<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های پیمان روشن ضمیر</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@peyman33</link>
        <description>instagram.com/peyman.roshanzamir</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-19 20:08:25</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/324507/avatar/L4Zqc3.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>پیمان روشن ضمیر</title>
            <link>https://virgool.io/@peyman33</link>
        </image>

                    <item>
                <title>رشد جمعیت همین الان در دسترس است ، فقط نادیده اش میگیریم</title>
                <link>https://virgool.io/@peyman33/%D8%B1%D8%B4%D8%AF-%D8%AC%D9%85%D8%B9%DB%8C%D8%AA-%D9%87%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%B3-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D9%81%D9%82%D8%B7-%D9%86%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B4-%D9%85%DB%8C%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D9%85-gaasfkfijogt</link>
                <description>چه بخواهیم چه نخواهیم روزانه صدها بارداری خارج از ازدواج در ایران روی می دهد . این بارداری ها بخش بزرگی از قابلیت جوان سازی جمعیت در ایران است که نادیده گرفته میشود. مساله ساده است .  ما به نوزادان جدید نیاز داریم برای جوانی جمعیتاین نوزادان به صورت جنین به  وجود می آیند و به راحتی از بین می روند چون  نادیده گرفته شده اند .آیا می شود که بخش قابل توجه ای از این جنین ها تبدیل به نوزاد شوند ، نوزادانی که مورد پذیرش جامعه باشند .پاسخ :  بله قطعا شدنیست . نکته مهم اول : اروپا و آمریکا هرگز نمیتوانست مشکل کهنسالی و رشد منفی جمعیت را حل کند اگر جنین های خارج از ازدواج دائمی را تبدیل به نوزادانی پذیرفته شده نمی کرد . در حال حاضر در بسیاری از کشورهای اروپایی بیش از 50 درصد کودکان در رابطه هایی به دنیا می آیند که به صورت رسمی ثبت  نشده اند . این اتفاق در بسیاری از شخصیت های مشهور اروپایی افتاده و در جامعه کاملا پذیرفته شده است . پدر و مادر کودک کاملا مشخص است اما ازدواج ثبت نشده است . تجربه اروپا نشان میدهد ثبت رسمی  ازدواج مانع از دنیا آمدن و رشد موفق یک کودک نمی شود که اگر غیر این بود باید بالای 50 درصد جمیعت جوان اروپا را در وضعیت بحرانی فرض می کردیم . نکته مهم دوم :   در اروپا و امریکا رابطه خارج از ازدواج شرعی محسوب نمی شود و با اینکه آنها از نظر شرعی دچار خلا هستند اما این واقعیت اجتماعی یعنی تعداد قابل توجه جنین های حاصل از رابطه ها را از دست نداده اند و مشکل رشد جمعیت را با این واقعیت اجتماعی حل کرده اند اما در ایران امکان شرعی سازی تمام روابط خارج از ازدواج وجود دارد ( بجز یک حالت ) چون شرع ما ، صیغه موقت را پذیرفته شده می داند . از آنجا که اصل بر برائت همه انسان هاست ما تمام روابط خارج از ازدواج را شرعی میدانیم به شرط آنکه  بین مردهای مجرد یا متاهل با هر زن مجردی در جریان باشد . ما تنها در صورتی میتوانیم فرض کنیم که صیغه محرمیت بین یک دختر و پسر که با هم رابطه جنسسی داشته اند خوانده نشده است که آن دو صریحا اعلام و اعتراف کنند که صیغه را نخوانده اند . در غیر این صورت به طور پیش فرض اصل بر شرعی بودن همه روابط است . خواندن صیغه ای که کمتر از بیست ثانیه زمان می برد بسیار ساده است و قطعا هر شخصی در هر رابطه ای آن را رعایت کرده است . ما زین پس آموزهای بیشتری را برای آنکه افراد در زمان شروع رابطه صیغه را بخوانند به جامعه ارائه میدهیم و از لزوم این عمل در رسانه ها صحبت خواهیم کرد.ایا این کار ترویج صیغه است ؟ ترویج شرعی سازی روابط بهتر از ان است که فرض کنیم درصد بسیار زیادی از مردم با هم رابطه غیر مشروع دارند . ایا شرعی سازی رابطه موجب افزایش روابط می شود . به هیچ عنوان چنین چیزی نیست ، در واقع ما فقط یک واقعیت اجتناب ناپذیر که چه در ایران چه ژاپن چه اروپا چه روسیه و امریکا در جریان دارد را پذیرفته ایم همانطور که اسلام ان را پذیرفته و برای آن دستورالعمل صادر کرده است . چه حکومت ها چه ادیان زمانی که واقعیت های اجتماعی را نپذیرند شکست میخورند و واقعیت کار خودش را می کند با این فرق که اگر پذیرش فایده هایی هم داشته باشد دیگر از آن برخوردار نخواهیم بود من دختران بسیاری را میشناسم که بالای 35 سال سن دارند و زمان زیادی برای دنیا آوردن فرزند برایشان باقی نمانده است ، دخترانی را میشناسم که وضع مالی خوبی دارند شاغلند و آرزوی مادر شدن دارند ولی فکر میکنند تنها و تنها راه  مادر شدن گیر اوردن یک همسر خوب و ثبت  یک ازدواج دائم با ایشان است . وقتی از بعضی از انها میپرسم که همسر خوب برایت مهمتر است یا مادر شدن قاطعانه می گویند من فقط میخواهم مادر شوم و بچه ام را داشته باشم اما چاره ای ندارم به غیر از اینکه مرد مورد نظر که همسر خوبی باشد را هم پیدا کنم و در نتیجه همانطور که در 20 سال گذشته آن  همسر را پیدا نکرده اند ، وقت خود را در ادامه مسیر هم تلف می کنند که شاید همسری پیدا شود و کل پیش زمینه مادر شدن را پیدا شدن آن همسر و ازدواج دائمی گذاشته اند چون فکر میکنند جامعه و حکومت هیچ حالتی غیر از آن را نمی پذیرد . من پدر و مادرهایی را میشناسم که دختران مجرد دارند و آرزو دارند که نوه داشته باشند و وضع مالی خوبی دارند اما چون از باور جامعه و ساختار میترسند این راه حل را کنار می گذارند در حالی که همانطور که در اروپا و امریکا بسیاری از پدر بزرگ ها و مادر بزرگها از داشتن نوه ای که خارج از ازدواج ثبت شده دنیا آمده خوشحال شده اند ، قطعا خیلی از پدر بزرگ و مادر بزرگ های ایرانی نیز خوشحال می شوند فقط به شرط اینکه باور کنند امری عرفی و شرعی و متداول و مورد پذیرش جامعه و حکومت اتفاق افتاده است که نه تنها مضموم نیست بلکه در صدا و سیما تبلیغ و حمایت می شود .  قطعا بخشی از  پدر بزرگ و مادر بزرگ ها ، بین دو گزینه نوه ای که هرگز نخواهند داشت و نوه ای که دخترشان خارج از ازدواج دائمی بلکه در یک ازدواج شرعی موقت به خانواده تقدیم کرده است  ، دومی را تجریح میدهند و حمایت می کنند . در اینجا مهم این است که مردها را بابت باردار شدن یک دختر مجبور به ازدواج با دختر نکنیم  اما مرد بداند که در صورت ادعای دختر و اثبات ادعا ، نام او به عنوان پدر در شناسنامه درج می شود اما درگیر نفقه زن و یا ازدواج اجباری با او نخواهد بود .. سایر جزیات قوانین را هم میتوانیم از بهترین قوانین اروپا و امریکا که امتحانش را پس داده الگو برداری کنیم یعنی همان رفتاری که در اروپا با پدری که ازدواج را ثبت نکرده می شود  ، اینجا هم همان رفتار انجام شود با این تفاوت که آنجا عمل انجام شده غیر شرعی و اینجا شرعی و قانونی بوده است .در کل وقتی قراراست کاری بکنیم که سالهاست در کشورهای متعدد امتحانش را پس داده جای مقاومت  بهتر است واقعیت را بپذیریم و از منافع این واقعیت برخوردار شویم و حتی اگر معضلاتی دارد سعی در کم کردن معضلات بکنیم  اتفاق در حال روی دادن است ، صدها دختر در روز در ایران خارج از ازدواج باردار می شوند ، ما فراخوان جدیدی قرار نیست صادر کنیم ما فقط میخواهیم از گناه سقط جنین جلوگیری کنیم و ان دخترها و خانواده هایی که امکان نگهداری این فرزند را دارند را حمایت کنیم تا بچه ها متولد شوند و قبح نابجای تولد این فرزندان ریخته شود پاسخ به ایرادات این راه حل : 1- در صورت  مشروعیت دادن به فرزند آوری خارج از ازدواج ثبت شده ، تعداد ازدواج های ثبت شده کاهش پیدا می کند .. پاسخ : چه بسا که دقیقا برعکس شود چنان که در اروپا هم بسیاری از دختر پسرهایی که سالها بدون ازدواج ثبت شده با هم در رابطه بودند یا با هم زندگی میکردند بعد از تولد فرزند ، ازدواجشان را ثبت کردند در واقع تولد فرزند خود به خود موجب ثبت تعداد قابل توجه ای ازدواج جدید خواهد شد 2- اگر یک دختر ایرانی از یک خارجی باردار شود و به دروغ ادعا کند که پدر فرزند ایرانی است ،  میتواند شناسنامه بگیرد .پاسخ : اگر دختر نتواند پدر ایرانی فرزند را معرفی کند یا آن مرد نپذیرد ، میتوان به ازمایش دی ان ای مراجعه کرد ، در این صورت اگر پدر ایرانی تایید شده ای پیدا نشد همان رفتاری را بکنیم که الان با چنین تولدهایی انجام می شود و اتفاق جدیدی قرار نیست بیافتد 3- فرزندانی که در خانواده های تک والد بزرگ می شوند دچار بحران های متفاوتی خواهند شد . پاسخ : زمین هرگز جای ایده الی برای همه نبوده است ، از دست دادن والد برای هر کسی ممکن است اتفاق بیفتد و با این حجم وحشتناک طلاق ، با تجربه جدیدی قرار نیست روبرو شویم . چه بسا که تجربه  زندگی با دو والد و بعد طلاق و از دست دادن یکی ، بسیار سخت تر و منفی تر از تجربه بچه ای باشد که از اول با یک والد در زندگی سر و کار داشته . 4- بحث خرج زندگی این بچه ها چه می شود و نقش پدر چیست ؟ پاسخ : وقتی دختری تصمیم گرفته بدون ثبت ازدواج رسمی بچه را نگهدارد یا به بحث مالی قضیه فکر کرده است یا با پدر بچه که با او در رابطه شرعی است توافق کرده است یا با خانواده اش توافق کرده و خانواده از او حمایت می کنند یا چه بسا توافق شده باشد که بچه بعد از تولد با پدرش زندگی کند .. چه بسا یک مرد متاهل در رابطه با یک دختر مجرد فرزندی بیاورد که توافق کرده باشد فرزند در اختیار مرد متاهل و همسر ثبت شده اش قرار بگیرد و دختر به هر دلیل این وضعیت را ترجیح دهد . گوناگونی وضعیت و اینکه بعضی حالت ها مطلوب همگان نیست دلیل بر این نمی شود که ما با نهی مطلق جلوی آن وضعیت را بگیریم . ما در سیاست گذاری کلان باید اولویت بالا دستی که رشد و جوان سازی جمعیت را مدنظر قرار دهیم و با کاهش موانع راه را برای توافق افراد با هم باز بگذاریم . پیمان روشن ضمیر - اهواز - 10 خرداد 1404</description>
                <category>پیمان روشن ضمیر</category>
                <author>پیمان روشن ضمیر</author>
                <pubDate>Mon, 02 Jun 2025 16:25:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>عملیات حجاب اجباری ، در مقیاس کوچکتر</title>
                <link>https://virgool.io/@peyman33/%D8%B9%D9%85%D9%84%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D8%AD%D8%AC%D8%A7%D8%A8-%D8%A7%D8%AC%D8%A8%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D9%82%DB%8C%D8%A7%D8%B3-%DA%A9%D9%88%DA%86%DA%A9%D8%AA%D8%B1-yaof2zcd2dfy</link>
                <description>نکته اول : کدام مسئولی حاضر است ریس صدا و سیما یا وزیر ارشاد شود و تضمین دهد در پایان دوره مدیریت او اکثر زنان بازیگر پرطرفدار ایرانی باحجاب و پوشش تایید شده توسط حکومت در جامعه و شبکه های اجتماعی حضور پیدا میکنند .. کدام مسولی حاضر است تضمین دهد اگر مدیریت یک مدرسه دخترانه شبانه روزی از خانواده های کمتر مقید به حجاب را مثلا در شمال تهران شش سال به او سپردیم ، طوی روی این دخترها کار فرهنگی و اموزشی انجام دهد که اکثرشان  پوشش  تایید شده را تا سالها بعد از مدرسه در جامعه حفظ کنند .. اگر همچین مسولینی نداریم یعنی چنین توانمندی و چنین الگوی مدیریتی نداریم ، اصرار بر اجبار در خیابان ره به جایی نمیبرد .. معلومه از اساس بر کاری که بلدش نیستیم اصرار میکنم ( چون در مقیاس کوچکتر ثابت نکردیم  فرهنگ سازی و باورسازی یا حتی اجبار موثرش را بلدیم )  یا شاید بلدیم اما سایر عوامل انقدر قویتر و موثرتر هستند که شکست میخوریم که اینم خیلی جای بحث دارد  . در هر حال اگر میخوایم کار بیهوده انجام  ندیم مجبوریم اول الگو کوچک تر که داخلش موفق بودیم را ارائه کنیم ، بعد الگوی موفق را همه گیر کنیم  بعد به سراغ اقلیت باقی مانده در خیابان ها برویم .   نکته دوم : هیچ قشری به اندازه بازیگران محبوب سینما و تلویزیون نمیتوانند الگوی حجاب یا بدحجابی را به جامعه تزریق کنند . صدا و سیما که کاملا در اختیار  نظام است  و سینما هم که کاملا زیر نظر و با مجوز کار میکند .. در این دو بخش  الگو ساز اگر نتوانستیم زنان بازیگری را ارائه دهیم که در زندگی  اجتماعی و رسانه ای  و جشنواره ها یا سفرهای خارجی پوشش  مورد تایید نظام را رعایت کنند پس چگونه صحبت از فرهنگ سازی و الگو سازی میکنیم و فکر میکنیم حالا بعد از مرحله فرهنگ سازی زمان اعمال اجبار در خیابان فرا  رسیده است ؟   در میان پنج بازیگر  زن جوان  محبوبتر تلویزیون رسمی ایران ،  اگر به یک جشنواره خارجی بروند از چند درصدشان عکس با لباس هایی منتشر می شود که اگر ایران بودند فورا گشت ارشاد با آن برخورد میکرد ؟نکته سوم : فایده خارج کردن ماموریت برخورد با بدحجابی از وظایف پلیس .. یه زمان شما پلیس را به ماموریتی میفرستید که یه نقطه خاص شهر،  یه عده که یک درصد هم نمیشوند ، دارند رفتار مجرمانه میکنند و برخورد میکنی تمام میشود . یک زمان برا پلیس ماموریتی تعریف میکنیم که در ده  خیابان هر شهر،  درصد بزرگی از عابرین رفتارشان هر روز و هر روز مجرمانه است و در بعضی خیابان ها  تا چشم کار میکند هر دقیقه مجرمان جدید دیده میشوند ،  و تقریبا همه مجرمین زن هستند و به ندرت دیده شده در زمان برخورد با این مجرمین ، حاضرین در صحنه تایید و تشویق کنند یا دیده نشده فیلم یکی از این برخوردها پخش شود اکثر مردم کامنت مثبت درمورد پلیس بنویسند .. در حالی که در برخورد با سایر انواع جرایم اکثر مردم از پلیس تشکر و آن برخورد را تایید میکنند .. پس فعلا تا زمانی که الگو سازی گفته شده در مقاله صورت نگرفته برای روحیه خود پرسنل پلیس بهتر است که با تغییر قانون این ماموریت به آنها سپرده نشود و به گروهی سپرده شود که در این زمیته هم صاحب نظر باشند هم بهتر بتوانند اجرایش کنند و چه بسا تکنیک و روش اجرای آن گروه جدید ،  همراهی و همدلی جمعیت بیشتری را به دنبال داشته باشد .. ( پیشنهاد من این است که اگر اصرار به برخورد در خیابان داریم  با وضع قانون جدید صفر تا صد برخورد و صدور حکم و اجرا را به حوزه های علمیه و روحانیون و طلاب جوان بسپاریم .  با اینکار همه متوجه میشن ایده ال ترین الگو و روش برای باحجاب کردن مردم در خیابان چه شکلی است و تا چه حد شدنیه ؟) نکته چهارم : مقاله &quot;ضریب عصبانیت&quot; من را بخوانید و  به عددهایی که در جامعه حاصل می شود توجه کنیم . نه در مورد حجاب در تمام قانون گذاری ها و در تمام عملیات های تنبیهی که قراره در جامعه پیاده شود باید یادمان باشد که عدد ضریب عصبانیت نسبت به کشورهای دیگر خیلی بالاتر نرود تا کشور در وضعیت  ریسک امنیتی بالاتری قرار نگیرد . پس باید اولویت گذاری هزینه فایده انجام  شود . یکی از هزینه ها بالا رفتن عدد ضریب عصبانیت طبق مقاله است . مجازات های واجب بسیاری در قوانین ما وجود دارد کدام یک از این مجازات ها واجب تر است و کدام ها با دستاورد کمتر  ضریب را خیلی  بالاتر می برد ؟   مقاله ضریب عصبانیت  را اینجا بخوانید wzip.ir/13 پیمان روشن ضمیر . اهواز . 5 مرداد 1401@peyman.roshanzamir</description>
                <category>پیمان روشن ضمیر</category>
                <author>پیمان روشن ضمیر</author>
                <pubDate>Sun, 31 Jul 2022 05:22:09 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ضریب عصبانیت مردم ،  معیار مهم امنیتی برای کشورها</title>
                <link>https://virgool.io/@peyman33/%D8%B6%D8%B1%DB%8C%D8%A8-%D8%B9%D8%B5%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%AA-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85-%D9%85%D8%B9%DB%8C%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D9%87%D9%85-%D8%A7%D9%85%D9%86%DB%8C%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%B4%D9%88%D8%B1%D9%87%D8%A7-nwutlntwgmnk</link>
                <description> مقاله ضریب عصبانیت - پیمان روشن ضمیرمردم کدام کشور ها احتمال بیشتری برای خیانت به کشور خود دارند ؟  شانس جاسوس گیری دشمن از مردم کدام کشور بیشتر است ؟تمایل مردم هر کشور در مقایسه با سایر کشورها برای ترک میهن و زندگی در کشور دیگر چقدر است ؟ چه میشود که با عملیات مساوی سیستم امنیتی کشور آ تعداد بیشتری جاسوس در کشور ب جذب می کند ؟در  واقع مردم کشور ب چرا بیشتر به کشورشان خیانت می کنند و چرا کشور ب با همان  عملیات شانس بسیار کمتری برای جاسوس گیری در کشور آ دارد . یکی از ضرایب بسیار موثر در پاسخ به تمام سوالات بالا ضریب عصبانیت است . عصبانیت و ناامیدی با تعریفی که در ادامه می آورم . .. منظور  ما  خاطره عصبانیت و استرسیست که از مراجعه نهادهای حکومت به افراد جامعه  برای تنبیه ایشان حاصل می شود . تنبیهی که شاکی خصوصی ندارد .  این یک  معیار است که در این مقاله بررسی میشود و البته ده ها معیار موثر دیگر هم  وجود دارد که مورد بحث این مقاله نیست .  نهادهای هر کشور بر اساس  یک سری دستورات ،  قوانین و مصلحت ها در مواقعی که شهروندان رفتاری که از  نظر حکومت اشتباه است را انجام میدهند بدون وجود شاکی خصوصی به آنها مراجعه  می کنند تا آنها را تنبیه کنند ( شامل دستگیری ، محاکمه ، جریمه ، ضبط  اموال یا پلمپ کسب و کار ، تبعید و محرومیت ، یا گرفتن تعهد )  .  . اگر از هر هزار نفر  در هر کشور بپرسیم در دو سال گذشته چند بار مورد تنبیه یکی از نهادهای  حکومت قرار گرفته اید . مثلا یک قاضی یا یک نهاد مغازه شما را جریمه کرده  است ؟. بابت یک رفتار اجتماعی یا فردی بدون وجود شاکی دستگیر شده اید ؟  .  انبار شما پلمپ شده است؟  . بابت پوشیدن شلوار و نپوشیدن دامن جریمه یا  بازداشت شده اید( زنان کره شمالی ) ؟ ،  بابت برگزاری یک همایش یا مهمانی  دستگیر شده اید ؟  ماشین شما توقیف شده و به پارکینگ منتقل شده است ؟ .. در  کل آیا هیچ خاطره ای از تنبیه و جریمه توسط نهادهای مختلف حکومت بدون وجود  شاکی خصوصی در دو سال گذشته دارید ؟ در هر کشور دنیا اگر از هر هزار  نفر این سوال را بپرسیم چند نفر جواب مثبت می دهند .  .. این میشود ضریب   عصبانیت مورد نظر ما فرض کنیم در سه کشور مختلف از هزار نفر این سوال را بپرسیم کشور شماره یک ،  عدد 190 نفر  از هزار نفرکشور شماره دو ، عدد  25 نفر از هزار نفرکشور شماره سه ،  عدد 11 نفر  از هزار نفر را دارد طبق  نتیجه بدست آمده کشور شماره یک بدترین وضعیت را در این معیار دارد . ممکن  است بر اساس سایر معیارها وضعیت رابطه حکومت و مردم و حس وطن دوستی مردم  کشور شماره یک بهتر از بقیه کشورها باشد . اما گفتیم سایر معیارها مورد نظر  این مقاله نیستند. صحبت این است که تمام کشورها باید بدانند بدون توجه  به سایر عوامل و معیارها ، باید سعی کنند عدد ضریب عصبانیت مردم که برگرفته از این  معیار است تا حداکثر ممکن پایین بیاید . یعنی تعداد کمتری از مردم این  خاطره را در 2 سال گذشته با خود حمل کنند که توسط حکومت بازخواست و تنبیه  شده باشند . تعداد خاطرات پر استرس در ذهن تعداد کمتری از مردم باید باشد  که عاملش را مراجعه و تنبیه توسط حکومت می دانند  حکومت ها دلایل موجهی  برای مراجعه به مردم و تنبیه آنها دارند و معتقدند بر اساس هزینه و فایده ،  فایده این تنبیه برای اجتماع بیشتر است . اگر این تنبیه یا این جریمه کردن  انجام نشود جامعه دچار بحران های بیشتری می شود . می گوییم حرف حکومت ها  صد در صد درست است اما به هر حال باز کشورها باید خودشان را در این ضریب با  کشورهای دیگر مقایسه کنند . کشور شماره یک باید بگویید درست است که من  دلایل منطقی برای تنبیه 190 نفر از هر هزار نفر در طول دو سال گذشته دارم و  این کار برای کشور من لازم است اما باید یادم باشد که کشور شماره 3 که  دشمن یا رقیب من است با تنبیه و جریمه تنها یازده نفر از هزار نفر دارد کشورش را  اداره میکند .  چرا ضریب در کشور من 190 و در کشور شماره 3 فقط یازده نفر  است ...  من هرچقدر هم دلایل منطقی برای این کارم بیاورم کشور را از نظر  متوسط عصبانیت  مردم جامعه در موقعیتی بسیار پر ریسک تر از کشور شماره 3  قرار داده ام .. این چیزیست که هم میتواند  آسیب های اقتصادی متعدد به کشور  من وارد کند هم موقعیت را برای سو استفاده و جاسوس گیری دشمن فراهم کند  ... وضع  کشور شماره (یک1) از هر نظر که از کشور شماره 3 بهتر باشد  اما عدد ضریب مراجعه حکومت شماره 1 به مردم هجده برابر کشور شماره 3 است و  این خودش یک بحران امنیتی محسوب می شود . تعداد مردم کشور شماره 1 که  خاطره مراجعه و تنبیه حکومت را دارند و با این استرس زندگی میکنند هجده  برابر کشور شماره 3 است . ممکن است کشور شماره یک گمان کند مردم توجیح  حکومت برای مراجعه به آنها و تنبیه را میفهمند و عصبانی نمی شوند .. باید  یادمان باشد  انسان ها در همه جای جهان در شرایط تنبیهی ، تقریبا دچار بحران  های مشابه و استرس های مشابه می شوند و روان انسان ها در جهان تفاوت قابل  توجه ای با هم ندارد .  استرس تنبیه مشابه در آینده با تعداد زیادی از آنها  باقی میماند . در ضمن یادمان باشد اگر مردم کشور شماره 1 میپذیرفتند  این یک تنبیه منطقی و لازم است باز  این  عدد 190 نفر  در سالهای بعد تکرار  نمی شد و باید شاهد کاهش قابل توجه این عدد در سالهای بعد میبودیم . وقتی  عدد تنبیه و مراجعه سالهای بعد هم بالا بماند یعنی این مردم لزوم این تنبیه  را درک نکرده اند و با رفتاری که حکومت می خواهد کنار نیامده اند و اصرار  بر این موضوع ضمن شکست قبح قانون شکنی و مجرم بودن در جامعه ، حس مال خود  ندانستن تصمیمات و قوانین را به مردم میدهد ...پس باید حکومت هایی که  در ضریب ذکر شده عدد بالایی را نشان میدهند بپذیرند استرس و عصبانیت بیشتری  در کشورشان تولید شده است . عصبانیت و استرس بیشتری که بخشی از مردم مقصر  آن را حکومت می دانند و این  یعنی  احتمال مهاجرت بیشتر ( یکی از عوامل کاهش ارزش پول ملی )  و احتمال بیشتر  خیانت به کشور و همکاری با دشمن و شانس راحت تر دشمنان برای جاسوس گیری از  مردم آن کشور . آیا کل آن 190  نفر آماده جاسوس شدن هستند .. بدیهی است  که خیر و وطن دوست ترین و وطن پرست ترین انسها در بین آن 190 نفر نیز یافت  می شوند که با وجود هر تنبیهی باز بیش از هر انسان دیگری به کشور وفادار  خواهند ماند اما  ممکن است تنها یک نفر از هر صد نفر عصبانی در کنار سایر  عوامل تربیتی و شخصیتی و سایر باورها بتواند جاسوس شود ..  پس حتی اگر  بگویم عامل گفته شده در این مقاله فقط در یک درصد افراد عصبانی ، نتایج خطرناکی را برای کشور به دنبال دارد    باز باید بدانیم که مثلا یک درصد 190 هزار نفر ،  تعداد خیلی بیشتری از یک  درصد یازده هزار نفر می شود .. سایر افراد که جاسوس نمی شوند و به کشور  خیانت نمی کنند هم به همین نسبت ممکن است  همراهی و همدلی کمتری با کشور  داشته باشند تا زمانی که از برخورد و تنبیه حکومت عصبانی نیستند . بالا  رفتن این ضریب احتمال خطای عوامل حکومت در تنبیه مردم را هم بالا میبرد و  به همان نسبت افراد بیشتری که خود را حتی با معیارهای حکومتی بی گناه می دانند  احساس میکنند که مورد ظلم قرار گرفته اند .  یعنی حتی اگر به قوانین موجب تنبیه باور  نیز داشته باشند خشم از یک تنبیه اشتباه را با خود حمل می کنند .. تعداد  بیشتر یعنی ضریب خطای بیشتر ..  . قطعا نمی توان این ضریب را صفر کرد و  تنبیه در بسیاری از مواقع لازم است . شخصی که دارد به محیط زیست اسیب می  رساند یا یک گونه در شرف انقراض را شکار می کند باید تنبیه شود . او هیچ  شاکی خصوصی ندارد .  ضریب بالا می رود اما منافع دیگری حفظ می شود . پس  سوال کشورها این است که  کی تنبیه بکنیم کی تنبیه نکنیم .. چه دستورات و  قوانینی که منجر به مراجعه حکومت به مردم و تنبیه آنها بدون  شاکی خصوصی می  شود باید حفظ و کدام ها باید لغو شود . اولین پاسخ من این است که حتی  اگر رسیدن به پاسخ دقیق و بازنگری تک تک قوانین زمان ببرد لازم است ابتدا  به تمام عوامل و مامورین حکومت حالی کنیم که در سند چشم انداز 5 سال آینده  کشور ، پایین آوردن عدد این ضریب جزو اولویت ها و سند بالا دستی حکومت است . اگر  مسئولین کشور شماره 1 باور داشته باشند که در مراجعه یک تیم تحقیقاتی و  نظرسنجی مستقل به مردم صد کشور مختلف دنیا هرچقدر عددهای کمتری بدست بیاید  وضعیت امنیتی کشور بهتر و کار نیروهای امنیتی ساده تر و ترس از وجود جاسوس  های دشمن در بین مقامات و مامورین کمتر است آنگاه این معیار را به عنوان یک  سند بالادستی ابلاغ می کنند و تمام قوانین و دستور العمل ها با توجه به  اهمیت رسیدن به عدد های پایین تر بازنگری و هزینه فایده می شود ..پاسخ  به اینکه کی تنبیه کنیم کی نکنیم کدام مجازات باید باقی بماند و کدام  مجازات باید لغو شود چه گروهی از مردم باید از دیدن پلیس بترسند و چه گروهی  با چه رفتارهایی نباید بترسند یک مقاله مفصل دیگر میطلبد .. آن مقاله را  وقتی باید نوشت که در مورد کلیات گفته شده در مقاله فعلی توافق بکنیم .پیمان روشن ضمیر - اهواز - تیر 1401@peyman.roshanzamir</description>
                <category>پیمان روشن ضمیر</category>
                <author>پیمان روشن ضمیر</author>
                <pubDate>Fri, 29 Jul 2022 03:49:49 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پشت پرده سناریوی کرونا در چین ، نمایشنامه ووهان</title>
                <link>https://virgool.io/@peyman33/1-y9b18b5kbx9a</link>
                <description>مقدمه :ترامپ رئیس جمهور آمریکا با تصویب تعرفه های جدید واردات ، بدترین ضربه اقتصادی را به چین وارد می کند . اگر همینطور پیش میرفت چین دچار سخت ترین شکست اقتصادی خود در رقابت با آمریکا می شد . چشم اندازهای اقتصادی که چین برای سالهای آینده پیش بینی کرده بود هیچکدام محقق نمی شد . اگر ترامپ دوباره رئیس جمهور آمریکا شود و الگوی او به کشورهای اروپایی صادر شود اوضاع از این هم برای چین بدتر می شود . چینها برای مقابله نقشه ای عجیب می کشند . باید کل جهان از ویروسی جدید بترسد و روش مقابله با آن ویروس ، کشورهای صنعتی بخصوص آمریکا را سالها عقب بیاندازد و به همان نسبت این ویروس باید برای چین سود آوری داشته باشد . چینی ها و حتی کل دانشمندان جهان نمی توانند ویروسی بسازند که قرار باشد از طریق بدن انسان ها تکثیر شود و همان ویروس از سیستم ایمنی اکثر انسان ها شکست نخورد چون سیستم تکثیر بدن انسان نمی تواند هیچ اژدهای بی شاخ و دمی از جنس آهن و فولاد و بمب شیمیایی تولید کند آنچه در بدن انسان تکثیر می شود شامل چربی و پروتین و ژن است که در نهایت با عوامل طبیعی به سادگی از بین می رود ، بدن انسان هیچوقت هیچ اژدهایی را تکثیر و در هوا پخش نمی کند پس فقط کافیست چینی ها ویروسی در قواره ویروس آنفولانزا با کمی تفاوت بسازند اما یک چیز را رعایت کنند ، این ویروس نباید فصلی باشد و به سادگی غیب شود ، این ویروس باید سرعت انتشاری بسیار بیشتر از سایر ویروسها داشته باشد ،باقی جنگ را به اساتید جنگ رسانه ای و بعضی پزشکها میسپاریم آنها بلدند چگونه ضعف های این ویروس را با بمباران خبرهای وحشت زا جبران کنند . ویروسی با قدرت ده درصد همزمان با استرسی به قدرت نود درصد میتواند خیلی از انسان های مستعد استرس را از پای درآوردمهمترین پایه موفقیت این سناریو آن است که الگویی به جهان داده شود که کل جهان باور کند برای زنده ماندن باید راهی که چین رفت را طی کند حتی اگر به قیمت سالها عقب ماندگی در اقتصاد باشد. هیچ چیز مهمتر از جان انسان ها نیست باید تمام مردم دنیا باور کنند جانشان در خطر است و سیاست مدارها جرات نکنند در برابر ارزش جان مردم سرزمینشان حرفی از اقتصاد بزنند تمام حرکت کشورها باید متوقف شود و باید پس انداز ملت ها خرج مدیریت شرایط فوق اضطراری در کشورهایشان شود .در چین سناریویی نوشته می شود . سناریو در محرمانه ترین سطح تصویب و نگهداری می شود . تعداد کمی از سران چین از سناریو مطلع هستند .. این سناریو قبل از کشف یا ساخت ویروس کرونا با هدف یک جنگ نابرابر اقتصادی با آمریکا و کشورهای پیشرفته اروپایی نوشته می شود. هدف اولیه پاسخ گویی به ضربه سنگین اقتصادیست که ترامپ با تصویب تعرفه های واردات به چین زده است اما سناریو بسیار کاری تر از این حرفها از آب در می آید .. چین برای اجرای این سناریو مترصد فرصت مناسب است .سناریو بعد از کشف یک ویروس جدید درجهان با ایجاد تغییرات در این ویروس با هدف بالارفتن سرعت سرایت و افزایش زمان ماندگاری در محیط کلید می خوردسناریو کلید میخورد :باید چند نفر از پزشکان معتبر چین بی آنکه از سناریو مطلع باشند ، موفق به کشف یک ویروس جدید شوند آنها دولت را قطعا در جریان قرار میدهند اما مسئولین به آنها می گویند صدایش را در نیاورند بلاخره یکی از پزشکان که شجاع تر و فداکارتر است خبر را به رسانه ها می دهد.. دولت چین نشان میدهد از انتشار این خبرها مضطرب است و با منتشر کنندگان خبر برخورد می کند. دولت چین در ابتدا نشان میدهد غافلگیر و پریشان است اما به سرعت کنترل اوضاع را در دست می گیرد . دولت چین اعلام می کند اوضاع در شهری که ویروس از آن آمده فوق بحرانیست و فاجعه ای در حال وقوع است که تا به حال در جهان سابقه نداشته است .. انسان ها باید از نمایش رفتار چین باور کنند که این همه گیری با همه گیرهای قبلی در شرق آسیا متفاوت است . چین در شهر ووهان شهری که ویروس از آن آمده یک شوی بی نظیر و خیره کننده را اجرا می کند که قبل از آن تنها در فیلم های هالیوودی و آخرالزمان دیده شده است . نمایشی که در ووهان اجرا می شود باید آنقدر سینمایی و خیره کننده باشد که هر روز در صدر خبرهای جهان قرار بگیرد . مردم شهر ووهان باید شوکه شوند آنها باید در عجیب ترین وضعیت ممکن قرار بگیرند تا خودشان به عنوان شاهدینی در دل ماجرا با استفاده از شبکه های اجتماعی تبلیغ کننده سناریوی وحشت دولت چین در جهان باشند . منع کامل آمد و شد در تمام شبانه روز در شهر ووهان اعلام میشود . هیچکس حق ندارد از خانه خارج شود مگر با مجوز های بسیار سخت . در مقابل تمام مجتمع ها نگهبان گذشته می شود و همه ورود و خروج ها ثبت می شود . تمام بازارها و کسب و کارها تعطیل می شود . دولت از بودجه عمومی به تمام مردم شهر غذا و مایحتاج زندگی را میدهد مردم هیچ چیزی تولید نمی کنند و فقط مصرف کننده می شوند . مردانی با لباسهایی سر تا پا پوشیده به همراه ماشین های بزرگ مخصوص در شهر خالی از زندگی حرکت می کنند آنها کل کوچه و خیابان های شهر را مرتب ضدعفونی می کنند . این صحنه های سینمایی ترسناک از سم پاشی ماشینهای آب پاش در شب شهر طاعون زده ، به زیبایی کارگردانی و فیلم برداری می شود. مردم دسته دسته می میرند و پنهانی سوزانده می شوند دولت چین نشان میدهد که سعی در پنهانکاری و کم نشان دادن تعداد مردگان دارد . .اوضاع آنقدر بحرانیست که کل بیمارستان های شهر جوابگو نیست پس فوری ترین پروژه ساخت بیمارستان در ووهان کلید می خورد و در ده روز بیمارستانی بسیار بزرگ و مجهز ساخته می شود تا فقط مبتلایان ویروس جدید را قرنطینه کند . خبر ساخت یکی از بزرگترین بیمارستان های جهان در ده روز خود بخش مهمی از نمایش است که توجه ها را بیشتر به سمت ووهان میبرد . این ویروس آنقدر وحشتناک و کشنده است که تمام بیماران در بیمارستان زندانی میشوند بیماران که میدانند امید کمی به زنده ماندن آنهاست برای فرار از بیمارستان تلاش می کنند . فیلم تلاش ملتمسانه این بیماران که به آخر خط رسیده اند در شبکه ها پخش می شود و این باور را به مردم جهان می دهد که هر کس به این ویروس مبتلا شود کارش تمام است . زندانی کردن بیماران در بیمارستانی مجزا که راه فراری از آن نیست  ، رمان پرفروش &quot;&quot;کوری&quot;&quot; را به یادها می آورد . در آن رمان هر کس  یک بار با یک مبتلا به ویروس تماس میگرفت تا روز بعد کور می شد و نجاتی در کار نبود . نمایش کرونا در ووهان سیگنال های همان ویروس را به جهان مخابره می کند . همانقدر خطرناک با اثری فوق سریع و کشندگی بسیار ..  پرستاران و پزشکان از بیماران دوری می کنند مگر زمانی که لباس آدم فضایی ها را پوشیده باشند. مردم شهر که به ویروس مبتلا شده اند سعی می کنند از دست ماموران فرار کنند اما ماموران آنها را پیدا می کنند و کشان کشان به بیمارستان می برند .  بیمارستان جدید ووهان دقیقا شبیه زندان درست شده است . تصاویر هوایی نشان میدهد هیچ انسانی در شهر حرکت نمی کند . فیلم های مستندی در مورد همه گیری قدیمی طاعون و وبا به سفارش مستقیم و غیر مستقیم دولت چین ساخته و در رسانه های مطرح جهان پخش می شود ، مردم جهان باید به این باور برسند که بعد از صدها سال ، جهان دوباره قرار است به روزهای همه گیری طاعون و وبا برگردد . پیام ماجرا این است : خطر آنقدر بزرگ است که ارزشش را دارد دولت ها ذخایر ارزی خود را خرج چند ماه زنده نگهداشتن مردم شهر کنند بی آنکه مردم شهر هیج درآمدی داشته باشند . همزمان سایر شهرهای چین با قدرت تمام مشغول تولید و کار هستند اما نمایش ووهان به قدری خیر کننده و سینمایی است که جهان هیچ شهری به غیر از ووهان را نمی بیند . برای همه رسانه های دنیا چین این روزها یعنی فقط ووهان . الگوی چین یعنی الگوی ووهان . کسی نمی بیند که بیش از یک میلیارد دیگر از جمعیت چین چگونه شبانه روز مشغول کار و زندگی هستند و دولت اصلا نگران سلامت آنها نیست . چین در حالی که انبارهایش پر از ماسک و الکل است و خود را آماده صادرات ماسک به کل جهان کرده است به دروغ از کل جهان درخواست کمک میکند که برایش ماسک بفرستند . همزمان ویروس در جهان پخش می شود . چین از کشور ایران بابت ارسال ماسک تشکر می کند . چین دلش نمیخواهد ایران و خیلی کشورهای دیگر با اقتصادهای ضعیف قربانی این سناریو شوند چون اصلا ایران هدف این سناریو نیست اما راهی وجود ندارد که به بعضی کشورها طوری خبر دهد تا دیگران خبر دار نشوند پس ایران هم مثل باقی کشورها باور می کند راه نجات و زنده ماندن در اجرای نمایشیست که در ووهان چین دیده است . افکار عمومی در جهان وحشت زده از دولت های خود می خواهند که نمایش ووهان را هرچه سریعتر در کشورشان اجرا کند . سیاست مدارهایی که تعلل می کنند بی رحمانه توسط رسانه ها و افکار عمومی نقد می شوند . کرونا اولین قربانی ها را در کشورها می گیرد و تمام رسانه ها نورافکن را بر روی همان مردگان می اندازند و تمام مردم جهان کرونا را با مشاهده افراد بدحال در بیمارستان می شناسند افرادی که از راه لوله نفس می کشند . خبر افرادی که خوب میشوند و مرخص می شوند یا افرادی که کرونا وارد بدنشان شده اما حتی سرفه نمی کنند جذابیتی برای رسانه ها ندارد ..چین اعلام می کند با اجرای نمایش ووهان موفق شده جلوی پخش کرونا در کشورش را بگیرد حالا نوبت کشورهاست که همان نمایش را سختگیرانه تر اجرا کنند . کشورهای اروپایی تمام علم و هنر و ثروت خود را خرج اجرای این نمایش می کنند اما با کمال تعجب می بینند از توقف کرونا خبری نیست هرچه بیشتر زور می زنند کرونا در نقاط بیشتری از کشور پخش می شود . هیچ سیاست مداری جرات ندارد به این واقعیت اشاره کند که چگونه چین یک و نیم میلیاردی با قرنطینه فقط یک شهر توانست یک و نیم میلیارد باقی جمعیت خود را ازاد بگذارد اما ما نمیتوانیم به چنین موفقیتی برسیم ؟ سیاست مدارها ترجیح میدهند گمانه زنی نکنند و خود را زیر سوال نبرند .بعد از دو ماه قرنطینه آمارها کاهش پیدا می کند و تا قرنطینه برداشته می شود دوباره همه گیری بعدی شروع می شود . مدارس تعطیل می شود کسب و کارها تعطیل می شود کارخانه ها و مراکز اقتصادی نابود می شود اما کرونا ادامه دارد . نخست وزیر هند دستور میدهد کل مردم کشور در خانه ها بمانند و مامور پلیس با چوب به جان مردم می افتند . یک ماه بعد از این اقدام امار کرونا در هند ده ها برابر می شود . هندی ها و پاکستانی ها که می بینند اینکارها فایده ندارد بلکل بی خیال هرگونه قرنطینه و تعطیلی می شوند بعد از چند ماه بی خیالی آمار فوتی ها در هند و پاکستان به شدت کاهش پیدا می کند اما اروپایی ها که جمعیت کمتر و پول بیشتری دارند بی خیال قرنطینه های متوالی نمی شوند و هر بار بعد از هر قرنطینه اوج گیری مجدد تعداد فوتی ها را تجربه می کنند . در اروپا تنها کشوری که کمترین فوتی را به نسبت جمعیت دارد سوئد است که از ابتدا تا امروز هیچگونه قرنطینه و تعطیلی را اجرا نکرد و اکثر مردم این کشور هرگز ماسک نزدند .در ماه های ابتدای که ذهن ها بیشتر درگیر نمایش ووهان بود افراد حتی جرات نمی کردند در صد متری در مراسم ارتحال درگذشتگان کرونا شرکت کنند ، طبق پروتکل وزارت بهداشت ایران چهار مرد با لباس آدم فضایی در ایران مردگان را دفن می کنند و بر روی آنها آهک می ریزند . چینی ها ده برابر گران تر از همیشه مشغول صادرات ماسک به کل جهان می شوند . در جهانی که به علت خانه نشینی انسان ها تولید تمام کشورها به کمترین حد خود در تاریخ رسیده ، چین با سرعت چند برابر مشغول تولید مایحتاج مردم جهان و صادرات آن به قیمتی بالاتر از همیشه به کشورها می شود . وحشت در ماه های اول آنقدر بالاست که کشورها کشتی و هواپیمای حامل ماسک چین را حاضرند 50 برابر گران تر بخرند و چون باز موفق به خرید نمی شوند اقدام به دزدی کشی و هواپیما از هم می کنند .چینی ها استخرپارتی برگزار می کنند و به فریب خوردگان عالم میخندندسناریو نویس چین به دنیایی که ساخته نگاه می کند و از خنده روده بر می شود خوشحال است که در جلوی چشم جهانیان کشورهای متمدن اروپایی اقدام به ماسک دزدی از یکدیگر می کنند . او از خود می پرسد دنیا را تا چند ماه میتوان فریب داد ؟ اگر این سناریو ده ماه هم کار کند ما به هدف خود رسیده ایم اما بلاخره بعد از ده ماه مردم از روی آمار کم فوتی ها در برابر تعداد صدها برابر درمان شدگان می فهمند که نیاز به این همه سختگیری برای زنده ماندن نیست . اما با کمال تعجب می بیند که ماه دهم هم تمام می شود و بشر بسیار ساده تر از آن است که فکرش را می کرد . او می بیند حالا بدن هایی که ماه های متمادی به ماسک و الکل عادت کرده اند ضعیف تر از همیشه در برابر ویروس ضعیف او حاضر می شوند . او وسوسه می شود به فریب خوردگان عالم نشان دهد که چینی ها دارند به آنها می خندند می خواهد ببیند افرادی که بیش از ده ماه است در معرض بمباران اخبار وحشت هستند و کل روشهای زندگیشان را از ترس مرگی که هرگز قرار نیست به سراغشان بیاید تغییر داده اند بعد از مشاهده خنده ما چینی ها چکار می کنند ؟؟ سناریو نویس چین عاشق جامعه شناسی و انسان شناسی است و حالا دارد بزرگترین پروژه تحقیقی کل زندگیش را پیاده می کند ، پس حیف است که از زوایای مختلف آن را تست نکند . پس دقیقا روزی که تمام جهان درگیر بحث قرنطینه شده اند خبرهایی از چین مخابره می شود که مردم ووهان را در حال استخر پارتی بدون ماسک نشان می دهد . مردم چین به جهانیان نشان میدهند که از کرونا نمی ترسند و دارند به ریش سایر کشورها می خندند . مغزها در جهان قفل شده است . مردم عکس ها را میبینند و فقط چینی ها را تحسین می کنند که موفق به شکست کرونا شده اند . مغزها آنقدر قفل شده است که کسی نمی بیند چینی ها انگشتشان را به سمت مخاطبین جهانی گرفته اند و دارند با صدای بلند به ساده لوحی سایر کشورها می خندند . فریب خوردگان عالم صدای چینی ها را نمی شنود که با خنده می گویند ما شما را فریب داده ایم . فریب خوردگان عالم در شبکه های اجتماعی به مردم کشور خودشان فحش می دهند که چرا به اندازه کافی پروتکل ها را رعایت نمی کنند . هرکس سایرین را عامل ادامه وضع فعلی می داند . ترس و وحشت در زیر هر مطلبی در شبکه های اجتماعی مشهود است . هرگاه از مردم می پرسید که موافق تعطیلی بیشتر کسب و کارها و بدبخت شدن بیشتر خودتان هستید اکثریت پاسخ مثبت می دهند . همه موافقند که بدبخت شوند چون ویروسی بسیار خطرناک تر از کرونا در مغزشان وارد شده است . . در ایران دلقکی در لباس پرستار بلندگو به دست داخل پارک می رود و به مردمی که در فضای آزاد نشسته اند توهین می کند و حضور آنها در پارک را عامل ادامه کشتار می داند .. بیماران روانی بدحال با پر کردن فیلم های گریه خود که به مردم التماس می کنند در خانه بمانند تبدیل به قهرمانان فضای مجازی می شوند ...سناریو نویس چین از دیدن انسان جدیدی که ساخته است به شوق می آیند . او پیشنهاد جدیدی دارد . او میخواهد انسان های فریب خورده را ببیند که در مکان های عمومی به صف شده اند و از راه مقعد تست کرونا می دهند . او صف های طولانی در فرودگاه ها را تصور می کند که افراد برای گرفتن مجوز ورود و خروج مجبورند شلوار کنده خم شوند و و از کسی که چوبی را بابت تست در مقعد آنها فرو می کند تشکر کنند . پیشنهاد او در مرحله آزمایش رسانه ای می شود اما با مخالفت بعضی دیگران از سران حزب کمونیست روبرو می شود چون نمی خواهند بلای مشابه ای سر شهروندان چین در سفر به سایر کشورها بیاید ... اما بلای مشابه ای در کار نیست این فقط فرودگاه های چین هستند که شهروندان دیگر کشورها را مجبور می کنند شلوار کنده ضمن سجده به سمت چین بزرگ ، از شخصی که چوب تست را وارد باسن ایشان می کند تشکر کنند .کم کم افراد دیگری در جهان وقتی وحشت انسان ها را میبینند به فکر کسب درآمد از انسان آشفته حال جدید می افتند و بی آنکه از اصل ماجرا مطلع باشند برای کمک به ادامه سناریو اقدام می کنند . اولینشان شرکت های داروسازی هستند . بازار مکمل ها و داروهای بی فایده بدطور داغ می شود و قیمت ها به طرز عجیبی بالا می رود . حیف است از رونق این بازار بزرگ جهانی کم شود . وحشت تبدیل به بازاریابی می شود که میتواند درامد ده سال را یک ساله نصیب شرکت های داروسازی کند . باید به این بازاریاب کمک کرد و او را تغذیه کرد تا کارش را عالی انجام دهد . بخش قابل توجه ای  از جامعه پزشکی مشغول وحشت سازی می شوند . پزشکانی که حقیقت را به مردم می گویند بایکوت می شوند . در یک لایو در ایران 15 پزشک پشت سر هم درلایو یک پزشک حاضر می شوند تا پزشک دیگری که میگوید کرونا کشنده نیست و به راحتی قابل درمان است را مسخره کنند و او را  بیسواد بنامند . کاسبان کرونا تلاششان را می کنند تا مبادا مردمی که در نزدیکشان کرونایی های بسیاری دیده اند که مثل آب خوردن خوب شده اند از وحشتشان کم شود پس ویروس هر ماه یک بار مثل قورباغه جهش می کند تا بگویند &quot;&quot;این دیگه مثل آن قبلی که شما دیدید بی خطر نیست&quot;&quot; . این دیگر قرار است کودکان را هم بکشد .. این دیگه یه طوریه که حتی اگر خوب بشی عوارضش تا سالها میماند .. در حالی که در کل جهان ده کودک که ثابت شود فقط بخاطر کرونا فوت کرده اند وجود ندارد پزشکی در مشهد مصاحبه می کند و می گوید فقط در بیمارستان ما صد کودک در اثر کرونا فوت کرده اند ... حالا زیاد نیاز نیست چینی ها برای ادامه دار شدن سناریو تلاش کنند . حالا که سفره ای از وحشت یک بیماری عجیب در جهان پهن شده ، کاسبان وحشت از سراسر جهان وارد میدان می شوند.انسان پساکرونا که چینی ها با کمک کاسبان وحشت ساخته اند از تمام انسان های اطرافش می ترسد چون باور کرده است هرکسی ممکن است ناقل بی علامت باشد . انسان پسا کرونا حتی به خودش و سلامتی خودش اعتماد ندارد او در حالی که کاملا سالم است اما شنیده است که این بیماری تا دو هفته میتواند دوران نهفتگی داشته باشد پس استرسی بیش از تمام دوران عمر را در تمام لحظاتی که سالم  است با خود حمل می کند تا سرانجام استرس او را از پای دراورد  . انسان پسا کرونا به بدن خود یاد داده است با همین مقدار هوای کمتری که از ماسک به بدن می رسد میتوان زندگی کرد پس تمام اندام او مجبورند خود را به شرایط زندگی با اکسیژن کمتر وقف دهند .میدانیم حداقل بیست درصد انسان ها در حد بسیار زیادی مستعد بیمار شدن از طریق استرس هستند . استرس برای همه مضر است اما در جسم بعضی از انسان ها اثرات خودش را بسیار سریعتر نشان می دهد . حال حساب کنید گفتمانی که به صورت کشوری و جهانی تمام انسان ها را یک سال تمام هر روز مورد هجوم چنین استرس سنگینی قرار دهد تا چه حد می تواند آمار مرگ را در آن کشور بالا ببرد . در مقایسه آمار فوتی کشورها بعد از یک سال به خوبی این واقعیت مشهود است که رعایت پروتکل ها و قرنطینه ، آمار مجموع فوتی های کرونا در هیچ کشوری را پایین نیاورده بلکه بالاتر از کشورهایی برده است که پروتکل ها را جدی نگرفته اند و اکثر مردم ماسک نمی زنند و بازارها را اصلا تعطیل نکرده اند . عکس زیر را ببینیدچهارده ماه بعد از آغاز کرونا مقایسه فوتی کشورهایی که پروتکل های نمایشی ووهان را سختگیرانه ادامه داده اند با  کشورهایی که پروتکل ها را اجرا نکردند یا کمتر اجرا کردند دستاوردهای چین از این سناریو چه بود ؟چینی ها چند برابر جمعیت زمین در این مدت ماسک فروخته اند . قیمت فروش ماسک در ماه های ابتدایی همه گیری کرونا 20 تا 50 برابر قیمتی بود که همیشه در جهان فروخته می شد . چینی ها همین الان هم بعد از نزدیک یک و نیم سال بزرگترین صادر کننده ماسک در جهان هستند و با سود بیش از صد درصد هر ماسک را میفروشند . در اوج بحران کرونا قیمت نفت به پایین ترین حد خود رسید . چین بزرگترین وارد کننده نفت در جهان است و با پیش خرید مقدار زیادی نفت بالاترین سود را از این معامله برد . تمام کشورهای اروپایی و آمریکا بارها قرنطینه سراسری را تجربه کرده اند و در هر دوران قرنطینه ده ها میلیون نفر از جمعیتشان نیاز به غذا و مایحتاج زندگی داشتند بی آنکه کشورشان تولیدی داشته باشد مردم را خانه نشین کرده اند و دولت های از صندوق ذخیره ارزی از کشور چین غذا و لوازم را میخریدند و به مردم خانه نشین خود می دادند درست است که کل مایحتاج از چین وارد نمی شد اما فروش چین در این مدت آنقدر بالا رفت که کل خط تولیدها در چین در بالاترین ظرفیت شبانه روز کار می کردند و با گران ترین قیمت محصولات را به جهانیان می فروختند . پس چین چند برابر جلو افتاد و کشورهای اروپایی و آمریکا در همین یک سال چند برابر عقب رفتند . سهام بسیاری از بنگاه های اقتصادی اروپا و آمریکا در ماه های اول شیوع کرونا به شدت سقوط کرد و چین توانست آنچه میخواست را در این بازار جهانی به کمترین قیمت ممکن بخرد . چینی ها اولین واکسن کرونا را ساختند و به خیلی کشورها فروختند هرچند فروش واکسن اهمیت چندانی در برابر سایر دستاوردهای اقتصادی این سناریو برای چین ندارد .از لحاظ اعتبار هم چین در بالاترین حد اعتبار و منزلت در جهان قرار گرفت . از نظر فریب خوردگان عالم که اکثریت انسان ها را تشکیل می دهند چینی ها تنها کشوری بودند که توانستند یک و نیم میلیارد جمعیت را از کرونا در امان نگهدارند کاری که کشورهای اروپایی با جمعیت 50 میلیونی نتوانستند انجام دهند . یک و نیم میلیارد جمعیت بدون ترس کرونا زندگی می کند و تمام کشورهای ده ها میلیونی تمام پروتکل های زندگی را از ترس کرونا تغییر داده اند . چقدر انسان ساده لوح است که چنین دروغ آشکاری را که با عدد و رقم جلوی چشمش است باور می کند . . کرونا به ما یاد داد می توان با ترساندن انسان ها از خطر مرگ هر بلایی را بر سر انسان آورد . کرونا به ما یاد داد اکثریت بسیار بزرگی از انسان ها هیچ درکی از آمار و احتمالات ندارند حتی اگر دکترای ریاضی و آمار داشته باشند .. به انسان ها این باور را بده که تو هم به میزان فلان متوفی در معرض خطر مرگ هستی ، زانپس میتوانی آن انسان را برده پروتکل های خود کنی و هرچقدر لازم است از او پول یا سواری بگیری . برای همین است که یک پزشک اگر بی وجدان باشد می تواند برای عملی که به راحتی با 5 میلیون تومان انجام می شود 100 میلیون تومان از خانواده بیمار طلب کند چون اگر در برابر پزشک نه بگویی با این سوال روبرو می شود که مگر 100 میلیون تومان از جان عزیزت مهمتر است ؟ حتی آن پزشک سکوت می کند و میگذارد دیگران این سوال نابجا را از تو بپرسند و تو ناچار می شوی هر قیمتی او میگوید بدهیپیمان روشن ضمیر – اهواز 11 اسفند 1399اینستا  :peyman.roshanzamir@</description>
                <category>پیمان روشن ضمیر</category>
                <author>پیمان روشن ضمیر</author>
                <pubDate>Sun, 07 Mar 2021 16:48:57 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چقدر زمان میبره یک درصد جمعیت ایران بر اثر کرونا فوت کنند</title>
                <link>https://virgool.io/@peyman33/%DA%86%D9%82%D8%AF%D8%B1-%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%85%DB%8C%D8%A8%D8%B1%D9%87-%DB%8C%DA%A9-%D8%AF%D8%B1%D8%B5%D8%AF-%D8%AC%D9%85%D8%B9%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%DA%A9%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%A7-%D9%81%D9%88%D8%AA-%DA%A9%D9%86%D9%86%D8%AF-zrfaggkxf9ss</link>
                <description>هر سال در ایران نیم درصد جمعیت به دلایل مختلف فوت میکنند . پس سالی نیم درصد فوتی در ایران و هر کشور دیگری تقریبا طبیعی است و ربطی به کرونا نداره . خب حالا چقدر باید از کرونا بترسیم . ؟ کرونا قراره این آمار را چقدر بالا ببره ؟اگر حتی  آمار روزی 250 فوتی را  در نظر بگیریم تقریبا 10 سال طول میکشه تا یک درصد جمعیت ایران بر اثر کرونا فوت کنند . این در صورتیه که در تمام روزهای این 10 سال آمار فوتی های روزانه اصلا پایین نیاد و البته بالا هم نره . 250 ضربدر 365 روز سال میشه 91 هزار نفر در سال و بعد ده سال میشود 910 هزار نفر چقدر احتمال داره شما جزو اون یک درصد باشید که قراره تا 10 سال دیگه در اثر کرونا فوت کنه ؟ به نظر من احتمال فوت شما در 10 سال آینده در اثر هر چیز دیگری خیلی بیشتر از کروناست و البته احتمال زنده ماندتان که ده ها برابر بیشتر است .. و البته هرچی بیشتر استرس داشته باشید احتمال زنده ماندتان کمتر میشود .اینستا:peyman.roshanzamir</description>
                <category>پیمان روشن ضمیر</category>
                <author>پیمان روشن ضمیر</author>
                <pubDate>Mon, 19 Oct 2020 08:51:27 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>