<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های پدرام فیاضیان</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@pdm_psychology</link>
        <description>روانشناس ::فعال در حوزه رابطه و توانمندی و توسعه فردی::</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 10:14:02</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/794444/avatar/jNtRb2.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>پدرام فیاضیان</title>
            <link>https://virgool.io/@pdm_psychology</link>
        </image>

                    <item>
                <title>دیکتاتور درون ما</title>
                <link>https://virgool.io/@pdm_psychology/%D8%AF%DB%8C%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%AA%D9%88%D8%B1-%D8%AF%D8%B1%D9%88%D9%86-%D9%85%D8%A7-shqtkwvx6m9b</link>
                <description>در فضای اجتماعی امروز با اتفاقات عجیبی روبرو میشیم که شاید گاهی مبهم و گاهی دردناک باشن، خالی از لطف نبود که یکی از همین تجربه‌ها‌ی عجیب که در روزهای اخیر داشتم را بنویسم و این شد که تصمیم گرفتم تبدیلش کنم به یادداشتی در همین رابطه؛ در این دوره که اغلب به دنبال دیدن ویدیوهای یک دقیقه‌ای هستیم، شاید هم کسانی چند دقیقه‌ای را مطالعه کردند و تامل، شاید هم صرفا تعجب خودم رو تخلیه کرده باشم،‌که حداقل برای من سودمند. تجربه!چند ماه پیش اتفاقی با صفحه‌ای در اینستاگرام آشنا شدم، دختر جوانی که به لندن مهاجرت کرده و تحصیل می‌کند و از فلسفه می گفت،‌ آرام و بی زاویه مطالب را توضیح می‌داد،‌ کاری که من خیلی وقته دوست دارم انجام بدم ولی شلوغ‌تر و شاید تنبل‌تر از اون هستم که این کار رو انجام بدم.بسیار لذت بردم از دیدن چندین پست خانم افسون کمالی که در صفحه شخصی‌شان در اینستاگرام به آدرس @afsounism منتشر می کردن؛ از اونجا که دوست دارم کارهای زیبا رو حمایت کنم و از طرفی مطالبی بود که دوست داشتم دوستانم هم ازشون استفاده کنم،‌ به همراه انتشار یکی از ویدئوهایشان، پیج‌شان را در استوری منشن کردم و به دوستانم توصیه کردم که در صورت تمایل مطالب ایشان را دنبال کنند.بعد از این کار، ایشان از این استوری بازدید و از من هم تشکر کردم و دیالوگ بسیار کوتاه و محترمانه‌ای هم بین ما رد و بدل شد....چند روز پیش یکی از اساتید ارزشمند قدیمیم،‌ یکی از پست‌های ایشان را برای من ارسال کردند. از استفاده هجو و تووخالی ایشان از کلمات گلایه کردند و اینطور شد که پست‌های دیگر ایشان هم که مدتی بود به دلیل مشغله نمی‌دیدم را هم دیدم! به طرز عجیبی روند آموزشی و تحلیلی ایشان تبدیل شده بود به ویدیوهایی اغلب احساسی، سطحی،‌ یک جانبه و تهی از نگاه آموزشی قبلی. به گونه‌ای که انتشارشون یا به جهت گرفتن بازدید بیشتر و وایرال شدن بوده و یا صرفا بیان احساس لحظه‌ای و شخصی نسبت به مسایل روزمره.به هر حال صفحه‌ی خودشان هست؛ صاحب اختیار و آزاد در بیان هر حرف و نظری که دلشان می‌خواهد...با دیدن این پست‌ها وظیفه خودم دونستم که برای همراهانم استوری بذارم و به قول معروف اعلام برائت کنم،‌ پس یکی از همون پست‌های به شدت یک طرفه و سطحی ایشان که در مورد نحوه پوشش و شکل گیری شخصیت مهاجران در کشورهای مقصد بود ( که اتفاقا موضوع پایان‌نامه‌ای هست که الان در حال مطالعه، کار بر روی آن و نوشتن مقاله در این خصوص هستم) رو در استوری به همراه متنی بسیار محترمانه گذاشتم برای دوستانم و نوشتم که مطالب این صفحه دیگر مورد تایید و همسو با نظر من نیستند و از دوستانم عذرخواهی کردم بابت معرفی قبلی و تغییر نظرم.تصویری از ویدئو افسون کمالی از صفحه @afsounism که در موضوع ذکرشده در مورد شکل‌گیری شخصیت مهاجرین نظر دادن. برداشته شده از سایت threadsساعاتی بعد توسط یکی از همراهانم متوجه شدم که استوری من سیاه است! و چیزی در آن دیده نمی‌شود...بعد از یکی دو بار بررسی متوجه شدم که ایشان بنده را بلاک کردند! و به دلیل وجود ویدئو ایشان در استوری،‌ استوری قابل مشاهده نیست. ( چه تکنیک سرکوب جالبی! 😂)از روی کنجکاوی و برای مطمئن شدن از اینکه این موضوع یک مشکل فنی نیست، از صفحات دیگر در دسترسم خواستم پیج ایشان را چک کنم ولی هر جایی با اکانت هایم سرچ می کردم @afsounism چیزی به من نشان نمیداد! و در نهایت متوجه شدم که حتی دو صفحه دیگر با نام من و یک صفحه‌ی مرتبط با بنده (که نمی دانم چطپر فهمیدند من به مدیریت آن دسترسی دارم!!!) را هم بلاک کرده بودند! بدون هیچ پیام و یا توضیحی!بلاک شدن بابت اینکه من صرفا به مخاطبانم که قبلا گفته بودم این صفحه را دوست دارم و دنبال کنید، حالا گفته بودم مورد نظرم نیست و دنبال نکنید!استوری بنده در زمینه اطلاع رسانی به دوستانم در صفحه شخصی-کاری @pedram.fayazian در اینستاگرامشاید تحلیل!مطمئنا من نمی‌توانم نیت و دلیل اصلی کار ایشون رو بدانم و خودشان هم که تنها ابزار قدرتشان بلاک کردن بود که زحمت کشیدن و جستجو کردن و صفحات دیگه بنده رو هم پیدا کردند و آنها رو هم بلاک کردند و راه ارتباطی نگذاشتند و با قدرت من را به قعر سیاهچال خفقان انداختند که هیچ صدایی از من نشنوند!واقعیت این هست که چنین شخصیتی ارزش اینکه بخوام حتی پیامی با محتوای «چرا؟!» برایشان بفرستم هم ندارد و از نظرم ایشان در شرایط موجود روانی-رفتاری‌شان بسیار دورتر از چنین گفت و گویی هست؛ ولی این اتفاق و این که به فردی به ظاهر تحصیل کرده، دختری به ظاهر مستقل که تنها زندگی می کند و در حال مطالعه در حوزه فلسفه و انسان شناسی هست چنین رفتاری را از خود بروز بدهد و پس از گذشت چندین روز هم هیچ بازبینی نسبت به این عمل خود نداشته، اتفاقی ترسناک و تامل برانگیز است!در مرحله اول می‌توانیم به سادگی فکر کنیم ایشان به واسطه گرفتن چند لایک و کامنت و فالوور،‌ ظرفیت نداشته‌اش تمام شده و حالا فکر می‌کند کسی هست و دقیقا همچون نظام‌های سیاسی توتالیتر ( که خودشان در صفحه‌شان بارها در نکوهش آنها صحبت کرده‌اند) عمل کرده و صدای مخالف را به شدیدترین وجه ممکن با ابزاری که در اختیار داشته خفه کرده و شب هم آرام خوابیده که حالا دیگر مخالفی ندارم و همه در حال تعریف و تمجید از افسون کمالی هستند و بسنده می‌کند به کامنت‌های مثبتش در @afsounism ( احتمالا منفی‌ها را هم پاک می‌کند!)ولی از تحلیل عمومی که بگذریم در لایه ای عمیقتر به سادگی می‌توانیم عدم بلوغ هیجانی و رشت نیافتگی روانی را ببینیم. انسانی که در حال تحصیل در مدارج بالای علمی در رشته‌ای همچون فلسفه هست، و هنوز در ابتدایی‌ترین نیازهای زندگی اجتماعی که بلوغ هیجانی و توانایی برخورد با نظرات و عقیده‌های مخالف هست که نتیجه‌اش باید درون‌نگری، ‌بازنگری، ‌مباحثت و گفت‌وگو باشد (‌که خودشان هم قدیما در مطالبشان بر آن تاکید داشتند) درمانده است و ...نتیجه گیری!این یک مشت را نمونه خلوار نمی‌گیرم، بلکه بر اساس تعامل با افرادی متفاوت در حوزه‌های مختلف، این تحلیل تجربی-شخصی را دارم که رشد یافتگی روانی ما ( شامل هوش هیجانی،‌ بلوغ عاطفی و...) در نقطه‌ی عجیب و خطرناکی ایستاده است که جای تامل دارد...چرا؟زیرا که بیشتر ابعاد رشد انسانی ما وابسته به این چند جنبه از شخصیت ماست و در صورت عدم رشد سالم این چند جنبه دچار مشکلات عمیق ارتباطی در سطح روابط بین فردی یعنی پایه‌ای‌ترین سطح ارتباطی خواهیم بود و این یعنی مرگ پدیده‌ی شناخته شده‌ای با نام انسان ( که به تعبیری موجودی اجتماعی بوده است).و اینجاست که می‌توانیم متوجه بشویم حکومت‌های استبدادگر از دل ما، من و شما بیرون می‌آیند و شاید اگر هر کدام از ما که در شرایط روانی و رشدنیافتگی مثل خانم افسون کمالی باشیم در مسندی از حاکمیت قرار بگیریم، مشابه همین رفتار را داشته باشیم و به جای شنیدن، صدای مخالف را با تمام قدرت خفه کنیم... و تازه فکر کنیم کارمان خیلی هم درست است و مصلحت نظام و همه‌ی مردم در همین است و ما چقدر خوبیم و داریم برای سعادت مملکت و مردممان تلاش می کنیم در صورتی که دیکتاتور درون ما در حال حکومت است...! از آنجا که اغلب کمتر حوصله مطالعه مطالب طولانی را داریم، سعی کردم هر چند پاراگراف را در یک پاراگراف خلاصه کنم تا هرچند کوتاهتر این نوشته را منتشر کنم.امیدوارم با تامل بلندتان،‌ به زنده ماندن انسان کمک کنید.پی‌نوشت:دلیل اینکه این مطلب با ذکر نام ایشان منتشر شد این است که ایشان معتقد هستند در موقعیت‌های اجتماعی (اشاره شان به موضوع تجاوزی منتصب به پژمان جمشیدی بود که ترند آن روز بوده و احتمالا به وایرال شدن پست‌شان کمک می‌کرد) باید سریع واکنش نشان داد و مسئولیت اجتماعی ما ایجاب می‌کند که با هر آنچه در اختیار داریم، با دیدن چنین پدیده‌هایی بدون تفکر و تامل واکنش نشان بدیم....!</description>
                <category>پدرام فیاضیان</category>
                <author>پدرام فیاضیان</author>
                <pubDate>Sat, 01 Nov 2025 15:11:14 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یادداشتی کوتاه بر فیلم هنرهای آزاد محصول جاش رادنر۲۰۱۲</title>
                <link>https://virgool.io/@pdm_psychology/%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D8%AA%D8%A7%D9%87-%D8%A8%D8%B1-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D9%87%D9%86%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D8%AD%D8%B5%D9%88%D9%84-%D8%AC%D8%A7%D8%B4-%D8%B1%D8%A7%D8%AF%D9%86%D8%B1%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B2-fwbha77sq4tw</link>
                <description>در فیلم زیبای Liberal Arts میتونیم به زیباترین نحو آموزه‌های #یونگ در مورد پرسونای #آنیما و #آنیموس (جنبه‌ی زنانه و مردانه‌ی هر فرد) رو بفهمیم و درک صحيحی از تفاوت زاویه‌ی نگاه داشته باشیم.زوایای نگاهی که اغلب برای درک صحیح از جهان پیرامون باید توامان هر دو را بفهمیم و زندگی کنیم...شاید حتی بتوان ادعا کرد بسیاری ‌‌آموزه‌های #کارل_گوستاو_یونگ و دیگر مفسران روانی و فیلسوفان انسان‌شناس در حوزه تفاوت‌های فردی، همه با روایتی زیبا، عاشقانه و دیالوگ‌های مختصر و گویا در این فیلم یک‌جا جمع شدند...بعد از ١٠ سال مجدد این فیلم رو دیدم، و چه لذت‌بخش... به علاوه لذت موسیقایی فیلم، نیمه اول فیلم پرداخت و معرفی سریع و جذاب شخصیت‌هاست، و شاید جذاب‌تر از بسیاری فیلم‌های جدید و پرهیاهوی سینما...و به سرعت ماجرا با یک جرقه‌ی عشقی کلاسیک هالیوودی (که برای همه‌مان آرزویش می‌کنم) شروع می‌شود، بسیار پیشنهاد میدم این فیلم حدود ٩٠ دقیقه‌ای را در لیست تماشا بگذارید، ارزشش را دارد...⛔️⛔️ ادامه مطلب همراه با خطر اسپویل داستان ⛔️⛔️پوستر فیلم «هنرهای آزاد» محصول سال ۲۰۱۲ به نوبسندگی و کارگردانی جاش رادنردرک متفاوت از جهان هستی نسبت به آنچه ما می‌پنداریم،  تفکر واگرا، نگاهی کودکانه، ظریف و عمیق آن‌جایی نمود اصلی خود را دارد که در حوالی دقیقه‌ی ۵۵ فیلمجسی می‌گه: این بدترین کتابیه که به زبان انگلیسی نوشته شده!!و زیبی پاسخ می‌ده: پس کتابای بدتری هم در زبان‌های دیگه هست؟!اصرار پسر (جسی) برای اثبات عقلانی در زمینه‌ی بی‌ارزش بودن کتابی در مورد خون آشام‌ها!و تفسیر بی‌آلایش، پر معنا، و زیبای زیبی (دختر) برای نشون دادن فهم متفاوتش از جهان که در اوون احساسات هم کنار منطق جایگاه اثربخش خودشون رو دارند و پذیرش این واقعیت مهم که اوون کتاب بسیاری مخاطب داره،همین.و چقدر درک این واقعیت مهم هست که نگاه به جهان میبایست بی‌تعصب باشد (شبیه نگاه دانشمند) وگرنه هر روز به مشکل جدیدی بر می‌خوریم و در واقع در باتلاق روانی خود فرو می‌رویم...در ادامه + زیبی میگه: تو یک جایی هستی، ولی اینجا نه!-جسی: اینجام.+ زیبی: پس چرا داریم وقتمون رو با یه بحث مسخره در مورد این کتاب هدر میدیم؟!فهم صحیح در لحظه بودن و ادراک ارزش‌های واقعی‌ای که همه‌ی ما داریم و با تفکر به ایده‌آل‌ها (که هیچ تضمینی هم نیست که آیا واقعا ایده‌آل هستند یا خیر‌) هدر میدهیم..حضور مجدد آن پسر بی‌خیال و به ظاهر لایعقل در حوالی دقیقه‌ ۶٠ با داستان جدید کرم ابریشم و سلول‌های تخیلی! و تاکیدش به جسی بر این که &quot;عشق باش مرد&quot;[Be Love man]و اینکه ما چطور به جای فهم متعادل از زندگی به زوايايی می‌چسبیم و توانایی رها شدن از آن کنج به ظاهر امن را نداریم...و دقیقه ۶٧ که غم‌انگیز‌ترین احمقانه‌ی دراماتیک این داستان رقم می‌خوره، و البته شاید نقطه‌ی عطفی برای فهم و یافتن مسیری بهتر؛ جایی که از خودمون خارج میشیم، و ای کاش به خودمون برگردیم و در اعماق رفتارمون احمقانه‌های خودمون رو بازیابی و بازبینی کنیم...تمام رفتارهای نامأنوسی که در لحظاتی انجام دادیم و بعد مقصر را دیگری خواندیم، یا قضا و حکمت...!و دقیقه‌ی ۶٨ و رویارویی واقعی جسی با معلم خشک و جذاب سابق ادبیات رومانتیک،  تو شن را بر باد زنی و باد شن را بر تو.و دیالوگ‌های روان و عمیق بعد از سکس...سکسی که می‌بایست در بستر معشوقه انجام می‌شد، ولی حالا عاشق و معشوق هر کدام از آغوش دیگری برمی‌خیزند،  بی هیچ حس و شاید بدون لذتی واقعی...وچرخش فهم جسی و به تعبیری آشتی با #آنیما که محصولش درک واقعیت‌های اطراف است و پایانی با پیشنهاد کتاب خون‌آشام به پسری که غرق در ملانکولیک است و نیاز روحش چیزی متفاوت از آن ادبیات کلاسیک...#جاش_رادنر این فیلم را نوشته، ساخته و نقش جسی را بازی کرده، که به ظن من این فیلم محصول ادراک و فهم خودش از معنای زندگی بوده، و چه مختصر و مفید...Liberal Arts2012 ‧ Comedy/Drama ‧ 1h 37mWritten and directed by Joshua Thomas Radnor</description>
                <category>پدرام فیاضیان</category>
                <author>پدرام فیاضیان</author>
                <pubDate>Sun, 13 Jul 2025 10:25:33 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آمبولانس 2022 . روایتی اکشن و چند گذاره‌ی فرهنگی</title>
                <link>https://virgool.io/@pdm_psychology/%D8%A2%D9%85%D8%A8%D9%88%D9%84%D8%A7%D9%86%D8%B3-2022-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA%DB%8C-%D8%A7%DA%A9%D8%B4%D9%86-%D9%88-%DA%86%D9%86%D8%AF-%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%D9%87-%DB%8C-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF%DB%8C-oky0kljy3pd1</link>
                <description>فیلم سینمایی اکشن آمبولانس محصول 2022 آمریکااگر ژانر اکشن و مهیج را دوست دارید، حتما نام فیلم آمبولانس تولید سال 2022 را شنیده اید و یا آن را دیده اید. آمبولانس در ژانر خود خوب عمل میکند، دوربین را به خوبی حرکت می دهد، روایت را منسجم بیان می کند، اکشن را خارج از جلوه های ویژه و حرکات عجیب با اتفاقات باورپذیر القا میکند و البته بیشتر نمی گویم چرا که قرار نیست اینجا نقد فیلم صورت بگیرد و تخصص من هم این نیست.از حیث سیاسی، فرهنگی و اجتماعی چند نکته ریز و زیبا در آمبولانس وجود دارد. . در قسمتی سرباز قدیمی به دوستش می گوید این همه پول را یکجا ، قبلا زمانی دیدم که داشتیم به طالبان تحویل می دادیم. که بیانی واضح از تقویت و حمایت مالی طالبان توسط آمریکا دارد و این یعنی آمریکا با مردمش به صورت غیرمستقیم واقعیت را می گوید! ( البته قصد من این نیست که بگویم آمریکا خوب است یا بد، خیر، صرفا روش و عملکرد سیاسی و اجتماعی و تحلیلش برایمان ارزشمد است.). پلیس اف.بی.آی بارها در گفتمانش اشاره می کند یکی از همکاران مما در آمبولانس هست، پس شلیک نکنید، و هیچ اشاره ای به نفر دیگر که یک پرستار ائرژانس است نمی کند و در واقع جان او برایش اهمیت ندارد.. نقشه‌ی دزدی از قبل لو رفته و پلیس ویژه در کمین است تا با عملیاتی مخفیانه مجرمان را به دام بیاندازد ولی با مداخله اتفاقی یک پلیس تازه کار و همکار وظیفه‌شناسش همه چیز خراب می‌شود، ولی مهم این است که دستگیری مجرمان و عملیات پلیس ویژه از همه چیز برایشان مهمتر است، از جان تمامی افراد حاضر در صحنه و یا افرادی که در ادامه جان خود را از دست می‌دهند و یا آن همه پلیسی که به خاطر تصمیم‌ها و روش غلط عملکردی نیروی پلیس فدرال کشته می‌شوند و یا آن همه خسارتی که به شهر، تجهیزات شهری، تجهیزات پلیس و ... وارد می‌شود و این صرفا در ذهن من یادآور حوادثی همچون 11 سپتامبر، سال 88 ، کوی دانشگاه و... است. که متاسفانه همواره اثبات قدرت سیستم و حاکمیت بر همه چیز ارجح است و این فرقی نمی‌کند که در کدام دولت باشد. بدتر از آن این موضوع که سیستم تفکر صحیح و تصمیم گیری متناسب با شرایط ( هزینه-فایده) وجود ندارد و نیروی پلیس که تربیت شده ی حاکمیت است تنها برای هدفش می جنگد، چه درست، چه غلط، چه با هزینه گزاف، چه با سیب های فراوان.Jake Gyllenhaal. Yahya Abdul Mateen . Eiza González
نمایی از فیلم آمبولانس، مایکل بای، کارگردان فیلم و سه بازیگر نقش اول فیلم . . کارکتر دنی که تکلیفش مشخص بود و البته تحلیل شخصیت جالبی دارد، ولی برادر خوانده سیاه پوستش &quot;ویل&quot; که راه خدمت به میهن را برگزیده بود امروز در شرایط خوی نبود، نگران هزینه های زندگی بود و البته به ناخودآگاه حقی برای خود قائل بود که این حق را از یک مسئول پاسخگوی تماس در یک اداره طلب می کرد.. و این نکته به طریقی یعنی دولت ها بدون توجه به پیامدها و هزینه‌های بعدی استفاده از آدم ها در مسیر رسیدن به اهدافشان استفاده می‌کنند و سپس همین آدمها می توانند مشکل آفرین ترین آدم ها برایشان بشوند.... دولت با استفاده از سینما سعی دارد مفاهیم خاصی را القا کند که در پایان می‌بینیم چگونه پلیس می گوید: &quot;او جان مرا نجات داد&quot; که به طریقی پوشش و مرحمی باشد بر رفتار نژادپرستانه ی پلیس های سفید پوست آمریکا با سیاه پوستان . و همچنین پوششی بر درماندگی های دولت و همدردی با قشر زحمتکش و التیام آنها که البته این بحث بسیار طولانی است و از حوصله این مطلب خارج. این بحث از طرف من نتیجه گیری ندارد! صرفا میخواستم برداشت‌هایم را از یک فیلم اکشن آمریکایی بیان کنم.شاد باشید.پدرام فیاضیانروانشناس و مشاور فردی</description>
                <category>پدرام فیاضیان</category>
                <author>پدرام فیاضیان</author>
                <pubDate>Thu, 28 Apr 2022 14:48:46 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>عطر خوش تفکر مثبت</title>
                <link>https://virgool.io/@pdm_psychology/%D8%B9%D8%B7%D8%B1-%D8%AE%D9%88%D8%B4-%D8%AA%D9%81%DA%A9%D8%B1-%D9%85%D8%AB%D8%A8%D8%AA-h4oxtkk67ct6</link>
                <description>آیا تفکر مثبت کلید موفقیت است؟بسیاری از مردم بر این باورند که مثبت اندیشی و به قول رویافروشان «قانون جذب» می‌تواند کلید موفقیت ما باشد.(البته که حق هم دارند! چون خودشان با فروش کتاب‌ها یا سخنرانی‌هایشان به من و شما ثروتمند می‌شوند...)شاید شنیده‌ باشید و یا کتابهایی خوانده‌اید که در آنها به شما القاء می‌شود «فکر کنید به اهدافتان رسیده‌اید، سپس به آنها خواهید رسید.» در این کتابها به شدت بر مثبت اندیشی تأکید شده است؛ اما مدت‌هاست نظریه جدید موسوم به «ووپ» روانشناسی عامه‌پسند و صنعت میلیاردی خودیاری و قوانین جذب را پس از بررسی‌های فراوان و  تحقیقات علمی به چالش کشیده است.نظریه ووپ از آن جهت اهمیت دارد که پایه و اساس آن آزمایش‌ها و مشاهدات علمی و تست شده است.تحقیقاتی که با رهبری خانم گابریل اوتینگن انجام شده و تصاویر پیچیده‌ای از مضرات افراط در مثبت اندیشی را نشان می‌دهند.شاید بتوانیم مثبت اندیشی را به ماده مخدری تشبیه کنیم که اگرچه در کوتاه مدت باعث شوق، لذت و سرخوشی ما می‌شود، اما دربلندمدت اثرات جانبی ترسناکی دارند.«مثبت اندیشی افراطی» در درازمدت ریشه انگیزه‌های ما را می‌خشکاند.وقتی نتوانیم به اهدافمان دست یابیم، به شدت ما را دلسرد و دچار رخوت و ناامیدی می‌کند.وقتی افرادی را می‌بینیم که از مثبت اندیشی ما سواستفاده کرده‌اند، آسیب روحی می‌خوریم.خانم اوتینگن البته مثبت اندیشی را اساساً رد نمی‌کند، و افراط در این کار را مضر می‌داند. او در تحقیقاتش به دنبال چیزی «فراتر» و اثربخش‌تر از تفکر مثبت بوده است و در نهایت دریافت:«مرتبط کردن رؤیاها با واقعیات و در نتیجه آزاد شدن حجم عظیمی از انرژی و انگیزه» موجب ایجاد جریان موفقیت است. مثبت اندیشی به ماده مخدر شبیه استدر سال 2014 خانم #گابریل_اوتینگن کتابی تحت عنوان «بازاندیشی در تفکر مثبت» منتشر کرد.در این کتاب، او با استفاده از تحقیقات علمی نشان می‌دهد که تفکر مثبت محدودیت‌های جدی دارد و نه تنها برای رسیدن به اهداف مفیدنیست، بلکه ممکن است ضررهای زیادی داشته باشد.در واقع، «تفکر زیادی مثبت» نه تنها عامل موفقیت نیست، بلکه یکی از موانع موفقیت است.چه بخواهید در یک آزمون موفق شوید، چه تصمیم به کاهش وزن داشته باشید و چه بخواهید به ریاست یک شرکت برسید. نه «قانونجذب» بلکه احتمالا #نظریه_ووپ است که می‌تواند عامل موفقیت شما باشد.پس بهتر است به جای بیش از حد در تفکرات مثبت غرق شدن و رویاپردازی و خواستن از کائنات و دعا کردن برای خواسته‌هایمان، بیشترعمل کنیم و قدم به قدم در مسیر رسیدن به اهدافمان گام برداریم.ووپ یک فرآیند چهار مرحله‌ای جذاب و مخفف این کلمات است :Wish, Outcome, Obstacles, Planمعنی آنها به ترتیب از چپ به راست آرزو، نتیجه، موانع و برنامه است، می‌توانید حتی در کوچکترین کارها این مراحل را در ذهن پیش ببرید اما برای موارد بزرگتر حتماً باید یادداشت کنید تا مغز شما ایده‌های بیشتر و برنامه‌های بیشتری را برای به ثمر رساندن هدفتان به شما بدهد.برداشت از کتاب بازاندیشی در تفکر مثبت، گابریل اوتینگنRethinking Positive Thinking#پدرام_فیاضیانروانشناس و مشاور فردی</description>
                <category>پدرام فیاضیان</category>
                <author>پدرام فیاضیان</author>
                <pubDate>Fri, 10 Dec 2021 17:28:57 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>وقتی که رفت و برگشت، باز با او باشیم یا نباشیم؟؟</title>
                <link>https://virgool.io/@pdm_psychology/%D9%88%D9%82%D8%AA%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%B1%D9%81%D8%AA-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B4%D8%AA-%D8%A8%D8%A7%D8%B2-%D8%A8%D8%A7-%D8%A7%D9%88-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%85-%DB%8C%D8%A7-%D9%86%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%85-kzymnkdon9pk</link>
                <description>وقتی که رفت و برگشت، باز با او باشیم یا نباشیم؟؟&quot;منتظر كسی نباشيد كه رفته دورهايش را بزند.دل شما فروشگاه نيست كه او برود بگردد و اگر بهتر نيافت برگردداين وقاحت او نيست كه به خود اجازه بازگشت می دهد بلكه ضعف شماست كه او را اين اندازه مدعی كرده است.&quot;متن بالا را در جایی با کلی بازدیدکننده و لایک خواندم؛به نظرم نویسنده‌ی این متن یا به دنبال دلجویی و رباییدن دل و ذهن افرادی بوده که به گونه‌ای شکستی در روابط عاشقانه خوردند (که تعدادشان این روزها کم نیست...) و یا فردی ضداجتماعی، ناآگاه به وضعیت روز جامعه فارسی زبان و کمی هم تندخو بوده‌ است! که اینگونه سطحی و یک طرفه به ورطه‌ی قضاوت روابط نشسته‌ است...و پاسخ آزاد من به این دلیل است که حس کردم شاید بسیاری افراد این تفکر را در گوشه‌ی ذهن خود حتی برای دوره‌ای پرورانده باشند، چرا که رفتن و برگشتن در روابط در زمان‌هایی بسیار صحیح و کارآمد هست!تجربیات زوج درمانیم در حل بسیاری روابط عاطفی (دوستی و ازدواج) به جهت عمیق کردن پیوند بین دو نفر با استفاده از همین تکنیک بوده که &quot;دو نفر بروند و دورهایشان را بزنند و برگردند!&quot; تا با صرف کمترین هزینه و در کمترین زمان متوجه بشوند کسی بهتر از او برایش نیست و با خیال راحت و آسوده تا سال‌ها با طرف مقابلشان زندگی خوب و خوشی را به ارمغان آورند...البته ناگفته نماند که گاهی این تجربه به این شکل پیش نرفته و فردی رفته و یاری بهتر، برای خود یافته که از قدیم الایام گفته‌اند، چه بهتر که او امروز و اکنون رفت وگرنه زمان دیگر، شاید جدایی سخت تر و با مشکلات بیشتر انجام شود...ناگفته نماند، مسلما که استفاده از این تکنیک هم برای هر کیسی و در هر مقطعی صحیح نیست و بسته به شرایط دو طرف از این پیشنهاد استفاده می‌گردد که استفاده از آن قوانین خود را دارد و نیازمند زمینه‌ی مناسب و کنترل درمانگر است.ولی مقصود از بیان آن این بود که در جامعه‌ی کنونی، خارج از روابط سنتی و به ویژه در شهرهای بزرگ کشور چنین سخنی کمی شتابزده و هیجانی است، و اینکه هر فردی برای شناخت حق دارد بررسی کند،&quot;برود دور بزند و برگردد&quot;.مثالی ساده میزنم؛شما آیا برای خرید لباس همیشه با دیدن اولین ویترین و جذب شدن به ظاهر آن و شاید پرو اولیه، سریعا اقدام به خرید می‌کنید؟ و یا در اکثر موارد این حق را به خود می‌دهید که فروشگاه‌های دیگر را هم ببینید و مدل‌های دیگری را پرو کنید و سپس شاید برگردید و همان اولی را انتخاب کنید...آیا این کار خلاف اخلاق است؟ آیا فروشنده‌ی فروشگاه اول نباید لباس مورد نظر را به شما بفروشد؟ آیا شما وقیح هستید که مجدد به فروشگاه اول مراجعه می‌کنید؟ آیا فروشنده اول ضعیف است که به شما می‌فروشد؟و یا این نشانه قدرت اوست که به شما بگوید: نمی‌فروشم، برو از دیگری بخر!؟؟ شاید با خود بگویید، لباس با انسان خیلی متفاوت است!بلهکاملا با شما موافقم!البته؛ برای انتخاب یک انسان به عنوان شریک زندگی می‌بایست بسیار بیشتر حساس بود، بررسی کرد، رفت، برگشت و وارسی‌های درست و دقیق انجام داد و حتی به مشاور حرفه‌ای مراجعه کرد و کسب تکلیف کرد و نه به سادگی خرید یک لباس و در حد مشورت با اطرافیان (که شاید سوگیرهایی بدون منظور، ناآگاهانه و برخلاف شرایط مناسب ما در مشورت داشته باشند) برخورد کرد،صحبت یک عمر زندگیست که خودمان داریم میسازیمش و بنایش را با دستان خودمان میگذاریم...پس شاید ابتدای رابطه نیاز باشد که بارها برویم و برگردیم و با مدل‌های مختلف بررسیمان را در قالب چهارچوب‌های صحیح اجتماعی و متعارف و مورد قبول دو طرف و در عین احترام به حریم شخصی خود و طرف مقابلمان این بررسی‌ها را انجام دهیم.شاید گاهی باید خوشحال باشیم که او رفته، دورهایش را زده و ما را به عنوان بهترین گزینه انتخاب کرده و برگشته و حال می‌توانیم با خیال راحت زندگیمان را محکمتر از قبل شروع کنیم...پی نوشت:۱. مطمئنا در هر شرایطی این امر صحیح نمی‌باشد و شرایط با شرایط متفاوت است و در کل نمی‌توان این امر را در هر زمینه و هر رابطه‌ای یک امر ثابت دانست.۲. در شرایط کنونی که این حجم از طلاق را در جامعه می‌بینیم بهتر آنست که قبل از پیوند، خوب دورهایمان را بزنیم و برگردیم که بعد از آن همدیگر را آزرده نکنیم و در کنار خودمان چندین خانواده را دچار چالش، درگیری‌های عصبی و فشار نکنیم. ۳. قسمتی از رفتارهای ما در رفتن و برگشتن‌ها تابع #هیجان است که نباید آنها را نادیده گرفت و البته رویکرد این مطلب با افرادی دارای رفتار هیجانی نرمال است.پدرام فیاضیان . روانشناس‏DrPedramorg@✒️https://dr-pedram.com/</description>
                <category>پدرام فیاضیان</category>
                <author>پدرام فیاضیان</author>
                <pubDate>Sun, 07 Nov 2021 03:52:30 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چند بار اشتباهاتت را پذیرفتی و عذرخواهی کردی؟</title>
                <link>https://virgool.io/@pdm_psychology/%DA%86%D9%86%D8%AF-%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D9%87%D8%A7%D8%AA%D8%AA-%D8%B1%D8%A7-%D9%BE%D8%B0%DB%8C%D8%B1%D9%81%D8%AA%DB%8C-%D9%88-%D8%B9%D8%B0%D8%B1%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%DB%8C-bl7xcrjereee</link>
                <description>بسیاری از ما (بویژه کمال‌گرایان دوست‌داشتنی) همواره مشکلات اضطرابی، حمله‌های عصبی، انفعال، انتخاب‌ها و رخدادهای آسیب‌زا و... را در زندگی روزمره و در روابط مختلف و شغلمان تجربه می‌کنیم.در این یادداشت کوتاه می‌خواهم نتیجه سال‌ها بررسی عملیاتی خودم در این حوزه و در تعامل با دوستان عزیز زیادی که با شکایت از اضطراب، حمله‌های عصبی (پنیک) و استرس مراجعم بودند را برایتان در چند سطر بیان کنم؛بسیاری مواقع اضطراب و عدم پیشرفت از اینجا آغاز می‌شود که:اغلب دیگری را مقصر می‌دانی،اشتباهت و مسئولیتش را نمی‌پذیری،بررسی آگاهانه بعد از اتفاق نداری،سعی در جبران نمی‌کنی.جایگاه و موضع‌ات را در قبال اتفاقات روشن نمی‌کنی.اتفاقات مطروحه در این ۵ سطر به سادگی و در مرور زمان خدشه عمیقی به روح ما وارد می‌نماید. خواه تحصیلکرده باشی یا بی‌سواد، خواه نوجوان باشی یا میانسال، زن باشی یا مرد و...،  این موارد برای هر شخص در هر سن و وضعیت می‌تواند آسیب‌های عمیق روانی ایجاد نماید.پذیرش خطا و اشتباه اولین قدم در مسیر آرامش است.احتمالا تا الان منظورم را فهمیده‌اید و شاید در بررسی چند لحظه‌ای این موارد را در رفتار و شخصیت خودتان هم دیده‌اید؛ شاید هم می‌پرسید چرا و دقیقا چگونه این موارد می‌توانند اثرگذار باشند؟١. وقتی در موارد مختلف خود را محق بدانی، به نظر کسی توجه نکنی و همواره دیگران را مقصر بدانی، همیشه این حس درون تو وجود دارد که من خوبم، صحیح رفتار می‌کنم و انسان‌های دیگر باید خودشان را تغییر و با من تطبیق دهند؛ و اینکه تو چقدر خوبی و چرا باید افرادی چنین بی‌شعور در ارتباط باشی تو را مضطرب و جامعه گریز می‌کند و روابطت را به افرادی خاص محدود می‌کند، تجربیات تو از محیط اطراف کم و کمتر می‌شود و پیامد اینها عدم پیشرفت و انطباق با جامعه‌ات خواهد بودشاید بگویی چه بهتر! من را چه کار به جامعه آید؛ اتفاقا من می‌خواهم از خواص باشم و با عام کاری ندارم ولی تجربه‌ی تاریخی نشان داده است، انسان موجودی است اجتماعی و موفقیت‌ها و پیشرفت‌ها در همه حال با خرد جمعی و بهره‌گیری از دانش اشتراکی و تعامل شخصیت‌های مختلف رخ داده است.همواره دیده‌ایم که افراد با روحیات و شخصیت های مختلف در یک تیم کاری بسیار موفق‌تر هستند تا فردی تک رو با یک دیدگاه و پیشرفت انسان در برقراری تعادل در ارتباط با افراد مختلفی است که با آنها مخالف است.٢. وقتی اشتباه پیش آمده و مسئولیت آن را نمی‌پذیری، هیچ‌گاه جلوی آن گرفته نمی‌شود و بعد از یکی دوبار، مغزت یاد می‌گیرد که همواره منتظرِ اتفاقاتِ بَد باشد، مضطرب باشد؛زیرا که : تو که خوب بوده‌ای و اشتباهی نکردی، و مقصر همه چیز دیگران هستند و این چرخه تا آنجا پیش می‌رود که تو قدرت انجام بسیاری کارها و یا تصمیمات را در زندگی نخواهی داشت و در هر آزمون یا فعالیت بزرگی دچار اضطراب‌های شدید می‌شوی و یا حملات عصبی مختلفی را در میانسالی تجربه می‌کنی و توان تغییر آن را هم نداری! چون تو یک نفری و یک دنیا آدم های خطا کار در مقابلت هستند و به زودی خواهی فهمید اینها جلوی خطاهایشان را نمی‌گیرند و از طرفی تو هم که مقصر نیستی و آنها مسئول هستند و باید کاری بکنند... ناتوانی در ناخودآگاه تو هر روز بیشتر و اضطراب پنهان تو افزون می‌شود.٣. بررسی هر اتفاق با نگاه بدون زاویه و حق به جانب از طرف خودمان، موجب شناخت مشکلات رفتار و عملکردمان می‌شود و قطعا تأثیر زیادی در جلوگیری از تکرار این خطا در موقعیت‌های مشابه دارد و حال وقتی این خطاها بررسی نشوند و ندانیم که اشتباهات فکری، رفتاری یا عملکردی ما چه بوده است؛ چه حد مقصر بوده‌ایم و چقدر حق با ما بوده است، همواره باید از اضطراب وقوع نابهنگام اتفاقات مشابه در عذاب باشیم و با هر اشتباه بار فشار روانیمان بالاتر رود.۴. عذرخواهی، پذیرش و اعتراف به خطا در حضور طرف مقابل ضمن ایجاد ذهنیت صحیح و مثبت در نگاه اطرافیانمان از ما چهار اثر بی‌نظیر دیگر دارد:۴.١. می‌آموزی بعد از خطا باید عذرخواهی کنی و این موضوع ناخودآگاه باعث تفکر قبل از هر عملی می‌شود.۴.٢. اعتمادبه‌نفس بسیار بالا می‌رود و خود را فردی قوی خواهی پنداشت که توانایی پذیرش خطایش را دارد، پس کمالگرایی کم می‌شود و مراحل رشد و ترقی آغاز می‌شود.۴.٣. موجب بالا رفتن جایگاه شخصیت ما بین اطرافیانمان می‌گردد و این موضوع ضمن ایجاد آرامش، قدرت حرکت و جسارت بیشتر در انجام فعالیت‌های جدید موجب توسعه فردی می‌شود.۴.۴. تجربه خطا بهتر و صحیح‌تر در ذهنت نقش می‌بندد و ضمن افزایش شناختت از خود و اشتباهاتت، بواسطه قدرت پذیرش، آرامش درونی‌ تو بیشتر می‌شود.۵. وقتی موضع‌ات را در قبال هر اتفاق روشن کنی، رنج و عذابی مداوم را با خود به همراه نمی‌کشی، از دیگران آزرده نمی‌شوی، خود یا دیگران محق عذاب نمی‌دانی، بذر نفرت را از دل و ذهنت پاک میکنی و تمام اینها یعنی آرامش بیشتر...البته بگذارید کمی بیشتر در مورد بحث آخر برایتان بگویم؛موارد زیادی ممکن است نه ما مقصر باشیم و نه طرف مقابلمان! و شرایط موجباتی را ایجاد کرده است تا ما در مقابل هم قرار بگیریم، مانند زمانی که با مامور یا کارمند یک سازمان دولتی بحث می‌کنید، او می‌بایست وظایفش رو طبق آئین نامه اجرایی دیکته شده انجام دهد و شما به دنبال احقاق حقوق خود در زمینه‌ای خاص هستید که در دستور کار ایشان پیش‌بینی نشده است و در این بین سوءتفاهم و یا مشکلاتی به وجود می‌آید، ولی شاید اگر دریک پیک‌نیک، سفر یا رستوران با همان شخص کارمند برخورد می‌داشتین با وی هیچ تعارض و خصومتی ایجاد نمی‌شد و ارتباطتان مملو از محبت و همدلی بود.پس خیلی اوقات قرار نیست یکی از طرفین متهم شود، کافیست با درک صحیح و بررسی موقعیت، بازشناسی صحیحی از عملکرد و رفتارمان داشته باشیم.بسیاری مواقع ما یا طرف مقابلمان در شرایطی قرار داریم که اگر با در نظر گرفتن آن شرایط و یا ویژگی های شخصیتی وی با مسئله برخورد نماییم، نه مشکلی میبینیم و نه تقصیری؛ و می توانیم برخورد بدون ناراحتی و اضطراب نسبت به مسائل داشته باشیم.</description>
                <category>پدرام فیاضیان</category>
                <author>پدرام فیاضیان</author>
                <pubDate>Tue, 15 Jun 2021 14:15:06 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سرماخوردگی روحی</title>
                <link>https://virgool.io/@pdm_psychology/%D8%B3%D8%B1%D9%85%D8%A7%D8%AE%D9%88%D8%B1%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%AD%DB%8C-j1w1evfghl1g</link>
                <description>سرماخوردگی روحی چیست و در صورت دچار شدن به آن می ‌بایست چه اقداماتی داشته باشیم؟سرماخوردگی روحیدر ابتدا بدانیم که اگر تا به امروز عبارت ؛سرماخوردگی روحی؛، رو شنیدیم اصطلاحی بوده برای بیان و شرح بیماری روحی افسردگی که احتمالا کم و بیش با آن آشنا هستید و یا دست کم چندیدن باری نام آن را شنیده‌اید ولی سخن ما در این مقاله کاملا متفاوت هست و لطفا اگر تعریف قدیمی‌ای از این عبارت دارید آن را کنار بگذارید.آن چیزی که احتمالا قبلا شنیده‌اید اینگونه توضیح داده می‌شود که:با آمدن فصل زمستان و كوتاه‌شدن روشنایی خورشید بسیاری از افراد به افسردگی مبتلا می‌شوند. این ناهنجاری‌ فصلی طی ماه‌های آذر، دی و بهمن در هر سنی به وجود می‌آید اما اغلب در سنین 18 تا 30 سالگی خودش را نشان می‌دهد و زنان را بیشتر گرفتار می‌كند.در واقع مقصر این امر ملاتونین است!افسردگی فصلی تحت‌تأثیر ملاتونین بروز می‌كند؛ هورمونی كه توسط غده پینه‌آل در مغز ساخته و ترشح می‌شود و نقش مهمی در تنظیم ساعت بیولوژیك بدن ایفا می‌كند.ملاتونین در فصل سرما و به‌دلیل تاریكی زیاد، بیش از فصول دیگر سال ترشح می‌شود و از آنجا كه ترشح این هورمون هر چه بیشتر باشد، بروز اختلالات خلقی نیز بیشتر است، افراد زیادی در زمستان دچار افسردگی می‌شوند که اصطلاحا به آن سرماخوردگی روحی گفته می‌شده است.و حالا منظور ما از سرماخوردگی روحی چیست؟همانطور که شما هم احتمالا تجربه داشتید، ‌سرماخوردگی فقط در زمستان اتفاق نمی‌افتد و احتمالا شما هم همچون من و اطرافیانم تجربه بیماری و ناخوش‌احوالی‌ای شبیه سرماخوردگی در دیگر فصول سال را داشته‌اید.منظور من هم همین اتفاق است که در فصول مختلف سال قابل تجربه است و علی الخصوص در زمانی که در حال گذراندن دوره‌ی مهم، خاص و یا سختی از زندگی هستیم؛ در این شرایط به دلایل مختلف فشار روانی موجود بر اثر آن موضوع و یا در آن دوره خاص ما آماده مبتلا به سرماخوردگی روحی هستیم.این حالت را مثلا کسانی که برای آزمون کنکور در تلاش هستند ممکن است خیلی بیشتر تجربه کنند و یا اگر شما در حال تلاش برای امری مهم در زندگیتان هستید نیز مستعد ابتلا به این بیماری هستید!سرماخوردگی روحی به تعبیر من، وضعیت خلقی و روانی است که پس از ابتلا، فرد از انجام کارهای روزمره ناتوان است و علائم بالینی آن کرختی و بی‌حوصلگی است ولی درد گلو و آبریزش بینی در این دوره دیده نمی‌شود!این سرماخوردگی از بزرگترین و مشکل‌زا ترین بیماری‌های دوره‌های حساس زندگی ( مثل دوران مطالعاتی کنکور) است !در ادامه می‌خواهیم سرماخوردگی روحی و جسمی را تشریح و مقایسه کنیم:علائم سرماخوردگی جسمی و روانی؟سرماخوردگی جسمی؛معمولاً با خستگی، عطسه و سردرد آغاز می‌شود و با علائمی چون سرفه، گلودرد، آبریزش بینی و تب ادامه می‌یابد و معمولاً هفت تا ده روز بعد برطرف می‌شود و برخی علائم ممکن است تا سه هفته طول بکشد.سرماخوردگی روحی؛معمولا با خستگی، کرختی، بی‌انگیزگی، بی‌حوصلگی و عدم تمرکز آغاز می‌شود و با علائمی چون:اهمال‌کاری در اجرای برنامه‌ها، احساس دائمی کمبود وقت در اجرای برنامه، احساش شدید فراوشی مطالب (برای دانش‌آموزان)، نتیجه نگرفتن در آزمون‌ها ( و یا تست زنی برای کنکوری‌ها) و فرار از انجام وظایف و مسئولیت‌ها‌ ادامه می‌یابد و معمولا هفت تا ده روز بعد احتمالا برطرف می‌شود و برخی علائم ممکن است تا سه هفته یا بیشتر باقی بمانند.سرماخوردگی روحی معمولا با خستگی، کرختی، بی‌انگیزگی، بی‌حوصلگی و عدم تمرکز آغاز می‌شودعوامل ایجاد:سرماخوردگی جسمیِ؛بیش از دویست نوع ویروس عامل سرماخوردگی وجود دارد، از آن جمله می‌توان به راینو ویروس‌ها (که خود بیش از ۹۹ نوع مختلف شناخته‌شده هستند) اشاره نمود که متداول‌ترین عامل این بیماری هستند. ویروس‌های عامل بیماری می‌توانند تا مدت زمانی طولانی (برای راینو ویروس تا بیش از ۱۸ ساعت) در محیط فعال بمانند و ممکن است از دستان به چشمان و بینی که محل عفونت هستند، منتقل شوند.سرماخوردگی روحی؛بیش از صدها نوع ویروس فکری و محیطی عامل سرماخوردگی روانی وجود دارد!متداول‌ترین‌شان، پیشرفت دوستان نزدیک در عملکرد خودشان، تفکر به ناتوانی و احساس ضعف در اعتماد به نفس، صحبت فلسفی دوستان در مورد بد بودن شرایط ( ویا بیخود بودن درس خواندن برای دانش‌آموزان و دانشجویان)، کاهش بازدهی فرد ( و یا تراز و درصدهای آزمون برای دانش‌آموزان)، مواجه با موقعیت‌های سخت و... هستند که معمولا می‌توانند بسته به نوع شخصیت و محیط فرد پیشروی خیلی سریع داشته باشند و یا با هر ارتباط صوتی، متنی، تصویری و ... قابل انتقال سریع هستند.راه‌های انتقال ویروس:سرماخوردگی جسمیِ؛ویروس از طریق استنشاق یا بلعیدن ذرات عطسه، سرفه و یا تماس با افراد و اشیاء آلوده قابل انتقال به بدن فرد مقابل است.سرماخوردگی روحی؛ویروس از طریق صحبت‌های منفی دوستان، خانواده، هم‌کلامی با افراد منفی نگر،‌ تحلیل غلط عملکرد گذشته (و یا آزمون‌های آزمایشی برای دانش‌آموزان کنکوری) قابل انتقال به ذهن فرد است.برخورد سیستم دفاعی و ساخت پادتن:سرماخوردگی جسمی؛با هر بار ابتلا به بیماری، بدن انسان پادتن مربوط به ویروس را تولید می‌کند تا در آینده دیگر به آن مبتلا نشود، اما از آنجا که بیش از دویست ویروس مختلف باعث سرماخوردگی می‌شوند، با هر بار ابتلا باید پادتن مختص آن ساخته شود و برای همین یک فرد در طول زندگی خود به‌طور متوسط ۵۰ بار (بزرگسالان دو تا پنج بار در سال و کودکان شش تا ده بار در سال) به سرماخوردگی مبتلا می‌شود.سرماخوردگی روحی؛با هر بار ابتلا و پس از طی مراحل بهبود تفکر صحیح برای مقابله با ویروس در ذهن تولید می‌شود، اما از آنجا که بیش از هزاران نوع از ویروس وجود دارد و برخی بسیار جدید و جهش یافته هر فرد در طول دوره تلاش خود در یک مسیر مهم برای رسیدن به هدف به طور متوسط ۱۰ بار و یا بسیار بیشتر به سرماخوردگی روحی یا روانی مبتلا می‌شود.قالب کلی درمان:سرماخوردگی جسمیِ؛درمانی برای سرماخوردگی جسمی وجود ندارد!ولی علایمش می‌تواند بهبود یابد. سرماخوردگی واکسن ندارد. داروهای ضد التهاب غیراستروئیدی (NSAIDs) مثل ایبوپروفن می‌تواند به تسکینِ درد کمک کند و همچنین نباید بدون اجازه و تشخیص پزشک از آنتی‌بیوتیک یا دارو‌های نظیر استفاده شود. معمولاً بیماری، خود به خود بین ۷ تا ۱۰ روز (پروسه درمان) و یا شاید هم کمتر درمان می‌شود.سرماخوردگی روحی؛درمان برای سرماخوردگی روحی وجود دارد!دسته اول:درمان‌های سرپایی!قرقره کردن جملات انگیزشی در ذهن (جنس مرغوب با اصالت و واقعی) هر روز ۴ وعده،بازنگری هدف و دلایل به مدت ۳ روز - صبح ها قبل از صبحانهدوری از عامل یا عوامل ورود ویروس - به مدت یک هفتهکاهش شدید حجم برنامه های اجرایی و داشتن برنامه‌های سبک - به مدت ۳ روزحرکات کششی و نرمشی ساده در منزل، یک ساعت بعد از غذا - هر روز ۲وعدهدمنوش گل‌گاو زبان با نبات (یا چیپس و ماست‌موسیر) - هر شب قبل از خواب حداقل ۳ شبالبته این آیتم آخر مورد علاقه من هست و شما می توانید هر فعالیت و یا خوراکی مورد علاقه‌تان را جایگزین کنید.دسته دوم:درمان‌های کلینیکال و نیازمند دریافت کمک حرفه‌ای!در این روش باید به مشاور روانشناس خود مراجعه نمایید تا با عمل جراحی روانی ویروس را ذهن و روان شما تخلیه نماید. این کار خیلی زیاد به طول نمی ‌انجامد و با استفاده از تکنیک‌های درمان شناختی و یا در مان‌های اگزیستانسیال به زودی شما با حال خوب در مسیر فعالیت و هدف خود قرار خواهید گرفت.دقت کنید!!ممکن است علائم سرماخوردگی روحی همچون سرماخوردگی جسمی بعد از ۷ تا ۱۰ روز کم رنگ شده و یا از بین بروند ولی در صورت نداشتن درمان اثرات مخرب آن موجب ضعف در سیستم ایمنی روانی می‌شود و احتمال بروز سرماخوردگی بعدی را به شدت بالا می‌بردروش‌های پیشگیری:سرماخوردگی جسمیِ؛مهم‌ترین راه‌های پیشگیری عبارتند از: شستن دست‌ها؛ لمس نکردن چشم‌ها، بینی یا دهان با دستان نشسته؛ و دور ماندن از افراد بیمار. ماسک صورت هم می‌تواند برای پیشگیری از این بیماری مناسب باشد.سرماخوردگی روحی؛مهم‌ترین راه‌های پیشگیری عبارتند از:کاهش استفاده بی‌مورد و بی‌رویه از فضای مجازی،عدم توجه به موج‌های منفی محیطی،تحلیل صحیح عملکرد و یافتن دلایل افت و یا عدم پیشرفت،اجرای برنامه و گزارش‌نویسی صحیح روزانه،ماسک گوش (پنبه در گوش برای نشیدن صحبت‌های منفی بافان)،تلاش برای در لحظه بودنو مسلما دور ماندن از افراد بیمار می‌تواند برای پیشگیری از این بیماری مناسب باشد.تاثیرات جانبی:سرماخوردگی جسمیِ؛سرماخوردگی باعث می‌شود که دستگاه ایمنی بدن در مقابل باکتری‌ها آسیب‌پذیر شود و در نتیجه ممکن است به بیماری‌های باکتریایی مانند برونشیت، سینه پهلو، سینوزیت، عفونت گوش میانی یا گلودرد منجر گردد.سرماخوردگی روحی؛سرماخوردگی روحی باعث می‌شود که دستگاه ایمنی روانی فرد در مقابل دیگر ویروس‌ها (حتی بسیار ضعیف) آسیب‌پذیر شود و در نتیجه ممکن است به بیماری‌های مختلف روحی ویا جسمی منجر گردد که از شایع ترین آنها می‌توان: بی‌‌انگیزگی مفرط، دست‌کشیدن از هدف، افسردگی، معده درد، دردهای عضلانی و ... را نام برد.نویسنده: پدرام فیاضیان. روانشناس عمومی  https://dr-pedram.com/ منبع مطالب سرماخوردگی: ویکی پدیا</description>
                <category>پدرام فیاضیان</category>
                <author>پدرام فیاضیان</author>
                <pubDate>Sat, 10 Apr 2021 13:21:12 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>