<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های یحیی پورسلطانی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@poursoltani</link>
        <description>دانشجوی دکترای مهندسی کامپیوتر (نرم افزار) در دانشگاه صنعتی شریف، مدرس دانشگاه و مهندس نرم افزار</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 21:56:22</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1619117/avatar/bRZGZd.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>یحیی پورسلطانی</title>
            <link>https://virgool.io/@poursoltani</link>
        </image>

                    <item>
                <title>نقدی بر تدریس دانشگاهی : به نفع علم و یا علیه آن؟ (پرده‌ی دوم)</title>
                <link>https://virgool.io/@poursoltani/%D9%86%D9%82%D8%AF%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D8%AA%D8%AF%D8%B1%DB%8C%D8%B3-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D9%86%D9%81%D8%B9-%D8%B9%D9%84%D9%85-%D9%88-%DB%8C%D8%A7-%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87-%D8%A2%D9%86-%D9%BE%D8%B1%D8%AF%D9%87-%DB%8C-%D8%AF%D9%88%D9%85-evghoblb6con</link>
                <description>در پست قبلی‌ام، مقداری خودم را معرفی کردم و از سوابق تدریس دانشگاهی‌ام گفتم. در این پست میخواهم در راستای تجربیاتی که در طی سه سال گذشته در تدریس دانشگاهی داشته‌ام، مقداری بیشتر در مورد تحصیل دانشگاهی صحبت کنم.کلاس درس برنامه‌سازی وب - بهار 1404 - دانشگاه صنعتی شریفیکی از اهداف من برای ادامه تحصیل در مقطع دکترا، عمق دادن به آموخته‌هایم است و هدف اصلی‌ام از تدریس دانشگاهی نیز کمک به دانشجویان است که بتوانند مفاهیم را در عین سادگی، با عمق بیشتری یاد بگیرند. برای همین منظور، به عنوان یک مدرس و دانشجوی دکترا، با تعصب زیادی روی مطالبم کار کردم و شاید برای هر ساعت صحبت سر کلاس، پنج ساعت مطالعه کرده باشم؛ زمانی که به یک دانشجو درس می‌دهم، فقط او را نمیبینم؛ بلکه انگار دارم یک کپی برابر اصل خودم را در سن و سال او میبینم! مثلا وقتی دارم در درس برنامه‌سازی وب مبحث Dependency Injection را به یک دانشجوی 23 ساله درس می‌دهم، انگار دارم به همان یحیی 23 ساله‌ای درس می‌دهم که با سردرگمی به صفحه‌ی کامپیوتر می‌نگریست و کسی حاضر نبود برای او، این مفهوم ساده را جای بیندازد! و خودش به سختی فهمید! و زمانی که (به قول پدرم) برق شوق را در چشمانش میبینم (پس از آنکه درس را فهمید) انگار به من دنیا را داده‌اند. حقیقتا تدریس هیچ آورده‌ای بجز این (و شاید یک سابقه) ارزش دیگری ندارد!وظایف استاد از نظر منپس از سه سال تدریس، کاملا حس کرده‌ام که مدرس دو وظیفه‌ی عمده دارد :1 - آموزش2 - ارزیابیدر ادامه، این دو وظیفه را باهم یک بررسی می‌کنیم.وظیفه‌ی اول مدرس - آموزشاولین وظیفه‌ی استاد، آموزش است و این کار، بسیار عمیق‌تر از ساختن چند اسلاید و نوشتن پای تخته است؛ در فرآیند آموزش، مدرس باید از موضع بالای خود پایین بیاید و در کنار دانشجو بنشیند و دستش را بگیرد و او را بالا ببرد. این بالا بردن نباید به زور و ضرب باشد، بلکه باید توام با لطافت و مهربانی باشد؛ برای این کار، مدرس باید هم حوصله داشته‌باشد و هم صبور باشد و دانشجو نیز باید به او اعتماد کرده و با او همراه شود. مدرس باید واقف باشد که دانشجو در مقاطعی ممکن است آماده نباشد و در آن مواقع، نه با سهل‌گیری افراطی، بلکه با درک متقابل و توام با انعطاف، او را در این مسیر همراهی کند. خروجی این فرآیند نباید صرفا به پاس شدن (یا نشدن) یک عده ختم شود، بلکه باید منتهی به افزوده شدن یک ارزش به دانشجو باشد؛ کما اینکه دانشجویانی را میبینم که علیرغم مردودی در یک درس، کماکان از استاد آن به نیکی یاد میکنند و برخی با گرفتن یک نمره 20، چیزی از کلاس یادنگرفته‌اند.وظیفه‌ی دوم مدرس - ارزیابیدر کنار آموزش، ارزیابی دانشجویان از اهمیت بالایی برخوردار است؛ همانطور که آموزش، فرآیندی عمیق‌تر از درست کردن چند اسلاید است، ارزیابی نیز بسیار عمیق‌تر از انتساب یک عدد (از 0 تا 20) به یک دانشجو است. یکی از اهداف ارزیابی، اظهار نظر نهایی در مورد دانشجو است که چقدر درس را یاد گرفته؛ اما بخش مهمی از ارزیابی، به منظور دریافت بازخورد از دانشجو در فهم دروس است. اگر ارزیابی وجود نداشته‌باشد، هیچ نقطه ضعفی کشف نمی‌شود. برای آنکه ارزیابی بتواند کارآمد باشد، باید به گونه‌ای باشد که دانشجو را مضطرب نکند؛ برای همین منظور، همواره تلاشم بر آن بوده که دانشجوی درس من، اگر قرار باشد که در مورد درس به n چیز فکر کند، nامین آن، نمره باشد. کارهایی از قبیل حذف کمترین کوییز، تمرینات و فعالیت‌های مازاد، تمرینات امتیازی (و نمره دهی از 22 نمره) کارهایی است که برای این منظور می‌تواند کمک کننده باشد.رفیق یا رقیب؟ مسئله این استدیدیم که استاد عملا دو وظیفه دارد که باید هر دو را جدی بگیرد : هم آموزش و هم ارزیابی!امروزه، با پیشرفت فناوری و غنای بالای محتواهای درسی اینترنتی (نظیر آنچه که در یوتویوب می‎‌بینیم) عملا باعث شده‌است که دانشجویان دیدن آنها را بر حضور در کلاس درس ترجیح دهند. حالا شما رشد هوش مصنوعی را به این جریان اضافه کنید! خواهید دید که دانشجو نه تنها برای دریافت محتوای جدید به کلاس نیاز ندارد، بلکه نیاز به پرسش و پاسخ نیز ندارد! چرا که هرچه را که بخواهد، از هوش مصنوعی میپرسد و جواب کاملتری میگیرد! در نتیجه، آموزش ممکن است بایکوت شود! و در اینجا با کمرنگ شدن نقش استاد در آموزش، نقش او در ارزیابی بزرگتر دیده می‌شود! بنابراین دانشجو دیگر استاد را به عنوان یک عامل رشد نخواهد دید! بلکه او را مزاحمی خواهد یافت برای پیشرفتش! از نظر او، استاد کسی است که قرار است با گرفتن امتحان، سد پیشرفت او شود؛ و در اینجاست که استاد هرقدر هم خوب درس بدهد، اگر امتحان سختی بگیرد و یا ارزیابی جدی انجام دهد، به عنوان یک استاد بد شناخته می‌شود.مقصر کیه؟خب در اینجا فهمیدیم که از نظر خیلی از دانشجویان، استاد کسی نیست که چیزی به آنها یاد دهد، بلکه در اغلب مواقع، کسی است که باید به او به رقابت بپردازند و او را مجاب کنند که به ایشان نمره دهد! و اینجاست که معیار ارزیابی یک کلاس درس موفق، از معیارهای محتوایی به نمره‌دهی تغییر میکند! در همینجاست که دانشجو یک استاد خوش نمره را به یک استاد مسلط و باسواد ترجیح می‌دهند. اما آیا علت ناکارآمدی کلاس‌ها همین است؟در پست بعدی به این سوال و عللی که دانشجویان به این باور رسیده‌اند پرداخته می‌شود.</description>
                <category>یحیی پورسلطانی</category>
                <author>یحیی پورسلطانی</author>
                <pubDate>Thu, 12 Feb 2026 02:13:07 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقدی بر تدریس دانشگاهی : به نفع علم و یا علیه آن؟ (پرده‌ی اول)</title>
                <link>https://virgool.io/@poursoltani/%D9%86%D9%82%D8%AF%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D8%AA%D8%AF%D8%B1%DB%8C%D8%B3-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D9%86%D9%81%D8%B9-%D8%B9%D9%84%D9%85-%D9%88-%DB%8C%D8%A7-%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87-%D8%A2%D9%86-%D9%BE%D8%B1%D8%AF%D9%87-%DB%8C-%D8%A7%D9%88%D9%84-emgyb9dor1gs</link>
                <description>هرکسی در زندگی‌اش شاید به سختی 10 افتخار را کسب کند که در تمام عمر برایش ارزشمند باشد؛ اگر قرار باشد که من نیز در زندگی‌ام فقط چند کار انجام داده باشم که به آنها افتخار کنم، یکی از آنها سه سال تدریس در دانشگاه بود.این باعث افتخار من هست که اولین نیمسال تدریسم در بهترین دانشگاه صنعتی کشور (یعنی دانشگاه صنعتی شریف) بود. اگرچه هنوز حتی به مقطع دکترا هم وارد نشده بودم، اما در آن ترم به خروجی ارزشمندی رسیدم؛ آنقدر آن کلاس را دوست داشتم که حتی با وجود وارد شدن یکی از سخت‌ترین مصیبت‌های زندگی‌ام (مرگ پسر عمه‌ام که در آمریکا که به طرز دلخراشی از دنیا رفته‌بود) با همان کلاس توانستم از نظر روحی، خودم را ترمیم کنم و در نتیجه از نیمسال بعدی، در مقطع دکترای رشته‌ی مهندسی کامپیوتر دانشگاه صنعتی شریف (بدون آزمون و استادمحور) پذیرفته شدم.پس از پذیرش در دانشگاه شریف، علیرغم آنکه ترم شلوغی داشتم، بازهم تدریسم را در درس مبانی برنامه‌نویسی به زبان C ادامه دادم؛ اما تصمیم گرفتم که از ترم بعدی، به تدریس درس برنامه‌سازی وب بپردازم؛ چرا که علاقه‌مند بودم با تدریس آن، تجربیاتی را که در طی چند سال قبل (دورانی که به عنوان سرباز نخبه در شرکت کار میکردم) آموخته‌بودم ، با بچه‌ها به اشتراک بگذارم. بنابراین طی صحبتی که با مدیر گروه و مدیریت دانشکده داشتم، سرفصلی را مبتنی بر برنامه‌نویسی وب با زبان جاوا (فریم‌ورک Spring Boot) حاضر کردم. در ترم اول (بهار 1403) که اولین تجربه‌ی تدریس را داشتم، مشکلات زیادی وجود داشت و درس به سختی شکل گرفت. با وجود تمام مشکلاتی که وجود داشت، برای ترم بعدی (یعنی پاییز 1403) سرفصل ترم قبل را به شدت مورد بازنگری قرار دادم و پروژه‌ی ترم را از ابتدای ترم تحصیلی پیش بردیم. در پایان ترم، خروجی به شدت رشد کرد و در مجموع هم دانشجویان راضی بودند و هم من.عکس دسته جمعی با دانشجویان کلاس درس برنامه‌سازی وب - پاییز 1403 - دانشگاه صنعتی شریفپس از ترم پاییز و برای ترم بهار 1404 ، مردد بودم که آیا درس را بگیرم یا خیر؟ با توجه به این که بهار 1404 ترم پیشنهاد پژوهشی من بود، این تصمیم سخت‌تر شد. در نهایت بازهم پذیرفتم که این درس را برای بار سوم تدریس کنم. در این ترم بازهم تغییراتی را در روند کار دادم. یکی از مهم ترین تغییرات، روش انجام پروژه بود. سبکی که در این ترم اضافه کردیم این بود که بچه ها به گروه‌های 7 نفری تقسیم شدند و باید یک محصول نرم‌افزاری (پرسشنامه‌ی آنلاین) را باهم میساختند. همانند شرایط شرکت‌های نرم‌افزاری، برای هر گروه از بین دستیاران آموزشی، یک مالک محصول تعیین شد و دانشجویان باید تحت نظارت او، محصول نهایی را مرحله به مرحله میساختند. آن ترم، ترم خیلی سختی شد. چرا که پایان آن به جنگ 12 روزه منتهی شد و به شدت شرایط کار را سخت کرد. در حدی که عملا نمرات در روز 20 مهر ثبت نهایی شدند! (و من موندم با یک پروپوزال تعویق خورده و یک بدن و روح درب و داغون :) . شاید جالب باشد بدانید که از ابتدای سال 1403 تا پایان مهر 1404، حدود 362 ساعت بیرون از کلاس برای آمادگی و پیگیری درس برنامه‌سازی وب، وقت گذاشته‌بودم.با توجه به تعویق پیشنهاد پژوهشی، تصمیم گرفتم که برای ترم بعدی (یعنی ترم پاییز 1404) درس نگیرم. اما بنابر دعوت یکی از اساتیدم در دانشگاه مقطع کارشناسی تصمیم گرفتم که ارائه‌ی درس طراحی شی‌گرای سیستم‌ها را بر عهده بگیرم. مدت زیادی بود که به تدریس در دانشگاه شاهد فکر میکردم؛ چرا که در زمانی که خودم دانشجوی آنجا بودم، کمبودهای زیادی را حس میکردم و دوست داشتم که کمی از آموخته‌هایم را از تحصیل در دانشگاه صنعتی شریف، به آنجا نیز ببرم و مطالبی که در آن کلاس تدریس کردم، یکی از ارزشمندترین آموخته‌هایم بودند؛ همچنین دوست داشتم برای یک ترم‌هم که شده، تجربه‌ی یک فضای متفاوت را نیز داشته باشم و مطالب درسی‌ام برای دانشجویان جذابیت بیشتری داشته‌باشد و از همه مهم‌تر، قدر مطالب درسی را بیشتر بدانند؛ ترم شروع خوبی داشت و من نیز هر هفته شنبه‌ها با علاقه‌ی زیادی مطالبی را حاضر میکردم و هرطوری که بود با اسنپ خودم را به شاهد میرساندم و پس از کلاس، بسته به شرایط به دانشگاه شریف و یا خانه برمیگشتم. کلاس شروع خوبی داشت؛ اما در ادامه، چالش‌های جدیدی (کاملا متفاوت با چالش‌های دانشگاه صنعتی شریف) خودشان را یک به یک نشان دادند. یکی از مشکلات جدی که داشتیم، این بود که بخش زیادی از دانشجویان در ترم‌های 4 یا 5 از سخت‌افزار به نرم‌افزار تغییر رشته داده‌بودند و این موضوع به شدت بر محتوای ارائه شده تاثیر گذاشت. چالش‌های دیگری هم داشتیم که بیان همه‌ی آنها خارج از حوصله‌ی این متن است؛ اما تعطیلی های پی در پی به علت آلودگی هوا و منتهی شدن ترم به نا آرامی‌های دی‌ماه 1404 ، این ترم را نیز همانند ترم قبل با تلخی روبرو کرد و علاوه بر آن، مجازی شدن امتحانات نیز کار را سخت‌تر کرد.در این سه سال تدریس، آنقدر آدم‌های مختلفی را دیدم که به قول معروف احساس میکنم که آدم‌شناس شده‌ام. اما امروز که در پایان سومین سالگرد ورودم به دانشگاه هستم و تجربه‌ی تدریس را در تمام دانشگاه‌هایی که روزی خودم در آنها درس خوانده‌بودم دارم، حس میکنم که خیلی چیزها مثل سه سال پیش نیست. جای یک چیزهایی خالی است که من را به آن وا داشته که برای ترم بعدی به جای گرفتن درس جدید، کمی بیشتر تامل کنم. تاملی از این جنس : «احساس میکنم که یک جای کار داره میلنگه! حس میکنم در کلاس درس دانشگاه، آنچه که باید بشود، نمی‌شود!».این حرف‌ها برای مقدمه‌چینی بود که شما با پیشینه‌ی من آشنا شوید. سوالی که دائما به آن فکر میکنم این هست : «آیا واقعا همه باید به دانشگاه بیایند؟ و آیا واقعا تدریس من برای بچه‌ها کمک‌کننده بوده؟»دوست دارم در پست بعدی، بیشتر به این موضوع بپردازم.</description>
                <category>یحیی پورسلطانی</category>
                <author>یحیی پورسلطانی</author>
                <pubDate>Thu, 12 Feb 2026 01:32:18 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آرزویی دارم بر آرزوهای شما</title>
                <link>https://virgool.io/@poursoltani/%D8%A2%D8%B1%D8%B2%D9%88%DB%8C%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%85-%D8%A8%D8%B1-%D8%A2%D8%B1%D8%B2%D9%88%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%D9%85%D8%A7-rwantsor0xjf</link>
                <description>به نام خدابه جرئت می‌توانم بگویم که در تمام این سال‌هایی که سر و کارم با مهندسی نرم افزار بوده، دکتر رامان رامسین (دانشیار دانشکده مهندسی کامپیوتر) یکی از موثرترین افرادی هستند که نگاه من را نه تنها به نرم افزار، بلکه به بسیاری از مشکلات رایج در زندگی اصلاح کرده اند؛ ایشان استادی هستند که برای کیفیت بالای تدریسشان نه فقط از تجربه ارزشمندشان، بلکه از سلامتی و بسیاری از فرصت‌هایی که می‌توانستند داشته باشند مایه گذاشتند.من مطمئن نیستم که مثل ایشان آنقدر جرئتمند باشم که به توصیه‌هایشان عمل کنم. اما یک نقل قولی را از ایشان می‌آورم که در قالب یک ویس 10 دقیقه‌ای (در پایان یکی از جلسات کلاس درسشان) در اختیار ما گذاشته اند. در این ویس توصیه‌هایی را به دانشجویان دانشگاه شریف داشته‌اند که شنیدن آن در این روزهای خیلی سخت که گاهی خالی از کوچکترین امیدی به آینده می‌شود، می‌تواند راهگشا باشد.دکتر رامان رامسین - دانشیار مهندسی نرم افزار در دانشگاه صنعتی شریف❇️ من فقط یک آرزو دارم بر آرزوهای شما💥 (توصیه میکنم که) آرزوهاتون رو اینجوری تعریف کنید❇️ اگر میخواهید فارغ التحصیل شوید به صنعت بروید، یک تاثیر گذاری کوچک درست کنید. یک دایره دور خودتون درست کنید و لازم نیست که کل مملکت رو درست کنید. هرکسی یک دایره دور خودش بسازه مملکت درست میشه.❇️ این کار (تغییر درست کردن) #سواد میخواد؛ مثلا آنتی پترن‌ها رو بشناسید و بدونید که برای مشکلات مرسوم چه راهکاری مناسب هست. این ها رو بدانید (نه برای آن که امتحان بدید) بلکه برای آن که تغییر درست کنید. این (مطالب) را نگفتند که من توی امتحان بیارم و شما آخرش یک نمره بگیرید! این ها صنعتی هستن (و از صنعت بیرون اومدن و براشون راه حل وجود دارد) . این آنتی پترن ها بر اساس مشکلات صنعتی و واقعی مطرح شدن و اونقدر تکرار شدن که براشون راه حل پیشنهاد شده و در صنعت ما (صنعت نرم افزار ایران) کلی از این آنتی پترن ها داره اجرا میشه!❇️ دید متدولوژی باید این حس رو به شما بده که اگر یک جایی (در یک سازمانی) رفتید و دیدید که فرآیندی برای تولید نرم‌افزار نیست باید آن را بسازید. نرید بگید ما در این سازمان یک متدولوژی بومی داریم!👈 #تغییرده باشید! اگر تغییر ندید انگار که وجود (حضور) ندارید و مدرکتون مفت نمی‌ارزه.👈 اگرهم در دانشگاه میخواهید مشغول شوید، به بقیه یاد بدید که در جایی که می‌توانند تغییر بدهند.❇️ ما در همه جا نیازمند #تغییر هستیم و در دوره‌هایی که مجالش بوده واقعا تغییر دادیم؛ ایجاد تغییر مستلزم این هست که 1️⃣ اولا #بی_تفاوت_نباشیم، 2️⃣ دوم این که #سواد داشته باشیم و 3️⃣ سوم این که ثابت قدم باشید؛ چون در هر قدمی که برای بهبود بر میدارید #کتک می‌خورید! چرا که برای تغییر همواره #مقاومت وجود دارد.‼️ ما میخواستیم برنامه کارشناسی ارشد را تغییر دهیم و به هرکسی نشون میدادیم میگفتن که خیلی منطقی هست! ولی اجرا نمیشد (به دلایل کاملا خنده دار). تمام افراد حاضر در جلسه دلسوز بودن و نیت ها همه پاک بود!! یعنی اگر انما الاعمال بالنیات رو در نظر میگرفتید همه فرشته بودن! ولی هیچی از توش در نمی آمد ! ... هیچی💥 شما نباید این جوری باشید و در هرچیزی که بهش وارد میشید باید اقدام کنید و تغییر بدید! مسئله نیت نیست! بلکه مسئله، توانایی است، جرئت وارد شدن است و اصلاح کردن! حالا حسابی هم کتک هم میخورید و بعدش که تغییر حاصل شد، خواهید دید که این تغییرات بالنده هستن و دیگران هم آن را درست میکنن (ادامه میدهند)؛ بهرحال در این مواقع باید قبول کنید که فشار وارد می‌شود.⚠️ در این مملکت (ایران) و در خیلی از سازمان‌ها یک رودخانه به سمت انحطاط وجود دارد؛ به سازمان وارد می‌شوید و آن رودخانه را میبینید! حالا اگر قرار باشد که در آنجا (فرهنگ توجه به) کیفیت را برقرار کنید باید بر خلاف آن رودخانه شنا کنید! همه اولش میخورن به شما و میزنن و میرن به سمت همون انحطاط. بعدش یواش یواش وقتی شما (در جهت خلاف اون مسیر انحطاط) شنا میکنید، بقیه هم با شما همراه می‌شوند. اما بهرحال یک نفر باید شروع کنه که بقیه هم همراه شوند.✅ بنابراین محض رضای خدا، بی تفاوت نباشید و آدم های موثری باشید. ما خیلی اوقات، خیلی خوب انتقاد میکنیم. اما خیلی از ما، می‌توانیم یک تیکه ای را عوض کنیم. همان تیکه را عوض کنیم. الان مثلا ما در آزمایشگاه (اشاره به آزمایشگاه تحقیقاتی مهندسی متدولوژی) این فرهنگ را داریم. من در کلاس خودم، من یک روش دارم.و یک آرزویی هم دارم بر آرزوهای شما . ببینم شما چه میکنید!خیلی از بچه هایی که از این کلاس بیرون رفته‌اند و به صنعت وارد شده اند، خیلی از جاها را به جاهای نمونه تبدیل کرده اند؛ آن هم در همین وضعیت مملکت. این ها بچه های قدیمی شریف هستند و در زمانی، در همین کلاس من بوده اند.</description>
                <category>یحیی پورسلطانی</category>
                <author>یحیی پورسلطانی</author>
                <pubDate>Sat, 30 Aug 2025 01:19:44 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>