<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Pouya</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@pooyast</link>
        <description>.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-07 18:49:14</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/187750/avatar/AP24Xm.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Pouya</title>
            <link>https://virgool.io/@pooyast</link>
        </image>

                    <item>
                <title>تاثیر رنگ ها در بازاریابی و برندینگ چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@pooyast/the-importance-of-color-in-marketing-and-branding-xmsplzaj6jou</link>
                <description>تاثیر رنگ ها در بازاریابی و برندینگچگونه رنگ هایی که انتخاب می کنید، می‌توانند باعث موفقیت یا شکست برند شما شوند؟رنگ ها در جلب توجه و برانگیخته کردن احساسات جمعی و بخصوص مشتریان یک برند تاثیر بسزایی دارند. انتخاب پالت رنگی مناسب و رعایت روانشناسی رنگ ها، می‌توانند حس و برداشت اولیه مخاطب درباره برند و هویت بصری آن را دگرگون کند و باعث ماندگاری آن برند در ذهن مخاطبین شود.پس در این مقاله با من همراه باشید تا از:باورهای غلط رایج درباره رنگ هاتعریف برندینگ و اهمیت رنگ ها در آنمقایسه تمایلات رنگی مردان و زنانتناسبات و هارمونی رنگ هاو موضوعات بیشتری درباره &quot;تاثیر رنگ‌ها در بازاریابی و برندینگ&quot; صحبت کنیم.چالش همیشگی درباره این موضوع، وجود آنالیز و تجزیه تحلیل های سطحی است. تئوری رنگ ها موضوعی پیچیده و با ریزه کاری های فراوان است اما اینفوگرافیک های پر زرق و برق به ندرت وارد این جزییات شده و فراتر از موارد سطحی و ابتدایی می روند. باورهای غلط رایج درباره رنگ هاآن طور که نتایج نشان می‌دهد، ظاهرا بدلیل تمایلات شخصی، تجارب و تفاوت های فرهنگی، هر رنگ تاثیری جداگانه بر ما دارد. پس این ایده که رنگ هایی مثل زرد یا بنفش قادر به برانگیختن یک نوع خیلی خاص از احساسات هستند، همانقدر درست و دقیق است که توانایی طالع بینی در شما وجود دارد!  اما حتی اگر متواضعانه بپذیریم که پاسخ های مشخص شده تضمینی نیستند، هنوز هم چیزهای زیادی برای یادگیری و بررسی کردن وجود دارد. نکته کلیدی این است که به دنبال راه های علمی برای تصمیم گیری درباره رنگ ها باشیم.اهمیت رنگ ها در برندینگبگذارید اول با تعریف برندینگ شروع کنیم که یکی از مهم ترین مسائل مرتبط با درک رنگ ها و ناحیه‌ای است که بسیاری از مقالات در این زمینه با مشکل مواجه می شوند.  همان‌طور که اشاره شد، تلاش‌های بی شماری برای طبقه بندی واکنش های مخاطبین و مشتریان به رنگ‌های مختلف صورت گرفته است. اما حقیقت این است که تاثیرات رنگ ها بیش از حد وابسته به تجارب شخصی است تا اینکه بشود به‌طور عمومی به یک حس خاص نسبت داده شود. با این وجود، همچنان می‌تواند مرزها و الگوهای مشخص و گسترده‌ای را برای ادراک رنگ ها یافت.  در مطالعه‌ای با عنوان &quot;تاثیرات رنگ بر بازاریابی&quot; محققان دریافتند که بسته به نوع محصول تا 90% قضاوت‌های سریع و اولیه درباره آن محصول می تواند بر اساس رنگ ها باشد. درباره نقشی که رنگ در برندینگ ایفا می کند، نتایج یک مطالعه دیگر رابطه بین چرخه (دایره) رنگ و برندینگ را روی درک درست از هر برند و اینکه که &quot;آیا رنگ ها با چیزی که فروخته می شود تناسبی دارد؟&quot; نشان می دهد.  مقاله‌ای با عنوان &quot;قرمز هیجان انگیز و آبی شایسته&quot; نیز تایید می کند که تصمیم در خرید، بدلیل تاثیرگذاری رنگ‌ها بر نحوه درک و شناخت از یک برند، بسیار تحت تاثیر قرار می گیرد.رنگ‌ها در چگونه دیدن شخصیت و پرسونای برند در ذهن مشتریان اثرگذارند؛ به عنوان مثال دیگر چه کسانی حاضر به خرید موتور سیکلت‌های هارلی دیویدسون می‌باشند اگر این حس را نداشته باشند که هارلی ها (به اصطلاح) عضلانی و خفن هستند؟!  مطالعه‌های بیشتر نشان داده‌اند که مغز ما برندهایی که فورا قابل شناسایی و تشخیص هستند را بیشتر ترجیح می دهد. همین موضوع، رنگ ها را به یک المان مهم به هنگام طراحی هویت برند تبدیل می کند. در یکی از مقاله های ژورنالی آمده است : بسیار مهم است که برندهای نوپا رنگ هایی را انتخاب کنند که آن‌ها را از تمایزشان با برند های جا افتاده مطمئن کند.  حال که بیشتر با تاثیر رنگ‌ها در شناخت، درک و تعامل مشتریان از برند آشنا شدید، بهتر است بدون اضافه گویی وارد جزییات شویم و درباره اینکه &quot;چرا و چگونه در برابر رقیبان مستقیم خود قرار بگیرید؟&quot; و &quot;چطور از رنگ ها برای رسیدن به این هدف استفاده کنید؟&quot; صحبت کنیم.  وقتی نوبت به انتخاب رنگ مناسب می رسد، تحقیقات نشان می‌دهد که پیش‌بینی واکنش مشتری به تناسبات رنگ، بسیار مهم تر از خود رنگ است. صاحبان موتورهای هارلی، محصولی می‌خرند که حس عضلانی و به اصطلاح &quot;خفن&quot; بودن را به آن ها بدهد، رنگ هایی که بهترین نحو این کار را انجام میدهند با آن حس سازگارند و می توانند این حس را بیشتر برانگیزند. جنیفر آکر، روانشناس و استاد استنفورد، مطالعاتی راجع به همین موضوع انجام داده است و مقاله وی با عنوان &quot;ابعاد شخصیت برند&quot; به پنج بعد اصلی اشاره دارد که در شخصیت یک برند نقش دارد.5 بعد شخصیت برندبرندها گاهی باید شامل 2 خصیصه باشند اما بیشتر تحت سلطه یک خصیصه قرار می گیرند: در حالی که عموما گفته می شود برخی رنگ‌های مشخص، کاملا با صفات خاصی همخوانی دارند (برای مثال رنگ قهوه ای با ناهمواری، بنفش با ظرافت و قرمز با هیجان) اما نتایج اکثر مطالعات آکادمیکی روی رنگ و برند ها می‌گویند اینکه رنگ از شخصیت و پرسونایی که برای برند در نظر گرفته شده و قصد ارائه آن را دارد، حمایت کند و در راستای آن باشد، بسیار مهم تر از این است که در جهت همسان سازی و ارتباط رنگ‌ها با کلیشه های موجود تلاش شود. به زبان ساده تر، یعنی معیار تصمیم گیری باید حس و واکنشی باشد که مخاطبان و مشتریان برند شما به طور خاص از رنگ های محصولات شما می‌گیرند، نه جملات و تفکرات عامیانه و کلیشه‌ای که در مورد رنگ های مختلف وجود دارد و گفته می شود.   به طور خلاصه باید گفت:  یک خط مشی و راهنمای ثابت و قطعی برای انتخاب رنگ های یک برند وجود ندارد. &quot;بستگی دارد&quot; یک جواب آزاردهنده اما در این مورد، واقعی است. اگر چه زمینه‌ای که درآن کار می کنید، یک عامل تاثیر گذار و حیاتی است، اما احساسات، حالت و تصویری که برند و محصول شما در ذهن مخاطب می سازد، اهمیت دارد.ترند های رنگی برای مردان و زنانیکی از جذاب ترین بررسی‌های حول این موضوع، گزارش آقای جویی هالوکس روی مقاله &quot;تخصیص رنگ&quot; است. یافته‌های او نشان داد که اولویت‌های واضحی درباره رنگ هایی مشخص بر اساس جنسیت وجود دارد (یافته های او بیشتر از جوامع غربی نشات گرفته است.) شاخص ترین نکته در یافته‌های او، برتری رنگ آبی در بین هر دو جنسیت و اختلاف نظر دو جنس بر سر رنگ بنفش است. البته ذکر این نکته مهم است که محیط - و به خصوص تفاوت های فرهنگی - نقش پررنگی در دیکته کردن رنگ‌های متناسب هر جنسیت ایفا می‌کند که در نتیجه می‌تواند روی انتخاب های فردی اثر گذار باشد. نتیجه یافته های هالوکس از این قرار بود:نتایج بررسی رنگ های مورد علاقه زنان و مردانو همچنین رنگ های کم تر محبوب بین زنان و مردان اگرچه این مورد همچنان موضوع داغ بحث برانگیزی در تئوری رنگ ها است اما تحقیقات/مطالعات بیشتر روی ادراک رنگ و همینطور اولویت‌های رنگی نشان داد که وقتی نوبت به سایه ها، تناژ و طیف رنگ‌ها می رسد، مردها عموما رنگ‌های بولد و زن ها رنگ‌های نرم تر را ترجیح می‌دهند. همچنین مردها اغلب دوست دارند رنگ‌های تیره با سیاهی بیشتر را انتخاب کند در حالی که زنان اکثرا به سمت رنگ‌های روشن (با سفیدی بیشتر) تمایل دارند.  برندها می‌توانند به راحتی خارج از حیته کلیشه های جنسیتی کار کنند. در واقع بسیاری از برندها تا به امروز به دلیل همین دیدگاه سنت شکنانه خود به موفقیت رسیدند.&quot;درک تناسبات&quot; نباید به گونه ای خشک و ؟ باشد که فرض شود یک برند یا محصول به دلیل عدم تطابق با تک تک ذائقه‌ها نمی تواند موفق شود.تناسبات و هماهنگی رنگ‌هابر طبق یکی از اصول روانشناسی که &quot;Isolation Effect&quot; یا &quot;اثر جداسازی&quot; نام دارد، عناصری که متمایز و به اصطلاح جلوی چشم هستند، بیشتر به خاطر سپرده می‌شوند. تحقیقات به وضوح نشان داده است که شرکت کنندگان بسیار بهتر قادر به شناسایی مواردی هستند که متمایز از اطراف خود می‌باشند. (چه محتوای تصویری باشد یا نوشتاری)  همچنین دو مطالعه که روی ترکیب رنگ‌ها که در زمینه های &quot;اندازه گیری واکنش زیبایی شناختی&quot; و &quot;ترجیحات مشتریان&quot; صورت گرفته، نشان می‌دهند که بخش زیادی از مصرف کنندگان، الگو‌های رنگی با طیف رنگی محدود و نزدیک به یکدیگر را به پالت هایی با رنگ‌های اصلی متضاد و دور از هم، بیشتر ترجیح می‌دهند. از نظر هماهنگی رنگ‌ها، به این معنی می‌باشد که بهتر است ابتدا یک ساختار بصری متشکل از طیف رنگ‌های نزدیک به یکدیگر بسازید و سپس بخش‌های خاص آن را با رنگ‌های مکمل، از یکدیگر متمایز کنید.  به زبان دیگر باید در طرح‌های خود از رنگ‌های مختلفی برای پس زمینه، رنگ‌های اصلی و مکمل استفاده کنیم. در مثال زیر که توسط &quot;جاش بایرز&quot; طراحی شده است، می‌بینید که از همین روش برای ایجاد یک سلسه مراتب و اولویت بندی بخش‌های مختلف در سایت استفاده شده است. این کار به نحوی صورت گرفته تا به طور خودکار، بخش‌های اصلی و مورد نیاز (از قبیل دکمه ها، تیترها، لینک ها، تخفیف ها و ...) مورد توجه مخاطبان قرار بگیرد.حال ممکن است این سوال پیش آید که اصلا چرا همچنین چیزی مهم است؟ اگرچه ممکن است شما بعد از خواندن این قسمت، حس یک طراح دکوراسیون را داشته باشید، اما درک این اصول به شما در جلوگیری از کاهش نرخ تبدیل و از دست دادن کاربران به علت سردرگمی کمک می‌کند.  برای مثال، تاثیر تغییر رنگ دکمه در صفحه‌ای که در زیر مشاهده می‌کنید را در نظر بگیرید: صرفا با تغییر رنگ دکمه به قرمز، نرخ تبدیل به میزان 21 درصد افزایش یافته است! با این حال، این موضوع به معنی استفاده عجولانه و بدون فکر از رنگ ها و در این مورد، قرمز کردن تمامی المان ها و نوشته‌های صفحه، به دلیل قدرت رنگ قرمز نیست! در این مثال مشخص است که در بقیه صفحه پالتی سبز رنگ استفاده شده است، به همین دلیل دکمه CTAیی به رنگ سبز به راحتی قابل تشخیص و تمایز نخواهد بود، اما رنگ قرمز می‌تواند تضاد بصری شدیدی ایجاد کرده، در عین حال که مکمل رنگ سبز نیز می‌باشد.  همچنین شواهد دیگری مبنی بر تاثیر &quot;اثر جداسازی&quot; در آزمایش های گوناگون به دست آمده، از جمله یک آزمایش که توسط &quot;پاراس چوپرا&quot; انجام و در مجله سم اسمیت منتشر شده است. چوپرا آزمایش کرده است که چگونه می‌تواند دانلود های بیشتری را با تغییر در مواردی که در تصویر زیر می‌بینید برای برنامه پی دی اف خوان خود به ارمغان بیاورد : می‌توانید حدس بزنید که کدام ترکیب بهترین نتیجه را به همراه داشته است؟ نتایج آزمایش از قرار زیر است :ترکیب شماره 10 بهترین عملکرد را نسبت به بقیه ترکیب ها به دلیل ابعاد و تمایز فونت و رنگ های خود داشته است. میزان تفاوت و ایجاد تمایز این ترکیب احتمالا موردی تصادفی و شانسی نیست. همانطور که مشاهده می‌کنید، نوشته &quot;PDFProducer&quot; با ابعادی کوچک و به رنگ خاکستری روشن انتخاب شده است، اما نوشته &quot;اقدام به عمل&quot; یعنی &quot;Download for Free&quot; با اندازه بزرگ و رنگ قرمز است. همانطور که پیش تر گفته شد، ایجاد تضاد و تمایز پیش‌نیاز رسیدن به نرخ تبدیل بالا است.  نکته نهایی اما حیاتی این است که ما در چنین آزمایش هایی دقیقا چگونه &quot;موفقیت آمیز&quot; بودن را تعیین می‌کنیم؟ ثبت نام یا تعداد کلیک های بیشتر تنها یکی از مشخصه‌ها است که اگرچه می‌توانند برای بازاریابان گمراه کننده نیز باشد، اما به سادگی قابل اندازه گیری می‌باشد.  به چه دلیل ما اسم &quot;آبی آسمانی&quot; را به &quot;آبی روشن&quot; ترجیح می‌‌دهیم؟ اگرچه ممکن است رنگ های مختلف از راه های متفاوتی قابل تشخیص و درک باشند اما وجود نامی توصیفی برای آن‌ها نیز می‌تواند به همان اندازه اهمیت داشته باشد.  بر اساس تحقیقی به نام &quot; یک رُز با هر نام دیگری ... &quot; وقتی از شرکت کنندگان خواسته شد محصولاتی با اسامی رنگ مختلف، مانند لوازم آرایش را بررسی کنند، اسامی تجملی بیشتر ترجیح داده شدند. به طور مثال اسم &quot;موکا&quot; برای رنگ به میزان قابل توجهی مورد پسند تر از &quot;قهوه ای&quot; بود. علی رغم اینکه دو محصول رنگی یکسان و واحد داشتند.  تحقیقات بیشتر تاثیر مشابهی بر روی گستره زیادی از محصولات را نشان می‌دهد؛ مصرف کنندگان، رنگ‌هایی با اسامی خاص و متمایز و بعضا پیچیده را خوشایند و چشم نوازتر از اسامی ساده خود رنگ‌ها می‌دانند. همچنین در این تحقیق مشخص شد که چنین نام‌های غیرمعمول و منحصر به فردی برای رنگ اشیاء مختلف، از پوشاک تا حتی پاستیل نیز ترجیح داده می‌شود. به عنوان مثال، مداد ابرویی با نام رنگ &quot;razzmatazz&quot; بیشتر از مدادی با اسم رنگ &quot;زرد لیمویی&quot; انتخاب و خریداری می‌شود!پالت رنگی مناسب برند خود را پیدا کنیدتقریبا به پایان این مقاله رسیدیم و هنوزبه روشی برای انتخاب بهترین و مناسب ترین رنگ در یک نگاه نرسیده‌ایم. در واقع حتی شاید به جای جواب، سوالات بیشتری نیز به وجود آورده باشیم!&quot; حقیقت این است که ماهیت زیبایی شناسی تئوری رنگ، باعث می‌شود که نتوانیم جواب قطعی به دست آوریم. &quot;اگرچه چون این موضوع و این مقاله با حجم زیادی از &quot;شاید&quot; و &quot;احتمال&quot; ها همراه است، به این معنی نیست که باید از تفکر درباره موضوع حیاتی دست برداریم. بلکه طراحان باید از تحقیق و روش های مختلفی برای بررسی و به چالش کشیدن مفاهیم از پیش تعریف شده در این حوزه و طرح سوالات بهتر استفاده کنند؛ چون این راهی حتمی برای رسیدن به جواب‌های بهتر است.امیدوارم این مقاله براتون کاربردی بوده باشه و از مطالب گفته شده در طراحی هویت بصری، برندینگ و تبلیغات‌تون استفاده کنید.همچنین لطفا نظرات، پیشنهادات و سوالات خودتون رو درباره این مقاله یا به طور کل روانشناسی و تاثیر رنگ ها در مارکتینگ و برندینگ با من و سایر خوانندگان عزیز به اشتراک بزارید.روز و روزگارتون بی غمپاییز 1400</description>
                <category>Pouya</category>
                <author>Pouya</author>
                <pubDate>Sat, 23 Oct 2021 20:56:22 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اینتراکشن دیزاین یا طراحی تعامل گرا چیست؟ ⚡</title>
                <link>https://virgool.io/@pooyast/interaction-design-lncpufgvdzuk</link>
                <description>اینتراکشن دیزاین یا طراحی تعامل گرا چیست؟ طراحی تعامل یک جز مهم از چتر بزرگ تجربه کاربری یا UX Design است.در این مقاله قراره براتون از:- اهمیت طراحی تعاملی- چیستی طراحی تعاملی- تعدادی از مدل های مفید طراحی تعاملی - توصیفی خلاصه از وظایفی که طراحان تعاملی معمولا انجام میدنو در انتها  تعدادی از نمونه و مثال های &quot;طراحی تعامل گرا&quot; بگم.پس با من تا انتهای این مقاله همراه باشید.یادگیری طراحی تعاملی چه سودی برای ما داره؟به طور خلاصه، در حرفه طراحی تجربه/رابط کاربری یا همون UI/UX Design ، یادگیری اینتراکشن دیزاین مزیت های زیادی داره :- در یک زمینه به سرعت در حال تحولِ مابین روانشناسی رفتاری و تکنولوژی کار می کنین. - می تونین در طیف وسیعی از شرکتهای فناوری فرصت های شغلی هیجان انگیزی را به دست بیارین. - در صف اول تصمیمات نوآورانه در زمینه طراحی محصول هستین و می تونین در نحوه استفاده مردم از فناوری تفاوت و تغییر ایجاد کنین.چرا طراحی تعامل گرا مهم هست؟کوپر، به عنوان یکی از شرکت های طراحی محبوب اینطور جواب میده :&quot;طراحی تعاملی از نیاز به ارائه تجربیات نرم افزاری ایی به کاربران نشات میگیرد که منطقی باشند، نیاز های آنها را برآورده کنند، سازگار، منسجم و قابل استفاده و در نهایت مطلوب باشند.&quot;تا حالا شده یه ریموت کنترلی که درست طراحی نشده و دکمه هاش و جایگذاری شون با عقل جور در نمیان اعصاب تون رو خرد کنه؟ یا دستگیره دری که نمیشه راحت ازش استفاده کرد؟برنامه ای که دانلود کردید ولی هیچ ایده ای ندارید که چطور باید ازش استفاده کرد چی؟اینا نمونه هایی از مشکلاتی هستن که بخاطر درک ضعیف از طراحی تعاملی پیش میان و ما میتونیم با متخصص شدن در این زمینه و پیش زمینه قوی در کاربرد پذیری، معماری اطلاعات، طراحی کاربر محور و دانش در الگو های طراحی موثر ازشون جلوگیری کنیم.یک مفهوم ساده و قابل درک از طراحی تعاملیطراحی تعاملی رو میشه در یک جمله کوتاه  (اما نه ذاتا ساده و تقلیل شده) اینطور توصیف کرد :&quot;به طراحی ارتباطات و تعاملات دوسویه و مستقیم بین کاربر و محصول، طراحی تعامل یا اینتراکشن دیزاین گفته میشه.&quot;در واقع طراحی تعاملی ایجاد گفتگو بین یک شخص و یک محصول ، سیستم یا خدمات هست.این گفتگو هم ماهیت جسمی و هم احساسی داره و در تعامل بین فُرم ، کارکردها و فناوری که به مرور تجربه میشه ، خودش رو نشون میده. اغلب اوقات وقتی صحبت از طراحی تعامل میشه، محصول به سمت محصولات نرم افزاری مثل اپلیکیشن یا سایت تمایل پیدا میکنه. هدف طراحی تعامل، ساخت محصولی هست که کاربر رو قادر به رسیدن اهدافش از بهترین راه ممکن کنه.  البته این تعریف به علت گستردگی و وسعت این حوزه کلی به نظر میاد چون: تعامل بین کاربر و محصول اغلب اوقات با اجزایی مثل زیبایی شناسی، حرکت، صدا، فضا و خیلی موارد دیگه درگیر میشه.که البته که هر کدوم از این زمینه ها خودشون با حوزه های خاص تری مرتبط و درگیر میشن مثل طراحی صدا برای جلوه های صوتی که در تعاملات کاربر استفاده میشه.  همونجوری که خودتون پی بردید، اشتراکات زیادی بین طراحی تعامل و طراحی تجربه کاربری وجود داره. گذشته از اینها طراحی تجربه کاربری درباره شکل دهی تجربه استفاده از محصول هست که بخش زیادی از اون تجربه با برخی از تعاملات مابین کاربر و محصول درگیر و مرتبط هست.  اما طراحی تجربه کاربری چیزی بیشتر از طراحی تعاملی صرف هست و همچنین شامل :مطالعه کاربر و یوزر ریسرچ (کشف کیستی کاربران در ابتدا) خلق پرسونای کاربر (چرا و تحت چه شرایطی اون ها از محصول استفاده میکنن؟) اجرا کردن تست های کاربری و تست کاربرد پذیری و غیره هم میشه ... 5 بُعد طراحی تعاملپنج بُعد طراحی تعامل یک مدل مفید برای اینه که بفهمیم طراحی تعامل با چه چیز هایی درگیر هست. Gillian Crampton smith که یک طراح اینتراکشن آکادمیک هست در ابتدا مفهوم 4 بُعد از زبان طراحی تعامل را معرفی کرد که Kevin silver طراح IDEXX لابراتوریز ، بُعد 5 ام رو به اون اضافه کرد.   - بُعد اول : کلمات کلمات بخصوص اون هایی که در طراحی تعامل مانند لیبل های دکمه ها، استفاده میشن، باید با معنی و آسان فهم باشن. اون ها باید اطلاعات را به کاربران منتقل کنند اما نه اونقدر که کاربر در اون اطلاعات غرق بشه.   - بُعد دوم: ارائه بصری مربوط به المان های گرافیکی مانند تصاویر، تایپوگرافی ها، و آیکون هایی میشه که کاربر با اون ها تعامل داره. این بُعد معمولا مکمل کلماتی هست که برای انتقال اطلاعات به کاربران استفاده میشن.  - بُعد سوم : شی یا فضای فیزیکی کاربران با استفاده از کدام اشیا فیزیکی با محصول تعامل میکنن؟ یک لپ تاپ با موس یا تاچ پد؟ یا یک گوشی هوشمند و با انگشت هاشون؟ و در چه فضای فیزیکی ایی کاربران چنین کاری رو انجام میدن؟ برای مثال آیا کاربر زمان استفاده از برنامه روی موبایل داخل یک واگن شلوغ مترو وایساده یا موقع گشت و گذار داخل سایت پشت یک میز و داخل دفتر نشسته؟ اینها همه روی تعامل کابر با محصول تاثیرگذار هستن.   - بُعد چهارم : زمان اگر چه این بُعد کمی انتزاعی به نظر می رسد، اما بیشتر به رسانه هایی که در طول زمان تغییر می‌کنند (مانند انیمیشن، ویدیو، صدا) اطلاق می‌شود. صدا و حرکت نقش حیاتی در بازخورد بصری و صوتی به تعاملات کاربر بازی می کنن. در عین حال نگرانی بابت مقدار زمانی که کاربر با محصول در تعامل هست وجود داره: آیا کاربر ها می تونن میزان پیشرفت شون رو رهگیری کنن؟ یا امکان اینکه تعامل شون با محصول رو دوباره از سر بگیرن رو دارن؟   - بُعد پنجم: رفتار شامل مکانیزم یک محصول میشه : کاربر ها چطوری در وب سایت عمل میکنن؟  کاربر ها با محصول چگونه کار میکنند؟  به عبارت دیگه اینکه بُعد های قبلی،تعامل با محصول را چگونه تعریف میکنن؟  همچنین شامل عکس العمل های کاربر ها و محصول میشه (به عنوان مثال پاسخ های احساسی یا فیدبک ها ).  در ویدیو زیر میتونیم ببینیم که چطور همه این قسمت ها در کنار هم قرار میگیرن و بهم متصل میشن تا یک تجربه کاربری مناسب برای مشتریان به ارمغان بیاد : پنج بُعد طراحی تعامل گراسوالات مهم طراحان تعاملیطراحان اینتراکشن چطوری با این 5 بُعد بالا کار میکنن تا تعاملات با معنی ایجاد کنن؟  برای اینکه بفهمیم، بیاین به سوالات مهمی که طراحان اینتراکشن موقع طراحی میپرسن نگاهی بندازیم:  - کاربر با استفاده از موس، انگشت یا قلمش چه کاری میتونه انجام بده تا به طور مستقیم با رابط کاربری تعامل کنه؟   -  المان های ظاهری مثل رنگ، شکل، اندازه و غیره چه سر نخی به کاربر درباره چگونگی عملکرد میدن؟   - آیا پیام های خطا راهی جلوی کاربر برای اصلاح و ویرایش مشکل میزارن یا توضیح میدن که به چه دلیلی این مشکل به وجود اومده؟   - وقتی که کاربر  عملی رو انجام میده، چه بازخوردی میگیره؟   - آیا المان های رابط کاربری اندازه معقولی برای تعامل با خودشون دارن؟   - آیا از فرمت های استاندارد و آشنایی (در طراحی) استفاده شده؟  یک طراح اینتراکشن دقیقا چی کار میکنه؟خب، بستگی داره! برای مثال، اگه شرکتی ، به اندازه کافی بزرگ باشه و منابع کافی داشته باشه، ممکنه یه پست شغلی مستقل و جداگانه برای طراح تجربه کاربری و طراح اینتراکشن داشته باشه. مثلا در تیم های طراحی بزرگ ممکنه یک محقق تجربه کاربری، یک معمار اطلاعات، یک طراح اینتر اکشن و یک طراح بصری وجود داشته باشه.  اما برای شرکت ها و تیم های کوچکتر، اکثر کارهای طراحی تجربه کاربری ممکنه توسط یک یا دو نفر انجام بشه و ممکنه عنوان &quot;طراح اینتر اکشن&quot; نداشته باشن. در هر صورت، اینها تعدادی از وظایفی هستن که یک طراح اینتراکشن باید روزانه انجام بده :  • طراحی استراتژی این تسک به اینکه اهداف یک کاربر چیه و کدوم اینتراکشن ها برای رسیدن به این هدف ضروری هستن مربوط میشه. بسته به شرکت، طراحان اینتراکشن ممکنه مجبور باشن پیش از اینکه یک استراژی رو بسازن که اونو تبدیل تعاملات کنن، فرآیند مطالعه کاربر و یوزر ریسرچ رو هدایت کنن تا بفهمن که اهداف کاربران چیه.   • وایرفریم و پروتایپ ها این بخش هم دوباره به شرح وظایف شرکت بستگی داره اما اغلب طراحان اینتراکشن وظیفه دارن که وایر فریم هایی ایجاد کنن که تعاملات موجود در محصول رو مشخص کنه گاهی اوقات هم، طراحان اینتراکشن ممکنه پروتایپ های تعاملی یا همینطور High- Fidelity ایجاد کنن که دقیقا شبیه اپ یا سایت واقعی باشه. خب تا به اینجای کار با 5 بُعد کانسپت طراحی تعاملی آشنا شدیم و همینطور نگاهی روی مهم ترین سوالاتی که طراحان اینتراکشن در زمان طراحی تعاملات از خودشون میپرسن انداختیم و تعدادی از وظایف طراحان تعاملی هم براتون گفتم حالا بیاین با هم نگاهی به نمونه ها و مثال هایی از طراحی تعامل و ارتباط اون با تجربه کاربری داشته باشیم:5 نمونه از طراحی تعامل گرانمونه طراحی تعامل گرا یا اینتراکشن دیزاینتقسیم کردن رسید ها با دوستا همیشه اونطوری که فکر میکنیم ساده به نظر نمیاد، به خصوص اگه بیشتر فردی بصری باشیم تا فردی عددیطرح مفهومی این اپ به ما اجازه میده که مبلغ کل رسید رو وارد کنیم، درصد انعام رو اضافه کنیم (البته تو کشور عزیزمون معمولا ما همچین کاری نمیکنیم و به جاش خودشون ازمون به زور میگیرن!) و بعدش ببینیم که هر شخصی چقدر باید پرداخت کنه.البته بهترین قسمتش هنوز مونده!بجای اینکه دستی سهم هر شخص رو تعیین کنیم و مجبور بشیم که سهم بقیه رو هم آپدیت و تنظیم کنیم، میتونیم داخل برنامه قسمت و سهم هر نفر رو به صورت بصری و گرافیکی تغییر بدیم وبقیه اعداد خودشون به صورت خودکار برای همه محاسبه میشن!نمونه طراحی تعامل گرا یا اینتراکشن دیزاینتو اغلب سایت ها و برنامه های فروشگاهی، برای اینکه سبد خریدمون رو ببنیم، مجبوریم به یه بخش کاملا متفاوت پیمایش کنیم.تو این مثال طراحی اینتراکشن، ما در لحظه میتونیم مواردی که به سبد خردیمون اضافه میشن رو در کنار هم با افکت جذاب پروازشون به سمت سبد خرید ببینیم و همه اینا به محض اینکه روی دکمه &quot;اضافه به سبد خرید&quot; کلیک میکنیم، اتفاق میفتن.در این طراحی، سبد خرید ما بطور دائم و حتی وقتی درحال مرور صفحات و بخش های دیگه هم هستیم بهمون نمایش داده میشه.نمونه طراحی تعامل گرا یا اینتراکشن دیزایناپ های سوشال مدیا بدلیل اطلاعات بیش از حد، نشون دادن همه استوری ها، ویدیوها و نوشته های ترند شده و اخبار، به صورت یکجا، بد نام هستن.این طرح مفهومی از یک برنامه سوشال مدیا جدید، کنترل رو به دست کاربر ها بر میگردونه و امکان ساماندهی بر اساس منابع (مثل یوتیوب، ویمو، تویتر، یا ردیت و ...) رو به ما میده و در عین حال اجازه میده کانالی که برای جست و جو میخوایم رو انتخاب کنیم.همچنین این چیدمان کارت گونه نیاز به جابجایی بین برنامه ها، برای محتوای مورد علاقه مون رو از بین میبره.نمونه طراحی تعامل گرا یا اینتراکشن دیزاینمیلیون ها روش برای سفارش همربرگر مخصوص خودتون با مخلفات سفارشی وجود داره (واقعا ما انقدر راه داریم؟!)و وقتی که یه همربرگر رو با گوشی مون سفارش میدیم، انتخاب کردن جداگانه هر کدوم از این مخلفات تو یه صفحه نمایش کوچیک، مهارت و زبردستی خاص خودش رو میخواد!این طرح مفهمومی رابط کاربری برنامه Tasty Burger تجربه سفارش و شخصی سازی اون رو بوسیله دسته بندی و جداسازی مخلفات و مواد قابل تغییر بر اساس نوع شون راحت تر میکنه.بجای نمایش لیستی بلند بالا از همه انواع پنیر، گوشت، سس و سایر مخلفات، اول رو یک دسته بندی مثل پنیر کلیک میکنیم و بعدش انواع مختلفی از اون مثل چدار، گودا و ... برامون به نمایش در میاد.نمونه طراحی تعامل گرا یا اینتراکشن دیزایناگه دنبال خونه باشیم و خودمون شخصا وحضوری نتونیم بریم ملک رو ببینیم، بهترین گزینه بعدی مون اینه که یه تور و بازدید مجازی ازش داشته باشیم. (و این مورد کم کم داره جا میفته خوشبختانه)تو این طرح مفهومی از برنامه مشاور املاک، میتونیم روی هر اتاق و بخشی از خونه مثل آشپزخانه یا سالن پذیرایی کلیک کنیم و گوشی مون رو تکون بدیم و بچرخونیم یا یک نمای 360 درجه ای از اون بخش رو ببینیم.و طوری طراحی شده که جابجایی بین اتاق ها و قسمت های مختلف فقط با یک کلیک انجام میشه. نقطه سر خطدر این مقاله درباره طراحی تعامل یا اینتراکشن دیزاین صحبت کردمگفتم که به طراحی تعامل بین کاربر و محصول، طراحی تعاملی گفته میشهو همینطور شما رو با 5 بُعد از یک مدل مفید برای اینتراکشن دیزاین آشنا کردم و از اهمیت کلمات، ارائه بصری، فضای فیزیکی و محیط کاربر،زمان و رفتار و تاثیر این عوامل بر نحوه و میزان تعاملات کاربر با محصول گفتم.در ادامه با هم مروری بر مهم ترین سوالاتی که طراحان تعامل از خودشون میپرسن داشتم و در نهایت مختصری از وظایف اینتراکشن دیزاینر ها رو براتون توضیح دادم.امیدوارم این مقاله براتون کاربردی بوده باشه و از مطالب گفته شده در فرآیند اینتراکشن دیزاین محصول تون استفاده کنید.و همچنین لطفا نظرات، پیشنهادات و سوالات خودتون رو درباره این مقاله یا به طور کل طراحی تعامل یا Interaction Design با من و سایر خوانندگان عزیز به اشتراک بزارید.روز و روزگارتون بی غمزمستان 99</description>
                <category>Pouya</category>
                <author>Pouya</author>
                <pubDate>Thu, 18 Feb 2021 20:07:40 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی بهترین کتابخانه های انیمیشن css برای وب</title>
                <link>https://virgool.io/@pooyast/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%86-css-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%88%D8%A8-yuq3ujei3zmj</link>
                <description>کتابخانه های انیمیشن css سلام و درود خدمت همه خوانندگان این مقاله و دوستان عزیزامیدوارم حال دلتون خوش و همچنین خودتون و عزیزان تون سالم و سلامت باشید.در ابتدا می خوام از عزیزانی که تا به اینجا مقالات و مطالب من رو پیگری و دنبال کردند تشکر و قدردانی کنم و همینطور دوستانی که اولین مقاله ای که از من شروع به خوندنش کردن، این مقاله هست, رو دعوت کنم که بعد از پایان مطالعه شون به سایر مقالات من هم سری بزنند و اون ها رو هم بررسی کنن و نظرات و انتقادات و تجارب خودشون رو به اشتراک و همینطور سوالات و مشکلاتی که دارن رو بیان کنن.این سری با یکی دیگه از مقالات حوزه برنامه نویسی در خدمت شما هستم و در این مقاله قصد دارم که تعدادی کتابخانه مفید برای اضافه کردن انیمیشن و جلوه های بصری و پویا نمایی بیشتر به سایت و صفحه وب و المان های داخل اون رو به شما معرفی کنم. این کتابخانه ها به شما کمک می کند تا ظاهر و استایل سایت و وب پیج خودتون رو راحت تر و سریع تر دگرگون و شخصی سازی کنید و ایده های خاص و متفاوت و خلاقانه تری رو در اون اجرا و پیاده سازی و جلوه های بصری و انیمیشن های جذابی رو به کارتون اضافه، المان های مد نظرتون رو متحرک و صفحه وب خودتون رو پویا و کاربر پسند تر کنید. برای استفاده از کتابخانه های که در ادامه خدمت تون معرفی میکنم باید آن ها  را داخل فایل صفحه اصلی سایت یا هر بخشی که قصد استفاده از این افکت ها را دارید اضافه و فراخوانی کنید. در نتیجه برای استفاده از آن ها باید آشنایی اولیه و مقدماتی با HTML و CSS و مفاهیم پایه طراحی وب و فرانت اند را داشته باشید.دنیای وب در حال حاضر پر است از افکت ها و متحرک سازی های جذاب و گیرا و امروزه طراحان از روش ها و راهکار های مختلفی برای سرگرم کردن و جذب مخاطبان و همچنین بهبود تجربه کاری و مسیر یابی و هدایت کاربران در صفحات سایت و حین انتخاب گزینه ها و مرور سایت استفاده می کنند و بهره بردن از انیمیشن ها قطعا یکی از تاثیر گذار و مفید ترین و در عین حال سرگرم کننده ترین راه ها است.اگر به سایت های مطرح و پر مخاطب و مدرن سری بزنید قطعا در گوشه کنار و بخش های مختلف آن ها انیمیشن ها و افکت هایی را می بینید که بعضا به صورت تعاملی و اینتر اکتیو نیز طراحی و به کار برده شده اند. چنین راهکار هایی قطعا در بازده و بازدید سایت و وفادار سازی و رضایت مخاطب و مشتری تاثیر بسزایی دارد.توجه! ?پیش از شروع توضیحی که لازم میدانم در اینجا ذکر کنم این هست که تعدادی از این کتابخانه ها صرفا از کد هایHTML  و CSS خالص و تعدادی از آن ها از جاوا اسکریپت و جی کوئری و  LESSو SASS یا موارد دیگر استفاده می کنند. در نتیجه و برای اطمینان از کارکرد صحیح آنها و به مشکل نخوردن بهتر است که به مستندات و راهنمای شروع به کار هر کتابخانه مراجعه و نسبت به اضافه کردن و فراخوانی موارد اضافه تر برای اجرای صحیح کد ها و دستورات اقدام کنید و نکته ذکر شده را فراموش نکنید.همچنین کتابخانه های معرفی شده اغلب به صورت رایگان هستند (برای استفاده های تجاری, بازرگانی و گسترده ممکن است نیاز به تهیه لایسنس باشد که البته در داخل کشور و بدلیل رعایت نشدن قوانین کپی رایت استفاده از آنها احتمال مشکل زا نخواهد بود) و می توانید آنها را به راحتی دانلود و استفاده کنید و حتی کتابخانه هایی که اوپن سورس یا متن باز هستند را در صورت نیاز مطابق با میل خود تغییر دهید و ویرایش کنید!مقدمهاز آنجایی که قرار است تعدادی کتابخانه مختلف برای انیمیشن و متحرک سازی نام برده و همراه توضیح مختصری هر کدام را معرفی کنم، این مقاله بیشتر به صورت معرفی تیتر وار و خلاصه خواهد بود و برای اینکه بیش از حد طولانی و خسته و گیج کننده نشود، به بیان توضیحات و بررسی ها مختصر در هر مورد بسنده و از زیاده گویی پرهیز میکنم و با توجه به موضوع صحبت و نوع کتابخانه ها و بصری و دیداری بودن کاربرد آن ها شدیدا توصیه میکنم که هر کدام از موارد را خودتان تست و آزمایش کنید. همچنین مستندات و توضیحات مفصل و جامع تر هر کدام از کتابخانه را در داخل سایت رسمی و مرجع خودشان مطالعه کنید و در آنجا با امتحان کردن هر کدام از ویژگی ها و امکانات منحصر به فردی که دارند بهترین و مناسب کتابخانه ای که مطابق با نیاز و پروژه تان است را انتخاب و از آن استفاده کنید.در آخر این نکته را هم اضافه کنم که برای استفاده از هر کدام از این کتابخانه ها باید کلاس های تعریف شده و مخصوص هر کتابخانه را، برای المانی که می خواهید به آن انیمیشن یا افکت مورد نظر اضافه شود, اعمال کنید. لیست این کلاس ها و اسامی و جزییات بیشتر را می توانید در وبگاه رسمی هر کدام از کتابخانه ها مشاهده کنید, البته در هر مورد سعی میکنم توضیح مختصری را برای راحتی بیشتر شما بدهم اما با توجه به این که ممکن است در نسخه ها و آپدیت های بعدی هر کدام از این کتابخانه ها تعدادی از اسامی کلاس ها یا سایر موارد به صورت جزیی یا کلی تغییر کنند, برای بار چندم توصیه میکنم که حتما به سایت های رسمی خود این کتابخانه ها مراجعه و از دستور العمل ها و مستندات ارائه شده توسط خود توسعه دهندگان کتابخانه پیروی کنید.در ادامه و بدون فوت وقت به معرفی هر کدام از کتابخانه ها می پردازم و صرفا این مورد را اضافه کنیم که ترتیب معرفی هر کدام از این کتابخانه ها الزاما به معنای برتری و ارجحیت یا کامل تر بودن کتابخانه ای بر دیگری نیست و بعضا موارد استفاده و کاربرد تعدادی از آن ها با بقیه نیز ممکن است متفاوت باشد.این را نیز در نظر داشته باشید که به دلیل اینکه در حال حاضر تعداد نسبتا زیادی کتابخانه های ساخت انیمیشن و متحرک سازی توسعه پیدا کردند، معرفی و بررسی همه آن ها امکان پذیر نیست قطعا مواردی از قلم می افتند. در نتیجه اگر کتابخانه مورد علاقه شما در این لیست حضور ندارد لطفا آن را در بخش نظرات ذکر و با من و سایر مخاطبین و خوانندگان به اشتراک بزارید و معرفی کنید.کتابخانه ANIMATE.CSSاین کتابخانه تقریبا دارای 77 انیمیشن است و از محبوب ترین و ساده ترین کتابخانه های انیمیشن سازی است که چند سال پیش معرفی شده و همچنان هم مورد توجه است. برای استفاده از آن بعد از فراخوانی و اضافه کردن فایل آن به پروژه خود, کافی است که کلاس و نام انیمیشن مورد نظر را به تگی که قصد متحرک سازی آن را دارید اضافه کنید!آقای Daniel Eden که توسعه دهنده این کتابخانه است این پروژه را در سال 2013 به عنوان یک راه ساده و آسان برای افزون انیمیشن های سفارشی به صفحات وب ایجاد و در طول چندین سال گذشته و با کمک افراد دیگر آن را به یک کتابخانه قدرتمند و کاربردی برای استفاده در پروژه های مختلف تبدیل کرد.نحوه استفاده :برای فراخوانی و اضافه کردن آن به پروژه خود می توانید از طریق پکیج منیجر های npm و yarn استفاده کنید یا لینک CDN آن را در Head سایت خود اضافه کنید یا به صورت محلی آن را آدرس دهی کنید.همچنین برای مشاهده لیست انیمیشن ها و اسامی و پیش نمایش آن ها می توانید به سایت مرجع این کتابخانه مراجعه کنید.کتابخانه HOVER.CSSکتابخانه HOWER.CSS در واقع برای متحرک سازی دکمه های موجود در صفحات توسعه پیدا کرده (با توجه به اسم HOVER و پیش نمایش موجود در سایت می توان تصور کرد که تمرکز آن روی حالتی است که نشانگر موس رو المان مد نظر می رود) و می تواند به خوبی با پروژه های مختلف سازگار شود و تقریبا دارای تمام انیمیشمن های مورد نیاز برای متحرک سازی و تعامل با یک عنصر است و می توانید برای مشاهده لیست انیمیشن ها که در چندین دسته هم وجود دارند به سایت مرجع آن مراجعه کنید.البته طبق توضیحاتی که در سایت این کتابخانه آمده ظاهرا برای استفاده از آن به صورت تجاری نیاز به خرید لایسنس است که متاسفانه با توجه به عدم رعایت قانون کپی رایت و وضع ارز در کشور کمتر کسی به این مورد توجه و به صورت قانونی از آن استفاده خواهد کرد. همچنین با SASS و LESS نیز سازگار می باشد.نحوه استفاده:مانند کتابخانه قبلی می تواند HOVER.CSS را به صورت فایل دانلود یا آن را از طریق پکیج منیجر هایی که پشتیبانی می کند نصب کنید.سپس برای اعمال آن روی هر المانی که می خواهید کلاس افکت مورد نظر را به آن المان اضافه کنید. (لیست کلاس ها و اسامی شان را می توانید داخل خود فایل کتابخانه مشاهده و بررسی کنید.)کتابخانه BOUNCE.JSکتابخانه ای جاوا اسکریپتی است و همانطور که از نامش پیداست برای ایجاد افکت ها و انیمیشن هایی از نوع Bounce داخل صفحات توسعه پیدا کرده. با وجود حجم کمی که دارد شامل افکت ها و انیمیشن های زیادی است که می توانید خیلی از آن ها را حتی برای لودینگ صفحات و به صورت لوپ نیز استفاده کنید. و محبوبیت آن در گیت هاب بیش از 6000 ستاره است.نحوه استفاده:از آن جایی که نحوه استفاده از این کتابخانه ها بعد از دانلود فایلشان، استفاده از CDN یا نصب آنها از طریق پکیج منیجر عملا یکسان هست و تفاوت ها در اسامی کلاس ها و موارد جزیی است از عنوان کردن این قسمت برای کتابخانه های بعدی عبور میکنم و صرفا به معرفی خود کتابخانه ها می پردازم تا مقاله پیش رو کوتاه تر شده و از اضافه گویی و خسته شدن خوانندگان عزیز جلوگیری شود.صرفا این نکته را بار دیگر تاکید میکنم که برای استفاده از بعضی از این کتابخانه ها بدلیل اینکه ممکن است در توسعه آن ها از جاوا اسکریپت و جی کوئری و موارد دیگری استفاده شده باشد شاید نیاز به افزودن و فراخونی فایل های دیگری نیز برای شروع به کار داشته باشند و از آنجا که ممکن است این موضوع در نسخه های مختلف و بعدی دستخوش تغییر شود و سعی بنده این است که تا جای ممکن مطالبی را برای شما عزیزان فراهم کنم که در شرایط مختلف قابل استفاده و کاربردی بوده و محدود به زمان و مکان خاصی نباشد, از بیان این جزییات در حال حاضر پرهیز می کنم و برای اطمینان بیشتر از این موارد شامل را به وب سایت های مرجع هر کدام از این کتابخانه ها رجوع میدهم. علاوه بر این موارد, برای اینکه بتوانید یک برنامه نویس حرفه ای و همیشه در حال پیشرفت و یادگیری باشید باید روحیه پیگیری و دنبال کردن مطالب و خصوصا مطالعه مستندات فریمورک ها, کتابخانه ها یا ابزار های دیگری که از آن ها در کار خود استفاده می کنید را در خود پرورش داده و تقویت کنید.کتابخانه DYN CSSکتابخانه ای انیمیشنی است که از آن می توان برای ساخت افکت های پارالاکس هم استفاده کرد! این کتابخانه به نسب کمتر شناخته شده و به همین علت نیز از محبوبیت کمتری برخوردار است و تعداد کمی ستاره در گیت هاب دارد ولی از قابلیت های خوب آن می توان به حالت چرخش عناصر به هنگام scrolling اشاره کرد.نحوه استفاده:لطفا توضیحات ارائه شده برای دو کتابخانه ی اول را مطالعه کنید.کتابخانه MAGIC ANIMATIONاین کتابخانه شباهت زیادی به animate.css دارد با این تفاوت که تعدادی انیمیشن های یکتا و منحصر به فرد خود را دارد و از آن مهم تر حجم فایل آن از animate.css کمتر است و این خود یک مزیت با ارزش به حساب می آید و به همین دلیل توانسته که توجه طراحان و برنامه نویسان را به خود جلب کند و در گیت هاب به بیش از 6500 ستاره دست پیدا کند. به کمک جی کوئری نیز می توانید از آن استفاده کنید و همچنین دموی تمامی انیمیشن ها نیز در سایت موجود است.نحوه استفاده:لطفا توضیحات ارائه شده برای دو کتابخانه ی اول را مطالعه کنید.کتابخانه CSS SHAKEکتابخانه ای برای متحرک سازی است که برای لرزاندن عناصر و ایجاد حالت شیک و ویبره توسعه پیدا کرده. این کتابخانه دارای کلاس های متعددی است که هر کدام حالت های مختلف افکت لرزیدن را ایجاد می کنند. در این کتابخانه از کی فریم ها و ترنسفورم برای ایجاد انیمیشن ها و متحرک سازی ها استفاده می شود. اگر از این کتابخانه برای المان ها و در جای درستی استفاده کنید می توانید تجربه کاربری و تعاملی بهتری را برای مخاطبان خود ایجاد کنید.نحوه استفاده:لطفا توضیحات ارائه شده برای دو کتابخانه ی اول را مطالعه کنید.کتابخانه ANIMISTAدر واقع Animista محیطی است که طراحان و برنامه نویسان در آن می توانند مجموعه ای از انیمیشن های پیش ساخته را ویرایش و اجرا و پیش نمایش آن را مشاهده کنند و در صورت مورد تایید بودن کد آن را کپی و در پروژه هایشان استفاده کنند.این جاوا اسکریپت انیمیشن جنریتور از آنجا که به آسانی امکان ویرایش و اعمال تغییرات گوناگون, فراوان و جزئی و مشاهده آنی نتایج را در اختیار طراحان می گذارد ابزاری مناسب, کاربردی وبا ارزش محسوب می شود.نحوه استفاده:می توانید وارد سایت رسمی animista شده و افکت و انیمیشن مورد نظر را انتخاب و سپس تغییرات دلخواه را روی آن اعمال و در آخر روی دکمه generate code بزنید و از کد انیمیشن مورد نظر داخل سایت و پروژه خود استفاده کنید.همچنین می توانید انیمیشن های مورد علاقه خود را ذخیره کنید تا در دفعات بعدی راحت تر و سریع تر به آن ها دسترسی داشته باشد.کتابخانه Favico.jsاین کتابخانه کمی با سایر کتابخانه های معرفی شده متفاوت است و فرق می کند.همانطور که احتمالا از اسمش حدس زدید مخصوص اعمال انیمیشن به favicon سایت است! با استفاده از این کتابخانه و خلاقیت خود می توانید کارهای جالب و جذابی را انجام دهید و پروژه خود را متفاوت تر و خاص تر کنید و این کتابخانه نیز در جای خود می تواند مفید باشد و به کارتان بیاید.نحوه استفاده:داخل سایت مرجع مثال ها و نمونه های متنوعی به همراه کد وجود دارد که می توانید از آن ها استفاده و آن را به پروژه خود اضافه کنید. همچنین یک فایل دمو برای تست و بررسی نیز وجود دارد که از آن نیز می توانید استفاده کنید.حرف آخر  ?در این مقاله سعی کردم به طور مختصر نگاهی به تعدادی از کتابخانه های ساخت انیمیشن CSS بیاندازم و بخشی از آنها را به شما معرفی کنم و همچنین توضیح کوتاهی درباره هر کدام بدهم.امیدوارم از این مقاله و مطالب آن لذت برده باشید و برایتان کاربردی بوده باشد. همچنین اگر به مطالب و مقالات برنامه نویسی و توسعه و طراحی وب علاقمند هستید، می توانید مقاله قبلی ام با عنوان &quot; بوت استرپ چیست و چه کاربردی دارد؟ &quot; را نیز مطالعه کنید و نظرات و سوالات خود را درباره آن بیان کنید.اگر این مقاله را دوست داشتید و برایتان مفید بوده لطفا آن را با دوستان و همکارانتان نیز به اشتراک بزارید و همچنین فراموش نکنید که نظرات, انتقادات و پیشنهادات و همینطور سوالات خود را در پایین همین مقاله اعلام کنید.روز و روزگار تون خوش و بی غممراقب خودتون و عزیزان تون باشیدpooyast – نوشته شده در تابستان 1399</description>
                <category>Pouya</category>
                <author>Pouya</author>
                <pubDate>Fri, 25 Sep 2020 21:08:26 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بوت استرپ چیست و چه کاربردی داره؟</title>
                <link>https://virgool.io/@pooyast/%D8%A8%D9%88%D8%AA-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D9%BE-%DA%86%DB%8C%D9%87-%D9%88-%DA%86%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1%D8%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%87-suokdamfcqe5</link>
                <description>کاربرد فریم ورک بوت استرپ چیست؟ با سلام خدمت همه دوستان عزیز امیدوارم حال تون عالی و لب تون خندون باشه.ممنون از اینکه مقالات من رو پیگیری می‌کنید و امیدوارم تا به اینجای کار مطالبی که ارائه کردم و مواردی که ازشون صحبت شد, براتون مفید و مورد توجه تون قرار گرفته باشه. اگر هم این اولین مقاله ای هست که از من می خونید، از شما دعوت میکنم که بعد از اتمام این مقاله پروفایل ویرگول من رو چک کنید و از سایر مقالات و مطالبی که برای شما دوستان آماده کردم و تدارک دیدم نیز بازدید کنید و نظرات, پیشنهادات و سوالات ارزشمند خودتون رو در پایان هر کدوم از اون ها مطرح کنید و با من بقیه خوانندگان عزیز به اشتراک شون بذارید. ?در این مقاله می خوام درباره یک موضوع جذاب و متفاوت با مقاله های قبلی باهاتون صحبت کنم.پس کمربند هاتون! رو محکم ببندید و آماده باشید تا با هم دیگه وارد جهان گسترده و شگفت انگیز برنامه نویسی بشیم و یکی از فریمورک های محبوب CSS رو بررسی و درباره‌اش با هم دیگه گپ بزنیم.قطعاً تا به اینجای کار متوجه شدید (و اصلا از عنوان مقاله هم کاملاً مشخص بود!) که می خوام درباره فریمورک بوت استرپ باهاتون حرف بزنم.قراره تاریخچه و معایب و مزایای اون رو بررسی کنم و در کنار هم یه نگاه اجمالی به این فریم ورک که هر روز هم داره بر محبوبیت ش اضافه میشه داشته باشیم.از اون جایی که در طول این مقاله از تعدادی اصطلاحات و کلمه هایی استفاده میشه که شاید برخی از دوستان و خوانندگان عزیز این مقاله آشنایی چندانی با اون ها نداشته باشن، مناسب می دونم که در ابتدای کار تعدادی از آن ها را که حیاتی و پر استفاده تر هستن، به صورت خلاصه، ساده و مختصر توضیحی درباره شون بدم.پس بدون اینکه بیشتر صحبت و خسته تون کنم, میرم سر اصل مطلب و شروع به توضیح دادن مفاهیم و تعاریف میکنم و در ادامه میریم که مقاله این سری رو کنار هم شروع کنیم.سی اس اس (CSS) چیست؟آن طور که ویکی پدیا ی فارسی برایمان توضیح داده است و بر اساس آن:“Cascading style sheets یا به اختصار سی اس اس، یک شیوه نامه است که از آن برای توصیف نمایش یک سند (که به یکی از زبان‌های نشانه گذاری مثل اچ تی ام ال نوشته شده است) استفاده می شود.سی اس اس یکی از فناوری های بنیادین (در کنار اچ تی ام ال و جاوا اسکریپت) در (World Wide Web) یا وب جهان گستر است.سی اس اس روشی ساده برای نمایش چیدمان و جلوه‌های تصویری (مانند نوع قلم، رنگ و اندازه ها) برای صفحه های وب است.”در یک کلام، به وسیله سی اس اس می‌توانیم پوسته و ظاهر هر صفحه وب را طراحی، شخصی سازی و به قولی آن را تزیین و سفارشی کنیم!فریم ورک (Framework) چیست؟فریم ورک به معنی چهار چوب است و در برنامه نویسی هم در‌ واقع یک چهار چوب نرم افزاری است که توسط یک یا چند توسعه‌دهنده طراحی و کد های آن نوشته شده و شامل قواعد و دستورالعمل هایی خاص و از پیش تعیین شده است که بعد از انتشار آن، سایر برنامه نویسان و توسعه دهندگان با اضافه کردن فایل یا فایل های آن به پروژه های خودو سپس فراخوانی، از آن استفاده و توابع, کلاس‌ها و دستور های موجود در آن باعث آسان‌تر شدن کدنویسی و صرفه جویی فراوان در زمان و هزینه‌ها و همچنین کاهش محسوس حجم و تعداد کد ها شده و در نتیجه باعث افزایش سرعت برنامه و پروژه و همینطور آسان شدن کار توسعه شده و علاوه بر آن سبب افزایش امنیت می شود. همانطور که از معنی این کلمه بر می‌آید، فریم ورک، به برنامه نویس این امکان را می‌دهد که در یک چهار چوب مشخص و معین و به صورت منظم کد نویسی کند و همچنین از چند باره نویسی بخش‌های مختلف پروژه و کد ها نیز جلوگیری می‌کند و کار مدیریت پروژه و نگهداری کد ها را هم هر چه آسان‌تر می کند.(اگر تعاریفی که در بالا ذکر شدند برای شما خلاصه و کوتاه بود و می خواهید درباره این موارد عمیق تر و تخصصی تر بدانید و اطلاعات بیشتری کسب کنید، پیشنهاد می کنم که از مقالات اختصاصی قبلی ایی که درباره همین موضوعات در وبلاگ سایت موجود است دیدن فرماید، آن ها را مطالعه کنید و از توضیحات جامع و کامل و مفصل تر آن ها استفاده کنید و بهره ببرید.)بوت استرپ؟!کلمه (Bootstrap) بوت استرپ از نظر لغوی، جدا از مفاهیم برنامه نویسی و طراحی وب، به معنای &quot;خود راه انداز&quot; است و بوت استرپینگ به معنی راه اندازی فعالیت و کاری به صورت مستقل و بدون استفاده از منابع و کمک های خارجی است. همچنین این عبارت در دنیای کامپیوتر کوتاه تر و مختصر شده و به صورت Booting به کار می رود که به معنی و نشان دهنده فرآیند راه اندازی سیستم و شروع به کار آن و لود و پردازش شدن اطلاعات اولیه درون پردازنده است.جدای از این موارد همانطور که می دانید کلمه Boot در انگلیسی به معنی پوتین یا چکمه است. حال در این بین بعضی از پوتین ها زبانه کوچکی در انتهای خود دارند که در زمان پوشیدن برای بهتر قرار گرفتن پوتین در پا از آن استفاده می شود که به این زبانه و زائده بوت استرپ گفته می شود و با این نام شناخته می شود! و می توان گفت که شاید این نام از آن جا آماده است و کاربرد و حوزه استفاده آن در طول زمان دچار تغییر و دگرگونی شده است.تعریف و تاریخچهبوت استرپ فریم ورک و در واقع مجموعه ای است برای ایجاد و شخصی سازی قالب و ظاهر صفحات و نرم افزار های تحت وب که به صورت متن باز و رایگان عرضه شده و در دسترس است و شامل دستورات سی اس اس ی و اچ تی ام ال ی و کلاس ها و توابع جاوا اسکریپت و جی کوئری می شود و از آن همانطور که در قبل ذکر کردم برای ساخت و نمایش دکمه ها, تب ها, چک باکس ها، فرم ها و مرتب سازی و ستون بندی صفحات وب استفاده می شود.بوت استرپ در سال 2011  و توسط مارک اتو و جاکوب تورنتون که از طراح و توسعه دهنده ها و کارمندان توییتر بودند و برای ایجاد یک چارچوب ظاهری مشخص و واحد در ابزار های توییتر نوشته و عرضه شد. البته پیش از آن هم نمونه ها و پروژه های مشابهی با همین رویکرد ساخته شده بودند که هر کدام به دلایلی مورد استقبال قرار نگرفته و فراموش شدند اما بوت استرپ توانست خیلی زود به یکی از محبوب ترین فریم ورک های طراحی سایت و پروژه های متن باز دنیا تبدیل شود. خصوصا با تغییرات و امکاناتی که در طی این سال ها و در نسخه های مختلف ایجاد و اضافه شد توانست به خوبی جای خود را در میان سایر فریم ورک ها و رقیبان دیگر باز کند و جایگاه و محبوبیت خود را حفظ و حتی افزایش دهد. در واقع بوت استرپ برای این ساخته و عرضه شد تا خلا میان طراحی ظاهری و کد نویسی را کم تر کند و همچنین زمان راه اندازی و شروع به کار را تا حد زیادی کاهش دهد و خروجی را مطابق با استاندارد های روز دنیا نمایش و ارائه دهد. همچنین بوت استرپ در داخل کد های خود از پیش پردازنده های محبوبی چون sass  و less  استفاده کرده است که نهایتا سرعت و سهولت بیشتری را هنگام کار با آن به ارمغان می آورد.تغییراتبوت استرپ صفحه را به 12 ستون تقسیم می کند و المان های صفحه در این ساختار قرار داده می شوند. برای استفاده از آن کافی است که کار با سیستم گرید بندی آن را یاد بگیرید که اتفاقا اصلا هم بیچیده و پر زحمت نیست!این فریم ورک در اولین نسخه خود حتی از مرورگر های قدیمی نیز پشتیبانی می کرد. در نسخه دوم این فریم ورک خاصیت (Responsive) یا واکنش گرا به آن اضافه شد. خاصیت واکنش گرایی به این معنی است که سایت یا وب اپلیکیشن شما المان ها و بخش های مختلف را با توجه به ابعاد نمایشگر و نوع دستگاهی که کاربر از آن استفاده می کند تنظیم و بهینه می کند به گونه ای که بهترین تجربه کاربری و امکان تعامل برای کاربر به وجود آید و در این صورت علاوه بر مانیتور, نسخه دسکتاپ و در کامپیوتر, کاربر هنگام مشاهده سایت و صفحات وب در موبایل و تبلت و سایر دستگاه های دیگر نیز مشکلی نخواهد داشت.در نسخه 2 بوت استرپ، اندازه ستون هایی که درباره آن ها صحبت شد، بر حسب پیکسل بود و این مورد در نهایت در نسخه 3 به درصد تغییر پیدا کرد تا تجربه بهتری را برای کاربر ها به همراه آورد.در نسخه 4 تغییرات مهمی ایجاد شد و دیگر از ستون بندی با درصد خبری نبود و از خاصیت Flexbox برای چیدمان و تقسیم بندی صفحه استفاده می شد.خاصیت فلکس باکس این امکان را می دهد که ستون های فریم ورک آزادی عمل بیشتری در صفحه داشته باشند و به وسیله چنین امکاناتی طراحان توانستند قالبهای زیباتر و با جلوه های بصری بیشتر و کاملا واکنش گرایی را بسازند.در نسخه 5 این فریم ورک که در حال حاضر در نسخه غیر پایدار و همچنان در حال توسعه و رفع باگ است دو مورد از تغییرات عمده ای که رخ داده است حذف استفاده از (jQuery) جی کوئری و عدم پشتیبانی از ورژن های 10 و 11 مرورگر اینترنت اکسپلورر است.همچنین لیست تعدادی از تغییرات دیگر بوت استرپ 5 از این قرار است :· استفاده از Vanilla Javascript· فونت سایز های واکنش گرا· بهینه سازی navigation· کتابخانه svg سفارشی· آپدیت کلاس های css· ارتقا به Hugo· نسخه ESM· عدم پشتیبانی از نود جی اس 8· تغییر در DevDependenciesمزایادر اینجا به تعدادی از مزایای این فریم ورک محبوب CSS اشاره می کنم که البته قطعا موراد بیشتر و جزئی تری نیز وجود دارد که هم با شروع به کار و امتحان این فریم ورک خودتان آن ها را متوجه خواهید شد و لمس می کنید و هم اینکه ذکر تمامی نکات و بررسی و توضیح جز به جز موارد از حوصله و هدف این مقاله خارج است. در نتیجه در این جا صرفا به بیان تعدادی از مزیت های استفاده از بوت استرپ به صورت تیتر وار بسنده می کنم.· پشتیبانی اکثر مرورگر ها از این فریم ورک که باعث می شود به هنگام مشاهده صفحات وب در داخل مرورگر های مختلف کاربر با مشکلی در ظاهر و نمایش سایت مواجه نشود.· سهولت در یادگیری و شروع به کار با آن که با یک دانش و آشنایی مقدماتی می توان از آن استفاده کرد و پیچیدگی خاصی ندارد.· به دلیل استفاده از طراحی رسپانسیو و واکنش گرا سایت ها در صفحه نمایش هایی با ابعاد مختلف به درستی نمایش داده می شوند و به تجربه کاربری صدمه ای وارد نمی شود.· رایگان است و شامل امکانات و ابزار های متنوع و کاربردی است.· مستندات، جامعه کاربری و پشتیبانی قوی دارد که باعث می شود بتوانید مشکلات احتمالی که در هنگام پروژه با آن مواجه می شوید را به سرعت حل و رفع کنید.· امکان طراحی و ایجاد جلوه های بصری و رابط های کاربری مدرن و اعمال سبک های طراحی به روز را دارد.· بوت استرپ یک پروژه متن باز است و در گیت هاب میزبانی می شود و شما آزادی کاملی حتی برای تغییر و آزمایش و سفارشی و شخصی سازی آن را دارد.و برای استفاده از آن درگیر مسائل خرید و صدور مجوز و موارد این چنینی نمی شوید.معایبراستش را بخواهید مزایا و حسن های بوت استرپ آن قدر زیاد هستند که به شخصه می توانم از اندک معایب و مواردی که از آن ها راضی نبوده ام چشم پوشی کنم و سخنی به میان نیاورم.می توانم اینطور بگویم که همین اندک مواردی که از معایب بوت استرپ به حساب می آمدند نیز در طی این سالیان و نسخه های اصلی و آپدیت های هر کدام تا حد زیادی برطرف و رفع شده اند و در حال حاضر مورد خاص و قابل توجهی را که بخواهم در این جا ذکر کنم به ذهنم نمی رسد.اما از شما دوستان و خوانندگان عزیز این مقاله دعوت می کنم که اگر تجربه کار با این فریم ورک را دارید و حین استفاده از آن با معایب و مواردی مواجه شدید که شما را اذیت یا دچار چالش کردند و باعث شدند که نتوانید پروژه و طراحی و روند کار را آن طور که می خواستید و در ذهن داشتید جلو ببرید و برای شما مانع و مشکل ایجاد کردند، حتما آن ها را ذکر و با من و سایر خوانندگان در میان بگذارید.همچنین اگر حین استفاده از بوت استرپ با چالش هایی مواجه شدید که توانستید راه حل آن ها را پیدا کنید و بر آن ها غلبه کنید، لطفا آن ها را نیز در قسمت نظرات بیان و ذکر کنید تا سایر دوستان و علاقمندان دیگر دوباره دگیر و دچار چنین مشکلاتی مشابهی نشوند.شروع به کاردر این قسمت می خواهم صرفا یک راهنمای شروع به کار خلاصه، سریع و ساده را ذکر کنم تا دوستانی که هیچ ایده ای از چگونگی استفاده از این ابزار را ندارند هم بتوانند این فریم ورک را تجربه کنند و طعم استفاده از آن را بچشند.بهترین و سر راست ترین راه استفاده از بوت استرپ, مراجعه به سایت رسمی خود آن به نشانی  https://getbootstrap.com   باشد.در همان صفحه اصلی و بالای سایت می توانید گزینه ی دانلود را مشاهده و بر روی آن کلیک کنید.در صفحه جدیدی که باز می شود می توانید دو نوع متفاوت از آخرین نسخه بوت استرپ را مشاهده و دانلود کنید که یکی از آن ها نسخه کامپایل، کم حجم و آماده برای استفاده بوت استرپ و نسخه دیگر سورس فایل های آن است که بسته به نیاز خود می توانید یکی از دو مورد را انتخاب و دانلود و سپس داخل پروژه خود آن را اضافه و آدرس دهی کنید.علاوه بر این، دو روش دیگر نیز برای استفاده از بوت استرپ و اضافه کردن آن به پروژه تان در دسترس است که یکی از آن ها استفاده از CDN بوت استرپ و ورژن کش شده آن به جای دانلود کردن دستی آن است و روش دیگر نصب آن از طریق پکیج منیجر های مختلف می باشد که طریقه نصب برای هر کدام و دستورات لازم برای نصب در هر محیط را در همان صفحه و برای هر پکیج منیجر به صورت جدا و کاملا واضح، مشخص و توضیح داده شده است.سخن آخردر این مقاله سعی کردم نگاهی اجمالی به یکی از محبوب و معروف ترین فریم ورک های CSS یی حال حاضر داشته باشم. در ابتدا بوت استرپ را برای عزیزانی که آشنایی کافی با آن نداشتند معرفی کردم و سپس به بررسی تغییرات و ویژگی های آن در طی مدتی که از عرضه آن می گذرد پرداختم و همچنین تعدادی از امکانات و مزایا و معایب (که البته در این قسمت موردی را ذکر نکردم!) را بیان کردم و در آخر نیز یک راهنمای شروع به کار سریع و خلاصه برای آن ارائه دادم که البته برای استفاده از آن علاوه بر آشنایی با دستورات و کلاس های تعریف شده خود بوت استرپ نیاز به دانش اچ تی ام ال و سی اس اس نیز دارید.در آخر جا دارد بابت وقتی که برای مطالعه این مقاله گذاشتید سپاس گذاری کنم و امیدوارم که مطلب مفیدی را برای شما ارائه و آماده کرده باشم، بتوانید از آن استفاده کنید و برایتان کاربردی و مورد توجه بوده باشد.از شما می خواهم که لطفا تجارب, نظرات و حتی سوال های خود را درباره بوت استرپ و این مقاله را بیان کنید همچنین اگر جواب سوالات دیگر کاربران را می دانید لطفا آن ها را راهنمایی کنید و اگر این مقاله را دوست داشتید و آن را مفید دیدید لطفا برای دوستان, همکاران و افرادی که فکر می کنید برای آن ها نیز مفید خواهد بود و از مطالب آن استفاده می کنند، بفرستید و لینک آن را به اشتراک بگذارید تا دیگران نیز بتوانند آن را بخوانند.روز و روزگار تون خوش و بی غممراقب خودتون و عزیزان تون باشیدpooyast– تابستان 1399</description>
                <category>Pouya</category>
                <author>Pouya</author>
                <pubDate>Sun, 13 Sep 2020 21:40:09 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه یک فریلنسر موفق شویم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@pooyast/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%DB%8C%DA%A9-%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%84%D9%86%D8%B3%D8%B1-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82-%D8%B4%D9%88%DB%8C%D9%85-ov7pgp3qbvkj</link>
                <description>چگونه یک فریلنسر یا آزادکار موفق شویم؟سلام و درود می فرستم خدمت همه دوستان و خوانندگان عزیزباز هم با یک مقاله دیگه از سری مقالات &quot;فریلنسینگ&quot; در خدمت تون هستم و خوشحالم از اینکه پیگیر مقالات و مطالب من هستید.اگر تازه به جمع ما اضافه شدید و این اولین مطلبی هست که از من می خونید می تونید مقاله های قبلی من رو هم داخل سایت مشاهده کنید و سری مقالات فریلنسینگ من رو از اول مطالعه کنید و بعد دوباره به این مقاله برگردید تا شما هم مثل بقیه دوستان از اول و ابتدا با این مفهوم و شیوه کاری بیشتر آشنا بشید و مباحث مختلفی که در موردشون تو مقاله های قبلی صحبت شده رو از دست نداده و نظرات و تجارب خودتون رو هم با من و بقیه به اشتراک گذاشته باشید.همچنین امیدوارم حال دل همه تون هم خوب و لب هاتون حتی تو این دوران قرنطینه خندان و چشماتون پر از برق امید باشه.بدون فوت وقت میرم که مطالب و مباحث این مقاله را شروع کنیم، پس با من همراه باشید.در مقاله &quot;فریلنسر یا آزادکار کیست؟&quot; قبل به تعریف لغت فریلنسر و بیان تاریخچه آن پرداختیم، سپس درباره اینکه &quot;فریلنسر ها چگونه پروژه می گیرند؟&quot; صحبت کردم و همچنین گفتم که از چه طریق و &quot;چگونه فریلنسر ها می توانند بازدهی خود را افزایش دهند؟&quot; حال در این مقاله می خواهم به این سوال بپردازم که  &quot;چگونه یک فریلنسر موفق شویم؟&quot; این مقاله در راستا و تکمیل کننده دو مقاله قبلی و  راه و روش های ارائه شده برای موفقیت در مسیر آزادکاری یا فریلنسری است. در نتیجه ممکن است تعدادی از موارد و نکاتی که در این مقاله مطرح شده مشابه با دو مقاله قبل و برای تاکید بیشتر بر آنها باشد.همچنین توصیه می کنم که اگر هنوز دو مقاله ی &quot;فریلنسر ها چگونه پروژه می گیرند؟&quot; و &quot;فریلنسر ها چگونه بازدهی خود را بالا می برند؟&quot; را مطالعه نکردید , حتما به آن ها نیز سری بزنید تا از مطالب، راه حل ها، ترفند ها و نکات ذکر شده در آن ها نیز استفاده کنید.مقدمه بی مقدمه!از آنجا که این مقاله بیشتر جنبه راه کاری و راه حلی دارد، پس بدون هیچ مقدمه و مطرح کردن سوالی به سراغ مراحل و کار هایی که برای رسیدن به موفقیت در آزادکاری-فارغ از تخصص و حرفه ای که در آن به صورت فریلنسری کار می کنید-باید انجام دهید، می روم.· روابط را دست کم نگیرید!هر فردی جدیدی که ملاقات می کنید، ممکن است کار فرمای بعدی شما باشد!دوستان، آشنایان، فامیل و حتی افرادی را که صرفا یک بار ملاقات کردید، فراموش نکنید! هر کدام از آن ها می توانند کارفرمای بعدی شما یا پل و واسطی برای رسیدن به پروژه دیگری برای شما باشند. پس به آن ها اطلاع دهید و در جریان شان بگذارید که مشغول به چه کاری هستید و در چه حوزه ای تخصص دارید و تجربه، حرفه و توانایی های خود را به آن ها معرفی کنید و راه های ارتباطی خود را نیز ارائه دهید تا شما را در ذهن و به یاد داشته باشند و بتوانند در زمان لازم مستقیم با شما ارتباط برقرار کرده یا شما را معرفی و توصیه کنند.· برندینگ و شبکه های اجتماعیهمان طور که در مقاله های پیشین نیز بیان و تاکید کردم، برند سازی شخصی را حتما جزو اولویت ها، برنامه ها و فعالیت های خودتان قرار دهید.اگر کسی شما را نشناسد، پروژه و پیشنهاد کار هم به سراغ تان نخواهد آمد.هر چند برندینگ و کارهایی که باید برای دیده شدن خود انجام دهید زمان بر و تا حدی خسته کننده و سخت هستند ولی اگر به درستی مدیریت شوند و ادامه پیدا کنند قطعا ارزش تلاش، و زحمات و انرژی ایی که برایشان صرف کردید را خواهند داشت.شبکه های اجتماعی امروزه مکان هایی هستند که امکان دیده و شناخته شدن و ارتباط برقرار کردن با مخاطبان و مشتریان آینده تان را به شما می دهند و از این جهت از اهمیت بسیار بالایی برخوردار هستند، همچین از آن ها به عنوان پورتفولیو و نمایشگاه آثار، سوابق و رزومه و مدارک تان نیز می توانید استفاده کنید.· اهداف بدون برنامه دقیق صرفا یک رویا هستند!اگر کار ها و فعالیت های زیادی را در سر می پرورانید و برای پروژه های آتی و کسب و کار و درآمد خود خواب و خیال های زیادی دارید؛ همینجا دست نگه دارید، چرا که بدون داشتن برنامه ریزی، تقسیم کار ها به بخش های کوچک تر، زمان بندی و اولویت بندی های حساب شده و اصولی، آن افکار و رویا ها تا آخر تنها در ذهن شما باقی خواهند ماند و نمی توانند به واقعیت تبدیل شوند.اهداف، آرزو ها و رویا هایتان باید برای شما موتور انگیزه باشد و به شما در مسیر، انرژی و نیرو دهند و شما را در راه نگه دارند اما این کافی نیست و اگر صرفا به این موضوع اکتفا کنید مانند ماشینی سرگردان در جاده ها، با باکی پر خواهید بود و لازم نیست که اشاره کنم وقتی به بیراهه و ناکجا آباد می روید، دیر یا زود سوخت تان نیز در بین راه تمام خواهد شد. پس اهداف خود را اولویت بندی، تقسیم و سپس بر اساس بزرگی، اهمیت و شرایط، زمان بندی ایی برای رسیدن به آن ها تعیین کنید و در حین مسیر و با رسیدن به هر کدام از از بخش های یک هدف، جایزه ای کوچک به خود دهید و خود را آماده و متمرکز نگه دارید.· حواستان به فرصت های کوچک هم باشدزمان هایی وجود دارد که پیشنهاد ها و پروژه های کوچکی به سمت شما می آید.خصوصا در ابتدا و اگر تازه شروع به کار کرده باشید ممکن است تا مدتی اوضاع به همین شکل و منوال باشد. نمیخواهم بگویم هر پیشنهادی با هر شرایطی که به شما شد بدون لحظه ای درنگ باید آن را بپذیرید و هیچ کدام را از دست ندهید، صرفا میخواهم این نکته را یادآور شوم که فقط به دلیل کوچک، ساده یا کم درآمد بودن یک پروژه و پیشنهاد آن را رد نکنید و بیشتر درباره آن فکر و بررسی کنید. اگر فریلنسر شناخته شده ای هستید و درآمد خوبی هم دارید، نه از نظر مالی نیازی به چنین پروژه هایی دارید و نه احتمالا زمان و فشار کاری به شما اجازه می دهد که سمت چنین پروژه هایی بروید ولی اگر تازه شروع به کار کرده اید و در ابتدای راه هستید برای بیشتر شناخته شدن و اعتماد سازی شاید بهتر باشد گوشه چشمی هم به این گونه از پیشنهادات داشته باشید و همه ی آنها را در لحظه رد نکنید و نادیده نگیرید.· رقبای خود را بشناسیداز رقیبان، همکاران و افرادی که در حوزه کاری شما خدمات مشابهی را ارائه می دهند فراری نباشید و دوری نکنید. عملکرد شما وقتی بهتر می شود و می توانید بیشتر رشد کنید که از رقیبان تان، سطح دانش، توانایی ها و فعالیت هایشان آگاه و با خبر باشید و دیدی کلی نسبت به آن ها و شرایط داشته باشید تا بتوانید و بدانید که در چه مواردی ضعف دارید و روی چه مهارت هایی باید بیشتر کار کنید و چه خدمات و ارزش افزده ی بیشتری نسبت به رقبا می توانید به مخاطبین و کارفرمایان خود ارائه دهید. علاوه بر اینها با ایجاد ارتباط و گسترش شبکه خود، هم می توانید به بیشتر شناخته شدن و دیده شدن خودتان کمک کنید، هم در این بین شاید دوستانی جدید پیدا کنید که علاوه بر حوزه کاری، در زندگی و سایر زمینه ها نیز همراه و کنار شما هستند. همینطور فرصت این را پیدا می کنید تا از رقبای خود بیاموزید و خود را بهبود و ارتقا دهید. بعلاوه با این کار فرصت فعالیت های گروهی و چند نفره نیز برای شما فراهم می شود که برای هر دو یا چند طرف می تواند سود آور و برد برد باشد.از وبینار و کلاس ها و کورس های آموزشی گرفته تا تولید پادکست و برگزاری جلسات و دورهمی ها و گفت و گو های حضوری با افراد شاخص و با تجربه در حوزه تخصص تان و شرکت کردن سایر افراد مشتاق و علاقه مند و به اشتراک گذاری تجارب و نظرات و دانش تان با همدیگر. ( هر چند این مورد آخری با توجه به این شرایط قرنطینه و همه گیری، از امکان اجرایی و پتانسیل کمتری برخوردار است.)· کارت ویزیت خودتان را آماده کنیدهر چند اکثر فریلنسر ها به صورت مجازی و راه دور کار های خود را انجام می دهند اما داشتن کارت ویزیت مخصوص به خودتان نیز خالی از لطف نیست و در مواجه با افراد و موارد و زمان هایی که می خواهید به صورت حضوری خود را معرفی کنید و درباره تخصص ها و مهارت های کاری و رزومه تان صحبت کنید، جنبه ای حرفه ای تر و رسمی تر به شما می دهد و همچنین احتمال در خاطر ماندن و به ذهن سپردن نام و حرفه شما را نیز در ذهن مخاطب بیشتر می کند و علاوه بر این، امکان ارتباط راحت تر و موثر تری را برای کارفرما با شما فراهم می کند.همینطور می توانید علاوه بر نوشتن شماره تماس، راه های ارتباطی و شبکه های اجتماعی خود، لینک سایت یا حتی فایل رزومه و تعدادی از نمونه کار های خود را داخل یک QR CODE ذخیره کنید و آن را روی کارت ویزیت خود قرار دهید تا هم بیش از پیش حرفه ای و به روز تر به نظر بیایید و هم مخاطب را به چک کردن و بررسی رزومه، نمونه کار ها و اطلاعات خود بیشتر ترغیب کنید. بعلاوه مخاطبان تان از اینکه راه مستقیم،  راحت و سریعی برای بررسی رزومه، سوابق و نمونه کار هایتان به آن ها داده اید و در وقت آن ها صرفه جویی کردید، قطعا خوشحال خواهند شد.· مدیریت مالی داشته باشداگر هزینه های خود را مدیریت نکنید ممکن است شبانه روز کار کردن هم دیگر فایده نداشته باشد!چه یک فریلنسر با سابقه باشید یا اینکه به تازگی به این دنیا وارد شده باشید مدیریت مالی و حساب کتاب درباره دخل و خرج و مدیریت درآمد هایتان چیزی است که به آن نیاز خواهید داشت؛ وگرنه، حتی اگر درآمد چند ده میلیونی هم داشته باشید، بعد از مدت کوتاهی و وقتی مانده حساب تان را چک میکنید با صفر هایی بسیار کمتر از چیزی که در تصور داشتید روبرو می شوید و حال اگر بدهی و قسط ها نیز داشته باشید، دیگر به دردسر افتاده اید!امروزه روش های زیادی برای مدیریت هزینه ها و درآمد ها وجود دارد و این دیگر به شما بستگی دارد که بخواهید روی کاغذ و به صورت دست نویس حساب کتاب هایتان را ثبت کنید یا از برنامه های صفحه گسترده مثل اکسل و امثال آن استفاده کنید یا از اپ ها و سایت هایی که چنین خدماتی را ارائه می دهند و امکان همگام سازی حساب کاربر بین دستگاه های مختلف را هم دارند استفاده کنید.در ابتدای کار و خصوصا ثبت کردن هر هزینه ای که انجام می دهید شاید کار سخت و خسته کننده ای باشد ولی به مرور و وقتی نتایج آن را ببینید و بتوانید هزینه هایتان را کنترل کنید و مدیریت بهتری بر شرایط مالی داشته باشید، دیگر خودتان مشتاق می شوید، برایتان عادی شده و ناخودآگاه به این کار ادامه می دهید.· برای خود زمان شروع و پایان کار تعیین کنیداز آنجایی که اغلب فریلنسر ها در محیط خانه و جایی که زندگی می کنند به کار و فعالیت مشغول هستند کنترل زمان و ساعت کاری و تایم هایی که در این بین تلف می شود از اهمیت بیشتری برخوردار است و تاثیر مستقیمی رو بازده و بهره وری آن ها می گذارد.وقتی در خانه کار می کنید، عواملی که حواس شما را پرت کنند بیشتر شده و همچنین حس محیط کار و شرایط جدی و رسمی به شما دست نمی دهد و از طرفی دیگر اینکه رئیس و فردی بالای سر شما نیست و نباید به او گزارش و جواب پس دهید، دست به دست هم می دهند تا بعد از یکی دو ساعت کار کردن، خود را روی کاناپه و مشغول دیدن فیلم و برنامه های تلویزیونی یا در حال چت کردن و صحبت با دوستان و چک کردن شبکه های مجازی پیدا کنید!اینکه خودتان رئیس خودتان هستید و می توانید تایم های کاری شناوری داشته باشید و شرایط و زمان کاری را برای خودتان انتخاب کنید به خودی خود چیز خوبی و در واقع عالی است! ولی اگر برنامه ریزی و زمان بندی های درستی نداشته باشید و در زمان کار و انجام فعالیت های کاری تان جدی نباشید و باعث می شود که مدت ها بیکار بمانید یا حداقل پروژه ها را با تاخیر آماده و ارسال کنید و در نتیجه کارفرمایان از شما ناراضی خواهند شد و ممکن است فرصت های بعدی همکاری با آن ها را نیز از دست بدهید. پس در زمان کار فقط کار کنید و اجازه ندهید چیز دیگری حواستان را پرت کند؛ ساعت کاری معقول و استانداردی را برای خود تعیین کنید و در نظر بگیرید و این را بدانید که هر چه اکنون به خود آسان بگیرید از آن طرف و خصوصا در دراز مدت شرایط سخت تری به شما تحمیل می شود و حتی ممکن است مجبور شوید برای اینکه درآمد تان کفاف هزینه هایتان را بدهد (تازه اگر بتوانید!) چندین پروژه همزمان بگیرید و حتی چند روز نخوابید! پس گول شرایط و اینکه در خانه هستید را نخورید و مصمم و با برنامه ریزی و حساب شده کار کنید و به تایم های کاری ایی که هر روز برای خود مشخص می کنید پایبند و متعهد باشید و از زیر آن در نروید و آن را به استراحت و گشت و گذار در اینترنت و کار های دیگر نگذرانید.· بازخورد بگیرید!هر از چند مدتی و بعد از انجام دادن پروژه ها از کارفرمایان خود و حتی مخاطبینی که شما را در شبکه های اجتماعی دنبال می کنند و نمونه کار ها و فعالیت های شما را دیده اند، بازخورد بگیرید، نظر خواهی کنید و از آن ها بخواهید که نقاط ضعف و مشکلات کارتان را به شما بگویند، به حرف های آن ها گوش دهید و نظر ها و صحبت هایشان را بررسی و به آن ها توجه کنید، حتی اگر تخصصی در زمینه کاری شما نداشته باشند ولی به عنوان فردی از بیرون و با دیدی متفاوت، حسی که از کار شما گرفته اند را برایتان بازگو کرده اند و در نتیجه ممکن است که نکاتی را دیده باشند و به مواردی توجه کرده باشند که خود شما به علت اینکه ساعت ها و حتی روز ها درگیر آن پروژه و فعالیت بوده اید ندیده باشید و به نظر تان نیامده است و همین نظر و دیدگاه هر چند ساده و غیر متخصصانه ممکن است زمینه ساز جرقه و ایده ای تازه در شما و شروع به تغییر دادن یک مورد و بهبود آن یا حتی آغاز یک فعالیت جدید مرتبط شود!· فقط برای پول کار نکنید!مشخصا هیچ کس از پول بدش نمی آید و همه ی این حرف ها و کار ها هم برای این است که بازدهی و موفقیت خود و در نتیجه تعداد پروژه ها، سفارشات و نهایتا درآمد خود را افزایش دهید ولی در این بین نکته دیگری نیز هست. اینکه صرفا به دنبال پول باشید و بخواهید برای هر کار و فعالیت و خدمتی که رائه می دهید پول بگیرید در دراز مدت باعث کاهش سود و اعتماد دیگران به شما و حتی منزوی و منفور شدن شما از نظر دیگران می شود!کارفرمایان شما وقتی بفهمند که صرفا به دنبال گرفتن پول هستید و تمامی فکر و ذهن شما از زمان شروع کار رسیدن به پول تعیین شده بوده است قطعا از درصد اعتمادی که به شما داشتند کم می شود و حس بدی به آن ها دست می دهد و با خود فکر می کنند که کیفیت کار و نتیجه نهایی و برآورده کردن خواسته و نیاز آن ها برای شما اهمیتی نداشته و از هیچ اولویتی بر خوردار نیست و کل فکر شما در پی زودتر تمام شدن پروژه و گرفتن پول از آنها است! چنین کارفرمایی قطعا بعد از اتمام پروژه (اگر شانس بیاورید و در حین کار با او دچار مشکل نشوید و با شما قطع همکاری نکند) در مورد شما نه تنها توصیه ها و تبلیغات مثبتی انجام نمی دهد و شما را برای انجام کار به دیگران پیشنهاد نمی دهد و پروژه های بعدی خودش را هم با شما انجام نخواهد داد، بلکه یک تنه می تواند به کل شهرت و آبرو و اعتباری که تا اکنون جمع کرده و به دست آورده اید هم لطمه بزند، آن را خراب کند و از بین ببرد.این مورد برای فالوور ها و سایر مخاطبان شما نیز صدق میکند و آن ها هم اگر چنین رفتاری از شما ببیند و همچین حس و تصوری از شما برایشان شکل بگیرد، از شما زده می شوند، فاصله می گیرند و ارتباط و تعامل شان به مرور کمتر و در نهایت شما را آنفالو کرده یا حداقل برای پست ها و مطالب شما لایک و کامنتی نمی گذارند و آن ها را هم شِیر نمی کنند.پس علاوه بر اینکه تمرکز خود را بر درآمد زایی گذاشته اید فعالیت های جانبی رایگان و داوطلبانه نیز داشته باشید، به دیگران کمک کنید و به سوال هایشان پاسخ دهید و اگر در حیطه تخصصی شما مشکلی دارند سعی کنید مشکل شان را حل کنید و به رایگان به آن ها مشاوره دهید و نشان که به آن ها اهمیت می دهید. همچنین با کارفرما های خود به گونه ای رفتار کنید که حس کنند و متوجه شوند که کار و خواسته و نیاز آن ها برای شما اولویت دارد و کارایی، نتیجه و کیفیت خدمتی که به آن ها ارائه می دهید برای شما مهم است و می توانند روی شما حساب کنند و از اینکه شما بهترین راهکار ها و پیشنهاد ها را به آن ها می دهید و به فکر کسب و کار و موفقیت شان نیز هستید مطمئن شوند و بتوانند به شما اعتماد کنند.· یک وبلاگ یا وب سایت داشته باشیدعلاوه بر شبکه های اجتماعی و راه های ارتباط گوناگونی که دارید، داشتن یک وب سایت یا حتی وبلاگ کاری نیز به شناخته شدن و برند شدن شما کمک می کند.همچنین می توانید ارتباط خود با مخاطبان تان را افزایش دهید و با گروه و دسته ای دیگر از افراد آشنا شوید و شبکه سازی کنید. در عین حال تبلیغ و پروموت خودتان، محصولات و خدمات تان در سایت یا وبلاگ خود قطعا راحت تر و کم هزینه تر خواهد بود و دست تان هم برای ایجاد انواع تغییرات و افزودن ویژگی های مختلف خیلی باز تر است. البته باید دقت کنید که در این کار زیاده روی نکنید و وب سایت خود را به یک وب سایت تبلیغاتی و پر از بنر ها و پیشنهادات و پکیج های مختلف که کاربران را فراری می دهد تبدیل نکنید. در عین اینکه به معرفی و تبلیغ محصولات و توانمندی ها و مهارت های خود می پردازید، محتوای با ارزش، خدمات مشاوره، پرسش و پاسخ، پشتیبانی رایگان و موارد ارزشمند دیگری هم ارائه کنید تا مخاطبان و بازدید کنندگان شما ترغیب شوند که دوباره و دوباره به وب سایت شما سر بزنند و آن را چک کنند.· به روز باشید!قطعا هیچ کارفرمایی نمی خواهد پروژه و خروجی کاری که به او تحویل می دهید بر اساس و طبق استاندارد های چندین سال پیش باشد یا از طرح ها و سبک های دهه های گذشته! استفاده کنید و همچنین کار شما تکراری و مشابه طرح ها و کار های دیگر باشد و با اندکی جست و جو بتوان به موارد مشابه زیادی از آن ها دست پیدا کرد.این مورد خصوصا در حوزه های برنامه نویسی، تحلیل داده و آمار، امنیت و شبکه و طراحی ( منظور هر نوعی از طراحی، چه طراحی محصول، طراحی صنعتی، بسته بندی، چه طراحی داخلی و ساختمان، چه طرح های گرافیکی، موشن و تیزر، لوگو و هویت بصری و ... است) بیشتر اهمیت و جلوه پیدا می کند و افرادی که در چنین حوزه های کار می کنند به شدت نیاز دارند که دانش خود را تا جای ممکن به روز و همگام با روند و جهت گیری هر کدام از این حوزه ها نگه دارند و در زمینه کاری شان مطالعه های فراوان داشته باشند و دوره های آموزشی مختلف ببینند و مهارت ها و توانایی های خود را به روز و متناسب با نیاز ها و خواسته بازار و کارفرمایان نگه دارند.· استراحت و توجه به سلامتی فراموش نشود!بدن و ذهن شما مهم ترین دارایی های شما هستند، پس به خوبی از آنها مراقبت کنید.در آخر و برای یادآوری و تاکید بیشتر باید این مورد را ذکر کنم که هیچ چیز مهم تر از سلامتی و حال جسمی و ذهنی شما نیست و اگر می خواهید در کار تان هم موفق شوید- جدا از اینکه چه حرفه و تخصصی دارید- باید به سلامتی خود توجه ویژه ای داشته باشید و زمان های مشخصی در روز و هفته را به پیاده روی, ورزش و نرمش، مدیتیشن و خلوت با خودتان اختصاص دهید. همچنین خوراک و تغذیه شما تاثیر مستقیم روی عملکرد و بازدهی شما و حتی خواب شما دارند و از مصرف میوه، سبزی ها و لبنیات و سایر مواد غذایی سالم و مفید غافل نشوید و تا جایی که می توانید از غذا های حاضری و فست فود دوری و پرهیز کنید و در طول شبانه روز به میزان کافی آب بخورید به اندازه نیاز بدن تان بخوابید و استراحت کنید.حرف آخردر این مقاله سعی کردم پیرو مطالب دو مقاله قبل و به عنوان تکمیل کننده آن ها موارد و موضوعاتی را ذکر کنم که در موفقیت و رشد شما به عنوان یک فریلنسر تاثیر گذار است. امیدوارم عناوین و مواردی که بیان کردم برایتان مفید و کاربردی بوده باشد و توانسته باشید از محتوای این مقاله استفاده لازم را ببرید. همچنین امیدوارم که نظرات و تجریبات خود را با من و سایر خوانندگان در میان بگذارید و این مقاله را برای دوستان و افرادی که فکر می کنید خواندن این مقاله به آن ها کمک می کند به اشتراک بگذارید.روز و روزگار تون خوش و بی غممراقب خودتون و عزیزان تون باشیدpooyast – تابستان 1399</description>
                <category>Pouya</category>
                <author>Pouya</author>
                <pubDate>Sun, 06 Sep 2020 19:59:23 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فریلنسرها چگونه بازدهی خود را بالا می برند؟</title>
                <link>https://virgool.io/@pooyast/%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%84%D9%86%D8%B3%D8%B1-%D9%87%D8%A7-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%87%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%A7%D9%84%D8%A7-%D9%85%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF-xeva1otwdtnl</link>
                <description>فریلنسر ها چگونه بازدهی خود را بالا می برند؟سلام و درود به همه خوانندگان و مخاطبان عزیزامیدوارم در حال سپری کردن اوقات خوبی کنار خانواده باشید و از این روز های تابستونی به بهترین نحو استفاده کنید. همچنین حتما تو این روز ها بیشتر مراقب خودتون و عزیزان تون باشید.در اولین مقاله این سری یعنی &quot;فریلنسر یا آزادکار کیست؟&quot; و بعد از تعریف مفهوم و تاریخچه کلمه &quot;فریلنسر&quot; و بیان معایب و مزایا، چالش ها و فرصت ها و همینطور پاسخ به سوال &quot;فریلنسر ها چگونه پروژه می گیرند؟&quot; در این مقاله می خواهیم راه ها و ترفند های افزایش بهره وری و بازدهی فریلنسر ها را بررسی و درباره آن ها با یکدیگر گفت و گو کنیم.برای شروع بیایید ابتدا مواردی که بهره وری شما را کاهش می دهند و تاثیر منفی بر کار شما گذاشته و انرژی شما را می گیرند را با هم بررسی و برای حل و برطرف کردن آن ها راه حل ها و پیشنهاد هایی ارائه دهیم، سپس موارد و ترفند هایی که منجر به بهبود بازدهی شما می شوند را عنوان کنیم.کار هایی که نباید انجام دهید!مدیریت زمان و کار ها علاوه بر برنامه ریزی درست و عمل به آن، شامل جلوگیری از هدر رفت و اتلاف وقت هم می شود و این کنترل و تنظیم کار ها قطعا تاثیر مستقیم و بسزایی در بهبود یا از بین بردن بهره وری و بازدهی شما دارند.مواردی هستند که علاوه بر اتلاف زمان، تمرکز شما را نیز از بین می برند و ذهن شما را بیشتر خسته و درگیر کرده و در نهایت انرژی بیشتری از شما گرفته و بازدهی شما را کم می کنند.در این قسمت به تعدادی از این موارد می پردازیم و سعی می کنیم توضیحات و راهکار هایی پیرامون آن ها ارائه دهیم.· بی برنامه کار کردنبرنامه ریزی صرفا مخصوص سازمان ها و شرکت های یا افراد و زمان های خاص نمی شود.اگر ندانید که چه کاری می خواهید انجام دهید، نمی دانید هم که به کجا خواهید رفت و چه آینده و مسیری در پیش رو دارید. در زندگی بی برنامه، هر روز صرفا تکرار روز گذشته است و با گذشت مدت ها و هفته ها، شما همچنان کاری از پیش نخواهید برد و در جای خود درجا می زنید.اگر برنامه ای نداشته باشید خود را مشغول به انجام کار های بی ربط و بی هدف پیدا می کنید و با این وضعیت نه می توانید به همه کار ها برسید، نه اینکه با کیفیت و به موقع آن ها را تمام کنید.· یادداشت نکردنبرنامه و اهداف یادداشت و ثبت نشده، خیالی و رویایی بیش نیستند.اولین قدم برای اینکه به صورت جدی شروع به انجام کار ها کنید این است که مواردی که باید انجام دهید را جایی ثبت و یادداشت کنید.برخی از افراد به سادگی کارهایی که باید انجام دهند را فراموش می کنند و از یاد می برند ولی اگر جزو آن دسته نباشید و هر چقدر هم که ذهن خوبی داشته باشید، وقتی کوهی از کار ها و وظایف بر سر شما ریخته باشد، پیش آمدن یک مشکل یا اتفاق غیر منتظره می تواند ذهن شما را بهم ریخته و برنامه ذهنی شما را مختل و کنترل امور و کار ها را از دست تان خارج کند ولی اگر همه موارد را در جایی ثبت کرده باشید با یک مرور ساده و سریع دوباره به مسیر اصلی باز میگردید و در هر زمان می دانید که باید چه کاری را انجام دهید و به چه چیزی رسیدگی کنید.· اولویت بندی نداشتنیادداشت کردن، قدم اول و از الزامات است اما کافی نیست.شما باید بدانید و برایتان واضح باشد که در هر زمان مشخص و در هر روز، اولویت هایتان برای انجام کار ها چیست و انجام دادن چه کاری بر چه کار دیگر ارجعیت دارد، در غیر این صورت چند ساعت قبل از به پایان رسیدن زمان تحویل پروژه تان، خود را در حال گفت و گوی تلفنی با یکی از دوستان قدیمی پیدا می کنید، در حالی که حتی نصف کار های پروژه را هم انجام نداده اید و به پایان نرسانده اید!اولویت بندی کار ها علاوه بر امکان دسته بندی و سازماندهی کار ها، کار های کم اهمیت تر و مواردی که می توانید به بعد موکول کنید یا به طور کل حذف کنید را نیز برایتان مشخص و واضح می کند، در نتیجه می توانید بهتر و درست تر تصمیم بگیرید و کار ها و وظایف خود را مدیریت و برای آن ها برنامه ریزی کنید.· کار ها را به بعد موکول کردناز نظر شخصی من، یکی از بزرگترین آفات کار، مدیریت زمان و عمل به برنامه ریزی ها ، به تعویق انداختن کار ها است.در بعضی از شرایط و موارد و زمان هایی که لازم است دوباره تصمیم گیری کنید و وضعیت و روند و کارآمدی برنامه ها را بسنجید، عقب انداختن برخی کار های دیگر شاید اتفاق بدی نباشد ولی اگر بجز موارد و موقعیت های خاص این کار را انجام دهید، خصوصا اگر برایتان به عادت تبدیل شود، به تنهایی می تواند عامل شکست و از بین رفتن همه زحمات، اهداف و برنامه هایتان شود. پس به شدت مراقب این موضوع باشید و اجازه ندهید که از کنترلتان خارج شود و رفتار روزمره و همیشگی شما تبدیل شود.· موازی کاری هاهمان طور که در مقاله قبلی نیز به این موضوع اشاره شد، انجام همزمان چند کار علاوه بر این که تمرکز و بهره وری شما را کاهش می دهد، ذهن و جسم شما را نیز خسته می کند و برخلاف تصور، اکثرا زمان بیشتری هم از شما می گیرد و در عین حال احتمال وقوع خطا و اشتباهات شما را نیز زیاد تر کرده و می تواند منجر به دوباره کاری شما برای رفع نواقص و اشتباهاتی که انجام دادید شود.انجام همزمان چند کار می تواند برنامه ریزی ها و اولویت بندی های شما را هم دچار مشکل و شما را بیشتر گیج کند و فشار و استرس شما را چندین برابر کرده و علاوه بر اثرات مخرب کوتاه مدت می تواند اثرات زیان بار و جبران ناپذیر بلند مدت جسمی و روحی نیز برای شما به ارمغان بیاورد.· حواس پرتی های کوچک و بزرگاز آن جایی که معمولا محل کار و زندگی یک فریلنسر یکسان است و اغلب آزادکار ها در خانه و منزل خود مشغول به کار هستند و به دلیل اینکه قوانین و سخت گیری و شرایط رسمی محیط کاری دیگر وجود ندارد، احتمال اینکه حواس شما بیشتر پرت شود و مشغول به چیز های دیگری غیر از کار ها، برنامه ها و اولویت های خود شوید بیشتر است. پس علاوه بر اینکه باید سعی کنید تمرکز خود را حفظ کنید و از برنامه های خود خارج نشوید و به کار های دیگر مشغول نشوید، می توانید با تغییر دکوراسیون یا انتخاب اتاق و مکان خاصی برای کار، میزان این حواس پرتی ها را کاهش داده و سعی کنید محیط را به گونه ای تغییر دهید و آماده کنید تا به هنگام کار حس جدی و رسمی تری به شما بدهد و عوامل حواس پرتی را تا جایی که می توانید کم و از خود دور کنید.علاوه بر این موارد سعی کنید به هنگام کار، خصوصا اگر حرفه شما به صورتی است که نیاز است مدام در اینترنت و فضای مجازی جست و جو کنید، از پرسه زدن ها و سرچ های بیهوده و غرق شدن در مطالب بی ربط و خواندن خبر ها و مطالب بی ارتباط جدا خودداری کنید.اگر نمی توانید خودتان را کنترل کنید و این کار برایتان سخت است، برنامه ها و افزونه های مختلف و زیادی چه برای موبایل و چه به صورت دسکتاپ و برای مرورگر های مختلف وجود دارند که میتوانید با استفاده از آن ها، محدودیت های مختلف زمانی برای استفاده از برنامه هایی که حواس شما را پرت می کنند یا سایت هایی که مربوط به کار شما نمی شوند تعیین کنید و دسترسی خود را در زمان انجام پروژه ها به این قبیل از عوامل حواس پرتی و اتلاف وقت، محدود کنید.در زمان کار اگر نیاز به وسیله ای خاص که ممکن است حواستان را پرت کند ندارید می توانید آن را برای مدتی که مشغول به کار هستید از خودتان دور کنید یا به هر نحو و روش کاری کنید که به سمت آن نروید و به یاد آن نیوفتید.مثلا می توانید گوشی و تبلت خود را اگر در طول کار به آن نیاز پیدا نمی کنید خاموش و در جایی دور تر از محل کار خود قرار دهید تا نه توسط تماس و اعلان های آن حواستان پرت شود و تمرکز خود را از دست دهید و نه خود به خود و با دیدن آن به چک کردن پیام های جدید و شبکه های اجتماعی تان وسوسه شوید.· مدام جلوی نمایشگر های مختلف بودندر زمان استراحت قدری از محیط کاری فاصله بگیرید و ذهن خود را آزاد کنیدهمه ما انسان ها در طول روز و بعد از گذراندن ساعتی مشغول به کار بودن نیاز به استراحت و تجدید قوا داریم.مشکل از آنجا شروع می شود که در دنیای ماشینی امروز، بسیاری از حرفه ها و خصوصا فریلنسر ها ساعات طولانی و زیادی را در مقابل نمایشگر کامپیوتر و لپ تاپ و گاهی هم موبایل هستند و تخصص و زمینه شغلی و کاری آن ها این شرایط را ایجاب می کند، اما متاسفانه اکثر ما بعد از آنکه کارمان تمام هم می شود یا در بین آن به کمی استراحت مشغول می شویم، باز هم به سراغ کامپیوتر و موبایل خود رفته و شروع به چک کردن اخبار و شبکه های اجتماعی و پیام ها می کنیم.این کار بجز خستگی بیشتر برای ذهن و افزایش آسیب به چشم ها و در دراز مدت سردرد ها و کاهش توانایی تمرکز و در پی این موارد کاهش ساعات کاری و بازدهی، چیزی برای شما به ارمغان نمی آورد.اگر می خواهید استراحت کنید و نیاز به فاصله ای کوتاه دارید، پس واقعا استراحت کنید و از جلوی نمایشگر و سیستم تان بلند شوید و مشغول فعالیت و کار دیگری و به دور از آن فضا شوید.چیزی بخورید، چایی بنوشید، با سایر اعضای خانواده مشغول به صحبت شوید، چند صفحه ای کتاب بخوانید، بوی کاغذ، صدای ورق خوردن صفحات و لمس کردن نوشته ها را تجربه و حس کنید یا اصلا چشمان خود را ببندید و برای مدتی در سکوت دراز بکشید یا اگر دوست دارید به موسیقی ملایمی گوش دهید.این رفتار ها را تبدیل به عادت کنید!تعدادی از مواردی که انجام کار ها و بهره وری شما را می توانند مختل کنند، با هم بررسی کردیم، حال اجازه دهید نگاهی به چند موضوعی که می توانند بازدهی شما را بالاتر ببرند و به شما کمک کنند، داشته باشیم.· فقط کار های مهم را انجام دهیدبرنامه ریزی و اولویت بندی را فراموش نکنید و دست کم نگیرید!پس از آن که کار ها را اولویت بندی کردید، کار های ضروری و مهمی که باید امروز حتما انجام دهید را جدا و انتخاب کنید و فقط روی انجام آن ها به بهترین نحو تمرکز کنید.سعی نکنید که همه کار های داخل لیست روزانه تان را انجام دهید و لیست را حتما به پایان برسانید. سه کاری که در ابتدای لیست و اولویت شما قرار دارند را انتخاب و به ترتیب شروع به انجامشان کنید و اگر بعد از تمام کردن آن ها و استراحت و خستگی در کردن، باز هم فرصت داشتید، به انجام کار ها و موارد بعدی لیست بپردازید و ادامه دهید.با این روش دغدغه، استرس و درگیری های ذهنی را هم برای خود کم تر کرده و در پایان آن روز می توانید بگویید که روز موفقی داشته اید.· نه گفتن را یاد بگیریدشاید در ابتدا سخت باشد، خصوصا وقتی دوستان و آشنایان از شما درخواست انجام دادن کاری را دارند، ولی با تمرین و پس از مدتی می توانید به کار هایی که نمی خواهید یا نمی توانید انجام دهید و شرایطش را به هر دلیل ندارید، نه بگویید، آن ها را به تاخیر بیندازید یا به دیگران محول کنید.شما زمان و همینطور انرژی محدودی دارید، پس باید آن را به بهترین نحو ممکن مدیریت کنید.فقط کارهایی را قبول کنید که می توانید در زمان مشخص شده و به بهترین نحو انجامشان دهید و از اولویت ها و اهداف شما هم به دور و در تضاد با آن نیستند.· خوب و به اندازه بخوابید و استراحت کنیدبا کم خوابیدن و استراحت نکردن شاید بتوانید در کوتاه مدت کار های بیشتری انجام دهید ( تازه اگر همان ها را بتوانید به خوبی و بدون مشکل به پایان برسانید! ) ولی در دراز مدت برخلاف چیزی که اکثرا تصور می کنند، کار بیشتری انجام نخواهید داد و بالاخره یک جایی کم می آورید و چنین روشی تمرکز، سلامتی، انرژی و حتی زندگی شخصی شما را نیز تحت تاثیر قرار داده و آن را دچار مشکل می کند.· بیش از حد درگیر جزییات و پیچیدگی ها نشویدتوجه بیش از حد به موارد ریز و کوچک و جزییات می تواند کار های ساده و عادی را به کار های پیچیده و چالش ساز و زمان انجام پروژه را هم تا چند برابر افزایش دهد. علاوه بر این موضوعات، ادامه این کار و تبدیل شدن آن به یک عادت می تواند در جنبه های دیگر زندگی شما تاثیر بذارد و باعث آزار و اذیت خودتان نیز شود.در هنگام انجام دادن پروژه، ابتدا کار و موارد اصلی را تکمیل و تمام کنید و بعد از آن، میزانی مشخص و منطقی از زمان را برای بهبود و کار روی جزییات و موارد خاص اختصاص دهید. سعی نکنید که چیزی عاری از هر گونه مشکل و کامل و بی نقص بسازید و ایجاد کنید، در غیر این صورت مجبور می شوید بقیه زندگی خود را صرف رفع مشکلات کار خود کنید و این چرخه و داستان تا آخر ادامه پیدا می کند!· تغذیه مناسب و ورزش را فراموش نکنیدسبک زندگی سالمی را برای خود انتخاب کنید و به آن پایبند بمانیدفکر نکنید که با ورزش نکردن و خوردن غذا های حاضری و آماده و اختصاص دادن وقت آن ها برای کار دارید در زمان صرفه جویی می کنید و بهره وری خود را افزایش می دهید!زمان محدودی که با این روش ها ذخیره می کنید شاید به زودی نه، ولی در آینده قطعا گریبان تان را خواهد گرفت و آن وقت مجبور خواهید شد که چند برابر این زمان را برای بهبود و بازگشت سلامتی تان صرف و بخش زیادی از درآمد تان که برای آن به سختی زحمت کشیده بودید را هم خرج هزینه های درمان و دارو و دکتر کنید. پس متعادل و فکر شده کار و زندگی کنید، از خودتان مراقبت کنید و سبک زندگی سالمی را برای خود انتخاب کنید و مطمئن باشید که این کار به بهره وری شما در طولانی مدت نیز کمک خواهد کرد.کلام آخردر این مقاله سعی کردیم به موارد مختلفی که می توانند در بازدهی و بهره وری شما تاثیر داشته باشند بپردازیم و نکاتی را هم پیرامون آن ها بیان کنیم.ممنون از اینکه تا آخر مقاله همراه ما بودید.امیدوارم که از مطالب این مقاله بهره لازم را برده باشید و حین کار و انجام پروژه هایتان از راهکار های ارائه شده استفاده کنید و برای شما موثر باشند.لطفا نظرات و پیشنهادات خود را درباره این مقاله و محتوای آن با ما در میان بگذارید و از تجربه های خود یا اطرافیان تان در این زمینه برای ما و سایر مخاطبان بگویید. همچنین لطفا این مقاله را با دوستان، آشنایان و همکاران تان نیز به اشتراک بگذارید تا آن ها هم بتوانند از مطالب ارائه شده استفاده کنند و نظرات خود را بیان کنند.روز و روزگار تون خوش و بی غممراقب خودتون و عزیزان تون باشیدتابستان 1399</description>
                <category>Pouya</category>
                <author>Pouya</author>
                <pubDate>Sat, 29 Aug 2020 16:00:22 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فریلنسر ها چگونه پروژه می گیرند؟</title>
                <link>https://virgool.io/applymag/%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%84%D9%86%D8%B3%D8%B1-%D9%87%D8%A7-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D9%BE%D8%B1%D9%88%DA%98%D9%87-%D9%85%DB%8C-%DA%AF%DB%8C%D8%B1%D9%86%D8%AF-hbxghouzpcxm</link>
                <description>فریلنسر ها چگونه پروژه می گیرند و شروع به کار می کنند؟از بین بیش از 3.5 میلیارد نیروی کار در سراسر جهان، حدود 1.1 میلیارد آن ها فریلنسر ها هستند! و در سال 2019 بیش از 57 میلیون نفر از این فریلنسر ها در خانه مشغول به کار بودند.این آمار ها نشان از اهمیت بی چون و چرای سبک کاری فریلنسری و افزایش روز افزون آن می دهند. سبک کاری که شاید در کشور ما مدتی کوتاه اما در دنیا مدت ها است که وجود دارد اما در سال های اخیر روی آوردن به آن رشد چشمگیری داشته و به محبوبیتی فراتر از حد انتظار رسیده است.در مقاله قبل یعنی &quot; فریلنسر یا آزادکار کیست؟ &quot; به تعریف این لغت، بیان ریشه و تاریخچه آن، تعدادی از مزایا و در انتها نیز به طور خلاصه به چند چالش آن پرداختم.در این مقاله اما می خواهم به طور عمیق و مفصل تر به سوالات، ابهامات، چالش ها و مشکلات پیرامون فریلنسینگ یا آزاد کاری بپردازم و همچنین به این سوال پاسخ دهم که &quot;فریلنسر ها چگونه پروژه می گیرند؟&quot;  و در این میان از روش هایی و راهکار هایی برای شروع و ورود به دنیای فریلنسینگ و آغاز به کار نیز خواهم گفت.پس با من در این مقاله همراه باشید.بیایید ابتدا با یکی از بزرگترین و پایه ای ترین چالش ها شروع کنیم:پروژه من کو؟برای یک فریلنسر و پس از شروع به کارش، از اولین چالش هایی که با آن مواجه می شود بازاریابی و یافتن پروژه است.در واقع بعد از مدتی می فهمید که پروژه ها به خودی به خود به سمت شما نمی آیند و بال ندارند!طبق یک نظر سنجی، حدود شصت و سه درصد از فریلنسر ها با مشکل بازاریابی روبرو هستند و این مورد با اضافه شدن روز به روز تعداد فریلنسر ها، حتی بیشتر هم می شود.کی گفته؟!شاید شما با خودتان بگویید که :اینطوری ها هم که می گویید نیست و کاری ندارد که!یک صفحه در اینستاگرام میسازم ، در یکی از وب سایت های فریلنسری ثبت نام می کنم و تعدادی هم کارت ویزیت چاپ می کنم تا مشتریان حضوری را نیز از دست نداده و در مهمانی ها و مراسم ها یا هر جایی دیگر وقتی فردی را دیدم که پروژه ای در حوزه تخصصی من داشت و به مهارت من نیاز داشت، کارت ویزیتم را به او می دهم، خودم را معرفی کنم و پس از توافق، شروع به همکاری و انجام دادن پروژه اش می کنم، از آن طرف مشتری های غیر حضوری و مجازی خودم را نیز دارم، به همین سادگی و راحتی!اما متاسفانه ماجرا به همین سادگی ها هم نیست!مواردی وجود دارند که مانع می شوند این داستان ذهنی شما به واقعیت بپیوندد یا به همین سادگی ها به پیش برود!پس بگذارید تا بیشتر موضوع را باز کنم و واضح تر برایتان توضیح دهم.بهت اطمینان ندارم!شاید عجیب به نظر برسد، اما این مشکلی است که خیلی از فریلنسر ها، خصوصا در ایران با آن دست و پنجه نرم می کنند.عدم اطمینان یا ناآگاهی کارفرما ها یکی از دلایل شکست فریلنسر ها در بازاریابی است.البته این مورد جنبه ی دیگری هم دارد و گاهی واقعا فریلنسر مهارت کافی برای انجام پروژه ای که کارفرما برون سپاری کرده است را ندارد، با این حال درخواست و پیشنهاد انجام آن را می دهد، نتیجه آن می شود که در پایان، کارفرما با محصول و خروجی روبرو می شود که هیچ کدام از نیاز ها و انتظاراتش را برآورده نمی کند و همین یکبار رخ دادن چنین اتفاقی باعث می شود که کارفرما نسبت به همه فریلنسر ها و کسانی که به این صورت کار می کنند بدبین شده، اعتمادش را از دست داده و ترجیح دهد که حتی با هزینه بیشتر پروژه هایش را به جای فریلنسر ها، به شرکت ها و تیم های موجود بسپارد.دیده بشو!بدون برندینگ و دیده شدن، از کار هم خبری نیست!برندینگ، خصوصا برای آزادکار هایی که حوزه کاریشان به این مورد مربوط نمی شود، به تنهایی معضل و چالش بزرگی است و به نوعی پاشنه آشیل، نقطه ضعف و دلیل موفق نبودن بسیاری از فریلنسر ها در شغل و کار خود است.برندینگ فرآیند وقت گیر، خسته کننده و با افزایش قیمت های این روز ها، هزینه بر است.اگه بخواهید به صورت حرفه ای به برندینگ بپردازید و برند شخصی خودتان را ایجاد کنید، شاید حتی دیگر وقتی برای انجام پروژه ها نداشته باشید یا مجبور شوید که از زمان های استراحت خود بیشتر بزنید و کارهای کمتری را قبول کنید، که این خود باعث کاهش جریان درآمدی شما که هدف اصلی و نهایی شما است می شود.برای برندینگ حرفه ای، نیاز است که به وبلاگ نویسی و تولید محتوای جدید و خاص مشغول شوید، حضور فعال و پر رنگی در اغلب شبکه های اجتماعی، متناسب با نوعشان، داشته باشید، با پیج های همکار تبادل کنید و خودتان را تبلیغ کنید، به کامنت ها، سوال ها و دایرکت هایی که برایتان فرستاده می شود پاسخ دهید، در رویداد ها، مراسم و نمایشگاه هایی که به حوزه کاری شما مربوط می شود حضور پیدا کنید و به شبکه سازی مشغول شوید (که البته این مورد با توجه به شرایط فعلی و شیوع کرونا خیلی کم رنگ تر و شاید تا حد زیادی به خودی خود حذف شده است که البته امیدوارم در زمانی که این مقاله را می خوانید دیگر کشور عزیزمان و دنیا درگیر این همه گیری و پیامد های ناگوار آن نباشد) و به این کار ها به طور مستمر ادامه دهید و کیفیت و حضورتان را نیز در هر کدام از این موارد بیشتر و پر رنگ تر کنید!فکر می کنم با همین میزان از توضیحات به خوبی درک کرده باشید که برند سازی و شناخت خودتان به مخاطبان و کارفرمایان، به تنهایی و با وجود تعداد زیادی از رقیبان، خصوصا تیم ها و شرکت های بزرگ دیگر، اصلا کار ساده، زود بازده و مختص یک زمان کوتاه نخواهد بود و حتی با وجود امکانات فراوانی که امروزه فراهم است و دنیای دیجیتال برایمان به ارمغان آورده هم، برندینگ و بازاریابی همچنان هم کاری فوق العاده سخت و زمان گیر و نیازمند صبوری و حوصله و توانمندی های خاص خودش است.بازم بفرست!البته این موردی است که اغلب گریبان افراد تازه کار را می گیرد ولی ممکن است گاهی فریلنسر های با سابقه هم با جمله:&quot;میشه نمونه کارهایی بیشتری برام بفرستی؟!&quot;مواجه شوند.مشکلی که در این بین وجود دارد این است که:برای افراد تازه کار یا آنهایی که نمونه کار زیادی ندارند امکان ارائه این مورد در صورت درخواست کارفرما وجود ندارد و اکثر کارفرما ها هم بدون دیدن نمونه کار به یک فریلنسر اعتماد نکرده و پروژه را به اون نمی دهند، از آن طرف، اگر پروژه ای هم نباشد، نمونه کاری نیست!و به این ترتیب آزادکار وارد یک چرخه و دور باطل شده که برای خروج از آن باید به انجام پروژه ها با قیمتی بسیار نازل و مبلغی که بسیار کمتر از آنچه که دستمزد واقعی انجام آن کار است، تن دهد، حتی گاهی مجبور به انجام کار و پروژه ی رایگان برای شرکت ها می شود تا بتواند رزومه ای برای خود دست و پا کند.دقیقا کجایی؟!اکثر فریلنسر های قدیمی و با سابقه حداقل یک بار با این مورد مواجه شده اند (خصوصا در گذشته که امکاناتی مانند پرداخت امن و مواردی مشابه وجود نداشت) که بعد از اتمام پروژه یا حتی در حین انجام پروژه و بعد از مدتی که از آن می گذرد، کارفرما غیبش می زند!بله اتفاقی بسیار عجیب ولی کاملا واقعی است!گاهی و به دلایل متفاوت، نامعلوم و ناشناخته! کارفرما بعد از شروع کار نظرش عوض شده و بدون آن که چیزی بگوید و پیام و خبری دهد، می رود و شما و پروژه خودش را را ترک می کند!و حتی ممکن است اکانت، شماره و تمام نشانی ها و راه های دسترسی به خود را نیز پاک کرده و عوض کند!حال فریلنسر بیچاره می ماند و پروژه ای که شاید روز ها زمان صرف آن کرده و برای تمام کردنش بی خوابی ها کشیده است.علاوه بر زمان و انرژی هدر رفته، در بسیاری از موارد آن پروژه به درد فرد دیگری نیز نمی خورد و نمی توان از آن در جای دیگری هم استفاده کرد و حتی شاید به دلیل درخواست ها، نظرات و سلیقه خاص و عجیب کارفرمایش، به عنوان نمونه کار هم نشود از آن استفاده کرد و برای رزومه بیشتر اثر منفی داشته باشد تا مثبت!شاید بگویید اگر فریلنسر بخشی از پول را قبل از انجام کار بگیرد، دیگر چنین مشکلی پیش نمی آید، ولی دو نکته وجود دارد که دوست دارم در اینجا برایتان بگویم:1- در کمال تعجب حتی گرفتن بخشی از پول قبل از شروع کار هم الزما و حتما موثر نخواهد بود و نمی شود به آن تکیه حتمی کرد و به شخصه مواردی را دیده ام و تجربه کرده ام که کارفرما با وجود آنکه مبلغی را در ابتدای کار واریز کرده بود (که مبلغ آن چنان کمی هم نبوده!) در اواخر پروژه ناپدید شده و دیگر جواب پیام ها و تماس ها را نداده است!!2- بعضی (شاید بیشتر از بعضی!) از کارفرمایان با شنیدن کلمه پیش پرداخت و اینکه باید درصدی از مبلغ کل را در ابتدا و برای شروع کار واریز کنند، در لحظه منصرف شده و همان ابتدای کار متواری می شوند!! و متاسفانه ممکن است تعدادی از پروژه ها را به خاطر همین مورد از دست دهید.به همین دلیل خیلی از آزادکار ها برای اینکه بتوانند پروژه را بگیرند دیگر اسمی از پیش پرداخت و واریز اولیه نمی آورند.شلوغی بازار!محبوبیت کار به روش فریلنسری، رقابت بر سر گرفتن کار را بیشتر و سخت تر کرده!با افزایش روز به روز تعداد فریلنسر ها در دنیا و با یک حساب سر انگشتی متوجه می شوید که رقابت برای گرفتن پروژه ها نیز خود به خود افزایش یافته و پروژه گرفتن، هر چه که می گذرد به کار سخت تری تبدیل می شود.حال شرایط اقتصادی کشورمان و همه گیری کرونا و وضعیت کسب و کار های داخلی را نیز به این آش شله قلمکار! اضافه کنید تا به یک نتیجه واحد برسید.بله درست است، سرعت رشد تعداد فریلنسر ها بسیار بیشتر از تعداد پروژه های موجود است و از آن تعداد پروژه ها هم تعداد کمتری از کارفرما ها هستند که حاضر اند به جای شرکت ها و تیم های بزرگ و معروف با فریلنسر ها کار کنند و از آن موارد هم، باز تعداد کمتر و بخش کوچک تری وجود دارند که شامل پروژه های متوسط و بزرگ که پول خوبی داخل شان باشد، می شوند و همین پروژه ها هم تعداد بسیار زیادی تقاضا برای انجام شان وجود دارد که ممکن است (مانند بقیه بخش ها و حوزه های دیگر در کشور عزیزمان) افراد سودجو، دلال و فرصت طلب که حتی شاید نیاز و وابستگی خاصی هم به آن درآمد و مبلغ آن پروژه ندارند و از راه ها و چندین منبع دیگر درآمد جداگانه دارند، صرفا برای اینکه آن پروژه را بگیرند با ارائه پیشنهاد های وسوسه کننده و بسیار کمتر از واقعیت و ارزش کار، وارد میدان شوند و کار را برای بقیه فریلنسر ها و افراد حرفه ای که واقعا می خواهند کار را به بهترین نحو انجام دهند و زندگی شان هم تنها از این راه می گذرد سخت و سد کنند.تمام این موارد و شرایط در کنار یکدیگر باعث می شوند که درآمد فریلنسر ها کم و با کاهش نقدینگی مواجه شوند و این مورد به یکی از دغدغه های بزرگ آن ها تبدیل شود.هر چند همان طور که در مقاله قبل نیز گفته شد، فریلنسری علاوه بر مزایا و آزادی های فراوانی که دارد، برای افراد حرفه ای و توانا، درآمد های به مراتب بیشتری از کارمندی و استخدام و هر گونه روش های کاری دیگری می تواند داشته باشد.تنهایِ تنهایِ تنها!احتمالا این موردی است که همه هم همین را انتظار دارند، یک فریلنسر که به تنهایی کار می کند و همه چیز کاملا عادی است.اما فکر می کنم که لازم است کمی بیشتر در این مورد صحبت کنیم.تنهایی کار کردن به خودی خود، شاید مشکل و ایراد خاص و بزرگی نداشته باشد، خصوصا اگر با چالش های کار تیمی، آن هم در ایران (و به عنوان افرادی که اکثرا  تا دوران دانشگاه، در مدارس و دوره های مختلف تحصیلی، توسط آموزش و پرورش که این مورد یکی از وظیفه های اصلی آن است- همانطور که بخش زیادی از آموزش، تربیت و تعلیم دانش آموزان و بچه ها در کشور های برتر خارجی به این مورد اختصاص دارد و از سنین اولیه ورود به مدرسه، به کار تیمی و کار گروهی توجه و پرداخته می شود- تجربه های زیاد و خاصی درباره کار تیمی، اصول و استاندارد ها، چالش ها و راهکار های آن نداشتیم) آشنا باشید، ممکن است که تنهایی کار کردن را ترجیح دهید ولی بیایید کمی به آن طرف قضیه هم نگاه کنیم:شما خودتان اگر پروژه ای بزرگ و سنگین که هزینه زیادی هم در بر دارد را داشته باشید ترجیح می دهید آن را به یک نفر بسپارید یا یک تیم؟حتی اگر اینطور فرض کنیم که آن یک فرد بسیار متخصص و در چندین زمینه متفاوت نیز حرفه ای و با سابقه و تجربه است، قطعا این مورد را قبول دارید که چون فقط یک نفر است و به تنهایی کار می کند (حتی در صورت انجام دادن همه کار ها به نحو احسن) زمان انجام کار ها و اتمام پروژه طولانی تر خواهد شد چون مشخصا آن فرد در یک لحظه توانایی انجام و رسیدگی به فقط یک کار را دارد.و این مورد احتمالا برای بسیاری از کارفرما ها خوشایند نیست و خصوصا در پروژه هایی که فوری و دارای زمان بندی فشرده و محدودی هستند عیب به حساب می آید.مورد دیگری که در ادامه صحبت قبلی می خواهم اضافه کنم این است که:اگر به پروفایل های فریلنسر ها در شبکه های اجتماعی و خصوصا سایت های مربوطه و اختصاصی در این حوزه نگاه کنید، در خیلی از موارد ممکن است با دیدن لیست بلند بالای مهارت های یک فرد، که اکثرا هم سن زیادی ندارند، تعجب کنید.قضاوتی در کار نیست و قصد ندارم در مورد درست یا غلط بودن و امکان نداشتن چنین اتفاقی صحبت کنم، صرفا می خواهم این مورد را متذکر شوم که برای کارفرمایی که با فریلنسر آشنایی ندارد، او را حتی یک بار ندیده و صحبتی هم با وی نکرده است، همچنین تجربه قبلی کار با او را هم ندارد، باور کردن و اعتماد به آن فریلنسر و اینکه تمامی آن موارد صحت داشته باشد کمی سخت و سوال برانگیز است.در نتیجه بهتر است هنگام نوشتن مهارت ها و توانایی های خود، بیشتر فکر و بررسی کنید و از اغراق کردن بپرهیزد و صرفا حوزه و مواردی را که سطح تسلط و آشنایی و تجربه کافی از آن ها دارید را ذکر و بیان کنید.جواب سوال چی شد؟!شاید اکنون با خود می پرسید که این همه موارد مختلفی که تا به اینجا بیان و از آن ها صحبت شد برای چیست و چرا از اول به سراغ پاسخ سوال نرفتم و مستقیم به آن جواب ندادم؟شاید هم متوجه شده باشید، همان طور که در ابتدای مقاله گفته شد، بخشی از پاسخ سوال داخل همان مواردی که ذکر شد و درباره آن ها با هم صحبت کردیم، بوده و در این بین، به صورت غیر مستقیم، به بخش هایی از سوالی که در اول مقاله مطرح شد نیز پاسخ دادیم.در واقع در این بین به تعدادی از موضوعات، شرایط، موارد و کارهایی که نباید در حین فریلنسری و زمان گرفتن پروژه انجام دهیم یا اتفاق بیافتند که باعث از دست دادن پروژه ها یا عدم اطمینان کارفرما و عدم همکاری او با شما می شود،  پرداختیم.در اینجا بار دیگر، به صورت خلاصه و تیتر وار، کار هایی که برای گرفتن پروژه باید انجام دهید را دوباره بیان، مرور و همچنین موارد تازه ای را نیز به آن ها می افزاییم.· حرفه ای شوید و حرفه ای بمانیدقبل از هر چیز لازم است که روی تخصص، حرفه و مهارت خود تمرکز و سرمایه گذاری کنید و مطمئن شوید که در آن حوزه، علاوه بر برآورده کردن حداقل انتظارات و داشتن توانایی های پایه، در بخش یا بخش هایی، برتر و بالا تر از تعداد زیادی از همکاران تان هستید.برای اینکه بتوانید پروژه بگیرید، باید متفاوت باشید و به چشم بیایید و کارفرما برای انتخاب شما و ترجیح شما به دیگری، دلیل (بخوانید دلایل!) قانع کننده ای داشته باشد.پس دارای مزیت های رقابتی، ارزشمند و خاص باشید و به این روند نیز ادامه دهید و پیشرفت کنید و در این شرایط باقی بمانید.· رزومه ای باکیفیت و پر بار آماده کنیدهمانطور که قبلا گفته شد، رزومه و نمونه کار های شما برای کارفرما ها از اهمیت بالایی برخوردار هستند و به نوعی ویترین و دکور فروشگاه و مغازه شما به حساب می آیند و از اولین مواردی هستند که توجه هر مشتری (کارفرما) را به خود جلب می کنند.پس در انتخاب مواردی که در آن قرار می دهید دقت و حساسیت به خرج دهید.اگر تازه شروع به کار کرده اید و رزومه و نمونه کاری ندارید، می توانید تعدادی پروژه برای خود تعریف کنید و به بهترین شکلی که می توانید آن ها را به پایان برسانید و از آنها به عنوان نمونه کار هایتان استفاده کنید.همچنین می توانید مدتی در شرکت ها و تیم هایی که در حوزه کاری شما فعالیت دارند یا به هر دلیل به تخصص شما نیاز دارند به عنوان کارآموز فعالیت کنید و از پروژه هایی که در آن جا انجام دادید و فعالیت های خود در آن جا رزومه سازی کنید.· برندینگ و بازاریابی قویاین مورد قطعا یکی از تاثیر گذار ترین موارد در موفقیت شما برای گرفتن پروژه ها و انتخاب شما توسط کارفرما است و مشخص است که اگر کسی شما را نشناسد و از وجود شما مطلع نباشد، از انجام دادن پروژه و درخواست و پیشنهاد کار نیز خبری نخواهد بود. و با وجود تمام سختی ها و وقت گیر بودن و مواردی که برای این مبحث در طول این مقاله بیان کردیم، شما خواه نا خواه برای شناخته شدن و دیده شدن ملزم به بازاریابی و کار بر روی برند شخصی و معرفی کردن خود هستید.فقط، در این بین و همین طور که مشغول برنامه ریزی برای بازاریابی و تولید محتوا و برند سازی برای خود هستید، حواستان به این نکته باشد که برندینگ، تبلیغات و بازاریابی یک تیغ دو لبه است و همان طور که می توانند باعث موفقیت شما، دیده شدن بین رقبا، سرازیر شدن پروژه ها و درخواست های همکاری به سمت شما شود، با یک اشتباه و انتخاب استراتژی غلط و نامناسب می تواند شما را از عرش به فرش برساند و همه زحمات و وقت و انرژی شما را هدر دهد. پس حتما برای موفقیت در این مورد، خصوصا اگر حوزه کاری شما به آن مربوط نمی شود و سر رشته و آشنایی با این دنیا، اصطلاحات و قوانین بازی اش ندارید، مطالعه کنید و آگاهی خود را در این زمینه افزایش دهید و از تجربه های دوستان، آشنایان و بزرگان این حوزه استفاده کنید و از افراد متخصص و با سابقه مشاوره و مشورت بگیرید. · تمرکز کن، موفق می شویدر هر لحظه صرفا روی یک هدف متمرکز شویدچیزی که در این بخش می خواهم عنوان کنم، ممکن است از فرد به فرد، زمان و شرایطی تا زمان و شرایطی دیگر متفاوت باشد و استثنا ها و موارد خاص زیادی هم، حتی خودتان دیده باشید و بشناسید. پس با توجه به شناختی که از خودتان، شخصیت تان و توانایی ها و شرایطی که دارید، انتخاب کنید و تشخیص دهید که شما جزو کدام دسته از افراد هستید و به کدام گروه تعطلق دارید.اکثر آدم ها و در طول زندگی خود می توانند به یک کار مشغول باشند و در یک چیز متخصص شوند و به تبحر و مهارت دست یابند و آن ها را برای توانایی شان در یک کار خاص می شناسند و تحسین می کنند.می خواهید اسمش را استعداد و موهبت الهی بگذارید، تلاش و ممارست و تمرین های دائمی و بی وقفه، ژن و ارث خانوادگی یا هر چیز دیگری ولی اکثر انسان ها با وجود و داشتن هر کدام از موارد قبلی تنها در یکی دو مورد خاص و محدود و مرتبط به هم می توانند موفق شده، به درجات عالی برسند و اسم و رسمی برای خود بهم بزنند و ما معمولا در اطرافمان و در طول تاریخ و خصوصا سده ی اخیر که علم ودانش و تخصص ها بسیار بسیار گسترده و در عین حال جزیی تر و به بخش های کوچکتر و خاص تر تقسیم شده اند، افرادی را نمی بینیم و نمی شناسیم که در ده ها مورد خاص و متفاوت و بی ارتباط با هم، توانایی، مهارت و تخصص خارق العاده و مثال زدنی داشته باشند و نام آن ها را در رتبه های اول و تاثیر گذار ترین افراد چندین حوزه متفاوت و مختلف و جدا از هم ببینیم.پس اگر شما هم اینگونه هستید، به جای گشت زنی در حوزه و کار های مختلف و از این کار به آن پریدن، حوزه و زمینه کاری عوض کردن و امتحان هر چیزی و هدر دادن وقت و انرژی و هزینه خود، متمرکز شوید و یک حوزه و تخصص خاص را که به آن علاقه دارید، عاشقش هستید، به شما حس خوبی می دهد و فکر می کنید که می توانید برای سال های سال به آن مشغول شوید و هرگز از آن خسته نمی شوید را انتخاب کنید و شروع به یادگیری و افزایش مهارت و اطلاعات خود در آن حوزه کنید و به پیشرفت ادامه دهید.از شکست ها هم نترسید و خسته و تسلیم نشوید، تا به افسانه ای در حوزه کاری خود تبدیل شوید! و این گونه است که هر کارفرمایی می خواهد با شما کار کند و حاضر می شود حتی چند برابر مبلغ عادی پروژه را هم بدهد تا شما آن کار را انجام دهید و دیگر این کارفرما و پروژه هایشان هستند که به دنبال شما می گردند، نه شما!علاوه بر این مورد سعی کنید از انجام چندین کار به صورت همزمان با یکدیگر بپرهیزد زیرا این روش عموما باعث کاهش بازده و عملکرد شما می شود و همچنین شما بسیار خسته تر کرده و انرژی و توان شما را می گیرد.· شبکه سازی فراموش نشوددر ادامه موضوع بازاریابی و برندینگ و به دلیل اهمیت بسیار زیادِ داشتنِ ارتباطات و شناخته شدن، تصمیم گرفتم این مورد را نیز به صورت جداگانه بیاورم و باز هم روی برند سازی و دیده شدن در حوزه کاری تاکید کنم.هر چه ارتباطات بیشتری داشته باشید و با افراد بیشتری در تماس باشید، احتمال اینکه پروژه های بیشتری پیدا و در آن ها شروع به کار کنید هم افزایش می یابد.البته در این جا بیشتر منظورم ارتباطات کاری و با همکاران و افرادی که در زمینه کاری شما فعالیت می کنند، بود. هر چند ممکن است پیشنهاداتی از دوستان و افراد دیگر نیز دریافت کنید.· تنها به یک روش و مسیر اکتفا نکنیداگر تاکنون صرفا از طریق اینستاگرام یا ارتباطات قدیمی خود پروژه می گرفتید، خود را محدود نکنید و روش های جدید و تازه را امتحان کنید و با افراد جدیدی ارتباط برقرار کنید و آشنا شوید و به محیط های جدیدی وارد شوید (نه الزاما مکان و محیط های فیزیکی و حضوری)، در سایت های فریلنسری ثبت نام کنید و پروفایل و روزمه خود را کامل کنید و به اشتراک بگذارید.در حوزه کاری خود محتوا تولید کنید، مشاوره دهید، به سوالات دیگران پاسخ دهید و مشکلات آن ها را برطرف کنید و مطمئن باشید این روش ها و راه های دیگر، کمک به دیگران و آشنایی با افراد و تیم های جدید، دیر یا  زود برای شما پروژه ها و فرصت های شغلی خوبی را به همراه خواهد آورد.· برآورد هزینه و تخمین زمان درستی بدهید و از ارزش کار خود مطلع باشیدشما به عنوان یک فریلنسر و فردی که در حوزه کاری اش تبحر و تخصص دارد باید همواره از قیمت و هزینه های انجام پروژه های مرتبط در زمینه کاری تان اطلاع داشته باشید و بتواند به درستی هزینه ارائه خدمات درخواستی مشتریان و کارفرما ها رابرآورد کنید.همچنین باید از میزانی تجربه و آگاهی برخوردار باشید که بتوانید زمان حدودی پروژه و اتمام آن را تخمین بزنید و در هنگام ارائه پیشنهاد خود به کارفرما، علاوه بر ارائه قیمت مناسب و منطقی،  زمان بندی و تاریخ تحویل مناسبی را نیز محاسبه و ذکر کنید. چون علاوه بر توانایی ها،  رزومه و نمونه کار های یک آزادکار، توضیحات، قیمت و زمان تحویل کاری که در هنگام پیشنهاد و درخواست برای انجام یک پروژه خاص، ارائه می دهد، از اهمیت بسیار بالایی برخوردار خواهند بود و می توانند پروژه را برای شما به ارمغان یا از دست شما در بیاورند.· مهارت های پایهدر این بخش صرفا به ذکر این نکته بسنده می کنم که هر فریلنسر، در هر زمینه و حوزه ای که کار می کند، برای موفقیت، باید از مهارت های ارتباطی مناسب، رفتار و برخورد خوب، حوصله و انرژی برای صحبت و توضیح دادن و جواب دادن به سوال ها، خوش قول، وقت شناس و مسئولیت پذیر بودن و مواردی این چنینی برخوردار باشد و این ها به نوعی پیش نیاز شروع هر کاری و خصوصا فریلنسری هستند.سخن پایانیدر این مقاله سعی کردم به مواردی که هنگام شروع کار نیاز است بدانید و چالش هایی که ممکن است حین کار با آن ها مواجه شوید و همین طور پاسخ به این سوال که: &quot;فریلنسر ها چگونه پروژه می گیرند؟&quot; و همچنین پیش نیاز های شروع به کار، بپردازم و در کنار هم، بیشتر وارد دنیای فریلنسینگ و با آن آشنا شویم تا به بخش بیشتری از سوالات و ابهامات شما در این مورد پاسخ داده شود و شرایط را برایتان بازتر و روشن تر کنم.امیدوارم که از مطالب این مقاله بهره لازم را برده باشید و در شروع و حین کار تان به عنوان یک فریلنسر از توضیحات و پیشنهاداتی که ارائه دادم استفاده کنید و این مقاله را با دوستان و همکاران تان و افرادی که تازه با این مفهوم آشنا شده اند یا به عنوان آزادکار شروع به فعالیت کرده اند، به اشتراک و همچنین نظرات، پیشنهادات و تجربیات خود را با من و سایر خواننده ها در میان بگذارید.روز و روزگار تون خوش و بی غممراقب خودتون و عزیزان تون باشیدتابستان 1399(ویرایش شده در بهار 1400)</description>
                <category>Pouya</category>
                <author>Pouya</author>
                <pubDate>Sun, 23 Aug 2020 11:34:27 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فریلنسر یا آزادکار کیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@pooyast/%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%84%D9%86%D8%B3%D8%B1-%DB%8C%D8%A7-%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%DB%8C%D8%B3%D8%AA-sfge0hgthllv</link>
                <description>فریلنسر یا آزادکار کیست؟ احتمالا دلیلی که شما را برای خواندن این مطلب به اینجا کشانده این است که می خواهید اطلاعات بیشتری درباره این مفهوم که خصوصا در فضاهای کسب و کار و استارتاپی امروزی رواج پیدا کرده بدست آورید یا شاید سوال ها و ابهاماتی دارید که در پی برطرف شدن آن هستید.پس در این مقاله همراه من باشید تا در کنار همدیگر قدم به این دنیای شگفت انگیز گذاشته و نگاهی به چالش ها و فرصت های آن داشته باشیم.در این سلسله مقالات علاوه بر آشنایی با این مفاهیم و اصطلاحات, ویژگی ها و سبک زندگی آزادکاری, نکاتی برای شروع به کار و توصیه هایی برای افزایش بازدهی و بهره وری در هنگام کار را بیان خواهم کرد.تاریخچه و تعریفدر ابتدا و برای شروع بهتر است که با تاریخچه و تعریفی کوتاه از این کلمه شروع کنیم.شاید با خود فکر کنید که این کلمه ساخته و پرداخته دنیای مدرن و ماشینی امروزی است و احتمالا به دوران شکل گیری سیلیکون وَلی و شروع به کار برخی از بزرگترین و سرشناس ترین افراد و شرکت های تکنولوژی امروزی برمیگردد, اما اجازه دهید که قدری ناامید و در واقع شگفت زده تان کنم!اولین باری که از این کلمه استفاده شد و به نوعی ابداع آن, به حدود قرن 18 میلادی بر میگردد!بله درست خواندید, اولین بار در حدود 300 سال پیش از این کلمه استفاده شد!گفته شده که&quot;سر والتر اسکات&quot; در یکی از رمان های خود به نام&quot;ایوانهو&quot; این کلمه را برای اشاره به جنگاوران و سرباز هایی به کار برده که در جنگ های قرون وسطی برای هر کشور و فردی که به آن ها پول پرداخت می کرده می جنگیدند یا به اصطلاح نیزه میزدند و به ارباب, پادشاه, ملت و جبهه خاصی تعلق و تعهد نداشتند.جالب است نه؟ولی همانطور که مشخص است, امروزه این لغت در چنین معنایی استفاده و به کار برده نمی شود و نمی توان چنین مفهومی را برای آن متصور شد!تعریف فریلنسر یا آزادکارفریلنسر امروزه به فردی گفته می شود که با دریافت مبلغ مشخص که مورد توافق خود و کارفرما است به صورت پاره وقت یا ساعتی و در زمان و بازه معین و از ابتدا تعیین شده پروژه ای را انجام داده و به کارفرما تحویل می دهد.و شاید بتوان نام &quot;پروژه کاری&quot; یا &quot;کار پروژه ای&quot; را نیز برای آن برگزید و به نوعی آن را عکس استخدام دائم و تمام وقت و کارمندی دانست.در واقع فریلنسر کسی است که خدمات تخصصی در حوزه ای خاص را به مشتری ها و کارفرمایان ارائه می دهد, بدون اینکه قراردادی بلند مدت داشته باشد و به استخدام آن شرکت یا سازمان درآمده و کارمند رسمی آن یا وابسته به ارگان خاصی باشد.در فریلنسری این خود آزادکار است که کارفرما هایش را مشخص می کند.این کلمه با آزادکاری مترادف در نظر گرفته می شود زیرا چنین فردی آزاد است که با توجه با شرایط و بنا به میل خود پروژه و کار را انتخاب کند و از بسیاری محدودیت هایی که مشاغل سنتی و روش کارمندی و استخدامی به همراه دارند به دور است و فریلنسر می تواند معین کند قصد دارد با چه فرد, افراد یا تیم هایی و در چه زمان هایی و چه شرایطی می خواهد فعالیت کند.می توان گفت که آزادکاری یک مدل و روش کاری است که می شود آن را با کارمندی و استخدام در یک شرکت و مشاغل آزاد که مدل های دیگری هستند مقایسه کرد.و ذکر این مورد هم ضروری است که نباید فریلنسر یا آزاد کاری را با دورکاری اشتباه گرفت, در دورکاری افراد در واقع کارمند های یک شرکت یا سازمان هستند و به یک تیم یا ارگان خاص و مشخص تعلق دارند که صرفا از مکانی خارج از شرکت و بیرون از محل و فضای اصلی استقرار سازمان, به فعالیت و انجام وظایف خود مشغول هستند.کمی بیشتر!حالا که تاریخچه این لغت را خواندیم و به یک تعریف از آن رسیدیم بیاید کمی بیشتر به این دنیا وارد شویم و نگاهی به جنبه های دیگر آزادکاری داشته باشیم و موارد و موضوعاتی جزئی تر را پیرامون این مفهوم با هم بررسی کنیم.گول اسم را نخورید!درآمد یک فریلنسر یا آزادکارشاید عده ای باشند که بخاطر وجود کلمه&quot;فری&quot; در این لغت با خودشان فکر کنند که فریلنسر ها به صورت رایگان کار می کنند!اما بگذارید خیالتان را راحت کنم,  به هیچ وجه اینطور نیست!فریلنسر ها هر چه بیشتر در حوزه ای که کار می کنند تجربه و تخصص داشته باشند می توانند مبلغ  بیشتری نیز برای انجام هر پروژه خود بگیرند.در واقع در صورت حرفه ای بودن یک فریلنسر در حوزه کاری اش, می تواند تا چندین برابر شخصی که کارمند یک سازمان یا استخدام یک شرکت است, درآمد داشته باشد.البته باید این را هم در نظر داشت که این درآمد همیشه ثابت نیست و ممکن است زمان هایی به دلایل مختلف تعداد پروژه های موجود کم شود,  پس حواستان باشد که در دوران وفور و روز های خوب کاری پولتان را چگونه خرج می کنید!فریلنسر ها همان طور که قبلا اشاره شد حق انتخاب بسیار بیشتری به نسبت انواع  روش های کاری دیگر در انتخاب نوع پروژه و کار ها,  زمان و حتی مکان انجام پروژه دارند.محدودیت های یک فریلنسر یا آزادکاریک فریلنسر می تواند همان طور که پشت میز تحریر اتاق خانه اش نشسته و چای می نوشد, پروژه ای را حتی در آن سوی مرز های کشورش به انجام برساند.پس جغرافیا و فرصت های شغلی یک آزادکار به وسعت کره زمین, تعداد کشور ها و آدم ها و زمان کار کردن روی هر پروژه به هر ساعت از شبانه روز که خودش بخواهد محدود می شود!بزن بریم!به دلیل آزادی عمل و انتخابی که یک فریلنسر دارد,  می تواند کنترل زمانش را در دست بگیرد و بر اساس شرایط و صلاح دید خود, ساعت کاری روزانه و برنامه کاری اش را تنظیم کند.در نتیجه می توانید هر زمان که خسته شدید مقداری فاصله بگیرید, به خود استراحت داده و دوباره به سر پروژه برگردید.دیگر از تاخیر خوردن و عجله برای به موقع رسیدن به محل کار خبری نیست و برای مرخصی گرفتن هم لازم نیست سر به زیر و با قیافه مظلومانه وارد اتاق رئیس تان شوید!عالی است نه؟علاوه بر اینکه هر زمان بخواهید می توانید با دوستان یا خانواده تان به گردش و تفریح بروید و با عزیزانتان وقت بگذرانید, می توانید هم زمان که در خانه هستید, به کار ها و پروژه های خود نیز رسیدگی کنید!در حالی که از رفت آمد های مکرر, ماندن در ترافیک و آلودگی هوا و صدای بوق ماشین ها هم به دور هستید.شما هر زمان که اراده کنید می توانید از جلوی سیستم خود بلند شوید, دمنوشی میل کنید, با خانواده گپ بزنید, با دوستان تان تماس بگیرید یا اصلا شروع به خواندن رمان مورد علاقه تان کنید!این بار شما کسی هستید که تعیین می کند چه زمان, چه روز هایی و چه مقدار لازم است که کار کنید!یک لحظه صبر کنید!تا به این جای کار همه چیز خوب و حتی عالی به نظر رسید.اما آیا واقعا فریلنسیگ و آزادکاری هیچ مشکل و چالش خاصی ندارد؟متاسفانه جواب این سوال ممکن است به مذاق تان خوش نیاید :این حجم از آزادی, حق انتخاب و راحتی, هزینه هایی هم دارد ...· شما استخدام نیستید، پس هر زمان که دست از کار بکشید دیگر از پول خبری نیست!باید این نکته را همیشه مد نظر داشته باشید که تا زمانی که کار می کنید پول دریافت می کنید و دیگر از مرخصی با حقوق, پاداش و عیدی, بیمه و موارد این چنینی خبری نیست.· اوضاع همیشه بر وفق مراد نیست!ممکن است زمان هایی فرا برسد که تعداد پروژه هایی که پیدا می کنید کم تر از همیشه شود یا نتوانید در چندین پروژه با کارفرمایان به توافق رسیده و کار را شروع کنید.این مورد به خصوص در اوایل شروع به کار بیشتر دیده و احساس می شود.در نتیجه باید پیش بینی این روز ها را هم بکنید و همیشه اندکی پس انداز داشته باشید و مقداری از مبلغ هر پروژه ای که انجام می دهید را برای زمان های بیکاری کنار بگذارید.· من ارزان تر و زودتر انجام می دهم!بعد از مصاحبه کاری و وقتی در شرکتی استخدام یا کارمند سازمانی شدید, تا حد زیادی مطمئن هستید که اگر کار خود را درست و خوب انجام بدهید, حتی اگر به شما ترفیع شغلی داده نشود, سمتی که در آن کار می کنید برای شما است.در یک کلام, رقابت و تلاش برای گرفتن آن سمت بعد از موافقت و استخدام شما تا حد زیادی پایان پذیرفته و اگر متعهد به کار و وظیفه شناس باشید شما را جایگزین نخواهند کرد.در دنیای فریلنسینگ اما شرایط کمی فرق می کند :شما همیشه در حال قضاوت و مقایسه شدن هستید و یک رقابت دائمی بین شما و صد ها و شاید حتی هزاران نفر دیگر برای گرفتن پروژه ها جریان دارد.ممکن است یک پروژه را صرفا بخاطر اینکه فرد دیگری قیمت پایین تری برای انجام آن پیشنهاد داده یا اینکه زمان اتمام آن را یک روز کمتر از شما ذکر کرده, از دست بدهید!· بیشتر توضیح می دهید؟وقتی به صورت فریلنسری کار می کنید از جلسه ها و ملاقات ها, توضیحات و ارائه های حضوری و صحبت, هم فکری و ایده پردازی با اعضای دیگر (اگر کارفرمای شما یک تیم یا شرکت و سازمان باشد) خبری نیست.این وضع وقتی بدتر می شود که شما از وب سایت هایی که در حوزه فریلنسرینگ فعالیت می کنند استفاده کنید.روش کار این وب سایت ها به این گونه هست که کارفرمایان پروژه های خود را داخل سایت ثبت می کنند و فریلنسر ها برای هر کدام از پروژه ها که مایل به انجام آن هستند و در حوزه کاری و تخصصی آن ها است, پیشنهاد خود که شامل مبلغ دریافتی و زمان به پایان رساندن و تحویل کار است را ارسال می کنند.به دلیل روش درآمدزایی و مدل درآمدی ایی که اکثر این وب سایت ها دارند اجازه ارتباط مستقیم بین کارفرما و فریلنسر به آن ها داده نمی شود.همه چیزی که فریلنسر از کارفرما می داند نام کاربری وی و اگر توضیحاتی درباره خود داده باشد است و کارفرما هم باید به چند خط بیوگرافی و تعدادی نمونه کار که فریلنسر در پروفایل خود قرار داده بسنده کند.البته معمولا امکان این که هر کارفرما بعد از اتمام پروژه, نظر خود را درباره فریلنسری که با آن کار کرده و میزان حرفه ای و وقت شناس بودن او بیان کند و به آن امتیاز دهد نیز وجود دارد و این نظر ها و امتیازات در پروفایل هر فریلنسر ثبت می شود و برای دیگر کارفرما ها قابل مشاهده است.اما مورد دیگری که وجود دارد این است که کل اطلاعاتی که فریلنسر برای شروع به کار دارد صرفا نوشته ها و چند فایل عکس یا پی دی اف (اگر اصلا فایلی ضمیمه شده باشد!) است که کارفرما در صفحه پروژه قرار داده.بعد از اینکه کارفرما پیشنهاد یک فریلنسر را تایید و آن فرد را انتخاب کرد, نحوه ارتباط صرفا از طریق چت و پیام متنی خواهد بود و خبری از ارسال ویس, تماس تلفنی یا تصویری و تماس گروهی نخواهد بود!شاید این مورد خیلی به چشم نیاید ولی به عقیده نویسنده این مقاله در پروژه های بزرگ و پیچیده که نیازمند هماهنگی ها و دارای بخش ها, جزییات و تسک های بسیار بیشتری نسبت به یک پروژه ساده و معمولی هستند, مدیریت کل پروژه سخت تر شده و صفحه چت کارفرما و فریلنسر را به طوماری پر از نوشته, توضیحات و اسکرول های بی پایان تبدیل می کند و همچنین زمان و انرژی زیادی را هم از دو طرف برای تایپ نوشته ها و تفهیم موضوعات و توضیح مطالب به یکدیگر تلف می کند.حرف آخردر این مقاله سعی کردم نگاهی کلی به مفهوم فریلنسینگ انداخته, تاریخچه آن را ذکر کرده و به این سوال که &quot;چه کسی فریلنسر است؟&quot; پاسخ دهم.همچنین تعدادی از فرصت ها و چالش های آن را نیز بیان و بررسی کنم.در مقاله های بعدی بیشتر درباره فریلنسینگ و فریلنسر ها صحبت می کنم و روش هایی برای افزایش بازده و بهبود عملکرد یک فریلنسر ارائه می دهم و به این سوال که &quot;فریلنسر ها چگونه شروع به کار می کنند و از کجا پروژه می گیرند؟&quot; پاسخ می دهم.پس حتما در این سری مقالات همراه من باشید و سوال ها, نظر ها و تجربیات خود را درباره فریلنسینگ بیان کنید و لینک مقالات را با دوستان تان به اشتراک بزارید تا آن ها نیز بتوانند بیشتر با این مفهوم آشنا شوند و پاسخ سوالات خود در این حوزه را بگیرند و یا چالش ها و تجربه های خود در این زمینه را بیان کنند.روز و روزگار تون خوش و بی غممراقب خودتون و عزیزان تون باشیدتابستان 1399</description>
                <category>Pouya</category>
                <author>Pouya</author>
                <pubDate>Sat, 22 Aug 2020 12:13:00 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>