل محدود کننده ی شما بشه خصوصا اگر قصد خرید پیانوی نو رو دارید . پس با بودجه ی محدود شما باید روی پیانو های دیجیتال فکر کنید .چون قیمت پایین تری دارند .ممکنه از مربی پیانوتون بشنوید که نمیتونید با پیانوی دیجیتال چیزی یاد بگیرید یا اینکه ممکنه بهتون بگن شما بعد از یک سال پیانو زدن باید دیگه با اون پیانو خداحافظی کنید ولی واقعیت اینکه که شما میتونید با اون پیانو هم به یادگیری خودتون ادامه بدید . فقط قطعات سطح بالا هستند که واقعا برای تمرین احتیاج به یک پیانوی آکوستیک دارند و یادگیری اون ها با پیانوی آکوستیک نه اینکه غیر ممکن باشه ولی بسیار زمان بره .علاوه بر اون ممکنه شما قطعه رو به راحتی روی پیانوی دیجیتال خودتون بنوازید ولی موقع نواختن روی پیانوی آکوستیک خبری از اون میزان تکنیک انگشت هاتون نباشه .دلایل این اتفاقات چیه ؟خوب در پیانوی دیجیتال تلاش بر این بوده که وزن کلاویه ها شبیه سازی بشه همچنین بازخوردی که شما از کلاویه دریافت میکنید (به علت سیستم چکش و سیم ) شما یک بازخورد از کلاویه ها دریافت میکنید و این مهم ترین چیزیست که باید در کلاویه ی دیجیتال شبیه سازی شود و تاثیر خاصی روی پرورش تکنیک شا دارد البته پیانوهای دیجیتال روز به روز بهتر میشوند ولی این فاکتور از فاکتور هاییست که باید به آن توجه خاصی شود .پارامتر دیگر پلی فونی است که بیانگر این است که چند نت میتواند همزمان نواخته شود واقعیت این است که پلی فونی از جایی به بعد جنبه ی تجاری پیدا میکند پلی فونی میتواند ۱۶ یا ۳۲ یا ۶۴ یا ۱۲۸ یا ۲۵۶  باشد که خوب همانگونه که مشخص است احتیاج ندارد بالاترین مقدار آن را در نظر داشته باشید .در مورد پیانوی دیجیتال action پیانو مهم ترین چیزی است که باید به آن توجه کنید چون اصلی ترین پارامتری است که نوازندگی شما را تحت تاثیر قرار میدهد .سه نوع اکشن وجود دارد سبک که معمولا در کیبرد و ارگ به کار می رود و اصلا مناسب یادگیری پیانو به صورت حرفه ای نیست نوع دوم semi-weight است که وزن و مقاومت بیشتری به کلاویه ها اضافه میکند که باعث میشود بیشتر به آکوستیک شبیه شود و نوع سوم fully-weight است که از چکش های کوچکی به جای سیستم پیانوی آکوستیک استفاده میکند که باعث میشود بتواند شبیه پیانوی آکوستیک رفتار کند و بتواند آن را شبیه سازی کند و همان حس و مقاومت را ایجاد کند در کنار آن به کیفیت صدا و شبیه سازی رزونانس و غیره هم توجه داشته باشید. خرید پیانوی آکوستیکموقع خریدن پیانوی آکوستیک سوالاتی هست که باید از خودتون  بپرسید سوال اول اینکه که آیا صدای این پیانو رو دوست دارید ؟شاید اگر کسی باشید که اصلا شناختی از پیانو نداره خیلی نتونید تفاوت ها رو متوجه بشید ولی به هر حال صدای ساز چیزیه که شما به عنوان نوازنده باید دوسش داشته باشید سوال دوم اینه که چقدر مکان برای گذاشتن پیانو دارید ؟اینکه چقدر مکان برای گذاشتن پیانو دارید خصوصا با توجه به حجم صدای بالای اون که در آپارتمان میتونه موجب مزاحمت بشه باید در نظر گرفته بشه تا مدل مناسبی رو انتخاب کنید. سوال سوم اینه که چه کسی با این پیانو تمرین میکنه ؟اگر خودتون دارید با این پیانو تمرین میکنید سعی کنید انواع قطعات رو قبلش با این پیانو بنوازید تا از توانایی های پیانو خوب سر در بیارید و مطمین شید همونیه که میخواد منتها اگر برای بچه تون که تازه شروع کرده میخواید احتیاجی نیست با پیانوهای خیلی level بالا شروع کنید !سوال چهارم اینه که  آیا این پیانو قراره که برای چند نسل در خونواده تون باقی بمونه ؟جواب دادن به این سوال برای کسانیه که قراره یک پیانوی عالی بگیرند که تا چندین نسل به عنوان یادگار خونوادگی بمونه.یادتون باشه پیانو ها به عنوان یه سرمایه گذاری به حساب میان چه مالی چه از لحاظ لذتی که میبرید چه از لحاظ آموزشی .پس ارزششو داره که تا حد امکان ساز بهتری رو بخرید !خرید پیانوهای دست دوم در خرید پیانوهای دست دوم نباید با عجله عمل کنید و حتما سالم بودن بخش های درونی پیانو رو باید در نظر داشته باشید . بهتر با یک نفر مورد اطمینانتون که به جزییات فنی پیانو وارده این خرید رو انجام بدید </description>
                <category>پارمیدا گرانفر</category>
                <author>پارمیدا گرانفر</author>
                <pubDate>Wed, 01 Apr 2020 00:48:52 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پیانوی آکوستیک بخرم یا پیانوی دیجیتال ؟(بخش دوم )</title>
                <link>https://virgool.io/@parmidagranfar/%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%86%D9%88%DB%8C-%D8%A2%DA%A9%D9%88%D8%B3%D8%AA%DB%8C%DA%A9-%D8%A8%D8%AE%D8%B1%D9%85-%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%86%D9%88%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%D8%AC%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%84-%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%AF%D9%88%D9%85-vbtujhfkopig</link>
                <description>مختصری بر ویژگی های پیانوی دیجیتال خوب در ادامه ی پست قبلی که در مورد ساختار پیانوی آکوستیک باهاتون صحبت کردم این بار قراره پیانوی الکتریک رو با هم یه بررسی اجمالی بکنیم .مباحث خیلی زیادی در مورد پیانوی دیجیتال وجود دارن که میشه تخصصی در موردشون حرف زد اما در این پست اول راجب ساختار تولید صدای پیانوی دیجیتال صحبت میکنم و بعد از اون انواع پیانوهای دیجیتال رو معرفی میکنم .خوب شروع میکنیم !همون طور که میدونید در پیانوی آکوستیک یک سیستم سیم و چکش وجود دارن که اون صدای جادویی رو تولید میکنند .سازندگان پیانو های دیجیتال به دلیل مکانیزم پیچیده ی پیانوی آکوستیک  چالش های زیادی برای شبیه سازی دو تا از پارامتر های پیانوی آکوستیک دارند : که این دو ویژگی صدا و احساس پیانوی آکوستیک در پیانوی دیجیتال هستن .همچنین نیاز دارن که کلاویه ها رو سنگین در بیارن و دقیقا همون حس پیانوی آکوستیک رو و همون سنگینی کلاویه ها رو شبیه سازی کنن که دلیل اهمیت این شبیه سازی موضوع بحث  در پست بعدیه.پیانوهای دیجیتال چکش و سیم ندارند .برای شبیه سازی صدای پیانوی آکوستیک از سمپل(sample) استفاده میکنیم .سمپل چیه ؟سمپل یه نمونه ی کوچیک از صدای یه ساز یا صدای اقیانوس بارون یا هر چیزی میتونه باشه !حالا در پیانو های دیجیتال از سمپل هایی از پیانوهای آکوستک بسیار با کیفیت (معمولا با کیفیت ترین نمونه هایی که کارخونه ساخته و دست چین شدند ) استفاده میشه .در پیانوهای دیجیتال از روشی به نام مولتی سمپل (multi sample) استفاده میشه که به این معنیه که سمپل های مختلف در شتاب و قدرت متفاوت برای یک نت گرفته میشه که بتونید تجربه ی نزدیک تری به پیانوی آکوستیک داشته باشید .دلیلش چیه ؟دلیلش اینه که مثلا در پیانوی آکوستیک مثلا اگر شستی رو زیاد فشار بدیم صدا قوی تره و اگر کم فشار بدیم ضعیف تره اگر فقط یک سمپل برای هر نت داشته باشیم نمیتونیم این ویژگی رو شبیه سازی کنیم اما اگر سمپل های مختلف بگیریم میتونیم تجربه ای شبیه به تجربه ی شنیداری پیانوی دیجیتال داشته باشیم .صدایی که در نهایت دریافت میکنید به عوامل مختلفی بستگی داره مثل:پیانوی آکوستیکی که از آن برای ریکورد کردن صدا استفاده شده است .دستگاهی که برای ضبط صدا از آن استفاده شده.الگوریتم هایی که برای پردازش صداها و مدلسازی اتفاقات پیچیده در توناژ صدا و شبیه سازی عملکرد دمپر و چکش و غیره استفاده میشوند .طول سمپل ها و میزان حافظه ای که به آنها تخصیص داده شده است.تعداد لایه هایی که برای هر سمپل ضبط شده است.هر چه این لایه ها بیشتر باشند شما صدای بهتری دریافت میکنید !از آنجا که بعد از فشار دادن کلید های پیانوی آکوستیک وقتی دستتون را بردارید هم صدا تا چند ثانیه باقی میماند (تا وقتی لرزش سیم ها متوقف شود) همون اتفاق باید اینجا هم شبیه سازی بشه پیانو های ارزون تر فقط دو سه ثانیه پلی بک واقعی رو ضبط دارن و بقیه اش رو مثلا هفت ثانیه همون رو تکرار میکنن منتها ولوم رو هی کم میکنن که طبیعی جلوه کنه (چون هر چی جلو بریم صدا کم میشه تا قطع بشه ) پیانوهای گرونتر حافظه ی بیشتری دارند پس طول سمپل های ضبط شده بیشتره و خوب این میتونه همه چیز رو واقعیتر کنه.به جز سمپلینگ پیانوهای دیجیتال از تکنیک هایی مثل مادلینگ هم استفاده میکنند بعضی پیانوهای عالی مثل پیانوی رولند فقط از مادلینگ استفاده میکنند انواع پیانوهای دیجیتال مدل پرتابل: این مدل قابل حمل هستش مهم ترین مزیتش هم همینه به علاوه قیمت پایین تری نسبت به پیانوهایی که همراه با یک کیس چوبی تولید میشن دارن .فقط این نوع رو با کیبرد اشتباه نگیرید کیبردها انواع زیادی دارند ولی دسته ای از کیبرد ها هستن که بنا به کاربریشون نیازی نداشتن که کلاویه های سنگینی داشته باشن اونا چون بسیار با پیانو متفاوتن برای تمرین شما مناسب نیستن و ترجیحا از اونها استفاده نکنید نمونه ای از پیانوی پرتابل یاماها مدل دیواری: پیانوهای دیجیتال دیواری پیانو هایی هستن که شبیه پیانوهای دیواری آکوستیک هستن فقط به دلیل نداشتن سیم و چکش اون قسمت جعبه مانند بالا رو ندارند هر چند که مدل هایی هم هستند که شبیه آکوستیک ساخته شدند و اون قسمت رو هم دارا هستن .فقط به دلیل شباهت ظاهری!پیانوی دیواری دیجیتال مدل گراند : این پیانوها دامنه ی صدای بیشتر و بلند گوی قوی تر دارن و کیسشون شبیه پیانوهای گرند ساخته شده در کل ساختارشون و طرز کارشون همونه فقط سعی شده تاچ کلاویه ها و ویژگی های ظاهریش شبیه پیانوهای گرند باشه .پیانوی دیجیتال گراند رولند در پست بعدی ویژگی های مدل های مختلف موجود در ایران رو بررسی میکنیم و حالا که ساختار پیانوی آکوستیک و دیجیتال رو میدونید بررسی میکنیم که برای سطح نوازندگی شما  و بودجه ی شما چه انتخابی میتونه مناسب باشه اگه این پست براتون مفید بود یا سوالی هست که بپرسید خوشحال میشم که تو قسمت کامنت ها اونا رو با من به اشتراک بذارید !</description>
                <category>پارمیدا گرانفر</category>
                <author>پارمیدا گرانفر</author>
                <pubDate>Tue, 31 Mar 2020 14:08:14 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پیانوی دیجیتال و پیانوی آکوستیک(بخش اول)</title>
                <link>https://virgool.io/@parmidagranfar/%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%86%D9%88%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%D8%AC%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%84-%D9%88-%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%86%D9%88%DB%8C-%D8%A2%DA%A9%D9%88%D8%B3%D8%AA%DB%8C%DA%A9%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%A7%D9%88%D9%84-cp2e7hkilrvv</link>
                <description>پیانوی دیجیتال یا پیانوی آکوستیک بهتر است ؟ در این مقاله قصد داریم به تفاوت های پیانوی دیجیتال و پیانوی آکوستیک بپردازیم و به سوالاتی که در ذهنتان در مورد پیانوی دیجیتال و آکوستیک وجود داره جواب بدیم .اگر سوالایی مثل اینکه تفاوت پیانوی آکوستیک با پیانوی دیجیتال چیه ؟ پیانوی آکوستیک بهتره یا پیانوی دیجیتال ؟آیا میتونم با پیانوی دیجیتال یا حتی کیبرد پیانو یاد بگیرم ؟ اینجا جواب سوالاتتون رو میتونید بگیرید اما قبل از اون برای این که در مورد اینکه کدوم ویژگی ها پیانوی آکوستیک رو از پیانوی دیجیتال متمایز میکنه و عملکرد این دستگاه ها چه طور روی نوازنده و یا حتی روند یادگیری تاثیر میذاره بهتره بدونید که هر کدوم از این ساز ها چجوری کار میکنن .اگر این ساز ها رو به خوبی میشناسید میتونید مستقیما به بخش سوم برید ولی اگر نمیدونید که دقیقا چه عاملی باعث میشه بعضی افراد به شما بگن پیانوی آکوستیک بهتره یا علت قیمت بالاترش چیه توی این دو تا پست همراه من باشید !ساختار پیانوی آکوستیکخوب میریم سر اصل مطلب : برای یک پیانوی آکوستیک میتونیم چهار قسمت رو متصور باشیم :قسمت مکانیکی -قسمت های آکوستیکی-قسمت های ساختاری -قسمت های ظاهریاول بخش مکانیکی رو در نظر میگیریم :کلید و قسمت اکشن یک نت از یک پیانوی گرند وقتی یکی از ۸۸ کلید یک پیانوی آکوستیک فشار میدهید نیروی انگشتتان به اهرمی که به یک چکش چوبی متصل است که چکش به سیم یا سیم هایی به ازای هر کلاویه میخورد و سیم ها را به لرزه در می آورد و منجر به تولید صدا میشود علاوه بر آن یک دمپر وقتی کلید را فشار میدهید بالا میرود و اجازه میدهد سیم ها بلرزند ولی وقتی کلید را رها میکنید دمپر به مکان اولیه ی خود بازگشته و از لرزش سیم ها جلوگیری میکند .پدال ها که معمولا سه تا هستند و عملکرد آنها را در پست جداگانه ای مورد بررسی قرار میدهیم با اهرمی به دمپر و اکشن وصل میشوند و با مکانیزم های ویژه ای مثل sustain (ادامه دار شدن و طنین دار شدن صدا) و یا نرم کردن صدا را انجام میدهند .بخش آکوستیکی: این بخش شامل سیم های پیانو هستش که برای نت های با صدای زیر تر به طور تقریبی سیم های کلید سل از جنس استیله و برای نت های با صدای بم تر یا به طور تقریبی نت های کلید فا استیل با روکش مس است برای هر نت یک یا دو یا سه سیم داریم که هر سه در واقع صدای یک نت را میدهند . ضخامت و طول سیم ها به مرور تغییر میکند بخش ساختاری:  در این بخش سیم ها روی یک صفحه ی طلایی یا برنزی رنگ قرار دارند که از جنس چدن است این صفحه باید بسیار محکم باشد تا تحمل تمام تنش هایی که توسط تمام سیم ها وارد میشود را داشته باشد این ساختار در پیانوهای دیواری معمولی به صورت عمودی و ایستاده معمولا رو به یک دیوار است و در پیانوی گرند این ساختار افقی است چارچوب یک پیانوی دیواری یک چارچوب چوبی است که در آن تیرهای متقاطع قرار دارند و چارچوب یک پیانوی گرند همان ساختار آشنای منحنی است همچنین پیانو پین هایی برای کوک کردن دارد که این کوک کردن با تغییرات جزیی در سیم ها صورت میگیرد تا فرکانسشان با فرکانس یک نت خاص دقیقا هماهنگ شود .بخش ظاهری: ساختار ظاهری پیانو کاربرد زیبایی و ساختار محافظت بیشتر را دارد و در پیانوی گرند case و در پیانوی دیواری cabinet نامیده میشود .بخش های مختلف پیانو را در تصویر زیر مشاهده میکنید :بخش های مختلف پیانوی گرندصفحه ی چدنی (سیم ها که بر روی آن سوارند نشان داده نشده اند )صفحه ی صدا یا sound boardپین بلاک (قسمت چوبی ای برای پین های کوک کردن )کیس (case)چکش ها اکشنبریج پدال هاکلاویه هاپین های کوک کردن</description>
                <category>پارمیدا گرانفر</category>
                <author>پارمیدا گرانفر</author>
                <pubDate>Tue, 31 Mar 2020 03:10:19 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پیانوی پاپ بهتر است یا کلاسیک ؟</title>
                <link>https://virgool.io/@parmidagranfar/%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%86%D9%88%DB%8C-%D9%BE%D8%A7%D9%BE-%DB%8C%D8%A7-%DA%A9%D9%84%D8%A7%D8%B3%DB%8C%DA%A9-%D9%85%D8%B3%D8%A6%D9%84%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-utue4bzr1nee</link>
                <description> کدام متد برای یادگیری پیانو بهتر است ؟امروز در این پست میخوام سوالی رو جواب بدم که خیلی از افراد ابتدای مسیرشون در آموزش پیانو از خودشون میپرسن البته اگر هنوز این سوال رو از خودتون نپرسیدید من میخوام این سوال رو براتون ایجاد کنم چون آگاهی شما نسبت به این مسئله باعث میشه که خیلی از چالش های پیش روتون براتون ساده تر و حل شده تر باشن !پس بدون اینکه بیشتر مقدمه چینی کنم بیاید شروع کنم !پاپ یا کلاسیک ؟خوب موسیقی پاپ موسیقی قشنگ و روح نوازیه که همه مون به نحوی فرم هاییش رو گوش میدیم یا اقلا باهاش خاطره داریم .آدم هایی که به هیچ عنوان پاپ گوش ندن کم هستن و خوب نیازی به خوندن این پست ندارن چون مشخصه که فقط و فقط میخوان کلاسیک کار کنند !ولی آدم هایی که به پاپ علاقه مندن اما میدونن کلاسیک جایگاه ویژه ای در آموزش پیانو داره بسیار زیادن و خوب روی صحبت ما با اون هاست .اگر هنوز مطمئن نیستید کلاسیک کدوم موسیقیه نظرتون رو به تعریف زیر از ویکی پدیا جلب میکنم :موسیقی کلاسیک (به انگلیسی: classical music، به فرانسوی: musique classique) اصطلاحی عام است که به موسیقی هنریِ اروپا اطلاق می‌شود. آغازِ این موسیقی را از سده‌های میانه در حدود سال ۵۰۰ میلادی می‌دانند.پس چی شد ؟ موسیقی سال های دور اروپا که دوره های مختلفی داره ولی سبکش در کل الان به شدت قبل در فرهنگ عام رایج نیست .موتسارت بتهوون شوپن و باخ نمونه های عالی این سبک هستن که حتما اسمشون رو شنیدید .و اما موسیقی پاپ به نقل از ویکی پدیای فارسیموسیقی پاپ (به انگلیسی: Pop music، که در اصل به معنی موسیقی عامه‌پسند (popular) می‌باشد) یک سبک از موسیقی عامه‌پسند است. و معمولاً در مقابل موسیقی کلاسیک و فولک (محلی) قرار می‌گیرد و از آن‌ها متمایز است.  هر کدوم از این سبک های نوازندگی به ما توانایی های خاصی رو میده.حالا برای مشخص شدن مسیر شما دو تا حالت رو در نظر میگیریم :حالت اول :شما تصمیم دارید نوازنده ی پیانوی کلاسیک بشید در این صورت قطعا کتاب های متد معتبر و منابع عالی ای از آهنگسازان بزرگ تاریخ پیش روی شما هست اما باید در نظر داشته باشید اینکه تمرین قطعات پاپ رو هم در دستور کار خودتون قرار بدید رو هم نباید فراموش کنید چرا که اون هم خواص خودش رو داره مثل :‌توانایی نواختن آکورد های مختلف داشتن ملودی هایی با سنکوپ و ریتم های متفاوت که به نسبت موسیقی کلاسیک یک توانایی جدیده کمکتون میکنه مهارت های بداهه نوازی تون رو ارتقا بدید و پایه های ملودی سازی و آهنگ سازیتون رو بذارید اما در عین حال این روش اگر به تنهایی استفاده بشه ممکنه کارکرد سبک کلاسیک رو در آموزش قطعات تکنیکی و نواختن قسمت های دشوارتر قطعات آهنگسازان بزرگ نداشته باشه اما برای شما به عنوان نوازنده ی کلاسیک گاهی نواختن ملودی هایی که براتون آشنا هستند میتونه قشنگ باشه و باعث شه خستگیتون در بره !مسیر یادگیری موسیقی کلاسیک مسیر پر فراز و نشیبیه ممکنه با قطعاتی رو به رو بشید که مال دوران باروک باشن و شما علاقه ی چندانی به سبکشون نداشته باشید ولی مثل دارو چون میدونید برای نوازندگی و تکنیک انگشت هاتون مفیده اون رو تحمل کنید توی همچین لحظاتی نواختن آهنگ فیلم مورد علاقه تون میتونه سوخت خوبی برای ادامه ی راه باشه!در عین حال موسیقی کلاسیک تکنیکش و زیبایی هاش و قطعات مشهور و حماسی و اصیلش خودشون رو به شاگردانی که صبوری کردن و این مسیر رو طی کردن نشون میدن پس اگر این مسیر رو طی کنید پشیمون نمیشید چون در نهایت وقتی یک کلاسیک کار باشید هر وقت دوست داشتید هم میتونید به موسیقی پاپ گریزی بزنید!حالت دوم: شما تصمیم دارید نوازنده ی پاپ بشید در اون صورت باز هم اگر بخواهید در کارتون موفق تر باشید تکنیک های بیشتری رو در کنار سبکتون که پاپ هست دنبال کنید باز هم بهتره از موسیقی کلاسیک شروع کنید در عین اینکه پیگیر موسیقی پاپ و آکورد شناسی و سبکش و ملودی هاش هستید چون این باعث میشه شما از کسانی که صرفا پاپ کار کردن و تکنیکشون رو در سطح شما ارتقا ندادن جلوتر باشید .البته ممکنه مربی شما برای افزایش سطح تکنیک شما در کنار قطعاتی که صرفا پاپ هستند اتود های تمرینی رو هم تدارک دیده باشه که شما همزمان تکنیکتون رو ارتقا داده باشید به هر حال به شما هم توصیه میکنم در مورد یادگیری قطعات کلاسیک صبوری کنید کلکسیونی از اون ها رو توی رپرتوآر خودتون داشته باشید ولی اجباری نیست که همه پیانیست کلاسیک بشن شما میتونید سبک مورد علاقه ی خودتون رو دنبال کنید و آهنگ های مدرن بنوازید با حتی بسازید .جمع بندی: بهتره که از هر دو متد به عنوان مکمل و در کنار هم استفاده بشه چون هر کذوم مزایا و معایبی دارن که در کنار هم پوشونده میشن میتونیم تکنیک مون رو به عنوان نوازنده ی پاپ با نواختن قطعات کلاسیک ارتقا بدیم و میتونیم خستگیمون از چالش های کلاسیک رو با نواختن آهنگ های نوستالژیک بچگی ارتقا بدیم !موفق باشید </description>
                <category>پارمیدا گرانفر</category>
                <author>پارمیدا گرانفر</author>
                <pubDate>Sun, 29 Mar 2020 13:04:42 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چقدر طول میکشد که پیانو یاد بگیریم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@parmidagranfar/%DA%86%D9%82%D8%AF%D8%B1-%D8%B7%D9%88%D9%84-%D9%85%DB%8C%DA%A9%D8%B4%D8%AF-%D8%AA%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%86%D9%88-%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D9%85-fvgvegzcwuz9</link>
                <description>الان که این متن رو مینویسم در دوران قرنطینه برای کرونا هستیم .مطالب زیادی در مورد پیانو توی ذهنم بود که بنویسم و نمیدونستم کدوم رو انتخاب کنم اما به خودم گفتم چه طوره از اولین سوالی شروع کنم که والدین هنرجو ها معمولا ازم میپرسن:خوب ببخشید ...چقد طول میکشه یاد بگیره؟خوب این سوال یه سوال ساده به نظر میاد شبیه بقیه سوالا ولی واقعیت اینه که جواب نسبتا طولانی ای داره اما مدت زمان یادگیری پیانو چیزی نیست  که بتونید توی اولین گفت گوتون با مربی تون سریع بفهمید چقدر زمان احتیاج دارید در واقع جواب این سوال حتی میتونه در دوران مختلف زندگی خود شما با هدفتون تغییر کنه .چون جواب این سوال به شما بستگی داره ...شما و هدفتون!میتونم درک کنم که مسیر براتون مبهم و مه آلود به نظر میرسه و میخواید که هر چی زودتر بتونید چشم اندازی داشته باشید شاید یه چیزی شبیه نقشه که دقیقا کجایید برای همین  توی این مقاله میخوام شما رو کمک کنم که بدونید توی این مسیر طولانی ولی شیرین انتظار چه چیزهایی رو باید داشته باشید.از خودتون سوال کنید اصلا چرا من میخوام پیانو یاد بگیرم ؟یا اینکه چرا میخوام فرزندم پیانو یاد بگیره؟جوابتون به این سوال اول اینکه باید صادقانه باشه شما نباید جوابی که جامعه انتظار داره رو بدید مجبور نیستید موسیقی کلاسیک رو دوست داشته باشید اگر واقعا از اون متنفرید !دوم اینکه باید شامل جزییات باشه جوابتون نباید چیزی مثل این باشه :چون صداش قشنگه!چون میخوام بچه ام هنری بلد باشه !یه جواب خوب این شکلیه :من میخوام پیانو یاد بگیرم چون میخوام آهنگ های پاپ رو توی اوقات فراغتم یا دورهمی ها بزنم و لذت ببرم ضمنا به صدای پیانو علاقمندم .این هدف شماستیا اینکه :من میخوام پیانو یاد بگیرم چون میخوام به هنرستان موسیقی برم و در نهایت یک پیانیست کلاسیک بشم .این هدف شماست.ممکنه با شناخت بیشتر شما نسبت به ساز هدف هاتون هم جا به جا بشن ولی تا به اینجا با توجه به هدفتون میزان دشواری تکنیکیش وقتی که شما به ساز تخصیص میدید و اینکه این ساز کدوم اولویت زندگی شماست میتونید بفهمید که چقدر طول میکشه این ساز رو یاد بگیرید یادتون باشه درسته که استعداد عامل مهمیه ولی تمرین مستمر عامل بسیار بسیار مهم تری برای یادگیری پیانو و نوازنده ی خوب شدن هستش خیلی از افراد منظورشون از این سوال اینه که چقد طول میکشه تا ما اولین میوه های کارمون رو بچینیم تا با قوت قلب مسیر رو ادامه بدیم ؟خوب اگر میوه ی مورد نظر شما تنظیم های ساده ی آهنگ های مشهور ...کاور فیلم ها آهنگ های قدیمی ملودی های قرن بیستم باشه شما توی سال اول آموزشتون اگر خوب تمرین کرده باشید ..ینی به مقدار مناسبی تمرین کنید اولین تجربه های نواختن چنین ملودی هایی رو کسب میکنید اما اگر هدف شما نواختن موسیقی کلاسیک مثلا شوپن و درک اون موسیقی باشه اینکه تکنیک هاش رو تمام و کمال بتونید پیاده کنید زمان بیشتری رو برای نواختن اولین والس شوپن خودتون باید صبر کنید خیلیا اوایل سال سوم آموزششون به اولین قطعه ی شوپن خودشون میرسن و بعد قطعات جدی تر شروع میشن به هر حال اعداد گفته شده در اینجا مثال هستن شاید شما با سرعت زیادی حرکت کنید شاید مشغله تون یا ندونستن روش تمرین باعث شه عقب تر باشید به هر حال راه واحدی وجود نداره و مهم ادامه دادن شماست !جمع بندی : یادتون نره که مدت زمان یادگیری پیانو و اینکه چقدر طول میکشه پیانیست خوبی بشوم؟همه شون به پارامتر هایی بستگی داره که توی خودتون باید دنبالش بگردید اینکه چقدر تمرین میکنید اینکه هدفتون اینه که چه سطح پیانیستی باشید و این قبیل سوالات !یادتون نره نذارید کلاویه های سفید و سیاه شما رو شکست بدن این شمایید که باید کنترلشون رو به دست بگیرید و اونا رو به رقص در بیارین تا ملودی مورد علاقه تون رو بشنوین و حستون رو انتقال بدید.و حتما میتونید !موفق باشید</description>
                <category>پارمیدا گرانفر</category>
                <author>پارمیدا گرانفر</author>
                <pubDate>Sun, 29 Mar 2020 01:56:07 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>