<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های {آدمک}</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@pinkfloyd</link>
        <description>آدَمَک آخَر دُنیآست بِخَند:)</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 06:54:55</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/254294/avatar/tWLc77.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>{آدمک}</title>
            <link>https://virgool.io/@pinkfloyd</link>
        </image>

                    <item>
                <title>ای کاش انسان ها کمی هاچیکو بودن...</title>
                <link>https://virgool.io/@pinkfloyd/%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%B4-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7-%DA%A9%D9%85%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DA%86%DB%8C%DA%A9%D9%88-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86%D8%AA-w5jbaulqpvqy</link>
                <description>تندیس هاچیکو که هنوز منتظر صاحبشههاچیکو در ماه نوامبر 1923 به دنیا آمد و زمانی که تنها دو ماه داشت، به  شکلی کاملا تصادفی توسط شخصی به نام دکتر شابرو اوئنو، استاد دانشکده  کشاورزی دانشگاه توکیو، پیدا شد. دکتر اوئنو او را به منزلش برد و از او  مراقبت کرد.منزل او که از دانشگاه فاصله زیادی داشت، او را مجبور می کرد که برای رفتن  به دانشگاه، هر روز به ایستگاه قطار برود و بعد از ظهر هم با همان قطار  برگردد. این کار تقریبا هر روز ادامه داشت. هاچیکو، چنان دلبستگی به صاحبش  پیدا کرد که هر روز به ایستگاه قطار می آمد تا صاحبش را بدرقه کند. جالب تر  اینجا است که وقتی دکتر اوئنو از سر کار برمی گشت می دید که هاچیکو روی یک  سکوی کنار ایستگاه نشسته و منتظر صاحبش است. هاچیکو این کار را تا ماه می  1925، تقریبا 16 ماه به صورت مداوم انجام داد تا اینکه در یکی از همین  روزها، پروفسور اوئنو که از بیماری مغزی رنج می برد بر اثر سکته مغزی در سر  کلاس درس، درگذشت.انتظار هاچیکو بیهوده بود. خانواده دکتر او را به منزل برگرداندند. فردای  آن روز، هاچیکو باز هم سر ساعت مقرر به ایستگاه رفت و به انتظار صاحبش  نشست. اما دریغ که این انتظار بیهوده بود. تقریبا هم مسافران قطار و صاحبان  مغازه اطراف هاچیکو را به خوبی می شناختند و از وفاداری بی نظیر این سگ  حیرت زده شده بودند.در سال 1932، مقاله ای از هاچیکو و رفتارش در روزنامه &quot;توکیو آساهی  شیمبوهی&quot; چاپ شد و هاچیکو را به شهرتی ملی رساند. سگی تحسین برانگیز که هر  روز با اشتیاق و راس ساعت مقرر روی سکوی کنار ایستگاه می نشیند و منتظر  صاحبش می ماند. دریغ که دکتر اوئنو مرده و هیچگاه برنمی گردد.جنازه هاچیکو در روز 8 مارس 1935 در کنار ایستگاه قطار شیبویا یافت شد.  هاچیکوی جوانی که از چند ماهگی هر روز به انتظار صاحبش در کنار ایستگاه می  ایستاد بدون دلسرد شدن، این کار را تا ده سال بعد و در اوج فرتوتی و بیماری  نیز انجام داد.کم کم هاچیکو تبدیل به سمبل ملی وفاداری شد تا اینکه دستور ساخت تندیسی از  هاچیکو بر روی همان سکویی که هاچیکو در کنار ایستگاه منتظر صاحبش می ماند،  داده شد. این تندیس یک بار در جنگ تخریب شد اما دوباره ساخته شد.هم اکنون پس از گذشت 85 سال از آن واقعه، تندیس هاچیکو، همچنان در انتظار  بازگشت صاحبش است.از داستان این سگ، فیلم سینمایی بسیار زیبایی نیز به نام  &quot;هاچیکو، داستان یک سگ&quot; ساخته شده استتندیس هاچیکو (همونه ها)</description>
                <category>{آدمک}</category>
                <author>{آدمک}</author>
                <pubDate>Thu, 08 Jul 2021 23:13:31 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آیا دث استروک و ددپول،با هم نسبتی دارند؟</title>
                <link>https://virgool.io/comicon/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D8%AF%D8%AB-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D9%88%DA%A9-%D9%88-%D8%AF%D8%AF%D9%BE%D9%88%D9%84%D8%A8%D8%A7-%D9%87%D9%85-%D9%86%D8%B3%D8%A8%D8%AA%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%86%D8%AF-mcm8flsbg10j</link>
                <description>سمت راست:دث استروک | سمت چپ:ددپولددپول یک تقلید و کپی برداری کاملاً واضح از روی دثتروک  (Deathstroke) ـه که مثل پرودیش رفتار کرده و به چشم مخاطبان به عنوان  ورژن مناسب بزرگسالان اسپایدرمن دیده می‌شه. شباهت‌های دثتروک و ددپول  خیلی زیاده. اونا اسامی شبیه به هم دارند؛ ددپول با نام وید ویلسون  شناخته می‌شود در حالی که اسم واقعی دثتروک، اسلید ویلسون است.نگاهی به ظاهر این دو مزدور انداختن نیز تمام شباهت‌هایشان را برملا  می‌کند. هر دوی آن‌ها از یک ست مشترک اسلحه استفاده می‌کنند، هر دوی آن‌های  آدمکش‌های حرفه‌ای هستند و حتی هویت مخفی‌شان نیز بخشی هم معنی با مرگ  دارد. با این که در اوایل خلق، ددپول نیز شخصیتی جدی شبیه به دثتروک داشت  ولی بعد از مدتی تبدیل به یک پرودی شد و شخصیت و رفتار کاملاً متفاوتی از  خود نشان داد.اما نسبت این دوسال 1991 که مارول ددپول رو از روی دث استروک کپی برداری کرد،دنبال یه اسم خوب برای شخصیت میگشتخیلی فکر کرد و اسمش رو گذاشت: وید ویلسونکه این اسم با دث استروک،یعنی اسلید ویلسون شباهت دارهجدا از اسماشون،هردوتاشون مزدورن،آدم کشن،نامیرا هستن و خود ترمیمی دارن!اگه به عکس بالا دقت کنین،شباهتارو میفهمینهردوتا ناشناخته،استفاده از کلت و شمشیراما از لحاظ شخصیتیاسلید(دث استروک) هیچ چیز طنز و خنده داری در کاراش نداره،و فقط و فقط به کشتن فکر میکنهدرحالی که وید(ددپول) بیشتر کاراش جنبه طنز و خنده داری دارن که کاملا شخصیت این دوتارو جدا میکنهاسلید ویلسوناما اسلید چگونه دث استروک شد؟مدت خیلی کمی بعد از متولد شدن اولین پسر اسلید، یعنی «گرنت ویلسون»،  ارتش از او خواست تا برای یک آزمایش پنهانی پزشکی، داوطلب شود. گفته شده  بود که این آزمایش، یک نوع حرکت دفاعی در برابر «سرم حقیقت» دشمن محسوب  می‌شود؛ به همین دلیل اسلید هم این داوطلب شدن در این آزمایش را پذیرفت  (بعدها مشخص شد که در واقع آنها از انجام این آزمایش قصد داشتند که دارویی  برای خلق سرباز‌های ابرانسانی، تولید کنند). بدن اسلید به طرز وحشتناک و  وحشیانه‌ای به این آزمایش واکنش نشان داد. این آزمایش باعث شد تا خود او هم  وحشی و تهاجمی شود. به همین دلیل نیاز بود تا او در طی دوران تولد دومین  فرزند پسرش یعنی «جوزف ویلسون» در بیمارستان بستری باشد و تحت داروهای  آرامبخش قرار بگیرد.بعد از این ماجراها، اسلید متوجه شد که  آزمایش‌های انجام شده واقعا موفق عمل کرده است. زیرا قدرت، سرعت، حس‌های  مختلف، استقامت، هوش و رفلکس‌های او پیشرفته شده بود و سطوح آنها تا حد  زیادی بالاتر از یک انسان معمولی قرار داشت. از آنجایی که وظایف اسلید در  ارتش به کارهای دفتر و پشت میزی ختم شده بود، او مصمم شد تا با استفاده از  وضعیت جسمی جدید خود، به طور حرفه‌ای به کار شکار و ماموریت‌های مورد  علاقه‌اش بپردازد؛ زیرا در طی مدت زمانی که او یک مبارز بود، همیشه یک جای  خالی را در وجود حس می‌کرد و تصمیم گرفت تا با این کار، این خلاء را پر  کند. بعد از این اتفاقات، او به طور رسمی با ادلاین کین ازدواج کرد. با این  حال، مدت زیاد طول نکشید که زندگی آنها تا حدودی به هم ریخت و آن آرامش  خود را از دست داد. زیرا یکی از دوست‌های قدیمی اسلید به نام «ویلیام  راندولف وینتر گرین» به یک ماموریت انتحاری فرستاده شد و در نهایت هم  دستگیر شد.وید،قبل از آزمایشوید،بعد از آزمایشوید چطوری ددپول شد؟زمانی که وید ویلسون متوجه شد که دارای یک سرطان مغزی غیرقابل درمان است،  برای یکی از برنامه‌های زیر مجموعه پروژه اسلحه ایکس داوطلب شد. مسئولان  این پروژه قصد داشتند تا یک انسان عادی را به توانایی بهبود ولورین مجهز  کنند و به نوعی این توانایی را به سیستم بدنی او اضافه کنند.از  آنجایی که او در آن برهه زمانی دیگر هویت وید تی. ویلسون را از آن خود کرده  بود، تابعیت کشور کانادا را داشت به همین دلیل او می‌توانست به پروژه  اسلحه ایکس هم وارد شود. این پروسه و روش عملیاتی با موفقیت انجام شد اما  ددپول (نام خود را از محلی گرفت که ماموران و دانشمندان با یکدیگر شرط  می‌بستند دفعه بعدی کدام یکی از داوطلبان، در طی این آزمایشات می‌میرد)،  همانند گذشته از این آزمایش بیرون نیامد و وضعیت ذهنی و روانی او به شدت  آسیب دید. بعد از این آزمایشات او به سرعت از آن سازمان فرار کرد و درست از  همان زمان، او سرگردان است. شاید برای شما جالب باشد که بدانید برخی از  افراد تصور می‌کنند که پیش از نام وید وینستون ویلسون، نام این شخصیت جک  بوده است اما تا به امروز این موضوع از طرف هیچکس تایید نشد.جواب نهاییخیر،ددپول تنها یک کپی موفقیت آمیز از دث استروک هست و اگه نسبتی داشتن ممکن بود توی کمیک Marvel vs DC حضور پیدا کنن ولی نشداین دوتا شخصیت کاملا از هم جدا هستن و نسبتی ندارنخب،امیدوارم کارامد بوده باشه،من که خودم عاشق اینجور چیزام گفتم شاید شماهم خوشتون بیاد</description>
                <category>{آدمک}</category>
                <author>{آدمک}</author>
                <pubDate>Thu, 08 Apr 2021 13:53:16 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>از کجا کمیک دانلود کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@pinkfloyd/%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D8%AC%D8%A7-%DA%A9%D9%85%DB%8C%DA%A9-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%84%D9%88%D8%AF-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-imksen9yydee</link>
                <description>سلام!حالتون خوبه؟صبحتون بخیر!الان یه نگاه ریزی به چندتا کمیکی که دارم انداختم(حدود شصت تا)بعدش گفتم کاش پول داشتم این جدیده رو میخریدماما از روی اجبار رفتم آنلاین خوندمش?حالا از چه سایتایی؟سوال خوبیه؛اولیش:New comic_نیو کامیکخب نیو کامیک خیلی عالیه،منتهایه مشکلی داره!چه مشکلی؟دانلود ازش سخته،ینی هر بیست و چهار ساعت فقط یه دانلود میشه انجام داد                                                                      New comic بعدی ینی شماره دو(شماره ها بی ارزشه)؛کمیک آل هستمتاسفانه،این هم مشکل دانلود بیست و چهار ساعته داره ولی خب،تکمیل ترهمن خودم کمیک هارو تو این سایت نمیخونم،چون خسته کنندس                                                                            comics Allبعدی ینی سومی:کمیکس کدزComicsCodesخیلی باحاله،در ضمن اگه اهل مانگا باشید این سایت منبع خوبیه برا مانگاتازه،دانلودشم محدودیت نداره و خب خوبه دیگه!!                                                                     ComicsCodesو حالابهترین سایتبرایکمیک:گِت کامیکزبهترین و رایگان ترین سایتهر روز هم آرشیوشون آپدیت میشهاما مانگا نداره،که برای شخصی مث من مهم نیسچون من فقط برای دی سی میرم،تازه دانلودشم محدودیت ندارهخب رفقا اینم نوشته چرت و پرت من!!!که بدرد هیچکی نمیخورهبدرود</description>
                <category>{آدمک}</category>
                <author>{آدمک}</author>
                <pubDate>Fri, 26 Mar 2021 09:41:58 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اعصاب نداری؟بایا کُن | یه چیز مهم</title>
                <link>https://virgool.io/@pinkfloyd/%D8%A7%D8%B9%D8%B5%D8%A7%D8%A8-%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%A7-%DA%A9%D9%8F%D9%86-%DB%8C%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D9%85%D9%87%D9%85-sp1brpz0r5sv</link>
                <description>?نامتان را همه خواهند شنید...                همه خواهند شناخت !     با تبلیغاتی وسیع و اثر بخش !دیگه سیامک انصاری،بعد از سلطان فروش قابلمه و لیموشو بدم هلوشو بدم،رو مخ ترین شخصیت در تبلیغات ها شده لامصبسلطان فروش قابلمهعالیس!یه زمانی هم که کُل تلویزیون شده بود:حَََمیییید؟-تَبَرُکه...خدا بود لامصب این تبلیغات!＼(ﾟｰﾟ＼)                                                                                                                              ( ﾉ ﾟｰﾟ)ﾉ</description>
                <category>{آدمک}</category>
                <author>{آدمک}</author>
                <pubDate>Sun, 07 Mar 2021 01:48:35 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چون بوی تلخ خوش کندر</title>
                <link>https://virgool.io/Trying/%DA%86%D9%88%D9%86-%D8%A8%D9%88%DB%8C-%D8%AA%D9%84%D8%AE-%D8%AE%D9%88%D8%B4-%DA%A9%D9%86%D8%AF%D8%B1-ygihkh7wkqu2</link>
                <description>سلامتوی کتاب خونهء من،یه کتابی هست که میتونم هزار بار بخونم و خسته نشم،کتابی که میشه باهاش ارتباط برقرار کردکتاب که حتما نباید رمان و داستان باشه!کتاب،کتابیه که بشه باهاش ارتباط برقرار کرد:چون بوی تلخ خوش کندر،زندگی نامه فرهاد مهراداز خوندن این متن ها لذت می برم و عشق و علاقه ام به فرهاد،ثانیه به ثانیه بیشتر میشودصفحه163،پس از انقلاب،بند سوم:این متن از زبان همسر فرهاد،پوراندخت گلفامه که خب،خودتون بخونیددر اواسط سال 1364،مادرش دچار آلزایمر شد.فرهاد هر روز صبح زود بیدار می شد و می رفت منزل او و تا عصر از مادرش مراقبت میکرد.با حوصله می نشست،تک تک موهای صورتش را با موچین بر می داشت و موهای سرش را شانه می کرد.دوست داشت مادرش با وجود بیماری همیشه آراسته باشد.پس از فوتش هم هر پنجشنبه می رفت بهشت زهرا.نوروز 1365،به اصرار فرهاد دو روزی به اصفهان رفتم تا در مراسم ختم دایی بزرگم شرکت کنم.وقتی برگشتم،فرهاد مثل همیشه بود و من هم برایش از مسخره بازی هایم در طول سفر،خندیدنم در مراسم و غیره گفتم،یکی دو ساعت بعد به خواهرم تلفن زدم و او به من تسلیت گفت،با تعجب پرسیدم چه خبر شده؟گفت:مگر فرهاد به تو نگفته؟خانوم(مادر فرهاد)فوت کرده بودصفحه 191،سال های آخر:از شدت وخامت بیماری،نوشیدن آب برای فرهاد فدغن شده بود،چرا که موجب می شد حالش وخیم تر شود.در وصف حال خود این بیت را زمزمه می کرد:(گفت من مستسقی ام آبم کِشد/گرچه میدانم که هم آبم کُشد)هنرمندی مثل فرهاد دیگه تکرار نمیشه،روحش شاد باشه و جاویدان...</description>
                <category>{آدمک}</category>
                <author>{آدمک}</author>
                <pubDate>Wed, 24 Feb 2021 23:36:11 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آیفون 30 خریدم!?</title>
                <link>https://virgool.io/@pinkfloyd/%D8%A2%DB%8C%D9%81%D9%88%D9%86-30-%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%AF%D9%85-griymurlvgx0</link>
                <description>سلامخوبین؟ممنوندیدم دارین سر آیفون 18 وآیفون 22 بحث میکنین،گفتم بسهههه!راستی آیفون منو دیدین؟معلومه که نه!18 سال دیگه میاد ولی من دارمش??(?چه دروغی)مدلای زیادی از آیفون رو داشتم مثل 22:آیفون 23 رو که خریده بودم یکی از دوستان یواشکی از من عکس گرفت:من راضی نبودماما آیفون 24:اینو هم یواشکی گرفتنیادش بخیر اون زمانی که تازه آیفون 11 خریده بودم،مثل این آدمای خز تو آینه عکس گرفتم باهاش:?‍♂️دیگه آیفون 25،26،27،28،29 رو نخریدم چون اون موقع شرایط و اوضاع مالی خوبی نداشتمالان هم که آیفون 30 دارم چون نمیتونم تو آینه عکس بگیرم مجبور شدم بگم یکی از من عکس بگیره:شرمنده حجابم مناسب نیست*حقایقی درباره منتاحالا آیفون ندیدم،فقط یادمه بابام یه زمان آیفون 8 داشت که فروختش و موتورولا خرید!منم گوشی دارم خیلی خوبه،ولی چون خیلی گرونه و شما دلتون میخاد اسمشو نمیگم،فقط عکسشو میزارم حدس بزنید:خیلی گرونه اصلا سمتش نرید 200 تومنههمین،،،،،،یا علی?</description>
                <category>{آدمک}</category>
                <author>{آدمک}</author>
                <pubDate>Sun, 21 Feb 2021 16:24:57 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>داور ویسه کی بود؟</title>
                <link>https://virgool.io/@pinkfloyd/%D8%AF%D8%A7%D9%88%D8%B1-%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%87-%DA%A9%DB%8C-%D8%A8%D9%88%D8%AF-exgnogw0exfa</link>
                <description>سلام خوبین؟دیگه داور و شبکه رنگارنگ رو که همتون میشناسین!داور که خب یه آدم بی ادب و بد دهن بود که البته حق داشت،مزاحم تلفنی هایی که اون داشتداور ویسه مدیر شکبه رنگارنگ که بود؟شبکه تلویزیونی رنگارنگ که از ایالت ویرجینیا و شهر وینا برنامه پخش می  کرد.حدود 20 سال پیش برای ایالت ویرجینیا پخش برنامه های خود را آغاز  کرد.این شبکه حدود 4 سال قبل برای آمریکا و بعد از مدتی برای ایران برنامه  های خود را روی ماهواره پخش کرد.داور ویسه مدیر این تلویزیون خود به تنهایی آن را اداره می کرد.در این  مدت شخصی به نام اهورا یزدی (هخا) در این تلویزیون برنامه های خود را آغاز  کرد. وی مدعی بو که با 50 هواپیما به ایران خواهد رفت.داور ویسه متولد  1347 در کردستان بوده و سالهاست به فعالیت ضدانقلابی خود ادامه میدادبعد از حضورش در آمریکا با پیشنهادی از مریم رجوی چند برنامه را از شبکه  پارس اجرا کرد بعداز چند سال تصمیم گرفت که رادیو تاسیس کنند.اما بعد مدتی تصمیم انها عوض شد و با تاسیس شبکه ماهواره ای به نام  رنگارنگ صدای خود را بر روی عکس های بی ربط و فتوشاپ شده پخش میکردند.او از نظر سواد رسانه ای و سیاسی سطح بسیار پایینی داشت و صرفا برای نگهداری این شبکه مشغول به کار شده بود.شبکه رنگارنگ را میتوان به عنوان بی محتوا ترین و بی سواد ترین شبکه  فارسی زبان نام برد که جز فحاشی و توهین به مسئولان جمهوری اسلامی هیچ حرفی  برای گفتن نداشتند.داور ویسه، متولد ۱۳۴۷ در کردستان و مدیر شبکه ضد انقلاب و ضد ایرانی  رنگارنگ پخش از ویرجینای امریکا است که در ۲۱ شهریور ۹۹ بر اثر سرطان کبد  فوت کرد.علت مرگ ویسه سرطان کبد بودهداور در سال 1352 بازیکن تیم برق تهران بودخسته نباشید دوستان پیگیر من!یا علی</description>
                <category>{آدمک}</category>
                <author>{آدمک}</author>
                <pubDate>Sat, 06 Feb 2021 11:56:35 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اگه جنس مخالف خودت بودی... (چطوری بودی؟)</title>
                <link>https://virgool.io/@pinkfloyd/%D8%A7%DA%AF%D9%87-%D8%AC%D9%86%D8%B3-%D9%85%D8%AE%D8%A7%D9%84%D9%81-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%AA-%D8%A8%D9%88%D8%AF%DB%8C-c3abs27zi23z</link>
                <description>سلام میکنم به همه!شما اگه جنس مخالف خودتون بودین،ینی اگه پسرین،دختر باشینیا اگه دختر هستین،پسر باشید چیکار میکردین؟بزارین خودمو بگم؛من اگه دختر بودم آرزو میکردم پسر باشم،از اول صبح تا خود شب آرزو میکردم پسر باشم تا آرزوم برآورده بشه!به نظر خودم اگه من دختر بودم،درس خون میشدم،مودب میشدم و به حرفای زشت بقیه اَه اَه میگفتم?و مهمتر از همه حرفای بقیه برام مهم نبوداما:من اگه دختر بودم آرزو میکردم پسر باشم،از اول صبح تا خود شب آرزو میکردم پسر باشم تا آرزوم برآورده بشه!شما ها چی؟شما اگه جنس مخالف خودتون بودین چیکار میکردین؟فکر میکنم اگه من دختر بدنیا میومدم آرزو میکردم دختر بمونم هر چند که توی ایران از خیلی از چیزا محروم میموندم،حتی از پوشیدن تیشرت و موتورسواریشماهم بفرمایید ما میخونیم</description>
                <category>{آدمک}</category>
                <author>{آدمک}</author>
                <pubDate>Fri, 05 Feb 2021 18:09:29 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مگادث،انقلابی در ترش متال</title>
                <link>https://virgool.io/pinkfloyd/%D9%85%DA%AF%D8%A7%D8%AF%D8%AB%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D8%B1%D8%B4-%D9%85%D8%AA%D8%A7%D9%84-e8igzvlwyst5</link>
                <description>در سال‌های پایانی دههٔ هفتاد پسری سیزده ساله به نام دیو ماستین، بدون آموزگار شروع به نواختن گیتار کرد و مدت کوتاهی به عنوان گیتاریست گروه پَنیک با آنها همکاری کرد. در سال ۱۹۸۱ از پَنیک جدا شد و در اوایل سال ۱۹۸۲ از  طریق یک آگهی در روزنامهٔ محلی The Recycler که موضوعش درخواست همکاری یک  گروه تازه‌کار با یک لیدگیتاریست بود، به جیمز هتفیلد و لارس اولریک در متالیکا پیوست.همکاری ماستین با متالیکا کمتر از دو سال دوام آورد و اعضای گروه، به خاطر اعتیادش به الکل و مواد مخدر و برخی اختلاف‌های پیش‌آمده بین او و هتفیلد و اولریک، عذرش را خواستند.آن‌ها در نهایت یک روز صبح برای ماستین بلیط اتوبوس گرفتند و او را راهی کالیفرنیا کردند.در سال ۱۹۸۳ او با دیوید الفسن نوازنده گیتار بیس آشنا شد. آشنایی آنها به شکل‌گیری ابر گروه مگادث  انجامید که پیشرو ترین گروه تِرَش متال دنیا شناخته می شودمی‌توان مگادث را تنها گروهی نامید که با رهبری یک فرد نخبه با نام دیو  ماستین که نوازنده‌ای چیره‌دست است، که همیشه در اشعار و مضامین خود،  سیاست‌های جهانی را نقد می‌کند. مگادث اوایل به گفته خود دیو ماستین، گروهی  بود برای رقابت با گروه متالیکا، هرچند این موضوع پس از ۳۰ سال همچنان  ادامه دارد، اما مگادث توانست با تکیه بر تکنیک نوازندگی و اشعار مفهومی به  یکی از بزرگان موسیقی ترش متال تبدیل شود.مگادث ۹ بار در جشنواره گرمی نامزد بهترین اجرا شده‌است که تنها ۲ بار در  آن جا حاضر شده‌است. چهارمین آلبوم مگادث به نام (باشد که در صلح زنگ بزنید) یکی از بهترین  آلبوم‌های سبک ترش متال یاد می‌شود که ریف‌های سرعتی و سولوهای مارتی  فریدمن از ویژگی‌های آن است. پنجمین آلبوم مگادث به نام (شمارش معکوس تا انقراض) پر فروش‌ترین آلبوم  مگادث استدر طی چندین سال فعالیت مگادث، اعضا گروه تغییرات بسیاری کرده‌است و بیش از  ۲۰ هنرمند در این گروه مشارکت داشته‌اند. به جز دیو ماستین رهبر مگادث،  می‌توان به دیوید الفسن  به عنوان یکی دیگر از اعضا اصلی گروه اشاره کرد، هرچند که در سال ۲۰۰۲ به  دلیل اختلاف با ماستین از گروه جدا شد. اما در فوریه ۲۰۱۰ دیو ماستین در طی  مصاحبه‌ای خبر از بازگشت مجدد دیوید الفسن به گروه را داد. در ۲۵ نوامبر سال ۲۰۱۴، شان دراور، نوازنده درامز گروه، اعلام کرد که برای  دنبال کردن علایق خود در موسیقی، از مگادث جدا شده‌است و با کریس برادریک،  گیتاریست گروه که هم‌زمان با او از مگادث جدا شده بود، گروه «نافرمانی» را  پایه‌گذاری کردند. شایعاتی مبنی بر «متوقف شدن فعالیت مگادث» منتشر شد. پس  از آن کریس ادلر، نوازنده درامز گروه لمب آو گاد و کیکو لوریرو، نوازنده  گیتار الکتریک گروه آنگرا، برای ضبط آلبوم جدید به گروه پیوستند. https://www.aparat.com/v/bTSPv/Megadeth_-_Trust_Live خوشبختانه مگادث هنوز پابرجاست و هست...و اینکه واقعا از متالیکا و گروه های دیگه مثل فایو فینگر دث پانچ بهتره،نه که اونا بد باشن!همین،همین دیگهخداحافظ</description>
                <category>{آدمک}</category>
                <author>{آدمک}</author>
                <pubDate>Fri, 05 Feb 2021 17:28:20 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تعریف مقدماتی نت ها!</title>
                <link>https://virgool.io/@pinkfloyd/%D8%AA%D8%B9%D8%B1%DB%8C%D9%81-%D9%85%D9%82%D8%AF%D9%85%D8%A7%D8%AA%DB%8C-%D9%86%D8%AA-%D9%87%D8%A7-qytqmc3fwual</link>
                <description>خب سلام،همه میدونیم که اولین قدم واسه یادگیری موسیقی، آشنایی با کوچک‌ترین واحد تشکیل دهندش،یعنی نت هست!نت های موسیقینت چیه؟همونطور که گفتیم کوچکترین واحد سازنده ملودی،  نت هست. به عبارت دیگه هر صدایی که گوش ما می‌شنوه، فی نفسه یک نت به  حساب میاد (فی نفسه?) هر نوازنده و هنرجوی در حیته موسیقی، باید با نت‌های  موسیقی آشنا بشه. خب ببینید ما نت ها  رو به حروف الفبا تشبیه میکنیم. اما اگه اعداد ر.  معیاری برای مقایسه بدونیم، منطقی تر به نظر می‌رسه. چراکه بین دو حرف  از حروف الفبا هیچ چیز دیگه ای وجود نداره. چون بین دو نت، (مثل  وجود اعداد اعشاری بین اعداد حقیقی)، نتهای فرعی دیگره ای وجود داره که تو تئوری موسیقی اونها رو با علائم تغییر دهنده یا عَرَضی مشخص می‌کنن. این  علامت‌ها با اسم‌های سری، کُرُون، دیز و بمل؛ نتها را به اندازه نیم یا ربع پرده زیر و بم می‌کند و علامت عرضی بکار هم این تغییرات را به حالت اولیه باز میگردونه.به نقل از یک کتاب:خطوط حامل و قرارگیری نتها بر روی آن:حتما  تا به حال اسم ۵ خط حامل را شنیده‌اید. همانطور که حروف الفبا بر روی خطی  به نام خط زمینه نوشته می‌شوند، برای نوشتن نت‌ها هم از خطوط زمینه‌ای به  نام خطوط حامل استفاده می‌گردد. خطوط حامل شامل ۵ خط اصلی می‌باشد و تعداد زیادی خط فرعی که در بالا یا پایین این خطوط بنا به نوع  استفاده نتها قرار می‌گیرد. به شکل زیر دقت کنید. همانطور که می‌بینید،  دایره نتها در یک سیکل بی انتها تکرار می‌شوند و هر چه این نتها روبه  پایین‌تر میروند، بم‌تر و هر چه بالاتر می‌روند زیرتر می‌گردندنت ها در حقیقت اشکالی هستند برای اندازه گیری زمان کشش اصوات. برای انجام این منظور این شکل نت هاست که میزان کشش هر صدا را مشخص می کند. برای مثال در عکس زیر نت گرد به نوازنده می گوید صدایی به کشش 4 ضرب تولید کند و سپس از کشش صدا جلوگیری کند.توجه  داشته باشید که سرعت ضرب ها در طول یک قطعه موسیقی معولا ثابت است ، برای  مثال اگر طول زمان یک ضرب برابر با یک ثانیه باشد نوازنده باید تا آخر قطعه  این سرعت را نگاه دارد. سرعت ضرب ها معمولا در ابتدای یک قطعه توسط Tempo و یا کلمات خاص به نوازنده اعلام می شود.سکوت ها  دقیقا کاربردی مانند نت ها دارند با این تفاوت که نوازنده با دیدن سکوت از  طنین هر نتی جلوگیری می کند و صرفا سکوت اجرا می کند.بعدا چیزهای دیگه،مث اکتاو،پرده و ... رو میگمسوالی بود جواب میدم!</description>
                <category>{آدمک}</category>
                <author>{آدمک}</author>
                <pubDate>Wed, 13 Jan 2021 21:38:47 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>به نام خدا،سیامک انصاری هستم!</title>
                <link>https://virgool.io/@pinkfloyd/%D8%A8%D9%87-%D9%86%D8%A7%D9%85-%D8%AE%D8%AF%D8%A7%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D9%85%DA%A9-%D8%A7%D9%86%D8%B5%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%85-vxfki32z8eox</link>
                <description>سیامک بایاخریدتو بایا کن .پولاتو ب جیب ما کن .هر چی پول داری برای ما ارسال کن خلاصه خودتو بدبخت کنآقا این سیامک دیگه داره کله میخورره ها!به نام خدا،سیامک انصاری هستم!و اینجا چیکار میکنماومدم بهتون بایا رو معرفی کنم?‍♂️من نمیدونم از این 583 میلیارد تومن،روزی چقد به سیامک میرسه؟1 تومن، دو من؟خدا میدونه!هممون انصاری رو با برره میشناسیم!این هم شده مثل تبلیغات عالیس:عالیس،لیموشو بدم،هلوشو بدم؟دیسببینید،شبکه یک برای هر تبلیغ،ثانیه ای از 450 هزار تا 96 میلیون میگیره!حالا،تبلیغ بایا اگه 30 ثانیه هم باشه،30×450 که کمترین مبلغه میشه: 13500000که مطمئنا خیلی بیشتر از ایناس!به گزارش روزنامه فرهیختگان، به‌طور میانگین اگر نرخ پخش هر آگهی بایا را  به ازای هر ثانیه ۶ میلیون تومان در نظر گرفته شود، پخش ۳۲۴۰ ثانیه آگهی  بایا در روز، معادل روزانه ۱۹ میلیارد و ۴۴۰ میلیون تومان برای مالکان بایا  آب می‌خورد. این مبلغ در ماه چیزی حول‌وحوش ۵۸۳ میلیارد و ۲۰۰ میلیون  تومان خواهد شد. با این اوصاف حال این سوال مطرح می شود که وقتی مالکان این  برند چنین مبلغی برای تبلیغات می پردازند، چه مبلغی برای چهره تبلیغاتی  خود در نظر گرفته اند؟این پایین هم دوتا ویدیو گذاشتم ببینین!از شدت بیکاری میریم بایا رو سوژه میکنیم! https://www.aparat.com/v/XfmrO  https://www.aparat.com/v/wYAX2/%D8%B1%DB%8C%D9%85%DB%8C%DA%A9%D8%B3_%D8%B1%D9%BE_%D8%AA%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%BA_%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%A7_%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D9%85%DA%A9_%D8%A7%D9%86%D8%B5%D8%A7%D8%B1%DB%8C لطفا کامنت بزارین،حالا نگین کامنت گزاشتن سخته،چون بایا کامنت گذاشتن رو مثل آب خوردن کرده!روز خوش...?</description>
                <category>{آدمک}</category>
                <author>{آدمک}</author>
                <pubDate>Sun, 10 Jan 2021 18:03:05 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>Welcome to the Machine (به ماشین خوش آمدی)</title>
                <link>https://virgool.io/pinkfloyd/welcome-to-the-machine-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%86-%D8%AE%D9%88%D8%B4-%D8%A2%D9%85%D8%AF%DB%8C-znidflmwa07e</link>
                <description>آلبوم Wish You Were Here (ای کاش این‌جا بودی) ۱۹۷۵آهنگی که بیشترین صداهای الکترونیکی را دارد و برای زمان خودش خیلی  ماشینی (الکترونیکی) محسوب می‌شود. افکت‌های استریوی الکترونیکی با تلفیق  صدای گیتار آکوستیک، تغییرات کسر میزان، چپ و راست شدن استریوی صداها و  ری‌مسترِ به‌روزِ سال ۲۰۱۱، همه این‌ها یک موسیقی الکترونیک کلاسیکِ تر و  تمیز را موجب شده‌اند. نام گروه موسیقی The Machine -که آهنگ‌های پینک  فلوید را کاور می‌کنند- از روی این آهنگ برداشته شده است.تیم فوتمن (نویسنده) عنوان یکی از کتاب‌های خود را گذاشته: «به ماشین  خوش آمدید: اوکی کامپیوتر و مرگِ آلبومِ کلاسیک». فوتمن در این کتاب  می‌نویسد چگونه آلبوم OK Computer گروه ریدیوهد (Radiohead) از آهنگ‌های  میانه دهه هفتاد پینک فلوید الهام گرفته است. [گرچه اعضای گروه ریدیوهد آن  را انکار می‌کردند].موضوع اشعار درباره ورود بشر به دنیای ماشینی است و چگونه عصر ماشینی می‌تواند روح آدمی را به تسخیر خود درآورد.دیسک اورجینال</description>
                <category>{آدمک}</category>
                <author>{آدمک}</author>
                <pubDate>Sat, 09 Jan 2021 08:23:51 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>عاقبت،گرگ زاده گرگ شود...</title>
                <link>https://virgool.io/@pinkfloyd/%D8%B9%D8%A7%D9%82%D8%A8%D8%AA%DA%AF%D8%B1%DA%AF-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%DA%AF%D8%B1%DA%AF-%D8%B4%D9%88%D8%AF-btsxlmrb4ujj</link>
                <description>گروهی دزد غارتگر بر سر کوهی، در کمینگاهی  به سر می بردند و سر راه غافله ها را گرفته و به قتل و غارت می پرداختند و  موجب ناامنی شده بودند. مردم از آنها ترس داشتند و نیروهای ارتش شاه نیز  نمی توانستند بر آنها دست یابند، زیرا در پناهگاهی استوار در قله کوهی بلند  کمین کرده بودند، و کسی را جرأت رفتن به آنجا نبود.فرماندهان  اندیشمند کشور، برای مشورت به گرد هم نشستند و درباره دستیابی بر آن دزدان  گردنه به مشورت پرداختند و گفتند: هر چه زودتر باید از گروه دزدان جلوگیری  گردد و گر نه آنها پایدارتر شده و دیگر نمی توان در مقابلشان مقاومت کرد.درختی که اکنون گرفته است پای                      به نیروی مردی برآید ز جای و گر همچنان روزگاری هلی                              به گردونش از بیخ بر نگسلیسر چشمه شاید گرفتن به بیل                       چو پر شد نشاید گذشتن به پیلسرانجام چنین تصمیم گرفتند که یک نفر  از نگهبانان با جاسوسی به جستجوی دزدان بپردازد و اخبار آنها را گزارش کند و  هر گاه آنان از کمینگاه خود بیرون آمدند، همان گروهی از دلاورمردان جنگ  دیده و جنگ آزموده را به سراغ آنها بفرستند... همین طرح اجرا شد، گروه  دزدان شبانگاه از کمینگاه خود خارج شدند، جستجوگر، بیرون رفتن آنها را  گزارش داد، دلاورمردان ورزیده بیدرنگ خود را تا نزدیک کمینگاه دزدان که  شکافی در کنار قله کوه بود رساندند و در آنجا خود را مخفی نمودند و به  انتظار دزدان آماده شدند، طولی نکشید که گروهی از دزدان به کمینگاه خود باز  گشتند و آنچه را غارت کرده بودند بر زمین نهادند، لباس رو و اسلحه های خود  را در آوردند و در کناری گذاشتند، به قدری خسته و کوفته شده بودند که خواب  آنها را فرا گرفت، همین که مقداری از شب گذشت و هوا کاملا تاریک گردید:قرص خورشید در سیاهی شد        یونس اندر دهان ماهی شددلاورمردان از کمین بر جهیدند و خود  را به آن دزدان از همه جا بی خبر رسانده و دست یکایک آنها را بر شانه خود  بستند و صبح همه آنها را دست بسته نزد شاه آوردند. شاه اشاره کرد که همه را  اعدام کنید.اتفاقا در میان آن دزدان، جوانی نورسیده و تازه به  دوان رسیده وجود داشت، یکی از وزیران شاه، تخت شاه را بوسید و به وساطت  پرداخت و گفت: (این پسر هنوز از باغ زندگی گلی نچیده و از بهار جوانی بهره  ای نبرده، کرم و بزرگواری فرما و بر من منت بگذار و این جوان را آزاد کن.)شاه از این پیشنهاد خشمگین شد و سخن آن وزیر را نپذیرفت و گفت:پرتو نیکان نگیرد هر که بنیادش بد است           تربیت نااهل را چون گردکان برگنبد استبهتر این است که نسل این دزدان قطع و  ریشه کن شود و همه آنها را نابود کردند، چرا که شعله آتش را فرو نشاندن ولی  پاره آتش رخشنده را نگه داشتن و مار افعی را کشتن و بچه او را نگه داشتن  از خرد به دور است و هرگز خردمندان چنین نمی کنند:ابر اگر آب زندگی بارد                         هرگز از شاخ بید بر نخوریبا فرومایه روزگار مبر                             کز نی بوریا شکر نخوریوزیر، سخن شاه را خواه ناخواه پسندید و  آفرین گفت و عرض کرد: رای شاه عین حقیقت است، چرا که همنشینی با آن دزدان،  روح و روان این جوان را دگرگون کرده و همانند آنها نموده است. ولی، ولی  امید آن را دارم که اگر او مدتی با نیکان همنشین گردد، تحت تأثیر تربیت  ایشان قرار می گیرد و دارای خوی خردمندان شود، زیرا او هنوز نوجوان است و  روح ظلم و تجاوز در نهاد او ریشه ندوانده است</description>
                <category>{آدمک}</category>
                <author>{آدمک}</author>
                <pubDate>Thu, 07 Jan 2021 19:20:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بگردم «اُبهتَت» را،ای عقاب!</title>
                <link>https://virgool.io/@pinkfloyd/%D8%A8%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D9%85-%D8%A7%D9%8F%D8%A8%D9%87%D8%AA%D9%8E%D8%AA-%D8%B1%D8%A7%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D9%82%D8%A7%D8%A8-agpotis30msf</link>
                <description>در دل صخره های  بلند و ارتفاعات دست نيافتنی، شکارچی قهاری حکمرانی می کند که آوازه اش در  ابهت و قدرت، از وقتی تاريخ يادش می آيد، زبانزد داستان ها بوده است. مهارت  بی بديل در شکار، سيطره بر پهنه کوه های بلند و دشت های وسيع، چشم های  پرنفوذ، چنگال های تيز و قدرتمند و شکارچی تيزبينی که در چشم بر هم زدنی،  طعمه اش را با سرعت و دقتی بی مثال می ربايد؛ باعث شده تا لقب «سلطان  پرندگان» را به خود اختصاص دهد. لقبی برازنده برای حکمران کوهستان ها، يعنی  عقاب طلايی.      وقتی عقاب طلایی بالهایش را باز می کند، از طول بدن انسان هم بلندتر  می شود، بیش از 2 متر. عقاب طلايي، حد و مرز نمی شناسد و در تمام ايران به  جز کويرهای مرکزی و جنوب شرقی ايران زندگی می کند. ارتفاعات کوهستانی رشته  کوه های البرز، ارتفاعات زاگرس و حتی ارتفاعات استان های جنوبی، شرايط   ايده آلی را برای زندگی و مکانی مناسب برای لانه سازی و جوجه آوری عقاب  طلايی فراهم کرده اند. عقاب طلایی تنها با یک جفت دیده می‌شود و احتمالا تا  پایان عمر پیوند جفت‌ها برقرار می‌ماند.     عقاب طلایی دشمنی در طبیعت ندارد بجز انسان. خوردن پستانداران کوچکی  که قبلا با سموم شيميايی مسموم شده اند، برخورد عقاب های نابالغ و کم تجربه  با سيم های انتقال برق در هنگام حمله برای شکار، جاده کشی های کوهستانی که  دسترسی انسان را به مکان های بکر لانه سازی عقاب طلايی راحت کرده و البته  شکار شدن توسط انسان بلای جای این گونه جانوری شده است. همه اين مشکلات  باعث شده تا عقاب طلايی در فهرست گونه های در خطر انقراض ايران قرار بگیرد.  هرگونه کاهش در جمعيت پرنده ای مثل عقاب طلايی که در بالای زنجيره غذايی  است، تأثير مستقيم روی اکوسيستم می گذارد. اين اهميت در دنيا هم پررنگ است،  آن قدر که عقاب طلايی در فهرست سرخ اتحاديه جهانی حفاظت قرار گرفته و بايد  برنامه های پيوسته ای برای حفاظت از آنها و زيستگاهشان درنظر گرفته شود.      عقاب طلايی در خطر است؛ سلطان بلندی ها که همه در اوج بودنش را ستايش  کرده اند؛ پرنده ای که مرزهای زمينی برايش بی اهميت است و آسمان تمام جهان  برای او محل پرواز است. از این رو مجموعه &quot;حس خوب زندگی&quot; در راستای عمل به  تعهدات اجتماعی خود در صدد بر آمده تا نقش خود را برای حفاظت از این پرنده  بی همتا ایفا کند. دفتر حفاظت از محیط زیست و توسعه پایدار وزرات ورزش و  جوانان، طی ابلاغیه ای حس خوب زندگی را بعنوان حامی رسمی &quot;عقاب طلایی  ایران&quot; انتخاب نمود و مسئولیت آگاه سازی مردم از نحوه زندگی و چگونگی حفاظت  از این گونه جانوری کمیاب را بر عهده این مجموعه پیشرو قرار داد.     جالب اینجاست که هماهنگی های زیادی بین عقاب طلایی باشکوه با برند &quot;حس  خوب زندگی&quot; وجود دارد. تیز بینی، بلند پروازی، منحصر بفرد بودن و توجه به  جزئیات، همگی از خصوصیات مشترک بین این دو هستند و حتی رنگ مشکی و طلایی  پرهای عقاب طلایی با رنگ سازمانی حس خوب زندگی شباهت های زیادی دارد.قدر«عقاب طلایی ایران رو بدونیم»</description>
                <category>{آدمک}</category>
                <author>{آدمک}</author>
                <pubDate>Thu, 07 Jan 2021 15:14:53 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>لیست کامل اعضای رسمی پینک فلوید</title>
                <link>https://virgool.io/pinkfloyd/%D9%84%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%84-%D8%A7%D8%B9%D8%B6%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D8%B3%D9%85%DB%8C-%D9%BE%DB%8C%D9%86%DA%A9-%D9%81%D9%84%D9%88%DB%8C%D8%AF-tsr54wbpa9oa</link>
                <description>«پینک فلوید»راجر واترزراجر واترزفعالیت: ۱۹۶۵–۱۹۸۵، ۲۰۰۵ (کنسرت لایو ۸) سازها: خواننده، گیتار بیس، گاهی گیتار، پرکاشن و سینث سایزر حضور: تمام آثار از نی‌زن بر دروازه‌های سپیده دم تا برش نهایینیک میسُننیک میسن فعالیت: ۱۹۶۵–۱۹۹۴، ۲۰۰۵ (کنسرت لایو ۸)، ۲۰۱۲–۲۰۱۴ سازها: درامز، پرکاشن، گاهی خواننده حضور: در تمام آثار پینک فلوید حضور دارد ریچارد رایتریچارد رایتفعالیت: ۱۹۶۵–۱۹۷۹، ۱۹۹۳–۱۹۹۴، ۲۰۰۵ (کنسرت لایو ۸) (عضو تور / جلسه ای از ۱۹۷۹–۱۹۸۱ و 1987-1990)  سازها: خواننده، کیبورد، سینث سایزر حضور: تمام آثار به جز برش نهایی سید برتسید برتفعالیت: ۱۹۶۵–۱۹۶۸ سازها: خواننده، گیتار حضور: نی‌زن بر دروازه‌های سپیده دم و یک نعلبکی رمز و راز دیوید گیلموردیوید گیلمور فعالیت: ۱۹۶۸–۱۹۹۴، ۲۰۰۵ (کنسرت لایو ۸)سازها: خواننده، گیتار، گاهی گیتار بیس، کیبورد، سینث سایزر و درام حضور: تمام آثار به استثنای نی‌زن بر دروازه‌های سپیده دمباب کلوز باب کلوزفعالیت: ۱۹۶۵ سازها: گیتار حضور: ۱۹۶۵: اولین ضبط آنهابسیار ممنونم که میخونید!</description>
                <category>{آدمک}</category>
                <author>{آدمک}</author>
                <pubDate>Wed, 06 Jan 2021 00:43:07 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پینک‌فلوید و فلسفه!</title>
                <link>https://virgool.io/pinkfloyd/%D9%BE%DB%8C%D9%86%DA%A9-%D9%81%D9%84%D9%88%DB%8C%D8%AF-%D9%88-%D9%81%D9%84%D8%B3%D9%81%D9%87-oovi24oniq99</link>
                <description>کتاب پینک فلوید و فلسفه،اثر جرج.ای.رایشآیا با توجّه به کاری که داروهای روان‌گردان با ذهن ما می‌کنند باید در  اعتبار حواس‌مان شک کنیم؟ چه شد که مدرسه تبدیل شد به جایی برای شستشوی  مغزیِ دانش‌آموزان؟ وقتی اعضای یک گروه راک عوض می‌شوند، خودِ گروه هم عوض  می‌شود یا سر جای‌اش باقی می‌ماند؟ از همگامی‌ها میان نیمۀ تاریک ماه و  جادوگر شهر اُز چه می‌توان آموخت؟ آیا نیچه نمونه‌ای قدیمی‌تر از شخصیت سید  برت است؟ کِی فهمیدید وجودتان حفره‌ای در دل واقعیت است؟ اگر گوشت را  نخوری، مگر می‌شود پودینگ بخوری؟پینک فلوید، با توجّه به موسیقیِ وجودی  و سینمایی‌اش، به یکی از تأثیرگذارترین و شناخته‌شده‌ترین گروه‌های راک در  طول تاریخ بدل شد. آنها با ایجاد یک‌جور «کِرِخی دلپذیر» در مخاطبان به  چنین مقامی نرسیده‌اند؛ این جایگاه حاصل برآشفتن، به‌هم‌ریختن، به پرسش  گرفتن و انتقاد کردن است. و اگر هنوز چیزی دارد از دست‌ات می‌گریزد، ای  پرتو خورشید، شاید بتوانی در کتاب پینک فلوید و فلسفه به چنگ‌اش بیاوری.«کمتر  گروهی در تاریخ راک توانسته است به اندازۀ پینک فلوید این همه تأمّل  مدهوشانه و گفتگوی فکری عمیق به راه بیندازد. کتاب پینک فلوید و فلسفه  قطعاً درک هواداران را دربارۀ این گروهِ خارق‌العاده ژرف‌تر می‌کند و برای  بی‌اعتقادها این موضوع را روشن می‌کند که راجر واترز در کنار امثال فریدریش  نیچه بخشی از سنّت فلسفه است».پینک‌فلوید زمانی که مطرح شد، باتوجّه به موسیقی وجودی و سینمایی‌اش، به  یکی از تأثیرگذارترین و شناخته‌شده‌ترین گروه‌های راک تاریخ بدل شد. اعضای  این‌گروه با ایجاد یک‌جور «کِرِخی دلپذیر» در مخاطبان به چنین مقامی  نرسیده‌اند؛ این‌جایگاه حاصل برآشفتن، به‌هم‌ریختن، به پرسش گرفتن و انتقاد  کردن است. کمتر گروهی در تاریخ راک توانسته به اندازه پینک فلوید این‌همه  تأمّل مدهوشانه و گفتگوی فکری عمیق به راه بیندازد.جیم دی‌راگتیس، نویسندۀ ذهن‌ات را روشن کن: چهار دهه از راکِ سایکدلیک فوق‌العاده!syd,we need you man!</description>
                <category>{آدمک}</category>
                <author>{آدمک}</author>
                <pubDate>Mon, 04 Jan 2021 14:12:58 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>Brain Damage (آسیب مغزی)</title>
                <link>https://virgool.io/pinkfloyd/Brain-Damage-%28%D8%A2%D8%B3%DB%8C%D8%A8-%D9%85%D8%BA%D8%B2%DB%8C%29-d89raxxrihpq</link>
                <description>(آسیب مغزی)Brain Damageآلبوم The Dark Side of the Moon (نیمه تاریک ماه) ۱۹۷۳راجر واترز اظهار کرده که مضمون‌ دیوانگی در این آهنگ بر اساس ناپیداری  روانی لیدر سابق و مرد اول پینک فلوید یعنی سید بَرِت است و به شکل خاصی و  به زبان موسیقی، بیماری روانی او را توصیف می‌کند. به طور کلی آلبوم نیمه  تاریک ماه، از نظر تکنولوژی صوتی در دوره تکامل موسیقی مونو به استریو بوده  است. مخصوصا بعد از ری‌مستر شدن دیسکوگرافی پینک فلوید در سال ۲۰۱۱،  می‌توان این آلبوم و به‌ویژه این آهنگ را یکی از قدیمی‌ترین موسیقی‌ها با  تجربه صوتی Surround دانست که بسیار حیرت‌انگیز است.مورد دیگر، استفاده از اولین نسل‌‌های سینتی‌سایزرها و تلفیق موسیقی  الکترونیک در این آهنگ و آلبوم است که به شکل عجیبی خوب از آب درآمده و بعد  از حدود ۵۰ سال (!) همچنان گوش‌نواز است. [با در نظر گرفتن این‌که موسیقی  الکترونیک در این ۵۰ سال به شکل وسیعی پیشرفت کرده است] در یک مقاله از  روزنامه آمریکایی که در سال ۲۰۰۸ منتشر شده، عنوان شده است که می‌توان  اشعار این آهنگ را از دیدگاه علم روانشناسی مورد بررسی و آنالایز قرار داد.</description>
                <category>{آدمک}</category>
                <author>{آدمک}</author>
                <pubDate>Sun, 03 Jan 2021 23:07:58 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>On the Turning Away (هنگام روی‌برگردانی)</title>
                <link>https://virgool.io/pinkfloyd/On-the-Turning-Away-%28%D9%87%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%85-%D8%B1%D9%88%DB%8C%E2%80%8C%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C%29-varsl5lrxjq5</link>
                <description>On the Turning Away (هنگام روی‌برگردانی)آلبوم A Momentary Lapse of Reason (یک لغزش آنی در عقل) ۱۹۸۷این قطعه که توسط دیوید گیلمور و آنتونی مور نوشته شده است، بیشتر به  عنوان یک آهنگ اعتراضی توصیف شده است. باید گفت این قطعه یکی از  پیچیده‌ترین آهنگ‌های گروه به لحاظ ریتم است و به طور مکرر بین کسر  میزان‌های مختلف تناوب دارد. موضوع شعر آن درباره مقایسه‌ی «شرارت» با  «چشم‌پوشی» است و اشاره می‌کند که روی برگردانی از ضعیفان، کمتر از شر بودن  نیست.نتیجه گیری آن هم بر این شد که:هیچ کدام آن ها بدون هم وجود نخواهند داشت!</description>
                <category>{آدمک}</category>
                <author>{آدمک}</author>
                <pubDate>Sun, 03 Jan 2021 23:03:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>16 سال،به عنوان پرفروش ترین آلبوم موسیقی جهان!</title>
                <link>https://virgool.io/@pinkfloyd/16-%D8%B3%D8%A7%D9%84%D8%8C%D8%A8%D9%87-%D8%B9%D9%86%D9%88%D8%A7%D9%86-%D9%BE%D8%B1%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4-%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%A2%D9%84%D8%A8%D9%88%D9%85-%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%82%DB%8C-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86!-zqzphfebzjrf</link>
                <description>آلبوم The Dark Side of The Moon (انتشار در سال ۱۹۷۳) نام برد که یکی از  پرفروش‌ترین آلبوم‌های تاریخ در جهان بوده که به مدت ۸۷۴ هفته (۱۶ سال!)  در جدول موسیقی آلبوم‌ها در آمریکا باقی ماند که طولانی‌ترین مدت برای هر  آلبومی در تاریخ است.موضوع اشعار پینک فلوید و خصوصا این آلبوم،اغلب فلسفی و دارک بوده است. نویسنده‌ای به اسم  Jere O’Neill Surber در مورد پینک فلوید نوشته: «علاقه آن‌ها حقیقت و توهم،  زندگی و مرگ، زمان و فضا، علیت و شانس، دلسوزی و بی‌تفاوتی است» راجر  واترز شخصا «همدلی» را تم و مرکز اصلی موضوعات اشعار پینک فلوید می‌داند.  گرچه می‌توان گفت موضوعات دیگر بسیاری در آثار این گروه دیده می‌شود که  وسعت و عمق زیادی به هنر پینک فلوید داده است.بُعد صدا و موسیقی دنیای عجیبی‌ست. بعضی صداها بسیار ماندگار می‌شوند و حس و حال بشر را به  دنیاهای گوناگون می‌برند. افرادی مانند راجر واترز و دیوید گیلمور که تمام عمر خود را  صرف تولید محتوای موسیقی با نهایت کیفیت و دقت ممکن می‌کنند، واقعا ستودنی  هستند چون کیفیت زندگی مردم را بدون این‌که خودشان هم متوجه شوند، با هنر  موسیقیِ فاخرشان بالاتر می‌برندآثار پینک فلوید بسیار کلاسیک و  قدیمی محسوب می‌شوند اما هنوز می‌توان با آن‌ها زندگی کرد و هنوز زیبا و  دل‌نشین هستند؛ همین نکته کافیست تا ناب بودن هنر پینک فلوید بی‌چون‌وچرا  اثبات شود!!!!!!</description>
                <category>{آدمک}</category>
                <author>{آدمک}</author>
                <pubDate>Sun, 03 Jan 2021 22:41:22 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>از اسکورپیونز...</title>
                <link>https://virgool.io/pinkfloyd/%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D8%B3%DA%A9%D9%88%D8%B1%D9%BE%DB%8C%D9%88%D9%86%D8%B2...-qaeuhpv2pjfe</link>
                <description>اسکورپیونز (انگلیسی: Scorpions) گروه هارد راک آلمانی است که با فروش  بیش از ۷۵ میلیون آلبوم جایگاه خودش را به عنوان یکی از موفق‌ترین گروه‌های  راک قاره اروپا ثبت کرده‌است. این گروه از پرفروشترین گروه‌های راک و  همچنین موسیقی به شمار می‌رود. رودلف شنکر (آواز و گیتار الکتریک) این گروه  را با حضور کارل-هینز فولمر (گیتار الکتریک)، لوتار هیمبرگ (گیتار بیس) و  ولفگانگ دزیونی (درام) در سال ۱۹۶۹ در هانوفر تشکیل داد. سپس در سال ۱۹۹۱  برادر کوچک شنکر به نام میشایل (گیتار الکتریک) و دوست صمیمی‌اش کلاوس  ماینه (آواز) به گروه پیوستند. در سال ۱۹۷۲ گروه موفق شد اولین آلبومشان را  با نام «Lonesome Crow» (کلاغ تنها) ضبط کند.هرچند اسکورپیونز در دهه ۷۰ میلادی نیز شناخته شده بود (مخصوصآ در  ژاپن)، اما بیش از هر چیز با ترانه‌های «Rock You Like a Hurricane» در سال  ۱۹۸۴ و «Wind of Change» در سال ۱۹۹۰ به شهرت رسید.</description>
                <category>{آدمک}</category>
                <author>{آدمک}</author>
                <pubDate>Sat, 02 Jan 2021 07:45:12 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>