<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های پزشک خوب</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@pezeshke_khoob</link>
        <description>پزشک خوب؛ آسان سازی دسترسی به اطلاعات و خدمات پزشکی و سلامت | رزرو آنلاین نوبت روانشناس و پزشک خوب: www.pezeshkekhoob.com | مجله سلامتی و روانشناسی پزشک خوب:‌ wwww.pezeshkekhoob.com/blog</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-07-01 03:06:02</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/704891/avatar/a1t51x.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>پزشک خوب</title>
            <link>https://virgool.io/@pezeshke_khoob</link>
        </image>

                    <item>
                <title>عوارض بلند مدت مصرف ماریجوانا</title>
                <link>https://virgool.io/pezeshkekhoob/%D8%B9%D9%88%D8%A7%D8%B1%D8%B6-%D8%A8%D9%84%D9%86%D8%AF-%D9%85%D8%AF%D8%AA-%D9%85%D8%B5%D8%B1%D9%81-%D9%85%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%A7-rzn5shefsg0p</link>
                <description>امروزه ما با زمانی که مصرف ماریجوانا یک عمل مخفیانه بود بسیار فاصله گرفته‌ایم. از زمانی که موادی مانند ماریجوانا در جامعه مورد پذیرش و قانونی شدن برای درمان‌های پزشکی برای درمان علائمی مانند درد، حالت تهوع و شیمی درمانی قرار گرفته، بیشتر افراد مصرف کننده نسبت به مصرف این ماده و نقش آن در زندگی‌شان دلیلی برای مخفی کردن آن ندارند. اما این مسئله و همچنین در دسترس بودن این ماده به این معنا نیست که مصرف آن به صورت تفریحی بی‌خطر است. دانشمندان به تازگی دانسته‌اند که مصرف طولانی مدت این ماده مخدر چه عوارض پیچیده‌ای بر بدن می‌گذارد. همچنین مطالعاتی که در این باره انجام شده است نشان می دهد که مصرف ماریجوانا در طول زمان موجب مشکلات مرتبط با سلامتی بسیاری می‌شود. به عنوان مثال، مطالعات مقدماتی بر روی حیوانات و انسان نشان می‌دهد که کشیدن ماریجوانا می‌تواند بر سیستم ایمنی بدن تاثیر بگذارد. در این مقاله به بررسی عوارض جدی که مصرف این ماده مخدر می‌تواند در بدن ایجاد کند می‌پردازیم.‌مشکلات شناختیماده فعال موجود در ماریجوانا که تتراهیدروکانابینول، دلتا ۹ یا تی‌‌اچ‌سی نامیده می‌شود، بر روی گیرنده‌های کانابینوئیدی موجود در مناطق مختلف مغز تاثیر می‌گذارد. همین امر موجب تغییرات و تاثیرات بسیاری بر سطح اشتها، حافظه، یادگیری، هماهنگی و لذت می‌شود. محققان هنوز در حال یادگیری تاثیرات طولانی مدت و مزمن ماریجوانا بر روی مغز هستند، اما آن‌ها بر این باورند که قوی‌ترین و شدیدترین اثرات در جوانانی که ارتباطات عصبی‌شان هنوز به طور کامل تکامل نیافته است بیشتر دیده می‌شود.یک مطالعه که بر روی نوجوانانی که ماریجوانا مصرف می‌کنند انجام شد نشان داد که ارتباطات عصبی ضعیفی در مناطق خاص مغز که درگیر طیف گسترده‌ای از عملکرده‌های اجرایی مانند حافظه، یادگیری و کنترل تکانه‌ها در مقایسه با افرادی که ماریجوانا مصرف نمی‌کنند است. این بدان معناست که افراد نوجوانی که ماریجوانا مصرف می‌کنند عملکرد ضعیف‌تری در رابطه با یادگیری مسائل جدید، حافظه و کنترل تکانه‌ها نسبت به سایر نوجوانان دارند.نوجوانانی که به طور منظم ماریجوانا می‌کشند (به طور روزانه و به مدت سه سال) تغییراتی در قسمت هیپوکامپ مغزشان رخ می‌دهد. هیپوکامپ قسمتی از مغز است که مسئول حافظه بلند مدت در مغز می‌باشد.با مطالعاتی که در این باره انجام شد، محققان دریافتند که هرچه کاربر به مدت طولانی‌تر (و همینطور مزمن‌تر) از ماریجوانا استفاده کند، شکل و فرم هیپوکامپ بیشتر به صورت غیرطبیعی تغییر می‌کند و در نتیجه حافظه طولانی مدت این افراد به طرز چشمگیری تضعیف می‌شود.‌مشکلات تنفسیاگرچه ماریجوانا و توتون دو ماده کاملا متفاوت هستند، اما مصرف هر کدام از این دو ماده می‌تواند تاثیرات و عوارض مشابهی بر روی ریه‌های فرد مصرف کننده بگذارد. مانند کسانی که سیگار می‌کشند، مصرف کننده‌گان ماریجوانا از خطر بیشتری برای ابتلا به سرماخوردگی سینه، برونشیت و عفونت‌های ریوی برخوردار هستند.بیش از این اعتقاد بر این بود که ویپ کردن (سیگار الکترونیکی) ماریجوانا نسبت به کشیدن آن یک راه امن‌تری برای مصرف این ماده مخدر است. اما امروزه ما می‌دانیم که ویپ و استفاده از سیگار الکترونیکی می‌تواند باعث ایجاد و ابتلای فرد به آسیب ریوی (EVALI) شود. (EVALI) یک بیماری ریوی است که منجر به مشکلات تنفسی می‌شد و می‌تواند منجر به بستری شدن فرد در بیمارستان و حتی مرگ او شود.‌سرطاندر حالیکه سرفه‌های مداوم و سرماخوردگی آزار دهنده‌ترین و ناخوشایندترین عوارض مصرف ماریجوانا است، اما به طور خاص افرادی که این ماده را مصرف می‌کنند از خطر بیشتری برای لتلا به سرطان ریه که یک بیماری جدی و تهدیده کننده زندگی است برخورداند. دود ماریجوانا حاوی برخی از محتویاتی است که در تنباکو نیز استفاده می‌شود و می‌تواند منجر به سرطان شود. گاهی اوقات این محتویات در ماریجوانا از غلظت بیشتری نسبت به تنباکو برخوردار است.با توجه به نحوه استعمال ماریجوانا (شخص اغلب پس از استنشاق آن را در خود نگه می‌دارد.) دور از تصور نیست که چرا ماریجوانا خطر ابتلا به سرطان بیشتری نسبت به تنباکو دارد.با این حال، تاکنون، مطالعات جمعیتی نتوانسته است به طور آشکار افزایش خطر ابتلا به سرطان ریه را در استفاده از ماریجوانا به طور کامل بررسی کند. چیزی که این مطالعه را دشوار کرده است این است که بیشتر افرادی که ماریجوانا مصرف می‌کنند به طور همزمان تنباکو نیز می‌کشند و همچنین ممکن است از مواد دیگری نیز همراه با آن‌ها استفاده کنند. همین امر مطالعه در این باره را با چالش روبه‌رو می‌کند.‌سرطان بیضهکشیدن ماریجوانا می‌تواند به طور خاص برای مردان جوان خطرناک باشد. برخی مطالعات نشان می‌دهد که ارتباطی بین افزایش خطر ابتلا به نوع خاصی از سرطان بیضه و مصرف ماریجوانا وجود دارد.مطالعه‌ای که در سال ۲۰۱۵ در مجله پزشکی BMC cancer انجام شد نشان داد که استفاده از ماریجوانا یک بار در هفته و یا مصرف آن برای بیشتر از ۱۰ سال با افزایش بالقوه خطر ابتلا به سرطان بیضه همراه است.‌مشکلات قلبیدر عرض چند دقیقه پس از مصرف ماریجوانا، ضربان قلب شما افزایش می‌یابد و تغییراتی در فشار خون شما ایجاد می‌شود، این امر می‌تواند برای افرادی که مشکلات قلبی دارند بسیار خطرناک باشد. محققان دریافته‌اند که افرادی که ماریجوانا مصرف می‌کنند در مقایسه با افرادی که این نوع ماده را مصرف نمی‌کنند، بیشتر در معرض حمله قلبی قرار می‌گیرند. همچنین مطالعات نشان داده است که ارتباطی بین مصرف ماریجوانا و آریتمی و همچنین احتمال خطر سکته مغزی وجود دارد.کانابینوئیدها همچنین می‌توانند به طور بالقوه در اثربخشی بسیاری از داروهای تجویز شده برای بیماری‌های قلبی تداخل ایجاد کنند. این داروها عبارت‌اند از: داروهای ضد آریتمی، استاتین، مسدود کننده‌‌های کانال کلسیم، مسدودکننده‌های بتا و وارفارین.‌سلامت استخوانتحقیقات هنوز هم در رابطه با تاثیر ماریجوانا بر روی سلامت استخوان‌ها متفاوت است. طبق مطالعه‌ای که در سال ۲۰۱۷ در مجله پزشکی آمریکایی منتشر شد، افرادی که به طور منظم ماریجوانا مصرف می‌کنند از خطر بیشتری برای کاهش تراکم استخوان برخورداند. این مشکل می‌تواند خطر شکستگی استخوان را افزایش دهد. با این حال مطالعه‌ی دیگری نیز در همان سال در مجله Archives of Osteoporosis انجام شد. این مطالعه هیچ ارتباطی میان مصرف ماریجوانا و کاهش تراکم استخوان پیدا نکرد.‌مشکلات روانیکشیدن مداوم ماریجوانا احتمال روان پریشی را (در حدود ۵ برابر) در افراد مصرف کننده نسبت به افرادی که تاکنون از این ماده استفاده نکرده‌اند افزایش می‌دهد. افراد جوانتر و افرادی که در اوایل بیست سالگی‌شان قرار دارند و از این ماده استفاده می‌کنند به طور ویژه در معرض بیشتری برای ابتلا به اختلال روانپریشی قرار دارند. همچنین مشخص شده است که مصرف زیاد ماریجوانا در دوران نوجوانی (به ویژه در دختران نوجوان) موجب افزایش افسردگی و اضطراب در کل زندگی فرد می‌شود. با وجود آنچه بسیاری از مردم معتقدند، ماریجوانا به طور بالقوه اعتیاد آور و مزمن است، اما مصرف طولانی مدت آن می‌تواند منجر به اختلال مصرف حشیش شود. تقریباً از هر 12 مصرف کننده ماریجوانا یک نفر در نهایت به این ماده اعتیاد پیدا می‌کند. برخی از افراد سال‌ها با اعتیاد به ماریجوانا زندگی می‌کنند بدون اینکه از این مسئله مطلع شوند و یا به دنبال کمک باشند.منبع: Healthlineترجمه: نغمه عثمان‌پور</description>
                <category>پزشک خوب</category>
                <author>پزشک خوب</author>
                <pubDate>Wed, 07 Apr 2021 16:21:21 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ناتوانی در ارگاسم واژینال</title>
                <link>https://virgool.io/pezeshkekhoob/%D9%86%D8%A7%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%A7%D8%B3%D9%85-%D9%88%D8%A7%DA%98%DB%8C%D9%86%D8%A7%D9%84-pw0ticu56t10</link>
                <description>این تصور مسئله دار که ارگاسم واژینال یک تجربه عادی لذت جنسی برای کسانی است که به آن دست می‌یابند، تا حدی به زیگموند فروید بر می‌گردد. فروید معتقد بود که ارگاسم تنها از طریق واژن (یعنی داشتن ارگاسم واژینال) کامل‌تر از ارگاسم کلیتورال است. فروید این اعتقاد را داشت چرا که فکر می‌کرد کلیتوریس به دلیل شباهت ساختاری آن به آلت تناسلی مردانه یک ارگان مردانه است. از نظر او نیاز به تحریک این قسمت مردانه برای لذت جنسی، کمتر زنانه به نظر می‌رسید. امروزه، ما می‌دانیم که عقاید فروید در مورد لذت جنسی بر اساس استدلال نادرست و فرضیات هتروکسیستی استوار بود. تحقیقات به طور واضح متغیرهایی را درباره ارگاسم واژینال و کلیتورال در افراد نشان می‌دهد. ارگاسم واژینال گزینه‌ای در دسترس برای همه نیست و افرادی که ارگاسم واژینال ندارند تفاوتی با افرادی که آن را تجربه می‌کنند ندارند. ارگاسم واژینال یک باور غلط نیست. افرادی که فقط از طریق تحریک واژن به ارگاسم می‌رسند ممکن است اکثریت جامعه را تشکیل ندهند، اما وجود دارند.‌ارگاسم چیست؟لذت جنسی به اشکال مختلفی وجود دارد که افراد می‌توانند آن را تجربه کنند و تقریباً به همان تعداد پاسخ به این سوال وجود دارد که چگونه رابطه جنسی را تعریف کنیم. ارگاسم معمولاً به عنوان یک سری انقباضات ریتمیک عضلات دستگاه تناسلی زنانه و به دنبال آن شل شدگی عضلات آن به شمار می‌رود. در مردان این امر اغلب با انزال همراه است. در زنان ارگاسم معمولا با ترشحاتی (مایع منی در مردان)  همراه نیست. در رابطه جنسی زنان می‌توانند ارگاسم را یکبار و یا چندین بار تجربه کنند و یا اصلا آن را تجربه نکنند. ارگاسم همچنین می‌تواند بدون هیچ تحریک جنسی یا فقط در پاسخ به انواع خاصی از تحریک رخ دهد.بخش عمده‌ای از آموزش‌های سکس تراپی بر دستیابی به ارگاسم برای هردو طرف متمرکز است.‌درباره ارگاسم در این مقاله بیشتر بخوانید: ارگاسم چیست؟ انواع ارگاسم و چگونگی ارگاسم در زنان و مردان‌انواع مختلف ارگاسمهنگامی که درباره انواع ارگاسم در زنان صحبت می‌کنیم، افراد گاهی اوقات میان ارگاسم کلیتورال و ارگاسم واژینال تفاوت قائل می‌شوند. ارگاسم کلیتورال، ارگاسمی است که از طریق تحریک کلیتوریس (مثلا از طریق رابطه جنسی دهانی و ...) رخ می دهد.ارگاسم واژینال، نوعی ارگاسم است که از طریق تحریک واژن، معمولا در هنگام رابطه جنسی واژینال رخ می‌دهد. برخی از زنان تنها می‌توانند یک نوع از ارگاسم را تجربه کنند، برخی دیگر از هر دو طریق می‌توانند به ارگاسم برسند و برخی از زنان در طول عمرشان اصلا نمی‌توانند ارگاسم را تجربه کنند.‌ارگاسم در حین رابطه واژینالبرخی از افراد نگران این موضوع هستند که آیا نداشتن ارگاسم واژینال امری طبیعی است و معمولا به طور خاص نگران این قضیه هستند که آیا برای رسیدن به ارگاسم تحریک کلیتوریس در حین رابطه واژینال امری طبیعی است یا خیر.  در پاسخ به این سوال باید گفت بله.در واقع باید گفت که تحریک کلیتوریس حین رابطه جنسی می‌تواند دستیابی به ارگاسم را افزایش دهد. (همچنین رسیدن به ارگاسم از طریق تحریک واژن نیز امری طبیعی است اما کمتر اتفاق می‌افتند.)به طور کلی، رسیدن به ارگاسم حین رابطه جنسی نسبتا کم است. مطالعات کمی درباره  رابطه جنسی و ارگاسم در زنان انجام شده است. این مطالعات میان انواع مختلف ارگاسم‌ها تمایزی قائل نمی‌شوند.مطالعه‌ای در سال ۲۰۱۸ سعی داشت میان این نوع مقاربت با دقت تمایز ایجاد کند. این مطالعه نشان داد زنانی که حین رابطه جنسی تحریک کلیتوریس را تجربه می‌کنند، بیشتر به ارگاسم می‌رسند. بیش از نیمی از افراد گزارش شده است که در این نوع رابطه جنسی ارگاسم را تجربه می‌کنند. در مقابل، کمتر از یک سوم از این افراد رسیدن به ارگاسم را بدون تحریک کلیتوریس تجربه کردند. یکی از جامع‌ترین مطالعات مربوط به تجارب ارگاسم در میان زنان در حین رابطه با استفاده از داده‌های تقریبا 50 سال نظرسنجی در فنلاند تکمیل شد. در این مطالعه مشخص شد که تنها ۴۰٪ تا ۵۰٪ از زنان حین رابطه جنسی ارگاسم را تجربه می‌کنند که این درصد با افزایش سن نیز کاهش می‌یابد. این مطالعه همچنین نشان داد که در طی رابطه جنسی بیش از نیمی از زنان طی تحریک واژینال و کلیتوریس، یک سوم تنها از طریق تحریک کلیتوریس و فقط ۶٪ از طریق تحریک واژن به ارگاسم می‌رسند.‌این مطالعه با مطالعات و تحقیقات دیگری که در این زمینه انجام شده است مطابقت دارد و همچنین به طور کلی نشان می‌دهد که تعداد کمی از زنان تنها با تحریک واژن به ارگاسم می‌رسند. یکی از مهمترین دستاوردهای این تحقیق این بود که نشان داد برخی موارد می‌تواند رسیدن به ارگاسم را برای زنان دشوار کند. از این موارد می‌توان به خستگی، استرس و عدم تمرکز اشاره کرد.بعلاوه، اگر چه از هر ۵ زن یک زن نرسیدن به ارگاسم را به شریک جنسی خود ربط می‌دهد، اما اکثریت بر این باورند که نرسیدن به ارگاسم با بدن، زندگی و روان آن‌ها مرتبط است. آن‌ها همچنین این قضیه را به اعتماد به نفس جنسی پایین و کم اهمیت جلوه دادن رابطه جنسی در رابطه مرتبط می‌دانند.‌رسیدن به ارگاسم حین رابطه جنسیبرای برخی از افراد رسیدن به ارگاسم حین رابطه جنسی واژینال اهمیتی ندارد. اما تحقیقاتی برای افرادی که می‌خواهند ارگاسم را حین رابطه جنسی واژینال داشته باشند انجام شده است.این مطالعات نشان می‌دهد که تحریک کلیتوریس حین رابطه جنسی توسط شریک جنسی می‌تواند رسیدن به ارگاسم را افزایش دهد. این کار را می‌توان از طریق تغییر موقعیت‌های جنسی برای افزایش فشار به کلیتوریس، تحریک کلیتوریس توسط شریک جنسی و ... تجربه کرد.همچنین اینکه درباره رابطه جنسی با شریک جنسی‌تان صحبت کنید را فراموش نکنید. برای برخی از زنان تحریک کلیتوریس دردناک و گاهی ناخوشایند است.‌کسانی که نمی‌توانند به ارگاسم برسند.بسیاری از افراد حین رابطه جنسی و یا به طور کلی نمی‌توانند ارگاسم را تجربه کنند. این افراد تعداد کمی از زنان را تشکیل می‌دهند. اما چرا برخی از زنان نمی‌توانند ارگاسم را تجربه کنند؟ترکیبی از عوامل روانی و فیزیکی می‌تواند تجربه ارگاسم را برای زنان دشوار کند. اگر شما حین رابطه جنسی نمی‌توانید ارگاسم را تجربه کنبد و یا به ناتوانی جنسی مبتلا هستید، یافتن یک متخصص در این زمینه می‌تواند بسیار موثر باشد. یک متخصص زنان و زایمان و یک سکس تراپیست می‌توانند در این امر بسیار به شما کمک کنند و در نتیجه مشکل شما را برطرف کنند.اگرچه هر دوی این افراد می‌توانند بسیار در این زمینه به شما کمک کنند اما سکس تراپیست به دلیل تخصص بیشتر در این زمینه بیشتر می‌تواند موثر باشد.در نهایت شناخت بدن و روان می‌تواند برای رسیدن به ارگاسم و راه‌های رسیدن به آن را آسان کند.منبع: Healthlineترجمه: نغمه عثمان‌پور</description>
                <category>پزشک خوب</category>
                <author>پزشک خوب</author>
                <pubDate>Wed, 07 Apr 2021 16:13:29 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آیا تنهایی یک بیماری است؟</title>
                <link>https://virgool.io/pezeshkekhoob/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D8%AA%D9%86%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D8%A8%DB%8C%D9%85%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-nvdsog4tdvdi</link>
                <description>احساس تنهایی یک مشکل شایع در جامعه امروزی است که برای هر فرد به صورتی پیچیده و ویژه است. از آنجا که این حس هیچ دلیل معمولی ندارد، پیشگیری و درمان این حالت روحی آسیب رسان بسیار متفاوت است. به عنوان مثال، یک کودک تنها که در مدرسه با پیدا کردن دوست به مشکل بر می‌خورد، نیازهای متفاوتی نسبت به یک بزرگسال که همسرش اخیراً فوت کرده است و به همین دلیل احساس تنهایی را تجربه می‌کند دارد. در این مقاله به بررسی دلایل مختلف تنهایی، پیامدهای آن، علائم و درمان آن می‌پردازیم.‌معنی تنهاییدر حالی که تعاریف رایج از تنهایی آن را به عنوان یک حالت خلوت یا تنها بودن توصیف می‌کند، اما تنهایی در واقع یک حالت ذهنی است. محققان حس تنهایی را به عنوان حسی که در هفته بیش از یک بار رخ می‌دهد توصیف می‌کنند. تنهایی باعث می‌شود که افراد احساس تنهایی و پوچی را تجربه کنند. افرادی که تنها هستند اغلب خواستار برقراری ارتباط با دیگران هستند اما وضعیت روحی و روانی آن‌ها این ارتباط را برای آن‌ها دشوار می‌کند.تنهایی از نظر بسیاری از روانشناسان به معنای تنها بودن در جا و مکانی نیست. در عوض احساس تنهایی زمانی رخ می‌دهد که حس انزوا را تجربه کنید. به عنوان مثال یک دانشجوی ترم اولی با وجود بودن در دانشگاه ممکن است احساس تنهایی بکند. سربازی که کار نظامی خود را آغاز می‌کند، ممکن است پس از اعزام به یک کشور خارجی، علی رغم اینکه دائماً توسط سایر اعضای نظامی احاطه شده باشد، احساس تنهایی کند.‌آیا تجربه احساس تنهایی یک نوع بیماری است؟تنهایی، که منجر به ایجاد احساس پریشانی و اختلال در عملکرد افراد می‌شود، ممکن است از بسیاری از جهات ارزیابی شود و بنابراین می‌تواند به عنوان یک بیماری تشخیص داده شود. یک فرد تنها اغلب احساس کمبود، درماندگی، جدایی یا تبعیض می‌کند. در طی تعاملات اجتماعی مشکل پیدا می‌کند. این فرد اغلب احساس رها شدن و تنهایی می‌کند.به این نوع تنهایی، تنهایی مزمن گفته می‌شود. اگر می‌خواهید بیشتر با تجربه تنهایی مزمن آشنا شوید، پیشنهاد می کنیم این مقاله را بخوانید:‌ تنهایی مزمن چیست؟ علائم، عوارض، تشخیص و درمان تنهایی مزمن‌علل تنهاییعوامل موثر در تنهایی متغیرهای موقعیتی مانند انزوای جسمی، انتقال به مکان جدید و طلاق هستند. مرگ عزیزان نیز می‌تواند باعث ایجاد حس تنهایی در فرد شود. علاوه بر این احساس تنهایی می‌تواند ناشی از یک اختلال روانی مانند افسردگی باشد. همچنین تنهایی را می‌توان به عوامل درونی مانند عزت نفس پایین نیز نسبت داد. افرادی که از کمبود اعتماد به نفس رنج می‌برند اغلب معتقدند که شایسته توجه دیگران نیستند. که همین امر می‌تواند منجر به تنهایی و احساس انزوا در فرد شود.‌خطرات سلامتی مرتبط با تنهاییتنهایی تاثیرات منفی گسترده‌ای بر سلامت جسمی و روانی می‌گذارد. این تاثیرات عبارت‌اند از:اعتیاد به الکل و مصرف مواد مخدرتغییر عملکرد مغزپیشرفت بیماری آلزایمررفتار ضد اجتماعیبیماری‌های قلبی و عروقی و سکته مغزیکاهش حافظه و یادگیریافسردگی و خودکشیافزایش سطح استرستصمیم گیری ضعیفاین عوامل تنهای عواملی نیست که بر سلامتی تاثیر می‌گذارند. افرادی که به تنهایی مبتلا هستند کمتر از سایر افراد ورزش می‌کنند. آن‌ها در رژيم غذایی خود بیشتر از چربی اضافه استفاده می‌کنند. خواب آن‌ها کیفیت کمتری دارد و در طول روز بیشتر احساس خستگی می‌کنند. تنهایی همچنین تنظیم فرایندهای سلولی را در اعماق بدن مختل می‌کند و ما را مستعد پیری زودرس می‌کند.‌تحقیقات درباره تنهایی چه می‌گوید؟محققان دریافته‌اند که حس تنهایی کمتر با ازدواج، درآمد بالاتر و تحصیلات بالاتر مرتبط است. همچنین افزایش تنهایی با علائم سلامت جسمی، زندگی در تنهایی، استفاده بیشتر از شبکه‌های اجتماعی و روابط اجتماعی بی‌کیفیت همراه است.‌داشتن دوست صمیمی به مبارزه با تنهایی کمک می‌کند.محققان همچنین دریافته‌اند که تجربه احساس تنهایی در ایالات متحده بیشتر از کشورهای دیگر دیده می‌شود. از سال ۱۹۸۵ به بعد تعداد افراد در ایالات متحده سه برابر بیشتر شده است. افزایش استفاده از اینترنت و از اتفاقا رسانه‌های اجتماعی تا حدودی مقصر هستند. کارشناسان بر این باورند که کمیت تعامل اجتماعی نیست که با تنهایی مقابله می‌کند، بلکه کیفیت آن است. تحقیقات نشان می‌دهد که داشتن حداقل ۳ دوست صمیمی می‌تواند در کاهش احساس تنهایی و پیامدهای منفی جسمی و روحی کافی باشد.‌تنهایی می‌تواند مسری باشد.یک مطالعه نشان می‌دهد که تنهایی در واقع مسری است. در یک مطالعه‌ای که ۱۰ سال به طول انجامید، محققان نحوه گسترش تنهایی در شبکه‌های اجتماعی را بررسی کردند. نتایج این مطالعه نشان داد که افرادی که یکی از عزیزانشان احساس تنهایی را تجربه می‌کنند تا ۵۲٪ بیشتر از سایر افراد ممکن است تجربه احساس تنهایی یا ترس از تنهایی را داشته باشند.‌نکاتی برای جلوگیری و غلبه بر تنهاییتنهایی مسئله‌ای است که می‌توان بر آن غلبه کرد. این کار به یک تلاش آگاهانه از طرف شما برای ایجاد تغییر نیاز دارد. در طولانی مدت، ایجاد یک تغییر در زندگی می‌تواند شما شادتر و سالم‌تر کند و همچنین شما را قادر می‌سازد تا دیگران را از جهات مثبت تحت تاثیر قرار دهید.در اینجا به بررسی مواردی می‌پردازیم که می‌تواند تجربه احساس تنهایی را کاهش دهد و همچنین باعث غلبه بر آن‌ها شود:خدمات اجتماعی یا فعالیت دیگری را که از آن لذت می‌برید در نظر بگیرید. این شرایط فرصت‌های خوبی را برای ملاقات با مردم و ایجاد دوستی و تعاملات اجتماعی جدید فراهم می‌کند.انتظار بهترین‌ها را داشته باشید: افراد تنها اغلب منتظر طرد شدن هستند، بنابراین در روابط اجتماعی خود بر افکار و نگرش‌های مثبت تمرکز کنید.بر ایجاد روابط با کیفیت تمرکز کنید: به دنبال افرادی باشید که نگرش، علایق و ارزش‌های مشابهی با شما دارند.تشخیص دهید که تنهایی نشانه این است که چیزی باید تغییر کند.تاثیراتی را که تنهایی بر زندگی شما داشته است را بررسی کنید. تنهایی می‌تواند پیامدهای جسمی و روحی را برای شما ایجاد کند.‌سخن آخر پزشک خوبداشتن احساس تنهایی می‌تواند تاثیر بسیاری بر روی زندگی روزمره شما داشته باشد. این حس می‌تواند به طور منفی بر روی زندگی شما تاثیر بگذارد، انجام کارهایی که می‌خواهید انجام دهید را مختل کند و همچنین عملکرد شما را در انجام امور مرتبط با زندگی کاهش دهد. چرا که شما در طی روز احساس افسردگی را تجربه می‌کنید و تجربه حس غم و اندوه و افسردگی به خودی خود می‌تواند مختل کننده زندگی‌ شما باشد. اگر با این مشکلات دست و پنجه نرم می‌کنید مراجعه به یک روان درمانگر بهترین گزینه برای کاهش و در نهایت از بین بردن این حس در شما و علائمی است که می‌تواند برای شما بوجود آورد می‌باشد.منبع: Healthlineترجمه: نغمه عثمان‌پور</description>
                <category>پزشک خوب</category>
                <author>پزشک خوب</author>
                <pubDate>Wed, 07 Apr 2021 16:05:56 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>علائم اضطراب در کودکان</title>
                <link>https://virgool.io/pezeshkekhoob/%D8%B9%D9%84%D8%A7%D8%A6%D9%85-%D8%A7%D8%B6%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%A8-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-l9thml2yd1s2</link>
                <description>کودکان مبتلا به اضطراب ممکن است علائم کاملاً مشابه بزرگسالان را بروز ندهند. به عنوان مثال کودکان ممکن است علاوه بر ترس و نگرانی، خشم یا تحریک پذیری را نیز از خود بروز دهند. در حالی که برخی از اضطراب‌های دوران کودکی طبیعی و مورد انتظار هستند، برخی از کودکان دارای اختلالات اضطرابی هستند. خوشبختانه اقداماتی وجود دارد که والدین می‌توانند برای کمک به آن‌ها و کنار آمدن با احساس اضطراب در کودکانشان انجام دهند.‌ترس و نگرانی‌های شایع دوران کودکیبسیاری از اتفاقات به طور طبیعی وجود دارند که می‌توانند باعث تجربه احساس ترس و نگرانی در همه سنین کودکی شوند. موقعیت‌های جدید، وظایف چالش برانگیز و حتی ملاقات با افراد ناآشنا هر از چندگاهی باعث ترس و اضطراب در کودکان می‌شود. سایر ترس‌های شایع در سنین مختلف کودکی عبارتند از:اضطراب ملاقات با افراد ناآشنا از ۷ الی ۹ ماهگی شروع می‌شود و در حدود ۳۱ ماهگی برطرف می‌شود.ترس از تاریکی، هیولاها، حشرات و حیوانات در کودکان پیش دبستانیترس از ارتفاع یا طوفان در کودکان کم سن‌تر در مدرسهنگرانی درباره مدرسه و دوستان در کودکان دبستانی و نوجواناناین ترس‌ها و نگرانی‌ها در دوران کودکی طبیعی است و معمولا با بزرگتر شدن کودک خود به خود کاهش می‌یابند و از بین می‌روند.‌علائم و نشانه‌های اختلال اضطراب در کودکانبه همان اندازه که اضطراب طبیعی در کودکان شایع است، داشتن اختلالات اضطرابی نیز در میان کودکان امری شایع است. کودکان مبتلا به اختلال اضطراب ممکن است علائم زیر را تجربه کنند:عصبانیت یا پرخاشگریاجتناب از شرایط خاصشب ادراریتغییر در اشتهاخستگیبه دردسر افتادن در مدرسهسردردخلق تحریک پذیرتنش عضلانیعادت‌های عصبی مانند جویدن ناخنکابوس‌های شبانهامتناع از رفتن به مدرسهبی‌قراریکناره‌گیری اجتماعیدل دردمشکل در تمرکزمشکل در خواب (بی‌خوابی)‌دفعات ظهور علائم، بسته به ماهیت اضطراب متفاوت است. برخی از ترس‌ها (مانند اضطراب اجتماعی یا فوبیا) ممکن است در اثر موقعیت‌ها، اشیا یا مکان‌های خاص ایجاد شوند. انواع دیگر اضطراب، مانند اختلال اضطراب عمومی یا اختلال وحشت، می‌تواند منجر به علائمی شود که با تکرار بیشتر رخ می‌دهد. سایر علائم اضطراب شامل علائمی است که روی توانایی یادگیری کودک، تعامل با همسالان، خواب شبانه یا عملکرد طبیعی زندگی روزمره فرد تاثیر می‌گذارد. ترس طبیعی کودک که فراتر از سنی که انتظار می‌رود باقی بماند (مانند ترس از تاریکی یا احساس ترس در مواردی از والدین کنار آن‌ها نیست) نیز باعث نگرانی است.‌انواع اضطراب دوران کودکیمانند بزرگسالان، کودکان نیز ممکن است به اختلالات اضطرابی مبتلا شوند. این اختلالات شامل اضطراب جدایی، وسواس فکری عملی (OCD) و حملات وحشت است. تشخیص برخی از علائم اضطراب راحت‌تر است، اما تشخیص سایر اختلالات اضطرابی ممکن است کمی سخت‌تر باشد. برخی از انواع مختلف اضطراب دوران کودکی عبارت‌اند از:‌۱- اضطراب جداییاضطراب جدایی شامل ترس اغراق آمیز از جدا شدن از والدین و مراقبان است. این نوع اضطراب در کودکان خردسال نسبتاً شایع‌تر است و معمولاً هنگامی که کودک در حدود ۳ یا ۴ ساله باشد، فروکش می‌کند. علائم اضطراب جدایی معمولاً به راحتی قابل تشخیص است و شامل امتناع از رفتن به جایی بدون والدین یا مراقبان، امتناع از خوابیدن به تنهایی یا امتناع از رفتن به مدرسه است.درباره اضطراب جدایی در این مقاله بیشتر بخوانید:‌ ‌اختلال اضطراب جدایی در کودکان و نوجوانان چیست؟‌۲- اختلال اضطراب فراگیربه عنوان بخشی از تشخیص اختلال اضطراب فراگیر (GAD)، کودک باید به مدت شش ماه یا بیشتر یکی از این علائم را داشته باشد.آن‌ها باید درباره بیش از یک چیز تحریک شوند، مانند اضطراب در مورد کار، مدرسه و دوستان. همچنین کودک مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر در کنترل احساسات خود در رابطه با اضطراب دچار مشکل خواهند شد. به عنوان مثال ممکن است در نتیجه نخوابیدن زیاد که یکی از علائم اضطراب است آنقدر تحریک پذیر شوند که در نگه داشتن دوستانشان به مشکل بر بخورند و یا نمرات آن‌ها به طرز چشمگیری به دلیل عدم تمرکز کاهش یابد. کودکان مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر ممکن است علائم جسمی مانند سردرد، شکم درد و دردهای عضلانی را نیز تجربه کنند.‌۳- فوبیاهای خاصعلاوه بر یک اختلال اضطراب فراگیر، کودکان می‌توانند فوبیاهای (ترس) خاصی را تجربه کنند. کودکان مبتلا به فوبیای خاص تنها در مواجه با موقعیت‌های خاص مانند طوفان، رعد و برق، عنکبوت، تنها ماندن یا رفتن به استخر دچار استرس و اضطراب می‌شوند. در چنین مواقعی اگرچه کودکان پس از مواجه با ترس ممکن است گریه کنند و یا به والدین خود بچسبند، اما خوشبختانه با افزایش سن کودک این ترس‌ها کم رنگ‌‌تر می‌شوند.‌۴- اختلال اضطراب فکری عملی (OCD)کودکان مبتلا به OCD ممکن است در مورد برخی چیزها یا رفتارهای تکراری یا اعمال ذهنی (اجباری) که انجام می‌دهند، افکار یا انگیزه‌های مکرری را انجام دهند(مانند شستن بیش از حد دستانشان، بررسی مکرر مسائل یا تکرار برخی کلمات یا عبارات.)‌۵- حملات وحشتاین نوع اختلال اضطراب کمتر در کودکان معمول است. حملات هراس بیشتر در سنین نوجوانی رخ می‌دهند. به علاوه داشتن ترس غیر عادی یا ناراحتی شدید، کودکان مبتلا به این نوع اختلال باید حداقل چهار یا بیش از چهار نشانه از علائم زیر را داشته باشند.درد قفسه سینهلرز یا گر گرفتگیسرگیجهاحساس خفگیترس از دست دادن کنترلاحساس تنگی نفسخواب رفتگی یا احساس سوزن سوزن شدنتپش قلب و ضربان قلب بالاتعریق‌۶- اختلال گنگی انتخابی یا سکوت انتخابیاز بین همه اختلالات اضطرابی در کودکان، سکوت انتخابی شاید موردی است که معمولاً نادیده گرفته می‌شود، زیرا بسیاری از افراد فکر می‌کنند این کودکان کاملاً خجالتی هستند. كودكان مبتلا به اختلال سکوت انتخابی در واقع از گفتگو با دیگران امتناع می‌ورزند و فقط ممكن است با اعضای نزدیک خانواده در خانه صحبت كنند. این کودکان در مدرسه یا موقعیت‌های دیگر، زمانی که انتظار می‌رود که صحبت کنند، اغلب مضطرب می‌شوند و احساس ناراحتی می‌کنند.‌چگونه به کودکانی که به اختلالات اضطراب مبتلا هستند کمک کنیم؟خوشبختانه اضطراب یک مشکل قابل درمان است. اگر علائم اضطراب در فعالیت‌های عادی روزمره کودک شما تداخل ایجاد می‌کند، هرچه سریع‌تر به متخصص اطفال، روانشناس کودک و یا روانپزشک کودک مراجعه کنید. برای کودکان در سن مدرسه، یک مشاور مدرسه همچنین می‌تواند پشتیبانی، مشاوره و معرفی برای ارزیابی و درمان بیشتر را ارائه دهد.همچنین مهم است که به خاطر داشته باشید که درست مانند زنان بزرگسال ابتلا به اختلالات اضطرابی در دختران ۲ برابر بیشتر از پسران است. از آنجا که اضطراب در صورت عدم درمان پیشرفت می‌کند، متخصصان پیشنهاد می‌کنند که تمام دختران ۱۳ ساله و بالاتر باید از نظر اضطراب در معاینات روتین سلامت بررسی شوند. همچنین مواردی وجود دارد که والدین می‌توانند در خانه انجام دهند تا به کودکان در یادگیری نحوه مدیریت احساس اضطراب کمک کنند. اقداماتی که والدین می‌توانند انجام دهند شامل موارد زیر است:‌۱- از آنچه فرزندتان می ترسد دوری نکنید.اگرچه این امر ممکن است باعث تسکین کوتاه مدت شود، اما استفاده از اجتناب به عنوان مکانیزم کنار آمدن، اضطراب را تقویت می‌کند و با گذشت زمان آن را بدتر می‌کند.‌۲- به کودکان خود درباره ترسهایشان اطمینان خاطر دهید و از پاسخ‌های مثبت الگو بگیرید.به نگرانی‌های فرزند خود گوش فرا دهید، اما مراقب باشید این ترس‌ها را تقویت نکنید. در عوض، به کودک خود کمک کنید تا در حین مدل سازی مناسب، روش‌ها و تکنیک‌های آرامش و پاسخ‌ها و واکنش‌های غیر اضطرابی را تمرین کند.‌۳- به کودک خود کمک کنید تا یاد بگیرد ترس خود را تحمل کند.به کودکتان اجازه دهید که در هنگام استفاده از تکنیک‌های آرام سازی برای آرام کردن پاسخ ترس، به تدریج در معرض منبع ترس خود قرار گیرد، این امر می‌تواند به او کمک کند تا تحمل پریشانی را یاد بگیرد و سرانجام یاد بگیرد که هیچ چیز ترس ندارد.اقداماتی که والدین برای کنار آمدن با ترس انجام می‌دهند می‌تواند بر نحوه کنار آمدن کودکان با ترسشان تاثیر بگذارد. در حالی که والدین نباید تظاهر کنند که اضطراب ندارند و از چیزی نمی‌ترسند، آن‌ها باید به کودکان نشان دهند که این چیزی است که می‌تواند با آرامش تحمل شود و به طور موثر مدیریت شود.‌۴- به روانشناس کودک مراجعه کنید.بسیاری از مشکلاتی که باعث بروز اضطراب در کودکان می‌شوند توسط والدین قابل شناسایی نیست. یک روانشناس کودک می‌تواند در این زمینه به والدین کمک کند تا منشا اضطراب کودک را کشف کرده و آن را رفع کنند.‌منبع: ‌Healthlineترجمه: نغمه عثمان‌پور</description>
                <category>پزشک خوب</category>
                <author>پزشک خوب</author>
                <pubDate>Mon, 05 Apr 2021 12:24:12 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چطور با یک شخصیت مرزی کنار بیاییم؟</title>
                <link>https://virgool.io/pezeshkekhoob/%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D8%A8%D8%A7-%DB%8C%DA%A9-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D9%85%D8%B1%D8%B2%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D8%A7%DB%8C%DB%8C%D9%85-faedx7cu46cz</link>
                <description>تجربه یک رابطه به تنهایی می‌تواند باعث بروز استرس و نگرانی شود. بسیاری از بیماری‌ها و اختلالات روانی می‌توانند استرس بیشتری را به یک رابطه وارد کنند. به خصوص اگر خود فرد در پی درمان نباشد، مشکل چالش برانگیزتر هم می‌شود. «اختلال شخصیت مرزی» (Borderline Personality Disorder) در زیر مجموعه اختلالات شخصیتی و روانی قرار می‌گیرد. افرادی که به اختلال شخصیت مرزی مبتلا هستند بر اساس شدت علائم‌شان، تغییراتی را در نحوه درک روابط تجربه می‌کنند. این امر می‌تواند به چالش‌های مختلفی در روابط (چه برای فرد مبتلا و چه اطرافیان او) منجر شود. اما چطور باید با یک فرد مبتلا به اختلال مرزی کنار بیاییم؟‌اختلال شخصیت مرزی چیست؟اختلال شخصیت مرزی (BPD) معمولاً در دوره نوجوانی یا اوایل دوره ۲۰ سالگی تشخیص داده می‌شود. افرادی که به این اختلال مبتلا هستند، غالباً تغییرات زیادی را در خلق و خوی خود تجربه می‌کنند و اغلب در خودشناسی و شناخت دنیای اطرافشان به مشکل بر می‌خورند.علائم شایع اختلال شخصیت مرزی شامل موارد زیر است:ترس از رها شدن و مشکل در اعتماد کردنبی‌ثباتی در روابطتصویر ناپایدار درباره خود و احساساتافکار مکرر خودکشی و تهدید به خودزنیرفتارهای خودآزاریتغییر مداوم و شدید در خلق و خوسوءظن درباره دیگران و قصد آن‌هااحساس پوچی و غمخشم شدید و مشکل در کنترل خشماحساس جدا شدن از خود و قطع ارتباط با جهان اطراف‌دوره‌های تکرار، شدت و مدت زمان ادامه هر یک از علائم بسته به فرد و شرایط متفاوت است. اختلال خلقی در افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی نیز امری شایع است. از شایع‌ترین علائم این نوع اختلال در افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:اضطرابافسردگیحملات پانیک (وحشت)اختلال استرس پس از سانحه (PTSD)‌در این مقاله درباره تفاوت اختلال دوقطبی  اختلال مرزی بیشتر نوشته‌ایم: ‌اختلال دوقطبی و اختلال شخصیت مرزی چه فرقی دارند؟‌تاثیر اختلال شخصیت مرزی بر روابطتحقیقات نشان می‌دهد که سبک دلبستگی افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی یک مشکل معمول در روابط آن‌ها است. برخی از این مشکلات عبارت‌اند از:‌۱- ترس از رها شدنترس از طرد شدن باعث ایجاد وابستگی بیش از حد به شریک زندگی برای جلوگیری از ترک آن‌ها می‌باشد. ممکن است ترس از طرد شدن، باعث شود خودشان رابطه را تمام کنند.‌۲- مشکل در برقراری ارتباطبرقراری ارتباط با افراد به دلیل تغییر دیدگاه‌های هویتی و جایگاه این افراد در جهان به چالش کشیده می‌شود. این امر می‌تواند منجر به مشکل در برقراری ارتباط با شریک زندگی فرد شود و رابطه را آشفته کند.‌۳- نوسانات خلقیافراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی با تغییرات زیادی در خلق و خو روبه‌رو هستند و تمایل دارند همه چیز را خوب مطلق یا بد مطلق بدانند. مطالعات نشان می‌دهد که با شروع علائم اختلال شخصیت مرزی در بزرگسالی، اقدامات خصمانه، پرخاشگری کلامی و پرخاشگری جسمی در روابط افزایش می‌یابد.‌۴- بی‌اعتمادیافراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی نسبت به دیگران بی‌اعتماد و مشکوک هستند. این مشکل می‌تواند باعث شود آن‌ها اهداف عاشقانه شریک زندگی خود را زیر سوال ببرند و به رفتار آن‌ها بی‌اعتماد باشند.برداشت از رابطه برای فرد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی منفی‌تر از شریک زندگی آن‌ها است و نشان می‌دهد که علائم اختلال شخصیت مرزی بر شادی و اعتماد آن‌ها به روابط عاشقانه تأثیر می‌گذارد.‌تشخیص و درمان اختلال شخصیت مرزیتشخیص اختلال شخصیت مرزی از طریق صحبت و ارزیابی توسط روانشناس انجام می‌شود. آن‌ها از ارزیابی برای بررسی اینکه معیارهای تشخیص اختلال شخصیت مرزی با علائم مراجع تطابق دارد یا خیر و یا برای رد سایر بیماری‌های روانی که علائم مشابه اختلال شخصیت مرزی را دارند استفاده می‌کنند.رواندرمانی اولین درمان برای اختلال شخصیت مرزی است. در واقع رواندرمانی ابزار و مکانیزم‌های مقابله‌ای را برای کمک به شناسایی و مدیریت افکار، احساسات و رفتارها فراهم می‌کند. هدف از رواندرمانی کمک به یادگیری مدیریت احساسات، کاهش اقدامات تکانشی، بهبود آگاهی در روابط عاطفی و درک اختلال شخصیت مرزی است.هیچ دارویی وجود ندارد که به طور خاص اختلال شخصیت مرزی را درمان کند. در برخی موارد، داروها برای کمک به بیماری‌هایی که ممکن است به طور همزمان با این اختلال رخ دهند مانند اضطراب و افسردگی توصیه می‌شوند.‌زوج درمانییک مشاور زوج‌درمانی آموزش دیده می‌تواند به زوجین در شناسایی احساسات ناشی از علائم اختلال شخصیت مرزی و بهبود ارتباط بین آن‌ها کمک کند. زوج درمانی می‌تواند به همسر فرد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی کمک کند تا درک بهتری از این اختلال داشته باشد. آن‌ها طی جلسات می‌توانند تکنیک‌هایی را یاد بگیرند تا بهترین حمایت را از یکدیگر داشته باشند.‌شریک زندگی مبتلا به اختلال شخصیت مرزیاگر با فردی در رابطه هستید که به اختلال شخصیت مرزی مبتلا است مهم است که روی رابطه‌تان تمرکز کنید و در عین حال مراقب خودتان باشید.چالش‌های زیادی وجود دارد که ممکن است در رابطه رخ دهد؛ اما روش‌هایی وجود دارد که می‌توانید برای کمک به شریک زندگی‌تان که مبتلا به اختلال شخصیت مرزی است انجام دهید. این روش‌ها شامل موارد زیر است:‌۱- مطالعه داشته باشید.تا می‌توانید درباره اختلال شخصیت مرزی اطلاعات جدید کسب کنید. درک علت این رفتارها از علائم یک بیماری روانی است که می‌تواند دلسوزی را افزایش دهد و برخی از مشکلات را کاهش دهد.‌۲- به یک رواندرمانگر مراجعه کنید و کمک بگیرید.یک برنامه روان‌درمانی مداوم و تلاش برای برقراری ارتباطات موثر می‌تواند به مدیریت تأثیرات اختلال شخصیت مرزی بر روابط کمک کند. BPD می‌تواند چالش‌های مختلفی را به یک رابطه اضافه کند، اما افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی با مدیریت علائم هنوز هم می‌توانند روابط سالمی داشته باشند.یک روانشناس خوب هم می‌تواند به طرفین یک رابطه کمک کند تا احساسات خود را مدیریت کرده و رابطه خوبی را بسازند.‌۳- تمرین ارتباط واضحاختلال شخصیت مرزی می‌تواند منجر به قضاوت و نتیجه گیری نادرست در فرد مبتلا شود. صحبت کردن واضح و بدون غرض می‌تواند این امر را کاهش دهد.‌۴- نحوه تشخیص علائم دوره‌های اختلال شخصیت مرزی را یاد بگیرید.مکالمات و بحث‌های مهم را برای زمانی بگذارید که فرد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی در وضعیت آرامی قرار دارد.با شناخت علائم دوره‌هایی که فرد مرزی در وضعیت نامناسبی قرار دارد، می‌توانید از بروز مشکلات و آشوب‌ها در رابطه پیشگیری کنید.‌۵- از شریک زندگی‌تان بپرسید که چگونه می‌توانید به او کمک کنید.دانستن چگونگی حمایت از آن‌ها هنگامی که یک دوره از علائم را تجربه می‌کنند، می‌تواند بسیار کمک کننده باشد.‌۶- از خود مراقبت کنید!حمایت از فردی که دارای بیماری روانی است می‌تواند استرس زا باشد، بنابراین دریافت حمایت اجتماعی و یادگیری تکنیک های خودمراقبتی بسیار مهم است.اختلال شخصیت مرزی یک بیماری روانی مادام‌العمر است؛ اما مراجعه به روانشناس می‌تواند به مدیریت علائم کمک کند. افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی اغلب نسبت به دیگران بسیار دلسوز هستند و می‌توانند روابط سالمی داشته باشند.منبع: Healthlineترجمه: نغمه عثمان‌پور</description>
                <category>پزشک خوب</category>
                <author>پزشک خوب</author>
                <pubDate>Mon, 05 Apr 2021 11:40:13 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روانشناس آنلاین: مزایا، معایب و چالش‌ها</title>
                <link>https://virgool.io/pezeshkekhoob/%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3-%D8%A2%D9%86%D9%84%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D9%85%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%A7-%D9%85%D8%B9%D8%A7%DB%8C%D8%A8-%D9%88-%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%D9%87%D8%A7-lakqg1rrrzai</link>
                <description>آیا به فکر رواندرمانی آنلاین هستید؟ اینترنت و شبکه‌های اجتماعی راه‌های جدید را برای رواندرمانی ایجاد کرده است. اما در رابطه با رواندرمانی آنلاین نکات مثبت و منفی وجود دارد که قبل از شروع رواندرمانی آنلاین باید آن را در نظر بگیرید. در مواجه و شروع اپیدمی بحران کووید ۱۹، بسیاری از رواندرمانی‌ها به دلیل ضرورت فاصله گذاری اجتماعی آنلاین شدند. در این مقاله به بررسی مزایای و معایب مشاوره آنلاین می‌پردازیم.‌مزایای رواندرمانی آنلایندر وهله اول به بررسی بزرگترین مزایای درمان آنلاین می‌پردازیم.‌۱- رواندرمانی آنلاین بهترین گزینه برای افرادی است که در مناطق دور زندگی می‌کنند.رواندرمانی آنلاین دسترسی به اطلاعات و درمان‌های بهداشت روان را برای افرادی که در مناطق روستایی و یا دور افتاده  زندگی می‌کنند فراهم می‌کند. افرادی که در چنین مناطقی زندگی می‌کنند، ممکن است به هیچ وجه به درمان‌های دیگر بهداشت روان دسترسی نداشته باشند. چرا که ممکن است مراکز روانشناسی در مناطق آن‌ها بسیار محدود باشد و یا اصلا وجود نداشته باشد.این افراد مجبور هستند که مسافت طولانی را برای دستیابی به کلینیک‌های روانشناسی بپیمایند و همچنین زمان بسیاری را هدر دهند. این امر موجب می‌شود بسیاری از افرادی که به کمک نیاز دارند به دنبال آن نروند.اگر به اینترنت دسترسی داشته باشید، رواندرمانی آنلاین دسترسی نسبتا سریع و آسانی را برای شما فراهم می‌کند.‌۲- دسترسی آسان برای افرادی که محدودیت جسمی دارند.درمان آنلاین امکان دسترسی افرادی را که معلولیت جسمی دارند و یا از خانه نمی‌توانند بیرون بروند را فراهم می‌کند. ناتوانی جسمی یک مشکل بسیار بزرگ برای افرادی است که نیاز به رواندرمانی و دستیابی به بسیاری از خدمات بهداشت روان را دارند است. افرادی که به دلایل مختلف مانند بیماری جسمی یا روانی قادر به ترک خانه خود نیستند، ممکن است درمان آنلاین را جایگزینی مفید برای رواندرمانی سنتی بدانند.‌۳- رواندرمانی آنلاین راحت‌تر و مقرون به صرفه‌تر است.رواندرمانی آنلاین معمولا نسبت به رواندرمانی حضوری راحت‌تر و مقرون به صرفه‌تر است. از آنجایی که شما جلسات رواندرمانی را در خانه خود و در یک حالت راحت انجام می‌دهید، می‌توانید جلسات رواندرمانی را در مناسب‌ترین زمانی که می‌خواهید برنامه‌ریزی کنید.درمانگرانی که فقط مراجعان را به صورت آنلاین معالجه می‌کنند، هزینه‌های کمتری نسبت به سایر افراد مانند اجاره فضای کاری دارند. بنابراین، درمانگران آنلاین اغلب می‌توانند درمان مقرون به صرفه‌ای را برای افرادی که تحت پوشش بیمه درمانی نیستند، ارائه دهند.‌۴- در رواندرمانی آنلاین، درمان در دسترس‌تر است.اینترنت دسترسی به درمان‌های بهداشت روان را بیشتر می‌کند. افراد ممکن است با خانواده و دوستان خود در مورد مسائل مرتبط با بهداشت جسمی به راحتی صحبت کنند. اما در رابطه با مسائل مربوط به بهداشت روان که به همان اندازه مشکلات جسمی مهم است ممکن است راحت نباشند. دسترسی آنلاین چیره شدن بر انگ و ننگی را که در طول تاریخ بر مسائل بهداشت روان وجود داشت را آسان می‌کند.رواندرمانی آنلاین می‌تواند وسیله‌ی مهمی برای کمک به افراد در زمینه یادگیری بیشتر درباره سلامت روان باشد. حتی اگر احساس می‌کنید که هیچ مشکل روانی ندارید، درمان آنلاین می‌تواند به شما کمک کند که از نظر روانشناختی قوی‌تر شوید. شما همچنین می‌توانید در مورد رفتارهای بهداشتی و راهکارهای مقابله‌ای که منجر به سلامت روانشناختی بهتری می‌شود، اطلاعات بیشتری کسب کنید. برای بهره مندی از گفتگو با یک متخصص، نیازی به داشتن یک بیماری بالینی نیست و درمان آنلاین می‌تواند راهی آسان برای شروع کار باشد.‌معایب رواندرمانی آنلایندر حالی که رواندرمانی آنلاین به طور بالقوه برای افرادی با شرایط خاص مفید است، اما یکسری معایب و خطرات خاصی را نسبت به رواندرمانی حضوری دارد. در این بخش به بررسی این خطرات و معایب مرتبط با روانشناسی آنلاین می‌پردازیم.‌۱- رازداری، حریم خصوصی و فناوری غیرقابل اعتمادخصوصی نگه داشتن اطلاعات شخصی شما یکی از نگرانی‌های اصلی در رواندرمانی است، اما درمان آنلاین یک شکل جدید از پیچیدگی را در خصوص خصوصی نگه داشتن اطلاعات شخصی اضافه می‌کند. محرمانه نگه داشتن اطلاعات به همان اندازه که در رواندرمانی حضوری مهم است در رواندرمانی آنلاین نیز اهمیت دارد. از آنجا که اطلاعات به صورت آنلاین منتقل می‌شود، این وضعیت باعث نگرانی بیشتر در حفظ حریم شخصی می‌شود. مشکلات فناوری همچنین می‌تواند دسترسی به درمان را در صورت نیاز به آن دشوار کند.‌۲- امکان عدم پاسخگویی در شرایط بحرانیاز آنجا که میان رواندرمانگران و مراجعان فاصله جغرافیایی وجود دارد، پاسخ سریع و موثر در هنگام بروز بحران می‌تواند دشوار باشد. اگر مراجع دچار افکار خودکشی شود و یا دچار یک بحران شخصی شود، ممکن است کمک مستقیم توسط درمانگر در این شرایط دشوارتر و یا حتی غیر ممکن باشد.‌۳- رواندرمانی آنلاین برای مشکلات روانی جدی مناسب نیست.رواندرمانی آنلاین می‌تواند برای بسیاری از شرایط مختلف مناسب باشد. اما نه زمانی که صحبت از افرادی می‌شود که به درمان مستقیم و مداخله حضوری نیاز باشد. به عنوان مثال اگر مراجع اعتیاد جدی و شدید دارد یا علائم شدیدتر یا پیچیده‌تری از یک مشکل روانی را تجربه می‌کند، ممکن است رواندرمانی آنلاین برای این فرد توصیه نشود. مگر اینکه با ترکیبی از سایر رواندرمانی‌های حضوری انجام شود. دامنه درمان آنلاین می‌تواند محدود باشد، بنابراین در شرایط پیچیده‌تر معمولاً موثر نیست.‌۴- رواندرمانی آنلاین از زبان بدن چشم‌پوشی می‌کند.در بسیاری از موارد، درمانگران آنلاین نمی‌توانند حالت صورت، سیگنال‌های صوتی و زبان بدن مراجع را بررسی کنند. این سیگنال‌ها اغلب می‌ توانند کاملاً گویای همه چیز باشند و تصویر واضح‌تری از احساسات، افکار، خلق و خو و رفتارهای شما به درمانگر ارائه می‌دهند. برخی از روش‌های اینترنتی مانند تماس صوتی از طریق اینترنت و تماس ویدئویی (تصویری) می‌توانند تصویر واضح‌تری از وضعیت ارائه دهند، اما آن‌ها اغلب صمیمیت و پیچیدگی تعاملات دنیای واقعی را ندارند.برخی از افراد ممکن است احساس راحت‌تری را در رواندرمانی آنلاین نسبت به رواندرمانی حضوری داشته باشند. به خصوص افراد جوانی که با این فناوری به خوبی آشنایی دارند. اما برخی دیگر (حتی درمانگران) و مراجعان ممکن است از تماس حضوری بیشتر استفاده کنند و اینگونه راحت‌تر باشند.‌۵- نکات حقوقی و اخلاقیدرمان آنلاین محدودیت‌های جغرافیایی را از بین می‌برد و اجرای قوانین قانونی و اخلاقی را با مشکل روبه‌رو می‌کند. درمانگران می‌توانند از هر کجای دنیا با مراجع در ارتباط باشند و بسیاری از ایالت‌ها دارای مجوزهای مختلف و دستورالعمل های درمانی هستند. مهم است که قبل از شروع فرایند رواندرمانی از تجربیات و شایستگی رواندرمانگر خود اطلاعات کافی را کسب کنید.</description>
                <category>پزشک خوب</category>
                <author>پزشک خوب</author>
                <pubDate>Wed, 31 Mar 2021 11:47:12 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا بی‌دلیل افسرده می‌شویم؟</title>
                <link>https://virgool.io/pezeshkekhoob/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%DB%8C-%D8%AF%D9%84%DB%8C%D9%84-%D8%A7%D9%81%D8%B3%D8%B1%D8%AF%D9%87-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%DB%8C%D9%85-ddgeyywhmjk8</link>
                <description>چرا افسرده می‌شویم؟افسردگی می‌تواند دلایل متفاوتی داشته باشد؛ گاهی اوقات،  افسردگی می‌تواند در نتیجه یک اتفاق تلخ رخ دهد: مانند از دست دادن یک عزیز؛ و یا قربانی تجاوز شدن و یا حتی مشاهده یک اتفاق خشونت آمیز. از طرفی برخی از افراد ممکن است دارای سابقه ژنتیکی بیماری روانی افسردگی باشند. برخی دیگر ممکن است دلیل احساس افسردگی را ندانند. تحت فشار قرار دادن آن‌ها برای توضیح و یا توجیه احساس بدشان ممکن است احساس افسردگی را بدتر کند و فرد را از درمان این اختلال روانی شایع باز دارد. در این مقاله به بررسی دلایل و درمان‌های افسردگی می‌پردازیم.‌تجربه زندگی با افسردگیفردی که از سلامت جسمی خوبی برخوردار است، شغل مناسبی دارد، خانه‌ای امن برای زندگی در اختیار دارد، پول کافی برای مراقبت از خود و خانواده‌اش را دارد، دوستان حامی و سرگرمی‌هایی دارد ممکن است در درک دلیل ناراحتی، عصبانیت و تحریک پذیری مداوم خود با مشکلاتی روبه رو شود و دلیل این علائم برایش بی‌معنی باشد. در صورت عدم وجود محرک مشخص مانند مرگ یکی از عزیزان، طلاق یا از دست دادن شغل، این افراد ممکن است احساس کنند که احساس افسردگی برای آن‌ها منطقی نیست.وجود موارد مثبتی که در بالا به آن‌ها اشاره کردیم ممکن است به فرد مبتلا به افسردگی این حس را بدهد که او برای افسرده بودن و ناراحتی هیچگونه حقی ندارد. همچنین اگر از نظر ژنتیکی نیز هیچ سابقه‌ای در رابطه با افسردگی نداشته باشد، این طرز فکر بیش از پیش به او القا می‌شود. به همین ترتیب، یک فرد ممکن است به دوران کودکی خود نگاه کند و اگر واقعه خاصی را پیدا نکند که افسردگی را در بزرگسالی او توجیه کند، احساس نگرانی به او دست دهد.این افراد زمانی که می‌فهمند کسی در اطرافیانشان احساس افسردگی را تجربه نکرده‌ است، احساس تنهایی شدیدی را تجربه خواهند کرد.‌نگرانی درباره این بیماری روانیاین افراد ممکن است به طور مداوم نگران این قضیه باشند که اگر مدیر آن‌ها بداند که این فرد به افسردگی مبتلا است ممکن است توانایی انجام کارهایش را نداشته باشد. نوجوانانی که به افسردگی مبتلا هستند ممکن است به اشتباه در مدرسه به عنوان «تنبل» و «کسانی که تلاش نمی‌کنند.» شناخته شوند.زمانی که فردی به افسردگی مبتلا است و این پیام‌ها را از سوی دیگران دریافت می‌کند، ممکن است به این باور برسد که به اندازه کافی باهوش و توانمند نیست. در واقع افسردگی این قابلیت را دارد که این عقاید و باورهای نادرست را تقویت کند و باعث شود اعتماد به نفس فرد کاهش یابد.افراد مبتلا به افسردگی ممکن است در مورد احساسات خود صحبت نکنند زیرا می‌ترسند که دیگران نتوانند آن‌ها را درک کنند.اگر درباره علائم افسردگی اطلاع ندارید این مطلب را مطالعه کنید: علائم افسردگی چیست؟آن‌ها همچنین ممکن است نگران این قضیه باشند که خانواده، همسر و دوستانشان دیگر آن‌ها را دوست نخواهند داشت. همچنین ممکن است این تفکر را داشته باشند که اگر شخصی که برایشان مهم است بفهمد که آن‌ها چه احساساتی دارند ممکن است او را سرزنش کنند. این افراد همچنین ممکن است نگران این موضوع باشند که عزیزانشان اگر نتوانند به او کمک کنند خودشان را سرزنش می‌کنند، این امر باعث می‌شود فرد افسرده احساس گناه کند.‌دلایل دیگری که افراد احساس خود را پنهان می‌کنند.والدینی که به افسردگی مبتلا هستند ممکن است از این قضیه که چگونه این امر می‌تواند بر فرزندان و خانواده‌شان تاثیر بگذارد احساس نگرانی کنند. حتی ممکن است این طرز تفکر را داشته باشند که اگر احساسات خود را درباره افسردگی بیان کنند ممکن است والدین نامناسب و بی‌کفایتی به نظر برسند. فشار روانی برای توجیه افسردگی می‌تواند طاقت فرسا باشد، اما این جمله قدیمی را بخاطر بسپارید که «شما نمی‌توانید یک کتاب را بر اساس جلد آن قضاوت کنید.» این جمله در واقع به این معناست که ظاهر زندگی هیچ فردی نمی‌تواند باطن زندگی‌اش را نشان دهد!افرادی که افسرده هستند ممکن است بسیار سخت تلاش کنند تا سعی کنند احساس واقعی خود را پنهان کنند. در ظاهر این افراد ممکن است طوری خود را نشان دهند که انگار همه چیز برای آن‌ها به خوبی پیش می‌رود.‌چرا افسرده می‌شویم؟محققان هنوز هم درباره مکانیسم‌های مختلفی که باعث ایجاد افسردگی می‌شوند در حال تحقیق هستند. افسردگی علل بسیاری دارد و در بیشتر مواقع ترکیبی از عوامل باعث می‌شود که فرد در نهایت احساس افسردگی را تجربه کند.در زیر به برخی از عواملی که باعث ایجاد افسردگی می‌شود اشاره می‌کنیم:‌۱- تغییرات شیمیایی در مغزدلایل شیمیایی افسردگی به خوبی درک نشده است، اما محققان می‌دانند که عدم تعادل مواد شیمیایی در مغز به نام «انتقال دهنده‌های عصبی» حتی در صورت عدم وجود یک دلیل واضح در هر کسی ممکن است اتفاق بیفتد.‌۲- عوامل خطر غیر قابل تغییربرخی از تاثیرات، مانند ساختار مغز، استعداد ژنتیکی و قرار گرفتن در محیط مستعد و محرک افسردگی، مواردی نیستند که فرد بتواند آن‌ها را کنترل کند.‌۳- عوامل خطر قابل تغییرعوامل خطری که در گروه گزینه‌های سبک زندگی قرار می‌گیرند قابل تغییر در نظر گرفته می‌شوند، اما میزان توانایی یک فرد در انجام این کار به توانایی خود و میزان حمایتی که دریافت می‌کند بستگی دارد.افسردگی همچنین می‌تواند توجه به عواملی را که در نتیجه افسردگی به وجود می‌آید و درمان آن‌ها می‌تواند در واقع به درمان افسردگی کمک کند چالش برانگیزتر کند. این عوامل می‌توانند شامل مصرف مواد مخدر و رژیم غذایی باشند. افسردگی همان قدر که می‌تواند یک بیماری روانی باشد می‌تواند علائم جسمی نیز داشته باشد. علائمی مانند درد و خستگی مزمن می‌توانند تغییر و داشتن سبک زندگی مناسب مانند ورزش را حتی در صورت تمایل فرد دشوار کنند. برای انجام این تغییرات (و پایبند بودن به آن‌ها) افراد مبتلا به افسردگی باید حمایت خوبی دریافت کنند.برای اینکه فرد مبتلا به افسردگی به دنبال درمان باشد باید احساس امنیت کند و بتواند در مورد احساسات خود صحبت کند.‌درک فرد می‌تواند بر درمان و نتایج تاثیرگذار باشد.بررسی علت‌های افسردگی به افراد (هم مبتلایان به افسردگی و هم افرادی که می‌خواهند از آن‌ها حمایت کنند) کمک می‌کند تا درک کنند که افسردگی یک بیماری پزشکی است نه یک انتخاب. لازم است که افسردگی حتما تحت درمان قرار بگیرد. با این حال، روش‌های مختلفی برای درمان این بیماری وجود دارد. ممکن است گزینه درمانی برای یکی مناسب باشد و برای دیگری کارآمد نباشد. در برخی از موارد فرد باید گزینه‌های درمانی مختلفی را امتحان کند تا به درمان موثر برسد. همچنین برای افراد غیر معمول نیست که برای مدیریت افسردگی نیاز به درمان‌های مختلف در طول زندگی خود داشته باشند زیرا در پاسخ به تغییرات زندگی فرد (از نظر جسمی و عاطفی) شرایط ممکن است تغییر کند.‌چه درمان‌هایی می‌تواند موثر باشد؟پیش بینی اینکه کدام یک از روش‌های درمانی برای مبتلایان به افسردگی بهتر جواب می‌دهد دشوار است. اینکه یک روش درمانی خاص تا چه حد می‌تواند موثر باشد به نوع افسردگی فرد بستگی دارد. مشورت و مراجعه به روانشناس و روانپزشک برای انتخاب بهترین گزینه‌ی درمانی که برای شما مناسب است بسیار مهم است. به خصوص اگر دارو مصرف می‌کنید.‌رواندرمانیرواندرمانی یکی از اصلی‌ترین گزینه‌های درمانی افسردگی است. در حالی که رواندرمانی انواع مختلفی دارد اما رفتار درمانی شناختی (CBT) بهترین و کارآمدترین نوع رواندرمانی برای درمان افسردگی است. این نوع رواندرمانی به کاهش تفکرات منفی ناشی از افسردگی کمک می‌کند. همچنین به شما کمک می‌کند تا ببینید افکار شما تا چه اندازه می‌توانند بر علائمی که دارید تاثیرگذار باشند.امروزه روش‌های رواندرمانی به صورت آنلاین نیز بوجود آمده‌اند که می‌توانند بسیار راحت‌تر و مقرون به صرفه‌تر نسبت به رواندرمانی حضوری باشند. چنین برنامه‌هایی همچنین می‌توانند مکمل مفیدی برای درمان حضوری، داروها و سایر ابزارهای درمانی باشند.‌مصرف داروداروهای ضد افسردگی مانند پروزاک (فلوکستین) و زولوفت (سرترالین) معمولاً برای افسردگی تجویز می‌شوند. داروها اغلب در ترکیب با رواندرمانی استفاده می‌شوند. تحقیقات نشان می‌دهد که برای بسیاری از افراد، استفاده از رواندرمانی و قرص ضد افسردگی در کنار هم می‌تواند افسردگی را به طور موثر درمان کند.برای آشنایی بیشتر با داروهای افسردگی این مطلب را بخوانید: ‌انواع داروهای ضد افسردگی کدامند؟دیگر گزینه‌های درمانیبرای درمان افسردگی همچنین می‌توان از الکتروشوک درمانی (ECT) نیز استفاده کرد. الکتروشوک درمانی به منظور استفاده مختصر از نبض الكتريكي به پوست سر به منظور توليد تشنج به کار می‌رود. تحقیقات نشان داده است که پاسخ مغز به چنین تحریکی می‌تواند سریع باشد و ممکن است علائم مقاوم به دارو و رواندرمانی را درمان کند. درمان‌های جدید افسردگی شامل انواع مختلفی از درمان تحریک مغز مانند تحریک عصب واگ (VNS) و تحریک مغناطیسی از طریق جمجمه (TMS) باشد. این روش‌های درمانی ممکن است برای کسی توصیه شود که رواندرمانی و مصرف دارو برایش موثر نبوده است.  اگرچه آزمایش روش‌های مختلف درمان افسردگی ممکن است طاقت فرسا، ناامیدکننده، وقت گیر و در بعضی موارد پر هزینه باشد، اما مهم است که سعی کنید گزینه‌ای را پیدا کنید که برای شما موثرترین باشد. افسردگی (و درمان آن) یک فرایند پیچیده است.‌درک افسردگی افراد نزدیک شمااگر یکی از عزیزان شما به افسردگی مبتلا باشد ممکن است ندانید که چگونه باید از آن‌ها حمایت کنید. اگر آن‌ها از شما کمک نخواهند و به نظر تلاش شما فایده‌ای نداشته باشد ممکن است احساس ناامیدی کنید. اگر احساس ناامیدی و خستگی را در رابطه با کمک به افرادی که دوستشان دارید تجربه کردید باید کمی به خودتان زمان دهید.  تا زمانی که نیازهای عاطفی خود را برطرف نکنید، نمی‌توانید به شخص دیگری کمک کنید. زمانیکه احساس نگرانی نسبت به یکی از عزیزان خود را که با افسردگی دست و پنجه نرم می‌کند تجربه می‌کنید، احساس ترسی که شما نسبت به این مشکل دارید ممکن است به صورت عصبانیت وقتی که با آن‌ها صحبت می‌کنید خود را بروز دهد. حتی اگر عصبانی نشوید و با عصبانیت صحبت نکنید افسردگی می‌تواند صحبت‌های شما را برای شخص مبتلا بی‌معنی کند. آن‌ها ممکن است کلمات شما را به منزله اتهام زنی تفسیر کنند.هنگامی که با یک فرد افسرده صحبت می‌کنید این نکته‌ها را اگر مکالمه شما به سوء تفاهم تبدیل شده است به خاطر داشته باشید. شاید شما بخواهید به فرد افسرده بگویید که «زندگی هنوز چیزهای خوبی دارد.» و یا «می‌توانست از این بدتر هم شود». به خاطر داشته باشید که گفتن چنین جملاتی برای افراد افسرده هیچ سودی ندارد.‌از مقایسه احساسات خودداری کنید.مقایسه درد او با شخص دیگری (یا درد خود) ممکن است راهی باشد که سعی می‌کنید به عزیزانتان دیدگاهی مثبت بدهید، اما این امر ممکن است اینگونه به نظر برسد که تجربه او و چیزهای بدی که تجربه کرده است را ناچیز در نظر گرفته‌اید. اگر فرد قبلاً در درک علت افسردگی خود دست و پنجه نرم می‌کند، اظهارنظرهایی از این دست می‌‌تواند احساس گناه را در آن‌ها تقویت کند. اگر شخصی که به او اهمیت می‌دهید افسرده باشد، خصوصاً اگر با نداشتن دلیل برای آن دست و پنجه نرم می‌کند، مهمترین کاری که می‌توانید برای او انجام دهید این است که شنونده خوبی برای او باشید. این بدان معنا نیست که شما باید نیازهای عاطفی خود را در نظر بگیرید. ایجاد ارتباط با فردی که افسرده است می‌تواند به آن‌ها کمک کند که بدون اینکه حس بدی داشته باشند با شما درد و دل کنند و به راحتی از شما در این باره کمک بخواهند.‌سخن آخراگرچه ممکن است احساس کنید بدون دلیل افسرده یا غمگین هستید، اما ممکن است دلایل مختلفی در ایجاد این حس و بیماری در شما نقش داشته باشند. تمرکز بیشتر بر روی این دلایل اساسی افسردگی می‌تواند به درمان آن کمک کند. اگر علائمی از افسردگی مانند غم و اندوه، تحریک پذیری و از بین رفتن علاقه به چیزهایی را که قبلاً از آنها لذت می‌بردید تجربه می‌کنید، با یک روانشناس در این باره صحبت کنید. بررسی گزینه‌های درمانی می‌تواند شما را در مسیر درست قرار داده و احساس شما را نسبت به اطرافیانتان و همچنین زندگی بهتر کند.منبع: Healthlineترجمه: نغمه عثمان‌پور</description>
                <category>پزشک خوب</category>
                <author>پزشک خوب</author>
                <pubDate>Wed, 31 Mar 2021 10:39:12 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اختلال دوقطبی و اختلال شخصیت مرزی چه فرقی دارند؟</title>
                <link>https://virgool.io/pezeshkekhoob/bipolar-vs-borderline-disorder-os8sp7hog85t</link>
                <description>آیا می‌دانید اختلال دوقطبی و اختلال شخصیت مرزی چه فرقی دارند؟«اختلال شخصیت مرزی» (BPD) و «اختلال دو قطبی» (BD) هر دو اختلالات روانی هستند که با تغییرات چشمگیر خلق و خو همراه هستند. در حالی که بسیاری از علائم این دو اختلال روانی با هم همپوشانی دارند، اما این دو اختلال، علل، علائم و روش‌های درمانی متفاوتی دارند. یکی از تفاوت‌های عمده این دو اختلال این است که اختلال دوقطبی یک اختلال خلقی است که با تغییرات خلق و خوی مداوم غیر طبیعی همراه است. در حالی که اختلال شخصیت مرزی یک نوع اختلال شخصیتی است که با بی‌ثباتی در روابط، خویشتن شناسی و خلق و خو همراه است. مانند اختلال دو قطبی که قبلا به عنوان «افسردگی شیدایی» شناخته می‌شد، اختلال شخصیت مرزی با تلاطم عاطفی و رفتار تکانشی مشخص می‌شود. اما اختلال شخصیت مرزی به طور گسترده با روابط شخصی ناپایدار نیز همراه است که از ویژگی‌های اصلی اختلال دو قطبی نیست. با این وجود، امکان اینکه فرد به هردو اختلال مبتلا باشد وجود دارد.با ما همراه باشید تا به بررسی تفاوت‌های این دو اختلال بپردازیم.اگر نمی‌دانید اختلال شخصیتی چیست، پیشنهاد می‌کنیم این مطلب را بخوانید: انواع اختلال های شخصیت و علائم آنها‌علائم اختلال دو قطبی و اختلال شخصیت مرزی چیست؟اختلال دو قطبی و اختلال شخصیت مرزی دارای صفات مشابهی هستند. اما علائم، طول دوره و محرک‌های مختلفی دارند.‌علائم اختلال شخصیت مرزیعلائم عمده اختلال شخصیت مرزی شامل موارد زیر است:تغییرات چشمگیر عاطفی که معمولا بین چند ساعت تا چند روز باقی می‌مانند.رفتارهای تکانشی، ناامن و پرخطرخشم و عصبانیتاحساس پوچی و بی‌ارزشیآسیب به خود یا افکار خودزنیافسردگی مزمنخویشتن شناسی (Self Image) تحریف شدهترس از رها شدن (طرد)روابط ناپایدارافراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی ممکن است نشانه‌هایی از پرخاشگری کنترل نشده را از خود بروز دهند. ماهیت رفتارهای تکانشی اختلال شخصیت مرزی، می‌تواند فرد را به سمت اعتیاد به مواد مخدر یا قمار سوق دهد. در این مقاله می‌توانید بیشتر با علائم این اختلال آشنا شوید:‌ اختلال شخصیت مرزی چیست؟ عوامل، نشانه ها و درمان این مشکل‌محرک اصلی این اختلال، درگیری با افراد دیگر است. یک واقعه آسیب‌زا یا استرس‌زا نیز می‌تواند باعث افزایش علائم اختلال شخصیت مرزی شود.ویژگی دیگر اختلال شخصیت مرزی «دو نیم سازی» است. این اصطلاح زمانی اتفاق می افتد که کسی قادر به داشتن دیدگاه‌های مخالف احساسی در رابطه با خود و دیگران نباشد. این امر معمولا یک سازوکار مقابله‌ای یا دفاعی برای کنترل ترس شدید از رها شدن است و می‌تواند منجر به رفتارهای تکانشی و مشکلات ارتباطی شود.‌علائم اختلال دوقطبیعلائم اصلی اختلال دو قطبی شامل تغییرات چشمگیر بین حالات خلقی است. دوره‌های بلند، گسترده و همراه با انرژی بالا، «دوره‌های شیدایی» (مانیا) محسوب می‌شوند. دوره‌هایی که همراه با احساس غم و اندوه، احساس پوچی و ناامیدی است «دوره‌های افسردگی» نامیده می‌شوند. تجربه هر دو دوره شیدایی و افسردگی، اختلال دو قطبی را از افسردگی ماژور متمایز می‌کند. چراکه افسردگی ماژور تنها شامل دوره‌های افسردگی است.در طی دوره‌های شیدایی، علائم اختلال دو قطبی شامل موارد زیر است:کاهش نیاز به خوابعزت نفس کاذبافزایش غیر طبیعی خلق و خو، سرخوشی و تحریک پذیریپرحرفی بیش از حدپرش ذهنبه راحتی حواسشان پرت می‌شود.رفتارهای تهدید آمیز‌در طی تجربه دوره‌های افسردگی، علائم اختلال دو قطبی شامل موارد زیر است:احساس افسردگیاحساس گناه و شکست خوردگیمشکل در شناخت و حافظهبه آرامی سخن گفتنکمبود انرژی و انگیزهتاکید بیش از حد بر احساسات و باورهای منفیتغییر وزنبی‌خوابیافکار مکرر درباره مرگ و خودکشیافرادی که شیدایی را تجربه می‌کنند می‌توانند بی‌پروا باشند. آن‌ها غالباً خودآگاهی ندارند و نمی‌توانند بفهمند رفتارهایشان چه تأثیری بر خود و دیگران دارد. افراد مبتلا به اختلال دو قطبی نوع یک اغلب دوره‌هایی را تجربه می‌کنند که از حالت افسردگی به حالت جنون تبدیل می‌شود. علائم شیدایی گاهی شامل علائم افسردگی در دوره شیدایی است که به آن ویژگی‌های مختلط گفته می‌شود.افراد مبتلا به اختلال دو قطبی، بین دوره‌ها اغلب دوره‌هایی از سلامتی بدون علائم  را دارند که ممکن است هفته‌ها، ماه‌ها یا سال‌ها به طول بیانجامد. از طرف دیگر، افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی معمولاً علائم عاطفی روزمره مداوم‌تری دارند که می‌تواند زندگی روزمره را تحت تاثیر قرار دهد.‌برای آشنایی بیشتر با افسردگی در دوران افسردگی دوقطبی، پیشنهاد می‌کنیم این مطلب را بخوانید: افسردگی دو قطبی چیست؟ | علائم، تشخیص و درمان اختلال دو قطبی‌علل ابتلا به اختلال دو قطبی و اختلال شخصیت مرزیعوامل پیچیده‌ای می‌تواند باعث ابتلای فرد به اختلال دو قطبی و اختلال شخصیت مرزی شود. بسیاری از تجربیات مربوط به بی‌نظمی هیجانی در اختلال شخصیت مرزی در پاسخ به فعل و انفعالات روابط است، در حالی که علائم اختلال دو قطبی می‌تواند توسط طیف گسترده‌ای از عوامل، از جمله عدم تعادل شیمیایی در مغز و حوادث استرس‌زای زندگی ایجاد شود.‌علت اختلال شخصیت مرزیدلیل ایجاد اختلال شخصیت مرزی به طور کامل مشخص نیست. اما تحقیقات نشان می‌دهد که عوامل محیطی به خصوص در سال‌های اول کودکی می‌تواند بر ایجاد این بیماری تاثیرگذار باشد. همچنین سابقه سوء استفاده عاطفی، جنسی و جسمی یا بی توجهی والدین در افرادی که به اختلال شخصیت مرزی مبتلا هستند بیشتر دیده می‌شود. اختلال سوء مصرف مواد در والدین نیز یکی دیگر از دلایل بالقوه این اختلال است. تحقیقات نشان داده است که تجربه استرس و تروما (ضربه روحی) در دوران کودکی و عدم توانایی در کنار آمدن با آن می‌تواند یکی دیگر از دلایل ابتلا به اختلال شخصیت مرزی در سنین بالاتر باشد.ژنتیک، عدم تعادل شیمیایی و ساختار مغز نیز ممکن است در ابتلا به این اختلال نقش داشته باشد. افرادی که سابقه خانوادگی ابتلا به اختلال شخصیت مرزی را دارند بیشتر از سایر افراد در معرض ابتلا به این اختلال هستند. در بسیاری از افراد مبتلا به این اختلال، عملکرد انتقال دهنده‌های عصبی در مغز - به ویژه سروتونین - تغییر کرده است. ‌علت اختلال دو قطبیعلل ابتلا به اختلال دوقطبی پیچیده است. اکثر متخصصین بر این باورند که هیچ دلیل واحدی برای ایجاد این اختلال وجود ندارد و معمولا ترکیبی از عوامل، موجب ابتلای فرد به این بیماری می‌شود. افرادی که یکی از عزیزانشان به این اختلال مبتلا هستند، بیشتر در معرض ابتلا به آن قرار دارند. برخی تحقیقات همچنین حاکی از آن است که افراد با ژن‌های خاص بیشتر به اختلال دوقطبی مبتلا می‌شوند. محققان معتقدند عدم تعادل شیمیایی در ابتلا به اختلال دوقطبی نیز نقش دارد. شواهدی وجود دارد که عدم تعادل در یک یا چند انتقال دهنده عصبی ممکن است منجر به ایجاد علائم دو قطبی شود.‌تشخیص اختلال شخصیت مرزی و اختلال دوقطبیطبق کتابچه راهنمای تشخیصی و آماری ویرایش 5 (DSM-5)، که روانشناسان، روانپزشکان و سایر متخصصان بهداشت روان از آن برای تشخیص بیماری‌های روانی استفاده می‌کنند، اختلال دوقطبی زمانی تشخیص داده می‌شود که فرد دچار یک دوره شیدایی شود که ممکن است قبل از تجربه دوره افسردگی یا به دنبال آن رخ داده باشد. اختلال دو قطبی نوع ۲ زمانی تشخیص داده می‌شود که «هیپومانیا» (شیدایی با شدت کمتر) و دوره‌های افسردگی وجود داشته باشد.برخی از تفاوت‌های تشخیصی اختلال دو قطبی و اختلال شخصیت مرزی شامل موارد زیر است:مدت زمان (طول دوره): یک دوره شیدایی یا افسردگی در اختلال دوقطبی می‌تواند هفته‌ها، ماه‌ها یا بیشتر طول بکشد. در مقابل، افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی دوره‌های کوتاه‌تری از بی‌ثباتی خلقی را تجربه می‌کنند که در برابر استرس واکنش نشان می‌دهد.سابقه خانوادگی: عوامل ژنتیکی همچنین می‌تواند به تمایز میان این دو اختلال کمک کند. اختلال دو قطبی بیشتر از اختلال شخصیت مرزی ریشه ژنتیکی دارد.خواب: تغییرات خواب اغلب شاخص اولیه ابتلا به اختلال دوقطبی است. در طی یک دوره دو قطبی، فرد ممکن است روزها بیدار باشد بدون اینکه خستگی را تجربه کند. در همین حال، الگوی خواب در اختلال شخصیت مرزی کمتر تحت تأثیر قرار می‌گیرد.روابط: افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی چالش‌های متمایزتری در تعامل با دیگران دارند، بنابراین آن‌ها اغلب سابقه روابط شخصی آشفته دارند یا ممکن است دوستان صمیمی و قابل اعتماد نداشته باشند.خودآزاری و خودزنی: رفتارهای خودآزاری مانند بریدن رگ در اختلال شخصیت مرزی بیشتر دیده می‌شود.‌درمان اختلال دو قطبی و اختلال شخصیت مرزیموثرترین روش درمانی برای این اختلالات، یک برنامه درمانی شخصی است که متناسب با علائم، نیازهای شخصی و سبک زندگی فرد باشد.‌درمان اختلال شخصیت مرزیرواندرمانی اولین نوع درمان اختلال شخصیت مرزی است. انواع مختلفی از روانردمانی برای درمان این بیماری وجود دارد.رفتار درمانی دیالکتیکی (DBT)، که از مدیریت عاطفی پشتیبانی می‌کند.درمان مبتنی بر ذهنیت سازی (MBT)، که درک بهتری از آنچه در ذهن شما اتفاق می‌افتد را ارتقا می‌بخشد.فواید مصرف داروها برای درمان اختلال شخصیت مرزی مشخص نیست. در برخی موارد، یک روانپزشک ممکن است داروهایی را برای درمان علائم خاص مانند تغییر خلق و خو، افسردگی و سایر اختلالات روانی همزمان توصیه کند. تغییر در سبک زندگی که باعث ایجاد خلق و خوی متعادل می‌شود و ایجاد عادات مراقبت از خود مانند خواب منظم و ورزش و شرکت در جلسات رواندرمانی می‌تواند به کنترل وضعیت کمک کند.‌درمان اختلال دو قطبیمبتلا بودن به اختلال دو قطبی خطر مرگ و میر فرد را افزایش می‌دهد و امید به زندگی او را کوتاه می‌کند. روانپزشکان می‌توانند با مصرف دارو و رواندرمانی اختلال دو قطبی را درمان کنند. آن‌ها تثبیت کننده‌های خلق و داروهای ضد روان پریشی نسل دوم را برای درمان اختلال دو قطبی تجویز می‌کنند. همچنین ممکن است داروهای ضد افسردگی برای درمان دوره‌های افسردگی در اختلال دو قطبی تجویز شود.روش‌های رواندرمانی که می‌تواند برای درمان اختلال دو قطبی استفاده شود شامل درمان رفتاری شناختی (CBT) است. سایر روش‌های درمانی که به طور خاص برای درمان اختلال دو قطبی طراحی شده‌اند شامل درمان ریتم اجتماعی و میان­ فردی و درمان متمرکز بر خانواده است.بعضی اوقات درمان اختلال دو قطبی با روش تحریک مغزی که برای درمان دوره‌های شدید شیدایی و افسردگی استفاده می‌شود، یا تحریک مغناطیسی مغز که مغز را با امواج مغناطیسی تحریک می‌کند برای درمان دوره‌های افسردگی استفاده می‌شود.‌سخن آخراختلال دو قطبی و اختلال شخصیت مرزی با همدیگر متفاوت هستند. داشتن اختلال دو قطبی یا اختلال شخصیت مرزی می‌تواند تأثیر بسزایی در زندگی شما داشته باشد. با این حال، درمان علائم می‌تواند خطر عواقب احتمالی از جمله سوء مصرف مواد، افکار خودکشی و خودزنی را کاهش دهد. اگر شما یا یکی از عزیزانتان به یکی از این دو اختلال مبتلا هستید و با عوارض آن دست و پنجه نرم کنید، حتما به یک روانشناس یا روانپزشک در این باره صحبت کنید.ترجمه و تالیف: نغمه عثمانپورآیا تجربه‌ای از برخورد با افراد مبتلا به اختلال دو قطبی و اختلال مرزی دارید؟ در بخش نظرات برای ما بنویسید.</description>
                <category>پزشک خوب</category>
                <author>پزشک خوب</author>
                <pubDate>Sat, 27 Mar 2021 20:46:49 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کی به روانشناس مراجعه کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/pezeshkekhoob/when-to-visit-psychologist-qhlfune9xyt7</link>
                <description>خیلی از افراد ممکن است در مسیر زندگی خود به روانشناس نیاز داشته باشند. گاهی اوقات ممکن است به دنبال پیدا کردن یک روانشناس بوده باشید؛ اما خود را اینطور قانع کنید که با گذشت زمان مشکلتان برطرف خواهد شد و نیازی به مراجعه به رواندرمانگر ندارید. و شاید همچنان سر دوراهی باشید و مطمئن نیستید که مراجعه به رواندرمانگر در حال حاضر اولویت شماست یا خیر. دانستن اینکه چه زمان به رواندرمانگر مراجعه کنید ممکن است گاهی چالش برانگیز باشد. از این گذشته، همه افراد در زندگی خود روزهای بد را پشت سر می‌گذارند. اما از کجا می‌دانید که چه زمان مراجعه به رواندرمانگر می‌تواند موثر باشد؟ در مقاله زیر به بررسی دلایلی که ممکن است مراجعه به روانشناس را ضوری کند، می‌پردازیم.‌۱- هوای سلامت روان خود را داشته باشید!با وجود همه چالش‌های زندگی روزمره، ممکن است در به تعادل رساندن مسئولیت‌های زندگی‌تان با مشکل مواجه شوید. ممکن است در مواجهه با این امور دچار استرس شوید و در مدیریت احساسات خود دچار مشکل شوید. ممکن است با روش‌های کارآمد و موثر برخورد با استرس و مدیریت احساسات خود آشنا نباشید. یک روانشناس می‌تواند به شما کمک کند تا احساسات خود را کنترل کنید و راه‌هایی را برای مدیریت آن‌ها در اختیار شما می‌گذارد.‌۲- کنترل و مدیریت استرسزندگی به طور طبیعی برای همه افراد استرس‌زا است! شما هیچ‌وقت نمی‌توانید برای همیشه از شر این استرس خلاص شوید. واقعیت این است که گاهی استرس می‌تواند برای شما مفید هم باشد. اما اگر در کنترل استرس خود با مشکل روبه‌رو هستید و در زندگی روزمره‌تان اختلال ایجاد کرده است، ممکن است بخواهید با کسی صحبت کنید. تحت فشار استرس قرار گرفتن مانند بسیاری از مشکلات روانی دیگر می‌تواند منجر به بروز مشکلات مختلفی شود. یک روانشناس خوب می‌تواند به شما در یادگیری مهارت‌های صحیح کنترل استرس کمک کند یا ممکن است در حل مسئله به شما کمک کنند تا بتوانید برخی از جنبه‌های استرس‌زای زندگی خود را از بین ببرید.اگر استرس دارید بهتر است به یک روانشناس مراجعه کنید تا به شما در کنترل آن کمک کند.۳- داشتن مشکل در کنترل احساساتکنترل احساسات ناراحت کننده، مانند اضطراب و عصبانیت، گاهی اوقات دشوار است؛ و گرچه ممکن است احساسات شما به خوبی کنترل شود، اما ممکن است یکی دو مورد وجود داشته باشد که به طور مکرر باعث شود شما نتوانید بهترین خود را ارائه دهید. یک درمانگر می‌‌تواند به شما کمک کند تکنیک‌های کنترل خشم را یاد بگیرید. همچنین می‌تواند به شما کمک کند تا استراتژی‌های کاهش استرس را که باعث می‌شود حس بهتری داشته باشید یاد بگیرید. مهم نیست با چه احساساتی دست و پنجه نرم می‌کنید؛ یک رواندرمانگر می‌تواند به شما کمک کند تا بهتر احساسات خود را کنترل کنید.‌۴- از روش‌های ناسالمی برای مدیریت احساسات خود استفاده می‌کنید.آیا وقتی استرس شدید دارید پرخوری می‌کنید یا برای رسیدن به آرامش الکل و مواد مخدرمصرف کنید؟ یا شاید برای رسیدن به آرامش ساعت‌ها بازی کنید یا صبح تا شب تلویزیون تماشا کنید!مهارت‌های مقابله‌ای ناسالم و اعتیادگونه می‌توانند مشکلات جدی را برای شما ایجاد کرده و در دراز مدت نتیجه معکوس دهند. یک روانشناس می‌تواند به شما کمک کند مهارت‌های مقابله‌ای سالم را به دست آورید که از شدت احساسات ناراحت کننده بکاهد، در عین حال به شما کمک می‌کند مشکلات اساسی زندگی‌تان را حل کنید.‌۵- بهبود رابطه و خوددر راه رسیدن به اهداف مختلف، از کاهش وزن گرفته تا اهداف مالی، موانع زیادی وجود دارد که می‌تواند بین شما و رسیدن به موفقیت قرار بگیرد. اگر در تلاش برای غلبه بر موانع موجود بر سر راه خود هستید، یک رواندرمانگر می‌تواند به شما کمک کند. رواندرمانگران می‌توانند به موضوعات مختلفی از جمله مشکلات انگیزشی، کمال گرایی و رفتار های خود آسیب رسانی که هر کدام می‌توانند رسیدن به موفقیت را غیرممکن کنند کمک کنند.‌۶- بهبود روابط با دیگراندلایل زیادی وجود دارد که ممکن است در مدیریت روابط شما با دیگران اختلال ایجاد کند. مسائل مربوط به دلبستگی، مشکل در ابراز احساسات و ترس از رویارویی با دیگران تنها چند مورد از این مشکلات هستند.یک رواندرمانگر می‌تواند به شما کمک کند مشکلاتی را که در روابط بین فردی دخالت دارند کشف کنید و به شما در زمینه مهارت‌ها و ابزارهایی که برای ایجاد و حفظ ارتباطات سالم نیاز دارید، کمک کند.  کارهایی که شما می‌توانید همراه با رواندرمانگر انجام دهید شامل یادگیری نحوه ایجاد مرزهای سالم در رابطه و کشف علت شکست روابط می‌شود.‌۷- افزایش خودآگاهیآیا تا به حال برای شما پیش آمده که رابطه‌ای را که برای شما به اندازه کافی خوب است خراب کنید و یا هنگام عصبانیت حرف‌هایی را بزنید که بعد از آرام شدن از گفتن آن‌ها پشیمان شده باشید؟ یک رواندرمانگر می‌تواند به شما کمک کند تا دلیل این رفتارهای اشتباه را کشف کنید.یک رواندرمانگر همچنین می‌تواند به شما کمک کند تا در مورد الگوهای زندگی خود، مانند الگوهای فکری یا الگوهای رابطه خود، اطلاعات بیشتری بدست آورید. همچنین ممکن است باورهایی را که شما را در زندگی محدود می‌کنند و مانع رسیدن شما به موفقیت می‌شود کشف کنید. شاید شما الگوهای ارتباطی اشتباهی را دنبال کنید و یا حتی از اینکه مقصود خود را به طور کارآمد بیان کنید با مشکل روبه‌رو هستید.یک درمانگر می‌تواند به شما کمک کند یک قدم به عقب برگردید و انواع الگوهایی را که مدام در زندگی تکرار می‌شوند مرور کنید. سپس آن‌ها می‌توانند به شما کمک کنند تا از شر الگوهایی که برای شما کارآمد نیستند راحت شوید.‌۸- کنار آمدن با رویدادهای مهم زندگیشروع یک کار جدید، مهاجرت به یک شهر جدید، پدر و مادر شدن و یا پایان دادن به یک رابطه تنها چند نمونه از اتفاق‌های مهم زندگی هستند که ممکن است مقدار زیادی استرس و ناراحتی برای شما بوجود آورد. صحبت کردن با روانشناس می‌تواند حمایت عاطفی، راهنمایی و مشاوره لازم را برای سازگاری با تغییرات جدید زندگی شما را فراهم کند.‌۹- کمک به کنار آمدن با یک واقعه آسیب‌زارویدادهای آسیب‌زا، مانند تجربه‌های نزدیک به مرگ، همیشه باعث آسیب به افراد نمی‌شوند. در واقع افراد مختلف، به رویدادهای آسیب‌زا به طور متفاوتی پاسخ می‌دهند.گاهی اوقات‌، مغز افراد ممکن است این واقعه را به گونه‌ای پردازش کند که دچار اضطراب پس از سانحه نشوند. یک رواندرمانگر می‌تواند در مقابله با یک واقعه آسیب‌زا به شما کمک کند. این امر می‌تواند به شما کمک کند تا دچار اضطراب پس از سانحه نشوید و یا ممکن است به شما کمک کند تا زندگی معنادارتری را داشته باشید. حتی ممکن است به شما کمک کند تا از اتفاقی که برایتان رخ داده است تجربه کسب کنید.برای آشنایی با اختلال استرس بعد از سانحه می‌توانید این مطلب را بخوانید: اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) چیست و چگونه درمان می‌شود؟۱۰- مدیریت بهره‌وریخلق شما بر روی کاری که انجام می‌دهید تاثیر می‌گذارد!اینکه گاهی اوقات احساس ناراحتی و اضطراب را تجربه کنید امری طبیعی است. اما اگر خلق و خوی شما مانع بهره وری و موفقیت شما در روند تحصیل و شغل‌تان می‌شود، ممکن است نشانه آن باشد که باید به رواندرمانگر مراجعه کنید. پردازش احساسات خود، تمرین مهارت‌های جدید و تغییر نحوه تفکر شما تنها چند استراتژی است که یک رواندرمانگر می‌تواند برای بهبود روحیه شما استفاده کند تا موانع رسیدن شما به موفقیت در شغل و تحصیل‌تان را رفع کند.۱۱- بی‌اشتهایی و بی‌خوابیگاهی اوقات ممکن است متوجه تغییر حالات خلقی خود (ناراحتی و استرس) نشوید. اما ممکن است در خواب و خوراک‌تان متوجه تغییراتی شوید. برخی افراد زمانی که با مشکلات عاطفی دست و پنجه نرم می‌کنند اشتهای خود را از دست می‌دهند. افراد دیگر برای کنترل احساسات خود بیشتر پرخوری می‌کنند. این اتفاق برای الگوهای خواب نیز ممکن است اتفاق بیفتد. بعضی از افراد شب‌ها بی‌خوابی را تجربه می‌کنند؛ در حالی که برخی دیگر وقتی دچار مشکل می‌شوند بیش از حد می‌خوابند. حتی ممکن است در تعداد ساعاتی که می‌خوابید احساس تغییر نکنید. شما ممکن است تنها احساس خستگی را داشته باشید چرا که کیفیت خوابتان کاهش یافته است. هنگامی که یک پزشک به رد علل احتمالی پزشکی تغییر در الگوی خواب یا اشتها بپردازد، یک رواندرمانگر می‌تواند به شما کمک کند دلایل احساسی را که باعث تغییر در خواب و خوراک شما شده است شناسایی کند.رواندرمانی حتی می‌تواند برای افرادی که بی‌خوابی مزمن را تجربه می‌کنند مفید باشد. به عنوان مثال رفتار درمانی شناختی می‌تواند به افراد در زمینه افزایش کیفیت خواب کمک کند.‌۱۲- پیدا کردن خوداز دست دادن علاقه نسبت به فعالیت‌هایی که قبلا از آن لذت می‌بردید.از دست دادن علاقه نسبت به فعالیت‌هایی که سابقاً برای شما لذت بخش بود می‌تواند یکی از نشانه‌های مشکل در زندگی و خود شما باشد. البته که از دست دادن علاقه به چیزهایی که دوستش دارید امری طبیعی است؛ اما اگر علاقه‌تان را به تمام چیزهایی که از انجام آن لذت می‌بردید از دست دهید، عدم علاقه شما می‌تواند نشانه یک مشکل بزرگتر در شما باشد. ممکن است کمی افسرده باشید. یا حتی ممکن است مضطرب باشید!درباره افسردگی و علائم آن در این مطلب بیشتر بخوانید: افسردگی چیست؟ نشانه ها، علائم و راه های درمان انواع افسردگیآیا شما هم تجربه ابتلا به افسردگی را دارید؟ در بخش کامنت‌ها برایمان بنویسید!‌۱۳- مشکل در زندگی اجتماعیگاهی اوقات، نداشتن زندگی اجتماعی می‌تواند نشانه‌ یک مشکل بزرگتر مانند اضطراب باشد. در مواقع دیگر، این امر می‌تواند به خودی خود یک مشکل باشد. در حالی که لازم نیست کل آخر هفته خود را با دیگران بگذرانید، اما رابطه اجتماعی کم می‌تواند ناسالم باشد. روابط شما تا حد زیادی بر سلامت روان شما تأثیر می‌گذارد.  البته در این رابطه کمیت مهم نیست بلکه کیفیت مهم است. ممکن است ده‌ها دوست داشته باشید اما اندازه دو دوست صمیمی برای شما مفید نباشند.مهم است که تعدادی دوست داشته باشید که از گذراندن وقت با آن‌ها لذت ببرید. اگر این شرایط را ندارید بهتر است با رواندرمانگر صحبت کنید. یک رواندرمانگر ممکن است به شما کمک کند افرادی را که می‌توانید با آن‌ها ارتباط برقرار کنید پیدا کنید. آن‌ها همچنین ممکن است مهارت‌هایی را به شما بیاموزند که زندگی اجتماعی خود را ارتقا بخشید و یا به شما کمک کنند تا دلیل یا دلایل مشکل در روابط اجتماعی‌تان را پیدا کنید.شاید دلیل این کمبود این باشد که با افرادی که به شما می خورند در ارتباط نیستید. مطالعات نشان می‌دهد افرادی که از اعتماد به نفس پایینی برخوردار هستند دوستانی دارند که آن‌ها را در جامعه پایین می‌کشند. بنابراین یک رواندرمانگر ممکن است به شما کمک کند کشف کنید که چگونه افراد سالم‌تری را در زندگی خود داشته باشید.‌۱۴- به چالش کشیدن تفکر منفیهر فرد گاهی تحریف‌های شناختی ذهنی را تجربه می‌کند. این افکار، تله‌های غیر واقعی هستند که از بین بردن آن‌ها دشوار است. ممکن است همیشه برای اینکه کاری انجام دهید یا خیر دچار شک شوید. یا شاید الگوهای تفکر ناسالم شما شامل انتقاد شدید از خودتان باشد. یعنی به جای اینکه وقتی کار اشتباهی را انجام می‌دهید با خود مهربان باشید دائماً خود را مقصر می‌دانید. گفتگوهایی که با خود و در ذهن خود دارید مهم است. و نحوه تفکر شما بر احساس شما و عملکرد شما تاثیر خواهد گذاشت.یک رواندرمانگر می‌تواند به شما کمک کند تا با خود گفتگوهای سالم‌تری را داشته باشید. و این امر می‌تواند کلید یک زندگی بهتر برای شما باشد.‌۱۵- شما آنقدر که فکر می‌کنید ممکن است احساس خوشبختی نکنید.ممکن است مواقعی وجود داشته باشد که لزوماً احساس نکنید که چیزی را اشتباه انجام می‌دهید؛ اما احساس می‌کنید که به اندازه کافی خوشحال نیستید. حتی ممکن است دلیل آن را ندانید.اگر این چنین احساساتی را داشته باشید لازم است به رواند‌رمانگر مراجعه کنید. رواندرمانگر می‌تواند به شما کمک کند تا چیزهایی را که در زندگی‌تان کم است پیدا کنید و یا استراتژی‌هایی را به شما ارائه دهد که احساس بهتری داشته باشید.گاهی اوقات، برای بهبود کیفیت زندگی چند تغییر ساده کافی است. همچنین ممکن است بفهمید اندکی تغییر در عادات، سبک زندگی و رفتار می‌تواند تغییر زیادی را در سطح شادی شما ایجاد کند.‌۱۶- مشکوک شدن به داشتن مشکل روانیطیف وسیعی از بیماری‌های روانی و علائمی که با آن‌ها همراه است وجود دارد. از شنیدن صداهایی که افراد دیگر نمی‌شنود گرفته تا تجربه لحظه‌های وحشت محض و بی‌دلیل. شما احتمالاً نسبت به نشانه‌های غیرعادی که برایتان اتفاق می‌‌افتد آگاه هستید. با این حال ممکن است افراد به دلایل مختلف به دنبال مراجعه به روانشناس نباشند.بسیاری از بیماری‌های روانی قابل درمان هستند و هرچه سریع‌تر به دنبال آن باشید سریع‌تر درمان می‌شوید.به یاد داشته باشید که شما مسئول درمان خود هستید. شما باید در مورد نحوه درمان چه به صورت روان درمانی و چه به صورت مصرف دارو تصمیم بگیرید.‌سخن آخراگر در رابطه با اینکه به رواندرمانگر مراجعه کنید یا خیر دو به شک هستید، آن را امتحان کنید. صحبت با شخصی خارج از خانواده و دوستانتان ممکن است به روش‌های دیگری به شما کمک کند. به خاطر داشته باشید که صحبت با یک روانشناس به معنای وجود ضعف در شما نیست.شما چه تجربه‌ای از مراجعه به روانشناس دارید؟ برایمان بنویسید!ترجمه و تالیف: نغمه عثمانپور</description>
                <category>پزشک خوب</category>
                <author>پزشک خوب</author>
                <pubDate>Sat, 27 Mar 2021 14:54:40 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا باید با یک روانشناس ملاقات کنید؟</title>
                <link>https://virgool.io/pezeshkekhoob/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D8%A7-%DB%8C%DA%A9-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3-%D9%85%D9%84%D8%A7%D9%82%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%AF-wj33zspd9re5</link>
                <description>زندگی هیچکدام از ما هیچوقت یکنواخت و بدون چالش نبوده است و نخواهد بود. به هرحال روزهای زیادی در طول مسیر زندگی‌مان وجود دارند که ما و اطرافیانمان با چالش‌های جدیدی روبرو می‌شویم. اما گاهی تحمل بعضی اتفاقاتی که در زندگی رخ می‌دهند دشوار است. وقتی عزیزی را از دست می‌دهیم، در محل کار دچار اضطراب و استرس شدید می‌شویم یا شکست عاطفی را تجربه می‌کنیم، هیچکس از ما انتظار ندارد که به سادگی به روزهای خوش قبل برگردیم!آسیب‌های روحی ناشی از این اتفاقات بسیار دردناک و تاثیرگذار هستند؛‌ اما نکته مهم اینجاست که نباید به حال خود رها شوند و برای حل آن‌ها، باید کمک بگیریم.اما از کجا بفهمیم خودمان، دوستانمان یا اعضای خانواده‌مان به روانشناس یا روانپزشک احتیاج داریم؟‌ در ادامه برایتان بیشتر توضیح خواهیم داد.‌تجربه فقدانمرگ بخش جدایی ناپذیر زندگی ماست. اما این تاثیری در کم کردن درد آن ندارد! فرقی ندارد مرگ یک حیوان خانگی باشد، یا یک دوست صمیمی یا پدر، مادر، همسر و شریک عاطفی، تجربه مرگ و فقدان همیشه دردناک و سخت است.هر فردی به شیوه خود با تجربه فقدان کنار می‌آید. برخی افراد ترجیح می‌دهند احساسات خود را بیرون بریزند و برخی دیگر دوست دارند در خلوت خود به عزاداری بپردازند.اما اجتناب از حقیقت و انکار مرگ و فقدان می‌تواند منجر به بروز مشکلات روحی پایدار برای فرد و حتی اطرافیان او شود.روانشناسان در این زمینه به فرد و اعضای خانواده او کمک می‌کنند. یک روانشناس خوب می‌تواند راه‌های کنار آمدن با تجربه مرگ عزیزان را به فرد آموزش دهد و به او کمک کند از راه درست، عزاداری کند.‌استرس و اضطراباین روزها زندگی همه ما با استرس عجین شده است! مصاحبه‌های کاری، مشکلات عاطفی و خانوادگی؛ همگی باعث ایجاد اضطراب در ما می‌شوند.استرس و اضطراب هم جزو مشکلاتی هستند که نباید به حال خود رها شوند. در صورتی که استرس درمان نشده باقی بماند، باعث منزوی شدن فرد، افسردگی و مشکلات دیگر می‌شود.اینجاست که نقش یک روانشناس پررنگ‌تر می‌شود. روانشناس‌ها می‌توانند به افراد مبتلا به استرس کمک کنند تا منشا و علت مشکلات خود را پیدا کنند و بتوانند استرس خود را کنترل کنند.‌افسردگیاز جمله علائم شایع افسردگی می‌توان به احساس درماندگی و ناامیدی اشاره کرد. خیلی از افراد به اشتباه تصور می‌کنند افسردگی خود به خود درمان می‌شود! در حالی که درمان خود به خودی افسردگی امر دور از انتظاری است.افسردگی یک اختلال شایع روانی است. فردی که به افسردگی مبتلا می‌شود دیگر علاقه‌ای نسبت به انجام کارهای موردعلاقه و تفریحاتش ندارد، همیشه خسته است (حتی وقتی کاری انجام نداده است!) و نمی‌تواند به خوبی احساساتش را کنترل کند.یک روانشناس می‌تواند به فرد کمک کند تا منبع بروز افسردگی‌اش را پیدا کند؛ همین موضوع - پیدا کردن منشا افسردگی! - خود اولین قدم برای «حال بهتر» است. در ادامه روانشناس به فرد کمک می‌کند افکار منفی‌اش را مدیریت کند.‌فوبیاترس از ارتفاع، ترس از عنکبوت و ترس از آسانسور؛: شاید این ترس‌ها برای شما عجیب و غریب یا خنده‌دار باشند؛ اما افراد زیادی در دنیا هستند که از همین مسائل به ظاهر خنده‌دار! می‌ترسند.فوبیا یا ترس‌های غیرعادی می‌توانند باعث ایجاد مشکلات جدی در زندگی شخصی افراد شوند. مثلا «سیتوفوبیا» (ترس از غذا خوردن) می‌تواند باعث بروز مشکلات جدی برای سلامتی فرد شود.یک روانشناس خوب می‌تواند به افراد مبتلا به فوبیا کمک کند تا بر ترس‌های خود غلبه کنند و زندگی شیرین‌تر و راحت‌تری را تجربه کنند.راستی شما هم به ترس‌های غیرعادی مبتلا هستید؟ در بخش نظرات برایمان بنویسید!‌مشکلات خانوادگی و عاطفیمشکلات خانوادگی، مشکلات عاطفی، مسائل ارتباطی در دایره دوستان و همکاران در زندگی همه ما وجود دارد. در حالی که «روابط» برای یک زندگی خوب حیاتی هستند، اما می‌توانند باعث ایجاد استرس و مشکلات دیگر هم شوند.روانشناس با مشاوره فردی یا شرکت در جلسات گروه درمانی می‌تواند کمک کند مشکلات ریز و درشت روابط خود را شناخته و آن‌ها را اصلاح کنید.‌عادات ناسالم و اعتیادسیگار کشیدن، مصرف مواد مخدر یا نوشیدن عادات ناسالمی هستند که معمولاً برای فرار از موقعیت‌های دردناک زندگی یا مشکلات مختلف ایجاد شده‌اند.روانشناس با تخصص مشاوره ترک اعتیاد می‌تواند به افراد در زمینه ترک اعتیاد کمک کند. همچنین مشکلات دیگری را که با اعتیاد همراه شده‌اند (مثل اختلال خواب، اختلالات خوردن، استرس و ... ) یا باعث بروز آن شده‌اند (مثل افسردگی) شناسایی و درمان می‌کند.‌شفاف‌سازی ذهنیروانشناس می‌تواند به شما کمک کند تا واضح‌تر فکر کنید. وقتی روانشناس با دو گوش شنوا و بدون قضاوت به شما گوش می‌دهد، بهتر می‌توانید به راه حل مشکلات خود دست پیدا کنید. در واقع بلند صحبت کردن از آنچه که در ذهنتان می‌گذرد، خود باعث افزایش تمرکز، تعهد نسبت به وظایف و یافتن راه‌حل‌های جدید می‌شود.‌اختلالات روانیگاهی علائم ظاهر شده به دلیل مشکلات جدی‌تر به وجود آمده‌اند. مثلاً اختلالات روانی می‌توانند خود را به اشکال مختلفی نشان دهد. گاهی این نشانه‌ها پنهان می‌شوند یا با مشکلات دیگر اشتباه گرفته می‌شوند و آشکارسازی این اختلالات تنها از عهده یک روانشناس خوب برمی‌آید.برخی از اختلالات روانی شایع عبارتند از:اختلال دوقطبیاختلال افسردگی اساسیاسکیزوفرنیاختلال استرس پس از سانحه (PTSD)‌سخن پایانیذهنی که بتواند شفاف‌تر فکر کند، بهتر می‌تواند استرس، اضطراب، ترس و سایر مشکلات را مدیریت کند. شاید بتوان گفت که مراجعه به روانشناس در دنیای امروز یک ضرورت است! یک روانشناس کارآزموده و باسواد می‌تواند به شما کمک کند تا سلامت روان خود را بازیابی و تقویت کنید.منبع: Healthlineترجمه و تالیف: مهناز جلدی</description>
                <category>پزشک خوب</category>
                <author>پزشک خوب</author>
                <pubDate>Tue, 16 Mar 2021 16:45:33 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>