<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های پویا بهروش</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@pooyabehravesh</link>
        <description>علاقمند به یادگیری بیشتر ، ایمیل من : pooyabehravesh توی جیمیل :)</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-08 01:00:52</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/57474/avatar/5arCF3.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>پویا بهروش</title>
            <link>https://virgool.io/@pooyabehravesh</link>
        </image>

                    <item>
                <title>هدف وسیله را توجیه «می‌کند»</title>
                <link>https://virgool.io/@pooyabehravesh/%D9%87%D8%AF%D9%81-%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%84%D9%87-%D8%B1%D8%A7-%D8%AA%D9%88%D8%AC%DB%8C%D9%87-%D9%85%DB%8C%DA%A9%D9%86%D8%AF-ijxlhirzqqmv</link>
                <description>توجیه وسیله به واسطه هدف، همواره مسئله‌ای بحث‌برانگیز بوده‌است (دست‌کم برای من). به بیانی ساده‌تر، آیا ما مجاز هستیم از «هر» وسیله ممکن برای دستیابی به هدف مورد نظر استفاده کنیم؟نقاشی مرگ سزار، اثر وینچنزو کاموچینی، 1806معمولاً گزاره‌هایی از این دست که به‌صورت «کلی» بیان می‌شوند، با پاسخی منفی مواجه‌اند؛ بی‌آنکه در همان لحظه دلیلی روشن برای آن‌ها اقامه شود یا به عرصهٔ مباحثه گذاشته شوند. علت این امر را می‌توان در پذیرش اولیهٔ این منطق جست‌وجو کرد که هیچ گزاره یا وضعیت کلی‌ای را نمی‌توان به‌عنوان قانونی فراگیر یا هنجاری قطعی بر جامعهٔ بشری تحمیل کرد؛ با این حال، مباحثه هرگز امری ناپسند نیست.حال قصد دارم برای نخستین‌بار در ذهنیات شخصی خود—که اکنون از مسیر انگشتانم بر صفحه نقش می‌بندند پاسخی «مثبت» به یک گزارهٔ کلی در باب رفتار اجتماعی بدهم و بگویم: بله، هدف کاملاً وسیله را توجیه می‌کند. در این مسیر، می‌کوشم با خود در این باب به گفت‌وگو بنشینم و در نهایت، یا با رویکردی شبیه به «برهان خلف» آن را رد کنم، یا در صورت فقدان نقیض‌های کافی، به تأیید آن برسم.هدف چیست؟در مناسبات بازارزده‌ی امروز، «هدف» اغلب به کالایی بدل شده است که برای کسب اعتبار یا موقعیت، به دیگران فروخته می‌شود؛ ابزاری برای بازاریابیِ شخصی که در آن، خودِ مفهومِ هدف قربانیِ ویترین‌سازی می‌شود. اما فراتر از این نگاه ابزاری، پرسش بنیادین این است: آیا هدف تعریفی واحد دارد؟به مانند تمامی چیزهایی که در این دنیا وجود دارند و حتی ندارند، نقطه‌نظرها و تعاریف مختلفی برای هدف وجود دارد. ارسطو می‌گوید: هرچیز، برای رسیدن به یک غایت(Telos) به وجود آمده. غایت نهایی انسان، سعادت(Eudaimonia) است.به بیانی دیگر، ارسطو هدف را اینگونه بیان کرده:‌ هدف، پیش از آنکه جهت حرکت باشد، لازمه وجود است. هرچیزی وجود دارد برای رسیدن به یک غایت؛ و اگر غایت و هدفی نباشد، موجودیت معنا پیدا نمی‌کند. ارسطو در همان گزاره، هدف نهایی انسان‌ و یا جهت حرکت را هم تعریف و تعیین کرده؛ سعادت، به معنای برآیند مثبتی از کل روند زندگی و نه خوشی لحظه‌ای.در نگاه تقریبا مقابل، نیچه نشسته‌است. که صراحتا بیان می‌کند هدف، چیزی نیست که از قبل وجود داشته باشد، بلکه ساخته می‌شود. کمی مشابه آن، سارتر قرار دارد، با این دیدگاه:‌ هدف، یعنی انتخابی که مسئولیت تامش با فرد است.پرسش پاسخ‌دار: مجموع نقطه‌نظرهای ذکر شده و تعریف نهایی هدف در این موضوع خاص چیست؟پاسخ:هدف تمام آن چیزی‌ست که برای دست‌یابی به آن، حاضر به هزینه کردن هستیم.هدف، آن چیزی است که انتخاب یا گمارده می‌شود؛ برای دستیابی به آن، مسئولیت حرکت را برعهده گرفته، از عالم عدم پا به عالم وجود می‌گذاریم، آن‌را دیده و به سویش قدم برمی‌داریم؛ و در این راه از وسایلی استفاده می‌کنیم. وسایلی از جنس رفتار (برخورد، کنش و واکنش) و تصمیمات، حرکت و توقف و تمام آن چیزی که در مسیر حرکت وجود دارد.وسیله چیست؟در این موضوع، بحث اصلی نه بر سر هدف و چیستی آن، بلکه در سر وسیله است. گویا وسیله‌است که ماهیتی مثبت و منفی به وضعیت و هدف می‌دهد و تعاریف بسیار زیادی هم دارد.از دیدگاه منطقی و بدون تفسیر، وسیله یعنی هر کنش، ابزار و یا روشی که برای رسیدن به یک هدف به کار گرفته می‌شود. این یک تعریف بسیار جامع و نه کامل است از وسیله، نه تا زمانی که وارد بحث اخلاق شویم جهت تفسیر سوال اولیه.از دیدگاه ارسطو، وسیله صرفا یک ابزار بیرونی نیست، بلکه وسیله خود عمل است. نیت، انتخاب و شیوه‌ی انجام کار همگی وسیله هستند. کانت در نگاهی دیگر، وسیله را چیزی تعریف می‌کند که انسان را به ابزار رسیدن به هدف تبدیل می‌کند. برای مثال، فریب، ابزار سلب اختیار فرد است و دروغ، استفاده ابزاری از قدرت عقلانی فرد مقابل. در معنای دیگر، از دیدگاه کانت، وسیله، چه کاری کردن نیست، بلکه «با چه کسی چه کاری کردن است» و در این تعریف، توجه خاصی را معطوف انسان می‌کند. از دیدگاه فایده‌گراها، وسیله به معنای هزینه‌ایست که برای رسیدن به نتیجه پرداخت می‌شود؛ و از دیدگاه ماکیاولی، وسیله یعنی هرچیزی که هدف را به دستیابی برساند [1].علاوه بر اینکه می‌توان وسیله را از دیدگاه اخلاقی و یا کارکردی تعریف کرد، می‌توان دیدگاه نیچه را هم مورد نظر قرار داد: ریشه‌ و زادگاه وسیله. به تعریف دیگر، وسیله، ادامه‌ی «اراده معطوف به قدرت» است. پس سوال این نیست که این کار اخلاقی هست یا نه؟ سوال این است که این کار نشأت گرفته از ترس است یا قدرت؟ در نتیجه، وسیله‌ای که برگرفته از ترس باشد، حتی با وجود موفقیت و رسیدن به هدف، در نهایت تحقیر آمیز است.در نهایت سوالات دیگری پیش می‌آیند: تعریف وسیله می‌تواند با نوع هدف و غایت تغییر کند؟ یک وسیله در دو غایت می‌تواند تعاریف جداگانه‌ای داشته باشد؟ آیا وسایل ذاتا آلوده و یا ذاتا پاک هستند؟بازگشتجهت تعریف وسیله و هدف، از دیدگاه فیلسوفانی چند استفاده شد و می‌توان پاسخ سوال اول را در تعاریف آنان دید.برای مثال واضح است که ارسطو پاسخ منفی می‌دهد. از این طریق که هدف مهم نیست، فردی که به هدف و غایت می‌رسد مهم است. وسیله آن چیزی است که انسان را در راه رسیدن به هدف کمک نمی‌کند، بلکه آن چیزی است که انسان را در راه رسیدن به هدف می‌سازد و تشکیل می‌دهد. فارغ از آنکه نقطه پایان مسیر رسیدن به هدف چیست، کسی که به آن نقطه هدف رسیده، چیست و از چه ساخته شده مهم است. پس هدف هرچه باشد، وسیله‌ای که انسان انتخاب کرده مهم است؛ و رسیدن یک انسان فاسد (بسنده می‌کنم به تعریف و دیدگاه کلی و گذرای این صفت برای انسان، به دلیل عدم ارتباط موضوع به تعریف و تفصیل این نسبت)، به هدف مثبت، در نهایت مثبت نیست. پس، از دیدگاه ارسطو و کانت، مقدس بودن هدف، توان پاکیزه کردن وسیله نامقدس را ندارد.اما با فاصله گرفتن از حیطه اخلاق فردی و اجتماعی و ورود به بررسی از دیدگاه پایداری اجتماعی و کارکردی، اگر وسیله را صرفا هزینه‌ای برای پایداری جامعه بشریت بخوانیم، هدف کاملا وسیله را توجیه می‌کند. در این صورت، درد، رنج، بی‌عدالتی، صداقت، جان، حرکت و...، همگی در کفه‌ای از ترازوی هدف-وسیله هستند که اگر خروجی مثبت باشد، پس وسیله کاملا قابل قبول خواهد بود. بدین معنا که برای مثال اگر هدف حفظ نظم اجتماعی و ثبات سیاسی است، اخلاقیات اهمیت زیادی نداشته و دروغ پذیرفته است.بازگشت به سوال:آیا هدف، وسیله را توجیه می‌کند؟در اینجا چیزی نهفته‌است. ماهیت وسیله. اینکه ما همانگونه که صفات زشت، زیبا، بزرگ و... را به اشیا نسبت می‌دهیم، وسیله را نیز در دو دسته‌بندی کلی قرار می‌دهیم: خوب و بد و این ربطی به طرز دیدگاه ما در رابطه به پاسخ سوال ندارد، بلکه این پیش‌فرض را قرار می‌دهیم که چه چیزی خوب است و چه چیزی بد. و قبل از اینکه یک وسیله را خوب یا بد دسته‌بندی کنیم، به هدف می‌نگریم. آن‌جاست وسایل خوب می‌توانند خوب بمانند و یا بد شوند. و همچنان برای وسایل بد.به بیان دقیق تر، در پاسخ به سوال آیا هدف، وسیله را توجیه می‌کند؟، پیش از پاسخ دادن به این موضوع، یک رشته فکر، برحسب دیدگاه(و شاید منفعت) ما از هدف تشکیل می‌شود. یک رشته‌ای شامل یک سوال که هدف چیست؟ و پس از آن، وسیله را برای هدف دسته‌بندی می‌کنیم.و این تشکیل رشته فکری و دسته‌بندی، از امیدی نشأت می‌گیرد برای توجیه هدف، و یا رد هدف با نهاد قرار دادن وسیله. اگر قصد رد هدف باشد، هیچ وسیله‌ای خوب نخواهد بود. در اینجا همان‌گونه که مشهود است، این بار نه هدف، و بلکه وسیله‌است که خود به نوعی غایت تبدیل شده و گویا اهمیت هدف کمتر از وسیله می‌شود؛ وسیله از ابزار و روش، به معیار داوری اخلاقی و غایت تبدیل می‌شود.پس در این نقطه، وسیله در انتظار توجیه شدن نیست و از قبل با نگاه به هدف، وسیله را ارزش‌گذاری کرده‌ایم، در نتیجه مسئله، نه توجیه وسیله توسط هدف، بلکه تناسب وسیله با هدف است. و این تناسب اخلاقی-هستی چیزی‌است شناختی، و نه ریاضی.لذا به‌نظر می‌رسد خودِ پرسش «آیا هدف، وسیله را توجیه می‌کند؟» واجد اشکال است. این پرسش، ناخواسته، وسیله را در جایگاهی قرار می‌دهد که گویی منتظر داوری نهایی هدف است؛ حال آنکه در عمل، ارزش‌گذاری وسیله پیشاپیش و بر اساس تلقی ما از هدف صورت گرفته است. از این‌رو، شاید پرسش دقیق‌تر آن نباشد که آیا هدف، وسیله را توجیه می‌کند یا خیر، بلکه این باشد که آیا وسیله، اساساً برای آن هدف مناسب است؟ یا حتی فراتر از آن:آیا این وسیله، با ماهیت آن هدف هم‌سنخ است؟ زیرا وسیله صرفاً راه رسیدن به هدف نیست، بلکه کیفیتِ مسیر و شکلِ فاعلِ کنش را تعیین می‌کند. وسیله، همان چیزی است که در فرآیند رسیدن، هدف را «قابل تحقق» یا «بی‌معنا» می‌سازد.در این معنا، می‌توان گفت مسئله اصلی نه توجیه وسیله به‌واسطه هدف، بلکه توجیه هدف به‌واسطه وسیله است؛ چرا که اگر وسیله‌ای با ماهیت هدف ناسازگار باشد، آنچه محقق می‌شود دیگر همان هدف اولیه نخواهد بود، بلکه صورتی دگرگون و تهی‌شده از آن است.با این گفته، این دیدگاه که: اگر فردی «بد» به غایت سعادت برسد، کماکان بد است؛ بدین شکل در می‌آید که فرد با وسیله‌ی «بد» در راه هدف «سعادت» به آن نخواهد رسید و هرگونه پایان مسیر و نتیجه، چیزی غیر از آن سعادت است.اگر هدف، صلح باشد اما وسیله، کشتار؛ آنچه در پایان به دست می‌آید &quot;صلح&quot; نیست، بلکه &quot;سلسله‌مراتبی برخاسته از وحشت&quot; است که تنها نام صلح را بر آن گذاشته‌ایم. در واقع، وسیله نه تنها هدف را توجیه نمی‌کند، بلکه آن را بازآفرینی می‌کند.این مسیر مباحثه، نتیجه‌ای را به همراه داشت غیر از آنچه که در مقدمه متن انتظار می‌رفت. اینکه با پیشفرض قرار دادن جواب مثبت برای پرسش، و تلاش برای رد و یا تایید آن، به وضعیت سومی رسیدیم، رد سوال. بدین معنا که در نهایت، پرسش «آیا هدف، وسیله را توجیه می‌کند؟» بیش از آنکه پاسخی بطلبد، خود نیازمند بازاندیشی است. این پرسش، با پیش‌فرض گرفتنِ برتری هدف، وسیله را به‌اشتباه در موضع داوری می‌نشاند؛ حال آنکه وسیله صرفاً راهی برای رسیدن نیست، بلکه عنصری سازنده است که ماهیت کنش، فاعل آن و حتی خودِ هدف را در فرآیند تحقق شکل می‌دهد. از این منظر، مسئله نه توجیه اخلاقی وسیله به‌واسطهٔ هدف، بلکه سنجشِ سازگاری و تناسب وسیله با هدف است؛ چراکه هرگاه وسیله‌ای با ماهیت هدف ناهم‌سنخ باشد، آنچه در پایان محقق می‌شود، دیگر تحقق آن هدف نیست، بلکه بدلِ تحریف‌شده‌ای از آن است که تنها نام هدف را یدک می‌کشد.[۱] این یک برداشت رایج اما سطحی از ماکیاولی است. او هرگز نگفت «هر وسیله‌ای» خوب است؛ او می‌گفت برای «حفظ نظام و امنیت کشور»، شهریار ناچار است گاهی اخلاق فردی را فدا کند. بحث او بر سر «ضرورت» بود، نه مجاز بودنِ مطلقِ هر وسیله‌ای. و این نقل قول ناقص و سطحی از ماکیاولی صرفا جهت بررسی دیدگاه‌های متفاوت از دیدگاه‌های دیگر گفته شده.</description>
                <category>پویا بهروش</category>
                <author>پویا بهروش</author>
                <pubDate>Fri, 30 Jan 2026 17:05:33 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حکایت دزدی های مجاز!</title>
                <link>https://virgool.io/@pooyabehravesh/programming-thieves-uxkvom7p8oee</link>
                <description>داشتم توی توییتر چرخ می‌زدم که چشمم خورد به یک توییت در مورد کپی رایت و دزدی CSS ؛ و یاد جریاناتی افتادم ، گفتم مطلبی درباره‌ش بنویسم و دلایلش رو بررسی کنم.توییتی که خوندم از آقای حمیدرضا ذوالفقار (اگر درست حدس زده و نوشته باشم) بود با این محتوا:امروز دلم شکست، مشتری قدیمی برای پشتیبانی #جومبانک تیکت گذاشته. رفتم تو سایتش میبینم #هیکاشاپ نال شده نصب کرده و فایل سی اس اس ( CSS ) رو از ما دزدیه بدون این که بخره. اون فایل CSS که دزدیدی بابتش زحمت کشیده شده و از وقت خانوادمون زدیم تا اون ساخته بشه.این توییت رو که خوندم یاد حوالی سال 90 تا 94 اینا افتادم ، زمانی که ریپ زدن قالب به شدت مد بود! کاری بود که تقریبا هر کسی میکرد و وب سایت های زیادی ، که خدمات کدنویسی وب و ابزارهای آنلاین ارائه میدادن ، انجامش میدادن.ریپ زدن یعنی چی؟خیلی ساده ، ریپ زدن یعنی دزدیدن! یعنی اینکه می‌اومدن توی یک وب‌سایتی ، قالب و تم اون وب‌سایت از نظرشون زیبا بود ، یه CTRL+U می‌زدن و کل کدها رو کپی می‌کردن. بعد فایل‌های CSS و JS و ... رو توی یک آپلودسنتری که اجرای مستقیم فایل ها رو داشت آپلود می‌کردن(اون موقع پیکوفایل این ویژگی رو داشت) و کوئری های سیستم مدیریت محتوا یا سرویس وبلاگ‌دهی مد نظرشون رو توی قالب جاسازی می‌کردن. (البته اگر خیلی بی چشم و رو بودن ، کار تغییر آدرس فایل های تمپلیت رو هم انجام نمیدادن تا از منابع سرور همون سایت منبع بیچاره استفاده شه!)این عمل از ریپ زدن تمپلیت وب‌سایت های خارجی شروع شد (چون خارجی بودن ، صاحبش نمیفهمید!) و کم کم که متوجه شدن کار راست چین کردن یه کم زمان بره ، اومدن قالب های وب‌سایت های داخلی رو هم ریپ زدن و اینطوری بود که جنبش ریپ زدن آغاز شد! شما جرات نداشتی یک تمپلیت یا هرچیزی بسازی ، قبل از انتشار ، نال و ارائه می‌کردن.همونطور که پیداست کل این پروسه ، نتیجه‌ش می‌شد به دست آوردن یک قالب حرفه‌ای و رایگان. اما شاید سوال پیش بیاد که به این صورت جزئی از کجا می‌دونم؟خب ، راستش من هم چندباری این کار رو کردم! {شرم بر من}از اونجایی که خودم هم چندباری دست به همچین دست‌کجی زدم ، و بعد ها که تمپلیتی که با دستای خودم طی چندماه برای وب‌سایت خودم ساخته بودم رو ریپ زدن و فهمیدم چقدر کار به دور از انسانیتی هستش و دیگه تموم کردم ، می‌خوام دلایل این کار رو اینجا بررسی کنم ؛ چیزایی که به ذهنم می‌آد و خوشحال می‌شم اگر شما هم نظرات‌تون رو بگید:قبل از هرچیز بگم که کار بد و دزدی ، عذری نداره و هردلیلی که ذکر بشه باز هم اون کار دزدیه ، پس نکنیم! من اینجا می‌خواهم اون دلایلی که اون موقع خودم دست به همچین کاری زدم رو بیان کنم:عدم اطلاع : واقعا کسی نبود بگه این کار بده! حتی به عنوان یک افتخار محسوب می‌شد که فلانی تونست تمپلیت سنگین فلان سایت رو نال کنه! کار به جایی رسید که وب سایت های ارائه ابزارهای آنلاین ، خیلی واضح خدمات &quot;ریپ زدن قالب&quot; یا حتی ابزارهای خودکارش رو ارائه می‌کردن!نبود نمونه داخلی مناسب : اون مواقع که وبلاگ ها توی بورس بودن ، سرویس های زیادی مثل پیچک و... قالب ارائه می‌کردن. قالب ها و ابزارهایی به شدت نامناسب ، سنگین و یکسان! برای مثال یک اسکلت بندی میساختن و با تغییر رنگ صد تا قالبش می‌کردن! دیگه طوری شد که همه وب‌سایت های داخلی توی یک برحه‌ای همه هم‌شکل بودن!عدم امکان خرید : هرچی ابزار و پلاگین و تمپلیت خوب بود ، برا خارجی‌ها بود ، به دلیل تحریم و گرانی تبدیل ارز و... هم کمتر کسی توانایی خرید داشت!عدم انگیزه خرید : بازار دزدیدن کد طوری گرم شده بود ، که همه چی رایگان یا با قیمت خیلی کم در دسترس بود! دیگه کسی برای دیزاین وب‌سایت و وبلاگ و...ش پولی خرج نمی‌کرد ، چون لازم نبود ، وقتی می‌شد دزدید چرا خرید؟عدم انگیزه ساخت : کدنویس‌ها و دیزاینرها به وضوح می‌دیدن که چه آشفته بازاریه! جرات دیزاین و ساخت نداشتن چون دزدیده می‌شد. پس چرا بسازن؟نبودن نهاد پیگیر : یادمه وقتی تمپلیت وب‌سایتم نال و عرضه شد به همراه یک پلاگین وردپرس که اون موقع ساختم (اصلا نمی‌دونم چطور این کار رو کردن :)) ) ، و جلو چشم خودم برخی وب‌سایت های معتبر اون موقع ازش استفاده کردن ، به در نهادهای زیادی مثل ستادسامان‌دهی فیلترینگ و... کوبیدم و جوابی نشنیدم. اون موقع بود که فهمیدم اثری نداره ، پس به زدن یک ایمیل حاوی دعای خیر (فحش و ناسزا) به ادمین وب‌سایت ها بسنده کردم!کمک ، در ازای غذا کدنویسی می‌کنم. خدا حفظ‌تون کنه!الان‌ چون خیلی وقته از فضای وبلاگ‌نویسی و دیزاین‌های عمومی دور شدم ، اطلاع ندارم که وضعیت بهتر شده یا نه ، اما می‌بینم که وب‌سایت های فروش تمپلیت اختصاصی زیادی که لایسنس هم ارائه می‌دن ایجاد شده و تعداد خریدهای ابزارها هم توی آمارشون رو که دقت می‌کنم ، حس می‌کنم وضعیت خیلی بهتر شده اما هنوز جای کار داره.به خاطر تجربه اون موقع‌ام در زمینه تمپلیت ، اکثر این نوشته در زمینه تمپلیت هاست ؛ اما ریپ زدن فقط منحصر به قالب نیست : پلاگین ها ، سی ام اس ها ، ابزارها و نرم افزار ها ، لوگو ها و بنر ها و... به شدت کپی و عرضه می‌شن!پس اگر این دفعه خواستی یک چیزی رو به این شکل برداری (و چون قانونی و نهادی برای جلوگیری ازش نیست پس فکر کردی که نباید کار بدی باشه) ، به این فکر کن که یک نفر وقتش ، علاقه‌ش و دانشش رو با کلی زحمت گذاشته برای ساختنش. پس این کار بدیه.اگر دیدی توانایی تهیه کردنش (چه از لحاظ دانش فنی چه از لحاظ مالی) رو نداری و واقعا لازمش داری ، با سازنده‌ش تماس بگیر و بهش بگو.اینجا که هیچ حمایتی از جامعه برنامه‌نویس ها و هیچ پشتیبانی براشون وجود نداره ، با این وجود برنامه‌نویسا آدمای خوبین ، کمک‌تون می‌کنن :)پ.ن:منبع تصویر اول - منبع تصویر دومشاد باشید :)</description>
                <category>پویا بهروش</category>
                <author>پویا بهروش</author>
                <pubDate>Sun, 31 Jan 2021 16:32:03 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رفرش خودکار ، عصای دست برنامه نویسان Front-End</title>
                <link>https://virgool.io/wptips/%D8%B1%D9%81%D8%B1%D8%B4-%D8%AE%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%B9%D8%B5%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AD%D8%A7%D9%86-%D9%88%D8%A8-ftyg8o2dtvua</link>
                <description>یه ابزار پیدا کردم که هلو!الان داشتم پروتوتایپی که برای تم وب سایت یک شرکت طراحی کردم رو تبدیل به کد میکردم و به این فکر میکردم که من دیگه حوصله ندارم هر بار توی کدهام تغییر ایجاد می کنم ، alt+tab بزنم و توی مرورگر F5 بزنم که با رفرش شدن صفحه تغییرات رو ببینم!ساعتی چند رو به گشتن اختصاص دادم تا یه ابزار باحال به اسم livereload پیدا کردم.این عکس یعنی اینکه یکی از فایل ها مثلا تغییر کرده و اون صفحه وب هم داره نگا میکنه ، ب محض تغییر رفرش میشه. اینگونهاین نرم افزار، در اصل یه ابزار هستش که یه watcher روی فولدری که داریم توش کدنویسی میکنیم تنظیم میکنه ، و هر بار تغییری توی فولدر مد نظر ما ایجاد شد ، صفحه مرورگر مربوط به اون رو رفرش میکنه! روی windows و mac هم کار میکنه.یعنی ، شما هر تغییری که توی فایل ها و کدهای css,html,javascript,phpو... ایجاد کنید و با زدن ctrl+s اون رو ذخیره کنید، و یا یه فایل رو تغییر نام یا مسیر بدید یا عکسی اضافه کنید و خلاصه هر تغییری توی فولدر ایجاد کنید، صفحه مرورگر به صورت اتوماتیک رفرش میشه و تغییرات نمایش داده میشه.همچین ابزاری رو بیشتر توسعه دهنده های node.js باهاش آشنایی دارن با اسم hot reload . چیزی که با بودنش زندگی توسعه دهنده های react native رو آسودگی بخشیده!سخن بسیار است به خاطر ذوق فراوان ، بهتره با مثال بریم جلو.به سایت livereload.com میریم و برای سیستم عامل خودمون دانلودش میکنیم ، قاعدتا بعد از دانلود نصبش هم میکنیم.بعد از نصب ، همچین صفحه ای باز میشه:صفحه اصلی livereloadحالا روی add + کلیک میکنیم:اگر خارج از لوکال هاست و همینطوری توی یه فولدری داریم طراحی انجام میدیم ، کافیه که اون فولدر رو انتخاب کنیم.اگر داریم تم وردپرس مینویسیم ، نیازی به انتخاب پوشه تم نیست و میشه فولدر اصلی یا root وردپرس رو انتخاب کرد.بعد از انتخاب یا Select Folder ، اسم فولدر زیر دکمه add میاد که روش کلیک میکنیم ، توی این نسخه فعلا امکان watch لوکال هاست نیست ، اما میبینیم که یه کد داده :کدی که برای مشاهده تغییرات بهمون داده.اون کد :(&#039;&lt;script src=&amp;quothttp://&#039; + (location.host || &#039;localhost&#039;).split(&#039;:&#039;)[0] + &#039;:35729/livereload.js?snipver=1&amp;quot&gt;&lt;/&#039; + &#039;script&gt;&#039;)خوب این کدها رو به فایل اصلی تم یعنی index.php یا index.html یا main.html یا هرچیزی که اسمش رو میذارید (همون صفحه اصلی تم که کدهای اصلی رو توش مینویسیم) اضافه میکنم و تمام!آدرس صفحه ای که دارم طراحی رو انجام میدم باز میکنم (برای من localhost/wordpress) ، توی کدهای یه فایلی مثل style.css یه کم تغییر ایجاد میکنم و ctrl+s رو میزنم ؛ بووووووم ، صفحه رفرش شد و تغییرات رو میبینم :)همونطور که میبینید احتمالا توی نسخه های آینده ، امکان watch خودکار لوکال هاست رو اضافه کنه ، همینطور اینکه کلی امکانات باحال دیگه هم برای فایل تایپ های مختلف توی actions+files گذاشته که هیچ کدوم کار نمیکنن!! خودش گفته برای نسخه های آینده س و فعلا گذاشتم برای خالی نبودن عریضه! همچنین برای پیج های آنلاین هم کاربرد داره و میشه با نصب افزونه مرورگر باهاش کار کرد! خلاصه که خیلی خوبه!به قدری خوشحال شدم (نمیدونم این همه سال چرا دنبالش نرفتم :| ) که احتمال میدم خیلی بد پست رو نوشتم ، پس خودتون نصبش کنید و بعدش این پست رو با هر طراحی که نیاز داره بهش به اشتراک بذارید :)</description>
                <category>پویا بهروش</category>
                <author>پویا بهروش</author>
                <pubDate>Mon, 20 Apr 2020 04:48:21 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>موشکافی خبر دزدی اطلاعات کاربران تلگرام</title>
                <link>https://virgool.io/@pooyabehravesh/%D9%85%D9%88%D8%B4%DA%A9%D8%A7%D9%81%DB%8C-%D8%AE%D8%A8%D8%B1-%D8%AF%D8%B2%D8%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%B7%D9%84%D8%A7%D8%B9%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85-rwuml2jptz0i</link>
                <description>همین امروز ، یا بهتره بگم دیروز (با توجه به ساعت نوشتن این نوشته) بود که خبر حراج اطلاعات شخصی مربوط به 42 میلیون (چهل و دو میلیون!!!!) کاربر ایرانی تلگرام پخش شد. (خبرش توی سایت securityaffairs)از اونجایی که تلگرام محبوب ترین پیام رسان بین ایرانیا محسوب میشه و تا الان نزدیک به 50 میلیون کاربر ایرانی ثبت نام شده رو شامل میشه ، این خبر به اندازه کافی درد آور بود که از گفتن جمله هایی مثل &quot;من که بهت گفته بودم...&quot; پرهیز کنیم و کمی در مورد اینکه دقیقا چه اتفاقی افتاده و چیکار باید بکنیم حرف بزنیم.چی شده و دقیقا چطور شده؟در مورد اینکه چی شده ، ساده س ، یکی اومده اطلاعات یه چند نفری رو دزدیده! البته من نوشتم یکی ، شما بخونید یه مجموعه (ارگان ، سازمان ، گروه و ...) ، همینطور نوشتم چند نفر ، بخونید چند میلیون نفر ، تقریبا همه.ولی مسئله مهم این هستش که چطور شده؟در پاسخ به این سوال باید گفت که مطلقا ، به هیچ نوعی اطلاعات کاربران ، از &quot;تلگرام&quot; به سرقت نرفته! و این سرقت یا شاید فروش اطلاعات ، از اپلیکیشن هایی که خودشون رو به عنوان تلگرام های بهتر جا میزنن انجام شده. اپ هایی مثل تلگرام طلایی یا طلگرام ، موبوگرام ، هاتگرام ، xگرام و... .این اپلیکیشن ها معمولا با ظاهری رنگی وارنگی ، با امکاناتی ظاهری مثل مخفی کردن چت و یا هرچیز دیگه ای ، و مهم تر از همه فیلتر نبودن ، خودشون رو توی دل کاربران زیادی جا کردن. اما مقایسه امنیت این اپلیکیشن ها با امنیت نسخه اصلی تلگرام ، مثل مقایسه کردن پراید با مک لارن p1 هستش! (اول نوشتم مثل مقایسه کردن پیکان با مک لارن ، دیدم الحق و الانصاف پیکان درسته به مک لارن نمیرسه ، ولی دوسش دارم :) ) .تلگرام از سیستم و الگوریتم های رمز گذاری سرتاسری استفاده میکنه که نفوذ و همچنین رمزگشایی اطلاعات کاربرا رو تقریبا تا الان ناممکن کرده. اما اپلیکیشن های دیگه ای که خودشون رو تلگرام جا میزنن ، اینطوری نیستن! امنیت تضمین شده ای ندارن و میتونن به سادگی مورد نفوذ قرار بگیرن!اما این یه سر ماجراس! این احتمال رو هم باید در نظر گرفت که سازنده اون اپلیکیشن ها ، خودشون اطلاعات رو جمع آوری کردن و فروختن یا منتشر کردن! یعنی هکی در کار نبوده ، صرفا یه میزبانی ساده اطلاعات کاربرانی که روحشون خبر نداره!تا اینجای کار ، جواب سوال چطور شده ، اینه که کسی تلگرام رو هک نکرده ، بلکه دو حالت هست ، یا اپ های شبه تلگرام (اصطلاحا بهشون میگن third party version یا ورژن های شخص ثالث) هک شدن ، یا اینکه خود سازندگان اون اپ ها اطلاعات رو جمع آوری و منتشر کردن.بیایید یکم قضیه رو جنایی کنیم ، شاید سازندگان همه ی اون اپ ها ، مثل موبوگرام ، تلگرام طلایی و... همه شون یه نفر یا یه ... باشه!چرا؟چرا این کار رو کردن ؟ خوب وقتی اطلاعات کاربران هست ، همیشه یه دزد هم هست!! اما بهتره بگم این بار رو به کاهدون زدن.اما آیا باید نگران باشیم؟ راستش رو بخواید هم آره هم نه! چون تلگرام ، برخلاف اپلیکیشن ها و سرویس های دیگه موجود توی اینترنت ، اطلاعات زیادی از ما نمیگیره ، یعنی نهایتا یه اسم ، یه شماره و چنتا عکس صرفا توی تلگرام دارید شما (که اکثرا اسم ها king فلان یا queen فلان هستش و عکس پروفایل هم بیشتر توی کتگوری های یک بیت شعر دل شکسته ، برگی زرد در حال افتادن به آب ، شمعی نیمه روشن ، جوانی سیگار به دست ، یک گلدون با پس زمینه سفید و ... هستش!) ؛ خلاصه بگم که زیاد اطلاعات حیاتی ای توی تگلرام نگه داری نمیکنید ، مگر اینکه اطلاعات شخصیتون رو توی چت هاتون به اشتراگ گذاشته باشید و هکر یا کسی که اطلاعات رو در دست داره انقدر بیکار باشه همه ی چت های این 42 میلیون نفر رو بخونه و بخواد از اون اطلاعات شخصی فرد استفاده کنه ، که به گفته ی سخنگوی تلگرام ، اون ها هم رمزگذاری شدن و دستش از این مورد هم کوتاهه!“They only work from inside the account to which they belong, according to a Telegram spokesperson.”چیکار کنیم حالا؟ساده س ، برای استفاده از تلگرام ، خواهشا خود نسخه اصلی تلگرام رو دانلود و نصب کنید.یه سری اپ های دیگه هم هستن که تلگرام نیستن ، اسمشون یه چیزایی مث روبیکا و ایناس ، اونا هم یه ناخنک هایی به اطلاعات شخصیتون میزنن. (البته شاید نزنن ، ولی ویژگی های امنیتی و بررسی های این اپلیکیشن ها ، مشخص میکنه که ناخنک زدن به اطلاعات کاربران توسط سازندگانشون یا افراد شخص ثالث مثل هکر ها ، به راحتی آب خوردنه!) ، این هم چندتا منبع و مقاله در این زمینه :چرا روبیکا برای امنیت کاربران ، خیلی خطرناک است؟ نوشته آقای رعیت پیشه ، در ویرگول6 دلیل برای آنکه از اپلیکیشن روبیکا استفاده نکنیم. نوشته سینا ذاکری در آی تی رساندر ضمن یه چیزی هم خوبه بدونید ، تلگرام یه چیزی داره به اسم تایید دومرحله ای. میرید قسمت تنظیمات ، بخش حریم خصوصی فک کنم یا تنظیمات امنیت ، اونجا تایید دومرحله ای یا two steps verification رو فعال میکنید و یه رمز با ایمیلتون رو وارد میکنید.اینطوری حتی اگر کسی به سیم کارتتون هم دسترسی پیدا کرد ، باید رمزی که شما خودتون بلدید رو بدونه تا بتونه وارد تلگرام بشه.این هم یک آموزش ویدیویی در این زمینه : آموزش فعال سازی تایید دومرحله ای تلگرم | آپاراتپس زیاد نگران نباشید و به استفاده از (از نظر من) بهترین اپلیکیشن پیام رسان ادامه بدید ، اما عاقلانه.ایده نوشتن این مطلب رو از یک مجموعه استوری از پیج اینستاگرامی نارنج گرفتم. امیدوارم به درد بخوره.</description>
                <category>پویا بهروش</category>
                <author>پویا بهروش</author>
                <pubDate>Wed, 01 Apr 2020 05:08:51 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>