<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های اکبري</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@persianorthographydestiny</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 00:36:33</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/926427/avatar/avatar.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>اکبري</title>
            <link>https://virgool.io/@persianorthographydestiny</link>
        </image>

                    <item>
                <title>چند گام در راهـ ه بهسازی ی‌ه خطط ه پارسی</title>
                <link>https://virgool.io/applymag/%DA%86%D9%86%D8%AF-%DA%AF%D8%A7%D9%85-%D8%AF%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%80-%D9%87-%D8%A8%D9%87%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%DB%8C-%D9%87-%D8%AE%D8%B7%D8%B7-%D9%87-%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%B3%DB%8C-mnhskpltveo1</link>
                <description>بخش ه دُوُمچرا باید خط را اصلاح کرد؟برای پاسخ به این چرایی تفاوت خط آوایی فنلاندی با خط انگلیسی را، برای نمونه، بررسی می کنیم.در کشور فنلاند دانش‌آموزان در سن 7-سالکی به مدرسه می‌روند. در انگلستان شروع دوره‌ی آموزشی، در 5-سالگی است. دانش‌آموز فنلاندی هر آن چه برای درست‌نویسی نیاز دارد در سال اول دبستان فرا می‌گیرد، و از آن پس درسی به نام املا را نمی‌شناسد. در انگلستان دوره‌ی آشنایی با الفبا و درست‌نویسی 5 سال است. یعنی، دانش‌آموز از سال اول تا پایان دوره‌‌ی ابتدایی رفته‌رفته مهارتهای املایی را می‌آموزد. با این همه، هیچ تضمینی وجود ندارد که تا پایان تحصیلات عالی همه از پس املا و درست‌نویسی بر آیند. هزینه‌ی اقتصادی برای دولت، خانواده، جامعه و فرد را می توان حدس زد. فشار روانی بر کودکان و نوجوانان را هم باید بر آن افزود.حال ممکن است این پرسش مطرح شود که چرا انگلیسی‌ها خط خود را اصلاح نمی‌کنند.پاسخ این پرسش را می توان از لابه‌لای بحثهایی، که هر از چند گاهی درمی‌گیرد، دریافت.انگلیسی زبان مادری و اول چند کشور نیرومند جهان است؛ از آن جمله: بریتانیای بزرگ، آمریکا، کانادا، استرالیا، ایریلند، و در برخی کشورها زبان اول اداری – آموزشی و میانجی، مانند هند، پاکستان، بنگلادش، فیلیپین، آفریقا ی جنوبی، نیچریه، غنا، تانزانیا، سودان، و در بسیاری از کشورها ی دیگر جهان زبان تجاری و نخستین زبان ه خارجی.با همه‌ی این‌ها، انگلیسی تنها زبان برزگ و زنده ی دنیا است که فرهنگستان نه دارد.پس پرسش این است که، چه کسی یا چه کشوری شایستگی آن را دارد که متولی ساماندهی زبان انگلیسی باشد.از آنجا که، هر گونه اصلاح و تغییر نیازمند رأی اکثریت نسبی است. چنین کاری در مجموعه‌ی کشورهای انگلیسی‌زبان (anglophone) عملاً نشدنی است. حال اگر یک کشور، مثلاً بریتانیا، به تنهایی این کار را انجام دهد، هیچ معلوم نیست که دیگران پیروی کنند. حتی، در خود بریتانیا هم تضمینی وجود نه دارد که سه کشور اسکاتلند، ویلز و ایریلند شمالی با آن همداستان شوند.زبان انگلیسی از نظر بافتاری بسیار ساده است. جنسییت نه دارد، ساخت فعل و صرف در آن آسان است، اسم و صفت صرف نمی‌شوند. با این همه، انگلیسی از نظر ه آواییک (فونوتیک) بسیار پیچیده است. در برابر 24 صدا ی صامت 12 واکه (مصوت) ساده، 8 واکه ی مرکب ه دوحرفی و 5 واکه ی مرکب سه‌حرفی  دارد. یعني 25 حرف صدادار در برابر 24 حرف بیصدا. دو نیم‌واکه (نیم‌مصوت) y و w هم به آنها افزوده می شوند. این را مقایسه کنید با شمار حرفهای مصوت در ایتالیایی (5)، اسپراتنو (6) و فارسی استانده (معیار) (7).  با این همه، تنها 5 نماد اصلی (a, e, i, o, u) برای نمایش این همه مصوت در زبان وجود دارند. گرچه با ترکیب همین چند حرف، باید این همه واکه ساخته شوند، امّا قانون فراگیری برای تلفظ حتی، همان چند نویسه‌ی پایه هم وجود نه دارد. بدتر این که 5 حرف یادشده گاهی نیز خاموشند، و هیچ صدایی ندارند (mute vowels).از سالها پیش تلاشهایی از سوی اشخاص و انجمنها برای بهسازی جزئی یا کلی در این زبان در جریان بوده است، و هنوز هم ادامه دارد. چندین انجمن می کوشند تا راهی برای بهسازی بیابند، ولی آینده‌ی روشنی در افق دیده نمی‌شود. این تلاشها طرفداران و مخالفان بسیار سرشناسی هم، داشته و دارد. از آن میان، می توان به برنارد شاو (George Bernard Shaw) از هواداران فونوتیک کردن انگلیسی (وی دستگاه الفبایی نیر، به نام خود برای این منظور، ساخته است)، و مارک تواین (Mark Twin) از مخالفان هر گونه دگرگونی نام برد. از تلاشهای پیشین می توان به تغییراتی که از سوی بنجامین فرانکلین (Benjamin Franklin) نخستین رئیس جمهور آمریکا و نواح وبستر (Noah Webster) پیشنهاد شده نام برد. آن دو موفق شدند اصلاحات اندکی در انگلیسیِ آمریکایی پدید آورند (برای نمونه: center  به جای centre, و color به جای colour در املا ی آمریکایی یادگار آن دوران است.). امّا این تغییرات آن چُنان بنیادین نه بوده که به تواند معظل املای انگلیسی را، که از سده ی هشتم میلادی (پيشتر از پیدایش پارسیِ دری) به این خط نوشته می‌شود، حل کند.از زمان اختراع چاپ، که الفبای انگليسي ریخت ه نهایی خود را یافته، هيچ تغییر ه بنیادی در آن رخ نداده است.دومین زبان دشوار از دید املایی ، پس از انگلیسی، زبان ه فرانسه است. زبانی که برخی، از دید املایی آن را دشوارتر از انگلیسی می دانند.فرانسوی آمیزه ای از زبان ه لاتین ه کلیسایی، زبان لاتین ه کوچه‌بازاری (زبان سربازان رومی) و زبانهای محلی است. این زبان تا کنون چندین بار اصلاح املایی به خود دیده است. نخستین بهسازی در سده‌ی پانزدهم، پس از آمدن صنعت چاپ روی داد، در سده‌های بعدی فرآیند بهسازی املایی دنبال شد. در سده‌ی کنونی، در سالهای 2004، 2009 و 2011  اصلاحاتی در این زبان رخ داده است. آخرین ه این بهکردها مربوط به سال 2017 است.  در این سال قانونی به آموزش و پرورش فرانسه ابلاغ شده که املای بیش از سه هزار واژه را دستخوش دگرگونی می کند. البتته در همین قانون یا دستورکار، گفته شده که، املای کهن واژه‌های موردنظر همچنان معتبر است، تا این تغییرات به صورت طبیعی جا بیفتد.فشار برای  تغییر ه اساسی در زبان فرانسه همچُنان وجود دارد، و برخی می کوشند این زبان را کاملا آواییک کنند.زبان ه اسپانیولی نیز در چند مرحله اصلاح شده است، به نحوی که اکنون زبانی فونوتیک است.دو زبان ایتالیایی و آلمانی جرئت بیشتری کرده اند، و می شود گفت که هر دوی این زبان‌ها اکنون فونوتیک اند.آخرین دگرگونی املایی در زبان آلمانی در سال 2006 بوده است، که همه‌ی کشورهای آلمانی‌زبان (Germanophone) شامل، آلمان، اتریش، سویس، لیختن‌اشتاین، و کشورهایی که اقلییت آلمانی زبان دارند آن را پذیرفته اند.امروزه، بیشتر ه زبان‌های دنیا، هر کدام در چند مرحله فرگشت املایی به خود دیده اند. از زبانها ی فونوتیکی کامل یا نسبتا کامل می‌توان این‌ها را نام برد: اسپرانتو، ایسلندی، فنلاندی، مجاری، رومانیایی، بلغاری، کانادا (زبان ایالت کارناتاکا در جنوب هند)، چکی، لتونیایی، اکرایینی، بلاروسی، مغولستانی (به سرلیک)، ترکی، ترکی آذربایجانی، سربی (با هر دو الفبای سرلیک و لاتین)، مقدونیه‌ای، گرجی، کرواتی، ایتالیایی، اسپانیولی، آلمانی، ارمنی، لهستانی، بوسنیایی، باسکی، کره‌ای با خطِ ه هانگول (کره‌ای با دو خط هانگول و کانجی نوشته می شود)، کرول (Creole) اورومو (در اتیوپی) و همه‌ی زبان‌ها یی که به لاتین‌نویسی روی آورده اند.فارسی هم، از زمان پیدایش، در گذر ه زمان دستخوش ه دگرگونیها یی شده است، که مهمترین آنها عبارت اند از: افزودن ه واجهای چارگانه‌ی ویژه‌ی پارسی، حذف شکل‌های دشوارحروف (مانند نون کشکولی) برای سازش با چاپ سربی، در حدود 160 سال پیش، و دگرگونی نوشتاری در سالهای گذشته، به دلیل رواج رایانه.اين نوشته با املا ی‌ه رایج نوشته شده است.</description>
                <category>اکبري</category>
                <author>اکبري</author>
                <pubDate>Fri, 19 Nov 2021 13:36:13 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چند گام در راهـ ه بهسازی ی‌ه خطط ه پارسی</title>
                <link>https://virgool.io/@persianorthographydestiny/%DA%86%D9%86%D8%AF-%DA%AF%D8%A7%D9%85-%D8%AF%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%80-%D9%87-%D8%A8%D9%87%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%DB%8C-%D9%87-%D8%AE%D8%B7%D8%B7-%D9%87-%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%B3%DB%8C-dpxg3y1ijbxy</link>
                <description>چند گام در راه بهسازی خط پارسیهمه می‌دانیم که خط ما دارای ناتوانی‌های بسیار است، و همه می‌گوییم که باید کاری کرد. برخی شعار می‌دهند که، این خط اصلاح‌شدنی نیست، دیگرانی هم براین باورند که خط ما همین است، و باید با آن ساخت، و اگر کسانی با آن مشکلی دارند خود مقصرند، باید بیشتر تلاش کنند، تا بر آن تسلط یابند. نتیجه آن که، بی‌عملی بهترین گزینه شده است، و نق‌زدن تنها چاره.اما، راستی خط چیست، و چه نقشی در زند‌گی ما بازی می‌کند.اگر بپذیریم که خط سامانه‌ای قراردادی است، و ابزاری است در خدمت زبان، آنگاه، راحت‌تر می‌پذیریم که ابزار هر چه کاراتر باشد بهتر است.نقش این ابزار چنان است که در زیر خواهیم دید.در کشورهایی که خط آوائیک رواج دارد، نوآموز سال نخست آموزشی را صرف یادگیری الفبا می‌کند، و پس از آن یک سال، دیگر درسی به نام املا نمی‌شناسد. به گفته‌ی دیگر، دانش‌آموز دبستانی، در پایان سال اول آموزشی، هر متنی را، هر چند دشوار می‌تواند بخواند، بی‌آنکه، لزوما، معنی آن را بداند. در سوی دیگر طیف، زبان انگلیسی را می‌توان مثال آورد که، املای آن حتی تا پایان آموزش رسمی هم دست از سر خیلی‌ها بر نمی‌دارد. از نشانه‌های چندصدتایی تا چندهزارتایی خط ژاپنی و چینی حرفی نمی‌زنیم، که تکلیف‌شان معلوم است.در کشورهایی که دارای خط آوانگارند، دانش‌آموز سال نخست تحصیلی را، از هفت‌سالگی آغاز می‌کند، و در کشورهای انگلیسی‌زبان (برای نمونه، بریتانیا) از پنج‌سالگی.... تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل.اختراع خط از شگفت‌ترین دستاوردهای بشری است. آن چه اکنون به ما رسیده راه تکاملی دور و درازی را طی کرده است، و همپای نیازهای مردم و همراه با پدیده‌های نو خود را بازسازی کرده است. اختراع چاپ در چین، و کاربرد آن در سده‌ی پانزدهم میلادی در اروپا، و رونق سواد و کتابخوانی همه‌ی خط‌های زنده‌ی جهان را دستخوش دگرگونی کرده است.به همین خط فارسی خودمان نگاهی بیاندازیم.هخامنشیان خط میخی ایلامی را گرفتند، و آن را برای فارسی باستان (پارسه) بومی‌سازی کردند. با آمدن اسکندر و برافتادن هخامنشیان خط یونانی در ایران رواج یافت، که تا زمان ساسانیان رواج داشت. سپس، آنان خط پارسیگ را، که دنباله‌ی خط پهلوانیگ بود، با قلم‌های گوناگون ساختند، که کامل‌ترین‌شان &quot;دین‌دفیره&quot; یا &quot;دین‌دبیره&quot; بوده، که برای نوشتن متن‌های دینی بکار می‌رفته است.با آمدن اسلام و پیدایش زبان پارسی دری دو زبان عربی و پارسی خطی را بکار بردند، و آن را کامل کردند که امروزه به نام خط فارسی-عربی می‌شناسیم. پس از تکمیل این خط، با اعراب‌ و اعجام، اساس آن تا به امروز دست‌نخورده باقیمانده است، گرچه، تغییرات روبنایی چندی متناسب با نیاز زمانه، بویژه در خط فارسی، و خط‌هایی که از این دبیره بوجود آمده اند پدیدار شد. مهمترین این دگرگونی‌ها عبارتند از: افزودن حرف (ژ)، در آغاز و به دنبال آن، در حدود سده‌ی ششم یا هفتم هجری، دو حرف (پ، چ)، و نیز حرف (گ) به شکل امروزی آن حدود صد و پنجاه سال پیش.این نسخه‌ی فارسی ثابت می ‌کند که تا سال  1217 میلادی(596 خورشیدی) هنوز در الفبای فارسی . گ، چ، پ، ژ بکار نمی رفته است.تغییر مهم بعدی زمانی روی داد که صنعت چاپ وارد ایران شد. دستگاه چاپ سربی کمی پیشتر از چاپ سنگی به تبریز رسیده بود، ولی، چون با خط فارسی سازگار نبود، برای مدتی، کنار گذاشته شد. اما، در چاپ سنگی، خوشنویس نوشته یا نقاشی را روی تخته ‌سنگی صاف می‌نوشت، و سپس  زمینه‌ی نوشته و  تصویر کنده‌کاری می‌شد تا نوشته و خطوط ه تصویر برجسته به ماند؛ به جوهر آغشته شود، و عکس تصویر روی کاغذ بیفتد، همانند کاری که هنوز هم در کار چاپ‌زنی پارچه متداول است. پنجاه سال طول کشید تا چاپ سربی، دوباره رواج یابد، اگرچه پیشرفته‌تر، تمیزتر و اقتصادی‌تر از رقیب خود بود. و این ممکن نبود مگر با تسلیم‌شدن نسبی خط فارسی در برابر تکنولوژی، با پذیرش کاستن از شکل‌های گوناگون و گرافیک جدید نویسه‌ها.فرایند همگام‌شدن خط با فن چاپ بعدتر هم ادامه یافت، به‌نحوی‌که رسم‌الخط کنونی شباهت زیادی به خط‌های نسخ، نستعلیق و شکسته‌نستعلیق کاتبان روزگار قاجار ندارد.یادداشت: این نوشتار با شیوه ی‌ه کنونی ی‌ه رسم‌الخط نوشته شده، وة در آن برابر ی‌ه گفتار با نوشتار (اصل ه &quot;تطابق ه ملفوظ وة مکتوب&quot;) تنها 4 درصد است.پایان ه بخش ه نخست</description>
                <category>اکبري</category>
                <author>اکبري</author>
                <pubDate>Sat, 16 Oct 2021 12:19:26 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بهسازي به جا ی‌ه دگرگوني</title>
                <link>https://virgool.io/@persianorthographydestiny/%D8%A8%D9%87%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%8A-%D8%A8%D9%87-%D8%AC%D8%A7-%DB%8C-%D9%87-%D8%AF%DA%AF%D8%B1%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%8A-vmovlzylk8jw</link>
                <description>ما در فارسي از مجمؤعه ی‌ه &quot;ع&quot; وة همزه دو آوا داريم که به‌ هم نزديک اند، امما یک ي نيست اند. اين دوْ عبارت اند از:- همزه ی‌ه آغازين، نرم، مُليين، مؤل، حرکت‌دار، وة یا با هر نام ديگر ي،- همزه ی‌ه ناآغازين، سخت، بُن‌ه‌حلقي، تهووع‌آور، کشه، ايست، ساکن، وة یا هر نام ديگري.برا ی‌ه همزه ی‌ه نخست، من گرؤه ه نويسه‌ها ی‌ه (ã ä ë ï ö ü/Ã Ä Ë Ï Ö Ü)، وة برا ی‌ه همزه ی‌ه نوًع ه دوم (ê/Ê) مي پسندم. برا ی‌ه نمونه:اجزاءْ/اجرا، دفعْ/دفعه/دافعْ، جمعْ/جامعه/جامعْ/جميعْ/جماعت  (ajzâê/ejrâ, dafê/dafë/dâfeê, jamê/jâmeë/jâmeê/jamiê/jamâät).&quot;&#x60;&quot; جثه اش کؤچک است،وة ممکن است به چشم نة ی‌اید، وة نيز کاربردها ی‌ه بایسته‌تر ي در زبان دارد. برا ی‌ه نوشتن تکيه در دانش ه زبان‌شناسي وة لهجه‌ها ی‌ه بؤمي مي توان از آن استفاده کرد. مثلن، &quot;اينجا – امروز - کرماني&quot; را به لهجه ی‌ه یزدي مي توان نوشت: (ìnjâ – èmruz - kèrmuni ).نشانه‌ها ی‌ه بيشتر ي مي توان انتخاب کرد، اگر ترانويسي ی‌ه (transletteration) ه خطط ه موجود در نظر باشد.پس، الفبا ی‌ه کمکي ی‌‌ه فارسي چُنين خاهد بود:Â, A, B, C, D, E, Ê, F, G, Ĝ, H, I, J, Ĵ, K, L, M, N, O, P, Q, R, S, Ŝ, T, U, V, W, X, Y, Z, (Ã, Ä, Ë, Ï, Ö, Ü) = 31+6= 37امما، سخن ه اصلي من اين است:من گر چه، الفبا ی‌ه روميیائي را بي‌نقص مي دانم، وة در ترانويسي ی‌ه فارسي خوْد آن را بسیار، به‌کارگرفته ام (نوشتن ه کلل ه شاهنامه، ديوان ه حافظ، گلستان وة بؤستان ه سعدي، هفت‌پیکر ه نظامي، دیوان ه شمس، تنها چند نمؤنه اند) وة هرگز با هيچ دشواري وة استثنا اي رؤبه‌رؤ نه شده ام، وة لي، الويییت ه ما نيست. الويييت ه امرؤز ه فارسي در بهسازي ی‌ه خطط وْ نوشتار ه مؤجود است. اگر مانع‌ها ی‌ه سيیاسي را هم نةديده به گيريم، بي داشتن ه دبيره اي کامل وة دستور ي جاافتاده وْ بي‌نقص، تغییر ه خطط سردرگمي ی‌ه بزرگ ي به وجود مي آورد، وة نتيجه آن به دموْکراسي ی‌ه جهان ه سومي خاهد ماند. برا ی‌ه هر کار ي زمينه ی‌ه آن باید از پيش فراهم باشد.به الفبا ی‌ه لاتين به‌ديد ه یک خطط ه کمکي، برا ی‌ه کاربردها ی‌ه علمي، باید نگريست.کمبودها ی‌ه کنوني ی‌ه زبان دو دسته اند: 1) کاستي‌ها ی‌ه الفبا‌ئي، 2) کاستيها ی‌ه نوشتاري وة دستوري.1) در الفبا اين بهسازي‌ها پيش‌بيني‌پذير اند:- حذف ه واو ناخانا،- حذف ه تنوينها،- حذف ه تشديد،- حذف ه الف ه کؤتاه،- حذف ه نشانه ی‌ه سکؤن،- نوشتن ه کسره در پایان ه واژه وة پس از حرف‌ها ی‌ه &quot;د، ذ، ر،ز، و&quot; با نويسه ی‌ه &quot;ه/ـه&quot; (به‌هسازي)،-  نوشتن ه کسره پس از حرف‌ها ی‌ه &quot;ب، پ، ت، ث، ج، ح، چ، خ، س، ش، ص، ض، ط، ظ، ع، غ، ف، ق، ک،گ، ل، م، ن، هـ، ی&quot; با نويسه ی‌ه &quot;ـِ&quot; (کـِتاب، شـِن).- نوشتن ه صدا ی‌ه /a/ همانند ه دوْ موًرد ه پيش‌گفته‌شده با نويسه ی‌ه &quot;ة/ـة&quot; وة &quot;ـَ&quot; (نة، مة، نـَم، صـَبر)،- نوشتن ه صدا ی‌ه /o/ با آوردن نشانه ی‌ه سکؤن رؤ ی‌‌ه و &quot;وْ&quot;،- نوشتن ه صدا ی‌ه /u/ با &quot;ؤ&quot;،- نوشتن ه صدا ی‌ه /ow/ با آوردن نشانه ی‌ه تنوين نصب رؤ ی‌‌ه &quot;وً&quot;،- نوشتن ه صدا ی‌ه /y/ با &quot;یـ/ی&quot;،- نوشتن ه صدا ی‌ه /i/ با حرف ي جدا از &quot;یـ/ی&quot;،- ساماندهي ی‌ه همزه، وة نوشتن آن همه‌ جا به ريخت ه &quot;ئـ/ئ&quot;، حتتا در آغاز واژه، وة حذف ه کلاه ه &quot;آ&quot;.بهگرداني‌ها ی‌ه یادشده نة مي تواند، وة نة باید در یک گام پياده شود. گام ه اوول را، که بي‌نيیاز از هر گؤنه تغييرها ی‌ه زيربنائي-ست – مانند ه موًردها ی‌ه حذفي، در زنجيره ی‌ه خط‌ آمدن ه  واکه‌ها ی‌ه کؤتاه، ... -، مي توان از هم‌اکنؤن آغاز کرد. (من در اين نوشتار اين دگرسازي را اعمال کرده ام تا خاننده‌گان ه گرامي خوْد داوري کنند، که چهره ی‌ه خطط تغیير ه معناداري پيدا نة کرده است.در گام ه دوم، به زيرساخت ه لازم، برا ی‌ه نويسه‌ها ی‌ه تازه‌وارد، ‌نيیاز است.گام ه سوم با ريزش ه آهسته ووْ پيوسته ی‌ه واژه‌ها ئي که دارا ی‌ه حرف‌ها ی‌ه &quot;ث، ذ، ص،ض، ط، ظ، ع، [غ]، ق&quot; آغاز مي شوند شرؤع شده، وة تا جا اي ادامه مي یابد که، فراواني آن‌ها به حدد ي به رسد، که نوشتن ه آنها با املا ی‌ه نوً حسساسيیت ي بر نة ی-انگيزد.2) ساماندهي ی‌ه نوشتاريدر اينجا، نيیاز است تعريف ه جامع وة مانع ي برا ی‌ه واژه داشته باشيم، تا به توان مرزها ی‌ه آن را به‌دققت، مشخخص کرد.واژه یک یکا ی‌ه معنائي-ست، که دارا ی‌ه تنها یک نقش‌ ه دستوري در جمله است، وة از نظر ه آوائي در حالت ه واژگاني یک تکيه دارد که همواره بر هجا ی‌ه پایاني ی‌ه آن فرود مي آید. (تکیه ی‌ه واژه را نة باید با تکيه ی‌ه جمله (intonation) اشتباه گرفته شود، اتفاق ي که، بدبختانه، زیاد رخ مي دهد.).پس، با اين تعريف:- &quot;کسره ی‌ه اضافه&quot; یک واژه است، همانند ه &quot;وْ&quot; در عبارت ه &quot; من وْ شما&quot;، که از نظر ه آوائي، با واژه پيش از خوْد در هم مي آميزد،- حرف‌ها ی‌ه ميیانجي هميشه، باید نوشته شوند (ما [و]وْ شما، خانه [ا]ي، بي [ی]امد)،- &quot;ي&quot; ی‌ه نکره جدا نوشته مي شود (کتابي = bookish، کتاب-ي/کتاب ي = a book)،- همه ی‌ه سرفعل‌ها (مي، همي، نة، مة، به) باید جدا نوشته شوند،- همه ضميرها باید جدا نوشته شوند، (کتابت = نوشتن، کتاب-ت/کتاب ةت = کتاب ه توْ)- صيغه‌ها ی‌ه فعل ه استن &quot;ام، ات، اي، ايم، ايد، اند&quot; باید جدا نوشته شوند،- مصدرها، هر چند بلند، یک واژه اند، وة باید سره‌هم نوشته شوند (جابه‌جاگذاشتن، درهم‌برهم‌شدن، تته‌پته‌کردن)،- نام‌ها ی‌ه مصدري وة افزؤده‌ئي نيز چُنين اند (عرؤس‌وْدامادي، شهري‌ی‌وْرؤستائي)،- &quot;تعريف ه واژه&quot; مي تواند پایانه‌ها ی‌ه صرفي را نيز (که بيشتر نقش ه ضمير بازي مي کنند)، دربر گيرد (مي خاهـ-ةم به رَو-ةم)،- در حالت ه صرفي، فعل‌ها شکفته مي شوند (درهم‌وْبرهم ريخته شده بؤد ةند)،- ضميرها ی‌ه دولایه باید جدا نوشته شوند (گفتمت &gt; گفت-ةم-ةت &gt; گفت ةم ةت).وة نيز، زبان نيییاز دارد که ويراسته ووْ پيراسته شود. برا ی‌ه اين کار باید:- کاربرد ه فعلها ی‌ه کمکي، تا آنجا که شدني-ست، محدود شود، وة فعل‌سازي با مصدر ه &quot;-یدن&quot; رواج یابد،- از به‌کاربردن ه جمع‌ها وة عبارت‌ها ی‌ه عربي (ممنوع‌الورؤد) پرهيز شود، وة به فارسي برگردانده شوند (ورود ممنؤع)،- &quot;ه&quot; پایاني در ترکيب هرگز، حذف نة شود (بایسته‌گي، طلبه‌گي، بنده‌گان)، وة نوشتار، همه جا، پيرو ه خانش باشد،- دو حرف ه &quot;ی&quot; وة &quot;ي&quot;، هرجا با هم مي آیند، هر دوْ نوشته شوند (بي[ی]ابان، ني[ی]از)،- تلفظ ه درست هر واژه از سو ی‌ه متوليیان وة دانشمندان ه واژه‌شناس، برا ی‌ه هر دوره ی‌ه زماني، تعريف وة ضبط شود.اين بخش نيز باید گام به گام، امما، پيوسته ووْ آهسته به فرجام به رسد.</description>
                <category>اکبري</category>
                <author>اکبري</author>
                <pubDate>Thu, 30 Sep 2021 11:51:39 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>