<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Peyman Shouryabi // پیمان شوریابی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@peymanmedia</link>
        <description>سلام , تفکرات و ایده های خودم درباره جامعه, اقتصاد, کسب و کار و بورس اینجا با شما به اشتراک می گذارم. خوشحال می شم نظرات شما در کامنت ها ببینم.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 08:38:53</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/237462/avatar/OdlJoL.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Peyman Shouryabi // پیمان شوریابی</title>
            <link>https://virgool.io/@peymanmedia</link>
        </image>

                    <item>
                <title>تحلیل دیدگاه‌های کوین وارش Kevin Warsh رئیس جدید فدرال رزرو آمریکا</title>
                <link>https://virgool.io/@peymanmedia/%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84-%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D9%88%DB%8C%D9%86-%D9%88%D8%A7%D8%B1%D8%B4-kevin-warsh-%D8%B1%D8%A6%DB%8C%D8%B3-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D9%81%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D9%84-%D8%B1%D8%B2%D8%B1%D9%88-%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7-fao4qzrhumnq</link>
                <description>آنچه در ادامه می‌آید، جمع‌بندی و تحلیل فشرده اما عمیق از سخنرانی‌ها، مقالات و اظهارنظرهای عمومی کوین وارش است؛ با تمرکز بر فلسفه سیاست پولی، پیامدهای بازار، و مکتب فکری اقتصادی او. این تحلیل مبتنی بر نوشته‌های خود وارش و همچنین تفسیر رسانه‌ها و تحلیلگران مالی معتبر است.کوین وارش در موسسه هوور۱) دیدگاه‌های محوری وی درباره سیاست پولیبازتعریف مأموریت فدرال رزرووارش به‌طور مکرر استدلال می‌کند که فدرال رزرو «مسیر خود را گم کرده است» و از مأموریت قانونی اصلی خود — یعنی ثبات قیمت‌ها و اشتغال حداکثری — فراتر رفته و به نوعی مهندسی مالی و تخصیص منابع اقتصادی روی آورده است. از نگاه او، خطر اصلی امروز اقتصاد آمریکا سلطه پولی (Monetary Dominance) است؛ وضعیتی که در آن سیاست پولی جایگزین انضباط مالی دولت می‌شود.او معتقد است تورم اساساً یک انتخاب سیاستی است؛ نتیجه هم‌زمان کسری‌های بودجه مزمن و ترازنامه بیش‌ازحد بزرگ بانک مرکزی است.وارش دیدگاهی انتقادی نسبت به این ایده دارد که تورم عمدتاً از بازار کار داغ ناشی می‌شود؛ به‌جای آن، ریشه تورم را در افزایش پایه پولی و تأمین مالی کسری بودجه می‌داند.فلسفه او درباره ترازنامه فدرال رزروبرخلاف دیدگاه جریان غالب پس از بحران ۲۰۰۸ که تسهیل کمی (QE) را ابزاری موقتی برای شرایط اضطراری می‌دانست، وارش بر این باور است که:بزرگ شدن ترازنامه فدرال رزرو موجب تحریف قیمت دارایی‌ها، اختلال در قیمت‌گذاری ریسک و یارانه‌دهی غیرمستقیم به بدهی دولت شده است — آن هم مدت‌ها پس از پایان شرایط بحرانی.او خواستار کوچک‌سازی معنادار دارایی‌های فدرال رزرو برای بازگرداندن سازوکارهای سنتی انتقال سیاست پولی است.از نگاه وارش، سیاست ترازنامه‌ای بخشی جدایی‌ناپذیر از سیاست پولی است، نه صرفاً یک ابزار اضطراری؛ و اتکای بیش‌ازحد به آن، اعتبار سیاست پولی را تضعیف کرده است.دیدگاه او نسبت به نرخ بهرهوارش گاه به‌عنوان یک «شاهین پولی» (hawk) و گاه به‌عنوان فردی عمل‌گرا توصیف می‌شود. او در گذشته منتقد نرخ‌های بهره بسیار پایین و طولانی‌مدت بوده، اما در مواضع جدیدتر، از کاهش محدود نرخ بهره در کنار انقباض ترازنامه (QT) حمایت کرده است.دیدگاه اصولی او این است که ابزارهای سیاست پولی باید با انضباط و چارچوب مشخص به کار گرفته شوند، نه صرفاً در واکنش به نوسانات کوتاه‌مدت داده‌ها.پیامد برای بازارها این است که حتی در صورت کاهش نرخ بهره، شرایط نقدینگی می‌تواند از طریق ترازنامه سخت‌تر شود؛ موضوعی که می‌تواند انتظارات سنتی بازار را به چالش بکشد.۲) جهت‌گیری نظری و مکتب فکری اقتصادی ویاندیشه اقتصادی وارش ترکیبی است از چند سنت فکری:گرایش‌های پول‌گرایانه (Monetarist): تأکید بر کنترل عرضه پول، اولویت ثبات قیمت‌ها و بدبینی نسبت به نقش گسترده بانک مرکزی در اقتصاد.اقتصاد نهادی: تمرکز بر حاکمیت، پاسخگویی و طراحی نهادی سیاست‌گذاری اقتصادی، فراتر از ابزارهای صرفاً تکنیکی.چارچوب حکمرانی اقتصادی: او معتقد است نهادهای سیاست‌گذار باید برای چالش‌های قرن ۲۱ بازطراحی شوند.تغییر رژیم در سیاست پولی در برابر سیاست قاعده‌محوروارش اغلب از اصطلاح «تغییر رژیم» استفاده می‌کند؛ به این معنا که سیاست پولی باید از نظر فلسفه و اجرا دگرگون شود و به اصول بنیادین بازگردد، نه اینکه صرفاً انعطاف‌پذیر و واکنشی باشد.با این حال، او منتقد قواعد بیش‌ازحد خشک نیز هست. برای مثال، نسبت به راهنمای آینده‌نگر (Forward Guidance) و سازوکارهایی مانند «نمودار نقطه‌ای» (Dot Plot) بدبین است و به‌جای آن از نوعی اقتصاد مبتنی بر قضاوت و باور (Conviction Economics) دفاع می‌کند.۳) دیدگاه درباره نیروهای ساختاری: فناوری و بهره‌وریوارش معتقد است هوش مصنوعی و رشد بهره‌وری می‌توانند نیروهای ضدتورمی قدرتمندی باشند؛ نیروهایی که امکان افزایش دستمزد واقعی و رشد اقتصادی را بدون فشار تورمی فراهم می‌کنند.این دیدگاه — که در میان برخی سرمایه‌گذاران کلان نیز رایج است — پایه این باور اوست که مهار تورم لزوماً نیازمند سیاست پولی دائماً انقباضی نیست، بلکه افزایش ظرفیت عرضه و اصلاحات ساختاری نقش کلیدی‌تری دارند.۴) دیدگاه‌های نهادی و حکمرانیرابطه سیاست مالی و پولیوارش منتقد سرسخت سلطه مالی (Fiscal Dominance) است؛ یعنی وضعیتی که در آن بدهی و کسری بودجه، سیاست پولی را گروگان می‌گیرد. در عین حال، او از خطر مقابل آن — یعنی سلطه پولی که در آن بانک مرکزی عملاً نقش سیاست‌گذار مالی را ایفا می‌کند — نیز هشدار می‌دهد.او خواهان هماهنگی بیشتر میان خزانه‌داری و فدرال رزرو در چارچوب مدیریت بدهی و سیاست پولی است.استقلال فدرال رزروبا وجود انتقادهای جدی به عملکرد فدرال رزرو، وارش به‌طور سنتی از استقلال بانک مرکزی از مداخلات سیاسی دفاع کرده است؛ هرچند انتصاب او توسط یک دولت سیاسی، خود محل بحث و تحلیل بوده است.۵) پیامدها برای بازارها و سیاست‌گذاریپیامدها برای بازارهای مالیحرکت به‌سوی انضباط پولی و کوچک‌سازی ترازنامه می‌تواند نرخ‌های بهره واقعی و پریمیوم نوسان را افزایش دهد و به محدود شدن مضرب‌های ارزش‌گذاری سهام مثل P/E منجر شود.کاهش تحمل نسبت به تورم دارایی‌ها به معنای تضعیف آپشن «پوت فدرال رزرو» و بازقیمت‌گذاری ریسک در دارایی‌های پرریسک است.در بازار ارز و اوراق بدهی، افزایش اعتبار سیاست پولی می‌تواند به لنگر انداختن انتظارات تورمی بلندمدت کمک کند.پیامدها برای سیاست پولیحتی در صورت کاهش نرخ بهره، هم‌زمانی آن با انقباض ترازنامه می‌تواند کانال انتقال سیاست پولی را پیچیده‌تر و غیرخطی‌تر کند. رویکرد وارش را نمی‌توان به‌سادگی «انقباضی» یا «انبساطی» دانست؛ این رویکرد ترکیبی است از انضباط ساختاری، اصول‌گرایی و انعطاف انتخابی.اندیشه اقتصادی و رویکرد سیاستی کوین وارش را می‌توان چنین خلاصه کرد:بدبینی پول‌گرایانه نسبت به سیاست‌های نامتعارف و طولانی‌مدت مانند QEنقد نهادی و حکمرانی‌محور از گسترش نقش فدرال رزرو فراتر از ثبات قیمت‌هاخوش‌بینی مبتنی بر بهره‌وری و فناوری به‌ویژه در زمینه هوش مصنوعیچارچوب سیاستی ترکیبی که انضباط ترازنامه‌ای را با انعطاف محدود در نرخ بهره تلفیق می‌کنداز منظر بازارها، فلسفه وارش را می‌توان بازتنظیم سیاست پولی آمریکا به‌سوی اصول‌گرایی، اعتبار و چارچوب‌های پایدار دانست؛ فاصله گرفتن از کنش‌گری فعال و واکنشی صرف.برای تحلیل های بیشتر اقتصادی من را در اینستاگرام و ایکس با آدرس PeymanMedia دنبال کنید.</description>
                <category>Peyman Shouryabi // پیمان شوریابی</category>
                <author>Peyman Shouryabi // پیمان شوریابی</author>
                <pubDate>Tue, 03 Feb 2026 10:27:44 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آیا دوره رشد پر قدرت طلا آغاز شده است؟</title>
                <link>https://virgool.io/@peymanmedia/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D9%87-%D8%B1%D8%B4%D8%AF-%D9%BE%D8%B1-%D9%82%D8%AF%D8%B1%D8%AA-%D8%B7%D9%84%D8%A7-%D8%A2%D8%BA%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-vntp36obttq8</link>
                <description>📈 #طلا آینده را پیش‌بینی می‌کند:✅ شاخص بورس آمریکا در یکی از قوی‌ترین روندهای صعودی دهه‌های اخیر است: +۱۶۵۰ واحد در کمتر از ۵ ماه.✨ ولی بازده سالانه (YTD) طلا به +۳۷٪ رسید، تقریباً ۴ برابر بازده  S&amp;P 500!❓ چرا طلا در این بازار صعودی, سهام را شکست می‌دهد؟📊 اگر تازه‌وارد هستید، بدانید که این روند جدید نیست.📈 از ۲۰۲۳ تاکنون:✨ طلا: ~۱۰۰٪ رشد📉 S&amp;P 500: ~۶۷٪ رشدبا وجود انقلاب هوش مصنوعی، بزرگ‌ترین تحول فناوری پس از اینترنت، سهام همچنان از طلا عقب مانده‌اند. 🏅چرا؟ 🤔📉 چرا این موضوع عجیب‌ است؟🔍 رابطه تاریخی:✨ طلا = دارایی امن، مشابه اوراق قرضه.📈 طلا زمانی رشد می‌کند که بازار سهام ضعیف باشد یا شرایط اقتصادی نامطمئن باشد.اما از ۲۰۲۰ به بعد، این روند در حال تغییر است. ⏳چه چیزی پشت این تغییر است؟ 🧐📊 این نمودار همبستگی بین S&amp;P 500 و طلا را نشان می‌دهد:✅ در سال ۲۰۲۴، ضریب همبستگی طلا و S&amp;P 500 به رکورد تاریخی ۰.۹۱ رسید.🔍 رابطه مثبت فزاینده بین این دو، نشان‌دهنده یک تغییر بزرگ اقتصادی است.آیا این یک سیگنال برای آینده است؟ 🌐✨❓ چرا این اتفاق می‌افتد؟🔗 ترکیبی از:📈 قیمت‌گذاری بازار برای تورم بلندمدت بالاتر💸 افزایش هزینه‌های کسری بودجه🔥 و به‌عنوان عامل تشدیدکننده:💰 کسری بودجه، بازار خزانه‌داری آمریکا را از عرضه اشباع کرده است.✨ نتیجه؟ طلا به دارایی امن جهانی تبدیل شده است. 🌎📉 کسری بودجه آمریکا به ۲ تریلیون دلار نزدیک می‌شود، و دولت بدهی بیشتری صادر می‌کند.🔻 افزایش عرضه اوراق خزانه‌داری = کاهش قیمت اوراق💡 نتیجه؟ اوراق قرضه دیگر به اندازه طلا گزینه امن جذابی نیستند.📊 این همچنین توضیح می‌دهد که چراپریمیوم ها به سطح ۲۰۱۴ برگشته است. ⏳📊 بانک‌های مرکزی از این روند جلوتر بوده‌اند.✨ برای اولین بار از ۱۹۹۶:بانک‌های مرکزی طلا بیشتری نسبت به اوراق خزانه‌داری آمریکا نگهداری می‌کنند.💡 خرید بی‌سابقه طلا توسط بانک‌های مرکزی اتفاقی نیست.⏳ این نمودار به زودی به یکی از پرارجاع‌ترین نمودارها تبدیل خواهد شد. 🌍📈 این انتظارات تورمی مبتنی بر بازار برای ۵ تا ۱۰ سال آینده است:🔗 انتظارات تورمی بلندمدت در حال افزایش است و طلا این سیگنال را دریافت کرده است.💡 به نظر می‌رسد که بازارها پذیرفته‌اند:🎯 هدف تورمی ۲٪ فدرال رزرو، در بهترین حالت، دور از دسترس است. ⏳📉 چرخش به سمت طلا در اواخر آوریل و اوایل می سرعت گرفت، هم‌زمان با افزایش پریمیوم.📊 پریمیوم خزانه‌داری آمریکا به ~۰.۷۵٪ رسید، بالاترین سطح در ۱۱ سال اخیر!💡 پریمیوم چیست؟🎯 بازده اضافی که سرمایه‌گذاران برای نگهداری اوراق بلندمدت به دلیل ریسک بالاتر طلب می‌کنند.طلا در حال جذب سرمایه است. 🏅✨🔮 با نگاه به آینده، عوامل مشابه همچنان بازیگر اصلی خواهند بود:🌍 بانک‌های مرکزی جهانی در حال کاهش نرخ‌ها هستند،📈 آن هم در شرایط تورم فزاینده ناشی از بحران بازار کار و اقتصاد.💸 در همین حال، تلاش می‌کنند با هزینه‌کردن از این وضعیت خارج شوند.🎯 این ترکیبی است از کسری بودجه + تورم. 🏦🔥📊 این نمودار همه‌چیز را می‌گوید:✨ افزایش ناگهانی طلا به‌عنوان درصدی از ذخایر جهانی،🔻 هم‌زمان با کاهش سهم دلار آمریکا.💡 راه‌حل؟📉 کاهش کسری بودجه آمریکا می‌تواند بسیاری از این مشکلات را برطرف کند. 💰🛠️برگرفته از: The Kobeissi Letterبرای تحلیل های بیشتر اقتصادی من را در اینستاگرام و ایکس با آدرس PeymanMedia دنبال کنید.</description>
                <category>Peyman Shouryabi // پیمان شوریابی</category>
                <author>Peyman Shouryabi // پیمان شوریابی</author>
                <pubDate>Wed, 10 Sep 2025 12:17:30 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ده درس از کلاس پیتر تیل درباره شرکت های نوپا</title>
                <link>https://virgool.io/@peymanmedia/%D8%AF%D9%87-%D8%AF%D8%B1%D8%B3-%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D9%84%D8%A7%D8%B3-%D9%BE%DB%8C%D8%AA%D8%B1-%D8%AA%DB%8C%D9%84-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%B4%D8%B1%DA%A9%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D9%88%D9%BE%D8%A7-vdnk50ynypru</link>
                <description>پیتر تیل، کارآفرین افسانه‌ای سیلیکون ولی و سرمایه‌گذار خطرپذیر، در دانشگاه استنفورد کلاسی با عنوان «علوم کامپیوتر 183: استارت‌آپ Computer Science 183: Startup» تدریس می‌کرد. در ماه مارس و پیش از آغاز این دوره، تیل یک اظهار نظر جسورانه کرد: «اگر کارم را درست انجام دهم، این آخرین کلاسی خواهد بود که نیاز دارید بگذرانید.»او کارش را درست انجام داد. برای بسیاری این آخرین کلاسی بود که گذراندند. چیزی که تیل پیشنهاد کرده بود جوانانی که ذهنی کارآفرینانه دارند، باید به آن فکر کنند.پیتر تیلطی ده هفته گذشته یادداشت‌های کلاس خود را در قالب وبلاگ منتشر شده است. سخنرانی‌های پیتر تیل و بحث‌های بعدی با سخنرانان مهمان (شخصیت‌هایی برجسته از سیلیکون ولی، از جمله مدیرعامل لینکدین رید هافمن، هم‌بنیان‌گذار نت‌اسکیپ مارک آندرسن، و هم‌بنیان‌گذار پی‌پال مکس لوچین) مطالعه‌ای جذاب و جالب فراهم کردند. به نوعی، خلاصه‌سازی این مطالب به ارزش واقعی آن‌ها آسیب می‌زند—همان‌طور که تیل اذعان داشت، این دوره تنها سطح اولیه از تحلیل و بحث‌های ممکن را پوشش داده است—اما در اینجا ۱۰ درس کلیدی به صورت مختصر ارائه شده‌اند.۱. جهانی‌شدن به معنای پیشرفت نیست (و تمام پیشرفت را شامل نمی‌شود).فناوری، به زیان عظیم ما، بخش فراموش‌شده‌ی این معادله است.جهانی‌شدن اساساً به معنای کپی کردن چیزهایی است که کار می‌کنند. کشورهای “در حال توسعه” خطوط راه‌آهن قرن نوزدهم و سیستم‌های لوله‌کشی قرن بیستم را کپی می‌کنند. این فرآیند هیچ نوآوری‌ای ندارد؛ شما از مرحله‌ی ۱ به n می‌روید. در مقابل، فناوری شامل انجام کارهای جدید است. شرکت‌های واقعی فناوری—مانند فیسبوک، پلن‌تیر، و اسپیس‌ایکس—مسیر ۰ به ۱ را طی می‌کنند.مردم بیش از حد بر فرآیند ۱ به n جهانی‌شدن تمرکز می‌کنند و به اندازه‌ی کافی به فناوری توجه ندارند. اما برای بزرگ بودن، باید کاری جدید و مهم انجام دهید. تمام شرکت‌های بزرگ، مسئله‌ی ۰ به ۱ را به شیوه‌ای منحصربه‌فرد حل کرده‌اند. تمام شرکت‌های شکست‌خورده، به شکلی این مسئله را خراب کرده‌اند.۲. درست بودن بهتر از مخالف بودن است.اما اغلب اوقات، مخالف بودن یک روش خوب برای یافتن حقیقت است.معمولاً در جایی که توافق عمومی وجود دارد، ارزش چندانی پیدا نمی‌شود. ارزش‌ها تمایل دارند پنهان باشند. سؤال کلیدی این است: چه حقیقت مهمی وجود دارد که تعداد کمی از افراد با شما در مورد آن توافق دارند؟ نسخه‌ی تجاری این سؤال این است: چه شرکت ارزشمندی وجود دارد که هیچ‌کس در حال ساختن آن نیست؟ درجه‌ای از مخالفت در این سوالات نهفته است. درگیر شدن با این سوالات می‌تواند به کشف حقیقت‌های مهم منجر شود.۳. اسرار وجود دارند.مردم دیگر به اسرار باور ندارند. اما اسرار وجود دارند. تنها کافی است یاد بگیریم چگونه آن‌ها را پیدا کنیم.ترس از ریسک و رضایت از وضعیت موجود، مانع از تفکر افراد درباره‌ی اسرار می‌شود. پیروی از قواعد موجود بسیار راحت‌تر است. اما حقیقت‌های مخفی می‌توانند به طرز شگفت‌آوری ارزشمند باشند. مهم‌تر از همه، این اسرار قابل کشف هستند؛ به طور تعریف‌شده، هر پاسخی به سوالات مطرح‌شده در درس ۲، اسرار هستند. شاید بزرگ‌ترین راز این باشد که اسرار بسیاری در جهان وجود دارند که منتظر کشف شدن هستند. سوال درباره‌ی تعداد اسرار موجود در جهان تقریباً معادل این است که چند استارت‌آپ باید آغاز شود. از منظر کسب‌وکار، شرکت‌های بزرگ بسیاری وجود دارند که هنوز می‌توانند—و حتی منتظر هستند که—شروع شوند.۴. سرمایه‌داری و رقابت متضاد هستند، نه مترادف.سرمایه‌داری درباره ساختن ثروت است. اما در رقابت کامل، هیچ‌کس واقعاً پولی نمی‌سازد؛ تمام سودهای اقتصادی توسط رقابت از بین می‌روند.رقابت بیش از حد ارزش‌گذاری شده است. در عمل، رقابت بسیار مخرب است و باید تا حد امکان از آن اجتناب کرد. بسیار بهتر از جنگیدن برای سهم‌های کوچک در بازارهای موجود، ایجاد و مالکیت بازارهای جدید است. گاهی مجبور به مبارزه هستید. وقتی مبارزه می‌کنید، باید پیروز شوید. اما درگیری‌ها معمولاً رمانتیک جلوه داده می‌شوند و افراد به‌سادگی در آن گرفتار می‌شوند. ارزشمند است که به جای جنگیدن، به این فکر کنید که چگونه می‌توان از مبارزه دور شد و یک کسب‌وکار انحصاری ساخت.۵. مردم دروغ می‌گویند.ما تمایل داریم فکر کنیم که چیزها همان‌طور هستند که به نظر می‌رسند. اما اغلب این‌طور نیست. همه فکر می‌کنند تبلیغات روی دیگران اثر می‌گذارد، نه روی خودشان. اما این نمی‌تواند برای همه واقعیت داشته باشد. فروش همیشه و همه‌جا اطراف ماست و معمولاً زمانی بهترین نتیجه را می‌دهد که پنهان باشد.گاهی مردم به خودشان دروغ می‌گویند. گاهی به دیگران. «این محصول خودش فروش می‌رود» بیشتر شبیه یک شعار تبلیغاتی است؛ «این محصول آن‌قدر متوسط است که برای فروشش نیاز به فروشندگان عالی دارد» همان جذابیت را ندارد.مردم معمولاً اهمیت فروش و توزیع را دست‌کم می‌گیرند. اما درست انجام دادن توزیع کاملاً حیاتی است؛ اکثر شرکت‌ها به دلیل مشکلات توزیع شکست می‌خورند، نه مشکلات فناوری. و برای درک توزیع، باید نمایش فروش را درک کرد.۶. بخش بزرگی از زندگی تابع قانون قدرت است.فرض پیش‌فرض این است که چیزها به‌طور معمول توزیع شده‌اند. گاهی این درست است. اما بسیار اوقات این‌طور نیست. بسیاری از چیزها از توزیع قانون قدرت پیروی می‌کنند. این موضوع می‌تواند شهودی نباشد و تفکر درباره آن ناخوشایند باشد.نتایج استارتاپ‌ها یک مثال هستند. آن‌ها تمایل دارند بسیار دوحالتی باشند. برخی شرکت‌ها به‌طور چشمگیری موفق می‌شوند. بیشتر آن‌ها شکست می‌خورند و به صفر می‌رسند. به همین دلیل، رویکردهای پرتفوی و پوشش ریسک معمولاً شکست می‌خورند. پیدا کردن شرکتی که در انتهای راست توزیع قرار بگیرد کاملاً حیاتی است. سرمایه‌گذاران خطرپذیری که این را درک نمی‌کنند، پول از دست می‌دهند. کارآفرینان یا کارمندانی که این را نمی‌فهمند، در نهایت کارهای اشتباهی انجام می‌دهند.۷. یک برنامه بد، بهتر از نداشتن برنامه است. یک برنامه خوب، حتی بهتر است.امروزه مردم به عدم قطعیت تن داده‌اند. فکر کردن به آینده—چه رسد به ایجاد باورهایی درباره آن—دیوانگی تلقی می‌شود. به نظر می‌رسد مردم باور دارند که آینده اساساً تصادفی است.اما همیشه این‌طور نبوده است. در قرن‌ها و دهه‌های گذشته، شانس چیزی بود که می‌شد بر آن غلبه کرد. مردم می‌توانستند شانس خود را بسازند. محاسبه‌گری بر همه چیز حاکم بود. مردم چشم‌اندازهای بزرگی داشتند.اما از آن زمان به یک دیدگاه آماری و احتمالی‌تر تغییر کرده‌ایم. عدم قطعیت همه جا را فرا گرفته است. جوانان به رزومه‌های خود به‌عنوان پرتفویی نگاه می‌کنند که هر سال خط جدیدی به آن اضافه می‌کنند، اما هرگز به چیزی بزرگ و معنادار ضربه نمی‌زنند. اما بازی کردن در زمین امن هزینه‌های جدی دارد (و جدا از این، ممکن است به آن اندازه که تصور می‌شود امن نباشد). برای بزرگ بودن، باید به چیزی ضربه بزنید. باید برنامه‌ای داشته باشید. برنامه‌ریزی نکردن برای آینده به معنای واگذار کردن سرنوشت خود به شانس است.۸. زیربنا اهمیت دارد.قانون تیل: یک استارتاپ که در پایه‌هایش اشتباه کرده باشد، قابل اصلاح نیست.آغازها خاص هستند. آن‌ها به‌طور کیفی با آنچه بعداً اتفاق می‌افتد متفاوت‌اند. شما می‌توانید در زمان تأسیس چیزهایی را تغییر دهید که بعدها برای همیشه با آن‌ها گیر خواهید کرد.درست کردن زیربناها شرط کافی برای موفقیت نیست، اما مطمئناً ضروری است. اشتباهات در زمان تأسیس تقویت می‌شوند و شرکت‌ها را از درون نابود می‌کنند. شرکت‌ها معمولاً زمانی شکست می‌خورند که یک درگیری داخلی منفجر شود. از بیرون ممکن است به نظر برسد که نیروهای رقابتی خارجی دلیل آن بوده‌اند. اما بسیار اوقات، مدیریت اشتباه یا یک خطای بنیادی مقصر واقعی است. بنیان‌گذاران باید با دقت درباره هماهنگ نگه داشتن انگیزه‌ها و مشوق‌های افراد فکر کنند. در غیر این صورت، استارتاپ اساساً از همان ابتدا محکوم به شکست است.۹. بنیان‌گذاران متفاوت هستند.بیشتر ویژگی‌ها احتمالاً به‌طور نرمال توزیع شده‌اند. بیشتر مردم متوسط هستند. اما بنیان‌گذاران این‌گونه نیستند. ویژگی‌های بنیان‌گذاران به نظر می‌رسد توزیعی معکوس نرمال داشته باشد. آن‌ها در هر دو سر افراطی هستند: هم افراطی درونی‌اند و هم افراطی بیرونی، هم ناسازگار و هم کاریزماتیک، هم بدنام و هم مشهور.این توزیع معکوس، چه واقعیت باشد، چه افسانه یا ترکیبی از هر دو، به نظر می‌رسد با اکثر چهره‌های بنیان‌گذار، از استیو جابز تا لیدی گاگا، خوب تطابق داشته باشد. و این چیز جدیدی نیست؛ آشیل قوی و کامل بود، به جز نقصی که او را ضعیف می‌کرد. هاوارد هیوز در مسیر تبدیل شدن به بزرگ‌ترین کارآفرین قرن بیستم بود، اما سقوط عجیب ۳۰ ساله‌ای را تجربه کرد که او را از شکوه به انزوا کشاند. تحلیل دقیق اینکه چرا یا چگونه بنیان‌گذاران متفاوت هستند، دشوار است. اما آن‌ها قطعاً متفاوت‌اند. این تفاوت به همان اندازه که برایشان توانمندساز است، خطرناک نیز هست. مردم بنیان‌گذاران را قربانی می‌کنند. وظیفه اصلی یک بنیان‌گذار، به‌نوعی، این است که لحظه تأسیس را به‌طور مداوم تمدید کند و به این ترتیب اجرای حکم خود را به‌طور نامحدود به تعویق بیندازد.۱۰. یک خط مقدم پیدا کنید و به سمت آن بروید.از یادداشت‌های مربوط به آخرین سخنرانی تیل نقل می‌کنم:هر چیز جدیدی دارای یک ویژگی خاص و منحصر به فرد است. هر بار که یک شرکت تأسیس می‌کنید یا تصمیم مهمی در زندگی می‌گیرید، یک مینی تکینگی رخ می‌دهد. به معنای واقعی، زندگی هر فرد یک تکینگی است.سؤال واضح این است که با تکینگی خود چه باید کرد. پاسخ واضح، متأسفانه، این بوده است که مسیرهای پررفت‌وآمد را دنبال کنید. شما دائماً تشویق می‌شوید که محتاط باشید و به عرف پایبند بمانید. به ما گفته می‌شود که آینده فقط احتمالات و آمار است. شما یک آمار هستید. اما پاسخ واضح اشتباه است. این یعنی خودتان را دست کم گرفتن. هنوز بسیاری از نقاط سفید بزرگ در نقشه دانش بشری وجود دارند. شما می‌توانید آن‌ها را کشف کنید. پس این کار را انجام دهید. بیرون بروید و فضاهای خالی را پر کنید. هر لحظه فرصتی است برای رفتن به این مکان‌های جدید و کاوش آن‌ها.شاید هیچ زمان خاصی لزوماً برای شروع شرکت یا شروع زندگی شما مناسب نباشد. اما برخی زمان‌ها و لحظات از سایرین مساعدتر به نظر می‌رسند. اکنون چنین لحظه‌ای است. اگر ما کنترل را به دست نگیریم و آینده را هدایت نکنیم—اگر شما کنترل زندگی خود را به دست نگیرید—احساس می‌شود که هیچ کس دیگری این کار را نخواهد کرد.برای تحلیل های بیشتر اقتصادی من را در اینستاگرام و ایکس با آدرس PeymanMedia دنبال کنید.</description>
                <category>Peyman Shouryabi // پیمان شوریابی</category>
                <author>Peyman Shouryabi // پیمان شوریابی</author>
                <pubDate>Wed, 09 Apr 2025 08:06:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>“انقلاب AGI: آینده‌ای که هوش مصنوعی قدرت را به انسان بازمی‌گرداند”</title>
                <link>https://virgool.io/@peymanmedia/%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8-agi-%D8%A2%DB%8C%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%87%D9%88%D8%B4-%D9%85%D8%B5%D9%86%D9%88%D8%B9%DB%8C-%D9%82%D8%AF%D8%B1%D8%AA-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D9%85%DB%8C-%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%AF-svgen1vv5u2d</link>
                <description>مقدمه:هوش مصنوعی یکی از بزرگ‌ترین دستاوردهای بشر در مسیر پیشرفت‌های علمی و فناورانه است. در سال‌های اخیر، سرعت پیشرفت در این حوزه به شکلی حیرت‌انگیز افزایش یافته و اکنون در آستانه ورود به دورانی قرار داریم که سیستم‌های هوش مصنوعی نه تنها به ابزارهایی برای حل مشکلات پیچیده تبدیل می‌شوند، بلکه نقش گسترده‌تری در شکل‌دهی آینده جوامع ایفا خواهند کرد.سم آلتمن، یکی از پیشروترین چهره‌های حوزه هوش مصنوعی و مدیرعامل OpenAI، در مقاله‌ای تفکر برانگیز و جامع به بررسی وضعیت کنونی و آینده احتمالی هوش مصنوعی عمومی (AGI) پرداخته است. او با نگاهی عمیق به اقتصاد هوش مصنوعی، فرصت‌ها و چالش‌های پیش‌رو را تحلیل کرده و از تأثیرات شگرف این فناوری بر زندگی انسان‌ها صحبت می‌کند.در این مقاله، آلتمن به این موضوع می‌پردازد که چگونه AGI می‌تواند باعث افزایش چشمگیر بهره‌وری، کاهش هزینه‌ها، و تحول عمیق در صنایع مختلف شود. او همچنین به اهمیت سیاست‌گذاری درست و توزیع عادلانه منافع این فناوری اشاره می‌کند و هشدار می‌دهد که عدم توجه به این مسائل می‌تواند باعث نابرابری‌های جدید و تقویت قدرت‌های متمرکز شود.آنچه این مقاله را متمایز می‌کند، نگاه دوگانه آن به AGI است: از یک سو به عنوان ابزاری در ادامه مسیر پیشرفت‌های تاریخی بشر، و از سوی دیگر به عنوان تحولی بی‌سابقه که می‌تواند تعریف ما از کار، خلاقیت و حتی زندگی را دگرگون کند.در ادامه، ترجمه‌ای کامل از این مقاله ارائه شده است تا مخاطبان فارسی‌زبان بتوانند با ایده‌ها و دیدگاه‌های مطرح‌شده آشنا شوند و به درک بهتری از این لحظه تاریخی دست یابند.سه مشاهدهماموریت ما این است که اطمینان حاصل کنیم هوش عمومی مصنوعی (AGI) به نفع تمام بشریت عمل می‌کند.سیستم‌هایی که به سمت AGI اشاره می‌کنند، در حال ظهور هستند و به همین دلیل ما فکر می‌کنیم که درک لحظه‌ای که در آن قرار داریم، بسیار مهم است. AGI اصطلاحی است که به‌طور ضعیفی تعریف شده است، اما به‌طور کلی منظور ما سیستمی است که بتواند در بسیاری از حوزه‌ها، در سطح انسانی، به مشکلات فزاینده پیچیده رسیدگی کند.انسان‌ها ابزارسازانی هستند با یک انگیزه ذاتی برای درک و خلق کردن، که این امر باعث شده جهان برای همه ما بهتر شود. هر نسل بر پایه اکتشافات نسل‌های قبل از خود بنا می‌کند تا ابزارهایی حتی توانمندتر ایجاد کند—از برق گرفته تا ترانزیستور، کامپیوتر، اینترنت، و به‌زودی AGI.در طول زمان، با فراز و فرودهایی، پیشرفت مداوم نوآوری‌های انسانی سطوحی از رفاه و بهبود را به ارمغان آورده که پیش‌تر غیرقابل تصور بودند و تقریباً همه جنبه‌های زندگی مردم را تحت تأثیر قرار داده‌اند.به یک معنا، AGI فقط یک ابزار دیگر در این داربست هر روز بلندتر پیشرفت انسانی است که با هم در حال ساخت آن هستیم. اما از طرف دیگر، AGI آغاز چیزی است که گفتن “این بار متفاوت است” درباره‌اش دشوار نیست؛ رشد اقتصادی پیش روی ما شگفت‌انگیز به نظر می‌رسد و اکنون می‌توانیم جهانی را تصور کنیم که در آن همه بیماری‌ها درمان شوند، زمان بیشتری برای لذت بردن با خانواده‌هایمان داشته باشیم و بتوانیم پتانسیل خلاقانه خود را به طور کامل محقق کنیم.شاید در یک دهه آینده، هر فرد روی زمین قادر باشد کارهایی را انجام دهد که امروز حتی تاثیرگذارترین افراد هم نمی‌توانند.ما همچنان شاهد پیشرفت سریع در توسعه هوش مصنوعی هستیم. در اینجا سه مشاهده درباره اقتصاد هوش مصنوعی آورده شده است:هوش یک مدل هوش مصنوعی تقریباً برابر با لگاریتم منابعی است که برای آموزش و اجرای آن استفاده می‌شود. این منابع عمدتاً شامل محاسبات آموزش، داده‌ها و محاسبات استنتاج هستند. به نظر می‌رسد که می‌توان با صرف مقادیر نامحدودی از پول، پیشرفت‌های مداوم و قابل پیش‌بینی به دست آورد؛ قوانین مقیاس‌گذاری که این موضوع را پیش‌بینی می‌کنند، در بسیاری از مقیاس‌ها دقیق هستند.هزینه استفاده از یک سطح مشخص از هوش مصنوعی تقریباً هر 12 ماه 10 برابر کاهش می‌یابد و کاهش قیمت‌ها منجر به استفاده بسیار بیشتر می‌شود. این را می‌توان در هزینه هر توکن از GPT-4 در اوایل سال 2023 تا GPT-4o در اواسط سال 2024 مشاهده کرد، جایی که قیمت هر توکن در این مدت حدود 150 برابر کاهش یافت. قانون مور جهان را با نرخ 2 برابر در هر 18 ماه تغییر داد؛ اما این نرخ به شکل باورنکردنی قوی‌تر است.ارزش اجتماعی و اقتصادی ناشی از افزایش خطی در هوش، به‌صورت فوق‌نمایی (super-exponential) است. نتیجه این موضوع این است که هیچ دلیلی نمی‌بینیم که سرمایه‌گذاری‌های به‌صورت نمایی فزاینده در آینده نزدیک متوقف شود.اگر این سه مشاهده همچنان درست باقی بمانند، تأثیرات آن بر جامعه بسیار چشمگیر خواهد بود.ما اکنون شروع به عرضه‌ی عوامل هوش مصنوعی (AI agents) کرده‌ایم که در نهایت شبیه به همکاران مجازی خواهند شد.بیایید مورد یک عامل مهندسی نرم‌افزار را تصور کنیم، عاملی که انتظار داریم به‌طور خاص بسیار مهم باشد. تصور کنید این عامل در نهایت قادر خواهد بود بیشتر کارهایی را که یک مهندس نرم‌افزار در یک شرکت برتر با چند سال تجربه می‌تواند انجام دهد، برای وظایفی که تا چند روز طول می‌کشند، انجام دهد. این عامل ایده‌های جدید و بزرگ نخواهد داشت، به نظارت و جهت‌دهی زیادی از سوی انسان نیاز خواهد داشت، و در برخی موارد عالی عمل خواهد کرد اما در برخی دیگر به‌طور شگفت‌انگیزی ضعیف خواهد بود.با این حال، آن را به‌عنوان یک همکار مجازی واقعی اما نسبتاً تازه‌کار تصور کنید. حالا 1,000 نسخه از آن را تصور کنید. یا 1 میلیون نسخه از آن. حالا چنین عواملی را در هر زمینه‌ای از کارهای دانشی تصور کنید.از برخی جهات، هوش مصنوعی ممکن است از نظر اقتصادی شبیه به ترانزیستور شود—یک کشف بزرگ علمی که به‌خوبی مقیاس‌پذیر است و به تقریباً هر گوشه‌ای از اقتصاد نفوذ می‌کند. ما زیاد به ترانزیستورها یا شرکت‌های تولیدکننده ترانزیستور فکر نمی‌کنیم، و مزایای آن‌ها به‌طور گسترده توزیع شده است. اما ما انتظار داریم که کامپیوترها، تلویزیون‌ها، خودروها، اسباب‌بازی‌ها و موارد دیگر معجزه کنند.دنیا یک‌باره تغییر نخواهد کرد؛ هیچ‌گاه این‌گونه نبوده است. در کوتاه‌مدت، زندگی تا حد زیادی به همان شکل ادامه خواهد یافت و مردم در سال 2025 بیشتر وقت خود را همان‌گونه خواهند گذراند که در سال 2024 می‌گذرانند. ما همچنان عاشق خواهیم شد، خانواده تشکیل خواهیم داد، در فضای آنلاین بحث خواهیم کرد، در طبیعت پیاده‌روی خواهیم کرد و غیره.اما آینده به شکلی پیش خواهد آمد که نمی‌توان آن را نادیده گرفت، و تغییرات بلندمدت در جامعه و اقتصاد ما بسیار عظیم خواهند بود. ما چیزهای جدیدی برای انجام دادن پیدا خواهیم کرد، راه‌های جدیدی برای مفید بودن برای یکدیگر و روش‌های جدیدی برای رقابت کردن کشف خواهیم کرد، اما این‌ها ممکن است شباهت چندانی به مشاغل امروز نداشته باشند.اختیار، اراده و عزم احتمالاً ارزش بسیار زیادی خواهند داشت. تصمیم‌گیری درست درباره اینکه چه باید کرد و چگونگی پیمایش در دنیایی که به‌طور مداوم در حال تغییر است، ارزش زیادی خواهد داشت؛ تاب‌آوری و توانایی انطباق از مهارت‌هایی هستند که پرورش آن‌ها مفید خواهد بود. AGI بزرگ‌ترین اهرم تا به امروز بر اراده انسانی خواهد بود و به افراد این امکان را می‌دهد که تأثیر بیشتری نسبت به گذشته داشته باشند، نه کمتر.ما انتظار داریم که تأثیر AGI نابرابر باشد. اگرچه برخی صنایع تغییر چندانی نخواهند کرد، اما پیشرفت علمی احتمالاً بسیار سریع‌تر از امروز خواهد بود؛ این تأثیر AGI ممکن است از هر چیز دیگری فراتر رود.در نهایت، قیمت بسیاری از کالاها به‌طور چشمگیری کاهش خواهد یافت (در حال حاضر، هزینه هوش و هزینه انرژی بسیاری از چیزها را محدود می‌کنند)، و قیمت کالاهای لوکس و معدود منابع ذاتاً محدود، مانند زمین، ممکن است به شکلی چشمگیر افزایش یابد.از نظر فنی، مسیر پیش روی ما نسبتاً روشن به نظر می‌رسد. اما سیاست‌گذاری عمومی و نظر جمعی درباره اینکه چگونه باید AGI را در جامعه ادغام کنیم بسیار اهمیت دارد؛ یکی از دلایل ما برای عرضه زودهنگام و مکرر محصولات این است که به جامعه و فناوری زمان بدهیم تا با یکدیگر هم‌تکامل پیدا کنند.هوش مصنوعی در تمامی حوزه‌های اقتصاد و جامعه نفوذ خواهد کرد؛ ما انتظار خواهیم داشت که همه چیز هوشمند باشد. بسیاری از ما انتظار داریم که در مقایسه با گذشته، نیاز بیشتری به دادن کنترل بیشتر به مردم بر این فناوری باشد، از جمله انتشار عمومی بیشتر (open-sourcing) و پذیرفتن این موضوع که تعادلی میان ایمنی و توانمندسازی افراد وجود دارد که نیازمند مصالحه‌هایی خواهد بود.در حالی که هرگز نمی‌خواهیم بی‌پروا عمل کنیم و احتمالاً تصمیمات و محدودیت‌های بزرگی در رابطه با ایمنی AGI وجود خواهد داشت که ممکن است مورد استقبال عمومی قرار نگیرد، اما به‌طور کلی، هرچه به دستیابی به AGI نزدیک‌تر می‌شویم، معتقدیم حرکت به سمت توانمندسازی فردی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. مسیر دیگری که می‌توانیم تصور کنیم این است که هوش مصنوعی توسط دولت‌های استبدادی برای کنترل جمعیت از طریق نظارت گسترده و کاهش خودمختاری افراد استفاده شود.اطمینان از اینکه منافع AGI به‌طور گسترده توزیع شود، امری حیاتی است. تأثیر تاریخی پیشرفت‌های فناوری نشان می‌دهد که اکثر معیارهایی که برای ما اهمیت دارند (نتایج سلامت، رفاه اقتصادی و غیره) به‌طور متوسط و در بلندمدت بهبود می‌یابند، اما افزایش برابری به نظر نمی‌رسد که به‌طور ذاتی به فناوری بستگی داشته باشد و انجام درست این کار ممکن است به ایده‌های جدید نیاز داشته باشد.به‌طور خاص، به نظر می‌رسد که تعادل قدرت بین سرمایه و نیروی کار به‌راحتی می‌تواند به هم بخورد، و این مسئله ممکن است به مداخله زودهنگام نیاز داشته باشد. ما به ایده‌هایی که ممکن است عجیب به نظر برسند، مانند تخصیص یک «بودجه محاسباتی» برای اینکه هر فرد روی زمین بتواند از هوش مصنوعی به مقدار زیادی استفاده کند، باز هستیم. اما همچنین راه‌های بسیاری را می‌بینیم که در آن کاهش بی‌وقفه هزینه هوش می‌تواند تأثیر مطلوب را داشته باشد.هر کسی در سال 2035 باید بتواند ظرفیت فکری معادل مجموع تمام افراد در سال 2025 را مدیریت کند. همه باید به نبوغ نامحدودی دسترسی داشته باشند که بتوانند آن را به هر شکلی که تصور می‌کنند، هدایت کنند. در حال حاضر، استعدادهای فراوانی وجود دارد که بدون منابع کافی نمی‌توانند خود را به‌طور کامل ابراز کنند، و اگر این وضعیت را تغییر دهیم، نتیجه‌ی خروجی خلاقانه جهان، منافع عظیمی برای همه ما به همراه خواهد داشت.با تشکر ویژه از جاش آچیام، بواز باراک و الکساندر مادری برای بازبینی پیش‌نویس‌های این متن.*با استفاده از اصطلاح AGI در اینجا، هدف ما ارائه توضیح روشن است و قصد نداریم تعاریف یا فرآیندهایی که رابطه ما با مایکروسافت را تعریف می‌کنند، تغییر دهیم یا تفسیر کنیم. ما به‌طور کامل انتظار داریم که برای بلندمدت با مایکروسافت همکاری داشته باشیم. این پاورقی ممکن است بی‌اهمیت به نظر برسد، اما از طرف دیگر می‌دانیم برخی خبرنگاران ممکن است برای جلب توجه، مطالب بی‌اساسی بنویسند، بنابراین اینجا پیشاپیش از این اتفاق جلوگیری کرده‌ایم…منبع مقاله: https://blog.samaltman.com/three-observationsامیدوارم از این نوشته لذت برده باشید و چیز جدیدی یاد گرفته باشید!لطفاً لایک و اشتراک گذاری با دوستان را نیز نظر بگیرید.برای تحلیل های بیشتر اقتصادی من را در اینستاگرام و توییتر PeymanMedia دنبال کنید.</description>
                <category>Peyman Shouryabi // پیمان شوریابی</category>
                <author>Peyman Shouryabi // پیمان شوریابی</author>
                <pubDate>Wed, 19 Feb 2025 11:36:38 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>توصیه های شغلی از سم آلتمن - موسس OpenAi</title>
                <link>https://virgool.io/@peymanmedia/%D8%AA%D9%88%D8%B5%DB%8C%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%D8%BA%D9%84%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%B3%D9%85-%D8%A2%D9%84%D8%AA%D9%85%D9%86-%D9%85%D9%88%D8%B3%D8%B3-openai-mebhhbv0llif</link>
                <description>در اینجا برخی از نکات جالب درباره چگونگی ساختن یک حرفه مؤثر از زبان سم آلتمن آمده است. اینها برخی از لحظات مورد علاقه ما از مصاحبه هستند.سم آلتمنچگونه مهم‌ترین موضوعات را برای کار انتخاب کنیم؟“به دنبال نقطه تلاقی بین چیزهایی که در آن‌ها خوب هستید، چیزهایی که از آن‌ها لذت می‌برید و نحوه‌ای که می‌توانید برای جهان ارزش ایجاد کنید، باشید. به تجربه من، اگر چیزی در این سه حوزه پیدا نکنید، سخت است که واقعاً تأثیرگذار باشید.”چگونه به افراد توصیه می‌کنید که با چه کسانی کار کنند؟“پیدا کردن قبیله خود، یعنی پیدا کردن افرادی که با آن‌ها به‌طور پیوسته در طول حرفه‌تان کار می‌کنید، واقعاً دشوار است. برای هر چیزی که انجام می‌دهید، معمولاً در نقاط مختلف جهان، گروه‌هایی از افراد مشابه وجود دارند که در حوزه‌ای که به آن اهمیت می‌دهید، کارهای عالی انجام می‌دهند و واقعاً ارزش دارد که سعی کنید در نزدیکی آن‌ها باشید.”“هر وقت که به افراد بدون هیچ منافع فوری و بدون هیچ قصدی برای دریافت منفعت کمک کرده‌ام، بارها و بارها در حرفه‌ام، این موضوع واقعاً به من کمک کرده است.”بهترین راه‌ها برای دستیابی به اهداف بزرگ چیست؟“خب، یک نقل قول از چارلی رز در این زمینه وجود دارد که همیشه آن را دوست داشته‌ام و من نیز یک عنصر دیگر به آن اضافه کرده‌ام، اما این نقل قول این است که: ‘روش انجام کارها در جهان ترکیبی از تمرکز و ارتباطات شخصی است.’ و نکته اضافی که بعد از مدتی فکر کردن به آن اضافه می‌کنم این است که عامل سوم، باور به خود است. شما واقعاً باید یک اعتقاد عمیق شخصی داشته باشید که این چیزی که می‌خواهید انجام دهید، که بسیاری از مردم می‌گویند واقعاً احمقانه است، کار خواهد کرد و مهم خواهد بود. اما به نظر من این سه چیز، یعنی تمرکز، ارتباطات شخصی و باور به خود، در تجربه من روش انجام کارها در جهان هستند.”چگونه مهم‌ترین موضوعات را برای کار انتخاب کنیم؟“به دنبال نقطه تلاقی بین چیزهایی که در آن‌ها خوب هستید، چیزهایی که از آن‌ها لذت می‌برید و نحوه‌ای که می‌توانید برای جهان ارزش ایجاد کنید، باشید. به تجربه من، اگر چیزی در این سه حوزه پیدا نکنید، سخت است که واقعاً تأثیرگذار باشید.”چگونه به افراد توصیه می‌کنید که با چه کسانی کار کنند؟“پیدا کردن قبیله خود، یعنی پیدا کردن افرادی که با آن‌ها به‌طور پیوسته در طول حرفه‌تان کار می‌کنید، واقعاً دشوار است. برای هر چیزی که انجام می‌دهید، معمولاً در نقاط مختلف جهان، گروه‌هایی از افراد مشابه وجود دارند که در حوزه‌ای که به آن اهمیت می‌دهید، کارهای عالی انجام می‌دهند و واقعاً ارزش دارد که سعی کنید در نزدیکی آن‌ها باشید.”“هر وقت که به افراد بدون هیچ منافع فوری و بدون هیچ قصدی برای دریافت منفعت کمک کرده‌ام، بارها و بارها در حرفه‌ام، این موضوع واقعاً به من کمک کرده است.”بهترین راه‌ها برای دستیابی به اهداف بزرگ چیست؟“خب، یک نقل قول از چارلی رز در این زمینه وجود دارد که همیشه آن را دوست داشته‌ام و من نیز یک عنصر دیگر به آن اضافه کرده‌ام، اما این نقل قول این است که: ‘روش انجام کارها در جهان ترکیبی از تمرکز و ارتباطات شخصی است.’ و نکته اضافی که بعد از مدتی فکر کردن به آن اضافه می‌کنم این است که عامل سوم، باور به خود است. شما واقعاً باید یک اعتقاد عمیق شخصی داشته باشید که این چیزی که می‌خواهید انجام دهید، که بسیاری از مردم می‌گویند واقعاً احمقانه است، کار خواهد کرد و مهم خواهد بود. اما به نظر من این سه چیز، یعنی تمرکز، ارتباطات شخصی و باور به خود، در تجربه من روش انجام کارها در جهان هستند.”چگونه باید به تعادل کار و زندگی در دهه بیست‌سالگی خود نزدیک شوید؟“من فکر می‌کنم که بهره مرکب یک تمثیل خوب در اینجا است. اگر در ابتدای حرفه‌تان خیلی سخت کار کنید و هر روز، هر هفته و هر سال کمی بهتر شوید، و بیشتر یاد بگیرید و افراد بیشتری را ملاقات کنید و کارهای بیشتری انجام دهید، اثر مرکب ایجاد می‌شود. و بهتر است که این زمان را در ابتدای حرفه‌تان سرمایه‌گذاری کنید تا در انتهای آن.”چگونه تصمیم می‌گیرید که چه زمانی بر روی چیزی به اندازه کافی کار کرده‌اید و وقت آن است که دست بکشید یا وقتی که چهار سال بر روی آن کار کرده‌اید و به نقطه عطف نزدیک هستید؟ چگونه این تمایز را ایجاد می‌کنید؟“یک چارچوبی که برای زمانی که باید دست بکشید و زمانی که باید به کار ادامه دهید دارم این است که این تصمیم باید داخلی باشد، نه خارجی. اگر مردم از آن استفاده نمی‌کنند یا می‌گویند که بد است، این به تنهایی دلیل خوبی برای دست کشیدن نیست. شما باید به این موضوع توجه کنید؛ ممکن است آن‌ها حق داشته باشند. اما من فکر می‌کنم بهترین کارآفرینانی که می‌شناسم، تصمیمات داخلی درباره اینکه چه زمانی دست بکشند یا چه زمانی به کار ادامه دهند، می‌گیرند. این basically زمانی است که ایده‌ها تمام شده و چیزی کار نمی‌کند، در آن زمان وقت خوبی است که متوقف شوید.”افراد باید به چه چیزی برای الهام‌گیری نگاه کنند یا چگونه می‌توانند برای مدت طولانی به دنبال یک ایده باشند؟“من فکر می‌کنم اگر واقعاً به اهمیت کاری که انجام می‌دهید باور نداشته باشید، اگر از کارتان رضایت نداشته باشید، در آن صورت نخواهید توانست تمام مشکلاتی که در یک دوره بسیار طولانی اتفاق می‌افتند را تحمل کنید. بنابراین تنها انگیزه‌ای که من دیده‌ام که برای افراد در طولانی‌مدت کار می‌کند، لذت بردن از کاری است که انجام می‌دهند و یک باور عمیق که این کار اهمیت دارد و ایده‌آل آن است که افراد را که هر روز با آن‌ها کار می‌کنند دوست داشته باشند.”چگونه به ایده ریسک‌پذیری در حرفه‌تان فکر می‌کنید؟“به‌ویژه در اوایل حرفه‌تان، جوان بودن، ناشناخته بودن و فقیر بودن، واقعاً یک هدیه بزرگ است از نظر میزان ریسکی که می‌توانید بپذیرید و من فکر می‌کنم مردم به اندازه کافی از این فرصت استفاده نمی‌کنند. به نظرم ریسک واقعی این است که چیزی را انجام ندهید که بعداً بگذارید برای بقیه زندگی‌تان حسرت آن را بخورید.”“به نظرم نوع نادرست ریسکی که باید پذیرفته نشود، جایی است که افراد واقعاً کارهایی را انجام نمی‌دهند یا به چیزی متعهد نمی‌شوند چون نمی‌خواهند شکست بخورند و ریسک شکست و آسیب به شهرت یا شرمندگی و غیره را بیش از حد ارزیابی می‌کنند. من فکر می‌کنم یکی از نکات مهمی که باید در حرفه‌تان به دنبال آن باشید، این است که یک عمل‌گرا باشید، نه یک سخن‌ران.”چقدر فکر می‌کنید مردم باید نظرات قوی درباره موضوعات داشته باشند در مقابل اینکه چیزی را به وجود آورند، آن را تکرار کنند و بفهمند چه چیزی کار می‌کند و به آن عمل کنند؟“من فکر می‌کنم شما به ترکیبی از این دو نیاز دارید. باید نظر قوی داشته باشید و سپس در جزئیات انعطاف‌پذیر باشید. به نظرم استارتاپ‌هایی که در یازدهمین تغییر خود هستند و کاملاً بی‌ربط‌اند، معمولاً خوب عمل نمی‌کنند، اما من تفاوت زیادی بین پالایش و تغییر می‌گذارم.”“من فکر می‌کنم نظرات قوی درباره آینده واقعاً مهم هستند و یکی از چیزهایی که در میان افراد جالب و موفقی که با آن‌ها وقت می‌گذرانم، متوجه شده‌ام این است که آن‌ها نظرات قوی و محکم درباره آینده دارند. آن‌ها آماده‌اند با داده‌های جدید متقاعد شوند که اشتباه می‌کنند، اما معیار برای این کار نسبتاً بالا است. و ایده اینکه آینده اساساً ناشناخته است، هرگز برای من خوشایند نبوده است.”اگر می‌توانستید یک یا دو نکته به جوانانی که می‌خواهند تأثیر بزرگی بگذارند بدهید، چه می‌گفتید؟“من نمی‌خواهم به مردم یک زمینه خاص برای کار کردن بدهم چون فکر می‌کنم کل ایده این است که مردم باید خودشان بفهمند به چه چیزی اعتقاد دارند و چه چیزی را مهم می‌دانند تا در آینده بر روی آن کار کنند. بنابراین به جای آن، می‌گویم که واقعاً مهم است که به‌دقت فکر کنید که کجا می‌توانید بزرگ‌ترین سهم را که در آن خوب هستید و جهان به آن نیاز دارد و از آن لذت می‌برید، داشته باشید. سپس بروید با افرادی که می‌خواهید کار کنید ملاقات کنید، تا جایی که می‌توانید درباره آن حوزه یاد بگیرید و سپس شجاعت داشته باشید که ریسک کنید و بر روی آن تمرکز کنید و کاری در آن زمینه انجام دهید. و این اشکالی ندارد اگر شکست بخورید. اگر شکست بخورید، در وضعیت چندان متفاوتی نسبت به امروز نخواهید بود و می‌توانید به سراغ چیز بعدی بروید. اما فکر می‌کنم واقعاً مهم است که حاضر باشید ریسک کنید و مقداری از خودتان فدا کنید تا بتوانید به نحوی بر روی جهان تأثیر بگذارید که واقعاً برای شما اهمیت دارد. و به نظرم هر چه زودتر به این کار بپردازید، بهتر خواهید بود.”یادداشت: این قسمت ابتدا در سری “چگونه آینده را بسازیم” منتشر شده است.امیدوارم از این نوشته لذت برده باشید و چیز جدیدی یاد گرفته باشید!لطفاً لایک و اشتراک گذاری با دوستان را نیز نظر بگیرید.برای تحلیل های بیشتر اقتصادی من را در اینستاگرام و توییتر PeymanMedia دنبال کنید.</description>
                <category>Peyman Shouryabi // پیمان شوریابی</category>
                <author>Peyman Shouryabi // پیمان شوریابی</author>
                <pubDate>Wed, 19 Feb 2025 09:49:47 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ورود به عصر هوش مصنوعی</title>
                <link>https://virgool.io/@peymanmedia/%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%D8%B9%D8%B5%D8%B1-%D9%87%D9%88%D8%B4-%D9%85%D8%B5%D9%86%D9%88%D8%B9%DB%8C-xdz8ucociahy</link>
                <description>سم آلتمن، موسس شرکت OpenAi در مقاله ای در سپتامبر 2024 درباره آینده هوش مصنوعی در سایت خودش نوشته ای را منتشر کرد که در ادامه برای شما آورده شده است:Sam Altman  در چند دهه آینده، ما قادر خواهیم بود کارهایی انجام دهیم که برای پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌های ما شبیه به جادو به نظر می‌رسید.این پدیده چیز جدیدی نیست، اما با سرعتی تازه شتاب خواهد گرفت. انسان‌ها به مرور زمان به طور چشمگیری توانمندتر شده‌اند؛ ما اکنون می‌توانیم کارهایی انجام دهیم که پیشینیان ما آن‌ها را غیرممکن تصور می‌کردند.دلیل این توانمندی بیشتر ما، تغییرات ژنتیکی نیست، بلکه به این خاطر است که ما از زیرساخت‌های جامعه‌ای بهره می‌بریم که بسیار هوشمندتر و توانمندتر از هر فردی به تنهایی است؛ به یک معنا، خود جامعه شکلی از هوش پیشرفته است. پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌های ما – و نسل‌هایی که پیش از آن‌ها بودند – کارها و دستاوردهای بزرگی داشتند. آن‌ها به ایجاد چارچوبی برای پیشرفت بشری کمک کردند که ما همگی از آن سود می‌بریم. هوش مصنوعی ابزارهایی در اختیار ما قرار می‌دهد که بتوانیم مسائل پیچیده را حل کنیم و به این چارچوب، بخش‌های جدیدی اضافه کنیم که به تنهایی قادر به کشف آن‌ها نبودیم. داستان پیشرفت ادامه خواهد یافت و فرزندان ما قادر خواهند بود کارهایی انجام دهند که ما نمی‌توانیم.این اتفاق به یک‌باره رخ نخواهد داد، اما به زودی می‌توانیم با هوش مصنوعی همکاری کنیم که به ما کمک می‌کند بسیار بیشتر از آنچه بدون آن ممکن بود، دستاورد داشته باشیم؛ در نهایت، هر یک از ما می‌توانیم یک تیم شخصی از هوش مصنوعی داشته باشیم، متشکل از متخصصان مجازی در زمینه‌های مختلف، که با هم کار می‌کنند تا تقریباً هر چیزی که تصور می‌کنیم خلق شود. فرزندان ما معلمان مجازی خواهند داشت که می‌توانند آموزش‌های شخصی‌سازی‌شده‌ای در هر موضوع، به هر زبانی و با هر سرعتی که نیاز دارند، ارائه دهند. ایده‌های مشابهی برای مراقبت بهتر از سلامت، توانایی خلق هر نوع نرم‌افزاری که کسی بتواند تصور کند، و بسیاری موارد دیگر قابل تصور است.با این توانایی‌های جدید، می‌توانیم به سطحی از رفاه مشترک برسیم که امروز غیرقابل تصور به نظر می‌رسد؛ در آینده، زندگی همه می‌تواند بهتر از بهترین زندگی‌های امروزی باشد. البته رفاه به تنهایی لزوماً مردم را خوشحال نمی‌کند – افراد ثروتمند زیادی وجود دارند که ناراضی هستند – اما به طور معناداری می‌تواند زندگی مردم در سراسر جهان را بهبود بخشد.در اینجا یک نگاه محدود به تاریخ بشر وجود دارد: بعد از هزاران سال اکتشافات علمی و پیشرفت‌های تکنولوژیک انباشته، ما یاد گرفته‌ایم چگونه شن را ذوب کنیم، ناخالصی‌هایی به آن بیفزاییم، آن را با دقتی شگفت‌انگیز در مقیاس بسیار کوچک مرتب کنیم تا به چیپ‌های کامپیوتری برسیم، انرژی را از میان آن‌ها عبور دهیم و سیستم‌هایی بسازیم که قادر به ایجاد هوش مصنوعی‌هایی با توانایی‌های روزافزون هستند.این موضوع ممکن است به مهم‌ترین واقعیت تاریخ بشر تا به امروز تبدیل شود. احتمال دارد که ما تنها چند هزار روز (!) با دستیابی به ابرهوش فاصله داشته باشیم؛ شاید هم مدت بیشتری طول بکشد، اما من مطمئنم که به آن خواهیم رسید.چگونه به آستانه جهش بعدی در رفاه دست یافتیم؟در سه کلمه: یادگیری عمیق جواب داد. deep learning workedدر ۱۵ کلمه: یادگیری عمیق جواب داد، با مقیاس‌پذیری به‌طور پیش‌بینی‌شده بهتر شد، و ما منابع بیشتری به آن اختصاص دادیم.همین است؛ بشریت الگوریتمی را کشف کرد که می‌تواند واقعاً هر توزیع داده‌ای (یا بهتر بگوییم، “قوانین” اساسی که هر توزیع داده‌ای را تولید می‌کنند) را یاد بگیرد. به طرز شگفت‌آوری، هرچه محاسبات و داده‌های بیشتری در دسترس باشد، این الگوریتم بهتر می‌تواند به مردم در حل مسائل دشوار کمک کند. من هرچقدر هم که درباره این موضوع فکر کنم، باز هم نمی‌توانم کاملاً درک کنم که چقدر این موضوع مهم است.ما هنوز جزئیات زیادی داریم که باید کشف کنیم، اما اشتباه است که به چالش‌های خاصی بیش از حد توجه کنیم. یادگیری عمیق جواب داده است و ما مشکلات باقی‌مانده را حل خواهیم کرد. می‌توانیم چیزهای زیادی درباره آنچه ممکن است در آینده رخ دهد بگوییم، اما نکته اصلی این است که هوش مصنوعی با مقیاس‌پذیری بهتر خواهد شد و این به بهبود معنادار زندگی مردم در سراسر جهان منجر خواهد شدمدل‌های هوش مصنوعی به زودی به عنوان دستیاران شخصی خودمختاری عمل خواهند کرد که وظایف خاصی را از طرف ما انجام می‌دهند، مانند هماهنگی مراقبت‌های پزشکی. در آینده‌ای دورتر، سیستم‌های هوش مصنوعی آنقدر پیشرفته خواهند شد که به ما کمک می‌کنند سیستم‌های نسل بعدی بهتری بسازیم و پیشرفت‌های علمی را در تمام زمینه‌ها تسریع کنیم.فناوری ما را از عصر سنگ به عصر کشاورزی و سپس به عصر صنعتی رساند. از اینجا به بعد، مسیر رسیدن به عصر هوشمندی با محاسبات، انرژی و اراده انسانی هموار شده است.اگر بخواهیم هوش مصنوعی را در دسترس بیشترین تعداد ممکن از مردم قرار دهیم، باید هزینه محاسبات را کاهش دهیم و آن را فراوان کنیم (که به انرژی و تراشه‌های فراوان نیاز دارد). اگر زیرساخت کافی ایجاد نکنیم، هوش مصنوعی به منبعی بسیار محدود تبدیل خواهد شد که بر سر آن جنگ‌ها رخ می‌دهد و عمدتاً به ابزاری برای افراد ثروتمند بدل خواهد شد.ما باید عاقلانه، اما با قاطعیت عمل کنیم. طلوع عصر هوشمندی یک تحول بزرگ است که چالش‌های بسیار پیچیده و با ریسک‌های فوق‌العاده بالایی همراه است. این داستان کاملاً مثبت نخواهد بود، اما فرصت‌های پیش رو آنقدر عظیم هستند که وظیفه ماست، هم در برابر خودمان و هم در برابر آینده، که بیاموزیم چگونه با این ریسک‌ها مواجه شویم و آن‌ها را مدیریت کنیم.من معتقدم آینده آن‌قدر روشن خواهد بود که هیچ‌کس نمی‌تواند با نوشتن درباره آن در حال حاضر، حق مطلب را ادا کند؛ یکی از ویژگی‌های اصلی عصر هوشمندی، رفاه گسترده خواهد بود.اگرچه این اتفاق به تدریج رخ خواهد داد، اما دستاوردهای شگفت‌انگیزی – مانند حل بحران اقلیمی، ایجاد مستعمره‌ای در فضا، و کشف کامل فیزیک – در نهایت به اموری عادی تبدیل خواهند شد. با هوشی تقریباً نامحدود و انرژی فراوان – توانایی تولید ایده‌های بزرگ و عملی کردن آن‌ها – ما می‌توانیم کارهای بسیار زیادی انجام دهیم.همان‌طور که در مورد سایر فناوری‌ها دیده‌ایم، این پیشرفت‌ها معایبی نیز خواهند داشت و ما باید از همین حالا شروع به کار کنیم تا مزایای هوش مصنوعی را به حداکثر و آسیب‌های آن را به حداقل برسانیم. به عنوان یک مثال، انتظار داریم که این فناوری در سال‌های آینده تغییرات قابل‌توجهی در بازارهای کار ایجاد کند (چه مثبت و چه منفی)، اما بیشتر مشاغل کندتر از آنچه اکثر مردم تصور می‌کنند تغییر خواهند کرد، و من هیچ نگرانی ندارم که روزی کارها تمام شوند (حتی اگر این کارها امروز به نظر ما شغل‌های “واقعی” نیایند). انسان‌ها به طور ذاتی تمایل به خلق کردن و مفید بودن برای یکدیگر دارند، و هوش مصنوعی به ما این امکان را می‌دهد که توانایی‌های خود را بیش از هر زمان دیگری تقویت کنیم. به عنوان یک جامعه، ما دوباره در جهانی در حال گسترش خواهیم بود و می‌توانیم دوباره بر روی بازی‌های برد-برد تمرکز کنیم.بسیاری از شغل‌هایی که امروز انجام می‌دهیم، از نظر مردم چند صد سال پیش اتلاف وقت به نظر می‌رسیدند، اما هیچ‌کس به گذشته نگاه نمی‌کند و آرزو نمی‌کند که ای کاش یک فانوس‌چی بود. اگر یک فانوس‌چی می‌توانست دنیای امروز را ببیند، تصور می‌کرد که رفاه اطرافش غیرقابل تصور است. و اگر ما بتوانیم صد سال به جلو برویم، رفاه اطراف ما نیز به همان اندازه غیرقابل تصور به نظر خواهد رسید.منبع: https://ia.samaltman.com/امیدوارم از این نوشته لذت برده باشید و چیز جدیدی یاد گرفته باشید!لطفاً لایک و اشتراک گذاری با دوستان را نیز نظر بگیرید.برای تحلیل های بیشتر اقتصادی من را در اینستاگرام و توییتر PeymanMedia دنبال کنید.</description>
                <category>Peyman Shouryabi // پیمان شوریابی</category>
                <author>Peyman Shouryabi // پیمان شوریابی</author>
                <pubDate>Tue, 18 Feb 2025 15:04:50 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مأموریت زندگی چیست؟ کجا تمرکز کنم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@peymanmedia/%D9%85%D8%A3%D9%85%D9%88%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%DA%A9%D8%AC%D8%A7-%D8%AA%D9%85%D8%B1%DA%A9%D8%B2-%DA%A9%D9%86%D9%85-dfca7sp2hgib</link>
                <description>در ادامه یک مقاله کوتاه از پیتر دایاماندیس را میخوانیم:Peter Diamandisدر دنیایی که فرصت‌ها روزبه‌روز بیشتر می‌شوند، چگونه می‌توان تصمیم گرفت که روی چه چیزی تمرکز کنیم؟ به چه چیزی “بله” بگوییم و چه چیزی را نادیده بگیریم؟امروز می‌خواهم دو استراتژی قدرتمند را که شخصاً برای هدایت این پیچیدگی و حفظ تمرکز روی مهم‌ترین چیزها استفاده می‌کنم، با شما به اشتراک بگذارم: یک هدف تحول‌آفرین بزرگMassive Transformative Purpose (MTP) و دیدگاه بلندمدت.هدف تحول‌آفرین بزرگ شما (MTP): فیلتر نهایی برای تصمیم‌گیریاجازه دهید با به اشتراک گذاشتن MTP خودم شروع کنم:  “الهام‌بخشی و هدایت کارآفرینان برای خلق آینده‌ای امیدوارکننده، جذاب و فراوان برای بشریت.”این فقط یک جمله مأموریت شیک نیست. این فیلتر روزانه تصمیم‌گیری من است. MTP من باعث ایجاد XPRIZE، دانشگاه سینگولاریتی، صندوق‌های سرمایه‌گذاری‌ام، شرکت‌هایم و کتاب‌هایم شد. مهم‌تر از همه، این هدف به من کمک می‌کند تا به فرصت‌هایی که با این هدف همسو نیستند، “نه” بگویم.وقتی روی صحنه در حال الهام‌بخشی و هدایت هستم، بهترین نسخه خودم هستم، خوشحال‌ترم و احساس جریان دارم.چگونه این هدف عمل می‌کند؟زمانی که با یک فرصت جدید مواجه می‌شوم، فقط یک سؤال ساده از خودم می‌پرسم:  “آیا این فرصت به من کمک می‌کند تا MTP خود را محقق کنم؟”در آینده نزدیک، درباره چگونگی خلق MTP خودتان بیشتر با شما صحبت خواهم کرد. اما فعلاً بدانید که این هدف حول محور این سؤال‌ها می‌چرخد:می‌خواهید به چه کسانی خدمت کنید؟چه چیزی به شما انرژی می‌دهد؟چه چشم‌اندازی آن‌قدر بزرگ است که شما را برای دهه‌های آینده درگیر کند؟چگونه یک تعهد ۲۵ ساله همه چیز را تغییر دادآیا حاضر هستید ۲۵ سال آینده زندگی خود را به چیزی اختصاص دهید؟به‌طور جدی، این سؤال برای همه سخت است. اختصاص دادن چهار سال یا شاید یک دهه ممکن است به نظر شدنی باشد… اما یک ربع قرن؟ذهنیت عادی شما پاسخ می‌دهد:  “من نمی‌توانم به آینده فکر کنم—الان آن‌قدر گرفتار بقا هستم که فرصتی برای این کار ندارم.”شما امنیت را به جای امکان‌پذیری اولویت می‌دهید.اما با یک ذهنیت فراوانی، شما به دهه‌ها فکر می‌کنید و آینده را “بهتر از هر چیزی که بتوانید تصور کنید” می‌بینید.اجازه دهید یک داستان شخصی در مورد قدرت تفکر بلندمدت با شما به اشتراک بگذارم…آغاز یک تعهد بلندمدتدر سال ۲۰۱۳، در شبکه “Genius Network” جو پولیش بودم و داشتم برای راه‌اندازی Abundance360 آماده می‌شدم. مربی من، دن سالیوان، مرا کنار کشید و یک چالش مطرح کرد:“پیتر، اگر واقعاً می‌خواهی Abundance360 ماندگار باشد، چرا به کارآفرینان نمی‌گویی که این برنامه را برای ۲۵ سال آینده اجرا خواهی کرد؟” این یکی از آن لحظاتی بود که همه‌چیز به‌وضوح در ذهنم جا افتاد.یک تصمیم بزرگمن این تعهد ۲۵ ساله را به‌صورت عمومی اعلام کردم—اینکه Abundance360 را از سال ۲۰۱۳ تا ۲۰۳۸ اجرا خواهم کرد و اعضا را تا زمانی که ری کورزویل از آن به‌عنوان “تکینگی” یاد می‌کند، همراهی خواهم کرد. به این فکر کنید: دنیایی با هوش مصنوعی فراانسانی، رایانش کوانتومی، رابط‌های مغز و کامپیوتر و معکوس کردن روند پیری. جذاب نیست؟تأثیر این تعهداین تعهد بلندمدت، Abundance360 را به یک اصل سازمان‌دهنده مرکزی در زندگی من تبدیل کرد. این برنامه به من کمک می‌کند تا هدف تحول‌آفرین بزرگ (MTP) خود را محقق کنم، زیرا هر سال را صرف آماده‌سازی برای کمک به اعضا در پاسخ به سه سؤال مهم می‌کنم:۱. کدام فناوری‌ها از فریبنده به تحول‌آفرین تبدیل می‌شوند؟۲. این فناوری‌ها چگونه کسب‌وکار شما را متحول خواهند کرد؟۳. هدف تحول‌آفرین بزرگ (MTP) و پروژه جاه‌طلبانه شما چیست؟در ایمیل بعدی، بینش‌هایی از دیگر کارآفرینان، رهبران کسب‌وکار و متفکرانی را با شما به اشتراک خواهم گذاشت که در این دوران پرشتاب مرا راهنمایی کرده‌اند—حکمت‌هایی که به من کمک می‌کنند تمرکزم را حفظ کنم، در حالی که آینده‌ای سرشار از فراوانی را خلق می‌کنیم.به یاد داشته باشید: در دنیایی پر از پیچیدگی و ابهام، شفافیت هدف همراه با تفکر بلندمدت سلاح مخفی شماست.پ.ن:هدف تحول‌آفرین بزرگ شما (MTP) فقط یک جمله نیست—بلکه فیلتری است که به شما کمک می‌کند به “خوب‌ها” نه بگویید، تا بتوانید به “عالی‌ها” بله بگویید. هدف شما چه خواهد بود؟منبع: https://www.diamandis.com/blog/curing-blindness-robotaxis-120-iq-ais-0امیدوارم از این نوشته لذت برده باشید و چیز جدیدی یاد گرفته باشید!لطفاً لایک و اشتراک گذاری با دوستان را نیز نظر بگیرید.برای تحلیل های بیشتر اقتصادی من را در اینستاگرام و توییتر PeymanMedia دنبال کنید.</description>
                <category>Peyman Shouryabi // پیمان شوریابی</category>
                <author>Peyman Shouryabi // پیمان شوریابی</author>
                <pubDate>Tue, 18 Feb 2025 11:56:29 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آینده ایده‌آل خود را با استفاده از پروتکل‌های مبتنی بر علم بسازید</title>
                <link>https://virgool.io/@peymanmedia/%D8%A2%DB%8C%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%A2%D9%84-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%A7-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%AA%DA%A9%D9%84-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%A8%D8%AA%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D8%B9%D9%84%D9%85-%D8%A8%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C%D8%AF-ufnsl2abfgqt</link>
                <description>در ادامه خلاصه یک اپیزود از پادکست Huberman Labنکات کلیدیتصمیم‌گیری با در نظر گرفتن خود آینده و نسل‌های آینده: هر کاری که انجام می‌دهید، آن را با نیت و شناخت این که در حال مدل‌سازی یک شیوه زندگی در جهان هستید که عواقب و پژواک‌هایی فراتر از این لحظه کنونی دارد، انجام دهید. – آری والاکمشکل زمان حال: امروز می‌توانیم به سرعت به خواسته‌های خود برسیم، اما این به قیمت عدم تفکر در مورد بلندمدت است.تفکر درباره بلندمدت: همچنین شامل فکر کردن به مرگ است که فرهنگ غرب به شدت از آن دوری می‌کند.نکته: هر روز ۵ تا ۱۰ دقیقه وقت بگذارید و به ذهنتان اجازه دهید آزادانه پرسه بزند؛ از حالت پاسخ به محرک خارج شوید و درباره چگونگی ارتباط گذشته و حال فکر کنید و بر آینده تسلط پیدا کنید.هدف، ایجاد همدلی بین نسلی است: برای خود، کسانی که پیش از ما آمده‌اند و نسل‌های آینده همدلی و شفقت داشته باشید.ارتباط با احساسات خود: با تمرکز بر حالت احساسی ابتدا، مراحل عملی را به یاد خواهید آورد.نکته: تمرین “روز کامل” مارثا بک را امتحان کنید. Martha Beck, Perfect Day Exerciseمراقبت از نسل‌های آینده: نیاز به حذف بخشی از خودخواهی دارد: ساختن کاتدرالی که شما هرگز نخواهید دید (و احتمالاً اعتبار آن را نیز نخواهید گرفت) اما نسل‌های آینده را در شگفتی خواهد گذاشت.ذهنیت مسیر طولانی: ما به عنوان یک جامعه باید این ذهنیت را بپذیریم:همدلی بین نسلی: همدلی برای خود، گذشته و آینده؛تفکر آینده‌نگر: آینده به عنوان یک فعل، آنچه انجام می‌دهیم؛هدف نهایی: ما برای چه چیزی اینجا هستیم.مقدمهآری والاک (@ariw)، استاد مدعو در دانشکده امور بین‌الملل و عمومی دانشگاه کلمبیا و مجری سریال تلویزیونی جدیدی به نام “تاریخ مختصر آینده” در شبکه PBS است.در این قسمت از پادکست لابراتور هوبرمن، اندرو هوبرمن و آری والاک به بررسی اهمیت یادگیری و تأثیرات آن بر خود و نسل‌های آینده، فناوری و تأثیر آن بر درک زمان، و ابزارهای عملی برای ادغام تفکر کوتاه‌مدت و بلندمدت به منظور ایجاد محیطی مثبت برای خود و جامعه می‌پردازند.Ari Wallachچارچوب‌سازی زمان و درک زمانامروزه ما بر اساس برنامه‌های پاداش با زمان کوتاه عمل می‌کنیم – اگر چیزی بخواهیم، می‌توانیم آن را سریع‌تر از نسل‌های گذشته به دست آوریم.انسان‌ها در سفر در زمان مهارت دارند: ما می‌توانیم به آینده فکر کنیم و آنچه را که می‌خواهیم با در نظر گرفتن گذشته پیش‌بینی کنیم تا سناریوهایی را ایجاد کنیم.حال گرایی (Presentism): مشکل این است که امروز می‌توانیم به سرعت به خواسته‌های خود برسیم، اما این به قیمت عدم تفکر در مورد بلندمدت است.افق ما تنگ‌تر شده است، اما ما در حال حاضر در حالت پاسخ به محرک قفل شده‌ایم.نکته: هر روز ۵ تا ۱۰ دقیقه وقت بگذارید و از حالت پاسخ به محرک خارج شوید و درباره چگونگی پیوند حال و گذشته فکر کنید.همدلی برای خود و دیگرانشما باید به مدیریت روزمره بپردازید؛ غرق شدن در تفکر درباره آینده می‌تواند اضطراب ایجاد کند.همدلی بین نسلی: برای خود، کسانی که پیش از شما آمده‌اند و نسل‌های آینده همدلی و شفقت داشته باشید.همدلی برای خود به معنای این است که شما می‌دانید بهترین تلاش خود را با آنچه که دارید انجام می‌دهید؛ آسان است که خود را سرزنش کنید، اما شناختن این که دیروز چه کسی بودید ممکن است با آنچه امروز هستید متفاوت باشد.هدف: امروز در حال حاضر باشید بدون اینکه به معیارهای خارجی پاسخ دهید.همدلی برای دیگران: با دیگران ارتباط برقرار کنید و احساسات آن‌ها را بدون اینکه حالت وجودی آن‌ها را به خود بگیرید، احساس کنید.چگونه؟ حاضر باشید، فشارها و احساسات شخصی خود را کنار بگذارید تا به مسائل موجود رسیدگی کنید.همدلی برای نسل‌های آینده و احساسات“در کل، این بهترین زمان برای زندگی است.” – آری والاکمشکل این است که ما در یک نقطه عطف قرار داریم که سطحی از اضطراب را به صورت فردی و اجتماعی ایجاد می‌کند: ما با اطلاعاتی بمباران می‌شویم که عمدتاً دارای تعصب منفی هستند.ما باید به عنوان یک جامعه با این واقعیت روبرو شویم که بخش‌هایی از ما دارای میراثی به طول صدها هزار سال هستند.برای اینکه به اجداد مورد نیاز آینده تبدیل شویم، باید راهی پیدا کنیم تا احساسات خود را تجسم کرده و به آن‌ها متصل شویم تا اقداماتی را آغاز کنیم؛ ما فقط نمی‌خواهیم به نسل‌های آینده فکر کنیم، بلکه می‌خواهیم به حالت احساسی خود متصل شویم.با تمرکز بر حالت احساسی ابتدا، مراحل عملی را به یاد خواهید آورد.“احساسات برای کمک به ما در اتخاذ تصمیمات بهتر برای آینده وجود دارند.” – آری والاکاحساسات به طور جسمی به شما می‌گویند که در آینده باید چه مسیری را انتخاب کنید.“احساسات ساعت یا تقویم را نمی‌شناسند.” – اندرو هوبردترتیب عملیات: احساسات، مراحل عملی که از احساسات ناشی می‌شوند، حالت آینده.نکته: تمرین “روز کامل” مارثا بک را از قسمت قبلی لابراتور هوبرمن امتحان کنید.تمرین روز کامل از Martha BeckMartha Beckتمرین روز کامل: نشسته و به این فکر کنید که یک روز کامل چگونه به نظر می‌رسد، بدون هیچ محدودیتی یا مرزی در مورد اجزای آن—شما متوجه خواهید شد که گاهی اوقات این رویا به حقیقت می‌پیوندد!مراحل انجام تمرین روز کامل (با آرامش و بدون عجله، ممکن است یک ساعت طول بکشد):تخیلات را ببینید: به جای اینکه چیزها را اختراع کنید، آن‌ها را در حال وقوع ببینید – با تخیل خود به جلو بروید.زمان مناسب: این کار را زمانی که خوب استراحت کرده‌اید انجام دهید و از تجسم‌های زیر پیروی کنید.قبل از بیدار شدن: این تمرین را قبل از باز کردن چشمانتان در صبح امتحان کنید و ابتدا به صداهایی که در اطراف شماست گوش دهید تا همه چیز را بشنوید.بو کردن هوا: چه بویی را حس می‌کنید؟نشستن و نگاه کردن: نشسته و به اطراف اتاق نگاه کنید، شروع به مشاهده آنچه در اطراف شماست کنید.خروج از تخت: از تخت بیرون بیایید و به بیرون از پنجره نگاه کنید، چه چیزی آنجا است؟ به یاد داشته باشید، شما می‌توانید در هر جایی که می‌خواهید باشید و با هر کسی که می‌خواهید.باز کردن کمد: کمد خود را باز کنید و به لباس‌هایی که می‌توانید انتخاب کنید نگاه کنید.تمرین ۳ N:Notice (توجه): آنچه را که در میدان تخیل شماست، مشاهده کنید اما سعی نکنید بر روی آن تمرکز کنید؛Narrow (تنگ کردن): آنچه ممکن است باشد را محدود کنید؛Name (نام‌گذاری): اگر چیزی به ذهنتان آمد، آن را نام‌گذاری کنید.رفتن به صبحانه: چه کسی آنجا است؟ شما کجا هستید؟بدون محدودیت تصور کنید: به آنچه قابل مدیریت یا ممکن است فکر نکنید – فقط بدون محدودیت تصور کنید.ادامه دهید: بعد از آن چه می‌کنید؟ و غیره – به تصور هر عنصر از روز ادامه دهید.چرا این کار می‌کند؟ بخشی از آن توجه هدایت‌شده است و بخشی دیگر شانس.آینده و میراثمراقبت از نسل‌های آینده نیازمند “تفکر کاتدرالیCathedral Thinking” است؛ انجام کارهایی که میوه‌های آن را نخواهید دید یا از آن بهره‌مند نخواهید شد (برای مثال، ساختن یک کلیسا یا کاشتن یک درخت).وقتی نسل‌های آینده به گذشته نگاه می‌کنند، ما می‌خواهیم آن‌ها احساس شگفتی کنند.چگونه؟ نیاز به اعتبار و شناسایی را رها کنید؛ بیشتر افراد در درازمدت با کشف خود مرتبط نخواهند بود (اگرچه در کوتاه‌مدت این ارتباط وجود خواهد داشت).ما آموزش دیده‌ایم که بر روی موارد کوتاه‌مدت کار کنیم که در آن‌ها اعتبار، جوایز و غیره را دریافت می‌کنیم.میراث: اگر می‌خواهید بر آینده تأثیر بگذارید، در پایان روز، این اصل “میمون می‌بیند، میمون انجام می‌دهد” است – مدل‌سازی رفتارها تأثیر بیشتری بر آینده دارد نسبت به زمانی که درباره میراث فکر می‌کنیم و خودخواهی ما دخیل است.رفتار خوب، رفتار خوب را به وجود می‌آورد.رسانه‌های اجتماعی و کپسول زمانحتی پست‌هایی که در رسانه‌های اجتماعی به وضعیت ویروسی می‌رسند، نیمه‌عمر کوتاهی دارند.در رسانه‌های اجتماعی، ما سعی می‌کنیم به جهان بگوییم که چه کسی هستیم و چه چیزی را نمایندگی می‌کنیم.“تمام داستان‌سرایی‌ها راهی برای انتقال فرهنگی ایده‌ها و روش‌های بودن است تا بتوانیم به عنوان یک گونه پیشرفت کنیم و به جلو حرکت کنیم.” – آری والاکنسل ما اگر نتواند داستان‌ها را در رسانه‌های اجتماعی قرار دهد، کجا می‌تواند آن‌ها را بگذارد؟سوال اساسی زمان ما: هدف گونه ما از بودن در زمین چیست؟به طور تاریخی، این سوال توسط دین پاسخ داده می‌شد.“علم داستان‌هایی که دین درباره هدف ما می‌گفت را نابود کرد.” – آری والاکمحدودیت: علم به ما می‌گوید چگونه به این نقطه رسیده‌ایم، اما نمی‌تواند به ما بگوید که به کجا باید برویم.مسیر طولانی و هدف زندگیارکان ذهنیت مسیر طولانی:همدلی بین نسلی: همدلی برای خود، گذشته و آینده.تفکر آینده‌نگر: آینده به عنوان یک فعل، آنچه انجام می‌دهیم.هدف نهایی: ما برای چه چیزی اینجا هستیم.الهام‌بخشی برای تصمیم‌گیری بهتر: وقتی جهان ترسناک به نظر می‌رسد، از خود بپرسید آیا چیزی که باعث استرس شما می‌شود به نسل‌های آینده خدمت خواهد کرد.مهم‌ترین واحد زمان از تولد تا مرگ ما است، اما این هدف گونه/تمدن ما را از دست می‌دهد.بدون دین (همانطور که به طور تاریخی بوده)، ما به دنبال معیارهایی هستیم تا بفهمیم چگونه عمل می‌کنیم.وقتی استرس داریم، تجربه ما از افق زمانی تنگ‌تر می‌شود.کپسول‌های زمانی فعلی از تجربه انسانی: آموزه‌های دینی (مثلاً انجیل)، ادبیات، موسیقی، شعر، هنرهای تجسمی.ایده برای کپسول زمانی فردی: قاب‌های عکس در اطراف خانه.یک قاب عکس با نسل(های) گذشته، نسل(های) کنونی و یک قاب خالی به عنوان یادآوری برای نسل آینده نگه دارید.از خود بپرسید، “آیا من یک نیاکان خوب هستم؟”در یک مطالعه، افرادی که نسخه‌ای از خود پیر شده خود را دیدند، بیشتر برای حساب بازنشستگی آینده پول کنار گذاشتند نسبت به کسانی که این کار را نکردند.ما از نسل‌های آینده و خود آینده‌مان جدا هستیم.نکته: از یک برنامه یا اینترنت استفاده کنید و تصویری از خود آینده‌تان چاپ کنید.مرگبه نظر می‌رسد افراد به طور شهودی حس می‌کنند که چقدر عمر خواهند کرد.برای اینکه واقعاً به آینده دور فکر و احساس کنید، باید زمانی را برای تفکر درباره مرگ خود اختصاص دهید.ما تنها گونه‌ای هستیم که می‌دانیم خواهیم مرد، و این واقعیتی است که ما را وحشت‌زده می‌کند – ما هر کاری می‌کنیم تا از یادآوری‌های مرگ و فناپذیری خود دوری کنیم.در فرهنگ غربی، ما هر کاری می‌کنیم تا مرگ را به تعویق بیندازیم زیرا می‌خواهیم کمیت بیشتری داشته باشیم، اما همیشه به کیفیت فکر نمی‌کنیم.فرهنگ‌های دیگر عضویت در یک سلسله بزرگتر از نیاکان را درونی می‌کنند که به پذیرش مرگ کمک می‌کند.نکته: یک نامه به خود آینده‌تان بنویسید: هر چیزی که می‌خواهید در یک گفتگوی خصوصی ۱:۱ با خودتان بنویسید؛ به آنچه می‌خواهید در ۵ تا ۱۰ سال آینده به دست آورید فکر کنید.تغییر زمانی رخ می‌دهد که نامه را می‌نویسید، نه زمانی که ۵ یا ۱۰ سال بعد به آن نگاه می‌کنید.ما باید به عنوان یک جامعه تصمیم بگیریم که چه چیزی می‌خواهیم به دست آوریم و چگونه می‌خواهیم اثر خود را برای نسل‌های آینده به جا بگذاریم.نکته #۲: زندگی‌نامه‌ها را بخوانید.نهادهای سنتی و آگاهی آیندهدر حال حاضر، شکافی در چیزهایی که قبلاً ما را متصل می‌کردند، مانند گردهمایی‌های جمعی برای تعطیلات و واحد خانواده، وجود دارد.دین به عنوان راه‌حل ارائه می‌شود، نه مشکل.ما به طور انتقادی بسیاری از کارهایی که انجام می‌دهیم را بررسی نمی‌کنیم.بسیاری از کتاب‌ها و برنامه‌های تلویزیونی فعلی بر دیستوپیا و آینده دیستوپیایی تمرکز دارند؛ ما باید به سمت “پروتوپیا” حرکت کنیم و تصور کنیم که چیزها چقدر می‌توانند شگفت‌انگیز باشند.میزان تلاشی که مایل به انجام آن هستیم به پاداشی که فکر می‌کنیم دریافت خواهیم کرد بستگی دارد.هدف: به جای اینکه فقط به خودتان فکر کنید، به این فکر کنید که چگونه می‌توانیم جامعه و گونه خود را برای نسل‌های آینده بهینه کنیم.به نقش خود فکر کنید و شروع به اقدام کنید – این کار شروع به پژواک می‌کند.داستان‌هایی که به ارث برده‌اید چیست؟ چه چیزهایی به شما خدمت می‌کنند و چه چیزهایی را باید کنار بگذارید؟ یک داستان جدید برای خودتان بسازید.در زندگی خود حس امید و مسئولیت‌پذیری را تقویت کنید.امیدوارم از این نوشته لذت برده باشید و چیز جدیدی یاد گرفته باشید!لطفاً لایک و اشتراک گذاری با دوستان را نیز نظر بگیرید.برای تحلیل های بیشتر اقتصادی من را در اینستاگرام و توییتر PeymanMedia دنبال کنید.ArticlesThe somatic marker hypothesis and the possible functions of the prefrontal cortex (Philosophical Transactions of the Royal Society B)Alleviating Social Pain: A Double-Blind, Randomized, Placebo-Controlled Trial of Forgiveness and Acetaminophen (Annals of Behavioral Medicine)Saving for the future self: Neural measures of future self-continuity predict temporal discounting (Social Cognitive and Affective Neuroscience)BooksHomo ProspectusA Fighter’s Heart: One Man’s Journey Through the World of FightingSteve JobsThe Denial of DeathOther ResourcesThe elephant and the rider (Jonathan Haidt on the Tom Woods podcast)Steve Jobs, 2005 Stanford commencement addressRandy Pausch, Last LectureBrené Brown,The power of vulnerabilityEpisode 3, Once Upon a Time (A Brief History of the Future)Asatoma sadgamayaYour Life in WeeksAlua Arthur (death doula, TED talk)Death Meditation (Alua Arthur)AI Age FilterAgingBoothFuture SelfRefaceLongpath’s Dear FutureMe!Ryan Holiday, Is dropping out of college throwing your life away? (Big Think)Kevin Kelly, Stop chasing utopia. Create “protopia” instead. (Big Think)Huberman Lab Episodes MentionedDr. Jonathan Haidt: How Smartphones &amp;amp;amp; Social Media Impact Mental Health &amp;amp;amp; the Realistic Solutions (Podcast Notes here!)Dr. James Hollis: How to Find Your True Purpose &amp;amp;amp; Create Your Best Life (Podcast Notes here!)Dr. Paul Conti: Therapy, Treating Trauma &amp;amp;amp; Other Life Challenges (Podcast Notes here!)How to Improve Oral Health &amp;amp;amp; Its Critical Role in Brain &amp;amp;amp; Body Health (Podcast Notes here!)Dr. Wendy Suzuki: Boost Attention &amp;amp;amp; Memory with Science-Based Tools (Podcast Notes here!)People MentionedMartin E.P. Seligman: Professor of Psychology, University of PennsylvaniaYaacov Trope: Professor of Psychology, New York UniversityMartha Beck: author, life coach, sociologistHal Herschfield: Professor of Marketing and Behavioral Decision Making, University of California Los AngelesSusan Blackmore: Psychologist, Visiting Professor, University of Plymouth</description>
                <category>Peyman Shouryabi // پیمان شوریابی</category>
                <author>Peyman Shouryabi // پیمان شوریابی</author>
                <pubDate>Mon, 04 Nov 2024 12:58:43 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>“پرداخت مستقیم: دستیار مالی هوشمندی که زندگی را آسان‌تر می‌کند”</title>
                <link>https://virgool.io/@peymanmedia/%D9%BE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%AE%D8%AA-%D9%85%D8%B3%D8%AA%D9%82%DB%8C%D9%85-%D8%AF%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D8%A7%D9%84%DB%8C-%D9%87%D9%88%D8%B4%D9%85%D9%86%D8%AF%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%B1%D8%A7-%D8%A2%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D8%AF-iwko78hhbhp6</link>
                <description>“پرداخت مستقیم: دستیار مالی هوشمندی که زندگی را آسان‌تر می‌کند”#پرداخت_مستقیم_پیمانتصور کنید یک روز صبح از خواب بیدار می‌شوید و متوجه می‌شوید که قسط وام‌تان را فراموش کرده‌اید. آن احساس وحشت و اضطراب را به خاطر می‌آورید؟ یا آن زمانی که در صف طولانی بانک ایستاده‌اید تا قبض‌های عقب افتاده را پرداخت کنید؟ خب، خبر خوب این است که این تجربیات ناخوشایند می‌توانند به خاطرات گذشته تبدیل شوند.بیایید پرداخت مستقیم را به عنوان یک شخص تصور کنیم. او مثل یک دستیار مالی هوشمند و قابل اعتماد است که همیشه به یاد شماست. تصور کنید دوستی دارید که هرگز فراموش نمی‌کند قبض‌ها و اقساط شما را به موقع پرداخت کند. او همیشه آماده است، 24 ساعت شبانه‌روز و 7 روز هفته، بدون نیاز به تعطیلی یا استراحت.حالا تصور کنید دنیایی که در آن تمام پرداخت‌های شما با یک کلیک ساده انجام می‌شود. بدون نیاز به وارد کردن اطلاعات کارت بانکی، بدون نگرانی از فراموش کردن رمز، و بدون اتلاف وقت در صف‌های طولانی. این دنیای سریع و ساده، همان چیزی است که پرداخت مستقیم پیمان برای ما به ارمغان آورده است.با پرداخت مستقیم پیمان، شما می‌توانید:زمان و انرژی خود را صرف کارهای مهم‌تر کنید.از استرس و نگرانی فراموش کردن پرداخت‌ها رها شوید.با اطمینان خاطر به برنامه‌ریزی مالی خود بپردازید.از مزایای یک سیستم پرداخت امن و قابل اعتماد بهره‌مند شوید.پرداخت مستقیم پیمان، با بیش از یک میلیون کاربر راضی، ثابت کرده است که می‌تواند زندگی مالی ما را متحول کند. این سیستم هوشمند، مانند یک دوست قابل اعتماد، همیشه مراقب است که پرداخت‌های شما به موقع و بدون دردسر انجام شود.پس چرا همین امروز این دستیار مالی هوشمند را به زندگی خود دعوت نکنیم؟ با پرداخت مستقیم پیمان، می‌توانید با خیال راحت به زندگی خود ادامه دهید و مطمئن باشید که امور مالی‌تان در دستان امنی قرار دارد.یادتان باشد، زندگی کوتاه‌تر از آن است که نگران پرداخت قبض‌ها باشیم. بیایید این نگرانی را به پیمان بسپاریم و از زندگی‌مان لذت ببریم!</description>
                <category>Peyman Shouryabi // پیمان شوریابی</category>
                <author>Peyman Shouryabi // پیمان شوریابی</author>
                <pubDate>Mon, 04 Nov 2024 11:50:55 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>باورهای جامعه فراوانی -Abundance360- پیتر دیاماندیس</title>
                <link>https://virgool.io/@peymanmedia/%D8%A8%D8%A7%D9%88%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9%D9%87-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-abundance360-%D9%BE%DB%8C%D8%AA%D8%B1-%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%B3-tmqb6h3zxn6g</link>
                <description>موسسه Abundance360 یک شرکت مشاوره است که توسط پیتر دیاماندیس تأسیس شده است. این شرکت به عنوان یک جامعه انحصاری از کارآفرینان، مدیران ارشد و فعالان صنعتی شناخته می‌شود که با هدف ایجاد آینده‌ای پرفراز و نشیب و ارتقاء فناوری‌های نوین به هم متصل شده‌اند. Abundance360 از رویکردی منحصر به فرد به نام “فرصت‌های فراوانی” استفاده می‌کند که به ایجاد فرصت‌های جدید و بهبود عملکرد شرکت‌ها می‌پردازد. این شرکت از طریق جلسات ماهانه، رویدادها و منابع آموزشی متنوع، اعضای خود را در جهت دستیابی به رشد و موفقیت حرفه‌ای یاری می‌رساند.با توجه به رویکرد نوآورانه و جامعه‌محور خود، Abundance360 به عنوان یک پلتفرم برتر برای ایجاد شبکه‌های ارتباطی قوی، به اشتراک گذاری دانش و تجارب، و ارتقاء فرصت‌های تجاری شناخته می‌شود. این شرکت به منظور تسهیل تبادل ایده‌ها، همکاری‌های استراتژیک و توسعه فرصت‌های جدید، اعضای خود را به یک محیط پویا و پرانرژی متصل می‌کند. از طریق ارائه محتواهای آموزشی، تجربیات عملی و ارتباطات مستقیم با رهبران صنعت، Abundance360 به ارتقاء توانمندی‌های افراد و سازمان‌ها برای دستیابی به موفقیت‌های بیشتر کمک می‌کند.پیتر دیاماندیسدر اینجا 10 باور اصلی جامعه فراوانی برای شما ذکر شده است:Our 10 Core Beliefs1) We believe that an entrepreneur’s mindset is their greatest asset.2) We believe that your Massive Transformative Purpose (MTP) can transform an industry and solve a Grand Challenge.3) We believe every entrepreneur should have a Moonshot they are passionate about implementing, enabled by their MTP.4) We believe in the power of entrepreneurs to solve the world&#x27;s biggest problems.5) We believe it is possible to create wealth while at the same time uplifting humanity.6) We believe that, by the end of this decade (2030), we will be extending the healthy human lifespan by decades.7) We believe that every organization and entrepreneur must be fully immersed in AI (as soon as possible) to survive and thrive in the decade ahead.8) We believe that this is the most extraordinary time in human history to be alive.9) We believe that “the day before something is a breakthrough, it’s a crazy idea” – so embracing crazy ideas is critical to innovation.10) We believe that exponential technologies create abundance.10 باور اصلی ما1) ما معتقدیم که طرز فکر یک کارآفرین بزرگترین دارایی آنهاست.2) ما معتقدیم که هدف تحول عظیم شما (MTP) می تواند یک صنعت را متحول کند و یک چالش بزرگ را حل کند.3) ما معتقدیم که هر کارآفرینی باید یک Moonshot داشته باشد که به اجرای آن علاقه دارد، که توسط MTP خود فعال می شود.4) ما به قدرت کارآفرینان برای حل بزرگترین مشکلات جهان اعتقاد داریم.5) ما معتقدیم که می‌توان ثروت خلق کرد و در عین حال بشریت را ارتقا داد.6) ما معتقدیم که تا پایان این دهه (2030) طول عمر انسان سالم را چندین دهه افزایش خواهیم داد.7) ما بر این باوریم که هر سازمان و کارآفرینی باید به طور کامل در هوش مصنوعی (در اسرع وقت) غوطه ور شود تا در دهه پیش رو زنده بماند و پیشرفت کند.8) ما معتقدیم که این خارق العاده ترین زمان در تاریخ بشر برای زنده بودن است.9) ما معتقدیم که &quot;روز قبل از اینکه چیزی پیشرفت کند، یک ایده دیوانه کننده است&quot; - بنابراین پذیرش ایده های دیوانه کننده برای نوآوری بسیار مهم است.10) ما معتقدیم که فناوری های نمایی، فراوانی ایجاد می کنند.پیتر دیاماندیس یک کارآفرین، نویسنده و فیلسوف آینده‌پژوه اهل آمریکا است که با الهام از ایده‌های نوآورانه، بهبود فناوری و تحولات اجتماعی، به معروفیت جهانی رسیده است. او بنیانگذار شرکت Abundance360 و سازمان XPRIZE است که هدف اصلی آنها ترویج پیشرفت‌های علمی و تکنولوژیک برای حل مسائل جهانی است. دیاماندیس به عنوان یک متخصص در زمینه فناوری، نوآوری و تأثیرات آن بر زندگی انسان‌ها شناخته می‌شود و به منظور ایجاد آینده‌ای روشن و پرامید، به فعالیت‌های گسترده‌ای در حوزه‌های تحقیق و توسعه می‌پردازد.با تأکید بر مفهوم “فرصت‌های فراوانی”، پیتر دیاماندیس به عنوان یک پیشرو در حوزه فناوری و نوآوری شناخته می‌شود که با توانایی خلاقیت بی‌پایان و انگیزه برای تحول، به ایجاد تغییرات مثبت در جوامع و سازمان‌ها کمک کرده است. او از طریق کتب، سخنرانی‌ها و فعالیت‌های آموزشی خود، به اشتراک گذاری دیدگاه‌های خود درباره آینده و امکانات بی‌پایان فناوری با جامعه جهانی پرداخته و به عنوان یک رهنمود برای افرادی که به دنبال تحول و رشد هستند، شناخته می‌شود.</description>
                <category>Peyman Shouryabi // پیمان شوریابی</category>
                <author>Peyman Shouryabi // پیمان شوریابی</author>
                <pubDate>Sat, 31 Aug 2024 14:33:52 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تونی رابینز | قدرت سؤالات: پرسش های درست، پاسخ اند</title>
                <link>https://virgool.io/@peymanmedia/%D8%AA%D9%88%D9%86%DB%8C-%D8%B1%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D9%86%D8%B2-%D9%82%D8%AF%D8%B1%D8%AA-%D8%B3%D8%A4%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D8%B3%D8%A4%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D9%BE%D8%A7%D8%B3%D8%AE-%D8%A7%D9%86%D8%AF-m3z7nvv6ttk5</link>
                <description>&quot;سؤال اصلی و مهمی که در کسب و کار، رابطه و سلامت خود می پرسی، نتایج شما را بسیار بیشتر از هر هدفی تعیین می کند.&quot; - تونی رابینزآنتونی رابینزمغز انسان هر روز هزاران سوال می پرسد. این همه ناخودآگاه انجام می شود. بسیاری از ما حتی نمی دانیم که این کار را انجام می دهیم.اگر آن را در نظر بگیرید، همه فکر کردن این است: سوال پرسیدن.اگر به شما بگویم کیفیت زندگی شما با کیفیت سوالاتی که روزانه از خود می‌پرسید تعیین می‌شود چه؟ممکن است فکر کنید که اغراق آمیز به نظر می رسد. اما اجازه بدهید توضیح دهم.اگر می خواهید وزن کم کنید و از خود می پرسید: &quot;چرا من هرگز نمی توانم وزن کم کنم؟&quot; مغز شما تمام دلایلی را که چرا نمی توانید ارائه می کند. مغز شما با پاسخ هایی مانند «تنبل هستی»، «ژنتیک بدی داری»، «نمی توانی هوس هایت را کنترل کنی» و دیگر پاسخ های غیرمفید خواهد داد.اما اگر این سوال را بپرسید &quot;چگونه می توانم وزن کم کنم و از آن لذت ببرم؟&quot; مغز شما شروع به یافتن راه هایی می کند که بتوانید به اهداف خود برسید.می بینید که سؤالات می توانند پاسخ های ما را مستعد کنند. آنها می توانند ما را در مسیر درست یا غلط راهنمایی کنند. آنها می توانند امکانات ما را محدود یا گسترش دهند. آنها می توانند شادی یا درد ایجاد کنند.سوالات قدرت دارند.همه ما می دانیم که احساس گیر افتادن، این باور که اوضاع بهتر نمی شود، یا اینکه زندگی طبق خواسته ما پیش نمی رود، چه احساسی دارد. سوالات می توانند طرز فکر شما را تغییر دهند. سوالات می توانند زندگی شما را تغییر دهند. و اگر مایلید مسئولیت تجربه خود را در زندگی به عهده بگیرید، سؤالات درست می تواند به آزادی درونی منجر شود. اگر تمایلی به زندگی مطابق با شرایط خود و انجام اقدامات لازم برای رسیدن به آن را نداشتید، برای خواندن این مطلب اینجا نبودید.و من اینجا هستم تا در این راه به شما کمک کنم.سوالات اصلیمن به شما نگاهی دزدکی به منحصر به فردترین رویداد خود، دیدار با سرنوشت خواهم داشت. در آنجا ما در مورد چیزی که من آن را سوال اصلی شما می نامم صحبت می کنیم. همه یکی دارند. این سوالی است که بیشتر از همه در زندگی از خود می پرسید.اکثر مردم حتی متوجه نمی شوند که این کار را انجام می دهند، اما هر روز در پس زمینه اجرا می شود.برای برخی افراد، این است:چرا من همیشه قاطی می کنم؟مشکل من چیست؟برای خودم این بود:چگونه می توانم آن را بهتر کنم؟برای همسرم این بود:&quot;خوبی در این کجاست؟&quot;آیا می توانید تفاوت بین اولی و دومی را احساس کنید؟ آیا می توانید تفاوت در کیفیت احساسات ایجاد شده در هر سوال را ببینید؟سوال اصلی من چه چیز خوبی دارد؟من همیشه به دنبال پیشرفت هستم. اما این چه چیزی را پیش‌فرض می‌گیرد؟ این چیزی به اندازه کافی خوب نیست در طول سال ها، من این را اصلاح کرده ام و اکنون به سادگی این است: چگونه می توانم کمک کنم؟ چگونه می توانم حتی بیشتر خدمت کنم؟ سوال اولیه ای که در کسب و کار، رابطه و سلامت خود می پرسید، نتایج شما را بسیار بیشتر از هر هدفی تعیین می کند.و میزان شادی یا رنج شما را در زندگی تعیین خواهد کرد.در گذشته تمرکز من این بود که چیزها را اصلاح کنم و همیشه آنها را بهتر کنم. من هنوز هر روز این کار را انجام می دهم، اما تمرکز جدیدی برای خدمت دارم.سوال اصلی جدید من مستعد این است که من در حال حاضر تأثیرگذار هستم و می توانم تأثیر خود را حتی بیشتر معنادار کنم.لحظه ای به این فکر کنید که سوال اصلی شما چیست... آن را بنویسید.آیا می توانید آن را به گونه ای تنظیم کنید که توانمندتر باشد؟شاید به یک سوال اصلی جدید نیاز داشته باشید. دوست دارید سوال جدیدتان در زندگی چه باشد؟به یاد داشته باشید، دوست من، سؤالات، پاسخ هستند.اکنون که به سؤال اصلی خود فکر کرده اید، می خواهم ابزاری را به شما پیشنهاد کنم که هر روز از آن استفاده می کنم. این یک تمرین ساده است که از دوست عزیزم بایرون کتی یاد گرفتم که می توانید دفعه بعد که چالش دارید از آن استفاده کنید. من از این سوالات با مدیران در تمام مشاغلم و هنگام کار با افراد در رویدادهایم استفاده می کنم.4 سوال و یک چرخشیک باور محدود کننده در مورد شغل، تجارت، سلامت یا رابطه خود انتخاب کنید. چیزی که اغلب فکر می کنید.من یک مثال از مشتری اخیری که با او کار کردم ارائه خواهم کرد. اعتقاد آنها این بود: &quot;من هرگز راهی برای رشد کسب و کارم پیدا نخواهم کرد.&quot;برای شما ممکن است:من هرگز با فرزندانم رابطه ای خوب نخواهم داشت.من هرگز به توانایی خودم اطمینان نخواهم داشت.من هرگز شرکای مناسب برای ایده کسب و کار خود را شناسایی نخواهم کرد. سوال 1 و 2 : الگو را بشکنیدحالا با پرسیدن این سوالات شروع کنید...آیا این درست است؟ آیا واقعاً درست است؟ آیا می توانید کاملاً بدانید که این حقیقت دارد؟ آیا این می تواند یک تفسیر نادرست یا یک تصور اشتباه باشد؟ آیا تمام اطلاعات ممکن لازم برای دانستن اینکه دقیقاً به چه معناست را دارید؟لحظه ای که می بینید یک باور محدود کننده همیشه درست نیست، شروع به شکستن الگو می کنید.سوال 3: اهرموقتی آن فکر را باور می‌کنید چه واکنشی نشان می‌دهید - چه اتفاقی می‌افتد؟ وقتی این فکر را باور می کنید چه احساسی دارید، چه چیزی را تجربه می کنید، چه چیزی می شوید؟تغییر هرگز به توانایی نیست. موضوع انگیزه است هرگز «می‌توانی» نیست، «می‌خواهی» است. سوال بعدی اهرمی را برای شما ایجاد می کند که می توانید الگو را شکست دهید به شما دلیلی برای تغییر می دهد.سوال 4: باور محدود کننده را نابود کنیدبدون تفکرات قبلی؛ چه کسی بودید؟اگر این فکر وجود نداشت، اگر هرگز این فکر را نداشتید، چه احساسی داشتید، چگونه رفتار می‌کردید، چگونه زندگی را تجربه می‌کردید، بدون آن چگونه بودید؟چرخشاینجاست که شما برعکس فکر را می گویید. به جای اینکه «رشد کسب و کارم غیرممکن است» بگویید، «رشد کسب و کارم کاملاً ممکن است».یا با بچه هایم رابطه ای خوب دارم...یا به توانایی های خودم اعتماد دارم...یا شرکای مناسب برای ایده تجاری را شناسایی می کنم...شما به آن می گویید. باور محدود کننده هر چه باشد، برعکس آن را بگویید.حالا در آخر، حداقل 3 دلیل برای دستیابی به هدف خود بیاورید. هنگامی که این کار را انجام دادید، یک باور جدید ایجاد کرده اید. هر چه دلایل بیشتری بیاورید، باور شما قوی تر خواهد بود.این امر به ویژه زمانی قوی است که شما این کار را به عنوان یک تیم در محل کار؛ حول یک باور محدودکننده که ممکن است پروژه یا تجارت شما را آزار دهد، انجام دهید. هر زمان که باور محدود کننده ای دارید، این را اعمال کنید و می توانید در یک لحظه آن را تغییر دهید.سوال های درست جواب می دهند.اینجا برای پرسیدن سوالات بهتر است! سوالات اولیه جدید و قدیمی خود را در نظرات به اشتراک بگذارید.منبع: تونی رابینز</description>
                <category>Peyman Shouryabi // پیمان شوریابی</category>
                <author>Peyman Shouryabi // پیمان شوریابی</author>
                <pubDate>Wed, 24 Jul 2024 17:24:09 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>لری ویلیامز - معامله گر افسانه ای</title>
                <link>https://virgool.io/@peymanmedia/%D9%84%D8%B1%DB%8C-%D9%88%DB%8C%D9%84%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%B2-%D9%85%D8%B9%D8%A7%D9%85%D9%84%D9%87-%DA%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%81%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A7%DB%8C-ve50ktcl8toj</link>
                <description>لری ویلیامز، او یک معامله گر نوسان گیر است که در یک سال 10/000 دلار به 1/100/000 دلار تبدیل کرد.در اینجا داستان لری و عملکرد استراتژی شناخته شده او و استفاده بالقوه آن در ارزهای دیجیتال آورده شده است:1. بازدهی واقعیداستان های زیادی از دستاوردهای بزرگ وجود دارد. بازدهی لری کاملا واقعی و حسابرسی شده است.افزایش سرمایه وی در سال 1987 - ٪11376 درصد بوده است.2. لری ویلیامز کیست؟لری ویلیامز یک معامله گر مشهور آمریکایی است که به دلیل مشارکت قابل توجه خود در زمینه معاملات سیستماتیک شناخته شده است.او فعالیت کاری خود را در دهه 1960 و با سهام شروع کرد و بعداً به معامله کامودیتی ها رفت. مانند بسیاری از معامله گران، او با مبارزات و شکست های اولیه از جمله ضرر و زیان و دوره های دشواری مالی روبرو شد.پیشرفت او در دهه 1970 اتفاق افتاد، زمانی که او به موفقیت چشمگیری در بازارهای کامودیتی، به ویژه در معاملات قراردادهای آتی دست یافت.3. رویکرد معاملاتی ویلری به عنوان یکی از پیشگامان اولیه رویکرد سیستماتیک در ترید شناخته می شود.او بسیاری از استراتژی های خود را در کتاب رازهای بلند مدت برای معاملات کوتاه مدت در سال 1999 منتشر کرد.بیایید نگاهی به استراتژی معروف لری، &quot;شکست نوسان&quot; بیاندازیم:این استراتژی مبتنی بر این ایده است که روندها تمایل به تداوم دارند. به عبارت دیگر، آنچه بالا می رود اغلب به بالا رفتن ادامه می دهد. زیبایی این استراتژی در سادگی آن است:پیاده سازی استراتژی:محاسبه محدوده: تفاوت بین قیمت های روزانه بالا و پایین است. (Range = High - Low).قیمت ورود: قیمت ورودی روز بعد را تعیین کنید:= قیمت بسته شدن روز قبل + ضریب (K) برابر دامنهضریب K نیاز به بهینه سازی برای هر ابزار مورد معامله دارد. در اینجا 0.8 را برای سادگی امتحان کنیم.سیگنال ورودی: اگر قیمت روز جاری از &quot;قیمت ورود&quot; فراتر رفت، یک پوزیشن باز کنید.سیگنال خروج: یک روز در پوزیشن بمانید و در انتهای روز بعد ، تمام موقعیت های خود را به قیمت نزدیک بسته شدن بازار بفروشید.نتایج استراتژی هنگام معامله بر روی پر معامله ترین ارزهای دیجیتال چیست؟برای استراتژی 25 ساله جالب هست.ROR: 88% p.a.Drawdown: 26%Sharpe ratio: 1.68لری خود گفته است که می توان از نقاط ورودی مختلف استفاده کرد.همچنین می توانید برای مدت طولانی تری در پوزیشن باز باشید.این نمونه ای از اجرای یک رویکرد پیشرفته تر برای شکست نوسانات است که ما از آن استفاده می کنیم.شکست نوسانات؛ یک رویکرد واقعا قوی برای توسعه است!5. محیطی که لری در آن رکورد زدهیچ استراتژی معاملاتی جادویی وجود ندارد. نتیجه کلی به پتانسیل دارایی بستگی دارد که با آن معامله می کنید.شکست نوسان در بازار فارکس کار نمی کند و پول خود را از دست خواهید داد.در نوع ساده آن نیز، در بازار سهام ضرر خواهید کرد.در مورد کامودیتی ها کار می کند و می توانید کسب درآمد کنید.در کریپتو بیشترین سود را خواهید داشت.چرا؟6. نوسانات و ناکارآمدیدر دهه های 80 و 90، زمانی که لری عملکرد درخشان خود را انجام داد، بازارها به طور قابل توجهی کارایی کمتری داشتند. کسب درآمد با رویکرد سیستماتیک آسانتر بود.البته در آن زمان بازار کامودیتی ها نیز ریسک های بسیار بیشتری داشت. بازده و ریسک دو روی یک سکه اند.کریپتو در حال حاضر رفتاری مشابه با کامودیتی در زمان حال یا سهام تکنولوژی در هنگام حباب فناوری دارد. بسیار نوسان پذیر و ناکارآمد است.نوسانات کریپتو را با S&amp;P 500  مقایسه کنید:مانند کامودیتی ها و سهام، کریپتو برای همیشه به این میزان ناکارآمد باقی نخواهد ماند. نوسانات کاهش خواهد یافت، ناکارآمدی ها از بین خواهند رفت.فرصت را غنیمت بشمارید.امیدوارم از این نوشته لذت برده باشید و چیز جدیدی یاد گرفته باشید!لطفاً لایک و اشتراک گذاری با دوستان را نیز نظر بگیرید.برای تحلیل های بیشتر اقتصادی من را در اینستاگرام و توییتر PeymanMedia دنبال کنید.منبع: Pavel | Robuxio @PKycek</description>
                <category>Peyman Shouryabi // پیمان شوریابی</category>
                <author>Peyman Shouryabi // پیمان شوریابی</author>
                <pubDate>Thu, 04 Apr 2024 23:42:52 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا شرکت ها باید سریعتر بورسی شوند؟</title>
                <link>https://virgool.io/@peymanmedia/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%B4%D8%B1%DA%A9%D8%AA-%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%B3%D8%B1%DB%8C%D8%B9%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%D9%88%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D9%86%D8%AF-kwvdchoshwtk</link>
                <description>بورسی شدن برای یک شرکت که الزامات لازم برای انجام این کار را دارند، مزیت‌های متعددی دارد؛ مزیت‌هایی که در نهایت منجر به افزایش شفافیت، کارایی و همچنین بهبود عملکرد جاری شرکت و افزایش ثروت مالکان آن خواهد شد. پذیرش شركت‌های جدید در بورس مزایای متعددی هم برای شركت‌های پذیرفته‌ شده دارد که در اینجا چند مورد را ارایه میکنم:مزایای بورسی شدن۱- تامین مالی به واسطه شراکت سهامدارانیکی از مهمترین دلایل ورود شرکت ها به بورس، استفاده از روش های نوین منابع مالی از طریق انتشار سهام و یا اوراق بدهی است. شرکت ها به صورت سنتی برای گسترش فعالیت های خود به منابع مالی بانک‌ها اتکا دارند که  با اخذ وام، نقش تامین مالی شرکت ها را به عهده می‌گیرند. اما برای مبالغ بزرگ نیز اخذ وام نیز مشکلات خاص خود را دارد و از دسترس شرکت ها دور شده است.شرکت های پذیرفته شده در بورس با افزایش سرمایه و یا انتشار اوراق بدهی می توانند تامین مالی در ارقام بزرگ را برای پروژه های توسعه ای شرکت انجام دهند. در مورد افزایش سرمایه، شرکت نه‌تنها اقساطی را پرداخت نمی‌‏کند، بلکه شرکایی به نام سهامداران جدید دارد که در سود و زیان با آن سهیم می‌‏شوند که منجر به کاهش ریسک خواهد شد.۲- استفاده از معافیت‌های مالیاتی مالیات شرکت‌های غیر بورسی بر مبنای ۲۵ درصد محاسبه می‌شود، اما شرکت‌هایی که در بورس و فرابورس پذیرفته می‌شوند، به ترتیب ۱۰ درصد و ۵ درصد از تخفیف مالیاتی تشویقی برخوردار شده و مالیات آن‌ها از ۲۵ درصد به ۲۲.۵ درصد و ۲۳.۷۵ درصد کاهش پیدا خواهد کرد.البته یک نکته را فراموش نکنید که مشکلات شرکت شما با اداره مالیات و دیگر سازمان ها نیز به شدت کاهش خواهد یافت زیرا مالیات صورت های مالی حسابرسی شده شما توسط حسابرس معتمد بورس انجام خواهد شد.۳- برخورداری از تسهیلات ویژه بانکیدسترسی به تسهیلات ویژه بانکی از دیگر دلایل ورود شرکت ها به بورس است. شرکت‌ها با عضویت در بورس و به موجب رونق اقتصادی کشور و اعتباری که از این طریق به دست می‌آورند، می‌توانند از تسهیلات بانکی بیشتری نسبت به شرکت‌های غیر بورسی استفاده کنند.از طرفی سهامدار عمده(مالک شرکت) می تواند با ارایه سهام شرکت بورسی خود به عنوان وثیقه، اقدام به اخذ تسهیلات بانکی برای کارهای شخصی خود ( به طور مثال سرمایه گذاری در املاک شخصی یا تاسیس شرکت جدید) اقدام کند.۴- افزایش اعتماد عمومی نسبت به شرکتکسب اعتبار یکی از مهمترین دلایل بورسی شدن شرکت ها است. آن‌ها با اعتبار به دست آمده از طریق بورس می توانند با سهولت بیشتری نیروی کار با کیفیت را جذب کنند و قراردادهای بزرگ با شرکت های بین المللی و دولت امضا کرده و کار خود را توسعه دهند.۵- کسب اعتبار در بازار داخلی و خارجیگذراندن شرایط اولیه پذیرش در بازار بورس یا فرابورس و الزام به رعایت قوانین آن، دو دلیل عمده ای هستند که باعث ایجاد اعتبار برای شرکت می‌شوند. به موجب این قوانین، شرکت های بورسی باید عملکرد خود را در قالب صورت های مالی به صورت شفاف به عموم سهامداران در سامانه کدال ارائه دهند. به همین دلیل سرمایه گذاران و دیگر ذی نفعان می‌توانند عملکرد شرکت و مدیران را بررسی کنند. این اعتبار می‌تواند جنبه داخلی و یا بین المللی داشته باشد و برای شرکت هایی که به دنبال گسترش فعالیت خود در سطح کشور و همچنین جهانی هستند، مناسب هست.۶- محاسبه ارزش شرکتیکی دیگر از دلایل ورود شرکت ها به بورس، استفاده از مزایای حضور در یک بازار با محوریت عرضه و تقاضا است. به عبارت دیگر در بازار بورس، ارزش سهام شرکت ها با توجه به عملکردشان (افزایش تولید، افزایش صادرات، افزایش فروش و...) و صنعتی که در آن هستند، تعیین می‌شود. سرمایه گذاران هم با توجه به این عملکرد در خرید و فروش سهام شرکت می کنند. در نتیجه، تمام سهامداران حقیقی و حقوقی  ارزش روز دارایی خود را می دانند.به عبارتی شما به عنوان سهامدار عمده شرکت می توانید در زمانی که ارزش شرکت از ارزش ذاتی آن بیشتر شد اقدام به فروش بخشی از سهام خود در بورس کنید و در زمانی که قیمت سهام به زیر ارزش ذاتی آن قرار می گیرد اقدام به خرید دوباره سهام از بازار کنید.۷- نقدشوندگی بالانقدشوندگی بالا یا سرعت بالای تبدیل سهام به پول، یکی دیگر از دلایل ورود شرکت ها به بورس است. به هنگام پذیرفته شدن شرکت های سهامی عام در بورس، آن‌ها بخشی از سهام خود را برای خرید در اختیار عموم مردم قرار می‌دهند که به آن سهام شناور گفته می‌شود. اگر یکی از سهامداران حقوقی(مالک) به دلیل نیاز به منابع مالی بخواهد به سرعت بخشی از سهام خود (حتی یک درصد و کمتر) را به فروش برساند، می تواند از طریق بازار بورس اقدام کرده و به سرعت این کار را انجام دهد حال آن که چنین امکانی برای سهامدار یک شرکت غیر بورسی وجود ندارد. در یک شرکت غیر بورسی اگر سایر سهامداران مایل به خرید سهام شما نباشند، نمی‌توانید به راحتی سهام خود را بفروشید.۸- سهولت در تغییر ترکیب سهامدارانیکی دیگر از دلایل ورود شرکت ها به بورس، تغییر ترکیب سهامداران است. در شرکت های غیر بورسی برای انتقال سهام و تغییر در ترکیب سهامداران باید مراحل قانونی مختلفی انجام شود اما در بازار بورس و شرکت های بورسی، فرآیند انتقال مالکیت سهام به آسانی صورت می‌گیرد.۹- افزایش شهرت شرکتبا ورود شرکت ها به بورس، شهرت آن‌ها و محصولاتشان در بین مردم بیشتر می شود. شرکت های ناشناخته هم با این کار شناخته شده و همین موضوع به فروش محصولات آن‌ها کمک می کند.۱۰- عدم الزام برای بازپرداخت نقدینگیهمان طور که گفتیم، شرکت های بورسی با انتشار سهام، نقدینگی لازم برای تامین مالی پروژه ها و فعالیت های خود را به دست می آورند اما الزامی به بازپرداخت سرمایه سهامداران ندارند. سهامداران هم می توانند با استفاده از مزایای سرمایه گذاری که شامل افزایش قیمت بازار سهم، دریافت سود نقدی، سهام جایزه و سایر موارد می‌شود، کسب سود کنند. در واقع سهامداران به عنوان شرکای شرکت تنها در سودآوری آن سهیم خواهند شد.اگر صاحب شرکت هستید: به طور خلاصه با عرضه شرکت خود در بورس، اول از همه ارزش دارایی ها و بیزینس، به روز می شود که بیشتر از ارزش فعلی  آن خواهد بود + هر زمان خواستید می توانید بخشی از ان را بفروشید و نیازی به فروش کل شرکت نیست(حتی 1٪ و کمتر) + می توانید با وثیقه گذاشتن سهام شرکت برای خودتان تامین مالی کنید و به طور مثال برای خودتان ساختمان سازی کنید + با شفافیت بیشتر به دلیل حسابرسی معتمد بورس، دیگر مشکلات شما با اداره مالیات کم خواهد شد + اگر روزی یکی از شرکا درخواست فروش سهامش در شرکت را داشت، برای یک شرکت بورسی راحت تر و در زمان کوتاه تری خریداران بیشتری از جمله صندوق های سرمایه گذاری وجود دارند و می توانید از کسب و کار خارج شوید و مدریت و کنترل آن را واگذار کنید.البتهعرضه شرکت در بورس چالش ها و فرصت های خود را دارد. برای مشاوره عرضه و پذیرش شرکت خود اگر فروش شرک شما بیش از 100 میلیارد تومان در سال است می توانید با من در تلگرام (@PeymanMediaa) و ایمیل  (peyman_shouryabi@yahoo.com) در تماس باشید.برای تحلیل های بیشتر اقتصادی من را در اینستاگرام و توییتر PeymanMedia دنبال کنید.</description>
                <category>Peyman Shouryabi // پیمان شوریابی</category>
                <author>Peyman Shouryabi // پیمان شوریابی</author>
                <pubDate>Sun, 31 Mar 2024 18:14:47 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خلاصه آخرین دیدگاه بیل آکمن نسبت به اقتصاد جهانی</title>
                <link>https://virgool.io/@peymanmedia/%D8%AE%D9%84%D8%A7%D8%B5%D9%87-%D8%A2%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%A8%DB%8C%D9%84-%D8%A2%DA%A9%D9%85%D9%86-%D9%86%D8%B3%D8%A8%D8%AA-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-jcichpgtbzzg</link>
                <description>بیل اکمناین نوشته ترجمه توییت وی در تاریخ 22 سپتامبر 2023 نسبت به اقتصاد آمریکا و دنیاست:من معتقدم که نرخ های اوراق بدهی بلندمدت، به عنوان مثال، نرخ های 30 ساله، از اینجا بیشتر افزایش خواهند یافت(در نتیجه قیمت اوراق ریزش بیشتری دارند). به این ترتیب، ما از طریق مالکیت سواپشن، اوراق قرضه کوتاه مدت را شورت کرده ایم و از ریزش قیمت سود می بریم.جهان از نظر ساختاری مکانی متفاوت از آنچه بود است. سود صلح پایدار، دیگر وجود ندارد. اثرات کاهش تورم طولانی مدت برون سپاری تولید به چین دیگر وجود ندارد. قدرت چانه زنی کارگران و اتحادیه ها همچنان در حال افزایش است. اعتصابات فراوان است، و احتمال بیشتری وجود دارد که اعتصابات موفقیت آمیز، منجر به افزایش قابل توجه دستمزدها شود.قیمت انرژی به سرعت در حال افزایش است. پر نکردن مجدد Strategic Petroleum Reserve (SPR) ذخایر استراتژیک نفت، یک اشتباه بزرگ و خطرناک بود. دارایی های استراتژیک ما هرگز نباید برای دستیابی به اهداف سیاسی کوتاه مدت استفاده شود. اکنون ما باید SPR را دوباره پر کنیم در حالی که اوپک و روسیه تولید خود را کاهش می دهند.انتقال انرژی سبز بسیار گران است و گران خواهد ماند. افزایش قیمت بنزین باعث افزایش انتظارات تورمی خواهد شد. فقط از یک فرد متوسط آمریکایی بپرسید. آنها قیمت ها را در پمپ بنزین و خواربارفروشی می بینند و باور ندارند که تورم تعدیل شود.بدهی ملی آمریکا 33 تریلیون دلار است و به سرعت در حال افزایش است. هیچ نشانه ای از انضباط مالی توسط هیچ یک از طرفین یا نامزدهای احتمالی ریاست جمهوری وجود ندارد. و هر سقف بدهی فرصتی است برای دولت و افراطی‌ترین بازیگران آن تا توجه رسانه‌ها را جلب کنند و ملت ما را تهدید به نکول کند. این راه خوبی برای جذب بسیاری از خریداران جدید که برای اوراق قرضه خود نیاز داریم نیست.دولت هر هفته صدها میلیارد، اسکناس و اوراق قرضه می فروشد. چین و سایر کشورهای خارجی که از لحاظ تاریخی خریداران عمده بدهی ما هستند، اکنون در حال فروش اوراق هستند. و سیاست QT به سختی آغاز شده است. تصور کنید تلاش می‌کنید یک IPO عظیم انجام دهید که در آن پذیره‌نویس، مدیران شرکت و فروشندگان کوتاه‌مدت همگی در حال فروش هستند و در حال رقابت برای رسیدن به هر پیشنهادی در مسیر کاهش هستند در حالی که تحلیلگران رتبه‌بندی خود را به «فروش» کاهش می‌دهند.اقتصاد ما بهتر از انتظارات است. مخارج عمده زیرساختی به رشد اقتصادی و تامین بدهی اضافی کمک می کند. پیش‌بینی‌های رکود اقتصادی پس از سال 2024 به تعویق افتاد. نرخ تورم بلندمدت هر چند بار که رئیس پاول آن را به عنوان هدف خود تکرار می کند، به 2 درصد باز نمی گردد. پس از بحران مالی 2008 در جهانی بسیار متفاوت از دنیایی که اکنون در آن زندگی می کنیم، اما نرخ کماکان همان 2% تعیین شده است.دیشب با مدیر عامل یکی از بزرگ‌ترین مدیران دارایی‌های ثابت جهان برخورد کردم و از او پرسیدم اوضاع چطور است. به نظر می رسید روز سختی را پشت سر گذاشته است. او با گفتن این جمله به من سلام کرد: &quot;اوراق قرضه خیلی زیادی در حال انتشار است - یک سونامی واقعی از انتشار جدید اوراق در هر هفته.&quot; از او پرسیدم که قرار است در این مورد چه کار کند؟ او گفت: &quot;تنها کاری که می توانید انجام دهید این است که کنار بروید.&quot; من از اینکه نرخ های بلندمدت چقدر پایین هستند شگفت زده شده ام. فکر می‌کنم بهترین توضیح این است که سرمایه‌گذاران اوراق قرضه ۴ درصد را به‌عنوان یک نرخ بهره بالا در نظر می‌گیرند، زیرا نرخ‌ها برای نزدیک به ۱۵ سال از ۴ درصد فراتر نرفته بودند. وقتی سرمایه‌گذاران «فرصت» را برای قفل کردن 4 درصد به مدت 30 سال دیدند، آن را به عنوان یک «فرصت شغلی یک بار در شغل خود» مورد استفاده قرار دادند، اما دنیای امروز با دنیایی که تاکنون تجربه کرده‌ایم، بسیار متفاوت است.نرخ تورم بلندمدت به اضافه نرخ بهره واقعی به اضافه پریمیوم نشان می دهد که 5.5 درصد بازدهی مناسبی برای اوراق خزانه داری 30 ساله است. سوال مهم این است که آیا 0.5٪ یک نرخ واقعی بلندمدت کافی در دنیای پرخطر  امروز است یا خیر؟ و از نظر فنی می تواند باعث افزایش بازده، به ویژه در کوتاه مدت شود. خیلی وقت پیش نبود که نسل قبلی فکر می کرد پنج درصد نرخ بهره پایینی برای تعهد بلندمدت با نرخ ثابت است. اما ممکن است اشتباه کرده باشم. هوش مصنوعی ممکن است ما را نجات دهد.متن اصلی:I believe that long-term rates, e.g, 30-year rates, will rise further from here. As such, we remain short bonds through the ownership of swaptions. The world is a structurally different place than it was. The peace dividend is no more. The long-term deflationary effects of outsourcing production to China are no more. Workers and unions’ bargaining power continues to rise. Strikes abound, with more likely to come as successful walkouts achieve substantial wage gains. Energy prices are rising rapidly. Not refilling the SPR was a misguided and dangerous mistake. Our strategic assets should never be used to achieve short-term political objectives. Now we must refill the SPR while OPEC and Russia cut production. The green energy transition is and will remain incalculably expensive. And higher gas prices will raise inflationary expectations. Just ask your average American. They see the prices at the pump and in the grocery store and don’t believe inflation is moderating.Our national debt is $33 trillion and rising rapidly. There is no sign of fiscal discipline by either party or by the presumptive presidential nominees. And each debt ceiling is an opportunity for our divided government and its most extreme actors to get media attention, and for our nation to threaten default. This is not a good way to recruit the many new buyers we need for our bonds. The government is selling hundreds of billions of bills, notes and bonds weekly. China and other foreign nations, historically major buyers of our debt, are now selling. And the QT unwind experiment has barely begun. Imagine trying to do a massive IPO where the underwriter, insiders and short sellers are all selling at once, competing to hit every bid on the way down while the analysts downgrade their ratings to ‘Sell.’Our economy is outperforming expectations. Major infrastructure spending is beginning to contribute to economic growth and the supply of additional debt. Recession predictions have been pushed out beyond 2024. The long-term inflation rate is not going back to 2% no matter how many times Chairman Powell reiterates it as his target. It was arbitrarily set at 2% after the financial crisis in a world very different from the one we live in now. I bumped into the CIO of one of the world’s largest fixed income asset managers the other night and asked him how it was going. He looked like he had had a tough day. He greeted me by saying: ‘There are just too many bonds’ — a veritable tsunami of new issuance each week. I asked him what he was going to do about it. He said: ‘The only thing you can do is step away.’I have been surprised at how low long-term rates are. I think the best explanation is that bond investors thought of 4% as a high rate of interest because rates hadn’t breached 4% for nearly 15 years. When investors saw the ‘opportunity’ to lock in 4% for 30 years, they grabbed it as a ‘once-in-their-career opportunity,’ but today’s world is very different from the one they have experienced up until now. The long-term inflation rate plus the real rate of interest plus term premium suggests that 5.5% is an appropriate yield for 30-year Treasurys. And query whether 0.5% is a sufficient real long term rate in an increasingly risky world.  And the technicals could cause yields to go even higher, particularly in the short term. We saw the beginnings of that today. It wasn’t that long ago that a previous generation thought five percent was a low rate of interest for a long-term, fixed-rate obligation. But I could be wrong. AI might save us.امیدوارم از این نوشته لذت برده باشید و چیز جدیدی یاد گرفته باشید!لطفاً لایک اشتراک گذاری با دوستان را نیز نظر بگیرید.برای تحلیل های بیشتر اقتصادی من را در اینستاگرام و توییتر PeymanMedia دنبال کنید.</description>
                <category>Peyman Shouryabi // پیمان شوریابی</category>
                <author>Peyman Shouryabi // پیمان شوریابی</author>
                <pubDate>Sat, 23 Sep 2023 12:00:03 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>راهنمای استفاده از ChatGPT</title>
                <link>https://virgool.io/@peymanmedia/%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B2-chatgpt-lsygwpvabw05</link>
                <description>22 روش مهم برای بهینه سازی پاسخ های هوش مصنوعیاز این فرمان ها برای تعریف ورودی خود استفاده کنید تا خروجی مورد نظر را از chatgpt به دست آورید.هدیه من به شما: ارایه مثال واضح برای هر مورد...1. لحنلحن مورد نظر خود را مشخص کنید.مثال: رسمی، عادی، آموزنده، متقاعد کننده و...مثال: &quot;مفهوم تغییر اقلیم را با لحنی متقاعدکننده و رسمی توضیح دهید.&quot; 2. قالب بندیساختار مورد نظر خود را مشخص کنید.گزینه ها: انشا، نکات کوتاه، طرح کلی، گفتگو و...مثال: &quot;نمای کلی از دوره رنسانس در قالب نکات کوتاه ارائه کنید.&quot; 3. مانند .... عمل کنیک نقش یا دیدگاه را نشان دهید.به عنوان مثال: متخصص، منتقد، مشتاق و ...مثال: &quot;بررسی جدیدترین مدل آیفون را از دیدگاه یک منتقد فناوری بنویسید.&quot; 4. هدفهدف نوشته شما چیست؟اهداف می توانند عبارتند از: اطلاع رسانی، متقاعد کردن، سرگرم کردن و...مثال: &quot;خوانندگان را با داستانی تخیلی در یونان باستان سرگرم کنید.&quot; 5. زمینهاطلاعات زمینه ای به دقت نوشته کمک می کند.داده ها یا زمینه ی مربوطه را درج کنید.مثال: &quot;با توجه به اینکه دمای کره زمین از زمان انقلاب صنعتی 1.2 درجه سانتیگراد افزایش یافته است، در مورد اثرات گرمایش جهانی بر روی یخ های قطبی بحث کنید.&quot; 6. دامنه و وسعتوسعت موضوع را روشن کنید.محدوده بحث چقدر است؟مثال: «روی پیامدهای اقتصادی برگزیت، به استثنای جنبه‌های سیاسی یا فرهنگی، تمرکز کنید». 7. کلمات کلیدیکلمات یا عبارات ضروریاین موارد محتوا را شکل می دهند.مثال: &quot;یک مرور مختصر از فتوسنتز بنویسید و مطمئن شوید که کلمات کلیدی را درج کرده اید: کلروفیل، نور خورشید و گلوکز.&quot; 8. محدودیت هامحدودیت ها را تنظیم کنید.مثال تعداد کلمات یا کاراکترها.مثال: &quot;خلاصه ای از جنگ جهانی دوم را در کمتر از 300 کلمه ارائه دهید.&quot; 9. مثال هاراهنمایی chatgpt بسیار کلیدی است.سبک یا محتوای مورد نظر خود را نشان دهید.مثال: &quot;فیزیک کوانتومی را با عبارات غیرمستقیم توضیح دهید، با ارائه مثال های دنیای واقعی.&quot; 10. ددلاینزمان اهمیت دارد.می توانید زمان نیاز به پاسخ را مشخص کنید.مثال: &quot;من تا فردا عصر به یک تحلیل جامع از روند بازار در بخش خودروهای الکتریکی نیاز دارم.&quot; 11. مخاطبمحتوای سفارشی برنده است.خواننده یا شنونده هدف شما کیست؟مثال: &quot;جزئیات فرآیند فتوسنتز متناسب با مخاطبان کلاس پنجم.&quot; 12. زباناگر با فرمان شما متفاوت است، آن را مشخص کنید.از وضوح در پاسخ زبان مورد نظر اطمینان حاصل کنید.مثال: &quot;جشن دیوالی را به زبان فرانسوی توصیف کنید.&quot; 13. نقل قول هامنابع می خواهید؟درخواست پشتیبانی برای اطلاعات تقویتی کنید.مثال: &quot;درباره مزایای سلامتی رژیم غذایی گیاهی با استناد به مطالعات مربوطه بحث کنید.&quot; 14. زاویه دیدگاه/نظردیدگاه های متنوع متن شما را غنی می کند.زوایای یا نظرات متعدد را تشویق کنید.مثال: &quot;مزایا و معایب کار از راه دور را از منظر کارفرما و کارمند بررسی کنید.&quot; 15. استدلال های متضادبه مخالفان هم خطاب کنید.نقاط متضاد بالقوه را در نظر بگیرید و به آنها پاسخ دهید.مثال: &quot;به نفع انرژی های تجدیدپذیر استدلال کنید. استدلال های مخالف بالقوه طرفداران سوخت فسیلی را هم بررسی کنید .&quot; 16. اصطلاحاتزبان هر صنعت مهم است.عباراتی را برای استفاده بیشتر یا دوری از آنها مشخص کنید.مثال: &quot;فرآیند رایانش ابری را توضیح دهید، مطمئن شوید که از عباراتی مانند &quot;virtualization&quot;، &quot;IaaS&quot; و &quot;PaaS&quot; به درستی استفاده می کنید.&quot; 17. مشابه / تشبیهاتشفاف سازی کلیدی است.برای مفاهیم مثال یا قیاس بخواهید.مثال: &quot;مفهوم سیاهچاله ها را با استفاده از قیاس های ساده روشن کنید.&quot; 18. نقل قولنظرات کارشناسان؛ نوشته را تقویت می کند.نقل قول های مرتبط یا اظهارات متخصص را بخواهید.مثال: &quot;اهمیت استقامت را با استفاده از نقل قول هایی از شخصیت های مشهور؛ برجسته کنید .&quot; 19. آمارداده ها به عمق نوشته می افزایند.ادعاهای خود را با اعداد پشتیبانی کنید.مثال: &quot;رشد صنعت تجارت الکترونیک را به تفصیل شرح دهید، موارد مطرح شده را با آمارهای اخیر پشتیبانی کنید.&quot; 20. عناصر بصریموارد بصری می توانند باعث بهبودی شوند.نمودارها یا تصاویر را در نظر بگیرید.مثال: &quot;تغییرات جمعیتی در مناطق شهری در دهه گذشته را توصیف کنید و نمودارهای مربوطه را درج کنید.&quot; 21. دعوت به اقدامخب بعدش چی؟با یک دستورالعمل یا مراحل روشن؛ متن را به پایان برسانید.مثال: &quot;یک نوشته قانع کننده در مورد اهمیت بازیافت بنویسید که با یک فراخوان روشن برای اقدام برای خوانندگان به پایان برسد.&quot; 22. حساسیتبا دقت قدم برداریدموضوعات حساس را مشخص کنید تا با احتیاط به آنها بپردازید.مثال: &quot;درباره تاثیر جنگ بر جمعیت غیرنظامی بحث کنید، مطمئن شوید که با حساسیت به موضوع نگاه می کنید و از جزئیات گرافیکی اجتناب می کنید.&quot; امیدوارم از این نوشته لذت برده باشید و چیز جدیدی یاد گرفته باشید!لطفاً لایک اشتراک گذاری با دوستان را نیز نظر بگیرید.برای تحلیل های بیشتر اقتصادی من را در اینستاگرام و توییتر PeymanMedia دنبال کنید.</description>
                <category>Peyman Shouryabi // پیمان شوریابی</category>
                <author>Peyman Shouryabi // پیمان شوریابی</author>
                <pubDate>Tue, 12 Sep 2023 18:30:59 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نحوه انتخاب و غربال سهام بنیادی</title>
                <link>https://virgool.io/@peymanmedia/%D9%86%D8%AD%D9%88%D9%87-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8-%D9%88-%D8%BA%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D9%84-%D8%B3%D9%87%D8%A7%D9%85-%D8%A8%D9%86%DB%8C%D8%A7%D8%AF%DB%8C-latnmkjvx7zu</link>
                <description>همه می خواهند صاحب بهترین شرکت های دنیا باشند.اما چگونه می توانید آنها را پیدا کنید؟در این مقاله به شما نشان خواهم داد که چگونه می توانید سهام باکیفیت را خودتان بررسی کنید.میزان بازدهی ۳ شرکت در طول ۲۰ سالیکی از سرمایه گذاران بزرگ؛ این چارچوب زیبا را برای یافتن سهام با کیفیت ایجاد کرد:Revenue growth &gt; 5%Earnings growth &gt; 7%FCF / earnings &gt; 80%ROIC &gt; 15%Net debt / FCFF &lt; 5Debt/equity &lt; 80%وقتی این معیارها را بررسی می کنید، شرکت هایی مانند Mastercard، Visa، Alphabet، Monster Beverage، Microsoft و Apple را می یابید.اینها شرکت‌هایی هستند که می‌خواستید در دهه گذشته صاحب آن شوید، درست است؟حالا بیایید فکر کنیم که چرا این معیارها مهم هستند و چگونه می توانید سهام باکیفیت را خودتان بررسی کنید.رشد درآمد &gt; 5%رشد ارگانیک ارجح ترین منبع رشد است.در بلندمدت، رشد درآمد محرک اصلی بازده بازار سهام است.چرا؟ زیرا بدون رشد بالاتر از میانگین، یک شرکت هرگز نمی تواند جریان نقدی آزاد به ازای هر سهم خود را با نرخی جذاب در بلندمدت افزایش دهد.رشد سود &gt; 7%در انتها، شما می خواهید بخش بیشتری از فروش به سود تبدیل شود.چرا؟ زیرا در بلندمدت قیمت سهام همواره از عملکرد زیربنایی شرکت پیروی می کند.شما می توانید بازده خود را به عنوان سرمایه گذار به صورت زیر محاسبه کنید:Return = Earnings per share growth + Shareholder yield (Dividend yield + Buyback yield) +/- Multiple Expansion (Contraction)بازده = رشد سود هر سهم + بازده سهامدار (بازده سود نقدی و سهام خزانه) +/-  رشد یا انقباض در ضرایباگر برای شرکتی که می‌تواند سود هر سهم خود را با نرخ‌های جذاب افزایش دهد، اضافه پرداخت نکنید، خیلی خوب عمل خواهید کرد.خرید یک شرکت فوق‌العاده با قیمت منصفانه بسیار بهتر از یک شرکت منصفانه با قیمت فوق‌العاده است.» وارن بافتFCF/Earnings &gt; 80%سود قابل دستکاری است، جریان نقدی آزاد یک واقعیت است.شرکت‌هایی که بیشتر درآمدها را به جریان نقدی آزاد تبدیل می‌کنند، به‌طور قابل‌توجهی بهتر از شرکت‌هایی هستند که این کار را نمی‌کنند.یک مطالعه آکادمیک نشان داد که از سال 1962 تا 2001، شرکت‌هایی که بیشترین درآمد را به جریان نقدی آزاد تبدیل کرده‌اند، با 18 درصد (!) در سال از شرکت‌هایی که کمترین درآمد را به جریان نقدی آزاد تبدیل کرده‌اند، بهتر عمل کرده‌اند.ROIC &gt; 15%برای سرمایه گذاران با کیفیت، بازده سرمایه سرمایه گذاری شده (ROIC) یکی از مهم ترین معیارهای مالی است.این به شما نشان می دهد که مدیریت چقدر سرمایه را به طور موثر تخصیص می دهد.علاوه بر این، ROIC بالا و پایدار راهی عالی برای بررسی مزیت رقابتی یک شرکت است.مقایسه بازدهی سهام بر مبنای  ROICNet debt / FCFF &lt; 5شما می خواهید در شرکت هایی سرمایه گذاری کنید که وضعیت مالی خوبی دارند.ترازنامه سالم به شرکت انعطاف پذیری می دهد و از آنها در برابر شرایط پیش بینی نشده محافظت می کند.به همین دلیل است که شما ترجیح می دهید صاحب شرکت هایی باشید که قادر به پرداخت تمام بدهی های خود در حداکثر 5 سال باشند.Debt / Equity &lt; 80%بدهی و اهرم زیاد؛ هرگز خوب نیست. اگر باهوش هستید به آن نیاز ندارید و اگر خنگ هستید نباید از آن استفاده کنید.آیا می توانم این معیارها را غربال کنم؟بله، می توانید.شخصا از بلومبرگ استفاده می کنم، اما شما همچنین می توانید از نمایشگرهای رایگان سهام استفاده کنید مانند Stratosphere استفاده کنید.تنها معیاری که نمی توانید در Stratosphere آن را بررسی کنید، Net Debt / FCFF است. به عنوان جایگزین، می توانید از Net debt / EBITDA استفاده کنید. به دنبال شرکت هایی با  Net debt / EBITDA &lt; 3 باشید. در اینجا لیستی از شرکت هایی وجود دارد که با معیارهای کیفیت ذکر شده در این مقاله مطابقت دارند:امیدوارم از این نوشته لذت برده باشید و چیز جدیدی یاد گرفته باشید!لطفاً لایک اشتراک گذاری با دوستان را نیز نظر بگیرید.برای تحلیل های بیشتر اقتصادی من را در اینستاگرام و توییتر PeymanMedia دنبال کنید.</description>
                <category>Peyman Shouryabi // پیمان شوریابی</category>
                <author>Peyman Shouryabi // پیمان شوریابی</author>
                <pubDate>Sat, 24 Jun 2023 22:42:42 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نتایج پنهان اقدامات بانک مرکزی و بحران مسکن نسل جوان</title>
                <link>https://virgool.io/@peymanmedia/%D9%86%D8%AA%D8%A7%DB%8C%D8%AC-%D9%BE%D9%86%D9%87%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%82%D8%AF%D8%A7%D9%85%D8%A7%D8%AA-%D8%A8%D8%A7%D9%86%DA%A9-%D9%85%D8%B1%DA%A9%D8%B2%DB%8C-%D9%88-%D8%A8%D8%AD%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%86%D8%B3%D9%84-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-zvprwiv7nkjw</link>
                <description>بانک های مرکزی با چاپ پول؛ مسئول بسیاری از اتفاقات بد در این دنیا هستند؛ بسیار بیشتر از آن چیزی که بتوانید تصور کنید. قطعا اقدامات بانک های مرکزی نتایج مثبتی نیز داشته است اما در اینجا میخواهیم مقداری درباره نتایج منفی این اقدامات صبحت کنیم و مورد بررسی ما به دلیل اینکه آمار و نمودارهای دقیقی در دسترس عمومی قرار دارد؛ فدرال رزرو آمریکا است. البته نتایج عموما در کشورهای دیگر به ویژه ایران نیز تقریبا مشابه است. در مورد ایران دسترسی به امار مشابه تقریبا وجود ندارد؛ اما به نظر من اکثر این موارد حتی با شدت بیشتر در ایران نیز در حال وقوع است. بهتر است که با حقایق دردناک جامعه روبرو شویم تا بتوانیم برای حل آن چاره ای بیندیشیم. ساختمان فدرال رزرو آمریکادر چند دهه اخیر، بی خانمانی تقریباً در تمام شهرهای بزرگ آمریکا (و ایران)  رو به افزایش بوده است. اعتیاد به مواد مخدر و مسائل مربوط به سلامت روان البته عوامل محرک هستند - در زیر نموداری از میزان بی خانمان هایی که از پناهگاه ها در نیویورک استفاده می کنند آورده شده است. ( حداقل 1.5 میلیون بی خانمان در تهران --- سایه بی خانمانی بر سر طبقه متوسط )در اواخر دهه 1980 به دلیل اپیدمی کراک شاهد افزایش چشمگیر این موضوع در آمریکا بودیم. (اعتیاد در ایران) البته این نرخ تا پس از بحران مالی 2008 تثبیت شد. به دلیل نیروهای کاهنده تورم که در اقتصاد آمریکا وجود دارد، اخراج های دسته جمعی از کار و تخلیه خانه ها، میلیون ها نفر در سراسر ایالات متحده مسکن خود را از دست دادند و مستاصل شدند. (در ایران: آمار تکان‌دهنده از «کاهش تعداد صاحب‌خانه‌ها» و «سیل اجاره‌نشین‌ها» در پی «جهش قیمت مسکن»)تعداد بی خانمان های نیویورک - 2019-1983فدرال رزرو با هجوم گسترده پول نقد به اوراق بهادار با پشتوانه وام مسکن MBS به رکود مسکن پاسخ داد. در مجموع، از سال 2008، فدرال رزرو بیش از 2.6 تریلیون دلار MBS در اختیار دارد. این امر باعث تورم گسترده قیمت دارایی در بازار مسکن شد و منجر به افزایش ثروت عظیم برای کسانی شد که دارای املاک و مستغلات بودند- اما آنهایی که نداشتند، یا خانه های خود را در رکود از دست دادند، اکنون شاهد افزایش سرسام آور ارزش خانه بودند اما هیچ راهی برای جبران عقب ماندگی نداشتند. درآمد برای جبران این امر چیزی را به وجود آورد که «ناامیدی اقتصادی» نامیده می‌شود، شبیه به بحران مواد مخدر که شهرهای «کمربند زنگ‌زده» غرب میانه آمریکا را گرفتار کرده است. ( آمار جمعیت مبتلا به افسردگی در ایران ) اوراق بهادار با پشتوانه وام مسکن MBSمیانگین سن خریدار خانه جدید از سال 2008 به طور پیوسته افزایش یافته است - به دلیل قیمت های بالاتر خانه ها، بسیاری از آنها از بازار خارج شدند. فقط افراد میانسال ثروت لازم برای پرداخت این خانه های گران قیمت را داشتند که بی خانمانی را در سراسر طیف، به ویژه در جوانان افزایش می دهد.میانه سن خریداران مسکن در آمریکا از ۳۱ به ۴۷ رسیده است.با یک اقتصاد در حال فروپاشی و به آرامی افزایش قیمت اجاره بها و مسکن، ده ها هزار نفر هر هفته به خیابان ها رانده می شدند و راهی برای بازگشت به مسکن نداشتند. آنها برای مقابله با درد و اضطراب به مواد مخدر، جنایت و غیره روی آوردند.رابطه بی خانمانی (عمودی) با  مقدار درآمدی که صرف اجاره خانه می شود (افقی)خوداتکایی اقتصادی- به ویژه برای مردان، ارتباط نزدیکی با میزان افسردگی و خودکشی دارد. وقتی مشاغل در شهر از بین می روند، خانه‌ها برای مالک آن گران‌تر می‌شوند و شهریه مدارس سر به فلک می‌کشد. بسیاری احساس ناامیدی می کنند و برای کنار آمدن با درد به عادت های خود ویرانگر روی می آورند.به طور معمول در یک رکود، خزانه داری برای کاهش ضربه به کارگران، هزینه ها را افزایش می دهد - و در سال 2009 آنها چند مزایای بیکاری را افزایش دادند. اما، به طور کلی، کنگره برنامه‌های مزایای کمی را برای کارگران مجاز کرد و میانگین زمان دریافت مزایا پس از یک جهش جزئی در سال 2009 کاهش یافت.مدت زمان پرداخت بیمه بیکاری  در همان زمان، فدرال‌رزرو مقادیر زیادی پول نقد را به سیستم بانکی پمپاژ می‌کرد و ارزش سهام و حقوق صاحبان سهام و قیمت اوراق قرضه را برای مقابله با پیامدهای سال 2008 افزایش می‌داد.این امر باعث شروع یک بازار صعودی عظیم شد - 70٪ از سودهای 30 سال گذشته از زمانی که فدرال رزرو برنامه عظیم QE خود را آغاز کرد رخ داده است. آنها ادعا کردند که این امر به نفع اقتصاد واقعی خواهد بود - چیزی را ایجاد می کند که &quot;اثر ثروت&quot; نامیده می شود، نظریه اقتصادی رفتاری نشان می دهد که مردم با افزایش ارزش دارایی هایشان بیشتر خرج می کنند. ایده این است که مصرف کنندگان زمانی که ارزش خانه ها یا سبد سرمایه گذاری آنها افزایش می یابد، احساس امنیت مالی و اطمینان بیشتری نسبت به ثروت خود داشته باشند. آنها احساس ثروتمندتری می کنند، حتی اگر درآمد و هزینه های ثابت آنها مانند قبل باشد.در این حال؛ این شرایط واقعاً به نفع چه کسانی است؟ بررسی‌ها نشان می‌دهد که اکثر سهام‌ از متعلق به 10 درصد برتر جامعه هستند - در واقع، این افراد ثروتمند مالک 89 درصد از کل سهام ایالات متحده هستند!The wealthiest 10% of Americans own a record 89% of all U.S. stocks (cnbc.com)کارگر طبقه متوسط آمریکایی شاهد بود که روسایش بدون کار یا تلاش اضافی به شدت ثروتمند شدند، در حالی که دستمزد او اساساً در تمام دهه تقریبا ثابت بود. این امر بیشتر به ناامیدی اقتصادی کمک کرد و به مردم احساس یک &quot;سیستم جعلی&quot; داد و مردم به این نتیجه رسیدند که رویای آمریکایی که توسط بیبی بومرها و کسانی که قبل از آنها تبلیغ می کردند؛ اکنون مرده است.حرکت طبقه اجتماعی رو به بالا به دلیل افزایش قیمت خانه و دارایی؛ بدون افزایش متناظر در دستمزدهای متوسط دشوارتر شد.از سال 2008 چیزی تغییر کرده بود. اگرچه NBER (دفتر ملی تحقیقات اقتصادی) ادعا کرد که ما فقط یک کسادی recession را تجربه کرده‌ایم، اگر از اصطلاحات اصلی آنها استفاده کنیم، در واقع دچار رکود depression شده‌ایم. رکود در ابتدا به عنوان دوره های طولانی عملکرد ضعیف اقتصادی تعریف می شد که طبق همه نشانه ها ما در حال تجربه آن بودیم. تولید ناخالص داخلی اسماً در حال افزایش بود، اما بیشتر آن را می‌توان به افزایش مخارج دولت (جزء تولید ناخالص داخلی) و اثرات پایه بهبود پس از یک اقتصاد ضعیف نسبت داد. NBER تخمین می زند که آمریکا از سال 2008 تا کنون حدود 8.2 تریلیون دلار در رشد واقعی کمتر از پتانسیل تولید ناخالص داخلی عمل کرده است که بیشتر باعث فشار به کارگران طبقه متوسط و کارگر به شکل دستمزد کمتر شده است.The U.S. Labor Market During and After the Great Recession: Continuities and Transformations - PMC (nih.gov)اگرچه بیکاری پس از سال 2008 افزایش یافت و سپس شروع به کاهش کرد، بخش بزرگی از دلیل این امر نحوه محاسبه واقعی بیکاری است. آنها شامل افرادی می شوند که شغل ندارند و فعالانه به دنبال کار هستند - اما در مورد کسانی که تسلیم شده اند و دیگر به دنبال کار نیستند چه؟  آنها در این آمار گنجانده نشده اند - به همین دلیل است که ما شاهد کاهش نرخ مشارکت نیروی کار حتی زمانی که ارقام بیکاری در حال کاهش هستند، هستیم. (نرخ بیکاری در ایران)نرخ مشارکت نیروی کارمیلیون‌ها آمریکایی نیروی کار را ترک کرده‌اند و بسیاری از این افراد بی‌خانمان، معتاد به مواد مخدر و بدتر از آن شده‌اند. طبق گزارش موسسه ملی سوء مصرف مواد مخدر، تقریباً 100 هزار نفر در سال 2020 به دلیل مصرف بیش از حد دارو جان خود را از دست دادند - 5 برابر نسبت به اوایل دهه 2000.میزان مرگ و میر بر اثر مواد مخدرفدرال رزرو همچنین تلاش کرده است تا نرخ های بهره را تا مرز صفر کاهش دهد که باعث تحریک رشد اعتباری می شود و پول را به سمت منحنی ریسک خارج می کند. این امر مبالغ هنگفتی پول نقد را وارد فضای فناوری کرد، جایی که شرکت‌ها چند برابر دیوانه‌وار را با درآمدهای فوق‌العاده پایین دریافت کردند. شاخص‌های مرتبط با فناوری، مانند NASDAQ، شاهد افزایش قیمت‌های عظیمی بیش از سایر سهام «Blue Chip» در اقتصاد واقعی بودند. فیس‌بوک، اپل و گوگل به شرکت‌های تریلیون دلاری تبدیل شدند و VCها مایل بودند برای هر چیزی که غول‌های فناوری می‌خواستند بودجه نامحدودی سرمایه‌گذاری کنند.بازدهی تجمعی شاخص SP500 - Nasdaqاین پول نقد تقریباً نامحدود به شرکت های فناوری منابعی را داد تا برنامه های خود را به ابزارهای دستکاری روانشناسی انبوه مردم تبدیل کنند - برای معتاد کردن جوانان که باعث اضطراب و افسردگی شد. بدتر از همه این بود که نرخ خودکشی به ویژه در میان دختران جوان؛ را بالا برد، که از مقایسه بی پایان و قضاوت اجتماعی همسالان خود در محیط دیجیتال تغذیه می شدند.این برنامه‌ها با گذشت زمان همه‌جانبه‌تر و جاافتاده‌تر شده‌اند - اگر هر جوانی بخواهد مرتبط باشد و دوستانی داشته باشد، مجبور می‌شود این برنامه‌های مضر را نصب کند. (البته آن روی سکه این اپلیکیشن ها رونق کسب و کارهای مجازی است)میزان افسردگی نوجوانان آمریکاییالبته، برخی ممکن است بگویند که این امر اجتناب ناپذیر بود، زیرا غول‌های فناوری در نهایت برای کسب سود و استثمار این کودکان به هر حال تلاش می‌کردند- اما فدرال رزرو مطمئناً این روند را با کاهش نرخ‌های بهره و اجازه دادن به شرکت‌های فناوری زیان‌آور برای استقراض آزادانه، سرعت بخشیدن به آن را افزایش داد. ارزیابی ها و اجازه دادن به آنها برای جمع آوری مقادیر شگفت انگیز پول نقد.پول قدرت است و قدرت می تواند چیزهای زیادی را بخرد، حتی توانایی تأثیرگذاری بر ذهن ها.نوجوانانی که افسردگی را تجربه می کنند تقریبا دو برابر شده است.امروزه جوانان در بسیاری از جهات در واقع بدتر از والدین خود هستند. آنها نمی توانند خانه بخرند. آنها نمی توانند هزینه مدرسه را بپردازند. آنها نمی توانند شغل خوبی پیدا کنند. و این موضوع پیامدهایی در سطح جامعه ایجاد می کند، مانند کاهش ازدواج و نرخ زاد و ولد. (کاهش ۴۰ درصدی ازدواج در ایران)نرخ ازدواج در آمریکا زوج‌ها معمولاً تنها زمانی ازدواج می‌کنند که بتوانند هزینه‌های خانه‌شان را بپردازند- اگرچه در فرهنگ‌های آمریکای لاتین و آسیایی زندگی یک فرزند و همسر متاهل با والدین امری عادی است، اما این امر در آمریکا (و ایران) تابو است، جایی که داشتن ملک به عنوان یک پیش نیاز در نظر گرفته می‌شود. نرخ عمومی افسردگی در حال افزایش است - انسان ها برای اجتماع و صمیمیت ساخته شده اند.ما به هم نیاز داریمو با خروج زوج ها از بازار مسکن، از بین بردن مشاغل و افزایش قیمت دارایی ها، فدرال رزرو (و بانک مرکزی ایران) به توانایی جوانان برای قرار ملاقات (Date) و بچه دار شدن آسیب جدی وارد کرده است. بنابراین نرخ زاد و ولد در ایالات متحده (و ایران) نیز در حال سقوط است که پیامدهای فاجعه باری را در 40 سال آینده به همراه دارد.نرخ زاد و ولد در آمریکانسل‌های کوچک، نسل‌های کوچکی را به وجود می‌آورند و ممکن است ما یک مارپیچ مرگ را آغاز کنیم، شبیه به ژاپن که در آن تعداد زیادی از افراد مسن در حال بازنشستگی هستند، بدون اینکه کسی جایگزین آنها شود. این کاهش جمعیت به معنای کارگران کمتر، تولیدات کمتر و اقتصاد کمتر پرتلاش است که در درازمدت باعث رکود و کاهش اقتصادی می شود. علاوه بر این، فشار شدیدی بر سیستم بازنشستگی مانند تامین اجتماعی وارد می کند.تغییر جمعیت در ژاپنبر اساس گزارش سالانه دولت، صندوق امانی تامین اجتماعی که اکثر آمریکایی ها برای بازنشستگی خود به آن متکی هستند، ظرف 12 سال آینده، یک سال زودتر از حد انتظار، ورشکست می شود. ( بحران ورشکستگی صندوق های بازنشستگی ایران )چشم‌اندازی که با همه‌گیری کووید تشدید شده است، همچنین باعث کاهش پرداخت‌های بازنشستگی و افزایش هزینه‌های مراقبت‌های بهداشتی برای آمریکایی‌های مسن‌تر می‌شود. زمانی که این برنامه ایجاد شد، بیش از 6 کارگر جوان به ازای هر 1 بازنشسته دریافت کننده مزایا پرداخت می کردند. این رقم اکنون کمتر از 3:1 است و به زودی به 2:1 کاهش می یابد.از طریق جادوی QE (همان چاپ پول)، فدرال رزرو بدترین بحران بی خانمانی، بهداشت روانی و جمعیتی را که ایالات متحده تاکنون با آن روبرو بوده است تشدید کرده است. این مسائل فوق‌العاده پیچیده هستند و درمان آن سخت است و ممکن است چندین دهه طول بکشد تا آسیب‌ها برطرف شود.سعی کردم با آوردن لینک ها و مثال هایی از اینکه دقیقا با همین مشکلات در ایران نیز مواجه هستیم؛ موضوع را روشن تر کنم. به هر حال شرایط ایران نسبت به آمریکا به نوعی دشوار تر است؛ زیرا:باید بپذیریم که در آمریکا مشکل بیکاری وجود ندارد و تورم در محدوده ۴٪ است در حالی که در ایران هم تورم و هم بیکاری در سطوح نگران کننده ای قرار دارد.دوباره تاکید می کنم قصد من از این ترجمه مقاله و اضافه کردن تعدادی از سطور؛ تخریب وضعیت اقتصادی آمریکا یا ایران نیست و صرفا قصد داشتم مقداری با عینک بدبینی به اعمال فدرال رزرو و بانک مرکزی ایران و رویای فراموش شده نسل جوان ایرانی بپردازم.منابع:https://twitter.com/peruvian_bull/status/1623746419118198785https://thedollarendgame.com/امیدوارم از این نوشته لذت برده باشید و نکات جدیدی یاد گرفته باشید!لطفاً لایک اشتراک گذاری با دوستان را نیز نظر بگیرید.برای تحلیل های بیشتر اقتصادی من را در اینستاگرام و توییتر PeymanMedia دنبال کنید.</description>
                <category>Peyman Shouryabi // پیمان شوریابی</category>
                <author>Peyman Shouryabi // پیمان شوریابی</author>
                <pubDate>Thu, 22 Jun 2023 17:30:56 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نحوه انتخاب سهام</title>
                <link>https://virgool.io/@peymanmedia/%D9%86%D8%AD%D9%88%D9%87-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8-%D8%B3%D9%87%D8%A7%D9%85-lvssmnldarsn</link>
                <description>در این نوشته 5 نکته از سرمایه گذاری در بورس را در کمتر از 5 دقیقه به شما آموزش می دهم.1️⃣ چارچوب انتخاب سهامنحوه انتخاب سهام با استفاده از یک چارچوب 5 مرحله ای ساده:دنیای ایده ها: بخشی که میخواهید و میتوانید سرمایه گذاری کنید را تعریف کنید.دایره صلاحیت: فقط روی آنچه می فهمید سرمایه گذاری کنیدفیلتر ثبات مالی: فیلتری برای شرکت هایی با ترازنامه سالم، سودآوری بالا و نرخ رشد جذاب مشخص کنیدخندق بزرگ: فقط شرکت هایی را با مزیت رقابتی پایدار را نگه داریدفیلتر قیمت: شرکت هایی را انتخاب کنید که با قیمت ارزان یا منصفانه معامله می شوند.2️⃣ فقط تصور کنیدتصور کنید که 86400 دلار در حساب بانکی خود دارید.اگر کسی 10 دلار از شما بدزدد، آیا ناراحت می شوید و تمام 86390 دلار باقی مانده را دور می اندازید به این امید که به کسی که آن را از شما دزدیده است، برگردد؟ پاسخ منفی است. شما ادامه می دهید و زندگی می کنید. خب، همه ما هر روز 86400 ثانیه داریم. اجازه ندهید 10 ثانیه انرژی منفی کسی؛ 86390 ثانیه باقی مانده را خراب کند.3️⃣ یک نقل قول سرمایه گذاری ساده اگر هنگام خواب پول در نمی آورید، تا زمانی که بمیرید کار خواهید کرد. اگر اجازه دهید پول به اندازه کافی برای شما کار کند، سود مرکب مانند جادو عمل می کند.
4️⃣ بهترین زمان برای خرید سهاموارن بافت یک بار بیان کرد که وقتی دیگران حریص هستند باید بترسید و وقتی دیگران می ترسند؛ حریص باشید.نمودار زیر نشان می دهد که زمانی که شما فقط در روزهای پس از یک روز نزولی صاحب سهام هستید، عملکرد بسیار بهتری از پرتفویی خواهید داشت که فقط پس از یک روز صعودی صاحب سهام است. چه چیزی می توانید از این بیاموزید؟ بهترین زمان برای خرید سهام زمانی است که خون در بازارها جاری باشد.5️⃣ نمونه یک شرکت با کیفیتنوشته Nick Sleep در Costco طلای خالص است.تجزیه و تحلیل زیر در فوریه 2005 نوشته شده است. از آن زمان، سهام بیش از 1000٪ (10X) افزایش یافته است:امیدوارم از این نوشته لذت برده باشید و چیز جدیدی یاد گرفته باشید!لطفاً لایک و اشتراک گذاری با دوستان را نیز نظر بگیرید.برای تحلیل های بیشتر اقتصادی من را در اینستاگرام و توییتر PeymanMedia دنبال کنید.</description>
                <category>Peyman Shouryabi // پیمان شوریابی</category>
                <author>Peyman Shouryabi // پیمان شوریابی</author>
                <pubDate>Thu, 25 May 2023 08:43:00 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ارزش گذاری شرکت های معدنی و فلزات</title>
                <link>https://virgool.io/@peymanmedia/%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D8%B4-%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%B4%D8%B1%DA%A9%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D8%AF%D9%86%DB%8C-%D9%88-%D9%81%D9%84%D8%B2%D8%A7%D8%AA-jmkdxpzzzczg</link>
                <description>در حال حاضر ما در مراحل اولیه یک چرخه فوق العاده رشد فلزات و استخراج معادن هستیم. توسعه ابزارهای تجزیه و تحلیل/ارزشیابی در حال حاضر برای استفاده از فرصت های اینده بسیار مهم است. در اینجا در مورد هر چیزی که باید در مورد ارزش گذاری فلزات و شرکت های معدنی بدانید؛ ارایه شده است.انگیزه ما برای یادگیریچند دلیل برای یادگیری در مورد ارزش گذاری شرکت های معدن وجود دارد.اولاً، همه معدن برابر نیستند. و همه ابزارهای ارزش گذاری یکسان ایجاد نمی شوند.مدل DCF یا مبتنی بر درآمد برای شرکت‌های اکتشافی کار نمی‌کند.پس شما به ابزار مناسب نیاز دارید!طبقه بندی فلزاتقبل از اینکه بتوانیم پروژه های معدنی را ارزش گذاری کنیم، باید متالورژی را درک کنیم.دو کلاس فلزی اصلی وجود دارد:آهنی: حاوی آهنغیر آهنی: گرانبها، پایه و جزئیفلزات صنعتی عموما تحت تاثیر عرضه/تقاضا هستند.فلزات گرانبها توسط سنتیمنت یا احساسات تاثیر می پذیرند.عوامل ارزش گذاری خاص فلزاتسهام این گروه توسط دو چرخه هدایت می شود: قیمت کالا و رشد اقتصادیارزش گذاری تا حد زیادی به این بستگی دارد که ما در کجای چرخه قرار داریم. در دوران رونق مضاعف پریمیوم ایجاد می‌کنید، و در زمان سقوط ارزش‌های شرکت های ورشکسته را در نظر میگیریم.عوامل دیگری نیز وجود دارد ...الف) نوساناتماینرها نیز نسبت به تولیدکنندگان یا خدمات، نوسان قیمتی بسیار بیشتری را تجربه می کنند.این به معنای درآمدها، سودها و جریان های نقدی بی ثبات تر است.این به معنای کاهش ارزش بازار است (سرمایه گذاران می خواهند قابل پیش بینی باشند!).ب) هزینه ثابت بالاشرکت های معدنی برای توسعه دارایی های تولیدی به سرمایه گذاری های اولیه بزرگ در اکتشاف، تجهیزات و زیرساخت ها نیاز دارند.آنها باید این هزینه ها را بدون توجه به اینکه در کجای چرخه قرار داریم بپردازند زیرا تعطیل کردن/باز کردن مجدد آن گران است.در این گروه EBIT می تواند به شدت نوسان کند.ج) زمان های طولانییک معدن جدید از کشف تا تولید 10 تا 20 سال طول می کشد.این امر شرکت های معدنی را در معرض ریسک حساس به زمان در کامودیتی ها قرار می دهد.چه اتفاقی می‌افتد وقتی یک معدن را با قیمت ۴۰۰۰ دلار در هر تن مس شروع می‌کنید و در زمان شروع تولید مس به  ۳۰۰۰ دلار کاهش می‌یابد؟د) کمیابیما فقط مقدار محدودی مس، طلا، نقره و گرافیت در این سیاره داریم.این بدان معناست که استخراج یک تجارت محدود با تاریخ پایان واقعی است.شرکت‌ها می‌توانند این کار را با افزایش جایگزینی ذخیره، خرید سایر تولیدکنندگان یا استخراج مواد معدنی جدید به تاخیر بینداه) سایر ریسک هاریسک تامین مالی: سهام رقیق‌شونده یا بدهی با هزینه بالا؟ریسک مجاز: امکان سنجیخطر زمین شناسی: درجات پایینریسک متالورژی: مقدار قابل بازیافتریسک کشور: سیاست، مالیات، خطرات جغرافیایی، ثبات و غیره.پریمیوم ریسک خاص کشورسه دسته معدنسه دسته اصلی شرکت معدنی وجود دارد:اکتشاف: نمی دانم آیا ذخیره ای وجود دارد یا نهتوسعه: ذخیره وجود دارد، اما تامین مالی یا استخراج شروع نشده استتولید: معدنچی در حال استخراج و فروش سنگ معدن از کانسار استتطبیق ارزش گذاری با دسته بندیسه روش اصلی ارزش گذاری برای شرکت های معدنی وجود دارد:درآمد / جریان نقدی: مدل مبتنی بر درآمد یا DCFبازار: معاملات شرکت های مشابههزینه: هزینه تاریخی برای دارایی هادر اینجا یک عکس عالی برای استفاده از روش برای هر دسته وجود دارد!منابع ثابت شده، نشان گذاری شده و اندازه گیری شدهشرکت‌های معدنی را خواهید دید که به مواد معدنی استنباط‌شده، نشان‌داده‌شده و اندازه‌گیری‌شده خود افتخار می‌کنند. اجازه ندهید شما را گیج کنند.استنباط شده: 10% + احتمال وجود داردنشان داده شده: 50% + احتمال وجود دارداندازه گیری شده: 90% + احتمال وجود داردروش ارزیابی شده (یا هزینه).رویکرد ارزیابی شده (هزینه) برای شرکت‌های اکتشاف با ریسک بالاتر بهترین است، زیرا آنها مواد معدنی یا جریان نقدی ندارند.ارزش = مجموع تمام مخارج اکتشافی معنی دار گذشته و هزینه های تضمین شده آتی.یعنی چقدر باید هزینه کنیم تا مشابه همین اکتشاف را انجام دهیم؟ارزش گذاری معاملات قابل مقایسه (بازار).زمانی که اطلاعات کافی برای انجام محاسبه NPV وجود نداشته باشد، ارزش گذاری مقایسه ای عالی است.راه های زیادی برای مقایسه پروژه ها/شرکت های معدنی مختلف وجود دارد:منابع زمین شناسیذخایر معدنیروش EBIT/EBITDAعکس زیر را ببینید.روش جریان نقدی تنزیل شده (DCF).مهمترین عوامل در DCF عبارتند از:نرخ تنزیلفرض بلندمدت قیمت کالاعوامل دیگر عبارتند از:تناژ و درجه خلوصدرآمدهزینه های تولیدبیایید DCF را به عوامل فردی آن تقسیم کنیم...فاکتور DCF: نرخ های تخفیفمن نمی خواهم زمان زیادی را صرف نرخ های تنزیل کنم، زیرا بسیار ساده است.سه ورودی وجود دارد:نرخ بدون ریسکریسک پروژه معدنخطر کشورهر سه ریسک را با هم ترکیب کنید تا نرخ تخفیف خود را دریافت کنید.مثال زیر را ببینید.فاکتور DCF: ذخایر قابل استخراجذخیره سنگ معدن دارایی اساسی است که ارزش هر پروژه معدنی را تشکیل می دهد.ذخیره سنگ معدن تابعی از عیار و تناژ است.عیار پایین تر و تناژ زباله بیشتر باعث افزایش هزینه ها و کاهش درآمد می شود که ارزش معدن را کاهش می دهد.فاکتور DCF: درآمدمحاسبه درآمد ساده است:تناژ سالیانه سنگ معدن استخراج و فرآوری شده * نرخ تولید * بازیافت متالورژیکی کالای قابل فروش * قیمت کالا.روی این سه محرک اصلی تمرکز کنید و بقیه را برای درک درآمد نادیده بگیرید. فاکتور DCF: هزینه تولیدسه نوع هزینه اصلی در عملیات استخراج وجود دارد:هزینه های عملیاتی: در محل و خارج از محلمخارج سرمایه: توسعه، ساخت و ساز، مهندسی، موجودی، سرمایه در گردش، جایگزینیحق امتیاز و مالیات: تامین مالی و مالیات دولتیمنبع اصلیبا تشکر فراوان از Basinvest و Svetlana Baurens برای ایجاد این منبع PDF فوق العادهبه شما توصیه می کنم که خودتان کل مطلب را بخوانید. این امر به شما برای شکار فرصت های سرمایه گذاری بزرگ در بخش فلزات و معادن مجهز می کند.لینک : http://thaurfin.com/Valuation_of_Metals_and_Mining_Companies.pdf15/ نتیجه گیریامیدوارم از این نوشته لذت برده باشید و چیز جدیدی یاد گرفته باشید!لطفاً لایک اشتراک گذاری با دوستان را نیز نظر بگیرید.برای تحلیل های بیشتر اقتصادی من را در اینستاگرام و توییتر PeymanMedia دنبال کنید.</description>
                <category>Peyman Shouryabi // پیمان شوریابی</category>
                <author>Peyman Shouryabi // پیمان شوریابی</author>
                <pubDate>Thu, 27 Apr 2023 13:04:37 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ارز دیجیتال بانک مرکزی (CBDC) چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@peymanmedia/%D8%A7%D8%B1%D8%B2-%D8%AF%DB%8C%D8%AC%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%84-%D8%A8%D8%A7%D9%86%DA%A9-%D9%85%D8%B1%DA%A9%D8%B2%DB%8C-cbdc-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-sfivnpzun8j5</link>
                <description>می توان گفت که CBDC ها ارزهای دیجیتالی هستند که توسط بانک های مرکزی صادر می شوند. ارزش آنها به ارز رسمی کشور صادرکننده مرتبط است.آخرین باری که برای چیزی با پول نقد کاغذی پرداخت کردید کی بود؟ در حالی که ارز فیزیکی هنوز به طور گسترده در سراسر جهان استفاده می شود، مردم در برخی کشورها اخیراً کمتر از آن استفاده می کنند - به ویژه در طول همه گیری COVID-19، به دلیل کمبود پول نقد و نگرانی های بهداشتی این اتفاق در حال گسترش است. با دور شدن مردم از پول نقد، بسیاری به طور فزاینده ای به تراکنش های مالی دیجیتال روی می آورند. در سطح جهانی، بانک ها و مؤسسات مالی، تراکنش های بسیار بیشتری را به صورت دیجیتالی نسبت به شعب فیزیکی پردازش می کنند.انواع اختلالات دیجیتال اخیر، از جمله ظهور ارزهای دیجیتال و فناوری بلاک چین، موج هایی را در بخش خدمات مالی ایجاد کرده است. ارزهای دیجیتال بخشی از این داستان هستند و بانک های مرکزی شروع به توجه به این موضوع کرده اند.ارزهای دیجیتال بانک مرکزی (CBDC) شکل دیجیتالی یک ارز صادر شده توسط دولت است که به یک کالای فیزیکی متصل نیست. آنها توسط بانک های مرکزی صادر می شوند که نقش آنها حمایت از خدمات مالی برای دولت یک کشور و سیستم بانکی تجاری آن، تعیین سیاست های پولی و انتشار ارز است. نمونه‌هایی از بانک‌های مرکزی عبارتند از: سیستم فدرال رزرو ایالات متحده، بانک ژاپن، بانک خلق چین (PBOC) و Deutsche Bundesbank آلمان.این CBDC ها شبیه به استیبل کوین ها – اما نه دقیقا مشابه آن ها – هستند. استیبل کوین ها نوع خاصی از ارزهای دیجیتال تثبیت شده خصوصی هستند که به ارز، کالا یا ابزار مالی دیگری با هدف حفظ ارزش نسبتاً پایدار در طول زمان متصل شده اند. برخلاف ارزهای رمزنگاری شده که غیرمتمرکز هستند، CBDC ها آن ها را صادر و اداره می کنند.انواع مختلف CBDC چیست و در حال حاضر در کجا استفاده می شود؟یک نوع ثابت CBDC وجود ندارد. طیف گسترده ای از رویکردها در کشورهای مختلف به صورت آزمایشی در حال اجرا هستند. یکی از انواع CBDC یک مدل مبتنی بر حساب است، مانند DCash، که در شرق کارائیب اجرا می شود. با DCash، مصرف کنندگان حساب سپرده مستقیماً نزد بانک مرکزی دارند. در نقطه مقابل این طیف، e-CNY چین قرار دارد، یک پایلوت CBDC که به بانک‌های بخش خصوصی برای توزیع و نگهداری حساب‌های ارز دیجیتال برای مشتریان خود متکی است. چین e-CNY را در طول بازی های المپیک 2022 در پکن به نمایش گذاشت. بازدیدکنندگان و ورزشکاران می‌توانند از این ارز برای خرید در دهکده المپیک استفاده کنند.مدل دیگر، مدلی است که توسط بانک مرکزی اروپا در نظر گرفته شده است که در آن موسسات مالی دارای مجوز، هر یک گره مجاز شبکه بلاک چین را به عنوان مجرای برای توزیع یورو دیجیتال اجرا می کنند. مدل نهایی، که در میان «کریپتوفیل‌ها» محبوب است، اما هنوز به‌طور کامل توسط بانک‌های مرکزی آزمایش نشده است، این است که در آن ارز فیات (ارزی که دولتی صادر می‌شود اما توسط یک کالا پشتیبانی نمی‌شود) به عنوان توکن‌های قابل تعویض ناشناس برای محافظت از حریم خصوصی کاربران منتشر می‌شود.در حال حاضر، 87 کشور که بیش از 90 درصد تولید ناخالص داخلی جهانی را تشکیل می دهند، در حال بررسی CBDC هستند. در اینجا یک نگاه دقیق تری خواهیم داشت:ارز JAM-DEX جامائیکا در ژوئن 2022 راه اندازی شد و اولین CBDC است که به طور رسمی به عنوان ارز قانونی تصویب شده است. این یک پیشنهاد نسبتا ساده است، بدون موارد استفاده پیشرفته (مانند پرداخت برون مرزی برای قراردادهای هوشمند). JAM-DEX بر خلاف Sand Dollar باهاما و DCash بانک مرکزی شرق کارائیب مبتنی بر بلاک چین نیست.نیجریه، اولین کشور آفریقایی که CBDC را راه اندازی کرد، eNaira در اکتبر 2021 راه اندازی شد. کشورهای جنوب صحرای آفریقا آماده پذیرش CBDC هستند. استفاده گسترده از M-PESA، یک سرویس انتقال پول سیار، یک زیرساخت اجتماعی و مالی قوی برای استفاده بالقوه آینده از CBDC ها ایجاد کرده است.پروژه Aber ابتکاری است که به طور مشترک توسط بانک های مرکزی عربستان سعودی و امارات متحده عربی راه اندازی شده است که استفاده از ارز دیجیتال مشترک منتشر شده را به عنوان ابزاری برای تسویه حساب های داخلی و فرامرزی بین دو کشور آزمایش کرده است.چرا بانک های مرکزی به CBDC ها علاقه مند شده اند؟چهار روند احتمالاً علاقه بانک‌های مرکزی را به CBDC ها برانگیخته است:کاهش شدید استفاده از پول نقد در اروپا، استفاده از پول نقد بین سال‌های 2014 تا 2021 به میزان یک سوم کاهش یافت. در نروژ، تنها 3 درصد از تراکنش‌های پرداخت با پول نقد انجام می‌شود. این روند بانک های مرکزی را وادار کرده است تا نقش خود را در سیستم پولی بررسی کنند.علاقه فزاینده به دارایی های دیجیتال صادر شده ی خصوصی. در بریتانیا، 10 درصد از بزرگسالان گزارش می دهند که دارایی دیجیتالی مانند ارز دیجیتال را در اختیار دارند. بانک مرکزی اروپا می گوید که 10 درصد از خانوارها در شش کشور بزرگ اتحادیه اروپا دارای دارایی دیجیتال هستند. استفاده مصرف کننده از دارایی های دیجیتال را می توان به عنوان یک چالش بالقوه برای ارز فیات به عنوان واحد اندازه گیری ارزش در نظر گرفت.کاهش قدرت بانک های مرکزی به عنوان مبتکران پرداخت در جامعه. CBDC ها به بانک های مرکزی فرصت جدیدی برای هدایت گفتگوهای استراتژیک در مورد موارد استفاده از پول نقد برای عموم جامعه ارائه می دهند.افزایش سیستم های پرداخت بین المللی، بسیاری از بانک های مرکزی به دنبال ایجاد حاکمیت محلی بیشتر بر روی سیستم های پرداخت جهانی هستند. بانک های مرکزی CBDC را به عنوان یک لنگر بالقوه تثبیت کننده سیستم های پرداخت دیجیتال محلی می دانند. ایجاد CBDC مزایای بالقوه ای دارد، اما آنها بدون خطر نیستند.مزایای بالقوه CBDC ها چیست؟حامیان ارزهای دیجیتال معتقدند که ابزارهای دیجیتال جدید، از جمله CBDC ها، می توانند بسیاری از مسائل مربوط به کارایی، امنیت و دسترسی را برطرف کنند:کاهش هزینه ها. ارائه‌دهندگان خدمات مالی سالانه 400 میلیارد دلار در هزینه‌های مستقیم صرفه‌جویی می‌کنند و هزینه‌ها را از زیرساخت‌های فیزیکی دور می‌کنند و به سمت تامین مالی دیجیتال می‌روند. اما کاهش هزینه ها باید با سرمایه گذاری های قابل توجه در فناوری جدید که CBDC ها نیاز دارند اندازه گیری شود.افزایش سرعت. CBDC ها می توانند سرعت و کارایی سیستم های پرداخت الکترونیکی بسیاری از کشورها را بهبود بخشند. (همانطور که در زیر خواهیم دید، این استدلال کمتر قانع کننده می شود.)دسترسی بیشتر برای کسانی که حساب بانکی ندارند. در حال حاضر کمتر از 5 درصد از بزرگسالان ایالات متحده حساب بانکی ندارند. در سال 2016، 1.6 میلیارد نفر بدون بانکی در سراسر جهان وجود داشت. CBDC های قابل دسترسی از طریق دستگاه های تلفن همراه می توانند به طور بالقوه گنجاندن مالی را افزایش دهند. و برای ارائه دهندگان خدمات مالی دیجیتال، پول موبایل دروازه ای به بازارهای دست نخورده است. با این حال، پذیرش به معنای تضمین نیست؛ ممکن است بسیاری از افرادی که حساب بانکی ندارند، از ناشناس ماندن هویت پول نقد حمایت کنند.افزایش امنیت. استقرار یک ارز دیجیتال تنظیم‌شده قابل دسترسی از طریق دستگاه‌های تلفن همراه می‌تواند به طور بالقوه امنیت پرداخت را با اطمینان از نهایی شدن و غیرقابل تغییر بودن تراکنش - حتی بدون حساب بانکی رسمی - افزایش دهد و احتمال کلاهبرداری را کاهش دهد. استفاده منظم از رمزنگاری کلید خصوصی می‌تواند کاربران را قادر سازد تا تراکنش‌ها را به صورت دیجیتالی امضا کنند و زمان انتظار برای نهایی شدن تراکنش را به‌طور غیرقابل برگشت کاهش دهد و به طرفین آرامش خاطر بیشتری بدهد.برخی از نگرانی ها در مورد CBDC ها چیست؟در حالی که بانک های مرکزی مشتاقانه در حال بررسی پتانسیل CBDC هستند، چالش هایی نیز وجود دارد که باید در نظر گرفته شوند. وقتی پول دیجیتالی می شود، قابل ردیابی و در نتیجه مشمول مالیات نیز می شود. تحلیلگران مک کینزی پیش بینی می کنند که این امر به مانعی برای پذیرش داوطلبانه تبدیل شود. موضوع دیگر فقدان ثبات تکنولوژیک است. در ژانویه 2022، نسخه دیجیتالی DCash کارائیب شرقی به دلیل مشکلات فنی به مدت دو ماه آفلاین شد.همچنین نگرانی هایی وجود دارد که مورد تجاری CBDC ها ضعیف است. برای یک چیز، ممکن است تلاش بانک های مرکزی برای توسعه زیرساخت ارزهای دیجیتال بیش از آن چیزی باشد که با پاداش نسبتا ناچیز توجیه شود. همچنین، CBDC ها ممکن است سرعت افزایش یافته ای را که پیش بینی می شد ارائه نکنند: بسیاری از کشورهای توسعه یافته اکنون پرداخت های فوری را با استفاده از زیرساخت های قدیمی (غیر بلاک چین) فعال می کنند. بانک های مرکزی در برخی کشورها، مانند کانادا و سنگاپور، به این نتیجه رسیده اند که در حال حاضر مورد قوی برای ارز دیجیتال وجود ندارد.چین چگونه از CBDC استفاده می کند؟کریپتوکارنسی خصوصی در چین ممنوع است، اما این کشور همچنان در حوزه ارز دیجیتال مشغول است. در واقع، بانک مرکزی چین، PBOC، پیشرفته ترین برنامه کاربردی بازار CBDC را تا به امروز ایجاد کرده است. آزمایشی CBDC چین برای e-CNY به بانک‌های بخش خصوصی برای توزیع و نگهداری این حساب‌ها برای مشتریان خود متکی است.در اواخر سال 2019، PBOC شروع به آزمایش e-CNY از طریق پرداخت‌های مبتنی بر اپلیکیشن و کیف پول برای خدمات دولتی، خرید، حمل‌ونقل و سایر موارد استفاده در سبک زندگی مصرف‌کننده کرد. این آزمایش در ابتدا در چهار شهر راه اندازی شد، سپس به سرعت به پنج شهر دیگر گسترش یافت. تا می 2022، 4.5 میلیون کیف پول تجاری و 260 میلیون تراکنش به ارزش بیش از 83 میلیارد یوان از طریق آزمایشی e-CNY انجام شده است.نگاهی اولیه به درس‌های استفاده چین از CBDC مزایای بالقوه زیر را نشان داد:مشارکت مالی را تشویق می کند. داشتن حساب بانکی پیش نیاز استفاده از e-CNY نیست. مصرف کنندگان بدون حساب می توانند کیف پول های دیجیتالی را از شش بانک دولتی مجاز دانلود و استفاده کنند.از پروتکل های شناخت مشتری (KYC) پشتیبانی می کند. CBDC، مانند ارزهای رمزپایه مبتنی بر بلاک چین، مشتریان را قادر می سازد تا از اثر انگشت دیجیتال منحصر به فرد برای شناسایی خود در بانک ها استفاده کنند. این به بانک‌ها کمک می‌کند تا از همکاری با بازیگران تایید نشده خودداری کنند، که می‌تواند از تاثیر آنها در کلاهبرداری و سایر فعالیت‌های مجرمانه، از جمله پولشویی جلوگیری کند. هزینه های انطباق بانک ها را کاهش می دهد. استفاده از CBDC می تواند منجر به پس انداز بانک های مرتبط با نظارت و گزارش تراکنش ها شود. برنامه های دولت را ساده می کند. ممکن است برای e-CNY توزیع یارانه‌ها، مانند حمل و نقل برای کارکنان، ساده‌تر شود.چگونه ذی نفعان مختلف می توانند برای آینده CBDC ها آماده شوند؟هنوز برای پیش بینی آینده CBDC ها خیلی زود است. اما با وجود عدم قطعیت، بانک های مرکزی می توانند پنج سوال زیر را در نظر بگیرند:برنده بازی در پذیرش CBDC در مقایسه با پول سنتی کیست؟ موارد و سناریوهای تجاری باید بر اساس ارزیابی از چشم انداز پرداخت فعلی و آینده و اهداف پذیرش واقع بینانه باشد. هدف CBDC رسیدگی به کدام حوزه هاست؟ انتخاب های طراحی باید بر اساس بخش کاربر باشد: شهروندان خصوصی، بانک های تجاری یا شرکت ها. تصمیمات باید با تخصص خارج از سازمان های سنتی بانک مرکزی اطلاع رسانی شود.بانک مرکزی چه نقشی ایفا خواهد کرد؟ چه بانک مرکزی خود را عمیقاً درگیر تصور کند یا نه، روابط موجود با بانک‌های تجاری و شرکت‌ها باید برای دستیابی به اهداف پذیرش استفاده شود. چه منابع و قابلیت هایی مورد نیاز خواهد بود؟ بانک‌های مرکزی احتمالاً به فرآیندهای تصمیم‌گیری جدید، شیوه‌های مدیریت تغییر جدید و استعدادهای با تجربه در ایجاد شراکت نیاز دارند. بانک‌های مرکزی باید چه تغییراتی را فراتر از پرداخت‌ها اعمال کنند؟ برای دستیابی به اهداف اتخاذ شده توسط بانک‌های مرکزی، موانع موجود در مقررات، توانمندسازی بازرگانی و حقوق مالی باید برطرف شوند. اما همانطور که دیدیم، بانک‌های مرکزی تنها سازمان‌هایی نیستند که در این بازی سرمایه‌گذاری می‌کنند. در اینجا نحوه آماده سازی سایر ذینفعان برای ورود CBDC ها آمده است:ارائه دهندگان زیرساخت های خدمات مالی باید انتخاب های طراحی خود را برای قابلیت همکاری با ارزهای دیجیتال بهینه کنند. بانک‌های خرده‌فروشی، بازرگانان و ارائه‌دهندگان خدمات پرداخت باید سطح سرمایه‌گذاری زیرساختی را که ممکن است برای اجرای موفقیت‌آمیز CBDC‌ها مورد نیاز باشد، در نظر بگیرند، زیرا سایر الزامات برای مدرن‌سازی پرداخت‌ها را برطرف می‌کنند. مدیران ارشد ریسک و مدیران مالی باید تأثیر ارزهای دیجیتال بر نقدینگی و سرمایه مورد نیاز بانک را با توجه به تغییرات احتمالی سیاست نظارت کنند. سرمایه گذاران در رمزارزهای محبوب و سوداگرانه باید پیش بینی کنند که CBDC ها چگونه بر دارایی های آنها تأثیر می گذارد. ظهور راه حل های بانک مرکزی می تواند مانع رشد اکوسیستم های رمزنگاری شود.بانک‌های تجاری باید بیاموزند که به طور مؤثر KYC و نظارت بر ضد پولشویی ارزهای دیجیتال را انجام دهند. در مدل‌هایی که بانک‌های تجاری CBDC را برای مشتریان صادر می‌کنند (در ازای فرصت‌های درآمد مبتنی بر سپرده)، انتظار می‌رود که هزینه‌های مربوط به رعایت KYC را نیز تحمل کنند. در حالی که هنوز چیزهای زیادی در مورد آینده CBDC ها ناشناخته است، تصویر کامل تری از مزایا و معایب آنها با گذشت زمان نمایان خواهد شد. یک چیز واضح است: CBDCها این پتانسیل را دارند که به طور قابل توجهی بر جهان تأثیر بگذارند.برای تحلیل های بیشتر اقتصادی من را در اینستاگرام و توییتر PeymanMedia دنبال کنید.منابع:مقاله موسسه مکنزیOlivier Denecker, Arnaud d’Estienne, Pierre-Matthieu Gompertz, and Elia Sasia, “Central bank digital currencies: An active role for commercial banks,” McKinsey, October 13, 2022Ian De Bode, Matt Higginson, and Marc Niederkorn, “CBDC and stablecoins: Early coexistence on an uncertain road,” McKinsey, October 11, 2021Matt Higginson, Atakan Hilal, and Erman Yugac, “Blockchain and retail banking: Making the connection,” McKinsey, June 7, 2019Sonia Barquin, Vinayak HV, and Duhita Shrikhande, “Reaching Asia’s digital banking customers,” McKinsey, April 16, 2018Chris Berry, Susan Lund, James Manyika, Marc Singer, and Olivia White, “How digital finance could boost growth in emerging economies,” McKinsey Global Institute, September 21, 2016</description>
                <category>Peyman Shouryabi // پیمان شوریابی</category>
                <author>Peyman Shouryabi // پیمان شوریابی</author>
                <pubDate>Tue, 14 Mar 2023 12:34:52 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>