<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های نسرین</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@parvanegi</link>
        <description>ُسلام عزیزان ، من نسرینم به نویسندگی علاقه دارم و اینجا یک جا برای نوشتن تمرین هام هست برای همین گاهی وقتا ممکنه فکر کنید عجیب غریب نوشتم در حال تمرینم،  ولی گاهی وقتا خودم میام از تجریباتم میگم?</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 10:23:20</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1591325/avatar/9yXlvF.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>نسرین</title>
            <link>https://virgool.io/@parvanegi</link>
        </image>

                    <item>
                <title>و مادر هفت کیلو توت فرنگی خرید ...</title>
                <link>https://virgool.io/@parvanegi/%D9%88-%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1-%D9%87%D9%81%D8%AA-%DA%A9%DB%8C%D9%84%D9%88-%D8%AA%D9%88%D8%AA-%D9%81%D8%B1%D9%86%DA%AF%DB%8C-%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%AF-vwfjabjri5mo</link>
                <description>سلام مادر عزیزممیدونم که بخاطر مشکلی که برای کلیه های محمد پیش اومد خودت تحقیق کردی و متوجه شدی که خوردن توت فرنگی و داشتن اگزالات زیاد ممکنه باعث شده باشه که این بیماری برای برادرم به وجود بیاد و ما هم که یه مدت زیاد  دور از شما توت فرنگی خوردیماما من همین الان اتفاقی یک مقاله خوندم که می گفت کسانی که تمرینات فکری زیاد می کنند بهتره که توت فرنگی بخورن چون این میوه سرشار از فسفر هست و باعث میشه نیاز مغزشون برطرف بشه اینم عکس خود مقاله خودت میدونی من و محمد چقد فعالیت فکری مون زیاده اون که دانشجو هست من هم که صب تا شب سرم تو کتاب هست بدن ما بیهوده به یک چیزی گرایش شدید نداره و این حتما یک نیاز هستبنظرم باید جدی بگیری و امروز برامون چند کیلو توت فرنگی بخری ، قبل از اینکه فصلش تموم بشه</description>
                <category>نسرین</category>
                <author>نسرین</author>
                <pubDate>Thu, 14 Jul 2022 01:06:23 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>عدس پلو یک تارس</title>
                <link>https://virgool.io/@parvanegi/%D8%B9%D8%AF%D8%B3-%D9%BE%D9%84%D9%88-%DB%8C%DA%A9-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%B3-lfy851bydd4m</link>
                <description>دستور پخت عدس پلو امروز میخوام بهتون یاد بدم که چطور یه عدس پلو خوشمزه درست کنید بدون اینکه نیازی باشه تا عدس رو ابپز کنیدمقدار مواد لازمی که تو این دستور میگم برای دو تا سه نفر هست شما به دلخواه خودتون ، مقدارها رو کم یا زیاد کنیددو لیوان و نصفی تا سه لیوان برنج تو یک ظرف با آب میزاریم خیس بخوره دو شب قبلش خیس بکنیدکشمش و عدس هر کدوم یک پیمانه از یک شب قبل میزاریم خیس بخورهگوشت چرخ کرده به مقداری که خودتون دوست دارید گوشت مصرف کنید من 150 گرم میزارمپیاز متوسط دو عددنمک و فلفل  سیاه و زردچوبه و دارچین و روغن مایع به مقدار لازماگر فلفل دلمه ایی سبز داشتید یک عدد کوچیکاین عدس پلو مجلسی نیست اما کاملا سربازی دانشجویی هست چون شوید نداره عدس هم قرار نیست ابپز بشهاول میایم مایه اصلی عدس پلو رو درست میکنیمپیازها رو نگینی خرد میکنیم و با مقداری روغن میریزم توی یک ماهی تابه ، تفتش میدیم تا موقعی که یک مقدار طلایی بشهحالا زردچوبه و فلفل سیاه رو به پیازها اضافه میکنیم و کمی تفت میدیم و بعد گوشت چرخ کرده رو همراه فلفل دلمه ایی که خیلی ریز خرد کردیم اضافه میکنیم و تا جایی هم میزنیم که گوشت رنگ اولیه ش رو از دست بده  در حین هم زدن مقداری نمک اضافه میکنیمحالا میتونیم کشمش و عدس رو که تقریبا 24 ساعت کامل خیس خورده رو به گوشت ها اضافه کنیم و هم میزنیم ملات ما دیگه اماده شده اینو میزاریم کنار و اماده پختن برنج میشیمجای نگرانی نیست که عدس ها رو آبپز نکردین چون خیلی خیس خوردن اونقدر نرم میشه که به اضافه اون زمانی که با برنج دم میکشه میتونید مطمئن باشید که نیازی به ابپز شدن ندارهیک قابلمه رو با اب تا نصفش پر میکنیم و میزاریم رو شعله تا زمانی که نزدیک هست تا جوش بیاد برنج که خیس خورده رو تو ابکش میزاریم بعد تو قابلمه به اب میزاریم جوش بیاد و همزمان هم دو قاشق غذا خوری نمک اضافه میکنیم و یک دو بار هم میزنیم حالا که اب جوش اومد  حدود پنچ دقیقه میزاریم برنج با اب جوش بخوره یه مقدار از برنج رو ور میداریم و با انگشت یا خوردن تست میکنیم که به اندازه کافی نرم شده یا نهوقتی مطمئن شدین نرم شده برنج رو آبکش می کنیمو بعد تو قابلمه کمی روغن می ریزم تا کمی حرارت ببینه ، حالا برنج رو بهش اضافه میکنیم و ملاتی عدس پلو رو گذاشته بودیم کنار رو میزاریم بالای برنج و حالا به دلخواه خودتون میتونید اون رو الان قاطی کنید یا بزارید روی برنج بمونه بعد نیم ساعت با برنج ها قاطی کنیدبعد از اضافه کردن ملات حالا با یک دم کن در قابلمه رو ببینید بزارید یکساعت رو شعله خیلی ملایم دم بکشه و بعد نوش جان کنید .</description>
                <category>نسرین</category>
                <author>نسرین</author>
                <pubDate>Fri, 08 Jul 2022 00:08:15 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هوشیاری درونی</title>
                <link>https://virgool.io/@parvanegi/%D9%87%D9%88%D8%B4%DB%8C%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D9%88%D9%86%DB%8C-wjpkpvm4nro5</link>
                <description>یک داستانی  شیخ عطار در منطق الطیر از یک عاشق بیان میکنه که بنظرم یکبار دیگه باید بهش پرداختقصه اینجوری بود یک عاشقی در انتظار معشوقش خوابش میبره و معشوقش وقتی بالا سرش حاضر میشه میبینه که خواب هست متاثر میشه و یک نامه می نویسه و اون رو دور بازوی عاشق می بنده و میرهتو اون نامه اینجور نوشته بود: که ای خفته ... اگر مرد کار و تجارت زندگی مادی هستی پس طبیعتا باید بیدار باشی و کار کنی و اگر زاهدی و ادعای طی طریق و دین داری باید شب زنده دار باشی و اگر عاشق من هستی و این ادعا رو داری که در دوری از من پریشان حالی ،  که تنها جای خواب تو باید کفن در کفن باشهپس تو در ادعای خودت صادق نیستی و از سر جهل و عدم هوشیاری عاشق هستی ،  دیگه هم در عشق ما لاف دروغ نزن .این داستان به خوبی بیان میکنه که هوشیاری و بیداری درونی چیزی نیست که بشه ادعا کرد و اون رو تظاهر کرد .چیزی نیست که در پکیج های آموزشی خودشناسی قرار داشته باشه و تو بتونی بخریش ، یا در کتاب بتونی بخونی یا منتظر باشی اون رو به تو بدهند .هوشیاری درونی ایی که ، پا به پای حرکت هستی  به شکل صحنه ها و اتفاقات رومزه در زندگی جاری میشه ، سبب تعالی روحت میشهو این نوع هوشیاری رو اصلا نمیشه با شیوه های تفکر روشنفکرانه حتی تظاهر کرد .هوشیاری درونی و بیداری و پایداری بودن در اون ، برخاسته از عشق درونی هست ، هرچی باشی شاید بتونی یکی دو روز تظاهر به معرفت های و ادعاهای گوناگون بکنی اما فقط یک انسانی که دغدغه دائمی داره و اون عاشق هست که این پتانسیل رو داره که دائما هوشیار و بیدار باشه</description>
                <category>نسرین</category>
                <author>نسرین</author>
                <pubDate>Wed, 06 Jul 2022 16:40:51 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تابنده</title>
                <link>https://virgool.io/@parvanegi/%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D9%86%D8%AF%D9%87-piz4bkoan9hw</link>
                <description>روح تو از بس بزرگه در لبخندی تمام نشدنی می درخشه ?☀️?.......................................................................................................???✨??⭐اومدم این پست رو منتشر کنم دیدم که ویرگول ارور میده که اگه کمتر سیصد کلمه باشه منتشر نمیشه خب شاید کسی دلش خواست مینمال هم بنویسه ؟! </description>
                <category>نسرین</category>
                <author>نسرین</author>
                <pubDate>Sun, 24 Apr 2022 02:24:35 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جز تو ، دل به هر که بستم ، توبه</title>
                <link>https://virgool.io/@parvanegi/%D8%AC%D8%B2-%D8%AA%D9%88-%D8%AF%D9%84-%D8%A8%D9%87-%D9%87%D8%B1-%DA%A9%D9%87-%D8%A8%D8%B3%D8%AA%D9%85-%D8%AA%D9%88%D8%A8%D9%87-zvylqkyld7v2</link>
                <description>بنظرم یکی از بهترین مواردی که به سرنوشت انسان خدمت زیادی می‌کنه ، شناخت سیکل هاست ، سیکل اتفاقات و تجاربی که دائماً به شکل های مختلف رخ میدنمیدونستید ، وقتی ما از یک تجربه درس‌ نمی‌گیریم و به لحاظ انرژیکی کارمون باهاش تموم نمیشه مجدد بازم به شکل های مختلف تکرار میشن ؟!حداقل اینکه وقتی از تجربه آیی بتونیم برای همیشه عبور کنیم ، دیگه مث سابق از اون متاثر نمیشیم و دیگه ما رو از درون نمی پاشهچون تونستیم کاملا از اون عبور کنیم و حالا یا دیگه اون صحنه رخ‌ نمیده یا اگرم رخ‌ بده در کمال آرامش میتونیم انتخاب های متفاوت داشته باشیم و در آزادی از بند تاثیرات آن هستیمحدود هشت ماه پیش ، یک روز با عزیزی صحبت میکردم و کارمون به جدال لفظی کشید طوری که دیگه نتونستیم‌ باهم مث روز اول ارتباط داشته باشیماون روز در خلوت یک تصمیم جدی و نهایی گرفتم که تا الان هیچ جایی اون رو نگفتماین تصمیم شبیه به این بود که مث یک جنگنجو شمشیر برنده رو‌ بکشی بیرون و تیزی اون شمشیر رو‌ به  جای طرف مقابل ، صاف بزنی به خودت !برندگی حقیقت و صداقت رو دوست دارم حتی اگر درد دارهچون میدونم آدم با اون جهش می‌کنه  حداقلش تو خلوتت راحتییک لحظه با خودم خلوت کردم و گفتم تو بهتر میدونی کلیت این زندگی ت چیه ؟میدونی که آخرش تنهاییسرنوشت تو این هست که تنها باشی و مستقل بارت رو بدوش بکشیتا ابد نمیتونی به انسانی تکیه کنی و از کسی بخوای تو رو دوست داشته باشه ، محافظت کنه ، حمایت کنه از هر لحاظ ،از کسی بخوای معنوی و مادی به تو مدام انرژی بدههرچند انسان های خیلی خوبی کنارت قرار میگیرن و حمایت های عالی آیی. رو هم دریافت می‌کنیانسان های زیبایی تو رو بشدت دوست خواهند داشتاما به محبت هیچکس نمیتونی تکیه کنیانسان هایی کنارت قرار میگیرن که راهت و درونت را حمایت میکنن اما تویی که باید حامی  و تیکه گاه درون رو پیدا کنیتو که میدونی منظور این زندگی ت چیهاما تو میدونی مرحله آیی از زندگی ت میاد که اونی که حکم خورشید  و نور دهنده رو برات داره (پدر ، همسر ، و.... ) به دست روزگار می‌ره کنارتازه تو میمونی و کسانی که باید حمایت شأن کنی و مسئولیت عده آیی رو (کم یا زیاد ) بپذیری.همه این ها که کنار رفتمتوجه شدم تکیه گاه اصلیم خداستو جز اون بر هیچکس دیگه نمیتونم تکیه کنمو خیلی چیزای دیگه که اینجا قطعا نمیگنجه بگمدیگران از بیرون که می‌دیدن ، تصور میکردن که من در حال تکبر و خود خواهی و ....... هستم نمیدونستن قصه چیهچرا یهو صد و هشتاد درجه تغییر کردچرا یهو رفت واسه همیشه ... و خیلی تحلیل ها سعی میکردن از رفتارم داشته باشندر حالی که فقط کلیت سرنوشتم را پذیرفته بودم و دیگه دوست نداشتم مث قبل ادامه بدموقتی  پذیرفتم و چیزهای مهم دیگه رو هم پذیرفتم ، انگار از اون ور پشت پرده صحنه از طرف خداوند کلی کمک و یاری رسید که احتیاجم را به دیگران به طرز باور نکردنی خیلی کم میکردبقیه ش رو بعد بنویسم .... فقط اینو بگم ، خداوند همه چیز یک انسان هست. مادی و معنوی همه چیز یک انسان هست .و ما هرچقدر مرئی یا نامرئی ، مستقیم یا غیر مستقیم ، بر غیر او تکیه کنیم ، باز به این درس برمیگردیم تا در حقیقت فقط او را بپرستیم و به او تیکه کنیم .</description>
                <category>نسرین</category>
                <author>نسرین</author>
                <pubDate>Sun, 24 Apr 2022 01:05:16 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ارزش ها</title>
                <link>https://virgool.io/@parvanegi/%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D8%B4-%D9%87%D8%A7-jg9qxp9ifbjj</link>
                <description>بنام خداوند مهربان و بخشنده بنام او که قلب و قلم با او و در عشق او جان می گیرد ارزش ها ، مسیر ما رو شکل میدن‌‌، تعیین کننده سرنوشت و مسیر آینده ماست حتی تعیین می‌کنه که چه کسانی وارد زندگی خصوصی و ارتباط با ما بشوند یا نشوند . به قول آقای رضایی «ارزش ها دارایی های معنوی هستن » بر اساس این دارایی ، ما تصمیم میگیریم مسیر را چه چطور جلو برویم گاهی وقتا این ارزش همون باورهای ناخودآگاه ما هم هستن ولی در هر صورت کار خودش رو می‌کنه چه ما آگاه باشیم چه نباشیم ، چه بهتر که آگاه بشیم ارزش ها گاهی اکتسابی هستند گاهی فرد اون ها رو از جامعه گاهی هم از اطرافیان و نزدیکانش کسب می‌کنه و مسیرش رو شکل میدهصرف نظر از اینکه اکتسابی بودن ارزش ها ، درست هست یا نه ، مفید هست یا نه حتی اگر ارزش های که ما از جامعه یا دیگران کسب میکنیم و در زندگی به کار میگیریم ، مسیر اختصاصی زندگی ما رو شکل میدن ارزش های هر فرد با دیگری ، حتی با اعضای خانواده خودش متفاوته گرچه می‌تونه مشترکات هم داشته باشه من هم به عنوان یک فردی که در این دنیا میون هفت هشت میلیارد جمعیت داره زندگی می‌کنه (آمار جدید جمعیت زمین رو بعد مرگ و میر کرونا ندارم ) ارزش های مختص خودم رو دارم ارزش ها برام خیلی خصوصی هستند ، و اون ها رو با کمتر کسی در میان میزارم اما چکار کنم که در میدان یادگیری هستم و البته بد نیست کمی جهت سی سال گذشته رفتار کرد یکی از مهمترین ارزش ها ، عمل گرا بودن هست ، یعنی اینکه دوست ندارم بهترین ، حتی  حرفا مذهبی ترین چیزها رو فقط بشنوم یا به اصطلاح دهانم را پر کنم و فقط از اون ها حرف بزنم دوست دارم عمل کنم و به عمل خودم و دیگران اهمیت میدم حتی دوست داشتن !  خدا می‌دونه این مورد چقد کشته داده‌? این کلمه عشق و دوست داشتن رو دوست دارم خیلییییییی کم شنیده میشه اما تلاشمو میکنم که اطرافیان و نزدیکان بتونن لمسش کنن و درکش کن و باهاش ارتباط برقرار کنن کلیت این موضوع عمل گرایی هست و گرنه آدم هارت و پورت زیاد می‌کنه خودم هم حرف میزنم و چیزایی رو انجام نمیدم اما تلاشم همیشه بر این هست و مدام در این مورد در حال پوست اندازی هستم ، اینجور بیشتر لذت میبرم و اغنای بیشتر احساس میکنم یکی دیگر ارزش ها ، صداقت‌ و‌ شفاف بودن  هست صداقت رفتار صداقت عمل ، حتی صداقت و شفاف بودن  در تنهایی و خلوت با تمام دنیا و نسبت به همه چیز و همه کس بالاخص با خودت یکی دیگر ارزش ها ، مهم بودن باطن همه چیز هست از درس و مشق بگیر تا ازدواج و خانواده و زندگی راه رفتن و .... کسب هر چیز از طریق حلالش .... شاید یک روز در مورد این بیشتر گفتم و....فعلا تا اینجا ? ???????</description>
                <category>نسرین</category>
                <author>نسرین</author>
                <pubDate>Sat, 23 Apr 2022 03:19:24 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شعله درون (انگیزه)</title>
                <link>https://virgool.io/@parvanegi/%D8%B4%D8%B9%D9%84%D9%87-%D8%AF%D8%B1%D9%88%D9%86-%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C%D8%B2%D9%87-eoemuhp7dpjv</link>
                <description>راستش انگیزه اگر با هیجان موقت اشتباه گرفته نشه در حقیقت  شعوری هست که تا  از دل و روح آدم نجوشه آدم دوست نداره اون کار رو انجام بده یا اگر می‌کنه هم عشق و برکتی در اون نیست از همه مهمتر ، وجودش سیراب نمیشه یعنی مکانیک وار انجام میده اما روح ، احساس حتی ذهن تشنه و‌تشنه تر میمونه این مورد هم به این معنی نیست که انسان فقط بره کارهایی رو انجام بده که بهش انگیزه میده چون باز قضیه چاله به چاه میشه ...از حوصله این مطلب خارجه و قرار نیست تو این مطلب بیشتر بهش بپردازم اما انگیزه ها‌ (خوب ، بد ، هرچی ) در وجود انسان نقاطی انرژیکی خاصی هستند شبیه گردابه آیی انرژی که جاذبه بسیار اون ها ، سبب میشه نقطه تمرکز اصلی در وجود و زندگی انسان پدیدار بشه برای همین فارق از اینکه این گردابه انرژی رو با چه سطح فرکانسی دریافت می‌کنه که می‌تونه تجلی های بسیاری هم داشته باشه ، او را دائما متمایل به انجام کاری می‌کنه  انگیزه‌ دائمی‌ م ، از  تحقیق و کشف تجربه  در مورد هستی معنای  زندگی ، و.... نوشتن در مورد اون،  آگاهی بخشی هست . به شکل های مختلف ، طوری که  قلمم مجرای روح شود .  برای همین یکی از جذاب ترین اتفاقات در یک سال اخیر این بود که از طریق همین انتقال آگاهی ، بازخوردهای فوق العاده موثر و شیرین و دلچسبی  گرفتم و البته انرژی که صرف میشد ، اگر جایی تو زندگی اون افراد اثر خوبی می‌گذاشت انرژی های اونا به من هم به شکل های مختلف در زندگیم بر میگشت و این من رو مشتاق و مشتاق تر میکرد که این مسیر رو ادامه بدم گرچه مسیر قبلی کمی تغییر کرد و تازه شروعی جدید شکل گرفته اما تعداد آدم ها اهمیت نداره مهم اینه که کاری براش اومدی رو‌ ، صالح و سالم  انجام بدی  </description>
                <category>نسرین</category>
                <author>نسرین</author>
                <pubDate>Sun, 17 Apr 2022 00:48:52 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آشپزی به سبک نسرین?</title>
                <link>https://virgool.io/@parvanegi/%D8%A2%D8%B4%D9%BE%D8%B2%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D8%A8%DA%A9-%D9%86%D8%B3%D8%B1%DB%8C%D9%86-ped3kxcgd9n2</link>
                <description>بنام خدا شاید عجیب بنظر برسه که یک دختر 32 ساله تو عمرش دو سه دفعه آشپزی کرده باشه ? و مهارت نسبی او در درست کردن املت هست فقط ?آشپزی برام نفرت انگیز نیست اما علاقه ایی به اون هیچ وقت نداشتم و همیشه در جواب اطرافیان که باید آشپزی یاد بگیری و گرنه شوهرت قبول نمیکنه  خیلی جدی میگفتم خب شوهر آشپز میگرم .? موارد اخیر خواستگارانم یا اشپز بودن یا پیمانکار آشپزخانه شرکت یا خودشون ضمن شغل اصلی شون ،  آشپز فوق العاده ماهری بودن ... اینو گفتم که بدونید یک آدم تنبل برای اینکه تنبلی رو ادامه بده همیشه  بهترین راه ها رو انتخاب میکنه ????اما امروز دلمو به دریا زدم و آشپزی کردم ، اونم آبگوشت و هیچ وقت فکر نمیکردم که بعد از سال ها که دارم غذا درست میکنم در حین آشپزی با شدت غلیان و جوشش عشق در درونم روبه رو بشم که هیجان نبود انگار ارتباطی در درونم شکل گرفته که تمام ذهنیت قبلیم نسبت به آشپزی که برام ملال اور بود شسته شده . و ترسی نسبت به آن ندارم . اینم از عکس آبگوشت محترم ملاحضه بفرمایید چه رنگی داره ، بوش تا چند ساعت با آدم عشقبازی میکرد اصن در حین اینکه آشپزی میکردم میتونستم متوجه بشم که چه میزان انرژِی در قلبم در حال بالا اومدن و مرتفع شدن هست و با خودم گفتم انسان چه میزان انرژی قلبی و روحی رو میتونه از طریق غذا به جسم وسپس به دیگر کالبدهای  روحی و ذهنی و احساسی عزیزانش انتقال بده ؟! .... که به این نوبه خود نوعی شفا و عشق ورزیدن به شکل باطنی هست . حداقل وقتی غذای تو رو میخورن دچار کسلی و خستگی  و... نمیشن و نشاط و عشق رو دریافت می کنند . بدون اینکه بدونن زیاد هم مهم نیست کسی مستقیما متوجه بشه</description>
                <category>نسرین</category>
                <author>نسرین</author>
                <pubDate>Fri, 15 Apr 2022 20:35:46 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یک‌ رویا ...یک عهد</title>
                <link>https://virgool.io/@parvanegi/%DB%8C%DA%A9-%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%A7-%DB%8C%DA%A9-%D8%B9%D9%87%D8%AF-xlaisdoivcai</link>
                <description>بنام خدا روزی میاد که آسمون از بس صاف و آبیه و خورشید ملایم میتابه که خنکای روز رو تا زیر پوستت لمس میکنی  ، و آنقدر ارتعاش زمین و آسمان بالاست که تو لبریز از وجود ، حضور و زندگی و آگاهی هستی . و هر کسی که در خیابان میبینی  و به طور حتم هیچ آشنایی نداری ، او هم در وجودش همان چیزی را لمس میکند که تو لمس میکنی . او در هر حال و وضعیت که متفاوت که از تو زندگی می کند ، اما همزمان همان کیفتی را لمس میکند که تو لمس میکنی . از این رو وقتی تو را می بینید ، یک آشنا می بینید که گاهی یک لبخند عمیق از قلب برای  سلام به این آشنایی کافیست . دنیای ما با دنیای دیروز که پر از قدرت طلبی و تصاحب و تخریب و به زیر کشیدن روح بود فرق کرده ، آنقدر فرق کرده که نمیتوانم به خوبی آن دوران را به یاد بیارم . زخم های درونی جمعی مردم پاک شده و هیچ یک به هر قیمتی برای رفاه بیشتر بر زمین نمی کوشند چرا که جایگاه روح را دریافته و در جاذبه آسمان اند . و روح خود را در جاذبه های زمینی در قالب طمع قدرت شهوت ، تلاش برای بقا ، و.... به  ارتعاش های مادون و پست نمی کشند . آن ها به جان دریافته اند که روح در سطح عمیقی با همدیگر یکیست و از این  رو قوانین ذاتی بسیاری را درک کرده و قوانین جوامع را بر پایه آن نهاده اند ،  کسی انرژی بیشتری را ( ثروت های طبیعی ، مادی ، معنوی )  بدون ماموریت و هدف دریافت نمیکند ، چرا که قلب او در ارتعاش یکی بودن و عدالت جمعی  قرار دارد . انحصار تا دلیل موجهی برای آن نباشد نه در قوانین اقتصادی و نه در قوانین روحی و ... جایی نخواهد داشت عدالت عمیقی برقرار است ، و مردم نه تنها می کوشند تا روح خود را ارتقا دهند بلکه می کوشند تا به همدیگر یاری کنند . آن ها درک بسیار زیبا و غیر قابل وصفی از برکت را در زمین و در بین هم تجربه می کنند . درکی عجیب ،  که آسمانی ها به نظاره آن می نشینند . مرگ را می پذیرنند ، بدون آنکه خللی در روند زندگی پدید آید . و حتی خود را در تنهایی ،  تنها احساس نمی کنند . هرکسی می تواند طوری زندگی کند توازن را در جامعه و جهان رعایت می کند و خوب درک میکند برهم زدن  توازن در یک نفر بر هم خوردن روح کل خود اوست . آن ها نسبت به نواقص و اشتباهات همدیگر ، همدلی عمیقی دارند ،  قلبا و روحا همیدیگر را می پذیرند و هرکس خود را همان طور ابراز می کند که هست چرا که پذیرفته می شود و می داند که دیگران هم در  روند روحی خود هستند و به آن ها نه تنها احترام میگذارد بلکه به او با اغوش پذیرای خود اجازه میدهد شفا یابد التیام دهد . قلب آن ها مالامال از شعف و سرور است و نسبت به همدیگر عشق عمیقی دارند . و....این رویا رو خیلی دوست دارم و انتهای آن را باز میزارم تا هر بار  چیزی به آن اضافه کنم .</description>
                <category>نسرین</category>
                <author>نسرین</author>
                <pubDate>Fri, 15 Apr 2022 19:54:34 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مسئولیت روح در نظام های باطنی</title>
                <link>https://virgool.io/@parvanegi/%D9%85%D8%B3%D8%A6%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AA-%D8%B1%D9%88%D8%AD-%D8%AF%D8%B1-%D9%86%D8%B8%D8%A7%D9%85-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%B7%D9%86%DB%8C-q6gcgqwuwweb</link>
                <description> اغلب ما ،  هر آنچه که به‌طور کلی  از دین اسلام ، درک و دریافت کردیم این است  که خداوند برای کسانی انتخاب می کنند در مسیر نور قدم بگذارند و طی مسیر کنند و به اصطلاح مومن میشوند ، قواعد و قوانین بسیار زیاد که بعضاً بسیار هم سخت گیرانه به نظر می رسد ، در نظر گرفته گاهی این واجبات و  آنچه که گناه محسوب می شوند ، مستحبات ، مکروهات ، سبب شده که بعضی از ماها فکر کنیم ، چه دین سنگین و سختی داریم ! اما علت و حقیقت این امر آنست دین اسلام دینی است که آمده تا  روح را به کمال اعلای خود برساند و  روح هر چقدر به خداوند (مبدأ)  نزدیک تر می شود ، مسئولیت آن بیشتر می شود . ما در جوامع امروزی خودمان می دانیم مسئولیت ریس جمهور با مسئولیت ما که شهروند هستیم یکسان نیست و همینطور مسئولیت نماینده ایی که برای شهر خود انتخاب میکنیم با  ریس جمهور و همینطور با مسیولیت او نسبت به تمام شهر یا کشور یکسان نیست .  به این ترتیب روحی که تصمیم میگیرد تا حدود نفسانی خود را بشکند و  خارج شود ، بزرگی و وسیع بودن روح را انتخاب کرده که هرکس به اقتضای ظرفیت و گروه روحی ، مسئولیت های خود را دارد که پس از عبور از مراحل ،  خودکار در او فعال می شود و همینطور در سیر و سلوک عارفان  ، هر مرحله ایی مسئولیت ها و وظایف جداگانه ایی دارد که سالک ملزم به رعایت آنست .حافظ عزیز  حقیقت مسئولیت روح  را با بیانی عارفانه و  عاشقانه این گونه شرح می کند ؛ «هر که در این بزم مقرب تر است ، جام بلا بیشترش میدهند .» هرچقدر روح به مبدأ نزدیک تر می شود ، مسئولیت او در معناهای متفاوت بزرگتر و بیشتر می شود . </description>
                <category>نسرین</category>
                <author>نسرین</author>
                <pubDate>Thu, 14 Apr 2022 05:37:56 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بودش</title>
                <link>https://virgool.io/@parvanegi/%D8%A8%D9%88%D8%AF%D8%B4-x2zmsay4y273</link>
                <description>بنام الله بخشنده مهربان یکی از چیزهایی که تو این دنیا بهم لذت میده و بنظرم  انرژی شعف ناک زیادی آزاد میکنه ، صداقت با خودته نسبت به تمام تاریکی های درونی  و روشنایی ها و هر چیز که در وجودت داری شایدم نتونی همه چیزهای که لازم هست باهاش صادق باشی رو یکباره ببینی چون  این یک رونده که تا اخر عمر ادامه داره اما فوق العاده ارزشمنده البته صداقت و شفاف بودن با خودت به تنهایی کافی نیست ، نوعی پذیرش که اسمش میزارم حضور الهی همیشه این امکان رو میده که در پذیرفتن اونچیزی که هست راحتر باشیم سوای اینکه گاهی ما روشنایی های خودمون رو نمیتونم بپذیریم و تمام اونچیزی که هست فقط  تاریکی ها  نیست . در نهایت  یاد میگیریم صداقت و شفاف بودن فقط نسبت به موضوع خاصی در زندگی شخصی  یا دربرابر چیزی یا کسی یا موضوعی و همینطور مربوط به نور و تاریکی نیست . بلکه این بودش  و بودن ماست ، آنگاه که غبارهایی آن زودوده می شود ،  شفاف و خالص می شود .</description>
                <category>نسرین</category>
                <author>نسرین</author>
                <pubDate>Tue, 12 Apr 2022 18:33:47 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>