<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های پدرام کشاورزی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@ped</link>
        <description>اینجا در مورد مدیریت پروژه حرف می‌زنیم</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-18 12:21:56</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/225979/avatar/avatar.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>پدرام کشاورزی</title>
            <link>https://virgool.io/@ped</link>
        </image>

                    <item>
                <title>درآمدی بر بدنه‌ی دانش مدیریت پروژه (PMBOK)</title>
                <link>https://virgool.io/@ped/%D8%AF%D8%B1%D8%A2%D9%85%D8%AF%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D8%A8%D8%AF%D9%86%D9%87%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D9%BE%D8%B1%D9%88%DA%98%D9%87-pmbok-sb2jf4pomljo</link>
                <description>در ادامه‌ی معرفی انواع استانداردهای مدیریت پروژه، میخوام طی سلسله پست‌هایی استاندارد PMBOK رو به زبون ساده توضیح بدم. فک نکنم لازم باشه از اهمیت پروژه حرفی بزنم ولی با این حال، با یه نگاه به دور و برت، میتونی از ماحصل پروژه‌ها، پی به اهمیت مدیریتشون ببری. حالا از خیلی قدیمی‌هاش گرفته مثل تخت جمشید تا امروزی‌ترینشون مثل پل طبیعت. این سازه‌ها قطعاً بدون لیدر یا مدیر پروژه چنین سرانجامی نداشتن. نمیخوام ذهنت کانالیزه بشه که فقط به ساخت و سازهای عمرانی پروژه میگن؛ برگزاری مسابقات المپیک یا حتی انتشار کتابی مربوط به بچه‌ها، یا مثلاً توسعه‌ی ماشین‌آلات و نرم‌افزارها هم پروژه محسوب میشن یا اصن دم دست ترینشون میتونه همین مهمونی باشه که قراره هفته آینده با دوستات بگیری! طبق PMBOK تعریف پروژه به شکل زیره:پروژه، تلاشی موقتیه برای خلق محصول، ارائه‌ی خدمت یا رسیدن به نتیجه‌ای منحصر به فرد.بر اساس این تعریف، پروژه چهار ویژگی بنیادی داره که در پست‌های بعدی مفصل در موردش حرف میزنم:تلاش موقتی (Temporary endeavor)منحصر به فرد بودن دستاورد (Unique product, service, or result)ارزش‌سازی برای کسب‌وکار (Projects enable business value creation)عامل تغییر بودن (Projects drive change)اما برگردیم به کاری که این استاندارد یعنی PMBOK داره میکنه؛ کارش در حقیقت گرداوری تمامی روش‌ها، تکنیک‌ها، ابزارها، فرایندها و اصول مربوط به مدیریت پروژه است که از قدیم برامون به یادگار مونده و تو دهه‌های اخیر پیشرفت کرده. طبیعیه که دانش مدیریت پروژه شامل مواردی هم هست که در این استاندارد گفته نشده؛ به همین خاطره، هر چهار سال یکبار Revision میخوره و اینجوری در حال تکامله.خود استاندارد PMBOK حدود ۲۰۰ صفحه است و PMI برای توضیح مفصل‌تر این استاندارد یک راهنما براش منتشر کرده که حدود ۱۰۰۰ صفحه میشه. PMI این راهنما رو به صورت زیر توضیح داده:This PMBOK® Guide identifies a subset of the project management body of knowledge that is generally recognized as good practice.چرا Generally Recognized؟ چون در اکثر اوقات و در اکثر جاها میتونه استفاده بشه و توافق شده که ارزشمنده.چرا Good Practice؟ چون در صورت به کارگیری، میتونه شانس موفقیت انواع پروژه‌ها رو افزایش بده ولی نمیتونه موفقیتشون رو تضمین کنه؛ چرا که در این صورت میشد Best Practice.همونجور که گفتم تو پست‌های بعدی میخوام در مورد چهار ویژگی پروژه حرف بزنم و بعدش به سراغ اصل مطلب یعنی مدیریت پروژه برم. پس باهام همراه باش و اگه این مطلب برات مفید بوده برای دوستات بفرس تا اونا هم استفاده کنن.اگه عضو ویرگول هستی لایک و کامنت بذار تا انرژی بگیرم.اگه هم نیستی، میتونی با این آی‌دی، pedike در تلگرام باهام در ارتباط باشی.اختصاراتی که در این پست استفاده شده:PMI: Project Management InstitutePMBOK: Project Management Body of Knowledge</description>
                <category>پدرام کشاورزی</category>
                <author>پدرام کشاورزی</author>
                <pubDate>Fri, 04 Sep 2020 17:13:12 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>استانداردهای مدیریت پروژه‌ی سازمان PMI</title>
                <link>https://virgool.io/@ped/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D9%BE%D8%B1%D9%88%DA%98%D9%87-vpocb75er1io</link>
                <description>مدیریت پروژه استانداردهای مختلفی داره، به ترتیب مطرح بودن عبارته از:آمریکا | سازمان PMI | استاندارد PMBOKاروپا | سازمان PMA | استاندارد ICBانگلیس | سازمان BPM | استاندارد Princeسازمان ISO | استاندارد ISO 21500سازمان PMI تو چهار زمینه استاندارد منتشر میکنه:پروژه (Project): PMBOK استاندارد مربوط به این حوزه است. این استاندارد هر چهار سال یکبار Revision میخوره، اولین بار در سال 1996 چاپ شد و به زودی قراره ورژن هفتمش منتشر بشه. نسخه‌ی جنرالش مستقل از نوع پروژه است و برای هر پروژه‌ای کاربرد داره از برگزاری یه مهمونی و عروسی گرفته تا ساختمان‌سازی. اما اکستنشن‌هایی (Extension) داره که مربوطه به تخصص‌های خاص میشه؛ مثلاً عمران، دفاع، دولت و فناوری اطلاعات. PMBOK دانشی که مدیر پروژه لازم داره رو در اختیارش میذاره؛ مثلاً در مورد مدیریت زمان کم گفته و وارد فرمول و اینا نشده. چرا که مدیر پروژه، زیرِ دستش افرادی رو داره که اینارو بلدن و اون فقط به نتایج احتیاج داره تا باهاش بتونه تحلیل‌های خاصشو انجام بده. اگر برای هر کدوم از اونا توضیحات بیشتر خواست میتونه به نسخه‌ی Practice Standard مراجعه کنه.طرح (Program): به چند پروژه‌ی مرتبط به هم، طرح گفته میشه. طبیعیه مدیر طرح باید مدیر پروژه رو بدونه بعد بره سراغ مدیریت طرح. استاندارد مربوط به این زمینه Standard for Program Management است.سازمان (Organization): استانداردش OPM3 است و کارش اینه که میاد سازمان و پورتفولیوش (شامل پروژه، طرح، بخش و ...) رو میسنجه و میگه چقد بلوغ داره. بعد برای بالغ‌تر شدن و بهتر شدنش میگه از کجا باید شروع کنی.افراد (People): استاندارد PMCDF میاد میگه یه مدیر پروژه چه توانایی‌هایی باید داشته باشه. بعد یه سنجش میکنه و بهت میگه که کجاها نقص داری و چه جوری میتونی برطرفش کنی.اختصاراتی که در این پست به کار رفته است:PMBOK: Project Management Body of KnowledgeOPM3: Organizational Project Management Maturity ModelPMCDF: Project Manager Competency Development Framework</description>
                <category>پدرام کشاورزی</category>
                <author>پدرام کشاورزی</author>
                <pubDate>Mon, 27 Jul 2020 12:56:14 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روش واگنر-ویتین (The Wagner-Whitin Method) در مدیریت موجودی</title>
                <link>https://virgool.io/@ped/%D8%B1%D9%88%D8%B4-%D9%88%D8%A7%DA%AF%D9%86%D8%B1-%D9%88%DB%8C%D8%AA%DB%8C%D9%86-coxar7kksf0a</link>
                <description>برای مدیریت موجودی روش‌های مختلفی وجود داره که بشه باهاش موجودی انبار و کالا رو به گونه‌ای مدیریت کرد که علاوه بر رفع تقاضا، کمترین هزینه هم برامون آب بخوره. واگنر-ویتین یکی از روش‌هایی که باهاش میتونیم سفارش هر دوره رو جوری تعیین کنیم که در کل کمترین هزینه رو برامون داشته باشه. قراره با هم در قالب یه مثال ساده این روش نسبتاً پیچیده رو بفهمیم.داده‌هایی که در اختیار داریم، ایناست:هزینه‌ی نگهداری (Carrying Cost/Holding Cost/Inventory Carrying Cost)هزینه‌ی راه‌اندازی (Setup Cost)تقاضاهای دوره‌ای (Demands)چیزی که میخوایم در آخر به دست بیاریم، اینه که تو چه دوره‌هایی مایحتاج دوره‌های جلوتر رو سفارش بدیم؟ اصلا همچین کاری بکنیم یا نه؟ مقدار سفارش بهینه در هر دوره چقدره؟ جوری که در انتهای یه بازه‌ی زمانی کمترین هزینه رو برامون رقم بزنه.حالا با یه مثال این روشو با هم بررسی میکنیم.علاوه بر تقاضاهایی که در هر ماه مشخص شده و در تصویر میبینید، اطلاعات زیرو داریم:هزینه‌ی راه‌اندازی(S): 35 دلارهزینه‌ی نگهداری هر واحد(H): 0.2 دلارتو این روش دوره به دوره میریم جلو، انواع هزینه‌ی هر استراتژی (آپشن) رو حساب می‌کنیم و کمترینش رو انتخاب میکنیم و میریم سراغ بعدی. خب بیا شروع کنیم.اول از دوره‌ی اول که همون ماه اوله شروع میکنیم. مقدار تقاضا چقدره؟ 21 واحد! تو ماه اول فقط و فقط یک استراتژی داریم و اونم سفارش تقاضای ماه اول در ماه اوله و هزینه‌اش اینجوری حساب میشه:Option1: C11 = S = $35هزینه سفارشِ تقاضای ماه اول در ماه اول رو با C11 نشون دادم. حالا چرا شد 35 دلار؟ چون تو همون ماهی سفارش میدیم که بهش احتیاج داریم. پس هزینه‌ی نگهداری بهش نمیخوره و فقط یه هزینه‌ی راه‌اندازی داریم. چون اینجا تنها یه آپشن داریم، قطعا 21 واحد کالا رو باید در ماه اول سفارش بدیم و این میشه بهترین انتخاب. انتخاب بهینه رو با F نشون میدیم. در اینجا F(1)=$35 یعنی انتخاب بهینه‌ی دوره‌ی اول 35 دلاره.خب حالا بریم سراغ دوره‌ی دوم. تو دوره‌ی دوم دو آپشن داریم. قبلش اینو بگم که به طور کلی در دوره‌ی n اُم، n آپشن داریم.Option1: C12 = C11 + 29*H*1= $35 + $0.2*29*1= $35 + $5.8= $40.8خب C12 یعنی تقاضای دو ماه اولو در ماه اول ثبت کنیم. برای محاسبه‌اش باید هزینه‌ی سفارش در ماه اولو (یعنی C11) با هزینه‌ی یک ماه نگهداری مایحتاج ماه دوم (29 واحد کالا) جمع کنیم.Option2: C22 = F(1) + S= $35 + $35= $70اگه هم بخوایم تقاضای ماه دومو تو همون ماه دوم سفارش بدیم هزینه‌اش میشه 70 دلار؛ چرا که یه هزینه‌ی راه‌اندازی تو ماه دوم داریم که همون 35 دلاره و یه هزینه هم برای بهترین آپشن ماه قبل (F(1)) که بازم 35 دلاره.بنابرین بهترین آپشن میشه آپشن اول؛ یعنی سفارش‌های ماه اول و دوم رو در ماه اول ثبت کنیم که روی هم میشه 50 کالا (21+29).به همین ترتیب برای ماه سوم داریم:Option1: C13 = C11 + $0.2*29*1 + $0.2*24*2= $35 + $5.8 + $9.6= $50.8Option2: C23 = C22 + $0.2*24*1= $70 + $4.8= $74.8Option3: C33 = F(2) + S = $40.8 + $35= $75.8So F(3) = C13 = $50.8تا اینجا به این نتیجه رسیدیم که سفارش ماه‌های اول تا سوم رو در ماه اول ثبت کنیم و یکجا 74 کالا تحویل بگیریم. حالا سوالی که پیش میاد اینه که آیا سفارش ماه چهارم هم میاد رو این سفارش یا تو همون ماه چهار ثبت میشه؟ خب جواب رو زودتر میتونید ببنید. مثل اینکه ثبت سفارش ماه چهارم در همون ماه بهینه‌تره. حالا بریم ببینیم چرا؟Option1: C14 = C11 + H*1*29 + H*2*24 + H*3*86= $102Option2: C24 = C22 + H*1*24 + H*2*86= $109.2Option3: C34 = C33 + H*1*86= $93Option4: C44 = F(3) + S = $85.4So F(4) = C44 = $85.4همانطور که در نمودار هم میبینی خطی که زیر ماه‌های اول تا سوم کشیده شده، یه پله‌ی سه تایی خورده و اومده زیر ماه چهارم. این یعنی، تا اینجا سه ماه اولو در ماه اول سفارش میدیم و ماه چهارمو در ماه چهار. همین روند رو ادامه میدیم تا کل برنامه‌ی سفارش‌ها در بیاد. به علاوه حواست باشه که بهترین انتخاب دوره‌ی آخر نماینگر هزینه‌ی کل هم هست.پ.ن. ممنون میشم تو قسمت کامنت‌ها بگی مطلبی که گذاشتم چطور بود؟ سوالی داشتی بپرس.</description>
                <category>پدرام کشاورزی</category>
                <author>پدرام کشاورزی</author>
                <pubDate>Wed, 22 Jul 2020 19:44:53 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>