<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های ایرانشهر - ????????</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@pishine-eran-shahr</link>
        <description>درباره Ērānšahr، خوانش ها و یاداشت هایی از یک ایران دوستِ دانش آموخته نرم افزار و نه یک ایران شناس یا باستان شناس یا زبان شناس ... امید است به یاری یزدان درست و سودمند باشد.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 08:50:26</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/23696/avatar/hKCOQg.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>ایرانشهر - ????????</title>
            <link>https://virgool.io/@pishine-eran-shahr</link>
        </image>

                    <item>
                <title>برآمدن شاهنامه های ایرانی - بخش نخست</title>
                <link>https://virgool.io/pishineh-eran-shahr/%D8%A8%D8%B1%D8%A2%D9%85%D8%AF%D9%86-%D8%B4%D8%A7%D9%87%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D9%86%D8%AE%D8%B3%D8%AA-e5s7giylr57i</link>
                <description>نخستین تاریخ نگاری ها، میان مردمان فلات ایران را می بایست در نَسک های سِپَند (مقدس) اوستا جستجو کرد، نامه های باستانی که یادآورِ کَی های پیشدادی و خاندان بزرگ ایرانی، سختی ها و رنج های پیش آمده بر این مردمان تا ساختن فرهنگی بزرگ که در برگیرنده آن ایران بزرگ است، ایران بزرگی که ساخته شده از تلاش های مردمان گوناگون تا به امروز است.زمانی که از ایران یاد می شود، تنها کشور کنونی ایران را نباید به یاد آورید، بلکه مردمان افغانستان، پاکستان، تاجیکستان، ازبکستان و کوردهای جدا افتاده، کشمیر و بخش خاوری چین، همگی سازندگان و دارندگان (صاحبان)  ایران بزرگ و فرهنگ ایرانی هستند که ما مردم کشور کنونی ایران تنها بخشی از آن هستیم.همه این مردمان بدون برتری بر یکدیگر، نقشی بزرگ در ساخت فرهنگ بزرگ ایران دارند. مردمانی از تورک، کورد، لر، عرب، بلوچ، فارس و گیلیکی و مازرونی و دیگر مردمان که در درازنای زمان، این فرهنگ را تا به امروز، وام سپرده اند که ما آن را به آیندگان برسانیم ولی شوربختانه دشمنی و آسیب رسانی به آن رو به فزونی دارد.به هر رو، اوستا کهن ترین نامه نیکان، در برگیرنده سرگذشت مردمان و سختی ها و پیروزی های آن در رو دَر رویی با سختی های زندگی است. نامه ای که آگاهی از نام خسروان ایران، از کیومرث، دانش های بدست آمده از کیهان و اختر شناسی تا شناسایی گوگرد و ساخت ابزارهای جنگی همچون گَردون (ارابه) دارد.بر پایه برخی نوشته های نیاکان، در زمان گَشتاسپ (ویشتاسپ) و به دستور زرتشت، اوستا و زَند (تفسیر) آن بر پوست های گاو نوشته و در گنجینه پادشاهی نگه داشته می شده است که شمار این پوست های گاو را نزدیک به ۱۲۰۰۰ گفته اند.همچنین در نَسک دینکرد، گفته شده است دارایِ داریان (دارا پسر دارا) که در زمان ساسانیان برای نمارش (اشاره) به داریوش سوم هخامنشی است، کسی بوده که دستور به گردآوری اوستا و نگهداری آن در گنجینه پادشاهی یا در آتشکده استخر داده است. به هر رو، پس از تازش دَدْمنِشانه اسکندر به ایران زمین و به زمان اشکانیان و بلاش (یکم؟ - بیست و دومین شاهنشاه اشکانی) اشکانی، دستور گرآوری اوستا داده شد.گَشتاسپ نخستین پادشاهی بود که به زرتشت باوَر آورد و از این رو همچنان که در نامه &quot;یادگار زریران آمده است، این کار او، آشفتگی ارجاسب شاه تورانی را پدید آورد که جنگی سخت میان ایرانیان و تورانیان در گرفت که در این جنگ خاندان گشتاسب کشته شده ولی در پایان این سپاه ایران بود که پیروز از رزمگاه بیرون آمد.این چنین گفته شده است که، پس از تسخیر ایران و سوزاندن پارسه به دست اسکندر، اوستایی که به زمان هخانشیان (داریوش سوم) گرد آوری  شده بود، نیز در آتش کینِ یونانیان و مقدونیان سوزانده شد که با بر اندازی سلوکیان و به روی کار آمدن اشکانیان، دستور به گرد آوری آن داده شد.اردشیر بابکان، پس از براَنداختنِ پادشاهی اشکانی، دستور به ساماندهی اوستا داد که پسر او، شاپور یکم نیز همین را ادامه داد. اوستا، در میان موبدان، به گونه سینه به سینه، از استاد به شاگرد یا از پدر به پسر، گفته می شده است تا اینکه به زمان ساسانیان، با گرد آوری اوستا و ساخت یک دبیره (خط) فراگیر و پسندیده به نام دین دبیره، نگارش اوستا انجام شد. https://virgool.io/pishineh-eran-shahr/%DA%A9%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%B1%D9%87-%D8%AE%D8%B7-%D9%88-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D8%A8%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D8%A7-%DA%A9%D9%86%D9%88%D9%86-ap8bhhgggrjy بنابراین در دارازْنای زمان و گذر سال ها، اوستا پیوسته پراکنده شده و هر پاره ای از آن در گوشه ای در دست یک موبد در یکی از آتشکده ها بوده است. اوستای سوزانده شده در تازش اسکند در برگیرنده ۸۱۵ فِرَگَرد (فصل) بوده و پس از گردآوری بدست اشکانیان و ساماندهی بدست ساسانیان، ۳۴۸ فرگرد در دست ایرانیان بوده است که آن را ۲۱ نَسْکْ بخش بندی کردند که امروز از آن ۲۱ نسک ساسانی، اوستا از دید زمانیباورهای بسیار کهن آریاییان که به پیش از زرتشت باز می گردد که آن را اوستای کهن می نامیم. نوشته های اوستای کهن، در بخش های یَشت ها و برخی در یَسْنا و چند پاره نیز در وَنْدیداد به جای مانده است.گفته های زرتشت که بدست خود او یا پیروان آغازین او نگاشته شده است. این بخش را با نام گاتاها در دست داریم.بخش سوم از دید زمانی، اوستای نو است که بدست موبدان ساسانی نگاشته (افزوده - تحریف) شده است.یَشْتْ هاواژه یَشْتْ به چِم نیایش کردن است که از یَشت های روزگار ساسانی، تنها ۲۱ یَشت به ما رسیده است. یشت ها پس از سرودهای زرتشت (گات ها) و هفت هات از کهن ترین بخش های ادبیات اوستایی به شمار می آیند که از باورهای سنتی ودینی، فرهنگ وتاریخ ایران باستان گزارش می دهداگر بخواهیم اوستا را از دید شناخت پادشاهان و خاندان های بسیار کهن ایرانی را بشناسیم، باید یَشْتْ های اوستا را بخوانید. شاید نخستین جایی که از شاهان ایرانی (پیشدادی) نام برده شده است، یَشت های اوستا باشد. https://virgool.io/pishineh-eran-shahr/%D8%AE%D9%92%D8%B4%D9%92%D8%AA%D8%A7%D9%88%DB%8C-%D9%87%D8%A7-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%87%D8%A7-%D9%88-%DA%A9%D9%8E%D8%B1%D9%92%D8%B4%D9%92%D9%86%D9%8E%D8%B2%D9%92%D9%87%D8%A7-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%AF%D9%85%D8%B4%D8%AF%D9%87-vkhuhlccfehl میستاییم فْروَهَرِ آخْرورَه&quot;(بخوانید آخْ رو رَ) ، از پیروانِ راستینِ اَشَهْ، از خاندانِ خسرو را، برای پایداری در برابر آن دشمنِ اَشه که دوستِ خود را می فریبد و برای پایداری در برابرِ فرومایه ی ویرانکنندهِ جهان. میستاییم فْروَهَرِ هوشنگ، از پیروانِ راستینِ اَشه و دلیر را، برای پایداری در برابر دیوان مَزَنْدَری (بخوانید مَ زَنْ دَ ری) و دشمنان اَشه در وَرِنَ و برای پایداری در برابر آزاری که از دیوان سرمیزند.در سرورده بالا که از فروردین یشت - بند ۱۳۷ است، از نام کَسانی همچون، آخْرورَه و هوشنگ، خاندان خسرو و دو کوست (ناحیه) مَزَنُدَری و وَرِن نام برده شده است. در شاهنامه با نام هوشنگ به عنوان، هوشنگ پسر سیامک پسر کیومرث نمارِش (اشاره) شده است.مَزَندَر همان کهن واژه مازندران است. اما باید توجه داشت که این مازندران، با مازندرانِ فعلی متفاوت است و احتمالا بایستی منطقه ای در دورترین بخش از مشرقِ فلاتِ ایران بوده باشد. در شاهنامه فردوسی نیز با سرزمین مازندران برخورد می کنیم که با توجه به موقعیت جغرافیایی و آب و هوایی آن، جدا از مازندران فعلی است.(محمد انصاری - اساطیر ایران - رویه ۳۸).اما نام دیگر، اَخْرورَه در شاهنامه نیامده است. او را دوست گشتاسب (ویشتاسپ) شاه گفته اند و گشتاسب شاه نخستین پادشاهی بود که به زرتشت باورمند شد و این خشم اَرجاسب شاه تورانی را برا&lt;رد که بایستی از آیین نو دست برداری و به آیین کهن بازگردی و با رَد از سوی گشتاسب شاه، جنگی میان ایران و تورا در گرفت.وَرِنَ شهری باستانی از بخش بندی شانزده گانه اوستا بوده که جایگاه آن را کانون فلات ایران دانسته اند. این کوست (ناحیه) در دوران پادشاهی مادها و هخامنشیان، کومیسن (کومس)، کومیشان (کومش) نام گرفت و جایگاه زندگی پارت ها بوده است.گاتاهاکهن ترین بخش اوستا گاتاها است که سروده های خود زرتشت است. بخش های دیگر که تا به زمان ساسانیان به اوستا افزوده شد، دیگر سروده های زرتشت نیستند. باید آگاه باشید که آن چیزی که امروز از اوستا در دست داریم، دارای دو گویش کهن و نو است که از این هم سنجی، می توان دانست که نوشته ای در آن برای نمونه، در زمان ساسانیان افزوده شده است.در گات ها (گاثاها - گاث ها) چهار بار از ویشتاسپ شاه (گشتاسپ شاه) به گونه کی گشتاسپ (شاه گشتاسپ) نام برده شده است. او پادشاه دودمان کیانی در بخش وَرِنَ (به گفته اوستا پژوهان کوستی میان شهر ری تا شاهرود) بود و کسی بود که از آغازین پیروان زرتشت شد. شهر یا کوست (ناحیه) باستانی وَرِنَ امروزه، جایگاهی است که استان سمنان کنونی آن را در بر گرفته است.شاهراه بزرگ خراسان که از ری، در ناحیه جبال می‌آمد و به نیشابور در خراسان منتهی می‌گردید از سراسر ایالت قومس می‌گذشت و همه شهرهای مهم قومس سر این راه واقع بود. جغرافی‌نویسان عرب بخشی از شاهراه بین آبادی‌های کنونی عباس‌آباد و لاسگرد دهستانی در شهرستان سرخه را جزء ولایت جداگانه‌ای به نام قومس دانسته‌اند. (ویکی پدیا فارسی)چِهردادیکی از نَسک های گم شده و از دست رفته اوستا است که تنها بخشی از آن در نَسکِ دینکرد به جای مانده است. در زبان اوستایی چیثْرَداتَ (?????????) و در زبان پهلوی چیتردات یا چیهرداد و در زبان امروزین چِهرداد خوانده می شود.چیثرَ یا چیهر یا چِهر به چِم (معنی) نژاد است و داتَ اوستایی و دات یا داد پهلوی و امروزین به چِم قانون عربی است که در واژه هایی همچون دادیار، دادگستری، دادرسی، دادستان به جای مانده است. این نامه از دست رفته، روی هم رفته، آگاهی از نژادها و تخمک های باستانی و بسیار کهن ایران می دهد.در این نسک، از کیومرث، نخستین آدمی، مشی و مشیانه، پراکندگی مردمان در هفت کشور و پدید آمدن مرمان و آیین ها و فرهنگ ها تا زاده شدن زرتشت گفته شده است که گویی روایت کننده زندگی بَشر و نامه ای است که سرگذشت آدمی را نشان می دهد. این دفتر (نَسک) گم شده از کهن ترین گام های پیشینه نویسی در باستان بوده است که نام پادشاهان و نژادهای کهن ایرانی در گرد آوری شده بود. (برگرفته از ویکی پدیا فارسی)در پیوند زیر نام برخی از کَسان را گفته ام و درباره نام منوچهر که هم ریشه با چهرداد است، گفته ام. https://virgool.io/pishineh-eran-shahr/%D9%81%D8%B1%DB%8C%D8%AF%D9%88%D9%86-%D8%A7%D9%88%D8%B4%D9%86%D9%8E%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%A7-%D8%B2%D9%88-%D8%AA%D9%87%D9%85%D8%A7%D8%B3%D8%A8-%D8%AA%D9%87%D9%85%D8%A7%D8%B3%D8%A8-%D9%85%D9%86%D9%88%DA%86%D9%87%D8%B1-%D8%A7%D8%BA%D8%B1%DB%8C%D8%B1%D8%AB-%D9%88-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%AC-vzfphzsb7yi1 اما چرا واژه &quot;نامه&quot;در نوشته های ایرانی، برای نَمارِش (اشاره) به سرگذشت نیاکان، واژه کارنامه یا نامه را به کار می برده اند. مانند کارنامَک ای اَرتَخشَتْری پاپکان یا اَرداویراف نامَک. همچنین در پایان دودومان ساسانی، نَسکِ خْوَدای نامَک (خدای نامه) نوشته شد که سرگذشت پادشاهان ایرانی از کیومرث را روایت می کرده است که در سال های آینده، بن مایه فردوسی برای سُرایش شاهنامه شد. شاهنامه ها نیز که یکی از آنها برای فردوسی است، نامه یا سرگذشت شاهان است. امروزه نیز می گوییم &quot;نامه اعمال&quot; به چِم سرگذشت اعمال و کردارمان، یا &quot;کارنامه&quot;، نامه کار و تلاشمان برای درس خواندن.در این نوشته تلاش کردم با اندک دانشی که دارم، درباره نوشته های باستانی سخن بگویم که در بخش های دیگر، تلاش خواهم کرد تا دیگر نوشته هایی که درباره شاهان از باستان بوده را به شما بشناسانم.برای نمایش دبیره های باستانی (در اینجا دین دبیره) باید یکی از فونت های اوستایی رو نصب کنید که به پشنهاد لینک ویکی پدیا زیر بهتر است مثلا Noto Sans Avestan رو نصب کنید. لینک دانلود در لینک ویکی پدیا زیر در دسترس هستشhttps://en.wikipedia.org/wiki/Help:Multilingual_support#Avestanالبته سری فونت های Noto Sans Avestan دارای فونت های دیگری برای دبیره های میخی پارسی باستان، پهلوی اشکانی و گشته دبیره ساسانی نیز هست که می توانید آنها را نیز نصب کنید</description>
                <category>ایرانشهر - ????????</category>
                <author>ایرانشهر - ????????</author>
                <pubDate>Sun, 30 Aug 2020 17:13:56 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سنگ نگاره‌ های پارتی کال‌ جنگال</title>
                <link>https://virgool.io/pishineh-eran-shahr/%D8%B3%D9%86%DA%AF-%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%AA%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D9%84-%D8%AC%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%84-eoirc9beabss</link>
                <description>کال جنگال نام دره هایی کوچک، در خاور (غرب) رشته کوه های باقران، در خراسان اَواخشتَری (جنوبی) است. این دره تَنگ و دور از دست، در ۴۵ کیلومتری اَواخشتَر خاور (جنوب عرب) شهر بیرجند و ۱۱ کیلومتری اَواخشتَر (جنوب) شهر يوسف جای گرفته است. از ۶۰ سال پیش، سنگ نگاره ها و سنگ نبشته های ویژه ای در کال جنگال شناسایی شده است.خراسان بزرگ، خاستگاه پارتیان به گونه پرسش برانگیزی با اندک یادگارهای دوره پارتی مواجه است، یافت شدن سنگ نگاره و سنگ نبشته ای پارتی، در کال جنگال بیرجند در سال ۱۳۳۰، یکی از اندک یادگارهای این دوره از برجستگی بسزایی برخوردار است. در سنگ نگاره کال جنگال (نگاره زیر)، مردی در حال مبارزه با یک شیر نشان داده شده است که در کناره این سنگ نگاره، دو نوشته به زبان و دبیره پارتی هست. اینگونه سنگ نگاره هایی که مبارزه با یک جانور مانند شیر و گاو را نشان می دهد، پیشینه در ایران و دیگر کشورها دارد، مانند نگ نگاره ها و مهرهای داریوش یکم هخامنشی که در پارسه (تحت جمشید) کَنده شده است.نوشته پهلوانیک – پهلوی پارتی – اشکانی???? ??????????? ? ?????واج نویسیgry’ rthštrnhwdr w hštrpآوانویسیgar-artaxšahrnaxwadār ut xšahrapگَر اَرْتَخْشَهرنَخْوَدار اوت خْشَهْرَپْترجمهسنگ نگاره درباره کسی به نام “گر اردشیر” است که “نخودار” و “خشهرپ یا ساتراپ” آن کوست (ناحیه) بوده است. این “اردشیر” نام، باید فرماندار یا فرمانروای این کوست باشد زیرا در دیگر جاها مانند سنگ نبشته های “لاخ مزار” در پیرامون بیرجند، نام “اردشیر” به گونه “اردشیر خدای” و “اردشیر” دیده شده است. حتی اگر نام های اردشیر در سنگ نبشته های لاخ مزار، پیوندی با این اردشیر (کال جنگال) نداشته باشد، تکرار این نام، نشان از نیرو و جایگاهی برجسته برای اردشیر نامی در این کوست (ناحیه) بوده است ولی آشکار کردن گستردگی فرمانروایی او کار ساده ای نیست.این اردشیر نام را دو شُهرت بوده است. نخست، “نَخْوَدار (نَخْوَذار)” یا “نوخَدار” که به چِم (معنی) “دارنده نخستین جایگاه” است. دارنده این جایگاه، از سوی دولت مرکزی تعیین می شده است. “فِرای (نام یک پژوهشگر است)” این واژه (nhwdr) را با واژه “نوهَدَرِس (nohadares)” در نوشته های “آمین مارسلن” می سنجد که واژه “نوهَدَرِس” به چم “دوستان ممتاز و معدود فرمانروا” است. وی بر این باور است که جایگاه “نوهودَر” به چم “دارنده نخستین پایگاه” است که در زبان ارمنی به گونه “نّخَوَر (naxarar)” به چِم “سربزرگان” آمده است.از دید “لباف خانیکی” و “بشاش”، آن را با واژه “نوزورت”، به چِم کسی که پس از انجام آیین “ناوبر” یا ” نابر” به درجه “هیربِدی” می رسد. “نوزوت” یا “نوزود” جشن “کَستی بندی” کودک در آیین زردشتی است. کَستی، کمبرند ویژه ای است که مزدیسنان بر روی سدره می بندند.“نابر” یکی از مدارج دینی مزدیسنان است. در نَسْکِ خُرده اوستا آمده است؛ نزد مزدیسنای ایران “نوزوتی” عبارت است از آداب و آیینی که پس از انجام آنها “هیربدزاده ای”، “نابر یا ناور یا نونابر” می شود یا به درجه ٔ یک پیشوای دینی رسیده هیربد میگردد.. از برای نابر شدن سن پانزده سالگی شرط شده است. (خرده اوستا رویه های ۶۹ و ۷۰)شُهره دیگر این اردشیر نام، “خْشَهرپ (xšahrp)” است که واژه ای پارتی به چِم “شهربان” یا همسان “ساتراپ” پارسی باستان است که، شاید در زمان اشکانیان، به چِم فرمانروای شهر بوده است، چنانکه در سنگ نبشته کعبه زرتشت، شاپور یکم ساسانی، همین واژه را به کار برده است.نکته پایانیدر زبان های ایرانی، چندین “پیوند واژه” هست که یکی از آنها همانی که “وَ&quot; می گوییم، مانند “من وَ تو” که این “وَ” پارسی نیست و از عربی وارد شده. همسان آن در زبان های ایرانی “اُ” است به گونه ای که می گوییم “منُ تو” یا درست تر “من اُ تو”.در پارسی باستان “اَدَمْ اوتا تووَمْ (adam utā tuvam)” که به ریخت  ????????????  نوشته می شود، برابر با همین “من اُ تو” امروزی است. بنابراین “اوتا utā” برابر با چیزی است که امروزه “و” می نویسیم و آن را “اُ” می خوانیم مانند “من و تو”.در زبان پارتی، این “اوتا utā” به گونه “اوت ut” خوانده و به ریخت یک  ?  نوشته می شود. نویسه  ?  در دبیره پارتی برابر با نویسه “و” امروزی است.“اوتا utā” در پارسی باستان و “اوت ut” در زبان پارتی، در پارسی میانه (یا پهلوی ساسانی – پارسیگ)، به گونه “اود ud” بوده است. برای نوشتن “اود ud” در پهلوی ساسانی، نویسه  ?  به کار برده می شده است که برابر “و” امروزی و  ?  پارتی است.بنابراین در زبان پهلوی (پارتی و ساسانی) “من اُ تو یا منُ تو” امروزی به گونه “مَن اود تو” گفته می شده است.همچنین امروزه ما “تُ” می گوییم ولی همان واژه پهلوی “تو” را می نویسیم که همین “تو” پهلوی، از “تووَمْ” باستانی گرفته شده است. بنابراین “نَخْوَدار اوت خْشَهْرَپْ” یا “نَخْوَدار اود خْشَهْرَپْ” در سنگ نگاره کال جنگال، برابر با “نخودار  اُ شهربان” یا “نخودارُ شهربان” امروزی می شود.در زبان اوستایی، “من” برابر با “اَزِمْ (azəm)” است که به ریخت  ????  و “تو” برابر با “توم (tum)” است که به ریخت  ???   نوشته می شوند. https://virgool.io/pishineh-eran-shahr/%D9%BE%DB%8C%D8%B4%DA%AF%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D9%BE%D9%87%D9%84%D9%88%DB%8C-%D8%A7%D8%B4%DA%A9%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%BE%D9%87%D9%84%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C%DA%A9-ljuvcpshi1kc  https://virgool.io/pishineh-eran-shahr/%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D8%AC%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%AA%DB%8C-%D9%BE%D9%87%D9%84%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C%DA%A9-iv4zid7ehrab  https://virgool.io/pishineh-eran-shahr/%D8%A2%D8%B4%D9%86%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%B1%D9%87-%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%AA%DB%8C-%D9%BE%D9%87%D9%84%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C%DA%A9-ob6ecamq8qut  https://virgool.io/pishineh-eran-shahr/%D8%B4%D9%85%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%B1%D9%87-%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%AA%DB%8C-%D9%BE%D9%87%D9%84%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C%DA%A9-ampflsh7mnwc  https://virgool.io/pishineh-eran-shahr/%D9%86%D8%A7%D9%85-%D9%88%D8%A7%DA%98%D9%87-%DA%A9%D8%B4%D9%88%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D9%88-%D8%B4%D9%87%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D9%88-%D8%AA%D9%85%D8%AF%D9%86-%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%B1%D9%87-%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%AA%DB%8C-%D9%BE%D9%87%D9%84%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C%DA%A9-ksfactshenoh </description>
                <category>ایرانشهر - ????????</category>
                <author>ایرانشهر - ????????</author>
                <pubDate>Thu, 20 Aug 2020 15:33:02 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آسیه، پهلوان کوچک سیستان و بلوچستان و دردهای سیستان و بلوچستان</title>
                <link>https://virgool.io/pishineh-eran-shahr/%D8%A2%D8%B3%DB%8C%D9%87-%D9%BE%D9%87%D9%84%D9%88%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%88%DA%86%DA%A9-%D8%B3%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%A8%D9%84%D9%88%DA%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%AF%D8%B1%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%A8%D9%84%D9%88%DA%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-eh3ag1rxiatt</link>
                <description>به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از عصرهامون، سال گذشته درست در چنین روزهایی بود که دختری از تبار بلوچ به نام &quot;حوا&quot; که خواهر بزرگترش &quot;آسیه&quot; را هنگام رخت شستن در کنار رودخانه باهوکلات همراهی می کرد و در حالی که مشغول بازی های کودکانه اش بود، طعمه &quot;گاندو&quot; شد و یک دستش را از دست داد. موضوعی که به وقت خودش با سر و صدای زیادی همراه شد، اما این روزها به گونه ای دیگر و به واسطه حامیانش که از جنس پهلوانان نامی ایران زمین هستند، در شبکه های اجتماعی جایگاه ویژه ای پیدا کرده است و همه از دختری می گویند که جان خود را به خطر انداخت تا ناجی خواهرش کوچکترش باشد.آسیه ای که وقتی دست خونین خواهرش را در دهان تمساح دید، تاب نیاورد و با این گونه بومی اما ترسناک جنگید تا خواهرش زنده بماند، در واقع سخت است قطع شدن دست خواهر آن هم جلوی چشم یک دختر بچه 10 ساله و جرات می خواهد با تمساح جنگیدن و بر آن پیروز شدن. برای روایت آن روز نفس گیر به سراغ خانواده &quot;حوا&quot; و &quot;آسیه&quot; قهرمان رفتیم تا با مادرش گفت و گویی انجام دهیم، اما در این میان حوا و آسیه ای که تاکنون با هیچ رسانه ای مصاحبه ای انجام نداده اند، مشتاقانه با خبرنگار ما هم صحبت می شوند.کولر، تنها خواسته &quot;حوا&quot; در حال صحبت صمیمانه با مادر این دو خواهر هستم که حوا به جمعمان اضافه می شود، اما بدون این که به آن حادثه اشاره ای داشته باشم تا مبادا تداعی اش او را آزدره خاطر کند، شروع به صحبت کردن می کند، حرف هایش را با یادآوری آن روز آغاز می کند، از لرزیدن صدایش می توان فهمید که وقتی یاد آن ماجرا می افتد، ترس وجودش را فرا می گیرد، بنابراین سعی می کنم اذیتش نکنم و از درس ها و آرزوهایش بپرسم. اما وی شروع می کند به تعریف کردن از ناجیانی که از آن روز تاکنون تنها حامی اش بودند، از آسیه گرفته تا قهرمانان کشتی کشورمان، چراکه یکی جانش را نجات داد و آن دو نفر دیگر کمک کردند تا دیگر از نداشتن یک دست غمگین نباشد، از رسول خادم و حسن رحیمی، پهلوانان نامی ایران زمین که این بار رسم پهلوانی را در وادی انسانیت به جا آوردند یاد و از آن ها تقدیر می کند. حوا ادامه می دهد: آن ها برای ما و دیگر اهالی روستا خانه ساختند، بسته های غذایی و بهداشتی هدیه دادند، یخچال خریدند و همیشه تشویقم می کردند تا درس هایم را بخوانم و مدرسه را رها نکنم، اما همچنان از داشتن کولر محروم هستیم. در حالی که با تمام وجود پذیرای شنیدن حرف هایش هستم، ناگهان &quot;آبجی&quot; خطابم می کند، شنیدن این کلمه دلم را می لرازند، به گونه ای که حاضرم همه چیزم را بدهم تا دستش را دوباره به دست آورد، می گوید: بچه های روستا همیشه اذیتم می کردند که خداراشکر الان دیگر با کمک رسول خادم و حسن رحیمی دست مصنوعی دارم. روایت قهرمان کوچک در ادامه &quot;آسیه&quot; یا بهتر است بگویم قهرمان زندگی &quot;حوا&quot;، آرام به مادرش می گوید من هم می خواهم حرف بزنم، بنابراین در ادامه به صحبت های وی گوش می دهم، وی که از نظر سنی با خواهرش فاصله چندانی ندارد، می گوید: حوا همه چیز من است، آن روز ترس از دست دادنش به جانم افتاده بود، اما برای این که تمساح  به آرزویش نرسد و من هم خواهر عزیزتر از جانم را از دست ندهم، با سرعت در آب پریدم و حوا را نجات داد. وی در حالی که شجاعت از چشمانش می بارد، با بیان این که آن روز ترس تمام وجودم را فرار گرفته بود، اما نمی توانستم بی تفاوت باشم چراکه جان خواهرم در خطر بود، ادامه می دهد: تمساح از پشت به حوا حمله کرده بود، هر کاری می کردم رهایش نمی کرد، تا این که بر او پیروز شدیم و توانستیم فرار کنیم، هر چند دست حوا در دهانش ماند، اما خوشحالم که هنوز زنده و در کنارمان است. آسیه می افزاید: رودخانه مملو از خون بود، در حالی که حوا را نجات دادم پایم به سنگ خورد، اما با این وجود به سختی و لنگان لنگان سعی کردم حوا را به آغوش بگیرم و فرار کنم، تمساح تا چند متر دنبالمان می کرد، اما نتوانست مانع ادامه راهمان شود. معجزه خدا بود وی با نگاه به آسمان و در حالی که خدایش را شکر می کند، می گوید: آن لحظه خدا فکری به سرم زد و آن این بود که روسری را از سرم دربیاورم و دستش  را ببندم، همه می گفتند این کار باعث شده است که خون کمتری از حوا برود و زنده  بماند، اما این کار خدا و معجزه او بود. این قهرمان کوچک اضافه می کند: با پای برهنه و جیغ زنان همچنان می دویدیم، تا این که به خانه رسیدیم، اما خوشحال بودم که خواهرم را تنها نگذاشته بودم و تا خانه همراهم بود، اما از آن  روز بچه های روستا و مدرسه اذیتش می کنند و او هم گریه و فرار می کند و گاهی می گوید مدرسه نمی روم، ولی من دلداری اش می دهم و قول داده ام که همیشه پشتیبانش باشم، گاهی موهاشویش را شانه و در کارهای شخصی کمکش می کنم. وی از بی خوابی های شبانه اش می گوید: خیلی از شب ها غصه خوابم نمی برد، به هر حال آینده خواهرم در میان است، دوست ندارم ناراحتی را در چهره  نازش ببینم، ولی با این فکر که خواست خدا این بوده، سعی می کنم آرام شوم، خوشبختانه مردم نیکوکار زیادی در کشورمان وجود دارد که فراموشمان نمی کردند، رسول خادم و حسن رحیمی کشتی گیران کشورمان برای حوا دست مصنوعی سفارش دادند و اکنون می تواند راحت تر در روستا و جمع بچه ها حاضر  شود. ماجرای آن روز از زبان مادر آشفته و اما دربی بی رئیسی فرد، مادر آسیه و حوا در ادامه با گلایه از مشکل شدید بی آبی در روستای محل سکونتشان و بیان ماجرای آن روز می گوید: در یکی از روزهای تابستانی سال گذشته، حوا و آسیه و تعدادی دیگر از بچه های روستا به دلیل نبود آب برای شست و شوی لباس در کنار رودخانه حضور یافتند، پس از آن که آبی بر تن زدند و مشغول بازی بچه گانه بودند، ناگهان حوا احساس کرد که کسی پایش را گرفته و با این فکر که پسر عمه اش در حال شیطنت است، از او خواست تا پایش را رها کند، اما بعد از لحظاتی متوجه شد که در چنگال تمساح افتاده و دهانش را برای بلعیدنش گشوده است. وی ادامه داد: حوا برای این که گردنش طعمه گاندو نشود، خودش را روی زمین رها کرد، اما تمساح جسور دستش را بلعید، آن لحظه وحشت تمام وجودش را فرا گرفته بود، آسیه وقتی صحنه را دید، داد و هوار می زد که &quot;خواهرم را خورد، خواهرم را برد&quot;، اما با همه کم سن و سال بودنش، ریسکش را به جان خرید و برای نجاتش از چنگال گاندو به آن ها نزدیک شد و او را نجات داد. رئیسی فرد، در حالی که بغضی در گلویش سنگینی می کند، ادامه می دهد: اما تمساح در حالی که دست حوا در دهانش آویزان بود، آن ها را دنبال کرد، بچه ها در حالی که وحشت از چهره شان می بارید خودشان را به خانه رساندند، من هم که باردار بودم با دیدن آن ها، حالم نامساعد شد. وی با ناراحتی تمام اذعان می کند: از زمانی که این اتفاق برای حوا افتاده سر به هوا شده، گویا حافظه اش ضعیف شده است، همین که چشم هایش را می بندد آن صحنه برایش تداعی می شود، متاسفانه این حادثه خواب را از چشمانش گرفته است، از سویی هم بچه های روستا اذیتش می کنند، از این که با عنوان یک دست خطابش می کنند، خیلی ناراحت است، اما سعی می کنم عکس هایی از آدم‌های موفقی که دست یا پایشان را از دست داده اند، به او نشان دهم. مادر حوا می افزاید: نگران آینده اش و روزی که من و پدرش نباشیم، هستم، به هر حال دختر است و برایش سخت است، گاهی با کتاب سرگرمش می کنم و برخی روزها او را به مزرعه گاندو می برم تا شاید ترسش بریزد، ولی همچنان می ترسد وبه آن ها نگاه نمی کند، شرایط آسیه از هوا بدتر است. رنج از بی آبی وی با بیان این که همیشه شاهد حضور تمساح ها در روستا و به ویژه اطراف رودخانه هستیم، تصریح می کند: از آنجایی که آب نداریم چاره ای جز استفاده از رودخانه نیست و سعی داریم در گوشه ای که گاندو کمتر است، لباس ها را بشوییم، متاسفانه آب شرب هم نداریم فقط ماهی یکبار برایمان با تانکر آب می آورند که گاهی به دستمان نمی رسد و مجبور  به استفاده از آب غیر بهداشتی می شویم.وی از اهدای سبد معیشتی و احداث خانه برای اهالی روستا توسط خادم و رحیمی  اشاره و اضافه می کند: محیط زیست هم  می خواست کمک کند اما ما قبول نکردیم چرا که مبلغش فقط ۵۰ میلیون تومان بود و دردی را از ما دوا نمی کرد، هر چند آن ها اصرار داشتند که به عنوان کمک آن را بپذیریم.شبکه اطلاع رسانی دانا</description>
                <category>ایرانشهر - ????????</category>
                <author>ایرانشهر - ????????</author>
                <pubDate>Thu, 30 Jul 2020 00:36:47 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کمی درباره &quot;دبیره (خط) و نوشتن&quot; در ایران از باستان تا کنون</title>
                <link>https://virgool.io/pishineh-eran-shahr/%DA%A9%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%B1%D9%87-%D8%AE%D8%B7-%D9%88-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D8%A8%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D8%A7-%DA%A9%D9%86%D9%88%D9%86-ap8bhhgggrjy</link>
                <description>در روزگاران کهن، آن چیزی که ما امروزه از چاپ و کتاب می شناسیم نبوده. در گذشته ها، بیشتر داستان ها و سرگذشت مردمان کهن تر، زبان به زبان و سینه به سینه از کسی به دیگری از مادر و پدری به فرزند یا از استادی به شاگرد گفته می شده است.گوسان به زمان اشکانیان، راویان داستان های گذشته بودند که در آینده و در همین روزگار خودمان، ردپای آنها را در نقالی شاهنامه یا در تعزیه خوانی امام حسین و حادثه کربلا می توان دید. همچنین در داستان هایی که در سالیان گدشته پدر و مادر بزرگان یا پدر و مادر برای ما می خواند نیز این روش سینه به سینه همچنان به جای مانده است.خوشبختانه تعزیه خوانی ثبت جهانی شد وگرنه با آنکه رنگ بوی مذهبی دارد، شاید همانند نقالی شاهنامه کم رنگ می شد (بماند که ضعف در نظارت بر تعزیه خوانی ها باعث شده این هنر دیرین گاهی به بیراهه و تمسخر گرفته شود.) سالیان زیادی هست که رادیو گوش ندادم ولی گمان کنم در آن نیز جای برنامه &quot;قصه های شب&quot; دیگر پخش نمی شود.۱ - دبیره های ایلامیاندر گذشته های ایران و پیش از هخامنشیان، ایلامیان، دبیره (خط) ویژه خود را برای نوشتن به کار می برده اند. دبیره هایی که ایلامیان به کار می برده اند به سه دسته: ۱) دبیره نیا ایلامی، ۲)دبیره ایلامی باستان و ۳) دبیره میخی ایلامی دسته بندی می شود.۱ - ۱ دبیره نیا ایلامینیا ایلامی یا ایلامی آغازین، دبیره ای بوده که در گستره ای از ایران، از شوش تا کرمان و نزدیک به ۳۰۰۰ سال تا ۲۹۰۰ ( چیزی نزدیک به ۲۵۰۰ سال پیش از برآمدن پادشاهی هخامنشیان) سال پیش از زادروز به کار می رفته است.این دبیره دارای (بیش از) ۱۰۰۰ نشانه بوده است و همچنان نتوانسته اند که آن را رمز گشایی کنند. این دبیره از راست به چپ نوشته می شده است و تا کنون هیچ دبیره باستانی دیگری بدست نیامده است که همسان با آن باشد.نگاره از انجمن خرد۱-۲ ایلامی باستاندبیره ایلامی باستان، در بازه زمانی ۲۲۵۰ تا ۲۲۲۰ پیش از زادروز (چیزی بیش از ۱۵۰۰ سال پیش از هخامنشیان) به کار می رفته است. این دبیره بر گرفته از دبیره نیا ایلامی پدید آمده است و به نِگَر (نظر) می آید که بیش از ۸۰ نشانه داشته باشد که بیشتر آن بدست والتر هینز رمزگشایی شده است. این دبیره بر ستون هایی از بالا به پایین و از سوی چپ به راست نوشته می شده استنگاره از انجمن خرد۱-۳ دبیره میخی ایلامیدبیره میخی ایلامی بدست آمده از روی دبیره میخی اَکدی است ولی شمار نشانه های آن بسیار کمتر از دبیره اَکدی است که ۱۳۲ نشان دارد. این دبیره میخی در بازه زمانی سال ۲۵۲۰ پیش از زادروز تا ۳۳۱ پس از زادروز به کار می رفته است.به زمان فرمانروایی هخامنشیان، زبان ایلامی نو و دبیره میخی ایلامی، زبان و دبیره ای بودند که در دربار هخامنشی (پارسه) برای نگارش رویدادهای روزانه مانند دستمزدها و دیگر کارهای اداری به کار می رفته اند. سنگ نبشته داریوش بر کوه بیستون، به سه زبان پارسی باستان (دبیره میخی پارسی باستان)، زبان ایلامی (دبیره میخی ایلامی) و زبان بابلی (دبیره میخی بابلی) کَنده شده است که رویدادهای نخستین سال فرمانروایی داریوش یکم را نشان می دهند.۲ - دبیره میخی پارسی باستانزمانی که کوروش دوم (کورش بزرگ) بابل را تسخیر کرد، مشنور مشهور به &quot;حقوق بشر&quot; خویش را به زبان و دبیره بابلی نوشت. پس از به روی کار آمدن داریوش یکم، به دستور او، دبیره میخی پارسی باستان ساخته شده که واپسین و ساده ترین دبیره میخی دوران باستان بوده است.یادگیری دبیره میخی پارسی باستان بسیار ساده است زیرا که شمار کمی نشانه های میخی دارد ولی از سوی دیگر، یادگیری زبان پارسی باستان بسیار سخت و دشوار است زیرا که دستور زبانی پیچیده دارد.در زمانی که هخامنشیان به روی کار آمدند، زبانی به نام &quot;آرامی&quot;، زبان میانجی میان مردمان آن زمان بوده است. (همانند به زبان انگلیسی در روزگار ما). از این رو داریوش یکم برای ارتباط میان ساتراپ های فرمانروایی خویش، زبان آرامی را به کار می برد.زبان آرامی باستان، زبانی بوده در اوج خود، به کشورهایی از آسیا همچون هند، مالزی، اندونزی، تبت و همچنین بخش‌های از آفریقا و اروپای شرقی مانند: اوکراین، بلغارستان، مجارستان، آلبانی، مقدونیه و یونان رسید.دبیره میخی پارسی باستان یا هر دبیره میخی دیگری، برای کَنده شدن بر روی سنگ و گل و فلز و سکه ها به کار می رفته اند و هرگز برای نوشتن بر روی پوستین و یا پاپیروس های مصری کارآمد نبودند. زبان آرامی داری یک سامانه نوشتاری، برای نگارش بر روی پوستین ها و پاپیروس های مصری بود.از این رو شاهان هخامنشی برای آنکه فرمان های شاهی را به ساتراپ های خود برسانند، از یک دبیر آرامی کمک می گرفتند، به گونه ای که شاه، به زبان پارسی باستان فرمان را می گفت و دبیر آرامی پس از شنیدن، گفته های شاه را از پارسی باستان به آرامی باستان بر می گرداند و سپس به دبیره آرامی بر روی پوستین یا پاپیروس می نوشت. در آن سو، ساتراپ نیز یک دبیر آرامی داشت که نوشته های آرامی را از روی پوستین یا پاپیروس می خواند و سپس برگردان پارسی آن را برای شاه بازگو می کرد.از این رو زبان پارسی باستان بسیار بر روی زبان آرامی (باستان) تاثیر گذار بوده است ولی وارونه آن نیز انجام شده است. در زبان های باستانی که تا زبان پارسیگ (پارسی میانه - پهلوی ساسانی) نیز بوده است، هزوارش های آرامی وارد زبان پارسی باستان، پهلوانیک (پهلوی اشکانی)، پارسیگ (پهلوی ساسانی) شد.هزوارش ها، واژه های آرامی بودند در یک نوشته به جای واژه ایرانی نوشته می شدند ولی در زمان خوانش آن نوشته و با رسیدن به واژه آرامی (هزوارش) دیگر خود واژه آرامی خوانده نمی شد و واژه ایرانی آن خوانده می شد. بنابراین برخی از واژه ها، آرامی نوشته می شدند ولی در زمان خوانش، برابر ایرانی آنها خوانده می شد.برای نمونه به جای واژه های ایرانی پدر، مادر و نام واژه های آرامی اَبْ، اَمْ و شْمْ نوشته می شدند ولی هرگاه به به واژه شْمْ می رسیدند، دیگر آن را شْمْ نمی خواندند بلکه نام را می گفتند. در زبان های ایرانی امروزین که در دسته زبان های نوین (نو) هستند دیگر هزوارش نداریم زیرا برای نمونه &quot;معلم&quot; می نوسیم و همان &quot;معلم&quot; را نیز می خوانیم ولی اگر از دید هزوارش نگاه کنیم، باید &quot;معلم&quot; می نوشتیم ولی &quot;آموزگار&quot; می خواندیم.تا کنون کمتر از ۱۰۰۰ هزاورش در نوشته های به جای مانده از زبان های میانی ایران (پهلوی اشکانی و ساسانی) بدست آمده است. برای نمونه پادشاهان اشکانی یا ساسانی می نوشتند &quot;مَلکین مَلکا&quot; ولی در زمان خواندن، &quot;شاه شاهان&quot; خوانده می شده است.به هر رو، زبان پارسی باستان و آرامی بسیار بر روی یکدیگر تاثیر گذاشتند و از این رو شاید بسیاری از واژه های ایرانی مانند دین وارد زبان آرامی و دیگر زبان های سامی مانند عربی و عبری شدند. آرامی، عبری و عربی هر سه از زبان های خویشاوند و از دسته زبان های سامی هستند.آرامی زبانی بود که در فلسطین باستان و بخش کنعان (در فیلم یوسف پیامبر حضرت یعقوب نبی) مردمان به آن سخن می گفتند. آرامی را زبان حضرت عیسی، عبری را زبان حضرت موسی و عربی را زبان حضرت محمد و اوستا زبان حضرت زرتشت دانسته اند.امروزه زبان آرامی، زبان بخش کوچکی از مردمان است که به ویژه در سوریه زندگی می کنند.همچنین مردمانی در فلسطین و اسرائیل نیز مردمانی به آرامی سخن می گویند. در میان دبیره هایی که امروزه به کار می روند، دبیره عبری (کشور اسرائیل) بسیار نزدیک به دبیره آرامی باستان است.۳ - دبیره یونانی باستانپس از تازش اسکندر به ایران و فروپاشی پادشاهی هخامنشی، دبیره یونانی در ایران رواگ پیدا کرد بدین گونه که پس از فروپاشی سلوکیان بدست پارت ها، بازهم تا زمانی، شاهان اشکانی سکه های خویش را به دبیره یونانی ضرب می کردند. پس از فروپاشی اشکانیان بدست اردشیر بابکان، سنگ نبشته هایی از اردشیر و فرزندش، شاپور به سه زبان پارتی، پارسی میانه و یونانی به جای مانده است. https://virgool.io/pishineh-eran-shahr/%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D8%AC%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%AA%DB%8C-%D9%BE%D9%87%D9%84%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C%DA%A9-iv4zid7ehrab ۴ - دبیره اشکانیاشکانیان برای نوشتن بر روی سنگ ها و پوستین ها از دبیره دیگری به نام &quot;دبیره پهلوی اشکانی&quot; کمک می گرفته اند که این دبیره بر گرفته از دبیره آرامی شاهی (آرامی هخامنشی) بود که سالیان و سَده ها پیش شاهان هخامنشی با آن دستورهای شاهی را می نوشته اند. https://virgool.io/pishineh-eran-shahr/%D8%A2%D8%B4%D9%86%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%B1%D9%87-%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%AA%DB%8C-%D9%BE%D9%87%D9%84%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C%DA%A9-ob6ecamq8qut ۵ - دبیره های ساسانیبه زمان ساسانیان هفت دبیره برای نوشتن بوده است که از آن هفت دبیره، تنها سه دبیره ۱) گشته دبیره، ۲) هام دبیره و ۳) دین دبیره به ما رسیده است. دیگر دبیره های ساسانی نیز در ادامه پهرست شده اند.۴) نیم ‌گشته دبیره: این دبیره دارای ۲۸ وات بوده و باآن پزشکی و فرزان (فلسفه) را می‌نوشتند.۵) فرورده دبیره: این دبیره دارای ۳۳ وات بوده و منشورهای پادشاهان را می‌نوشتند، نام دیگر این دبیره «نامه دبیره» است.۶) راز دبیره: این دبیره دارای ۴۰ وات بوده و رازهای شاهان را با آن می‌نوشتند، نام دیگر این دبیره «شاه دبیره» یا «راز سهریه» است.۷) ویسپ دبیره: این دبیره در بردارندهٔ همهٔ دبیرگان بوده و با این دبیره زبان‌های رومی، کپتی (قبطی)، بربری، هندی، چینی، ترکی، نبطی، تازی، حتی نمایگان و هر صدایی و صدای شرشر آب را نیز می‌نوشتند. دبیرهٔ نامبرده ۳۶۵ وات داشته‌است که ۱۶۰ وات آن برای زبان‌های ملت‌ها، ۲۰۵ وات آن برای آواهای نامردمی (ون‌مایه‌ها) بود.۵-۱ گشته دبیره ساسانیگشته دبیره، دبیره ای بود که نویسه های (حرف های) آن جدا از هم نوشته می شده اند و برای سنگ نبشته ها، گل نبشته، سکه ها، بشقاب ها و ظرف ها و یا بر روی گورها به کار می رفته اند. برای نمونه در ستون های بیشاپور گشته دبیره به کار رفته است. واژه ?????? به گشته دبیره ساسانی است که در آن ? برابر با پ، ? برابر با ا یا آ (و همچنین اگر در آغاز واژه باشد می تواند آ یا اَ)، ? برابر با ل یا ر، ? برابر با س، ? برابر با ی و ? برابر با ک یا گ امروزی است. https://virgool.io/pishineh-eran-shahr/%D8%B3%D8%AA%D9%88%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%DB%8C%D8%B4%D8%A7%D9%BE%D9%88%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%88-%DA%AF%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%B1%D9%87-jlsybrch0baz ۵-۲ هام دبیره ساسانیهام دبیره یا آم دبیره، دبیره همگانی بوده است که نیبِگ ها (کتاب ها) بدان نوشته می شده است. این دبیره پیوسته و برای نوشتن بر روی پوستی یا کاغذ به کار می رفته است. ایرانیان تا ۳۰۰ سال پس از اسلام، همچنان در به زبان پهلوی ساسانی (پارسیگ یا پارسی میانه) سخن می گفته اند و بسیاری از نوشته های ساسانی دوباره به همین گشته دبیره بازنویسی شده بوند. https://virgool.io/pishineh-eran-shahr/%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%B1%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%B1%D9%87-%D9%BE%D9%87%D9%84%D9%88%DB%8C-%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%DB%8C%DA%A9%D9%85-iieoqwk70ofv  https://virgool.io/pishineh-eran-shahr/%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%B1%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%87%D8%A7%D9%85-%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%B1%D9%87-%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%AF%D9%88%D9%85-glxyuiby4ydi  https://virgool.io/pishineh-eran-shahr/%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%B1%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%87%D8%A7%D9%85-%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%B1%D9%87-%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%B3%D9%88%D9%85-qmji2o85mgev  https://virgool.io/pishineh-eran-shahr/%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%B1%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%87%D8%A7%D9%85-%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%B1%D9%87-%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85-mgytbearnx6y  https://virgool.io/pishineh-eran-shahr/%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%B1%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%87%D8%A7%D9%85-%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%B1%D9%87-%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D9%85-q209sr0dvund  https://virgool.io/pishineh-eran-shahr/%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%B1%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%87%D8%A7%D9%85-%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%B1%D9%87-%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%B4%D8%B4%D9%85-qdvu2nbkgxda  https://virgool.io/pishineh-eran-shahr/%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%B1%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%87%D8%A7%D9%85-%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%B1%D9%87-%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D9%87%D9%81%D8%AA%D9%85-hl7mximpbrfc  https://virgool.io/pishineh-eran-shahr/%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D9%86%D9%88-%D8%AA%D8%B1%D8%B3%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AE%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%B1%D9%87-%D9%BE%D9%87%D9%84%D9%88%DB%8C-opugkxccskub ۵-۳ دین دبیره ساسانیدین دبیره برای نگارش اوستا، نَسک سِپَند (مقدس) مَزدیسنا (پیروان زرتشت) در زمان ساسانیان ساخته شده. این دبیره از ساده ترین و رَساترین دبیره های جهان است که از روی هام دبیره و زبور پهلوی ساخته شده است. هام دبیره، دبیره ای بسیار پیچیده است که از این رو خوانش آن بسیار دشوار است. در گشته دبیره و دین دبیره، نویسه ها جدا از هم نوشته می شوند ولی در هام دبیره چیزی همانند دبیره امروزین، نویسه ها پیوسته نوشته می شوند. از سوی دیگر، در برخی از نویسه ها با چسبیده شدن دو نویسه به یکدیگر، ریخت دیگری دگرگون می شود. با چنین مواردی، گاهی یک واژه به دو گونه یا بیشتر خوانده می شود.بای نمونه، در هام دبیره یک نشا برای ن - و هست، از این روز در هام دبیره دو واژه دیو و دین به یک ریخت نوشته می شدند. همچنین در هام دبیره همگی آواها مانند اِ - ایی - اُ - او پیشتبانی نمی شدند که در دبیره امروزی نیز چنین است. در دبیره امروزی برای نشان داده آوای &quot;او&quot; از دو نویسه ا + و کمک گرفته ایم.به هر رو هام دبیره برای نگارش گفتارهای دینی پسندیده نبودند و از این رو موبدان دست به ساخت دبیره ویژه برای اوستا کردند که به راستی از رسا ترین دبیره های جهان است. برای نمونه در گشته دبیره و هام دبیره، نویسه ? (?) برای آ - ا - اَ به کار می رفته است ولی دردین دبیره، ? برای اَ و ? برای آ - ا به کار می رفته است. همچنین نویسه ? برای اُ کوتاه و ? برای اُ کشیده و ? برای &quot;او&quot; به کار می رفته اند.دبیره پهلوانیک پارتی، دبیره های هام گشته دبیره، دبیره و دین دبیره همگی از راست به چپ نوشته می شودند و ریشه در دبیره آرامی دارند.برای نمایش دبیره های باستانی (در اینجا دین دبیره) باید یکی از فونت های اوستایی رو نصب کنید که به پشنهاد لینک ویکی پدیا زیر بهتر است مثلا Noto Sans Avestan رو نصب کنید. لینک دانلود در لینک ویکی پدیا زیر در دسترس هستشhttps://en.wikipedia.org/wiki/Help:Multilingual_support#Avestanالبته سری فونت های Noto Sans Avestan دارای فونت های دیگری برای دبیره های میخی پارسی باستان، پهلوی اشکانی و گشته دبیره ساسانی نیز هست که می توانید آنها را نیز نصب کنید۶ - دبیره مانویپس از گسترش کیش مانی در سال های ۲۱۶-۲۷۶ ترسایی، پیروان مانی به کمک زبان پارتی (پهلوی اشکانی - پهلوانیک) آیین خویش را گسترش دادند به گونه ای که نوشته هایی از چین به زبان پهلوی و دبیره مانوی یافت شده است. مانی دبیره خویش را از دبیره تَدْمُری گرفته بود که خود این دبیره نیز از دبیره آرامی گرفته شده بود. دبیره مانی از سوی راست به چپ نوشته می شد و ویژگی برجسته آن این بود که در آن هزوارش نبود و از این رو خوانش آن ساده تر است. https://virgool.io/pishineh-eran-shahr/%D8%B4%D9%85%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%D8%A8%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B2-ddiftkfl6uks  https://virgool.io/pishineh-eran-shahr/%D8%B4%D9%85%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%B1%D9%87-%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%AA%DB%8C-%D9%BE%D9%87%D9%84%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C%DA%A9-ampflsh7mnwc </description>
                <category>ایرانشهر - ????????</category>
                <author>ایرانشهر - ????????</author>
                <pubDate>Wed, 29 Jul 2020 19:11:53 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نام واژه کشورها و شهرها و تمدن ها به دبیره پارتی – پهلوانیک</title>
                <link>https://virgool.io/pishineh-eran-shahr/%D9%86%D8%A7%D9%85-%D9%88%D8%A7%DA%98%D9%87-%DA%A9%D8%B4%D9%88%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D9%88-%D8%B4%D9%87%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D9%88-%D8%AA%D9%85%D8%AF%D9%86-%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%B1%D9%87-%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%AA%DB%8C-%D9%BE%D9%87%D9%84%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C%DA%A9-ksfactshenoh</link>
                <description>در نوشته آشنایی با دبیره پارتی – پهلوانیک درباره دبیره پارتی سخن گفته شد و اینک چندین واژه پهلوانیک را به دبیره پارتی گفته می شود. زبان پهلوی اشکانی – پارتی که به آن پهلوانیک نیز گفته می شود، از دسته زبان های میانه ایرانی است که پیش از به روی کار آمدن ساسانیان در ایران رواگ داشته و با روی کار آمدن ساسانیان کم کم جای خودش را به زبان پهلوی ساسانی یا پارسیگ یا پارسی میانه داد. نوشته های مانی بدین زبان است.در نوشته های زیر زمانی که به زبان پارتی اشاره می کنیم، در واقع به زبان پهلوانیک یا پهلوی اشکانی اشاره داریم و از این رو، زبان پهلوی ساسانی به نام پارسیگ یا پارسی میانه شناخته می شود.زمانی که می گوییم به دبیره ساسانی یا پهلوی ساسانی، در واقع دبیره ای را می گوییم که ساسانیان بدان سنگ و گل نبشته و سکه هایشان را می نوشتند. به زمان ساسانیان هفت دبیره (خط) بوده است که امروزه سه تا از آنها بدست ما رسیده است. هام دبیره برای نگارش نامه ها و نَسْکْ ها یا نیبِک ها (کتاب ها)، گشته دبیره برای سکه ها و سنگ نبشته ها و دین دبیره برای نگارش اوستا.واژه پارتی خْشَتر یا خْشَهر یا خْشَثر (xšaθr) که همگی می توانند در نوشته زیر جای هم به کار روند، در زبان پارسیگ به شَتْر یا شهر دگرگون شد که همسان با واژه کشور کنونی است. واژه خْشَثر (xsaθr) در پارسی باستان خْشَثْرَ (xšaθra) گفته می شده است.در سنگ نبشته های هخامنشی و به زبان پارسی باستان واژه پارت امروزی ، “پَرْثَوَ (parθava)” نامیده شده است و به دبیره میخی به گونه  ????   نوشته می شود.پارت به زبان پهلوی اشکانی (پهلوانیک)، “پَرْثَوْ (parθaw)” نامیده شده است و به دبیره پارتی (برای سنگ نبشته ها) به گونه    ????   نوشته می شود.به زبان پهلوی ساسانی که پارسیگ (پارسی میانه)، “پَهْلَوْ (pahlaw) یا پَهْلَویک (pahlawik)” نامیده شده است و به دبیره سنگ نبشته ای ساسانی (گشته دبیره) به گونه  ??????  ‎ نوشته می شود.درنگاره بالا، از بالا به پایین، نخست به دبیره میخی پارسی باستان، سپس به دبیره پارتی و سپس به گشته دبیره و هام دبیره ساسانی و در پایان به دبیره امروزین واژه &quot;پهلوی&quot; به پارسی باستان، پهلوانیک (پهلوی اشکانی)، پارسیگ یا پارسی میانه (پهلوی ساسانی) و پارسی نو (پارسی امروزی) نوشته شده است.واژه   ????? ????  یا “آسایا خْشَتْر یا آسایا خْشَهر (āsāyā xšahr)” واژه ای پارتی است که به پارسی امروزی “آسیا – اَسیا” گفته می شود.واژه   ????  یا “هَرِوْ” واژه ای پارتی است که به پارسی امروزی “هَریوا” گفته می شود. به زبان پارسی میانه نیز “هَرِوْ” گفته و به ریخت  ????  نوشته می شود. به زبان پارسی باستان “هَرَیْوا (haraivā) یا هَرَیْوَ (haraiva)” گفته و به ریخت  ????  نوشته می شود.سرزمینی باستانی، در دره هریرود، بوده‌است. بطلمیوس موقعیت هریوا را در جنوب مرو و باختر، در شرق پارت و بیابان کارامانیا، شمال زرنگ و غرب پاراپامیز آورده‌است و بنابراین مشتمل بر تقریباً ولایت هرات امروزی در افغانستان می‌شده‌است.واژه  ?????  یا “اَرْیان (aryān)” واژه ای پارتی است که به پارسی امروزی “ایران” گفته می شود.در زبان پهلوی ساسانی، واژه  ?????  یا “اِران (ērān)” گفته و نوشته می شود.در زبان پارسی باستان  ????  یا “اَری یَ (-ariya)” گفته و نوشته می شود.در زبان و دین دبیره اوستایی  ??????  یا “اَیْ ری یَ (airiia)” گفته و نوشته می شود.همچنین پادشاهان ساسانی کشور خویش را  ????????  یا “اِران شَتْرْ یا اِران شهر (ērān shahr)” می گفته اند. همین واژه به زبان و دبیره پارتی برابر با  ?????????  یا “اَرْیان خْشَتْر یا اَرْیان خْشَهر (aryān xšahr)” گفته می شود. https://virgool.io/pishineh-eran-shahr/%D8%B1%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D9%88%D8%A7%DA%98%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-q6vwoikywuxb واژه   ?????   یا “اَهمَتان – اَهمَدان” واژه ای پارتی است که به پارسی امروزی “همدان” گفته می شود. همدان به پارسی میانه “اَهَمَتان – هَمَتان”  ??????  و به پارسی باستان “هَگْمَتانَ”  ??????  گفته می شده است.واژه   ??????  یا “اورهای” واژه ای پارتی است که به پارسی امروزی “رُها” و به کوردی “ریها” و به یونانی “اِدِسا” گفته می شود. “رُها” یا “ادسا”، شهری کهن از دوران آشوریان باستان بوده، جای گرفته در اپاختر (شمال) میان‌رودان، جزیره ای میان موصل و شام که یونانیان آن را اِدِسا می‌نامیدند.واژه   ??????????  یا “اَلِهْخَنْدْریا یا اَلیهْخَنْدْریا” واژه ای پارتی است که به پارسی امروزی “اسکندریه” گفته می شود.واژه   ???????  یا “آسورستان (asōrestān)” واژه ای پارتی است که به پارسی امروزی “آسورستان” گفته می شود. واژه از دو بخش   ????  “آسور” و پسوند  ???  “ستان”  ساخته شده است مانند آنچه که امروز افغانستان، پاکستان، ترکمنستان می گوییم. این واژه به پارسی میانه به ریخت   ???????  نوشته می شود. در زبان پارسی باستان، “اَثورا (aθurā)” که به دبیره میخی  ?????  نوشته می شود، به تمدن آشور اشاره دارد.در زبان های باستانی، ث همانند th انگلیسی تلفظ می شده است که زبان میان دندان های بالایی و پاینی قرار می گیرد.واژه   ?????  یا “اَرْمَن ـ اَرمَنی (Arminians)” به پارسی امروزی “ارمنی – ارمنستان” گفته می شود. این واژه به زبان و دبیره پهلوی ساسانی به ریخت  ?????  و به پارسی باستان  ?????  یا “اَرْمی نَ (armina)” نوشته می شود.واژه   ????? ????  یا “داکیا خْشَتر” به پارسی امروزی “داکیه” گفته می شود. “داکیه” سرزمین “داسیان” بودند. “داسیان” از مردمان ایرانی تبارِ باستانی بوده اند. مردمان “داس”، در پیوند نزدیک با “تراکیان” (که خود از نژاد سرمت ها تیره ای سکایی بودند) و چه بسا شاخه‌ای از ایشان بودند. داکیه امروز دربرگیرنده “رومانی”، “مولداوی”، بخش‌هایی از “اوکراین”، “شرق صربستان”، “شمال بلغارستان”، “اسلواکی”، “مجارستان” و “جنوب لهستان” می‌گردد. “داسیان” به زبان داسی” سخن ‌می‌ راندند.واژه   ??????  یا “هیندوستان (hindustān)” واژه ای پارتی است که به پارسی امروزی “هند” گفته می شود. واژه دارای دو بخش  ???  یا “هیند” و پسوند  ???  یا “ستان” است. نام کشور هند به زبان پارسی میانه (پهلوی ساسانی)  ???  یا “هیند” نوشته می شود. در پارسی باستان  ?????  یا “هیدوش (hidūš)” گفته می شده است. همچنین به زبان و دبیره هندی به ریخت  हिन्दुस्तान‎  نوشته می شود. در زبان اردو نیز “هیندوستان” گفته می شود.واژه   ????????  یا “کوشان خْشَتر یا کوشان خْشَهر (kūšān xšahr) یا کوشان خْشَثْر (kūšān xšaθr)” واژه ای پارتی است که به پارسی امروزی “شاهنشاهی کوشان” گفته می شود. شاهنشاهی کوشان، شاهنشاهی باستانی به کانون “بلخ (باختر)” در افغانستان امروزی بود که بدست “یوئه‌چی‌ها” (مردمانی ایرانی تبار) در “سده نخست ترسایی” بنیان گذاشته شد.واژه   ???   یا “ما‌ذ (Māδ) یا ماد (mād)” به پارسی امروزی “ماد” گفته می شود. در زبان پارسی باستان “مادَ (māda)” گفته و به ریخت  ???  نوشته می شده است.واژه   ?????? ????   یا “تراکیا خْشَهر (trākyā xšahr)” واژه ای پارتی است که به پارسی امروزی “تراکیه” گفته می شود. در زبان پارسی باستان “سْکودْرَ (skudra)” گفته و به ریخت  ?????  نوشته می شده است.واژه   ????   یا “پارس (pārs)” به پارسی امروزی “پارس یا فارس” گفته می شود. در زبان پارسی میانه “پارس” گفته و به ریخت  ?????  نوشته می شده است. در زبان پارسی باستان “پارسَ (pārsa)” گفته و به ریخت  ????  نوشته می شده است. https://virgool.io/pishineh-eran-shahr/%D9%BE%DB%8C%D8%B4%DA%AF%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D9%BE%D9%87%D9%84%D9%88%DB%8C-%D8%A7%D8%B4%DA%A9%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%BE%D9%87%D9%84%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C%DA%A9-ljuvcpshi1kc  https://virgool.io/pishineh-eran-shahr/%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D8%AC%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%AA%DB%8C-%D9%BE%D9%87%D9%84%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C%DA%A9-iv4zid7ehrab  https://virgool.io/pishineh-eran-shahr/%D8%A2%D8%B4%D9%86%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%B1%D9%87-%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%AA%DB%8C-%D9%BE%D9%87%D9%84%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C%DA%A9-ob6ecamq8qut  https://virgool.io/pishineh-eran-shahr/%D8%B4%D9%85%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%B1%D9%87-%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%AA%DB%8C-%D9%BE%D9%87%D9%84%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C%DA%A9-ampflsh7mnwc </description>
                <category>ایرانشهر - ????????</category>
                <author>ایرانشهر - ????????</author>
                <pubDate>Sun, 26 Jul 2020 11:55:10 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اَمُرداد ماه جاودانگی و بی‌مرگی فرا رسید</title>
                <link>https://virgool.io/pishineh-eran-shahr/%D8%A7%D9%8E%D9%85%D9%8F%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D8%A7%D9%87-%D8%AC%D8%A7%D9%88%D8%AF%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C-%D9%88-%D8%A8%DB%8C%D9%85%D8%B1%DA%AF%DB%8C-%D9%81%D8%B1%D8%A7-%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D8%AF-aga0thjsf7sk</link>
                <description>نشان هفته نامه اَمرداد - ویژه مَزدیسنانواژه‌ی اوستایی اَمِرِتات ( ????????) که در زبان پهلوی اَمورداد (amurdad) و در زبان امروزین اَمُرداد گفته می شود، شیوه درست است زیرا به درستی &quot;اَمِرِتات&quot; به چِم (:معنی) بی‌مرگی است. بنابراین، بگوییم اَمُرداد؛ نگوییم مرداد. نگاره زیر ریخت واژه پهلوی &quot;اَمورداد&quot; را به هام دبیره ساسانی نشان می دهد.مُرداد، مرگ و نیستی ولی اَمُرداد، زندگی و جاوادنگی است. در زبان های باستانی &quot;اَ&quot; آغازین برخی واژه، چِم (معنی) منفی یا وارونه را می دهد. مانند واژه &quot;اَنِیران یا اَنِران&quot; به معنی &quot;نا ایرانی&quot; و واژه &quot;اِران&quot; برابر &quot;ایران&quot; امروزی است. https://virgool.io/pishineh-eran-shahr/%D8%B1%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D9%88%D8%A7%DA%98%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-q6vwoikywuxb واژه دیگر، نامِ &quot;اَمیر&quot; است. &quot;میر&quot; که مرگ و نیستی و نابودی است ولی &quot;اَ-میر یا اَمیر&quot; به چِم بی مرگ و جاوادنگی است. &quot;میر&quot; به چِم &quot;مرگ&quot; ریشه در واژه اوستایی &quot;مَر&quot; دارد که به چم &quot;مَرگ&quot; است. بنابراین واژه اوستایی &quot;اَمِرِتات&quot; ساخته شده از سه بخش است.پیشوند منفی (وارونه) ساز اَواژه اوستایی از ریشه مَرپسوند تاتدر زبان اوستایی &quot;mrta یا مْرْتا&quot; ( ????) به چِم &quot;مُردن&quot; است که در زبان پهلوی &quot;مورتَن یا موردَن&quot; گفته می شده است. بنابراین مَرگ و مُردن ریشه در &quot;مَر&quot; اوستایی (از زبان های باستانی ایران) دارند. همچنین از این رو، اَمِرِتات به چِم &quot;زندگی جاودان، بی مرگی&quot; است.امیر، از سوی دیگر عربی است که برابر با سالار و سپهسالار و فرمانده است.اَمرداد، بی مرگی، ششمین امشاسپند، نگهبان گیاهان و خوراک و نام پنجمین ماه سال و هفتمین روز ماه. چون روز هفتم ماه، امورداد یا امرداد نام دارد، پس هفتمین روز گاهشماری زرتشتی و سومین روز گاهشماری امروزین، از پنجمین ماه، جشن امردادگان است.اَمِرِتات (اوستایی) =&gt; اَمورداد (پهلوی) =&gt; اَمُرداد (امروزین) و از این رو مُر در اَمرداد یا مرداد هم ریشه با مُردن است. https://virgool.io/pishineh-eran-shahr/%D9%86%D8%A7%D9%85-%D8%B1%D8%B2%D9%87%D8%A7-%D9%87%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%B4%D9%85%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-o4txajqgqtpr هخامنشیان در آغاز فرمانروایی خود، نام های پارسی باستان برای گاه شماری (۱۲ ماه سال) را به کار می برده اند که مرور زمان و شاید برای اینکه اوستا سویه (جنبه) دینی داشت، این نام های پارسی باستان با وازه های اوستایی ۱۲ ماه سال، جایگزین شدند.عنوان و بخشی از نوشته برگرفته از تلگرام ماهنامه اَمرداد</description>
                <category>ایرانشهر - ????????</category>
                <author>ایرانشهر - ????????</author>
                <pubDate>Wed, 22 Jul 2020 17:31:02 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کرونا از زبان یک بُخارایی</title>
                <link>https://virgool.io/pishineh-eran-shahr/%DA%A9%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%DB%8C%DA%A9-%D8%A8%D9%8F%D8%AE%D8%A7%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C-gllqmbrym1ql</link>
                <description>زبان بُخاری یا بخارایی؛ یکی از زبان‌های ایرانی ویژه یهودیان بخاراست که ارزش تاریخی بسیاری دارد. این زبان از ذخیره‌گاه‌های واژگان سره و ناب ایرانی است که در گشایش بسیاری از مشکلات و واژگان متروک پارسیگ و سغدی یاریگر بوده است. https://www.aparat.com/v/eImPl برگرفته از &quot;اوزْوان ای پارسیگ&quot;</description>
                <category>ایرانشهر - ????????</category>
                <author>ایرانشهر - ????????</author>
                <pubDate>Fri, 17 Jul 2020 23:51:12 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پلاک اشکانی</title>
                <link>https://virgool.io/pishineh-eran-shahr/%D9%BE%D9%84%D8%A7%DA%A9-%D8%A7%D8%B4%DA%A9%D8%A7%D9%86%DB%8C-xnlr2vglhti9</link>
                <description>شکل بالا پلاکی به ابعاد 9.8 در 12 سانتی متر به جا مانده از دوره ی اشکانی را نشان می دهد که در عراق کشف شده و اکنون در موزه ی بریتانیا قرار دارد. مردی که در این پلاک دیده می شود لباس اشکانی به تن دارد یعنی تونیکی که بر روی آن کمر بند بسته شده به همراه شلوار گشاد. این شخص آرنج خود را بر روی تشکچه ی نقش داری تکیه داده و بر خلاف فیگورهای مشابه که در آثار دیگر به چشم می خورد، جام شرابی در دست ندارد. بر روی این پلاک توضیحاتی به خط اشکانی نوشته شده که حکایت از تعهد و وفاداری نسبت به خدای میترا دارد.برگرفته از &quot;شب های بی سحر&quot; https://virgool.io/pishineh-eran-shahr/%D9%BE%DB%8C%D8%B4%DA%AF%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D9%BE%D9%87%D9%84%D9%88%DB%8C-%D8%A7%D8%B4%DA%A9%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%BE%D9%87%D9%84%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C%DA%A9-ljuvcpshi1kc  https://virgool.io/pishineh-eran-shahr/%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D8%AC%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%AA%DB%8C-%D9%BE%D9%87%D9%84%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C%DA%A9-iv4zid7ehrab  https://virgool.io/pishineh-eran-shahr/%D8%A2%D8%B4%D9%86%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%B1%D9%87-%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%AA%DB%8C-%D9%BE%D9%87%D9%84%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C%DA%A9-ob6ecamq8qut  https://virgool.io/pishineh-eran-shahr/%D8%B4%D9%85%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%B1%D9%87-%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%AA%DB%8C-%D9%BE%D9%87%D9%84%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C%DA%A9-ampflsh7mnwc </description>
                <category>ایرانشهر - ????????</category>
                <author>ایرانشهر - ????????</author>
                <pubDate>Fri, 17 Jul 2020 17:19:55 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سرگذشت شگفتِ پیروز شاه</title>
                <link>https://virgool.io/pishineh-eran-shahr/%D8%B3%D8%B1%DA%AF%D8%B0%D8%B4%D8%AA-%D8%B4%DA%AF%D9%81%D8%AA%D9%90-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%B4%D8%A7%D9%87-a3f6nlihfrjc</link>
                <description>خشکسالی 7 ساله در ایرانپیروز یکم ساسانی سرگذشت شگفتی دارد . در زمان این شاه خشکسالی بزرگی در ایران روی داد که 7 سال به درازا انجامید ولی پیروز کشور را خوب رهبری کرد. وی مالیات ها را کاهش داد ، خورد و خوراک از بیرون از کشور برای ایرانیان فراهم ساخت و فرمان داد که دارندگان به ناداران یاری رسانند. جشن آبریزگان در این زمان برپا شد و به یادگار باران هایی بود که آمد. فردوسی به زیبایی این رویداد را نمایان ساخته است :به هشتم بیامد مهِ فورَدینبرآمد یکی ابرِ باآفرینهمی در بارید بر خاک خشکهمی آمد از بوستان بوی مشک !همی لاله در چنگ گلبن قدحهمی تافت از چرخ قوس و قزحدر این زمان هیتالیان ( هپتالیان ) برای پیروز دردسرساز شده بودند و با تاخت و تاز به بخشهایی از ایران آسایش او را گرفته بودند . پيروز پس از رَستن از خشکسالی, راهی شرق ایران گردید تا با هیتالیان بجنگد ولی بهره مندی نداشت.در پیوند زیر می توانید درباره خشکسالی به زمان ساسانیان (پیروز شاه) و تنگسالی (قحطی) به زمان قاجاریه (ناصرالدین شاه) از زبان &quot;رهام اشه&quot; گوش کنید. http://parsianjoman.org/?p=7832 فرستادن دختر دیگری به جای دختر خود برای خوشنواز !بنا برگزارشهای ایرانی, پادشاه هیتالیان که شماری از تاریخ دانان او را آخ شنواز و برخی خانواز نامیده اند به آشتی کردن همداستان شد بدین پیمان که شاه ایران دختر خود را به او بدهد.پیروز پذیرفت ولی به جای دختر خود کنیزکی برای او فرستاد. خشنواز این نیرنگ را دریافت و از شاه ایران خواست که شماری از بزرگان ایرانی برای آموزش سربازان و یاری رسانی در جنگی که در پیش دارد, بفرستد. پیروز پذیرفت و ۳۰۰ تن از بزرگان  فرستاد . خشنواز شماری را کشت و دیگران را زخم زد و نزد پیروز پس فرستاد و پیغام داد که این کار در پاسخ نیرنگی است که شاه ایران نموده است . این بود که جنگ دوم پیروز با هیتالیان آغاز گردید .این بار پيروز از سوی گرگان بر آنان تاخت اما باز هم بهره مندی نداشت .کندن و جا به جا کردن ستون مرزی !سالیان پیش پیمانی میان بهرام گور و اقوام برون مرزی ایران بسته شده بود که هیچ یک از دو طرف نباید از ستون مرزی که بنا کرده بودند گذر کند . پیروز که نمی خواست پیمان را بشکند و از ستون گذر کند و سوگند خود را بشکند , آن ستون را از جای کند و در پیشاپیش سپاه حرکت داد و اینگونه پیروز با جا به جا کردن ستون, مرز را هم بهمراه خود جا به جا کرد بی آنکه از آن گذر کند !  پیروز با سپاهی گران و 500 پیل راهی بلخ شد ولی هیتالیان راه را بر او بسته و  به سپاهیان پیروز گفتند که اگر به سوگندی که شاه ایران خورده و پیمانی که شاهان پیشین بسته اند پایبند نباشند و از مرز گذر کنند , سخت گرفتار می شوند .افتادن پیروز در دام هیتالیانخوشنواز از آمدن پیروز و سپاه ساسانی آگاه شد . او در نامه ای به پیروز نوشت :نه این بود عهد نیاکان توگزیده جهاندار و پاکان توچو پیمان آزادگان بشکنینشان بزرگی به خاک افکنیمرا با تو پیمان بباید شکستبه ناکام بردن به شمشیر دست !پیروز در پاسخ به خوشنواز به او یادآوری می کند که پیمان پیشین مرزی از سوی هیتالیان زیر پا گذاشته شده و آنها از رود برک که خط مرزی ایران و هیتالیان بوده است پیشتر آمده اند و بنابراین :نمانم مگر سایه ی خوشنوازکه باشد به روی زمین بر دراز !خشنواز پیمان نامه ی بهرام گور را بر سر نیزه کرد و در پیشاپیش سپاه بنمایش گذاشت . اما کارگر نبود و جنگ در گرفت و پس از درگیری هایی هیتالیان پشت کردند . اما این پشت کردن از روی نیرنگ و فریب جنگی بود . پیروز از پی آنان رفت و در کنده (خندق) ای که از پیش زده بودند و روی آن را پوشانیده بودند افتاد و جان باخت . شمار فراوانی از سپاه ساسانی در این کنده افتادند و از پای در آمدند و شماری دیگر گرفتار هیتالیان شدند .این بود سرگذشت شگفت پیروز و خوشنواز که با کامیابی خوشنواز و ناکامی پیروز همراه بود .برگرفته از مِهرِ میهن</description>
                <category>ایرانشهر - ????????</category>
                <author>ایرانشهر - ????????</author>
                <pubDate>Mon, 13 Jul 2020 23:15:48 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شماره ها در دبیره پارتی – پهلوانیک</title>
                <link>https://virgool.io/pishineh-eran-shahr/%D8%B4%D9%85%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%B1%D9%87-%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%AA%DB%8C-%D9%BE%D9%87%D9%84%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C%DA%A9-ampflsh7mnwc</link>
                <description>دبیره پارتیان که سنگ نبشته ها و دیگر نوشته های به جای مانده از پارتیان دارای شماره های ویژه خود است که دارای از راست به چپ نوشته می شوند و این شماره از رقم های ۱ و ۲ و ۳ و ۴ و ۱۰ و ۲۰ و ۱۰۰ و ۱۰۰ ساخته شده اند. امروزه دبیره ای که برای نوشتن پارسی و دیگر زبان های درون ایران مانند کوردی و عربی به کار می بروم، نویسه ها از راست به چپ نوشته می شوند  ولی شماره ها از چپ به راست نوشته می شوند ولی در دبیره پارتی، هم نویسه ها و هم شمارگان از راست به چپ نوشته می شوند. در نوشته زیر درباره شماره ها از دوران هخامنشیان (دبیره میخی) و ساسانیان (هام دبیره) گفته ام. https://virgool.io/pishineh-eran-shahr/%D8%B4%D9%85%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%D8%A8%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B2-ddiftkfl6uks شماره های دیگر از افزوده شدن دیگر شماره بدست می آیند. برای نمونه شماره ۱۵۸ از افزوده شدن شماره های زیر بدست می آید.100 + 40 + 40 + 10 + 4 + 4فهرست شماره های دبیره پارتیاکنون می خواهیم همان شماره ۱۵۸ را به دبیره پارتی بنویسیم. نخست آنکه خود این شماره با داشتن شماره های پایه، شماره ۱۵۸ از ۱۰۰ و دو تا ۴۰ و یک ۱۰ و دوتا ۴ ساخته شده است. همچنین شماره ها از راست به چپ نوشته می شود به گونه ای که بزرگترین شماره (در اینجا ۱۰۰ یا  ? ) در راست ترین و کوچکترین شماره (در اینجا ۴ یا  ? ) در چپ ترین جایگاه نوشته می شود.??????در واقع شماره دو، از ۱ + ۱ (? ?)، شماره سه از ۲ + ۱ (? ?)، شماره چهار از ۳ + ۱ (? ?) یا هتا ۲ + ۲ (? ?) ساخته شده اند. اکنون می توانیم بر پایه نمونه های زیر، دیگر شماره ها در با دبیره پارتی بسازیم.شماره پنج: ۴ + ۱ یا  ? ?  که می توان با ۳ +۲ نیز ساخت  ? ?  یا می توان با ۲ + ۲ + ۱  ? ? ?  نیز نوشته می شود.شماره شش: ۴ + ۲ یا  ? ?  که می توان با ۳ +۳ نیز ساخت  ? ?  یا می توان با ۳ + ۲ + ۱  ? ? ?  نیز نوشته می شود.شماره هفت: ۴ + ۳ + ۱ یا  ? ? ?  که می توان با ۳ +۳ + ۱ نیز ساخت  ? ? ?  نیز نوشته می شود.شماره هشت: ۴ + ۴ یا  ? ?  نوشته می شود.شماره نه: ۴ + ۴ + ۱ یا  ? ? ?  نوشته می شود.شماره ده:   ?  نوشته می شود.شماره پانزده: ۱۰ + ۳ + ۲ یا  ???  نوشته می شود.شماره شانزده: ۱۰ + ۳ + ۳ یا  ???  نوشته می شود.شماره هجده: ۱۰ + ۴ + ۴ یا  ???  نوشته می شود.شماره نوزده: ۱۰ + ۳ + ۳ + ۳ یا  ????  که می توان با ۱۰ + ۴ + ۴ + ۱  ????  نیز ساخت.شماره بیست:   ?  نوشته می شود.شماره بیست و چهار: ۲۰ + ۴ یا  ??  نوشته می شود.شماره سی: ۲۰ + ۱۰ یا  ??  نوشته می شود.شماره سی و شش: ۲۰ + ۱۰ + ۳ + ۲ + ۱ یا  ?????  که می توان با ۲۰ + ۱۰ + ۳ + ۳  ????  نیز نوشته می شود.شماره چهل: ۲۰ + ۲۰ یا  ??  نوشته می شود.شماره چهل و پنج: ۲۰ + ۲۰ + ۴ + ۱ یا  ????  نوشته می شود.شماره پنجاه: ۲۰ + ۲۰ + ۱۰ یا  ???  نوشته می شود.شماره پنجاه و پنج: ۲۰ + ۲۰ + ۱۰ + ۴ + ۱ یا  ?????  نوشته می شود.شماره پنجاه و هشت: ۲۰ + ۲۰ + ۱۰ + ۴ + ۴ یا  ?????  نوشته می شود.شماره شست: ۲۰ + ۲۰ + ۲۰ یا  ???  نوشته می شود.شماره هفتاد: ۲۰ + ۲۰ + ۲۰ + ۱۰ یا  ????  نوشته می شود.شماره هفتاد و هفت: ۲۰ + ۲۰ + ۲۰ + ۱۰ + ۴ + ۲ + ۱ یا  ???????  نوشته می شود.شماره هشتاد: ۲۰ + ۲۰ + ۲۰ + ۲۰ یا  ????  نوشته می شود.شماره هشتاد و نه: ۲۰ + ۲۰ + ۲۰ + ۲۰ + ۳ + ۳ + ۳ یا  ???????  نوشته می شود.شماره نود: ۲۰ + ۲۰ + ۲۰ + ۲۰ + ۱۰ یا  ?????  نوشته می شود.شماره نود و پنج: ۲۰ + ۲۰ + ۲۰ + ۲۰ + ۱۰ + ۴ + ۱ یا  ???????  نوشته می شود.شماره سد:   ?  نوشته می شود.شماره سد و نه: ۱۰۰ + ۴ + ۴ + ۱  ????  که می توان با ۱۰۰ + ۳ + ۳ + ۳  ????  نیز نوشته می شود.شماره سد و نود و شش: ۱۰۰ + ۲۰ + ۲۰ + ۲۰ + ۲۰  + ۳ + ۳ یا  ???????  نوشته می شود.شماره سد و نود و یک: ۱۰۰ + ۲۰ + ۲۰ + ۲۰ + ۲۰ + ۱۰ + ۳ + ۳ یا  ???????  نوشته می شود.شماره سی سد: ۱۰۰ + ۱۰۰ + ۱۰۰ یا  ???  نوشته می شود. البته ۳۰۰ به گونه ۳ + ۱۰۰ یا  ??  نیز نوشته می شود. همانگونه که می بینید اینجا شماره کوچکتر سمت راست نوشته شده اند.شماره پانسد: ۱۰۰ + ۱۰۰ + ۱۰۰ + ۱۰۰ + ۱۰۰ یا  ?????  نوشته می شود. البته ۵۰۰ به گونه ۳ + ۲ + ۱۰۰ یا  ???  نیز نوشته می شود. همانگونه که می بینید اینجا شماره های کوچکتر سمت راست نوشته شده اند ولی بازهم شماره بزرگتر ۳ نخست نوشته شده است .شماره چهارسد و شست و یک برابر با آنچه که برای ۵۰۰ گفته شد، به دبیره پارتی برابر با  ?????????  نوشته می شود. به گفته دیگر”چهارسد” به ریخت  ??  نوشته می شود. به گفته دیگر ۴x۱۰۰.شماره نه سد و هفتاد و هشت: ۱۰۰ + ۱۰۰ + ۱۰۰ + ۱۰۰ + ۱۰۰ + ۱۰۰ + ۱۰۰ + ۱۰۰ + ۱۰۰ + ۲۰ + ۲۰ + ۲۰ + ۱۰ + ۴ + ۴ یا  ???????????????  نوشته می شود.شماره هزار:  ?  نوشته می شود.شماره هزار و هشت:  ???  نوشته می شود.شماره هزار و سی سد و پنجاه و چهار: ۱۰۰۰ + ۱۰۰ + ۱۰۰ + ۱۰۰ + ۲۰ + ۲۰ + ۱۰ + ۱  ????????  نوشته می شود.برگرفته از کارنامک ای اِرانشهر https://virgool.io/pishineh-eran-shahr/%D9%BE%DB%8C%D8%B4%DA%AF%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D9%BE%D9%87%D9%84%D9%88%DB%8C-%D8%A7%D8%B4%DA%A9%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%BE%D9%87%D9%84%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C%DA%A9-ljuvcpshi1kc  https://virgool.io/pishineh-eran-shahr/%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D8%AC%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%AA%DB%8C-%D9%BE%D9%87%D9%84%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C%DA%A9-iv4zid7ehrab  https://virgool.io/pishineh-eran-shahr/%D8%A2%D8%B4%D9%86%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%B1%D9%87-%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%AA%DB%8C-%D9%BE%D9%87%D9%84%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C%DA%A9-ob6ecamq8qut </description>
                <category>ایرانشهر - ????????</category>
                <author>ایرانشهر - ????????</author>
                <pubDate>Sun, 12 Jul 2020 15:54:50 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آشنایی با دبیره پارتی – پهلوانیک</title>
                <link>https://virgool.io/pishineh-eran-shahr/%D8%A2%D8%B4%D9%86%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%B1%D9%87-%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%AA%DB%8C-%D9%BE%D9%87%D9%84%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C%DA%A9-ob6ecamq8qut</link>
                <description>پارتیان دبیره ای برگرفته از آرامی شاهنشاهی، را برای سنگ نبشته ها و نوشتن بر روی چرم و پوست ها به کار می برده اند. آرامی شاهنشاهی، دبیره ای بود که در زمان هخامنشیان برای نوشته های دیوانی و پادشاهی به کار می رفته است. دبیره دیگری که در زمان هخامنشیان رواگ داشته، دبیره میخی پارسی باستان بود که برای کَنده شده بر روی سنگ و گل نبشته ها به کار می رفته است.پارتیان در آغاز، دبیره یونانی برای نگارش سکه هایشان به کار می بردند ولی از زمان بلاش یکن، دبیره پارتی جایگزین آن شد. نویسه های دبیره پارتی از راست به چپ و جدا از یکدیگر نوشته می شوند. یکی از ویژگی های نوشته های به دبیره پارتی، بودن هزوارش ها در آنها است.هزوارش ها، واژگانی آرامی بودند که به دبیره پارتی نوشته می شدند ولی در زمان خواندن، دیگر واژه آرامی خوانده نمی شد و واژه پارتی همسان آن خوانده می شد. این هزوارش ها در نوشته های پارسی میانه (پهلوی ساسانی – پارسیگ) نیز هست. برای نمونه “ملکا” را به دبیره پارتی می نوشتند ولی در زمان خواندن، واژه “شاه” را می خواند که واژه پارتی است.زبان پارتی به زبان پهلوانی، پهلوانیک یا پهلوی اشکانی نیز شناخته می شود. نگاره زیر همسنجی دو دبیره آرامی شاهنشاهی و پارتی را با یکدیگر نشان می دهد. در ستون نخست نیز همسان پارسی امروزی آنها را نشان می دهد. https://virgool.io/pishineh-eran-shahr/%D9%BE%DB%8C%D8%B4%DA%AF%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D9%BE%D9%87%D9%84%D9%88%DB%8C-%D8%A7%D8%B4%DA%A9%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%BE%D9%87%D9%84%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C%DA%A9-ljuvcpshi1kc  https://virgool.io/pishineh-eran-shahr/%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D8%AC%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%AA%DB%8C-%D9%BE%D9%87%D9%84%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C%DA%A9-iv4zid7ehra فهرست الفبای پهلوی اشکانیدبیره پهلوی پارتی دارای هفت لیگچر است که در جدول زیر نشان داده شده اند.گیمل + واو    ??    ⇽ ? + ?حِث + واد     ??    ⇽ ? + ?یود + واو       ??     ⇽ ? + ?نون + واو      ??     ⇽ ? + ?   کمی بزرگتر از ترکیب ⇽ ? + ?اَیْن + لامِد    ??    ⇽ ? + ?ریش + واو   ??     ⇽ ? + ?تاو + واو     ??     ⇽ ? + ?نمونه واژه هانام من “امیر” که اگر بخواهیم نویسه به نویسه به دبیره پارتی بنویسیم به گونه  ????  نوشته می شود.واژه “پهلوانیک” به دبیره پارتی به گونه  ????????  نوشته می شود.واژه “اَرشک” به دبیره پهلوی پارتی (پهلوانیک) به گونه  ????  نوشته می شود.نام “تیرداد” در پارسی نو به زبان پارتی برابر با “تیری دات” خوانده به گونه  ??????  نوشته می شود. بنابراین واژه “تیر” به گونه  ???  نوشته می شود.نام “فرهاد” در پارسی نو به زبان پارتی برابر با “فْرَهات” و به گونه  ????  نوشته می شود.نام “مهر داد” در پارسی نو به زبان پارتی برابر  ?????  نوشته می شود.نام “اُرد” در پارسی نو به زبان پارتی “وْرُد” خوانده و به گونه  ????  نوشته می شود. همانگونه که گفته شد ?? ترکیب ریش + واو (⇽ ? + ?) است.نام “گودرز” در پارسی نو به زبان پارتی “گُتَرز” خوانده و به گونه ????? نوشته می شود. همانگونه که گفته شد ?? ترکیب گیمل + واو (⇽ ? + ?) است.نام “بلاش” در پارسی نو به زبان پارتی “وَلَگش یا وَلَخش” خوانده و به گونه  ????  نوشته می شود.نام “پارگو – یکی از شاهين اشکانی” به دبیره پارتی به گونه  ??? ?  نوشته می شود.نام خسرو در پارسی نو به زبانی پارتی هوسْرُوْ خوانده و به گونه ????? نوشته می شود. همانگونه که گفته شد ?? ترکیب حِث + واد (? + ?) و ?? ترکیب ریش + واو (⇽ ? + ?) است.در بالا تلاش شد دبیره پارتی به زبانی ساده با نمونه هایی از نام پادشاهان پارتی که بر روی سکه ها یا سنگ نبشته ها به زبان و دبیره پارتی نوشته شده اند.چند نکته? همسان با اَ a – آ ā امروزی است.? همسان با ب b – وْ w امروزی است.? همسان با گ g – غ γ امروزی است.? همسان با د d – ذ δ امروزی است.? در هزوارش ها کاربرد دارد و برابر با هـ H و آوای اِ E است.? همسان وْ w – اُ ō – او ū امروزی است.? همسان هـ h – خ x – ث θ امروزی است. همچنین در هزوارش ها نیز کاربرد دارد و برابر ح است.? تنها در هزوارش ها کاربرد دارد و برابر با ط Ṭ است.? همسان ی y – اِ کشیده ē – ای ایی i امروزی است.? تنها در هزوارش ها کاربرد دارد و برابر با ع یا ء ‘ است.? همسان پ p – ف f یا ب b امروزی است. کاربرد ف مانند واژه فرهاد که در بالا گفتیم? همسان چ č – ژ ž امروزی است. همچنین در هزوارش ها نیز کاربرد دارد و برابر ص Ṣ است.? تنها در هزوارش ها کاربرد دارد و برابر با ق Q است.? همسان ش š امروزی است ولی برای ژ ž نیز کاربرد دارد.? همسان ت t امروزی است ولی برای د d نیز کاربرد دارد.بنابراین  ?  در هزوارش ها برابر با هـ و  ?  در هزوارش ها برابر با نویسه ح است ولی همین  ?  در واژگان پارتی سه نویسه هـ (مانند هوسْرُوْ) و خ و ث را نشان می دهد.  ?  در هزوارش ها برابر با ص است ولی در نوشته های پارتی برابر با چ و ژ است.  ?  دو نویسه پ و ف و همچنین ب را نشان می دهد. نویسه  ?  در هزوارش ها برابر ط است ولی نویسه ? برابر ت امروزی در واژه های پارتی است. نویسه  ?  برابر با د – ذ امروزی است.در نوشته های پهلوی (پهلوی پارتی یا پهلوانیک – پهلوی ساسانی یا پارسیگ یا پارسی میانه)، هزوارش ها واژگان آرامی هستند که در زمان خواندن، دیگر واژه آرامی خوانده نمی شود، بلکه خود واژه ایرانی خوانده خواهد شد. به گفته دیگر واژه آرامی نوشته می شود ولی برابر یا همسان ایرانیش خوانده می شد. برای نمونه واژه آرامی “مَلکا” برابر با “شاه” است. آنها در نوشته هایشان “مَلکا” می نوشتند ولی “شاه” می خواندند.اگر بخواهیم واژه “هوا” امروزین را به دبیره پارتی بنوسیم، برابر با  ???  می شود ولی اگر بخواهیم واژه “حوا” نام همسر “حضرت آدم” را به دبیره پارتی بنویسیم، برابر با   ???  می شود زیرا ? هم برای هزوارش برابر با ح و هم برای نوشته های ایرانی (پارتی) برابر با هـ است. همچنین گفتیم که یک لیگچر برای ? + ? هست که به     ریخت ??  نوشته می شود،  پس ???  نیز به “هوا” یا “حوا” اشاره دارد.اگر بخواهیم واژه “هوa” امروزین را به دبیره پارتی بنوسیم، برابر با  ???  می شود ولی برپایه لیگچر برای ? + ? به  ریخت ???  نیز نوشته می شود.واژه “همدان” به زبان پارتی “اَهمَدان – اَهمَتان” و به دبیره پارتی به گونه  ????  نوشته می شود.واژه “نوه” به زبان پارتی “پوهر ای پوهر”  به چم (معنی) فرزندِ فرزند است و به دبیره پارتی به گونه ????????? نوشته می شود. این نوشته پارتی از سه  بخش ????  و  ?  و دوباره  بخش ????  ساخته شده است.برگرفته از کارنامک ای اِرانشهر</description>
                <category>ایرانشهر - ????????</category>
                <author>ایرانشهر - ????????</author>
                <pubDate>Sat, 11 Jul 2020 13:07:02 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رعایت حق مولف، قانون کپی رایت و عدم تقلب علمی از زبان سعدی</title>
                <link>https://virgool.io/pishineh-eran-shahr/%D8%B1%D8%B9%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%AD%D9%82-%D9%85%D9%88%D9%84%D9%81-%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86-%DA%A9%D9%BE%DB%8C-%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D9%88-%D8%B9%D8%AF%D9%85-%D8%AA%D9%82%D9%84%D8%A8-%D8%B9%D9%84%D9%85%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D8%B9%D8%AF%DB%8C-lhdd7kpwfr4y</link>
                <description>چندی پیش در سایت چهار راه ویدویی از نشستی درباره &quot;پیشرفت علمی در ایران&quot; را نگاه می کردم که در پایان نشست نخست، سخنران (آقای دکتر احسان الله کبیر - عضو هیت علمی دانشگاه تربیت مدرس) شعری از سعدی را با مضون زیر خواندند. (گنجور)من این رمز و مثال از خود نگفتمدُری پیش من آوردند، سُفتمزِ خُردی تا بدین غایت که هستمحدیث دیگری بر خود نبستمبه زبان ساده، شخصی سخنی را به سعدی گفته و سعدی آن را مرتب کرده و سپس بازگو می کند که هیچ گاه سخن دیگری را به نام خود نگفته است.در لینک زیر می توانید بخش نخست از نشست، درباره &quot;پیشرفت علمی در ایران&quot; را تماشا کنید. https://chaharrah.tv/kabir-95-08-18/ </description>
                <category>ایرانشهر - ????????</category>
                <author>ایرانشهر - ????????</author>
                <pubDate>Sun, 05 Jul 2020 17:38:21 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نوشته های بر جای مانده از زبان پارتی – پهلوانیک</title>
                <link>https://virgool.io/pishineh-eran-shahr/%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D8%AC%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%AA%DB%8C-%D9%BE%D9%87%D9%84%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C%DA%A9-iv4zid7ehrab</link>
                <description>نوشته های بر جای مانده از زبان پارتی (پهلوی اشکانی – پهلوانیک) را می توان به دو دسته نوشته های به دبیره پارتی (پهلوانیک) و نوشته های به دبیره مانوی گروه بندی کرد. دبیره ای که اشکانیان برای نوشتن به کار می برده اند، از دبیره آرامی گرفته شده و از راست به چپ نوشته می شده است. در دبیره پارتی، نویسه (حرف) ها به یکدیگر نمی چسبند و جدا از یکدیگر نوشته می شوند.نوشته های پارتی همچون سنگ نبشته، چرم نبشته، سفال نبشته، فلز نبشته و … همگی به دبیره پارتی نوشته شده اند، از این رو، آن دبیره ای که از دوران پارتیان برای نوشتن زبان پارتی در دست ما است، دبیره ای بوده که برای سنگ نبشته ای به کار می رفته است. در میان آنها، نوشته هایی که به دوران اشکانی باز می تردد، بستار اندک است و برخی از آنها نیز به دوران ساسانی باز می گردد.سفالینه های نسا – ترکمنستان امروزیپیش از آنکه از زمان گودرز دوم اشکانی، “تیسفون” پایتخت ایران برگزیده شود، “نسا” پایتخت کهن اشکانیان بوده است. در ویرانه های نسا در ترکمنستان امروزی، نزدیک به ۳۰۰۰ سفالینه پیدا شده است که بیشتر آنها به سده نخست پیش از زادروز مسیح باز می گردند.این سفالینه ها، کوزه ها، خمره های مِی (شراب) و سره هستند که عنوان مالیات از تاکستان ها گرفته شده اند. نوشته های روی این سفالینه ها بیشتر نام کسی و  نام جایی، وزن و گاه زمان دریافت سفالینه به عنوان مالات است. دو سفالینه همسان نیز در “قومس (دامغان)” یافت شده است. همچنین ظرف هایی در “نیپور (عراق)” و در “کوشه نپه و مرو (ترکمنستان)” دیده شده است.چرم نوشته اورامانات کرمانشاهاز سه چرم نوشته یافت شده در اورامان، دو تکه به دبیره و زبان یونانی و یک تکه به دبیره و زبان پارتی، از سده نخست ترسایی است. همچنین در پشت یکی از چرم نوشته های یونانی، واژه هایی به دبیره و زبان پارتی به چشم می خورد. این چرم نوشته ها، قباله فروش دو تاکستان است.سکه ها، مهرها و جواهرهابر سکه ها، مهرها و چند تکه جواهر از پایان دوره اشکانی یا چند دهه پس از اشکانیان، نوشته هایی لوتاه به دبیره و زبان پارتی به جای مانده است. کهن ترین سکه با برخی نویسه های پارتی، سکه بلاش یکم است. همچنین سکه های مسی شاهان محلی الومایس و شاهان تابع اشکانیان در سیستان و بخش هایی از هندوستان در سده های یکم و دوم ترسایی، دارای نوشته های کوتاه به دبیره پارتی هستند.سنگ نبشته های کوتاهسنگ نبشته بسیار کوتاه، که بیشتر دو زبانه (یونانی – پارتی) هستند، در “آمازی” در کشور گرجستان یافت شده اند. دیگر سنگ نبشته های کوتاه به زبان پارتی عبارتند از:دو سنگ نبسته کوتاه در سرپل ذهابدو سنگ نبشته کوتاه در خنگ نوروزیسنگ نبشته هایی در کال چنگال و لاخ مراز که هر دو در نزدیکی بیرجند که احتمالا متعلق به نیمه نخست سده سوم ترسایی استسنگ نبشته همسانی نیز در پاکستان یافت شده استنیم تنه بلاش چهارماین نیم تنه سنگی که در مجموعه ای شخصی نگهداری می شود و دارای نوشته ای بسیار کوتاه در معرفی بلاش است.سنگ نبشته بلاش چهارماین تندیس که در عراق یافت شده، دارای نوشته ای به یونانی و ترجمه آن به پارتی است. موضوع آن نبرد بلاش با مهرداد چهارم است که به پیروزی بلاش چهارم و تسخیر میشان انجامیده است.سنگ مزار خواسگاین سنگ مزار به دستور اردوان چهارم برای خواسگ، شهربان شهر شوش، برپا شده و زمان نوشتن آن ۴۶۲ اشکانی برابر با ۲۱۵ ترسایی است.یادگارهای شهر اورااوروپوسبیشتر این یادگارها ها به آغاز سده سوم ترسایی باز می گردد.، زمانی که ساسانیان این شهر را نسخیر کردند. از میان این یادگارها می توان به سفالینه ها، دیوار نگاره ها و نامه ای بر پوست اشاره کرد.دو سنگ نبشته کوتاه از اردشیر بابکاناین سنگ نبشته ها سه زبانه (پارتی، پارسی و یونانی) هستند و بر شانه اسب اردشیر و اسب اوهرمزد در نقش رستم کَنده شده اند.سنگ نبشته بلند از شاپور یکماین سنگ نبشته نیز سه زبانه (پارسی میانه، پارتی، یونانی) و در کعبه زرتشت در نقش رستم کَنده شده است و در آن شاپور یکم، نخست خود و استان های شورش را معرفي می کند، سپس به شرح سه لشکرکشی عليه رومیان و نیز به شرح آتش هایی که بنا نهاده است، می پردازد.سنگ نبشته شاپور یکم در حاجی آباد فارساین سنگ نبشته دو زبانه (پارسی میانه – پارتی) است شرح تیر اندازی شاپور یکم است.سنگ نبشته شاپور یکم در تنگ براق فارساین سنگ نبشته نیز دو زبانه (پارسی – پارتی) است ولی این بار به زبان های پارتی و پارسی میانه و موضوع آن، مانند سنگ نبشته جاجی آباد، شرح تیر اندازی شاپور یکم است.سنگ نبشته شاپور یکم در بیشاپوراین سنگ نبشته نیز دو زبانه (پارسی – پارتی) است و در سال ۲۶۶ ترسایی کَنده شده است.سنگ نبشته شاپور یکم در نقش رستماین سنگ نبشته که در منار سنگ نگاره پیروزی شاپور یکم بر والریانس کَنده شده است سه زبانه (پارسی – پارتی و یونانی) که اکنون تنها بخش هایی از نوشته یونانی آن بر جای مانده است.سنگ نبشته شاپور یکم در نقش رجبدر نقش رجب، سنگ نگاره ای، شاپور یکم را با شماری از همراهانش نشان می دهد، سنگ نبشته ای کوتاه و سه زبانه (پارسی میانه، پارتی، یونانی) در معرفی شاپور نیز هست.سنگ نبشته نرسه، پادشاه ساسانیدر سلیمانیه عراق، این سنگ نوشته را که اکنون تکه هایی از آن به جای مانده، در اصل بر کعبی کَنده شده بود. موضوع آن معرفی نرسه، پادشاه ساسانی و چگونگی دستیابی وی به تخت پادشاهی است. این سنگ نبشته دو زبانه (پارسی میانه و پارتی) است.بن مایهتارنمای کارنامک ای اِرانشهر https://virgool.io/pishineh-eran-shahr/%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-obouerblwlrc  https://virgool.io/pishineh-eran-shahr/%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D9%BE%D9%87%D9%84%D9%88%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D9%86%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D9%86%DB%8C%D8%B4%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%B1-fcazjjvs7arm </description>
                <category>ایرانشهر - ????????</category>
                <author>ایرانشهر - ????????</author>
                <pubDate>Sat, 04 Jul 2020 16:51:57 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جشین تیرگان</title>
                <link>https://virgool.io/pishineh-eran-shahr/%D8%AC%D8%B4%DB%8C%D9%86-%D8%AA%DB%8C%D8%B1%DA%AF%D8%A7%D9%86-eervvnp4pulk</link>
                <description>فريدون جنيدی: ايرانيان باستان هر روز را با نامي از ايزدان مي‌خواندند. روز سيزدهم باستاني، برابر با تير (تيشتر) روز بود. در آيين‌هاي كهن ايراني هرگاه نام روز با نام ماه برابر مي‌شد، جشني برپاي مي‌گرديد. بدين روي، روز سيزدهم تير ماه باستاني، جشن تيرگان است. https://virgool.io/pishineh-eran-shahr/%D9%86%D8%A7%D9%85-%D8%B1%D8%B2%D9%87%D8%A7-%D9%87%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%B4%D9%85%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-o4txajqgqtpr اين جشن به دليل مبنا قرار گرفتنِ گاه‌شماري خيامي كه نيمه نخست سال در آن، سنجش و شمارش سي و يك روزه است، برابر با دهم تير ماه امروزي گرديد. بر بنياد نوشته كهن «تيشتر يشت» ميان تيشتر ايزد «باران» كه نام ستاره‌اي در آسمان است، با «اپوش» ديو خشكي و خشكسالي نبردهايي سهمگين درمي‌گيرد و هر بار «تيشتر» در شكلي ظاهر مي‌شود، يك‌بار در شكل جواني زيبا و پانزده ‌ساله، يك‌بار در شكل گاوي زرّين و بالاخره در شكل اسپي سفيد. سرانجام تيشتر پيروز مي‌شود و ايزد «باد» به او كمك مي‌كند. https://virgool.io/pishineh-eran-shahr/%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2%DB%8C-%D8%AA%DB%8C%D8%B4%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%D9%BE%D9%88%D8%B4-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%AA%DB%8C%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%A7%D9%87-%D8%AA%DB%8C%D8%B1-ohqstzwji0cp در برخي منابع چنين آمده كه تيراندازي آرش كمانگير از البرزكوه تا كنار «جيهون: جيحون» در تيرگان يعني «تير روز» از «تير ماه» بوده است.از آيين‌هاي جشن تيرگان كه دستِ‌كم تا پنجاه سال گذشته در يزد و كرمان برگزار مي‌شده و گاه در روزگار ما هم نشاني از آن در جايي بايد باشد، اين بود كه يك روز پيش از جشن تيرگان، دختركي كوزه‌اي پر آب مي‌كند و دور مجلس مي‌چرخاند و هر كس چيزي در آن مي‌‌اندازد.بعد اين كوزه را به خانه‌اي مي‌برند كه درخت «مورد» داشته باشد پارچه سبزي روي كوزه مي‌اندازند و آيينه‌اي روبه‌روي آن، زير درخت قرار مي‌دهند آنگاه در تيرگان هر كسي نيتي مي‌كند و بيت شعري مي‌خواند. دخترك چيزي از كوزه بيرون مي‌آ‌ورد و آن را با نيت و شعري كه خوانده شده تطبيق مي‌دهد. از آنجا كه شعرهاي آنان بيشتر نويدبخش است، بيشتر اين فال‌ها هم نيك است. يكي از اين شعرها را كه از پيرزني بهدين شنيدم چنين بود:رخ زيبا، قد رعنا چش شهلا داري/ آنچه خوبان همه دارند تو تنها داريهنگام نبردهاي «تيشتر» با «اپوش»، ايزد باد به او كمك مي‌كند و باد ابرها را در جهان مي‌پراكند و باران به همه جا مي‌ريزد و نهرها و رودخانه‌ها و درياها به وجود مي‌آيد و جهان را به هفت كشور تقسيم مي‌كند. سعدي نتيجه اين مبارزه را با مشاطه‌گري باد صبا اين‌طور بيان مي‌كند كه: بر عروسان چمن بست صبا، هر گوهري/ كه به غواصي ابر، از دل دريا برخاست. با اميد بازگشت به روش نياكان در گرامي‌داشت داده‌هاي خداوند چون «باران» و «آب» و «زمين» و «محيط‌زيست» و...چرا نام آرش در شاهنامه نیامده استدر این ویدیو از زبان استاد جنیدی می شونید که چرا نام آرش کمانگیر در شاهنامه نیامده است. https://www.aparat.com/v/a52CN منوچهردرزمان پادشاهی منوچهر پیشدادی در جنگی با توران،افراسیاب سپاهیان ایران را در مازندران محاصره می‌کند. سرانجام منوچهر پیشنهاد سازش می‌دهد و تورانیان پیشنهاد آشتی را می‌پذیرند و برای پذیرش این پیشنهاد سازش و کوچک‌انگاری ایرانیان پیشنهاد می‌کنند که یکی از پهلوانان ایرانی بر فراز البرزتیری بیندازد و جای فروافتادن آن تیر، مرز ایران و توران شناخته شود.آن گاه آرش بر فراز دماوند می‌رود و تیر را در چله کمان گذاشته و پرتاب می‌کند. آرش که همه هستی و توانش را برای پرتاب تیر گذاشته بود، پس از این تیراندازی از خستگی جان می‌دهد؛ پیکرش پاره‌پاره شده و در خاک ایران پخش می‌شود و روانش در تیر دمیده می‌شود. تیر از بامداد تا هنگام غروب خورشید پرواز کرده و در کنار رود جیحون یا آمودریا بر درخت گردویی فرود می‌آید، که آنجا مرز میان ایران و توران خوانده می‌شود. https://www.aparat.com/v/70D5G جشن تيرگان بر ايرانيان خجسته باد.</description>
                <category>ایرانشهر - ????????</category>
                <author>ایرانشهر - ????????</author>
                <pubDate>Sat, 04 Jul 2020 11:29:59 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پیشگفتاری بر زبان و ادبیات پهلوی اشکانی – پهلوانیک</title>
                <link>https://virgool.io/pishineh-eran-shahr/%D9%BE%DB%8C%D8%B4%DA%AF%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D9%BE%D9%87%D9%84%D9%88%DB%8C-%D8%A7%D8%B4%DA%A9%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%BE%D9%87%D9%84%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C%DA%A9-ljuvcpshi1kc</link>
                <description>نمونه ازی از دبیره ای که اشکانیان بدان بر روی سکه ها، کوزه و خمره ها یا سنگ نگاره ها می نوشته انددر زمان شاهنشاهی هخامنشی، استان (ساترپ) “پارت” در اپاختر (شمال) خراسان امروزی و بخش هایی از کشور ترکمنستان کنونی بوده است. پس از یورش اسکندر، ساتراپ پارت تا زمانی زیر فرمانروایی سلوکیان، جانشینان اسکندر بود. تا اینکه در سال ۲۴۷ پیش از زادروز، “اَشک یا اَرشک” به یاری بردارش “تیرداد” در برابر سرکرده آنتوخیوس دوم، پادشاه سلوکی قیام کردند تا اینکه دودومان اشکانی را برپا کردند. پارت ها یکی از اقوام ایرانی بوده اند.در سنگ نبشته های هخامنشی و به زبان پارسی باستان واژه پارت امروزی ، “پَرْثَوَ (parθava)” نامیده شده است و به دبیره میخی به گونه  ????  نوشته می شود.پارت به زبان پهلوی اشکانی که پهلوانیک نیز نامیده می شود، “پَرْثَوْ (parθaw)” نامیده شده است و به دبیره پارتی (برای سنگ نبشته ها) به گونه   ????  نوشته می شود.به زبان پهلوی ساسانی که پارسیگ یا پارسی میانه نیز گفته می شود، “پَهْلَوْ (pahlaw)” نامیده شده است و به دبیره سنگ نبشته ای ساسانی به گونه  ?????? ‎ نوشته می شود.اشکانیان در آغاز بستار تحت تاثير زبان و فرهنگ یونانی بودند به گونه ای که بر روی سکه های به دبیره و زبان یونانی می نوشتند (نه آنکه روزمره یونانی سخن بگویند). به نوشته پلوتارخ، تاریخ نویس یونانی، هنگامی که “اُرد دوم” همراه “آرتاپازش پادشاه ارمنستان”، نمایشنامه ای یونانی از “اوریپیدس” را تماشا می کرد، سر بریده “کراسوس”، سردار رومی را برایش به ارمغان آوردند. دلبستگی به فرهنگ یونانی به اندازه ای بود که از مهرداد یکم، گاه واژه یونانی  به چم “دوستدار یونان” را بر روی سکه حک می کردند. این شیوه تا زمان پادشاهی بلاش یکم ادامه داشت. او نخستین کسی بود که زبان و دبیره پارتی را جایگزین یونانی کرد.زبان پارتیزبان پارتی که به آن پهلوی، پهلوانی، پهلوانیک یا پهلوی پارتی – اشکانی نیز گفته می شود، از دسته زبان های ایرانی میانه (شاخه شمال غرب)  است. در دسته بندی زبان ها ایرانی (نه تنها کشور ایران کنونی)، زبان های میانه به زبان هایی گفته می شود که پس از براندازی هخامنشی ها در ایران رواگ داشته اند که گونه تحول لافته زبان های باستانی ایران (پارسی باستان، اوستایی و شاید مادی) بوده اند. از گونه پارتی باستان چیزی در دست نیست. از دیگر زبان های ایرانی میانه که با زبان پارتی هم خانواده هستند می توان به پهرست زیر اشاره کرد:سُغدیخوارزمیسَکایی با دو گویش خُتَنی و تُمشُقیبلخی (از شاخه باختری یا شرقی زبان های ایرانی)پارسی میانه یا پارسیگ یا پهلوی ساسانی (شاخه اواخشتر خاوری یا جنوب غربی)کهن ترین یادگارهای به جای مانده از زبان پارتی به سده نخست پیش از زادروز مسیح است. این زبان تا نزدیک سده های چهارم و ششم ترسایی زنده بود و سپس به تدرج رو به خاموشی نهاد. واپسین یادگارها و نوشته های به جای مانده از زبان پارتی، نوشته های “مانوی” هستند که بیشتر آنها به سده نهم ترسایی/سوم هجر باز می گردند.این نوشته ها زمانی نوشته شده اند که پارتی زبانی مُرده بوده است ولی این نوشته های مانوی تا سده سیزدهم ترسایی/هفتم هجری نیز به نگارش در می آمده اند ولی در آنها نادرستی ها و گاه آمیختگی هایی با پارسی میانه (پهلوی ساسانی) دیده می شود.امروزه هیچ نوشته ادبی و دینی به زبان و دبیره پارتی از روزگار (فرمانروایی) اشکانیان در دست نداریم. در دوران شاهنشاهی پارتیان، در آغاز به زبان آرامی نوشته می شده که زبان دیوانی دوران هخامنشی نیز بوده است. سپس از نیمه دوم (دهه ۵۰) سده یکم پیش از زادروز مسیح، زبان پارتی و دبیره آن که از دبیره آرامی (شاهنشاهی) گرفته شده بود، رواگ پیدا کرد. در منار زبان آرامی، زبان یونانی یکی دیگر از زبان رایج در شاهنشاهی پارتیان بوده است.اَردَوان سوم، نامه خویش به مردمان شوش را به زبان و دبیره یونانی نوشته است و دو سند (بنچاق) اورامان کرمانشان و یک سند یافت شده در دورااروپوس، زبان یونانی برای نگارش به کار رفته است. در زمان پارتیان، همانند سده های پیشین، ادبیات و روایت داستان ها، به گونه شفاهی یاد می شده است.گوسان ها، داستان سرایان باستانی بوده اند که همچون نقالان و شاهنامه خوانان و پرده گویان امروزی و سالیان پیش، داستان ها را شفاهی روایت می کرده اند. اینان چکامه سرایان (شاعران) و موسیقی دانان دوره گردی بوده اند که داستان ها را به ویژه به چکامه (شعر) می خواندند. در تکه ای از نوشته های مانوی پارتی که کهنه تر و دورتر از سده چهارم و پنجم ترسایی نیست، اینگونه آمده است کههمچون گوسانی که هنر شهریاران و کِیْ های پیشین را بازگو می کند و خود هیچ نکنند.از این گفته چنین بر می آید که گوسان ها حافظ داستان های ملی ایران بوده اند و آنها را به ساسانیان منتقل کرده اند. در آینده، همین داستان ها، بن ماله خداع نامه پهلوی را تشکیل داده که سپس در شاهنامه فرودسی نمود پیدا کرد.از میان داستان هایی که در ادبیات پارسی به جای مانده، منظومه عاشقانه “ویس و رامین” ریشه ای پارتی دارد. همچنین، گویا که برخی از داستان های شاهنامه، مانند داستان “بیژن و منیژه” که دارای بن مایه های عاشقانه است، ریشه ای پارتی داشته باشد.بن مایه هادستور زبان پارتی – رویه های ۱۴-۱۱تاریخ ادبيات پیش از اسلام – احمد تفطیلی – رویه های ۷۶-۷۵تارنمای کارنامک ای اِرانشهر https://virgool.io/pishineh-eran-shahr/%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%B3%DB%8C%DA%AF%D9%88%DB%8C%D8%A7%D9%86%D9%90-%D8%A8%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86%D9%90-%D8%AE%D9%88%DB%8C%D8%B4-%D8%B1%D8%A7-%DA%86%D9%87-%D9%85%DB%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%AF%D9%86%D8%AF-mkzkpxla5smr  https://virgool.io/pishineh-eran-shahr/%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-obouerblwlrc  https://virgool.io/pishineh-eran-shahr/%DA%AF%D9%88%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%87%D9%86-c0e5jtac0s4q  https://virgool.io/pishineh-eran-shahr/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B2%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%B1%D8%B3-%D9%88-%D8%A7%D9%88%D8%AF%D8%A7%D8%AA%DB%8C%D8%B3-%D8%A7%D8%B2-%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%A7%D8%AF%D9%87%D8%A7-q1tfc9lenmnn  https://virgool.io/pishineh-eran-shahr/%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D9%BE%D9%87%D9%84%D9%88%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D9%86%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D9%86%DB%8C%D8%B4%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%B1-fcazjjvs7arm </description>
                <category>ایرانشهر - ????????</category>
                <author>ایرانشهر - ????????</author>
                <pubDate>Sat, 04 Jul 2020 00:40:21 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>این گوی این میدان</title>
                <link>https://virgool.io/pishineh-eran-shahr/%D8%A7%DB%8C%D9%86-%DA%AF%D9%88%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D9%85%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D9%86-a6mwn4ycnoac</link>
                <description>مهدی زمانیان - زبانزدی (=ضرب‌المثل) کهن در زبان پارسی میانه:در زبان پارسی میانه‌ زبانزدیست (ضرب و المثل) که در زبان پارسی‌نو روایی ندارد، پسندیده است که دوباره  آن را در گفتار و نوشتار زنده گردانیم.در کارنامه اردشیر بابکان آمده است که در دربار اشکانیان، اردشیر که نوجوانی بیش نبود، به همراه پسر و جانشین شاهنشاه اشکانی به شکار می‌رود که اردشیر با زبردستی گورخری را شکار می‌کند و هنگامیکه شاهنشاه اشکانی اردوان (چهارم یا پنجم) جویای چگونگی آن شکار می‌شود، شاهزاده اشکانی شکار چیره‌دستانه‌ی اردشیر را به نام خود می کند و می‌گوید که گور را وی شکار کرده است.اردشیر نوجوان از این دروغ به خشم آمده و می‌گوید:&quot;این دشت نیک و گور ایدر بسیار ، من و تو ایدر، دیگر آزمایش کنیم&quot;ایدر = اینجااین گنج‌واژه پارسی میانه( پهلوی ساسانی) یادآور زبانزد پارسیِ نو &quot;این گوی و این میدان &quot; است که ،  بی‌گمان پیشینه‌ای بَس کهن دارد، چرا که این زبانزد پارسی نیز به بازی چوگان نمارش (=اشاره )دارد.در شاهنامه فردوسی بزرگ، این بخش از داستان این چنین آمده است.چنین داد پاسخ بدو اردشیرکه دشتی فراخ است و هم گور و تیریکی دیگر افکن برین هم‌نشاندروغ از گناهست از  بر سر کشانبه پارسی روان این زبانزد این چنین می‌شود&quot;دشت فراخ است و گور و تیر، نیز بسیار !&quot;اندیشکده  آژفنداک هوَخشَتَره https://virgool.io/@pishine-eran-shahr/%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%B4%DB%8C%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%A8%DA%A9%D8%A7%D9%86-%DB%8C%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C-nlehihdbfdym </description>
                <category>ایرانشهر - ????????</category>
                <author>ایرانشهر - ????????</author>
                <pubDate>Wed, 10 Jun 2020 11:24:27 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ای که گفتی که دردمندان را مُداوا میکنی - من که مُردم تا به کِی امروز و فردا میکنی</title>
                <link>https://virgool.io/pishineh-eran-shahr/%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%DA%AF%D9%81%D8%AA%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%AF%D8%B1%D8%AF%D9%85%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D9%85%D9%8F%D8%AF%D8%A7%D9%88%D8%A7-%D9%85%DB%8C%DA%A9%D9%86%DB%8C-%D9%85%D9%86-%DA%A9%D9%87-%D9%85%D9%8F%D8%B1%D8%AF%D9%85-%D9%BE%D8%B3-%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%88-%D9%81%D8%B1%D8%AF%D8%A7-%D9%85%DB%8C%DA%A9%D9%86%DB%8C-m5upwonbonfb</link>
                <description>سید جواد ذبیحی درکه ای متولد سال ۱۳۰۹ و درگذشته در سال ۱۳۵۸، مؤذن و خواننده دعاهای مذهبی و آوازهای اصیل ایرانی بود. او (در تهران) و بردارش (در مشهد) هر دو بدین کار مشغول بودند. پدر آنها مرحوم، سید اسدالله ذبیحی درکه بود که این خانواده در درکه تهران به مداحی و خواندن آوزهای مذهبی مشغول بوده اند.سید جواد، با وجود آنکه تحصیلات رسمی نداشت، تمام ردیف‌های آوازی را به خوبی می‌ شناخت. او از سال ۱۳۳۶ با همکاری داوود پیرنیا و هنرمندانی همچون، حسن کسایی، رضا ورزنده، جلیل شهناز، احمد عبادی، مرتضی محجوبی، علی تجویدی، پرویز یاحقی، حسین تهرانی، مهدی خالدی و فرهنگ شریف، وارد عرصه موسیقی غیر مذهبی شد و آوازهای زیبایی را به همراه ساز ایشان به یادگار گذاشت.او به همراه ساز آواز نمی‌خواند. بلکه در ابتدا ایشان دقایقی بداهه‌نوازی می‌کردند و سپس ذبیحی یک آواز کامل را بدون ساز می‌خواند و در انتها بار دیگر هنرمندان به اجرای موسیقی‌سازی می‌پرداختند.در سال ۱۳۴۷ مجموعه‌ای از اشعار منتخب توسط وی که در مناجات‌های خود در رادیو ایران می‌خواند در ۱۶۵ صفحه با مقدمهٔ محمد محیط طباطبایی و توسط انتشارات عطایی به چاپ رسید. عنوان آن نغمه‌های آسمانی است.ذبیحی همچون خواجه عبدالله انصاری بر خواندن مناجات‌های فارسی که برای عموم قابل فهم و اثرگذار است تأکید داشت.سیدجواد ذبیحی از جوانی نیز فینه عربی به سر می‌گذاشت و در مجالس مذهبی تهران و شهرستان‌ها شرکت می‌کرد. فینه عربی، نوعی کلاه است که پیش از این در برخی از کشورها، از جمله مناطق زیر سلطه عثمانیان، برای مردان رایج بوده است و امروز نیز برخی آن را بر سر می‌گذارند.کلاه فینه به صورت مخروط ناقص و کمتر به شکل استوانه است و از ماهوت سرخ یا سیاه تهیه می‌شود. در عربی به آن «طربوش» می‌گویند و در زبان ترکی و زبان های اروپایی به «فز» معروف است. فز تلفظ ترکی استانبولی فاس است که نام شهری در مراکش است و خاستگاه این کلاه را نیز مراکش و شهر فاس می‌دانند.نگاره زیر، ایرج میرزا با همین فینه عربیپیشینه وی و حضور در دربار موجب شد تا پس از انقلاب ۱۳۵۷ مورد غضب انقلابیون قرار گیرد.آنان که به آرشیو رادیو دسترسی داشتند نمونه‌های منحصر به فردی از صدای او را از بین بردند.به همین دلیل امروز به جز آثار بی‌کیفیت ضبط شده از روی رادیو و چند کاست موجود نزد شاگردان و دوستداران ذبیحی، اثر باکیفیتی از او در میان نیست.پس از انقلاب برای مدتی زندانی شد و پس از آزادی چند نفری به در منزل وی رفتند و به بهانه اجرای مراسم نیایش او را با خود بردند و به طرزی فجیع به قتل رساندند.عصر آن روز، روزنامه اطلاعات به نقل از گروه شاهین گزارشی را چاپ کرد که قتل سید جواد ذبیحی را به دلیل مداحی و مناجات‌خوانی او در رادیوی وابسته به رژیم گذشته به گردن گرفتند. بعدها صادق خلخالی در کتاب خاطرات خود که در سال ۱۳۷۹ منتشر شد، نام سید جواد ذبیحی را در فهرست کسانی قرار داد که حکم اعدامشان را صادر کرده‌است.مناجات هاربنا، یادگاری از مرحوم سید جواد ذبیحی https://www.aparat.com/v/AHtp4/%D8%B1%D8%A8%D9%86%D8%A7_%DB%8C%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%D8%A7%D8%B2_%D9%85%D8%B1%D8%AD%D9%88%D9%85_%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%AC%D9%88%D8%A7%D8%AF_%D8%B0%D8%A8%DB%8C%D8%AD%DB%8C همچنین شاید اذان ایشان هنوز در یاد برخی آشنا باشد. https://www.aparat.com/v/6o8wH مناجات های زیر بخشی از یادگارهای به جای مانده از زنده یاد، سید جواد ذبیحی هستند که در اینجا به شما پیشنهاد می کنم گوش کنید. صدایی شیوا و دلنشین، همراه با شعری پر معنا، حال شما را خوب می کند.ای که گفتی دردمندان را مُداوا میکنی - من که مُردم، تا به کِی امروز و فردا میکنی https://www.aparat.com/v/tg9mc/%D8%A7%DB%8C_%DA%A9%D9%87_%DA%AF%D9%81%D8%AA%DB%8C_%DA%A9%D9%87_%D8%AF%D8%B1%D8%AF%D9%85%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86_%D8%B1%D8%A7_%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%88%D8%A7_%D9%85%DB%8C%DA%A9%D9%86%DB%8C_-_%D9%85%D9%86 اگر می خواهید بیش از این بشنوید، می توانید به کانال یوتیوب سلطان تاج نگاه کنید.خدایش رحمت کند. https://virgool.io/pishineh-eran-shahr/%D9%85%D8%B1%D8%B4%D8%AF-%DA%86%D9%84%D9%88%DB%8C%DB%8C-g0vfuoqqzpau بن مایهسید جواد ذبیحی - ویکی پدیافینه - ویکی پدیا</description>
                <category>ایرانشهر - ????????</category>
                <author>ایرانشهر - ????????</author>
                <pubDate>Mon, 11 May 2020 20:14:50 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روز و نام شیراز و زاد روز استاد بنان</title>
                <link>https://virgool.io/pishineh-eran-shahr/%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%88-%D9%86%D8%A7%D9%85-%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%B2-%D9%88-%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D9%86%D8%A7%D9%86-mxtoulnardg3</link>
                <description>امروز، پانزدهم اردیبهشت، جشن بهار، جشن بهاربد، روز شیراز و همچنین زاد روز، زنده یاد، استاد بنان هست. بر باور ایرانیان باستان، هر یک از ۳۰ روز ماه نام بوده است که پانزدهمین روز ماه، &quot;دی به مهر&quot; نام داشته، بنابراین امروز، &quot;دی به مهر روز از ماه اردیبهشت ۱۳۹۹ خورشیدی&quot; است. &quot;دی به مهر روز از ماه اردیبهشت&quot; روز جشن میانه بهار یا بهاربد است. https://virgool.io/pishineh-eran-shahr/%D9%86%D8%A7%D9%85-%D8%B1%D8%B2%D9%87%D8%A7-%D9%87%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%B4%D9%85%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-o4txajqgqtpr نخستین اشاره به نام شیراز، بر روی لوح‌های گلی ایلامی به ۲۰۰۰ سال پیش از زاد روز مسیح، بازمی‌گردد که در ژوئن ۱۹۷۰ در هنگام کندن زمین برای ساخت کوره آجرپزی، در گوشه جنوب غربی شهر یافت شده‌است. لوح‌های نوشته شده در ایلام کهن به شهری به نام &quot;تیرازیس&quot; اشاره دارد.چنین برداشت می شود که این نام &quot;تیرازیس&quot; &quot;تیراسیس&quot; &quot;سیراسیس&quot; از نام پارسی کهن &quot;سیراجیس&quot; گرفته شده است که در گذر زمان و با دگرگونی آوا تا به پارسی نو، به &quot;شیراز&quot; دگرگون شده است. نام شیراز بر روی سفال‌های پیدا شده از ویرانه‌های دوره ساسانی در سده دوم پس از زاد روز مسیح نیز، دیده شده‌است. بر اساس نوشته‌های برخی از نویسندگان بومی، بر پایه شاهنامه، نام شیراز از نام پسر سومین شاه جهان، &quot;تهمورث&quot; گرفته شده‌ است.در گل نبشته های بارو و خزانه تخت جمشیدکه در سال ۱۳۱۴ خورشیدی یافت شده اند و دیرنگی آنها دوران هخامنشی باز می گردد، نام شیراز به دو گونه &quot;شیرازیش&quot; و &quot;تیرازیش&quot; آورده شده است. این گل نبشته ها به سال ۱۳۱۴ خورشیدی در بخش باروی تخت جمشید یافت شدند و شمار آنها را ۳۰ هزار لوح گلی کامل و ناقص تخمین زدند که بیشتر به زبان ایلامی هخامنشی می باشند.بُن مایه آنها بیشتر درباره پرداخت هزینه اجناس خوراکی و آذوقه، گزارش حسابداری این کالاها و ... است. در زیر نمونه ای از این گل نبشته ها (Fort. 0290) که برای حسابرسی شهر شیراز است و به سال بیست و سوم پادشاهی داریوش یکم بر میگردد نشان داده شده است.1 GURUŠ-na hasa-na 1 SAL-na hasa-na 1 bel 1-na PAP 3 ANŠE katu-k-a kur-ma-n Attukka-naŠirazzi-š am-ma bel 23-u-me-ma-na ITI Samimanda-š-na halmi hi kaš dunu-k-aیک گاو نر بالغ، یک گاو ماده بالغ، یک گوساله یک ساله، سپرده شده به اَتوکَ در شیراز، در دسترس (بودند)، در سال بیست و سوم، ماه 11، این سند مهر شده به او داده شد.در واپسین سطر از این گل نبشته، نام ایلامی شیراز آشکار استهمچنین مهرهایی مربوط به پایان دوره ساسانی و آغاز اسلام، در محل &quot;قصر ابونصر&quot; یافت شده‌است، که حاوی نام &quot;شیراز&quot; می‌باشند. ابن حوقل، جغرافی‌دان مسلمان سده چهارم هجری، وجه تسمیه شیراز را، شباهت این سرزمین به اندرون شیر می‌داند؛ چرا که به قول او عموماً خواربار نواحی دیگر بدان‌جا حمل می‌شد و از آن‌جا چیزی به جایی نمی‌بردند. براساس تحقیقات تدسکو، شیراز به معنای مرکز انگور خوب است. هرچند این نظر توسط محققین دیگر مانند: بنونیست و هنینگ رد شده‌است. https://virgool.io/pishineh-eran-shahr/%D9%BE%DB%8C%D8%B4%DB%8C%D9%86%D9%87-%D9%86%D8%A7%D9%85-%D9%86%DB%8C%D8%B4%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%B1-%D9%88-%D9%86%D8%A7%D9%85-%D8%AE%D8%AF%D8%A7%D9%88%D9%86%D8%AF-cvvxbtdqtrtg </description>
                <category>ایرانشهر - ????????</category>
                <author>ایرانشهر - ????????</author>
                <pubDate>Mon, 04 May 2020 22:00:23 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کرونا خواب سرباز اشکانی را آشفته کرد !</title>
                <link>https://virgool.io/pishineh-eran-shahr/%DA%A9%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%A7-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%A8-%D8%B3%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D8%B4%DA%A9%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B1%D8%A7-%D8%A2%D8%B4%D9%81%D8%AA%D9%87-%DA%A9%D8%B1%D8%AF-lfeoe4bk37au</link>
                <description>یکی از رخدادهای شگفت آور این روزها پیدا شدن گور یک سرباز اشکانی است . پیدایش این گور با بیماری واگیردار کرونا گره خورده است . بنا بر دستور وزارت بهداشت بیماران کرونایی پس از درگذشت باید در عمق بیشتری نسبت به درگذشتگان دیگر , دفن شوند . بهنگام خاکسپاری پیکر یک جان باخته ی کرونایی در روستای پاجی در شهرستان ساری یک گور باستانی از دوره ی اشکانی پیدا شد . بدبختانه بیل مکانیکی به این گور باستانی آسیب زیادی زده است (تخریب شده؟) , اما بازمانده ی استخوان های یک سرباز اشکانی بهمراه یک شمشیر و یک تیردان از آنجا بیرون آمد . دکتر علی رمضانی پاجی از پژوهشگران روستای پاجی درباره ی این پیدایش چنین گفته است :با نگرش بر گونه ی ساخت دشنه، شمشیر و تیر سه پر، به نظر می‌رسد این گور مربوط به سرباز اشکانی باشد.برگرفته از مهر میهن</description>
                <category>ایرانشهر - ????????</category>
                <author>ایرانشهر - ????????</author>
                <pubDate>Wed, 29 Apr 2020 19:58:05 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آموزش دبیره میخی هخامنشی - بخش سوم</title>
                <link>https://virgool.io/pishineh-eran-shahr/%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4-%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%B1%D9%87-%D9%85%DB%8C%D8%AE%DB%8C-%D9%87%D8%AE%D8%A7%D9%85%D9%86%D8%B4%DB%8C-%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%B3%D9%88%D9%85-jj92lima10ym</link>
                <description>نشانه ? در میخی هخامنشی آوای اَ یا آ را می دهد. اگر میان یا پایان واژه باشد، آ خوانده می شود ولی اگر آغاز واژه باشد بسته به واژه اَ یا آ خوانده می شود.خواندن همه بخش های پیش از این نوشتهواژه ???????واژه ??????? برابر با حرف نویسی (از چب به راست) a-u-ra-ma-za-da-a (و از راست به چپ بخوانید اَ ئو رَ مَ زَ دَ اَ) است که آغاز و پایان آن دارای نشانه ? است. آوانوسی آن به گونه (از چب به راست)   auramazdā (و از راست به چپ بخوانید اَ ئو رَ مَزْ دَآ). می بینید که ? آغاز واژه اَ و ? پایان واژه آ خوانده می شود. این واژه در پارسی میانه، اُهرمزد (ōhrmazd) یا هُرمَزد (hormazd) یا اُرمزد (ōrmazd) و امروزه به گونه اوهرمزد، اورمزد، هرمزد و هرمز گفته می شود که این در نام تنگه هرمز همچنان هست.واژه ???واژه ??? برابر با حرف نویسی (از چب به راست) a-ta-ra (و از راست به چپ بخوانید اَ تَ رَ) است که آغاز آن دارای نشانه ? است. آوانوسی آن به گونه (از چب به راست) atar (و از راست به چپ بخوانید اَ تَرْ) که به چم (معنی) اَندر - در و همچنین این واژه برابر با آتش نیز هست زیرا  ? آ نیز خوانده می شود که آوانوسی آن به گونه (از چب به راست) ātar (و از راست به چپ بخوانید آتَرْ).در پارسی باستان آتَر و در اوستایی آتَرْش (?????) و در پهلوی (پارسی میانه) آتور یا آتَخش همگی اشاره به واژه آتش امروزی دارند که در زمان ساسانیان در واژه &quot;کوست ای آتورپاتَکان&quot; بوده که امروزه به آذربایجان دگرگون شده و همین آذر در واژه ای مانند آذرخش نیز هست.واژه ?????واژه ????? برابر با حرف نویسی (از چب به راست) a-θa-u-ra-a (و از راست به چپ بخوانید اَ ثَ ئو رَ اَ) است که آغاز و پایان آن دارای نشانه ? است. آوانوسی آن به گونه (از چب به راست)  aθurā  (و از راست به چپ بخوانید اَ ثو رآ) و برابر با و اشاره به (تمدن) آشور امروزی است.نوشتن به دبیره میخی هخامنشینوشتن به دین دبیره (اوستایی)</description>
                <category>ایرانشهر - ????????</category>
                <author>ایرانشهر - ????????</author>
                <pubDate>Mon, 20 Apr 2020 15:07:58 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>