<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های پیام همدلی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@payam.hamdeli</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 13:16:57</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>پیام همدلی</title>
            <link>https://virgool.io/@payam.hamdeli</link>
        </image>

                    <item>
                <title>ناگفته‌های اتاق مشاوره: «سن و ازدواج»</title>
                <link>https://virgool.io/payam-hamdeli/%D9%86%D8%A7%DA%AF%D9%81%D8%AA%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%AA%D8%A7%D9%82-%D9%85%D8%B4%D8%A7%D9%88%D8%B1%D9%87-%D8%B3%D9%86-%D9%88-%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%AC-jksjqpsl408c</link>
                <description>به علت مشکل سایت ویرگول، برای شنیدن پادکست متن، روی لینک تلگرام زیر بزنید:https://t.me/payam_hamdeli/57ازدواج یک اتفاق نیست؛ بلکه یک فرایند است. فرایندی بلندمدت که به تلاش و ممارست زیادی نیاز دارد. باور عموم بر این است که در ازدواج، سن دختر باید کوچک‌تر از سن پسر باشد؛ چون در غیر این صورت با مشکلاتی مواجه می‌شوند. باور دیگر که رایج است، کم‌سن‌وسال نبودن هر دو نفر است؛ یعنی هم دختر و هم پسر به سن تقویمی مناسبی رسیده باشند. اما جالب‌توجه است که موضوعات مهم‌تری همچون انواع بلوغ‌ها در ازدواج، مانند بلوغ روانی، مالی، اعتقادی، جنسی و... به باور عمومی تبدیل نمی‌شوند و سطح تفکر ازدواجی، غالباً در همین موارد متوقف می‌شود؛ سن تقویمی مناسب. سن بی‌تأثیر نیست؛ اما همه چیز هم نیست. ماجرای زیر را با هم بخوانیم که تجربه مشاوره پیش از ازدواج زوج‌درمانگری با چندین سال سابقه است.«دختر و پسری برای بررسی‌های پیش از ازدواج به من مراجعه کردند. طبق روال همیشگی، شروع به پرسیدن سؤالاتی از جمله: سن، تاریخچه خانوادگی، شغل طرفین، دلایل ازدواج و... کردم تا برایم روشن شود با چه افرادی و با چه سطح تفکری صحبت می‌کنم. زوجی کم‌سن‌وسال و بسیار پایبند به ازدواج. ابتدا از ذهنم گذشت که سنِ کمی دارند و برای ازدواج، مناسب نیستند؛ اما فرصت دادم تا جلسات خود را طی کنند و البته با وجود سن کم، مراجعه به روان‌شناس را نشانه مثبتی از سوی این دو نفر دیدم که انجامش داده بودند. هر دو مشغول به کار بودند و تصمیم داشتند تا دیپلم ادامه تحصیل بدهند و سپس درس را رها کنند و به شغل خود، رسمیت بیشتری ببخشند. هرچه لازم بود را بررسی کرده و می‌کنم و مهارت‌های زندگی را به آن‌ها آموزش می‌دهم. تست‌هایی همچون mbti را نیز گرفته و جلسات فردی هم طی می‌کنیم تا هم خودشان را بهتر بشناسند هم طرف مقابل را. تصمیم به ازدواج در سن کم، تصمیمی پر خطر است و ما سعی کردیم با بررسی دقیق و آموزش‌های لازم، میزان این خطر را کاهش داده و در تصمیم‌گیری نهایی، تأثیری مثبت داشته باشیم. آنچه در فرایند مشاوره این زوج متوجه شدم، عدم مهارت گفت‌وگو و حل مسئله در رابطه‌شان بود؛ پس از اهمیت این دو مهارت برایشان گفتم و آن‌ها را با خود و سپس با هم همراه کردم تا مسیر مهارت‌آموزی را به‌درستی طی کنند.من به‌عنوان مشاور پیش از ازدواج و زوج درمانگر، افراد زیادی را دیده‌ام که با وجود سن زیاد، حتی اندکی هم برای ازدواج و رابطه مناسب نبودند و کسانی را هم دیده‌ام که با وجود سن کم، آماده و پذیرای رابطه‌ای بلندمدت همچون ازدواج بودند». سن مهم است؛ اما اهمیت ملاک‌های دیگر را نیز نباید دست‌کم گرفت. زندگی با فردی پارانوئید که سی و چند سال دارد به همان اندازه سخت است که زندگی با یک فرد کم سن و بدون اختلال و ناآشنا با مهارت‌های زندگی. پس نمی‌توان فقط با نسخه سن، همه را راهیِ ازدواج کرد یا از ازدواج دور ساخت.  ما آدم‌ها عادت کرده‌ایم تا با آنچه نُقل دهان دیگران است زندگی خود را بنا کنیم و خارج‌شدن از این دایره‌ی امن، برایمان دشوار است. اما بهتر است بدانیم که زندگی واقعی، گاهی همان ناگفته‌های اتاق مشاوره و درمان است که کمتر کسی از آنها سخن می‌گوید.نویسنده: نرجس پوریاوی، کارشناسی روان‌شناسی</description>
                <category>پیام همدلی</category>
                <author>پیام همدلی</author>
                <pubDate>Sun, 14 Apr 2024 13:55:28 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ماجرای یک مشاوره صورتی</title>
                <link>https://virgool.io/payam-hamdeli/%D9%85%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D9%85%D8%B4%D8%A7%D9%88%D8%B1%D9%87-%D8%B5%D9%88%D8%B1%D8%AA%DB%8C-c5dvxhocfohc</link>
                <description>نام قبلی اثر: ماجرای یک مشاوره صورتیبرای شنیدن نسخه صوتی متن، روی لینک زیر کلیک کنید:https://t.me/payam_hamdeli/54تابه‌حال تجربه یک جلسه مشاوره غیرحرفه‌ای را داشته‌اید؟ از آن‌هایی که بعد از خروج از اتاق، وقتی چشمانتان را باز می‌کنید، به خودتان لعنت بفرستید که کاش هیچ‌وقت پایتان به آن جلسه نحس باز نشده بود؟ بگذارید برایتان یک خاطره بگویم:رفیقی داشتم که چند سال پیش، در یک بحران و شرایط دشوار به یک مشاور به‌ظاهر معروف مراجعه کرد. روزهای اول همه چیز گل‌وبلبل بود، مدیتیشن‌های تأثیرگذار و آرام‌بخش را هم چاشنی مشاوره کنید. هربار از اتاق بیرون می‌آمد حالش خوب بود و فکر می‌کرد دارد معجزه می‌شود. هر جلسه یک سخنرانی غرا از دکتر بزرگوار می‌شنید که مستقیم نشانه می‌زد وسط اعتقادات محکم او، ساده بگویم؛ آقای دکتر روشن‌فکر به هر ریسمانی که وجود داشت برای تحت‌تأثیر قراردادن مراجع چنگ می‌زد حتی باز کردن قرآن!  ۵،۴ جلسه نگذشته بود که مراجع ماجرا احساس کرد فقط دارد جیبش به‌اندازه درآمد کل سال، خالی می‌شود. آن زمان ۶۰۰ تومان برای جلسه یک‌ساعته، در کنار جلسات نوروفیدبک تجویزی روان‌شناس، پول هنگفتی به‌حساب می‌آمد! همه اینها یک طرف... راستش داستان، زمانی جالب‌تر شد که مشاور مثلاً حاذق، هرچه تکنیک داشت برای وابسته کردن مراجعش به کار می‌برد، از مشهد با دختر ویدئو کال می‌گرفت و غیرمستقیم می‌خواست نقش پدر حامی که سال‌ها حضور مؤثرش را ازدست‌داده بود را ایفا کند. تا جایی پیش رفت که حتی برای اینکه به او ثابت کند که شکست عاطفی‌اش به جاست و پارتنرش او را نمی‌خواهد، یک جلسه کامل مشاوره، زنگ زد به معشوق او و نیم ساعتی پسر ازهمه‌جابی‌خبر را به حرف گرفت و تهش خردشدن دختر ماند و سرگردانی و بی‌اعتمادی پسر!حالا می‌دانید گل ماجرا کجا بود؟ آنجا که دخترک یک احساس لحظه‌ای و ساده‌اش را با خنده بیان کرد و مشاور بهت‌زده و خیره به او گفت: &quot; تجزیه‌ای، اختلال تجزیه‌ای...! &quot; و عملاً اختلالی که داشت یا نداشت را پیش رویش چسباند روی پیشانیِ روانِ دخترکِ درمانده. اینجا بود که دختر، بعد ۱۰ جلسه و هزینه بسیار، با یک خاطره تلخ و شکسته‌تر از قبل برای همیشه آن کلینیک را ترک کرد! این خاطره را تعریف کردم تا همین یک خط را برایتان روشن کنم:&quot;فریب پکیج‌های جذاب، مسکن‌های موقتی و دکترهای زرد که پیشکش، صورتی و نارنجی را نخورید! &quot;درست است که مسئولیت‌پذیری، روشن‌بینی و آگاهی، اقدامات عاقلانه و انتخاب مشاور حرفه‌ای، مهم‌ترین وظیفة یک مراجع است؛ اما گاهی در شرایط خاصی از زندگی که به هر چیز و هرکسی برای نجات دست دراز می‌کنیم، ممکن نیست و تنها، تجربة یک مشاوره ضعیف و چه‌بسا آسیب‌زا و زخمی که روی گوشه‌ای از روحمان باقی می‌گذارد، ما را به سمت انتخاب‌های آگاهانه‌تر سوق می‌دهد! و اما در پایان، سخنی با هم‌رشته‌ای‌ها:کاش قبل از اینکه پیشوند دکتر و پسوند مؤثر و حرفه‌ای را به دوش بکشیم، حواسمان باشد که کوچک‌ترین رفتارها و حرف‌های ما می‌تواند زندگی آدم‌ها را به سمت رشد و آرامش هدایت کند یا آن را زخمی‌تر از قبلشان به باتلاق تباهی بکشاند. همچنین به‌خاطر داشته باشیم که مشاوره به معنای عام، کار نسبتاً ساده‌ای است؛ اما عمیق که نگاه کنیم، متوجه می‌شویم که در قبال روح و روان انسان‌ها، مسئولیت بزرگی داریم، بزرگ‌تر و سخت‌تر از آنچه در خیالمان می‌پرورانیم...نویسنده: زهرا خسروآبادی، کارشناسی‌ارشد مشاوره خانواده</description>
                <category>پیام همدلی</category>
                <author>پیام همدلی</author>
                <pubDate>Sun, 14 Apr 2024 13:51:27 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>عصاره‌‌مقاله‌: «ترومای جانشین در درمانگران[1]»</title>
                <link>https://virgool.io/payam-hamdeli/%D8%B9%D8%B5%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87-%D8%AA%D8%B1%D9%88%D9%85%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D8%A7%D9%86%D8%B4%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%861-krhtljjusgki</link>
                <description>شنیدن تروما می‌تواند اثرهای مختلفی بر روی فرد بگذارد و منجر به تغییر قابل توجهی در جهان بینی شود که باورهای موجود او را در هم می‌شکند و در دید خود دیگران و جهان فراگیر می شود.مقاله‌ی «ترومای جانشین در درمانگران» به این موضوع می‌پردازد که چگونه درمانگران می‌توانند هنگام کار با بازماندگان تروما، ترومای نیابتی را تجربه کنند، که به دلیل تغییرات خاص در طرحواره‌ها پس از مواجهه مکرر با تروما، منجر به &quot;علائم&quot; شناختی، عاطفی، فیزیولوژیکی و رفتاری می‌شود.ترومای جانشین به این اشاره دارد که که کار با بازماندگان تروما می تواند تاثیری بر افرادی که با آن‌ها کار می‌کنند داشته باشد که در آن تجربیات درونی درمانگر به طور منفی و دائمی از طریق گوش دادن مکرر به مطالب آسیب زا در طول زمان تغییر کند.مضمون های اصلی که در خصوص ترومای جانشین در درمانگران در این مقاله اشاره شده است از جمله:نگرش تغییر یافته به زندگی و ادراک از خود و دیگران: این مضمون نمایانگر دیدگاه تغییریافته درمانگران از خود، دیگران و جهان بر اساس مواجهه آن‌ها با روایت های تروما است. درمانگران باورهای منفی را که از طریق گوش دادن به تروما درون خود احساس می‌کردند و همچنین احساساتی همچون بی‌کفایتی، عدم عزت نفس و شک نسبت به توانایی های خودشان را تجربه کردند.مضمون دیگری که به آن پرداخته شد، تجارب عاطفی جالبی بود که درمانگران تجربه کردند؛ آن‌ها به این موضوع اذعان داشتند که احساساتی همچون غم، ترس، تحریک پذیری/ بی قراری، احساس شوک، انزجار، احساس گناه و اضطراب درمورد سلامت و ایمنی خود و دیگران در درونشان رخ داد.تجربه فیزیولوژیکی: مضمون بعدی که حاکی از این بود برخی از درمانگران از خستگی مفرط خودشان از پس کار با افراد دارای تروما می‌گفتند؛ آنها علائمی همچون درد، حالت تهوع، سرگیجه، میگرن(سردرد)، تنش عضلانی و مشکلات تنفسی توصیف می‌کردند که اغلب آن‌ها هیچ دلیل پزشکی نداشت. احساسات گاهی از طریق گریه به صورت ظاهری بیان می‌شد که شاید برای دور انداختن احساسات اضافی‌ای بود که درمانگران تجربه می‌کردند.در وهله‌ی بعد به تجارب شناختی درمانگران پرداخته شد که درمانگران خود را آسیب پذیر، دیگران را خطرناک و جهان پیرامون خود را نا امن می‌پنداشتند. برخی از آن‌ها درباره سردرگرمی و فراموشی می‌گفتند، عده‌ای تغییر دیدگاه درباره جهان و کاهش خوش‌بینی نسبت به دنیای پیرامون را مطرح می‌کردند و برخی دیگر روابط شخصی خود را زیر سوال می‌بردند و جای تعجب نبود که پارانویا را احساس کنند.آخرین مضمونی که به آن پرداخته شد، پاسخ های رفتاری بود که درمانگران گزارش می‌کردند؛ اینکه از دیگران فاصله می‌گیرند و یا تمایل به محافظت از عزیزان خود دارند‌، یک درمانگر درباره‌ی از دست دادن ایمان خود گفت و برخی دیگر از هوشیاری بیش از حد صحبت می‌کردند.از جهت دیگر برای برخی از درمانگران کار با بازماندگان تروما تأثیر مثبتی بر دیدگاه آن‌ها نسبت به جهان داشت. برخی از درمانگران توانستند مفهوم قدرت و انعطاف پذیری را در دید خود، به دیگران منتقل و حس واقعی امید و خوش‌بینی را در خود تقویت کنند، زیرا شاهد بودند که بازماندگان توانایی کنار آمدن با تروما را دارند و با طی کردن جلسات مشاوره در مسیر رشد و پیشرفت قرار می‌گیرند.نویسنده: سید محمدمهدی ساداتی، کارشناسی‌ارشد مشاوره خانواده[1] Vicarious trauma in therapists: a meta-ethnographic review</description>
                <category>پیام همدلی</category>
                <author>پیام همدلی</author>
                <pubDate>Sun, 14 Apr 2024 13:37:37 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آرامشی در تار و پود شعر سنایی</title>
                <link>https://virgool.io/payam-hamdeli/%D8%A2%D8%B1%D8%A7%D9%85%D8%B4%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%D9%88-%D9%BE%D9%88%D8%AF-%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D8%B3%D9%86%D8%A7%DB%8C%DB%8C-phg9vgbeqng4</link>
                <description>ندا ملکیکارشناسی مشاورهملکا ذکر تو گویم که تو پاکی و خدایینروم جز به همان ره که توام راهنماییهمه درگاه تو جویم، همه از فضل تو پویمهمه توحید تو گویم که به توحید سزاییتو زن و جفت نداری، تو خور و خفت نداریاحد بی‌زن و جفتی، ملک کامروایینه نیازت به ولادت، نه به فرزندت حاجتتو جلیل‌الجبروتی، تو نصیرالامراییتو حکیمی، تو عظیمی، تو کریمی، تو رحیمیتو نماینده فضلی، تو سزاوار ثناییبری از رنج و گدازی، بری از درد و نیازیبری از بیم و امیدی، بری از چون‌وچراییبری از خوردن و خفتن، بری از شرک و شبیهیبری از صورت و رنگی، بری از عیب و خطایینتوان وصف تو گفتن که تو در فهم نگنجینتوان شبه تو گفتن که تو در وهم نیایینبد این خلق و تو بودی، نبود خلق و تو باشینه بجنبی، نه بگردی، نه بکاهی، نه فزاییهمه عزی و جلالی، همه علمی و یقینیهمه نوری و سروری، همه جودی و جزاییهمه غیبی تو بدانی، همه عیبی تو بپوشیهمه بیشی تو بکاهی، همه کمی تو فزاییاحد لیس کمثله، صمد لیس له ضدلمن‌الملک تو گویی که مر آن را تو سزاییلب و دندان سنایی همه توحید تو گویدمگر از آتش دوزخ بودش روی رهاییشعر شاعر برجسته یعنی سنایی غزنوی رو از میان اشعار زیبای دیگر گلچین شده که قصد دارم راجع به این اثر زیبا کمی صحبت کنم. این شعر راجع به یک منبع کل حرف می‌زند که هیچ‌کس و هیچ‌چیز با آن برابر نیست راجع به منبعی صحبت می‌کند که با زمینی‌ها با چیزهایی مادی این روزگار قابل‌مقایسه نیست.  همه می‌دانیم که یکی از مشکلات انسان‌ها بی‌برنامه بودن و بدون راهنما بودن در زندگی هست که باعث بهم ریختگی انسان در برابر مشکلات و از دست‌دادن قدرت تفکر و ذهنیت آن می‌شد.  شاعر در این شعر درباره آن سخن می‌گوید (نروم جز به همان ره که تو ام راهنمایی) این موضوع خیلی روشن و واضح هست که بهترین راهنمای ما در زندگی کسی هست که تمام ابعاد وجودی ما رو خلق کرده، کسی که انسان و روح و فطرت آن را به‌خوبی می‌شناسد نیازهای این انسان را می‌شناسد پس بهترین راهنمای ما بر روی این زمین خاکی که پر از چاله‌های عمیق هست و هر آن ممکن است انسان در آن‌ها سقوط کند قطعاً خداست. سپس شاعر در شعر راجع به صفات و ویژگی‌های خدا صحبت می‌کند، شاعر خداوند را از کل هستی جدا می‌کند و همین جدایی زیبایی این شعر رو چندبرابر کرده است که همین زیبایی باعث شتاب روح ما به این منبع کل می‌شود.  زیبایی تک‌تک کلمات و واژه‌های این شعر غیرقابل‌توصیف هست؛ زیرا که نور خدا، عشق به خدا در بین کلمات و واژه‌ها موج می‌زند.آرامشی که در بین تاروپود این شعر وجود دارد از خدا نشئت‌گرفته است خدایی که به قول جناب سنایی نه دردی دارد نه رنج نه نیازی به خوردن و خوابیدن، خطا و عیبی در کار آن خدا معنایی ندارد و در نهایت زیبایی مطلق هست. محتوای این شعر آرامش خاطر می‌دهد به انسانی که پر از نقص و نیاز هست پر از حسرت و حال بد، و خواندن این شعر کافی هست که اعتماد کنیم به خدایی که حال ما برایش اهمیت دارد خدایی که آرامش روزگارمان به وجود و رحمت آن بستگی دارد. شاعر اعتراف می‌کند که همچین خدایی را که فضایل و ویژگی‌هایش به‌اندازه بی‌نهایت هست را ذهن محدود و مادی انسان‌های این زمین نمی‌تواند درک کند.در بیت آخر شعر شاعر وصل می‌شود به این زیبایی بی‌کران و خود را کسی می‌داند که تا لحظه آخری که نفس در تن دارد از خوبی این خدای بزرگ می‌گوید که شاید این خدا در زمان دوزخ رحمی به جناب سنایی پیشه کند.حرف آخر منبع کلی که من راجع به او سخن گفتم تحفه زندگی‌هایمان هست. اعتمادکردن به این منبع کل باعث حال خوب، باعث بلندشدن قد روح، باعث امیدوار شدن به روزگار و دنیایی می‌شود که همچین خدایی حاکم آن هست و این امیدوار شدن و امید داشتن باعث تلاش برای حل معضلات و مشکلات می‌شود.  باعث می‌شود روان و ذهن آرام‌تر داشته باشیم؛ زیرا که می‌دانیم کسی در سختی‌ها مانند کوهی پشت ما هست که احدی قادر به فروریزی‌اش نیست.</description>
                <category>پیام همدلی</category>
                <author>پیام همدلی</author>
                <pubDate>Sun, 14 Apr 2024 13:34:34 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نگاهی گذرا به رویکردهای روان‌کاوی و مراجع‌محوری</title>
                <link>https://virgool.io/payam-hamdeli/%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%DA%AF%D8%B0%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%B1%D9%88%DB%8C%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%A7%D9%88%DB%8C-%D9%88-%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%AC%D8%B9-%D9%85%D8%AD%D9%88%D8%B1%DB%8C-stysageurrjf</link>
                <description>فائزه مطیعیکارشناسی مشاورهرویکردهای روان‌درمانی به‌مثابه نقشه راهی هستند که مسیر درمانگر در طول جلسه درمان را مشخص می‌کنند. آنچه سبب تمایز این رویکردها از یکدیگر می¬شود، مبنای فلسفی، جهان‌بینی و نوع نگاه نظریه‌پردازان به ماهیت انسان است. روانکاوی به عنوانی مکتبی بانفوذ و پر سابقه، در طول سالیان متمادی اثری ژرف بر جلسات روان‌درمانی داشت. فروید با ابداع نظریه‌اش پایه‌گذار ساختمان بسیار نیرومندی شد که در تعیین مسیر آیندگان تأثیر به سزایی داشت. پس از او پژوهشگران زیادی به بررسی دیدگاه‌های او پرداختند. بخشی از مفاهیم مطرح شده او در حال حاضر منسوخ شده‌اند، اما تعداد زیادی از مفاهیم او از جمله ناهشیار، نقش تجربیات کسب شده در کودکی در شکل‌دادن به رفتارهای آینده و همچنین اهمیت مکانیزم‌های دفاعی، امروزه در روان‌شناسی مدرن بسیار به کار می‌رود. به‌طورکلی هدف روانکاوی این است که فرد بتواند به احساس آزادی دست یابد، از نیروها و امیال سرکوب‌شده‌اش آگاهی یابد و به‌طورکلی با خود و دنیای اطراف سازگار شود(شولتز 2013). رویکرد مراجع‌محوری که پایه‌گذار آن کارل راجرز است، یکی از نیرومندترین رویکردها در حوزه روان‌درمانی است. باور عمومی در این نظریه این است که انسان موجودی منطقی، اجتماعی و پیش‌رونده است، برخلاف دیدگاه‌های دیگر که انسان را ماهیتاً موجودی مخرب و غیرمنطقی می‌انگارند. راجرز معتقد است که انسان به طور فطری میل به شکوفایی دارد و درمانگر تنها این امر را برای او آسان‌تر می‌کند (شفیع‌آبادی). او اهمیت زیادی به تجربیات گذشته فرد قائل نبود. با آنکه نقش این تجربیات را رد نمی کرد، اما نقش تجربیات و هیجانات حال حاضر را در شکل‌گیری رفتار انسان مؤثرتر می‌دانست. نگاه راجرز به درمانگر به‌مثابه باغبانی است که با فراهم‌کردن شرایط مناسب، رشد نهال را به ارمغان می‌آورد. اینکه از زیگموند فروید تا کارل راجرز چه مسیری طی شده خارج از بحث حاضر است، ما قصد داریم با نگاهی موشکافانه به بررسی فرصت¬ها و محدودیت‌های این رویکردها در روان‌درمانی بپردازیم. از فروید بابت تأکید بسیار زیادی که بر نیروهای زیستی، میل جنسی، پرخاشگری و تجربیات کودکی داشته انتقادات زیادی شده است(شولتز، 2013). می‌توان گفت که روی‌هم‌رفته نگاه فروید به انسان، نگاهی بدبینانه است و نیروهای غیرمنطقی وجود انسان را آن‌قدر مؤثر می‌داند که می تواند جلوی نیروهای منطقی و عقلانی را بگیرد. اما روانکاوی را امری مثبت در نظر می‌گیرد که می‌تواند آگاهی انسان را بالا ببرد و او را از قیدوبند و جبر آزاد سازد (شفیع‌آبادی). عده‌ای به دلیل تأکید فروید بر گذشته افراد از او انتقاد کرده‌اند و در پاسخ گفته‌اند که نقش آینده و آرزوهای افراد در تعیین رفتار کنونی مؤثر است تا گذشته.  از راجرز نیز انتقاداتی شده است از جمله اینکه او تقریباً ناهشیار را نادیده می انگارد و توجه کمی به گذشته افراد دارد. با اینکه از هر یک از رویکردها فرصت ها و محدودیت های متعددی را برای افراد به ارمغان می آورند، اما می توان گفت که روانکاوی به نسبت درمان مراجع‌محور از محدودیت های بیشتری برخوردار است هرچند که در نهایت امر تعیین‌کننده در این مورد مهارت و صلاحیت درمانگر است. درمان مراجع‌محور با تمرکزی که بر اینجا و اکنون دارد و تأکید بر گرایش فطری انسان به خودشکوفایی، او را توانمندتر از آن می­داند که در بند گذشته اسیر باشد.در انتها باید افزود که رویکردها از نظریه ها آمده اند و نظریه ها را انسان ها ابداع نموده اند، انسان هایی که هر کدام دنیای پدیداری خاص خودشان را دارند و نگاهشان به واقعیت های جهان از زوایای متعدد و مختلفی است. همواره باید کوشید که از تعصب بی جا و لجاجت بر سر یک نظر خاص پرهیز کرد و از ظرفیت های نظریه های متعدد در جلسات درمان استفاده کرد، چرا که همه چیز را همگان دانند.</description>
                <category>پیام همدلی</category>
                <author>پیام همدلی</author>
                <pubDate>Sun, 14 Apr 2024 12:55:23 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اینجاست که مفاهیم زنده می‌شوند</title>
                <link>https://virgool.io/payam-hamdeli/%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AC%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%DA%A9%D9%87-%D9%85%D9%81%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85-%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D9%86%D8%AF-g8tktehrwlwx</link>
                <description>برای شنیدن نسخه صوتی متن، روی لینک زیر کلیک کنید:https://t.me/payam_hamdeli/63چندمین روزی است که زندگی در این سرزمین حیات می‌گیرد؟ چندمین فرزندی است که زاده می‌شود؟ آن کلیدهای بر گردن آویخته، کی تسلیم خواهند شد؟ آخرین باری که پدری فرزندش را در آغوش می‌گیرد و حسبنا الله و نعم الوکیل را زمزمه می‌کند، فرامی‌رسد؟ این سرزمین کی تسلیم خواهد شد؟پایان راهش کجاست؟چه نیرویی پشت این استقامت است؟ آنچه در حال حاضر در فلسطین می‌گذرد، صفحه جدیدی بر تاریخ روان‌شناسی رقم می‌زند.در تعریف تاب‌آوری آورده‌اند که:  توانایی فرد در مقابله با استرس، فشارها و مشکلات زندگی است. افراد تاب‌آور، در مواجهه با موقعیت‌های دشوار، از منابع داخلی و خارجی خود استفاده می‌کنند تا با مشکلات روبرو شده و به بهترین شکل ممکن آن‌ها را حل کنند. این ادم ها به کدام منبع وصل شده‌اند که همچنان سربلند ایستادگی می‌کنند؟ سرزمین زیتون سر به افتادگی می‌کند؟جواب تمام این سؤالات، زیست هفتاد‌ساله فلسطینی‌ها؛ مقاومت است.  آنچه در دنیا تاب‌آوری می‌نامند، اینجا سال‌هاست که جای خود را به مقاومت داده. اینجا تروما یک ایدئولوژی است، یک رژیم است و برای تاب‌آوری، این مقاومت است که به پیکار آمده. هنر آنها این است که به همه چیز حتی مرگ، زندگی می‌بخشند. مفاهیم را زنده می‌کنند. آن روزهایی که بشر سعی می‌کرد توسعه فردی را بیاموزد، اینجا مادری به فرزندش یاد می‌داد چطور با قلوه‌سنگ از خود در برابر آن ترومای بزرگ دفاع کند. آن زمان که دنیا آسمان‌وریسمان بهم می‌بافت که چطور کیفیت آموزش را بالا ببرد تا دانش‌آموزان در شرایط بهتری تحصیل را تجربه کنند، اینجا مدارس اهداف موشک‌های نظامی بودند. آن وقت که دعوا بر سر آزادی گرایش‌های جنسی بود، اینجا زنی با طفلی در رحم پشت چک‌پوینت‌ها از بین می‌رفت. دنیا سال‌هاست دلخوش به این مفاهیم بی‌معنی است، اینجاست که مفاهیم زنده می‌شوند. اکنون اگر روان‌شناسی بخواهد آبرویش را بخرد و در برابر تاریخ از خود دفاع کند، مقاومت با تاریخی چندین ساله مقابل روی اوست.نویسنده: سحر رئیسی، کارشناسی مشاوره</description>
                <category>پیام همدلی</category>
                <author>پیام همدلی</author>
                <pubDate>Sun, 14 Apr 2024 12:50:43 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دو کلام حرف حساب!</title>
                <link>https://virgool.io/payam-hamdeli/%D8%AF%D9%88-%DA%A9%D9%84%D8%A7%D9%85-%D8%AD%D8%B1%D9%81-%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%A8-e7cpcvjauug1</link>
                <description>برای گوش دادن به نسخه صوتی متن، روی لینک زیر کلیک کنید:https://t.me/payam_hamdeli/36معرفی کتابدر هر حرفه‌ای اسرار خاصی وجود دارد. این اسرار در طول زمان و از نسلی به نسل دیگر انتقال‌یافته‌اند و در اثر تجربهزیاد آموخته شده‌اند. این آموزه‌ها، راه‌هایی برای انجام مؤثر و کارآمدتر امور هستند. درمانگران نیز اسرار به‌خصوص خود را برای بهبود عملکردشان دارند. جفری کاتلر با کمک جان کارلسون با برخی از تأثیرگذارترین متخصصان و نظریه‌پردازان رشته مشاوره مصاحبه کرده و حاصل آن را به طور دقیق و طبقه‌بندی‌شده و در قالبی جذاب با داستان‌های مراجعان خود ترکیب کرده و کتاب راز درمانگران برجسته را منتشر کردند. آنها با متخصصان حرفه خود درباره عجیب‌ترین مراجعانی که داشتند، پیشرفت‌های خلاقانه، بزرگ‌ترین موفقیت‌ها، شکست‌ها و فریب‌های اتاق درمان و مراجعانی که باعث تغییرشان شدند، صحبت کردند. این متفکران و درمانگران در گفتگوهایشان اسراری از خود را برملا کردند که تابه‌حال چیزی از آنها نگفته بودند. مثل‌اینکه بسیاری از آنها ابراز کردند که دیگر از مدل‌هایی که به نام آنها گره‌خورده است استفاده نمی‌کنند و به‌جای وابستگی به یک رویکرد، به سمت دستورالعمل‌های یکپارچه‌تر و منعطف‌تر گرایش پیدا کرده‌اند. اما به‌راستی درمانگرانی که برجسته هستند چه‌کار می‌کنند؟ این افرادِ حرفه‌ای بر این باور هستند که باید برای کاری که می‌خواهند انجام بدهند اشتیاق فراوان داشته و پیوسته سعی می‌کنند خود را کشف کنند و راه‌های مختلف را امتحان کنند. آنها با علاقه به دنبال کشف راه‌های جدید برای حرفه خود هستند. این درمانگران به‌جای مقاومت در برابر رشد روزافزون، از فرصت‌های پیش رویشان به‌عنوان ابزاری برای مشارکت و به‌روز بودن استفاده می‌کنند. خواندن این کتاب و هفده فصلی که در آن نقش بسته است، می‌تواند کمک خوبی باشد به دانشجویان رشته مشاوره برای ایجاد دید بهتر و انتخاب روش‌ها، باورها و فنون کاربردی و شایسته‌تر درکار با مراجعانشان.معرفی نویسندهدکتر جفری ای. کاتلر، یکی از شاخص‌ترین نویسندگان در زمینه مشاوره، روان‌درمانی، سلامت و آموزش است که به مدت ۴۵ سال در مراکز گوناگون از جمله مدرسه راهنمایی، بیمارستان، دانشگاه، مراکز امدادرسانی در بلایا و مطب خصوصی‌اش فعالیت کرده است. کتاب‌های او با ترکیب راهکارهای علمی و راهگشا به همراه داستان‌های جذاب از مراجعان مختلف، همواره جز منابع پراستناد و جالب‌توجه دانشجویان رشته مشاوره بوده است. از جمله کتاب‌های او می‌توان به این عناوین اشاره کرد: در مسیر درمانگر شدن، روابط در مشاوره و زندگی مشاور، رهبری گروه آموزشی و راز درمانگران برجسته. او استاد بازنشسته رشته مشاوره در دانشگاه ایالت کالیفرنیا است و هم‌اکنون مشغول پروژه‌هایی مربوط به مهاجران آسیب‌دیده روانی. همچنین او استاد متخصص روانپزشکی بالینی در کالج پزشکی بیلور است.نویسنده: محمدپارسا اشرفی، کارشناسی مشاوره</description>
                <category>پیام همدلی</category>
                <author>پیام همدلی</author>
                <pubDate>Sun, 14 Apr 2024 12:46:30 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قصه‌گوی غم</title>
                <link>https://virgool.io/payam-hamdeli/%D9%82%D8%B5%D9%87-%DA%AF%D9%88%DB%8C-%D8%BA%D9%85-v8aecrwdxyay</link>
                <description>به دلیل مشکل فنی سایت ویرگول، فایل صوتی شعر را در کانال تلگرام نشریه همدلی قرار دادیم:https://t.me/payam_hamdeli/60دو نفر روبه‌روی همهر دو در جست‌وجوی همیک نفر رازدارِ جاندیگری قصه‌گوی غمآری اینجا نقاب نیستدر حضوری که دم‌به‌دمتو پذیرفته می‌شویبا تمامِ زیاد و کمچون یکی با صداقت وبی قضاوت کنار همدر پی درک ماجرانوشداروی هرچه سمبا تو همراه می‌شودمی‌شود با تو هم قدمتا در این راه پر فرازنشود زانوی تو خمنویسنده: طهورا اکبری، کارشناسی ارشد توانبخشی</description>
                <category>پیام همدلی</category>
                <author>پیام همدلی</author>
                <pubDate>Sun, 14 Apr 2024 12:41:57 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش دوست‌داشتنی</title>
                <link>https://virgool.io/payam-hamdeli/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%86%DB%8C-v02rmddrejpl</link>
                <description>برای مطالعه مطالب دیگر به لینک زیر مراجعه کنید:https://t.me/payam_hamdeliورود به اتاق مشاوره همیشه یکی از چالش‌های دانشجوهای روان‌شناسی و مشاوره هستش:یه چالش دوست‌داشتنی...همیشه به اون روزی فک می‌کنیم که قراره به‌عنوان خانم یا آقای مشاور وارد جلسه درمان بشیم.  هممون به‌واسطه شرکت‌کردن در کلاس‌ها و کارگاه‌های مختلف و تعامل با اساتید احتمالاً یک‌سری چیزهایی از اتاق درمان شنیدیم.کتاب‌های زیادی هم نوشته شده تحت عنوان شرح جلسه درمان که مثلاً اومده توش در مورد جلسات درمان مراجع‌های مختلف نوشته. احتمالاً برای هممون شنیدن، خوندن و حتی دیدن روند جلسات مشاوره (درصورتی‌که سوپروایزری شرکت کرده باشیم) جالبه و حس‌های مختلف رو برامون ایجاد میکنه. ممکنه حس شادی رو تجربه کنی زمانی که میتونی مؤثر باشی و کمک‌کننده، ممکنه حس غم و بغض بیاد سراغت وقتی مراجعت داره از مشکلات و سختی‌هایی که تجربه کرده میگه و هم‌زمان گریه میکنه، میتونه حس خشم باشه شاید تعجب کنید؛ ولی ممکنه به‌عنوان مشاور از مراجعت عصبانی بشی، از این که چرا این انتخاب‌ها رو کرده و این بلا رو سر خودش آورده، از این که چرا مثل یه قربانی و یه آدم منفعل یه گوشه نشست و گذاشت هر کسی که داره رد میشه یه لگدی بهش بزنه و حتی از این که چرا در حق آدمای دیگه ظلم کرده چرا اذیتشون کرده چرا غیرانسانی رفتار کرده. توی جلسهٔ مشاوره به‌عنوان مشاور تازه‌کار هیچ بعید نیست که بترسی، از این که آیا من میتونم بهش کمک کنم؟ از این که قراره جلسه چه‌طور پیش بره؟ از این که آیا مراجع متوجه میشه که من تجربه زیادی ندارم و همین مسئله باعث میشه بهم اعتماد نکنه؟گاهی پیش میاد که خودت هم به کار مشاوره‌ای خودت اعتماد نداری و فکر می‌کنی قطعاً مراجع متوجه باگ‌های مشاوره‌ای من شده و الانه که بخواد بهم بگه تو چه‌طور مشاوری هستی؟ و بعد اتاق رو ترک کنه و در رو محکم بکوبه بهم، ممکنه حتی این فکر رو کنی که مراجع با دلیل و بی دلیل بخواد ازت شکایت کنه و خودت رو همیشه در مقابل مراجع توی گوشه رینگ تصور کنی و حتی ممکنه از مراجع یه غول بی‌شاخ‌ودم تو تصورت ساخته باشی که قراره بیاد با یه مسئله عجیب‌وغریب و تو رو سورپرایز کنه و تو منگنه قرار بده که یا همین‌الان باید یه معجزه‌ای برام کنی که من حالم خوب شه و یا تو یه مشاور به درد نخوری که اصلاً جات تو جلسه مشاوره و در جایگاه مشاور نیست.  این حس‌ها و فکرهایی که دارم بهت میگم خیلی زیادن اونقدر که حتی ممکنه به مسیری که برای مشاور شدن اومدی به این‌همه زمانی که تو کلاس‌ها و کارگاه‌ها گذروندی به اون همه کتاب‌هایی که خوندی و هزینه‌های گزافی که پایه همة این‌ها گذاشتی شک کنی به این که اصلاً مشاوره مسیر منه شاید باید راه دیگه ای رو می‌رفتم چون حتی تصور این که جلسه مشاوره رو برگزار کنم باعث میشه دستام خیس عرق بشن ، نفسم تندتر بشه و گلوم مثل کویر خشک، خشک بشه که حتی مراجع ممکنه متوجه حالات من بشه این که من استرس دارم، نگرانم، نیاز دارم زودتر از اون جلسه مشاوره فرار کنم. ممکنه حتی گاهی این تصور برات ایجاد بشه که من تو جلسه مشاوره چی بگم، اگه حرف کم بیارم چی، اگه مراجع گریه کنه چی، اگه عصبانی بشه و پرخاش کنه چی، اگه نتونم جلسه مشاوره رو اون طوری که بخوام پیش ببرم قراره چی بشه، اگه مراجع جلسه اول بیاد و دیگه جلسه بعدی نیاد و نخواد جلسه مشاورش رو با من ادامه بده چی میشه.  میخوام بهت بگم که می دونم همه این حس‌ها و فکرها و تصورها میتونه برات سخت و اذیت‌کننده باشه و حتی ممکنه مثل یه مانع یا دیوار محکمی جلوی تو و توانمندی‌های تو رو بگیره... همه اینها رو می دونم ولی اینم میخوام تو بدونی که این حس‌ها و فکرها خیلی خیلی طبیعیه برای مشاور و روانشناس تازه‌کار اونقدر طبیعی هست که میشه گفت اگه نباشن باید به این مسئله شک کرد که یه جای کار میلنگه و غلطه. حالا با همة اون چیزایی که میدونم و میدونی میخوام بهت بگم به مسیرت شک نکن، تو مسیرت رو درست اومدی هر مسیری چالش‌های خودش رو داره پس اگه مسیرت رو با علاقه انتخاب کردی بدون درسته و مطمئن شو که از پس چالش‌هاش هم برمیای مثل همه اونهایی که این مسیر رو انتخاب کردن و با چالش هاش زندگی کردن.نویسنده: زهره صالح بیگی، دکتری مشاوره</description>
                <category>پیام همدلی</category>
                <author>پیام همدلی</author>
                <pubDate>Sun, 14 Apr 2024 12:36:23 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مشاور که بود و چه نکرد؟</title>
                <link>https://virgool.io/payam-hamdeli/%D9%85%D8%B4%D8%A7%D9%88%D8%B1-%DA%A9%D9%87-%D8%A8%D9%88%D8%AF-%D9%88-%DA%86%D9%87-%D9%86%DA%A9%D8%B1%D8%AF-ymh8oytmkwlh</link>
                <description>صبا کوکبیکارشناسی‌ارشد مشاوره خانوادهمشاور راه حل قلنبه برای مشکلاتمون بهمون نمی‌ده، برای ما و به جای ما تصمیم نمی‌گیره، بهمون نمی‌گه چیکار بکن، چی‌کار نکن، برای همه یک نسخه نمی‌پیچه.  مراجعه به مشاور مخصوص آدمای بیمار نیست. مراجعه به مشاور کار زنونه‌ای نیست. مردی که به مشاور مراجعه می‌کنه، سوسول نیست و از مرد بودنش کم نمی‌شه. کسی که به مشاور مراجعه می‌کنه، &quot;دیوونه&quot; نیست. مراجعه به مشاور تابو نیست. حرف زدن و درد دل کردن با اقدس و اصغر جای مراجعه به مشاور رو نمی‌گیره.  مشاور خدا نیست! او هم ضعف‌هایی داره و گاهی دچار اشتباه می‌شه و با مشکلات خاص خودش دست و پنجه نرم می‌کنه.  مشاور قاضی نیست که قضاوتمون کنه، کف بین و فالگیر نیست که از آینده‌ خبر داشته باشه، ذهن‌خوان نیست که نگاهمون کنه و بفهمه مشکل چیه، دکتر نیست که دارو تجویز کنه و یه جلسه‌ای خوبمون کنه،بابابزرگمون نیست که نصیحت کنه،بازجو نیست که چیزایی که نمی‌خواهیم بگیم رو از زیر زبونمون بیرون بکشه.  مشاور مسیر پیش رومون رو روشن‌تر و واضح‌تر می‌کنه،کمکمون می‌کنه که خودمون تصمیم بگیریم و مسئولیت زندگیمون رو بپذیریم، کمکمون می‌کنه شفاف‌تر و بدون خطا و قالب بندی نگاه کنیم.  خلاصه اینکه مشاور خوبه، بهش مراجعه کنیم.</description>
                <category>پیام همدلی</category>
                <author>پیام همدلی</author>
                <pubDate>Sun, 14 Apr 2024 12:16:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سخن سردبیر: «ما پول دوستیم!»</title>
                <link>https://virgool.io/payam-hamdeli/%D8%B3%D8%AE%D9%86-%D8%B3%D8%B1%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%B1-%D8%B3-wjmnuojdsfmv</link>
                <description>لینک کانال تلگرامی نشریه پیام همدلی:https://t.me/payam_hamdeliما پول‌دوستیم؛ تعرفه‌ی 1403 سازمان نظام روان‌شناسی برایمان کم است. چرب‌تر می‌خواهیم و پرملات‌تر و این حقمان است. «تِراپی» سنگین است و مغزسابی دارد. ما دوست داریم جلسات مشاوره کش بیاید، تست‌های بسیار بگیریم و رقم‌های بسیارتر. ما «کِراستی خرچنگ» هستیم در پویانمایی «باب اسفنجی». فرمولی اسرارآمیز داریم برای ساختن یک آدم موفق که فقط هم در دکان ما پیدا می‌شود. لطفا به جای دیگری مراجعه نکنید. ما می‌توانیم از جیبمان معجزه‌ی تغییر را رقم بزنیم. افراد زیادی در شبکه‌های اجتماعی ما را دنبال می‌کنند و این نشان عطش مردم برای دانش عمیقی است که در اختیار داریم. لازم به ذکر است که برای 9 اردیبهشت، روز مشاور، به ما یک دسته گل هم بدهید ممنونیم ولی نمی‌توانیم بپذیریم، چون روابط دوگانه برای مشاور اَخ است و جیز؛ حالا اگر یک سکه‌ی طلا بدهید شاید بتوانیم تجدید نظر کنیم!البته گفته‌اند و شنیده‌ایم که برخی از آنانی که اسم خود را مشاور گذاشته‌اند، طبق تعرفه پول می‌گیرند و حتی کمتر. می‌گویند: «ما با تند و تند آزمون روانی گرفتن موافق نیستیم.» درمان‌هایشان اغلب کوتاه است و حتی در تک جلسه هم گاهی کار را تمام می‌کنند. حرف‌های عجیب‌تری هم می‌زنند؛ مثل اینکه مشاور به دنبال کشف و رشد ظرفیت‌های آدمی است، چه خودش باشد چه دیگری. مشاوره فرایند بالندگی است نه صرفِ تکنیک‌های پر زرق و برق و کاربرد اصطلاحاتِ «سندروم» و «تروما».احتمالا این‌ گروه اقلیتی افسانه‌ای بیش نیست. جدی نگیرید. نزد ما بیایید تا با نامِ اعظمِ فروید و با سبک نوین طرحواره درمانتان کنیم. لطفا برای خطاب ما، لقب دکتر و استاد فراموشتان نشود.ما تمام تلاشمان این بوده که در این نشریه ثابت کنیم که تمام حرف‌های بالا دروغ است یا لااقل درباره‌ی ما صدق نمی‌کند. ما طفل‌های معصومی هستیم که می‌خواهیم بدون چشم‌داشت و با ذوق و شوق فراوان، بهترین خودمان را ارائه کنیم. نه برای فروش خودمان یا محصولمان یا قلممان. برای ارائه‌ی محتوایی که فکر می‌کنیم شنیدنش بر نشنیدنش برتری دارد. راستی بعضی از مطالب نشریه در این شماره بخش صوتی هم دارد. یعنی اگر وقت یا حوصله‌ی مطالعه ندارید می‌توانید با بارکدخوان گوشی خود، بارکد مربعی بالای مطلب را اسکن کنید و مطلب را به صورت صوتی گوش دهید.ما برای ارائه‌ی این شماره به پیشگاه چشمانتان وقت و انرژی بسیار و اندکی مغز صرف کردیم؛ نه با توقع خوانده شدن، به امید انجام کار درست. به قول استاد اسمعیلی: «ما وظیفه داریم سهم خودمان را بگذاریم»؛ می‌ماند سهمِ شما در مطالعه و نقد و بازخورد، که دیگر در حوزه‌ی ربط ما نیست، آزادید و مختار.نویسنده: حبیب سنگ‌تراشان، کارشناسی‌ارشد مشاوره خانواده</description>
                <category>پیام همدلی</category>
                <author>پیام همدلی</author>
                <pubDate>Sun, 14 Apr 2024 12:02:04 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>