<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های محمدعلی طائبی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@patriot</link>
        <description>هم‌بنیانگذار ساوا؛ مدیر ارشد رشد گروه کرفس</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 04:57:40</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1050/avatar/EjwX4i.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>محمدعلی طائبی</title>
            <link>https://virgool.io/@patriot</link>
        </image>

                    <item>
                <title>سمنو، آی سمنو | همه چیز درباره سمنو از طرز تهیه تا رسم و رسوم ایرانی</title>
                <link>https://virgool.io/savalocal/%D8%B3%D9%85%D9%86%D9%88-fvzfchgu6egs</link>
                <description>هرچند سمنو «گل هفت‌سین» و «مال پای هفت‌سین» است و نزدیک به نوروز می‌آید ولی جزو آن دسته از خوردنی‌هایی است که می‌تواند خارج از موقع و فصل هم در برنامه غذایی باشد و برای خوردنش مقید به آمدن نوروز و بهار نبود.سمنو حلوا‌مانندی پخته‌شده از گندم  است که بین وعده‌های اصلی و فرعی در رفت‌وآمد است؛ گاهی به شکل غذا برای صبحانه یا شامی سبک و گاهی در ‌وعده‌های میانی می‌توانیم میلش کنیم، ‌در هر شکل دوست‌داشتنی است.این خوراکی خوشمزه، بین بيش‌تر کشورهایی که نوروز را جشن می‌گیرند، مشترک است. در ایران قدیم به سمنو، سمنک می‌گفتند. همسایه‌های‌مان در افغانستان هم به آن سمنک، در ازبکستان سومَلَک، در قزاقستان سومالاک و در تاجیکستان سومنک می‌گویند.سمنو؛ امید لحظه‌های شیرینآماده‌سازی و تهیه و طبخ سمنوآماده‌سازی و مقدمه‌چینی سمنو به اندازه‌ی پختنش دقت و توجه لازم دارد. به این صورت که گندم‌های سالمی انتخاب می‌شوند که قابلیت سبز شدن داشته باشند. آن را خوب تمیز و در آب خیس می‌کنند تا جوانه بزند. گندم‌های نیشک‌زده را در سینی می‌ریزند و رویشان را پارچه‌ای مرطوب پهن می‌کنند تا جوانه‌ها رشد کنند. باید آنها را در جای دور از آفتاب گذاشت چون اگر نور ببینند سریع سبز می‌شوند و طعم سمنو، تلخ می‌شود. این مرحله‌ی مهمی از فرایند سمنو است که شیرینی و تلخی‌اش دست همین نیشک‌ها است.در مرحله‌ی بعد آنها را می‌کوبند، شیره‌اش ‌را می‌گیرند و با آرد روی حرارت ملایم می‌گذارند و مدام هم می‌زنند تا بافتی یک‌دست پیدا کند و خامی آردش از بین برود. این هم زدن مداوم هم یکی دیگر از فوت‌های بهتر شدن سمنو است. ترکیب شیره و آرد ذره‌ذره خود را می‌گیرد و غلیظ می‌شود. به اینجا که رسید مغزهایی مثل گردو و بادام، چه بی‌پوست و چه با پوست، در آن می‌ریزند و آن را دم می‌کنند تا چند ساعت بعد که سمنو قوام بیاید.سمنوی محلی ساوا از بهترین گندم دیم قزوینکیفیت و سلامت گندممهمترین چیزی که در کیفیت سمنو نقش دارد، ماهیت گندم و آرد آن است. گندم سمنو باید مطلوب و دور از آفت و پوسیدگی باشد. دانه‌های پُر و سفت گندم نشانه‌ای از کیفیتش دارد. همچنین مهم است که گندم‌های سمنو تمیز باشد و آلودگی و ضایعاتی در آن نباشد.در سمنوی ساوا تمام این مشخصه‌های کیفیت گندم دیده شده؛ گندمش، گندم دیم قزوین است و کاملا تمیز و در سلامتی کامل به سر می‌برد و آردش هم آرد کامل گندم است. این خصوصیت را از بافت متخلخل و سبکی که دارد می‌توانیم تشخیص دهیم.+مشاهده و خرید سمنو گندم محلی ساوا مشاهده قیمت سمنو های ساواشکر و افزودنی‌های دیگردر فرایند آماده‌سازی سمنو، جوانه‌های نقره‌ای گندم در اثر کوبیدن و حرارت دیدن، نشاسته‌هایش می‌شکند و قند تولید می‌کند. بنابراین، سمنو برای شیرین شدن نیازی به شکر و افزودنی‌های دیگر ندارد.پس اگر به دنبال سمنویی هستید که شیرینی و طعمش طبیعی و بدون افزودنی است، می‌توانید به سمنوی ساوا اعتماد و با خیال راحت از این خوردنی‌ سالم میل کنید. سمنوی ساوا همچنین از وجود مواد نگه دارنده در امان است. بنابراین اگر تازه‌تازه خرید کنیم و آن را در رژیم غذایی‌مان به موقع بخوریم، نیازی هم نیست که نگه‌دارنده‌ای داشته باشد.در کتاب آیین شهرداری در قرن 7، اثر ابن اخوه، که درباره مسائل مربوط به دانش اقتصاد و كسب و كار است، از سمنو این‌طور نوشته که سمنوی مانده را شکسته نامند و به تازه نیامیزند و بهترین سمنو آن است که خوب پخته شده و حلاوتش بیشتر باشد. محتسب باید همه این امور را نظارت کند.آیین و رسم سمنوسمنو از جمله خوراک‌های آیینی و با رسم و رسوم است و این میراثی است که از گذشته به امروز رسیده. مهم‌ترین قسمت آیین سمنوپزان، مشارکتی بودن آن است. پختن سمنو چون زمان‌بر است و برای به عمل آمدنش نیاز به نیروی زیاد است پس فضایی جور می‌شود برای همیاری و مشارکت جمعی افراد که آیین‌هایی هم با خود می‌آورد. خواندن نماز و دعا، شعر و روضه‌خوانی‌ها، دف‌زنی و شکستن آجیل مشکل‌گشای دورهم، از جمله رسم‌هایی است که تا امروز زنده نگه داشته شده است.در زمان قاجار، زنی به نام «ماماشَمَلی» مسئول پخت سمنو و گفتن ذکر بود. در مکان سمنوپزان فقط او حضور داشت و تا او اجازه‌ی ورود نمی‌داد، کسی نمی‌توانست وارد آنجا ‌شود.خوشبختانه رسم سمنوپزی و آیین‌های وابسته به آن، در سال ۱۳۹۴، در فهرست آثار ناملموس ملی ثبت شد که می‌توان به آن افتخار کرد.</description>
                <category>محمدعلی طائبی</category>
                <author>محمدعلی طائبی</author>
                <pubDate>Wed, 25 Aug 2021 03:47:19 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>راه اندازی فروش اینترنتی کالا به زبان ساده؛ نتایج یک تجربه ۳ ساله</title>
                <link>https://virgool.io/@patriot/%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AA%D8%B1%D9%86%D8%AA%DB%8C-b2to69ohceto</link>
                <description>در هر مرحله، برای فروش اینترنتی به چه ابزارهایی نیاز دارید۳ سال پیش، زمانی که روی ایده راه‌اندازی یک فروشگاه اینترنتی محصولات غذایی کار می‌کردیم، به عنوان یک مهندس نرم‌افزار که به اندازه موهای سرش وب‌سایت و اپلیکیشن اینترنی راه‌انداخته است، فکر می‌کردم آخرین چیزی که باید نگرانش باشم، موضوعات فنی راه اندازی وب‌سایت و فروشگاه اینترنتی باشد. اما این طور نبود.بسته شادیانه ساوا، شیرینی قابل شخصی سازی شدن برای نوروز ۱۴۰۰نتیجه یک سال زحمت تیم‌مان شد، ساوا؛ فروشگاه محصولات محلی ایرانی. که پیشنهاد می‌کنم بعد از خواندن این مطلب، سری به پیشخوان خوراکی‌های جذاب و هیجان‌انگیزش بزنید و خیالتان هم راحت باشد که یک کد تخفیف اختصاصی برای خرید چای ایرانی یا خرید سمنو و کلی پیشنهاد هوس‌انگیز دیگر، در پایین مطلب گذاشته شده است.زیرساختی که برای فروش محصولات ساوا انتخاب کردیم گاهی عامل رشد سریع‌مان بود و گاهی دست و پایمان را بست و گاهی هم منجر به خسارت به خودمان یا مشتریان شد. در این یادداشت چیزهایی که از سرد و گرم راه اندازی و اداره کردن یک سیستم فروش اینترنتی کالا یاد گرفته‌ام را خلاصه کرده‌ام.شب‌چره‌های رنگارنگ برای یلدای ۱۳۹۹در ادامه، با توجه به مرحله‌ای که کسب و کار شما در آن قرار دارد، می‌توانید بهترین راه حل را برای نیاز خود انتخاب کنید. هدف من در این یادداشت، معرفی راهی برای راه اندازی بستر فروش آنلاین با کمترین دانش فنی است. در مرحله «خیلی محصول خفنی دارم که توی اینترنت براش مشتری هست» هستمتبریک می‌گویم، شما اصل کار را کرده‌اید. مهمترین نکته این است که یک محصول با کیفیت داشته باشید که گروه مشخصی از آدم‌ها حاضر باشند برای خریدنش پول بدهند. خسته نباشید. می‌دانم که کار بزرگی کرده‌اید.بهترین افدام در این مرحله این است که یک صفحه اینستاگرامی با کیفیت هم برای محصول‌تان درست کنید و خودتان را درگیر راه‌اندازی وب‌سایت نکنید. کار مشتریان را در دایرکت راه بیاندازید ولی یادتان باشد برای دریافت پول، سراغ روش‌هایی مثل کارت به کارت نروید. دردسرهای حساب و کتاب و نگه‌داشتن آمارش می‌تواند یک کابوس تمام نشدنی باشد.پیشنهاد می‌کنم از یکی از سرویس‌های پرداخت‌یاری، یک لینک پرداخت بگیرید. لینک پرداخت، یک درگاه پرداخت اینترنتی است که مشتری هنگام تسویه، خودش مبلغ را وارد می‌کند. اما در پشت صحنه شما گزارش‌های دقیق مالی خواهید داشت و خلاصه ریالی گم و گور نخواهد شد.ابزارهای پیشنهادی برای این مرحله:— زرین لینک برای ساختن لینک پرداخت در اینستاگرام— زیلینک برای کاربردی‌تر کردن لینک Bio اینستاگرام— کارتو، صفر تا صد راه‌اندازی کسب و کار در اینستاگرام— جریان برای تبلیغات در اینستاگرامتوصیه جدی: هر روز بخش Insight حساب اینستاگرام‌تان را چک کنید و به دلایل بالا و پایین شدن آمارتان فکر کنید.در مرحله «وقت خرید دوم مشتریانم شده» هستموقتی یک دوره از فروشتان می‌گذرد، یعنی نزدیک‌ترین و آماده‌ترین مشتریان‌تان را گرفته‌اید، باید به فکر ساختن یک بانک اطلاعاتی باشید که اسم و مشخصات خریدارانتان را آن‌جا نگه‌دارید. پس شما در کنار صفحه اینتساگرام‌تان به یک صفحه وب‌نیاز دارید که مشتریان، تلفن یا ایمیل خودشان را آن‌جا وارد کنند. ولی هنوز هم لازم نیست یک وب‌‌سایت کامل داشته باشید.پیشنهاد می‌کنم از یکی از سرویس‌های لیندینگ پیج ساز استفاده کنید و و یک فرم ثبت نام در آن قرار بدهید. به این ترتیب می‌توانید از ابزارهایی که امکان ارسال رایگان ایمیل به شما می‌دهند استفاده کنید و خبرهای جدید از کسب و کارتان را برای مشتریان بفرستید یا به آن‌ها برای خرید مجدد، پیشنهاد‌های جذاب بدهید.ابزارهای پیشنهادی برای این مرحله:— لیندیک برای ساختن صفحات فرود جذاب با Drag &amp; Drop کردن عکس و متن— میل چیمپ برای ساختن فرم ثبت‌نام و ارسال رایگان ایمیل— کاوه نگار برای ارسال آسان و بی دردسر پیامکتوصیه جدی: هر روز به دنبال روش‌های برای گرفتن سرنخ (Lead) از مشتری باشید. یعنی شماره تلفنی، ایمیلی، چیزی :)در مرحله «آقا جواب می‌ده، می‌تونیم کلی پول در بیاریم» هستموقتی مطمئن شدید محصول‌تان خریدار دارد و شما هم می‌توانید به صورت مداوم و منظم تولیدش کنید و با یک پشتیبانی بی‌نظیر، مشتریان خوشحال و شادانی بسازید، احتمالا بوی پول را دیگر می‌توانید به خوبی حس کنید. الان وقتش شده که روی فرایندهای فروش‌تان تمرکز کنید و برای بازاریابی محصولات‌تان روش‌های جدید‌تری به کار بگیرید. ولی باز هم لازم نیست سراغ کارهای فنی بروید، هنوز به تمرکز نیاز دارید و باید همه حواستان به حفظ کیفیت و پشتیبانی از مشتریان باشد.پیشنهاد می‌کنم از طریق یکی از سرویس‌های فروشگاه‌ساز، یک سیستم فروش اینترنتی ساده و جمع و جور و کارآمد برای خودتان بسازید و محصولات‌تان در آن‌جا تعریف کنید. این ابزارها، امکانات بیشتری برای برنامه ریزی و توسعه در اختیار‌تان می‌گذارند. مثلا می‌توانید کدهای تخفیف متفاوتی بسازید یا امکان پیگیری سفارش را در اختیار مشتری بگذارید.ابزارهای پیشنهادی برای این مرحله:— سازیتو برای ساختن یک فروشگاه حرفه‌ای، بدون دانش فنی— آموزش صفر تا صد Google Analytics در مکتب‌خونه برای یاد گرفتن اندازه گیری عملکرد فروشگاه‌تان— یون برای کوتاه کردن لینک‌ها و شمردن تعداد کلیک‌ها— تبلیغات کلیکی و بنری با یکتانتتوصیه جدی: هر روز به فکر نوشتن یک محتوای جدید برای وبلاگ‌ کسب و کارتان باشید. هر چقدر زودتر محتوای خودتان را بنویسید، مدت طولانی‌تری از مشتری رایگان سرچ بهره‌مند خواهید بود.بخشی از امکانات فروش‌گاه‌ساز «سازیتو»در مرحله «به نظرت برای جلسه با سرمایه‌گذار کدوم تیشرتم رو بپوشم» هستمپوووووف! دمتون گرم و خدا قوت. کار هر کسی نبود، همه ایده دارن ولی هر کسی کار رو به نتیجه نمی‌رسونه. قسمت‌های سخت ماجرا گذشت. الان موقع شروع شدن قسمت‌های سخت‌تر ماجراست :))در این مرحله، احتمالا نیازهای پیچیده‌تری دارید. مثلا رویه‌های ارسال متفاوت و فرایند خرید شخصی‌سازی شده‌ای نیاز دارید، محتوای بیشتری تولید کرده‌اید و باید برای حضور بهتر کسب و کارتان در نتایج جستجوی گوگل سرمایه گذاری کنید. نیاز به باشگاه مشتریان دارید یا ممکن است برای راست و ریست کردن حساب‌داری، نیاز به همگام‌سازی بین فروشگاه‌ و سیستم‌های اداری داشته باشید.کم کم باید در برنامه‌ریزی‌ها، اضافه شدن آدم‌های فنی به تیم را پیش‌بینی کنید یا یک پیمان‌کار خوش قول (مثل بنده حقیر) برای درست کردن یک فروشگاه ووکامرسی پیدا کنید. با یک ثبت‌نام ساده در سامانه مالیاتی کشور، می‌توانید یک درگاه پرداخت اختصاصی هم بگیرید و خلاصه آقای خودتان و نوکر خودتان باشید و بر اسب مراد بتازید و روز به روز رشد بیشتری را تجربه کنید.توصیه جدی: هر روز به فرایندهای مختلف کسب و کارتان فکر کنید و این‌که چه طور می‌توانید هر کدام را ساده‌تر یا سریع‌تر کنید یا بازدهی آن‌ها را حتی به اندازه ۱ درصد بهبود ببخشید.اگر شما هم در راه‌اندازی بستر فروش اینترنتی تجربه‌ای دارید، در کامنت‌ها با من و بقیه به اشتراک بگذارید.راستی‌، کد تخفیفی که گفتم رو می‌تونید این زیر پیدا کنید و تا ۱۰ درصد بدون هیچ محدودیتی در خرید از ساوا تخفیف بگیرید. کد تخفیف: virgool مشاهده پیشخوان محصولات محلی ساواساوا: تجربه جدید؛ تجربه اصیل</description>
                <category>محمدعلی طائبی</category>
                <author>محمدعلی طائبی</author>
                <pubDate>Sun, 15 Aug 2021 03:55:15 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چطور در علی‌بابا به یک ساختار سریع برای راه‌اندازی محصولات جدید رسیدیم</title>
                <link>https://virgool.io/alibaba-product/%DA%86%D8%A7%D8%A8%DA%A9%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%86-%DB%8C%DA%A9-%D9%85%D8%AD%D8%B5%D9%88%D9%84-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-nec20pfg6yir</link>
                <description>من در پاییز ۹۷ به تیم محصول علی بابا پیوستم، چند ماهی از تغییر ساختار مدیریت محصول در سازمان می‌گذشت و شرکت در حال گذار به سمت مدل اسپاتیفای بود. مزیت بزرگ این ساختار جدید، ایجاد استقلال زیاد در تیم‌های محصول برای افزایش چابکی است. هر تیم باید بتواند همه‌ نیازهای فنی و محصول خود را از داخل تامین کند و با کمترین وابستگی به تیم‌های دیگر روی ماموریت خود متمرکز باشد.در مدل پیشنهادی اسپاتیفای، هر تیم محصول توسعه‌دهنده‌های اختصاصی خود و همچنین Product Designer و Product Analyst و Agile Coach خودش را دارد و حول یک ارزش مشخص فعالیت می‌کند. بر این اساس واحد فنی و محصول ۱۰۰ نفره‌ علی بابا به ۱۵ تیم محصول تقسیم می‌شود و در هر تیم، مدیر محصول به عنوان نماینده مشتری مسئول بودجه و نقشه راه (رود مپ) است و به سوال‌هایی از جنس Why و What پاسخ می‌دهد و مالک محصول به عنوان Solution Provider مسئول ساختن محصول، اولویت‌بندی و کنترل کیفیت است و به سوال‌هایی از جنس How پاسخ می‌دهد اما این حوزه‌ها، مناطق حفاظت‌شده‌ای نیستند که دیگرا نقش‌ها در تیم محصول اجازه‌ی وارد شدن به آن را نداشته باشند. تصمیم‌ها در یک فضای گفتگو ساخته می‌شوند که هر کس بسته به موضوعی که نسبت به آن پاسخگوست، گفتگو را راهبری می‌کند. تیم‌های محصول در علی بابااگر قبلا درباره ساختار محصول اسپاتفای نخوانده‌اید، بهتر است پیش از ادامه‌ این متن، این دو ویدئو را تماشا کنید. https://www.aparat.com/v/EOzuk  https://www.aparat.com/v/NMQ2o مسئولیت گروه محصولات هسته (Alibaba Core Tribe) به من سپرده شد. ماموریت این ترایب، ساختن تجربه‌ی عمومی وب‌سایت علی بابا و توسعه محصولات زیرساختی در سطح درگاه علی بابا است. ترایب هسته مستقل از محصولات مختلف (پرواز، هتل، قطار، اتوبوس و ...) و با نگاه کلی به علی‌بابا به عنوان یک وب‌سایت و مشتریانش، به خلق ارزش مشغول است. محصولاتی مانند ایندرا (زیرساخت فروش)، باشگاه مشتریان، سریبرو (بک آفیس)، API Out، ترافیک، فنی مالی و ... در این ترایب قرار گرفته‌اند.چالش اصلی من برای محقق کردن برنامه‌ای که نسبت به آن به علی‌بابا متعهد شده بودم، تضمین چابکی در راه اندازی محصولات پیچیده جدید ضمن حفظ تمرکز تیم برای نگهداری و توسعه‌ی محصولات مستقر بود. محصولاتی که زیرساخت فروش و پشتیبانی علی بابا را تامین می‌کرد.  راه افتادن یک محصول جدید در علی بابا مراحل شکل‌گیری یک استارت آپ را طی می‌کند، با این تفاوت که بخش زیادی از زیرساخت‌های فنی و محصول از قبل آماده شده‌اند.به این ترتیب، عموما تیم محصول جدید با یک نفر به عنوان مدیر محصول شکل می‌گیرد که بر اساس استراتژی سازمان، تحقیقات اولیه را در خصوص مارکت-پروداکت مشخصی شروع می‌کند. خروجی کار، یک مدل کسب و کار به همراه مستندات MVP خواهد بود. زمانی که برای راه اندازی محصول باشگاه مشتریان به این نقطه رسیده بودیم (ارائه‌ی MVP به هیات مدیره)، برای شروع فرایند توسعه‌ محصول، دو انتخاب کلی داشتیم.یا اینکه برای جذب توسعه دهنده و دیگر تخصص‌های مورد نیاز تیم شروع به مصاحبه کنیم و یا اینکه از ظرفیت مهندسی و محصول داخل ترایب برای تولید MVP استفاده کنیم. روش اول منجر به از دست دادن زمان می‌شد و روش دوم خطر کاهش تمرکز تیم‌های محصول یا کند شدن فرایند توسعه‌شان را در پیش داشت.استفاده از تیم فنی مشترک برای توسعه‌ی چندین محصولمن ریسک روش دوم را پذیرفتم و تولید محصول را با قوی‌ترین نیروهای فنی موجود در ترایب آغاز کردیم. در واقع از یک اسکواد فنی مشترک برای توسعه‌ ۲ محصول استفاده می‌کردیم. در عمل، هر اسپرینت دو هفته‌ای به صورت ۳۰/۷۰ میان محصول مستقر و محصول جدید برنامه ریزی می‌شد و حتی جلسات Planning و Demo برای هر دو محصول به صورت مشترک برگزار می‌شد. بعد از چندین ماه کار فشرده، نهایتا محصول اولیه آماده‌ لانچ شد. اگرچه این مدل با ساختار کلی اسپاتیفای مغایرت داشت اما در آن برهه، زمان ورود به بازار برای ما اهمیت زیادی داشت و نیاز بی‌پاسخ جدی در بازار حس می‌شد. بنابراین برای راه‌اندازی محصول جدید بعدی هم از همین مدل استفاده کردیم.در این مدت، Velocity تیم، حجم کار انجام شده در هر اسپرینت، میزان بدهی فنی ایجاد شده و کیفیت خروجی به دقت اندازه گیری می‌شد.تحلیل عملکرد تیم محصول بر اساس Velocity (اعداد در ضریب ثابتی ضرب شده‌اند)به فاصله‌ی میان خط آبی و نارنجی توجه کنیدبررسی‌ها نشان می‌داد توسعه‌ محصولات مستقر کند شده است (که از قبل پیش‌بینی می‌شد). اما چیزی که در گزارش‌های آماری خودش را نشان نمی‌داد، کاهش حس مالکیت نسبت به محصول در تیم‌های محصول بود. به عبارت دیگر، کاهش تمرکز تیم محصول بر روی ارزش اصلی، به صورت پنهان نشاط و چابکی را کاهش داده بود و این پراکندگی فعالیت‌ها، خودش را در کاهش مشارکت کل تیم در گفتگوها نشان می‌داد.این تجربه‌ بسیار گرانی برای من بود. اگرچه در کوتاه مدت، چابکی مورد نظر برای ارائه‌ پاسخ مناسب در زمان مناسب به نیاز مشتری تامین شده بود اما ادامه‌ فعالیت در این مدل نمی‌توانست اهداف بلند مدت ما را تامین کند. مالکان محصول با همین استدلال با تصمیم من برای استفاده‌ مشترک از منابع، مخالفت کردند و برایند نظر گروه بر این بود که باید برای محصولاتی که اخیرا لانچ شده‌اند، تیم فنی اختصاصی تامین کنیم.بگذارید همین‌جا بگویم، نقطه‌ قوت اصلی تیم‌های محصول در علی بابا، باور به گفتگوهای شفاف و جسورانه در تک تک اعضاست. در سازمان ما، تیم‌ها یا با موفقیت مواجه می‌شوند و یا عمیقا چیزی یاد می‌گیرند که نهایتا به موفقیت منجر می‌شود و این یادگیری در گفتگوهای شفاف و جسورانه نمود پیدا می‌کند. اگرچه بهتر بود مستقل کردن تیم محصول جدید زودتر اتفاق بیفتد اما این تجربه ما را به نسخه‌کامل‌تری از مدل ساختاری علی بابا برای راه اندازی محصولات جدید رساند: مدل میتوز محصولی.یادگیری اصلی تیم: میتوز (Mitosis) محصولیچیزی که پس از سه فصل برنامه‌ریزی، آزمون و یادگیری برای اعضای تیم شفاف شده‌است را می‌توان در چهار مرحله و به صورت خلاصه، این‌طور بیان کرد:بهینه‌ترین مسیر برای شروع یک محصول جدید در سازمان‌های بزرگی شبیه علی‌بابا:１. شروع برنامه ریزی با تیم محصول (مدیر محصول) برای تهیه‌ی BM اولیه و مستندات MVP２.شروع توسعه محصول با نیروهای فنی یکی از محصولات مستقر (محصولی انتخاب می‌شود که از نظر کسب و کاری با محصول جدید بیشترین نزدیکی را داشته باشد) این فاز تا لانچ MVP ادامه پیدا خواهد کرد.３.بعد از لانچ اولیه با افزایش هدکانت تیم، زمینه برای تقسیم تیم آماده می‌شود و در حین توسعه‌ اولین Revision بعد از لانچ، نیروهای جدید نسبت به مختصات محصول آموزش می‌بینند و در حین اسپرینت‌های جاری، محصول به تیم جدید تحویل می‌شود.4.جلسه‌ی Demo اولین Revision محصول توسط نیروهای جدید و با حضور تیم قبلی برگزار می‌شود. بعد از لانچ این نسخه، تیم محصول به صورت رسمی به دو تیم تقسیم می‌شود و هر تیم بورد مخصوص به خود را دریافت می‌کند.  یک میتوز محصولی بی عیب و نقص!در مدل میتوز محصولی، تشکیل تیم جدید به آرامی و با جذب تک به تک نیروها شروع می‌شود. نیروها در درون یک تیم محصول با فرهنگ تیم، ارزش‌ها، نقش‌ها و نحوه تعامل آشنا می‌شوند. به این ترتیب، چون تیم جدید از دل یک محصول مستقر خارج می‌شود، با هزینه‌ی پایین می‌توانیم مطمئن باشیم ارزش‌های ترایب به خوبی در تیم جدید نهادینه شده است و از سوی دیگر، تعامل میان تیم جدید و تیم قبلی بسیار با کیفیت خواهد بود. در یک ترایب شبیه ترایب هسته‌ علی بابا که نیاز به توسعه‌ محصولات جدید به صورت همیشگی وجود دارد، تشکیل یک اسکواد فنی از مسلط‌ترین‌ نیروها بر ساختار فنی علی‌بابا به عنوان جوخه‌‌ی پیشرو می‌تواند بازدهی این مدل را  افزایش دهد. تیمی که همیشه درحال شروع محصولات جدید است و پس از لانچ آن را به تیم جدید تحویل می‌دهد.</description>
                <category>محمدعلی طائبی</category>
                <author>محمدعلی طائبی</author>
                <pubDate>Sun, 22 Sep 2019 13:42:21 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه هزینه جذب مشتری برای اپلیکیشن خود را تا نصف کاهش دهید</title>
                <link>https://virgool.io/@patriot/how-to-improve-cpi-performance-fqp9zftoic2g</link>
                <description>۱۰ پیشنهاد تجربه شده برای کاهش هزینه‌ی تبلیغات نصب اپلیکیشن (CPI)جلوی مهدکودک پسرم، توی ماشین نشسته بودم. ۲۰ دقیقه زودتر رسیدم و گوشی موبایلم را بالا و پایین می‌کردم تا چیزی مناسب این زمان انتظار برای شنیدن پیدا کنم. وقتی از ماشین پیاده شدم، متوجه شدم هیچ چیز از پادکستی که شنیده بودم در خاطرم نمانده است. اما فهرستی از اقدامات، یکی یکی در ذهنم روشن می‌شد. راه حل‌هایی برای جذب مشتری بیشتر، با پول کمتر. جذب مشتری بیشتر با پول کمتر؟در آن زمان، آگهی‌های ماناپی در حداقل ۱۰ چنل مختلف در طول روز نمایش داده می‌شد. مشکل اصلی این بود که ما نمی‌دانستیم، در صنعت پرداخت و با توجه به شرایط محصول، برای اولین خرید یک مشتری، تا چه سقفی باید هزینه کنیم. نگاهی به تصویر زیر بیاندازید. (منبع)Top 10 Cost Per Install (CPI) for Android in USD, by Country and Categoryدر کشورهای مختلف، هزینه‌ای که یک کسب و کار به طور متوسط برای به دست آوردن یک نصب جدید می‌پردازد (در یک دسته بندی مشخص) بسیار متفاوت است. شرایط فرهنگی، سطح رقابت در بازار، ضریب نفوذ و سطح کیفیت اینترنت و … عامل‌هایی هستند که بر روی این نرخ، تاثیر مستفیم می‌گذارند. برای ماناپی، تنها راه پی بردن به این عدد، آزمایش چنل‌های مختلف بود. بعد از آن، تمرکزمان را روی افزایش بازدهی چنل‌ها گذاشتیم تا بتوانیم به عددی که برای کسب و کارمان مناسب بود، برسیم. در ادامه، ۱۰ پیشنهادی که از تجربه‌ی آن‌ها، نتایج اثربخشی را به دست آورده‌ام، برایتان شرح می‌دهم. اما پیش از آن بیایید تعریف یک شاخص را با هم بررسی کنیم.تبلیغات CPIهزینه به ازای یک نصب جدید (Cost Per Install) احتمالا بخش قابل توجهی از هزینه جذب کاربر (CAC) برای کسب و کارهای مبتنی بر اپلیکیشن موبایل است. CPI، بعد از CPC (هزینه متوسط یک کلیک) و قبل از CPA (هزینه اجرای یک اکشن - مثلا ثبت نام یا اولین خرید - توسط یک مشتری جدید) قرار می‌گیرد. احتمال تقلب توسط نمایش دهندگان آگهی برای کمپین‌هایی که به صورت CPI برنامه ریزی شده‌اند، نسبت به CPC یا CPM (هزینه به ازای هزار نمایش موفق آگهی) پایین‌تر است. درست است که هر نصب جدید لزوما به خرید (استفاده) منجر نمی‌شود (Conversion Rate) اما بعد از اجرای یک کمپین CPI شما اطلاعات ارزشمندی از دموگرافیک کاربرانی که به هر دلیل مایل به استفاد از محصول شما نشده‌اند دسترسی پیدا می‌کنید که برای برنامه ریزی توسعه‌ی محصول، بسیار ارزشمند است و به شما این فرصت را می‌دهد که در تلاش بعدی برای Convert کردن این کاربران، از Push Notification استفاده کنید.حالا با هم ۱۰ پیشنهاد مهم برای بهبود بازدهی کمپین‌های CPI را بررسی می‌کنیم. اجرای این پیشنهادها به من کمک کرد، تاثیر کمپین‌های ماناپی را تا ۲ برابر افزایش دهم.۱) از موفق بودن تجربه‌ی اول مطمئن شویدقبل از اینکه از موفق بودن اولین تجربه‌ی مشتری مطمئن شوید، هییچ کمپین جذبی اجرا نکنید. اولین کاربرانی که به کسب و کار شما رو می‌آورند، کاربرانی کنجکاو و باهوش هستند که نسبت به محصولات و اپلیکیشن‌های جدید سریع واکنش نشان می‌دهند و اغلب برای نزدیکان‌شان مرجع اطلاعات هستند. پس شما باید از موفق بودن تجربه‌ی‌شان مطمئن شوید. از طرف دیگر، قرار است کلی پول برای جذب یک مشتری خرج کنید و نمی‌خواهید این پول را دور بریزید. بعد از یک تجربه‌ی ناموفق، هزینه‌ی به مراتب بیشتری برای بازگرداندن این مشتریان باید بپردازید. پس عجله نکنید. ۲) دقیق اندازه بگیریددر مطلب قبلی، کمی در خصوص اهمیت اندازه‌گیری نوشته‌ام. خیلی مهم است که هر اقدام بازاریابی دیجیتال را با در نظر گرفتن این ۴ مورد، اندازه بگیرید:منظم و با فاصله‌ی کوتاه گزارش دهید (هفتگی بهترین حالت است).دقیق اندازه بگیرید.مقایسه‌ای اندازه بگیرید.و بر اساس نتایج مقایسه، برای هفته‌ی بعد، Action Plan آماده کنید.برای شروع می‌توانید از جدول زیر، ایده بگیرید. گزارش شاخص‌های اصلی چنل‌های مختلف به صورت هفتگیشما باید مطمئن باشید هیچ تغییر کوچکی در شاخص‌های اصلی بازدهی عملیات بازاریابی از چشم‌تان مخفی نمی‌ماند. خلاصه‌ی مهمترین گزارش‌های گوگل آنالایتیکز، فایربیس، اجاست و بخش آمار شبکه‌های اجتماعی را در کنار هم جمع کنید تا بتوانید اثربخشی چنل‌ها را با بقیه مقایسه کنید. گزارش دهی با فاصله‌ی کوتاه، چندین بار به من کمک کرد پیش از آن‌که تیم فنی مشکل یا آسیب‌پذیری جدیدی را کشف کند، آن را گزارش کنم. بوی طوفان را می‌توانید در بین شیت‌های اکسل‌تان بشنوید!یک پیشنهاد مهم: حتما به صورت دوره‌ای، اطلاعات مربوط به شبکه‌ی مخابراتی و کشور (شهر) کاربرانی که از چنل‌های مختلف جذب کرده‌اید را بررسی کنید. این راحت‌ترین راه برای فرار از Click Farm یا دیگر تله‌هایی است که نمایش دهندگان آگهی ممکن است برای شما تدارک دیده باشند!۳) روی بهترین چنل تمرکز کنیدحتما پیش از این درباره‌ی مکانیزم Confirmation Bias شنیده‌اید. ذهن و ساختار روابط اجتماعی ما آدم‌ها جوری کار می‌کند که ما افکار شبیه خودمان را بیشتر می‌شنویم. برای انتخاب بهترین چنل برای نمایش آگهی، سعی کنید پیش داوری‌های ذهنی خودتان و روش‌های سنتی نمایش آگهی که رقبایتان به آن‌ها متوسل شده‌اند را کنار بگذارید. حضور در کانال‌های مرسومی که رقبای بزرگ شما در آن فعال هستند، هزینه‌ی جذب مشتری را برای شما خیلی بالا می‌برد. برای دست پیدا کردن به مشتریان بالاقوه‌ای که در یک چنل جدید و استفاده نشده حضور دارند، می‌توانید این مسیر را طی کنید:فهرستی از همه‌ی چنل‌های موجود (و نه مرسوم) در بازار تبلیغات آماده کنید.نمونه پیام تجاری خود را (شامل متن، عکس، پیشنهاد و شاید هدیه) برای هر چنل بنویسید.برای CPI هر چنل، تخمین اولیه خود را بنویسید. در چنل‌هایی که فکر می کنید امیدوارکننده هستند، کمپین‌های آزمایشی ارزان اجرا کنید.ظرفیت یک چنل (حداکثر تعداد مشتری بالاقوه موجود) و CPI واقعی به دست آمده از تست‌ها را ثبت کنید.در نهایت، بهترین چنل را انتخاب کنید و روی آن تمرکز کنیدطی کردن این مسیر، به من کمک کرد، چنل‌هایی را پیدا کنم که قبل‌تر خیلی بهشان فکر نکرده بود. در مطلب قبلی، تجربه‌ی شگفت انگیز خودم را درباره استفاده از چنل اسپانسرشیپ برای یک پادکست فارسی، شرح داده‌ام. ۴) همیشه A/B تست کنیدبه نظر من، هیجان‌انگیزترین بخش دیجیتال مارکتینگ اینجاست که همه چیز را می‌شود اندازه گرفت. شما همیشه باید درحال آزمایش و اندازه‌گیری باشید. چه کاری واجب‌تر از افزایش بازدهی چنل‌هایتان ممکن است داشته باشید که بخواهید A/B تست منظم را پشت گوش بیاندازید؟ حتی اگر بودجه‌ی چندان مطلوبی در اختیارتان نیست باز هم باید تا ۲۰ درصد بودجه را به اجرای تست‌های کوچک مقایسه‌ای اختصاص دهید. برای اجرای A/B تست درست، باید بتوانید گروه‌های کوچک همگن از کسانی که آگهی‌های شما را می‌بینند آماده کنید. تجربه‌ی من نشان می‌دهد، اجرای تست‌ها در دوره‌های زمانی پیاپی، کار اندازه گیری را ساده‌تر می‌کند. مثلا شما بنر A را در هفته‌ی ۳۲ ام سال در یک چنل نمایش می‌دهید و هفته‌ی بعد بنر B را اکران می‌کنید. در صورتی که در این دو هفته اتفاق ویژه‌ای صنعت شما را تحت تاثیر قرار ندهد، دوره‌ی زمانی می‌تواند کم خطا باشد. متن و تصویر پیام، Landing Page ،Call to Action و احتمالا هدیه‌ای که برای اولین استفاده در نظر گرفته‌اید را تغییر بدهید و نتایج را مقایسه کنید. گزینه‌ای که بازدهی بیشتری داشته را مبنا قرار دهید و یک تست دیگر طراحی کنید. ۵) هدفمند آگهی کنیداولین بار وقتی برای بهبود بازدهی نمایش آگهی‌ محصولات (لوازم خانگی و دیجیتال) سامسونگ در ایران، طرحی پیشنهاد کردم، ایده‌ی چندان دقیقی نداشتم که این برنامه چه میزان می‌تواند CTR آگهی را افزایش دهد اما پیش‌بینی می‌کردم حداقل ۵۰ درصد موثرتر باشد. برنامه‌ای پیشنهاد کرده بودیم که از شبکه‌ی تبلیغاتی می‌خواست با توجه به Label هایی که بر هر کاربر زده بود و بر اساس یک درخت تصمیم، نمایش آگهی را هدفمند کند. درخت تصمیم نمایش آگهی بر اساس چنل، جنسیت، سن و منطقه‌ی جغرافیایینمایش آگهی متفاوت به کاربرانی با گروه سنی، منطقه‌ی جغرافیایی (به عنوان شاخصی از توانایی مالی و مدل هزینه‌کرد کاربر) و جنسیت مختلف که در چنل‌های گوناگون حضور دارند، ساده‌ترین اقدامی است که می‌توانید انجام بدهید تا توجه یک خانم اصفهانی ۲۵ ساله را (که در حین بازی با موبایل آگهی شما را دیده‌است) به آن جنبه‌ای از کسب و کارتان جلب کنید که احتمالا برای این پرسونا جذاب‌تر است. این روزها، سرویس‌های نمایش آگهی ایرانی هم سرویس‌های ریتارگتینگ مناسبی ارائه می‌کنند، پس دست به کار شوید و پرسوناهای کسب و کارتان را مبنای نمایش آگهی در چنل‌های مختلف قرار دهید. ۶) بودجه‌ی هر چنل را محدود نگه داریددر زمان توافق با شبکه‌های تبلیغاتی، این ۳ مورد را در ذهن داشته باشید:حتما در خصوص یک تعداد محدود (مثلا ۱۰ هزار نصب) توافق کنید. شاخص‌های (KPI) متعددی را ملاک ارزیابی قرار دهید و این شاخص‌ها را به شبکه‌ی تبلیغاتی منتقل کنید.از تشویق و تنبیه استفاده کنید!در یک توافق خوب مشخص است که کسب و کار ما به ازای هر نصب (CPI) مبلغ ۲۵۰۰ تومان به شبکه‌ی تبلیغاتی A پرداخت می‌کند و A موظف است در بازه‌ی یک ماهه، ۱۰ هزار نصب را تضمین کند به شرطی که نسبت ثبت نام به نصب کمتر از ۸۰ درصد نباشد. بعد از طی شدن این دوره، اگر بازدهی چنل، مطلوب نبود، تعداد توافق بعدی را کاهش دهید. مثلا این بار ۵ هزار نصب را درخواست کنید و برعکس. یادتان باشد، آدم‌های طماع به چنل‌های نامحدود جذب می‌شوند.اگر شبکه‌ی تبلیغاتی توانست شاخص‌های مطلوب شما را تحویل دهد، بازدهی بالاتری را برای کمپین بعدی در نظر بگیرید. مثلا این بار نسبت ثبت نام به نصب را ۸۵ درصد قرار دهید. به من اعتماد کنید، شبکه‌های تبلیغاتی همیشه می‌توانند بازدهی بیشتری ارائه کنند. فقط کافی است کمی فشار بیاورید!۷) فرصت‌های استثنایی را دریابیددر دوره‌ای، به صورت تصادفی متوجه شدم یکی از رقبا، نمایش آگهی درون اپلیکیشن خودش را به یکی از تامین کنندگان آگهی من سپرده است. فرصتی پیش آمده بود شبیه اجاره کردن یک بیلبورد درست جلوی ساختمان مرکزی بزرگترین رقیب تجاری. با شبکه‌های تبلیغاتی‌تان صحبت کنید و محل‌هایی (وب‌سایت یا اپلیکیشن) را برای نمایش آگهی انتخاب کنید که رشد سریعی دارند یا ترند شده‌اند. شاید بتوانید در یکی از اپلیکیشن‌هایی که تبلیغ تلویزیونی دارد آگهی نمایش دهید. (بعضی از کسب و کارها تا جایی پیش می‌روند که روی کلید واژه‌های اصلی رقیب، مثل برند آن، کمپین نمایش آگهی اجرا می‌کنند)۸) کمپین‌های CPA اجرا کنیدبعد از چند دوره اجرای کمپین با یک شبکه‌ی نمایش آگهی، می‌توانید توافق بعدی‌تان را به صورت CPA تنظیم کنید. حالا دیگر هر دو نسبت به بازدهی متوسط چنل، آگاه هستید و تلاش‌های اولیه برای بهبود بازدهی را هم انجام داده‌اید. پس مستقیم سراغ اصل مطلب بروید. به جای پرداخت به ازای هر نصب، به ازای فعالیت اصلی‌تان پرداخت کنید. مثلا به ازای اولین خرید مشتری، به شبکه‌ی تبلیغاتی پرداخت کنید. البته همان طور که در تصویر زیر می‌بینید، هر چه Action مورد نظر، پیچیده‌تر باشد، طبیعتا قیمت هم بالاتر می‌رود. اما ریسک شما پایین‌تر می آید و مطمئن می‌شوید به ازای نصبی که منجر به درآمد نشده‌است، پولی پرداخت نکرده‌اید. ۹) کمپین UAC در Adwords اجرا کنیدبا وجود چند برابر شدن نرخ ارز، هنوز هم کمپین‌های CPI در گوگل ادوردز به صورت میانگین، ارزان‌تر هستند. اما پیشنهاد می‌کنم بودجه‌ای که برای ادوردز در نظر گرفته‌اید را به صورت مساوی بین کمپین‌های جستجو و کمپین UAC تقسیم کنید (برای برخی کسب و کارها حتی بهتر است از خیر کمپین‌های جستجو بگذرند) گوگل در کمپین UAC به صورت هوشمند، ترکیبی از همه‌ی محل‌های نمایش آگهی خود را استفاده می‌کند تا تاثیرگذاری آگهی را به حداکثر برساند. اگر در تیم خود، نیروی مسلط به ادوردز ندارید، از یک کاربلد مشاوره بگیرید و Bid موثر محصول خودتان را در ادورز کشف کنید. بعد از آن می‌تواند خیالتان راحت باشد که یک ورودی ترافیک تقریبا پایدار و ارزان دارید. ۱۰) از فایل apk در آگهی‌های تلگرام استفاده کنیداگر از تلگرام برای نمایش آگهی در کانال‌های مختلف پر بازدید استفاده می‌کنید، به جای لینک به Landing Page یا اپ استورها، به اشتراک گذاشتن مستقیم فایل apk را تست کنید. اگر چه این روش منتقدین جدی‌ای دارد و ممکن است از نظر امنیتی مشکلاتی داشته باشد، اما برای برخی کسب و کارها ریسک چندانی ندارد. خصوصا با وجود امکاناتی که سرویس‌های اندازه‌گیری مثل اجاست برای Built-In کردن Tracker در اختیار توسعه دهندگان قرار می‌دهند، لازم نیست نگران نحوه‌ی شمارش این چنل باشید. تجربه‌ی من نشان می‌دهد به اشتراک گذاری مستقیم فایل apk شاخص نصب را بیش از ۱.۵ برابر افزایش می‌دهد.یادتان باشد خلوص چنل ارگانیک‌تان را هیچ وقت دست‌کاری نکنید. همیشه باید مطمئن باشید نصب ارگانیک صد در صد ارگانیک بوده است تا مبنا ای برای مقایسه‌ی بازدهی چنل‌های مختلف داشته باشید.نکته‌ی پایانیدر چند مطلب اخیر تلاش می‌کنم، تجربیات واقعی خودم را با شما در میان بگذارم تا هم محتوای قابل استناد فارسی در زمینه‌ی مارکتینگ افزایش پیدا کند و هم فرصی برای بحث و تبادل نظر حول محور این موضوعات پیش بیاید. پس پیشنهاد می‌کنم شما هم از تجربیات‌ موفق یا ناموفق‌ خودتان بنویسید. </description>
                <category>محمدعلی طائبی</category>
                <author>محمدعلی طائبی</author>
                <pubDate>Wed, 24 Oct 2018 13:45:49 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>داستان واقعی اسپانسر شدن برای پادکست</title>
                <link>https://virgool.io/@patriot/podcast-sponsorships-mhymajjenczk</link>
                <description>در زمستان ۹۶، وقتی من به تیم توسعه‌ی کسب و کار ماناپی ملحق شدم، به عنوان مدیر بازاریابی دیجیتال، باید برنامه‌ای ارائه می‌کردم که بتواند در بازه‌ی ۵ ماه، بیشترین رشد ممکن در KPI های پروژه را تضمین کند.  ما برای رشد ۳ برابری آماده می‌شدیم. ساخت تجربه‌ی موفق برای اولین کاربران (Early Adopter) از طریق ارائه‌ی سطح بالایی از خدمات، استراتژی اصلی ما برای ورود به بازار بود. به همین دلیل، تیم محصول روی پایین آوردن میزان خطای تراکنش تمرکز داشت و تیم بازاریابی به دنبال پیدا کردن کانال‌های ارتباطی موثر و صمیمی با مشتریان بود. در طول جلسات طوفان فکری برای انتخاب بهترین ترکشن‌ها (کانال‌های ارتباطی) سعی می‌کردیم با در نظر گرفتن این سه قانون، بهترین محل‌ها را برای نمایش آگهی پیدا کنیم:بدون پیش‌داوری نسبت به یک روش، آن را بررسی کنیم.امتحان کردن روش‌هایی که رقبای ما امتحان نکرده‌اند ممکن است فرصت‌های طلایی برای ما ایجاد کند. بهترین روش‌ها هم حتما باید آزمایش شوند. اونجلیست‌هادر کنار کانال‌های اصلی، من به دنبال روشی بودم که بتواند کاربران وفاداری را با ماناپی آشنا کند که بیشتر از متوسط، تجربه‌ی خودشان را با دیگران به اشتراک بگذارند. کاربرانی که ارتباطات گسترده‌ای با دیگران دارند و در محیط وب تاثیرگذار هستند. (+) در نهایت با بالابردن آگاهی نسبت به ماناپی در اینترنت، تاثیر نمایش آگهی‌ها بیشتر می‌شد. پادکستیکی از امیدوارکننده‌ترین ترکشن‌ها برای رسیدن به مشتری اونجلیست (سفیر)، اسپانسر شدن برای پادکست بود. در پروپوزال طرح خطاب به مدیر خودم نوشتم:بسیاری از شنوندگان، پادکست را با هدفون می‌شنوند. تجربه‌ی این شکل شنیدن باعث شکل‌گیری رابطه‌ای شخصی، نزدیک و بی‌واسطه بین شنونده و گوینده‌ی پادکست می‌شود. همین دسترسی بی‌واسطه و بسیار نزدیک به حواس شنونده باعث اثرگذاری بیشتر پادکست نسبت به کانال‌های تبلیغی دیگر می‌شود. برای همین هم هست که اگر این چنل را CPC تحلیل کنیم، قیمت هر کلیک تا ۱۰ برابر بیشتر از نمایش بنر خواهد بود. با این حال، فرصت صحبت زیر گوش مشتری آن هم با صدای کسی که به او اعتماد دارند، چیزی نیست که بشود ساده از کنار آن گذشت.هیچ کدام از رقبای ماناپی از این روش استفاده نمی‌کنند. (البته تا آن زمان)شنونده‌های پادکست به گمان من طبقه‌ی نخبه‌ی فرهنگی ایران هستند؛ آدم‌های تاثیرگذار با دایره‌ی ارتباطات گسترده.در بین شنوندگان پادکست، احساس وظیفه نسبت به ترویج و معرفی آن به دیگران، فرهنگ غالب است. این موجی است که من می‌توانم از آن برای بیشتر شنیده شدن تیزر - آگهی ماناپی استفاده کنم. با توجه به بودجه‌ای که در اختیار من است، می‌توانم بهترین پادکست‌ها را برای این کار انتخاب کنم (هزینه‌ای بسیار پایین‌تر نسبت به مثلا اسپانسر شدن برای ساخت فیلم).منبع ٌWebpage FXبی‌پلاسدر حال بررسی و مذاکره با پادکست‌های مختلف، یک فرصت طلایی پیش آمد. تیم پادکست چنل بی، برای انتشار پادکست جدید خودشان، بی‌پلاس آماده می‌شدند. در مذاکره‌ی اولیه، این موارد توجهم را جلب کرد:به خاطر سابقه‌ی موفق علی بندری در تولید پادکست چنل بی، موفقیت بی‌پلاس، تقریبا تضمین شده بود. انتشار بی‌پلاس کاملا منظم برنامه‌ریزی شده بود. هر دو هفته، چهارشنبه‌ها. اهمیت انتشار منظم برای من در این بود که به هماهنگ نگه‌داشتن چنل‌های مختلف کمک می‌کرد. مثلا می‌توانستم پیام تیزر را با توجه به جشنواره‌ی جاری تنظیم کنم. علی بندری تیزرهای پادکست‌هایش را با صدا و لحن همیشگی خودش می‌گوید.فرصت سوار شدن روی موج معرفی پادکست جدید این گروه، نوید شنیده شدن بالاتر تیزر را داشت. قسمت‌های اول پادکست، شنونده‌ی کمتری دارند، پس من برای آزمایش پیام آگهی، به اندازه‌ی چند اپیزود فرصت داشتم. مخاطب چنین پادکستی، یعنی خلاصه‌ی کتاب‌های پرفروش غیرداستانی، دقیقا همان طبقه‌ی نخبه‌ی فرهنگی بود که من به دنبالش می‌گشتم.هزینه‌ی اسپانسر شدن برای قسمت‌های اول بی‌پلاس، پایین‌تر بود. پس چند تیزر آزمایشی من خیلی هم گران تمام نمی‌شد. یادتان باشد هیچ‌وقت با پول زیاد یک چنل تبلیغاتی را شروع نکنید و هیچ وقت با بودجه‌ی نامحدود ادامه‌اش ندهید.متن پیامبعد از توافق با علی بندری، اولین نمونه‌های متن تیزر را با همکاری هم، آماده کردیم. برای من مهم بود که تیزر:اعتماد شنونده‌ها را جلب کند،کنجکاوی‌شان را تحریک کند،و در نهایت، برای دعوت به اولین استفاده از ماناپی (Call to Action)، هدیه (Insentive) داشته باشد.بعد از چند قسمت آزمایشی و بالا و پایین کردن متن، نهایتا به پیامی رسیدیم که همه‌ی ویژگی‌های اصلی مورد نظرمان را داشت. (دقیقه ۱۷ از این اپیزود از بی‌پلاس را بشنوید)  https://castbox.fm/episode/12%3A-Blink%3A-the-power-of-thinking-without-thinking-id1254874-id95400964?country=us بعد از A/B تست، وقتی نسبت به متن تیزر مطمئن شدم، آن را برای چند قسمت بعدی ثابت نگه داشتم. تئوری‌های ذهن نشان می‌دهد تکرار با فاصله‌های زمانی مشخص، پایداری کلیدواژه‌ها را در ذهن ما افزایش می‌دهد. بعد از ۵ یا ۶ بار شنیدن یک تیزر، شنونده متن پیام را با صدای آشنای صاحب پادکست تا مدت‌ها در ذهن خواهد داشت و زمانی که در معرض یکی دیگر از چنل‌های شما قرار بگیرد، مثلا بنر شما را در یک اپلیکیشن مشاهده کند، احتمال کلیک کردن بیشتر می‌شود.کد هدیه؟ حتما؛ تعداد؟ قطعا محدودتیزر پادکست باید برای شنوندگان هدیه داشته باشد. Give Away یا کد هدیه، نمونه‌های خوبی هستند. اما تعداد کد هدیه‌ای که برای یک قسمت از پادکست تضمین می‌کنید، حتما باید محدود باشد:شما به یک چنل معتاد به Voucher نیاز ندارید.مشخص نیست هر قسمت از پادکست، چه زمانی شنیده می‌شود. ممکن است وقتی یک مشتری آن قسمت را شنید، شما دیگر سیاست دادن کد هدیه نداشته باشید. خرج کردن پول نامحدود در یک کانال، آدم‌های طماع را جذب می‌کند و در نتیجه بازدهی آن پایین می‌آید.روش شمارش تعداد شنونده‌ها و تعداد مشتریان جدیدی که به سمت ماناپی می‌آمدند را با تیم بی‌پلاس هماهنگ کردیم. خیلی مهم است که هر اقدام بازاریابی دیجیتال را با در نظر گرفتن این ۴ مورد، اندازه بگیرید:منظم و با فاصله‌ی کوتاه گزارش دهید (هفتگی بهترین حالت است).دقیق اندازه بگیرید.مقایسه‌ای اندازه بگیرید.و بر اساس نتایج مقایسه، برای هفته‌ی بعد، Action Plan آماده کنید.شگفتی بزرگتا قسمت سوم، نتیجه جالب نبود اما بعد، ماجرا خیلی هیجان‌انگیز شد:۳ برابر بیشتر از پیش‌بینی قبلی، روی Landing Page مربوط به پادکست بی‌پلاس، ترافیک داشتیم، با نسبت ثبت‌نام به کلیک بالای ۸۰ درصد و مهم‌تر از همه، مشخص بود که چنل، به کد هدیه وابسته نیست. چند روز بعد از انقضای کد هدیه‌ی مربوط به هر قسمت، هنوز ورودی داشتیم و بعد از انتشار هر قسمت، چند برابر ظرفیتی که برای کد هدیه اعلام کرده بودیم، کاربر جدید به ماناپی می‌آمد.نتایج بررسی دقیق‌تر (چند هفته بعد از هر قسمت) نشان می‌داد کاربرانی که با این روش جذب شده‌اند، در ماه ۲ برابر بیشتر از کانال ارگانیک، تراکنش دارند. این کاربران ۲ برابر بیشتر از متوسط کل، دوستان‌شان را به ماناپی دعوت می‌کردند. اطلاع از برند ماناپی در شبکه‌های اجتماعی افزایش پیدا کرده بود.قیمت هر کلیک (CPC) در این چنل، ۱۰ برابر گران‌تر از نمایش بنر در مثلا اپلیکیشن‌های بازی بود. اما مشتری ارزشمندی به ماناپی می‌آمد که:به صورت داوطلبانه کسب و کار ما را به دوستان و نزدیکانش معرفی می‌کرد. به نسبت هزینه‌‌ی جذب، درآمدی بالاتر از متوسط چنل ارگانیک ایجاد می‌کرد (یعنی ROI این چنل ۲ برابر چنل ارگانیک بود).در کمال ناباوری، تعداد شنوندگان بعضی از قسمت‌های بی‌پلاس، از تعداد فروش آن کتابی که خلاصه‌اش در پادکست آمده بود، بیشتر شد. یعنی پادکست بی‌پلاس به بخش عمده‌ی طبقه‌ی نخبه‌ی فرهنگی (و حتی بخشی از طبقه‌ی متوسط) دسترسی دارد. مخلص کلامپادکست فارسی هنوز نمی‌تواند ترافیک خیلی بالایی ایجاد کند، من هم به دنبال آن نبودم. من به دنبال سفیر برند می‌گشتم که به دست آوردم. اگر شما هم به امتحان کردن این روش تبلیغات فکر می‌کنید، اجازه بدهید این سه نکته را با شما در میان بگذارم:وقتی در نتیجه‌ی انجام کمپین آزمایشی، مشخص شد یک چنل امیدوارکننده است، از افزایش بودجه‌ی آن چنل نترسید. اگر آزمایش اسپانسر پادکست شدن برای شما خوب جواب داد، بعد از یک دوره اسپانسر پادکست پرشنونده بودن، یک دوره اسپانسر چند پادکست کوچک‌تر با موضوعات متنوع باشید. از این طریق به رشد پادکست‌های بیشتری کمک کرده‌اید و با فراگیرتر شدن پادکست فارسی، تیزرهای شما بیشتر شنیده می‌شوند.شما باید حداقل ۲ تا ۳ قسمت را برای آزمایش متن پیام در نظر بگیرید، و بعد از آن حداقل ۴ قسمت با متن ثابت ادامه بدهید. اسپانسر شدن برای کمتر از این تعداد، بازدهی چندانی برای کسب و کار شما نخواهد داشت. سر نوشت یک چنل تازه‌‌پا مانند پادکست فارسی، به میزان بودجه‌ای که شرکت‌های بزرگ برای‌ تبلیغات در آن اختصاص می‌دهند، کاملا وابسته است. از این رو، اگر شما هنوز در برنامه ریزی‌های بازاریابی خود، اسپانسر شدن برای پادکست را در نظر نگرفته‌اید، بد نیست هم به عنوان یک مسئولیت اجتماعی در قبال رشد محتوای ارزشمند فارسی و هم به عنوان سرمایه‌گذاری برای تقویت یک چنل با پتانسیل و تاثیرگذاری فوق‌العاده، کمی جدی‌تر به این موضوع فکر کنید. مجموعه‌ی اقدامات ما برای ماناپی در تابستان و پاییز ۹۷ (از جمله اسپانسر شدن برای پادکست بی‌پلاس)، به رشد ۱۰ برابری تعداد نصب فعال، رسیدن به شاخص NPS بالاتر از ۸ و افزایش ۳ برابری تعداد تراکنش موفق در روز منجر شد.</description>
                <category>محمدعلی طائبی</category>
                <author>محمدعلی طائبی</author>
                <pubDate>Tue, 16 Oct 2018 11:29:32 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا پادکست به خوبی موزیک است</title>
                <link>https://virgool.io/@patriot/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D9%BE%D8%A7%D8%AF%DA%A9%D8%B3%D8%AA-%D8%A8%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A8%DB%8C-%D9%85%D9%88%D8%B2%DB%8C%DA%A9-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-yy9c4bembkbs</link>
                <description>یا معرفی بهترین پادکست‌هایی که در یک سال گذشته پیدا کرده‌اممی‌شد این نوشته را با یک پاراگراف در معرفی پادکست شروع کرد و بعد بهترین پادکست‌هایی که در یک سال گذشته مشترکشان شده‌ام را دسته‌بندی و فهرست کنم. برای هر کدام بگویم چه کسی آن را تولید می‌کند و بازه‌ی زمانی انتشارش چقدر است و … اما در این صورت، نوشته‌ی خسته کننده‌ای می‌شد؛ موافق نیستید؟ به هر حال در ادامه قرار نیست با چنین محتوایی روبرو شوید. پس تصمیم‌تان را بگیرید و اگر به پادکست علاقه‌مند هستید، مرورگر دستگاهی که به کمک آن این نوشته را می‌خوانید، آماده کنید چون قرار است به اعماق دنیای پادکست‌ها شیرجه بزنیم.من محمدعلی طائبی هستم و شما قرار است در جریان تجربه‌ی شخصی یک ساله‌ی من در دنیای پادکست‌ها قرار بگیرید.مثل خیلی چیزهای دیگری که به آن‌ها معتاد شده‌ام، درست معلوم نیست پای پادکست از کی به زندگی من باز شده اما حتما خیلی از آن روزها می‌گذرد. با این وجود، الان یک سال است که خیلی جدی به دنبال بهترین محتوا و اجرا در میان هزاران برنامه‌ی صوتی با کیفیتی هستم که با سلیقه، وقت و درگیری‌های ذهنی خودم نزدیک‌تر باشند. و ماجرا بعد از شنیدن داستان سریالی «مستر مایند» از کانال بی خیلی جدی‌تر شد. محتوای کانال بی را علاقه‌مندی اصلی علی بندری، یعنی روزنامه‌نگاری تحقیقاتی؟! (Investigative Journalism) تشکیل می‌دهد. تعریف دقیقش را اگر بخواهید باید گوگل کنید اما چیزی که من از این سبک روزنامه‌نگاری فهمیدم، روایت عمیق و همراه با جزئیات زیاد از یک اتفاق واقعی است. شبیه یک رمان فشرده که در هیچ بخشی از داستان، تخیلات نویسنده وارد نشده باشد. مثلا «مسترمایند» (احتمالا از بهترین قسمت‌های کانال بی) داستان یکی از بزرگترین تبهکاران قرن ۲۱ را با روایتی بسیار جذاب از اول تا آخر تعریف می‌کند. داستان پر از جزئیات است و قسمت مهم ماجرا این است که شما حس می‌کنید علی به همه‌ی آن‌ها کاملا مسلط است. مدام از این طرف دنیا شوت می‌شوید به آن طرف. از قرار سری چند آدم کش در یک شب بارانی به اداره ی مرکزی FBI در واشنگتن دی‌سی . از فکرهای توی سر شخصیت اصلی می‌شنوید و استدلال‌های وکلا و قاضی‌ها. در خلال ماجراهای این پادکست با سیستم قضایی آمریکا خیلی بیشتر آشنا شدم. این‌که دادستان، قاضی، FBI و البته مجرمین کجای زنجیره‌ی جرم ایستاده‌اند و هر کدام چه طور عمل می‌کنند. جریان پول در دنیا چه طور کار می‌کند و خیلی چیزهای دیگر. علی و تیم کانال بی آدم‌های خوشفکری هستند و کانال بی خیلی حرفه‌ای اداره می‌شود. (بد نیست نگاهی به کمپین جذب سرمایه‌اش در دونیت بیندازید.) کانال بی هر بار داستانی را از یک و گاهی چند منبع دست اول ترجمه می‌کند (خیلی هم نمی‌شود گفت ترجمه چون تیم کانال بی تاثیر جدی‌ای روی داستان‌ها دارند) لحن، کیفیت و نظم تولید، در کنار جذابیت‌های نوع محتوای کانال بی، آن را به اصلی‌ترین انتخاب‌های هر فارسی زبانی که به شنیدن پادکست‌ها علاقه دارد تبدیل کرده است. ۳۴ قسمت از کانال بی تا حالا منتشر شده که ۷ قسمت اون رو داستان سریالی مسترمایند تشکیل می‌دهد. تنفس اول: بذارین یه چیزی درباره پادکست بهتون بگم. پادکست همه‌ی خوبی‌های موزیک گوش کردن رو داره (به جز البته اینکه ضرب گرفتن روی پا باهاش خیلی راحت نیست) به اضافه این‌که تکراری نمی‌شه و می‌تونه یکی از ابزارهایی باشه که شما باهاش در جریان اخبار قرار می‌گیرید یا می‌خندید یا چیز یاد می‌گیرید یا به فکر فرو می‌رید یا دانش عمومی خودتون رو به روز نگه می‌دارید. پادکست می‌تونه چیزی باشه که قبل خواب برای رها شدن از همه‌ی فکر‌های خسته کننده‌ی روز باهاش همراه می‌شید یا بعضا دیده شده که آدم‌ها باهاش ترافیک کفری کننده‌ی عصرگاهی رو گذروندن (می‌دونم به نظرتون عجیب می‌آد، مگه کسی این روزها توی ترافیک می‌مونه؟) من خجالت نمی‌کشم از این‌که بگم خیلی وقتا حوصله‌ی خوندن ندارم. به نظرم مینیمالیسم جنبه‌های زیادی از زندگی ما رو فراگرفته و چه اشکالی داره گاهی به جای خوندن، خلاصه‌تر گوش بدیم؟خب، برگردیم به موضوع پادکست‌ها.رادیو گیک؛ پادکستی قدیمی‌ از یک آدم قدیمی اما خیلی به روز در دنیای فناوری در ایران. جادی همیشه بوده توی وب و احتمالا قبل از اون. من حتی شنیدم جزء مهندسان اولیه اینترنت بوده (جاست کیدینگ) اما ویژگی اصلیش، علاقه‌مندی بین رشته‌ایش به موضوعاتی مثل آزادی، حقوق بشر، جامعه شناسی و مدیریت ه. جالب نیست؟ این‌که شما به آزادی از نگاه یک متخصص فناوری نگاه کنید که می‌تونه بهتون بگه تو یجاهایی از دنیا دعوای آدم‌ها سر اینه که آیا دولت حق داره برای پیدا کردن تروریست‌ها اطلاعات شهروندانش رو به صورت کلی شنود کنه یا نه (خیلی بیکارن به خدا) و جادی می‌تونه بهمون توضیح بده که اساسا همچین کاری از نظر فنی چه طور ممکن میشه.هر قسمت رادیو گیگ معمولا بخش‌های مختلفی داره، با خبر شروع می‌شه بعد به قول خود جادی می‌رسیم به تقاطع تکنولوژی و جامعه و فضا یکم بین رشته‌ای و البته عمیق می‌شه. موزیک گوش می‌کنیم و جادی بهمون می‌گه این دو هفته در دنیای فناوری کیا کار بد یا خوب کردن و ما براشون دست می‌زنیم یا هو می‌کنیم. رادیو گیگ گاهی صدای مهمان داره، اغلب در موضوعاتی که جادی تخصص کافی نداره و کسی رو می‌شناسه که می‌تونه بهتر توضیح بده. رادیو گیگ یک خواهر هم به اسم رادیو جوراب شلواری داره که جادی اون‌جا به موضوعاتی می‌پردازه که در جامعه‌ی ما، حرف زدن درباره‌شون تابو محسوب می‌شه. مثل پریود (زشت نیست مثل من تا قبل از اولین رابطه‌تون هیچی راجع به پروید خانم‌ها ندونید؟) ۷۹ قسمت از رادیو گیگ تا الان منتشر شده، درسته که منظم نبوده ولی مداوم بوده. پادکست‌های فارسی زیادی هستن که جدی یا لنگون لنگون دارن منتشر می‌شن و لونه‌شون رو توی ناملیک می‌تونید پیدا کنید. (من شنیدم که ناملیک کمک زیادی به تولید کنندگان پادکست می‌کنه.) اخیرا هم مشترک استرینگ کست شدم که تلاش می‌کنه موضوعات علمی رو به صورت ساده توضیح بده. جالبه. یا رادیو دیو که موضوعش ادبیات و موسیقی ه. با اینکه خیلی خوب تولید میشه ولی متاسفانه حرفه‌ای منتشر نمی‌شه و شما با اپلیکیشن‌های پادکست نمی‌تونید دنبالش کنید. تنفس دوم:  برای پادکست گوش کردن هزارجور راه و روش هست، ولی آدم‌هایی که مثل من وسواس فکری دارن (بدون قصد توهین) بهتون پیشنهاد می‌کنن که پادکست حرفه‌ای رو به صورت حرفه‌ای گوش کنین. میشه مثل هر کار دیگه‌ای که این روزها ما خوشمون میاد از توی تلگرام انجامش بدیم (مثل رفتن به توییتر) مشترک کانال تلگرام پادکست‌ها بشین. ولی حدس بزنین چی می‌شه؟ تلگرام یادش نمی‌مونه تا کجای یک پادکست رو گوش دادین (و به من اعتماد کنین، این موضوع زیاد پیش میاد) یا بلد نیست پادکست‌ها رو خیلی منظم (مثل شونه‌ی تخم مرغ یا به قول مصطفی رحماندوست، دونه‌های انار) سر وقت روی وای‌فای دانلود کنه، بهتون نوتیفیکیشن بده، توضیحات و لینک‌ها و عکس‌های همراه پادکست (شو نوت ها) رو یک‌جا جمع کنه تا وقتی هدفون رو گذاشتین توی گوش‌تون فقط کافی باشه دکمه‌ی پخش رو بزنید. به جز این، برنامه‌های پادکست، بهترین جا برای پیدا کردن پادکست‌های خوب و جدید هستن. اگه آیفون دارید، برنامه‌ی Podcast خود گوشی به قدر کافی خوب هست و این روز‌ها بهتر هم شده. اگه اندروید دارید چون من کاربر همیشگیش نیستم نظر The Verge رو نقل می‌کنم (که منبع قابل قبولی در دنیای تکنولوژی محسوب میشه) Podcast Adict احتمالا بهترین چیزی ه که می‌تونید پیدا کنید. اما به نظر من، Pocket Cast بهترین برنامه برای گوش دادن پادکست ه (برای هر دو محیط iOS و اندروید)  که البته رایگان نیست. لطف دیگه‌ی استفاده از این برنامه‌ها اینه که به تولید کنندگان کمک می‌کنه آمار و اطلاعات خوبی از میزان رشد و نحوه‌ی استقبال ما به دست بیارن. (اگه شما پادکست تولید می‌کنید یا پادکستی که گوش می‌کنید توی iTunes نیست و بنابراین توی برنامه‌های مخصوص پادکست پیدا نمی‌شه، از خودتون بپرسید چرا؟ واقعا چرا؟)من ماه هاست مشترک پادکست The Daily هستم که نیویورک تایمز تولیدش می‌کنه و دلیل جذابیتش برای من، نوع نگاه یک رسانه‌ی حرفه‌ای (که ما درباره اخبار ایران واقعا شبیهش رو نداریم) به خبر هست. جوری که مطبوعات، موضوعات رو دنبال می‌کنن، جوری که مقامات مجبور هستن به رسانه‌ها توضیح بدن و جزئیات رو در اختیارشون قرار بدن. جوری که آدم‌ها درباره‌ی ابراز مخالفت‌شون ترس زیادی ندارن. The Daily هر روز حوالی عصر به وقت تهران منتشر میشه و کمتر از نیم ساعت ه. مایکل باربارو درباره یک موضوع مهم اون روز، به قدر کافی عمیق صحبت می‌کنه، نظر آدم‌های مرتبط رو می‌پرسه و با مقامات مصاحبه می‌کنه و بعد تیتر چند خبر مهم دیگه رو بهمون میگه. من فکر می کنم اگه امتحانش کنید، خوشتون میاد. توی دنیا، شبکه‌هایی هستن که چندین پادکست تولید می‌کنن، احتمالا مهمترین‌شون NPR هست. NPR یا رادیو عمومی ملی (؟!!) یک سندیکاست که به عنوان نماینده‌ی ۹۰۰ ایستگاه رادیویی در آمریکا معرفی شده. (خوبه که ویکی پدیاش رو بخونید) من بیشتر از ۴۰ تا پادکست از NPR پیدا کردم و از بیشترشون حداقل یک قسمت گوش دادم. از پادکست TED Radio Hour خیلی خوشم اومد. احتمالا با کنفرانس TED آشنا هستین، یک فرصت کوتاه چند دقیقه‌ای به آدم‌هایی که ایده‌ای در زمینه‌ی تکنولوژی، تفریح (که البته معادل خوبی برای intertainment نیست به نظرم) و طراحی دارند. این پادکست هر هفته به مدت یک ساعت، چند ارائه از TED رو حول یک موضوع کلی معرفی می‌کنه، جوری که نیازی نیست اون ارائه‌ها رو ببینید. هر قسمت شامل بخش‌هایی از ارائه‌ی اصلی و مصاحبه با ارائه دهنده است که خیلی خوب تنظیم شده.  آخرین قسمتی که ازش شنیدم، درباره سازمان‌دهی بود. این‌که کلونی مورچه‌ها چه طور سازماندهی می‌شه، مردم در زمان‌های بحران چه طور سازمان‌دهی می‌شن و این‌که چه طور می‌شه متدلوژی اجایل رو (که یک جور روش برای مدیریت و اجرای پروژه‌ی نرم افزاری هست) برای مدیریت خانه و خانواده به کار برد.من خیلی هیجان زده شدم وقتی فهمیدم مورچه‌ها وقتی به دنبال غذا می‌رن، اگه اطراف کلونی‌شون غذای زیادی پیدا نکنن، آهسته‌تر بر می‌گردن و هیچ مورچه‌ای بدون اینکه با یک مورچه‌ای که تازه از بیرون برگشته خوش و بش کنه، از کلونی خارج نمی‌شه. مورچه‌ها شاخک‌هاشون رو به هم می‌زنن و یک جور فعل و انفعال شیمیایی اتفاق می‌افته و می‌فهمن که اون یکی چیکار می‌کنه. وقتی عذا کمه، مورچه‌ها کمتر بیرون می‌رن و به ساخت و ساز مشغول می‌شن. همین. بدون هیچ مدیریت متمرکزی (که تمدن ما بر اساس اون شکل گرفته) کلونی مورچه‌ها و بقیه طبیعت داره اداره می‌شه. حتی بدن ما، هیچ مدیریت مرکزی نداره، فقط همه‌ی سلول‌ها می‌دونن باید چیکار کنن.  دومین پادکستی  که من از NPR گوش می‌کنم Code Switch  هست. اغلب موضوعاتی که توی این پادکست بهشون پرداخته می‌شه، مفاهیم بین رشته‌ای مثل نژاد پرستی، هویت یا فرهنگ هستن. یا حداقل خودشون این‌طوری پادکست رو معرفی می‌کنن. اینجا صداهای مختلفی شنیده میشه و معمولا آدم‌ها در باره موضوع خیلی هم عقیده نیستن. چون از تلویزیون خودمون نمی‌شه به راحتی مثال آورد، می‌تونم بگم شبیه پرگار تلویزیون فارسی بی‌بی‌سی ولی خب، خیلی حرفه‌ای تر. حالا بذارید یکی از نمونه‌های خوب روزنامه نگاری تحقیقاتی رو (که قبلا باهاش آشنا شدیم) بهتون معرفی کنم. مجله‌ی نیویورک میگه پادکست Criminal جرم رو یک موضوع جامعه شناختی، تاریخی و انسانی می‌دونه. یک تابعی از آدم، زمان و مکان. Criminal هر هفته داستان یک جنایت رو برای ما تعرف می‌کنه و آخرین قسمتی که ازش شنیدم داستان شکنجه‌ی وحشتناک اسب‌های پرش در آمریکا و قانونی که برای ممنوعیت اون تصویب شده بود. نمی‌شه درباره این پادکست حرف زد و به صدای معرکه‌ی فیبی جاج اشاره نکرد. (واقعا خوشم اومده از صداش)برای من، به عنوان یک «اغلب برنامه‌نویس کامپیوتر» پادکست Linux Outlaws همیشه نه ولی خیلی وقت‌ها جذاب بود. در واقع سبک اجرا و تولید پادکست مثل خود لینوکس بی ریاست. مدتی بود که منتشر نمی‌شد ولی دوباره با عنوان Geek News Radio شروع شده. اگه از اسم قبلی‌شون چیز زیادی دستگیرتون نشد، اسم جدید به خوبی نشون میده که قراره چه چیزی اینجا بشنوید. من مشترک چند پادکست خیلی معروف هم هستم که به همه‌ی قسمت‌هاشون گوش نمی‌کنم. مثل Stuff You Should Know که در واقع یک شبکه از بیشتر از ۱۵ پادکست مختلف ه که موضوعات تخصصی رو به زبان ساده توضیح میدن. مثلا این‌که عطرها و به طور کلی شامه‌ی انسان چه طوری کار می‌کنه.  پادکست خیلی قدیمی ه و من فقط وقتی موضوع اون هفته برام جذاب باشه بهش گوش می‌دم. یا Audio Long Read که توسط گاردین هم به صورت نوشتاری و هم صوتی تولید می‌شه. موضوعاتش عموما سیاسی ه و موضوع رو خیلی خیلی خوب طرح می‌کنه (البته من به خاطر مشکلی که با لهجه‌ی بریتیش دارم، کم میشه بهش گوش بدم.)برای من دونستن درباره اینترنت، مثل دونستن درباره دنیایی که توش زندگی می‌کنیم مهم و جذابه. خب در واقع بخش مهمی از زندگی من، توی اینترنت می‌گذره. پادکست Reply All درباره اینترنت حرف می‌زنه. درباره ترندها، بیزینس‌ها و زندگی مدرنی که به واسطه‌ی اینترنت شکل گرفته. این پادکست یکی از ۱۵ تا پادکستی هست که توسط Gimlet تولید می‌شن. من بقیه پادکست‌های این شبکه رو گوش ندادم ولی نگاهی به موضوعات و شونوت‌ها انداختم و می‌تونم بگم همه‌ی حرف‌ها درباره انسانی هست که داره توی یک دنیای دیجیتال، بالغ می‌شه. و در آخر، Note to Self یک پادکست خیلی خودمونی ه درباره موضوعاتی که آدم‌ها مثلا موقع غذا خوردن درباره شون صحبت می‌کنن. کوتاه و جذاب ه برای من. شاید کمی تین ایجری باشه ولی من بیشتر وقتا ازش لذت بردم. شاید بهترین پادکست شبکه‌ی WNYC نباشه ولی من دوستش دارم. پادکست، شاید به خاطر همراه بودن با صدای یک آدمیزادی که خوب می‌داند چه طور با صدایش در نوشته برتری ایجاد کند، وجه انسانی‌تری داشته باشد نسبت به همه‌ی خوب‌هایی که می‌توانیم بخوانیم. شاید بهتر بود تجربه‌ی خودم رو درباره پادکست‌ها به صورت رادیویی تولید کنم، اینجوری می‌تونستیم بخشی از هر پادکست رو باهم گوش کنیم. شاید قسمت بعدی رو به جای خوندن، شنیدین. </description>
                <category>محمدعلی طائبی</category>
                <author>محمدعلی طائبی</author>
                <pubDate>Wed, 21 Feb 2018 11:12:22 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ربات توییتر من؛ امکانات و قابلیت‌ها</title>
                <link>https://virgool.io/Botchain/%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%AA-%D8%AA%D9%88%DB%8C%DB%8C%D8%AA%D8%B1-%D9%85%D9%86%D8%9B-%D8%A7%D9%85%DA%A9%D8%A7%D9%86%D8%A7%D8%AA-%D9%88-%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%AA%D9%87%D8%A7-egmix7n5c4kl</link>
                <description>در دو قسمت  قبلی و به دعوت چالش ۳۰روزه وبلاگ‌نویسی، درباره ربات توییتر من، یک کلاینت جانبی برای توییتر که در تلگرام کار می‌ک، نوشتم. در این قسمت، درباره ویژگی‌های مختلف ربات برای جامعه هدف اول، یعنی کاربران عمومی و نه Admin های شبکه‌های اجتماعی خواهم نوشت. قسمت اول: ربات توییتر من؛ پیشینهقسمت دوم: ربات توییتر من؛ یک تجربه‌ی جمعیبه کمک ربات توییتر من، بدون نیاز به نصب اپلیکیشن یا پروکسی می‌توانید توییت ارسال کنید، توییت‌های تایم‌لاین یا لیست‌هاتون رو بخونید، مطالب رو برای ارسال زمان‌بندی کنید و گزارش‌های به درد بخور بگیرید.کاربران عمومی؛ دوستان هر روزه‌ی توییتردر ابتدا، فهرست ویژگی‌های ربات توییتر من بر پایه‌ی نیازهای عمومی کاربران شکل گرفت. امکاناتی که یک کاربر هر روزه‌ی توییتر با متوسط بیشتر از ۲ توییت در روز از آن‌ها استفاده می‌کند. برای دیدن توییت‌ها از طریق ربات می‌توانید:- با فرمان /home  تایم‌لاین اصلی خود را ببینید- و یا به کمک فرمان /list و انتخاب لیست مورد نظر، توییت‌های یک لیست به خصوص را ببنید.در بخش ارسال توییت، قابلیت‌های اصلی ربات توییتر من شامل این موارد هستند:- ارسال فوری یا زمان‌بندی شده‌ی توییت- تبدیل متن طولانی به عکس برای بهتر دیده شدن و رد شدن از محدودیت ۲۸۰ حرف- ارسال در زمان‌های طلایی یا زمان‌هایی که بر اساس سابقه‌ی حساب، توییت‌های شما در آن‌ها بهتر دیده شده‌است.رابط کاربری مبتنی بر گفت‌گو یا چت‌بات نوع جدیدی از رابطه‌ی انسان و ماشین است که در سال‌های آینده خیلی مهم خواهد شد.برای ارسال توییت جدید لزوما نیازی به استفاده از دستور /new نیست و شما می‌توانید پست مورد نظر را به صورت متن یا عکس یا فیلم برای ربات بفرستید (حتی می‌توانید پستی را به ربات فروارد کنید) ربات از شما می‌پرسد که آیا می‌خواهید توییتی ارسال کنید؟ البته می‌توانید به ربات بگویید که بعد از دریافت مطلبی از شما، بدون نیاز به تایید پست را به توییتر بفرستد.در بخش هشدارهای مختلف، فهرست امکانات اینگونه است:- هشدار فالو یا آن‌فالو شدن- یادآور توییت که به هر از گاهی به شما یادآوری می‌کند خیلی وقت است توییتی نداشته‌اید- جایزه‌ی رسیدن به تعداد توییتی که برای خود، هدفگذاری کرده‌اید- نوتیفیکیشن توییت جدید برای حساب‌هایی که آن‌ها را تعقیب می‌کنید (برای استفاده از این قابلیت نیازی به فالو کردن حساب مورد نظر نیست و اصطلاحا به آن حالت روح می‌گویند :دی ) ربات توییتر من هر از گاهی به شما یادآوری می‌کند که خیلی وقت است توییتی نداشته‌ایددر کنار این ویژگی‌ها، ربات توییتر من یک شماره‌ی پیامکی دارد که بعد از تنظیم شماره‌ی موبایل‌تان در ربات، می‌توانید به آن شماره پیامک ارسال کنید و ربات آن متن را به توییت تبدیل می‌کند. در قسمت‌های بعدی درباره این موضوعات صحبت خواهم کرد:امکانات ربات برای Admin های توییترمشخص کردن جامعه مخاطبین یک رباتنحوه جذب سرمایه برای رباتاستراتژی بازاریابی رباتنکاتی که در طراحی یک چت‌بات باید به آن توجه کنیدقیمت گذاری یک ربات تلگرامی</description>
                <category>محمدعلی طائبی</category>
                <author>محمدعلی طائبی</author>
                <pubDate>Mon, 22 Jan 2018 00:17:20 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ربات توییتر من؛ یک تجربه‌ی جمعی - ۲</title>
                <link>https://virgool.io/Botchain/twikotbot-2-q1wzesjgxhw8</link>
                <description>ربات توییتر من، یک کلاینت جانبی برای توییتره که برای استفاده از اون نیازی به نصب اپلیکیشن یا تنظیم پروکسی نیست. همه چیز در قالب گفت‌گو با یک ربات تلگرامی اتفاق می‌افته. مثلا شما پیامی رو به ربات ارسال می‌کنید و ربات ازتون می‌پرسه می‌خوای این رو به توییتر ارسال کنی؟مکالمه با یک چت بات، نوع جدید از رابط کاربری و نحوه‌ی تعامل انسان با ماشین است.در قسمت قبل، کمی راجع به پیشینه‌ی این پروژه صحبت کردم و در این یادداشت، می‌خواهم درباره «تجربه‌ی جمعی» طراحی و شکل دهی به امکانات عمومی ربات صحبت کنم. هر چقدر هم که تعریف ویژگی‌های توییتر ساده به نظر بیاید، وقتی پای طراحی یک کلاینت جانبی به میان می‌آد با انبوهی از امکانات مختلف سر و کار داریم که باید برایشان فکری کرد. باید تایم‌لاین و محتوای لیستا به کاربر نمایش داده شود، امکان سرچ و لایک و ریتوییت و ارسال پاسخ باید وجود داشته باشد. کالکشن‌ها و مومنت‌ها نباید فراموش شوند و … این ویژگی‌ها در احتمالا هر کلاینت جانبی کم و بیش پیدا می‌شوند. امکانات عمومی ربات توییتر هم از همین فهرست شروع شد. بعد‌تر، بر اساس نیازمندی‌هایی که خودم داشتم، چیزهایی به آن اضافه کردم. مثلا امکان تبدیل متن طولانی به عکس‌نوشته برای گذشتن از محدودیت تعداد کاراکتر و یا امکان دریافت سمس و تبدیل آن به توییت. ربات توییتر من هر از گاهی به شما یادآوری می‌کند که خیلی وقت است توییت نکرده‌اید اما از آن‌جا که روند توسعه‌ی ربات توییتر من را با جزئیات آن در توییتر با دوستانم به اشتراک می‌گذاشتم، ذره ذره پیشنهاداتی برای امکانات یا فرایند‌های ربات به دستم می‌رسید که پایه‌ی شکل‌گیری گزارش‌های مختلف ربات شد. مثل گزارش فالو یا آنفالو شدن یا گزارش روزانه که مجموعه‌ای از اطلاعات به درد بخور درباره عملکرد هر روز را در انتهای آن روز برای کاربر ارسال می‌کند. کاربران حتی در اصلاح و تغییر عبارت‌هایی که در مکالمات ربات استفاده می‌شد هم به من کمک کردند و به جرات می‌تواند گفت جلسات محصول این ربات در صحن علنی توییتر برگزار می‌شد و همین جذاب‌ترین قسمت کار روی این پروژه برای من بود. اما برای تبدیل شدن به یک محصول تجاری، لازم بود تا ویژگی‌های بهترین کلاینت‌های جانبی توییتر بررسی شود و امکاناتی که جامعه مخاطبین ربات به آن‌ها نیاز دارند، به محصول اضافه شود. امکاناتی مثل زمان‌بندی ارسال توییت یا مدیریت کالکشن‌ها یا دنبال کردن کاربران در حالت روح و دریافت توییت‌های آن‌ها بدون نیاز به فالو کردن. به طور کلی، امکانات ربات از این سه منبع جوشیده‌اند:- [ ] نیازهای روزمره خودم- [ ] پیشنهادهای دوستانم در شبکه‌های اجتماعی- [ ] بررسی بهترین ابزارهای جانبی توییتراین مطلب به دعوت چالش ۳۰ روزه وبلاگ‌نویسی نوشته شده است. در قسمت‌های بعدی درباره این موضوعات صحبت خواهم کرد:امکانات ربات برای Admin های توییترمشخص کردن جامعه مخاطبین یک رباتنحوه جذب سرمایه برای رباتاستراتژی بازاریابی رباتنکاتی که در طراحی یک چت‌بات باید به آن توجه کنیدقیمت گذاری یک ربات تلگرامی</description>
                <category>محمدعلی طائبی</category>
                <author>محمدعلی طائبی</author>
                <pubDate>Fri, 19 Jan 2018 21:52:55 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ربات توییتر من؛ یک تجربه‌ی جمعی</title>
                <link>https://virgool.io/Botchain/twikotbot-1-zl1wduma1u5l</link>
                <description>در چهار سال گذشته، توسعه‌ی یک کلاینت تر و تمیز برای توییتر که هم بتواند دسترسی به توییتر را برای کاربران آسان‌تر کند و هم چیزی از جنس ارزش افزوده برای آن‌ها داشته باشد، یکی از دغدغه‌های هیجان انگیز برای من بوده‌است که به صورت آهسته و افتان و خیزان، کم کم روی آن کار کرده‌ام. این ایده نهایتا در قالب یک ربات تلگرامی، چند وقتی است که به صورت عمومی عرضه شده و مورد استقبال کاربران هم قرار گرفته است. به کمک ربات توییتر من، بدون نیاز به نصب اپلیکیشن یا پروکسی می‌توانید توییت ارسال کنید، توییت‌های تایم‌لاین یا لیست‌هاتون رو بخونید، مطالب رو برای ارسال زمان‌بندی کنید و گزارش‌های به درد بخور بگیرید. در چند پست و در پاسخ به چالش ۳۰ روزه وبلاگ‌نویسی قصد دارم این تجربه‌ی جمعی را با شما به اشتراک بگذارم. تاریخچه: (این بخش ممکن است کمی بیش از اندازه فنی باشد)پروژه کلاینت توییتر، ۴ سال پیش در قالب یک وب اپلیکیشن شروع شد. وب‌سایتی که با حساب توییتر در آن لاگین می‌کردی و رابط کاربری کم و بیش شبیه خود سایت توییتر داشت. از آن پروژه الان حتی اسکرین‌شاتی هم برایم باقی نمانده‌است تا با شما به اشتراک بگذارم اما در روزگاری که دسترسی به ابزار‌های رد شدن از موانع به سادگی و فراگیری امروز نبود، کار راه انداز بود. بعد‌ها با تکنولوژی فون گپ آشنا شدم و با هدف تولید یک اپلیکیشن هیبرید برای موبایل، کل پروژه را بازنویسی کردم و به صورت یک اپلیکیشن فون‌گپ برای آزمایش به جمعی از دوستان دادم. نتیجه اصلا رضایت بخش نبود. مهم‌ترین مشکل هم لگ و کندی اجرای اسکریپت‌ها در قالب وب‌ویو بود. در سومین تلاش، با کمک یکی از دوستانم شروع به توسعه‌ی یک اپلیکیشن Native برای آیفون کردیم. پروژه با پیچیدگی‌هایی زیادی مواجه شد که مهمترین آن حل مساله‌ی Rate Limit توییتر بود. تعداد ریکوئستی که هر اپلیکیشن توییتر می‌تواند در دقیقه داشته باشد بسیار محدود است و این به تجربه‌ی ناموفقی سمت کاربر منجر می‌شد. لاجرم پروژه بعد از پیاده سازی بخش وسعی از رابط کاربری، متوقف شد. نهایتا با همه‌گیر شدن تلگرام به عنوان اصلی‌ترین روش ارتباطی این روزها، تصمیم گرفتم کلاینت مذکور را در قالب یک ربات تلگرامی عرضه کنم. این ربات در ابتدا با الهام گرفتن از نیازهای روزمره‌ی خودم راه افتاد و بعد‌تر قدم به قدم با پیشنهاد‌هایی که از کامیونیتی دنبال کنندگان توییترم می گرفتم تکمیل شد. در پست روز آینده درباره امکانات و ویژگی‌های این ربات بیشتر خواهم نوشت. اگر شما هم مثل من، توییتر یک بخش جدانشدنی از زندگی‌تان شده‌است، حتما ربات توییتر من را امتحان کنید. </description>
                <category>محمدعلی طائبی</category>
                <author>محمدعلی طائبی</author>
                <pubDate>Fri, 19 Jan 2018 00:43:32 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>