<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Pooria Jomhoory</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@pooriaj73</link>
        <description>من همانم که ندانم و بدانم که ندانم...</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-07 03:50:29</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/67573/avatar/k52Iuk.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Pooria Jomhoory</title>
            <link>https://virgool.io/@pooriaj73</link>
        </image>

                    <item>
                <title>من همانم که ندانم...</title>
                <link>https://virgool.io/@pooriaj73/%D9%85%D9%86-%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%86%D9%85-%DA%A9%D9%87-%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%85-ihmmnaztihso</link>
                <description>بعضی وقتا یه اتفاقایی میفته که شدیدا به فکر فرو می بره آدمو. اتفاقایی که اگه از زاویه درست به مسأله نگاه کنیم و به جاهای درست برسه واقعا میتونه زمینه ساز پیامدهای خیلی خوبی بشه. از کار بر کنار شدن نمونه بارز اینجور اتفاقاس. اولش معمولا میریم تو نقش آدم بیگناهه، که یعنی چی؟ من مگه چه مشکلی دارم؟ خیلیم خوبه کارم؟ مشکل از خودتونه؟ این چه وضعیه؟ مملکت قانون داره و... . اصلا کاری به این بحث هم ندارم که مقصر واقعی کیه؛ کارفرمای نمک نشناس یا کارمند کَمکار! (یا بیخیال مثلا!) حرف من اینه: «اگه بیایم خوب فکر کنیم که از این شرایط جدید چجوری میتونم به نفع خودم استفاده کنم؟ چه درسایی میتونم بگیرم از این اتفاق؟ چه ضعفایی دارم که باید برطرفشون کنم؟ و سوالایی شبیه به این، در زمان کوتاهی وارد اون راهی میشیم که دوست داریم». (یه جوری تو گیومه گذاشتم حرفمو انگار سخن بزرگانه!)دیگه مثال از آدمای معروف و ثروتمند و کارآفرینم که تا دلتون بخواد میتونم براتون بزنم که اخراج شدن و بعد دوباره شروع کردن روند پیشرفت و موفقیت رو. از اپرا و والت دیسنی و اسپیلبرگ (این از دانشگاه اخراج شد! نکته رو بگیر به حاشیه کاری نداشته باش!) بگیر تا استیو جابز فقید و عزیز.این مقدمه رو گفتم که برسم به اینجا که منم همین اتفاق رو تجربه کردم. همین امروز! یک صبح دل انگیز پاییزی وقتی میری شرکت و میفهمی مدیر میخواد در مورد آینده کاریمون باهامون حرف بزنه. اگه مطلب قبل رو نخوندین یه سری بزنین بهش. گفته بودم که کارآموز بودم تو یه شرکتی و معلوم نبود که میمونم اونجا یا نه. چون باید یه چیزایی بلد باشی حتی برای کارآموزی. خب کاشف به عمل اومد که به اندازه کافی قوی نبودم. البته از نظر مدیر عزیز اصلا قوی نبودم. و نکته غم انگیز این بود که حرفاش همه درست بود! خیلی چیزا گفت. چیزایی که بعضیاش واقعا عجیب بود برام. مثلا یکی اینکه میگفت سر کلاس هیچی یاد نمیگیری و باید خودت بری بگردی پیدا کنی جوابو! راست میگفت خدایی. تو دانشگاه ک عملا هیچی یاد نگرفتم! مدرسه هم که بودم باید میومدم خونه یکی دوبار میخوندم تا بلکه یاد بگیرم درسو. یا مثلا (نمیدونم چطور فهمیده بود) که اصلا تمرکز ندارم. حق داشت. من ساعت 12 شب به بعد تازه مغزم بیدار میشه. کاش میشد شبا بریم سر کار!!! (جغد شبا پیام بدن بشناسیم همو :) ). در نهایت هم با یه خدافظی همدیگه رو خوشال کردیم!شاید تنها نکته خوب امروز سمینار محتواگران بود که از طرف مدرسه نویسندگی برگزار می شد و بلافاصله بعد اخراج شدن! باید بدو بدو خودمو بهش میرسوندم. اینو وقتی رفته بودیم استراحت رو صندلیامون گذاشته بودن !چه میدونم چی میشه؟ انتظار نداشته باشین که بگم رفتم فکر کردم که این اتفاق چه نکات مثبتی داره برام. هنوز تو فاز «من که مشکلی ندارم» هستم!همین.پ.ن: اگه ربط عنوان رو به متن نفهمیدین بدونین که خودمم نفهمیدم!</description>
                <category>Pooria Jomhoory</category>
                <author>Pooria Jomhoory</author>
                <pubDate>Wed, 13 Nov 2019 23:22:42 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شیائومی ردمی نوت 7: میان رده هیجان انگیز!</title>
                <link>https://virgool.io/@pooriaj73/%D8%B4%DB%8C%D8%A7%D8%A6%D9%88%D9%85%DB%8C-%D8%B1%D8%AF%D9%85%DB%8C-%D9%86%D9%88%D8%AA-7-%D9%85%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%AF%D9%87-%D9%87%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C%D8%B2-vciavv8bvwiy</link>
                <description>امروزه به لطف شرکت هایی مثل سامسونگ، شیائومی و هواوی تقریبا در هر رنج قیمتی ای چندین مدل خیلی خوب از گوشی های مد نظر ما وجود دارد که دست ما را برای انتخاب باز گذاشته است. ردمی نوت 7، گوشی میان رده ای است که با وجود برچسب قیمتی 150 یورویی، امکانات فوق العاده ای را ارائه می دهد. طراحی: زیبا و خطرناک!شیائومی در ساخت این گوشی از ترکیب معروف شیشه و فلز استفاده کرده که علاوه بر زیبایی ظاهری، هنگام در دست گرفتن حس لوکس بودن را نیز به کاربر منتقل میکند. اما در عین حال لغزنده بودن دستگاه و استعداد شیشه در جذب اثر انگشت (به غیر از نسخه مشکی، به دلیل مات بودن) مواردی است که ضرورت استفاده از قاب های مخصوص را دو چندان می کند.دوربین سلفی که همراه حسگر تشخیص چهره در ناچ قطره ای گوشی جا خوش کرده اند، سنسور اثر انگشت که پشت دستگاه قرار دارند، وجود جک هدفون در لبه بالایی دستگاه و بیرون زدگی دوربین دوگانه اصلی گوشی از دیگر ویژگی های ظاهری نوت 7 است.همچنین درگاه سیمکارت ها در لبه سمت چپ دستگاه طراحی شده است. در نوت 7 شما امکان استفاده همزمان از دو سیمکارت را دارید که البته در صورت استفاده از مموری کارت باید از یکی از سیمکارت ها چشم پوشی کنید!نکته جالب دیگر چراغ نوتیفیکیشن گوشی است که در لبه پایینی دستگاه جا خوش کرده است!صفحه نمایش: معمولیصفحه نمایش 6.3 اینچی این گوشی از نوع IPS با کیفیت فول اچ دی است، که نزدیک به 82 درصد از قاب جلویی گوشی را پوشش داده است. میزان روشنایی و جزئیات رنگ ها در این صفحه نمایش خوب است. در کل صفحه نمایش نقطه قوت نوت 7 محسوب نمی شود و حتی در گوشی های در همین رنج قیمتی هم موارد بهتری وجود دارد.سخت افزار: قدرتمندنوت 7 با پردازنده کوالکام اسنپدراگون 660 با 4 هسته 2.2 گیگاهرتزی و 4 هسته 1.8 گیگاهرتزی، به همراه واحد پردازش گرافیکی آدرنو 512 عرضه شده است که روی کاغذ قدرتمند به نظر می رسد.سخت افزار ذکر شده تجربه کاربری لذت بخشی را برای نوت 7 فراهم می آورد. نرم افزارها تقریبا بدون هیچ تأخیری اجرا شده و جابجایی در نقاط مختلف رابط کاربری به نرمی صورت می پذیرد. نوت 7 در اجرای بازی ها هم وظیفه خود را به درستی انجام داده و به اصطلاح کم نمی آورد! هنگام انجام بازی آسفالت 9 و همچنین پابجی در بالاترین کیفیت هیچ مشکلی دیده نشد و هر دو بازی به روانی اجرا شدند.ردمی نوت 7 با حافظه های رم 3 و 4 گیگابایتی و حافظه های داخلی 32، 64 و 128 گیگابایتی در بازار قابل خرید هستند.دوربین: مگاپیکسل همه چیز نیست!شیائومی از دو سنسور 48 و 5 مگاپیکسلی به عنوان دوربین اصلی و از یک سنسور 13 مگاپیکسلی برای دوربین سلفی استفاده کرده است. در سنسور 48 مگاپیکسلی دوربین اصلی، از فناوری چینش Quad Bayer استفاده شده است؛ به این شکل که هر 4 پیکسل 0.8 میکرومتری کنار هم قرار گرفته و یک پیکسل بزرگ 1.6 میکرومتری را بوجود می آورند که از نظر تئوری منجر به جذب نور بیشتر و کیفیت بالاتر عکس می شوند. اما در واقعیت کیفیت عکس های 48 مگاپیکسلی تفاوت چندانی با نمونه های 12 مگاپیکسلی ندارند و حتی در بعضی موارد نویز بیشتری را هم شاهد هستیم! البته این موضوع نه تنها نقطه ضعف محسوب نمی شود بلکه در بین گوشی های هم قیمت، دوربین نوت 7 نقطه قوت آن به حساب می آید.نمونه عکس دوربین نوت 7 در روزنمونه عکس دوربین نوت 7 در شبسلفی های گرفته شده با نوت 7 نیز کیفیت قابل قبولی دارند و برای طرفداران شبکه های اجتماعی راضی کننده هستند.باتری: خالی نشدنی!باتری 4000 میلی آمپرساعتی قرار داده شده در ردمی نوت 7 در کنار پردازنده و صفحه نمایش کم مصرف این دستگاه عمر خوبی را برای آن به ارمغان آورده است. در استفاده های معمولی مثل چک کردن شبکه های اجتماعی، وبگردی، بازی های سبک و ... این باتری معمولا تا دو روز همراه شما خواهد بود!نوت 7 از فناوری شارژ سریع Quick charge 4.0 تا 18 وات پشتیبانی می کند، اما شارژر همراه دستگاه از نوع 10 واتی است که می تواند ظرف مدت 48 دقیقه تقریبا نصف ظرفیت باتری را شارژ کند، و شما برای بهره بردن از فناوری شارژ سریع باید شارژر مخصوص را جداگانه خریداری نمایید.بالاخره بخریم یا نه؟!طراحی پرچمدار گونه نوت 7، سخت افزار قدرتمند، دوربین 48 مگاپیکسلی، حفظ جک 3.5 میلی متری هدفون و باتری حجیم 4000 میلی آمپر ساعتی در کنار قیمت حدود 2.8 میلیونی مواردی است که نمی توان به راحتی از آن چشم پوشی کرد. اما شکننده و جذاب اثر انگشت بودن قاب پشتی، کیفیت متوسط صفحه نمایش، نبود شارژر 18 واتی و همچنین (در صورت سخت گیر بودن) کیفیت نه چندان خوب سنسور 48 مگاپیکسلی و فقدان فیلم برداری 4K  مواردی است که به عنوان نقطه ضعف در خرید این گوشی به چشم می آید.</description>
                <category>Pooria Jomhoory</category>
                <author>Pooria Jomhoory</author>
                <pubDate>Sat, 02 Nov 2019 21:59:19 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اندر حکایات محتوادان شدن ما...</title>
                <link>https://virgool.io/@pooriaj73/%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%B1-%D8%AD%DA%A9%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D8%AF%D9%86-%D9%85%D8%A7-ryqs1hspjaxu</link>
                <description>همه چی از همون آگهی کوچیک کارآموزی شروع شد... یه ماه بود که درگیر مصاحبه رفتن از این شرکت به اون شرکت بودم. خیر سرم میخواستم بازاریاب بشم. رزومم رو هم مرتبط با همون نوشته بودم. هر جا هم که میرفتم با افتخار از تجربیاتم در مورد بازاریابی میگفتم. از اینکه ارتباط برقرار کردن با دیگران رو دوست دارم. یا از قانع کردن افراد خوشم میاد. یا اینکه فکر میکنم فروشندگی مهمترین مهارت هر انسان موفقیه. (البته هنوزم سر حرفم هستم ها:)))) ) ولی نمیشد که نمیشد....اونجاهایی که ازم دعوت به کار می کردن خیلی اصلا... بعضا... یادم رفت کلا میخواستم چی بگم!!! (نخند آقا ترسناک بود ناموسا بعضی جاها) یه جایی رفتم قرار بود ساختمون الهام رو پیدا کنم ولی هر چی میگشتم ساختمون الهامی نبود! خلاصه با نشونه هایی که داده بود روبه روی یه ساختمون خیلی قدیمی که روش نوشته بود ساختمون 1!!! (عدد یکشم کمکم داشت خوابش می برد) واستادم و زنگ زدم بهشون...-الو خانم ... من ساختمون الهامو پیدا نمی کنم فقط یه ساختمون شماره 1 می بینم.-سلام آقای جمهوری. همونه!!!!! (جان؟؟؟) بقیش افتاده!!!! الان درو براتون باز می کنم....جاهایی هم که من ازشون خوشم میومد و دلم میخواست کارمو شروع کنم هم منو با جمله هایی مثل:-باهاتون تماس میگیریم (با دست در خروجی را نشان می دهد:( )-حتما پس از بررسی رزومه ها بهتون اطلاع میدیم ( در کسری از ثانیه بلاک می کند!)-ما واقعا توی مجموعمون به افرادی با هوش و مهارت های شما نیازمندیم (خدایی اینو دیگه نمی دونم چرا زنگ نزدن!!!!)و....منو متوجه رفتن و گشتن دنبال یه کار دیگه میکردن.تا اینکه یه شب تو یه کانال استخدام که هر روز چکش میکردم آگهی کارآموزی تولید محتوا رو دیدم. حالا من مونده بودم و هزار و یک سوال... برم؟ نرم؟ حقوق نمیدن... بدون حقوق چیکار کنم این چند وقتو؟ اصلا من مگه تولید محتوا بلدم؟ اصلا تولید محتوا چیه؟!!!!!! اما پیام رو دادم. تیری تو تاریکی بود دیگه... اگه میشد که چه بهتر... اگه نمیشدم چیزی رو از دست نداده بودم. در جوابم در مورد دوره توضیح دادن. انقد ذوق داشتم از اینکه یه جرقه ای خورده بود تو مغزم که از این راهم میشه پول درآورد که به جای رزومه براشون نوشتم که: من خیلی به مطالعه در مورد این حوزه علاقمندم!!!! جلسه مصاحبه 10 دقیقه بیشتر طول نکشید. خود بنده خدا هم نمی دونست منو چرا دعوت کرده با اون رزومه سنگینم :))) یه چندتا سوال ساده و قرار شد فردا برم تا ببینن چی میشه و چند نفر میان و چطور میشه ادامه داد دوره رو. خیلیییییی عجیب بود احوالاتم. از یه طرف به شدت علاقمند شده بودم به این کار و از طرف دیگه می ترسیدم از اینکه نکنه منو کنار بذارن از دوره... مشخص بود کسیو میخوان که یه حداقل تجربه ای داشته باشه تو این زمینه.بالاخره فردا رسید......وارد شرکت شدم. آخرین نفر بودم. اتاق تا کله پر آدم بود. با یه سلام که فقط خودم صدامو شنیدم وارد اتاق شدم و نشستم. چهره های دوستانه ای بودن. ولی فکر اینکه قراره تقریبا نصف این جمعیت از دوره کنار برن باعث شده بود همه رو به چشم دشمنای بالقوم ببینم. حتی حس می کردم که اونا هم همین حس رو دارن نسبت به من...با یه تأخیر خوبی.. (ای آقا ما که عادت داریم به این چیزا) کلاس شروع شد. مثل اینکه مدیر محتوای سایت بود مدرس کلاس. در مورد آینده دور و نزدیک تولید محتوا صحبت کرد. در مورد اینکه چه خصوصیاتی باید داشته باشی برای اینکه بتونی موفق بشی یا اینکه اگه این ویژگی ها رو داری بهتره اصلا نیای سمت این کار. (بگم یه سری از اون ویژگی هارو دارم؟... نه؟... دهنمو ب... اوکی حله...) میگفت باید سریال ببینی. سریالای خاص تا بهت کمک کنه برای این کار (آقا ما جومونگو دو سه بار دیدیم به کار نمیاد؟!!!!!!) نمیدونم چی میشه... چی پیش میاد... پیشونیم منو کجا نشونده (واقعا؟ پیشونی؟ واقعااااا؟!!!!) ولی خوشحالم که اون شب به اون صدای ضعیفی که توی سرم بود گوش کردم و اون پیام رو براشون فرستادم.خدارو چه دیدین؟ شاید واقعا محتواکار! شدیم و این دلنوشته تبدیل شد به یه سلسله مطالب چگونه در یک دقیقه محتواکار شویم مثلا! (بابا اعتماد به نفس... بابا کانتنت ایز ده کینگدم... نکشی مارو!!!!) شایدم.....</description>
                <category>Pooria Jomhoory</category>
                <author>Pooria Jomhoory</author>
                <pubDate>Mon, 26 Aug 2019 21:24:30 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>